صفحه اصلی  »  2015 November
آذر
۴
۱۳۹۴
تأثیرات منفی عصبانیت بر شما و اطرافیان‌تان
آذر ۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , ,
bigstock-Woman-Sitting-On-Sofa-Comforti-92593088
image_pdfimage_print

 Photo: monkeybusinessimages/Bigstock.com

ترجمه: میترا پهلوان

آیا تا کنون برای شما پیش آمده است که در زمان عصبانیت، اطرافیانتان را با وجود علاقه به آنها، آزار دهید؟ بعد از پایان عصبانیت اغلب میتوانید آسیب ها و خرابی هایی که بوجود آورده اید را به وضوح ببینید. نشانه های قابل دیدن و قابل لمسی مانند اشک های شریک زندگی تان یا سکوت سنگین پس از فریادهای تان در مشاجره.

عصبانیت تأثیرات جدی بر زندگی شما دارد که به آسانی قابل دیدن نمی باشند. متأسفانه فهرستی طولانی از اثرات منفی عصبانیت بر زندگی شما و اطرافیان تان وجود دارد.

آیا تاکنون احساس کرده اید که خشم تان خارج از کنترل شماست؟ آیا در زمان عصبانیت به سختی آرام می شوید؟ چگونه این احساسات را توصیف می کنید؟ اگر عصبانیت برای شما عادی شده است، احتمالا در این شرایط شما باعث ایجاد آسیب هایی برای خودتان و اطرافیان تان هستید.

عصبانیت روی شما تأثیر می گذارد

آیا تاکنون احساس کرده اید که عصبانی هستید و نمی توانید آن را پایان دهید؟ آیا احساس کرده اید به صورت متناوب و ادامه دار روی مرز عصبانی شدن هستید؟ وقتی خشم برای بازه طولانی تری ادامه پیدا کند آنگاه کنترل و مقابله با حتی اندکی خشم و نیز آرام شدن پس از آن سخت تر خواهد شد.

عصبانیت بر فعالیت های روزانه شما چه در محیط کار و یا خارج آن تأثیر می گذارد.  تأثیراتی مانند مشکل تمرکز روی وظایف شغلی، عدم موفقیت در اتمام پروژه ها و یا بی علاقگی همکارانتان برای کار کردن با شما از نتایج آن می باشد. خشم همچنین باعث احساس گناه، شرم و عذاب وجدان می شود (مخصوصا مواقعی که شما در هنگام عصبانیت واکنش هایی نشام می دهید که بعدتر باعث پشیمانی شما می شود ).

اگر شما عصبانی میشوید و همیشه به خاطر آن تحت فشار هستید شاید به این علت است که نمی توانید فکر خود را از آن آزاد کنید و از زندگی لذت ببرید در حالی که این کار برای سلامت روانی شما لازم است.

عصبانیت بیش از حد، سلامت جسمی شما را هم به خطر می اندازد. در کوتاه مدت باعث سردرد، میگرن، درد در ناحیه سینه و … میشود. در دراز مدت عصبانیت می تواند مشکلات جسمی را پیچیده تر کند. همچنین احتمال ابتلا به فشارخون بالا، افسردگی و بیماری های قلبی عروقی را افزایش میدهد.

اگر چه این لیست ممکن است طولانی و غیرواقعی به نظر برسد اما متاسفانه تأثیرات عصبانیت بر زندگی شما واقعی و بسیار زیاد است.

عصبانیت بر زندگی اطرافیان شما نیز تأثیر می گذارد

حتما شنیده اید که خنده مسری است. این اصل در بقیه احساسات هم صادق است. عصبانیت نه تنها بر زندگی شما بلکه بر زندگی اطرافیانتان نیز تأثیر می گذارد و باعث ایجاد احساس منفی در آنها می شود. ناچیزترین تأثیرات بر دیگران دلسردی، وحشت زدگی، غم، مرعوب شدن و احساساتی ازاین قبیل می باشد. شما حتی ممکن است عزیزترین شخص در زندگی تان را هم برای همیشه از دست بدهید.

آیا وقتی عصبانی هستید به شریک زندگی تان حمله می کنید؟ حمله عاطفی یا فیزیکی و یا هردو می تواند تأثیر بسیار منفی بر روی سلامت او داشته باشد. حل اختلافات و مشکلات با عصبانیت، فریاد و خشونت یک رویه ناسالم در رابطه به شمار می رود چرا که در این وضعیت، ارتباط صادقانه و توأم با اطمینان از بین می رود.

اگر احساس می کنید عصبانیت تان را نمی توانید کنترل کنید، آگاهی و علم به این مشکل، اولین قدم در ایجاد تغییر می باشد.

منبع: The Hotline

آذر
۴
۱۳۹۴
اهمیت مراقبت از خود
آذر ۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
bigstock-Diet-Dieting-concept-Healthy-52945588
image_pdfimage_print

Photo: Subbotina Anna/Bigstock

ترجمه: مریم اربابون

مراقبت از خود مفهوم ساده ای دارد. با وجود این، برای بسیاری از ما پرداختن به آن دشوار است. مراقبت از خود مخصوصا برای بسیاری از نجات یافتگان خشونت، که عموما احساس می کنند استحقاق دریافت محبت و مهربانی ندارند، سخت است. ولی حقیقت این است که همه استحقاق محبت دیدن دارند و همه ما این توانایی را داریم که از خودمان مراقبت کنیم. این معنای مراقبت از خود است، مراقبت از خود به نحوی که مناسب شرایط فرد است و تمرکز بر سلامت و راحتی فرد دارد.

اگر در زندگی خود خشونت را تجربه کرده اید مفهوم مراقب از خود ممکن است غریب، خسته کننده و یا بی نتیجه به نظر بیاید. ممکن است از خود بپرسید مراقبت از خود به چه کار شما خواهد آمد که کاملا قابل درک است. باید به خاطر داشته باشید که مراقبت از خود عمل خودخواهانه یا زیاده خواهانه ای نیست. تنها وسیله ای است که در التیام یافتن پس از پایان دادن یک رابطه خشن می توان از آن استفاده کرد. در ابتدای کار مراقبت از خود ممکن است غیر معمول بنظر بیاید، این طبیعی است. با تغییرات کوچک و ساده شروع کنید و با خود مهربان باشید.

اطمینان یافتن از پاسخ دادن به نیازهای اساسی، پایه ی مراقبت از خود است. آیا به اندازه کافی می خوابید؟ آیا وعده های غذایی کافی مصرف می کنید؟ آیا ورزش بخشی از زندگی روزانه شماست؟ برای برخی، رسیدگی به تمام این نیازهای اساسی در آن واحد ممکن نیست. به همین دلیل برای برخی بهتر است به این نیازها تک تک رسیدگی کرد. برخی لیستی از این نیازها را تهیه می کنند و تلاش می کنند تا روزانه حداقل به یکی از این نیازها رسیدگی کنند. هیچ روش غلطی در مراقبت از خود وجود ندارد. به آنچه برای شما و شرایطتان مناسب است فکر کنید.

بعد از رسیدگی به نیازهای اساسی ، سعی کنید به فعالیتهای دیگری فکر کنید که برای شما لذتبخش اند و یا پیشتر لذتبخش بوده اند و تازگی ها به آن نپرداخته اید. معمولا خاطره نوشتن و یادداشت روزانه را به عنوان نوعی مراقبت از خود توصیه می کنیم ولی تنها در صورتی که شما در شرایط امنی بسر می برید و کسی که شما را آزار میدهد به آن یادداشتها دسترسی ندارد. اگر خاطره نگاری و یادداشت نویسی را نمی پسندید، فعالیتهای دیگری وجود دارد که به آن ها بپردازید. برای مثال کتاب خوانی، قدم زدن، نوشیدن یک فنجان چای، بافتنی، طراحی، نقاشی، دوچرخه سواری، شنا، تماشای یک فیلم کمدی، حمام، صحبت کردن با یک دوست، شیرینی پزی، کشیدن سه نفس عمیق، دعاکردن، مدیتیشن، داوطلب شدن برای خیریه، عکاسی، بازی کامپیوتری، بازی کردن و یا در آغوش کشیدن حیوان خانگی، به جلسه های حمایتی و یا روانکاوی رفتن، نرمش کردن، گوش دادن به آواز مورد علاقه، رقصیدن، آواز خواندن، خیالبافی، تمام این فعالیتها را می توان مراقبت از خود دانست و برخی بیش از چند دقیقه وقت صرف نمی کنند. آنچه مهم است این است که فعالیت مناسب خودتان را بیابید.

