صفحه اصلی  »  2015 December
دی
۸
۱۳۹۴
هیچ بهانه‌ای برای خشونت وجود ندارد
دی ۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Divorce, marital problems - Sad wife with her husband in the background
image_pdfimage_print

Photo: Kamira/Bigstock.com

کا‌ترین رابینسون
ترجمه: شیدا اشرفی

چرا ما بهانه می‌آوریم و به دنبال توجیه رفتارهای‌مان هستیم؟ برای دوست‌تان بهانه می‌آورید که سرتان شلوغ است در حالی که مشغول تماشای مسابقه فوتبال هستید. به بهانه ورزش روز قبل به خودتان می‌گویید خوردن مقدار زیادی بستنی مشکلی ندارد.

تا حدی، همه ما بهانه می‌آوریم.

زمانی که افراد، رفتار غیراخلاقی و ناسالم خود را توجیه می‌کنند، شناخت شخصیت واقعی آن‌ها سخت می‌شود. چرا وقتی شریک زندگی‌مان برای رفتار نادرستی که با ما کرده است بهانه و یا توجیهی می‌آورد، دوست داریم آن را باور کنیم؟ گاهی توجیهات آن‌ها به نظر خوب می‌رسند. به خصوص زمانی که تلاش می‌کنیم توجیهی برای رفتار کسی که دوستش داریم بیابیم. سوءاستفاده و خشونت نسبت به شریک زندگی، رفتارهایی کاملا غیرقابل توجیه هستند.

همسران یا شریک‌های زندگی خشونت‌گر، معمولا مهارت خاصی در کنترل کردن دیگران و تغییر دادن شرایط به نفع خودشان دارند. این افراد معمولا به گونه‌ای برخورد می‌کنند که شما خودتان را مقصر شرایط به وجود آمده بدانید.

بیایید نگاهی بیاندازیم به برخی از بهانه‌های متدوالی که شریک‌ خشونت‌گر از آن‌ها استفاده می‌کند، بهانه‌هایی که (همانند بسیاری دلایل دیگر)، به هیچ وجه برای رفتار خشونت‌آمیز و آسیب‌رسان، قابل قبول نیستند.

مست بودم/مواد استفاده می‌کردم

استفاده از مواد مخدر نمی‌تواند بهانه‌ای برای خشونت باشد. افرادی هستند که مشروبات الکلی و مواد مخدر استفاده می‌کنند اما از شریک زندگی‌شان سوءاستفاده نمی‌کنند و نسبت به آن‌ها رفتار خشونت‌آمیز ندارند. از خودتان این سوال را بپرسید: شریک زندگی شما (همسر شما) زمانی که مشروبات الکی مصرف می‌کند و مست می‌شود با دوستان خود چگونه برخورد می‌کند؟ زمانی که هوشیار است با شما چگونه رفتار می‌کند؟

در این شرایط یک معلم آمار به شما می‌گوید: «هم‌زمانی دو اتفاق، دلیل بر معنادار بودن ارتباط بین آن‌ها نیست.» اینکه همسر شما‌‌ همان زمانی که مست بوده رفتار خشونت‌آمیز نشان داده است، لزوما نمی‌تواند به معنای ارتباط علت و معلولی بین آن‌ها باشد.

تو را کنترل می‌کنم، چون به تو اهمیت می‌دهم

حسادت ورزیدن، کنترل کردن و حس مالکیت داشتن نسبت به شریک زندگی، راه‌های مناسبی برای نشان دادن علاقه و اهمیت نیستند.

در مقابل من گستاخی کردی، من را عصبانی کردی، عمدا کاری کردی که من عصبانی شوم، من هم چاره دیگری نداشتم. نمی‌توانم خودم را کنترل کنم

استرس و عصبانیت از دلایل بروز رفتار خشونت‌آمیز نیستند. رفتار خشونت‌آمیز شریک زندگی، رفتاری است که خود او انتخاب می‌کند. از خودتان این سوال را بپرسید: همسر یا شریک زندگی شما وقتی عصبانی می‌شود با سایرین چگونه برخورد می‌کند؟ آیا قادر است رفتاری خشونت‌آمیز نسبت به رئیس خود داشته باشد؟ احتمال بروز چنین رفتاری بسیار کم است، زیرا او از عواقب این نوع برخورد با دیگران به خوبی آگاه است.

من مشکل روانی یا اختلال شخصیتی دارم. به طور مثال، من دو قطبی هستم و یا از اختلال استرس پس از سانحه رنج می‌برم

افراد زیادی هستند که از اختلالات روانی رنج می‌برند ولی رفتار خشونت‌آمیز با شریک زندگی خود ندارند. اگر شریک زندگی شما خشونت اعمال می‌کند و از یکی از انواع اختلالات روانی رنج می‌برد، بهتر است از خودتان بپرسید: آیا بیماری و مشکل وی را یک روان‌شناس یا روانپزشک متخصص، تشخیص داده است؟ آیا برای درمان بیماری خود اقدامی کرده است و یا دارو مصرف می‌کند؟ آیا به غیر از شما با سایرین (دوستان، همکاران و  سایر اعضای خانواده) هم رفتاری خشونت‌آمیز دارد؟

من قربانی خشونت در خانواده بودم و خشونت خانگی را تجربه کرده‌ام

عده بسیاری از افراد خشونت خانگی را در خانواده تجربه کرده‌اند، ولی انتخاب کرده‌اند که با شریک زندگی خود رفتار خشونت‌آمیز نداشته باشند. بسیاری این روش را انتخاب نکرده‌اند، به دلیل تجربه خودشان. آن‌ها می‌دانند زندگی کردن در این شرایط چقدر سخت است. این افراد رابطه‌ای سالم و با آرامش برای شریک زندگی و اعضای خانواده‌شان می‌خواهند.

آیا شما هم از این دسته بهانه‌ها برای همسر یا شریک زندگی‌تان می‌آورید؟ آیا این بهانه‌ها یادآور دلیل خشونت و رفتار نادرست شریک زندگی‌تان نسبت به شما هستند؟

افرادی که در خانواده مورد خشونت قرار می‌گیرند، باید توانایی تشخیص بهانه یا توجیه (سرزنش، تحقیر و انکار) را داشته باشند. آن‌ها باید آگاه باشند که دلیل بروز رفتار خشونت‌آمیز شریک زندگی‌شان، نیستند.

به یاد داشته باشید: شریک زندگی یا همسرانی که رفتار خشونت‌آمیز دارند، همیشه نسبت به رفتار و صحبت‌های نادرست‌شان، حق انتخاب دارند.

منبع: The National Domestic Violence Hotline

دی
۷
۱۳۹۴
کودکان خارج از محدوده
دی ۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
2122296557_fe8ca11ce2_z
image_pdfimage_print

Photo: mrhayata

نعیمه دوستدار

آمارهای مربوط به روابط خارج از ازدواج در ایران اغلب مخفی می‌مانند و به دنبال آن آماری از کودکانی که از این نوع روابط متولد می‌شوند هم وجود ندارد. اما نبودن آمار دلیل بر نبودن چنین کودکانی نیست و شواهد اجتماعی مختلف از جمله تولد کودکان از زنان کارتن‌خواب یا تن‌فروش در کنار گزارش‌هایی که خبر از رواج رابطه‌های خارج از ازدواج در میان گروه‌های مختلف اجتماعی می‌دهند، بر اهمیت موضوع تاکید می‌کند. به علاوه، سقط جنین، حتی برای زنانی که خارح از ازدواج باردار می‌شوند هم ممنوع است و به همین دلیل، امکان جلوگیری از تولد چنین کودکانی در عمل وجود ندارد.

 اسلام برای رابطه آزاد زن و مرد و فرزندی که از آن ایجاد شود اعتباری قائل نشده و به همین دلیل چنین کودکی از بسیاری از حقوق شخصی و خانوادگی محروم است. هرچند احکام اسلامی برای توجیه این نابرابری حقوقی استدلال می‌کنند که دلیل این نابرابری تشویق به ازدواج رسمی و مجازات زنان و مردانی است که رابطه خارج از ازدواج برقرار می‌کنند، اما در عمل این مساله به تضییع حقوق کودکانی انجامیده که در عرف و فرهنگ کشورهای مسلمان «نامشروع»، «حرامزاده» و «زنازاده» خوانده می‌شوند.

هرچند قوانین ایران با فاصله گرفتن از آنچه در شریعت اسلام درباره کودکان حاصل از رابطه خارج از ازدواج می‌گوید، برخی از حقوق آنها را درنظر گرفته اما بر مبنای شریعت، کودکی که از رابطه آزاد جنسی زن و مرد به وجود آید، منسوب به هیچ کدام نیست؛ از نام آنان نمی‌تواند استفاده کند و به عنوان فرزند، حقی بر زن و مردی که او را به دنیا آورده‌اند، یعنی پدر و مادر طبیعی خود ندارد. با وجود این قوانین. عرف و فرهنگ برآمده از اسلام، کودکان خارح از ازدواج را مورد خشونت رفتاری و تحقیرهای اجتماعی قرار می‌دهد و آنها را به دلیل فشارهای اجتماعی از رشد اجتماعی محروم می‌کند.

این در حالی است که در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک مصوب سال ۱۹۸۹ آمده: «هریک از افراد بدون هرگونه تبعیض از نظر نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقاید سیاسی، جایگاه اجتماعی یا ملی، مال، تولد یا سایر خصوصیات، در تمامی حقوق و آزادی‌هایی که در آن کنوانسیون‌ها و اعلامیه‌ها اعلام شده ذیحق هستند.»

ماده دوم کنوانسیون حقوق کودک هم می‌گوید: «کشورهای طرف کنوانسیون، حقوقی را که دراین کنوانسیون درنظر گرفته شده، برای تمام کودکانی که درحوزه قضایی آنها زندگی می‌کنند، بدون هیچ‌گونه تبعیضی از جهت نژاد، رنگ، مذهب، زبان، عقاید سیاسی، ملیت، جایگاه قومی و اجتماعی، مال، عدم توانایی، تولد یا سایر احوال شخصیه والدین یا قیم قانونی محترم می‌شمرد و تضمین خواهند کرد.»

این مواد تاکید می‌کنند که فرزند حاصل از رابطه خارج از ازدواج را نمی‌توان به دلیل رابطه والدینش از کلیه حقوق و آزادی‌های انسانی محروم کرد. همان طور که این محرومیت برای کودکان به دلیل نژاد، رنگ یا مذهب‌شان و …. نیز مردود است.

کودکی که مال پدر و مادر نیست

طفلی که از رابطه خارج از ازدواج متولد می‌شود، با آنکه رابطه طبیعی و خونی با پدر و مادر خود دارد، ولی قانون اسلامی، نسب او را به رسمیت نمی‌شناسد و در نتبجه بسیاری از حقوق کودکان مشروع را برای آنها درنظر نمی‌گیرد.

 هرچند اسلام، مبنای طبیعی نسب را انکار نمی‌کند اما در آنچه که در اسلام زنا خوانده می‌شود، کودکی که از نطفه زن و مرد «زناکار» به وجود آمده باشد، به آنها ملحق نمی‌شود. بر همین اساس، قانون مدنی نیز به پیروی از فقه، در ماده ‌ ۱۱۶۷ کودک ناشی از زنا را به زانی ملحق نمی‌کند.

