صفحه اصلی  »  2016 July
image_pdfimage_print
مرداد
۹
میزگردی پیرامون کودکان و نوزادانی که فروخته می‌شوند
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
KhanehAmn_Timeline_Roundtable_kids_July
image_pdfimage_print

آکادمی خانه امن هر ماه با هدف بالابردن آگاهی عمومی و تبادل نظر درباره ابعاد مختلف خشونت خانگی میزگردهای آنلاین خود را برگزار می‌کند. این میزگرد‌ها با حضور داوطلبانه کار‌شناسان حقوقی، مددکاران اجتماعی، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اداره می‌شود.

آکادمی خانه امن تاکنون ۲۴ میزگرد برگزار کرده است و هم اکنون در آستانه برگزاری میزگرد بیست و پنجم است. شرکت در میزگردهای خانه امن برای عموم آزاد و رایگان است.

میزگرد ۲۵خانه امن: کودکان و نوزادانی که فروخته می‌شوند

تاریخ: سه شنبه ۱۲ مرداد (۲ آگوست)، ساعت ۸:۳۰ شب به وقت تهران

ثبت‌نام کنید

موضوعات مورد بحث:

    • – قانون چه می‌گوید
    • – بررسی جامعه‌شناختی فروش کودکان در ایران
    • – پیامدهای اجتماعی فروش کودکان به عنوان یک آسیب اجتماعی
    • – نقش رسانه‌ها در کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی از جمله فروش کودکان
    • – فروش کودک، نظام عرضه و تقاضا
    • – نیازمندی‌های خیابان

سخنرانان مهمان:

مهرداد درویش پور جامعه شناس و استاد دانشگاه در سوئد

دنا دادبه، پژوهشگر و نویسنده مقالات حقوقی  در حوزه زنان و کودکان

رضا حاجی‌حسینی، روزنامه‌نگار و دبیر بخش اجتماعی رادیو زمانه

مرداد
۸
دادگاه دعاوی و امور خانوادگی
خشونت خانگی و قانون
۰
,
image_pdfimage_print

code_3

مرداد
۸
خیانت و تقاضای طلاق و تعقیب کیفری
پرسش و پاسخ قانونی
۱

Photo: Bernie123/ Bigstock.com
image_pdfimage_print

 

Photo: Bernie123/ Bigstock.com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: من ۶ سال پیش با مردی که به طور اتفاقی با او آشنا شده بودم ازدواج کردم. صاحب یک فرزند ۳ ساله هستم. شوهرم آدم خوشگذرانی است و من چند ماه بعد از ازدواج این مساله را متوجه شدم. سعی کردم که به طوری اصلاحش کنم. البته فکر می‌کردم ایشان فقط تمایل به صحبت و شوخی با خانم‌ها را دارد تا این‌که سال پیش متوجه صحبت‌ها‌ی نامتعارف شوهرم با یک خانم شدم. شوهرم مرتبا در تلفن با او صحبت می‌کرد و به یکدیگر اس‌ام اس می‌فرستادند. گوشی‌اش را کنترل کردم و متوجه رابطه‌شان شدم.

یک بار که شوهرم برای خرید بیرون رفته بود و تلفنش را در خانه جا گذاشته بود، آن خانم اس‌ام اس زد و من هم از طرف شوهرم جواب دادم. کاملا مطمئن شدم که باهم رابطه نامشروع دارند. خیلی عصبانی شدم وقتی شوهرم برگشت گفتم که این چه کاری است و از او جواب خواستم.

به هر حال نهایتا پس از چند روز طلب بخشش کرد و گفت که اشتباه کرده و دیگر تکرار نمی‌کند. ۲ هفته به خانه پدرم رفتم و قصد طلاق داشتم اما شوهرم خیلی اصرار و اظهار پشیمانی کرد، من هم به خاطر بچه‌ام گذشت کردم و برگشتم. اما باز متوجه شدم که رفتار خودش را اصلاح نکرده و رابطه‌های نامتعارفی با یکی از همکاران خانمش دارد. می‌خواستم در این مورد راهنمایی کنید؟ چطور باید اقدام کنم؟ می‌خواهم به خاطر ارتباطش شکایت کنم و بعد طلاق بگیرم..

وکیل خانه امن: سلام خانم محترم! اگر منظورتان از شکایت، شکایت کیفری به جهت رابطه نامشروع است خدمتتان عرض شود که شما می‌توانید با مراجعه به دادگستری شکایت خود را در این مورد اعلام کنید. رابطه نامشروع زمانی است که زن و مرد نامحرمی روابط غیر شرعی باهم داشته باشند. برخی قضات فقط روابط فیزیکی از جمله بوسیدن را رابطه نامشروع می‌دانند و برخی دیگر هرگونه رابطه دیگر از جمله ارسال پیامک‌های عاشقانه و راه رفتن و امثالهم. مقام قضایی رسیدگی کننده به پرونده از طرق مختلف در این مورد تحقیق می‌کند از جمله استعلام خط تلفن شوهرتان و آن خانم و درخواست پرینت پیامک‌ها. اگر اتهام رابطه نامشروع احراز شد، شوهرتان به شلاق یا جزای نقدی بدل از شلاق محکوم می‌شوند.

پرسشگر: در مورد طلاق چطور؟

وکیل خانه امن: در مورد تقاضای طلاق، اگر قصد جدایی دارید، اولین کاری که لازم است انجام دهید صحبت کردن با شوهرتان و قانع کردن ایشان به طلاق توافقی است. اگر توانستید در مورد مهریه توافق کنید و شوهرتان حاضر به جدایی شد، مشکلی ندارید. با مراجعه به دادگاه خانواده در مدت کوتاهی می‌توانید جدا شوید.

اما اگر شوهرتان راضی به طلاق نشد باید خودتان تقاضای طلاق دهید. می‌توانید در حین دادخواست طلاق مهریه‌تان را نیز مطالبه کنید. در دادخواست مواردی را که گفتید توضیح دهید و اگر در آن زمان شکایت کیفری به نتیجه رسیده باشد، رای آن هم ضمیمه کنید. در ‌‌نهایت اعلام کنید که قادر به ادامه زندگی به دلیل خیانت شوهر نیستید و دچار عسر و حرج شده‌اید.

یکی از موارد عسر و حرج زن، سوء‌معاشرت مرد است. قطعا خیانت عاطفی از طرف مرد یکی از مصادیق سوء‌معاشرت و رفتار است. در ‌‌نهایت دادگاه خانواده در این مورد تصمیم گیری می‌کند. علاوه بر حکم دادگاه یا پرونده کیفری که ضمیمه می‌کنید، می‌توانید شاهد نیز به دادگاه معرفی کنید و یا استشهادیه‌ای از افراد مطلع مبنی بر رفتارهای شوهرتان تنظیم کرده و تقدیم دادگاه کنید. به هر حال هر دلیل و مدرکی که فکر می‌کنید ثابت کننده رفتار نامتعارف و ارتباط نامشروع ایشان است را به دادگاه ارائه کنید.

پرسشگر: اگر طلاق بگیرم تکلیف فرزندم چه می‌شود؟

وکیل خانه امن: حضانت فرزند تا ۷ سالگی برعهده مادر و پس از آن در صورت اختلاف دادگاه تعیین می‌کند. اگر شما بتوانید رابطه نامشروع همسرتان را اثبات کنید، احتمال این‌که پس از ۷ سالگی نیز دادگاه شما را مسئول حضانت بداند زیاد است.

مرداد
۸
قاچاق انسان و خشونت خانگی: آنچه که باید بدانیم
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
walk-human-trafficking-12136-large
image_pdfimage_print

ترجمه: نرگس ثباتی

قاچاق انسان و خشونت خانگی می تواند به صورت یک سری خشونت های ادامه دار رخ دهد، و اقدامات افراد دخیل در قاچاق انسان معمولا با خشونت خانگی در هم‌آمیخته شده است.

تعریف خشونت خانگی

وزارت دادگستری خشونت خانگی را به عنوان الگویی از رفتار آزارگرانه در هر رابطه ای تعریف می کند که از سوی یک شریک رابطه برای کسب یا حفظ قدرت و کنترل روی شریک رابطه نزدیک خود به کار برده می شود. خشونت خانگی می تواند به شکل فیزیکی، جنسی، عاطفی، اقتصادی، یا روانشناختی باشد که شخص دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد. این اقدامات شامل هر رفتاری می شود که موجب ترساندن، استفاده ابزاری، تحقیر، انزوا، ارعاب، تهدید، اجبار، سرزنش، صدمه زدن، یا مجروح ساختن شخص مقابل شود. خشونت خانگی روی عزت نفس شخص تاثیر می گذارد. قاچاقچیان انسان اغلب از این عزت نفس پایین آمده قربانیان خود که زندگی خانوادگی توام با خشونت داشته اند، سوء‌استفاده می کنند. در مقابل، قربانیان قاچاق انسان هم اغلب در برابر حوادث خشونت خانگی در آینده آسیب پذیر هستند.

