صفحه اصلی  »  2015 October
آبان
۸
۱۳۹۴
خود تخریبی یا خشونت علیه خود
آبان ۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Martin Cooper

دکتر نسرین ادیب راد – مشاوره و روان درمان

خود تخریبی یعنی آسیب رسانی داوطلبانه به خود. گاهی اوقات انسانها کارهایی می کنند که به خود آسیب می رسانند.در افرادی که این اختلال وجود دارد به دلیل عدم توانایی در کنترل و مدیریت خود، رفتار خود تخریبانه به صورت الگوی غالب دیده می شود. شدید ترین حالت خود تخریبی، خودکشی است ولی رفتار خود تخریبانه و خشونت علیه خود بسیار گسترده تر از خودکشی است.

به طوری که می تواند طیف وسیعی از  رفتارهای خود ایثار گرانه بیش از حد، تحمل رنج و آسیب، عدم مراقبت کردن و غفلت از خود شروع شده  تا بریدن و صدمه جسمی به خود را در بربگیرد.

یکی از زمینه های مهم خود تخریبی، تنفر از خود است. نفرت از خود نشانگر رفتارهای ناکارآمد در مورد رابطه فرد با زندگی ست.افراد متنفر از خود تصور می کنند یک چیز بد و سمی در زندگی و وجود آنها قرار دارد و دایم تلاش می کنند این چیز بد و نفرت انگیز را در وجود خود کنترل کنند.

آنها برای کنترل این بخش از وجود خود ممکن است شرایط سوء استفاده یا صدمه ای را متحمل شوند که می تواند به تجربه دوران کودکی آنها برگردد.

این افراد تصور می کنند حتما نقصی دارند که این بلاها بر سرشان می آید یا مستحق چنین رفتارهایی هستند. با این فرض گاهی فرد ممکن است خودش را در شرایطی قرار دهد که متحمل رنج و عذاب شود. نام های دیگرخود تخریبی، خود شکنی، انکار خود، یا خود نابودی است. در این افراد رفتارهای خودتخریبگرانه برای سرکوبی بخشهای بد شخصیتشان به کار گرفته می شود.

انواع رفتارهای خود تخریبی

برای این که یک رفتار را خود تخریبانه بدانیم لازم نیست که حتما تخریب فیزیکی یا آسیب رسانی جدی رخ دهد. هر نوع به زحمت انداختن خود برای دیگران، اجازه دادن و تحمل بد رفتاری دیگران، عدم توجه به خود و به مهلکه انداختن خود می تواند جزو رفتارهای خود تخریبانه باشد. گسترده ترین رفتار خود تخریبانه عبارت است از اختلالات خوردن،  اعتیاد به الکل و مواد مخدرو نیز اعتیاد به قمار.

هر نوع خرابکاری علیه خود و یا رفتاری که به طور مستمر منجر به سقوط و شکست خود می شود از دیگر رفتارهای خود تخریبی است

خود آزاری به طور شگفت آوری در بین جوانان در سرتاسر جهان شایع است همچنین در بین بزرگسالان داری اختلالات شخصیت مرزی این رفتار بسیار دیده می شود شخصیتهای مرزی با نوسانات خلق شدید، رفتارهای تکانشی، خود تخریبی، تفکر خودکشی و مشکلات ارتباطی شناسایی می شوند. افرادی که رفتار خود تخریبی و صدمه زنی به خود دارند ۷۵ برابر بیشتر دست به خودکشی می زنند.

دو نوع چرخه رفتار خود تخریبی

– الگوی اول با استرس شدید شروع می شود به دنبال آن فرد احساس غرقه شدن در شرایط غیر قابل کنترل دارد. احساس می کند نمی تواند با شرایط سازگار شود. بسیار حساس شده و حس خود تخریبی اش نشانه می رود سپس دست به خود نوعی تخریبی می زند و سپس احساس تخلیه و یا رها شدن از درد دارد.

– در حالت دوم فرد احساس طرد و نا امیدی دارد. به دنبال این احساس از دیگران جدا می شود سپس دچار احساس بی تفاوتی، گم شدگی عدم وصل و عدم ارتباط با واقعیت پیدا می کند به دنبال آن حس خود تخریبی اش نشانه می رود و سپس با دردی که به خود می دهد با واقعیت متصل می شود. در این زمان احساس زنده بودن و سپس قدرت عمل پیدا می کند.

صدمه زنی به خود یا خشونت علیه خود یک راه ابتدایی برای مقابله با بیحسی عاطفی است. بی حسی عاطفی در این افراد به قدری غیر قابل تحمل است که تحمیل رنج جسمی و فیزیکی باعث می شود که زندگی قابل تحملتر شود.

وقتی فرد از نظر فیزکی درد می کشد دردی که قابل دیدن و لمس کردن است، درد بیحسی عاطفی که به مراتب غیر قابل تحمل تر است را فراموش می کند و به دنیای حس بر می گردد. از طریق درد کشیدن این افراد با نوازش منفی “بودن” خود را به رسمیت می شناسند. “من درد می کشم پس من وجود دارم”.

این مطلب ادامه دارد…

آبان
۷
۱۳۹۴
استفاده امن از اینترنت برای قربانیان خشونت خانگی
آبان ۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:ra2studio/Bigstock.com

خانه امن: صحبت کردن درباره خشونت خانگی، به ویژه هنگامی که از خشونت خانگی جان سالم به در برده اید، شهامت می خواهد. بعضی اوقات ممکن است برایتان راحت تر باشد که درباره این موضوع با دیگران، دوست، یکی از اعضای خانواده، وکیل، یا هر فردی دیگری  از طریق تلفن یا ایمیل صحبت کنید.

اگر در رابطه خشونت آمیزی به سر می برید، اقداماتی وجود دارد که می توانید انجام دهید تا اطمینان حاصل کنید که وقتی از طریق تلفن یا ایمیل ارتباط برقرار می کنید، یا در اینترنت به دنبال منابعی درباره خشونت خانگی هستید، برای شما امن و بی خطر است.

استفاده امن و بی خطر از اینترنت

جستجوی محرمانه

به صورت پیش فرض، هر مرورگر اینترنتی که از آن استفاده می کنید دو چیز را، حتی پس از آنکه کامپیوترتان را خاموش کنید، ذخیره و نگهداری خواهد کرد:

  • وب سایت هایی که آنها را بازدید کردید
  • تمام جستجوهایی که انجام داده اید

 هر مرورگر، حتی آنهایی که در تلفن یا تبلت هستند، گزینه ای برای جستجوی محرمانه (private browsing) دارند تا این داده ها هرگز ذخیره نشوند. اگر می خواهید نحوه استفاده از اینترنت خود را از فرد پرخاشگر یا هرکسی که به کامپیوتر، تلفن، یا تبلت شما دسترسی دارد دور نگه دارید، به شما اکیداً توصیه می کنیم از جستجوی محرمانه استفاده کنید.

پاک کردن تاریخچه مرورگرتان (Browser History)

اگر سراغ وب سایت هایی رفتید و یا جستجوهایی انجام دادید و از مرورگر محرمانه استفاده نکردید، می توانید تاریخچه خود را پاک کنید تا این اطلاعات در دسترس دیگران قرار نگیرد.اگر به دنبال وکیل یا خدمات دیگری هستید و نمی خواهید شریک پرخاشگر شما چیزی بفهمد، به شما اکیداً توصیه می کنیم تاریخچه مرورگر خود را پاک کنید.

دیگر گزینه ها

اگر انجام این کارهای مرتبط با فناوری برایتان راحت نیست، یا اصلا کار با کامپیوتر برایتان آسان نیست، گزینه های دیگری نیز هست که احتمال «جاسوسی کردن» فرد پرخاشگر را درمورد استفاده شما از اینترنت کاهش می دهد.

  • از کامپیوتر در کافی نت استفاده کنید
  • از کامپیوتر، تلفن، یا تبلت دوستی مورد اعتماد یا عضوی از خانواده تان استفاده کنید.در مورد این گزینه ها، باید آگاه باشید که تاریخچه وب سایت ها  و جستجوی شما ممکن است کماکان در دستگاهی که از آن استفاده می کنید ذخیره شود.

اگر وب سایت، آدرس ایمیل، شماره تلفن، یا اطلاعاتی دیگری وجود دارد که به آن ها نیاز دارید، قبل از آنکه آن اطلاعات را از تاریخچه مرورگر یا ایمیل خود پاک کنید، آن ها را در جایی امن یادداشت و نگهداری کنید.

استفاده امن و بی خطر از ایمیل

تغییر رمز عبورها یا پسوردها

یکی از بهترین راه ها برای اینکه اطمینان داشته باشید فقط خودتان به ایمیلتان دسترسی دارید  این است که به طور مرتب رمز عبورهای خود را تغییر دهید.

