صفحه اصلی  »  2016 March
فروردین
۱۲
۱۳۹۵
رابطه‌ جنسی برابر و ایمن چه نوع رابطه‌ای است؟
فروردین ۱۲ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
Happy couple sleeping in a comfortable bed at home
image_pdfimage_print

Photo: AntonioGuillem/Bigstock.com

محسن فرشیدی

اگر چه در طول تاریخ و میانِ جوامع انسانی، رابطه‌ میان زنان و مردان رایج‌ترین نوع رابطه‌ جنسی بوده است، اما روابط جنسی میان انسان‌ها به آن محدود نمی‌شود. امروزه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، شکل‌های دیگر از رابطه مثل همجنس‌گرایی، دوجنس‌گرایی و… نیز به رسمیت شناخته می‌شود. اما هر کدام از این رابطه‌ها، با در نظر گرفتن برخی شرایط می‌توانند یک رابطه‌ برابر و همچنین ایمن نام بگیرند.

رابطه‌ جنسی ایمن و غیرایمن

در یک قرن گذشته و با پیشرفت اطلاعات و علوم مختلف، بسیاری از مناسبات انسانی دچار تحولات و تغییرات اساسی گردید. شناخت و در ادامه کاهش بیماری‌های مختلف، یکی از مهمترینِ آن‌ها بوده است. برخی از این بیماری‌ها از طریق روابط جنسی قابلیت انتقال را داشته و امروزه با در نظر گرفتن شرایطی آسان می‌توان از انتقال آن‌ها جلوگیری کرد. مرکز ملی پیشگیری از ایدز ایران در تعریف یک رابطه‌ ایمن می‌نویسد: «رابطه جنسی ایمن به هر نوع ارتباط جنسی گفته می‌شود که احتمال انتقال بیماری‌های مقاربتی از جمله ایدز ازطریق آن به هیچ‌وجه وجود نداشته باشد.» این مرکز هم‌چنین به یک رابطه‌ جنسی ایمن‌تر اشاره و تاکید می‌کند در این رابطه جنسی احتمال انتقال بیماری کم‌تر است و به هرگونه رابطه جنسی نفوذی با استفاده مناسب از کاندوم گفته می‌شود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت رابطه‌ای غیر ایمن است که  احتمال انتقال انواع بیماری‌های مقاربتی در آن زیاد باشد و یا هرگونه رابطه‌ جنسی نفوذی که در آن از کاندوم استفاده نشود و دیگر شرایط  یک رابطه‌ ایمن در آن در نظر گرفته نشده باشد.

اهمیت رضایت طرفین در یک رابطه‌ جنسی

شرط اول برای برقرار کردن یک رابطه‌ جنسی، رضایت طرفین است. بدین معنا که اصرار بر شروع و یا ادامه دادنِ یک رابطه، در صورتی که هر کدام از طرفین بدان رضایت نداشته باشند، می‌تواند به خشونت بیانجامد. اصرار بر ادامه‌‌ چنین رابطه‌ای مصداق تجاوز نیز خواهد بود. اهمیت رضایت طرفین به همان اندازه که میان دو فرد نه چندان آشنا اهمیت دارد، میان همسران نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. امروزه در بسیاری از کشورها از رابطه‌ بدون رضایت همسران نیز لحاظ حقوقی در تعاریف خشونت و تجاوز قرار می‌گیرد. بنابراین اطمینان حاصل کردن از رضایت افرادی که در یک رابطه‌ جنسی هستند از شروط اولیه و مهم شکل‌گیری و ادامه‌ آن است.

ارگاسم، نشانه‌ای از یک رابطه‌ برابر

اگر چه برای شروع یک رابطه‌ جنسی رضایت طرفین شرط اول است، اما بعد از آن و برای داشتنِ یک رابطه‌ مطلوب، رسیدن به اوج لذت جنسی اهمیت دارد. این موضوع تنها زمانی حاصل می‌شود که نسبت به انواع  و چگونگی رسیدن به آن اطلاعات و آگاهی لازم وجود داشته باشد. بخش قابل توجهی از مشکلات افراد در یک رابطه، به عدم رضایت از رابطه‌ جنسی میان آن‌ها بر می‌گردد که نرسیدن یا توانایی نرسیدن افراد به ارگاسم یکی از مهم‌ترینِ آن‌هاست. یک رابطه‌ جنسی را می‌توان رابطه‌ای برابر نامید، که طرفین در آن به اوج لذت جنسی برسند. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در تحقیقی تاکید می‌کند ۲۳ تا ۴۳ درصد زنان ایرانی در روابط جنسی به ارگاسم نمی‌رسند. در ادامه‌ی این تحقیق آمده است «نزدیک به ۸۷ درصد زنان اعلام کرده‌اند تقریبا هیچ‌وقت در روابط زناشویی پیش قدم نمی‌شوند و ۲۳.۵ درصد اظهار می‌کنند ابراز نیاز جنسی زن کاری ناشایست است و ۳۴ درصد می‌گویند حتی در صورت تمایل نباید زن شروع‌کننده باشد.» واقعیت این است که در کشورهایی با ساختارهای مردسالار از جمله ایران، روابط جنسی و هر مسئله‌ای که به لذت جنسی مرتبط شود تابو حساب شده و از سنین نوجوانی آموزش‌های لازم از طریق کتب آموزشی و یا دیگر ابزارهای فرهنگی مثل رسانه‌ها داده نمی‌شود. در خلاء چنین مواردی نقش خانواده‌ها و دیگر نهادهای غیردولتی دو چندان است. عموما در چنین جوامعی و به دلیل عدم آموزش‌ و آگاهی لازم، یک رابطه‌ جنسی میان زن و مرد به لذت بردن مردان خلاصه شده و مردان در محوریت قرار می‌گیرند و چنین رابطه‌هایی با به ارگاسم رسیدن آنان پایان پیدا می‌کند. عوامل زیادی وجود دارند که وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند چنین نتیجه‌ای حاصل می‌شود. یکی از آن‌ها همان‌طور که گفته شد عدم آموزش درست و وجود ساختارها و آموزه‌های فرهنگی مردسالار است. مورد دیگر عدم آگاهی زنان در چگونگی رسیدن به ارگاسم به دلیل نبود آموزش‌های جنسی لازم است. نرسیدن هر کدام از طرفینِ یک رابطه‌ جنسی به ارگاسم، یکی از موارد اصلی‌ِ یک رابطه‌ نابرابر است.

پیشگیری از بارداری

رابطه‌ای می‌تواند ایمن باشد و به اوج لذت جنسی ختم شود که با آسایش و خاطرجمعی طرفین همراه باشد. یک رابطه‌ جنسی که با ارگاسم همراه است، در صورت در نظر گرفتن برخی شرایط به سادگی می‌تواند به بارداری ختم شود. موضوعی که انتخاب بسیاری از زنان شاید در آن زمان نبوده و برای آن آمادگی نداشته باشند و یا چنین تصمیمی را به صورت کلی نداشته باشند. بنابراین هر کدام از طرفینِ یک رابطه‌ موظف هستند دیگری را در این مورد آگاه کنند و به کمک هم  احتمال بروز بارداری را از بین ببرند. با پیشرفت‌های مختلف، راه‌های پیشگیری از بارداری نیز سهل و وسایل آن در دسترس همگان قرار گرفته است. اما افراد قبل از برقراری یک رابطه‌ جنسی باید از آن‌ها آگاهی داشته باشند. در کشورهایی که در آن‌ها قوانین سخت‌گیرانه برای سقط‌ جنین، حتی در صورت بارداری ناخواسته وجود دارد، لزوم توجه بیش‌تر به این مقوله ضروری‌ است. رایج‌ترین نوع پیشگیری از بارداری استفاده از کاندوم است. کاندوم‌ها جدای از اینکه یک رابطه‌ ایمن را تا حدود زیادی تضمین می‌کنند، یک رابطه‌ بدون نگرانی از احتمال بارداری را نیز تضمین می‌کنند. امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا در داروخانه‌ها و فروشگاه‌ها به سادگی می‌توان انواع مختلف کاندوم را تهیه کرد. از جمله راه‌های دیگر، استفاده از قرص‌های ضدبارداری است. اضافه بر آن مقالات فراوانی در سایت‌ها و وبلاگ‌های اینترنتی در زمینه آموزش و راه‌های پیشگیری از بارداری در دسترس هستند که قبل از ایجاد یک رابطه‌ جنسی، طرفین بهتر است آن‌ها را مطالعه و اطلاعات لازم را داشته و در اختیار هم بگذارند. به هر میزان که نگرانی‌ها از هر کدام از موارد ناخواسته، مثل انتقال بیماری‌ها یا احتمال بارداری کاهش پیدا کنند، یک رابطه‌ جنسی با کیفیت‌تر و برابر‌تر خواهد بود.

سوال و خواسته‌های خود را مطرح کنید

بعد از چند مورد اصلی و در نظر گرفتن شرایطی که ذکر شد، جزئیات یک رابطه‌ جنسی نیز اهمیت بسزایی دارد. یک رابطه‌ جنسی مطلوب رابطه‌ای است که لحظه به لحظه‌ آن و در جزییات نیز برای طرفین رضایت‌بخش باشد. واقعیت این است هر چقدر هم که شناخت میان طرفین در یک رابطه بالا باشد، اما هیچ چیز به اندازه‌ طرح خواسته‌ها نمی‌تواند رابطه را به سمت مطلوب و اوج لذت پیش ببرد. هر کلام و یا رفتاری که برای هر کدام از طرفین مطبوع نباشد، می‌تواند تمایل به ادامه‌ رابطه را از بین برده و آن را در همان نقطه متوقف کند. بهترین و راحت‌ترین اقدام، عنوان کردنِ آن‌ها در تمامی لحظاتِ یک رابطه‌ جنسی است. بسیاری از سوءتفاهم‌ها و مشکلات صرفا به دلیل عنوان نکردن آن‌ها ایجاد می‌شوند.

