صفحه اصلی  »  2016 November
آذر
۱۰
۱۳۹۵
کار با پلیس برای مقابله با خشونت علیه زنان و دختران
آذر ۱۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Los Angeles, California--September 5, 2016. Homeless woman arrested by police officers and handcuffed.  Confrontations between transients and police on the rise as homeless population increases.
image_pdfimage_print

Photo: wade mcmillan/bigstockphoto.com

برگردان میترا پهلوان از زنان سازمان ملل

مداخلات باید با توجه به محتوی موضوع انجام گیرد تا نتایج بهتری حاصل شود. این مداخلات هرگز و تحت هیچ شرایطی نباید به قربانی صدمه‌ای وارد کند: عدم آسیب‌رسانی

  • تلاش‌های امنیتی باید قربانی-محور باشد
  • برنامه باید ساختاری سلسله‌مراتبی داشته باشد
  • پلیسی برای انواع خشونت علیه زنان باید مطمئن باشد که خشونت تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست
  • برنامه‌ها باید٬ ارتباطات باز٬ داشته باشند تا قربانیان و گروه‌های اجتماعی را توانمند سازد
  • تلاش‌ها باید هم به طور منفرد و هم به صورت مجموعه‌ای از برنامه‌ها در کنار هم ادامه داشته باشد

علاوه بر اصول راهنمای کلی که باید برای تمام برنامه‌ریزی‌های مرتبط به خشونت علیه زنان در نظر گرفته شود، اصول زیر را در کار با نیروهای پلیس باید در نظر داشت.

مداخلات باید با توجه به محتوی موضوع انجام گیرد تا نتایج بهتری حاصل شود. این مداخلات هرگز و تحت هیچ شرایطی نباید به قربانی صدمه‌ای وارد کند: عدم آسیب‌رسانی

دانستن در مورد عناصر کلیدی در رابطه با خشونت علیه زنان برای جلوگیری از وارد آمدن صدمه بیشتر به قربانیان و یا افزایش ریسک خشونت بسیار مهم است.

در اقدامات اولیه باید به پیش‌فرض‌هایی که در نظر گرفته می‌شود توجه شده و بر درک تجربه‌های خاص قربانیان  تمرکز شود. تمام پیامدهای احتمالی باید بررسی شوند.

برای مثال رفتار تبعیض‌آمیز پرسنل حمایتی و پلیس می‌تواند  زنان بسیاری را از مراجعه به پلیس بازدارد و یا آنها را به موقعیت خشونت آمیز بازگرداند. برنامه‌های حمایتی می‌توانند٬ برای فهم بهتر ریسک های موجود در اقداماتشان (هرگونه آسیب ناخواسته) مورد استفاده قرار گیرد. برای نمونه مشارکت دادن گروه‌های حمایتی زنان می‌تواند به پلیس کمک کند تا حساسیت بیشتری نسبت به تجربه‌های قربانیان داشته باشند و کارهای لازم برای محرمانه نگه داشتن اطلاعات قربانیان را تمرین کنند.  برای مثال گرفتن اظهارات از قربانی را به صورت خصوصی و بدون حضور دیگران انجام دهند. در تمام مراحل باید پیامدهای هر عملی مدنظر قرار گرفته شود. ( برای مثال فهمیدن مزایا و معایب دستگیری خشونت‌گر در مواردی که خشونت خانگی اتفاق افتاده است) .این موارد کمک می‌کند تا تمهیدات عملی اتخاذ شده، زنان و دختران را در معرض خشونت کمتری در آینده قرار دهد و امنیت آنها را در سطح وسیع تری تضمین کند.

تلاش‌های امنیتی باید قربانیمحور باشد

احترام و حفاظت از حقوق زنان و دختران باید در ر‌أس فعالیت‌های نیروهای امنیتی و پلیس قرار گیرد.

پرسنل باید به اصل محرمانه نگاه داشتن اطلاعات و تصمیمات زنان احترام بگذارد: برای مثال اگر زنی تصمیم گرفت که از خشونت‌گر یا همان متهم حادثه شکایت نکند و یا در دستگیری او مشارکت نداشته باشد. تمرکز بر روی قربانی  نیازمند این است که پرسنل و قوانین در مورد تهدیدات فوری و مداومی که زنان قربانی خشونت با آنها روبرو هستند، آگاه باشند.

در مواردی که زن با فرد خشونت‌گر در یک خانه زندگی می‌کند، تعیین مکانی امن که زن در آن احساس امنیت کند از اولین کمک‌هایی است که باید انجام گیرد و بعد از آن برنامه‌ریزی برای امنیت زن. در مواردی که خشونت و بهره‌کشی جنسی وجود دارد، جان زنان و دختران از طرف باندهای تبهکاری یا قاچاق در خطر است.  اگر زن شکایت کرده باشد ولی هیچ حمایت امنیتی را دریافت نکرده باشد، ممکن است او را به مکان دیگری منتقل کنند که این خطر بزرگی برای زن است. موارد دیگر خشونت نیز به اقدامات امنیتی مشابهی نیاز دارد، برای مثال دسترسی به خانه‌های امن و پناهگاه‌ها برای زنانی که ممکن است قربانی خشونت‌های ناموسی شوند.

برنامه باید ساختار سلسه‌مراتبی داشته باشد

تمرینات جدید و ایجاد مهارت زمان‌بر است. اقدامات عملیاتی گسترده (دوره‌های آموزشی، بهبود زیرساخت‌ها و ایجاد پروتکل‌ها)  لازم است که اجراشوند. ساختار سلسله‌مراتبی نیروهای پلیس می‌تواند برای تسریع تغییرات و ایجاد تعهد در میان پرسنل استفاده شود. ایجاد تغییرات سیستماتیک به منظور بهبود قوانین و اقدامات عملی برای تاثیر حداکثری نیز باید در دستور کار باشد.

پلیسی برای انواع خشونت علیه زنان باید مطمئن باشد که خشونت تحت هیچ عنوانی پذیرفتنی نیست

فعالان حوزه امنیتی از پلیس‌ها، سربازها که به صورت انفرادی یا گروهی در زمینه‌های آزار جنسی ، استثمار جنسی، قاچاق انسان و خشو نت‌خانگی فعالیت می‌کنند تشکیل می‌شود. این موارد نقض حقوق بشر به علت ساختارهای فرهنگی تبعیض‌آمیز در جامعه، طبیعی و قابل قبول تلقی می‌شوند. پرسنل در تمام سطوح باید در برابر هرگونه خشونتی که انجام داده‌اند مانند شهروندان دیگر پاسخگو باشند. اگر پلیس به درستی در برابر تمام انواع خشونت بایستد، تعداد بیشتری از زنان موارد خشونت را گزارش می‌کنند و ارتباط بین گروه‌های اجتماعی و پلیس بیشتر می‌شود که خود باعث افزایش اثرگذاری نهادهای امنیتی و اجرای قانون می‌شود.

برنامه‌ها باید٬ ارتباطات باز٬ داشته باشند تا قربانیان و گروه‌های اجتماعی را توانمند سازد

بی‌اعتمادی به پلیس و ارتباطات محدود که غالبا بین پرسنل کم اطلاع و سازمان‌های حمایت از زنان و یا قربانیان وجود دارد.  پلیس باید رابطه باز و گسترده‌ای با قربانیان و حامیان آن‌ها داشته باشد و نشان دهد که نسبت به مساله خشونت حساس است.  این کمک می‌کند تا دید منفی در جامعه را تغییر دهد و پرسنل مسایل و نیازمندی های مربوط به خشونت خانگی را بهتر بشناسند.

تلاش‌ها باید هم به طور منفرد و هم به صورت مجموعه‌ای از برنامه‌ها در کنار هم ادامه داشته باشد

برنامه های مستقل به صورت مستقیم با پلیس و نیروهای امنیتی مشارکت دارد و این باعث بهبود واکنش پلیس به موارد خشونت خانگی است و سرویس بهتر به قربانیان را به همراه دارد. درحالی که تغییرات قانونی و گسترده نیازمند برنامه ریزی وسیعی می‌باشد، مانند استراتژی امنیت ملی یا برنامه ریزی عملی برای آن. تمام تلاش‌ها باید هم به بهبود استراتژی کلی و هم به سرویس‌هایی که به زنان و دختران قربانی داده می‌شود، کمک کند.

آذر
۱۰
۱۳۹۵
آیا شما به همسرِ خود صدمه می‌زنید؟ چند سوال ساده برای فکر کردن
آذر ۱۰ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , ,
Photo: Vertolet/Bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: Vertolet/Bigstockphoto.com

برگردان مرسده محرابی از هات لاین

«زمانی‌که تصمیم بگیرید  به جای وسوسه و ولعِ کنترلِ مسائلی‌ که از قدرتِ شما خارج هستند کنترل خود را بر نقاط قوت خود متمرکز کنید، تغییری باورنکردنی در زندگی‌ شما رخ می‌دهد» – استیو مرابُلی

مادامی‌که ما ظرفیت تغییر را داریم، برای شروع تغییر باید از عمق وجود خواهان و متعهد به تمامِ جنبه‌های تغییر باشیم.

 

بسیاری از عواملِ مؤثرِ سببی پشتِ رفتارهای توهین‌آمیز، نگرش‌ها و احساسات حق و امتیازِ یاد گرفته شده هستند، که تغییرشان میتواند سخت باشد. اما تغییر امکان‌پذیر است. و درخواستِ کمک، اولین گامِ مهم است.

یک بخش از تغییر می‌تواند شاملِ یک شریک زندگی بدرفتار باشد که با میل و علاقه شخصی‌ در یک برنامه‌ که بر رفتار، انعکاس و پاسخگویی و مسولیت‌پذیری متمرکز است شرکت کند‪.

آیا شریک زندگی (پارتنر) خود را آزار می‌دهید؟

آیا تا به حال به این فکر کردید که ممکن است جوری رفتار می‌کنید که به صورت جسمی‌ یا روانی‌ به همسرتان صدمه می‌زنید؟

اغلبِ این رفتار‌ها به سختی قابل تشخیص هستند اگر شما عامل آنها هستید. اقرار به این که شما ممکن است به شریکتان صدمه بزنید اولین گام برای حرکت به سوی یک رابطه سالم‌تر است.

خودتان را برسی‌ کنید: در مقابل شریک زندگی (پارتنر)ِ خود چگونه رفتار می‌کنید؟

آیا شما…

* در موردِ روابطِ همسرتان با دیگران (دوستان، خانواده، همکاران) عصبانی‌ می‌شوید و احساس ناامنی‌‌ و مالکیت می‌کنید؟

* مرتب زنگ می‌زنید و اس‌ام‌اس می‌زنید تا همسر خود را چک کنید، یا از آنها می‌خواهید که  مرتب به شما خبر بدهند؟

* همسر خود را به روش‌های مختلف چک می‌کنید؟ ( مثل: ایمیلهایشان را بخوانید ، اس‌‌ام‌اس‌‌هایشان را چک کنید.)