منبع: The Hotline

آذر
۴
۱۳۹۴
نارنجی کردن جهان برای مقابله با خشونت علیه زنان
آذر ۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
nnn
image_pdfimage_print

Photo: UN Women Cambodia/Sara Hakansson

خانه امن: کمپین دبیرکل سازمان ملل که در رابطه با پایان دادن به خشونت علیه زنان برنامه‌ ریزی شده، ۲۵ نوامبر هر سال را با هدف افزایش آگاهی درباره خشونت علیه زنان و مقابله با آن «روز نارنجی» نام‌گذاری کرده است. مقابله با خشونت علیه زنان یکی از دغدغه های سازمان ملل متحد است که به همین مناسبت امسال نیز کمپینی را از ۲۵ نوامبر (۴ آذر)، «روز جهانی رفع خشونت علیه زنان» تا ۱۰ دسامبر (۱۹ آذر)، «روز جهانی حقوق بشر» در دستور کار خود قرار داده است؛ کمپینی که ۱۶ روز را با شعار «دنیای خود را نارنجی کنید» به خود اختصاص می دهد.

رویدادهای نارنجی در این ۱۶ روز با هدف نارنجی کردن جهان برای مقابله با خشونت علیه زنان، تمامی اقدامات پراکنده را دور خود یکپارچه می کند تا جریانی جهانی برای مقابله با این چالش جهانی شکل بگیرد.

این کمپین با پیام بانکی مون مبنی بر «سکوت را بشکنید. اگر شما شاهد خشونت علیه زنان و دختران هستید، ننشینید، حرکت کنید.» می تواند هر سال مبنای همه فعالیت ها قرار گیرد. پیامی که با وجود حجم گسترده خشونت علیه زنان نمی تواند در گوش جهانیان برای عمل مشترک طنین افکن باشد و شبکه های اجتماعی بهترین وسیله ای است که می تواند هر کدام از ما را دور کمپین نارنجی کردن جهان جمع کند.

خانه امن فرا رسیدن ۱۶ روز نارنجی را با هدف برداشتن گام های کوچک برای رسیدن به آرزوی بزرگِ محو خشونت خانگی و خشونت علیه زنان گرامی می دارد و از چنین فرصتی برای ایجاد هر چه بیشتر یک گفتمان و اقدام مشترک استفاده می کند.

مهم نیست که چه جنسیت یا دین و آیینی داریم. مهم نیست که در کدام منطقه و شهری زندگی می کنیم.  مهم نیست که متعلق به چه طبقه اجتماعی هستیم، مهم این است که خشونت علیه زنان و خشونت خانگی در میان هر کدام از ما می تواند اتفاق بیافتد و شادی و امید و آینده ما را نابود کند.

مقابله با خشونت خانگی یک وظیفه اجتماعی است. فعالیتی که برای خودمان و خانواده و هم شهری ها و برای شادی انسان ها انجام می دهیم.

خانه امن معتقد است مقابله با خشونت خانگی ممکن نیست مگر آنکه کارزاری ملی را در کنار هم برای داشتن خانه ها و زندگی بدون خشونت آغاز کنیم.

آذر
۳
۱۳۹۴
کدام بدتر است وحشت جسمی یا ترس روحی
آذر ۳ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

 خانه امن: اگر از کسی که تجربه خشونت روانی را نداشته است بپرسید کدام بدتر است خشونت روانی یا خشونت فیزیکی؟ معمولا” پاسخ او دومی (خشونت فیزیکی)خواهد بود .

ما به خشونت جسمی بیشتر مایل هستیم چون برخی مواقع صدمات جسمی مانند کبودی و بریدگی بصورت گذرا بوده و درمان می شوند اما از نظر روحی ممکن است تا آخر عمر شکلی از وحشت و زخم دائمی بر جای گذارند و هرگز درمان نشوند.

از طرف دیگر کسی که متحمل خشونت روحی شده است هم در حقیقت نوعی جراحت برداشته است. خشونت روحی یا خشونت روانی یا عاطفی شامل رفتارهایی می شوند که آسیب روانی بوجود آورند. این نوع رفتار ممکن است به شکل کلامی، رفتارهای کنترل کننده، یا رفتارهای حسادت آمیز باشد علاوه بر آن ارعاب، تهدید و منزوی کردن فرد از دوستان و خانواده اش را نیزشامل می شود.

خشونت روحی- روانی که به این صورت رخ دهد موجب آسیب های طولانی مدت می شود و می تواند بیماری ها اختلالات و آسیب هایی از قبیل: جسمی، روانی، اختلال حواس، اضطراب و یا افسردگی را موجب شود. این مشکلات حتی ممکن است بعد از پایان یک رابطه آسیب زننده همچنان ادامه پیدا کند. پس این سوال مطرح می شود آیا خشونت روانی به اندازه خشونت فیزیکی مخرب است؟

پژوهش ها نشان میدهند که خشونت روحی- روانی نیز به همان اندازه خشونت فیزیکی مخرب و در برخی موارد بدتر از آن هستند. نتیجه تحقیقی که بر روی کودکانی که در معرض خشونت خانگی بودند نشان داد که تاثیر خشونت فیزیکی بر این کودکان با تاثیر خشونت روانی که آنها دیده اند تفاوتی نداشته است. در حقیقت درصد اضطرب، افسردگی، و اختلالاتی از قبیل استرس در این کودکان بیشتر بوده است.(انگلیس و همکاران ۲۰۰۸)

در بررسی دیگری که همسر، قربانی روابط خشونت روانی بوده است نشان داده شده است که خشونت روانی درصد بالاتری از استرس نسبت به افرادی که به اعتیاد به الکل، و استفاده از مواد مخدر داشته اند دارد( هینس & ملی-مرسن۲۰۰۱).

یک تصور اشتباه دیگری که وجود دارد این است که، تصور شود تنها مردان نسبت به زنان خشونت می کنند، شاید این به دلیل این واقعیت است  که مردان بیشتر مرتکب خشونت جسمی علیه زنان می شوند، اما خشونت روانی می تواند از طریق زن یا مرد رخ دهد و در هر دو مورد بسیار آسیب رسان است.

صدمه ای آورترین جنبه های خشونت جسمی ، ترسی است که در فرد خشونت دیده بوجود می آورد. به عنوان مثال همسر، مادر یا پدری که قربانیانش را مکررا” تهدید به آسیب رساندن به آنان یا به کسانی که دوست دارد می کند، تا زمانی که قربانی به این باور می رسد که عمل تهدید شده می تواند انجام پذیرد، صدمه روانی همچنان ادامه پیدا می کند.  این می تواند احساس ترس دائمی را در قربانی منجر شود که معمولا” بصورت اختلالات مختلف روانی ظاهر می شود.

اختلالات روانی که به دلیل خشونت خانگی بوجود می آید غالبا” حتی بعد از خاتمه آن رابطه ادامه پیدا می کند. همچنین اغلب اوقات بر روی توانایی قربانی در رابطه بعدی اش تاثیر می گذارد. در بسیاری از موارد به  چندین سال مشاوره با روانپزشک نیاز است تا قربانی درمان شود.

در حالی که علائم خشونت جسمی مشخص هستند، نشانه های خشونت روانی به راحتی پنهان می مانند. اما این بدان معنا نیست که صدمه کمتری وارد می کنند ، زیرا کبودی ها و بریدگی ها می توانند ناپدید شوند اما زخم های روانی پایدار هستند و در برخی موارد تا آخر عمر قربانی با او خواهند ماند.

منیع:domesticviolencestatistics.org

آذر
۲
۱۳۹۴
چگونه رابطه ای سالم داشته باشیم
آذر ۲ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

خانه امن:ارتباطات کلید اصلی ساختن رابطه سالم است . اولین قدم اینست که مطمئن شوید هر دو شما انتظارات مشابه ای دارید.در موقعیت مساوی قرار داشتن بسیار مهم است. مراحلی که در ادامه می آید می تواند به شما کمک کند که زیر بنای یک رابطه سالم را بریزید.

حرف بزنید

در یک رابطه سالم اگر چیزی شما را ناراحت می کند بهتر است به جای اینکه خودخوری کنید در مورد آن حرف بزنید.

به شریک زندگی تان احترام بگذارید

خواسته ها و احساسات شریک زندگی شما ارزشمند هستند، اجازه دهید دیگران بدانند که وجه مشخصه شما اینست که عقاید آنها را بخاطر می سپارید. احترام متقابل عنصر اصلی یک رابطه سالم است.