نه یعنی نه، در هر لحظه از رابطه

یک رابطه‌ جنسی اگر تمامی شرایط بالا را نیز داشته باشد و در جزئیات نیز با رضایت کامل و کیفیت مطلوب برای طرفین پیش رود، منتها در هر لحظه از رابطه، چنان‌چه یکی از طرفین به هر دلیلی تمایلی به ادامه‌ آن نداشته باشد، آن رابطه باید در همان زمان متوقف شود. گفتنِ “نه” در هر سطحی از رابطه‌ جنسی به معنی پایانِ آن است تا مجددا شرایط رابطه با رضایت طرفین ایجاد شود. سایت زنان تی‌وی در یک کلیپ با نام رضایت پیش از سکس، به سادگی یه چای دم کردنو در تایید این موضوع می‌نویسد: «رضایت در هر فعلی که بین انسان‌ها به وقوع می‌پیوندد از مهم‌ترین مؤلفه‌هاست. سکس هم فعلی است که بین دو انسان یا بیش‌تر اتفاق می‌افتد. به‌ عبارت‌ دیگر سکس یک فعل با دو فاعل یا بیش‌تر است و رضایت همه طرفین برای وقوع این فعل مهم‌ترین نکته است و این کلیپ کوتاه سعی می‌کند اهمیت رضایت همه طرفین را در سکس نشان دهد.»

یک رابطه‌ زمانی برابر است که تمامی این موارد را دارا باشد. بدین معنا که ایمن باشد، با رضایت کامل طرفین بوده و اجباری در آن نباشد. طرفین از روش‌های مختلف پیشگیری از بارداری آگاهی داشته باشند. خواسته‌ها وعلایق خود را مطرح کنند و برای رساندنِ خود و دیگری به اوج لذت جنسی تلاش کنند. چنان‌چه هر کدام از شرایط ذکر شده در یک رابطه‌ جنسی وجود نداشته باشد، آن رابطه را نمی‌توان یک رابطه‌ جنسی برابر و ایمن دانست. اضافه بر آن، دولت‌ها این مسئولیت را دارند که از سنین نوجوانی مقدمات آموزش‌های لازم در این زمینه را برای افراد فراهم کنند و همچنین قانون‌گذاران باید پیش‌بینی‌های لازم برای شرایطی که خشونت و اجبار در یک رابطه‌ جنسی صورت می‌دهد را کرده و از فرد آزاردیده حمایت‌های لازم را صورت دهند.

فروردین
۹
۱۳۹۵
واکنش هماهنگ‌ باهمستان نسبت به خشونت خانگی
فروردین ۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
bigstock-Community-Cooperation-82915889
image_pdfimage_print

 

Photo: digitalista/Bigstock.com

«واکنش هماهنگ‌ باهمستان» استراتژی مداخله است که توسط پروژه مداخله خشونت خانگی در دلوث (Duluth) تدوین شده است. این استراتژی که اغلب «مدل دلوث» نامیده می‌شود، مجموعه‌ای از شبکه‌ها، توافقنامه‌ها، عملیات، و اصول اجرائی  تدوین شده توسط جنبش خانه‌های امن محلی، نهادهای عدالت کیفری، و برنامه‌های خدمات‌رسانی است. مدت ۱۵ سال است که از این استراتژی در شهر شمالی کوچکی در ایالت مینه‌سوتا استفاده می‌شود.
– برگرفته از الن پنس و مارتا مک ماهون، واکنش هماهنگ‌ باهمستان نسبت به خشونت خانگی، پروژه آموزشی در دُلوث مینه‌سوتا

زمانی که خواسته‌ها و تلاش‌های اعضای یک باهمستان به طور هماهنگ، حمایت از زنان خشونت‌دیده باشد و مسئول و جوابگو دانستن فرد خشونت‌گر، تلاش‌ها موفقیت‌آمیزتر خواهند بود. این مورد مثالی از دست‌آوردهای این پروژه است. این نوع هماهنگی کمک می‌کند تا از سرعت و بهبود سیستم رسیدگی به امور قربانیان اطمینان حاصل کرد و مطمئن شد که از قربانیان حفاظت می‌شود و خدماتی را که به آن نیاز دارند در اختیارشان است، و هم‌چنین خشونت‌گر مسئول و جواب‌گوی اعمالش است و باید رفتار خشونت‌آمیز خود را ترک کند. مهم‌ترین قدمی را که باید برای یک واکنش هماهنگ‌شده برداشت داشتن یک فهم و درک مشترک از خشونت خانگی است.

نهادهای اجرای قانون، حامیان قربانیان، تامین‌کنندگان خدمات درمانی، خدمات حفاظت از کودک، کسب و کارهای محلی، رسانه‌ها، کارفرمایان و کارمندان همگی می‌توانند در پروژه «واکنش هماهنگ‌ باهمستان» سهمی داشته باشند. خصوصا تامین‌کنندگان خدمات درمانی می‌توانند مهم‌ترین نقش را ایفا کنند. پزشکان، پرستاران، و دیگر کارکنان اورژانس درمانی، زنان خشونت‌دیده‌ای را که نمی‌توانند هیچ‌گونه کمک دیگری دریافت کنند معاینه و درمان می‌کنند. اغلب هدف برنامه‌های «واکنش هماهنگ‌ باهمستان» ایجاد شبکه‌ای قابل دسترس برای حمایت از قربانیان و خانواده آن‌ها است. این چنین برنامه‌هایی اغلب از تمامی امکانات سیستم حقوقی برای حمایت از قربانیان و مسئول دانستن افراد خشونت‌گر و هم‌چنین از تعصب و عدم تحمل جامعه نسبت به خشونت خانگی استفاده می‌کنند. این برنامه‌ها تمامی افراد جامعه را برای تغییر رفتارها و نرم‌های اجتماعی که منجر به خشونت خانگی می‌شوند سهیم می‌کنند.
– برگرفته از انجن پزشکی آمریکا، خشونت خانگی: ایجاد یک واکنش هماهنگ‌شده اجتماعی، ۱۲ (۱۹۹۶)

برای کسب اطلاعات بیش‌تر در مورد پیشنهاداتی که برای وضع قوانین جهت کنترل خشونت خانگی علیه زنان داده شده است، می‌توانید به گزارش سال ۲۰۰۸ سازمان ملل به نام “تجاربی ارزنده در مورد وضع قانون جهت کنترل خشونت علیه زنان” مراجعه کنید.

مشارکت هر یک از افراد جامعه در پروژه «واکنش هماهنگ باهمستان» باید با در نظر گرفتن اصول مداخله برای حمایت از قربانیان باشد که مبادا اقدامات انجام شده ناخواسته علیه قربانی عمل کنند. افرادی که در این پروژه همکاری می‌کنند باید فرصت و یا امکانی فراهم کنند تا بتوانند از قربانیان در مورد عملکرد خود بازخورد بگیرند. چنین بازخوردهایی می‌تواند به شرکت‌کنندگان در این پروژه کمک کند تا از عملکرد خود در مورد کمک‌رسانی و رسیدگی به نیازهای زنان و ارزیابی این‌که آیا تغییری باید صورت گیرد آگاهی پیدا کنند.

هماهنگی اعضا این گروه می‌تواند کارایی و تاثیر فعالیت گروهی را بالا ببرد. لیندا مک گوایر تاکید می‌کند که «اجرایی کردن قوانین و سیاست‌های جدید، زمانی موثرتر است که یک استراتژی یک‌پارچه موجود باشد و تمامی اعضا گروه هماهنگ عمل کنند و مسئول عملکرد خود باشند.» ماک گوایر همچنین اضافه کرد که پلیس دُلوث مینه‌سوتا «سیاست دستگیری خشونت‌گر» را پس از پایه‌گذاری این استراتژی اجباری کرد. قبل از اجرایی کردن این سیاست جدید، گروهی متشکل از پلیس، بازجویان، دادگاه، و حامیان قربانیان تصمیم گرفتند که چگونه با استفاده از یک رویکرد جدید، از قربانیان حمایت و حفاظت کرده و کاری کنند تا خشونت‌گر جواب‌گوی رفتار نا شایست خود باشد.

در برخی ایالت‌ها دستگیری اجباری خشونت‌گر مدت‌ها قبل از این‌که در مینه‌سوتا به صورت یک برنامه و سیاست واکنشی درآید به صورت قانون درآمده است. این در حالی بود که سیستم عدالت کیفری آمادگی اجرایی شدن این قانون را نداشت و بنابراین عملکردی ضعیف داشت. برای مثال، داشتن قانون دستگیری اجباری خشونت‌گر بدون هماهنگی‌های لازم از جمله بررسی نیازها، و بودجه مورد نیاز برای آموزش پلیس باعث شد دستگیری خشونت‌گر بدون بررسی و تحقیق لازم از جانب پلیس صورت گیرد. به دلیل چنین ضعفی در عملکرد، بازجویان به ندرت می‌توانستند پرونده ‌ها را به مرحله دادگاه برسانند. در دیگر حوزه‌های قضایی، استفاده از این قانون بدون داشتن آمادگی اولیه برای اجرایی کردن آن باعث شد چندین نفر در آن واحد دستگیر شوند و در نظر گرفته نشود که بعضی تنها برای دفاع از خود، عمل خشنی را انجام داده‌اند.

منبع: Stopvaw

فروردین
۹
۱۳۹۵
۱۶ راه برای جلوگیری از خشونت خانگی
فروردین ۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Stopping the domino effect concept for business solution, strategy and successful intervention
image_pdfimage_print

Photo: Flynt/Bigstock.com

نوشته جریکا نونل (Jerica Nonell)

 آخرین گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO) درباره خشونت علیه زنان که در ژوئن ۲۰۱۳ منتشر شد، نشان داد که در برخی مناطق دنیا بیش از ۳۵٪ از زنان از خشونت شریک خود رنج میبرند. با این آمار سرسام‌آور، احتمال این که هر کدام از ما زنی را بشناسد که تحت خشونت خانگی است (یا بوده)، بسیار بالاست.

مداخله همسایگان و کل اعضای باهمستان یکی از روش‌های موثر جلوگیری از خشونت است. این فهرست ابتدایی حاوی ۱۶ نکته در زمینه جلوگیری از خشونت خانگی در باهمستان و یا محله شما و چگونگی مداخله در این مشکل است. ما این فهرست را به ۲ بخش تقسیم کرده‌ایم – یکی برای کل باهمستانی که در آن زندگی می‌کنید و دیگری برای افراد. پیشنهادها و نکات احتمالی را در بخش توضیحات ارائه کنید.