* احساس می‌کنید که همسر شما باید برای بیرون رفتن، کار کردن، مدرسه رفتن، یا معاشرت با دیگران از شما اجازه بگیرد؟

* اگرهمسرتان به دلخواهِ شما رفتار نکند یا کاری که ازش می‌خواهید را انجام ندهد عصبانی‌ می‌شوید؟

* خشم و عصبانیتان را گردنِ مواد مخدر، الکل، یا رفتارِ همسرتان می‌اندازید؟

* کنترلِ عصبانیت و آرام شدن برایتان بسیار دشوار است؟

* خشمِ خود را با تهدید به صدمه زدن به همسرتان، و یا در واقع انجام آن (صدمه‌ی جسمی‌، کتک.. ) ابراز می‌کنید؟

* خشمِ خود را به صورتِ شفاهی‌ با بلند کردنِ صدایتان، فحش دادن، و یا تحقیر ابراز می‌کنید؟

* همسرتان را از پول خرج کردن منع می‌کنید، یا برایشان شرط می‌گذارید که اجازه خرج کردن را تنها در صورتِ نگه داشتنِ رسید دارند؟

* همسرِ خود را مجبور به نزدیکی‌ می‌کنید؟ یا سعی‌ می‌کنید مجبورشان کنید؟ ( خودتان را به ایشان تحمیل می‌کنید؟ )

* از حوادث کوچک یا «اشتباهاتی» که شریکتان مرتکب می‌شود خیلی عصبانی می‌شوید؟

شریکتان چگونه واکنش نشان می‌دهد؟

آیا او…

* وقتی‌ با شماست، عصبی به نظر می‌رسد؟

* به نظر می‌‌آید که از شما می‌ترسد؟

* وقتی‌ عصبانی هستید منقبض می‌شوند یا می‌خواهند از شما دوری کنند؟

* به خاطر انجامِ کاری که مجبورشان کردید، یا کاری که می‌خواستند انجام بدهد و شما نذاشتید، گریه می‌کند؟

* به نظر می‌‌آید که می‌ترسد، یا قادر به مخالفت با شما نیست یا جراتِ اظهارِ نظر ندارد؟

* معاشرت خود را با دوستان، همکاران یا خانواده  محدود می‌کند که از خشمِ احتمالی‌ شما جلوگیری کند؟

اگر هر یک از این رفتار‌ها به نظرتان آشناست و با رفتارِ شما یا واکنشِ پارتنرِ شما همخوانی دارد، می‌تواند پرچم قرمزی احتمالی‌ باشد که نشان از صدمه زدنِ شما به آنها دارد. ممکن است درکِ این مساله برای شما دشوار و دلسرد کننده باشد. با آگاهی‌ پیدا کردن و قبول کردن این امر که رفتارِ شما ممکن است سوال برانگیز باشد و قبولِ مسئولیتِ رفتارتان، شما یک قدم  تا آغاز به تصحیحِ رفتارتان جلوتر هستید‪.

آذر
۸
۱۳۹۵
پانزده سال حبس برای شکنجه‌گر اعظم
آذر ۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
156788_583
image_pdfimage_print

صبا امیدوار

برایش سی سال و شش ماه حبس بریدند. اما طبق قانون فقط باید ۱۵ سال و شش ماه حبس را تحمل کند.

او به گمان «رابطه زنش با مردی دیگر» ۲۱ روز او را درون یک صندوق فلزی گذاشت، در آن را بست، زیر آن آتش روشن ‌کرد، تا زنش خفه شود. اما نشد، اعظم زنده ماند.

اردیبهشت ماه امسال، عکس از صورت و تن شکنجه شده اعظم، زن مشهدی شبکه‌های اجتماعی را لرزاند. او و دو دختر۵ و ۷ ساله‌اش، ۲۱ روز را زیر شکنجه شوهر معتادش بدون آب و غذا سپری کردند.

حالا پس از ماه‌ها پیگیری، مرضیه محبی، وکیل اعظم می‌گوید: شوهر شکنجه‌گر اعظم به اتهام «آدم‌ربایی از طریق حبس و مخفی کردن» به ۱۵ سال حبس، به اتهام «شروع به قتل اعظم» به ۱۰ سال حبس، به‌ اتهام «ایراد ضرب و جرح با چاقو» به پنج سال حبس و به اتهام «کودک‌آزاری» به شش ماه حبس محکوم شده است.

یک حساب سر انگشتی می‌گوید مرد شکنجه‌گر به سی سال و شش ماه حبس محکوم شده است. اما قانون می گوید فقط باید ۱۵ سال و شش ماه حبس را تحمل کند.

حسین رئیسی، وکیل و یکی از مشاوران حقوقی مرکز اسناد حقوق بشر ایران با اشاره به ماده ۱۳۴ قانون جدید مجازات اسلامی، می‌گوید: اگرچه قاضی برای هر یک از جرایم مجازات مستقلی را صادر می‌کند، اما به دلیل تعدد جرم‌ها که از سه جرم بیشتر بوده است، در مرحله اجرای حکم، مجازاتی که از بقیه شدیدتر است اجرایی می‌شود.

او با تاکید بر این که این رای قطعی نیست می‌گوید: باید تا صدور رای قطعی منتظرماند، چرا که احتمال نظرخواهی و شکسته شدن رای وجود دارد.

به گفته این وکیل دادگستری، خشونت خانگی در ایران جرم‌انگاری نشده و در حقیقت صدور این احکام به دلیل خشونت خانگی نیست.

حسین رئیسی می‌گوید: هر شخص دیگری در هر مکانی این جرم ها از قبیل  آدم‌ربایی و مخفی کردن شخصی دیگر نه لزوما همسر، یا اقدام به قتل و ایراد ضرب و جرح با چاقورا مرتکب شود، شامل صدور این احکام می‌شود.

به گفته این وکیل دادگستری، نه تنها قوانین حاکم در ایران، مانع اعمال خشونت بر زنان نیست، بلکه از قربانی نیز حمایت نمی‌کند و مانع توسعه و تکرار خشونت خانگی نیز نمی شود.

مرضیه محبی وکیل اعظم زن آسیب‌دیده مشهدی، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا «قراردادن در صندوق فلزی و آتش روشن کردن زیر آن»، «جراحات چاقو»، «سوزاندن بدن»، «ایراد ضرب و جرح با مشت و لگد و آزار» را از جمله «شکنجه‌هایی» ذکر کرده که شوهر اعظم مرتکب شده است.

بر اساس گزارش‌ها، علاوه بر آثار سوختگی و ضرب و جرح بر بدن اعظم و شکستگی بینی‌ وپارگی رگ چشم گزارش شده که همسرش «مقعد او را با چاقو پاره کرده»، «فک و سه دندان» هانیه، دختر هفت ساله‌اش، را با ضربه شکسته و قصد «خفه کردن» کودکان خود را داشته است.

تنها اعظم نیست

ارزیابی‌های سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که از هر سه زن، یک نفر در طول زندگی خود، هدف خشونت‌های جنسی یا جسمی قرار می‌گیرد.

گر چه آمار مشخصی از زنان قربانی خشونت در ایران در دست نیست‌، اما بر مبنی همین بررسی‌های جسته گریخته، می توان آمارهای دردآوری را شنید.

چندی پیش محمدعلی اسفنانی٬ سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ایران، گفت: در ایران میزان مرگ در میان زنان به دلیل خشونت، برابر با میزان مرگ آن‌ها بدلیل ابتلا به سرطان است. آبان ماه امسال هم، مسعود قادی پاشا، مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران، اعلام کرد: در شش ماه اول سال ۹۵، ۹هزار و ۴۹۹ مورد همسرآزاری به این مرکز ارجاع شده ‌است. بر اساس این آمار، در تهران هر روز بیش  از ۵۲ پرونده همسرآزاری به پزشکی قانونی ارجاع می‌شود.

این آمار فقط خشونت‌های خانگی در تهران است، آن هم فقط مواردی که در نهایت به پزشکی قانونی رسیده است. زنان خشونت دیده در شهرستان‌ها و آن ها که از ترس دم نمی‌زنند به کنار.

حسین مهرآور جامعه شناس می‌گوید: بسیاری از زنان خشونت دیده برای احقاق حق به مراجع قضایی و قانونی مراجعه نمی‌کنند . وی در واکاوی این موضوع می‌گوید: خشونت خانگی علیه زنان  اغلب در محیط خانه رخ می‌دهد، از این رو بیرون آمدن و علنی شدن آن بسیار سخت است. به گفته او: در پروسه خشونت خانگی ترس زنان باعث گسترده شدن خشونت مردان در خانواده می‌شود. این روند تا جایی پیش می رود که خشونت به عنوان بخشی از روزمرگی قبول و عادی می‌شود.

حسین مهرآور می‌گوید: زنان با ترس خود، ندانسته و نخواسته به  شیوع و تداوم چرخه معیوب خشونت خانگی کمک می‌کنند. او می‌گوید: در کنار همه اینها ترس‌های اجتماعی و نبود زمینه‌های حمایتی در خانه و اجتماع نیز به این مهم دامن می‌زند.

این جامعه‌شناس با دسته بندی زنان تحت خشونت می‌گوید: بسیاری از زنان حتی نمی‌دانند که تحت خشونت خانگی هستند، چرا که تداوم خشونت خانگی و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر باعث شده که این روند برای آنها عادی و جزئی از زندگی زناشویی محسوب شود.

گروهی دیگر که تحت خشونت هستند از عریان کردن آنچه بر آن‌ها روا می شود هراس دارند‌، ترس باعث می شود که خشونت را بپذیرند در حالی که آگاه هستند رفتارهای خشونت آمیز را می شناسند.

او با اشاره به وضعیت زنانی که تابوی اعتراض را می شکنند و فریاد خود را به مراجع قضایی و دادگاه و کلانتری می برند می‌گوید: آنان در روند این پروسه به مشکلاتی بر می‌خورند؛ بعضی از ترس آینده اقتصادی خود و فرزندانشان و گروهی دیگر با میانجی‌گری خانواده و قاضی از ادامه شکایت منصرف می‌شوند و دوباره به قتلگاه بر می‌گردنند .

به گفته حسین مهرآور جامعه‌شناس زنانی هم که بی‌توجه و راسخ در شکایت و اعتراض می‌مانند در نهایت با نبود قانون مشخص برای خشونت خانگی و فقدان حمایتگران دولتی مواجه می‌شوند.

قانونی برای هیچ وقت

۶۶ درصد زنان ایرانی از ابتدای زندگی مشترک‌شان دست‌کم یک بار خشونت را تجربه کرده‌اند. این آمار براساس تحقیقی است که  سال ۱۳۸۳ دفتر امور اجتماعی وزارت کشور با مشارکت مرکز امور زنان ریاست‌ جمهوری و وزارت علوم در ۲۸ استان ایران انجام داده اند .

بزرگی اعداد به قدری بود که مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری در دولت دهم طرح تأمین امنیت زنان در برابر خشونت را مطرح کرد ولی در کمیسیون لوایح دولت متوقف ماند. آذر ماه سال گذشته دوباره شهیندخت مولاوردی٬ معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری از پیگیری مجدد این لایحه خبر داد.

قرار بود این لایحه شهریور ماه امسال برای بررسی به هیئت وزیران ارسال شود، اما در اواخر مهرماه شهیندخت مولاوردی، خبر داد ۳۰ گروه و تیم پژوهشی در این زمینه فعالیت می‌کنند تا لایحه‌ای جامع با تدابیر بازدارنده و پیشگیرنده، قانونی، حفاظتی و حمایتی ارائه شود.

او همچنین گفته بود که این اصلاحات در «۲۰ ماده قانون مدنی» نیز در دست پیگیری است.

ولی هنوز خبری از این قوانین نیست. از لایحه امنیت زنان چه خبر؟

آذر
۵
۱۳۹۵
کتک می خورند، چون «زن» هستند
آذر ۵ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Global domestic violence and abusing mother earth concept with a violent bruised black eye on a human face with a world map as a symbol of injury to the environment and international law for the protection of women and human rights.
image_pdfimage_print

photo: digitalista/bigstockphoto.com

صبا امیدوار

به رنگ، پوست و مویشان ربطی ندارد. حتی به تحصیل و جای که زندگی می‌کنند. نه زبانشان مهم است نه دین و مذهبشان. همه آنها یک وجه مشترک دارند: زن هستند.

