صفحه اصلی  »  2016 February
اسفند
۴
۱۳۹۴
آزار جنسی زنان؛ ثابت کن خودت مقصر نیستی
اسفند ۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , ,
Horizontal view of sexual assault at work
image_pdfimage_print

Photo: Kasia Bialasiewicz/Bigstock.com

نعیمه دوستدار

یک افشاگری رسانه‌ای باز هم موضوع آزار جنسی زنان را به بحث روز تبدیل کرد؛ این‌بار با حاشیه‌های فریبنده سیاسی. یک مدیر ارشد در رسانه‌ای متعلق به صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، از مجری این شبکه تقاضای سکس تلفنی کرده است.

شینا شیرانی، مجری برنامه‌های ورزشی پرس تی‌‌وی که شبکه برون مرزی جمهوری اسلامی است، با ضبط کردن یک فایل صوتی از گفتگویش با حمیدرضا عمادی، مدیرش، پرده از یک روند مرسوم در محیط‌های کاری برداشته است. عمادی در این گفتگو از شینا می‌خواهد که او را در قبال کمک‌های انسان‌دوستانه‌اش، ارضا کند.

در کنار بسیاری که علاقه‌مند به حاشیه‌های سیاسی افشاگری درباره یک مدیر حکومتی بودند، عده زیادی اما به آسیب فراگیر آزار جنسی زنان توجه کردند؛ تجربه‌ای روزمره از خشونت که اثبات آن برای جامعه‌ای که آزار جنسی را به رسمیت نمی‌شناسد و آن را تعریف نکرده، ساده نیست.

یک مساله بیش‌تر زنانه

آزار جنسی در محل کار اتفاقی منحصر به ایران نیست. تقریبا در سراسر جهان زنان و مردان تجربه آزار جنسی در محل کار را دارند با این تفاوت که درصد زنانی که این تجربه را دارند بسار بیش‌تر از مردان است و آن تفاوت تا به حدی است که مساله آزار در محل کار را به یکی از مسائل زنان تبدیل می‌کند. بر اساس آخرین پژوهش ارائه‌شده توسط سازمان بین‌المللی کار روی ۵۰۰ نفر در سراسر دنیا، ۵۴ درصد از کارمندان تجربه آزار جنسی در محل کار داشته‌اند. ۷۹ درصد از آن‌ها زن و ۱۲ درصد مرد بوده‌اند. همچنین ۲۷ درصد از آن‌ها توسط همکارشان و ۱۷ درصد دیگر توسط کارفرمایان آزار دیده‌اند.

آزار جنسی تنها به محل کار هم محدود نمی‌شود. محیط تحصیل، کوچه و خیابان و حتی محیط‌های خانوادگی هم می‌توانند مکانی برای آزار جنسی زنان باشند. با وجود گستردگی و شیوع این مساله، سخن گفتن درباره آن و پیگیری حقوقی آن چندان ساده نیست. اما آن‌چه که حتی پیش از نبودن امکان قانونی پیگیری آزار جنسی در ایران موضوع را به یک چالش فکری تبدیل می‌کند، نوع نگاه جامعه به مساله است؛ نگاهی که از خانواده و دایره نزدیکان زنان قربانی آزار شروع می‌شود و تا مراجع قانونی و رسمی پیش می‌رود.

سکوت: مکانیزم دفاع از خود

اغلب قربانیان آزارهای جنسی سکوت می‌کنند. این سکوت دلایل مختلفی دارد: از ترس گرفته تا نداشتن آگاهی و اعتماد به نفس.

 آن‌ها اغلب از نزدیک‌ترین افراد می‌ترسند. خانواده و گروه دوستان معمولا نخستین کسانی هستند که در واکنش به آزار جنسی، فرد قربانی را متهم می‌کنند. نخستین پرسش‌ها اغلب این است: «چه کار کردی که با تو این کار را کرد؟ صدایت چطور بود؟ چه پوشیده بودی؟ چطور حرف زدی؟ چه ساعتی بود؟ چرا بیرون بودی؟»

آن‌ها اغلب دلیل آزار جنسی را در ظاهر و اعمال خود فرد جستجو می‌کنند. «کرم از خود درخته»، «تنت می‌خارید»، تنها واکنش به زنان قربانی نیست. در این نگاه نوعی تسلیم در برابر قدرت مردانه هم هست. مردان موجودات قدرت‌مندی هستند که آلت و میل جنسی‌شان بی‌انتها، غیرقابل کنترل و هم‌زمان مقدس است. این زن است که باید در مقابل آن از خود محافظت کند و این محافظت که در ادبیات رسمی با حجاب، تفکیک جنسیتی و دور نگه داشتن زنان از محیط‌های اجتماعی دنبال می‌شود، در محیط‌های غیررسمی و خانوادگی هم با قضاوت‌های بی‌رحمانه درباره رفتار و ظاهر زن امتداد می‌یابد.

پدر و برادر، شوهر، مادر و سایر اعضای فامیل، اغلب زن را به دلیل اینکه خود را در معرض این آزار قرار داده سرزنش می‌کنند: «نگفتم نرو بیرون؟ نگفتم کار نکن؟ نگفتم خودت را بپوشان؟ نگفتم طلاق نگیر؟ نگفتم آن لباس را نپوش؟ نگفتم آرایش نکن؟»

در چنین شرایطی، زنی که خود را در معرض اتهام نزدیک‌ترین افراد می‌بیند، سعی می‌کند موضوع را بپوشاند. اما پوشاندن موضوع به اتهامی دیگر برای او بدل می‌شود: سوءاستفاده.

اجتماع دور و نزدیک، پس از متهم کردن زن به این‌که زیادی خوشگل با لوند بوده و خود را نپوشانده، او را متهم می‌کنند که چرا سکوت کرده؟ چرا واکنش سخت و تندی نشان نداده؟ چرا پذیرای سطوح پایین‌تر آزار جنسی، مثل متلک و شوخی و دستمالی شده یا چرا محیط را ترک نکرده است؟

متهم‌کنندگان اغلب نابرابری سیستم اجتماعی را از یاد می‌برند و از زن توقع دارند که به سرعت دستاورد‌های شغلی، تحصیلی و حضور اجتماعی خود را با اولین آزار و بدون توجه به تهدیدها کنار بگذارد؛ در حالی که دیگران حتی به او فرصت دفاع از خود را نمی‌دهند.

اما اگر زن قربانی جنسی بخواهد افشاگری کند، گروه دیگری پیدا می‌شوند که به یاد می‌آورند این آزارها شامل مردان هم می‌شود و به دنبال آن از گفتمان رایج مردسالار استفاده می‌کنند که زن را ذاتا مکار و فریب‌کار و به دنبال جلب نظر مردان می‌داند و راه پیشرفت را در استفاده از نردبان قدرت مردانه جستجو می‌کند؛ نگاهی برآمده از فرهنگ کهن مردسالار که با آموزه‌های دینی و مذهبی هم تقویت شده است.