همچنین در موضوع حضانت یعنی نگهداری و تربیت کودک و ولایت که به معنی حفظ و اداره اموال اوست در مورد کودکان در رابطه خارج از ازدواج تبعیض‌هایی وجود دارد. حضانت و ولایت کودک ناشی از رابطه خارج از ازدواج برعهده پدر و مادرش نیست، تنها چون کودک احتیاج به نگهداری دارد و این امر از واجبات کفائی است، پدر و مادری که موجب ایجاد این کودک شده‌اند در نگهداری از او به دیگران اولویت دارند.

همچنین اگر مادر کودک، شوهر داشته باشد، هم شوهر زن می‌تواند او را از حضانت منع کند، هم پدر طبیعی او می‌تواند فرزندش را از او بگیرد و هم می‌توان او را از حق حضانت محروم کرد.

البته در مورد ولایت که متعلق به پدر یا جد پدری است، فرقی میان کودک حاصل از ازدواج با کودکان دیگر وجود ندارد.

حقوق مالی کودکان خارح از ازدواج

در مورد نفقه و حقوق مالی در کتاب حقوق مدنی آمده است: «طفل متولد از زنا حق نفقه بر اقارب خود ندارد و همچنین ارقاب نسبت به او از این حق محرومند.»

البته برای حمایت از این کودکان به دلیل ابهاماتی که درباره وضعیت حقوق مالی طفل خارج از ازدواج وجود داشت، هیات عمومی دیوان عالی کشور در رای وحدت رویه شماره ۶١٧ در سال ١٣٧۶«عدم الحاق زنازاده به زانی» را به ارث منحصر کرد و کلیه تکالیف مربوط به پدر را برعهده پدر عرفی قرار داد. البته قبل از تصویب رای وحدت رویه ۱۳۷۶ نیز بعضی از حقوقدانان از باب مسئولیت مدنی ماده ‌۱۰، قانون مسئولیت مدنی والدین کودک را ملزم به نگهداری و پرداخت هزینه‌های او می‌دانستند و عده‌ای نیز پدر را ملزم به ایفای تعهد طبیعی خود می‌دانستند.

 مطابق این رای بین طفل مشروع و نامشروع از نظر حقوق و تکالیف، اصولاً تفاوتی وجود ندارد و حسب ماده‌ ۸۸۴ قانون مدنی صرفا توارث بین اطفال نامشروع و ابوین آنها منتفی است.

طبق قانون اسلام، کودک حاصل از رابطه‌ای که نامشروع خوانده می‌شود، از پدر و مادر خود ارث نمی‌برد و آنها نیز از او ارث نمی‌برند، همچنین نزدیکان پدر و مادر از این کودک و از آنها ارث نمی‌برند. این بخش، تنها بخشی است که در رای وحدت رویه هم همچنان با تبعیض روبه‌روست.

در مورد ارث، صراحتاً در ماده‌ ۸۸۴ قانون مدنی ذکر شده که «ولدالزنا از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی‌برد لیکن اگر حرمت رابطه‌ که طفل ثمره آن است نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری به واسطه‌ اکراه یا شبهه زنا نباشد، طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می‌برد و بالعکس.»

 حقوق و تکالیف پدر و مادر طبیعی، مثل حضانت و ولایت و نفقه باقی است و اعلام ولادت به اداره‌ ثبت احوال و اخذ شناسنامه با نام پدر برای فرزند نامشروع اجباری است.

 در صورت مراجعه نکردن پدر برای دریافت شناسنامه، طبق قانون، در مواقعی که پدر طفلی مشخص نباشد، مادر می تواند با مراجعه به ثبت احوال با نام خود برای طفل شناسنامه بگیرد و در این مورد در جای نام پدر، نامی فرضی گذاشته خواهد شد. در مواردی که مادری ادعا می‌کند فرزندش متعلق به مردی با هویت مشخص است، با طرح دعوا در دادگستری، وظیفه تشخیص پدر و مادر بر عهده دادگستری است.

البته بسیاری از زنان به دلیل آشنایی نداشتن به قوانین یا برای حفظ آبرو، از گرفتن شناسنامه با این ویژگی یعنی با نام فرضی پدر خودداری می‌کنند. وضعیت زنان آسیب‌دیده اجتماعی که اغلب خود ثبات اجتماعی ندارند، از این نظر بسیار نامشخص است و به تبع وضعیت فرزندان آنها هم نامشخص است.

درباره کودکان بی‌هویتی که ناشی از روابط نامشروع یا روابط اتباع خارجی با اتباع ایرانی هستند نیز، مساله پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. هرچند یکی از مفاد حقوق کودک الزام دولت‌ها برای احراز هویت کودکان است اما فرزندان حاصل از ازدواج ایرانیان با اتباع خارجی بدون اجازه اقامت، نظیر افغان‌ها و عراقی‌ها اغلب بی‌هویت باقی می‌مانند و اگر رابطه خارج از ازدواج باشد هم وضعیت پیچیده‌تر خواهد شد؛ به همین دلیل تعداد کودکان بی‌شناسنامه در ایران بسیار زیاد است.

دی
۲
۱۳۹۴
علائم خشونت جنسی علیه کودکان
دی ۲ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Sad kid sitting on floor
image_pdfimage_print

Photo: zurijeta/Bigstock.com

مترجم: مهتاب صمیمی

باید دانست که خشونت جنسی همیشه شامل تماس بدنی نیست. قرار دادن کودک در محیط ها، شرایط  و چیزهایی که مربوط به مسائل جنسی هستند نیز نوعی خشونت جنسی محسوب می شوند حال آنکه تماس بدنی را شامل شود یا خیر.

با اینکه داستان های جنایات جنسی بسیار هولناک هستند اما آنچه که وحشتناک تر است این واقعیت است که اغلب این تجاوزات توسط نزدیکان کودک صورت می گیرند که به آنها اعتماد نیز دارند. بر خلاف آنچه که بسیاری به آن معتقدند، تنها دختران نیستند که مورد تجاوز قرار می گیرند. خطر تجاوز جنسی هم دختران و هم پسران را تهدید می کند. در واقع می توان گفت که خشونت جنسی به پسران به دلیل ننگ و شرم آن کمتر احتمال می رود که گزارش شوند.

جدای از اینکه خشونت های جنسی می توانند آسیب های فیزیکی بدنبال داشته باشند، آسیب های روحی آن بسیار بیشتر و بهبود و درمان آنها بسیار مشکل تر هستند. کودکانی که به آنها تجاوز شده است همواره از شرم و گناه آن رنج می برند. آنها یا تصور می کنند که در این تجاوز مقصر هستند و یا خودشان باعث و بانی آن بوده اند. این ممکن است که در بزرگسالی اثرات سوءی چون تنفر از خود و مشکلات جنسی برای آنها به بار آورد که اغلب یا باعث بیقیدی آنها نسبت به روابط جنسی و یا ناتوانی آنها در داشتن رابطه جنسی می شود.

شرم و ننگ حاصل از تجاوز و خشونت های جنسی مانع کودکان در افشای این مشکلات می شود. آنها می ترسند که شاید دیگران حرفشان را باور نکنند، آنها را عصبانی کنند و یا خانواده هایشان را از هم بپاشند. بدلیل این مشکلات، اتهامات این چنینی را جدی بگیرید زیرا خیلی شهامت لازم است تا این موضوعات بر ملا شوند و چنانچه کودکی به شما اطمینان کرد و داستان را به شما گفت، او را جدی بگیرید. از آن بی اعتنا نگذرید و چشم پوشی نکنید!

علائم هشدار دهنده خشونت علیه کودکان

هر چه زودتر جلوی خشونت و تجاوز علیه کودک را بتوان گرفت، امکان درمان و بهبود او بیشتر خواهد بود. تجاوز و خشونت به کودکان همیشه قابل مشاهده نیست. با شناخت علائم متداول آن می توانید جلوی این مشکل را هر چه سریعتر بگیرید و به کودک و فرد خشونت گر و متجاوز، هر دو کمک کنید.

اما باید این را بدانید که چنانچه علائمی دیدید لزوماً به این معنا نیست که کودک مورد آزار و اذیت جنسی واقع شده، بلکه باید بیشتر کند و کاو کنید و سعی کنید تا یک الگوی رفتاری و نشانه خطری پیدا کنید.

علائم احساسی، روحی- روانی خشونت و تجاوز علیه کودکان

وحشت شدید و کناره گیری از انجام کاری بدلیل ترس از اشتباه انجام دادن آن

بروز رفتارهای افراطی (شدیداً مطیع و یا شدیداً پر توقع؛ شدیداً بی اراده و یا شدیداً ستیزه جو)

نداشتن رابطه خوب با والدین و یا پرستار

بی مورد احساس بزرگسالی (مراقبت از دیگر بچه ها) و یا احساس بچگی کردن (مک زدن انگشت شست، تاب خوردن گهواره ای، و قهر و غیظ کردن)

علائم آزار و اذیت های فیزیکی به کودکان

متناوباً زخم، بریدگی و کبودی داشتن

داشتن این حس که همیشه در حال تعقیب است

صدمات جسمی با طرح و الگویی خاص، مانند جای دست و کمربند

ترسیدن و پریدن از جا با یک حرکت و صدای بلند، خجالت کشیدن از هر نوع تماس فیزیکی، و یا ترس از رفتن به خانه

پوشیدن لباس های نامناسب مانند پوشیدن بلوز آستین بلند در روزهای گرم

علائم غفلت از کودکان

پوشیدن لباس های نا مرتب، گشاد و یا تنگ، اتو نشده و یا نا مناسب آب و هوا

داشتن بهداشت بد (حمام نرفتن و بوی بد دادن)

داشتن بیماری و زخم های درمان نشده

تنها و بی سرپرست بودن و در شرایط و محیط نا امن بازی کردن

دیر به مدرسه رفتن و غیبت کردن

علائم آزار و اذیت های جنسی در کودکان

داشتن مشکل راه رفتن و نشستن

داشتن اطلاعات و تمایل به موضوعات و مسائل جنسی نا مناسب با سن و سال و یا داشتن رفتارهای اغواکننده

کناره گیری و فرار از دیدن شخصی بدون هیچ دلیل خاص

عوض نکردن لباس جلوی دیگران و شرکت نکردن در فعالیت های فیزیکی

داشتن بیماری های منتقل شده از رابطه جنسی و بارداری در سنین زیر ۱۴سال

منبع: helpguide

دی
۱
۱۳۹۴
برنامه‌ریزی امنیت و کاهش خشونت
دی ۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
healthcare and social problems concept - womans hands holding purple domestic violence awareness ribbon
image_pdfimage_print

Photo: dolgachov/Bigstock.com

خانه امن: اگر با خشونت خانگی مواجه هستید یا معتقدید که در خطر خشونت قرار دارید، ایجاد یک برنامه امنیت از قبل می‌تواند هم به شما و هم به خانواده‌تان کمک کند تا حتی‌الامکان در امنیت باشید. داشتن چنین برنامه‌ای از قبل بسیار مهم است چون برنامه‌ریزی در وسط یک بحران یا وضعیت خشونت‌آمیز بسیار مشکل است.