توافق

اختلافات قسمت طبیعی یک رابطه سالم هستند اما این بسیار مهم است که بر سر چیزی که مخالف هستید، راهی برای  به توافق رسیدن پیدا کنید. تلاش برای حل اختلاف یک راه حل معقول و منصفانه است.

حامی باشید

به شریک زندگی تان اطمینان دهید و مشوق او باشید. همچنین به او اجازه دهید بداند چه زمانی شما به حمایت او نیاز دارید. روابط سالم یعنی باعث ترقی یکدیگر شدن و نه اینکه مانع ترقی یکدیگر شدن.

به خلوت یکدیگر احترام بگذارید

 تنها بخاطر اینکه شما در یک رابطه هستید به این معنا نیست که شما باید همه چیز را و متناوبا” به اشتراک بگذارید. رابطه سالم به چارچوب و فضا نیاز دارد.

مرزبندی های سالم

بنا نهادن مرزبندی ها راه خوبی برای حفظ و ایمن نگهداشتن یک رابطه سالم است، اگر مرزبندی ها را با یکدیگر مشخص کنید شما و شریک زندگیتان شناخت عمیق تر و بهتری نسبت به نوع رابطه ای که هر دو شما خواهان آن هستید خواهید داشت.

مرزبندی به این معنا نیست که شما احساس کنید طناب پیچی شده اید یا روی پوست تخم مرغ راه می روید. مرزبندی همچنین بدین معنا نیست که شما نمی خواهید رازهایتان را بداند یا به او اعتماد ندارید – این بیان کننده اینست که خیال شما را در مورد چیزهایی که دوست دارید یا دوست ندارید در رابطه تان اتفاق بیافت راحت کند. به خاطر داشته باشید مرزبندی سالم نباید توانایی شما را محدود کند به:

  • با دوستانتان بدون حضور شریک زندگیتان بیرون بروید
  • در سرگرمی ها و فعالیت هایی که دوست دارید شرکت کنید
  • کلمه عبور ایمیل، شماره کار بری شبکه های اجتماعی و شماره تلفنتان را به اشتراک نگذارید
  • به نیازها و خواسته های فردی یکدیگر احترام بگذارید

رابطه سالم ترقی دهنده است

حتی اگر رابطه سالم  شما بتواند در حال حاضر و در آینده باعث ترقی تان شود، باز هم شما به مشوق نیاز دارید.( اگر با شریک زندگیتان رابطه تان را قطع کرده اید یا بخواهید رابطه تان را قطع کنید.)برای جلو گیری از آن،  یک تفریح پیدا کنید، یک فعالیت ساده که هر دو شما از آن لذت ببرید، مانند قدم زدن، و در مورد دلیلی که شما می خواهید رابطه را حفظ کنید صحبت کنید. سپس با استفاده از رفتارهای سالم ادامه و به قرارهایتان ادامه دهید.

چه رابطه ای سالم نیست؟

رابطه ای که بر اساس قدرت و کنترل باشد رابطه سالمی نیست، نه احترامی و نه تساویی وجود داشته باشد. در روابط خشونت آمیز شما ممکن است فکر نکنید روابط ناسالم مشکل بزرگی هستند. به هر حال انحصارگرایی، توهین ، تهمت های بر اساس حسادت، پرخاش کردن، تحقیر، کشیدن مو، هول دادن یا چیزهای منفی دیگر، رفتارهای خشونت آمیزی هستند که ریشه اعمال قدرت و کنترل محسوب می شوند.

این را بخاطر داشت باشید سوء استفاده همیشه یک انتخاب است و شما مستحق احترام هستید. اینجا هیچ بهانه ای برای هیچ نوعی از خشونت وجود ندارد.

اگر شما فکر می کنید که رابطه شما سالم نیست بسیار مهم است  که از حالا امنت خودتان را مد نظر داشته باشید . توجه به این نکات برای حرکت به جلو اهمیت دارد:

این را بدانید شخص وقتی تغییر می کند که شما هم بخواهید. شما نمی توانید شریک زندگیتان را مجبور کنید خودش را تغییر دهد در حالی که قبول ندارد که اشتباه کرده است .

به نیازهای خودتان متمرکز شوید. شما مراقب خودتان هستید؟ سلامتی شما همیشه مهم است. به درجه اضطراب خود توجه کنید، زمانی را برای با دوستانتان گذاراندن در نظر بگیرید، به اندازه کافی بخوابید. اگر متوجه شدید ارتباط شما هنوز شما را آزار می دهد به آن پایان دهید. با سازمان های حمایتی خودتان در تماس باشید. اغلب سوءاستفاده کننده سعی در به انزوا کشیدن شریک زندگی خود دارد. با دوستانتان، اعضای خانواده، معلم ، و دیگران صحبت کنید، تا اطمینان پیدا کنید از نظر روحی به اندازه ای که نیاز دارید حمایت می شوید. بخاطر داشته باشید حامیان شما همیشه با گوشهای شنوا آماده شنیدن حرفهای شما هستند.

در مورد قطع این ارتباط فکر کنید. بخاطر داشته باشید شما مستحق احساس امنیت و پذیرفته شدن در رابطه تان هستید.

حتی اگر نمی توانید شریک زندگیتان را تغییر دهید ، می توانید زندگی خودتان را به شکلی که در امنیت باشید تغییر دهید. توجه داشته باشید که شریک زندگی تان را قبل از اینکه خشونت به بدترین مرحله برسد، ترک کنید. در هر صورت که تصمیم داشته باشید بمانید و یا ترکش کنید، اطمینان حاصل کنید که  از برنامه امنیتی استفاده کنید.

آبان
۲۹
۱۳۹۴
یافتن راهی برای نجات پس از خشونت
آبان ۲۹ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Flickr

ترجمه : نرگس ثابتی

ادامه دادن زندگی  پس از جدایی، مرحله ای مشکل است، اما بهبود یافتن پس از رابطه ای پر از آزار و اذیت می تواند مشکل تر باشد. مطمئنا هر جدایی پیامدهای دردناک و غمناک خود را دارد، اما برای کسی که به عنوان یک قربانی به جایگاه یک نجات یافته در حال گذار است، کناره گیری از این رابطه می تواند با آزار یا حمله های مداوم آزارگرهمراه باشد.

 آسیبهای ذهنی ادامه دار و فشار عاطفی می تواند همواره یک سوال را در ذهن نجات یافته تداعی کند.” آیا ترک آن زندگی ارزش این همه درد و رنج را داشت؟”

ما اینجا هستیم تا بگوییم آری. آری، ترک آن زندگی ارزشش را داشت.

چرا زندگی پس از آزار و اذیت اینقدر سخت است؟

زیرا آزار و اذیت ریشه در قدرت و کنترل دارد، یک آزارگر با به حداقل رساندنِ عزت نفس شریک عاطفی خود و درهم شکستن روح او، قدرت را بدست می گیرد.

اگر در حال ترک یک رابطه پر از خشونت هستید، بازسازی زندگیتان می تواند فرایندی مشکل باشد، اما با گذشت زمان، یافتن راه نجات و آرامش ممکن است. یک زندگی بدون خشونت در انتظار شماست و شما حتماً ارزش چنین زندگی را دارید.

چگونه در این زندگی جدید شروع به حرکت کنیم؟

 در اینجا چند توصیه برای حرکت پس از تجربه خشونت به سوی یک حقیقت امن تر و شادتر ارائه شده است.

قطع ارتباط با شریک عاطفی قبلی

طی فرایند بهبودی، ممکن است حس کنید که می خواهید ببخشید، و به شریک آزارگر خود پس از جدایی کمک کنید و به فرصت دوباره دهید، یا به او نشان دهید که چقدر حالتان بهتر شده است. اما، بدون قطع تمامی پیوندها با شریک قبلی، یافتن راه نجات واقعی بسی سخت تر خواهد بود.

روشهای متفاوتی برای اجتناب از برقراری تماس با شریک قبلی وجود دارد. شماره تلفنش را پاک کنید و شماره خودتان را هم عوض کنید. اگر تلفن را برداشته اید تا به او زنگ بزنید، دستگاه تلفن را در اتاقی دیگر بگذارید و بیرون بروید.

در برابر نیاز به نگاه کردن به تصاویر او در رسانه های اجتماعی، مقاومت کنید. او را Unfriend یا block کنید، و اگر تصاویر و خبرهایش [از طریق دوستان مشترک] روی صفحه خانگیتان پدیدار می شود، شاید بد نباشد دوستان مشترک را هم از لیست دوستانتان حذف کنید.