کتک می‌خورند؛ چون زن هستند. جنس دوم محسوب می‌شوند چون زن هستند. به زور شوهر داده می شوند، چون زن هستند. به زور حامله می شوند، چون زن هستند. آمارشان از شمارش صفرهای میلیون گذشته است. هر ١٨ثانیه یکی از آنها در یک گوشه دنیا مورد حمله یا بدرفتاری قرار می‌گیرد.این آمار را بهداشت جهانی درباره خشونت علیه زنان در سطح جهان به اذهان عمومی سپرده است.

آنها کتک می خورند؛ نقص عضو می‌شوند و حتی می‌میرند ،در حالی که بسیاری از کشورها، کتک خوردن و آزار اذیت آنها را جرم نمی داند. بسیاری از کشورها زنان را جزو اموال مرد می‌دانند و کشورهای زیادی هستند که به نام دین زنان را از داشتن اولین حقوق بشر، یعنی آزادی محروم می کنند.

وبسایت insidermonkey.com در یک گزارش به یازده کشور دنیا پرداخته که زنان در آن امنیت ندارند و تحت بیشترین میزان خشونت (خانگی) قرار دارند.

رده‌بندی کشورهایی که خشونت خانگی علیه زنان در آنها ریشه تاریخی ، دینی و فرهنگی دارد.

یازده، روسیه:

کشوری بسیار بزرگ با جمعیت پراکنده. نرخ خشونت خانگی علیه زنان در این کشور بسیار بالاست. ریشه پدیده خشونت خانگی در تاریخ این کشور نهفته است.

ده، عراق:

در این کشور هم، تقریبا مانند هر کشور مسلمان دیگر، به معنای واقعی کلمه هیچ قانون و یا قوانین فرهنگی برای حفاظت از زنان و کودکان وجود ندارد؛ ریشه خشونت در این کشورهم همچون کشورهای مسلمان دیگر در دین و قوانین دینی است که به زن همچون  یک شی نگاه می‌شود.

نه، پاکستان:

این کشور هم درست مثل عراق است، اگر یک فرد ثروتمند نباشید از سوی دیگران تحت ستم قرار می گیرید. در پاکستان صدای زنان شنیده نمی‌شود و در تصمیم گیری‌های مهم زندگی خود؛ هیچ نقشی ندارند و منفعل هستند.

هشت، هند:

اجازه ندهید که هند با داستان‌های عاشقانه و پر زرق و برقش و با فیلم‌های پر از رقص و آهنگ شما را احمق فرض کند.

هند زیر آتش غفلت و بی‌توجهی غیرانسانی نسبت به  حقوق زنان است. خشونت خانگی در این کشور بسیار بالاست و یکی از علت‌های اصلی آن ازدواج‌های سنتی و اجباری است که باعث شده خشونت خانگی رواج بیشتری داشته باشد.

هفت، سومالی:

این کشور هم همچون بسیاری از کشورهای آفریقایی زنان و کودکان را تحت آموزه های اسلامی  به چشم یک کالا نگاه می کنند .

شش، مالی:

کشوری بی‌اعتنا به حاملگی‌های اجباری، ختنه و ازدواج زودهنگام.

خشونت علیه زنان در این کشور بسیار بالاست و آنها از کمترین حقوق شهروندی هم برخوردار نیستند.

از هر ده زن ، یکی در کشور مالی از ازدواج  اجباری و حاملگی ناخواسته  می‌میرد.

پنج، گواتمالا:

کشوری که  از نظر نابرابری حقوق زن و مرد دارای مشکلات جدی است، این کشور نه تنها در رتبه پنجم خشونت خانگی در جهان است بلکه از نظر شیوع ایدز نیز رتبه بالایی دارد.

چهار، سودان:

مردم سودان از نرخ بالای جرم و جنایت، از جمله آدم ربایی، تجاوز به عنف و سرقت رنج می برند. ازدواج اجباری و خشونت خانگی علیه زنان نیز عواملی است که در چند دهه گذشته باعث مرگ و میر زنان شده و یکی ازمشکلات جدی سودان است .

سه، کنگو:

شرایط زنان در این کشور بسیار شبیه به زنان سودان است .

آنها هم سال های طولانی است ، از نداشتن حقوق اساسی و اولیه بشر رنج می برند. زنان در کنگو بدون اجازه شوهر اجازه ثبت هیچ سندی را ندارند .

دو، افغانستان:

افغان ها  رتبه دوم خشونت خانگی را در دنیا به خود اختصاص داده‌اند، زنان افغان به طور متوسط زندگی کوتاه تری نسبت به مردان دارند و خشونت علیه آنها بسیار بالاست.

یک، چاد:

بالا بوده آمار آدم ربایی ، تجاوز و قطع آلت تناسلی ،چاد را صدر نشین لیست کشورهای خشونت‌گر علیه زنان در جهان کرده داده است.

زنان و کودکان در این کشور حق تصمیم گیری برای زندگی خود را ندارند. حدود ۷۵ درصد از مردم چاد مسلمان هستند و مابقی افراد به دین مسیح اعتقاد دارند. نسبت جنسی مردان در کل جمعیت این کشور ۰/۹۴ است.

گر چه نام ایران در بین این لیست کوتاه نیست ولی در ایران نیز، زنان  از بسیاری از حقوق اولیه انسانی محرومند .خشونت خانگی در ایران جرم‌انگاری نشده و بنا به موازین دین و قرآن ، مرد مالک زن محسوب می شود.آماری از مقیاس بزرگی خشونت خانگی در دست نیست .اما آمارهای پراکنده از مجلس و مقامات دولتی نشان می دهد که بین زنان  ۱۵ تا ۴۴ سال ایرانی ، میزان مرگ ناشی از خشونت خانگی با میزان مرگ ناشی از سرطان برابر است.

 بر اساس آمار رسمی ۱۹٫۹ درصد از خشونت‌های خانگی در تهران را خشونت‌های جسمی و ۵۲٫۴ درصد از آن را خشونت‌های روانی تشکیل می‌دهد.

بسیاری ازآنها به پلیس مراجعه نمی کنند و گاهی اصلاً این تصور را ندارد که این رفتار درستی نیست و نباید آن را تحمل کرد.

آنها حق طلاق ندارند، بهای خون  آنها نصف دیه مرد است. بدون اجازه همسر نمی توانند کار کنند، سفر بروند حتی نمی توانند از خانه خارج شوند و اینها تنها انگشت شمار از حقوقی است که زنان در ایران ندارند.

درباره تاریخچه روز ۲۵ نوامبر بیشتر بخوانید:‌ از پروانه‌های فراموش‌نشدنی تا کمپینی جهانی در مقابله با خشونت علیه زنان

آذر
۵
۱۳۹۵
کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان
آذر ۵ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
orangetheworldbannercollage2016_960x450
image_pdfimage_print

Photos (L-R):UN Women/Stephanie Raison, UNDP/Tiago Zenero, UN Women/Ellie van Baaren, UN Albania/Olsi Beci, UN Women/Niels den Hollander

باران خسروی

یک سوم زنان در سراسر جهان در طول عمر خود خشونت را تجربه می‌کنند واین خشونت اغلب از طرف سمت کسی است که می‌شناسند، دوست دارند یا اعتماد دارند. براساس آمار، زنانی که در سال ۲۰۱۲ مورد قتل قرار گرفته‌اند تقریبا نیمی از آن ها توسط همسر یا اعضای خانواده‌شان کشته شده‌اند. ۶۰۳ میلیون زن در کشورهایی زندگی می‌کنند که در آنها خشونت خانگی علیه زنان، جرم محسوب نمی‌شود وطبق اطلاعات بانک جهانی، زنان ۱۵ تا ۴۴ ساله بیشتر در معرض خطر تجاوز و خشونت خانگی قرار دارند تا ابتلا به سرطان، حوادث رانندگی، جنگ و مالاریا.

خشونت علیه زنان و دختران نقص حقوق بشر است، باعث نابودی زندگی‌های بسیاری همراه با درد و رنج فراروانی شده است وجدا از رنج فردی هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی کلانی برای جامعه در بردارد. سال‌ها است فعالان حقوق زنان و فعالان حقوق بشراز راه‌های مختلف برای کاهش خشونت علیه زنان استفاده می‌کنند آن‌ها در تلاش‌اند که توجه عمومی را نسبت به این بحران بزرگ بشری جلب کنند و در عین حال همیشه در تلاش بوده‌اند که قوانین ضد زنی که باعث تقویت خشونت می‌شود را تبدیل به قوانین حمایتی از زنان خشونت دیده کنند. یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که به آن‌ها در این راه کمک کرده است ترویج گری از طریق کمپین سازی است.

کمپین چیست؟

واژه کمپین یا کارزار اشاره به یک تلاش منظم برای آوردن فشار عمومی روی افراد و سازمان‌های تأثیرگذار در جهت تغییر است. کمپین‌ها می‌توانند تبلیغاتی، سیاسی و یا اجتماعی باشند.

دسته‌بندی کمپین‌های خشونت علیه زنان:

دو نوع کمپین گسترده برای تغییر خشونت علیه زنان وجود دارد:

  • کمپین‌هایی که هدف خودشان را بر روی تغییر سیاست‌ها و قوانین جاری که باعث تبعیض عیله زنان هستند و خشونت علیه زنان هستند قرار می‌دهند.
  • کمپین‌هایی که هدف خودشان را تغییر رفتار و فرهنگ عمومی دارند. این نوع کمپین‌ها در تلاش هستند که رفتارها یا عادت‌های غلطی را که باعث افزایش خشونت علیه زنان می‌شوند را مورد هدف تغییر قرار دهند.

آگاه‌سازی عنصر خیلی مهم در هر دو نوع کمپین است که در جهت افزایش توجه عمومی و تغییر رفتار عمومی به کاربرده می‌شود.

گروه هدف :

  • یک کمپین می‌تواند بزرگ و یا کوچک باشد، می‌تواند جهانی، منطقه‌ای، کشوری و یا محلی باشد.
  • می‌تواند گروه خاصی را مورد هدف قرار دهد، به عنوان مثال : قانون گذاران، دست اندرکاران بهداشت، معلمان، مردان، زنان، جوانان و …
  • می‌تواند تمرکزش روی شکل خاصی از خشونت باشد یا خشونت علیه زنان را به صورت کلی مورد هدف قرار دهد. به عنوان مثال می‌تواند تنها روی مسئله خشونت در محل کار، آزار خیابانی، ختنه زنان، اسید پاشی یا هر شکل دیگری از خشونت علیه زنان و دختران تمرکز کند و یا به صورت کلی همه اشکال خشونت را مورد هدف قرار دهد.

مدت زمان: 

مدت زمان هر کمپین بسته به ضروری بودن مسئله می‌تواند متفاوت باشد، می‌تواند چند روز، هفته و یا ماه باشد و اگر به دنبال تغییر اجتماعی یا سیاسی در طولانی مدت باشد ممکن است سال‌ها طول بکشد.

موضوع:

  • موضوع هر کمپین بسته به هر جامعه‌ای که کمپین در آن رخ می‌دهد متفاوت است، البته از آنجا که بعضی از موارد در همه جوامع رخ می‌دهد در نتیجه موضوع یکی است و تنها شکل اجرا آن می‌تواند متفاوت باشد مثل مسئله خشونت خانگی.
  • موضوعات کمپین‌های محلی وابسته به موقعیت محلی، منابع و حمایت‌های موجود و مهارت‌های افرادی که کمپین را راه اندازی می‌کنند تعیین می‌شود. بسیاری از کمپین‌هایی که روی تغییر رفتار کار می‌کنند موضوعشان و هدفشان در جهت توانمندسازی خشونت دیده است.