اطلاعات موجود در این برگه به شما کمک می‌کند تا یک برنامه امنیتی ایجاد کنید که پاسخگوی نیازهایتان باشد و کودکان و دیگر افراد در معرض خطر در خانه را مد‌نظر قرار دهد. این برنامه را مرتب مرور کنید و آن را با فرزندانتان تمرین کنید تا بدانند در یک حادثه خشونت‌آمیز چه کارهایی باید انجام دهند.

شبکه‌ای از حمایت ایجاد کنید

به شبکه دوستانِ نزدیک، همسایه‌ها، خانواده و دیگران فکر کنید. کسانی را انتخاب کنید که مورد اعتمادتان هستند و می‌توانند با اطمینان از شما حمایت کنند و در مواقع یک رویداد خشونت‌آمیز فوراً به کمک شما بیایند.

  • از یکی از این افراد مورد اعتماد بپرسید که آیا شما و دیگر افراد در منزل در صورت بروز یک رویداد خشونت‌آمیز می توانید به خانه آن‌ها بروید یا خیر.
  • اگر خانه آن‌ها امن نباشد یا رفتن به آن جا ممکن است آن‌ها را نیز درگیر وضعیت خشونت کند، بپرسید آیا می‌توانند شما را به محلی امن انتقال دهند یا نه. مثلاً، آیا می‌توانند با نام خود اتاقی در هتل برای شما رزرو کنند؟
  • یک کلمه‌ یا عبارت رمزی انتخاب کنید که بتوانید آن را به فرد مورد اعتمادتان در این شبکه حمایتی بگویید، ایمیل بزنید یا پیامک کنید، و به آن‌ها درباره وضعیت خطر هشدار دهید. اگر فرد پرخاشگر تلفن و ایمیل شما را نگاه می‌کند، سعی کنید عبارتی بی‌خطر انتخاب کنید مانند «قیمت نان امروز بالا رفته».
  • از یک «نشانه نگرانی» فیزیکی استفاده کنید تا به کسی در نزدیکی خانه‌تان و همچنین در میان حلقه افراد مورد اعتمادتان هشدار دهید که شما و دیگر افراد در منزل در خطر هستند. برای مثال، شیئی در لبه پنجره‌ بگذارید تا همسایه‌تان بتواند آن را ببیند؛ یا پرده یکی از پنجره‌ها را باز و بسته کنید.

امنیت در خانه خودتان

یک برنامه امنیت را با فرزندانتان و دیگر افرادِ در معرض خطر در خانه بحث و تمرین کنید. برنامه را به‌طور مرتب مرور کنید.

  • بهترین خروجی‌ها و راه‌های بیرون رفتن از خانه را تعیین کنید.
  • اگر نمی‌توانید از خانه بیرون بروید، امن‌ترین اتاق‌هایی را که در مواقع بروز خشونت خانگی می‌توانید به آنجا بروید مشخص کنید. این اتاق باید چندین خروجی داشته باشد.
  • از رفتن به آشپز‌خانه، که در آن سلاح‌های بالقوه‌ای وجود دارد؛ فضاهای کوچک و بسته مانند کمد که می‌تواند حرکت را محدود کند؛ و حمام اجتناب کنید.
  • یک محل ملاقات جایگزین مانند کافی شاپ، مسجد، یا کتابخانه‌ای در آن نزدیکی انتخاب کنید که شما و فرزندانتان (یا هر کسی که در معرض خطر قرار دارد) اگر مجبور باشد فوراً و جداگانه خانه را ترک کند، بتوانید به آن جا برود.

فرزندان

  • به آن‌ها تأکید کنید که تنها کاری که باید بکنند این است که ایمن بمانند و سعی نکنند با دخالت کردن از شما محافظت کنند.
  • به فرزندانتان بیاموزید که در صورت بروز خشونت خانگی چه زمان، چگونه و با چه کسی تماس بگیرند.
  • اتاقی را معین کنید که هر زمان ترسیدند به آن جا بروند و چیزی را معین کنید که در زمان ترس به آن فکر کنند.
  • یک کلمه رمز معین کنید که هر زمان در صورت بروز خشونت خانگی آن را به کار بردید، کودکان خانه را ترک کنند.
  • اگر مجبور باشند بدون شما خانه را ترک کنند، به کودکان بزرگتر یاد بدهید که مراقب خواهر و برادر کوچکتر و افراد مسن‌تر باشند.
  • یک جای امن جایگزین، در صورت امکان مکانی عمومی را معین کنید که اگر از هم جدا شدند (مخصوصاً برای کودکان کوچک) در آن جا جمع شوند.

به یاد داشته باشید که وقتی با کودک‌، برنامه‌ریزی امنیت را تمرین می‌کنید، ممکن است این اطلاعات، کلمات رمز، یا علامت‌ها را به شریک پرخاشگرتان بگوید. چنین چیزی می‌تواند شرایط را وخیم‌تر کند.

امنیت در جمع

گهگاهی، فرد پرخاشگر ممکن است غیرتی یا خشمگین شود تا جایی که سعی کند به شریکش در جمع آسیب برساند.

این مسئله معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که حکمی از طرف دادگاه یا وضعیت قانونی مشابهی به اجرا گذاشته شده باشد که تماس بین این دو فرد را منع می‌کند. اما هنجارهای اجتماعی ممکن است مانع از این شود که دیگران دخالت کنند، به‌ویژه چون فرد پرخاشگر (معمولاً مرد) باید «حفظ آبرو» کند و دخالت ممکن است باعث شود وی سختگیرتر و تهاجمی‌تر شود.

اگر فکر می‌کنید شریک زندگی‌تان یا همسر سابقتان احتمالاً قصد دارد به شما یا فرزندانتان آسیب برساند، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • اگر بیرون از خانه کار می‌کنید، یک برنامه امنیت برای رفت و آمد خود به محل کارتان ایجاد کنید.
  • از مسیر‌های مختلف برای رفت و آمد استفاده کنید و از کسی که به نظرتان شخص قابل اعتمادی است بخواهید همراهی‌تان کند.
  • به مغازه‌ها و فروشگاه‌های متفاوتی بروید. برای مثال، بجای فروشگاه مواد غذایی که همیشه می‌روید، به یک فروشگاه دیگر بروید.
  • تمرین کنید که اگر بیرون از خانه اتفاقی افتاد چکار کنید.
  • در برنامه‌تان مشخص کنید که اگر خانه نبودید چه کسی با فرزندان یا دیگر افراد دچار خطر در منزل تماس بگیرد.
  • زمانی که به خانه بر‌می‌گردید، یک روال ایمنی ایجاد کنید: خانه و اموالتان را چک کنید.با شخصی تماس بگیرید و به وی بگویید که در امنیت هستید؛ حواستان باشد که «لوازم مواقع اضطراری‌» همیشه آماده باشد.

امنیت و سلامت

خشونت به هر شکلی می‌تواند خسارت سنگینی بر سلامت جسمی و عاطفی شما تحمیل کند، که هر یک به نوبه خود می‌تواند خشونت را وخیم‌تر کند. سعی کنید راه‌هایی برای مقابله با خشونت پیدا کنید، مخصوصاً برای کودکان.

  • ورزش کنید، با حوصله استراحت کنید، محیط امن و زمان امن ایجاد کنید، کارهایی را انجام دهید که از آن‌ها لذت می‌برید، و تا جایی که می‌توانید حمایت به‌دست آورید.
  • سراغ گروه‌های مشاوره‌ای و حمایتی بروید که مستقیماً تجربیات و نیازهای شما را مورد بحث قرار می‌دهند.
  • به فرزندانتان کمک کنید فهرستی از افرادی را تهیه کنند که با آن‌ها به راحتی صحبت می‌کنند و احساسات خود را بیان می‌کنند و آن‌ها را تشویق کنید که با شما و این افراد در محیطی امن درباره احساساتشان صحبت کنند.
  • به خود یادآوری کنید که خشونت تقصیر شما نیست. به فرزندتان بگویید که آنچه اتفاق می‌افتد تقصیر آن‌ها هم نیست و آن‌ها مسبب آن نیستند. به آن‌ها بگویید که چقدر دوستشان دارید و از آن‌ها حمایت می‌کنید. به آن‌ها بگویید که می‌خواهید از آن‌ها مراقبت کنید و می‌خواهید همه در امنیت به سر ببرند، و برای همین برنامه‌ای ایجاد کرده‌اید تا در مواقع اضطراری از آن استفاده کنید.
  • از خود و نیازهای فرزندانتان دفاع کنید. افراد و منابعی را پیدا کنید که با امنیت و شفافیت بتوانید با آن‌ها صحبت کرده و تقاضای کمک کنید. شما تنها نیستید و نیازی نیست همه این مسائل را به تنهایی تحمل کنید.

ترک کردن همیشگی خانه‌ای که در آن خشونت است

تصمیم به ترک کردن رابطه‌ای خشونت‌آمیز، بسیار مشکل است. اگر چنین رابطه‌ای را ترک کنید، پیامدهای خانوادگی، فرهنگی، مذهبی، و اقتصادی گوناگونی خواهد داشت.

خشونتی که با آن مواجه هستید ممکن است ادامه داشته باشد و حتی به مرور زمان بدتر نیز شود. مطالعات نشان می‌دهند که چنین چیزی صحت دارد مخصوصاً زمانی که چنین رابطه‌ای را ترک می‌کنید و دوباره به آن باز‌می‌گردید، یا فرد پرخاشگر پس از ترک رابطه شما را پیدا می‌کند.

پیش از آنکه تصمیم به ترک خانه بگیرید، درباره پیامدها و عواقب احتمالی آن با دوستی مورد اعتماد، یکی از اعضای خانواده، یا مشاور صحبت کنید. اگر تصمیم به ترک خانه گرفته‌اید، چند نکته کلیدی را به خاطر بسپارید:

  • برنامه خروج خود را مرور و تمرین کنید.
  • بدانید که برای کمک گرفتن کجا می‌توانید بروید و به شبکه حمایتی خود بگویید که چکار می‌کنید.
  • پیش از ترک کردن، پول کنار بگذارید یا از دوستان و اعضای خانواده بخواهید پولتان را برایتان نگه دارند.
  • همیشه شماره تلفن‌های مهم ، پول ، کارت تلفن و یک گوشی موبایل برای تماس‌های اضطراری با خود داشته باشید.

موارد مهمی که باید با خود ببرید

اگر می‌توانید، کپی مدارک مهم را داشته باشید، مانند مدارکی که در لیست زیر می‌بینید، آن‌ها را در کیف همراه خود بگذارید. می‌توانید همه این‌ها را از قبل جمع کنید و نزد یکی از افراد مورد اعتماد بگذارید تا در موقع لازم فوراً خانه را ترک کنید.

  • شناسنامه خود و فرزندانتان
  • سوابق تحصیلی و پزشکی
  • پول نقد و کارت بانکی
  • کلید (خانه، ماشین، و غیره)
  • دارو
  • عکس / جواهرات / لوازمی که ارزش عاطفی برای شما دارند
  • مدارک شناسایی دیگر
  • شماره تلفن افراد امن برای تماس با آنها
  • اسباب بازی کودکان
  • پتو
  • لباس اضافی
  • دفترچه آدرس

شما می‌توانید از طریق خط تلفن کمک‌رسانی ما (۸۵۳۱۲۶۰۰-(۰۲۱ با مشاوران حقوقی ما تماس بگیرید و از راه‌های قانونی مطلع شوید.