هنگامی که این کار را انجام می دهید، حتماً رمز عبوری را انتخاب کنید که حدس زدنش برای دیگران آسان نباشد. برای مثال، از روز تولد یا نام فرزندتان استفاده نکنید. وب سایت هایی وجود دارند که می توانند برای ایمیل یا دیگر حسابهایتان رمز عبورهای امن ایجاد کنند. مانند:https://identitysafe.norton.com/password-generator/

ذخیره کردن رمز عبورهای را غیرفعال کنید

تقریباً تمامی ارائه دهندگان ایمیل و همچنین بسیاری از وب‌سایت ها  گزینه ای دارند که وقتی وارد آن می شوید رمز عبور شما را به خاطر می سپارد تا هر بار که می خواهید وارد ایمیل خود شوید نیازی به وارد کردن رمز عبور نداشته باشید. اگرچه این کار باعث می‌شود که سریع تر

به ایمیل خود دسترسی داشته باشید، اما اگر این گزینه فعال باشد، هر کسی که به کامپیوتر شما دسترسی داشته باشد می تواند ایمیل شما را باز کند. حواستان باشد که روی این گزینه ها  (remember me on this computer) یا (save this password) کلیک نکنید.

ایمیلی جدید ایجاد کنید

اگر می خواهید به وکیل یا شخص دیگری درباره خشونت خانگی که با آن مواجه هستید و تجربه می کنید ایمیل بزنید، شاید بهتر باشد یک آدرس ایمیل جدید ایجاد کنید. این کار خیلی مفید خواهد بود اگر می خواهید اطلاعات شما  گمنام بماند یا هنگامی که آدرس ایمیلتان شامل اسمتان یا دیگر اطلاعاتی است که هویت شما را مشخص می کند.

به درستی ایمیل ها را پاک کنید

چه از ایمیل فعلی خود استفاده می کنید و چه ایمیل جدیدی درست کرده اید، بهتر است ایمیل هایی که درباره وضعیت خود به وکیل یا اعضای خانواده خود فرستاده اید یا از آن ها ایمیل دریافت کرده اید را ثبت نکرده باشید. بنابراین، حواستان باشد که حتماً ایمیل ها را به درستی پاک کنید.

در مورد هر ایمیلی که می فرستید، یک کپی از آن در پوشه «موارد ارسالی» (Sent) یا «صندوق خروجی»  (Outbox) ایجاد می شود.

برای اینکه آن ایمیل را پس از ارسال برای همیشه پاک کنید، باید پوشه «صندوق خروجی» یا «موارد ارسالی» را باز کنید، پیغام هایی را که قصد پاک کردنشان را دارید انتخاب کنید و سپس گزینه «حذف کردن» (delete) را انتخاب کنید.

باید به این موضوع توجه داشته باشید که صرفاً چون ایمیلی را پاک کرده اید به این معنا نیست که آن ایمیل برای همیشه پاک شده است.

آخرین گام این است که پوشه «موارد حذف شده» (Deleted) یا «سطل زباله» (trash) را باز کنید، آن پیغام یا پیغام ها را انتخاب کنید، و سپس روی گزینه حذف کردن کلیک کنید. این گام آخر برای اینکه ایمیلی را که در صندوق ورودی (inbox) دریافت و پاک می کنید برای همیشه حذف شود، الزامی است.

آبان
۷
۱۳۹۴
مردان علیه خشونت، چرا و چگونه؟
آبان ۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

محسن فرشیدی

در طول تاریخ، مردان به شکل‌های مختلف زنان را مورد انواع خشونت‌ها قرار داده‌اند. این خشونت‌ها با وجود تفاوت‌ در شکل‌های ظاهری، اما به یک دلیل عمده شکل گرفته‌اند و آن سلطه‌ مردان بر زنان یا همان مردسالاری بوده است. جنایاتی از جمله زنده به گور کردن، سوزاندن و یا به دریا انداختن تنها نمونه‌هایی از آن‌ها هستند.

در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته‌ امروز، برخی از این خشونت‌ها تا دو-سه قرن گذشته نیز رایج بوده است. فارغ از موقعیت جغرافیایی یا دلیلی که باعث چنین اعمالی شده‌اند، همگی آن‌ها در یک موضوع اشتراک داشته‌اند؛ عاملیت مردان

مردسالاری

سلطه‌ مردان بر زنان به شکل‌های مختلف را مردسالاری می‌گویند. زنان در جوامع مردسالار نه تنها از فرصت‌های برابر اجتماعی و اقتصادی برخوردار نمی‌شوند که به شکل‌های مختلف مورد انواع خشونت‌ها قرار می‌گیرند. بسیاری از قوانین، فرهنگ‌ها و سنت‌ها در طول تاریخ نسل به نسل ادامه پیدا کرده‌اند.

هر چند شکل بسیاری از آن‌ها دچار دگرگونی‌های زیادی شده‌ است، اما بسیاری از آن‌ها در ماهیت، ساختار خود را حفظ کرده‌اند.

زنان در چنین جوامعی کمتر فرصت حضور در عرصه‌های تاثیرگذار اجتماعی و سیاسی را پیدا می‌کنند و به این دلیل فرصت توانمندسازی خود را در یک بازده زمانی طولانی مدت که قابلیت انتقال به زنان نسل‌های آینده را نیز داشته باشد به دست نمی‌آورند.

در طول تاریخ عموما این مردان بوده‌اند که قوانین کشورها را نوشته‌‌اند و یا اینکه قضاوت و حکم صادر کرده‌ و در ادامه سنت‌ها و عرف‌ها را زمینه سازی کرده‌اند.

به عنوان نمونه قانون اساسی کشور فرانسه سال ۱۹۵۸، قانون اساسی آلمان ۱۹۴۹ و قانون اساسی آمریکا در سال ۱۷۸۹ نوشته شده‌اند. دیگر کشورها هم وضعیتی مشابه دارند. در چنین سال‌هایی در اکثر کشورها زنان امکان مشارکت در نوشتار قوانین را نداشته و حتی از حق رای نیز برخوردار نبوده‌اند.

هرچند تا به امروز اصلاحیه‌هایی بر روی این قوانین صورت گرفته است، اما  با این وجود در بخش‌هایی از قوانین کشورها هنوز مردسالاری وجود دارد.

دنیایی که امروز در آن زندگی می‌کنیم با گذشته تفاوت‌های زیادی کرده است. یکی از این تفاوت‌ها حضور گسترده و موثر زنان در جامعه است. موضوعی که تا یک قرن گذشته بسیار محدود و یک امر غیر معمول حساب می‌شده است. امروزه ضرورت حضور تمامی افراد یک جامعه برای توسعه و پیشرفت یک کشور بر کسی پوشیده نیست. حذف هر کدام از گروه‌های انسانی به دلیل جنس، جنسیت و یا گرایش جنسی آن‌ها در واقع محروم کردن دیگر افراد جامعه نیز از استعداد‌ها و توانایی‌های یک عضو خود است که این موضوع می‌تواند مستقیم یا غیر مستقیم روی تمامی افراد جامعه تاثیر بگذارد. هر انسانی باید فرصت حضور موثر در اجتماع و رشد شخصیت و استعداد‌های خود را داشته باشد و دولت‌ها این مسئولیت را بعهده دارند تا زمینه‌های آن را فراهم سازند.

در دنیای امروز این موضوع یکی از اصل‌های مهم حقوق بشر محسوب می‌شود. هر مانعی در جهت جلوگیری از آن، چه از سوی اعضای خانواده باشد یا دیگران، نوعی از تبعیض جنسیتی و شکلی از خشونت است. با این وجود در برخی کشورها از جمله ایران قوانین رایج، زنان را صرفا به دلیل جنس آن‌ها، از بسیاری از فرصت‌های اقتصادی و حضور در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی محروم کرده است.

رابطه میان پیشرفت جامعه و حضور گسترده زنان در اجتماع

مردان به عنوان وارثان انسان‌هایی که در طول تاریخ از عاملین اصلی خشونت علیه زنان بوده‌اند باید تلاش بیشتری در دنیای امروز برای رفع هر گونه خشونت یا تبعیض بر مبنای جنسیت صورت دهند.

اضافه بر آن و همزمان با پیشرفت علوم اجتماعی در قرن بیست و یکم، این واقعیت که توسعه و پیشرفت یک کشور زمانی به دست می‌آید که از تمامی ظرفیت‌ها و گروه‌های انسانی آن استفاده شود بر کسی پوشیده نیست.

مردان به عنوان نیمی از جامعه که در پیشرفت یک کشور سهم دارند باید در برداشته شدن موانع حضور زنان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی پیشرو باشند.

این موضوع هم از منظر فردی و هم عمومی بر آن‌ها  تاثیرات مثبت فراوانی خواهد داشت. هرگونه تبعیض جنسیتی جدا از اینکه حقوق انسانی یک فرد را لگدمال می‌کند، یک جامعه را نیز از استعدادهای  خود محروم می‌کند و این موضوع روی تمامی شهروندان از جمله مردان  تاثیرات منفی خود را می‌گذارد.

ضرورت تاکید مردان بر شروط ضمن عقد و قوانین برابر

بنابر آمارهای موجود، بیشترین خشونت‌ها در خانه و از سوی مردان صورت می‌گیرد. خشونتی که در خانه انجام می‌شود به دلیل اینکه در یک محیط بسته و به دور از چشم دیگران و اضافه بر آن به دلایل متعدد فرهنگی از سوی فرد آزار دیده عمومی نمی‌شود دارای پیچیدگی‌های زیادی است که رسیدگی به وضعیت آزارگر و آزاردیده را مشکل‌تر می‌کند.