نداشتن آگاهی جنسیتی اما دلیل مهم دیگری برای سکوت زنان است. تکرار مدام آزارهای جنسی در فضاهای مختلف زندگی اجتماعی، آن‌ها را به رفتارهای عادی و روزمره تبدیل کرده و نظام مردسالار بسیاری از آن‌ها را عادی می‌شمارد. با این استدلال، این نظام می‌کوشد تقاضای جنسی از زنان را از سوی مردان یک اتفاق غریزی و عادی جلوه دهد و بسیاری از گونه‌های آزار جنسی را جدی به حساب نیاورد. حساسیت زنان به آزارهای روانی و کلامی، اغلب با این استدلال که این رفتارها کنش‌های عادی جنسی زن و مرد است، نادیده گرفته می‌شود تا جایی که خود زنان هم بسیاری از برخوردها را عادی به حساب می‌آورند و واکنشی به آن نشان نمی‌دهند یا خود را مجبور به تحمل آن می‌دانند. حتی ممکن است به دلیل ناآگاهی جنسیتی، متلک و آزارهای کلامی را به حساب جذابیت خود برای مردان بگذارند و نسبت به آن اغماض کنند.

یک عامل دیگر برای سکوت زنان، نداشتن اعتماد به نفس و همراهی کردن قانون است. به‌خصوص که در ایران موضوع آزار جنسی جرم‌انگاری نشده و تنها به مساله تجاوز در قانون مجازات اسلامی اشاره شده است که در آن هم اثری از آزارهای کلامی و روحی نیست و تنها شدیدترین حالت آزار جنسی یعنی تجاوز مطرح است. با این حال حتی با تکیه بر قوانینی که تجاوز به عنف را از طریق تهدید جرم به حساب می‌آورد، می‌توان در قوانین ایران هم راهی برای پیگیری آزارهای جنسی جست.

اما در نهایت، چه چیزی پیش از قانون از زنان آزاردیده حمایت می‌کند؟ ابراز تردید و تشکیک در گفته‌های او، یا باور کردن ، به رسمیت شناختن آزار‌های جنسی؟ جرم‌انگاری آزارهای جنسی کجا باید آغاز شود؟ در خانه یا محل کار و تحصیل؟

بهمن
۲۹
۱۳۹۴
رهاش کن، حرف باد هواست
بهمن ۲۹ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Picture of despair scared girl suffering from electronic aggression
image_pdfimage_print

Photo: Kasia Bialasiewicz/Bigstock.com

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

خشونت کلامی که مرزهای جنسی، عاطفی، روانی و جسمی افراد را تهدید می‌کند، در چهارچوب دنیای مجازی و سقف نامحدود و بی‌انتهای اینترنت هر روز قربانی می‌گیرد. این شکل از خشونت هم‌چون مصادیق دیگر خشونت، احساس ناامنی و بی‌پناهی به وجود می‌آورد اما به ندرت قابل پیگیری و ردیابی است. شیوه مقابله با تعدی جنسی آنلاین، این روز‌ها دغدغه بسیاری از رفتار‌شناسان جوامع بشری است، اثراتش دردناک و پنهان است، به ندرت تن به محدودکننده و کنترل‌کننده‌ای به نام قانون می‌دهد، روان و سیال و البته بسیار پنهان، به جان قربانی می‌نشیند و ویرانی به جا می‌گذارد. از قضا کار‌شناسان علوم رفتاری می‌گویند اثرات این شکل از خشونت که در دنیای سایبری و بیخ گوش تک‌تک ما و لحظه به لحظه رخ می‌دهد، عمیق‌تر از سایر اشکال خشونت، آرامش و استقرار روانی افراد را زخمی می‌کند، این شکل ازخشونت زیرمجموعه خشونت کلامی است.

به گفته «سوزان هرینگ»، استاد دانشگاه ایندیانا و به نقل از سازمان حقوق بشر ایران: «مردان به شکل نامتناسبی مرتکبان خشونت و زنان قربانیان آن در جهان مادی هستند. در جهان سایبری نیز این قاعده وجود دارد به طوری که زنان ۸۴ درصد قربانی خشونت مجازی شده‌اند و مردان ۶۴ درصد مرتکبان این خشونت بوده‌اند. برای بسیاری از کاربران زن اینترنت، خشونت بخشی از زندگی شده است. از هر پنج زن کاربر اینترنت، یک نفر قربانی خشونت مجازی جنسی شده‌اند. کودکان دختر نیز در فضای اینترنت دو برابر پسران هدف خشونت قرار گرفته‌اند.»

خانه امن در مورد شیوه برخورد با این شکل از خشونت با «سودابه درکی‌پور»، کار‌شناس روان‌شناسی بالینی در ایران گفت‌و‌گویی انجام داده که توصیه می‌کنم اگر کاربر هر روزه اینترنت هستید، حتما آن را بخوانید.

خانم درکی‌پور، از نظر علم روان‌شناسی، میزان تاثیرگذاری خشونت آنلاین یا خشونت سایبری در مقایسه با سایر اشکال خشونت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

به هر حال خشونت از هر نوعش عواقب مخربی در ذهن و روح و بدن شخص قربانی به جای می‌گذارد. اما جالب است بدانید که خشونت و آزار کلامی در حوزه سایبری، امروزه به علت نوع سبک زندگی انسان‌های مدرن، بسیار مخرب‌تر از سایر اشکال خشونت درجه‌بندی می‌شود.

دقیقا به چه معنا و چرا؟

در دنیای امروز کلمات و واژه‌ها در قیاس با ۲۰ سال قبل، بار معنایی بیش‌تر و تاثیر طولانی‌تر و به‌‌ همان نسبت هم قدرت تخریب بیش‌تری دارند. بسیاری از ما این روز‌ها شاهد اظهار عشق‌های کلامی در محیط‌های مجازی، پیشنهاد ازدواج، رابطه و حتی تمام کردن یک رابطه به واسطه کلمات بوده‌ایم. وقتی کلمات به عنوان مهم‌ترین ابزار جای خود را در زندگی روزمره باز کرده، پر واضح است که قدرت برندگی بیش‌تری نسبت به قبل خواهد داشت.

این تاثیر، کارکرد بیرونی دارد یا کارکرد ذهنی؟

کلمات به علت ماهیت وجودی‌شان در ذهن افراد قدرت ماندگاری و تحریف شدن دارند و همین قابلیت باعث خواهد شد اگر افراد از لحاظ شخصیتی بستر فراهمی برای اختلالات شخصیتی داشته باشند، خودش را پر رنگ‌تر نشان بدهد، هم برای آزارسان و هم برای آزاردیده.

اما چرا فرد آزاردیده که مورد خشونت کلامی در شبکه‌های مجازی قرار گرفته از گفتگو درباره آن خودداری می‌کند؟

شاید در مورد بسیاری از افراد بالاخص زنان، ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن موثر است. متاسفانه در فرهنگ شرق در موقعیتی که شخصی مورد آزار جسمی و روحی قرار می‌گیرد پیکان اتهام، در وهله نخست به سمت او نشانه می‌رود.

