صفحه اصلی  »  2016 March
image_pdfimage_print
فروردین
۱۲
۱۳۹۵
نکاتی برای داشتن کودکی شاد
فروردین ۱۲ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Happy sisters with brothers forming a huddle.
image_pdfimage_print

Photo: MaszaS/Bigstock.com

طاهره جعفری

رفتارهای فردی و اجتماعی انسان‌ها ناشی از تصوری است که از خود دارند؛ لذا نگرش هر فرد و ذهنیتی که نسبت به خود دارد، پایه تمام واکنش‌های او خواهد بود. اگر این نگرش مثبت باشد، فرد احساس خوبی خواهد داشت و این حس خوشایند، مقدمه‌ای است برای داشتن یک زندگی شاد و موفق.

یافتن دید مثبت، هنری است که ما به عنوان والدین، نخست باید آن را در خود پرورش دهیم و سپس به فرزند خود بیاموزیم. البته نه با آموزش گفتاری، بلکه آموزش رفتاری؛ به گونه‌ای که کودک با دیدن عملکرد ما در زندگی، واکنش‌ها را بیاموزد. کودک آن‌چه را می‌بیند، انجام می‌دهد؛ نه آن‌چه را می‌شنود. بنابراین آن‌چه محرز است این است که بچه‌های شاد و خوش‌بین، صرف‌نظر از ساختار ژنتیکی، محصول خانواده‌ای شاد خواهند بو؛ چراکه تحقیقات نشان می‌دهد که اگرچه گاهی افسردگی و بدبینی می‌تواند نوعی گرایش ژنتیکی باشد، اما ژن‌ها انعطاف‌پذیرند و می‌توانند نسبت به محیط، فعال یا غیرفعال شوند. در نتیجه نحوه بینش و رفتار و الدین می‌تواند چنین گرایشی را مهار کند.

نخستین گام برای ایجاد حس خوب در کودکان، تأیید و تحسین ازسوی والدین است؛ تأییدی که معطوف به تلاش کودک باشد، نه به نتیجه کار او. ثمره چنین توجهی، رشد این باور در کودک است که تمرین و تلاش، راه رسیدن به اهداف خواهد بود و آن‌چه اهمیت دارد، پشتکار است نه استعداد.

والدین باید هوشیار باشند تا از موقعیت‌هایی که کودکان نیازمند تأییدشان هستند، به سادگی نگذرند و فرصت‌ها را دریابند؛ چراکه حیطه این موارد بسیار گسترده و در عین حال ظریف است.

مثلاً گاهی انجام مسئولیت‌هایی هرچند ناچیز به دست کودک، اگرچه ساده و کوچک به نظر آید، وقتی با تحسین والدین همراه شود، به حسی خوب و خوشایند در او می‌انجامد. اینجاست که موضوع محول‌کردن وظایف کوچک به فرزندان، اهمیت خود را نشان می‌دهد. کودکی که احساس کند پدر و مادر می‌توانند به او اعتماد کنند و کارهایی را به او بسپارند و در عین حال می‌داند برای انجام آن مسئولیت، آن‌چه مهم و ارزشمند است تلاش و زحمت اوست، نسبت به خود دید مثبتی پیدا می‌کند و به‌تدریج این نگرش، احساس توانمندی را در کودک تقویت می‌کند. با این اوصاف، گاهی سرویس‌دادن‌های بیش از حد والدین؛ اگرچه با هدف تأمین آسایش و رفاه کودک انجام می‌گیرد، ولی می‌تواند تبدیل به مانعی در برابر رشد کودک و احساس توانمندی او شود.

برخی اوقات هیجان یک اکتشاف {البته از دید کودک، چراکه فهمیدن هر چیزی ممکن است کشفی باشد برای او}یا درست‌کردن چیزی که گرچه به ظاهر بی‌اهمیت و کوچک جلوه کند، اگر با تشویق پدر و مادر همراه شود، برای او لذت‌بخش‌تر خواهد بود و سبب پویایی او می‌گردد.

بنابراین فراهم کردن فرصت‌هایی که کودک بتواند کندوکاو کند، امری است در خور توجه. این مورد به ساده‌ترین شکل ممکن قابل اجراست و لزومی ندارد به دنبال فضایی مناسب یا ابزار و وسایلی خاص باشیم. تنها کافی است کمی دقیق‌تر و جزیی‌تر اطراف خود را نگاه کنیم تا متوجه شویم با ابتدایی‌ترین وسایل خانه و با کمترین هزینه، می‌توان مجالی برای بروز خلاقیت کودک مهیا کرد. این‌که کودک بتواند به تنهایی چیزی بسازد یا سرهم کند، هرچند بی‌معنا، و این‌که بداند آن‌چه مورد تقدیر است زحمت اوست، احساس نشاط و پویایی را برای او به ارمغان می‌آورد.

از موارد حایز اهمیت دیگر، محبت بی‌قید و شرط والدین است. بهترین راه برای تأمین سلامت عاطفی پایدار فرزندان، دریافت عشقی بی‌پایان و بدون مرز از جانب پدر و مادر است که او را برای همیشه در مقابل افسردگی واکسینه خواهد کرد. البته با این فرض که این محبت قلبی به‌گونه‌ای ابراز شود که کودک آن را بفهمد و درک کند؛ از طریق در آغوش گرفتن، بوسیدن، نوازش کردن به‌صورت مستمر و… آرامشی که کودک از این روش‌ها بدست می‌آورد، متضمن سلامت روانی او خواهد بود.

این‌گونه ابراز دوست‌داشتن‌ها ممکن است در مواقعی از روز بیشترین اثر را داشته باشند، مثلاً شب‌ها قبل از خواب بهترین فرصت است که بتوان با نوازش و گاهی ماساژهای آرام‌بخش، کودک را برای خوابی آسوده آماده کرد؛ زیرا آرامش از ملزومات شادی و نشاط است.

کودکان اغلب شوخی کردن از جانب پدر و مادر را دوست دارند؛ شوخی‌هایی هم چون قلقلک دادن یا ادا درآوردن، به سادگی آن‌ها را می‌خنداند. دویدن دنبال آن‌ها هرچند کوتاه برایشان شیرین است و کارهای بسیاری که هرکس در ارتباط با فرزند خود بهتر تشخیص می‌دهد، همه این‌ها بهانه‌هایی هستند تا کودک درک کند که پدر و مادرش او را دوست دارند.

ما فکر می‌کنیم فرزندمان همیشه می‌داند که او را دوست داریم و گاهی اگر در برخوردهایمان از کوره در رویم و او را دعوا کنیم و در این بین از عباراتی ناخوشایند استفاده کنیم، تأثیری در او نخواهد گذاشت؛ درصورتی‌که این‌گونه نیست. واژه‌هایی که ما گه‌گاه هنگام عصبانیت به کار می‌بریم، بیشترین اثر را در ذهن او خواهد گذاشت. مثلاً واژه‌هایی چون “چقدر شیطونی”، “چقدر بی‌ادبی” یا جملاتی مثل “از دستت خسته شدم”، “دیگه دوستت ندارم”و… آن‌چنان در ذهن او می‌ماند که ممکن است کودک باور کند حتماً همین‌گونه است. ذهن بچه‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای تحت‌تأثیر عبارت‌هایی است که ما آن‌ها را خطاب می‌کنیم. پیامی که ما بزرگسالان در قالب چنین جملاتی به کودکانمان می‌دهیم، در ضمیر ناهشیارشان ثبت می‌گردد. پس در این موارد باید مراقب نحوه صحبت کردن و کلماتی که به کار می‌بریم باشیم.

برخی اوقات می‌توان فرصت‌هایی فراهم کرد که مادر یا پدر با کودک به تنهایی بیرون بروند به بهانه‌های مختلف مثلاً برای خرید میوه و مایحتاج. چنین موقعیت‌هایی هم برای کودک لذت‌بخش است و هم پر است از تجربه‌های شیرین و در عین حال آموزنده برای او، البته در صورتی‌که تا جایی که ممکن است از او کمک یا نظر بخواهیم و اگر بتوان برای بیرون رفتن از وسایل حمل و نقل عمومی علاوه بر وسیله شخصی استفاده کرد، قطعاً او را در معرض تجارب خوشایندی قرار خواهیم داد. این لحظات دو نفره حس خوبی را در او ایجاد می‌کند؛ چه به قصد تفریح باشد، چه برای انجام کاری.

موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که احساس امنیت در فرزندان، در ایجاد حس نشاط و آرامش تأثیرگذار خواهد بود. وجود رابطه عاشقانه، عاطفی و محکم بین پدر و مادر، تضمین‌کننده فضایی امن برای کودکان است. والدینی که رابطه خوب و دوست‌داشتنی داشته باشند، کودکانی شاد و خوش‌بین خواهند داشت. پدر و مادر لازم است زمانی را برای بودن کنار هم اختصاص دهند؛ به‌گونه‌ای که به بچه‌ها اجازه ندهند تا خلوت آن‌ها را بر هم بریزند. مثلاً وقتی کودک بداند زمانی‌که پدر و مادرش در حال گفت‌وگو هستند او در اولویت نیست و والدین صحبت یکدیگر را به‌خاطر کودک قطع نخواهند کرد، احساس امنیت خاطر می‌کند؛ به این سبب که می‌فهمد پدر و مادرش چون همدیگر را دوست دارند، به هم احترام می‌گذارند.