نویسنده مقدمه: رجینا یائو (Regina Yau)؛ نوشته رشاد براتویت (Rashad Brathwaite) و رجینا یائو (Regina Yau)؛ ویراستار جریکا نونل (Jerica Nonell) و رجینا یائو (Regina Yau)

برای باهمستان

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱: نشانه‌ها را بشناسید. اولین گام عملی، آشنا کردن افراد با نشانه‌های احتمالی خشونت خانگی است. این نشانه‌ها ممکن است متفاوت باشد و با نشانه‌های فیزیکی همراه نباشد زیرا خشونت خانگی به حملات فیزیکی مانند کتک زدن محدود نمی‌شود. خشونت خانگی شامل انواع رفتارهای آزاردهنده با هدف مهار کردن قربانی به روش‌های گوناگون است که شامل خشونت عاطفی، خشونت کلامی و خشونت اقتصادی می‌شود. خشونت خانگی هم‌چنین هر قشر و جمعیتی را در جامعه تحت تاثیر قرار می‌دهد، بنابراین با وجود کلیشه‌ها قربانی نمادین وجود ندارد. کسی که قربانی خشونت خانگی به نظر نمی‌رسد ممکن است در سکوت آزار دیده باشد و بسیار مهم است که در موارد این چنینی بتوانید نشانه‌ها را تشخیص دهید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۲: به باهمستان‌تان آموزش دهید! نخستین گام برای ریشه‌کن کردن خشونت خانگی از باهمستان یا محله‌تان آشنا کردن تعداد هر چه بیش‌تری از افراد با خشونت خانگی، آثار آن و روش مداخله ایمن در آن است. این کار را می‌توانید با همکاری پناهگاه محلی خشونت خانگی یا سازمان زنان یا ماموران کمک‌رسانی اجتماعی پلیس که می‌توانند برای رسیدگی به این موضوع با باهمستان، مدارس محلی و شرکت‌های محلی برای برنامه‌ریزی و برگزار کردن جلسات گفتگو، جلسات شهری و سایر جلسات گروهی همکاری کنند، انجام دهید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۳: باهمستان‌تان را سازمان‌دهی کنید! مداخله برای جلوگیری از اقدامات فرد متخلف یا حساس کردن افراد جامعه نسبت به خشونت خانگی امنیت اجتماعی را به دنبال دارد. همان‌طور که بسیاری از محله‌ها دارای دیده‌بان محله برای جلوگیری از تخلف هستند، برای ایجاد شبکه‌ای از افراد برای مداخله در موارد خشونت خانگی، کمک‌رسانی به قربانیان برای قطع رابطه با فرد بدرفتار و ایجاد ساختاری برای حمایت عمومی از نجات‌یافتگان اقدام کنید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۴: شبکه حمایتی باهمستان‌تان را با فناوری تقویت کنید! اگر تلفن هوشمند دارید و قربانی نیز تلفن هوشمند دارد، یک برنامه امنیت ویژه زنان دانلود کنید. بسیاری از این برنامه‌ها طوری طراحی شده‌اند که وقتی فرد در معرض خطر قرار می‌گیرد به طور خودکار پیام هشدار به شبکه حمایت می‌فرستند. اگر قربانی تلفن هوشمند ندارد، با جمع‌آوری پول از دوستان و همسایگان برای او تلفن هوشمند بخرید و پس از نصب کردن برنامه بر روی آن، تلفن‌های خود را به آن وصل کنید تا عملاً به شبکه حمایت او تبدیل شوید. از برنامه‌های امنیت رایگان که اکنون در دسترس هستند می‌توان به “Circle of 6” و “iAMDEFENDER” اشاره کرد.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۵: جلوگیری از خشونت برای کسب و کار مفید است. خشونت خانگی با هدر دادن وقت، درگیر کردن خدمات پزشکی و کاهش بهره‌وری میلیون‌ها دلار به اقتصادها و شرکت‌ها زیان زده است. در ایالات متحده زیان خشونت خانگی برای اقتصاد ۸.۳ میلیارد دلار در سال برآورد می‌شود. اگر مالک شرکت یا عضو ارشد (مدیر، عضو هیات مدیره، مدیر ارشد) شرکت هستید، برای آموزش دیدن در زمینه مداخله اقدام کنید. بدین ترتیب می‌توانید در مواردی که کارمند خود را در معرض خشونت خانگی تشخیص می‌دهید اقدام لازم را انجام دهید و شرکت خود را از آثار زیان‌بار آن خلاص کنید. سیاست‌های منابع انسانی را که شامل اصول مربوط به آثار احتمالی خشونت خانگی است، اعمال کنید. مثلا، بانک ملی استرالیا هم‌اکنون به قربانیان خشونت خانگی مرخصی با حقوق می‌دهد زیرا این باور وجود دارد که استقلال اقتصادی ناشی از وجود شغل به قربانیان کمک می‌کند تا با خیال آسوده رابطه خشونت‌آمیز را قطع کنند.

برای افراد

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۶: زنگ را به صدا درآورید. اگر همسایه خانواده دچار خشونت خانگی هستید، در صورت شنیدن صدای وضعیت خطرناک، زنگ خانه آن‌ها را بزنید. می‌توانید از رویکرد دوستانه قدیمی استفاده کنید. مثلا قرض گرفتن مقداری شکر یا شیر را بهانه زنگ زدن قرار دهید. اگر فکر می‌کنید که ممکن است در معرض خطر قرار بگیرید، فردی دیگری را با خود ببرید تا حداقل یک شاهد داشته باشید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۷: پشتیبان داشته باشید. مداخله در موارد خشونت خانگی ممکن است خطرناک باشد، به ویژه اگر فرد متخلف دارای سلاح (مثلاً تفنگ) و در حالت مستی باشد. اگر نمی‌توانید از پناهگاه محلی یا پلیس کمک بگیرید، برای پاسخ دادن حضوری به درخواست قربانی یا بازمانده، یکی از دوستان یا بستگان‌تان را با خود ببرید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۸: پشتیبان باشید. اگر همسایه، دوست، همکار، همکلاس، مادر، خواهر، دختر، عروس یا برادر زاده/خواهرزاده شما در خانه تحت خشونت خانگی است، به آن‌ها بگویید که می‌توانید به عنوان شاهد یا مدافع آن‌ها عمل کنید. هم‌چنین به آن‌ها بگویید که اگر به دنبال پناهگاه باشند می‌توانند به خانه شما بیایند.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۹: تماس بگیرید، همین حالا. اگر وضعیت چیزی فراتر از مداخله دوستانه باشد (مثلاً فرد خشونت‌گر تفنگ داشته باشد و در جریان خشونت از آن استفاده کند، باید فوری با پلیس یا خدمات اضطراری محل تماس بگیرید. اطلاعات مهم مانند مکان، نام افراد، شماره تماس و تمایل احتمالی برای ناشناس ماندن خود را ارائه کنید. در چنین مواردی از مداخله شخصی بپرهیزید زیرا این کار ممکن است بسیار خطرناک باشد.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۰: گوش بدهید و تقویت کنید. اگر قربانی خشونت خانگی از شما کمک می‌خواهد، به او گوش کنید. به او بگویید که گفته‌هایش را باور می‌کنید و درباره او قضاوت نمی‌کنید. قربانیان اغلب احساس انزوا می‌کنند و شریک‌شان اغلب آن‌ها را تحقیر می‌کند. بسیار مهم است که این احساس را در وی ایجاد کنید که می‌تواند با خیال راحت به شما اعتماد کند زیرا سرانجام ممکن است شهامت لازم برای بیان کردن ماجرا و کمک خواستن از شما را کسب کند. این نکته مداخلع ممکن است به ویژه برای آرایش‌گران، پرستاران، پرسنل اداره منابع انسانی و افراد فعال در مشاغلی که نیازمند گفتگو با مشتریان، مراجعان و همکاران است، سودمند باشد.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۱: اگر فکر می‌کنید که دوست، همکار، کارمند، یا خویشاوند شما از خشونت خانگی رنج می‌برد، آماده باشید تا بتوانید به موقع در موارد اضطراری به پیام متنی یا تماس او پاسخ بدهید. همواره تلفن خود را روشن و نزد خود نگه دارید. اگر خودرو داشته باشید و مداخله فوری شما ضروری باشد، باید از پر بودن مخزن بنزین مطمئن شوید تا در صورت لزوم بتوانید قربانی را سوار خودرو کنید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۲: برنامه مداخله داشته باشید. برنامه‌ای برای مداخله عملی تهیه کنید – شماره‌های زیر را در دسترس داشته باشید:

خط شبانه‌روزی ملی خشونت خانگی (اگر کشور شما آن را دارد)

خط شبانه‌روزی پناهگاه خشونت خانگی در محل زندگی قربانی

پلیس محلی در محل زندگی قربانی

در صورت گرفتن پیام اضطراری از قربانی، یا در صورت شنیدن یا دیدن مورد شروع و تشدید خشونت (و در بسیاری از موارد، ممکن است بسیار سریع تشدید شود)، حتماً با همه این نهادها تماس بگیرید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۳: کمک‌رسانی کنید. اگر قربانی یا نجات‌یافته خشونت خانگی را می‌شناسید که بدون کمک در خانه نگه داشته شده است، کار خیری برای او انجام دهید: به او بگویید که حاضرید در مدتی که فرد متخلف در منزل نیست از کودکان او پرستاری کنید تا او اندکی استراحت کند. به او بگویید که می‌توانید در زمانی که برای خود به خرید می‌روید وسایل مورد نیاز او را هم بخرید. هر عمل کوچکی زمینه ایجاد آرامش، جلب اعتماد قربانی و سرانجام کمک خواستن از شما (یا پذیرش کمک شما) را فراهم می‌کند.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۴: مرتباً بررسی کنید. اگر نگران زندگی دوست، همکار، همکلاس یا بستگان خود هستید، روزانه یک بار در زمان تصادفی به او زنگ بزنید یا پیام متنی بفرستید و حال او را جویا شوید. اگر این فرد همسایه شماست، با چشم و گوش خود مراقب نشانه‌ها یا صداهای خشونت که ممکن است از خانه او جلب توجه کند باشید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۵: منبع باشید. به او کمک کنید تا به منابع لازم از قبیل اطلاعات حقوقی، برنامه‌های محلی مبارزه با خشونت خانگی یا مکان امن از طریق پناهگاه زنان آسیب‌دیده دسترسی پیدا کند. بزرگ‌ترین خطری که زنان را در این شرایط تهدید می‌کند اغلب فرآیند واقعی قطع رابطه است، از این رو یافتن مکان امن بسیار مهم است. دانستن پیشاپیش این اطلاعات ممکن است سودمند باشد، ولی کمک کردن به او در زمینه تحقیقات و حتی برقرار کردن تماس تلفنی به سرعت گرفتن کارها کمک می‌کند.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۶: مستند کنید! مستند کنید! مستند کنید! هر حادثه‌ای را که می‌بینید مستند کنید. تاریخ، ساعت، جراحات و دیگر مشاهدات را یادداشت کنید. مستندسازی مستمر می‌تواند به تقویت روحیه و اعتماد قربانی کمک کند تا فرد قربانی شهامت لازم را برای اقدام قانونی علیه شریک خود به دست آورد.