ممکن است علت سکوت برخی افراد، عدم درک صحیح از تعریف و حیطه آزار کلامی باشد؟

 بله. بی‌تردید عدم درک درست از میزان و شدت آزار کلامی در این سکوت بسیار موثر است. بسیاری از افراد، درک درستی از میزان تخریب کلمات بر روح و روان‌شان ندارند. در بسیاری از موارد خشونت‌های کلامی، شخص آزاردیده در مراجعه با مراکز درمانی، از اضطراب شدید بی‌علت شکایت می‌کند. ترس از زنگ پیام کوتاه موبایل بسیار بین زنان شایع است. بعد از جلسات متعدد، مشخص می‌شود که علت این اضطراب پیامک‌های کوتاه سرشار از کلمات خشن و ‌گاه تحقیرآمیز است. مراجعه‌کننده حتی بعد از درمان هم باور نداشته آن کلمات و جملات این عواقب را داشته‌اند.

آیا افراد خشونت‌گر در حوزه مجازی، به لحاظ روان‌شناختی درگیر اختلال خاصی هستند؟

شبکه‌های اجتماعی هر روز از روز قبل گسترده‌ترند. این زایش هر روز، با مخاطبانی از طبقات متفاوت، باعث شده است کار روان‌درمان‌گران و روان‌شناسان را در اعلام صریح این واقعیت که آیا مهاجمان کلامی از اختلال یا اختلالات خاصی رنج می‌برند یا آن‌ها خود، از زخم خورده‌های خشونت‌های خانگی هستند سخت‌تر کند.

خشونت‌گر‌ها معمولا از چه لایه اجتماعی هستند؟

این روز‌ها مهاجمان در فضاهای مجازی لایه‌های مختلفی را تشکیل می‌دهند اما شاید بتوان به طور خلاصه گفت ماهیت فضای مجازی و ایجاد خشونت در این فضا، به کسانی که دچار اختلال‌های شخصیتی مرزی و افسردگی و‌گاه دو قطبی هستند آزادی بیش‌تری می‌دهد تا مرتکب این رفتارهای بیمارگونه بشوند بدون این‌که در معرض اتهام قرار بگیرند.

ممکن است فرد مهاجم، خودش زمانی قربانی بوده باشد؟

بی‌تردید این امکان وجود دارد. گاهی فرد مهاجم، خودش از قربانیان خشونت بوده است و در یک انتقام ناخودآگاه روانی، فضای خشن کلامی به وجود می‌آورد، گرچه در بیش‌تر موارد، خود فرد از ریشه رفتارش آگاهی ندارد.

آزاردیده‌ای که آزار را انکار می‌کند چطور؟ آیا او هم از نوعی اختلال رنج می‌برد؟

در دنیای پیچیده امروز تشخیص اختلال رفتاری و روانی یک فرد با یک رفتار خاص یا یک عکس‌العمل خاص تقریبا امری محال محسوب می‌شود و به‌سادگی نمی‌توان حکم صادر کرد. شاید بهترین راه پاسخ به این سوال این است که بگوییم ریشه پنهان کردن آزار در هر جامعه‌ای دلایل خاص خودش را دارد، در جوامع شرقی، پنهان کردن آزار جسمی و روحی و کلامی، جزیی از ارزش‌های زنانه محسوب می‌شود که در این موقعیت خاص، فرد مورد آزار، الگوی ارزش‌گذاری اشتباه دارد. در برخی مواقع ترس از قضاوت شدن باعث پنهان کردن آزار می‌شود.

آیا این ترس به خودی خود بر اختلال روانی دلالت می‌کند؟

خیر

در چه شرایطی وضعیت به مرحله خطرناکی نزدیک می‌شود؟

در برخی موارد گزارش شده که قربانی خود را بیش‌تر و بیش‌تر در معرض آزار قرار می‌دهد و هم‌زمان، از اذهان عمومی و خانواده مخفی می‌کند. این گروه خاص از لحاظ روانی نقش‌پذیری اشتباه دارند. به عنوان مثال شخص آزاردیده، در نقش مظلوم و قربانی فرو می‌رود. در این موقعیت‌های خاص با روان‌درمانی‌ها و جلسات بیش‌تر می‌توان تشخیص داد آیا شخص آزاردیده برای جلب توجه، خودش را در معرض آزار دیدن قرار می‌دهد یا به طور ناخوداگاه در نقش مظلوم فرو رفته است؟

اما این پنهان‌کاری نوعی ارزش‌گذاری می‌شود. شخص افشاگر معمولا از سوی جامعه و اطرافیان، با برچسب‌های مختلفی روبروست.

افشا‌گری خشونت کلامی در جوامع شرقی و حتی در برخی از کشورهای غربی هنوز رفتار به هنجاری محسوب نمی‌شود. شاید اولین علت، باور نداشتن به اثرات مخرب کلمات باشد. شاید بسیاری از ما با این جمله روبرو شده‌ایم که «رهاش کن حرف باد هواست». ولی در واقعیت این باد، اثرات مخربی روی سلامت روان آدم‌ها می‌گذارد.

در بسیاری از جوامع در صورت افشاگری، خشونت ادامه پیدا می‌کند و افراد برملا کننده، مورد هجوم این جملات قرار می‌گیرند که شاید خودت هم بدت نمی‌آید که دنبالش را گرفتی. ولی اصلی‌ترین دلیل برای برچسب زدن به ارزش‌گذاری اشتباه در قبال مظلوم و ظالم و اصل ماهیت ظلم است.

چه راه‌کارهایی در قبال این خشونت‌گران دنیای مجازی موثرترند؟

راه‌کار‌های برخورد با این رفتار بیمارگونه در هر مورد با مورد دیگر متفاوت است ولی در بعضی از خشونت‌های کلامی در فضای سایبری، شخص مهاجم، این عادت را به صورت تصادفی روی افراد امتحان می‌کند و اگر شخص مورد نظر را نادیده بگیریم بعد از چند تلاش نافرجام پرونده آن موضوع خاتمه می‌یابد.

به اعتقاد من بد‌ترین روش برای رویارویی با این افراد مقابله به مثل است. شما هیچ‌وقت نمی‌دانید اقدام بعدی شخص مهاجم چه خواهد بود.

اقدام بازدارنده چیست: گفتن یا نگفتن؟

اقدام بازدارنده در سنین مختلف متفاوت است. به عنوان مثال در سنین نوجوانی کنترل نا‌محسوس والدین روی محیط‌های مجازی در جلوگیری از برقراری ارتباط بین نوجوان با گروه سنی بالاترموثر است. در سنین بالاتر که از شخص انتظار می‌رود بالغ‌تر رفتار کند، بهترین اقدام در مراحل غیر جدی، نادیده گرفتن و بعد افشا‌گری است.

چرا گاهی افراد موثر جامعه مثل روزنامه‌نگاران، هنرمندان یا ورزشکاران به این شکل از خشونت متوسل می‌شوند؟

در یک جامعه، گروه هنرمندان و ورزشکاران آن، لزوما آدم‌های بالغ‌تری نیستند و نخواهند بود. در گروه هنرمندان یک جامعه غالبا اگر شخص مورد بحث در رشته مورد علاقه‌اش بسیار موفق باشد و شاید برچسب یک ستاره و یا یک نابغه داشته باشد، باز هم می‌توان گاهی رفتارهایی که ناشی از اختلال شخصیتی است را انتظار داشت و برچسب هنرمند یا روزنامه‌نگار لزوما به معنای بلوغ فکری افراد نیست.