اقدامات افراد دخیل در قاچاق انسان اغلب با رفتارهای خشونت خانگی عجین شده اند

خشونت خانگی و قاچاق انسان به شکل پیچیده ای درهم آمیخته هستند. خشونت خانگی و قاچاق انسان تشابهات و نقاط ارتباط متعددی با هم دارند، مثلا قاچاقچیان انسان خود آزارگرانی هستند که دست به خشونت خانگی می زنند، قاچاقچیان از سابقه پیچیده قربانیان خود در لمس خشونت خانگی (یعنی قربانی خشونت خانگی یا شاهد خشونت خانگی بودن)، سوء استفاده می کنند تا انواع بیشتری از خشونت و آزار را در حین قاچاق انسان بر آنها روا دارند، مرتکبان خشونت خانگی از سابقه قربانی در قاچاق انسان سوء استفاده می کنند تا او را ترسانده، کنترل کرده و بیشتر آزار دهند، و خشونت خانگی و قاچاق انسان درعین اینکه دو پدیده جدا در زندگی قربانی هستند، اما بر توانایی قربانی در اعتماد به موسسات، ساختارهای اجتماعی، و به طور کلی مردم، تاثیر منفی می‌گذارند.

وقتی قاچاقچیان انسان مرتکبان خشونت خانگی هم باشند، تشخیص این دو نوع خشونت از هم می تواند مشکل شود، و گاه جدا کردن آنها غیرممکن است. تقسیم بندی افراد به قربانی قاچاق انسان یا قربانی خشونت خانگی ممکن است گزینه های قربانی برای خدمات اجتماعی و راه حل های حقوقی را محدود سازد. به علاوه، راه حل های حقوقی و محکومیت های کیفری به تنهایی نوع خشونت روا داشته بر یک فرد را تعیین نمی کند. در زیر مثال هایی از مواردی آمده که خشونت خانگی و قاچاق انسان می توانند با هم براساس یک سری دلایل یکسان پدیدار شوند:

  • بردگی داوطلبانه در ازدواج: در مواردی که قاچاقچیان انسان همسران خود را به انجام خدمات یا کار، مثل کار در خانه، کار در تجارت های خانوادگی، یا کار جنسی مجبور می کنند. این قاچاقچیان ممکن است معمولا همسران خود را مورد آزار فیزیکی و جنسی هم قرار دهند، و نیز آنها را با مهاجرت و پیامدهای حقوقی و قانونی تهدید کنند.
  • اقتصادهای مبتنی بر سوء استفاده جنسی:‌ در مواردی که فرد گرفتار قاچاقچیانی می شود که به او اظهار عشق و علاقه می کنند. این موارد شامل اظهار عشق دروغین و فریبکارانه،‌ تجاوز،‌ و سپس الگویی مجزا از خشونت خانگی برای کنترل یا متقاعد ساختن قربانی به مشارکت در فعالیت کسب درآمد از رابطه جنسی (یعنی روسپی گری یا هرزه نگاری) می شود.
  • دیگر کارهای اجباری: مواردی که در آنها افراد توسط اعضای دیگر خانواده خود (علاوه بر شریک نزدیک زندگی)‌ برای موقعیت های کاری اجباری (برای مثال کار در رستوران، فروشندگی،‌ یا خدمتکاری) قاچاق می شوند.

شباهت ها و تفاوت های بین خشونت خانگی و قاچاق انسان

قاچاق انسان و خشونت خانگی شکل هایی از اِعمال قدرت و کنترل هستند.  قربانیان قاچاق انسان نیز مانند قربانیان خشونت خانگی اغلب از خشونتِ دیگر اعضای خانواده یا نزدیکان خود رنج می برند. قربانیان خشونت خانگی و قاچاق انسان شکل های مشابهی از خشونت و آزار را تجربه می کنند: خشونت فیزیکی و جنسی،‌ انزوای فیزیکی یا ذهنی، ‌تهدید به آزار و شکنجه،‌ تخریب شخصیت و نامیده شدن با اسامی تحقیرآمیز، ‌کنترل مدارک مهاجرتی و مالی، ‌و تهدید به آزار با فرایندهای حقوقی (برای مثال دیپورت شدن یا شکایت حقوقی).

افراد بسیار اندکی که از درب دفتر مشاوران و خدمات دهندگان اجتماعی داخل می آیند خود را قربانی قاچاق انسان یا خشونت خانگی می دانند. بنابراین،‌ آنها معمولا از حمایتهای قانونی، ‌حق و منابع موجود برای کمک به بهبود خود آگاهی ندارند. قربانیان قاچاق مهاجران و خشونت خانگی برای ترک موقعیت نامناسب خود از موانع بزرگ دیگری هم رنج می برند، ازجمله توانایی صحبت کردن به زبان جدید،‌ ترس از اِعمال قانون،‌ فقدان آگاهی درباره حقوق و قوانین، فقدان آگاهی درباره خدمات موجود، ‌ترس از دیپورت شدن، ‌و ملاحظات فرهنگی خاص. علی رغم این شباهت ها، باید به تفاوت روش های قاچاق انسان و خشونت خانگی هم اشاره شود.

تفاوت اصلی آنها تعریف حقوقی این دو است. هدف اصلی قاچاق انسان سوء استفاده است، به طوری که طی این اقدام یک شخص از آزار شخص دیگر سود یا مزایایی به دست می آورد. قربانی قاچاق انسان باید اعمال زور (کتک)، فریب (اینکه چگونه به او دروغ گفته اند) و اضطرار (تهدید) را ثابت کند (مگراینکه این افراد در اقتصادهای جنسی وارد شده و اصطلاحا قربانی قاچاق جزئی شده باشند). خشونت خانگی اما بر خلاف قاچاق انسان، ‌الگویی از آزار در روابط نزدیک است. این تفاوت در تعریف ها، واکنش های متفاوتی را هم می طلبد.

حمایت و حفاظت از افراد قاچاق شده معمولا با همکاری آنها در بازجویی ها و پیگرد قاچاقچیان ارتباط تنگانگی دارد. از آنجا که قاچاقچیان ممکن است از شبکه های پیچیده ای برای آزار چندین قربانی بهره ببرند، ‌تصویر قاچاق اینست که چگونه یک فرد می تواند “چندین بار فروخته شود”. بنابراین، به قربانیان قاچاق به مثابه نیروی کار “قابل مصرف” نگاه می شود. در مقابل،‌ خشونت خانگی به وسیله یک رابطه ناسالم بین آزارگر و فرد قربانی تعریف می شود، که می تواند، در بدترین حالت به خود-دیگرکشی (خودکشی پس از قتل دیگری) منجر گردد؛ داده ها نشان می دهد که ۹۵ درصد از خود-دیگرکشی ها با خشونت خانگی آغاز شده است. به علاوه،‌ در قاچاق انسان بیشتر از خشونت خانگی سوء استفاده انجام می گیرد، ‌و [درنتیجه] منابع باید طوری تنظیم شده و توسعه یابند که به نیازهای فردی که مورد قاچاق قرار گرفته پاسخ دهند.

استفاده از یک رویکرد قربانی-محور در رفتار با قربانیان خشونت خانگی و قاچاق انسان

“رویکرد مبتنی بر قربانی خشونت خانگی” (رویکرد قربانی محور) برای رفتار و خدمات دهی، مدلی برای پشتیبانی از قربانیان قاچاق انسان است. رویکرد قربانی-محور تاکید می کند که توامندسازی شخص، پیشنهاد دادن گزینه های انتخابی، و احترام به انتخاب ایشان کارامدترین ابزار برای پاسخ دهی به نیازها و اهداف آنها است. مشاوران خشونت خانگی روی ارائه خدمات داوطلبانه، عاری از قضاوت، مناسب از نظر فرهنگی و زبانی، و مطابق با اولویت ها و نگرانی های شخص مراجعه کننده تاکید می کنند. آنها همچنین برای کاهش تمایل جامعه به “سرزنش قربانی” گام های بزرگی برداشته اند. برای مثال، مشاوران خشونت خانگی برای کمک به قربانیان خشونت خانگی آموزش دیده اند، حتی اگر خود قربانی قبلا انتخاب کرده که با شریک آزارگر خود از در آشتی درآید. رویکرد قربانی-محور برای قربانیان قاچاق انسان، برای مثال، به معنای ارائه کمک های عاری از قضاوت به آنهاست حتی اگر خود آنها در قاچاق خود و رد شدن از مرز نقش داشته باشند، به تن فروشی راضی باشند، یا به عنوان بخشی از آزار و اذیت خود، در فعالیتهای جنایی دیگر شرکت داده شده باشد.