منبع: thepixelproject.net

فروردین
۵
۱۳۹۵
اهمیت مراقبت از خود
فروردین ۵ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
bigstock-Diet-Dieting-concept-Healthy-52945588
image_pdfimage_print

Photo: Subbotina Anna/Bigstock

ترجمه: مریم اربابون

مراقبت از خود مفهوم ساده ای دارد. با وجود این، برای بسیاری از ما پرداختن به آن دشوار است. مراقبت از خود مخصوصا برای بسیاری از نجات یافتگان خشونت، که عموما احساس می کنند استحقاق دریافت محبت و مهربانی ندارند، سخت است. ولی حقیقت این است که همه استحقاق محبت دیدن دارند و همه ما این توانایی را داریم که از خودمان مراقبت کنیم. این معنای مراقبت از خود است، مراقبت از خود به نحوی که مناسب شرایط فرد است و تمرکز بر سلامت و راحتی فرد دارد.

اگر در زندگی خود خشونت را تجربه کرده اید مفهوم مراقب از خود ممکن است غریب، خسته کننده و یا بی نتیجه به نظر بیاید. ممکن است از خود بپرسید مراقبت از خود به چه کار شما خواهد آمد که کاملا قابل درک است. باید به خاطر داشته باشید که مراقبت از خود عمل خودخواهانه یا زیاده خواهانه ای نیست. تنها وسیله ای است که در التیام یافتن پس از پایان دادن یک رابطه خشن می توان از آن استفاده کرد. در ابتدای کار مراقبت از خود ممکن است غیر معمول بنظر بیاید، این طبیعی است. با تغییرات کوچک و ساده شروع کنید و با خود مهربان باشید.

اطمینان یافتن از پاسخ دادن به نیازهای اساسی، پایه ی مراقبت از خود است. آیا به اندازه کافی می خوابید؟ آیا وعده های غذایی کافی مصرف می کنید؟ آیا ورزش بخشی از زندگی روزانه شماست؟ برای برخی، رسیدگی به تمام این نیازهای اساسی در آن واحد ممکن نیست. به همین دلیل برای برخی بهتر است به این نیازها تک تک رسیدگی کرد. برخی لیستی از این نیازها را تهیه می کنند و تلاش می کنند تا روزانه حداقل به یکی از این نیازها رسیدگی کنند. هیچ روش غلطی در مراقبت از خود وجود ندارد. به آنچه برای شما و شرایطتان مناسب است فکر کنید.

بعد از رسیدگی به نیازهای اساسی ، سعی کنید به فعالیتهای دیگری فکر کنید که برای شما لذتبخش اند و یا پیشتر لذتبخش بوده اند و تازگی ها به آن نپرداخته اید. معمولا خاطره نوشتن و یادداشت روزانه را به عنوان نوعی مراقبت از خود توصیه می کنیم ولی تنها در صورتی که شما در شرایط امنی بسر می برید و کسی که شما را آزار میدهد به آن یادداشتها دسترسی ندارد. اگر خاطره نگاری و یادداشت نویسی را نمی پسندید، فعالیتهای دیگری وجود دارد که به آن ها بپردازید. برای مثال کتاب خوانی، قدم زدن، نوشیدن یک فنجان چای، بافتنی، طراحی، نقاشی، دوچرخه سواری، شنا، تماشای یک فیلم کمدی، حمام، صحبت کردن با یک دوست، شیرینی پزی، کشیدن سه نفس عمیق، دعاکردن، مدیتیشن، داوطلب شدن برای خیریه، عکاسی، بازی کامپیوتری، بازی کردن و یا در آغوش کشیدن حیوان خانگی، به جلسه های حمایتی و یا روانکاوی رفتن، نرمش کردن، گوش دادن به آواز مورد علاقه، رقصیدن، آواز خواندن، خیالبافی، تمام این فعالیتها را می توان مراقبت از خود دانست و برخی بیش از چند دقیقه وقت صرف نمی کنند. آنچه مهم است این است که فعالیت مناسب خودتان را بیابید.

منبع: The Hotline

فروردین
۲
۱۳۹۵
میانجی‌گری، بستری برای خشونت پنهان
فروردین ۲ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
Woman Depressed. Series
image_pdfimage_print

Photo: Oleg Golovnev/Bigstock.com

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

نمی‌توان انکار کرد که بهره‌گیری از روش‌های عرفی هم‌چون میانجی‌گری و مداخله ریش‌سفیدهای فامیل در روابط بسته قومی، در گذشته و در نبود مکانیزم‌های حمایت‌گر اجتماعی، راهی برای دوام خانواده تلقی می‌شده است.

این روش‌های سنتی گرچه در گذشته ممکن بوده به نتایج مثبتی بیانجامد، اما در دنیای کنونی و تغییر اساسی نقش‌های تعریف‌شده در خانواده و اعتبار و معنای تازه فردیت آدمی در جوامع امروزی چندان مفید به فایده نیست و حل و فصل مشکلات با توسل به چنین روش‌هایی می‌تواند منجر به بروز خشونت‌های خاموش و پنهان شود.

چه بسیار زنان و و البته مردانی که از ترس قضاوت‌های بیرونی، یا تحت فشار مکانیزم‌های عرفی، تن به چهارچوب و روابط خشونت‌بار داده و فردیت آن‌ها تحت نظارت سنت، به معنای واقعی کلمه پایمال شده است.

«راحله» یکی از این زن‌هاست. او با این‌که از روزهای نخست زندگی مشترک، به نادرستی مسیر آن زندگی ایمان داشته، اما به مدت سی سال در روند یک رابطه بیمار باقی مانده و کماکان هم تحت فشار وظیفه‌ای که اعضای فامیل بر دوشش نهاده‌اند، استقلال و شخصیت فردی‌اش را فراموش کرده است.

بیست و پنج سال پیش برای اولین‌بار راحله خانه همسرش را به قهر ترک کرد و نمی‌خواست برگردد. او مصمم به جدایی بود. ثمره این چند سال به جز جای زخم کتک‌های وحشیانه «شیرزاد» و شیارهای عمیقی که روی سطح حساس و شکننده روحش باقی مانده بود، چیز دیگری نداشت. مادرش که زن دهن‌بینی بود و چشمش به اظهارات فامیل، برای جدایی او مقاومت می‌کرد اما پدر بود که مثل همیشه پناهش مانده بود. می‌گفت من چهار تکه استخوان ضعیف و پوسیده‌ام اما همین چهار تکه استخوان بیماراحوال تا بمیرد، پای تو می‌ماند، نگران نباش بابا. برگرد خانه. اما جدایی به این آسودگی هم نبود، بزرگان فامیل و ریش‌سفید‌ها انکارش می‌کردند، زن‌های فضول فامیل کنجکاوی می‌کردند که «شوهرت چه کم دارد؟ ماشالله خوش‌تیپ نیست که هست؟ پولدار نیست؟ که هست. خوشی زده زیر دلت، دخترهای مجرد می‌میرند برای یکی مثل مرد تو»، یک‌بار هم وقتی برای سفره ‌ام‌البنین زن دایی‌اش رفته بود، خودش از پیچ راهرویی که به آشپزخانه خانه دایی ختم می‌شد صدای فخری خانم را شنید که می‌گفت: «خدا بدهد شانس، آب که سر بالا برود قورباغه هم ابوعطا می‌خواند، دخترک زردانبوی حاج باقر چه دمُی در آورده؟ تا دیروز امید نداشتند شوهر گیرش بیاید حالا که یک مرد رشید و خوش قد و بالا که پولش از پارو بالا می‌رود، خاطرخواهش شده داره طاقچه بالا می‌‌ذاره.»

راحله هر بار که عزمش را برای جدایی جزم می‌کرد، شیرزاد می‌آمد دنبالش و با مداخله بزرگان فامیل برمی‌گشت سر خانه و زندگی‌اش. شیرزاد عصبانی که می‌شد هیچ حالی‌اش نبود، اما چند ساعت بعد انگار آدم دیگری می‌شد، جوری وانمود می‌کرد که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده، مهربان می‌شد، او را می‌برد خرید و دلجویی می‌کرد، اما حس تحقیری که با او بود، با هیچ محبتی درمان نمی‌شد. حالا بعد از سی سال زندگی مشترک به نتیجه رسیده تلاش برای جدایی بی‌فایده است، خان دایی و عمو و بقیه فامیل، اهرم حفظ آن زندگی بودند، وضعیت ناعادلانه‌ای بود. خانواده شیرزاد، تمام قد از پسرشان حمایت می‌کردند و خانواده خودش هم حافظ منافع شوهرش بودند. تصمیم گرفت دست از این چرخه بیمار بردارد و بنشیند سرجایش و به آن زندگی دشوار خو کند.

میانجی‌گری به معنای مداخله یک شخص سوم در منازعات دو نفر برای حل توافق‌آمیز اختلافات است. این رویه در قانون نیز مورد توجه قرار گرفته، به حدی که آیین‌نامه‌ای به نام «آیین‌نامه میانجی‌گری در امور کیفری» نیز تدوین شده و در جریان جدایی، طلاق، نفقه، حضانت و اختلافات خانوادگی هم در موارد متعددی در قانون، به این شکل حل اختلاف مراجعه می‌شود.

میانجی‌گری گاهی خارج از محدوده قانون و به شکل یک فرآیند خودبه‌خودی و طبیعی از سوی رهبران قومی، خردمندان و ریش‌سفیدان فامیل اعمال می‌شود و در مواردی نیز مفید است و اختلافات سطحی را با کمی درایت و مداخله، حل و فصل می‌کند اما در موارد بسیاری نیز عملا منجر به بروز فشار و زور و انقیاد زنان در خانواده شده و به عنوان اهرمی عرفی و سیستماتیک برای اعمال خشونت در خانواده‌های سنتی عمل می‌کند.