در پایان این‌که بتوان کودکی شاد داشت، شاید کمی ایده‌آل به نظر برسد، اما می‌توان مهارت‌هایی را آموخت و به‌کار برد و در جهت رسیدن به یک زندگی شاد حرکت کرد. نکاتی که بیان شد، هیچ‌کدام قاعده صددرصد نیست و ممکن است هر کس برای کودک خود به شکلی دیگر عمل کند. این موضوع کاملاً وابسته به خلاقیت والدین است، اما در این نکته که والدین شاد، کودکانی شاد خواهند داشت، شکی نیست. از پدر و مادر بودن خود لذت ببرید و بدانید که هیچ‌گاه در کنار کودکان وقتتان هدر نمی‌رود. کودکی فرزندانمان فرصت خوبی است برای کشف خوشی‌های کوچک. “این زمان زیاد طول نمی‌کشد…”

منبع: پنجره

فروردین
۱۲
۱۳۹۵
رابطه‌ جنسی برابر و ایمن چه نوع رابطه‌ای است؟
فروردین ۱۲ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
Happy couple sleeping in a comfortable bed at home
image_pdfimage_print

Photo: AntonioGuillem/Bigstock.com

محسن فرشیدی

اگر چه در طول تاریخ و میانِ جوامع انسانی، رابطه‌ میان زنان و مردان رایج‌ترین نوع رابطه‌ جنسی بوده است، اما روابط جنسی میان انسان‌ها به آن محدود نمی‌شود. امروزه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، شکل‌های دیگر از رابطه مثل همجنس‌گرایی، دوجنس‌گرایی و… نیز به رسمیت شناخته می‌شود. اما هر کدام از این رابطه‌ها، با در نظر گرفتن برخی شرایط می‌توانند یک رابطه‌ برابر و همچنین ایمن نام بگیرند.

رابطه‌ جنسی ایمن و غیرایمن

در یک قرن گذشته و با پیشرفت اطلاعات و علوم مختلف، بسیاری از مناسبات انسانی دچار تحولات و تغییرات اساسی گردید. شناخت و در ادامه کاهش بیماری‌های مختلف، یکی از مهمترینِ آن‌ها بوده است. برخی از این بیماری‌ها از طریق روابط جنسی قابلیت انتقال را داشته و امروزه با در نظر گرفتن شرایطی آسان می‌توان از انتقال آن‌ها جلوگیری کرد. مرکز ملی پیشگیری از ایدز ایران در تعریف یک رابطه‌ ایمن می‌نویسد: «رابطه جنسی ایمن به هر نوع ارتباط جنسی گفته می‌شود که احتمال انتقال بیماری‌های مقاربتی از جمله ایدز ازطریق آن به هیچ‌وجه وجود نداشته باشد.» این مرکز هم‌چنین به یک رابطه‌ جنسی ایمن‌تر اشاره و تاکید می‌کند در این رابطه جنسی احتمال انتقال بیماری کم‌تر است و به هرگونه رابطه جنسی نفوذی با استفاده مناسب از کاندوم گفته می‌شود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت رابطه‌ای غیر ایمن است که  احتمال انتقال انواع بیماری‌های مقاربتی در آن زیاد باشد و یا هرگونه رابطه‌ جنسی نفوذی که در آن از کاندوم استفاده نشود و دیگر شرایط  یک رابطه‌ ایمن در آن در نظر گرفته نشده باشد.

اهمیت رضایت طرفین در یک رابطه‌ جنسی

شرط اول برای برقرار کردن یک رابطه‌ جنسی، رضایت طرفین است. بدین معنا که اصرار بر شروع و یا ادامه دادنِ یک رابطه، در صورتی که هر کدام از طرفین بدان رضایت نداشته باشند، می‌تواند به خشونت بیانجامد. اصرار بر ادامه‌‌ چنین رابطه‌ای مصداق تجاوز نیز خواهد بود. اهمیت رضایت طرفین به همان اندازه که میان دو فرد نه چندان آشنا اهمیت دارد، میان همسران نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. امروزه در بسیاری از کشورها از رابطه‌ بدون رضایت همسران نیز لحاظ حقوقی در تعاریف خشونت و تجاوز قرار می‌گیرد. بنابراین اطمینان حاصل کردن از رضایت افرادی که در یک رابطه‌ جنسی هستند از شروط اولیه و مهم شکل‌گیری و ادامه‌ آن است.

ارگاسم، نشانه‌ای از یک رابطه‌ برابر

اگر چه برای شروع یک رابطه‌ جنسی رضایت طرفین شرط اول است، اما بعد از آن و برای داشتنِ یک رابطه‌ مطلوب، رسیدن به اوج لذت جنسی اهمیت دارد. این موضوع تنها زمانی حاصل می‌شود که نسبت به انواع  و چگونگی رسیدن به آن اطلاعات و آگاهی لازم وجود داشته باشد. بخش قابل توجهی از مشکلات افراد در یک رابطه، به عدم رضایت از رابطه‌ جنسی میان آن‌ها بر می‌گردد که نرسیدن یا توانایی نرسیدن افراد به ارگاسم یکی از مهم‌ترینِ آن‌هاست. یک رابطه‌ جنسی را می‌توان رابطه‌ای برابر نامید، که طرفین در آن به اوج لذت جنسی برسند. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در تحقیقی تاکید می‌کند ۲۳ تا ۴۳ درصد زنان ایرانی در روابط جنسی به ارگاسم نمی‌رسند. در ادامه‌ی این تحقیق آمده است «نزدیک به ۸۷ درصد زنان اعلام کرده‌اند تقریبا هیچ‌وقت در روابط زناشویی پیش قدم نمی‌شوند و ۲۳.۵ درصد اظهار می‌کنند ابراز نیاز جنسی زن کاری ناشایست است و ۳۴ درصد می‌گویند حتی در صورت تمایل نباید زن شروع‌کننده باشد.» واقعیت این است که در کشورهایی با ساختارهای مردسالار از جمله ایران، روابط جنسی و هر مسئله‌ای که به لذت جنسی مرتبط شود تابو حساب شده و از سنین نوجوانی آموزش‌های لازم از طریق کتب آموزشی و یا دیگر ابزارهای فرهنگی مثل رسانه‌ها داده نمی‌شود. در خلاء چنین مواردی نقش خانواده‌ها و دیگر نهادهای غیردولتی دو چندان است. عموما در چنین جوامعی و به دلیل عدم آموزش‌ و آگاهی لازم، یک رابطه‌ جنسی میان زن و مرد به لذت بردن مردان خلاصه شده و مردان در محوریت قرار می‌گیرند و چنین رابطه‌هایی با به ارگاسم رسیدن آنان پایان پیدا می‌کند. عوامل زیادی وجود دارند که وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند چنین نتیجه‌ای حاصل می‌شود. یکی از آن‌ها همان‌طور که گفته شد عدم آموزش درست و وجود ساختارها و آموزه‌های فرهنگی مردسالار است. مورد دیگر عدم آگاهی زنان در چگونگی رسیدن به ارگاسم به دلیل نبود آموزش‌های جنسی لازم است. نرسیدن هر کدام از طرفینِ یک رابطه‌ جنسی به ارگاسم، یکی از موارد اصلی‌ِ یک رابطه‌ نابرابر است.

پیشگیری از بارداری

رابطه‌ای می‌تواند ایمن باشد و به اوج لذت جنسی ختم شود که با آسایش و خاطرجمعی طرفین همراه باشد. یک رابطه‌ جنسی که با ارگاسم همراه است، در صورت در نظر گرفتن برخی شرایط به سادگی می‌تواند به بارداری ختم شود. موضوعی که انتخاب بسیاری از زنان شاید در آن زمان نبوده و برای آن آمادگی نداشته باشند و یا چنین تصمیمی را به صورت کلی نداشته باشند. بنابراین هر کدام از طرفینِ یک رابطه‌ موظف هستند دیگری را در این مورد آگاه کنند و به کمک هم  احتمال بروز بارداری را از بین ببرند. با پیشرفت‌های مختلف، راه‌های پیشگیری از بارداری نیز سهل و وسایل آن در دسترس همگان قرار گرفته است. اما افراد قبل از برقراری یک رابطه‌ جنسی باید از آن‌ها آگاهی داشته باشند. در کشورهایی که در آن‌ها قوانین سخت‌گیرانه برای سقط‌ جنین، حتی در صورت بارداری ناخواسته وجود دارد، لزوم توجه بیش‌تر به این مقوله ضروری‌ است. رایج‌ترین نوع پیشگیری از بارداری استفاده از کاندوم است. کاندوم‌ها جدای از اینکه یک رابطه‌ ایمن را تا حدود زیادی تضمین می‌کنند، یک رابطه‌ بدون نگرانی از احتمال بارداری را نیز تضمین می‌کنند. امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا در داروخانه‌ها و فروشگاه‌ها به سادگی می‌توان انواع مختلف کاندوم را تهیه کرد. از جمله راه‌های دیگر، استفاده از قرص‌های ضدبارداری است. اضافه بر آن مقالات فراوانی در سایت‌ها و وبلاگ‌های اینترنتی در زمینه آموزش و راه‌های پیشگیری از بارداری در دسترس هستند که قبل از ایجاد یک رابطه‌ جنسی، طرفین بهتر است آن‌ها را مطالعه و اطلاعات لازم را داشته و در اختیار هم بگذارند. به هر میزان که نگرانی‌ها از هر کدام از موارد ناخواسته، مثل انتقال بیماری‌ها یا احتمال بارداری کاهش پیدا کنند، یک رابطه‌ جنسی با کیفیت‌تر و برابر‌تر خواهد بود.