مدیریت بحران: در اوج بحران

آماده کردن خود برای نحوه برخورد با یک رویداد خشونت‌آمیز به همان اندازه مهم است که برنامه‌ای داشته باشید و بدانید به‌طور کلی باید چه کار بکنید.

پیش از آنکه اتفاق دیگری رخ دهد، خشونت‌های دفعات قبل را به یاد آورید. آیا چیزهای خاصی مانند کلمه، لباس، رفتار، و زمان‌هایی از ماه یا سال وجود دارد که «عامل به وجود آمدن» رویداد خشونت‌آمیز می‌شود؟ این چیزها را یادداشت کنید و به دنبال راه‌هایی باشید که تا حد ممکن از شدت آن‌ها بکاهد؛ توصیه‌هایی در بخش بعدی بیان شده‌ است.

برنامه امنیتی خود را آماده و تمرین کنید. بدانید که اگر از این اتفاق فرار کردید کجا باید بروید و آمادگی داشته باشید که چگونه به سرعت از هر قسمت از خانه فرار کنید.

زمانی که لحظه بحران فرا رسید، یادتان باشد که به غریزه و قضاوت‌های خود اعتماد کنید و اینکه هدف، پیشگیری از برخورد فیزیکی است. اگر خشونت افزایش یافت، نباید به سمت کودکان بدوید چون ممکن است شریک زندگی شما به آن‌ها هم آسیب برساند.

توصیه‌های بیشتر در زمان بروز خشونت:

  • تمام توجه‌ خود را به فرد پرخاشگر معطوف کنید اگر از لحاظ فرهنگی مناسب است، به چشمانش نگاه کنید.
  • قضاوت نکنید: این بدان معنی است که از کلام و زبان بدن خنثی و بی‌طرفانه استفاده کنید، و تا جایی که ممکن است رفتارتان آرام باشد.
    برای خنثی کردن وضعیت خطرناک، به فرد پرخاشگر هر چه می‌خواهد بدهید.
    حرف‌های فرد پرخاشگر را قبول کنید. برای مثال: اگر فرد پرخاشگر به شما ناسزا می‌گوید و از شما می‌خواهد که پاسخ دهید، با لحنی کاملاً خنثی موافقت کنید.
    بحث نکنید، سعی نکنید فرد پرخاشگر را «متقاعد» کنید یا نظرش را عوض کنید. چنین عملی ممکن است باعث شود فرد پرخاشگر خشن‌تر و شرایط وخیم‌تر شود یا می‌تواند موجب واکنشی تند شود.
    در محلی بمانید که چندین راه خروج داشته باشد؛ به اتاق‌هایی که در آن‌ها سلاح‌های بالقوه وجود دارد مانند آشپزخانه (چاقو، اجاق داغ، ظروف داغ) یا حمام (خفه کردن در آب) نروید.
    در صورت امکان، خانه را ترک کنید و کودکان و افراد در معرض خطر را با خود ببرید.
    به صورت فیزیکی مبارزه نکنید، مگر اینکه واقعاً لازم باشد: مثلاً در شرایط مرگ و زندگی برای شما، فرزندانتان، یا افراد مسن.
    برای اطلاعات بیش‌تر به بروشور دفاع شخصی مراجعه کنید.
    برای اطلاعات بیش‌تر به پرسش‌های رایج مراجعه کنید.

آذر
۳۰
۱۳۹۴
مراحل شکل گیری خشونت علیه خود
آذر ۳۰ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
lonely depressed and sick woman sitting alone on kitchen floor in stress depression and sadness feeling miserable in barefoot looking desperate
image_pdfimage_print

Photo: Ocus Focus/Bigstock.com

دکتر نسترن ادیب راد، مشاوره و روان درمان

در مطلب قبل عنوان شد که خودتخریبی یعنی آسیب رسانی داوطلبانه به خود. در افرادی که این اختلال وجود دارد به دلیل عدم توانایی در کنترل و مدیریت خود، رفتار خودتخریبانه به صورت الگوی غالب دیده می‌شود. شدید‌ترین حالت خودتخریبی، خودکشی است ولی رفتار خودتخریبانه و خشونت علیه خود بسیار گسترده‌تر از خودکشی است. به طوری که می‌تواند طیف وسیعی از خود ایثار‌گری بیش از حد، تحمل رنج و آسیب، عدم مراقبت کردن و غفلت از خود تا صدمه جسمی به خود را در برگیرد.

مراحل شکل گیری خشونت علیه خود

۱- تجارب اولیه دوران کودکی

این تجربه‌ها به زمانی برمی گردد که کودک خردسال در معرض سوء استفاده یا بد رفتاری قرار گرفته است. زمانی که هیچ کنترلی روی زندگی خود نداشته است. شاید او پدری الکلی داشته که به شدت پرخاشگر و عصبی بوده است و یا مادری داشته غیر قابل پیش بینی و بی‌ثبات. مادری که کودک را مورد تنبیه و آزار قرار می‌داده. یا شاید معلم مدرسه‌اش بسیارسخت گیر بوده است. عامل اساسی که کودک در بزرگسالی به سمت الگوی رفتارهای خودتخریبی کشیده می‌شود عدم توانایی کنترل صدمات در دوران کودکی است.  همچنین ممکن است یک یا هر دو والد قادر نبوده باشند که کودک را مورد عشق و مراقبت قرار دهند. در این صورت کودک در دنیایی پر از ترس و وحشت، تنهایی و درماندگی بزرگ شده است.

۲- مفهوم سازی نادرست از زندگی

به دنبال تجارب تلخ تجربه شده در زمان کودکی، دنیا غیر قابل پیش بینی  و غیر قابل کنترل تصور می‌شود. دنیا را فضایی ترسناک تلقی کردن در دوران کودکی، در وجود کودک مغناطیسی برای جذب درد و رنج تعبیه می‌کند. در این زمان مفهومی که کودک از زندگی می‌سازد این است که زندگی خیلی ظالمانه است و ارزش زیستن ندارد،. ای کاش هرگز به دنیا نیامده بودم و اینکه من اینقدر صدمه می‌خورم یعنی من خیلی بد هستم و ارزش زیستن ندارم.

۳- ترس

همراه با عقاید و باورهای ناکارآمد، کودک درگیر ترسی پیچیده می‌شود. از جمله ترس از دست دادن کنترل، که به صورت ترس از دست دادن مرز‌ها در روابط صمیمی، ترس از دست دادن کنترل خاطرات رنج آور و وحشتناک و ترس از دست‌ دادن کنترل بخشی از وجود خود که رنج و درد را در خود نگهداشته است. در این حالت کودک وحشت زده، دائم احساسات سانحه‌های دردناک گذشته را تکرار می‌کند. او دچار نوعی جنگ داخلی است. از سویی می‌خواهد رنج ناشی از زخم‌ها را از خود دور کند و از طرف دیگر با رنجی تازه می‌خواهد رنج قبلی را پس بزند.

۴- راهبردهای نا‌کارآمد برای محافظت از خود

راهبردهای متنوعی برای سازگاری با مشکلات و مسائل پیچیده وجود دارد. هر فردی برای سازگای با مشکلات راهی را در پیش می‌گیرد. افراد خودتخریبگر از روش‌های ناکارآمد در مقابله با مشکلات استفاده می‌کنند. به عنوان مثال کنترل غذا خوردن یکی از روش‌های رایج نا‌کارامد در دختران نوجوان است؛ کم خوردن به عنوان راهی برای سرکوب بدن خود با هدف کنترل مشکلات است که به آن اختلال کم‌خوری روانی می‌گویند.

وقتی فرد دچار اضطراب می‌شود به دنبال راهی است که از خود در مقابل عوارض اضطراب محافظت کند. در خانواده‌هایی که جو خفقان آور یا سرکوبگرانه حاکم است راهی برای کودک برای برون ریزی اضطراب و کنترل آن وجود ندارد. در این خانواده‌ها اضطراب ممکن است شرم آور فرض شود لذا پنهان شده و هرگز بروز داده نمی‌شود. در چنین شرایطی کنترل‌های جایگزین خود را نشان می‌دهد. این کنترل ها شامل عادت‌های ناسالم، وسواس و رفتارهای خودتخریبگرایانه است که اقدامی است در درون فرد برای کنترل اضطراب. فرد مضطرب فرض می‌کند اگر من کاری برای عوامل ایجادکننده اضطراب نمی‌توانم بکنم حداقل می‌توانم کاری در درون برای خودم انجام دهم. بیشتر زن‌ها با کنترل غذا خوردن، تسلط خود را بر زندگی و اضطراب نشان می‌دهند که نشانه قدرت آن‌ها بوده و توجه زیادی را هم به خود جلب می‌کنند. این نوع رفتار خودتخریبانه حس کنترل بر زندگی را به آن‌ها می‌دهد. البته این شکل از رفتار در مورد اعتیاد به الکل و اعتیادهای دیگر هم صادق است. به طوری که فرد ممکن است با نوشیدن الکل ضمن احساس کنترل در انتخاب، به نوعی بیهوشی روانی برسد. در عین حال وقتی فرد نمی‌تواند هیچ راه حل اصولی برای کنترل درد پیدا کند، خلاصی کوتاه مدت با روش‌های ناکارآمد، به طور هم زمان حس کنترل و عدم کنترل را به فرد منتقل می‌کند و نیز او را وارد دایره اعتیاد می‌کند.

۵- نقاب زدن به چهره برای پوشاندن همه موارد ذکر شده

در عین حال یک فرد خودتخریبگر نمی‌خواهد به عنوان فردی ضعیف که قادر به کنترل ترس‌ها و تعارضات خود نیست شناخته شود. بنابراین نقاب فردی را به چهره می‌زند که همه چیز تحت کنترل او است. او سعی می‌کند مثلا بگوید تفریحی می‌نوشم یا برای سرگرمی یا همراهی با دوستان مواد مصرف می‌کنم ویا هر موقع بخواهم می‌توانم قطعش کنم. یا گاهی کمی وحشی و بی‌پروا می‌شوم یا من کمی نترس هستم و… تا توجیه مثبتی داشته باشد.

ایثارگری افراطی و تحمل بیش از حد رنج، شکلی از خشونت علیه خود است

ایثار کردن و تحمل رنج و سوء استفاده نیز می‌تواند نوعی خودتخریبی باشد که جنبه اجتماعی مثبت دارد. ایثارگری یعنی بخشیدن آنچه برای خود با ارزش است به دیگران و یا برای یک عقیده. قربانی کردن یا بخشیدن چیزی برای دیگران می‌تواند از بخشیدن یک گل تا آتش زدن خود یا انتخاب مرگ داوطلبانه برای نابودی دشمن یا یک عقیده باشد. تحمل درد و رنج در بسیار از فرهنگ‌ها مثبت تلقی می‌شود و در بسیاری از اوقات به هر دلیلی اتفاق بیفتد می‌تواند ریشه در وجود تعارضات شدید درونی داشته باشد. یعنی می‌توان این نوع رفتار را به لیست رفتارهای خودتخریبگرانه اضافه کرد. تحمل سوء استفاده و بد رفتاری هم مکانیزمی به همین صورت دارد.