 «هوداد طلوعی»، کار‌شناس ارشد روان‌شناسی و مشاور خانواده، در مورد علل پیدایش و توسل به پدیده میانجی‌گری در جوامع سنتی به خانه امن می‌گوید:

در دوره‌ای که علومی هم‌چون روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و روان‌پزشکی بسیار پیشرفت کرده‌اند، به باور من میانجی‌گری ریشه در ناآگاهی دارد، هم ناآگاهی فرد میانجی‌گر هم ناآگاهی افرادی که این میانجی‌گری را به دل‌خواه یا به اجبار می‌پذیرند. به عنوان مثال هنگامی که وسیله‌ای در خانه شما خراب می‌شود، ممکن است یا خودتان اقدام به تعمیر آن کنید، و یا آن‌را نزد متخصص مربوطه ببرید. افراد باتجربه می‌دانند که انتخاب بهتر، مراجعه به متخصص دارای صلاحیت و قابل اعتماد است. منازعات خانوادگی ریشه در ناآگاهی افراد در زمینه مدیریت روابط متقابل با یکدیگر دارد. یعنی در حقیقت یک اشکالی در سیستم خانواده وجود دارد. رفع این اشکال یا اشکالات نیازمند بررسی از سوی متخصص دارای صلاحیت و قابل اعتماد است. اما زمانی که این آگاهی وجود نداشته باشد، پای افراد مسن‌تر به میدان روابط جوان‌تر‌ها باز می‌شود.

این روان‌شناس بالینی با اشاره به این پیش فرض اشتباه که افزایش سن و تجربه، صلاحیت افراد برای مداخله در منازعات خانوادگی را تایید می‌کند، می‌افزاید:

«گرچه افزایش سن در هر صورت ممکن است باعث افزایش تجربه‌های فرد ‌شود، اما این تجربه‌ها الزاما به او صلاحیت دخالت یا میانجی‌گری در منازعات خانوادگی را نمی‌‌دهد. در جوامع سنتی که مکانیسم حمایت‌های اجتماعی سازمان‌یافته مانند بیمه خدمات درمانی و خدمات دوران بازنشستگی وجود ندارد، افراد جامعه احساس امنیت ندارند و به ناچار برای بوجود آوردن احساس امنیت، مجبور به وضع قوانین عرفی و تعیین نقش‌های مختلف هستند. برای مثال نقش‌های جنسی و جنسیتی و تحمیل این نقش‌ها به اعضا جامعه، تا به قول معروف سنگ روی سنگ بند بشود و اعضای خُرد جامعه نیز مجبورند به‌خاطر حفظ امنیت‌شان به این قوانین تن بدهند. میانجی‌گری هم بخشی از مکانیسم‌های استفاده‌شده در چنین جوامعی است.

 هوداد طلوعی به بخشی از باورهای «اریک فروم» در علم روان‌شناسی اشاره می‌کند، نظریه‌ای که «آزادی را در مقابل امنیت» قرار می‌دهد:

 «تفسیرهای متفاوتی می‌توان از این نظریه داشت. به عنوان مثال می‌توان بر اساس همین بحث این‌طور به ماجرا نگاه کرد که اعضا جامعه، به‌خاطر دستیابی به احساس «امنیت»، باید «آزادی» خود را قربانی کنند. در جوامع سنتی نیز «میانجی‌گری» به دلیل ناآگاهی و نیاز به احساس امنیت، رایج و تاثیرگذار است. که البته این تاثیرگذاری به نوعی، شکل تحمیلی دارد چون انتخاب دیگری در آن دیده نشده است.»

او در پاسخ به این سوال که «اساسا میانجی‌گری را رویه درستی می‌داند یا خیر؟» پاسخ می‌دهد: «از نظر من میانجی‌گری ریش‌سفید‌ها یا بزرگان خانواده، می‌تواند یک رفتار غیر علمی و مخرب باشد که نتایج منفی مختلفی را به دنبال دارد. از جمله آن‌که گرچه به ظاهر باعث حفظ شکل کلی خانواده می‌‌شود، اما آزادی افراد در دستیابی به شناخت درست از خودشان و کسب تجربه‌های ضروری را از آن‌ها می‌گیرد.»

 از هوداد طلوعی می‌پرسم آیا قربانی میانجی‌گری‌ها فقط زنانند؟

خیر. قربانی میانجی‌گری‌ها فقط زنان نیستند، بل‌که مردان هم در ‌‌نهایت قربانی هستند. اما در جوامعی که میانجی‌گری‌ رایج است، به دلیل نقش‌های جنسی رایج که برای زنان قائلند آزادی زنان محدود‌تر است. زنان حتی اگر درباره خواسته‌ها و نیازهای قلبی خودشان بدانند، فرصت دستیابی و تحقق بخشیدن به آن‌ها را ندارند. به عنوان مثال فرصت دستیابی به استقلال مالی ندارند. بنابراین،  نه از آن‌رو که «حق انتخاب» دارند، بل‌که به اجبار باید تن به میانجی‌گری‌ بدهند. گرچه ممکن است به تدریج، به عنوان یک مکانیسم دفاعی، زنان خودشان را گول بزنند و به این باور برسند که این میانجی‌گری‌‌ها باعث امنیت‌شان می‌شود. اما در حقیقت موجودیت آن‌ها از هر نظر سرکوب می‌شود و نمی‌توانند به شناخت خود و خواسته‌های خودشان بپردازند، ضمن این‌که ممکن است در شرایطی قرار داشته باشند که به‌طور مداوم مورد خشونت‌های فیزیکی و جنسی هم قرار بگیرند، و همین میانجی‌گری‌‌ها و باورهایی مانند «دختری که با لباس سفید می‌آید، با کفن سفید از خانه شوهرش می‌رود» شرایط دشوار آن‌ها را به یک برزخ ماندگار تبدیل کند.»

او به روش‌های علمی جایگزین به جای توسل به میانجی‌گری‌ اشاره می‌کند: «امروزه مشکلات مختلف باید توسط متخصصان دارای صلاحیت و قابل اعتماد مورد بررسی قرار بگیرند. ما یک بحثی در روان‌شناسی داریم به اسم «بازی‌ها». میانجی‌گری در این روزگار چیزی بیش‌تر از یک بازی تلخ تکراری که باعث سرکوب افراد در نقش‌های تحمیل‌شده به آن‌هاست، نیست و در گذشته هم نبوده‌ است. فقط در گذشته راه‌حلی نبود، اما امروزه راه‌های بسیاری وجود دارد که جوامع سنتی از پذیرش آن‌ها به دلایل مختلف سرباز می‌زند.»

این کار‌شناس در انتها به راه‌های برون‌رفت و گسترش آگاهی در میان اقشار مختلف از طریق آموزش تاکید می‌کند و می‌گوید: «به عنوان مثال آموزش حقوق بشر و حقوق جنسی و تولید مثل می‌توانند موثر باشند. همچنین معرفی راه‌کارهای ایجاد امنیت اجتماعی برای افرادی که تصمیم به ترک خانواده‌های خود می‌گیرند. یعنی ایجاد امنیت برای زنان و فراهم کردن امکان رشد آن‌ها هنگام ترک خانواده آزاردهنده‌.»

اسفند
۲۸
۱۳۹۴
خانه امن سالی پر از مهر برای‌ شما آرزو می‌کند
اسفند ۲۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
Abstract Happy New Year message in language Farsi on twisted star and sunburst background
image_pdfimage_print

Photo: Pelikanz/Bigstock.com

خانه امن: باری دیگر خانه‌ها‌ی‌مان میزبان نوروز است و دل‌های‌مان روشن که سال جدید سالی پر از شادی و امنیت برای تک‌تک ایرانیان به همراه خواهد آورد.

سفره پهن کرده‌ایم و سکه و سیب و سنبل بر آن نهاده‌ایم که در سال نو خانه‌های‌مان پر امید و دست‌های‌مان پر برکت خواهد بود. شمع و سنجد و سبزه و آلاله‌های سفید و صورتی بر سفره گذاشته تا عشق در کوچه و شهر و دیارمان سرنا زند و نرگس‌های کاشته بر دل و جان‌مان را به ترنم و رقص در آورد.

خانه امن باری دیگر نوروز را به شما تبریک می‌گوید و برای عید دیدنی به خانه تک‌تک شما سفر خواهد کرد و شما را به عید دیدنی برسفره‌ای که گشوده‌ایم دعوت می‌کند. زمان تحویل آرزو‌های‌مان را به آرزوهای شما گره می‌زنیم و تفعل به حافظ که می‌فرماید:

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

و اما هر چه آرزو می‌کنیم برای خانه و خانواده‌ها و دوستان و همشهری‌های‌مان محقق نمی‌شود مگر آن‌که گام برداریم. همه با هم گام برداریم. از آن‌ها که تصمیم می‌سازند تا آن‌ها که اجرا می‌کنند. برای تحقق آرزو‌های‌مان باید هم‌دل و هم‌گام شد. هر کجا که هستیم و به هر شغلی که مشغولیم.

تک‌تک ما در قبال داشتن آینده‌ای روشن و جامعه‌ای به سمت و سوی رفاه و توسعه مسئولیت داریم. در برابر فرزندان و آیندگان و حتی در برابر خودمان.

سال نو می‌شود و در این سال نو می‌توانیم تصمیم بگیریم، هدف‌گذاری کنیم و بخواهیم تا مهر و آرامش را به جای تنش و خشم جایگزین کنیم. تصمیم بگیریم در سال جدید احترام به دیگران را سر لوحه رفتارمان کنیم و برای تغییر در سپهر خصوصی و عمومی تلاش کنیم.

تصمیم بگیریم برای رسیدن به خانه‌ها و جامعه‌ای بی‌خشونت دانایی و توانایی‌های‌مان را افزایش دهیم. یاد بگیریم و یاد بدهیم و نسبت به رفتارهای خود با دیگران و رفتارهای دیگران با خود حساس باشیم و تکثر و تنوع عقاید را پذیرفته و به رسمیت بشناسیم.

تصمیم بگیریم در سال جدید با دیگران به گونه‌ای رفتار کنیم که می‌پسندیم با ما رفتار شود و این تصمیم را واقعا به مرحله عمل برسانیم.