سوال و خواسته‌های خود را مطرح کنید

بعد از چند مورد اصلی و در نظر گرفتن شرایطی که ذکر شد، جزئیات یک رابطه‌ جنسی نیز اهمیت بسزایی دارد. یک رابطه‌ جنسی مطلوب رابطه‌ای است که لحظه به لحظه‌ آن و در جزییات نیز برای طرفین رضایت‌بخش باشد. واقعیت این است هر چقدر هم که شناخت میان طرفین در یک رابطه بالا باشد، اما هیچ چیز به اندازه‌ طرح خواسته‌ها نمی‌تواند رابطه را به سمت مطلوب و اوج لذت پیش ببرد. هر کلام و یا رفتاری که برای هر کدام از طرفین مطبوع نباشد، می‌تواند تمایل به ادامه‌ رابطه را از بین برده و آن را در همان نقطه متوقف کند. بهترین و راحت‌ترین اقدام، عنوان کردنِ آن‌ها در تمامی لحظاتِ یک رابطه‌ جنسی است. بسیاری از سوءتفاهم‌ها و مشکلات صرفا به دلیل عنوان نکردن آن‌ها ایجاد می‌شوند.

نه یعنی نه، در هر لحظه از رابطه

یک رابطه‌ جنسی اگر تمامی شرایط بالا را نیز داشته باشد و در جزئیات نیز با رضایت کامل و کیفیت مطلوب برای طرفین پیش رود، منتها در هر لحظه از رابطه، چنان‌چه یکی از طرفین به هر دلیلی تمایلی به ادامه‌ آن نداشته باشد، آن رابطه باید در همان زمان متوقف شود. گفتنِ “نه” در هر سطحی از رابطه‌ جنسی به معنی پایانِ آن است تا مجددا شرایط رابطه با رضایت طرفین ایجاد شود. سایت زنان تی‌وی در یک کلیپ با نام رضایت پیش از سکس، به سادگی یه چای دم کردنو در تایید این موضوع می‌نویسد: «رضایت در هر فعلی که بین انسان‌ها به وقوع می‌پیوندد از مهم‌ترین مؤلفه‌هاست. سکس هم فعلی است که بین دو انسان یا بیش‌تر اتفاق می‌افتد. به‌ عبارت‌ دیگر سکس یک فعل با دو فاعل یا بیش‌تر است و رضایت همه طرفین برای وقوع این فعل مهم‌ترین نکته است و این کلیپ کوتاه سعی می‌کند اهمیت رضایت همه طرفین را در سکس نشان دهد.»

یک رابطه‌ زمانی برابر است که تمامی این موارد را دارا باشد. بدین معنا که ایمن باشد، با رضایت کامل طرفین بوده و اجباری در آن نباشد. طرفین از روش‌های مختلف پیشگیری از بارداری آگاهی داشته باشند. خواسته‌ها وعلایق خود را مطرح کنند و برای رساندنِ خود و دیگری به اوج لذت جنسی تلاش کنند. چنان‌چه هر کدام از شرایط ذکر شده در یک رابطه‌ جنسی وجود نداشته باشد، آن رابطه را نمی‌توان یک رابطه‌ جنسی برابر و ایمن دانست. اضافه بر آن، دولت‌ها این مسئولیت را دارند که از سنین نوجوانی مقدمات آموزش‌های لازم در این زمینه را برای افراد فراهم کنند و همچنین قانون‌گذاران باید پیش‌بینی‌های لازم برای شرایطی که خشونت و اجبار در یک رابطه‌ جنسی صورت می‌دهد را کرده و از فرد آزاردیده حمایت‌های لازم را صورت دهند.

فروردین
۱۱
۱۳۹۵
وقتی می‌فهمد عادت ماهیانه شده‌ام قهر ‌می‌کند
فروردین ۱۱ ۱۳۹۵
تجربه ها و خاطره ها
۰
, , , , , ,
Young woman meditating on the shore of a lake
image_pdfimage_print

Photo:  rechitansorin/Bigstock.com

فریده موسوی

امسال نوروز هم با من قهر بود مانند ۱۶ نوروز پس از ازدواج‌مان. اگر مسافرت برویم از روز اول تا آخر مسافرت با من و بچه ها قهر می‌کند. اگر خانه فامیل دعوت شویم از دو روز مانده به مهمانی و دو روز بعد با ما قهر است. از روزی که می‌فهمد عادت ماهیانه شده‌ام قهر می‌کند تا روزی که بفهمد تمام شده است. عروسی دعوت می‌شویم قهر می‌کند. عزا هم باشد همین وضع است و حقیقتش زندگی من و بچه‌ها در طول این همه سال با قهر گذشته است.

همسر من از آسمان و زمین و دوست و آشنا و خدا طلبکار است و خودش را برتر از همه می‌داند‌. من جرات ندارم با اسم کوچک صدایش کنم و حتما باید آقا را پشت نامش به کار ببندم. سفره که پهن می‌کنیم اول باید غذای آقا را بکشم و بهترین قسمت مرغ و گوشت را برایش بگذارم. هر وقت هم که قهر می‌کند رختخوابش را جدا می‌کند و من از ترس فحش‌های رکیک و دست سنگینش سکوت می‌کنم.

چرا طلاق نمی‌گیرم؟ برای این‌که می‌ترسم‌. برای این‌که ۳ دختر دارم. برای این‌که حامی ندارم. پول ندارم و باید بسوزم و بسازم و روزی صد بار از خدا مرگ بخواهم. فکر نکنید فقط با من این رفتار را دارد. با مادر و خواهر و فامیل خودش هم همین رفتارهای زشت را دارد و اتفاقا همه ازش حساب ‌می‌برند و جلوی پایش بلند می‌شوند و بهش احترام هم می‌گذارند.

زندگی با چنین افرادی حتی اگر برادر یا خواهر و دیگر اعضا خانواده باشند رابطه را یک طرفه می‌کند و رابطه یک طرفه سرآغاز مشکلات زیادی است. رابطه موفق یک رابطه دوطرفه است. پس برای حل این مشکل اول با خودتان صادق باشید و بدانید شما در تداوم چنین رفتاری بی‌تقصیر نیستید. ما در این‌که دیگران چگونه با ما رفتار کنند مسئولیت داریم پس همه تقصیرها را به گردن دیگران نیاندازید و از خودتان سوال کنید من چه کاری می‌توانستم انجام بدهم که انجام ندادم.

صادقانه با خودمان روبرو شویم و ابتدا خودمان را ارزیابی کنیم

زهرا ۵۴ ساله است و زنی خودسرپرست است. پسرش ۳۰ ساله است و همه خرج و دخل مادرش را کنترل می‌کند و تازه طلبکار هم هست. این قبیل افراد معمولا افرادی هستند که زمانی مورد توجه افراطی پدر و مادر و یا همسر و اطرافیان خود بوده‌اند و مشکل اینجاست که فقط دریافت‌کننده خدمات و محبت بوده‌اند و در قبال این خدمات خود را مکلف به رفتار متقابل نمی‌دانند چرا که دیگران قبل از آن‌که بخواهند این قبیل افراد کاری انجام دهند همه محبت و کار را برای‌شان انجام داده‌اند و برای همین افرادی چون شوهر من فکر می‌کنند که اساسا دیگران به آن‌ها بدهکار هستند و وظیفه آن‌ها خدمت کردن است.

فاطمه که دخترش را چند سالی است که شوهر داده می‌گوید: اوایل ازدواج از عشقی که به دخترم داشتم همه کار برایش می‌کردم حتی گوشت و مرغ هفتگی را می‌خریدم و برای‌شان می‌بردم. دامادم را هم مثل پسرم دوست داشتم. اسم‌شان را مکه نوشتم وبه هر مسافرتی که می‌رفتیم نمی‌گذاشتم دامادم یک ریال پول هتل و شام و نهار بدهد. فکر می‌کردم کمک‌شان کنم تا زود بتوانند دور و بر خودشان را جمع کنند و روی غلطک بیافتند. حالا دامادم یک پا از من طلبکار است و فکر می‌کند من وظیفه ام را انجام داده‌ام. یک‌بار گفت هر کاری می‌کنی برای دخترت می‌کنی و به من ربطی ندارد. او همیشه حق را به خود می‌دهد و از من توقعاتی بیش از اندازه دارد.

به یک روان‌شناس مراجعه کردم. او معتقد بود داماد من خودشیفته است و برای همین احترام و منزلتی هم برای دختر و خانواده ما قائل نیست و من در بروز و افزایش این روحیه دراو نقش جدی داشته‌ام. این روان‌شناس به من تاکید کرد که باید در زمان طولانی و برنامه‌ریزی منظم برای تغییر رفتار او تلاش کنیم.