اما شاید عمق فاجعه، دیدن این قبیل رفتار‌ها توسط روزنامه‌نگاران است که لزوما باید مطالعات علوم انسانی ومهارت‌های کنترل بحران داشته باشند که متاسفانه به علت ضعف در علوم انسانی در دانشگاه‌ها ‌گاه و بی‌گاه این نوع رفتار‌ها را در بین روزنامه‌نگاران هم می‌بینیم.

بهمن
۲۳
۱۳۹۴
مرز‌ یا پوسته روانی چه رابطه‌ای با تحمل خشونت دارد؟
بهمن ۲۳ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
Single woman alone swinging on the beach and looking the other seat missing a boyfriend
image_pdfimage_print

Photo: AntonioGuillem/Bigstock.com

دکتر نسترن ادیب‌راد، مشاور و روان‌درمان

مرز به واقع حس خود بودن است. آن ادراکی است که چگونگی تفاوت فیزیکی، عقلی، عاطفی و معنوی ما از دیگران را مشخص می‌سازد. مرز‌ها برای حفاظت از ما است. مرز‌ها ثابت نیستند و به واسطه وضعیت عاطفی ما و نوع افرادی که با آن‌ها‌ در ارتباط هستیم تغییر می‌کنند. وقتی مرزهای ما سالم است ما می‌فهمیم که احساس، افکار و واقعیت‌های جدایی داریم. مرزهای ما به ما اجازه می‌دهند که بفهمیم در ارتباط با دیگران کی هستیم و چه می‌خواهیم. ما برای نزدیک شدن به دیگران هم احتیاج به مرز داریم در غیر این صورت خودمان را گم می‌کنیم.

مرز‌ها میزان تناسب رفتار ما را با موقعیت‌ها مشخص می‌کنند و همچنین ما را از آسیب دیگران محافظت می‌کنند. وقتی ما مرزهای سالمی داریم می‌فهمیم که چه موقع داریم مورد آزار و اذیت قرار می‌گیریم. فرد بدون مرز متوجه نمی‌شود که چه موقع از نظر عاطفی یا عقلانی مورد خشونت قرار گرفته است. نشانه عدم وجود مرزهای روشن در فرزندان خانواده‌های الکلی‌، و بزرگسالانی که در رابطه‌های بیمارگونه گیر افتاده‌اند این است که تشخیص نمی‌دهند چه موقع از آن‌ها سوءاستفاده شده و یا حق آن‌ها چیست؟ به همین دلیل است که این افراد مدت طولانی در رابطه‌های ناسالم باقی می‌مانند.

مرز‌ها چگونه شکل می‌گیرند؟

در هشت ماه اول زندگی کودکان هیچ مرز مشخصی با مادر ندارند چون برای نیازهای اساسی خود وابسته هستند. در طی دو «سالگی وحشتناک» یعنی زمان «نه» گفتن و لجبازی، کودک فاصله گرفتن از والدین را شروع می‌کند. یادگیری تفکر علت و معلول و تاثیر گفتن نه در این مرحله اهمیت ویژه‌ای دارد. با کاربرد کلمه «نه»، «نمی‌خوام»، «نمی‌توانی وادارم کنی» در این مرحله از رشد، کودک افراد دور و بر خود را می‌آزماید و به‌تدریج در می‌یابد که چه چیزی در کنترل او هست و چه چیزی نیست؟ آیا اگر خودش فکر کند و تصمیم بگیرد، دیگران هنوز هم از او مراقبت می‌کنند؟ کجا شروع می‌شود و کجا تمام می‌شود؟ پاسخ به این سوالات آغاز شکل‌گیری مرزهای کودک است.

روان‌شناسان معتقدند اگر کودکان نه نگویند هرگز خود را تأیید نخواهند کرد. و اگر نتوانند مرزهای خود را مشخص کنند و با حفظ مرز‌ها ادامه دهند، مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. اغلب اوقات گفتن نه و نمی‌خوام قوی‌ترین واژه‌های تأییدی و به رسمیت شناختن «خود» است که کودک به‌کار می‌گیرد. این ابراز وجود کمک می‌کند که کودک نشان دهد که از والدین جدا است. مادر و پدر سالم به این مرحله رشد احترام می‌گذارند. در خانواده‌های وابسته و ناسالم، بچه‌ها باید خود را با والدین سازگار کنند. در چنین خانواده‌هایی تحمیل تطبیق بچه‌ها با والدین، باعث شکل‌گیری تمرکز روی بیرون است. در این خانواده‌ها حریم شخصی مورد حمله قرار می‌گیرد و وضعیت عاطفی افراد نه شناخته می‌شود و نه پذیرفته. در این صورت تمرکز به جای کودکان روی والدین است. والدینی که به بچه‌ها آموزش می‌دهند که خود را با تغییر حال و هوای والدین تطبیق دهند. یعنی اگر مادر خوشحال است کودکان خوشحال باشند و وقتی مادر افسرده است کودکان ناراحت باشند، کودکان از حال خود غافل شده و هرگز منبع درونی برای کمک به خود پیدا نمی‌کنند. در این صورت نمی‌توانند بفهمند که چه احساسی دارند، چه فکر می‌کنند و چگونه رفتار می‌کنند. این وضعیت هسته اصلی وابستگی متقابل یا روابط بیمارگونه است که همگی نتیجه سیستم مرز‌های صدمه‌دیده است.

در خانواده‌های ناسالم وقتی کودکان این جمله را می‌شنوند «تو من را وادار به تنبیهت کردی» یا «اگر به خاطر تو نبود من این قرص را نمی‌خوردم» بچه‌ها باور می‌کنند که حقیقت دارد. بچه‌ها قادر به ارزیابی از شرایط نیستند. آن‌ها فکر می‌کنند اگر بچه‌های کاملی بودند والدین‌شان هرگز بیمار یا عصبی نمی‌شدند.

در این حالت است که بچه‌ها یک حس مسئولیت برای والدین خود پیدا می‌کنند و این احساس مسئولیت برای سلامتی و رفاه والدین، حتی در بزرگسالی هم دست از سر آن‌ها برنمی‌دارد. این حس مسئولیت بیش از اندازه در رابطه‌های دردناک و ایجاد حس عمیق از شرم برای احساس نقص و شکست‌های ابتدایی خود را نشان می‌دهد. همچنین بچه‌هایی که در شرایط غیرقابل پیش‌بینی بزرگ می‌شوند، کسانی که در خانواده‌هایی با والدین بدرفتار بزرگ می‌شوند در مورد احساس افکار و رفتار خود دچار سرگیجه می‌شوند و جایگاه خود را گم می‌کنند.

 چگونه مرز‌ها مورد صدمه قرار می‌گیرند

 هیچ والدی سیستم مرزهای فرزندش را به‌طور آگاهانه تخریب نمی‌کند. در بیشتر مواقع مرز‌ها با اسم علاقه و عشق تخریب می‌شوند. وقتی والدین خود حس مستقلی ندارند و همچنین نمی‌دانند که چقدر مهم است که حدود فرزندان را رعایت کنند، مرزهای فرزندان‌شان را تخریب می‌کنند.