باور کنیم که ساختن و فعالیت برای بهره‌مندی از خانه و جامعه بی‌خشونت به نفع تک‌تک ماست و اول خود از آن بهره‌مند می‌شویم و برای سال جدید با برنامه‌ریزی و ارزیابی از فعالیت‌های خود پیش رویم. به قول‌های‌مان برای تحمل و مدارا و خشونت‌پرهیزی عمل کنیم و برای رسیدن به این اهداف تلاش کنیم.

خانه امن خانه خود شماست. در سال جدید ما را نقد کنید و پیشنهاد بدهید و اگر مایل بودید برای رسیدن به اهداف‌مان همیاری کنید.

آینده مشترک ما وابسته به برنامه‌های معطوف به عمل مشترک است. حساس باشیم و دیگران را نسبت به رفع خشونت از خانه و جامعه حساس کنیم.

سال نو می‌شود. در زمان تحویل سال فکر کنیم که نخستین زمان آفرینش است و طرحی نو برای فردای ما. برای دوست داشتن و زندگی کردن چرا که زمان همیشه از آن ما نیست.

فرا رسیدن نوروز باستانی

بر همه ایرانیان خجسته باد

اسفند
۲۸
۱۳۹۴
درباره خشونت خانگی اطلاعات کسب کنید
اسفند ۲۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Fearful battered woman peeking through the blinds to see if her husband is home
image_pdfimage_print

Photo: warrengoldswain/Bigstock.com

خشونت خانگی:

  • الگویی از رفتار خشونت‌آمیز است که یکی از شرکای زندگی از آن در یک رابطه استفاده می‌کند تا قدرت و کنترل بر طرف مقابل را به‌دست بیاورد یا حفظ کند.
  • معمولا علیه شریک زندگی، مانند همسر، یا یکی از اعضای خانواده اعمال می‌شود.
  • هدفمند، عمدی و به منظور اعمال کنترل، ایجاد ارعاب، سوء‌استفاده، تحقیر کردن، منزوی کردن، ترساندن، به وحشت انداختن، به زور وادار به انجام کاری کردن، تهدید و سرزنش کردن، آسیب رساندن، یا صدمه زدن به کسی انجام می‌شود.
  • اصطلاحی کلی‌ برای انواع متفاوت خشونت است، از‌جمله: خشونت فیزیکی، جنسی، عاطفی، اقتصادی و روانی.

نشانه‌های هشدار‌دهنده خشونت خانگی

این‌که به یقین بتوان گفت آیا شخصی خشونت خانگی را تجربه می‌کند یا نه کار بسیار مشکلی است، اما نشانه‌ها و علائمی از خشونت وجود دارد که باید بدانید.

بیش‌تر قربانیان خشونت خانگی به دیگران نمی‌گویند که دچار خشونت خانگی هستند، و بنابراین، اگر هر یک از این نشانه‌های خشونت خانگی را در دوستان، خانواده، یا همکاران خود دیدید، آن را جدی بگیرید.

افرادی که دچار خشونت خانگی هستند:

  • برای راضی نگه‌داشتن شریک زندگی خود بیش از حد نگران هستند یا می‌ترسند.
  • از سوی شریک زندگی خود تماس‌های تلفنی مزاحمت‌آمیز زیادی دریافت می‌کنند.
  • نمی‌توانند خانواده و دوستان خود را ببینند.

افرادی که دچار خشونت فیزیکی یا جنسی هستند ممکن است:

  • اغلب دچار آسیب شوند و بگویند که علتش تصادف یا بی‌احتیاطی ‌است.
  • به کرات در محل کار، دانشگاه، یا موقعیت‌های اجتماعی، بدون توجیه، غیبت داشته باشند.

افرادی که دچار خشونت روانی یا عاطفی هستند، ممکن است:

  • اعتماد‌به‌نفس‌شان کاهش قابل ملاحظه‌ای داشته باشد.
  • تغییرات شخصیتی عمده‌ای از خود نشان دهند، مثلا منزوی‌تر، مضطرب‌تر، و گیج شوند؛ در تصمیم‌گیری دچار مشکل شوند؛ بیش از حد در مورد چیزهایی که خارج از کنترل‌شان است عذر‌خواهی کنند.
  • افسرده شوند، اضطراب زیادی داشته باشند و به فکر خودکشی بیفتند.

افرادی که دچار خشونت اقتصادی هستند، ممکن است:

  • از داشتن یا ادامه شغل منع شوند، مخصوصا اگر کارشان بیرون از منزل بوده و شامل در تماس بودن با دیگران باشد (مثلا فروشندگی).
  • از داشتن حساب بانکی منع شوند.
  • کارت‌های اعتباری و عابربانک‌شان از آن‌ها گرفته شود.

چه کمکی می‌توانید کنید؟

۱. به دوست یا عضو خانواده خود کمک کنید با دوست یا عضو خانواده خود که دچار خشونت خانگی است صحبت کنید و به او بگویید که تنها نیست و این‌که خشونت تقصیر او نیست. بدون اینکه قضاوتی کنید، به صحبت‌های‌شان گوش دهید، و به آن‌ها کمک کنید منابع و گزینه‌های دیگری را پیدا کنند. به قربانی این اختیار را بدهید که بتواند برای خود تصمیمات درست بگیرد.

۲. نظرتان را درباره خشونت بگویید به فرد پرخاشگر بگویید که رفتارش اشتباه است و تشویقش کنید که از کسی کمک بخواهد. اگر شاهد یک رویداد خشونت‌آمیز هستید، از یک روش غیر‌تهاجمی استفاده کنید و کاری کنید که فرد پرخاشگر بر چیز دیگری غیر از قربانی تمرکز کند. برای مثال: در مواقع خشونت کلامی، موضوع بحث را به سمت یک موضوع غیر‌تهاجمی دیگر سوق دهید.

۳. به خود و دیگران آموزش دهید منابع و اطلاعات سایت خانه امن را جستجو کنید و اطلاعات بیش‌تری درباره خشونت خانگی و راه‌های ارائه کمک کسب کنید.

۴. الگو باشید برای پایان دادن به خشونت در هر شکل آن متعهد شوید و برای ایجاد برابری در تمام اعمال روزمره خود تلاش کنید. به چرخ برابری مراجعه کنید تا اطلاعات بیش‌تری درباره رفتارهای مثبتی به‌دست آورید که شما و دیگران می‌توانید از آن‌ها الگوبرداری کنید.

برای کسب اطلاعات بیش‌تر به بسته‌های آموزشی خانه امن مراجعه کنید.

اسفند
۲۶
۱۳۹۴
بایدها و نبایدها در مواجهه با قربانی خشونت خانگی
اسفند ۲۶ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
Senior woman with black eye is victim of domestic violence
image_pdfimage_print

Photo: HalfPoint/Bigstock.com

خانه امن: خشونت خانگی موضوعی است که صحبت کردن درباره آن سخت است، به‌ویژه‌ با دوست یا عضوی از خانواده که آن را تجربه می‌کند. با این حال، راه‌هایی برای انجام چنین گفتگویی وجود دارد که شاید به آن شخص این حس را بدهد که کسی از او حمایت می‌کند، امنیت دارد، و تنها نیست. قبل از اینکه این گفتگو را با او شروع کنید، به یاد داشته باشید که ممکن است وی فورا احساس راحتی نکند تا درباره این موضوع صحبت کند. ممکن است زمان ببرد تا احساس راحتی کند و سفره دل خود را پیش شما یا هر کس دیگری درباره این موضوع باز کند، اما در صورتی که این کار را انجام داد، می‌توانید از توصیه‌های این مطلب استفاده کنید.

چیزهایی که باید گفت

خشونت خانگی هرگز تقصیر قربانی نیست

بعضی قربانیان خشونت خانگی باور دارند که مقصر، خودشان هستند. شریک پرخاشگر آن‌ها ممکن است چیزهایی بگوید مثل “چرا کاری می‌کنی که با تو این طوری رفتار کنم” یا “اگر فلان کار را انجام ندهی، مجبور نمی‌شوم این طوری رفتار کنم.” به قربانی این را یادآوری کنید که خشونت هرگز تقصیر او نیست.

حرف‌های قربانی را باور کنید

ممکن است فرد پرخاشگر را بشناسید و فکر کنید که وی هرگز قادر به اعمال خشونت علیه دیگران نیست. رفتار فرد پرخاشگر در مقابل شما همیشه به گونه‌ای نیست که در خلوت رفتار می‌کند. بیان شک و تردید می‌تواند احساس گناه را در قربانی تقویت کند و باعث شود احتمالا با شما یا دیگران درباره خشونتی که با آن مواجه است کمتر صحبت کند.

بر امنیت تمرکز کنید 

شما می‌توانید گفتگو را با عباراتی مانند “من نگران تو و/یا بچه‌هایت هستم” شروع کنید. (برای اطلاعات بیشتر درباره این موضوع، رجوع کنید به برگه‌های مربوط به برنامه‌ریزی امنیت)

پیشنهاد کمک بدهید

به قربانی بگویید که در کنار او هستید و به او پیشنهاد کمک بدهید، این کمک می‌تواند درباره تماس با یک وکیل از طرف او یا فقط گوش دادن به حرف‌هایش باشد. جملاتی مانند “هر وقت نیاز به صحبت داشتی، من اینجا هستم که به حرف‌هایت گوش بدهم”می‌تواند به قربانی کمک کند احساس تنهایی نکند.

اعتماد به نفس ایجاد کنید

خشونت خانگی می‌تواند منجر به پایین آمدن عزت نفس و حس شرمندگی در قربانی شود. در هنگام گوش دادن، حواستان باشد که نقاط قوت او را درک کنید و جملاتی به زبان بیاورید که به ایجاد اعتماد و عزت نفس در او کمک کند. اگرچه راه‌هایی وجود دارد که می‌توانید در جهت کمک به شخص انجام دهید، در نهایت، تصمیمش هر چه می‌خواهد باشد، خودش باید تصمیم بگیرد و باید احساس قدرت کند.

چیزهایی که نباید گفت

با جملات خود او را قضاوت نکنید

وقتی به داستان او گوش می‌دهید، حواستان باشد که اصلا قضاوت نکنید. چنین کاری فقط احساسات او را بدتر می‌کند و باعث می‌شود قربانی باور کند که مقصر است. بدانید که او نیاز به زمان و شهامت دارد تا درباره این موضوع صحبت کند. از گفتن جملاتی از این قبیل اجتناب کنید: “چرا زودتر با من صحبت نکردی” یا “چطور می‌توانی به او اجازه بدهی چنین کاری با تو یا بچه‌ات بکند”.