قربانیانی که از قدرت تصمیم گیری برخوردارند، با سرعت بیشتری امنیت، ‌اعتماد و عزت نفس خود را دوباره به دست می آورند و در موارد حقوقی به عنوان شاهدانی قدرتمندتر ظاهر می شوند. وقتی قربانیان قاچاق انسان از کمبود حس کنترل روی موارد مربوط به خود رنج می برند، ممکن است از خدمات و فرایندهای حقوقی انصراف داده، دچار صدمه روانی مجدد شده، از گفتن حقیقت امتناع ورزیده، دوباره به سوی قاچاقچیان خود برگردد، و/یا وارد روابط استثمارگرانه جدید شود. ارائه کنندگان خدمات باید متوجه باشند که اگرچه قربانیان قاچاق انسان در دستان قاچاقچی خود از آزارهای غیرقابل تصوری رنج برده اند، قربانیان ناگزیر و درمانده نیستند. این ایده “نجات” قربانیان قاچاق آنها را به ایجاد این هویت “قربانی محض” درمانده سوق می دهد، که با مدل توامندساز قربانی-مجور در تضاد است.

مشاوران خشونت خانگی می‌توانند خدمات مناسبی به قربانیان خشونت خانگی ارائه دهند

بسیاری از ارائه دهندگان خدمات اجتماعی به [قربانیان] قاچاق انسان مشاوران متخصص در درمان قربانیان خشونت خانگی و تجاوز جنسی بوده‌اند، که حتی پیش از تصویب قانون TVPA فدرال در سال ۲۰۰۰ به قربانیان قاچاق خدمات ارائه می کردند. مشاوران خشونت خانگی در استفاده از چارچوب سازمانی اداره خود برای کمک به دسترسی قربانیان به مسکن، خدمات درمانی، مترجم، خطوط بحران (خطوط تلفن مخصوص)، حق ویژه در بهره مندی از مسوول رسیدگی به پرونده، و ارائه دهندگان خدمات متخصص موارد اِعمال قدرت و اجبار، محرمانگی، کار با قربانیان آسیب های روحی روانی، و صلاحیت فرهنگی و زبانی، دارای اختیارات مناسبی هستند.

مشاوران و پناهگاه های خشونت خانگی معمولا قربانیان خشونت خانگی را حمایت می کنند. بودجه مخصوص [حمایت از قربانیان و مبارزه با]  قاچاق انسان برای تامین حمایت طولانی مدت لازم برای پرداختن به این مشکل همیشه ناکافی است و درنتیجه مشاوران خشونت خانگی و پناهگاه ها اغلب سخاوتمندانه با بودجه دیگر موارد خشونت خانگی از اشخاص قربانی قاچاق انسان حمایت کرده و هزینه های بلندمدت را جذب می کنند. هرگونه قطعِ بودجه [مبارزه با] خشونت خانگی و قاچاق انسان موجب کاهش توانایی های افرادی خواهد شد که به تامین خدمات اجتماعی و حقوقی برای حمایت از قربانیان قاچاق انسان، مبادرت می ورزند. 

توصیه ها

۱.  تحقیق درباره اینکه آیا شخص می تواند هم خشونت خانگی و هم قاچاق انسان را تجربه کرده باشد، و جستجو برای تمامی خدمات و راه حل های قانونی ممکن

۲. شناسایی روابط، شباهت ها، و تفاوت های بین قاچاق انسان و خشونت خانگی
۳. استفاده از یک رویکرد قربانی-محور برای خشونت خانگی به منظور توامندسازی قربانیان قاچاق انسان

۴. تعدیل و تقویت خدمات مربوط به خشونت خانگی به منظور حمایت از قربانیان قاچاق انسان

۵. افزایش بودجه مخصوص کمک به افراد قربانی قاچاق انسان درعین آگاهی از اینکه قطع بودجه حمایت از قربانیان خشونت خانگی و قاچاق انسان به هر دوی آنها صدمه خواهد زد

۶. تقویت تلاش های هماهنگ در سطح سازمان ها که موجب رجحان رویکردهای “قربانی-محور” می شوند (یعنی، قانون خانواده، قانون مهاجرت، قانون کیفری، خدمات اجتماعی، اجرای قانون، خدمات حفاظتی و ارائه کنندگان مراقبت های بهداشتی/درمانی).

منبع: Freedom Network USA

مرداد
۸
روز جهانی علیه قاچاق انسان، روزی از جنس دیگر
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
636024662939166272
image_pdfimage_print

«همه کشورها باید دست در دست هم برای غلبه بر این تهدید فراملی تلاش کنند. این تلاش از مسیر حمایت و حفاظت از قربانیان و نیز تعقیب و محاکمه مجرمان می‌گذرد. بیاید در روز جهانی علیه قاچاق انسان، همه با هم به نام عدالت و شرافت برای همگان، برای اقدامی عملی عهد کنیم.»  پیام بان‌ کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل، به مناسب روز جهانی علیه قاچاق انسان  

خانه امن: قاچاق انسان، سالانه زندگی میلیون‌ها نفر را جهان به هم می‌ریزد. قاچاق انسان چه با هدف استثمار نیروی کار آنها و چه با هدف استثمار جنسی آنها از چهره‌های زشت ستم بشر علیه بشر است که همچنان در قرن بیست و یکم هم ادامه دارد. تمرکز خانه امن در روز جهان مبارزه با قاچاق انسان، بر فروش کودکان و نوزادان است که می‌توان آن را از مصادیق بارز خشونت خانگی دانست. همان‌طور که بان‌ کی‌مون هم پیشتر گفته است: دختران آسیب دیده بخش بزرگ قربانیان قاچاق انسان هستند.

در خانه امن بخوانید: 

قاچاق انسان و خشونت خانگی، ترجمه‌ای از نرگس ثباتی

گفتگو ماهرخ غلامحسین‌پور با حسین رئیسی، حقوقدان و وکیل دادگستری: ازدواج در کودکی، پوششی برای خرید و فروش کودکان

نوشته محمد اولیایی‌فرد، وکیل دادگستری با: تلاقی زندگی آمنه و ناهید: نگاهی به قوانین درباره کودک فروشی

گزارشی درباره کودکانی که در دوره جنینی معامله می‌شوند

معامله کودکان، دردی که درمان ندارد

به پادکست فقر، خرید و فروش کودکان و ازدواج اجباری گوش کنید.

مرداد
۷
آخرین وضعیت ابتلا و درمان هپاتیت در ایران، آیا شما در معرض خطر هستید؟
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Print
image_pdfimage_print

ویروس هپاتیت بسیار قوی‌تر از ویروس ایدز است، اما امروزه راه‌های پیشگیری و درمان هپاتیت کشف شده است؛ با این وجود همواره متخصصان، افراد را برای دورماندن از این بیماری تشویق به رعایت نکات بهداشتی به‌ویژه در روابط جنسی و در میان افراد معتاد می‌کنند.

از سال ۲۰۱۰، ۲۸ جولای، سالروز تولد پروفسور باروخ ساموئل بلومبرگ، کاشف هپاتیت نوع B و برنده جایزه نوبل، به عنوان روز جهانی هپاتیت شناخته می‌شود. هپاتیت‌های پنج‌گانه A، B، C، D و E سالانه موجب مرگ صدها میلیون انسان می‌شود و لذا رسیدگی به این بیماری و تبلیغ راه‌های پیشگیری و درمان آن، از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.

کمتر از یک درصد مبتلایان به هپاتیت در دنیا به درمان دسترسی دارند
شعار امسال سازمان بهداشت جهانی «Know hepatitis – Act now» است. به گزارش این سازمان، هپاتیت ویروسی سالانه روی سلامت صدها میلیون نفر تأثیر می‌گذارد و باعث بیماری‌های مزمن کبدی و مرگ نزدیک به ۱٫۴ میلیون نفر عموماً به دلیل هپاتیت‌های B و C می‌شود. براساس برآوردها تنها پنج درصد از افراد مبتلا به هپاتیت مزمن از بیماری خود مطلع‌اند که کمتر از یک درصد آن‌ها به درمان دسترسی دارند.