 فرزندان در خانواده‌های بیمارگونه معمولا از نظر عاطفی، جسمی و عقلی آزار می‌بینند. این تخریب‌ها صرفا در خانواده‌های الکلی اتفاق نمی‌افتد، بلکه این اتفاق در خانواده‌های با والدین مضطرب و غیرقابل پیش‌بینی و افسرده هم رخ می‌دهد. والدین با رفتارهای وسواسی و کنترلی و نیز خانواده‌های با والدین معتاد، فاقد حسی از خود هستند. بنابراین فرزندانی با مشکلات مشابه بزرگ می‌کنند. بچه‌هایی که توسط والدین غیرقابل اتکا و ناسالم رشد می‌کنند اغلب بزرگسالانی با صدمه مرزی می‌شوند که در آینده از نظر عاطفی عقلی و ارتباطی در گیر مشکلات عدیده خواهند شد.

این موضوع در مطالب آینده دنبال می‌شود.

بهمن
۱۷
۱۳۹۴
ختنه زنان، خشونتی که هنوز قربانی می‌گیرد
بهمن ۱۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
a portrait  for violence against women with white ribbon
** Note: Slight graininess, best at smaller sizes
image_pdfimage_print

Photo: sognolucido/Bigstock.com

ماهرخ غلام‌حسین‌پور

امروز، ششم فوریه، روز جهانی عدم هرگونه مدارا با خشونتی به نام «ناقص‌سازی جنسی» یا «ختنه» زنان است. بریدن بخشی از اندام جنسی زنان هنوز هم نه در یک کشور آفریقایی روی نقشه، که در بخش‌­هایی از استان­‌های هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی انجام می‌شود.

 هنوز هم دخترکانی در روستاهای حوالی کنگ، بندر خمیر، جزیره هرمز، کیش، قشم، اورامان و کامیاران، پاوه، نوسود، شاهو و بسیاری از روستاهای دور و نزدیک استان‌های هرمزگان، کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به بهانه مراعات سنت و عرف، بخشی از اندام جنسی‌شان را با تیغ تیز نادانی از دست می‌دهند و برای همیشه داغ خشونت را بر تن و روح‌شان حس می‌کنند.

می‌توان گفت در طول سال‌های اخیر با فعالیت و روشن‌گری تعداد اندکی از محققان و کنش‌گران یا فعالان محلی، از میزان این عمل خشونت‌بار کاسته شده است، اما کماکان آمارهای موجود نشان می‌دهد که دخترکان تازه متولد‌شده در برخی از استان‌های ایران در معرض خطر ناقص‌سازی جنسی هستند. گرچه نام ایران در لیست ۲۹ کشور ختنه‌کننده زنان که توسط یونیسف به ثبت رسیده، ذکر نشده است، اما نمی‌توان انکار کرد که قریب به ۶۰ تا ۸۰ درصد زنان ساکن هرمزگان و ۳۰ تا ۵۰ درصد زنان کردنشین به تیغ تیز سنت سپرده شده‌اند.

رایحه مکارمی مظفریان یکی از پژوهش‌گرانی است که در طول چند سال اخیر جهت آموزش مردم استان‌های درگیر، وقت بسیاری صرف کرده و کتاب «تیغ و سنت» را هم در مورد نتایج تحقیقات میدانی‌اش در این رابطه منتشر کرده است. متن زیر گفتگوی خانه امن با رایحه مکارمی مظفریان در مورد معضل ختنه در ایران است.

به نظر شما وضعیت ختنه زنان در ایران نسبت به سایر کشورها قابل طرح و پیگیری است؟

نوع و درجه ختنه زنان در ایران با سایر کشورها مثلا مصر متفاوت است، در ایران نهایتا کلیتوریس مورد آسیب قرار می‌گیرد و البته گزارش‌هایی هم وجود دارد که گاهی بافت لب‌های کوچک هم آسیب دیده‌اند، اما در این‌که هنوز این عمل در برخی مناطق ایران به شدت زنده و حتی نگران‌کننده است هیچ شکی وجود ندارد.

کدام یک از مناطق ایران بیش‌ترین آمار ختنه زنان را دارد؟

یکی از مناطقی که معضل ناقص‌سازی جنسی زنان در آن رایج‌تر است، منطقه قشم است که به علت همجواری‌اش با دبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، و اینکه یک جزیره و محیط بسته‌ای است، طبیعتا هنوز هم به طور دقیق روی این مسئله کار نشده است. بعد از آن می‌توان به استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی اشاره کرد.

اما اهالی برخی مناطق، مثلا مردم کردستان با انتشار گزارش‌هایی از این دست، وجود ختنه زنان را به کلی انکار کرده و جبهه می‌گیرند.

شیوع ختنه زنان در مناطق کردنشین را فقط من به عنوان یک محقق، تایید نمی‌کنم بلکه خود کردها هم طبق گزارش‌هایی که سال گذشته در همین تاریخ منتشر شد، شیوع معضل ختنه زنان در مناطق کردنشین را تایید می‌کنند. می‌توانید به تحقیقاتی که دکتر عثمان محمودی در این مورد انجام داده است مراجعه کنید. یا تحقیقات کامیل احمدی و خانم‌ها فاطمه کریمی و پروین ذبیحی را مد نظر قرار بدهید. در این مورد هم‌صدایی وسیعی وجود دارد، گرچه نمی‌شود انکار کرد که در مناطق کردنشین میزان ختنه زنان درچند سال اخیر به صورت قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

به چه علت؟

شاید به علت همجواری کردستان ایران با کردستان عراق و فعالیت‌های فرهنگی که فعالان حقوق زن در کردستان عراق انجام می‌دهند و در تلویزیون‌های‌شان در مورد قبح این عمل صحبت می‌کنند. اما برای ما به عنوان پژوهش‌گر این حوزه حتی یک قربانی هم زیاد است و قابلیت توجه دارد. تمام تلاش‌مان این است که بتوانیم توجیه کنیم که این عمل چه روی یک نفر و چه روی صدها هزار زن انجام شود، معنای برابر و خشونت‌باری دارد.

میزان پراکندگی عمل ناقص‌سازی زنان در استان‌های مختلف را چطور ارزیابی می‌کنید؟

بر اساس نتایج تحقیقات خودم و سایر دوستانی که در این مورد پژوهش‌هایی انجام داده‌اند، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد در برخی مناطق کردنشین و رقمی حول و حوش ۶۰ تا ۸۰ درصد در استان هرمزگان این اتفاق رخ داده است.

نرخ پراکندگی جغرافیایی عمل ختنه در سطح استان‌های مورد نظر یکسان است؟

خیر. در برخی مناطق همین استان‌ها ممکن است این عمل اصلا انجام نشود. منظور ما مثلا از مناطق کردنشین، کل مناطق این استان نیست. تفاوت بین شیعه و سنی هم در میزان پراکندگی مسئله ختنه زنان بارز است.

یعنی اهل تشیع اصلا زنان را ختنه نمی‌کنند؟

برخی از اهل تشیع نیز به خاطر همجواری‌شان با مناطق سنی‌نشین این عمل را انجام می‌دهند.