چرا به کمپین‌ها در محو خشونت علیه زنان نیاز است؟

در چند دهه گذشته کمپین‌ها در دهه‌های گذشته نقش خیلی مهمی و قابل توجهی در آگاه سازی خشونت علیه زنان به عنوان شکلی از نقص حقوق بشر داشته‌اند و این که چه تأثیری به صورت کلی بر روی جامعه می‌گذارند. با وجود همه این‌ها خشونت علیه زنان همچنان در همه نقاط جهان رخ می‌دهد و هر روز شکل‌های جدیدی از خشونت هم اضافه می‌شود.

آنها مفید هستند به این دلیل که می‌توانند:

  • یک مسئله را از حوزه خصوصی به حوزه عمومی بکشانند و تبدیل به مسئله و مشکل همگانی کنند.
  • چالش کشیدن و تغییر نگرش و نفوذ در سطح گسترده
  • اطلاع رسانی در ابعاد گسترده
  • آموزش قربانیان در خصوص حقوقشان و این که چه طور می‌توانند به حقوقشان برسند
  • همگانی بین افراد و سازمان‌هایی که هدفشان کمک به قربانیان است
  • کنار هم قراردادن افراد با پس زمینه‌های متفاوت تا از یکدیگر وتجربه های یکدیگر یاد بگیرند؛ همچین باعث شبکه سازی و احتمال جنبش سازی هم هستند
  • توانمند سازی افرادی که درگیر کمپین هستند و توسعه مهارت‌های رهبری آن‌ها

نمونه‌هایی از کمپین‌های موفق در راستای رفع خشونت علیه زنان:

نمونه‌ای از کمپینی کوتاه:

قدرت خودت را بشناس: این کمپین درسال ۲۰۱۰ در دانشگاه نیوهمشایر به مدت دو ماه به اجرا درآمد. گروه هدف دانشجویان دانشگاه بودند. تمرکز این کمپین روی نقش دانجشویان به عنوان ناظران و این که چه طور می‌توانند  آزار جنسی که در دانشگاه رخ می‌دهد جلوگیری کنند. این کمپین از طریق کانال‌های ارتباطی بازاریابی اجتماعی

نمونه‌ای از کمپینی طولانی:

رهایی از ترس: در سال ۱۹۹۸ یک گروه دولتی در استرالیا  کمپینی را به مدت ۱۰ سال با همکاری مرکز عدالت کیفری راه انداخت، تمرکز کمپین روی مردان خشونت‌گر و استراتژی‌هایی برای تشویق آن‌ها برای گرفتن درمان بود، این کمپین از آن‌ها می‌خواست که با خط درمانی کمک به مردان خشونت گر تماس بگیرند، و توانست در ۲۱ ماه شروع کمپین ۶۰۰۰ تماس دریافت شد.

بین المللی: کمپین اتحاد جهانی توسط بان کی مون دبیرکل سازمان ملل در سال ۲۰۰۸ راه اندازی شده است او از دولت جامعه مدنی سازمان‌ها رسانه‌ها بخش خصوصی که در یک اقدام جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان درگیر شوند.  هرسال از ۲۵ نوامبر همزمان با روز جهانی خشونت علیه زنان تا ۱۰ دسامبر به مدت ۱۶ روز از گروه‌های مختلف در سراسر دنیا دعوت می‌شود که به این کمپین جهانی بپیوند این کمپین سعی می‌کند هر سال یک موضوع را در راستای پایان دادن خشونت در نظر بگیرد. امسال این کمپین هدفش را جمع‌آوری و کمک مالی قرار داده است. این کمپین رنگ نارنجی را به عنوان نماد و رنگی به عنوان همبستگی در این راه انتخاب کرده است.

منطقه‌ای: کمپین پایان دادن به ختنه زنان توسط امنیستی ایرلند در سال  ۲۰۱۰ راه اندازی شده است باهدف حفاظت دختران و زنان اروپایی از ختنه راه اندازی شد. براساس آمارها تخمین زده شده است که ۵۰۰ هزار دختر در اتحادیه اروپا ختنه شده‌اند. هدف این کمپین سازمان‌ها برای جلوگیری از ختنه و درمان قربانیان است.

ملی: کمپین تحمل صفر در سال ۱۹۹۲ اسکاتلندی عضو شورای شهر ادینبورک را اندازه شده در راستای هدف آموزش مردم برای جلوگیری خشونت علیه زنان

محلی:  ان‌جی‌اوی اوگاندایی «صدایت را بلند کن» باهدف راه اندازی کمپین‌های محلی کوچک در راستای بسیج مردان و زنان محلی برای تغییر نگرش در  جامع محلی  از سال ۱۹۹۹ در تلاش است.

درباره کمپین‌های بیشتری بدانید: این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

منبع ۴

منبع ۵

آذر
۴
۱۳۹۵
از پروانه‌های فراموش‌نشدنی تا کمپینی جهانی در مقابله با خشونت علیه زنان
آذر ۴ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , ,
illustration of a Background For International day for the elimination of violence against women.
image_pdfimage_print

 Photo: suns design/bigstockphoto.com

آیدا قجر

۲۵ نوامبر هر سال، فرصتی است برای پررنگ کردن چندین باره گستردگی و عمق خشونت علیه زنان. خشونت‌هایی که گاه پنهان است و گاه آشکار، اگرچه کبودی هر کدام از این نوع خشونت‌ها، قرن‌هاست که بر پیکر و ورح زنان خودنمایی می‌کند. ۲۵ نوامبر و کارزار ۱۶ روزه پس از آن، اما صرفا یک نام‌گذاری نیست، بلکه تاریخی سراسر خشونت و تبعیض به دنبال خود دارد.

بخشی از قرن بیستم رافایل تروخیو که دوران حکومتش بر جمهوری دومینیکن خشونت‌بارترین حکومت این کشور به حساب می‌آید، زمامدار امور این جمهوری بود. او از سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۸ و ۱۹۴۲ تا ۱۹۵۲ رییس‌جمهور دومینیکن بود و پس از آن تا سال ۱۹۶۱ حکومت‌داری می‌کرد. یکی از هراس‌های تروخیو برای ادامه حکومت‌اش خواهران میرابل به نام‌های پاتریا، مینروا و ماریا ترزا بودند که در ایالت سی‌باس دومینیکن علیه دیکتاتوری تروخیو فعالیت سیاسی می‌کردند.

این سه خواهر طی سال‌ها فعالیت سیاسی بارها تحت پیگرد قرار گرفتند، زندانی و شکنجه شدند اما هیچ‌گاه دست از مقاومت نکشیدند. پاتریا در ژانویه ۱۹۶۰ رهبری جلسه‌ای را برعهده داشت که به تاسیس «نهضت مقاومت سری» منجر شد. در اوایل نوامبر همان سال تروخیو اعلام کرد که در اداره مملکت دو مشکل اساسی دارد: کلیساها و خواهران میرابل. در پی همین اعلام بود که حکم قتل این سه خواهر به امضای تروخیو رسید.

پروانه‌های فراموش‌نشدنی

۲۵ نوامبر همان سال وقتی خواهران میرابل برای ملاقات همسران زندانی‌شان راهی شده بودند، در «حادثه رانندگی» جان خود را از دست دادند. از میان برداشته شدن این سه خواهر اما کمکی به حکومت‌داری تروخیو نکرد. بلکه خشم و نهضتی عمومی علیه او پدیدار کرد تا کم‌تر از یک سال پس از این قتل، سقوط کند. تروخیو در ۳۰ ماه می ۱۹۶۱ ترور شد.

خواهران میرابل، مقاومت آن‌ها و خشونت‌هایی که در طول زندگی و فعالیت‌های سیاسی‌شان متحمل شده بودند، آن‌ها را به «پروانه‌های فراموش‌نشدنی» مشهور کرد که سمبل مقاومت ملی زنان دومینیکن بودند. خانه آن‌ها به موزه تبدیل شد و زندگی‌شان الهام‌بخش شعرها، فیلم‌ها، دست‌نوشته‌ها و رمان‌های بسیاری شد. تا آن‌که «جولیا آموا زر» در کتاب «در زمان پروانه‌ها» به سرنوشت این سه خواهر پرداخت و شهرت آن‌ها را جهانی کرد.

در سال ۱۹۸۱ یعنی ۲۱ سال پس از کشته شدن خواهران میرابل، طی اولین گردهمایی زنان آمریکای لاتین و کاراییب، مدافعان حقوق زنان پیشنهاد کردند که روز کشته شدن این سه خواهر روزی جهانی برای مبارزه با خشونت علیه زنان باشد؛ هم ادای احترامی به تلاش‌های آن‌ها و هم سوق دادن افکار عمومی به سمت و سوی نهی خشونت علیه زنان.

در اکتبر سال ۱۹۹۹ بود که سازمان ملل در هشتاد و سومین جلسه عمومی دوره ۵۴ خود و براساس گزارش کمیته سوم اجرایی و با توافق نمایندگان ۷۹ کشور عضو این سازمان، ۲۵ نوامبر را به عنوان روزی جهانی منع خشونت علیه زنان به رسمیت شناخت. در پی همین نام‌گذاری بود که یک سال بعد، در سال ۲۰۰۰ شورای امنیت ملی سازمان ملل قطع‌نامه ۱۳۲۵ را با عنوان «زنان، صلح و امنیت» تصویب کرد.

در این قطع‌نامه بر لزوم تامین مشارکت زنان در حیات سیاسی و اجتماعی و همچنین منع هرگونه خشونت علیه آن‌ها تاکید شده است.

یک تعریف، یک مفهوم

مجمع عمومی سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را «هرگونه عمل خشونت‌آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف می‌کند که شامل «تهدید به این‌ کارها، اعمال اجبار یا سلب مستبدانه آزادی چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی» می‌شود. از سوی دیگر در تعریف خشونت آمده: هرگونه ایجاد محدودیت. بنا به این تعریف هرگونه تبعیضی می‌تواند خشونت توصیف شود.

پیش از آن‌که سازمان ملل این روز را به رسمیت بشناسد، در سال ۱۹۹۱ مرکز هدایت جهانی زنان با مشارکت اولین موسسه جهانی «زنان برای زنان، خشونت و حقوق بشر» و توسط نمایندگان ۲۰ کشور عضو این نهاد بین‌المللی اعلام کرد که مشغول تدارک اجرای کارزاری جهانی و ۱۶ روزه برای مقابله با خشونت علیه زنان است. حال هر ساله در این ۱۶ روز مدافعان حقوق زنان صدای عدالت‌ و برابری‌خواهی خود را شبانه روز بلند می‌کنند.

۱۶ روز نارنجی

در این ۱۶ روز که از ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر را شامل می‌شود، چندین رویداد مهم جهانی وجود دارد: ۲۵ نوامبر، ۲۹ نوامبر که روز جهانی زنان مدفاع حقوق بشر است. ۱ دسامبر یعنی روز جهانی ایدز، ۶ دسامبر که سالگرد کشتار مونتریال در سال ۱۹۸۹ است. در آن روز ۱۴ دانشجوی زن رشته مهندسی به جرم فمینیست بودن در صحن دانشگاه به قتل رسیدند. و همچنین ۱۰ دسامبر که روز پایانی این کارزار و روز جهانی حقوق بشر شناخته می‌شود.

نه در این ۱۶ روز و نه در روزهایی که برای زنان نام‌گذاری شده‌اند نمی‌توان خشونت‌ها علیه زنان را دسته‌بندی کرد. گستردگی و عمق آن‌ از اتاق‌های خواب‌شان شروع می‌شود و در هر محیط خصوصی و عمومی تن و روح‌شان را در برمی‌گیرد. اما در تعاریف سازمان ملل با توجه به معضلات عمده زنان به چند مورد حیاتی اشاره شده است.