سعی کنید نامه ای را با همه حرفهایی که می خواهید به آزارگر خود بگویید بنویسید، و آن را ارسال نکنید – یا، اگر در حال مشاوره هستید آن را برای روان درمانگر خود بفرستید.

خود را به پشتیبانی و حمایت اطرافیان مسلح کنید

پس از یک رابطه آزارگرانه، بگذارید که از دیگران کمک و حمایت بگیرید. با دوستان و خانواده خود که دوستتان دارند وقت بگذرانید. به آنها بگویید که به چه کمکی از سوی آنها نیاز دارید، مثلاً می خواهید کسی باشد که با او از آنچه بر شما گذشته است حرف بزنید، یا کسی که شما را از تلفن زدن به او منصرف کند، جلویتان را بگیرد که به پیام های او جواب ندهید و غیره.

اگر آزارگرتان، شما را از دوستان و خانواده تان جدا کرده است، ممکن است دریابید که دیگر از آن شبکه حمایتی برخوردار نیستید – اما همیشه آدمهایی هستند که بشود از آنها کمک خواست. به فکر پیدا کردن یک مشاور خوب باشید که با او حرف بزنید، یا به یک گروه حمایتی بپیوندید. ( شما میتوانید به مشاوره حقوقی رایخانه امن تماس بگیرید).

از خودتان مراقبت کنید

مراقبت از خود بخش مهمی از فرایند بهبود و درمان شماست، و شروع آن هنگامی است که بفهمید در آزار و اذیتی که رخ داده شما مقصر نبوده اید.

چیزهایی را پیدا کنید که خوشحالتان می کند. کشف دوباره آن چیزهایی که برایتان لذت بخش است می تواند یک فرایند یادگیری باشد، اما شرط لذت بردن هم همین است.به کلوب ها بپیوندید یا فعالیتهایی مثل یک کلاس بدن سازی گروهی را امتحان کنید تا با افراد جدید آشنا شوید.

اگر فرزند دارید، راههایی را در make time for yourself پیدا کنید. بعضی کلاس ورزشها خدمات نگهداری رایگان از کودکان دارند، و مراکز خشونت خانگی مختلف هنگامی که در گروههای حمایت شرکت می کنید، خدمات نگهداری از کودکان ارائه می دهند.

خودتان را بخاطر موفقیتهایتان، چه کوچک و چه بزرگ، تشویق کنید، و هر فکر و ذهنیت منفی را با تایید و حرفهای مثبت دفع کنید. آگاه شدن از آنچه درباره خود می گویید و می اندیشید می تواند به تغییر افکار منفی کمک کند.

به یاد داشته باشید که با گذر زمان بهتر خواهید شد

آن گفته قدیمی که “زمان مرهم همه زخمهاست” می تواند گاه خیلی ناراحت کننده باشد، اما حقیقت دارد. بهبود زمان و فضا می خواهد. هر قدر لازم است به خودتان زمان دهید تا بهتر شوید.

بهبود برای هر کس متفاوت است، و هر کسی باید بفهمد که چه چیز به او بیشتر کمک می کند. آیا یک رابطه آزارگرانه را ترک کرده اید؟ در فرایند بهبود و درمان خود چه چیز را مفیدتر یافته اید؟ به دیگرانی که پس از ترک چنین رابطه ای دارند خود را با زندگی تطبیق می دهند چه توصیه ای دارید؟

منبع :hotline

آبان
۲۸
۱۳۹۴
این ته تغاری های دوست داشتنی
آبان ۲۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Parker Knight / Flickr

شیدا اشرفی

فرزندان آخر خانواده معمولا از جایگاه خاصی برخوردار هستند. آن ها از همه نظر متفاوت از سایر فرزندان خانواده بزرگ می شوند. گاهی به شدت مورد محبت و توجه تمام اعضای خانواده قرار می گیرند و گاهی مورد بی مهری و حسادت فرزندان بزرگتر. گاهی والدین بین آن ها با دیگران فرقی نمی گذارند و به آن ها اجازه می دهند تجربه ای دلپذیر کسب کنند و گاهی با مقایسه آن ها با سایر فرزندانشان باعث از دست رفتن اعتماد به نفس و گوشه گیری آن ها می شوند و یا با توجه بیش از حد و به اصطلاح لوس کردنشان، آن ها را به افرادی پر توقع تبدیل می کنند.

مهران فیروزی روانشناس می گوید: “موقعیت فرزند آخر موقعیتی متناقض است و این‌ که او چه تجربیاتی در زندگی خانوادگی به دست بیاورد و چه نوع روابط عاطفی را از سر بگذراند تا حد زیادی بستگی به نوع کنش‌های والدین و فرزندان بزرگ‌ تر خواهد داشت. در یک حالت مطلوب، فرزند آخر خانواده می‌تواند از حمایت فرزندان بزرگ‌ تر بهره‌مند شود و نه تنها در سنین خردسالی، بلکه در دوره‌ نوجوانی و جوانی هم به پشتیبانی فرزندان بزرگ‌ تر خانواده دلگرم باشد.”

در عین حال همین تجربه برای کودکی دیگر می تواند کاملا متفاوت باشد. به طور مثال  اختلاف سنی زیاد با والدین و فرزندان بزرگتر به تنهایی می تواند عاملی باشد برای دور شدن و فاصله افتادن بین فرزند کوچک خانواده با سایرین.

مهسا یکی از آن دردانه هاست او می گوید: اصلا از اینکه فرزند آخر هستم و اختلاف سنی زیادی با خواهر و برادرم دارم ناراحت نیستم. هر چند که همیشه به خاطر این اختلاف سنی  فکر می کردم شاید من را از پرورشگاه آورده اند. خاطرات مشترک آن ها مثلا از دوران جنگ زیاد بود و من در هیچ کدام از آن ها نبودم. ولی باز هم می گویم به من خیلی توجه می شد و خیلی لوسم می کردند. برای همین از ته تغاری بودنم خیلی راضی هستم.”

او اما روی دیگر فرزند آخر بودن را این گونه توصیف میکند : به نظرم تمام کودکی و مخصوصا نوجوانی من در تنهایی گذشت. خواهر و برادرم از من خیلی بزرگتر بودند و خواهرم خیلی زود ازدواج کرد. با پدر و مادرم اختلاف سنی زیادی داشتم و تقریبا هیچ کس کاری به کار من نداشت.

 گاهی نوزاد تازه متولد شده، تمام توجه والدین را به خود جلب می کند و همین مسئله حسادت خواهر و برادرهای بزرگتر را می تواند برانگیزد که این مسئله نمی تواند نتایج خوبی داشته باشد. حس اینکه نوزاد تازه به دنیا آمده جای آن ها را گرفته، احساس خشم و ناراحتی را در آن ها بر می انگیزد. تحقیر شدن از طرف فرزندان بزرگتر، مقصر جلوه دادن فرزند کوچکتر خانواده، بازی راه ندادن و نخودی بودن وی، از جمله نتایج حاصل از حسادت و عدم علاقه فرزندان بزرگتر می تواند باشد. این رفتار آن ها می تواند در فرزند کوچک خانواده حس عدم تعلق به خانواده را به وجود بیاورد.

 از طرفی اگر خانواده از فرزند آخر انتظار فرمانبرداری از فرزندان بزرگتر را هم داشته باشد، ته تغاری هر چه بیشتر احساس تنهایی کرده و تصور می کند همه قصد آسیب رساندن به او را دارند و تلاش می کنند به او زور بگویند. در عین حال اعتماد به نفس و عزت نفس او نیز به شدن آسیب می بیند. این نوع رفتار می تواند تاثیراتی بلند مدت بر کودک داشته باشند تا جایی که هیچ گاه خشم و عصبانیت خود را نسبت به والدین و خواهران و برادران بزرگتر، فراموش نکند.

فیروزی می گوید: “در خانواده ‌هایی که چنین ساختار اقتداری دارند و سلسله مراتب قدرت از والدین آغاز می‌شود و بعد از آنها فرزندانی که سن و سال بیشتری دارند، در موقعیت بالاتر قرار می‌گیرند، فرزند آخر خانواده پایین‌ ترین جایگاه‌ را صاحب خواهد شد.”

والدین برای تربیت فرزند آخر آرامش بیشتری دارند. آن ها از تجربه فرزند یا فرزندان قبلی خود استفاده می کنند و به همین دلیل کمتر نگران هستند و حساسیت کمتری دارند. گاهی اوقات به دلیل عدم حساسیت و سختگیری والدین نسبت به فرزند آخر، وی آزادانه تر وارد اجتماع می شود و آزادی عمل و اختیارات بیشتری نسبت به فرزند قبلی و به خصوص فرزند اول دارد.