به قربانی نگویید چه کار باید بکند

سخت است که به حرف‌های کسی که می‌شناسید گوش دهید، بشنوید که مورد خشونت واقع شده و نگویید که چه کار باید بکند. با این وجود، وی باید خودش تصمیم بگیرد و اعتماد و عزت نفس خود را دوباره به‌دست آورد. بهترین کاری که می‌توانید برای کمک به او انجام دهید این است که به وی اطلاعات دهید، و نه اینکه آن‌ها را نصیحت کنید که چکار کنند.

درباره فرد پرخاشگر نظر منفی ندهید

قابل درک است که از دست فرد پرخاشگر عصبانی می‌شوید یا سعی می‌کنید با دادن نظرات منفی درباره فرد پرخاشگر قربانی را آرام‌تر کنید. اما چنین کاری ممکن است باعث واکنش قربانی شده و وی از فرد پرخاشگر دفاع کند. این عمل می‌تواند در کمک به وی برای تشخیص و جستجوی کمک نتیجه معکوس داشته باشد. جملاتی مانند “آدم واقعا مزخرفی است” همچنین ممکن است باعث شود قربانی بیشتر درباره خشونتی که تجربه می‌کند، احساس شرمندگی کرده و خودش را بیشتر سرزنش کند.

با فرد پرخاشگر رودررو نشوید

رودررو شدن با فرد پرخاشگر درباره رفتارش می‌تواند قربانی را در معرض خطر بیشتری قرار دهد. چنین کاری می‌تواند به‌طور ‌جدی امنیت و سلامت او را به خطر بیندازد.

اسفند
۲۵
۱۳۹۴
خشونت‌ روانی، تهدیدی برای سلامت زنان
اسفند ۲۵ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
6747_178
image_pdfimage_print

محسن فرشیدی

بر خلاف آن‌ چیزی که تصور می‌شود، خشونت صرفا به مواردی مثل خشونت‌ فیزیکی محدود نمی‌شود. اگر چه هنوز میان بسیاری از مردم، کتک کاری و اثار کبودی و زخم روی بدن از نشانه‌های خشونت است، اما خشونت لایه‌های مختلف و گسترده‌تری را شامل می‌شود. یکی از رایج‌ترینِ آن‌ها خشونت‌ روانی و کلامی است. عواقب این نوع خشونت که بلافاصله آثاری از خود روی تن به جا نمی‌گذارد، در بسیاری موارد منجر به آسیب و زخم‌های طولانی‌تر وعمیق‌تری می‌شود.

بر اساس پژوهشی که سایت سلامت نیوز و روزنامه اطلاعات آن را منتشر کرده‌اند، زنان ایرانی میان شکل‌های مختلف خشونت، بیش‌تر از همه تحت خشونت‌ کلامی و روانی هستند. در این پژوهش که در سطح ملی صورت گرفته، آمده است « ۵۲/۷ درصد از کل پاسخگویان اعلام کرده‌اند که از اول زندگی مشترک تا کنون قربانی این نوع خشونت که شامل دشنام، داد و فریاد، بهانه‌گیری‌های پی‌درپی و… است بوده‌اند. رتبه بعد، خشونت فیزیکی از نوع دوم است که ۳۷/۸ درصد از زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود، آن را تجربه کرده‌اند که شامل سیلی‌زدن، زدن با مشت یا چیز دیگر، لگدزدن و… است. رتبه سوم با رقم ۲۷/۷ درصد متعلق به ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی است که شامل ایجاد محدودیت از ارتباط‌های فامیلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از کاریابی و اشتعال و ایجاد محدودیت در ادامه تحصیل و مشارکت در انجمن‌های اجتماعی است.»

در جوامعی که عموما فرهنگ رایج و همچنین قوانین کشوری از یک ساختار و نظام مردسالار تبعیت می‌کنند، امکان پیگیری و تلاش برای جرم‌یابی و محکومیت این نوع خشونت‌ها که در بیش‌تر موارد هم در خانه و میان نزدیکان به وقوع می‌پیوندد مشکلات و پیچیدگی‌های فراوانی دارد. خشونت در چنین جوامعی در بیش‌تر موارد به خودی خود پنهان می‌ماند و یا در بسیاری موارد شاهدی بر این نوع خشونت‌ها وجود ندارد و یا اگر هم شاهدی وجود داشته باشد فرد قربانی را به دلیل فرهنگ‌ و سنت‌های رایج تشویق به سکوت و باقی ماندن در رابطه‌ توام با خشونت می‌کند. در این پژوهش تاکید شده که «متوسط میزان تجربه این نوع خشونت‌ها برای زنان درگیر در خشونت خانگی برابر با ۴۶/۲ بار است.» در انتهای پژوهش صورت گرفته آورده شده «براساس یافته‌های روان‌شناسی، خشونت روانی و کلامی بیش از خشونت‌ فیزیکی بر روح زنان تاثیر می‌گذارد و لایه‌های عمیق و حساس‌تر درون آنان را تهدید می‌کند. خشونتی که کم‌تر به چشم می‌آید و به دلایل فرهنگی در بسیاری از موارد به رسمیت شناخته نمی‌شود.»

توهین، افترا، قطع رابطه‌ فرد با نزدیکان یا ایجاد محدودیت در آن، تهدید کردن به بهانه‌های متفاوت، زدن برچسب‌های مختلف و خشونت‌هایی از این دست باعث منزوی شدن فرد شده و اعتماد به نفس را از او می‌گیرد. در چنین شرایط فرد قربانی که نه حمایت لازم از خانواده را به همراه دارد و نه قوانین و سیاست‌های اجتماعی از او پشتیبانی می‌کنند، گاه تا مرز فکر به خودکشی و یا اقدام به آن جلو می‌رود. خودکشی زنان در سال‌های گذشته بنابر آمارهای ارائه‌شده رشد چشم‌گیری داشته است. همگی این موارد که مستقیم و غیرمستقیم سلامت زنان را تهدید می‌کنند از تبعات خشونت‌های روانی هستند. زنانی که مورد این نوع خشونت قرار می‌گیرند، آثار آن را در بیش‌تر مواقع تا آخر زندگی خود به همراه خواهند داشت و به شکل‌های گوناگون تحت تاثیر آن در طول زمان قرار می‌گیرند.

یکی از وظایف دولت‌ها در جوامع مختلف پیدا کردن راه‌کارهایی برای کاهش این نوع خشونت‌ها است. خشونت به صورت کلی و در کلیه اشکال آن، جدا از منظر فردی، بر جامعه و توسعه یک کشور نیز تاثیر مستقیم می‌گذارد. فردی که در خانه مورد خشونت قرار می‌گیرد، بهره‌وری لازم برای فعالیت و کمک به توسعه‌ یک جامعه را نیز از دست می‌دهد. شهیندخت ملاوری، معاون ریاست جمهوری دولت در نشست روسای دانشگاه‌ها در اسفند ۱۳۹۴ گفت: «معاونت زنان در ۱۴ محور با همکاری سازمان‌های ذی‌ربط، برنامه‌های خود را در دو و نیم سال گذشته دولت یازدهم با سه محور شامل بهبود وضعیت کنونی سلامت، ارتقا سطح دانش و ثبات سلامت و کاهش عوامل خطر در حال اجرا دارد.» او در ادامه تاکید کرد که زنان و به خصوص دانشجویان دختر به دلایل مختلف در خطر آسیب‌های بیش‌تری قرار دارند. احساس فقدان امنیت در خانواده و اجتماع از جمله دلایلی بودند که معاونت ریاست جمهوری ایران به آن اشاره و تاکید کرد.

از آن‌جایی که بیش‌تر خشونت‌های کلامی و روانی در محیط خانواده روی می‌دهد، شهیندخت ملاوردی راه اندازی “کلینیک سلامت خانواده” را از جمله اقدامات صورت گرفته و گسترش آن را ضروری می‌داند. وی در این مورد خاطرنشان کرد: «راه‌اندازی کلینیک سلامت خانواده، تدوین برنامه‌های آموزشی با هدف ارتقاء سلامت زنان و مردان، حمایت از برگزاری دوره‌های آموزشی و مشاوره برای تقویت سلامت زنان، راه‌اندازی کارگروه سلامت و بهداشت در معاونت زنان، تدوین گزارش ملی وضعیت سلامت زنان در برنامه ششم، پیگیری تصویب سند ملی امنیت زنان و کودکان در روابط اجتماعی و امضاء تفاهم‌نامه با وزارت علوم و بهداشت برای ارتقاء سلامت روان دانشجویان را از برنامه‌های این معاونت ریاست جمهوری در امور زنان و خانواده است.»

خشونت علیه زنان که بیش‌تر از هر جای دیگری در خانه و میان افراد خانواده صورت می‌پذیرد جوانب مختلفی دارد که یکی از تبعات اصلی آن سلامت زنان است. در معرض خطر قرار گرفتنِ سلامت زنان، مشکلات گسترده‌ی اجتماعی  با خود به همراه خواهد داشت. یکی از تبعات اصلی خشونت روانی و کلامی، انزوای زنان و از بین رفتن اعتماد به نفس آنان است. موضوعی که می‌تواند به گسست خانوادگی و همچنین عدم کارایی آنان در اجتماع بیانجامد. بیماری‌هایی از جمله افسردگی، اضطراب، کابوس‌های شبانه، شکل‌های مختلف اعتیاد، دوری از جامعه، انزوا و… از تاثیرات خشونت‌های روانی هستند.

امروزه خشونت روانی و کلامی یکی از پیچیده‌ترین و گسترده‌ترین انواع خشونت است و به شکل مستقیمی سلامت زنان را تهدید می‌کند. اثبات چنین خشونتی بر خلاف خشونت فیزیکی در جوامع توسعه‌یافته با قوانین پیشرفته نیز به سادگی امکان‌پذیر نیست. تلاش برای اصلاح قوانین و همچنین آموزش و آگاهی به عموم مردان و زنان در مورد این نوع خشونت و همچنین تاثیرات مخرب آن بر فرد آزاردیده، از مهم‌ترین کارهایی هستند که باید بیش‌تر از گذشته مورد توجه سازمان‌های مختلف و همچنین فعالین این حوزه باشد.