خشونت جنسی، خشونت جنسی غیرتماسی، خشونت کلامی، تجاوز، خشونت اقتصادی، تن‌فروشی اجباری، بارداری اجباری، ختنه دختران، خرید و فروش زنان، خشونت طبقاتی، خشونت‌های ناشی از جنگ، خشونت در زندان، تجاوزهای سیستماتیک، خشونت نگاهی و رفتاری، خشونت سیاسی تنها بخشی از انواع خشونت‌هاست که زنان در زندگی روزمره با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

در این میان پس از فاش شدن تجاوزهای بسیاری که در جنگ‌های مختلف بر سر زنان آوار شد، سازمان ملل این نوع از خشونت را مصداق «جنایت علیه بشریت» اعلام کرد. طبق اسناد موجود در ۱۷ سال گذشته تنها در جمهوری کنگو نزدیک به ۲۰۰ هزار زن مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. اسناد بردگی جنسی زنان در جنگ جهانی دوم چند دهه است که افشا شده. اما در قرن بیست و یکم و در مناطق جنگی همچنان شاهد هستیم که بدن زنان به میدان نبردی مردانه تبدیل شده است.

حال با افزایش بنیادگرایی خصوصا در منطقه خاورمیانه و قلب آسیا، خبرهای بسیاری از خرید و فروش زنان، بارداری‌های ناخواسته و تجاوزهای جنسی منتشر می‌شود. در همین حال با قدرت گرفتن پوپولیسم در جهان و روی کار آمدن رهبران نژادپرست و زن‌ستیز گمان می‌رود دنیای تلخ‌تر و سخت‌تری پیش روی زنان است. نگرانی‌ها بابت از بین رفتن دستاوردهای یک قرن اخیر آن‌ها همواره میان کنش‌گران و حتی مردم عادی به گوش می‌رسد.

از همین رو مدافعان حقوق زنان بر آن هستند که کارزار ۱۶ روزه امسال را که از ۲۵ نوامبر آغاز می‌شد با جدیت دنبال کرده و اجازه ندهند کلیشه‌های جنسیتی چند باره و با قدرت بیشتری شکل بگیرد. از سوی دیگر هر روز و هر شب بر تعداد زنانی که در سراسر جهان از سوی همسران، خانواده، جامعه، حکومت و بنیادگرایان مورد خشونت قرار می‌گیرند، رو به افزایش است.

اگرچه آمار مشخصی از میزان خشونت علیه زنان وجود ندارد، اما در همین فاصله‌ای که تاریخچه روز جهانی منع خشونت علیه زنان را مرور کردیم، بسیاری از زنان در چهار گوشه جهان یا مورد خشونت فیزیکی، کلامی و رفتاری قرار گرفتند، یا تجاوز، یا تبعیض‌های سیستماتیک اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در قبال‌شان ادامه پیدا کرد.

کمپین‌های موفق این حوزه را بشناسید: این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان

آذر
۴
۱۳۹۵
بومی اما جهانی: مبارزه با خشونت علیه زنان
آذر ۴ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Red shoes women of various models are based on a white floor and are joined by a red ribbon which is the common thread that unites them: violence against women symbolized by red shoes.
image_pdfimage_print

Photo: Polifoto/bigstockphoto.com

نعیمه دوستدار

خشونت علیه زنان محدود به خشنت فیزیکی و جسمی نیست هرچند این نوع حشونت مشهورترین نوع خشونت علیه زنان است. زنان سراسر دنیا بسته به شرایط فرهنگی خود، با اشکالی متنوعی از خشونت روبه رو هستند که نقطه اشتراک‌شان این است که این خشونت به دلیل جنسیت‌شان به آنها روا داشته می‌شود. برای فعالان حقوق زنان کارزار برای مقابله با خشونت محدود به مشارکت خود زنان نمی‌شود و پیش و بیش از آن، بسیاری از آنها می‌کوشند مردان را هم در این مبارزه همراه کنند.

در قسمت قبل، ۸ کمپین از کمپین‌های موفق در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان را معرفی کردیم. در این قسمت هم با ۸ کمپین دیگر آشنا می‌شوید: کمپین‌هایی متعلق به نقاط مختلف دنیا که هر کدام با روش‌های بومی و خاص خود تلاش کرده‌اند جلوه‌ای از خشونت علیه زنان را هدف بگیرند و با آن مبارزه کنند.

کمپین‌های یک تا هشت را بخوانید.

کمپین شماره ۹: آزار جنسی زنان را در سیستم حمل و نقل عمومی پایان دهید

محل اجرا: سری لانکا

سازمان «اتحاد سری لانکا» کمپینی برای مقابله با آزار جنسی زنان در وسایل حمل و نقل عمومی طراحی کرد. صدها مرد در این زمینه آموزش داده شدند و سپس به داخل اتوبوس‌ها رفتند تا با مردم درباره آزار جنسی در وسایل نقلیه عمومی صحبت کنند. آنها از زنان به خاطر آزارهایی که دیده بودند عذرخواهی کردند و به آنها درباره امکانات قانونی پیگیری آزار جنسی در محیط‌های عمومی اطلاعات دادند. آنها مردان را هم برای پذیرش مسوولیت خود در این زمینه به چالش کشیدند. در عرض یک هفته، این مردان سوار بیش از هزار اتوبوس شدند و در شهرکلمبو با بیش از ۳۰ هزار نفر گفت و گوکردند. به گفته طراحان این کمپین، برخورد مردم با این کمپین بسیار مثبت بود و خیلی‌ها خواهان این بودند که اطلاعات بیشتری در این زمینه بگیرند.

کمپین شماره ۱۰؛ هشدار به پلیس درباره دختران داخل فاحشه خانه‌ها از طریق عکس‌های سری

محل اجرا کامبوج

«سومالی مام»، وقتی بچه بود وادار به تن فروشی شد اما بعد گریخت و حالا سال‌هاست برای نجات دختران جوان از چنگ قاچاقچیان انسان کار می‌کند. تلاش او در این زمینه باعث شد که صاحبان فاحشه‌خانه‌ها دختر او را بدزدند و به او تجاوز کنند و خود او را تهدید به مرگ کنند. با این حال او همچنان به کارش ادامه می‌دهد. او از شیوه‌های مختلفی برای کارش استفاده می‌کند؛ مثلا به داخل این مکان‌ها می‌رود و محفیانه از این دختران عکس می‌گیرد و سپس این مدارک را در اختیار مقامات پلیس قرار می‌دهد تا اقداماتی برای نجات این دختران انجام دهند.

این فعالیت‌های او نتایج مختلفی به بار آورده اما به نوشته نیکولاس کریستوف، درنیویورک تامیز، مبارزه با خشونت علیه زنان در نقاط مختلف دنیا به شیوه‌های محتلفی انجام می‌شود و این هم یکی از آن شیوه‌هاست.

کمپین شماره ۱۱: اجاق‌های نو، خطر تجاوز را کم می‌کند

محل اجرا:‌ سودان

زنان در کمپ پناهندگان زم زم در دارفور، هر بار که کمپ را برای جمع‌آوری چوب برای آشپزی ترک می‌کنند، در خطر تجاوز نیروهای نظامی سودانی قرار دارند. اگر نخواهند از کمپ خارج شوند، باید برای تهیه چوب پول بدهند: پولی که برای آنها خیلی زیاد است.

 آشوک گادگیل، وقتی از این مساله خبردار شد، با تعدادی از زنان دارفور و مهندسان محلی صحبت کرد تا نوعی اجاق ارزان قیمت بسازند که چوب کمتری بسوزاند. در واقع این اجاق‌ها یک چهارم آتش باز چوب لازم دارند و این باعث صرفه‌جویی در پول زنان می‌شود.

 نتیجه نهایی این بود که ۸۰ درصد زنان این کمپ‌ها حالا می‌توانند چوب مورد نیازشان را بخرند و لازم نیست کمپ را برای پیدا کردن چوب ترک کنند.

کمپین شماره ۱۲:  جمعه سیاه  برای محکوم کردن خشونت علیه زنان

محل اجرا: جامائیکا

داستان تجاوز وحشیانه به چهار زن و یک دختر در خانه در جامائیکا، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده بود. به همین دلیل، ۱۵ سازمان این کشور دور هم جمع شدند تا اعتراضی را سازماندهی کنند. آنها مردم را تشویق کردند که برای شرکت در یک برنامه اعتراضی لباس سیاه به تن کنند. آنها از مردم خواستند در مکان‌های مختلف با لباس سیاه بایستند و همراهی خود را با کمپین مقابله با خشونت علیه زنان نشان دهند. این اعتراض با همراهی نخست وزیر این کشور، پورتیا سیمیسون  میلر همراه شد و او هم بیاینه‌ای در این زمینه صادر کرد.

کمپین شماره ۱۳: کفش‌های قرمز در اعتراض به خشونت علیه زنان

محل اجرا: مکزیک

در این کارزار، یک هنرمند دیگر حوزه هنرهای تجسمی، از نشانه‌ قرمز برای توجه دادن به موضوع خشونت علیه زنان استفاده کرد. الینا چاوت، کفش‌های قرمزی را خارج از کنسولگری مکزیک در ال پاسی تگزاس چید تا اعتراض خود را به خشونت علیه زنان در شهرهای مختلف مکزیک نشان دهد. عکس‌هایی که از این کمپین تهیه شده، بسیار مشهور است.

کمپین شماره ۱۴: هنرهای رزمی برای کمک به دختران برای مقاومت دربرابر خشونت جنسی

محل اجرا: لبنان

در جریان این کمپین، «سازمان مقاومت زنان علیه خشونت» در لبنان، برنامه‌ای طراحی کرد تا به دختران ورزش رزمی آیکیدو آموزش بدهد.

 آیکیدو یک ورزش رزمی ژاپنی است که به مردم یاد می‌دهد که زور و خشونت فرد مهاجم را هدایت کنند و تاکیدش این است که مقابله، به قدرت فیزیکی متکی نیست. آموزش آیکیدو بخشی از برنامه‌ای یک ساله بود به نام «با همدیگر تغییر ایجاد می‌کنیم» که در جریان آن، به بیش از ۲۵۰۰ دختر و پسر دانش آموز درباره آزار جنسی و چگونگی دفاع از خود در برابر آن آموزش داده شد.

 دندا یاسر، طراح این برنامه اشاره کرده که عناصر موجود در ‌آیکیدو، به دختران کمک می‌کند که با این باور سنتی که دختران ضعیف تر از پسران هستند مقابله کنند و به جای حمله متقابل، فرد مهاجم را در کنترل بگیرند.

کمپین شماره ۱۵:  مشارکت مردان و زنان برای مبارزه با خشونت خانگی و ازدواج زیر سن قانونی

محل اجرا: پاکستان

قمر نسیم، فعالیت‌های اکتیویستی خود را با راه‌انداری سازمان «رگ‌ آبی» که هدفش بالابردن آگاهی  درباره سرطان پستان بود، آغاز کرد اما در مناطق سنتی تر کشورش پاکستان، سخن گفتن از این بیماری واکنش‌هایی ایجاد می‌کرد.

 قمر می‌گوید که در فعالیت خود با مقاومت زیادی روبه رو شد و دریافت که زنان در این مناطق، حق تصمیم گیری درباره بدن خود را ندارند. او دریافت که برای اثرگذاری بیشتر، هم مردان و هم زنان باید مشارکت داشته باشند. به همین خاطر، او گروه‌هایی را ایجاد کرد که اعضای آن در مناطق سنتی‌تر، می‌توانستند درباره موضوعات مختلف مانند ازدواج در کودکی حرف بزنند. او همچنین موفق شد که فعالیت‌هایی برای فراهم کردن امکانات آموزشی برای دختران انجام دهد، کاری که او را حتی با گروه‌های ستیزه جوی این کشور رو دو رو کرد.