خودکشی، بالا‌ترین درجه خود تخریبی یا خشونت علیه خود

 طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۰، تقریبا یک میلیون انسان بر اثر خودکشی از بین رفته‌اند که به این آمار ۱۰ تا ۲۰ برابر اقدام به خودکشی را باید اضافه کرد. این آمار نشان می‌دهد که در هر ۴۰ ثانیه یک نفر از خودکشی می‌میرد و در هر ۳ ثانیه یک نفر اقدام به خودکشی می‌کند. اکنون خودکشی یکی از سه عامل اولیه مرک جوانان در دنیا است. افرادی که در دنیا بر اثر خودکشی می‌میرند از کشته‌شدگان جنگ‌ها بالا‌تر است. اگر چه خودکشی به دلایلی مانند افسردگی، اختلال شخصیت، اعتیاد و فشارهای زندگی رخ می‌دهد ولی لایه پنهان آن رفتار خودتخریبگرانه به دلیل عدم توانایی در کنترل شرایط دردناک و پناه به خودنابودی برای خلاصی از رنج‌ها است.

آذر
۲۷
۱۳۹۴
انواع عادت‌های خودتخریبی
آذر ۲۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Sad woman sitting alone near window, Thailand
image_pdfimage_print

Photo: Sasin Tipchai/Bigstock.com

دکتر نسترن ادیب راد، مشاوره و روان درمان

روان‌شناسان بر این باورند که رفتارهای خودتخریبی می‌تواند به عنوان مکانیسم مقابله‌ای برای رویارویی با استرس، فشار، خواسته‌های اجتماعی و دیگر بحران‌های عاطفی باشد. همچنین آن‌ها فکر می‌کنند که رفتارهای مخرب پناه‌‌گاهی امن و فضایی است آشنا برای فرار از احساس‌های منفی ناشی از عدم اعتماد به نفس و یا احساس بی‌ارزشی، زمانی که فرد در موقعیت‌های اجتماعی خود را ناتوان می‌بیند.

علائم و عادات

رفتارهای خودتخریبی به اشکال گوناگون خود را نشان می‌دهند. برخی از آن‌ها افراطی است و برخی آنقدر‌ها هم شدید نیست. به منظور نجات از دست این رفتار‌ها با هدف بهبود کیفیت زندگی خود و اطرافیان‌تان، بهتر است که این رفتار‌ها و انواع آن را بشناسید.

۱. ذهنیت شکست
ذهنیت شکست داشتن بدین معنا است که فرد خود را برای شکست آماده می‌کند و در ‌‌نهایت با آن روبه‌رو شده و تاییدی برای این ذهنیت خود دریافت می‌کند. دریافت این تایید برای افکار خودشکنانه به فرد حس تایید می‌دهد هرچند این تایید به ضرر خود او است. باور به اینکه «من موفق نمی‌شوم»، «روی خوشبختی را نخواهم دید»، «این موضوع هرگز حل نخواهد شد»، «فایده ندارد» و از این دست افکار جزء ذهنیت شکست است.

۲. هیچ کاری نکردن یا بی‌عملی
رفتار منفعلانه در مقابل پدیده‌های روزمره نیز جزء رفتارهای خودتخریبی است. این رفتار زمانی بروز پیدا می‌کند که ما می‌دانیم چیزی برای ما خوب نیست و یا مضر است اما از هر اقدامی برای حل مساله طفره می‌رویم و یا هر پیشنهاد بهبودی و تغییر را نادیده می‌گیریم.

۳. پرخوری
پرخوری راهی برای بی‌حس کردن خود در مقابل دردهای روانی و زخم‌های درونی است. همچنین پرخوری می‌تواند راهی برای مقابله با استرس باشد. این رفتار به هردلیلی صورت بپذیرد باعث بروز مشکلات زیادی برای سلامتی فرد می‌شود.

۴. کم‌خوری
بسیاری از کم‌خورهای روانی از این شگرد برای کنترل بر بدن خود و احساس مالکیت بر بخشی از وجود خود استفاده می‌کنند. همچنین این دسته افراد برای جلب حمایت و توجه دیگران و ارضای نیازهای عاطفی دست به این نوع رفتار خودتخریبی می‌زنند.

۵. نمایش بی‌کفایتی
این رفتار به معنی به تصویر کشیدن خود به عنوان فردی نابخرد و یا ناتوان از موفقیت و دستیابی به چیزی است. این نوع رفتار خودشکنانه معمولا از عدم اعتماد به نفس در دستیابی به اهداف تحصیلی یا شغلی نشات می‌گیرد. به طوری که فرد با احمق یا بی‌کفایت نشان دادن خود به خلوت امنی می‌خزد تا از مسئولیت برای موفقیت بگریزد.

۶. آسیب رساندن به دیگران
اگر چه به نظر می‌رسد آسیب رساندن به دیگران رفتار دیگرتخریبی است ولی روی دیگر این سکه در واقع نوعی خشونت علیه خود است. این رفتار عبارت است از کاربرد کلمات ناخوشایند برای دیگران، صدمه فیزیکی و یا عاطفی و یا هر نوع رفتاری که در ‌‌نهایت منجر به درگیری با قانون می‌شود. نتیجه این رفتار از دست دادن اعتبار و محبوبیت اجتماعی است که نوعی دشمنی علیه خود است.

۷. به خود آسییب زدن
آسیب رساندن به خود می‌تواند به صورت ذهنی، عاطفی و بدنی باشد. این نوع رفتار خودتخریبی نشانه‌ای از نفرت از خود است و نوعی خشونت علیه خود محسوب می‌شود. داشتن افکار منفی و استدلال‌های غیرمنطقی از این دست است. صدمه جسمی و بی‌رحمانه‌ترین شکل آن یعنی خودکشی شدید‌ترین نوع خودتخریبی و نفرت از خود است.

۸. ترحم به حال خود
دلسوزی و یا ترحم به حال خود تجلی دیگری است که زیر بنای ناخودآگاه آن می‌تواند دشمنی با خود باشد. دلیل تخریبی بودن این رفتار این است که حس بدبختی و صرفا دلسوزی نسبت به خود می‌تواند منجر به فلج شدن فرد در اقدام برای حل مساله شود و فرد را در موقعیت نا‌مطلوبی گیر می‌اندازد. این نوع نگرش باعث عدم انگیزه برای تغییر می‌شود.

۹. مصرف مواد مخدر و الکل
یکی از آشکار‌ترین رفتارهای خودتخریبی مصرف مواد مخدر و الکل است که فرد را وارد دایره‌ای از بدبختی می‌کند که هم خود و هم خانواده‌اش را به قهقرا می‌برد. الکل و مواد مخدر به عنوان راه‌حلی برای بی‌حس گردن فرد نسبت به درد‌ها و زخم‌های روانی است و راه فرار از رویارویی با درد‌ها و یافتن راه‌حل موثر است.

۱۰. خودکشی اجتماعی
این رفتار اغلب آگاهانه و برای دوری‌گزینی از افراد همسن و سال صورت می‌گیرد. در این نوع رفتار خودشکنانه فرد ممکن است با آزار و اذیت دیگران و رفتارهای ضداجتماعی مورد طرد همسالان قرار گیرد و یا اینکه بهانه‌ای جور کرده و خود را از جامعه کنار بکشد.

۱۱. پنهان کردن احساسات
عدم اذعان به احساسات منفی و یا حتی گاهی اوقات عواطف مثبت، زمینه‌های بروز انواع مشکلات و بیماری‌های روانی، عاطفی و فیزیولوژیکی را فراهم می‌کند. در این حالت فرد با پنهان کردن احساسات و یا سرکوب آن‌ها زمینه‌های خودتخریبی را تدارک می‌بیند.

۱۲. امتناع از کمک گرفتن
فرار از مشاوره، امتناع از رفتن به برنامه‌های نوتوانی و اجتناب از گرفتن کمک از روان‌شناس از دیگر انواع رفتارهای خودتخریبی است. این افراد اغلب با جملاتی مانند «روان‌شناسان خودشان بیمار هستند»، «هیچ کس کمکی نمی‌تواند بکند»، «مگر من دیوانه هستم» و عباراتی از این دست، از گرفتن کمک، سر باز می‌زنند.

۱۳. ایثارگری و تحمل بیش از حد
برخی از افراد وقتی وارد رابطه عاشقانه می‌شوند بعد از مدتی احساس بدبختی می‌کنند زیرا بخش بزرگی از خویشتن و زندگی‌شان را برای حفظ رابطه فدا کرده‌اند. این افراد با دادن و عدم انتظار برای گرفتن سعی می‌کنند حس نجیب بودن، از خود گذشتگی و نوع‌دوستی را به دیگران منتقل کنند تا آن‌ها را برای خود نگهدارند و یا تشویق اجتماعی دریافت کنند. آن‌ها خواسته‌ها و آرزوهای خود را قربانی می‌کنند تا تایید بگیرند و دیری نمی‌پاید که با احساس قربانی بودن روبه‌رو می‌شوند که نتیجه رفتار خودشکنانه آن‌هاست.

۱۴. ولخرجی
ریخت و پاش و خرج کردن بیش از اندازه چه از طریق قمار و یا خرید کردن، و نیز ولخرجی‌های غیر ضروری جزء رفتارهای خودتخریبی است. این نوع رفتار موجب می‌شود که فرد آرامش درونی خود را از دست بدهد و باعث به دردسر افتادن خودش می‌شود.

۱۵. غفلت از وضعیت فیزیکی
کم‌خوابی، بدخوابی، امتناع از ورزش، خوردن مواد غذایی ناسالم و عدم  توجه به علائم فیزیکی، عدم مراجعه به موقع به پزشک، و عدم حفظ سلامت کلی بدن جزء نشانه‌های کلاسیک رفتار‌های خودتخریبی هستند.

۱۶. غفلت روانی
امتناع، اجتناب یا قصور در مقابله با مسائل مربوط به سلامت روانی مانند استرس، اضطراب، افسردگی، پارانویا، وسواس، و دیگر موارد و یا به تاخیر انداختن فرایند درمان که منجر به مزمن شدن و یا پیچیده‌تر شدن اختلالات می‌شود از دیگر موارد رفتارهای خود تخریبی است.

۱۷. خراب کردن رابطه‌ها

تخریب کردن روابط یکی از پیچیده‌ترین رفتارهای خودتخریبی است و شامل انواع زیادی از رفتارهای مخرب دیگر مانند حسادت، حس تملک، دستکاری عاطفی، کنترل‌، نیازمندی و گیرندگی دائم، خشونت و دیگر موارد از این دست می‌شود. هنگامی که ما احساس می‌کنیم سزاوار عشق نیستیم، به طور ناخودآگاه با چنین رفتارهایی رابطه‌های‌مان را تخریب می‌کنیم.