مهسا می گوید: وقتی می خواستم با نامزدم بیرون برم، مامانم اجازه نمی داد تنها بریم و حتما خواهر کوچک ترم باید با ما می آمد. ولی همان خواهرم با اطلاع مامان و حتی بابا با دوست پسرش بیرون می رفتند. جالب اینجاست که وقتی من اعتراض می کردم مامان می گفت این بچه ها قصد آشنایی برای ازدواج دارند!!!”

البته گاهی اوقات به دلیل همین تجربیات، فرزند آخر از برخی خواسته های خود محروم می شود. والدین معمولا برای فرزندان اول هزینه های زیادی می کنند. از خرید انواع و اقسام اسباب بازی ها و لباس ها تا فرستادن آن ها به کلاس های متنوع ورزشی، فرهنگی و هنری. بسیاری از والدین بعد از اینکه فرزندان اول به این نوع فعالیت ها تمایلی نشان نمی دهند، آن را برای کودکان کوچکتر هم حذف می کنند و آن ها را تحت فشار کمتری برای رفتن به انواع کلاس ها قرار می دهند.

نکته مهم اینجاست که والدین نباید بر اساس مقایسه کودکان با یکدیگر برای آن ها تصمیم گیری کنند. استعداد کودکان حتی اگر دو قلو هم باشند، با هم بسیار متفاوت است و پیشرفت یکی از فرزندان خانواده در موسیقی نمی تواند دلیل بر پیشرفت دیگری باشد.

 متاسفانه فرزندان آخر در بعضی از خانواده ها به شدت با فرزندان بزرگتر مقایسه می شوند و معمولا نمی توانند استعدادهای خودشان را بشناسند و پیشرفت کنند. اگر فرزندان بزرگتر در دانشگاه خوبی درس می خوانند انتظار می رود که کوچکترین هم در همان دانشگاه وارد شود، اگر در ورزش یا موسیقی موفق می شوند، فرزند آخر هم انتظار می رود در همان مسیر قدم بردارد و به همان اندازه موفق باشد. در عین حال اگر مقایسه با فرزندان بزرگتر با تحقیر و توبیخ همرا باشد و یا توجه زیاد به پیشرفت سایر فرزندان باعث فراموش شدن پیشرفت های فرزند آخر شوند، وی اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و از جایگاه خود در خانواده رضایت نخواهد داشت.

اما علی از تجربه خودش به عنوان فرزند آخر اینگونه میگوید:“مدام با بچه های قبل از خودم مقایسه می شدم و مرتب به من می گفتند ما برای تو کارهایی کردیم که برای بچه های قبلی اصلا نکردیم، ببین اونا بدون این امکانات به کجا رسیدند! تو هم باید مثل اونا باشی. تمام این حرفا باعث شد بیشتر و بیشتر از اینکه ته تغاریم هستم ناراحت باشم و نسبت به جایگاهم در خانواده حس بدی داشته باشم.”

او می گوید:“به من همه توجه می کردن. خیلی مهربون بودند ولی خوب مامانم بر اساس قانون آزمون و خطا من را بزرگ می کرد. یعنی تمام کارهایی که برای قبلیا انجام داده بود و نتیجه نگرفته بود حتی اگه التماس هم می کردم برای من نمی کرد. مثلا مرتب می گفتم می خوام برم کلاس تنیس ولی چون خواهرام همیشه با زور کلاس شنا رفته بودند، منم نفرستادن تنیس!”

در عین حال در تربیت فرزند آخر به مسئله وابستگی باید توجه زیادی شود. بسیاری از کودکان آخر به شدت به والدین خود به خصوص مادر وابسته می شوند و همین مسئله به خصوص در سنین نوجوانی و جوانی که باید وارد اجتماع شوند می تواند دردسر ساز شود. وی کم کم احساس می کند بدون والدین یا خواهر، برادرهای بزرگتر نمی تواند زندگی کند و اگر آن ها نباشند دچار اضطراب و نگرانی می شود. در این شرایط تغییر دادن آن ها به فردی مستقل بسیار دشوار خواهد بود.

علی می گوید:“انقدر همیشه همه چیز برای من آماده بود که اصلا یاد نگرفتم کاری رو خودم انجام بدم. تقریبا ۲۰ سالم که بوده تصمیم گرفتم برم سر کار تا یکم مستقل بشم. خیلی هم سریع کار پیدا کردم ولی هفته قبل از شروع کارم هر شب تا صبح کابوس می دیدم و از اضطراب اینکه از پس کارم بر نمی آیم چند بار خواستم زنگ بزنم و کلا انصراف بدم. ولی خانواده ام خیلی تشویقم کردند که این بزرگترین قدم برای مستقل شدن هستش.”

یکی از اصلی ترین مشکلات فرزند آخر، تصور خانواده به عنوان “کودک” از وی است. فرزندان آخر برای تمام اعضای خانواده همیشه کوچک هستند و هیچ وقت بزرگ نمی شوند. به همین دلیل حتی زمانی که به سن جوانی می رسند به توانایی های آن ها شک دارند و نظرات و حرف های آن ها را ممکن است جدی نگیرند.

فرزند آخر خانواده بودن مانند خیلی از مسائل دیگر زندگی چیزی نیست که ما در انتخاب آن نقش داشته باشیم. والدین اگر در تربیت فرزندان وابستگی ها، نگرانی ها و مقایسه کردن فرزندانشان با یکدیگر را کنار بگذارند، تاثیر بسیار زیادی در کم کردن محدودیت ها و سختی های ته تغاری ها چه در زمان کودکی و نوجوانی آن ها و در تعامل با اعضای خانواده، و هم در جریان ورودشان به جامعه و پذیرش مسئولیت های اساسی در اجتماع، خواهند گذاشت. بهتر است هر کدام از فرزندان خانواده با توجه به توانایی ها و شخصیت خودشان تربیت شوند و مورد قضاوت قرار بگیرند. به این ترتیب حس حسادت بین فرزندان هم کمتر خواهد شد و در مقابل همبستگی و علاقه بین آن ها بیشتر خواهد شد.

آبان
۲۷
۱۳۹۴
چگونه می‌توانید در طول ۹ ماه بارداری امن بمانید
آبان ۲۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

نوشته‌ هات‌لاین (Hotline)

خانه امن: بارداری، زمان تغییر است. اگر باردار هستید، درحالی که برای به دنیا آوردن شخص کوچولویی آماده می‌شوید، زندگی شما – و بدنتان – شروع به تغییر شکل می‌کند.

بارداری می‌تواند پر از هیجان باشد، اما همچنین نیازمند حمایت بیشتری است. نیاز داشتن به حمایت از طرف شریک زندگی، و شاید کمک مالی، و نیز کمک برای آماده شدن برای بچه و مسائل دیگر، طبیعی است.

اگر شریک زندگی‌تان از لحاظ عاطفی و جسمی به شما آسیب می‌رساند، این ماه‌های در حال گذر می‌تواند به طرز خاصی مشکل‌آفرین شود. خوشبختانه، منابعی موجود هستند که به زنان باردار کمک می‌کنند برای یک بارداری سالم و بی‌خطر حمایت شوند.

چرا حالا باید پرخاشگری شروع شود؟ یا افزایش یابد؟

به گفته‌ مرکز کنترل و پیشگیری بیماری، خشونت توسط شریک زندگی نزدیک، هرساله ۱٫۵ میلیون زن، و ۳۲۴ هزار زن باردار را گرفتار می‌کند. بارداری می‌تواند به طور خاصی زمان خطرناکی برای زنان در رابطه‌های خشونت‌آمیز باشد، و خشونت اغلب می‌تواند در طول بارداری شروع یا بدتر شود.

شریک‌های زندگی به علل گوناگونی در طول بارداری پرخاشگر می‌شوند و یا خشونت خود را افزایش می‌دهند. از آنجایی که خشونت بر اساس قدرت و کنترل است، کاملاً رایج است که فرد پرخاشگر از اینکه توجه از سمت آن‌ها به سوی بارداری می‌رود ناراحت می‌شوند و یا حسادت می‌کنند. ممکن است از فکر اینکه بخواهند از کودک، حمایت مالی کنند دچار استرس شوند، بخاطر مسئولیت‌های بیشتر دچار یأس شوند، و یا بخاطر اینکه بدن شریک زندگی‌شان در حال تغییر است عصبانی شوند. هیچ یک از این‌ها تقصیر آن تازه ‌مادر نیست و هیچ یک از این‌ها نمی‌توانند بهانه‌ شوند. هیچ‌ بهانه‌ای برای خشونت وجود ندارد.