شیوع ۲ درصدی هپاتیت B در ایران
براساس برآوردهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی آمار ابتلا به هپاتیت B در کشور یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر است که ناشناخته هستند و باید با آگاهی و غربال‌گری، شناسایی شوند تا تحت مراقبت و درمان قرار گیرند.

هپاتیت B عموماً از طریق رابطه جنسی منتقل می‌شود، البته این موضوع مانع ازدواج مبتلایان نخواهد شد و آن‌ها می‌توانند با در نظر گرفتن مسائل بهداشتی ازدواج کنند. انتقال از طریق خون نیز در این نوع هپاتیت اتفاق می‌افتد. در مورد ویروس هپاتیت B به علت مقاومت بالا، ویروس می‌تواند ۷ تا ۱۰ روز بر روی سطوح باقی بماند و باعث انتقال آلودگی شود؛ لذا وسایل مشترک مثل مسواک، قیچی و غیره نیز می‌توانند در انتقال این بیماری نقش داشته باشند.

براساس بررسی‌های شبکه هپاتیت ایران ۲۰ سال قبل شیوع هپاتیت B در برخی مناطق کشور بیش از پنج درصد گزارش شده بود، اما از سال ۷۳ با شروع واکسیناسیون نوزادان، افراد پرخطر و سایر گروه‌ها، این رقم امروز به جز استان‌های سیستان‌وبلوچستان و گلستان، به کمتر از ۲ درصد رسیده است. در برخی نقاط نیز کمتر از یک درصد ابتلا به هپاتیت B وجود دارد. در حال حاضر میزان شیوع هپاتیت B در افراد زیر ۲۸ سال کمتر از یک درصد و در افراد زیر ۲۲ سال کمتر از نیم درصد است.

وضعیت بالا در شرایطی است که سایر کشورهای منطقه در زمینه شیوع این نوع از هپاتیت وضعیتی بسیار اسفناکی دارند و ناامنی و جنگ، ۲ عامل پوشش کمتر از ۶۰ درصد نوزادان در زمینه واکسیناسیون هپاتیت است.

واکسیناسیون هپاتیت B متولدین قبل از سال ۶۸
هپاتیت B واکسن دارد که بسیار کم‌عارضه است و تمام کسانی که امکان ابتلا به آن را دارند، می‌توانند به راحتی واکسینه شوند. سال ۱۳۸۵ وزارت بهداشت تصمیم گرفت سراغ گروه‌های در معرض انتقال از طریق تماس جنسی برود؛ در نتیجه در یک برنامه چهار ساله، متولدین سال‌های ۶۸ تا ۷۱ را که در سن آغاز باروری بودند، واکسینه کرد. برنامه آینده این وزارتخانه، واکسیناسیون متولدین قبل از سال ۶۸ است. گروه‌هایی در کشور مانند زندانیان، در معرض خطرات جدی‌تری هستند که ۳۵ هزار نفر از آن‌ها در برابر ابتلا به هپاتیت B، واکسینه شدند که امسال نیز باقیمانده آن‌ها با همکاری وزارت بهداشت و سازمان زندان‌ها واکسینه خواهند شد. این وزارتخانه تلاش کرده است که سایر گروه‌های پرخطر مانند معتادان تزریقی را نیز پوشش دهد.

میزان ابتلا به هپاتیت B در زندان کمتر از جامعه است
صحبت‌های مسئولان سازمان زندان‌ها و وزارت بهداشت، حاکی از آن است که بیش از نیمی از افرادی که وارد زندان می‌شوند، اعتیاد دارند. از سال ۹۴ سازمان زندان‌ها به‌طور جدی با وزارت بهداشت همکاری خود را در زمینه پیشگیری از ابتلا به هپاتیت B آغاز کرد. با توجه به رصد این بیماری، می‌توان گفت میزان ابتلا به آن در زندان کمتر از جامعه است. به علت در دسترس بودن زندانیان و آمار بالای شناسایی افراد مبتلا به هپاتیت، می‌توان درمان آن‌ها را به‌راحتی پیگیری کرد. یکی از مهم‌ترین اقدامات در این زمینه برنامه‌های کاهش آسیب است در این سازمان بیش از ۵۰ هزار نفر در ماه تحت درمان با متادون قرار می‌گیرند. درمانگاه‌های ۲۴ ساعته زندان به صورت رایگان به این افراد خدمات ارایه می‌کند. در زندان‌ها یک بسته درمانی وجود دارد که هپاتیت تنها بخشی از آن است. این مورد نیز در زمان ورود زندانیان شناسایی و درمان می‌شود. به‌طورکلی می‌توان گفت درمان، توانبخشی و اقدامات خدماتی و حمایتی، مدیریت بحران در لحظه است.

تمام زندانیان ایران سال قبل در برابر ابتلا به هپاتیت B واکسینه شدند. قرار است امسال نیز این کار برای تمام کسانی که کارت واکسیناسیون ندارند، انجام شود. همچنین تمام اهداکنندگان خون نیز در برابر این بیماری واکسینه خواهند شد.

همچنین وزارت بهداشت تصمیم دارد در ۱۰ سال آینده پوشش واکسیناسیون هپاتیت B برای تمام افراد زیر ۴۰ سال را انجام دهد. واکسیناسیون کارگران شهرداری نیز به دلیل ارتباط با سوزن و سرنگ‌های موجود در محیط، آغاز شده است. کارکنان آرایشگاه‌ها، پرسنل مراکز درمانی و نوزادان نیز تحت پوشش این برنامه قرار می‌گیرند.

پوشش ۹۰ درصدی واکسیناسیون هپاتیت B برای نوزادان
اطلاعات شبکه هپاتیت ایران حاکی از این است که امروز ایران در زمینه پوشش واکسیناسیون نوزادان از نظر ابتلا به هپاتیت B به عدد ۹۰ درصد رسیده است. در حال حاضر تمام داروها در داخل کشور تولید می‌شوند و تحت پوشش بیمه قرار گرفته‌اند. همچنین دانش فنی لازم،‌ آزمایشگاه و نیروی انسانی کافی نیز در تمام استان‌ها وجود دارد.

۹۸ درصد موارد مبتلا به هپاتیت C به‌طور کامل درمان می‌شوند
براساس آمارهای اعلام‌شده از وزارت بهداشت، موارد ابتلا به هپاتیت C در میان گروه‌های پرخطر بسیار زیاد است و ۳۸ درصد معتادان تزریقی به این عفونت مبتلا هستند. هپاتیت C، واکسن ندارد و مهم‌ترین ویژگی آن انتقال از فرد آلوده به دیگران است. اگر فرد مبتلا به این عفونت درمان شود، به منزله پیشگیری و جلوگیری از انتقال این عفونت به دیگران است.

به گفته رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت تا پیش از این درمان هپاتیت C بسیار دشوار و داروی آن همراه با عارضه بود. امروزه درمان این بیماری به نوع خوراکی تغییر کرده و عوارض آن نیز بسیار کاهش پیدا کرده است. همچنین طول دوره درمان به ۳ تا ۶ ماه کاهش یافته است. ۹۸ درصد موارد نیز به‌طور کامل درمان می‌شوند. اگر ظرف ۱۵ سال این برنامه اجرا شود، جزو اولین کشورهایی خواهیم بود که به هدف حذف این بیماری می‌رسیم. داروی این بیماری در بازارهای جهانی با قیمت ۷۰ میلیون تومان فروخته می‌شود، اما امروز در کشور برای یک دوره درمان سه ماهه، به مبلغ ۲٫۵ میلیون تومان فروخته می‌شود.

سال ۱۴۱۰ میزان شیوع هپاتیت C در کشور به کمتر از ۰٫۰۵ درصد خواهد رسید
آمارهای منتشرشده از شبکه هپاتیت ایران نشان می‌دهد در ۱۰ سال گذشته میزان شیوع هپاتیت C در میان بیماران دیالیزی بیش از ۱۸ درصد بود که در حال حاضر به کمتر از ۳ درصد رسیده است و در مراکز همودیالیز هیچ موردی از هپاتیت C وجود ندارد. در بیماران هموفیلی این رقم بالای ۴۰ درصد بود که امروز به کمتر از ۱۰ درصد رسیده است. همچنین میزان شیوع در میان بیماران تالاسمی نیز بالای ۳۰ درصد بود که در حال حاضر کمتر از ۷ درصد است.