خودتخریبی می‌تواند به دو شکل خودآگاه و ناخودآگاه بروز پیدا کند. دلیل آن هرچه باشد سلامتی جسمی، روانی، شادکامی، روابط عاطفی و اجتماعی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. با نگاهی به گستره این رفتار‌ها، دیده می‌شود که بسیاری از افراد دانسته یا نادانسته درگیر رفتارهای خودتخریبی هستند. بنابراین مهم است که به یاد داشته باشید که شما تنها نیستید. و نیز این نکته را لازم است مد نظر قرار دهید که متوقف کردن این رفتار‌ها کار ساده‌ای نیست و نیازمند کمک حرفه‌ای و درمان طولانی است.

آذر
۲۵
۱۳۹۴
چگونه می‌توان به والدین خشونت‌گر کمک کرد
آذر ۲۵ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
Close up on a man and a woman holding hands at a wooden table
image_pdfimage_print

Photo: lolostock/Bigstock.com

ترجمه: خانه امن

خشونت در روابط والدین ممکن است بر کل خانواده از جمله کودکانی که شاهد خشونت هستند تاثیر بگذارد.

مشاهده خشونت در روابط والدین بسیار دشوار است و ممکن است احساسات گوناگونی مانند رنجش، گناه، ترس، اندوه و خشم را برانگیزد. تحمل این وضعیت به ویژه برای افرادی که در خانه زندگی می‌کنند یا خواهر و برادر کوچک‌تر در خانه دارند دشوارتر است. داشتن احساس علاقه و وابستگی به والدین طبیعی است، حتی اگر یکی از آن‌ها به نوعی خشونت‌گر باشد. اگر حس می‌کنید که مشکلی در خانواده شما وجود دارد ولی این احساسات را نیز دارید، وضعیت ممکن است سردرگم‌کننده و پیچیده شود.

معمولا افرادی از گروه‌های سنی مختلف با ما تماس می‌گیرند و اعلام می‌کنند که در روابط والدین آن‌ها خشونت وجود دارد. این افراد مانند همه افرادی که شاهد خشونت عزیزان‌شان می‌شوند می‌خواهند بدانند که چگونه می‌توانند به والدین خشونت‌گر خود کمک کنند. آن‌ها به طور طبیعی می‌خواهند وضعیت را «درست» کنند و به خشونت پایان دهند. با این که هر وضعیت منحصربه‌فرد است و رویکرد به اصطلاح «یک اندازه مناسب همگان نیست» وجود ندارد، ما بر موارد زیر تاکید می‌کنیم:

تقصیر شما نیست!

‌مهم این است که بدانید که خشونت هرگز تقصیر شما نیست و به طور کلی قربانی مقصر نیست. خود فرد خشونت‌گر تصمیم می‌گیرد که بدرفتار باشد؛ بنابراین خود او مسئول رفتارش است و فقط خود او می‌تواند آن را تغییر دهد. همچنین شما مسئول «نجات دادن» والدین خود نیستید. طبیعی است که وقت و انرژی زیادی صرف یافتن راهی برای رفع مشکلی دردناک شود ولی شما سزاوار تحمل این وضعیت نیستید.

چرا فردی خشونت‌گر می شود؟ پاسخ دادن به این سوال واقعا دشوار است زیرا هر کس شرایط خاصی دارد. آن‌چه ما می‌دانیم این است که خشونت با قدرت و کنترل ارتباط دارد؛ فرد خشونت‌گر می‌خواهد در روابط خود از قدرت و کنترل استفاده کند. رفتار فرد خشونت‌گر ممکن است فقط یک نفر یا کل اعضای خانواده را آزار دهد. به‌هرحال، هیچ‌کس سزاوار زندگی توام با خشونت نیست.

به دلایل مختلف ترک رابطه برای فرد قربانی آسان نیست

ترک رابطه شاید بهترین تصمیم به نظر برسد ولی قربانی اغلب دلایل فراوانی برای ماندن دارد. از آنجا که فرد خشونت‌گر از هیچ کاری برای حفظ قدرت و کنترل خود در رابطه فروگذار نمی‌کند، ترک رابطه ممکن است وضعیت خطرناکی برای قربانی ایجاد کند. ترک رابطه ممکن است یکی از گزینه‌های مورد نظر پدر یا مادر شما باشد ولی در این میان بسیار مهم است که بر حفظ سلامت خود متمرکز شوید و مراقب خودتان باشید.

چه کمکی از شما بر میآید؟

خیلی خوب است که می‌خواهید به والدین خود کمک کنید ولی به یاد داشته باشید که همه ما با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستیم و باید به آن‌ها توجه کنیم. اگر پدر یا مادر شما مورد آزار شریک خود قرار می‌گیرد، یعنی شریک به محدودیت‌های پدر یا مادر شما احترام نمی‌گذارد. با این که ممکن است با حسن نیت قصد کمک کردن به والدین خود را داشته باشید، لازم است با خودداری از صحبت کردن درباره موضوع در زمان نامناسب به آن‌ها احترام بگذارید. در این صورت می‌توانید به پیشنهادهای زیر فکر کنید:

ارائه حمایت عاطفی

دشوار است که بدانیم در وضعیت‌های این چنینی چه باید بکنیم ولی بیشتر قربانیان می‌خواهند طوری از دیگران کمک بگیرند که کسی به آن‌ها نگوید چه «باید» بکنند. شما می‌توانید منبع کمک به والدین خشونت‌گر باشید. یافتن راه‌هایی برای گذراندن وقت با پدر یا مادر از جمله تماشای فیلم در خانه، غذا خوردن در بیرون از خانه یا پرداختن به فعالیت مشترک به شما فرصت می‌دهد که با اطمینان با پدر یا مادر گفتگو کنید و علاقه خود را به آن‌ها ابراز کنید. می‌توانید به پدر یا مادر خود بگوید که نگران آن‌ها هستید و آن‌ها سزاوار خشونت نیستند. اگر با پدر یا مادر خود زندگی نمی‌کنید، می‌توانید پیام متنی یا ایمیل جذاب و آمیخته با محبت برای آن‌ها بفرستید یا تلفنی به آن‌ها بگویید که به فکرشان هستید و دوست‌شان دارید. این کار زحمت چندانی ندارد ولی اگر به پدر یا مادر خود بگویید که به فکرشان هستید این کار شما امید و قوت قلب فراوانی به آن‌ها می‌دهد. (ایجاد ارتباط مستقیم درباره خشونت، به ویژه از طریق پیام متنی یا ایمیل ممکن است مناسب نباشد)

اگر می‌توانید بهتر است شماره یک مرکز محلی را به پدر یا مادر خود بدهید و از آن‌ها بخواهید که با خط شبانه‌روزی تماس بگیرند. به هر حال، به یاد داشته باشید که پدر یا مادر شما فقط باید در صورتی برای کمک کردن به خودش اقدام کند که این اقدام را بی‌خطر بداند و برای آن آمادگی داشته باشد.

تشویق به مراقبت از خود و تمرین کردن آن

منظور از مراقبت از خود استفاده روش‌های مناسب با هدف حفظ سلامت و ایجاد آرامش است. افراد تحت خشونت اغلب به این دلیل از مراقبت از خود دوری می‌کنند که خود را سزاوار محبت یا دلسوزی نمی‌دانند. قرار گرفتن در وضعیت‌های تنش‌زا و ترسناک معمولا فرد را از رسیدگی به حال خود غافل می‌کند. ولی مراقبت از خود تنها راه مناسب برای مقابله با این مشکلات است. به والدین خود یادآوری کنید که مراقب از خود برای همه مهم است و بکوشید که خودتان نیز آن را تمرین کنید.

چرا مراقبت از خود اینقدر مهم است؟ زیرا با انجام دادن کارهایی که به نفع سلامت خودتان است می‌توانید خودتان را به منبع حمایت از والدین یا برادر و خواهر خود تبدیل کنید. فراهم کردن زمینه ایجاد فضای روانی امن برای حفظ آرامش در شرایط دشوار هم برای خودتان و هم برای اطرافیان‌تان سودمند است.

ایجاد برنامه ایمنی با کمک هم

برنامه ایمنی، برنامه‌ای شخصی است که شامل روش‌های حفظ ایمنی در روابط خشن، در هنگام برنامه‌ریزی برای ترک رابطه یا پس از رابطه است. برنامه ایمنی ممکن است شامل روش مقابله با احساسات، آگاه ساختن دوستان و بستگان از خشونت، انجام دادن اقدامات قانونی و… باشد. در صورت امکان با والدین و برادر یا خواهر خود، دور از فرد خشونت‌گر، گفتگو کنید و با هم برای حفظ ایمنی همه افراد برنامه‌ریزی کنید.

اگر شما با والدین خشونت‌گر زندگی می‌کنید و آنها شما را نیز آزار می‌دهند، شما حق دارید که برای گرفتن کمک اقدام کنید.

ما می‌دانیم که تحمل خشونت بسیار دشوار است و شما وضعیت خود را بهتر از دیگران می‌فهمید. این نکات بسیار کلی هستند و شما هرگز نباید از توصیه‌هایی که وضعیت شما را بدتر می‌کند پیروی کنید. استفاده از پشتیبانی، راهنمایی یا اطلاعات گام مهمی است و فواید فراوانی دارد. به یاد داشته باشید که هرگز نباید به تنهایی وارد این مسیر شوید.

منبع: The National Domestic Violence Hotline

آذر
۲۴
۱۳۹۴
رابطه میان قدرت اقتصادی زنان با کاهش خشونت خانگی
آذر ۲۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
bigstock-vector-seamless-pattern-with-a-78847286
image_pdfimage_print

 محسن فرشیدی

در خانه، در خیابان، در محیط‌های کاری، زمان بازداشت در مراجع قضایی و امنیتی، در جنگ‌ و یا درگیری‌های مسلحانه، زنان به شکل‌های مختلفی مورد انواع خشونت‌ها قرار می‌گیرند. عواقب و هزینه‌ این خشونت‌ها جدا از پایمال کردن حقوق فردی یک انسان، برای یک اجتماع نیز بسیار زیاد است. با پیشرفت‌های علوم اجتماعی و روان‌شناختی، امروزه از موضوع خشونت علیه زنان به عنوان یکی از عوامل اصلی عدم پیشرفت و توسعه یافتگی یک کشور نام برده می‌شود.

 سازمان بهداشت جهانی که یکی از آژانس‌های تخصصی سازمان ملل است در گزارشی اعلام کرد دست کم بیست درصد از زنان جهان حداقل یک بار مورد یکی از خشونت‌های جسمی یا جنسی و حمله از سوی مردان قرار گرفته‌اند. از منظر اقتصادی و توسعه، برای مثال در کشور آمریکا حداقل صد میلیون دلار ضرر هر ساله به دلیل مرخصی استعلاجی، غیبت، معلولیت و یا مشکلات روانی ناشی از خشونت علیه زنان محاسبه شده است. عدم بهره‌‌وری به دلیل خشونت، یکی از دلایل مهم ضرردهی شرکت‌های بزرگ اقتصادی است. براساس برآوردهای بانک جهانی خشونت علیه زنان به اشکال مختلف، مستقیم و یا غیر مستقیم باعث بیماری‌های مختلف، معلولیت و یا مرگ و میر زنان می‌شود.