هر نوع خشونتی در طول بارداری می‌تواند زن و کودک متولد نشده را در معرض خطر زیادی قرار دهد، زیرا زن باردار هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ عاطفی در موقعیت آسیب‌پذیر خاصی قرار دارد. اگر خشونت، جسمی باشد، آسیب روحی می‌تواند باعث صدمه‌ زودهنگام و افزایش ریسک خونریزی، پارگی رحم، زایمان زودرس، عوارض حین زایمان و یا سقط در بارداری آینده شود.

چه کاری از دست شما بر می‌آید؟

حدوداً ۹۶% از زنان باردار به طور متوسط ۱۲ تا ۱۳ بار ویزیت می‌شوند تا مراقبت‌های قبل از زایمان دریافت کنند.

این ویزیت‌های مکرر توسط پزشک می‌تواند فرصتی باشد که در آن درباره‌ آنچه که در رابطه در حال رخ دادن است بحث شود. اینکه اصلاً بخواهید به یک کارشناس درباره‌ خشونت چیزی بگویید و یا تا چه حد می‌خواهید مسائل را افشا کنید، کاملاً به انتخاب شما است.

اما، شغل آن‌ها تمرکز بر سلامت شما و کودک شما است، پس این می‌تواند زمان امنی باشد برای اینکه از نگرانی‌هایتان صحبت کنید.

اگر شریک زندگی‌تان همراه شما به این قرارملاقات‌ها می‌آید، سعی کنید لحظه‌ای را پیدا کنید که او بیرون از اتاق است و از مراقب خود (و یا حتی متصدی پذیرش) بخواهید که بهانه‌ای بیاورد که قرار است با شما به صورت انفرادی صحبت شود.

مطب دکتر نیز می‌تواند مکان آرامی باشد که در آن با هات‌لاین (Hotline) تماس بگیرید. اگر تصمیم گرفته‌اید این رابطه را ترک کنید، یک ارائه‌دهنده‌ مراقبت‌های بهداشتی می‌تواند عضو فعالی در برنامه‌ شما برای ترک رابطه باشد.

بعلاوه، طبق قانون مراقبت مقرون به صرفه، تمام برنامه‌های جدید و معاف‌نشده باید دربردارنده‌ غربالگری و مشاوره برای خشونت خانگی باشند و این موضوع در نظر گرفته شود برنامه‌ها باید خدمات مراقبتی پیشگیرانه ‌باشند.

در صورت امکان، ببینید آیا می‌شود کلاس پیش از زایمانِ ویژه‌ بانوان بگیرید یا نه. این می‌تواند جو راحتی باشد تا در آن درباره‌ نگرانی‌های بارداری براحتی بحث کنید و یا می‌تواند به شما اجازه دهد به صورت انفرادی با مربی کلاس صحبت کنید.

برنامه‌ امنیت جسمی می‌تواند دربردارنده‌ توصیه‌هایی برای زمان شروع دعوا باشد، برای مثال، محافظت کردن از شکمتان .

بارداری می‌تواند زمان پرچالشی باشد و به شما آسیب برساند اگر شریک زندگی‌تان از شما حمایت نکند، شما را بی‌ارزش نشان دهد و یا از لحاظ جسمی به شما آسیب برساند. ایجاد راه‌هایی برای مراقبت از خودتان در طول مدت این مرحله‌ی بسیار مهم از زندگی‌تان بسیار حائز اهمیت است – و ما می‌توانیم کمک کنیم.

آبان
۲۵
۱۳۹۴
خشونت در همسایگی ما
آبان ۲۵ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس: HalfPoint/Bigstock.com

محسن فرشیدی

اکرم ۱۹ سال دارد و دانشجو است. در آپارتمانی شش طبقه در منطقه پنج تهران با پدر و مادر و برادر کوچکتر خود زندگی می‌کند. او می‌گوید چند شب در هفته از خانه همسایه صداهای بگو و مگو و جیغ فرزندان را می‌شنود و این موضوع چندین ماه و از زمانی که ما ساکن این آپارتمان شده‌ایم همواره وجود داشته است. برخی هفته‌ها بیشتر، برخی کمتر. مادرم با زن همسایه رفت و آمد دارد. روزها به خانه همدیگر می‌روند و زن همسایه در این مورد صحبتی نمی‌کند، اما شب ها با آمدن همسر به خانه سر و صداها شروع می‌شود. چندین بار از مادرم پرسیده‌‌ام و هر بار با این پاسخ مواجه شدم که این یک موضوع خانوادگی و خصوصی است، همان پاسخی که شب‌ها وقتی صدای فریاد از خانه‌شان می‌آید پدرم  میگوید:”نباید در زندگی مردم دخالتی کنیم”.  پنجره‌ها بسته می‌شود و ما سعی می‌کنیم به خواب برویم، اما از خانه‌ همسایه تا پاسی از شب صدای خشونت می‌آید.

خشونت خانگی به شکل‌های مختلف در بسیاری از خانه‌ها وجود دارد. وقتی خشونت به شکل  فیزیکی و یا کلامی آن منجر می‌شود، فرد آزارگر دیگر نمی‌تواند آن را در پستوی خانه نهان کند. با وجود توسعه شهری و گسترش آپارتمان نشینی، اما فرهنگ اطلاع از احوال همسایگان همچنان در میان بسیاری از ایرانی‌ها وجود دارد. در برخی مواقع این موضوع از این هم فراتر می‌رود و به دخالت در زندگی یکدیگر منجر می‌شود. مواردی از جمله ازدواج، روابط فرزندان، خرید‌های خانگی و یا رفت و آمدها در میان بسیاری از ساکنان آپارتمان‌ یک موضوع خصوصی باقی نمی‌ماند. اما با این وجود، خشونت خانگی در بیشتر مواقع به عنوان یک موضوع خصوصی که نباید در آن دخالتی کرد مطرح می‌‌شود.

خشونت امری خصوصی و شخصی نیست

فرهنگ عمومی در جوامع مردسالار خشونت خانگی را اتفاقی خصوصی تلقی می‌کند. قوانین کشوری با تاکید بر تمکین زن از همسر به شکل‌های مختلف نیز چنین باوری را تقویت و بستری را برای خشونت ورزیدن آماده می‌کنند. نیروهای مثل پلیس نیز امنیت فرد آسیب دیده در خانه را تامین نمی‌کنند. اما واقعیت این است که خشونت امری خصوصی نیست. امروزه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته با تغییرات گسترده در قوانین، موضوع خشونت خانگی را یک معضل اجتماعی تعریف می‌کنند که می‌تواند در نهایت آرامش روانی جامعه را دچار چالش‌های جدی کند. در جهان امروز، چه از منظر فردی و چه اجتماعی مقابله با خشونت خانگی یکی از وظایف اصلی و مهم شهروندان و سیاستمداران یک کشور تعریف می‌شود.

یک دو سه

شماره تلفن سه رقمی یک-دو-سه با هدف حمایت از افراد آسیب دیده در خانواده از سال ۱۳۸۳ آغاز به کار کرد. تمرکز و محوریت این شماره در ابتدا بیشتر بر کودک آزاری متمرکز بود و بعد از چند سال به دیگر آسیب‌های اجتماعی از جمله خشونت علیه زنان، فرار فرزندان از خانه، خودکشی، کودکان خیابانی و موارد دیگر گسترش پیدا کرد. ایجاد یک شماره رند و سه رقمی که در اذهان باقی بماند و در مواقع اضطراری فرد آسیب دیده را ترغیب به تماس بکند یکی از اهداف اولیه مسئولین مرکز هماهنگی فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور عنوان شده است. سخنگوی وقت وزارت رفاه و تامین اجتماعی در سال ۱۳۸۷ در مورد خط ۱۲۳ اظهار کرد: «اگرچه خط تلفن بحران در ۱۶۰ کشور جهان وجود دارد، اما تقریبا هیچ یک از آنها ۳ رقمی نیست، در صورتی که خط تلفن اورژانس اجتماعی ۳ رقمی و روان ترین خط تلفن برابر قواعد اعداد یعنی یک، دو، سه است.» یکی دیگر از اهداف ایجاد چنین سامانه‌ای جابجایی حضور مددکاران اجتماعی به جای پلیس در زمان بروز خشونت عنوان شده است.