هر چند بسیاری از این خشونت‌ها مخفی می‌مانند، اما تاثیرات مخرب آن در زندگی هر کدام از اعضای خانواده به شکل‌های مختلف آشکار می‌شود. هر چقدر خشونت در یک خانواده بیشتر باشد، امنیت روانی، آسایش و کیفیت مطلوب آن زندگی نیز کمتر خواهد شد. زمانی یک زندگی مشترک می‌تواند با کیفیت و دوام داشته باشد که زوجین احساس برابری نسبت به هم داشته باشند، بدین معنا که وابستگی کامل اقتصادی یا دیگر وابستگی‌ها وجود نداشته باشد.

مردان زمانی معنی واقعی عشق را خواهند چشید که همسر قدرتمند و مستقلی داشته باشند. در چنین رابطه‌ای است که انتظارات به حداقل می‌رسد و عوامل خشونت ورزیدن از بین می‌رود.

اگر چه در قوانین فعلی ایران تبعیض‌های پرشماری علیه زنان وجود دارد، اما مردان با تاکید بر شروط ضمن عقد و همچنین فراهم سازی دیگر ملزومات یک زندگی برابر می‌توانند شرایطی را رقم بزنند که هم احترام وعلاقه‌ خود به یک زندگی بدون خشونت و در شرایط برابر را اثبات کرده و هم در نهایت خود نیز از اثرات این آسایش و امنیت روانی در خانه سود ببرند.

رابطه‌ جنسی بهتر در یک زندگی برابرتر

رابطه‌ جنسی یکی از دلایل اصلی شکل گیری یک رابطه کوتاه یا بلندمدت است. هر چند شکل‌های گوناگون و متفاوتی از روابط جنسیِ میان انسان‌ها وجود دارد، اما همگی آن‌ها در برخی موارد مشترکات و ملزوماتی دارند که از مهمترین این ملزومات رضایت کامل فرد یا افرادِ در یک رابطه است. هر انسانی تمایل به یک رابطه‌ جنسی بهتر و با کیفیت‌تری را دارد. امروزه برای این منظور وسایل، فیلم‌ها و کتب آموزشی فراوانی وجود دارند. اما قبل از آن، یک رابطه‌ جنسی مطلوب به چند عامل اصلی دیگر نیز احتیاج دارد که آمادگی جسمی و عوامل روحی و روانی از مهم‌ترین آن‌ها هستند.

در رابطه‌ای که شکل‌های مختلف خشونت در آن وجود داشته باشد، فرد آزارگر و قربانی نمی‌توانند چنین رابطه‌ای را در دراز مدت داشته باشند. مردان به عنوان عاملین اصلی خشونت، قبل از هر راهکاری برای دستیابی به یک رابطه‌ جنسی با کیفیت‌تر، باید تلاش خود را در جهت رفع قوانین تبعیض‌آمیز علیه شریک زندگی خود انجام داده و در جهت رفع موانع حضور زنان در اجتماع به سهم خود تلاش بیشتری صورت دهند.

وقتی مجموعه این عوامل را در کنار هم قرار می‌دهیم آن آرامش و امنیت روانی در دسترس‌تر می‌شود و چشم‌انداز یک زندگی با کیفیت، بادوام و همراه با  رابطه‌ جنسی مطلوب تری قابل تصور خواهد بود.

عدم موفقیت مردان آزارگر در اجتماع

مردانی که دست به اقدامات خشونت آمیز در محیط خانه می‌زنند، جدای از مشکلاتی که برای شریک زندگی خود ایجاد می‌کنند، برای خود نیز مشکلات متعددی را درست می‌کنند.

چنین مردانی حتی اگر در کشورهای مردسالار از سوی مقامات قضایی محکوم نشوند، اثرات ناشی از این اقدامات بر روح و روان آن‌ها تاثیرات مخربی به جا می‌گذارد.

اضافه بر آن فرزندانی که شاهد چنین خشونت‌هایی هستند نیز به نوعی متحمل خشونت می‌شوند. فرصت پیشرفت چنین مردانی در اجتماع و مشاغل به دلیل پایین آمدن کارایی آن‌ها در اثر مشکلات روانی متعدد پایین آمده و جسم آن‌ها نیز به شدت آسیب می‌بیند.

واقعیت این است که عموم مردانی که در خانه مرتکب خشونت می‌شوند و سعی در مخفی کردن آن می‌کنند، دچار بیماری‌های روحی و روانی فراوانی می‌شود که قابل مخفی کردن نیستند و تاثیرات مخرب آن  در شغل و موقعیت اجتماعی آن‌ها نمایان خواهد شد.

کاهش خشونت‌ها، با مشارکت مردان در کمپین‌های اجتماعی

یکی از روش‌های موثر در کاهش خشونت‌ها، حضور گسترده مردان در کمپین‌های اجتماعی و با محوریت مقابله با خشونت علیه زنان است.

این نوع کارزارها آگاهی فردی مردان نسبت به مقوله‌ خشونت را بالاتر خواهد برد و آن‌ها را به شبکه‌های فعالین برابری طلب وصل می‌کند و از طریق این شبکه‌ها ضمن اینکه در جهت رفع خشونت تلاش می‌کنند، خود نیز با احساس مسئولیت در زندگی شخصی خود دست به اقدام خشونت آمیز نخواهند زد.

همچنین هر چه بیشتر شدن این کارزارها، دیگر مردان را نیز تشویق به حضور در آن‌ها خواهد کرد. در سال‌های گذشته و در وسعت جهانی کمپین مختلفی از سوی مردان در مقابله با خشونت شکل گرفته است.

یکی از شناخته‌ شده ترین آن‌ها، کمپین روبان سفید است. این کمپین در پی خشونت‌های گسترده علیه زنان در سال ۱۹۸۹ از سوی مردان در کانادا شکل گرفت و بعد از مدت زمانی کوتاه به پنجاه کشور دیگر نیز گسترش پیدا کرد.

مردانی که در این کمپین شرکت کردند سکوت در مقابل خشونت را به نوعی تایید خشونت می‌دانستند و دیگران را تشویق به محکوم کردن خشونت علیه زنان در هر محیط و شرایطی می‌کردند.

از این دست کارزارها امروزه در بسیاری از کشورها وجود دارند و مردان با مشارکت گسترده خود می‌تواند این پیام را به دیگر مردان آزارگر وهمچنین زنان جامعه برسانند که خشونت را تایید نمی‌کنند و معتقد به یک زندگی برابر در چهارچوب‌های انسانی هستند.

واقعیت این است فردی که آزارگر است، این بیماری در او چند روزه درمان نمی‌شود. اگر مردی به این آگاهی برسد که دیگر نباید دست به اعمال خشونت‌آمیز بزند باید روند درمان خود را شروع کند.

بسیاری از مردان آزارگر بعد از بروز خشونت پشیمان شده و قول به عدم تکرار آن داده‌اند. اما بدون روش‌های درمانی روانی و همچنین قوانین سخت‌گیرانه این چرخه خشونت بعد از چند روز آغاز و تکرار می‌شود.

ایجاد مراکز درمانی و مشاوره به مردان آزارگر، توانمندی زنان، وجود قوانین سفت و سخت علیه آزارگران و بالا بردن سطح آگاهی و آموز‌ش‌های اجتماعی می‌توانند به کاهش خشونت‌های خانگی کمک کنند.

در انتها باید تاکید کرد که مردان نیز به مانند زنان تمایل به زندگی در خانه‌ای دارند که رفاه و آسایش داشته باشد و در جامعه‌ای با امنیت جسمی، روانی و شغلی زندگی کنند.

با نگاهی به کشورهای توسعه یافته جهان می‌توان نتیجه گرفت که چنین آمال‌هایی تنها زمانی به دست خواهند آمد که زنان به عنوان نیمی از جامعه، در شرایطی برابر و همپای مردان در در تمامی عرصه‌های اجتماع  حضوری گسترده داشته باشند و مردان در جهت حذف تبعیض‌های جنسیتی و کاهش انواع خشونت‌ها تلاش‌های موثر و مستمرتری از خود نشان دهند.

آبان
۶
۱۳۹۴
تأثیر خشونت خانگی برکودکان
آبان ۶ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

عکس:soupstock/Bigstock.com

خانه امن:داده‌های مهم و فراوانی نشان می‌دهند کودکانی که در رابطه‌های پُر زَد و خورد زندگی می‌کنند، ناخوشایندترین نوع خشونت علیه کودک را تجربه می‌کنند.

اینکه آیا یکی از والدین، آنها را مورد خشونت فیزیکی قرار می‌دهد یا خیر، اهمیت کمتری دارد؛ زیرا مسأله‌ بسیار مهم‌تر، زخم‌های روحی و روانی است که با دیدن کتک خوردن مادر توسط پدر در آنها به جا می‌ماند.

تخمین زده شده که خشونت در خانواده در ۳ تا ۴ میلیون خانوار آمریکایی شیوع دارد. اگر در هر خانه ۲٫۵ کودک زندگی کند، به این معناست که ۷٫۵ میلیون کودک در سال خشونت یاد می‌گیرند؛ یا به عنوان تماشاگر و یا به عنوان شرکت‌کننده در خشونت.

کودکانی که در خانه‌ای زندگی می‌کنند که در آن خشونت رخ می‌دهد، همیشه تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند.