گستردگی انواع خشونت علیه زنان، سازمان‌های بزرگ اقتصادی را نیز وادار به مشارکت برای بررسی و پیدا کردن عواملی کرد که باعث کاهش میزان آن بشود. در سال‌های گذشته و در همکاری‌ میان شرکت‌های اقتصادی و سازمان‌های مردم‌نهاد اجتماعی انواع خشونت شناسایی، بررسی و برای کاهش آن تبادل نظر صورت گرفت. «مرکز اطلاعات اروپای غربی سازمان ملل متحد» (UNRIC)  که دفتر مرکزی آن در بروکسل واقع شده در گزارشی از گستردگی خشونت در جغرافیای متفاوت جهانی نوشت و آن را تهدیدی برای جامعه بشری عنوان کرد. چند نمونه از این خشونت‌ها به شکل زیر است:

– در پابوآ گینه نو حداقل ۶۷ درصد از زنان هر ساله  مورد انواع آزارهای جسمی و جنسی قرار می‌گیرند. از این میان ۵۶ درصد در مناطق شهری سکونت داشته‌اند.

– در کانادا  ۶۲ درصد از زنانی که در سال به قتل رسیده‌اند، این قتل به دست یکی از بستگان یا شریک زندگی خود بوده است.

– بیش از دو میلیون دختر کودک و زن هر ساله ناقص‌سازی جنسی (ختنه) را تجربه می‌کنند. حدود ۱۳۰ میلیون زن در جهان زندگی می‌کنند که در گذشته مورد ناقص‌سازی جنسی قرار گرفته‌اند.

– هر روز بیش از ۱۲ زن در کشور هند بر سر اختلافات خانوادگی در خانه به شکل‌های مختلف از جمله آتش‌سوزی کشته می‌شوند.

– یک چهارم از قتل‌های کشور اردن در سال که به نام قتل‌های ناموسی و افتخار نامیده می‌شود به وسیله مردان صورت می‌گیرد. زنان قربانیان اصلی چنین قتل‌هایی هستند.

– در جنگ یوگسلاوی سابق بیش از ۲۰ هزار نفر به شکل سازماندهی شده و سیستماتیک مورد تجاوزهای وحشیانه قرار گرفته‌اند که بسیاری از آن‌ها به مرگ یا بارداری ناخواسته منجر شده است.

– در ایالات متحده‌ آمریکا هر سال نزدیک به ۷۰۰ هزار زن مورد تجاوز به شکل‌های مختلف قرار گرفته‌اند.

– بیش از ۲ میلیون دختر از ۵ تا ۱۵ سال هر ساله به اجبار نقل مکان می‌کنند. آن‌ها بوسیله قاچاقچیان یا فروخته می‌شوند و یا مجبور به کار در بازار تجارت جنسی می‌شوند.

به این لیست و در نقاط مختلف جهان موارد بسیار دیگری نیز می‌توان افزود. در ایران کمتر زنی را می‌شود پیدا کرد که مورد اذیت و آزار خیابانی قرار نگرفته باشد و یا یکی از اشکال خشونت بر او اعمال نشده باشد. این خشونت‌ها  را می‌توان به پنج دسته تقسیم کرد: نقش حقوق بشر در خانواده، نقص حق مالکیت و تمامیت جنسی زنان بر بدن خود، تبعیض‌های اقتصادی و استثمار، آزار و اذیتِ حاصل از قوانین سیاسی و تبعیض آمیز و جنایات جنگی علیه زنان.

اما در سال‌های گذشته  فعالین حقوق زنان برای تغییر در سیاست‌ها، قوانین و باورهای عمومی تلاش‌های گسترده‌ای را در یک وسعت جهانی انجام داده‌اند. اقداماتی که به عنوان «مبارزه با خشونت مبتنی بر جنسیت» شناخته می‌شوند. جامعه بین الملل در اثر این تلاش‌ها امروزه توجه بیشتری به مقوله خشونت علیه زنان به عنوان نیمی از جامعه جهانی نشان داده‌ است. هر ساله برنامه‌های مختلفی در سطح جهانی برای آگاهی رسانی به فرد آزارگر و همچنین توانمندسازی فرد خشونت دیده برای کاهش خشونت در جهان برگزار می‌شود. سازمان ملل متحد در سال‌های گذشته برای کاهش خشونت‌ و توانمندسازی زنان، «صندوق توسعه برای زنان» (UNIFEM) را ایجاد کرده است.

با توجه به تعاریف، گستردگی و شکل‌های متفاوت خشونت، مقابله با آن و همچنین خروج از یک رابطه‌ توامان با خشونت پیچیده و دشوار است. عوامل متعددی دست به دست هم می‌دهند تا فردی دست به خشونت بزند و همچنین شخص آزاردیده بتواند عکس‌العمل مناسبی برای مقابله یا خروج از چنین رابطه‌ای را از خود نشان دهد. وابستگی به شکل‌های مختلف بر ماندن یا خروج فرد از یک رابطه‌ خشونت آمیز تاثیر می‌گذارد. فرد آزارگر در چنین مواقعی از ابزارهای قدرت که حاصل آموزه‌های فرهنگی، اجتماعی و همچنین تبعیض‌های مثبت قانونی استفاده می‌کند و یکی از این عوامل وابستگی‌های اقتصادی است.

عرصه‌های اقتصادی از ابتدای تاریخ در انحصار مردان قرار داشته‌اند. زنان در طول تاریخ فرصت حضور و فعالیت‌های گسترده را در اجتماع به دست نیاورده‌اند. در عمده‌ جوامع بشری و در جفراقیاهای مختلف، مردسالاری به شکل‌های گوناگون رایج بوده است. یکی از ابزارهای سلطه‌ی مردان بر زنان که در نهایت به اعمال خشونت منجر شده،  وابسته کردن زنان و عدم استقلال آن‌ها به عنوان یک شخصیت مستقل و نه تعریف شده تحت عناوین مادر، خواهر و یا همسر است. هر چقدر زنان استقلال کمتری در اقتصاد داشته‌اند، امکان مهیا کردن یک زندگی مستقل را نیز از دست داده‌اند و این عامل به بروز خشونت‌های مختلف علیه آنان دامن زده است.

با توجه به تغییرات جامعه جهانی از یک قرن گذشته، زنان نیز به مانند مردان وارد عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی شدند. هر چه این ورود به اجتماع از سوی زنان بیشتر شده، از میزان خشونت‌های دولتی و یا فردی نیز کاسته شده است. استقلال زنان در اقتصاد، وابستگی آنان به مردان را کمتر می‌کند و این عدم وابستگی مجال خشونت ورزیدن از مردان را خواهد گرفت و یا امکان اعمال آن را کمتر خواهد کرد. دو عامل اصلی این تغییر را بوجود آورده‌اند؛ ابتدا رشد آگاهی و اطلاعات که از نیم قرن گذشته به این سو با سرعت بالایی فراهم شده و در ادامه فعالیت‌های خود زنان کشورهای رو به توسعه در خواستار شدنِ سهم برابر از فرصت‌های سیاسی و اقتصادی. با پیشرفت دانش بشری، شرکت‌های بزرگ اقتصادی و همچنین پارلمان‌های سیاسی کشورهای مختلف به این نتیجه رسید‌ند که حذف نیمی از جامعه از مشاغل و عرصه‌های اقتصادی نه تنها به توسعه‌ی کشورها کمک نخواهد کرد که در رقابت‌های جهانی آن‌ها را از پیشرفت و توسعه دورتر خواهد کرد. مجموعه این عوامل باعث شکل گیری قوانین برابر و حذف موانع حضور زنان در اجتماع شد و زنان به شکلی گسترده پا به عرصه‌های اقتصادی و سیاسی گذاشتند.

اما با وجود تمامی تغییرات و پیشرفت‌های صورت گرفته، خشونت همچنان در یک وسعت بزرگ همانطور که در ابتدای این مطلب نیز به بخش‌هایی از آن اشاره شد وجود دارد. هر چند در جوامع توسعه یافته خشونت‌های سیستماتیک و برگرفته از باورها و خرافات مبتنی بر سنت و مذهب، مثل آتش زدن یا غرق کردن زنان، از میان رفته است، اما در چهاردیواری‌های خانه‌ها خشونت به شکل‌های مختلف همچنان صورت می‌پذیرد. توجه به موضوع خشونت خانگی از آن نظر اهمیت دو چندان دارد که در پستو‌های خانه‌ها و عموما بدون شاهد صورت می‌گیرد و خانه‌ها تبدیل به آخرین مکانی شده‌اند که فرد آزارگر با این تصور که محیط شخصی و خصوصی‌ است، دست به خشونت علیه همسر یا دیگر اعضای خانواده می‌زند.

زمانی که در یک خانه خشونت صورت می‌گیرد، دلایل متفاوتی برای بروز آن را می‌توان تصور نمود. اما در جهان امروز هیچ دلیلی را نمی‌توان برای بروز خشونت قانع کننده دانست. کشورهای توسعه یافته تغییرات و اصلاحیه‌های زیادی را در سال‌های گذشته در قوانین خود برای مجرم دانستن و محکومیت آزارگران در نظر گرفته‌اند. اما واقعیت این است که بسیاری از خشونت‌های خانگی گزارش نمی‌شوند و شاهدی هم بر آن‌ها وجود ندارد. به دلیل باورهای فرهنگی عموما مردسالار، چه از سوی فرد آزارگر و چه از سوی فرد آزاردیده، خشونت صورت گرفته به مراجع قانونی، خانواده و یا وابستگان گزارش نمی‌شود. یکی از دلایل ادامه‌ی یک رابطه‌ی مبتنی بر خشونت و ماندگاری فرد خشونت دیده در آن وابستگی‌های اقتصادی است. وابستگی‌ اقتصادی که به شکل‌های مختلف در یک رابطه وجود دارد، در کنار وابستگی‌ عاطفی از اصلی‌ترین دلایل ایجاد چرخه خشونت و امتداد آن هستند. فرد آسیب‌دیده چنانچه از لحاظ اقتصادی به فرد آزارگر وابسته باشد و حمایت‌های خانوادگی، دولتی و سازمان‌های غیردولتی از او وجود نداشته باشد در این رابطه باقی می‌ماند. ترس از تنهایی و نگرانی‌های نبود حمایت‌های لازم از فرد خشونت دیده، او را بر خلاف آنچه که تصور می‌شود به فرد آزارگر وابسته‌تر می‌کند و به مرور زمان از اعتماد به نفس او نیز کاسته می‌‌شود. با بررسی و تحقیق‌های صورت گرفته زنانی که استقلال اقتصادی دارند کمتر مورد خشونت قرار گرفته‌اند و در صورت بروز خشونت‌های خانگی امکان خروج از چنین رابطه‌ای برای آن‌ها آسان‌تر بوده است. با توجه به اهمیت استقلال اقتصادی زنان یکی از وظایف اصلی سازمان‌های حقوق زنان و یا دولت‌ها برای کاهش خشونت خانگی توانمندکردن زنان در اشتغال است. ایجاد فرصت‌های برابر تحصیلی، اجتماعی و اقتصادی  و همچنین رفع موانع حضور زنان در عرصه‌های اقتصادی می‌تواند به توانمند شدن نیمی از جامعه یعنی زنان کمک کرده و بدینوسیله به کاهش خشونت کمک کند.