امروزه در سراسر کشور حدود ۵۰۰ بیمار مبتلا به هپاتیت نسبت به درمان مقاوم هستند. زمان ریشه‌کنی هپاتیت C در میان جمعیت بیماران خاص سال ۱۴۰۰ است و این موارد تا آن زمان در بین بیماران خاص حذف خواهد شد. جوانان در معرض رفتارهای پرخطر، اعتیاد و زندان هستند و پیش‌بینی می‌شود بین ۱۸۰ تا ۲۵۰ هزار نفر در گروه‌های مختلف جامعه به هپاتیت C مبتلا باشند. قسمت اعظم این مبتلایان نیز معتادان تزریقی هستند. به همین خاطر تمرکز باید بر اعتیاد در زندان‌ها و همچنین کنترل این بیماری در میان جوانان باشد.

سال گذشته ۴۵۰۰ نفر در کشور درمان شدند. امسال طبق برآوردها ۶۰۰۰ نفر، سال بعد ۱۰ هزار نفر و از ۲ سال آینده ۲۰ هزار نفر درمان خواهند شد. به این ترتیب در سال ۱۴۱۰ شیوع هپاتیت C در کشور به کمتر از ۰٫۰۵ درصد خواهد رسید.

هپاتیت در وضعیت بحرانی قرار ندارد
دکتر سید مؤید علویان، رییس شبکه هپاتیت کشور در گفت‌و‌گو با خبرنگار مهرخانه، در مورد مقایسه وضعیت هپاتیت و ایدز تصریح کرد: هپاتیت ویروسی B و C جزو بیماری‌هایی هستند که امروزه قابل کنترل و درمان هستند. البته ویروس هپاتیت B و C برخلاف ویروس ایدز در محیط بیشتر زنده می‌ماند، به همین دلیل باید از لحاظ بهداشتی بیشتر مراقب باشیم. هپاتیت B واکسن و هپاتیت C درمان قطعی دارد؛ به همین دلیل این‌ها بیماری‌هایی هستند که قابل پیشگیری و درمان هستند. پس می‌توانیم بگوییم هپاتیت در وضعیت بحرانی قرار ندارد. ۷۰ درصد مبتلایان هپاتیت B ناشناخته هستند. تلاش می‌کنیم با آگاه‌سازی جامعه و تبلیغات نسبت به کشف موارد مخفی بیماری هپاتیت B اقدام کنیم. برنامه‌های رسانه‌ها در جهت کشف بیماری و تشویق مردم به انجام آزمایش در همین راستاست. در بزرگسالان خطر انتقال هپاتیت B از راه‌های روابط جنسی وجود دارد؛ به همین دلیل چه تغییر رفتار پرخطر و چه استفاده از واکسن، به این موضوع کمک می‌کند. وزارت بهداشت به دنبال افزایش سطح پوشش واکسیناسیون به‌ویژه در افراد بزرگسال است. احتمال انتقال هپاتیت C از راه جنسی کمتر از هپاتیت B است. آموزش‌هایی که برای ایدز صورت می‌گیرد، در هپاتیت هم تأثیرگذار است.

۸۰ درصد مبتلایان به هپاتیت C ناشناخته هستند
او به تشریح وضعیت هپاتیت C پرداخت و افزود: عموماً مبتلایان به هپاتیت C در گروه‌های خاص هستند؛ افراد با سابقه اعتیاد، تزریق خون قبل از سال ۷۵ و کسانی که در جامعه رفتار پرخطر دارند، معمولاً بیشتر دچار هپاتیت C می‌شوند. حدود ۸۰ درصد مبتلایان ناشناخته هستند که با انجام آزمایش شناسایی می‌شوند. توصیه می‌شود اگر رفتار پرخطر داشتید، با انجام آزمایش به شناسایی بیماری کمک کنید. در منطقه کمترین شیوع هپاتیت c را داریم. شیوع این بیماری در جمعیت عادی کشور زیر نیم درصد است، اما شیوع آن در بین معتادان بالاست. بیمه ها اخیراً بیشتر به جرگه حمایت وارد شده‌اند؛ گرچه هنوز کافی نیست. انتظار حمایت بیشتر داریم، زیرا هنوز برخی بیماران به‌ویژه کسانی که دفترچه ندارند، در درمان بیماری و هزینه‌ها مشکل دارند. ولی به نظر می‌رسد بتوانیم در سال ۱۴۱۰ هپاتیت C را در ایران ریشه‌کن کنیم.

برنامه‌های سازمان بهداشت جهانی در زمینه هپاتیت
روز جهانی هپاتیت، فرصتی برای تلاش ملی و بین‌المللی در زمینه هپاتیت و درخواست از کشورهای عضو برای حمایت از گسترش اولین استراتژی بخش بهداشت جهانی در زمینه هپاتیت‌های ویروسی در سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱ است که در ۶۹امین مجمع بهداشت جهانی در مه ۲۰۱۶ تصویب شد است. استراتژی جدید، کاهش ۳۰ درصدی موارد جدید هپاتیت B و C و کاهش ۱۰ درصدی مرگ و میر تا سال ۲۰۲۰ است.

رویکردهای کلیدی در طول این دوره گسترش برنامه‌های واکسیناسیون هپاتیت B، تمرکز روی جلوگیری از انتقال هپاتیت ویروسی B از مادر به فرزند، بهبود تزریق، خون و ایمنی جراحی، کاهش آسیب خدمات برای افرادی که اعتیاد تزریقی و افزایش دسترسی به تشخیص و درمان هپاتیت B و C است.

سازمان بهداشت جهانی در این روز از سیاست‌گذاران، کارکنان بهداشت و عموم مردم برای عمل در راستای شعار «Know hepatitis – Act now» دعوت کرده است. این سازمان، مسئولان را تشویق کرده تا با اطلاع داشتن از وضعیت کشور خود در زمینه عفونت و در نهایت پیگیری درمان، میزان مرگ و میر را کاهش دهند. در سراسر جهان به‌منظور بهبود دانش عمومی نسبت به خطر هپاتیت و افزایش دسترسی به آزمایش هپاتیت و خدمات درمانی، فعالیت‌هایی انجام خواهد شد.

آیا شما در معرض خطر هستید؟
هپاتیت ویروسی ۴۰۰ میلیون نفر در سطح جهان را تحت‌تأثیر قرار داده است و با توجه به فراگیری این بیماری همه در معرض خطر هستند.

آزمایش گرفتن
برآورد می‌شود که ۹۵ درصد از افراد مبتلا به هپاتیت از بیماری خود بی‌اطلاع هستند. آزمون هپاتیت پیچیده است و می‌تواند در بسیاری از کشورها که ظرفیت آزمایشگاهی ضعیفی دارند، پرهزینه باشد.

تقاضای درمان
در سطح جهانی، عدم آگاهی و دسترسی نامناسب به خدمات درمان هپاتیت به شکلی است که بسیاری از افراد نیازمند درمان، آن را دریافت نمی‌کنند، اما بیش از ۹۰ درصد افراد مبتلا به هپاتیت C را می توان در طول ۳-۶ ماه به‌طور کامل درمان کرد. همچنین درمان مناسب هپاتیت B و C می‌تواند از توسعه عوارض تهدیدکننده زندگی و بیماری‌های مزمن کبدی مانند سیروز و سرطان کبد جلوگیری کند. مطابق اعلام سازمان بهداشت جهانی می‌توان با روش‌های درمانی، ۷ میلیون نفر را در سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۳۰، با بهره‌گیری از دستاوردهای اقتصادی نجات داد.

منبع: مهرخانه

مرداد
۷
عشقمان با هیپاتیت نمی‌میرد
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Caption:  malecula/ Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: malecula/ Bigstock.com

بیادمان باشد بیماری خبر نمی‌کند. نباید از خاطر ببریم زمانی که خودمان یا شریک جنسیمان مبتلا به هیپاتیت یا‌‌ همان «التهاب پارانشیم کبدی» می‌شویم، دنیا به آخر نرسیده و راه‌هایی برای ادامه یک زندگی عادی و حفظ مفهوم خانواده وجود دارد.

 نخستین قدمی که باید برداریم، گرفتن کمک و مشاوره از کسانی است که می‌توانند به روش علمی، راهنمایمان باشند چرا که به راحتی می‌شود با درایت، پیشگیری و مشاوره، زندگی زناشویی را از نابودی حتمی نجات داد.