اسفند
۱۸
۱۳۹۴
جنبش زنان جهان، رودخانه‌ای که گل آلود نمی‌شود
اسفند ۱۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
By Heart pledge gender equality.International (working)Womens' Day campaign.2016 theme is gender equity by 2030.8th March of every year is International (working)Womens' Day.
image_pdfimage_print

Photo: MY first ones/Bigstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

زنان همواره سهل‌ترین قربانیان تاریخ بشر به حساب می‌آمده‌اند، آن‌گونه که سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرده است، قریب به ۹۰ درصد قربانیان خشونت خانگی، زنان هستند. در این میان سهم مردان از خشونت‌های کلامی و فیزیکی در خانه، فقط ده درصد را شامل می‌شود.

آمار سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد که زنان در سراسر دنیا دو برابر مردان خودکشی می‌کنند و در هر ۱۸ ثانیه در گستره گیتی، یک زن مورد حمله و سوء‌رفتار قرار می‌گیرد، سوء‌رفتاری که در موارد قابل توجهی به مرگ منتهی می‌شود.

این مهم است که بدانیم خشونت علیه زنان الزاما به قاره آسیا محدود نمی‌شود و میزان خشونت در کشورهای پیشرفته علیه زنان نیز دغدغه خاطر بسیاری از فعالان اجتماعی است. آمار‌ها حکایت می‌کنند که ۳۵ درصد زنان آمریکایی تجربه خشونت خانگی را از سر گذرانده و یا در مسیر این پروسه قرار دارند و در بریتانیا نیز از هر ده زن، هفت نفرشان در محل کار، مورد آزار و سوء‌رفتار جنسی بوده‌اند.

اما ماجرا وقتی دردناک می‌شود که آمار خشونت علیه زنان را در محدوده قاره آسیا مورد ارزیابی قرار می‌دهیم، علاوه بر جنگ و اعمال خشونت‌های سیستماتیک و سازمان‌یافته علیه زنان که اصلی‌ترین قربانیان منازعاتند، و معمولا با اعمال تجاوز گسترده به عنوان ابزاری برای به زانو درآوردن روی دیگر معادله جنگ نگریسته می‌شوند، بیش‌ترین فشار‌ها را به زنان، جوامع متعصبی تحمیل می‌کنند که با توسل به مذهب و قوانین دینی، تلاش می‌کنند نیمی از مردم این جهان را در تقید و انقیاد مردانه نگهدارند.

نخستین‌بار روز هشتم مارس ۱۸۵۷ نام جنبش زنان در سراسر جهان به گوش افکار عمومی آشنا شد؛ روزی که زنان کارگر نیویورکی در اعتراض به درآمد‌های ناعادلانه، دست یافتن به حق رای و کار برابر با مردان و پایان بخشیدن به رفتارهای تبعیض‌آمیز،‌ به خیابان‌ها ریختند و توسط نیروهای دولتی سرکوب شدند.

دایره تلاش زنان مبارز جهان البته که به محدوده جغرافیایی ایران هم رسید. تاریخچه تشکیل مبارزات زنان برای دستیابی به حقوق برابر و اصلاح حقوق آنان به سال‌های مشروطه برمی‌گردد. در این مسیر زنان آزادی‌خواه بسیاری در کمال گمنامی به انتشار مجلات زنانه، تشکیل مدارس اختصاصی دخترانه و راه‌اندازی تشکل‌های رسمی و غیررسمی برای توانمندسازی زنان پرداختند. افکار عمومی نام تعداد معدودی از این زنان آزادی‌خواه را به خاطر سپرده و البته نام و یاد بسیاری از آنان را به بوته فراموشی سپرده است. نشریات نسوان وطن‌خواه، به سردبیری خانم محترم اسکندری، عالم نسوان و جهان زنان از فخرآفاق پارسا، و پیک سعادت نسوان از روشنک نوعدوست بخش مختصری از این تلاش‌های قابل ذکرند، این جنبش در طول مسیرش بار‌ها و بار‌ها تحت فشار عوامل دولتی و عرفی، برای مدتی در محاق و سکوت فرو رفته و باز هم سربرآورده است.‌‌ همان‌گونه که در یک دهه از سال ۱۳۱۱ تا ۱۳۲۰ به حاشیه کشانده شد و باز هم در سال ۱۳۲۱ توانست از نو جوانه بزند.

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ و تفوق مذهب در امور سیاسی و اجباری شدن حجاب، تلاش بسیاری برای ندیده گرفتن حقوق زنان از سوی دولت‌مردان انجام گرفت اما در همین دوره فشار، جنبش زنان بیش‌ترین جان را به تن خسته‌اش گرفت و کارزار «کمپین یک میلیون امضا» بخش موفقی از این تلاش‌ها بود که علی‌رغم همه اختلافات درون‌گروهی و اختلاف سلائق و عقایدی که وجود دارد، نمی‌شود این دستاورد را نادیده گرفت.

بزرگ‌داشت اولین هشتم مارس پس از انقلاب ۵۷ به دنبال اعتراض زنان به حجاب اجباری و لغو قانون حمایت از خانواده و منع شغل قضاوت، به سطح خیابان‌ها و در ‌‌نهایت به خشونت کشیده شد. و پس از آن نیز تحت تاثیر اتفاقات تندروانه سیاسی دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی، ‌از عرصه‌های عمومی به کنج محافل شخصی کشیده شد.

اما پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات و در دو دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، باز هم توجه به روز زن، زمینه بروز پیدا کرد کما این‌که در سال ۱۳۸۱ برای نخستین بار پس از مدت‌ها، مراسم بزرگ‌داشت روز زن با مجوز رسمی دولتی در تهران برگزار شد.

اما برگزاری این بزرگداشت، چندان نپایید و تجمع زنان در روز هشتم مارس ۱۳۸۴ به سرکوب شدید منتهی شد و سال پس از آن زنان که در سالگرد اتفاقات هشتم مارس ۸۴، ‌در میدان هفت تیرتهران تجمع کرده بودند باز هم با خشونت و هجمه شدید و موج دستگیری‌ها و بازداشت‌ها مواجه شدند.

این بار جنبش زنان در پی برخوردهای خشونت‌بار در سطح جامعه، به حوزه ابتکار عمل دل بست. هدف نهایی این کمپین، اعتراض مسالمت‌آمیز علیه قوانین تبعیض‌آمیز زنان در ایران و جمع‌آوری یک میلیون امضا از شهروندان، به منظور رفع این تبعیض‌ها بود.

جنبش زنان ایران از سال ۲۰۰۳ تا کنون تلاش گسترده‌ای برای به رسمیت شناختن روز هشتم مارس به عنوان روز رسمی حمایت از حقوق زنان در تقویم ایران از خودش نشان داده و توانسته است در دنیای مجازی این روز را از مقبولیت خاصی برخوردار کند.

جنبش زنان ایران علی‌رغم همه فراز و فرود‌ها و دست‌اندازهایی که درگیر آن بوده تلاش کرده است خشونت‌های پنهان خانگی و اجتماعی را از تاریکی خارج کند. نمی‌شود انکار کرد که زنان ایران از دیرباز درگیر تبعیض و خشونت‌های متعدد بوده‌اند. اواخر دوران ریاست جمهوری خاتمی طرحی بی‌ سر و صدا و تحقیقاتی توسط دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و با همکاری مرکز امور مشارکت زنان وابسته به نهاد ریاست جمهوری اجرا شد، طرحی که نتایج آن بعد‌ها شهرت بسیاری یافت گرچه هرگز نتایج این طرح به شکل روشن و به طور رسمی اعلام نشد، اما شوک ناشی از نتایج این تحقیقات به انحا مختلفی از شکاف‌های رسمی و غیر رسمی گوناگون به بیرون از محدوده طرح و به بدنه جامعه منتقل شد. نتایج تکان‌دهنده‌ای که نشان می‌داد درصد بالایی از زنان ایرانی – یعنی چیزی قریب به ۶۰ درصد جامعه زنان ایران – در معرض سوء‌رفتار خانگی قرار دارند و یا خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند.

این بخشی است که گرچه در مورد آن پنهان‌کاری می‌شود اما با گشاده‌دستی بیش‌تری از سوی نهادهای دولتی مورد اغماض قرار می‌گیرد. اما قسمتی که هرگز مورد عنایت و لطف مطبوعات قرار ندارد و اعلام نمی‌شود و معمولا هم شرح و بسط آن جز خط قرمزهای حکومتی است، مسئله قوانین ناعادلانه رسمی است. نوعی از خشونت که به شکلی سازمان‌یافته و قانونی علیه زنان ایرانی به طور سیستماتیک و روزانه و با شکل و شمایل عرفی و قانونی و رسمی اعمال می‌شود و هیچ جای اعتراض و شکایتی برای آن وجود ندارد. از مسئله حجاب اجباری گرفته تا قانون ارث و دیه تا سهمیه‌بندی جنسیتی و کنترل ناعادلانه ورود زنان به دانشگاه و مراکز آموزش عالی.

امروزه اما میل به برابری‌خواهی زنان از یک کالای لوکس و مصرفی «بنا به طبع روز» و «مورد میل طبقه مرفه جامعه» به یک ضرورت انکارناپذیر و عمومی، تغییر شکل داده است و از مرز طبقات فرادست و روشنفکر به لایه‌های زیرین جامعه نفوذ کرده، علی‌رغم تلاش و کوشش زنانی که جنبش داخلی و جنبش جهانی برابری زنان را راهبری می‌کنند، کماکان زنان گیتی درگیر فقرند، مورد خشونت نهان و آشکار قرار می‌گیرند، حق مالکیت بر بدنشان نقض می‌شود، هنوز هم بر پایه رسوم ابتدایی و بدوی، در بسیاری از نقاط جهان در‌‌ همان روزهای نخستین زندگی، دست به ناقص‌سازی جنسی زنان می‌زنند، حق مالکیت آنان بر دارایی‌های اقتصادی‌شان غالبا نادیده گرفته می‌شود، از حقوق ابتدایی و انسانی‌شان محروم می‌شوند، برای بهره‌وری مالی مورد استثمار قرار می‌گیرند و هنوز هم به عنوان نیروی کار از حق برابر برخوردار نیستند.