توانمند شدن بخش بزرگی از یک اجتماع صرفا با اراده‌ بخش کوچکی از انسان‌های آن اجتماع به دست نمی‌آید. عوامل متعددی از جمله أگاهی رسانی در یک سطح گسترده و عمومی، زمینه سازی برای تغییر رویکردهای فرهنگی و نگاه سنتی و کلیشه‌ای به زنان و مردان، استمرار تلاش‌ها و گستردگی آن‌ها در کنار تغییرات قوانین و ایجاد فرصت‌های برابر اجتماعی و اقتصادی می‌توانند شرایطی را رقم بزنند که در نهایت خشونت خانگی به حداقل رسیده و از میان برود. توانمند و قدرتمند‌تر شدن زنان در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی بسیاری از باورهای رایج مردسالار را تغییر داده و به این روند کمک شایانی خواهد کرد.

آذر
۲۳
۱۳۹۴
بازگشت به زندگی پس از یک رابطه توام با خشونت
آذر ۲۳ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
Side view of a full body of a casual woman thinking sitting in a cliff watching the sea
image_pdfimage_print

Photo: AntonioGuillem/Bigstock.com

ترجمه: مهتاب صمیمی

امنیت عاطفی شما به‌‌ همان اندازه اهمیت دارد که امنیت فیزیکی شما. کنار آمدن با وضعیت خود پس از داشتن یک رابطه خشونت‌آمیز می‌تواند بسیار مشکل باشد، به خصوص از لحاظ احساسی و روانی. آثار و صدمه‌های عاطفی خشونت خانگی می‌تواند مدت‌ها پس از اینکه فرد قربانی رابطه را ترک کرده با او بماند.

نکات زیر می‌توانند به حفظ سلامت عاطفی شما پس از ترک یک رابطه خشونت‌آمیز کمک کنند.

  • چیزهایی که باعث آرامش شما می‌شوند را شناسایی کنید. به عنوان مثال: دوش گرفتن، خواندن کتاب یا نفس عمیق کشیدن می‌توانند به کاهش استرس کمک کنند.
  • به خود دلیل ترک رابطه‌تان را یادآوری کنید. ثبت موارد خشونت به شما کمک می‌کند دلیل ترکتان را فراموش نکنید. همچنین می‌تواند چنانچه برای ترک رابطه شک دارید به شما کمک کند.
  • دوستی را در نظر داشته باشید که هر زمان دل‌تان برای فرد خشونت‌گر تنگ شد با او تماس بگیرید. صحبت با دوست می‌تواند زمانی که افسرده و دل تنگ فرد خشونت‌گر هستید به شما کمک کند.
  • در مورد مشکل خود با یک مشاور صحبت کنید.
  • با افراد فامیل و دوستان صحبت کنید. صحبت با همسایگان و اعضای اجتماعاتی که در آن عضو هستید نیز می‌تواند به شما کمک کند.
  • وقتی به زمان سالگرد ازدواج، تولد، تعطیلات، و از این قبیل رویداد‌ها نزدیک می‌شوید، خودتان را آماده کنید – سعی کنید برنامه دیگری برای آن زمان ترتیب دهید و به طور کل دوستانی داشته باشید که از نظر عاطفی شما را حمایت کنند.
  • برای گذر از این دوران و بازگشت به آرامش روحی و روانی سخت نگیرید و به خودتان فرصت دهید. هیچ موعدی را برای گذراندن این دوران برای خود مقرر نکنید. غصه خوردن در این شرایط کاملا طبیعی است. با اینکه از یک رابطه خشونت‌آمیز بیرون آمده‌اید اما همچنان حس از دست دادن فرد خشونت‌گر را خواهید داشت. شما می‌توانید تا هر زمان که می‌خواهید و هر طور مایلید با این احساسات دست‌و‌پنجه نرم کنید.
  • مراقب نرم‌های عاطفی خود باشید. شاید شریک زندگی شما تنها کسی بوده که در زمان رویارویی با مشکلات با او صحبت می‌کردید اما باید این روال را عوض کنید. شما نه تنها باید روال‌های فیزیکی خود را تغییر دهید بلکه باید روال‌های ذهنی خود را نیز تغییر دهید. شما باید راه‌کارهای دیگری را برای برخورد با مشکلات پیدا کنید. این تغییر زمان‌بر، اما قابل اجرا است.

منبع: The Hotline

آذر
۲۳
۱۳۹۴
علائم هشداردهنده خشونت علیه کودکان
آذر ۲۳ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Little girl crying in the corner. Domestic violence concept.
image_pdfimage_print

Photo: DMPhoto/Bigstock.com

خانه امن: نشانه‌های خشونت جسمی علیه کودک کاملا واضح هستند، مانند زخم و کبودی. زخم‌ها همچنین عاطفی و جنسی هستند و می‌توانند اثرات ماندگاری روی کودک بگذارند، مانند سردرد مزمن یا مشکل در اعتماد کردن یا دوست داشتن دیگران. هر چه زودتر بتوانید این نشانه‌ها را تشخیص دهید و به کودک کمک کنید، احتمال اینکه مشکل آن‌ها درمان شود بیشتر خواهد بود. شناخت نشانه‌های رایج خشونت علیه کودک و راه‌های کمک به او می‌تواند تفاوت بزرگی در زندگی کودک ایجاد کند.

نشانه‌ها و علائم خشونت خانگی

تشخیص خشونت علیه کودک آسان نیست. فهرست زیر نمونه کوچکی از رفتارهایی است که کودک خشونت دیده ممکن است از خود نشان دهد. وجود یکی از این رفتارها لزوما به این معنا نیست که کودک مورد خشونت واقع شده، اما در مجموع، می‌تواند نشان‌دهنده خشونت باشد. به عنوان پدر یا مادر، مراقب یا فرد مسئول، از منطق خود استفاده کنید و ببینید آیا این نشانه‌ها به اندازه کافی مهم یا شایع هستند که ضرورت اقدام فوری را ایجاد کنند.

چند نمونه از نشانه‌های‌ هشدار‌دهنده‌ی خشونت عاطفی

  • به‌شدت منزوی، دچار ترس، و نگران از اینکه کاری را اشتباه انجام دهد.
  • به نظر نمی‌آید که از لحاظ عاطفی به پدر و مادر یا مراقبش وابستگی داشته باشد.
  • افزایش قابل ملاحظه در ترس و نگرانی.
  • ناتوانی در انجام بازی‌هایی که دیگر کودکان هم سن و سال انجام می‌دهند.

چند نمونه از نشانه‌های هشدار‌دهنده‌ی خشونت فیزیکی

  • کبودی، زخم و پارگی‌های غیر‌موجه و مکرر در قسمت‌هایی که معمولا کودک خود به آن آسیب نمی‌رساند (مثلا وسط کمر، باسن، پشت بازو یا پشت پا)
  • از تماس دوری می‌کند و در واکنش به حرکت‌های ناگهانی جاخالی می‌دهد.
  • از رفتن به خانه می‌ترسد.
  • به نظر پراسترس می‌آید، همیشه هشیار و در حالت آماده‌باش است؛ گویا منتظر اتفاق بدی است.

چند نمونه از نشانه‌های هشدار‌دهنده‌ی خشونت جنسی

  • علاقه به اعمال جنسی از خود نشان می‌دهد که مناسب سنش نیست؛ رفتار‌های تحریک‌آمیز از خود نشان می‌دهد.
  • لباس‌های زیرش پاره، لکه‌دار، یا خونی هستند.
  • مناطق دستگاه تناسلی‌ او درد یا خارش دارد.
  • راه رفتن و نشستن برایش سخت است.

هنگامی که مشکوک به خشونت می‌شوید

هنگامی که از کودک درباره خشونت سؤال می‌کنید، خیلی احتیاط کنید چون ممکن است در موقعیت بسیار خطرناکی باشد. به جای این کار، راه‌های دیگری برای کسب اطلاعات پیدا کنید که مناسب سنش هم باشد، مانند:

  • به کودک با محبت و حمایت واکنش نشان دهید.
  • از سؤالاتی مثل «همه چیز در خانه مرتب است؟» اجتناب کنید، چون ممکن است کودک سؤال شما را با یک پاسخ کوتاه بله یا خیر منحرف کند.
  • این‌طور سؤال بپرسید که مثلا «می‌توانی به من بگویی چیزی هست که دارد تو را ناراحت یا نگران می‌کند؟»، یا «وقتی به کارت نگاه می‌کنم، به نظر می‌آید نگرانی یا ناراحتی. می‌توانی به من بگویی چی شده؟»
  • اگر کودک خشونت را فاش کند، به او اطمینان دهید که با گفتن آن به شما کار درستی انجام داده، و هیچ کار اشتباهی نکرده‌ است.
  • استفاده از هنر و اسباب‌بازی و عروسک (که در صورت امکان از لحاظ بدنی در وضعیت درستی باشد) می‌تواند برای کسب اطلاعات خاص مفید باشد. مثلا، از کودک بخواهید به شما چنین مواردی را نشان دهد: مراحل و روال عادی رفتن به خواب؛ وقتی فرد پرخاشگر به خانه می‌آید، چه اتفاقی می‌افتد؛ اینکه اگر کار اشتباهی انجام دهد، چه اتفاقی می‌افتد.
  • این باور را در کودک تقویت کنید که بداند خشونت هرگز تقصیر او نیست.

کمک به کودکی که دچار خشونت شده است

تمام افشاگری‌های خشونت را جدی بگیرید، چون کودکان به ندرت به کسی اتهام خشونت می‌زنند. وقتی کودکی نزد شما افشاگری می‌کند، به این معناست که به شما اعتماد کرده است. با آرامش و سکوت به کودک اطمینان ببخشید. به کودک بگویید که:

  • حرفهایش را باور می‌کنید.
  • خوشحال هستید از اینکه او به شما این حرف‌ها را زده است.
  • خشونت تقصیر او نیست؛ اصلا و ابدا.
  • تمام تلاش خود را برای کمک به او خواهید کرد.

پاسخ شما به رابطه شما با کودک و اینکه فرد پرخاشگر چه کسی است بستگی دارد. اما راه‌هایی عملی برای کمک به کودک تحت خشونت وجود دارد:

  • تا جایی که ممکن است در چارچوب محدودیت‌های نقش‌تان، ساختار و ثبات داشته باشید (مثلا، درست نیست که معلم مراحل و روال رفتن به خواب را تعیین کند).
  • محیطی امنی فراهم کنید، او را بپذیرد و به وی احترام بگذارید. چنین چیزی می‌تواند الگویی برای رفتارهای مثبت و جایگزین برای کودک باشد و ممکن است به او کمک کند با تأثیرات منفی خشونت مقابله کند.

انتظارات منطقی در کودک ایجاد کنید و از او برای رسیدن به اهدافش حمایت کنید. بدانید که کودکی که از خشونت رنج می‌برد ممکن است توانایی‌های فیزیکی و شناختی کافی برای یادگیری با سرعت هم سن و سال‌هایش را نداشته باشد. فرد پرخاشگر همچنین ممکن است از ضعف کودک در یادگیری به عنوان «دلیل»ی برای این مسئله استفاده کند که کودک «سزاوار» خشونت است.