تحقیقات نشان می‌دهد که خشونت در خانواده ممکن است تنها عامل بسیار مهم در بدرفتاری کودک باشد. نرخ خشونت علیه کودک و یا غفلت جدی در خانه‌ای که خشونت خانگی در آن شایع است، ۱۵۰۰ درصد بیشتر از میانگین ملی است. کودکانی که تحت تأثیر خشونت خانگی هستند، احتمالاً غفلت بیشتری را تجربه می‌کنند و بیش از نیمی از آن‌ها خودشان به صورت فیزیکی مورد خشونت قرار می‌گیرند.

نیازی نیست کودکان شاهد خشونت باشند تا تحت تأثیر آن قرار گیرند. واضح است که کودکانی که مورد خشونت قرار می‌گیرند، بسیار رنج می‌برند. اما کودکانی که شاهد خشونت هستند نیز به همان اندازه تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

کودکان همچنین عواقب خشونت را پس از آنکه اتفاق می‌افتد می‌بینند. ممکن است زخم، لباس پاره شده، اشیای شکسته، وسایل متلاشی، جای مشت روی دیوار، و چشمان پُف کرده را ببینند. آن‌ها تنش را حس می‌کنند، از فرد پرخاشگر می‌ترسند، و احساس امنیت نمی‌کنند.

وقتی کودک به طور مستقیم یا غیر‌مستقیم شاهد خشونت است، این امر می‌تواند مانع رشد جسمی، شناختی، روانی، و اجتماعی او شود.

بعلاوه، کودکان معمولاً در بین دعوا گرفتار می‌شوند. کودکان اغلب فکر می‌کنند که آن‌ها به نوعی باعث خشونت شده‌اند؛ و اینکه اگر رفتارشان خوب بود، چنین اتفاقی نمی‌افتاد و یا اینکه می‌توانستند خشونت را متوقف کنند یا از وقوع آن پیشگیری کنند.

تصویر یک کودک در خانه‌ای که در آن خشونت است

گزارش‌های مادرانی که مورد خشونت قرار گرفته‌اند نشان می‌دهد که ۸۷ درصد کودکان شاهد خشونت هستند.

از آن‌ جایی که رابطه‌های نخستین، اساس همه‌ رابطه‌های بعدی را شکل می‌دهند، استرس مرتبط با خشونت در سنین پایین می‌تواند برای رشد آتی کودک مشکل‌ساز شود.

شواهد حاکی از آن است که برای بسیاری از کودکان، پرخاشگری و خشونت در سن ۳ تا ۴ سالگی زمینه‌ خشونت و ارتکاب جرم را در آینده فراهم می‌کند.

محققان در بین کودکان پیش‌دبستانی که شاهد خشونت هستند نشانه‌هایی از وحشت یافتند که در اعمالی مانند جیغ زدن کودک، زودرنجی، قایم شدن، لرزیدن و لکنت زبان نمایان بود. اغلب دچار بی‌خوابی، راه رفتن در خواب، کابوس، و شب ادراری می‌شوند.

تأثیر خشونت خانگی بر کودکان

خشونت فیزیکی و غفلت: علاوه بر افزایش احتمال خشونت علیه کودکان و غفلت، ممکن است کودکان هنگامی که تلاش می‌کنند از مادرشان محافظت کنند آسیب ببینند و یا در میان دعوا گرفتار شوند.

دردهای فیزیکی: ممکن است کودکان از دردهای فیزیکی مرتبط با استرس، مانند سردرد، جوش، زخم، و اختلالات خودایمنی، رنج ببرند.

پرخاشگری و مشکل در تعامل با افراد هم سن و سال‌: بعضی از کودکان خشونتی را که در خانه شاهد آن هستند تقلید می‌کنند. بعضی دیگر ممکن است به عنوان ابزاری برای امن نگه داشتن خود، از اجتماع کناره‌گیری کنند.

رفتارهای رایج: ممکن است کودکان دچار از دست دادن اشتها، کابوس، ترس از غریبه، بداخلاقی، و شب ادراری شوند. این کودکان اغلب دچار تأخیر در یادگیری و مشکلات گفتاری و شنیداری می‌شوند.

ویژگی‌های رایج کودکان خانواده‌های خشن

آنچه که در ادامه می‌آید ویژگی‌ها و رفتارهایی است که کودکانِ خانواده‌های خشن در معرض آن هستند. طبیعتاً، همه‌ کودکان این ویژگی‌ها را ندارند، و بسیاری از کودکان می‌توانند از خشونت فرار کنند بدون اینکه آسیبی ببینند. همچنین، بسیاری از این ویژگی‌ها ممکن در کودکانی دیده شود که در خانه‌های بدون خشونت فیزیکی زندگی می‌کنند. اما الگوهای خاصی وجود دارد که قویاً نشان می‌دهد که کودک خشونت را تجربه می‌کند یا شاهد آن است.

رفتار منزوی / بی‌تفاوت: افسردگی کودکی، احساس بی‌قدرت بودن، رفتار غیر اجتماعی و منفعل، دمدمی مزاج، بیش از حد کنترل‌شده، اعتماد به نفس پایین

رفتار خشن / پرخاشگرانه: خشم، عصبانیت بارز، آستانه‌ تحمل پایین، ضعیف در معاشرت‌های اجتماعی، به سختی قابل کنترل است، عزت نفس پایین

خجالت و احساس حقارت بخاطر متعلق بودن به یک خانواده‌ غیرسالم

احساس گناه و مسئولیت بخاطر خشونت در خانواده

لکه‌ ننگ: احساس متفاوت بودن

ترس‌های فیزیکی

ترس از نزدیکی و صمیمیت: بی‌اعتماد، گارد گرفته، در حالت آماده‌باش

بی‌اعتماد به جنس مذکر (جنس مذکر و مؤنث)

احساس هم‌نوعی با فرد پرخاشگر (بیشتر مذکر)

احساس هم‌نوعی با قربانی (بیشتر مؤنث)

ارزش‌های مبهم: استفاده از نیروی فیزیکی، به عنوان یک ابزار قابل قبول برای مسلط بودن تلقی می‌شود (بویژه کنترل زنان توسط مردان). “حق با کسی است که قدرت داشته باشد.” “مردان مهربان بازنده هستند.”

وفاداری و احساسات مبهم و متضاد نسبت به والدین: احساس عشق / نفرت به هر دو والدین؛ خشم، افسوس، و تحقیر نسبت به فردی که مورد خشونت قرار می‌گیرد؛ خشم، ترس و احترام به فرد پرخاشگر.

کودک با رفتار مادرگونه یا پدرگونه: زود مادری کردن، جابجایی نقش

مشکلات و شکایات جسمی

مشکلات یادگیری

رفتار جنسی که به عنوان ابزای برای بیان قدرت و خشم دیده می‌شود و نه عشق و محبت

نقاط قوت کودکانی که در معرض خشونت خانگی و بی‌خانمانی هستند

انعطاف‌پذیر بودن

مهارت‌های قدرتمند برای بقا و نجات‌یافتگی

مهارت‌های حل مسئله

آگاهی از احساسات و عواطف دیگران

بلوغ

همدلی

خلاقیت

منبع: Doorways VA

آبان
۵
۱۳۹۴
حامله بود نمی دانست از پدر یا برادرش
آبان ۵ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

رویا تاجی-روزنامه نگار

فقط توانستم برایش “کاندوم و قرص های ضد بارداری بخرم ” معلم فرزانه بغضش را خورد و گفت :”فرزانه ۱۱ ساله بود که از پدر یا برادرش باردار شد”.

رفتارش عجیب بود صبح اولین نفری بود که به مدرسه می آمد و آخرین نفری بود که از مدرسه دل میکند تمام کلاس ها نگاهش را می دوخت به تخته سیاه و حرف نمیزد…گوشه گیر و ساکت …

از هزار راه رفتم تا سر سفره درد و دلش بشینم ، به بهانه کارهای اضافه در مدرسه نگه اش می داشتم و او هم از ماندن در مدرسه استقبال میکرد .انگار از رفتن به خانه هراس داشت از خودم و خانواده ام برایش گفتم از قصه زندگیم …فکر همه چیز را میکردم جز این که بگوید :” من حامله ام .. نمی دانم از پدر یا برادرم . ولی حامله ام ” .

هنوز در شوک جمله اولش مانده بودم که گفت : ” مادرم می داند ،خودش مرا در اختیار پدر و برادرم میگذارد” .زمان برای حرف نبود به خانه اشان رفتم جایی میانه شهر ، زنی در اتاق میهمانی پذیرای ما بود با قامتی بلند و لاغر اندام .

گفتم من معلم فرزانه ام میدانید فرزانه باردار است ، با چهر ه ای سرد نگاهش را به گل های فرش گره زد و گفت :” پدرش جوان است ، خودم نمی توانم راضیش کنم . نمی خواهم دنبال زن دیگری برود ، پسرم هم جوان است من چه می دانم این دختر های خیابان چه مرضی دارند . فرزانه مال خودمان است .تا وقتی شوهر کند “.

با این زن حرفی نداشتم ساعت ها آنجا بودم ولی در چهره اش هیچ اثری از ندامت نبود .فرزانه را به دوستم که روانشناس بود معرفی کردم و برایش قرص ضد بارداری و کاندوم خریدم ….