هیپاتیت نوعی بیماری مرموز و چند شاخه است که تا به حال هشت نوع آن شناسایی شده و می‌تواند منشا باکتریایی یا ویروسی داشته باشد. هیپاتیت ویروسی گاهی از یک بیماری شبه سرماخوردگی شروع می‌شود.

اما انواع پیچیده‌تر آن هم وجود دارند، هیپاتیتی به اسم هیپاتیت «سی» که بر اثر از کار افتادن کبد نمایان شده و همچون ویروس اچ آی وی، از طریق خون آلوده، رابطه جنسی، استفاده از سرنگ مشترک، خالکوبی، تتو یا زخمی شدن عضوی از اعضای بدن در محیط آلوده و عفونی بیمارستانی منتقل می‌شوند. یا هیپاتیتB که احتمال انتقال ویروس آن از طریق استنشاق سرم افرادی که با درصد بالای آلودگی این بیماری مواجهند، قابل انتقال است و به طور مستقیم کبد را هدف می‌گیرد.

اما علی‌رغم پیچیدگی برخی از انواع این بیماری، راه‌های متعددی برای حفظ زندگی مشترک زوج‌هایی که یکی از طرفینش به این بیماری مبتلاست، وجود دارد.

علی راستش را گفت

 علی را از طریق فعالیت در یکی از وبلاگ‌های مرتبط با هیپاتیت پیدا می‌کنم، به او ایمیل می‌زنم، با خوشرویی و به سرعت پاسخم را می‌دهد. می‌گوید که بعد از یک بیماری سخت و انجام عمل کلیه متوجه شده که مبتلا به هیپاتیت سی است. از‌‌ همان اول مسئله را صادقانه با همسرش در میان گذاشته و تاکید کرده که به او حق می‌دهد زندگی زناشویی‌اش را ترک کند.

علی به خانه امن می‌گوید: «علیرغم تصورم، همسرم با خوشرویی و دلسوزی با این مسئله مواجه شد. استدلال او در پاسخ درخواستم این بود که «درست است که تو بیماری، اما عشقمان هنوز نمرده و ما می‌توانیم پیشگیری و مراقب کنیم.»

علی که حدس می‌زند به علت دریافت فرآورده خونی آلوده بعد از جریان عمل کلیه به این بیماری مبتلا شده توضیح می‌دهد: «از آن اتفاق تا به حال یازده سال گذشته، ما یک دختر هشت ساله داریم. من با مراقبت و همکاری پزشکم توانسته‌ام شمارش ویروسم از شش هزارتا را به صفر برسانم. ما رابطه جنسی متعادلی داریم و به توصیه مشاور و سکس تراپیستی که به او مراجعه کرده‌ایم از کاندوم و وسایل پیشگیری استفاده می‌کنیم و همسرم کماکان یک فرد سالم است. »

آمار دقیقی از مبتلایان وجود ندارد

گرچه آمار دقیقی از مبتلایان به هیپاتیت در ایران وجود ندارد اما به طور تقریبی و با یک حساب سرانگشتی به نظر می‌رسد دو میلیون نفر ناقل هیپاتیت B هستند. در مورد آمار مبتلایان به هیپاتیت C نیز، سال گذشته رئیس مرکز بیماری‌های واگیردار وزارت بهداشت گفت ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر در کشور به این شاخه از هیپاتیت مبتلا هستند.

البته باید گفت این‌ها افرادی هستند که نسبت به بیماری خودشان مطلع و آگاهند، چرا که مهم‌ترین خصیصه بیماری هیپاتیت، پنهان و مرموز بودن آن است و تقریبا بیش از نود درصد بیماران هیپاتیتی نسبت به بیماری خودشان مطلع نمی‌شوند.

همین مسئله نیز در شیوع هر چه بیشتر این بیماری مرموز و خاموش موثر است. مهم‌ترین مشکل بیماری هیپاتیت این است که علائم آشکاری در مورد بیماری وجود ندارد. ویروس در خون باقی می‌ماند و گاهی آن چنان این ویروس مغفول می‌ماند که تبدیل به سرطان کبدی می‌شود. ما ممکن است سال‌های سال با شریک جنسیمان در ارتباط باشیم، حتی خودمان به این بیماری مبتلا باشیم اما از وجود این نارسایی کاملا بی‌اطلاع بمانیم.

آنچه وجه تشابه هیپاتیت سی با اچ آی وی است، این است که این بیماری از طریق خون فرد آلوده به دیگری منتقل می‌شود، یعنی با‌‌ همان روش‌های انتقال ایدز، استفاده از سرنگ آلوده، رابطه جنسی کنترل نشده و فرآورده‌های خونی آلوده می‌توان بیماری را به دیگری منتقل کرد.

پنهان کردن هیپاتیت، خشونت آشکار است

همیشه اوضاع آن طورکه «علی» مدیریت کرده، پیش نمی‌رود و گاهی یکی از شرکای جنسی در یک رابطه زناشویی علیرغم اطلاع از شرایط بیماری، آن را پنهان می‌کند.

 مهری را هم از طریق‌‌ همان وبلاگ مرتبط با بیماران هیپاتیت شناسایی می‌کنم، او می‌گوید: «مبتلا به هیپاتیت B بود. از قبل از عروسی می‌دانست مبتلا شده، خودش که انکار می‌کند اما دکتر به من گفت با یک آزمایش خون ساده می‌شود فهمید. من متعجبم چطور در جریان آزمایش ضمن عقد دکتر متوجه نشد؟ ما در یک شهرستان کوچک با هم ازدواج کردیم و آن‌ها همدیگر را رو در رو می‌شناسند، احتمالا با دکتر تبانی کرده به هر حال. اما چیزی که مرا رنج می‌دهد این است که چرا با اینکه می‌دانست به این بیماری مبتلاست باز هم به سکس بدون پوشش و کاندوم و سکس دهانی اصرار می‌کرد؟»

کاری که همسر مهری کرده ‌‌نهایت خشونت و بی‌انصافی در جریان یک رابطه سالم زناشویی است. «مهری» هم الان یک فرد مبتلاست. او یکبار دچار سیروز کبدی شده و حتی دکتر احتمال می‌داده که ممکن است دچار «انسفالوپاتی» شود، وضعیتی که می‌تواند منجر به مرگ فرد مبتلا به هیپاتیت B شود. با همه این‌ها او خوشحال است که با درک به موقع وضعیت، حداقل از بچه دارشدنش جلوگیری کرده و توانسته جلوی فاجعه را بگیرد.

چگونه یک رابطه زناشویی سالم داشته باشیم؟

دکتر النا یعقوبی با شنیدن سرگذشت «مهری» به خانه امن می‌گوید: «احتمالا علت این پنهانکاری می‌تواند ترس از دست دادن شریک زندگی یا بهم خوردن نظم و چهارچوب زندگی خانوادگی باشد. »

او می‌گوید به لحاظ علمی احتمال انتقال ویروس هـپاتیت B بین پنجاه تا صد برابر آسان‌تر و بیشتر از HIV یا ویروس مولد ایدز است و با تماس جنسی فرد ناقل یا آلوده به ویروس – که غالبا ابتلائشان هم بدون علامت مشخص است- منجر به انتقال هپاتیت مى شود.

او تشریح می‌کند که ویروس هپاتیتB علاوه بر خون، در تمام ترشحات بدن از جمله منى، ترشحات واژن، بزاق و اشک فرد مبتلا وجود دارد و بر اساس تحقیقات انجام شده، احتمال انتقال این بیماری از مرد آلوده به ویروس هپاتیت به مراتب بیشتر از زن آلوده است.

به گفته این پزشک؛ علت عمده انتقال، وابسته به نوع رفتار فرد در حین فعالیت جنسى است و نه جنس فرد.

او احتمال انتقال بیماری با بوسه هاى طولانی مدت، مکیدن لب‌ها و زبان؛ بخصوص اگر ترک یا زخمی در این نواحى وجود داشته باشد و احتمال انتقال با تماس مقعدى را به مراتب بیشتر از تماس واژینال می‌داند.

دکتر «یعقوبی» می‌گوید: خطر تماس مقعدى و واژینال از تماس دهانى بیشتر است و هر گونه تماس پرخطر بدون بهره‌گیری از روش‌هاى جلوگیرى با افرادی غیر از همسر می‌تواند خطر ابتلا را دو چندان کند.