مرضیه که از جوانی دچار چنین حالاتی بوده است و امروز در مرز هفتاد سالگی تنهاست می‌گوید: من خیلی زیبا بودم. از جاری‌های دیگرم زیباتر بودم و خانواده بهتری داشتم. جهیزیه من نقل محافل بود و همین چیزها موجب شد خودم را از همه بهتر بدانم. نتیجه این شد که کم‌کم دورم خالی شد و تنها ماندم. حتی بچه‌هایم حوصله من را ندارند و وقتی ۴۵ ساله شدم همسرم من را طلاق داد و گفت برو با مردی زندگی کن که لیاقت تو را داشته باشد. حالا که فکر می‌کنم می‌بینم آدمی متوقع و طلبکار بودم و دیگران را آدم حساب نمی‌کردم. من حتی نمی‌توانستم به همسرم و بچه‌هایم علاقه و عشقم را نشان دهم و کسر شان خودم می‌دانستم. من در همه زندگی اطرافیانم را آزار دادم و حالا تنها هستم حتی مدتی عروسم با من زندگی کرد ولی خیلی زود از من جدا شد. حالا من زنی تنها و سرخورده هستم.

 افراد خود شیفته اغلب نمی‌توانند در زندگی مشترک موفق باشند. ازدواج‌های ناپایداری دارند. نباید فراموش کنیم که همه اطرافیان مانند پدر و مادر نیستند که حتی بدون محبت دیدن از فرزند باز هم به او محبت ‌کنند و عشق و علاقه‌شان را نسبت به او بروز ‌دهند. همه هم پدر و مادر نیستند که در هر شرایطی چنین افرادی را تحمل کنند. افرادی که با یک خودشیفته و یا افرادی با چنین رفتارهایی زندگی می‌کنند پس از مدتی خسته و بیمار و فرسوده می‌شوند و اعتماد‌به‌نفس و اراده خود برای تغییر را از دست می‌دهند. بنابراین چنان‌چه وارد یک رابطه می‌شوید بدانید که خود در چگونگی رفتاری که با شما می‌شود نقش دارید و بدون مسئولیت نیستید.

عاطفه دختر مادری این چنین است که پدرش مثل برده در خانه محسوب می‌شد. عاطفه می‌گوید در سیزده سالگی وقتی مادرم گفت آب بیاور من برای اولین‌بار گفتم من درس دارم‌. خودت برای خودت آب بیاور. مادرم شوک شد و پدرم ترسید و من به چشم‌هایش نگاه کردم و گفتم من دختر تو هستم. کلفت تو نیستم. مادرم گفت هر کسی توی خانه وظیفه‌ای دارد و من گفتم دقیقا. وظایف را تقسیم کنیم. من نمی‌توانم هم درس بخوانم و هم شام آماده کنم و هم پهن کنم و هم جمع کنم. بابا می‌خواهد نوکری کند خودش می‌داند ولی از این به بعد من در این بازی با تو نیستم.

واقعیت این است که زندگی با چنین افرادی انرژی و توان اطرافیان را تحلیل می‌برد و زندگی را خسته‌کننده می‌کند. عاطفه می‌گوید زندگی با مادرم سخت و دشوار است‌. نمی‌شود با آن‌ها ارتباط برقرار کرد چون فکر می‌کنند از آسمان به زمین نازل شده‌اند. مادرم حوصله من و خانواده را سر برده است و شادی و نشاط از خانه ما رفته است. پدرم او را نادیده گرفته ولی من اخیرا به یک روان‌شناس مراجعه کرده‌ام که به من گفت: بدترین روش سازش با این افراد است. بدترین روش نادیده گرفتن آن‌هاست. باید با آن‌ها برخورد مناسب کرد. قلق آن‌ها را به دست آورد تا از فشارهای عصبی که این افراد روی خانواده و حتی در محیط کار روی افراد دیگر می‌گذارند کاهش داد.

او به من گفت باید علائمی که مادرم از خود بروز می‌دهد را بنویسم و ماهیت آن را بشناسم. باید مادرم را همان‌طور که هست ببینیم نه آن‌طور که مادرم می‌خواهد و یا خودم دوست دارم مادرم آن‌طور باشد تا بتوانم گام به گام در او نفوذ کنم. این خانم روان‌شناس به من گفت: تو که نمی‌توانی مادرت را حذف کنی ولی باید یاد بگیری چگونه احساسات و حتی واکنش‌هایت را سنجیده به کار ببری. پس اول از خودت بپرس چرا این افراد مشکل‌ساز یا مسئله‌ساز هستند چرا که ممکن است علت رفتارهای آن‌ها رفتارهای غیر اصولی و عقب‌نشینی‌های بی‌موقع ما باشد. بنابراین چنان‌چه جواب را پیدا کنیم می‌توانیم شرایط را کنترل کنیم و به او کمک کنیم تا مشکلش را حل کند.

این روان‌شناس معتقد بود در شرایطی که افراد توقعات بیجا از ما دارند نباید از گفتگو با آن‌ها فرار کنیم بل‌که حتما باید برای‌شان توضیح دهیم توقعات آن‌ها منطقی نیست و حتما باید توقعات و خواسته‌های خود را مطرح کنید حتی اگر در گام‌های اول بی‌توجه باشند ولی کم‌کم یاد می‌گیرند که اطرافیان نیز توقعاتی دارند. او تاکید کرد مراقب باش اصلا عصبانی نشوی چون چنین افرادی با عصبانیت بازی را عوض می‌کنند. هم‌چنین در گفتگو با مادرت او را تحقیر و سرزنش نکن. از کلمات نامناسب استفاده نکن و اگرنه خودت تبدیل به همان شخصیت می‌شوی.

انواع افراد مسئله‌ساز و روش برخورد با آن‌ها

چنین افرادی دارای یک روحیه و یک شخصیت و روش های برخورد یکسان نیستند. قدم اول شناسایی رفتارهای آن‌هاست تا بتوانیم آن‌ها را اداره کنیم. مادری در مشاوره حقوقی با خانه امن پسرش را فردی طلبکار و زور گو بیان می‌کرد که همیشه عصبانی است و اعمال زور می‌کند. فرد دیگری همسرش را همیشه شاکی و بهانه‌گیر می‌خواند و مردی زنش را وسواسی که وی باید از صبح تا شب گوش به فرمان او باشد.

در مقاله بعدی نمونه‌های ازرفتارهای مختلف مراجعین خانه امن را با شما در میان می‌گذاریم و تلاش می‌کنیم تا حد ممکن راه‌حل ارائه دهیم. در این زمینه از مقالات روان‌شناسان و مددکاران اجتماعی که به عنوان داوطلب حاضر به همکاری با خانه امن هستند استقبال می‌کنیم.

فروردین
۹
۱۳۹۵
با همسر خود هم‌دل شوید
فروردین ۹ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Close-up of psychiatrist hands together holding palm of her patient
image_pdfimage_print

Photo: pressmaster/Bigstock.com

هم‌دلی نوع خاصی از توجه داشتن به دیدگاه دیگری است؛ به این معنا که فرد از طریق ادراک واکنش های عاطفی دیگران، واکنش های عاطفی از خود نشان دهد که به آن هم‌دلی می‌گویند.

ریحانه عزیزی روانشناس، گفت: هم‌دلی باعث بهبود روابط اجتماعی و بهتر درک کردن درد و رنج دیگران می‌شود. احساس هم‌دلی باعث ایجاد یک سری رفتارهای حمایتی می‌شود که موجب افزایش اعتماد به نفس در فرد می‌شود.

وی افزود: در رابطه‌ زوجین عواطف نقش بیش‌تری را بازی می‌کند. بنابراین هم‌دلی از نوع همسرانه از اهمیت بیش‌تری برخوردار است. بسیاری از مشکلات زوجین از عدم درک متقابل و فهم درست از مسائل به وجود می‌آید که فرد فکر می‌کند از جانب طرف مقابل رها شده و دیگر کسی او را درک نمی‌کند.

عزیزی ادامه داد: هم‌دلی می‌تواند در برطرف کردن ناراحتی‌ها بدون آن‌که توافقی بین دو طرف باشد، نقش ایفا کند. درک کردن فرد مقابل به این معنی نیست که شما تمام صحبت‌های او را بپذیرید و تسلیم گفته‌هایش شوید بلکه منظور فهمیدن احساسات و هیجانات یکدیگر است.

وی اظهار داشت: برای آن‌که بتوانید بیش‌تر با همسرتان هم‌دل باشید لازم است شنونده‌ خوبی باشید و به همسر خود اجازه دهید تا به راحتی احساساتش را بیان کند. همچنین نباید هنگامی که همسرتان با شما درد و دل می‌کند به او راه‌حل ارائه دهید زیرا او بیش‌تر احتیاج دارد تا ناراحتی و مشکلاتش را با کسی در میان بگذارد.

عزیزی بیان داشت: هنگامی که فردی با شما هم‌دلی می‌کند، بهتر است از جملاتی که نشان از ترحم شما دارد استفاده نکنید و با مشکل همان‌گونه که هست برخورد کنید و از بیش از حد بزرگ نشان دادن و یا کوچک و بی‌ارزش نشان دادن موضوع پرهیز کنید.