تاریخچه ختنه زنان به کجای تاریخ برمی‌گردد؟

انسان‌شناسان هنوز دلیل قانع‌کننده یا خط روشنی برای ختنه زنان پیدا نکرده‌اند. آن‌چه مسلم است، این است که ریشه ختنه به آفریقای مرکزی برمی‌گردد. این عمل از یک اسطوره آفریقایی آغاز شده و بعد از آن در مصر و فراعنه رواج پیدا کرده و بعد از آن قوم بنی‌اسرائیل که مایل بوده است طبقه خاص و الیت را نشانه‌گذاری و از طبقه محروم جامعه و یهود جدا کند، این عمل را باب می‌کند تا یکسان‌سازی طبقات اجتماعی را انجام دهد.

یعنی ختنه ریشه مذهبی ندارد؟

خیر. قرآن هیچ اشاره‌ای به این ماجرا نکرده است. مثلا اینکه الزام کند که باید ختنه انجام شود. ولی روایاتی وجود دارد که طبق آن روایات است که اهل تسنن نسبت به انجام این سنت پافشاری می‌کنند.

الان در همان مناطق سنی‌نشین هم وضعیت بهتری حکم‌فرماست چون آن‌ها تفهیم شده‌اند که اسلام به سلامت انسان‌ها بهای بسیاری می‌دهد و زندگی شاد را برای همه افراد جامعه روا می‌دارد و چون عمل ختنه زنان خطرناک است، بهتر است جلوی آن گرفته شود.

به هر حال در کشورهای آفریقایی ختنه زنان بین تمامی ادیان انجام می‌شود. مسلمان، مسیحی، بی‌دین، یهودی و سایر مکاتب و مذاهب هم به دلیل سنت و فرهنگ آن را انجام می‌دهند.

چرا این پدیده در برخی استان‌های کشور اصلا وجود ندارد و در برخی استان‌های دیگر شایع است؟

در مناطق جنوبی و در میان اهل تسنن شاید بتوان علت شیوع آن را پیگیری کرد اما دلیل قانع‌کننده‌ای برای این‌که چرا این عمل به استان کردستان هم کشیده شده و چرا در برخی استان‌های خاص در کشور انجام می‌شود، وجود ندارد. شاید کردها به علت نزدیکی به اعراب از این سنت و فرهنگ تاثیر پذیرفته‌اند چون این سنت در طول تاریخ از آفریقا به اعراب منتقل شده است.

نظر مراجع عظام در مورد ختنه چیست؟ آیا آن‌ها این عمل را تایید می‌کنند؟

در بین مراجع اهل تشیع تقریبا یک هم‌صدایی وجود دارد. پیش از این، این طور نبود و آن‌ها می‌گفتند مثلا جایز است اما واجب نیست. اما امروز می‌گویند چون عرف اجتماعی نیست انجام آن لزومی ندارد اما در بین اهل تسنن که دست یافتن به اجماع دشوارتر است، برخی‌ها موافقند و آن را واجب می‌دانند و برخی دیگر مستحب.

بهمن
۱۷
۱۳۹۴
تیغی که زندگی زنان را مثله می‌کند
بهمن ۱۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Help me. Little poor miserable girl  standing near window and begging for help while  holding her hand on glass
image_pdfimage_print

Photo: Yacobchuk/Bigstock.com

نعیمه دوستدار

«آن‌شب شش سالگی خود را به یاد می‌آورم که گرم و آرام در بستر خود خوابیده بودم. در آن حالت دلپذیر نیم‌خواب و نیم‌بیدار و با آن خواب‌های رنگارنگ کودکی که چون پریان خیالی با سرعت ولی آرام و بی صدا از برابرم می‌گذشتند، در درون بسترم حرکت چیزی شبیه به یک پنجه سرد و زمخت را احساس کردم که به لمس و جست‌وجوی بدن من سرگرم بود. گویی به دنبال چیزی می‌گشت. همزمان با آن، پنجه دیگری به همان بزرگی، سردی و زمختی اولی، بر دهان من قفل شد تا مرا از فریاد زدن باز دارد. آن‌ها مرا به حمام بردند. چیزی شبیه یک گیره آهنی را به یاد می‌آورم که دست‌ها، بازوان و ران‌های مرا در خود می‌فشرد، طوری که قدرت هرگونه حرکت یا مقاومت را از من سلب می‌کرد. ناگهان به نظرم رسید که لبه تیز فلزی به میان ران‌هایم رفت و پاره گوشتی را از آن نقطه بدن من جدا کرد. فریادی از درد زدم و دستی که دهان مرا می‌فشرد نتوانست مانع خروج آن شود، زیرا آنچه که حس کردم فقط احساس یک درد معمولی نبود، آتش سوزانی بود که سراسر جسم مرا در خود می‌گرفت. چند لحظه بعد حوضچه سرخی از خون را در اطراف کمرم گسترده دیدم. گریه را سر دادم و مادرم را به کمک خواندم. اما بدترین ضربه لحظه‌ای بود که به دور خود نگاه کردم و او را در کنار خود ایستاده دیدم. بله اشتباه نمی‌کردم، این خود او بود که درست در وسط افراد غریبه، با آنان حرف می‌زد و لبخند تحویل‌شان می‌داد، انگار که آن‌ها همین چند لحظه پیش در مراسم تکه پاره کردن دخترش شرکت نکرده بودند…»

نوال سعداوی، «چهره عریان زن عرب»

دست‌کم ۲۰۰ میلیون زن و دختر در سراسر جهان قربانی ختنه زنان شده‌اند. این تعداد ۷۰ میلیون نفر بیشتر از آمار سال ۲۰۱۴ است. به دلیل همین آمار شوکه‌کننده، بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل در نیویورک امسال به مناسبت روز جهانی عدم مدارا با ختنه زنان، گفته که هیچ‌گاه پایان دادن به این اقدام این‌چنین فوری نبوده است.

به نظر سازمان ملل، بریدن آلت جنسی زنان تحت عنوان «سنت و آیین» و عمل ناقص‌‌سازی اندام جنسی زن، مصداق بارز «شکنجه» است. به همین دلیل این سازمان روز بین‌المللی عدم هرگونه مدارا با ناقص‌سازی جنسی زنان زنان را تعیین کرده تا به عنوان یکی از روزهای آگاهی‌دهنده بین‌المللی مورد حمایت سازمان ملل، ۶ فوریه هر سال، مبارزه با ناقص‌سازی جنسی زنان (ختنه زنان) را در مرکز توجه جامعه جهانی قرار دهد.

نخستین بار، ۶ فوریه ۲۰۰۳ استلا اوباسانجو،، بانوی اول نیجریه این روز را پیشنهاد کرد. سپس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل این روز را به عنوان یکی از روزهای بین‌المللی سازمان ملل تصویب کرد.

بر اساس گزارش‌های جهانی، در هر ۱۰ ثانیه در جهان دختری ختنه می‌شود. ختنه زنان بیش از هر جایی همچنان در آفریقا رواج دارد. دلیل ختنه زنان اغلب مذهبی و فرهنگی است و گفته می‌شود که هر سال دو میلیون نفر قربانی مثله جنسی دختران می‌شوند.