کمپین شماره ۱۶: ‌مبارزه با آزار جنسی در خیابان

محل اجرا: مصر

مرکز مطالعاتی حقوق زنان در مصر، پژوهشی را در سال ۲۰۰۸ انجام داد که نشان می داد ۸۳ درصد زنان مصری و ۹۸‌ درصد زنان خارجی آزار جنسی را در خیابان‌های این کشور تجربه کرده‌اند؛ آزارهایی مثل لمس بدن، دستمالی و متلک.

این گروه پس از این تحقیق،  کارزاری راه انداختند تا عملکرد رییس جمهوری کشور را در قبال حقوق زنان در یک دوره یک ماهه بررسی کنند. آنها امیدوار بودند که بتوانند ریس جمهوری را قانع کنند که آزار جنسی در خیابان را به عنوان یک آزار محرمانه معرفی کند.

برخی اقدامات دیگر هم از سوی گروه‌های مصری انجام شد. مثلا برخی از افراد داوطلب، برای مستندسازی در این زمینه، از صحنه‌های آزار جنسی زنان در خیابان، عکاسی کردند. آنها همچنین برنامه  تریبون آزادی گذاشتند که در آن زنان می‌توانستند آزادانه میکروفون را به دست بگیرند و درباره تجربه‌های خود از آزار جنسی در خیابان حرف بزنند.

آذر
۴
۱۳۹۵
این سو و آن سوی دنیا: مبارزه با خشونت علیه زنان
آذر ۴ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , ,
Photo: suns design/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: suns design/bigstockphoto.com

نعیمه دوستدار

مبارزه با خشونت علیه زنان در بسیاری از نقاط دنیا با محدودیت‌های فراوان روبه روست. مشکلاتی مثل نادیده انگاشتن مشکل، تابوهای فرهنگی که مانع ایجاد فضای باز برای گفت وگو و بحث در این زمینه می‌شوند، خشونت خانگی را نه یک مساله انسانی که تنها یک مساله زنانه دانستن و دشمنی فعالان حقوق مردان و تندروهایی که می‌خواهند زنان را ساکت کنند.

با در نظر گرفتن چنین شرایطی، کمپین‌هایی که برای مبارزه با خشونت علیه زنان کار می‌کنند باید در مقایسه با کمپین‌هایی که در زمینه مبارزه با سرطان، حقوق حیوانات، محیط زیست و … کار می‌کنند، خلاق‌تر باشند.

در چنین فضای دشواری، کمپین‌های موفق هم البته کم نبوده‌اند؛ کمپین‌هایی که کوشیده‌اند تغییرات مثبتی در زندگی زنان و دخترانی که با خشونت مواجه‌اند ایجاد کنند.

در این مطلب می‌خواهیم چند نمونه از موفق‌ترین کمپین‌های مربوط به مبارزه با خشونت علیه زنان را معرفی کنیم: کمپین‌هایی که چند ویژگی مشترک دارند:

کمپین‌هایی هستند که توانسته‌اند در جامعه تکان و هیجانی ایجاد کنند و نه فقط توجه‌ها را به خود که به کل موضوع خشونت علیه زنان جلب کنند. این کمپین‌ها اغلب در ارتباط خوبی با فعالان، گروه‌های غیرانتفاعی و نهادهای مردم نهاد بوده‌اند.

آشنایی با این کمپین‌ها می‌تواند برای ایجاد انگیزه در افراد و گروه‌هایی که برای پایان دادن به خشونت علیه زنان تلاش می‌کنند مفید باشد.

کمپین شماره ۱: استفاده از تکنولوژی برای نشان دادن اینکه کی و کجا خشونت علیه زنان اتفاق میافتد

 محل اجرا: هند

زمانی که نتایج یه پژوهش نشان داد که هند یکی از چهار مکان خطرناک دنیا برای زنان است، شیمر شوکه شد و تصمیم گرفت که کاری در این زمینه بکند. او یک نقشه طراحی کرد به نام «نقشه برای کمک» “Maps4Aid” که هرکسی می‌توانست گزارشی از خشونت علیه زنان را با استفاده از ابزارهای مختلف مثل اس ام اس و ایمیل در آن ثبت کند. به این ترتیب گزارش دریافتی ثبت و به مجموعه ای از شبکه‌های اجتماعی ارسال می‌شد.

 این پروژه می‌خواست این باور را در تقویب کند که خشونت علیه زنان ترسناک است و هر روز و هر لحظه در سراسر کشور اتفاق می‌افتد. این کمپین همچنین فهرستی از گزارش‌های دریافت شده را بر اساس تاریخ و محل وقوع فراهم می‌کرد. هدف نهایی آن این بود که پروژه از مستندسازی وارد مرحله مداخله شود؛ به این ترتیب که خطرناک‌ترین خیابان‌ها و مناطق هند، از طریق نقشه قابل شناسایی باشد و مقامات رسمی را وادار کند که در این مناطق امنیت بیشتری را فراهم کنند.

کمپین  شماره۲: اتحاد انجیاوها برای تشویق مردان به مقابله با خشونت علیه زنان

 محل اجرای: کنیا

یک شعبه جدید از سازمان مشارکت مردان (MenEngage) در کنیا ایجاد شد؛ کشوری که در آن بر اساس پژوهشی که در سال ۲۰۰۹ انجام شده، ۴۷ درصد زنان متاهل، خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند. از آنجا که این رقم نسبت به سال‌های پیش از آن افزایش ۲۱ درصدی را نشان می‌داد، سازمان «مشارکت مردان» در کنیا، مردان این کشور را برای مقابله با این روند فراخواند. به خصوص مردانی که موقعیت اجتماعی و سیاسی و مقام تصمیم‌گیری داشتند به این کمپین دعوت شدند و از آنها خواسته شد که تلاش‌هایشان را برای مبارزه با خشونت علیه زنان بیشتر کنند. این کمپین در راستای و برای تقویت کمپین‌های موجود فعالیت کرده و هدفش این است که انواع خاصی از خشونت علیه زنان را که در کنیا وجود دارد هدف قرار دهد: مثلا ناقص سازی جنسی زنان را که در این کشور بسیار شایع است.

کمپین شماره ۳: مسابقه عکاسی برای تشویق مردم به مبارزه برای جامعهای برابر برای زنان و مردان محل اجرا: کاستاریکا

تعدادی از سازمان‌ها از جمله موزه زنان کاستاریکا، یک مسابقه ملی عکاسی با هدف افزایش آگاهی درباره عواقب خشونت علیه زنان و تشویق مردم به تلاش برای ایجاد جامعه برابر برگزار کردند. این نخستین مسابقه عکاسی در این کشور بود که با این هدف برگزار می‌شد. عکس‌ها می‌بایست مرتبط با یکی از مظاهر خشونت  فیزیکی، روانی، جنسی، اقتصادی، سمبلیک علیه زنان گرفته می‌شدند. این عکس‌ها باید باورها و تصورات غلطی را نشان می‌دادند که به حفظ چرخه خشونت علیه زنان کمک می‌کند و روش‌های غلبه بر آن را هم معرفی می‌کنند.

برندگان این مسابقه ۲۱ نوامبر سال ۲۰۱۲ همزمان با برنامه‌های مربوط به روز مبارزه با خشونت علیه زنان اعلام اعلام شدند.

کمپین شماره ۴: پروانههایی که زنانی را که در نیکاراگوئه مورد خشونت و سوءاستفاده قرار گرفتهاند، مشخص میکنند

 محل اجرا: بریتانیا

یک طراح برتانیایی به نام روبرت کنت، تصمیم گرفت که از امکان ورود خود به نمایشگاه گل و گیاه کاخ همپتون کورت استفاده کند تا توجه‌ها را به خشونت علیه زنان در نیکاراگوئه جلب کند. باغی که او طراحی کرده بود، پروانه‌ها و یاسمن‌ها را نشان می‌داد: یاسمن، گل بومی نیکاراگوئه است.

کنت این ایده را متاثر از کمپین سازمان عفو بین‌الملل به نام «پروانه‌های امید» اجرا کرد. او از طریق این کمپین به مردم بازیدکننده آموخت که  بیش از ۱۴ هزار زن در نیکاراگوئه -که بسیاری از آنها کمتر از ۱۷ سال دارند- در طی ۱۰ سال مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.

او درباره اینکه چطور این موضوع الهام بخش او شده است گفته: «این واقعیت وجود دارد که تصور می شود زنی که مورد تجاوز قرار گرفته، خود مجرم است. من فکر می‌کنم به همین دلیل بسیاری از زنان در این زمینه سکوت می‌کنند. به همین خاطر تلاش کردم با این کار سکوت را بشکنم.»

کمپین شماره ۵: ورزشکاران حرفهای سخن میگویند

محل اجرا:‌ کانادا و ایالات متحده آمریکا

در این کمپین، ورزشکاران حرفه‌ای مرد در آمریکا، وارد کارزار شدند و درباره خشونت علیه زنان سخن گفتند. معاون رییس جمهوی آمریکا، جو بایدن، یکی از کسانی بود که به راه افتادن کمپین «یکی خیلی زیاد است» (۱ is 2 Many) کمک کرد.

ورزشکاران مشهوری مانند دیوید بکام فوتبالیست، جریم لین بسکتبالیست، و الی منینگ ستاره لیگ ملی  از آن جمله بودند. جو بایدن درباره این کمپین گفت: «پسربچه‌ها و مردان جوان درباره مفهوم مردانگی پیام‌های متناقضی از جامعه دریافت می‌کنند. به همین خاطر خیلی مهم است که این ورزشکاران برجسته، پا به میدان گذاشته‌اند و این کار را انجام داده‌اند.»

در کانادا، تیم فوتبال بی سی لیونز، به سازمان پایان خشونت علیه زنان، دولت و گروه «چیزی بیش از یک ناظر باش» پیوستند. مردان فعال در این کمپین با این شعار که خود خشونتی علیه زنان انجام نمی‌دهند، از مردان دیگر می‌خواهند که وارد کارزار شوند و خشونت علیه زنان را محکوم کنند.

کمپین شماره ۶:‌ کلوپ پدرها با خشونت علیه زنان مبارزه میکند

محل اجرا: هائیتی

در کشوری که در آن رفتارهای جنسیت‌زده بسیار شیوع دارد، اغلب مبارزاتی که برای کاهش خشونت بر مبنای جنسیت انجام شده، با مشارکت مردان انجام می‌شود. در تلاش برای جلب مشارکت بیشتر مردان، مردی از اهالی یک منطقه روستایی در فاصله ۹۰ دقیقه‌ای پایتخت این کشو، پورت آ پرینس، تصمیم گرفت که یک گروه از پدران درست کند که در آن، درباره مساله و اهمیت به کار نگرفتن خشونت نسبت به مردان بحث و گفت و گو شود. اعضای این گروه از سوی یک مرکز فعال در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان به نام CARE تمرین‌هایی دریافت کردند. به علاوه، اعضای گروه خانه به خانه به  دیدار مردان دیگر منطقه رفتند تا درباره خشونت علیه زنان با آنها صحبت کنند.

 رورنی آمیل، بنیانگذار گروه پدران می‌گوید: «بچه‌ها می‌بینند که پدرهایشان مادرها را می‌زنند و به این ترتیب چرخه خشونت استمرار پیدا می‌کند. ما تلاش می کنیم که به پدرهای دیگر نشان بدهیم که این کار خوب نیست.»

کمپین شماره ۷: لباسهای قرمز برای جلب توجه نسبت به خشونت علیه زنان

 محل اجرا: کانادا

جیم بلک، مبدع این کمپین، راه جالبی برای جلب توجه نسبت به موضوع زنان بومی ناپدید شده و به قتل رسیده در کانادا پیدا کرد. او متوجه شد که در کانادا ۶۰۰ پرونده از قتل و ناپدید شدگی زنان بومی کانادایی وجود دارد که ۳۰۰۰ مورد از این پرونده‌ها هرگز به نتیجه نرسیده است. خانم بلک از طریق یک اجرای هنری با نمایش لباس‌های قرمز در سراسر کمپ دانشجویی دانشگاه آلبرتا در ادمونتون، توجه‌ها را به این موضوع جلب کرد. لباس‌های قرمزی که در این کمپین استفاده شدند، همه اهدایی بودند و گروه‌های سنی مختلف و مشاغل مختلف زنان را در جامعه نمایندگی می‌کردند.