وی خاطر نشان کرد: اگر گاهی بتوانید به زندگی از دریچه نگاه فرد مقابل به خصوص همسر خود بنگرید، بسیاری از مشکلات حل می‌شود. همچنین سعی کنید در احساسات انعطاف‌پذیر باشید زیرا همین انعطاف‌پذیری باعث هم‌دل شدن دو طرف می‌شود و از بسیاری از مشاجره‌ها جلوگیری می‌کند.

منبع: آفتاب نیوز

فروردین
۹
۱۳۹۵
چندهمسری در قوانین ایران
فروردین ۹ ۱۳۹۵
پادکست
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

زنان در خانواده‌ چندهمسری سوءرفتار فیزیکی، کلامی، هیجانی و جنسی را توسط شوهر و همسر دیگر تجربه می‌کنند. اختلالات روان‌پزشکی، خشونت خانگی، گسستگی خانوادگی، تنش، رقابت بین همسران و فرزندان از جمله مواردی است که در خانواده‌های چندهمسری بیش از خانواده‌های تک‌همسری است.

فروردین
۹
۱۳۹۵
واکنش هماهنگ‌ باهمستان نسبت به خشونت خانگی
فروردین ۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
bigstock-Community-Cooperation-82915889
image_pdfimage_print

 

Photo: digitalista/Bigstock.com

«واکنش هماهنگ‌ باهمستان» استراتژی مداخله است که توسط پروژه مداخله خشونت خانگی در دلوث (Duluth) تدوین شده است. این استراتژی که اغلب «مدل دلوث» نامیده می‌شود، مجموعه‌ای از شبکه‌ها، توافقنامه‌ها، عملیات، و اصول اجرائی  تدوین شده توسط جنبش خانه‌های امن محلی، نهادهای عدالت کیفری، و برنامه‌های خدمات‌رسانی است. مدت ۱۵ سال است که از این استراتژی در شهر شمالی کوچکی در ایالت مینه‌سوتا استفاده می‌شود.
– برگرفته از الن پنس و مارتا مک ماهون، واکنش هماهنگ‌ باهمستان نسبت به خشونت خانگی، پروژه آموزشی در دُلوث مینه‌سوتا

زمانی که خواسته‌ها و تلاش‌های اعضای یک باهمستان به طور هماهنگ، حمایت از زنان خشونت‌دیده باشد و مسئول و جوابگو دانستن فرد خشونت‌گر، تلاش‌ها موفقیت‌آمیزتر خواهند بود. این مورد مثالی از دست‌آوردهای این پروژه است. این نوع هماهنگی کمک می‌کند تا از سرعت و بهبود سیستم رسیدگی به امور قربانیان اطمینان حاصل کرد و مطمئن شد که از قربانیان حفاظت می‌شود و خدماتی را که به آن نیاز دارند در اختیارشان است، و هم‌چنین خشونت‌گر مسئول و جواب‌گوی اعمالش است و باید رفتار خشونت‌آمیز خود را ترک کند. مهم‌ترین قدمی را که باید برای یک واکنش هماهنگ‌شده برداشت داشتن یک فهم و درک مشترک از خشونت خانگی است.

نهادهای اجرای قانون، حامیان قربانیان، تامین‌کنندگان خدمات درمانی، خدمات حفاظت از کودک، کسب و کارهای محلی، رسانه‌ها، کارفرمایان و کارمندان همگی می‌توانند در پروژه «واکنش هماهنگ‌ باهمستان» سهمی داشته باشند. خصوصا تامین‌کنندگان خدمات درمانی می‌توانند مهم‌ترین نقش را ایفا کنند. پزشکان، پرستاران، و دیگر کارکنان اورژانس درمانی، زنان خشونت‌دیده‌ای را که نمی‌توانند هیچ‌گونه کمک دیگری دریافت کنند معاینه و درمان می‌کنند. اغلب هدف برنامه‌های «واکنش هماهنگ‌ باهمستان» ایجاد شبکه‌ای قابل دسترس برای حمایت از قربانیان و خانواده آن‌ها است. این چنین برنامه‌هایی اغلب از تمامی امکانات سیستم حقوقی برای حمایت از قربانیان و مسئول دانستن افراد خشونت‌گر و هم‌چنین از تعصب و عدم تحمل جامعه نسبت به خشونت خانگی استفاده می‌کنند. این برنامه‌ها تمامی افراد جامعه را برای تغییر رفتارها و نرم‌های اجتماعی که منجر به خشونت خانگی می‌شوند سهیم می‌کنند.
– برگرفته از انجن پزشکی آمریکا، خشونت خانگی: ایجاد یک واکنش هماهنگ‌شده اجتماعی، ۱۲ (۱۹۹۶)

برای کسب اطلاعات بیش‌تر در مورد پیشنهاداتی که برای وضع قوانین جهت کنترل خشونت خانگی علیه زنان داده شده است، می‌توانید به گزارش سال ۲۰۰۸ سازمان ملل به نام “تجاربی ارزنده در مورد وضع قانون جهت کنترل خشونت علیه زنان” مراجعه کنید.

مشارکت هر یک از افراد جامعه در پروژه «واکنش هماهنگ باهمستان» باید با در نظر گرفتن اصول مداخله برای حمایت از قربانیان باشد که مبادا اقدامات انجام شده ناخواسته علیه قربانی عمل کنند. افرادی که در این پروژه همکاری می‌کنند باید فرصت و یا امکانی فراهم کنند تا بتوانند از قربانیان در مورد عملکرد خود بازخورد بگیرند. چنین بازخوردهایی می‌تواند به شرکت‌کنندگان در این پروژه کمک کند تا از عملکرد خود در مورد کمک‌رسانی و رسیدگی به نیازهای زنان و ارزیابی این‌که آیا تغییری باید صورت گیرد آگاهی پیدا کنند.

هماهنگی اعضا این گروه می‌تواند کارایی و تاثیر فعالیت گروهی را بالا ببرد. لیندا مک گوایر تاکید می‌کند که «اجرایی کردن قوانین و سیاست‌های جدید، زمانی موثرتر است که یک استراتژی یک‌پارچه موجود باشد و تمامی اعضا گروه هماهنگ عمل کنند و مسئول عملکرد خود باشند.» ماک گوایر همچنین اضافه کرد که پلیس دُلوث مینه‌سوتا «سیاست دستگیری خشونت‌گر» را پس از پایه‌گذاری این استراتژی اجباری کرد. قبل از اجرایی کردن این سیاست جدید، گروهی متشکل از پلیس، بازجویان، دادگاه، و حامیان قربانیان تصمیم گرفتند که چگونه با استفاده از یک رویکرد جدید، از قربانیان حمایت و حفاظت کرده و کاری کنند تا خشونت‌گر جواب‌گوی رفتار نا شایست خود باشد.

در برخی ایالت‌ها دستگیری اجباری خشونت‌گر مدت‌ها قبل از این‌که در مینه‌سوتا به صورت یک برنامه و سیاست واکنشی درآید به صورت قانون درآمده است. این در حالی بود که سیستم عدالت کیفری آمادگی اجرایی شدن این قانون را نداشت و بنابراین عملکردی ضعیف داشت. برای مثال، داشتن قانون دستگیری اجباری خشونت‌گر بدون هماهنگی‌های لازم از جمله بررسی نیازها، و بودجه مورد نیاز برای آموزش پلیس باعث شد دستگیری خشونت‌گر بدون بررسی و تحقیق لازم از جانب پلیس صورت گیرد. به دلیل چنین ضعفی در عملکرد، بازجویان به ندرت می‌توانستند پرونده ‌ها را به مرحله دادگاه برسانند. در دیگر حوزه‌های قضایی، استفاده از این قانون بدون داشتن آمادگی اولیه برای اجرایی کردن آن باعث شد چندین نفر در آن واحد دستگیر شوند و در نظر گرفته نشود که بعضی تنها برای دفاع از خود، عمل خشنی را انجام داده‌اند.

منبع: Stopvaw

فروردین
۹
۱۳۹۵
۱۶ راه برای جلوگیری از خشونت خانگی
فروردین ۹ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Stopping the domino effect concept for business solution, strategy and successful intervention
image_pdfimage_print

Photo: Flynt/Bigstock.com

نوشته جریکا نونل (Jerica Nonell)

 آخرین گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO) درباره خشونت علیه زنان که در ژوئن ۲۰۱۳ منتشر شد، نشان داد که در برخی مناطق دنیا بیش از ۳۵٪ از زنان از خشونت شریک خود رنج میبرند. با این آمار سرسام‌آور، احتمال این که هر کدام از ما زنی را بشناسد که تحت خشونت خانگی است (یا بوده)، بسیار بالاست.

مداخله همسایگان و کل اعضای باهمستان یکی از روش‌های موثر جلوگیری از خشونت است. این فهرست ابتدایی حاوی ۱۶ نکته در زمینه جلوگیری از خشونت خانگی در باهمستان و یا محله شما و چگونگی مداخله در این مشکل است. ما این فهرست را به ۲ بخش تقسیم کرده‌ایم – یکی برای کل باهمستانی که در آن زندگی می‌کنید و دیگری برای افراد. پیشنهادها و نکات احتمالی را در بخش توضیحات ارائه کنید.