ایران و باقیماندههای یک سنت دیرین

خیلی‌ها تصور می‌کنند که ختنه زنان در فرهنگ و سنت ایرانی وجود ندارد اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که در برخی از مناطق ایران هم این عمل خشن روی زنان انجام می‌شود.

همین امسال، کامیل احمدی، نتایج پژوهشی را منتشر کرده که نشان می‌دهد این عمل در چهار استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و هرمزگان رواج دارد. این پژوهشگر می‌گوید که ختنه دختران آیٔینی با قدمت بسیار است که با وجود نقض وجوه مختلف حقوق جنسی زنان، امروزه همچنان رواج دارد. برخی باورها، هنجارها، نگرش‌ها و نظام‌های سیاسی و اقتصادی در ادامه یافتن این سنت در ایران نقش دارند.

بر اساس این پژوهش حدس زده می­‌شود حدود ۷۰ درصد از ختنه زنان در چهار استان ذکر شده رواج داشته باشد. از بین هزار نفری که در ۸۵ روستا مورد مطالعه قرار گرفته‌اند، مشخص شده که آذربایجان غربی بیشترین آمار ختنه‌شدگان را دارد.

در ایران، ختنه زنان بیشتر روی دختران کمتر از ده سال صورت می‌گیرد. در استان‌های ایلام و لرستان این عمل درست قبل از ازدواج صورت می‌گیرد و در برخی از موارد هم پس از تولد اولین فرزند ختنه انجام می‌شود. در استان هرمزگان اما معمولا دختربچه‌ها را در سن‌های پایین ختنه می‌کنند.

زنان را چطور ناقص میکنند؟

تنها شباهت عملی که روی زنان انجام می‌شود با ختنه مردان، در بریدن بخشی از آلت تناسلی است با این تفاوت که بخشی که از آلت مردان بریده می‌شود، آلت جنسی آن‌ها را ناقص نمی‌کند اما در عملی که بر زنان انجام می‌شود، عضو جنسی ناقص می‌شود.

بر اساس تقسیم‌بندی سازمان بهداشت جهانی، این عمل به چهار شکل ممکن است انجام شود: برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس (کلیتوریدکتومی)، برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس و لب‌های کوچک فرج با بریدن لب‌های بزرگ یا بدون آن، تنگ کردن مجرای مهبل با ایجاد یک مهر و موم پوششی با قطع کردن و تغییر مکان دادن لب‌های کوچک یا لب‌های بزرگ با یا بدون برش کلیتوریس، و نوع چهارم شامل هرگونه عمل خطرناک دیگر روی آلت تناسلی زنان به مقصودی غیر پزشکی مانند: سوراخ کردن، سوزن زدن، شکافتن و غیره.

در اغلب نقاط جهان از جمله ایران، این عمل پنهانی و در شرایط غیربهداشتی انجام می‌شود. داروی بیهوشی وجود ندارد و فرد درد بسیار شدیدی را تحمل می‌کند.

افرادی که به شکل سنتی مسئول انجام این عمل هستند، محل خونریزی را با خاکستر، داروهای محلی یا بتادین و الکل تمیز می‌کنند.

برای انجام این عمل خشن بر روی زنان و دختران، استدلال‌های بدون پشتوانه‌ای در جوامع سنتی ارائه می‌شود. آنها می‌گویند که این عمل تضمین کننده پاکی زن و تضمین‌کننده سلامت مرد و کودکی است که از زن متولد می‌شود. برخی معتقدند که بوهای بد با این عمل از بدن زن حذف می‌شود اما یکی از مهم‌ترین دلایل سنتی انجام این عمل کنترل یا کم کردن میل جنسی زنان است.

نتیجه این سنت خشونت بار اغلب دامنگیر است و تا پایان عمر همراه آن زن می‌ماند. ختنه آمیزش را برای زنان دردناک می‌کند و دلیل بریده شدن کلیتوریس که مهم‌ترین اعصاب جنسی در آن قرار دارد، این زنان اغلب به ارگاسم نمی‌رسند. برخی موارد ناباروی به دلیل ختنه هم وجود دارد.

شرایط غیر بهداشتی باعث می‌شود که زنان با عوارضی مثل عفونت‌های شدید روبه‌رو شوند و به دیلیل همین عفونت‌ها انتقال بیماری‌هایی مثل هپاتیت و اچ آی وی هم بیشتر شود. همه اینها جدا از عوارض روانی و روحی حاصل از ناقص شدن عصو جنسی زنان است.

بنبست قانونی و بیتمایلی ایران به مداخله در ختنه زنان

گرچه در ایران مناطقی که ختنه در آنها انجام می‌شود، چندان وسیع نیستند و برخی شواهد نشان می‌دهد که با بالارفتن تحصیلات و آگاهی‌ نسل‌های جدید تا جدودی از انجام این عمل کاسته شده، اما همچنان مردمانی هستند که بر سنت‌های پیشین خود پای می‌فشادند. زنان نسل‌های قبلی و مادران، از حامیان اصلی این سنت خشن هستند که آنها نیز به نوعی خود را مسوول پاسداری از ارزش‌های مردسالارانه می‌دانند.

 با این حال مداخله چندانی از سوی حکومت ایران برای کنترل اعمال این خشونت بر زنان صورت نمی‌گیرد.

به علاوه، قوانین ایران از ختنه دختران نامی ‌نبرده‌ است و چون قانونی وجود ندارد، نمی‌توان برای حمایت از دختران نسبت به ناقص‌سازی جنسی اقدامی کرد. تنها نقطه اتکا، قوانینی هستند که آن‌ها مثله کردن بدن را قابل مجازات می‌دانند.

اما بر مبنای قوانین بین‌المللی، از آنجا که ایران به کنواسیون منع خشونت علیه زنان نپیوسته، نمی‌توان بر مبنای حقوقی مثل حق حیات، تمامیت بدن، حمایت از زنان در برابر قربانی شدن، حق سلامت ذهنی و جسمانی و حمایت از زنان در برابر خشونت‌های خانوادگی از حقوق زنانی که ختنه شده‌اند، حمایت کرد.

نکته امیدی دیگری که برای حامیان حقوق زنان و کودکان وجود دارد، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان است که در ماده یک، هرنوع صدمه به کودکان و نوجوانان اعم از جسمی، روانی و اخلاقی را ممنوع کرده است. ماده ۴ این قانون، علاوه بر ممنوعیت هرگونه شکنجه مجازات حبس و جزای نقدی را برای مرتکب قرار داده است.

ماده ۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان هم کودک آزاری را جرم عمومی می‌شمارد که  نیازی به شاکی خصوصی ندارد و شاید بتوان با تکیه بر این قوانین از برخی از قربانیان مثله کردن جنسی زنان حمایت کرد.