کمپین شماره ۸: مستندسازی خشونت علیه زنان در بهشت

 محل اجرا: نروژ

والتر آسترادا، عکاسی است که به شیوه‌های مختلف به کار خود برای آگاهی رسانی رباره خشونت علیه زنان  از طریق عکاسی ادامه می‌دهد. او قبلا هم از زنان گواتمالا و کنگو عکاسی کرده بود و این بار تصمیم گرفت لنز دوربینش را به سمت کشوری برگرداند که همه فکر می‌کنند از نظر کم بودن میران خشونت علیه زنان، بهشت است. او با عکاسی از نمونه‌های خشونت علیه زنان نروژی می‌خواست بگوید که حتی در چنین کشوری هم خشونت علیه زنان وجود دارد.

 عکس‌های آسترادا در نیویورک تایمز منتشر شدند و اثر عمیقی روی تمام کسانی گذاشتند که خشونت خانگی یا جنسی را تجربه کرده بودند.

ادامه را بخوانید: کمپین‌های نه تا شانزده.

آذر
۱
۱۳۹۵
روز جهانی کودک، روزی برای آینده
آذر ۱ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: hjalmeida/bigstockphoto.com
image_pdfimage_print

Photo: hjalmeida/bigstockphoto.com

«کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود». این جمله ای است که در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک آمده است، عبارتی که مانند یک آرزو خودش را به رخ می کشد و برآورده نمی شود.

کودکان هم در تقویم سازمان ملل متحدد روزی را به نام روزجهانی کودک به خود اختصاص داده اند و”وب سایت خانه امن ” این روز را به امید بهبود وضعیت کودکان سراسردنیا گرامی می دارد، درحالیکه در کشور ما ایران هزاران کودک از خشونت و تبعیض و نداشتن آموزش و بهداشت و سو تغذیه رنج می برند واز دست ما جز نوشتن و اطلاع رسانی و حساس کردن مردم و جامعه و مسولان کاری ساخته نیست چرا که در نهایت این دولت ها هستند که با تصمیم سازی و برنامه ریزی می توانند در این زمینه گام های اساسی بردارند.

عادت کرده‌ایم روزهای بین المللی را گرامی بداریم تا ضرورت پرداختن به موضوعاتی که بشریت از آن رنج می برد بیش از پیش بر جهانیان روشن شود ولی تا چه اندازه موفق بوده یا نبوده ایم آماری دردست نیست در حالیکه تحقیق و آمار و داده های مناسب یکی از گام های برنامه ریزی است.

متاسفانه در کشور ما ایران قوانین و نظام آموزشی مربوط به کودکان نیازمند اصلاح جدی است و این اصلاح مشارکت عامه مردم ،مسوولان و بخش خصوصی را می طلبد . مشارکتی که اراده ای برای شکل گرفتن آن نیست. مشارکتی که با کمک سازمان های غیر دولتی و حمایت رسانه ها می تواند به نتایج ارزشمندی در ارتقا حقوق کودک در ایران منجر شود .

کودکانی که امکان دفاع از حقوق خود را ندارند و چنانچه با خشونت و تبعیض و غفلت روبرو شوند تنها نهاد های میانجی و حمایتی هستند که می توانند از آن ها دفاع کنن.

یونیسف چگونه تشکیل شد؟

سازمان ملل متحدد ۲۰ نوامبر که مصادف با ۲۹ آبان است را روز جهانی کودک اعلام کرده است. مجمع عمومی سال ملل در چنین روز نیکویی در سال ۱۹۵۹ اعلامیه حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ ” کنوانسیون حقوق کودک ” را تصویب کرد.

نه سال قبل از تصویب چنین روزی در سال ۱۹۴۶ بعد از آنکه جنگ جهانی دوم به پایان رسیده بود و جهان شاهد اشکال مختلف ستم برکودکان بود، مجمع عمومی سازمان ملل یونیسف را تاسیس کرد . سازمانی که وظیفه اش حمایت از کودکان باشد.

این سازمان بنا بر ضرورت  یکی از از بخش‌های دائمی و مهم در سازمان ملل متحد  شد . یونیسف در آن زمان ۸ اکتبر را به نام  روز جهانی کودک نام‌گذاری کرد و بعد ها موظف شد در ۲۰ نوامبر چنین روزی را گرامی بدارد تا نظر کشورهای دنیا را به مشکلاتی که کودکان با آن دست به گریبان هستند جلب  کرده  تا به راههایی برای زندگی بهتر کودکان فکر کنند.

یکی از مواردی که یونیسف همواره برای آن تلاش می کند بهداشت و سلامتی کودکان است چرا که هر سال بسیاری از کودکان در جهان به دلیل بیماری و فقدان بهداشت کافی جان خود را از دست می دهند . ۴۰ درصد این مرگ و میرها مربوط به نوزادان زیر ۲۸ روز است . ۱۸ درصد این کودکان به دلیل ذات الریه می میرند و ۱۱ درصد با اسهال و استفراغ ازمیان می روند . در قاره آفریقا هر دقیقه یک کودک با بیماری مالاریا جان خود را ازدست می دهد و این در حالی است که دهه حاضر تا سال ۲۰۲۰ از سوی سازمان بهداشت جهانی با عنوان دهه واکسیناسیون نام‌گذاری شده است.

کودکان از خشونت و آزار رنج می برند
یونیسف خشونت علیه کودکان را شامل «استفاده عمدی از نیروهای فیزیکی ، زور، تهدید واشکال مختلف خشونت می داند که عملاً یا احتمالاً‌ منجر به صدمه، مرگ، لطمه روحی، اختلال رشدی، یا محرومیت  کودکان شود ». این خشونت می‌تواند در خانواده، مدرسه، جامعه یا محل کار رخ دهد ولی در هر کجا که اتفاق بیافتد والدین و جامعه مسوول هستند.

نشانه‌های خشونت جسمی علیه کودک کاملا واضح هستند، مانند زخم و کبودی. زخم‌هایی که شاید قابل دیدن نباشند ولی روانی و عاطفی و جنسی اعمال می شوند و می‌توانند اثرات ماندگاری روی کودک بگذارند.

هر چه زودتر بتوانید این نشانه‌ها را تشخیص دهید و به کودک کمک کنید، احتمال اینکه مشکل آن‌ها درمان شود بیشتر خواهد بود. شناخت نشانه‌های رایج خشونت علیه کودک و راه‌های کمک به او می‌تواند تفاوت بزرگی در زندگی کودک ایجاد کند.

همواره روز جهانی کودک با منع هر گونه خشونت علیه کودکان عجین شده است .خانه امن معتقد است  نمی توان به موضوع کودک پرداخت و از موضوع خشونت علیه اوغلفت کرد. نمی توان چنین روزی را گرامی داشت درحالیکه صد ها هزار کودک در جهان درمعرض  انواع خشونت قراردارند .
همچنین، محیط‌ها و شرایط ویژه که به طور خاص با کودکان سروکار دارند نیز باید برای بررسی و رصد خشونت‌های جسمی و روحی و عاطفی و جنسی به کودک شناسایی شوند و قانون معلمان و پزشکان و پلیس را موظف به رعایت قوانین خاص برای حمایت از کودکانی شوند که امکان دارد تحت خشونت خانگی قرار بگیرند .

به سوءتغذیه کودکان توجه کنید

آیا می دانید یک‌سوم مرگ و میر کودکان جهان ناشی از سوءتغذیه است. آیا تا به حال فکر کرده اید که ممکن است یکی از این کودکان فرزند شما باشد .کودکانی که از سوءتغذیه رنج می‌برند بسیاربیش ازسایرکودکان در معرض ابتلا به بیماری‌های  سخت و خطرناک هستند و به همین علت است که چگونگی تغذیه کودکان باید همواره مورد توجه دولت ها قرارگیرد . دولت ها موظف هستند به برنامه هایی که موجب کاهش سو تغذیه کودکان می شود فکر کنند چرا که سو تغذیه از رشد مغزی کودک جلوگیری کرده و نسل های آینده  یک کشوررا در معرض مخاطرات جدی قرار می دهد ، امنیت غذایی خانوار در کشورها و مناطق محروم از نظر کیفی و کمی بسیار مهم است و  آموزش به خانواده‌ها درباره نیازهای غذایی بدن کودک در سنین مختلف نقش محوری بازی می کند.

هم اکنون نه تنها کودکان ایرانی که در حاشیه شهرها و مناطق مرزی زندگی می کنند از سو تغذیه رنج می برند بلکه به دلیل کیفیت پایین مواد غذایی و تورم ، کودکانی از طبقه متوسط نیز دچارسو تغذیه هستند . تغذیه در دوران بیماری، آموزش درباره موادغذایی ویژه مورد نیاز دختران و زنان، باید  مورد توجه سازمان‌های بین‌المللی، سازمان‌های خیریه جهانی و محلی، دولت‌ها و جامعه مدنی قرار گیرد.

آب و فاضلاب و سلامت کودکان

کودک نیازمند آب پاکیزه است و یکی از مشکلات جدی در کشور ما مساله آلودگی آب خوراکی است که دولتمردان باید به آن توجه کنند. یکی از مهمترین عوامل سلامت کودکان آب و فاضلاب است . مطالعات نشان داده است صرف هر یک دلار هزینه برای بهبود در شرایط آب و فاضلاب، می‌تواند ۵ تا ۴۶ دلار از هزینه‌های درمانی و غیره را برای دولت‌ها کاهش ، و آمار مرگ و میر جهانی را تا ۶ درصد و بیماری‌های عمده کودکان را تا ۹ درصد کم کند . سازمان ملل متحدد همواره بر بهره مندی کودکان از آب تمیز و سالم تاکید کرده است.

تبعیض
کودکان تبعیض را به خاطر می سپارند و با آن بزرگ می شوند. تبعیض بر رفتارها و عکس العمل های کودک تاثیر می گذارد و او را آزار می دهد.

یک کودک معلول و یا کودکی که از یک اقلیت مذهبی و قومی است تبعیض را می فهمد تا جایی که آن تبعیض به شکلی از خشونت برای او تبدیل می شود . دختر بچه ای که به خاطر دختر بودنش احساس تبعیض می کند با همان احساس بزرگ می شود و به همین دلیل است که کنوانسیون حقوق کودک هر گونه تبعیضی علیه کودک را منع می کند.

کودکان معلول بیش از هر دسته‌ای در معرض تبعیض و فراموشی والدین و جامعه قرار دارند و این امر شرایط زندگی آتی و اشتغال آنها را شدیداً مخدوش کرده و آن ها را به انسان هایی منزوی تبدیل می کند.
کودکان قربانی خشونت یا تبعیض، به شکل معناداری بیش از سایر کودکان در معرض بیماری‌های جسمی، روحی و ذهنی، ایدز، محرومیت از تحصیل، و مرگ قرار دارند. حمایت از کودکان در برابر این همه، از مسئولیت‌های خانواده، جامعه و دولت‌هاست، اما این موضوع به دلیل گزارش نشدن از سوی اطرافیان، تشخیص ندادن به موقع، و فراوانی زیاد مورد غفلت بسیار قرارمی گیرد و از این‌رو آسیب‌های جدی آن قابل کنترل نیستند.