نویسنده مقدمه: رجینا یائو (Regina Yau)؛ نوشته رشاد براتویت (Rashad Brathwaite) و رجینا یائو (Regina Yau)؛ ویراستار جریکا نونل (Jerica Nonell) و رجینا یائو (Regina Yau)

برای باهمستان

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱: نشانه‌ها را بشناسید. اولین گام عملی، آشنا کردن افراد با نشانه‌های احتمالی خشونت خانگی است. این نشانه‌ها ممکن است متفاوت باشد و با نشانه‌های فیزیکی همراه نباشد زیرا خشونت خانگی به حملات فیزیکی مانند کتک زدن محدود نمی‌شود. خشونت خانگی شامل انواع رفتارهای آزاردهنده با هدف مهار کردن قربانی به روش‌های گوناگون است که شامل خشونت عاطفی، خشونت کلامی و خشونت اقتصادی می‌شود. خشونت خانگی هم‌چنین هر قشر و جمعیتی را در جامعه تحت تاثیر قرار می‌دهد، بنابراین با وجود کلیشه‌ها قربانی نمادین وجود ندارد. کسی که قربانی خشونت خانگی به نظر نمی‌رسد ممکن است در سکوت آزار دیده باشد و بسیار مهم است که در موارد این چنینی بتوانید نشانه‌ها را تشخیص دهید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۲: به باهمستان‌تان آموزش دهید! نخستین گام برای ریشه‌کن کردن خشونت خانگی از باهمستان یا محله‌تان آشنا کردن تعداد هر چه بیش‌تری از افراد با خشونت خانگی، آثار آن و روش مداخله ایمن در آن است. این کار را می‌توانید با همکاری پناهگاه محلی خشونت خانگی یا سازمان زنان یا ماموران کمک‌رسانی اجتماعی پلیس که می‌توانند برای رسیدگی به این موضوع با باهمستان، مدارس محلی و شرکت‌های محلی برای برنامه‌ریزی و برگزار کردن جلسات گفتگو، جلسات شهری و سایر جلسات گروهی همکاری کنند، انجام دهید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۳: باهمستان‌تان را سازمان‌دهی کنید! مداخله برای جلوگیری از اقدامات فرد متخلف یا حساس کردن افراد جامعه نسبت به خشونت خانگی امنیت اجتماعی را به دنبال دارد. همان‌طور که بسیاری از محله‌ها دارای دیده‌بان محله برای جلوگیری از تخلف هستند، برای ایجاد شبکه‌ای از افراد برای مداخله در موارد خشونت خانگی، کمک‌رسانی به قربانیان برای قطع رابطه با فرد بدرفتار و ایجاد ساختاری برای حمایت عمومی از نجات‌یافتگان اقدام کنید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۴: شبکه حمایتی باهمستان‌تان را با فناوری تقویت کنید! اگر تلفن هوشمند دارید و قربانی نیز تلفن هوشمند دارد، یک برنامه امنیت ویژه زنان دانلود کنید. بسیاری از این برنامه‌ها طوری طراحی شده‌اند که وقتی فرد در معرض خطر قرار می‌گیرد به طور خودکار پیام هشدار به شبکه حمایت می‌فرستند. اگر قربانی تلفن هوشمند ندارد، با جمع‌آوری پول از دوستان و همسایگان برای او تلفن هوشمند بخرید و پس از نصب کردن برنامه بر روی آن، تلفن‌های خود را به آن وصل کنید تا عملاً به شبکه حمایت او تبدیل شوید. از برنامه‌های امنیت رایگان که اکنون در دسترس هستند می‌توان به “Circle of 6” و “iAMDEFENDER” اشاره کرد.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۵: جلوگیری از خشونت برای کسب و کار مفید است. خشونت خانگی با هدر دادن وقت، درگیر کردن خدمات پزشکی و کاهش بهره‌وری میلیون‌ها دلار به اقتصادها و شرکت‌ها زیان زده است. در ایالات متحده زیان خشونت خانگی برای اقتصاد ۸.۳ میلیارد دلار در سال برآورد می‌شود. اگر مالک شرکت یا عضو ارشد (مدیر، عضو هیات مدیره، مدیر ارشد) شرکت هستید، برای آموزش دیدن در زمینه مداخله اقدام کنید. بدین ترتیب می‌توانید در مواردی که کارمند خود را در معرض خشونت خانگی تشخیص می‌دهید اقدام لازم را انجام دهید و شرکت خود را از آثار زیان‌بار آن خلاص کنید. سیاست‌های منابع انسانی را که شامل اصول مربوط به آثار احتمالی خشونت خانگی است، اعمال کنید. مثلا، بانک ملی استرالیا هم‌اکنون به قربانیان خشونت خانگی مرخصی با حقوق می‌دهد زیرا این باور وجود دارد که استقلال اقتصادی ناشی از وجود شغل به قربانیان کمک می‌کند تا با خیال آسوده رابطه خشونت‌آمیز را قطع کنند.

برای افراد

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۶: زنگ را به صدا درآورید. اگر همسایه خانواده دچار خشونت خانگی هستید، در صورت شنیدن صدای وضعیت خطرناک، زنگ خانه آن‌ها را بزنید. می‌توانید از رویکرد دوستانه قدیمی استفاده کنید. مثلا قرض گرفتن مقداری شکر یا شیر را بهانه زنگ زدن قرار دهید. اگر فکر می‌کنید که ممکن است در معرض خطر قرار بگیرید، فردی دیگری را با خود ببرید تا حداقل یک شاهد داشته باشید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۷: پشتیبان داشته باشید. مداخله در موارد خشونت خانگی ممکن است خطرناک باشد، به ویژه اگر فرد متخلف دارای سلاح (مثلاً تفنگ) و در حالت مستی باشد. اگر نمی‌توانید از پناهگاه محلی یا پلیس کمک بگیرید، برای پاسخ دادن حضوری به درخواست قربانی یا بازمانده، یکی از دوستان یا بستگان‌تان را با خود ببرید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۸: پشتیبان باشید. اگر همسایه، دوست، همکار، همکلاس، مادر، خواهر، دختر، عروس یا برادر زاده/خواهرزاده شما در خانه تحت خشونت خانگی است، به آن‌ها بگویید که می‌توانید به عنوان شاهد یا مدافع آن‌ها عمل کنید. هم‌چنین به آن‌ها بگویید که اگر به دنبال پناهگاه باشند می‌توانند به خانه شما بیایند.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۹: تماس بگیرید، همین حالا. اگر وضعیت چیزی فراتر از مداخله دوستانه باشد (مثلاً فرد خشونت‌گر تفنگ داشته باشد و در جریان خشونت از آن استفاده کند، باید فوری با پلیس یا خدمات اضطراری محل تماس بگیرید. اطلاعات مهم مانند مکان، نام افراد، شماره تماس و تمایل احتمالی برای ناشناس ماندن خود را ارائه کنید. در چنین مواردی از مداخله شخصی بپرهیزید زیرا این کار ممکن است بسیار خطرناک باشد.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۰: گوش بدهید و تقویت کنید. اگر قربانی خشونت خانگی از شما کمک می‌خواهد، به او گوش کنید. به او بگویید که گفته‌هایش را باور می‌کنید و درباره او قضاوت نمی‌کنید. قربانیان اغلب احساس انزوا می‌کنند و شریک‌شان اغلب آن‌ها را تحقیر می‌کند. بسیار مهم است که این احساس را در وی ایجاد کنید که می‌تواند با خیال راحت به شما اعتماد کند زیرا سرانجام ممکن است شهامت لازم برای بیان کردن ماجرا و کمک خواستن از شما را کسب کند. این نکته مداخلع ممکن است به ویژه برای آرایش‌گران، پرستاران، پرسنل اداره منابع انسانی و افراد فعال در مشاغلی که نیازمند گفتگو با مشتریان، مراجعان و همکاران است، سودمند باشد.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۱: اگر فکر می‌کنید که دوست، همکار، کارمند، یا خویشاوند شما از خشونت خانگی رنج می‌برد، آماده باشید تا بتوانید به موقع در موارد اضطراری به پیام متنی یا تماس او پاسخ بدهید. همواره تلفن خود را روشن و نزد خود نگه دارید. اگر خودرو داشته باشید و مداخله فوری شما ضروری باشد، باید از پر بودن مخزن بنزین مطمئن شوید تا در صورت لزوم بتوانید قربانی را سوار خودرو کنید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۲: برنامه مداخله داشته باشید. برنامه‌ای برای مداخله عملی تهیه کنید – شماره‌های زیر را در دسترس داشته باشید:

خط شبانه‌روزی ملی خشونت خانگی (اگر کشور شما آن را دارد)