با وجود اینها نبودن نهادهای مردم‌نهادی که بتوانند به شکل مستقل این مساله را پیگری کنند، در کنار بی‌تمایلی حکومت از ورود به آن، در کنار انکار مردم مناطقی که این عمل در آنها کم و بیش انجام می‌شود، موضوع را تا حدی از دسترس پژوهشگران خارج می‌کند. با این حال فعالان این حوزه امیدوارند که با آموزش مردمی، به خصوص آموزش دایه‌ها و ماما‌های محلی که ادامه‌دهندگان اصلی این سنت‌اند و با جلب حمایت روحانیون مذهبی در آن مناطق، در کنار آموزش کادر بهداشتی و درمانی فعال در این محل‌ها و جلب مشارکت دولت، بتوان باقی‌مانده‌های این عمل خشن را بر روی زنان از میان برد.

بهمن
۱۵
۱۳۹۴
می‌خواستم تنبیهش کنم لکنت گرفت
بهمن ۱۵ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
n00023131-b
image_pdfimage_print

فریده موسوی، روزنامه‌نگار

داوود همکلاسی من بود. دانشجوی دانشگاه آزاد بودیم. اصلا حرف نمی‌زد. ترم اول بودیم و من متحیر که در این رشته درسی که همه بچه‌ها باید اظهارنظر کنند چرا او ساکت است. بالاخره یک روز استاد از او سوالی کرد و ما فهمیدیم که داود لکنت زبان دارد. سال سوم دانشگاه ما دوستان خوبی برای هم بودیم و او برایم تعریف کرد از زمانی که مادرش او را دراتاق حبس و تهدیدش کرده بود که سوسک توی پیراهنش می‌اندازد لکنت زبان او شروع شده است.

ترس یکی از علل شروع لکنت زبان در کودکی است، پس در هیچ شرایطی کودک خود را نترسانید. میلاد در سبزی‌فروشی محل ما کار می‌کرد و لکنت زبان داشت. میلاد هم زمان حمله طالبان به ولایت‌شان و شنیدن صدای گلوله و ترس دچار لکنت زبان شده بود.

 ضربه‌های شدید و شوک‌های عاطفی و روانی، احساس تهدید و ناامنی در خانواده، تنبیه بدنی در مدرسه و انتقاد شدید از کودک در هنگام زبان بازکردن، اصرار والدین کودک چپ دست برای استفاده از دست راست از عوامل ایجاد لکنت زبان در کودکان است.

والدین و اعضای خانواده نقش مهمی در کاهش و تشدید لکنت زبان دارند. بنابراین باید مراقب رفتارمان با کودکی که دچار لکنت زبان است باشیم. داوود همکلاسی من می‌گفت خشونت پس از شروع لکنت زبان از سوی خانواده بد‌تر است. اجازه نمی‌دانند حرف بزنم. حرفم را قطع می‌کردند. برادر بزرگم من را مسخره می‌کرد و حتی یک بار پدرم من را کتک زد که بچه درست حرف بزن در حالی‌که فهمیدم بهترین درمان از سوی خانواده است. صبر و احترام و درک و توجه آن‌هاست که نقش زیادی در بهبودی کودک دارد.

پدر و مادر و مربی کودکان زیر ۷ سال می‌توانند از گرفتارشدن کودک به لکنت زبان پیش‌گیری کنند. باید برای این‌گونه کودکان در محیط خانه جوی آرام پدید آورد و با آن‌ها صحبت کرد تا احساس کنند که آن‌ها را هم مانند دیگر کودکان دوست داشته می‌شوند. بهترین والدین آن‌هایی هستند که در مورد مشکلات کودک صبر، احترام، درک و توجه و همدردی دارند. برای آن‌ها قصه می‌گویند  یا کتاب می‌خوانند برای کودک خود تجارب خوشایندی از صحبت کردن فراهم می‌کنند.

در مرکز گفتار درمانی دانشکده توان‌بخشی حوالی میدان مادر تهران با پزشک پسری گفتگو کردم که در ۵ سالگی مادرش را از دست داده بود و خواهرش به او گفته بود که دیگر هیچکسی نیست از ما نگهداری کند و یا مادربزرگش در عزاداری با گریه به دیگر افراد در مجلس می‌گفته که بچه‌هایش دربه‌در شدند و این کودک دچار چنان هراسی از بی‌خانمانی شده بود که دچار لکنت زبان شد.

دکتر فربد فدایی در این رابطه به خانه امن می‌گوید: «اضطراب و فشار روانی لکنت را تشدید می‌کند و به همین دلیل هدف بسیاری از توصیه‌های درمانی از لکنت زبان کودکان این است تا آن‌جایی که مقدور است تلاش نمایید اضطراب و فشارهای عاطفی را کاهش دهید. موفقیت زمانی حاصل می‌شود که بتوان منشا و منبع اضطراب را باز شناخته و متوجه آن شد. بسیاری از کودکانی که دچار لکنت هستند اگر اضطراب و فشار از بین برود بدون برنامه درمانی خاص و ویژه به طور خود‌به‌خودی لکنت‌شان برطرف می‌شود. ترس یکی از مهم‌ترین عامل در ایجاد لکنت است. مادری کودکش را داخل حمام کرده و در را بر رویش قفل کرده بود و این کار باعث شد که کودک به لکنت دچار شود.»

دکتر محمد والی‌پور نیز معتقد است در برخی موارد متأسفانه والدین، مربیان و اعضاء خانواده کارهایی می‌کنند که مانع از سخن گفتن عادی کودک می‌شود و او را به عجولانه صحبت کردن و اشتباهات گفتاری وا می‌دارد. برای مثال، قطع کردن نابه‌جای کلام کودک، انتقادهای بیش از اندازه از صحبت‌های کودک، اصلاح گفتار کودک (تلفظ صدا‌ها، کلمات و جملات)، کامل کردن جملات کودک، شتاب‌زده صحبت کردن با کودک، تأکید بیش از اندازه به کودک برای تند حرف زدن، فشارهای انضباطی شدید، توقعات بیش از حد توان کودک، تجربیات ناگوار زندگی، اضطراب شدید مادر و مشکلاتی که والدین با آن روبه‌رو می‌شوند.

 وی معتقد است ممکن است ناروانی در گفتار کودک موجب تنش، اضطراب و ناکامی او در مراحل مختلف زندگیش شود که بهتر است در‌‌ همان کودکی به دنبال کمک متخصصان بود. در این مرحله کودک به دلیل فشارهایی که از سوی هم‌کلاسی‌ها، آموزگاران و والدینش بر او وارد می‌شود، نسبت به مشکل گفتاری خود آگاه می‌شود و لکنت داشتن را به عنوان مشکلی جدی می‌پذیرد. کودک مبتلا به لکنت در این مرحله تصور می‌کند با فشار آوردن بر خود، چشمک‌زدن‌های پیاپی، تغییر حالات چهره و اخم کردن می‌تواند مانع از لکنت خود شود.

آن‌چه در پایان می‌توان گفت این است که:

هرگز کودک را به دلیل لکنتش سرزنش نکنید.
با حوصله به گفته‌هایش گوش دهید و هنگام صحبت، سرعت خود را پایین بیاورید.
محیطی آرام و دور از استرس برایش فراهم و سعی کنید نگرانی و اضطراب‌تان را به او منتقل نکنید.
با مشاهده اولین علائم لکنت، به یکی از متخصصان گفتاردرمانی مراجعه کنید.