بچه ها حق آموزش دارند

کودکان را از آموزش محروم نکنید. یکی از اهداف برنامه چهارم توسعه هزاره، بهبود وضعیت آموزش کودکان به خصوص برای دختران است. تحصیل عاملی برای نجات کودکان از فقر است و این مهم در حالی است که صدها کودک ایرانی بی شناسنامه امکان رفتن به مدرسه را ندارند و صدها دختر بچه برای ازدواج زود رس مجبور به ترک تحصیل می شوند.

۶۷ میلیون کودک در سنین دبستان که با احتساب کودکان در سنین دبیرستان به ۷۲ میلیون می‌رسد، در مناطق مختلف جهان از تحصیل محروم‌اند. ۵۳ درصد از این تعداد را دختران تشکیل می‌دهند. چرا که اگر خانواده اندک امکان مالی برای فرستادن فرزندان به مدرسه داشته باشد ابتدا پسرها را راهی مدرسه می کنند .

چه بسیار جوامعی که به دلیل حفظ ناموس و یا راه دور و آداب و رسوم اجازه ادامه تحصیل به دختر بچه ها نمی دهند و بیسوادی و کم سوادی دختران همچنان چهره فقر را زنانه نگه می دارد و یا زنانی به جامعه تحویل می دهد که بدون استقلال زیر سایه مردان زندگی کرده و همواره مجبور به اطاعت هستند.

کودکان کار ، کودکان بی‌آینده

ما ایرانی ها کودکان کار را خوب می شناسیم . هر روز از کنار آنها می گذریم . سر هر چهار راه و خیابانی این کودکان خود را به رخ ما می کشند . درد و بی پناهی و ناچاری از چشمانشان می بارد و این در حالی است که سازمان کار جهانی در روز کودک خود (۱۲ ژوئن) از دولت‌ها و جامعه مدنی خواسته است تا با وضع قانون برای تعیین سن قانونی کار برای کار خانگی و تعیین استانداردهای محیط کار برای کارگران خانگی که عمدتاً دختران هستند، در راستای تأمین فضای کار مناسب و محترمانه و حداقل حقوق تلاش نمایند.

خانه امن معتقد است خشن ترین شکل خشونت علیه کودکان فروش و تجارت کودکان به وسیله والدین  است که از فقر و اعتیاد و بیماری و حاشیه نشینی رنج می برند و از فرزندان خود برای امرار معاش سو استفاده می کنند . کودکانی که در معرض تجاوز ، بیماری ، گرسنگی و انواع و اقسام خشونت ها قرار می گیرند.

سازمان کار جهانی از سال ۱۹۹۲ برنامه مبارزه با کار کودکان را راه‌اندازی کرده است. طبق اطلاعات این سازمان، در حال حاضر ۱۰ و نیم میلیون کودک در سطح جهان به کارهای مختلف عمدتاً‌ کار منزل به شکل برده‌وار مشغول هستند. از این تعداد ۶ و نیم میلیون بین ۵ تا ۱۴ سال دارند و ۷۱ درصد دختر هستند. این کودکان در شرایط دوری از خانواده و بی‌اطلاعی پلیس، در معرض خشونت و سوءاستفاده فیزیکی، جنسی، و روانی قرار دارند.

علاوه بر این، نزدیک به ۵ میلیون کودک که در قوانین کشور متبوع‌شان حائز سن قانونی هستند اما در عرف بین‌الملل کودک شناخته می‌شوند، نیز در ازای دستمزد و یا بدون دستمزد و به دلیل وابستگی حیاتی به کارفرما مشغول به انجام کارهای مختلف، عمدتاً کار خانه نظیر بچه‌داری، نظافت، باغبانی، پرستاری و نظیر این، هستند.اهمیت این داده‌ها از آن جهت است که کار خانگی در سیستم حقوقی اکثر کشورها کار کودک و غیرقانونی تلقی نمی‌شود و لذا شناسایی دقیق آمار و شرایط موجود در این زمینه کار بسیار دشواری است.
در روز جهانی کودک به کودکان خود و کودکان کشور و کودکان جهان فکر کنیم . کودکان نیازمند حمایت ما هستند و چنانچه حمایت نشوند تنها آنها نیستند که تاوان پس می دهند . جامعه ای تاوان بی توجهی به کودکان را پرداخت می کند .

تک تک ما که آن ها را می بینیم و بی توجه از کنار آنها می گذاریم.

آبان
۲۸
۱۳۹۵
از دردهایی که می کشیم: ده هزار پرونده همسرآزاری در شش ماه
آبان ۲۸ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Woman being kidnapped and abused a concept for domestic violence
image_pdfimage_print

Photo: Otna Ydur/bigstock.com

صبا امیدوار

لبانش به هم دوخته شده بود ، نگاهش به سقف. دراز به دراز افتاده بود روی تخت.

  • چند سالته ؟ این را دکتر پرسید .
  • ۲۴ سال – این را سحر گفت .
  • خب بگو ببینم چی شده؟

سحر، با انگشت گوشه دامنش را بالا زد و گفت: «همیشه سیگارش رو، روی ران من خاموش میکنه. میگه یه شب منو میکشه و تو حیاط چالم میکنه. انقد می زنه که خودش دست درد میگیره .یه شب از همون شبای لعنتی وقتی که از زدن خسته شد و خوابید ، زدم بیرون و رفتم کلانتری ، اونا هم منو فرستادن اینجا، پزشک قانونی ….»

تعدادشان کم نیست تازه‌ترین آمار پزشکی قانونی استان تهران، نشان می دهد که در شش ماه اول سال ۱۳۹۵، ۹ هزار و ۴۹۹ مورد همسرآزاری به این مرکز ارجاع شده ‌است .یعنی روز ۵۲ پرونده همسرآزاری در پزشکی قانونی.

این عدد تنها پرونده زنان تحت خشونتی است که سکوت را شکسته‌اند و به برای احقاق حق خود به دادسرا و کلانتری مراجعه کردند.

حسین رئیسی، وکیل و یکی از مشاوران حقوقی مرکز اسناد حقوق بشر ایران می‌گوید، زنان برای اثبات خشونت خانگی و معاینه پزشک قانونی به مراجعه به کلانتری و نامه دادسرا نیاز دارند. چرا که پزشکی قانونی فقط با نامه قضایی شخص را معاینه می‌کند.

این وکیل دادگستری می‌گوید: در حقیقت زنان برای به دست آوردن بخشی از برابری‌ها یا رفع برخی از نابرابری‌ها به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند.

او می گوید: وقتی زنی تحت خشونت خانگی است ولی نمیتواند از حق طلاق استفاده کند، و از آن شرایط رها شود، چرا که قانون حق طلاق را به او نداده مجبور است برای به دست آوردن این حق به پزشکی قانونی مراجعه کنند.

چرا که بنا به ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی اگر زنی یک یا دو برگه از پزشکی قانونی مبنی بر آزار و اذیت از سوی همسرش داشته باشد، می تواند عسر و حرج را ثابت کند و حکم طلاق را بگیرد.

این وکیل دادگستری یادآروی می‌کند: خشونت خانگی در ایران جرم‌انگاری نشده، و تنها خشونت فیزیکی و در مواردی خشونت اقتصادی جرم‌انگاری شده که آن هم مختص به زنان نیست.

طبق گفته قرآن زدمش تا آدم شود

ایستاد مقابل قاضی و گفت: من را تکمین نمی کرد. طبق قانون اسلام زدمش تا از من حرف شنوی پیدا کند.

[درباره پیچ و تاپ‌های قانونی تمکین بیشتر بخوانید: الزام به تمکین و خشونت خانگی، قانون چه می‌گوید؟]

مریم قربانی روانشناس می گوید: اگر چه همسرآزاری در بیشتر نقاط دنیا دیده می‌شود، اما در کشورهایی همچون ایران که پیشینه مردسالا‌رانه و اسلامی دارند، از گستردگی بیشتری بر خوردار است.

او با اشاره به آیه ۳۴ سوره  نساء -آیه نشوز– می‌گوید: اسلام در این آیه به مردانی که به تعبیر قرآن  حقوق شوهرانشان را نادیده می‌گیرند، اجازه می دهد که همسران خور را تنبه کنند.

مریم قربانی می‌گوید: قرآن در ابتدا پند و اندرز نسبت به این زنان را توصیه می‌کند و در گام دوم  دوری از بستر را و در نهایت اجازه زدن را صادر کرده است.

آمارهای پزشکی قانونی ایران بیانگر آن است، اکثر موارد همسرآزاری از سوی مردان و حدود سه درصد از همسر‌آزاری‌ها از سوی زنان انجام می‌شود.

این روانشناس می‌گوید: از نگاه قانون مردان قیم زنان هستند.از این رو  حقوقی بیشتر دارند و می توانند زنان را حتی در حقوق اولیه همچون سفر، تحصیل، کار و غیره محدود کنند.

مریم قربانی می گوید: این گشاده دستی قانون در حقوق مردان باعث شده علاوه بر خشونت‌های اجتماعی خشونت‌های خانگی نیز به زنان تحمیل شود . در نبود قانون علیه خشونت خانگی و جای خالی سیستم های حمایتگر، زنان تحت خشونت منزوی‌تر می‌شوند و حتی برای احقاق حقوق خود کاری نمی‌کنند چرا که از تشدید خشونت‌ها می‌ترسند.

آمارهایی که زنگ خطراند

مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران می‌گوید هر روز بیش از ۵۲ نفر آن هم فقط در تهران ، در پزشکی قانونی معاینه شده‌اند که ثابت کنند از سوی همسرانشان آزار و اذیت شده اند.

این آمار وقتی بزرگ‌تر می شود که در کنار آمار سال قبل  مقامات سازمان بهزیستی قرار می گیرد.

آماری که نشان می دهد سال‌های گذشته روزی ۲۵ تا ۳۰ نفر روزانه با اورژانس اجتماعی تماس می گرفتند و از همسرآزاری  گله می کردند.

مهرداد  درویش پور، جامعه شناس و فعال حقوق زنان، اما این اختلاف آمار را الزاما به دلیل افزایش خشونت خانگی نمی‌‌داند . به گفته او ، میزان شکایت ها الزاما با بالا رفتن عدد خشونت ربطی ندارد.

این جامعه شناس مراجعه بیشتر و حرف زدن از خشونت خانگی را  بیانگر بالا رفتن دانش و آگاهی زنان نسبت به خشونت توصیف می‌کند و می گوید: این که این آمار بالا رفته بدان معنا نیست که خشونت در گذشته کمتر بوده یا این روزها بیشتر است.

به گفته مهرداد درویش‌پور میزان خشونت‌ها به مراتب بالا تر از شکایت‌ها است، چرا که زنان به دلایل وابستگی‌های احساسی ، اقتصادی و فرزندان، تمایلی به برملا کردن خشونت ندارند.

او اما با اشاره به زنانی که جسارت شکایت را می شکنند می گوید: نسل زنان امروز تحت تاثیر جهانی شدن و تبادل اطلاعات و آشنایی با آنچه حقوق جهانی بشر و حقوق زنان مطرح است، تا حدودی با حقوق خود آشنا هستند، از این رو برای دستیابی به این حقوق تا جایی که می‌توانند حرکت می‌کنند.

مهر ماهی که گذشت حسین اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی ایران بیشترین استان‌های آسیب‌دیده در حوزه همسرآزاری به تفکیک جمعیت را استان‌های اردبیل، همدان، خراسان جنوبی، کرمانشاه، گیلان و فارس عنوان کرد.

گر چه در ایران آمار دقیقی از میزان همسرآزاری وجود ندارد وهمواره آمار‌های پراکنده از خشونت‌های خانگی منتشر می‌شود، اما حقیقت این است که خشونت خانگی پدیده ای خزیده در خانه است، که جز با شکستن سکوت قربانی پا به آمار عمومی نمی‌گذارد.