تعدادشان کم نیست .. اما آمارشان کم است . آخرین آمار زنا با محارم را روزنامه رسالت به نقل از  رییس انجمن آسیب های اجتماعی نوشت: آماری که از تشکیل ۵۲۰۰ پرونده قضایی در کشور در مورد رابطه جنسی برادر با خواهر و پدر با دختر خبر داد. چهارهزارپرونده تجاوز برادر به خواهر و ۱۲۰۰ پرونده درخصوص تجاوزپدربه دختر.”(۱)

دخترانی که قربانی خشونت خانگی می شوند و بسیاری از آنها حتی تعریف مشخصی از خشونت، تعرض و تجاوز ندارند.آنها حتی تعریف مشخصی از حق بدن  ندارند ،تعریفی که به گفته سوسن لچینانی مدرس تربیت معلم و نویسنده ، آموزش آن وظیفه اصلی آموزش و پرورش است .

او می گوید:  آموزش پرورش باید نگاه سیستماتیکی به موضوع خشونت های خانگی داشته باشد و با رویکرد پیشگیرانه به آن نگاه کند .

این مدرس تربیت معلم با تاکید بر نقش آموزش در کنترل و پیشگیری از خشونت خانگی به “خانه امن” می گوید:بسیاری از سوء استفاده‌های جنسی در سنین پایین اتفاق می افتد، قربانیان حتی ممکن است متوجه این مسائل نشوند و در مواردی هم کودکان با تهدید متجاوز و ترس از آینده سکوت میکنند.

لچینانی با اشاره به نقش مدرسه و معلم در این میان گفت : شناسایی این کودکان کار دشواری نیست ولی برقراری ارتباط و جلب اعتماد آنها بسیار سخت است . مسولان مدرسه پس از شناسایی این قربانیان باید به آنها اطمینان دهند که آنجا هستند تا به آنها کمک کنند .منشا آزار را شناسایی کنند و به انها مشاوره درست بدهد .

آموزش و پرورش ایران برای آموزش مباحث جنسی در مدارس راهکاری ندارد

این را سوسن لچینانی می گوید : به اعتقاد او  در آموزش و پرورش خلا هایی آموزشی و پرورشی وجود دارد و شناخت و آموزش مباحث جنسی مسکوت مانده است .

او می گوید : این آموزش زیر مجموعه تکالیف پرورشی این وزارتخانه است و نباید تنها به تعالیم دینی و اخلاقی در مدرسه محدود باشد .

مبحثی که از نظر این مدرس تربیت معلم وظیفه آموزش پرورش است اما از نظر معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش‌ و پرورش نه .

حمیدرضا کفاش، در گفت‌وگو با «شهروند» این وظیفه را بر دوش فضای اجتماعی گذاشت و گفت : “ببینیدکشور ما جمهوری اسلامی ایران است؛ نه غربی است و نه اروپایی. این‌طور نیست که مثلا ما آموزش‌های مربوط به حق بدن دانش‌آموزان را در جزوه‌هایی چاپ کنیم و به تیراژ میلیونی هم برسانیم و بتوانیم راحت کارمان را پیش ببریم. از نظر من این بیشتر از آن‌که به آموزش و پرورش مربوط باشد به فضای اجتماعی ما مربوط است”.(۲)

اما سوسن لچینانی می گوید: این وظیفه آموزش و پرورش است که با آموزش های اجباری ضمن خدمت ، آموزش را اول از خود معلمان شروع کند و آنها را با خشونت انواع آن و به خصوص خشونت خانگی آشنا کند و نحوه پیشگیری و درمان را در دستور کار قرار دهد .

به اعتقاد این نویسنده معلمان در مرحله بعد باید به خانواده آموزش دهند و بعد با زبانی قابل درک  برای سنین مختلف رویداد ها و اتفاقات مختلف را بازگو کنند.شنونده خوبی باشند .آرام و اطمینان بخش با بچه ها صحبت کنند و به آنها اطمینان دهد که میتواند کمکشان کند . اینها همه مهارت های است که نیاز به آموزش دارد و وظیفه اصلی آموزش و پرورش است .

امامعاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش‌ و پرورش به ” شهروند ” گفته است : “این یک واقعیت است که نمی‌توان همه مسائل را در جمع آموزش داد. مثلا مسائل مربوط به بلوغ و… در وهله اول به عهده خانواده‌هاست. مسائل تعلیم و تربیت، پیچیده است و نمی‌توان همه نوع آموزشی را به همه و در هر سنی داد. نمی‌توان در یک کلاس ۴۰ نفره ابتدایی، معلم وارد شود و بگوید بچه‌ها من امروز می‌خواهم به شما بگویم حق بدن شما چیست. یکی ممکن است بداند، یکی ممکن است خانواده‌اش سنتی باشد و برود خانه بگوید معلم‌مان چنین چیزی گفت، فردا پدر و مادرش می‌آیند و در مدرسه را گل می‌گیرند. این‌طور موارد را در کشور ما نمی‌توان به راحتی آموزش داد”.

در فرهنگ ما که فرهنگ دینی است و افراد مختلفی دراین‌باره تصمیم می‌گیرند، موضوع باید سنجیده شود. مثلا نمی‌شود وزارت بهداشت جزوه‌ای را منتشر کند و بگوید بچه‌ها باید آن را بخوانند، چون با ۱۰ جای دیگر باید هماهنگ شود”.(۲)

بهمن کشاورز وکیل دادگستری نیز معتقد است :  آموزش کودکان و نوجوانان و آگاهی دادن به آنها در خصوص رفتارهای عادی وغیر عادی که ممکن است اطرافیان با ایشان داشته باشند باید همیشه در برنامه کار باشد.(۳)

او در گفتگو با ایلنا گفته است : کودک از ابتدا به ویژه از طریق مادر  و معلمان زن باید آگاه شود که اطرافیانش حتی پدر و برادر و خویشان نزدیک تا چه حد حق دارند به او نزدیک شوند و چه نوع روابط عادی و کدام رابطه ها غیر عادی و ممنوع است و در صورت برخورد با چنین رفتارهایی چه باید بکنند و به چه کسی و یا کسانی اطلاع دهند.

به گفته این وکیل دادگستری، کودک و نوجوان باید به روشنی و بدون تعارف و مجامله بدانند چه نقاطی از بدن او حریم مطلق محسوب می شود و هیچ فردی حق لمس کردن و نگاه کردن به آن را ندارد جز در مواردی که مثلا ضرورت های بهداشتی و پزشکی ایجاب کند.

چه کسی باید مسائل جنسی را آموزش دهد؟

خانواده، دولت، آموزش و پرورش و رسانه‌هاست.این نظر بهمن کشاورز است .

این وکیل دادگستری با بیان اینکه آگاهی دادن و آموزش چیزی نیست که صرفا در حیطه وظایف آموزش و پرورش تعریف شود، می گوید: ‌ خانواده ها از طریق آموزش عمومی باید در خصوص این موارد بدون خجالت و ریا آگاهی پیدا کنند و این آگاهی ها را به نحوی که باعث اضطراب و در هم ریختگی ذهنی کودکان نوجوانان نشود به آنان منتقل کنند. (۳)

اما لچینانی معتقد است: این آموزش ها حتی برای خانواده ها هم وجود ندارد.

او با طرح این سوال که به خانواده ها چه کسی باید آموزش دهد؟میگوید: نقش آموزش و پرورش ،آموزش است ، خانواده از کجا باید بداند که چطور باید مبحث را مطرح کند ، ریشه همه این آموزش ها به آموزش و پرورش باز می گردد. اول معلمان و از معلمان به خانواده و کودک .

این مدرس تربیت معلم می گوید : آموزش باید از معلمان شروع شود تا با نحوه شناسایی و رفتار با قربانیان خشونت خانگی آشنا شوند .

او تاکید کرد: معلمان و مربیانی که آموزش ندیده اند می توانند به جای کمک و مشاوره درست به کودک قربانی نتایج بدتر و زیانبار تری را به  کودک تحمیل کنند .

این مدرس تربیت معلم با اشاره به مشاوران مدرسه و مراکز مشاوره که در هر منطقه آموزشی وجود دارد گفت : این افراد باید بدانند که ریشه خشونت کجاست و چگونه می توانند با قربانی رفتار کنند .

آنها باید بدانند که در بعضی موارد که کودک در خانه مورد خشونت قرار میگیرد باید چه روشی را در پیش بگیرند که کودک آسیب جدی تری نبیند .

لچینانی با اشاره به شرایط روحی کودکان در معرض خشونت خانگی گفت :دانش آموزانی که در دوران دبستان و پیش دبستانی  مورد آزار و خشونت خانگی قرار میگیرند واکنش های مشخصی را از خود بروز می دهند ، آنها از دوستان و برنامه ای عادی مدرسه دوری میکنند و گوشه گیر می شوند . در بیشتر کلاس ها تمرکز ندارند  و پرخاشگر می شوند .

در دوران بزرگ سالی بیشتر انها  آشفته اند در بیشتر موارد ساکت و گوشه گیر می شوند.