خط شبانه‌روزی پناهگاه خشونت خانگی در محل زندگی قربانی

پلیس محلی در محل زندگی قربانی

در صورت گرفتن پیام اضطراری از قربانی، یا در صورت شنیدن یا دیدن مورد شروع و تشدید خشونت (و در بسیاری از موارد، ممکن است بسیار سریع تشدید شود)، حتماً با همه این نهادها تماس بگیرید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۳: کمک‌رسانی کنید. اگر قربانی یا نجات‌یافته خشونت خانگی را می‌شناسید که بدون کمک در خانه نگه داشته شده است، کار خیری برای او انجام دهید: به او بگویید که حاضرید در مدتی که فرد متخلف در منزل نیست از کودکان او پرستاری کنید تا او اندکی استراحت کند. به او بگویید که می‌توانید در زمانی که برای خود به خرید می‌روید وسایل مورد نیاز او را هم بخرید. هر عمل کوچکی زمینه ایجاد آرامش، جلب اعتماد قربانی و سرانجام کمک خواستن از شما (یا پذیرش کمک شما) را فراهم می‌کند.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۴: مرتباً بررسی کنید. اگر نگران زندگی دوست، همکار، همکلاس یا بستگان خود هستید، روزانه یک بار در زمان تصادفی به او زنگ بزنید یا پیام متنی بفرستید و حال او را جویا شوید. اگر این فرد همسایه شماست، با چشم و گوش خود مراقب نشانه‌ها یا صداهای خشونت که ممکن است از خانه او جلب توجه کند باشید.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۵: منبع باشید. به او کمک کنید تا به منابع لازم از قبیل اطلاعات حقوقی، برنامه‌های محلی مبارزه با خشونت خانگی یا مکان امن از طریق پناهگاه زنان آسیب‌دیده دسترسی پیدا کند. بزرگ‌ترین خطری که زنان را در این شرایط تهدید می‌کند اغلب فرآیند واقعی قطع رابطه است، از این رو یافتن مکان امن بسیار مهم است. دانستن پیشاپیش این اطلاعات ممکن است سودمند باشد، ولی کمک کردن به او در زمینه تحقیقات و حتی برقرار کردن تماس تلفنی به سرعت گرفتن کارها کمک می‌کند.

مداخله در خشونت خانگی – نکته ۱۶: مستند کنید! مستند کنید! مستند کنید! هر حادثه‌ای را که می‌بینید مستند کنید. تاریخ، ساعت، جراحات و دیگر مشاهدات را یادداشت کنید. مستندسازی مستمر می‌تواند به تقویت روحیه و اعتماد قربانی کمک کند تا فرد قربانی شهامت لازم را برای اقدام قانونی علیه شریک خود به دست آورد.

منبع: thepixelproject.net

فروردین
۶
۱۳۹۵
فرصت بازی را از کودکان نگیریم
فروردین ۶ ۱۳۹۵
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Children experiencing  alternative energy by blowing at windmill
image_pdfimage_print

Photo: stefanolunardi/Bigstock.com

این روزها پای صحبت هر پدر و مادری که می نشینی صحبت از کلاس های متنوعی می‌کند که برای فرزندش در نظر گرفته است. کلاس موسیقی، کلاس شنا، کلاس تقویت، کلاس زبان و … آن قدر کلاس و کلاس که این کودک دیگر فرصتی برای بچگی کردن برایش باقی نمی ماند. فرصت یگانه ای که حق او است. فرصت یگانه ای که هرگز برای او تکرار نمی شود. جالب است بدانید که دنیای آن ها بدون بچگی چیز اعظمی کم دارد. درست مثل یک شکل هندسی تعریف شده که قسمت بزرگی از آن را مثل سیبی گاز زده باشند. درست است که ما باید به فکر آینده آن‌ها باشیم. درست است که فردایشان را باید همین امروز بسازند، اما باور داشته باشید که باید در میان این کلاس ها و آموزش ها زمانی هم برای مهم‌ترین حق دوران بچگی آن ها در نظر بگیریم.

وقتی که ما تمام فرصت آنان را با این کلاس های گوناگون پر می کنیم آن ها به محض رسیدن به خانه تنها باید استراحت کنند. این باعث تلنبار شدن خستگی هایشان می شود تا جایی که به صورت یک ناهنجاری بروز کند. باور کنید لازم نیست او حتما بهترین باشد. باور کنید لازم نیست زندگی او، در کشاکش اعداد و ارقام، در کشاکش رقابت های دنیای ما آدم بزرگ ها بگذرد. بگذارید تنفس کند. بگذارید شادی را تجربه کند و اطمینان داشته باشید که موفقیت در کنار شادی و سلامت روح اتفاق می افتد. این «کودکی کردن» یا همان «شادی و بازی کردن»همان است که فردا قرار است شخصیت کودک درونش رقم بزند. خیلی از ما با بی توجهی والدین یا حتی خودمان، اجازه بالندگی به این کودک همراه را نداده ایم. والدین محترم ! پرداختن به این نیاز در بچه‌ها شاید در ابتدا باعث عقب افتادن آنان شود اما بعد از مدتی آن ها را به چنان آرامش ژرف و پایداری می‌رساند که موجب شکوفا شدن همه‌ استعدادهای خفته و پنهان در وجودشان می‌شود.

به این ترتیب بازدهی امورشان افزایش می‌یابد و با صرف وقت و انرژی کم‌تر به نتایج عالی و دلخواه‌ خود دست پیدا می‌کنند. این کودکی کردن یا کودک درون فردا، بخش عاطفی وجود ما ست. هر زمان احساس شادی، اندوه، خشم، ترس یا علاقه داریم، این کودک درون ما است که خود را نمایان ساخته است. وقتی احساس‌هایمان را به طور عمیق و آزادانه حس می‌کنیم و به عبارتی بازیگوش و خلاق هستیم، در واقع به کودک درون‌مان اجازه می‌دهیم سالم و فعال حضور داشته باشد.

توجه داشته باشید که این کودک به خواب و استراحت بیش‌تر، فشار کم‌تر، فرصت بیش‌تر برای بازی و فراغت و زمانی برای خلوت و تنهایی نیاز دارد. اگر به درستی به نیازهای کودک درون‌مان پی نبریم، چه بسا نیازش به محبت و توجه، مورد سوءتفاهم قرار بگیرد. به این معنی که به جای گوش سپردن به احساس‌هایش، بگذاریم پرخوری کند یا به جای ایجاد فرصتی برای بازی و تفریح به او اجازه‌ استفاده از مواد مخدر را بدهیم یا به جای خویشتن دوستی بگذاریم با فردی نامناسب رابطه داشته باشد. در حالی که داشتن کودک درون سالم و فعال، بهترین راه برای پیشگیری از انواع فرسایش، بیماری و مشکل است. اگر به کودک درون اجازه داده شود که خودش باشد و به معنای ساده، بچگی کند، می‌تواند زندگی ما را دگرگون نماید و به ما کمک کند تا شاداب و بانشاط به سوی کمال حقیقی و هدف الهی آفریده‌ شدن‌مان، حرکت کنیم.

منبع: سلامت نیوز

فروردین
۶
۱۳۹۵
قربانیان خشونت خانگی چه حقوقی باید داشته باشند؟
فروردین ۶ ۱۳۹۵
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
An epressive notice of endangered human rights
image_pdfimage_print

Photo: benjaminec/Bigstock.com

ترجمه: مهتاب صمیمی

سازمان حامیان حقوق بشر با مشارکت «نهاد رسیدگی به امور زنان سازمان ملل» قسمت‌هایی را به دستورالعمل فعالیت‌های مرکز دانش و تحقیقات مجازی زنان سازمان ملل اضافه کردند. هدف این نهاد مبارزه با خشونت علیه زنان و دختران است.

متن کامل این دستورالعمل و همچنین قسمت‌های دیگر که مربوط به انواع دیگر خشونت علیه زنان است در بخش «قانون‌گذاری» این وب‌سایت موجود است.

حقوق قربانیان

  • بیانیه حقوق قربانیان باید به گونه‌ای در قانون درج شود که امنیت قربانیان، نهاد زنان، و گروه کمک‌رسانی تامین و از تکرار اعمال خشونت بر فرد قربانی جلوگیری شود. این قانون باید موانعی را که باعث می‌شود قربانی به دنبال راهی برای نجات و امنیت خود نباشد از میان بردارد. از جمله این موانع می‌توان از نگرانی قربانی در مورد حضانت فرزند، در دسترس نبودن خانه‌های امن، و کمک‌های قانونی نام برد. برای مثال قانون اسپانیا احترام و رسیدگی به حقوق قربانیان را در ماده ۱۷ تضمین می‌کند.

* برای اطلاعات بیش‌تر می‌توانید گزارش جلسه گروه متخصص بین دولتی را که به منظور بررسی و به روز رسانی کردن استراتژی‌های نمونه و شاخصه‌های ارزیابی عملکرد – اقدام نوین از میان برداشتن خشونت علیه زنان در راستای پیشگیری از جرم و ایجاد عدالت کیفری – در بانکوک (بین ۲۳ تا ۲۵ مارچ ۲۰۰۹) برگزار شد را مطالعه کنید.

همچنین: نسخه انگلیسی مبارزه با خشونت علیه زنان  (شورای اروپا) – حداقل استانداردهایی را که گروه‌های حمایتی و خدمات‌رسانی باید آن‌ها را مد نظر قرار دهند – در این لینک موجود است.