مسئولین وقت این سامانه تاکید داشتند مقابله با خشونت و یاری رساندن به فرد آسیب دیده کاری تخصصی است که پرسنل این سازمان با آموزش و تخصص، بهتر از دیگر ارگان‌ها می‌توانند آن را ارائه دهند. اما مددکاران اجتماعی محدودیت‌هایی دارند. در ایران و بر خلاف بسیاری از کشورها،  پلیس در امور خشونت خانگی دخالت مستقیم و حمایتی از فرد آسیب دیده صورت نمی‌دهد. طبق یک قانون نانوشته تا زمانی که خشونت علنی نشده باشد و در خانه باقی بماند، پلیس در آن دخالتی نمی‌کند. حضور مددکاران اجتماعی در زمان خشونت  با محدودیت‌های قانونی فراوانی مواجه است وآن‌ها اجازه حضور و دخالت مستقیم در خانه‌ای که خشونت در آن در حال وقوع است را ندارند. در اکثر موارد گرفتن این مجوز بسیار زمان‌بر است. اضافه بر آن حضور پلیس از آن جهت در کنار مددکاران اجتماعی ضروری به نظر می‌رسد که آن‌ها سریع‌ترمی‌توانند مداخله کرده و به خشونت پایان دهند. همچنین از مددکاران اجتماعی حمایت کافی را در مقابله با خشونت احتمالی می‌توانند صورت دهند.

مشکلات حاد و خشونت خانگی، دلیل اصلی تماس با ۱۲۳

سامانه اورژانس اجتماعی زیر نظر مرکز فوریت‌های بهزیستی قرار دارد و کاهش خشونت‌های خانگی با مشاوره و دوره‌های رایگان یکی از اهداف مهم آن تعیین شده است.

حبیب الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی، خشونت و مشکلات حاد خانوادگی را دلیل اصلی تماس‌های با این مرکز عنوان کرده است. وی در مصاحبه با خبرگزاری دانشجویان ایران گفت: «مشکلات حاد خانوادگی اعم از طلاق و یا سایر اختلافات و منازعات درون خانوادگی ۲۵ الی ۲۶ درصد تماس‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. پس از آن خشونت‌های خانگی عمده علت تماس با این خط تلفنی بود، که از جمله آنها کودک آزاری ۸.۵ درصد و همسر آزاری ۷.۵ درصد تماس‌ها را به خود اختصاص داده بودند.»

اثبات خشونت که در بیشتر مواقع در خانه و به دور از چشم دیگران صورت می‌گیرد در سیستم قضایی ایران بسیار مشکل است. دراین میان نقش همسایگان و نزدیکان می‌تواند بسیار حائز اهمیت باشد. مداخله همسایگان اضافه براینکه می‌تواند از آسیب رساندن بیشتر به فرد جلوگیری کند، خود می‌تواند سند و شهادتی در حمایت از فرد خشونت دیده در مراجع قضایی باشد. در جوامع مردسالار خشونت همسرعلیه زن نه تنها به عنوان یک هنجار معرفی نمی‌شود که به عنوان امری خصوصی و درون خانوادگی نادیده گرفته می‌شود. رییس سازمان بهزیستی تاکید کرده است: «بیشترین تماس‌ها با اورژانس اجتماعی در سال‌های گذشته توسط زنان با میانگین سنی بین ۲۰ تا ۴۰ ساله صورت گرفته است.» هر چند بسیاری از افرادی که مورد خشونت قرار می‌گیرند تا سال‌ها این موضوع را با کسی در میان نمی‌گذراند، اما این موضوع نشان‌دهنده‌ی این واقعیت است که زنان در کنار کودکان قربانیان اصلی خشونت خانگی هستند.

مددکاران و خشونت خانگی

مددکاران اجتماعی با فرد آزارگر و فرد آزاردیده به شکل‌های مختلف در ارتباط هستند. چه حضور آن‌ها در لحظه بروز خشونت باشد و چه زمانی که این افراد به مراکز مددجویی معرفی می‌شوند. با ایجاد سامانه تلفنی ۱۲۳ و تغییر سیاست‌ها، مددکاران اولین کسانی خواهند بود که در در صحنه‌ی بروز خشونت حضور خواهند داشت، اما یکی از مشکلات مددکاران مجوز ورود به خانه‌ها است.

معاون اجتماعی بهزیستی در خصوص صدور مجوز برای ورود تیم مددکاری اورژانس اجتماعی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری دانشجویان اظهار کرد: «مجوز ورود تیم مددکاری به تمامی موارد گزارش شده باید حتما از سوی قوه قضاییه صادر شود، اما در حال حاضر همکاران استانی بهزیستی با ناجا و قوه قضاییه هماهنگی‌های بسیار خوبی را برقرار کرده و در موارد اضطراری تیم مددکاری و نیروی انتظامی همزمان به محل اعزام و در برخی اوقات نیز حکم قوه قضاییه به صورت تلفنی صادر می‌شود.» وی ادامه داد: «البته باید بدانیم در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا مانند امریکا نیز تیم مددکاری با پلیس در محل وارد می‌شود زیرا در غیر این صورت ممکن است جان مددکاران به خطر بیفتد زیرا مددکاران به لحاظ مهارتی نمی‌توانند مانند پلیس عمل کنند و اقتدار،‌ ابزار و مهارت پلیس را ندارند و همراهی پلیس با آنها می‌تواند ضامن امنیت جانی آنها شود.»

خشونت در هر قشری  ممکن است

امکان بروز خشونت خانگی، از جنوبی ترین نقطه تهران، تا شمالی ترین آن و از روستاهای کوچک تا شهرهای بزرگ و در هر طبقه اجتماعی ممکن است. عوامل اقتصادی، اعتیاد، مشکلات روانی و باورهای مردسالار می‌توانند از عوامل تشدید کننده‌ی خشونت باشند. در نبود آموزش‌های دولتی که باید از سنین کودکی و از مدارس آغاز شوند، خانواده‌ها نقش بسزایی در تغییر باورهای عمومی عمدتا مردسالار مثل تمکین و یا خصوصی تلقی کردن خشونت را دارند. اما در نبود چنین بستری، برخی رسوم و سنت‌ها از جمله اطلاع داشتن از وضعیت افرادی که در همسایگی ما زندگی می‌کنند، سلامت روانی آن‌ها، دخالت کردن در لحظه بروز خشونت و تماس فوری با تلفن‌هایی که برای این منظور ایجاد شده‌اند می‌توانند در کاهش خشونت خانگی موثر باشند.

آبان
۲۲
۱۳۹۴
سالمندان و خشونت ابزارهای هوشمند ما
آبان ۲۲ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Michael Coghlan

نعیمه دوستدار

مهین خانم، ۶۷ ساله و معلم بازنشسته و بیوه است. شوهرش ده سالی می‌شود که از دنیا رفته و مهین خانم گرچه تا همین چند سال پیش هیچ احساس تنهایی و افسردگی نمی‌کرد، اما در دو سال اخیر روز به روز افسرده‌تر شده؛ تا جایی که دیگر حس می‌کند از تنهایی و در خانه ماندن می‌ترسد. از این ترس هنوز چیزی به بچه‌هایش نگفته – دو پسر و یک دختر دارد- چون بچه‌هایش گرفتارند. توی هفته هیچ‌کدام نمی‌رسند بیایند پیش او و تنها یکی از پسرها وسط هفته سری بهش می‌زند و خریدهای سنگینش را انجام می‌دهد.

آخر هفته اما، مهین خانم نوبتی می‌رود خانه بچه‌ها و شب هم می‌ماند. شب می‌ماند که دلش باز شود و جمعه عصر برمی‌گردد خانه خودش، اما دروغ چرا، دلش خیلی باز نمی‌شود. دختر و پسر و عروس و داماد و نوه‌های کوچک و بزرگ، کمتر از قبل با او حرف می‌زنند و همه سرشان توی یک ماسماسک است. آیپد و تبلت و گوشی؛ حتی وقتی دارند شام می‌خورند.

اینترنت و تکنولوژی؛ عامل گوشه‌گیری و فراموش شدگی؟

اسمارت فون‌ها و تبلت‌ها، با وجود اینترنت پر سرعت و فراگیری که همه جا هست، سر مردم دنیا را در صفحه‌های درخشان مونیتورها فرو برده است. حالا دیگر حتی بچه‌های پنج شش ماهه هم با تبلت‌ها سرگرم می‌شوند و بزرگ‌ترها هم یک ثانیه از آخرین اخبار و تحولات جهان و احوال دوستان‌شان در شبکه‌های اجتماعی غافل نمی‌شوند و حتی یک ایمیل را هم بی‌جواب نمی‌گذارند.

در این میان هنوز هم گروه‌هایی هستند که دست‌شان از این تکنولوژی‌ها کوتاه است و سالمندان یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های محروم از این فن‌آوری‌ها هستند.