از این مدرس تربیت معلم  پرسیدم که آیا در کتاب‌های درسی آموزش هایی برای آگاهی از آزار و اذیت‌های جنسی آموزش داده می شود .گفت: به طور مستقیم نه ،ولی در کتاب های با تالیف جدید بیشتر متون و تصاویر به گونه ای طراحی شده اند که شکلی از یک خانواده امن آرام شاد و در نهایت آرامش را تعریف میکند .

در حقیقت آموش و پرورش با این تصاویر و متن ها به دنبال الگو سازی خانه امن برای بچه ها است .ولی باید  آموزش کادر آموزشی را در دستور کار خود قرار دهد تا از پرداخت هزینه های سنگین اجتماعی در آینده جلوگیری شود .

آبان
۴
۱۳۹۴
تغییر قوانین در عراق برای مبارزه با خشونت مبتنی بر جنسیت
آبان ۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

مترجم: میترا پهلوان

در عراق به طور میانگین یک پنجم زنان بین ۱۵ تا ۴۹ سال، دچار خشونت فیزیکی از سوی همسران خود هستند.

طبق قانون اساسی عراق،  “تأدیب” زنان به دست همسرانشان قانونی شمرده میشود و مجازات قتل ناموسی فقط ۳ سال است.

دولت عراق با پشتیبانی برنامه توسعه سازمان ملل، برنامه هایی را  برای بهبود امنیت و عدالت در عراق آغاز کرده است، هدف این برنامه ها کنترل خشونت مبتنی بر جنسیت در کشور است.

زنان در عراق از دسترسی یکسان به عدالت  یا برخورداری از حمایت سازمان های مجری قانون محروم هستند، و این امر باعث آسیب پذیری آنها در معرض خشونت میشود.

هلن اولافسدوتیر مشاور عراق برای پیشگیری و حل بحران، در مورد وضعیت زنان در عراق می گوید : “وضعیت امنیت در عراق،  افراد آسیب پذیر در برابر خشونت را با مشکلات بیشتری روبرو کرده است. از سال ۲۰۰۳ یعنی زمانی که صدام حسین با مداخله نیروهای آمریکایی سقوط کرد، اوضاع زنان به جای بهبود،  بطور وحشتناکی رو به وخامت گذاشته است . ما فاصله زیادی تا بررسی و حل مسائل خشونت خانگی و خشونت مبتنی بر جنسیت داریم.”

در عراق خشونت خانگی یکی از دلایل اصلی برای جلوگیری از مشارکت زنان در جامعه است. براساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل در سال ۲۰۱۰ یک زن از هر پنج زن  بین ۱۵ تا ۴۹ سال  با خشونت فیزیکی از سوی همسر خود روبرو ست.

میزان واقعی خشونت های مبتنی بر جنسیت بیشتر از آمار منتشر شده رسمی است.  این گونه از خشونت ها به علت ترس زنان از بدنام شدن در جامعه و عدم اطمینان از رسیدگی مقامات قضایی به شکایت، هرگز گزارش نمی شوند.

براساس نظرسنجی که با همکاری دولت عراق و سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹  صورت گرفت مشخص شد زنان عراقی نه تنها از درجات بالای خشونت رنج می برند بلکه از دسترسی کافی به حمایت و عدالت هم بی بهره اند.

به علت دهه ها حاکمیت ضعیف در عراق، ساختار حقوقی منسجمی برای حمایت از زنان در برابر خشونت وجود ندارد. عدم وجود خانه های امن برای قربانیان و آموزش های لازم برای کارکنان حوزه بهداشت و مقامات اجرایی، کمک به قربانیان تحت خشونت مبتنی بر جنسیت را عملا ناممکن می سازد.

برنامه توسعه سازمان ملل در عراق  به وزارت دادگستری، حقوق بشر و شورای عالی قضایی،  برای ایجاد ظرفیت در نهاد های قانونی و قضایی  برای حفاظت از حقوق بشر در کشور یاری می رساند .

هلن اولافستودیر: “ما باید پلیس، سیستم قضایی، کمک های بهداشتی و روانی، مددکاران اجتماعی و کمک های حقوقی را به یکدیگر متصل کنیم. وظیفه سنگینی بر دوش ماست و دولت عراق باید همه چیز را از نو بسازد.”

ما علاوه بر پیگیری مستقیم باید به دولت نیز در نظارت بر روند تاثیرگزاری اقداماتشان در مقابله با خشونت خانگی و خشونت مبتنی بر جنسیت کمک کنیم.

در  اولین قدم،  برنامه توسعه سازمان ملل و دولت عراق نمونه های عملی موفق در رابطه با خشونت مبتنی بر جنسیت در خاورمیانه را مورد بررسی قرار دادند. سپس مقامات عراقی پروژه هایی  را برای انجام اقدامات .مشابه در عراق راه اندازی کردند

علاوه بر آن به عنوان قسمتی از برنامه سه ساله ” حمایت از خانواده، عدالت و امنیت” که در سال ۲۰۱۰ آغاز شده بود، دولت شش ایستگاه تخصصی پلیس برای بهبود عملکرد  در برابر گزارش های مربوط به خشونت مبتنی بر جنسیت تأسیس کرد. این مراکز “مدیریت حفاظت از خانواده”  قربانیان را به مراکز حمایتی و کمک های حقوقی معرفی کرده و  همچنین پرونده های قربانیان را که در بانک اطلاعات ذخیره می شوند را پیگیری می کنند.

دو مراکز “مدیریت حفاظت از خانواده”  در بغداد و چهار مرکزدیگر در کردستان  تأسیس شده اند.

در سپتامبر ۲۰۱۰ با هماهنگی برنامه توسعه سازمان ملل،  برنامه آموزشی در اربیل کردستان با هدف آموزش بهترین اقدامات عملی برای اجرای قانون و حمایت از قربانی به پلیس، مددکاران اجتماعی، وکلا و قضات از سرتاسر عراق برگزار شد.

دولت ملی دو پروژه  آموزشی دیگر را در پایان سال ۲۰۱۱ در مورد استانداردهای حقوق بین المللی زنان  برای قضات عراقی  برگزار کرد.

تا ژانویه ۲۰۱۱ بیش از ۴۰۰ تن از قضات در دوره های آموزشی در اربیل، بغداد و بصره در مورد خشونت مبتنی بر جنسیت، حقوق بشر و قانون خانواده شرکت کردند.

در سخنرانی آغازین یکی از این پروژه ها، رییس دادگاه عالی عراق مدحت المحمود اذعان داشت که این برنامه ها ظرفیت و توانایی قضات را بالا برده و به آن ها و سایر دست اندرکاران بخش قضایی در حل چالش های پیش رو کمک خواهد کرد.

منبع:NNDP

آبان
۱
۱۳۹۴
زنانی پریشان در دادگاه خانواده
آبان ۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
635641282847993007
image_pdfimage_print

رویا تاجی– روزنامه نگار

با این کارش روی اعصابم رژه می رود. یک کلام، “مهرم حلال جونم آزاد.”

چانه اش می لرزید، زنی که در مقابل قاضی دادگاه خانواده ایستاده بود تا شکاک بودن شوهرش را به قاضی اثبات کند.

قاضی همه داستان را شنید. انگار گوشش پر بود از داستان زنانی که در زندگی شان خوشحال نیستند. حکم به طلاق نداد و آنها را به واحد مشاوره دادگاه فرستاد.هر روز دل دادگاه های خانواده پر و خالی می شود از زنانی که خسته اند از زندگی، از مردهایشان.

آنها می گویند از مردشان بیزارند، از زندگی با او کراهت دارند. اما کراهت زن از شوهر جایی در قانون ندارد.

سارا نجیمی وکیل پایه یک دادگستری می گوید: “کراهت” زوجه به تنهایی نمی‌تواند عسر و حرج زن و دلیل طلاق محسوب شود به رغم اینکه حتی زن راضی به بذل کل مهریه اش شود.

او می گوید: گرچه معنی حقیقی عسر و حرج این است که اگر نفرت زوجه از شوهر به حدی است که ادامه زوجیت و زندگی مشترک را برای او غیر ممکن می‌سازد، حکم به طلاق صادر می‌کنند.

زنان زیادی درگیر این داستان ها هستند، آنها پس از ازدواج و زندگی زیر یک سقف عادت ها و رفتار هایی از همسرشان دیده اند، که ادامه زندگی را برایشان سخت کرده است.

۱٫      همه دنیا به من نظر دارند…

 هشت ماهه عقد کردیم و هنوز زیر یک سقف زندگی نمی کنیم. اما آنقدر به من شک داره که حتی اجازه نمیده با پدر یا برادرم روبوسی کنم.

 هنوز هیچی نشده تلفن های منو چک می کنه یا همه اش دنبال دوستای من تو فیس بوک می گرده و هی میگه چرا اینو “لایک” کردی؟ چرا اینو “اد” کردی؟، عکس “پروفایلت” رو عوض کن.”  فکر کنم مریضه. بهش می گم عزیزم من فقط تو رو دوست دارم، آخه اگر کسی دیگه رو می خواستم که به تو جواب “بله” نمی دادم . میگه خب منم چون عاشقتم می خوام  فقط مال خودم باشی .