  • «بیانیه حقوق قربانیان» باید قربانیان را از راه‌های قانونی و خدماتی که دولت در اختیار آن‌ها قرار داده است تا برای نجات خود اقدام کنند مطلع کند.
  • قانون باید پلیس را ملزم به انجام مسئولیت‌های خاصی برای حمایت از حقوق قربانیان کند. به قسمت مسئولیت‌های پلیس مراجعه کنید.
  • قانون باید مشخص کند که رسیدگی و خدمات‌رسانی به قربانی مشروط به هماهنگی خاصی با مقامات دولتی نیست.
  • خدمات حمایتی باید شامل حمل و نقل به خانه‌های امن، کمک‌های اضطراری، و دیگر برنامه‌های حمایتی برای قربانیان و خانواده آن‌ها باشد.
  • قانون باید مشخص کند که تنها با رضایت قربانی می‌توان وی را به خانه‌های امن انتقال داد. برای مثال، ماده ۱۴ قانون پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی سال ۲۰۰۷ مالدوا (قانون مالدوا) مشخص می‌کند که قربانیان تنها به درخواست خود می‌توانند در خانه‌های امن اسکان داده شوند و چنان‌چه قربانی به سن قانونی نرسیده است با رضایت نماینده قانونی وی.
  • قانون باید نهاد (های) مسئول حمایت از قربانیان و هم‌چنین مسئولیت‌های آن‌ها را مشخص کند.
  • قانون باید سیستم دادگاهی که به امور قربانیان و پرونده‌های آن‌ها رسیدگی می‌کند را ملزم کند که همواره کارکنانی را برای کمک به قربانیان در انجام پروسه‌های دادگاه حاضر داشته باشند. به خشونت خانگی: طرح نمونه مراجعه کنید.

مثال: قانون برزیل درخواست ایجاد دادگاه‌های مخصوص رسیدگی به خشونت خانگی علیه زنان را داده است که در آن گروه کمک‌رسانی از افراد مختلفی با تخصص‌های گوناگون از جمله روان‌شناس، حقوق‌دان، و گروه سلامت درمانی تشکیل شده است. این گروه باید گزارش‌های کارشناسانه خود را در اختیار قضات، بازجویان، و وکلا قرار دهند. (ماده ۲۹-۳۰)

مثال: قانون اسپانیا مشخص کرده است که تمامی دادگاه‌های رسیدگی به خشونت علیه زنان باید کارکنان خود را از قضات گرفته تا کارمندان در مورد خشونت مبتنی بر جنسیت و هم‌چنین آسیب‌پذیری قربانیان آموزش دهند. (ماده ۴۷)

  • قانون باید به قربانیان کمک‌های مالی برساند. قربانیان چنان‌چه استقلال مالی نداشته باشند نمی‌توانند برای نجات خود از خانه فرار کنند. قانون باید هم به طور کوتاه ‌دت و هم بلند‌مدت به قربانیان کمک‌های مالی برساند و برای آن‌ها ایجاد کار و یا در کاریابی به آن‌ها کمک کند.

مثال: قانون برزیل از دادگاه‌ها می‌خواهد تا رسیدگی به امور قربانیان را در برنامه‌های فدرال، ایالتی، و منطقه‌ای در نظر بگیرند. دادگاه‌ها باید انتقال پست قربانیان را چنان‌چه کارمند دولت باشند تضمین کنند. هم‌چنین اگر قربانی مجبور باشد محل کار خود را ترک کند، شغل وی باید تا ۶ ماه تضمین شود. (ماده ۹)

مثال: قانون اسپانیا سیستم جامعی برای کمک‌رسانی به قربانیان دارد: حقوق کار در ماده ۲۱، کمک مالی در ماده ۲۷، و اولویت برای کمک هزینه خرید مسکن در ماده ۲۸٫

منبع: حامیان حقوق بشر

فروردین
۶
۱۳۹۵
دریافت مهریه پس از تقسیم ماترک شوهر
فروردین ۶ ۱۳۹۵
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , ,
Court courtroom law judgment hammer barrister wisdom
image_pdfimage_print

Photo: www.BillionPhotos.com/Bigstock.com

موسی برزین خلیفه‌لو، وکیل خانه امن

پرسشگر: من در مورد دخترم چند سوال داشتم. دخترم که الان ۲۷ سال دارد، ۳ سال پیش ازدواج کرد. تقریبا یک سال قبل شوهرش در یک حادثه رانندگی فوت کرد. پس از فوت داماد، خانواده وی مبلغی را بابت سهم‌الارث به دخترم دادند. گرچه مبلغی که دادند از سهم‌الارث قانونی دخترم کم‌تر بود اما به هر حال ما مخالفتی نکردیم. اما بعدها مشکلاتی پیش آمد و به آن‌ها گفتیم که سهم‌الارث قانونی را بدهند. ورثه دامادمان قبول نکردند. چند وقت پیش در جایی خواندم که زن می‌تواند مهریه‌اش را از میراث شوهر فوت‌کرده‌اش بگیرد. این مساله را از چند فرد مطلع پرسیدم و آن‌ها تایید کردند. فقط گفتند که چون میراث تقسیم شده و سهم‌الارث همه نیز پرداخت شده دیگر نمی‌توان مهریه را مطالبه کرد. در این مورد می‌خواستم راهنمایی کنید؟ آیا با توجه به این‌که دخترمان سهم‌الارث پرداختی را قبول کرده و آن موقع هیچ ادعایی هم نسبت به مهریه نکرده است، ما می‌توانیم مهریه را دریافت کنیم؟

وکیل خانه امن: آیا اطلاع دارید که سهم‌الارث داماد با تشریفات قانونی تقسیم شده است یا نه؟ یعنی آیا ورثه هم اکنون مالک قانونی سهم‌الارث شده‌اند یا این‌که هنوز تشریفات قانونی انجام نشده است؟ هم‌چنین آیا دخترتان فرزندی دارد؟

پرسشگر: فکر می‌کنم مراحل قانونی را در این مورد انجام داده‌اند. چون خانه دامادمان را پدرش فروخته است. دخترم صاحب فرزند نیست.

وکیل خانه امن: در پاسخ به سوال‌تان باید عرض کنم که زن می‌تواند مهریه خود را از ماترک شوهر مطالبه کند مگر این‌که زن از دریافت مهریه خود انصراف داده و به عبارتی دین شوهر را نسبت به خود ساقط کند. اگر زن به موقع تقسیم ارث، مهریه خود را مطالبه نکرده و سهم‌الارث خود را دریافت کند، این بدین معنا نیست که از مهریه خود گذشت کرده است. یعنی این‌که سکوت به معنای رضایت و بخشیدن مهریه نیست. اما اگر زن صراحتا از دریافت مهریه خود بگذرد و ذمه شوهر را نسبت به مهریه ساقط کند، دیگر نمی‌تواند مهریه خود را دریافت کند. به بیان ساده‌تر اگر دختر شما در موقع تقسیم ماترک هیچ سخنی در مورد مهریه نگفته و سکوت کرده است، می‌تواند مهریه خود را از ماترک شوهر متوفی‌اش دریافت کند. اداره حقوقی قوه قضاییه در این مورد نظریه‌ای دارد. از این اداره پرسیده شده است که:«زوجه درحین تقسیم ماترک ادعایی نسبت به تقاضای مطالبه مهریه خود ننمود و تقسیم ماترک انجام شد. در دادگاه یا خارج از دادگاه سهم­الارث زوجه نیز به وی تسلیم گردید. اکنون سوال اینجاست که بعد ازعملیات یا اقدامات فوق زوجه می‌تواند تقاضای مطالبه مهریه کند یا این‌که سکوت وی در آن زمان به منزله اسقاط ضمنی مهریه خود است؟ آیا سپری شدن زمان مدید می‌تواند مثبت سقوط مهریه باشد؟ آیا اسقاط یک حق ایجاد شده به صورت رسمی (نکاحیه) مستلزم اسقاط به نحو رسمی است یا سکوت حکایت از سقوط دارد؟» این اداره نیز پاسخ داده است: «با توجه به تصریح ماده ۲۴۹ قانون مدنی صرف سکوت اجازه یا تنفیذ معامله محسوب نمی‌شود و بر سکوت اثر حقوقی مترتب نیست. به عبارت دیگر اصل، عدم اعتبار سکوت است و در فرض پرسش صرف سکوت زوجه درهنگام تقسیم ترکه وعدم مطالبه مهریه به معنای اسقاط حق خود وابراء‌ ذمه سایر وراث نیست مگر آن‌که محفوف به قرائنی باشد که امری موضوعی است وتشخیص آن برعهده مرجع رسیدگی‌کننده است.» بنابراین با توجه به موارد فوق حق دختر شما نسبت به مطالبه مهریه ساقط نشده است. در حقوق سکوت علامت رضایت نیست.

پرسشگر: برای دریافت مهریه  چه کار باید بکنیم؟

وکیل خانه امن: بهترین کار توافق با خانواده داماد است. زیرا اقدام قضایی مستلزم صرف وقت و هزینه است. اگر توافق حاصل نشد دخترتان می‌تواند به دادگاه خانواده مراجعه و دعوی مطالبه مهریه از ماترک شوهر متوفی را مطرح کند. برای این کار باید دادخواست تنظیم و دعوی به طرفیت ورثه متوفی یعنی پدر و مادر دامادتان تنظیم شود. ضروری است برخی مدارک از جمله برگه انحصار وراثت نیز به دادخواست پیوست شود. این دعوا مالی است و نیاز به پرداخت هزینه دادرسی دارد مگر این‌که دخترتان از طرف دادگاه ناتوان از پرداخت هزینه دادرسی شناخته شود.