او به بیماران توصیه می‌کند با اقدامات مراقبتى لازم وایجاد مانع بین انتقال ترشحات بدن، اعم از ترشحات واژینال، دهانى و انگشتی و با استفاده از واکسیناسیون براى سایر اعضای خانواده، کنترل ویروس هپاتیت را در دست بگیرند.

مرداد
۷
مرد یاسوجی ابتدا همسرش و سپس خودش را کشت
این سو و آن سو خبر
۰
,
crime-64067_960_720
image_pdfimage_print

Photo: CC0 Public Domain

مرد جوانی از اهالی شهرستان بویراحمد پس از به قتل رساندن همسر خود اقدام به خودکشی کرده و با پرت کردن خود از کوه به زندگی‌اش پایان داد.

به گزارش تسنیم، محمد کاظم نظری اظهار داشت: مرد جوانی در پی اختلافات خانوادگی همسر خود را با اسلحه به قتل رساند.

فرماندار بویراحمد با بیان اینکه این افراد از اهالی روستای تنگ گنجه‌ای از توابع شهرستان بویراحمد بودند گفت: قاتل بعد از به قتل رساندن همسر خود با ماشین پراید در حوالی محل زندگی خود را از دره پرت کرد و در دم فوت کرد.

منبع: خبرگزاری آنا 

مرداد
۶
بکتاش: مردی که قربانی خشونت‌ خانگی است
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Photo: Alon-o/ Bigstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Alon-o/ Bigstock.com

پریسا صفرپور

بکتاش ۴۶ ساله و بیکار است. اگرچه مدرک و سابقۀ مهندسی صنایع دارد اما حدود ۲۱ ماه پیش وقتی چند نفر از همکارانش را تحریک کرد که برای هفت ماه حقوق عقب افتادۀ خود مقابل اتاق مدیرعامل تجمع کنند اخراج شد. می‌گوید آنقدر که درد بیکاری و بی پولی و میانسالی عذابش می‌دهد نگران قهر و طلاق و مهریه همسرش نیست.

 در ابتدای گفتگو زیاد حاشیه می‌رود و احساس می‌کنم قصد دارد از آنچه که به خاطرش با او تماس گرفته‌ام فرار کند. بلاخره خودش از مهریه و طلاق می‌گوید و من فرصت می‌کنم اصل مطلب را بپرسم:

 کاش پیش از این‌که به تقاضای مهریه برسیم از خشونت‌ حرف بزنیم.

اوایل که این‌طوری نبود. وقتی خانواده‌ام او را برایم انتخاب کردند یک دختر کمرو و معصوم و کم‌سواد بود. از فامیل. همه می‌گفتند دروتخته به هم جور شده‌اند. من از او کمروتر او از من خجالتی‌تر. من از او کم حرف‌تر او از من ساکت‌تر. اما وقتی دخترمان به دنیا آمد، عوض شد.

وقتی بچه هفت هشت ماهه بود زمزمه‌هایی از او می‌شنیدم نظیر اینکه بایستی تغییر کنیم. می‌گفت جامعه گرگ است و بره بودن خطاست. می‌گفت اگر قرار است پدرومادر موفقی باشیم باید عقاب بشویم. وحشتش از بزرگ کردن بچه زیاد شد و ترسید نکند او آسیب ببیند. مدام به من گوشزد می‌کرد که بی‌عرضه هستیم و فلانی خوب بلد است در آینده بچه‌اش تأثیر مثبت بگذارد ولی ما بی‌دست و پا هستیم و دخترمان بدبخت می‌شود. تا بچه سه ساله شد و دومی را باردار بود از این رو به اون رو شده بود. مدام غر می‌زد و پرخاش می‌کرد و تا می خواستم آرامش کنم می‌گفت تو خودت که عرضه و مردانگی نداری بگذار من تکیه گاه این زندگی شوم.

مگر به جز زایمان بحران خاصی پشت سر گذاشته بودید مثلا در روابط اجتماعی،اقتصادی وعاطفی؟

نه، من که نمی‌دانم! ولی به نظرم معمولی بود. با فامیل‌ها و دوست‌هایمان می‌رفتیم و می‌آمدند و زندگی ایرانی دیگر. دهه هفتاد بود و یک عالمه اتفاقات خاص اجتماعی اقتصادی سیاسی ولی ما سرمان به زندگی خودمان گرم بود.

از چه زمانی خشونت را وارد رابطه‌تان کرد؟ شما تحریکش‌ نمی‌کردید؟ هیچ وقت کتکش نزدید؟

رابطه ما اصلا جوری نبود که من بخواهم کتک بزنم. اصولا من همیشه کتک خور بودم بین

 رفقای مدرسه و خواهر و برادرها. اصلن خجالت می‌کشیدم از او بخواهم مثلا غذا را بکشد یا مثلا وقتی از دست بچه عصبانی می‌شد، می‌گفتم می‌خواهی ما برویم بیرون تو دوش بگیری آرام بشوی؟

مثلا تو مسائل زناشویی خجالت می‌کشیدم پیش قدم بشوم. ولی او بعد از بچه دوم بدتر شد. اولی را کتک می‌زد که چرا دومی مریض است. دومی را می‌کوبید زمین که چرا مزاحم شده و نگذاشته برای اولی مادر خوبی باشد. من هم وقتی ازدواج کردیم ۱۹ ساله بودم و در مغازه پدرم کار می‌کردم و درس می‌خواندم. وقتی ۲۵ ساله بودم هم دوفرزند داشتم و هم مهندس شده بودم. شبها دیر می آمدم و فقط روزهای تعطیل می‌دیدم چطور با بچه‌ها رفتار می‌کند. همه را هم می گذاشتم به پای خستگی‌اش و شیطنت بچه‌ها و حق مادری‌اش.

پس شما مسئولیت خانه و بچه و زندگی را تمام و کمال به او سپرده بودید؟

دوره‌اش بود که مرد مسئول بیرون باشد و زن داخل. زن‌هایی شاغل بودند  اما او فقط تا دوم راهنمایی درس خوانده بود حتا سیکل نداشت. خودش برای همه فخر می‌فروخت که کدبانو است و مادر تمام وقت سنتی است و شوهر مهندس دارد.

از چه زمانی رابطۀ خودتان آسیب دید؟ یعنی چه وقت متوجه شدید به شما هم پرخاش می‌کند؟

از همان روزها دیگر. همان وقت که بچه را کتک می‌زد اگر من حتا آرام بچه را از او دور

 می‌کردم و بغلش می‌کردم و می‌گفتم عیبی نداره گریه نکن این می‌گفت چرا بچه را خراب می کنی. چرا نمی‌گذاری تربیتش کنم. چرا با من دو حرف هستی جلوی بچه. در کل اعصابش خرد بود و فقط

جلوی پدرش مظلوم می‌شد. بچه سوم که آمد دیگر اصلا نمی شناختمش.

راستش دیگر میل جنسی هم به او نداشتم. می‌رفتم سرکار و می آمدم و سرم به تلویزیون یا روزنامه گرم می‌شد. بعد هم دیگر اتاق خوابمان جداشد و من با پسر بزرگم در یک اتاق می خوابیدیم و او با دخترم و پسر کوچکم در اتاق دیگر. حدود هفت سال پیش که دیگر بچه‌ها از آب و گل درآمده بودند گفت می‌خواهد برود کار بکند. گفتم کجا چطورتو که حتا آرایشگری و خیاطی هم بلد نیستی گفت نمی‌دانم یاد می‌گیرم می‌خواهم بروم کلاس این کلاس آن آشپزی فلان چنان. خلاصه دیگر نمی‌خواست خانه باشد. گفتم برو چه بهتر که خستگی کار خانه بین بچه‌ها قسمت بشود و من و تو به هم برسیم و گردش برویم و از این حرف‌ها، ولی به تندی گفت می‌خواهم مال خودم باشم چون تو هم با بچه‌ها فرقی نداری. چه از لحاظ زحمت زیادی که برایت کشیده‌ام چه از نظر بی عرضگی.

خلاصه دروتخته‌ای به هم خورد و یک همکار من گفت برادر زنش پزشک است و دنبال منشی می‌گردد. ما اقدام کردیم که خانمم برود. رفت و حالا هم تزریقات و پانسمان یاد گرفته دیگر منشی نیست وهم مطب به یک کلینیک کوچک تبدیل شده است.