می گه :من فقط می‌خوام از همسرم محافظت کنم چون تو ناموس منی”

این داستان حقیقیست. مینای ۲۶ ساله که وقتی ۸ ماهه عقد کرده بود راه افتاد دنبال طلاق و حالا ۱۱ ماه است در راهرو های دادگاه خانواده بالا و پایین می رود، تا قبل از این که زندگی مشترکش را با یک مرد شکاک آغاز کند، طلاق بگیرد. می گوید:”می خوام شوهرم باشد نه زندانبانم”.

اما وکیلش می گوید: این دلیل محکمه پسندی نیست،” شک” جزء موارد عسر و حرج محسوب نمی شود.

۲٫      “جونش” به “پولش” وصله …

روی صندلی دادگاه نشسته مدام گره روسری اش را سفت می کند. تیک چشمش کلافه اش کرده. زیر لب با خودش حرف می زنه.

سرباز اسمش را در راهرو داد می زند. پرونده اش را زیر بغل می گیرد و داخل اتاق دادگاه می شود.

“عشق اول و آخر همسرم پوله”. این را سیمین گفت. دوباره گره روسریش را محکم کرد و ادامه داد:” آقای قاضی، وقتی می خوایم مهمونی بریم، منو سوار ماشینش می کنه، اما کرایه رفت و برگشت رو از خرجی خونه کم می کنه. اگر مثلا برای یه مهمون دو تا چایی بریزم یا دو بار تعارف کنم که شام تشریف داشته باشید منو کتک می زنه”.

آقای قاضی باور کنید:” مریض شده بودم پول ویزیت دکتر و دارو رو از خرجی ام کم کرد”.

“می خواد از تو جیبش پول در بیاره پشتش رو به من می کنه. وقتی هم اعتراض می کنم میگه شکم تو و بچه هاتو که سیر می کنم. “

آقا من نه پولشو می خوام نه نونشو، من فقط  طلاق می خوام، طلاق.سیمین این را گفت و نشست. داستان او هم واقعی است، قاضی هنوز طلاقش را صادر نکرده و فقط او را برای حل اختلاف به واحد مشاوره دادگاه فرستاد. او باید دوباره با آن مرد زندگی کند.

۳٫      همه چیز برای رفیق …

“می گه می خوای کفتر جلدت باشم؟ نیستم. نمی شم. “

“مادربزرگم می‌گفت که مردها مثل گنجشک می‌مونن، باید تو مشتت یه جوری نگهش داری ولی حواست باشد که اگر شل بگیری می‌پره، اگر سفت بگیری، نمیشه. باید بلد باشی چطور مرد را نگه داری.”

من بلد نیستم شل می گیرم می پره، سفت می گیرم بازم می پره .

اول شل گرفتم هی گفتم فردا شب دیگه با رفیقاش نمیره، بازم رفت. سفت گرفتم، گفت: رفیقام همه زندگیم هستن هر کاری میخوای بکن.

هما دو سال است که به قاضی دادگاه می گوید: “آقا جان شوهر من حتی به اندازه دوستانش برای من وقت نمی گذارد. “

قاضی اما با مادر بزرگ هما هم عقیده است، می گوید: کاری کن که مردت به خانه علاقه مند شود. می گوید:” دختر جان برو خدا را شکر کن که معتاد نیست.”

اماهما می گوید: شوهرش به دوستانش و به بودن با آنها اعتیاد دارد. این را کسی نمی فهمد.

۴٫      تو چشم من دروغ میگه …

سه سال است که می آییم و می رویم هنوز جوابی نگرفتیم. دخترم پیش ماست. او هم اصلا عین خیالش نیست. پیغام فرستاده که تا موهاش مثل دندون هاش سفید نشه طلاق نمی دم. برای دروغگویی اش تقاضای طلاق دخترم را داریم.

مردی جا افتاده ای که برای طلاق تک دخترش سه سال در دادگاه های خانواده حیران بود این را گفت.

مرد گفت:”از روی دخترم خجالت می کشم. دخترم همیشه به ما می گفت او دروغگوست، اما ما باور نکردیم، تا این که متوجه شدیم حتی سنش رو هم به ما دروغ گفته، شناسنامه المثنی داره. از کجا معلوم هزار و یک چیز دیگه رو دروغ نگفته باشه.”

“دخترم میگه از دروغ های ریز و درشتش خسته شده. اما انگار قانون طرفدار “دروغگو” هاست. ما هنوز نتوانستیم دخترم را از شر این زندگی رها کینم و سال های جوانی اش را در دادگاه ها هدر دادیم.داستان واقعی این دختر هنوز ادامه دارد. می گوید شوهرش حتی با دروغ ها قاضی دادگاه را هم اغفال کرده است.

۵٫      دوست دارم کثافت باشم …

“با دمپایی رو فرشی میره تو توالت، از راه نرسیده با قاشق سر قابلمه است، مدام باید پشت سرش برم توالت رو بشورم ، مثل بچه باید دنبالش راه برم که لیوان ها و جاسیگاری و جوراباشو جمع کنم. با مسواک و حمام هم قهره. “

ازش پرسیدم مگه قبل از ازدواج ندیدی که حمام نمی ره و دهنش بو میده؟ میگه:” نامزد که بودیم در هفته دو بار همدیگر رو می دیدم. فکر کنم همون روزها فقط مسواک می زد و حمام می رفت.”

“قاضی به من می خنده، میگه همه مردها بچه اند. میگه اینا چیزی نیست، اون مسواک نمی زنه درد دندونشو خودش می کشه شما چرا ناراحتی؟ آخه عزیزم تو یک تخت خواب کنار من نفس می کشه، کنار من می خوابه از بوی تنش باید پشتمو بهش کنم بخوابم. “

مهدیه چهارسال با کثیفی شوهرش دست و پنجه نرم می کند، می گوید: “نقش کلفت را بازی می کنم، مدام در حال بشور و بسابم. خونه رو تمیز می کنم، کثیفی خودش رو کجای دلم بزارم؟ “

کثیفی شوهرش از نظر قاضی آنقدر اذیت کننده نیست که شامل عسر حرج باشد و او را وادار کند پای حکم طلاق آنها را امضا کند.

دادگاه خانواده پر است از قصه، قصه زنان  ومردانی که روزی عاشقانه به زندگی هم آمدند و حالا با نفرت از زندگی هم می روند .

روزی آرام جان هم بودند و حالا قاتل جان هم.

بسیاری از آنها از هم خسته اند، از کارهای هم، رفتار هم، دیدگاه هم، چیز هایی که شاید قانون مکتوبی برای آن  وجود نداشته باشد که حکم بر طلاق دهد. اما آزار دهنده است و گاهی ادامه زندگی را دشوار می کند. البته این دشواری بیشتر بر دوش زنان است، چرا که آنها حساس ترند و البته قانون طلاق برای آنها قانون حمایت کننده ای نیست.

مریم قربانی روانشناس می گوید: بعضی از مردان برای زنان “خطرناک “هستند. زنان باید در زندگی در دورانی که زمان برای شناخت مرد آینده  خود دارند، آگاهانه تر به موضوع نگاه کنند.

او می گوید: بیشتر درمانگران معتقدند؛ خصوصیات اخلاقی خواص مانند: دروغگویی، هیزی، خسیس بودن، شکاک بودن و… قابل درمان نیست و گرفتن این الگو های رفتاری از اشخاص کار سختی است .

این خصوصیات زن و مرد ندارد و در یک زندگی مشترک با دو فرهنگ متفاوت بیشتر خود نمایی می کند تا جایی که ادامه زندگی را ناممکن می کند و بیماری هایی بعدی را به همراه دارد.

او اضافه می کند: بیشتر زنان با توجه به این که فکر می کنند توانایی آن را دارند که همسر خود را تغییر دهند، وارد زندگی مشترک می شوند و شکست را تجربه می کنند.

قربانی ادامه داد: گروهی هم در ابتدای آشنایی این خصوصیات اخلاقی را نمی بینند و البته گروهی دیگر قربانی پنهان کاری می شوند. مردان این خصوصیات را از آنها مخفی کرده و به زبانی دیگر در ابتدای زندگی برای بدست آوردن زن “نقش” بازی می کنند.

قانون چه می گوید؟

همه چیز برای زنان در ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی خلاصه می شود.

زن هم  می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند و در صورتی که برای محکمه ثابت شود که دوام زوجیت موجب عسر و حرج است می تواند برای جلوگیری از ضرر و حرج زوج را اجبار به طلاق کند و در صورت میسر نشدن به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود.

اما تبصره این ماده می گوید: تنها وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه می سازد و تحمل آن را مشکل می کند از نظر قانون اینهاست.

ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه متوالی و یا ۹ ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.

اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است.

در صورتی که زوج به تعهد خود عمل نکند و یا پس از ترک، مجددا” به مصرف موارد مذکور روی آورده، بنا به درخواست زوجه، طلاق انجام خواهد شد.

محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.ضرب و شتم یا هرگونه سوء استفاده مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.

ابتلاء زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.

سارا نجیمی وکیل دادگستری می گوید: عسر و حرج معنای بسیار مبسوطی دارد و با نگاه مرد سالارانه حاکم بر فضای دادگاه ها اثبات آن بسیار دشوار است.