دلایل محرومیت سالمندان از تکنولوژی‌های وابسته به اینترنت متنوع است: از نداشتن دانش و مهارت استفاده از آن گرفته تا درآمد پایین بازنشستگی که به آنها اجازه نمی‌دهد همگام با پیشرفت‌های تکنولوژی، به جدیدترین ابزار آن مجهز شوند. بسیاری از سالمندان حتی آنها که در فعال و تحصیل‌کرده بوده‌اند، از این ابزارها واهمه دارند و گمان می‌کنند که استفاده از آنها به مهارت و توانایی خاصی نیاز دارد که آنها از آن بی بهره‌اند.

حمید خان مهندس بازنشسته است و در دانشگاه تهران تحصیل کرده اما کار با اینترنت را بلد نیست: «چون هرگز با آن کار نکرده ام می‌‌ترسم بروم سراغش. همه کارهایم را دستی انجام می‌دهم. اگر کار اداری باشد هم می‌روم سراغ موسسات خدمات اینترنت یا از بچه‌هایم کمک می‌خواهم.»

یک خانم بازنشسته هم می‌گوید که چون کار زیادی با اینترنت ندارد، برایش صرف نمی‌کند که هزینه شارژ ماهانه اینترنت خانگی را بدهد یا کامپیوتر و اسمارت‌فون بخرد.

این دلایل ساده اما سالمندان را در میان سایر اعضای خانواده دچار انزوا و گوشه‌گیری می‌کند. حمیدخان می‌گوید: «پسرم بهم می‌خندد که بلد نیستم ایمیل بزنم. وقتی بچه‌ها دور هم جمع‌اند، مدام توی اینترنت چیزهایی را نشان هم می‌دهند و می‌خندند یا درباره اخبار بحث می‌کنند. من از همه آنها بی‌خبرم و عوضش به گلدان‌ها آب می‌دهم.»

خانم بازنشسته هم تاکید می‌کند که نه تنها در خانه فرزندانش در زمان حضور او همه مشغول اینترنت هستند، بلکه هروقت هم که به خانه او می‌آیند همچنان مشغول بازی و ور رفتن با تلفن‌هایشان هستند و کمتر با او صحبت می‌کنند: «وقتی هم که ظاهرا با من حرف می‌زنند حواسشان نیست. من این را کاملا متوجه می‌شوم.»

انزوا در میان نزدیک‌ترین اعضای خانواده و جدا ماندن از موضوعات مورد علاقه و بحث آنها، سالمندان را در معرض خشونتی ناخواسته قرار می‌دهد. احساس اضافی بودن، احساس مزاحم بودن، عقب‌مانده بودن نسبت به اتفاقات روز و ناتوانی در تطبیق دادن خود با دنیای جدید، توصیفی است که سالمندان از وضعیت خود در دنیایی دارند که همه افراد نسل قبل، تلفن‌هایشان را به بزرگ‌ترهایشان ترجیح می‌دهند.

اینترنت و تکنولوژی؛ ابزار پرکردن فاصله‌ها

اما آیا همه سالمندان نسبت به استفاده از اینترنت و تلفن‌های هوشمند دافعه دارند؟ پاسخ منفی است. در شرایطی که بسیاری از افراد مهاجرت می‌کنند، در شهرها و کشورهای دیگر درس می‌خوانند یا به هر دلیلی از پدر و مادرشان دور‌اند، اینترنت و تبلت، نقش مهمی در ایجاد ارتباط سالمندان با فرزندان‌شان دارد. به همین دلیل بسیاری از سالمندان به یادگیری روش‌های استفاده از این ابزارها رو آورده‌اند و حتی شبکه‌های ارتباطی خاص خود را ایجاد کرده‌اند یا به تولید محتوا در اینترنت رو آورده‌اند.

زهره علی خانی، پژوهشگر علوم ارتباطات در تحقیقی که در زمینه رابطه سالمندان و اینترنت در ایران انجام داده، «توانمندسازی» سالمندان را اقدامی مهم برای ایجاد کنترل و تسلط آنها بر شرایط خودشان دانسته و در میان ابزارهای مورد استفاده برای توانمندسازی، اینترنت را یک چشم‌انداز گسترده‌ در مقابل برنامه‌ریزان اجتماعی معرفی کرده است.

 بر اساس نتایج این پژوهش، استفاده از اینترنت به سالمندان اجازه می‌دهد تا از بسیاری از محدودیت‌های فیزیکی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی خارج شوند. از میان سرویس‌های اینترنت، ایمیل فراگیرترین و محبوب‌ترین فعالیت ارتباطی آنلاین سالخوردگان است. سوال اصلی این پژوهش این بوده که استفاده از ایمیل می‌تواند چه زمینه‌هایی برای توانمندسازی سالمندان ایجاد کند؟ برای پاسخ به این پرسش ۱۵ مصاحبه عمقی با سالمندان کاربر اینترنت انجام شده و پس از بررسی داده‌ها نتایج تحقیق در چهار موضوع مخاطب ارتباط، محتوای ارتباط، میزان برقراری ارتباط و میزان تولید محتوا دسته‌بندی و ارایه شده‌اند. تحلیل یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که مخاطب اصلی ایمیل‌های سالخوردگان خانواده آن‌هاست و مبادله ایمیل با سالمندان دیگر در اولویت آنان قرار ندارد؛ بنابراین محتوای ایمیل‌های سالخوردگان بیشتر مکالمات شخصی است، گرچه گاه دیده می‌شود که آنان ایمیل‌هایی با مضامین سیاسی و اجتماعی را نیز ارسال می‌کنند که این خود به حضور اجتماعی آن‌ها اشاره دارد.

همچنین تحقیقاتی که در شش سال اخیر انجام شده است نشان می‌دهد استفاده از اینترنت در بین افراد مسن می‌تواند خطر ابتلا به افسردگی را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. دکتر شیلا کاتن استاد ارتباطات، اطلاعات و رسانه دانشگاه دولتی میشیگان و مجری این تحقیقات گفته این تاثیر بسیار قوی است و افراد مسن که با استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با دیگران در ارتباط باشند کمتر احساس تنهایی می‌کنند. پروفسور کاتن و همکارانش داده‌های تحقیقات سلامت و بازنشستگی را که اطلاعات بیش از ۲۲ هزار شهروند بزرگسال آمریکایی را هر دو سال یک‌بار جمع آوری می‌کند، تحلیل کرده‌اند. این نمونه خاص شامل بیش از سه هزار شهروند بود و اثر ارتباطات اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی را بر سالمندان مثبت نشان داد.

محمدتقی برادران، روانشناس و مشاور خانواده درباره رابطه سالمندان، اعضای خانواده و مساله اینترنت به خانه امن می‌گوید: «اینکه میزان حضور افراد در اینترنت بر روابط خانوادگی اثر می‌گذارد، تنها مربوط به سالمندان نیست. در واقع الان همه اعضای خانواده از هم گله می‌کنند که همسر، شریک یا فرزندشان به انداره کافی به مناسبات خانوادگی توجه نمی‌کند و همه وقتش را در اینترنت می‌گذراند و این موضوع را نوعی خشونت رفتاری ارزیابی می‌کنند. اما به طور طبیعی این شکایت از سوی سالمندان بیشتر است؛ چون هم دنیای تکنولوژی را کمتر می‌شناسند و درک می‌کنند، هم به خاطر اینکه میزان افسردگی در آنها بیشتر است و به توجه نیاز بیشتری دارند. ما به طور کلی به همه توصیه می‌کنیم در استفاده از اینترنت تعادل را رعایت کنند و به اعضای خانواده‌ها به طور خاص تاکید می‌کنیم که در حضور سالمندان کمتر از این ابزارها استفاده کنند و رابطه ملموس و واقعی با سالمندشان داشته باشند.»

این روانشناس معتقد است: «در عین حال نباید فایده‌های اینترنت و تکنولوژی را برای سالمندان از یاد برد. برای اینکه آنها منزوی نشوند، خوب است به آنها کار با این ابزار را یاد بدهیم و از آن استفاده‌هایی بکنیم به سود سالمندان. ایجاد رابطه اجتماعی، تماشای فیلم و دنبال کردن اخبار تنها بخشی از این استفاده‌هاست. سالمندان می‌توانند از برخی از نرم‌افزارها برای کنترل سلامت خود استفاده کنند، با اعضای خانواده یا اورژانس مرتبط شوند و خلاصه این ابزار باعث توانمندی‌شان شود نه ضعف‌شان.»