خوب پس چطور کار به طلاق و مهریه و مشکل مادی رسیده است؟

والله ایشون معتقد است که بنده در کل بی‌عرضه هستم و حتا می‌گوید اگر من زنت نبودم مهندس نمی‌شدی. می‌گوید خودت بی‌عرضه بودی که حقوقت عقب افتاد. خودت بی‌دست و پا هستی که آنقدر رو بازی کردی تا اخراجت کردند. حتا آن زمان او مرا تحریک کرد و اصرار داشت اعتصاب کنیم که حقوقمان را بدهند ولی حالا می‌گوید به تک تک حرفهایم گوش و عمل نکردی وگرنه اخراج نمی شدی. ۲۱ ماه بیکارم و ۷ ماه حقوق نداده بودند این ۲۸ ماه او خرج زندگی را داد.

حدود ۵ ماه پیش گلدان را برداشت کوبید تو سرم که ای خاک تو سر بی همه چیز بی‌ات که بجای اینکه پناه و حامی و الگوی بچه‌ها باشی از سگ پاسوخته بدتری.

یعنی عملا شما را مورد ضرب و شتم قرار داد! و شما چه کردید؟ مقابله به مثل نکردید؟

بله دیگر. نه من نزدم. اول گلدان پر از خاک خیس و گل حسنی یوسف را تو سرم زد که من شوکه شدم جا خوردم تا به خودم بیایم مرا زیر مشت و لگد گرفت. به نظر من مریض است. من حاضرم باز هم کتک بخورم ولی دست روی سگ و گربه هم بلند نمی‌کنم چه برسد به زن و بچه.

الان ۵ ماه است ما یا از پدرم قرض میگیریم بنده خدا یک مغازه پلاستیک فروشی کوچک محلی دارد با نزدیک به ۸۰ سال سن برای لقمه نانش آن را باز می‌کند با روزی پنج شش تا مشتری. دارم با یارانه و قرض قوله و کم خوری روزگار می گذرانم ولی این بچه‌ها چه گناهی دارند که مادرشان عید هم برایشان خرید نکرد. حالا به آشنا و فامیل پیغام پسغام می‌دهد که طلاق می‌خواهم. گفتم برو دنبالش. مهریه هم می‌خواهد. از کف دستی که مو ندارد چطور می‌شود زلف زلیخا بافت!؟ چشمش دنبال دو دانگ سهم من از خانه است. چون ما وقتی با وام وبدبختی خانه را خریدیم او اصرار داشت کامل به نامش بشود. برادرم که۱۵  درصد پول خانه را مثل وام به ما قرض داده بود به او گفت بهتر است دو دانگ به نام مرد خانه باشد و چهاردنگ دیگر به نام تو و بچه‌ها.

منبع: مجله مردروز 

مرداد
۶
همسرش را کشت چون راز زندگی مخفی‌اش را فهمیده بود
این سو و آن سو خبر
۰
,
139501161457327667452894
image_pdfimage_print
مرد جوان وقتی فهمید که همسرش پی به رابطه پنهانی او با زن دیگری برده است، نقشه جنایت کشید. این مرد پس از قتل همسر ۳۲ساله‌اش جسد او را در اطراف مشهد دفن کرد غافل از اینکه یک سگ گله، دستش را رو خواهد کرد.

صبح شنبه، دوم مردادماه چوپانی که در حال چرای گوسفندانش در تپه‌های اطراف مشهد بود متوجه رفتار غیرعادی سگش شد. سگ گله در بالای تپه سر و صدا می‌کرد و خاک را کنار می‌زد. جوان چوپان وقتی خودش را به او رساند پای زنی را دید که از دل خاک بیرون زده بود و وحشتزده با پلیس تماس گرفت.

دقایقی بعد تیمی از کارآگاهان به همراه بازپرس سیدجواد حسینی، کشیک جنایی مشهد در محل حادثه حاضر شدند. جسد از زیر خاک بیرون کشیده و در همان بررسی‌های اولیه معلوم شد که حدود ۲هفته از مرگش می‌گذرد. طبق گفته کارشناس پزشکی قانونی قربانی زن جوانی بود که روی بدنش آثار ضرب و جرح به چشم می‌خورد و به‌نظر می‌رسید خفه شده است.

از همان زمان تحقیقات کارآگاهان جنایی برای کشف راز جنایت شروع شد. هیچ سرنخی که هویت مقتول را فاش کند در محل حادثه وجود نداشت. با این حال پس از چند ساعت بررسی معلوم شد که پدر و مادر زنی که مشخصاتش با مقتول یکی است، چند روز پیش با حضور در اداره پلیس خبر از گم‌شدن دخترشان داده‌اند.

وقتی خانواده زن‌گمشده با دیدن جسد تأیید کردند که قربانی کسی جز دخترشان نیست، نخستین کسی که در مظان اتهام قرار گرفت، شوهر مقتول بود. مردی ۳۳ساله که از حدود یک سال قبل با همسرش اختلاف داشت و این اختلافات به حدی بود که زن جوان از خانه قهر کرده و به خانه پدرش رفته بود.

کارآگاهان در ادامه تحقیقات سرنخ‌های دیگری هم به‌دست آوردند که احتمال ارتکاب جنایت از سوی شوهر مقتول را بیشتر می‌کرد. آنها مردی را شناسایی کردند که ۲هفته پیش خودروی نیسانی را در حوالی همان محلی که جسد پیدا شد دیده بود. حال آنکه شوهر مقتول یک خودروی نیسان داشت که با آن کار می‌کرد. از سوی دیگر این مرد همزمان با پیدا شدن جسد مقتول ناپدید شده بود و این مسئله نشان می‌داد که وی از ترس دستگیری فرار کرده است. به این ترتیب قاضی جنایی دستور بازداشت او را صادر کرد و تحقیقات برای به دام انداختن وی شروع شد.

  • زندگی پنهانی

درحالی‌که جست‌وجو برای دستگیری مظنون شماره یک پرونده ادامه داشت، اطلاعات دیگری هم در اختیار تیم تحقیق قرار گرفت. اینکه مرد جوان زندگی پنهانی دارد و با اجاره خانه‌ای در منطقه طرق مشهد، همراه زن جوانی در آنجا زندگی می‌کند. کارآگاهان راهی این خانه شدند اما مرد جوان که متوجه حضور پلیس در محل شده بود، سوار بر یک خودروی پژو ۴۰۵متواری شد. تعقیب او ادامه یافت و در این مرحله، قاضی پرونده دستور توقیف خودروی وی را صادر کرد. مشخصات این خودرو در سیستم پلیس ثبت شد تا اینکه در نهایت روز گذشته پلیس موفق به دستگیری عامل جنایت شد.

ماجرا از این قرار بود که صبح دیروز مأموران کلانتری طرق که سرگرم گشتزنی در خیابان‌های این منطقه بودند، متوجه خودروی پژویی شدند که کنار خیابان پارک و مردی داخل آن خوابیده بود. آنها شماره پلاک خودرو را استعلام کردند و معلوم شد که دستور توقیف خودرو و دستگیری راننده آن صادر شده است. به این ترتیب مرد جوان درحالی‌که هنوز در خواب بود به محاصره پلیس درآمد و وقتی چشمانش را باز کرد، مأموران را بالای سر خود دید.

او پس از انتقال به اداره آگاهی در بازجویی‌های قضایی-پلیسی به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: مدتی قبل در خیابان با زن جوانی آشنا شدم و از همان زمان رابطه پنهانی ما شروع شد تا اینکه پلیس ما را دستگیر کرد و به جرم رابطه نامشروع به زندان افتادم. پس از آزادی از زندان به همسرم قول دادم که دیگر به او خیانت نکنم اما نتوانستم و همچنان به رابطه پنهانی‌ام ادامه دادم. حتی برای آن زن خانه‌ای اجاره کردم. همسرم که به رفتارم مشکوک شده بود قهر کرد و به خانه پدرش رفت.

مدتی بعد اما او نشانی خانه‌ اجاره‌ای مرا به‌دست آورد و با حضور در آنجا جنجال به‌پا کرد. وقتی دیدم همه‌‌چیز لو رفته، تصمیم به قتل او گرفتم. به همین دلیل روز حادثه به بهانه حرف زدن، او را سوار ماشین کردم و به محلی خلوت بردم و در آنجا او را خفه کردم. پس از آن هم جسدش را دفن کردم غافل از اینکه با کشف جسد، همه‌‌چیز فاش می‌شود. با اعترافات این مرد، قاضی حسینی برای او قرار بازداشت صادر کرد و تحقیقات تکمیلی در این پرونده ادامه دارد.