این وکیل پایه یک می گوید: عسر و حرج عملا معنای واقعی ندارد و مصادیقی همچون خسیس بودن، شکاک بودن، رفیق بازی و … دلایل محکمه پسندی برای زن نخواهد بود و پروسه رسیدگی در دادگاه را فرسایشی می کند.

مهر
۲۹
۱۳۹۴
چگونه رابطه‌ خود را سالم نگاه داریم
مهر ۲۹ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
bigstock-Enjoying-Fresh-Coffee-Together-81179120
image_pdfimage_print

عکس:gstockstudio/Bigstock.com

نوشته‌ انجمن روانشناسی آمریکا

ترجمه خانه امن:روابط عاشقانه برای سلامت و شاد بودن ما مهم هستند. اما با در نظر گرفتن اینکه بیش از ۴۰ درصد ازدواج‌های جدید به طلاق منجر می‌شوند، به وضوح می‌توان دریافت که داشتن چنین روابطی همیشه آسان نیست. (۱) خوشبختانه، گام‌هایی وجود دارد که برای حفظ رابطه‌ عاشقانه‌ خود می‌توانید بردارید.

صادقانه حرف بزنید

صحبت کردن، بخش مهم و کلیدی روابط سالم است. زوج‌های سالم به طور مرتب برای صحبت با یکدیگر وقت می‌گذارند. اما مهم است که بدانیم موضوعات صحبت باید فراتر از مسائل مربوط به خانه‌داری و تربیت فرزندان باشد. سعی کنید چند دقیقه در روز درباره‌ موضوعات عمیق‌تر و شخصی‌تر بحث کنید تا با شریک زندگی خود برای مدت‌های طولانی در ارتباط بمانید.

این بدان معنا نیست که از مطرح کردن موضوعات سخت اجتناب کنید. نگه داشتن نگرانی‌ها و مشکلات در دل خود باعث خشم می‌شود. اما هنگام صحبت کردن درباره‌ این چنین موضوعاتی، باید مهربان باشید. محققان دریافته‌اند که برای پیش‌بینی اینکه زوج‌های شاد درنهایت طلاق خواهند گرفت یا نه، سبک صحبت کردن آن‌ها عامل بسیار مهم‌تری از میزان تعهد، ویژگی‌های شخصیتی یا رویدادهای پراِسترس زندگی است. به طور خاص، الگوهای منفی صحبت کردن، مانند خشم و اهانت، با افزایش احتمال جدایی مرتبط‌ هستند. (۲)

اختلاف نظر بخشی از هر رابطه‌ای است، اما بعضی از سبک‌های دعوا کردن به طور خاصی ویران‌کننده هستند. احتمال طلاق در زوج‌هایی که هنگام دعوا از رفتارهای مخرب – مانند داد و فریاد زدن، عیب‌های شخصی گرفتن و از بحث بیرون رفتن – استفاده می‌کنند، بیشتر از زوج‌هایی است که به صورت سازنده دعوا می‌کنند. مثال‌های راهکارهای سازنده برای حل اختلاف نظر عبارتند از: تلاش برای درک اینکه شریک زندگی دقیقاً شما چه حسی دارد، گوش دادن به نظرات او و تلاش برای خنداندن او. (۳)

رابطه را لذت‌بخش نگاه دارید

با وجود بچه‌، شغل، و تعهدات بیرون از رابطه، حفظ رابطه با شریک زندگی می‌تواند مشکل باشد. اما دلایلی زیادی وجود دارند که تلاش برای حفظ رابطه را ارزشمند می‌کنند. برای مثال، در مطالعه‌ای، محققان دریافتند زوج‌هایی که در سال هفتم ازدواجشان می‌گفتند که حوصله‌شان سر رفته و رابطه، کسل‌کننده شده است، به میزان قابل ملاحظه‌ای در نُه سال بعدی زندگی‌ از رابطه‌شان رضایت کمتری داشتند. (۴)

برای لذت‌بخش نگه داشتن زندگی، بعضی زوج‌ها به طور مرتب در بعضی شب‌ها با هم قرار ملاقات می‌گذارند. اگر همیشه فیلم کرایه کنید یا به یک رستوران بروید، حتی چنین قرارهایی هم می‌توانند تکراری و قدیمی شوند. کارشناسان، برهم زدن روتین و روال عادی و امتحان کردن چیزهای جدید را توصیه می‌کنند؛ مانند رقصیدن، با هم به کلاس رفتن، یا عصر به پیک‌نیک رفتن.

نزدیکی نیز بخش بسیار مهمی از رابطه‌ عاشقانه است. بعضی زوج‌های پرمشغله برنامه‌ سکس خود را در تقویم یادداشت می‌کنند. نوشتن آن با خودکار قرمز ممکن است حرکت خودجوشی نباشد، اما اختصاص دادن وقتی خاص برای نزدیکی، به برآورده شدن نیازهای فیزیکی و عاطفی کمک می‌کند.

چه زمانی زوج‌ها باید درخواست کمک کنند؟

همه‌ رابطه‌ها فراز و نشیب خود را دارند. اما بعضی عوامل احتمال بیشتری دارند که در رابطه، مشکلات و موانعی را به وجود آورند. برای مثال، تصمیمات مربوط به مسائل مالی و تربیت فرزندان معمولاً باعث دعواهای مکرر می‌شوند.

یک نشانه‌ مشکل این است که دعوا بر سر یک موضوع یکسان، بارها و بارها تکرار شود. در چنین مواردی، روانشناسان می‌توانند به زوج‌ها کمک کنند که نوع صحبت‌ کردنشان را بهتر کنند و راه‌های سالم‌تری برای گذر از درگیری پیدا کنند.

نباید منتظر بمانید که رابطه، نشانه‌هایی از وجود مشکل را نمایان کند تا برای تلاش در جهت تقویت رابطه خود اقدامی کنید. ثابت شده است که برنامه‌های آموزش زناشویی که مهارت‌هایی را مانند طرز درستِ صحبت کردن، گوش دادن مؤثر، و تلاش در حل و فصل درگیری را آموزش می‌دهد، خطر طلاق را کاهش می‌دهند.

منابع:

۱ Kreider, R. M. (2005). Number, timing, and duration of marriages and divorces: 2001. Current Population Reports. Washington, DC: U.S. Census Bureau.

۲ Lavner, J.A. & Bradbury, T.N. (2012). “Why do even satisfied newlyweds eventually go on to divorce?”Journal of Family Psychology, 26 (۱): ۱-۱۰٫

۳ Birditt, K.S., Brown, E., Orbuch, T.L., and McIlvane, J.M. (2010). “Marital conflict behaviors and implications for divorce over 16 years.” Journal of Marriage and Family, 72 (۵): ۱۱۸۸-۱۲۰۴٫

۴ Tsapelas, I., Aron, A., and Orbuch, T. (2009). “Marital boredom now predicts less satisfaction 9 years later.” Psychological Science, 20 (۵): ۵۴۳-۵۴۵٫

مهر
۲۸
۱۳۹۴
رژیم لاغری از جامعه به زنان تحمیل می شود
مهر ۲۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
bigstock-Diet-Dieting-concept-Healthy-52945588
image_pdfimage_print

عکس:Subbotina Anna/Bigstock.com

رویا تاجی– روزنامه نگار

تعداد زیادی از زنان تا رسیدن به سن ۴۵ سالگی ۶۱ بار رژیم غذایی می گیرند. این را دانشمندان می گویند. زنانی که دچار اضافه وزن هستند، حداقل ۲ بار در سال برای لاغر شدن دست به کار می شوند و یک نوع  رژیم را امتحان می‌کنند.

از نخوردن ناهار و شام تا خوردن انواع سبزیجات و آب. آنها به خودشان سخت می گیرند تا حجمی از بدنشان را محو کنند. اگرچه تحقیقات دانشمندان می گوید، فقط تعداد کمی از آن‌ها با این نخوردن ها به نتیجه دل خواه خود می‌رسند.

زنان بیشتر از مردان رژیم می گیرند

این روزها سایز دور کمر برای زنان به یک دغدغه تبدیل شده، این را می توان از بازار داغ  تبلیغات برای لاغری و فروش قرص های کاهش وزن فهمید. البته مردان هم از این قافله عقب نیستند. اما آنچه برای دانشمندان به نگرانی تبدیل شده تاثیر رژِم های لاغری بر زنان است. آن‌ها معتقدند، نسل بعدی به‌ دلیل رژیم‌های سخت و دشوار دچار سوء تغذیه شده و بیماری‌های زیادی را تجربه خواهند کرد.

سن مشتریان رژیم لاغری هر روز پایین تر می آید و پزشکان تغذیه حتی، برای سنین هشت ساله هم نسخه می دهند. البته رژیم زیر نظر پزشک متخصص کار پسندیده ای هم هست. این رژیم ها زمانی کابوس می شوند که به تجویز شخصی می رسد.

دانشمندان معتقدند، بسیاری از افراد زیر ۲۶ سال نمی‌دانند کلسیم موجود در محصولات لبنی، سبزی‌ها و ماهی برای رشد و حفظ استقامت استخوان‌های بدن، ازاهمیت بالایی برخوردار است. آنها نمی دانند، این بخش از بدن حتی تا ۳۰ سالگی هم به رشد خود ادامه می‌دهند.

دانشمندان می گویند، گرفتن ۶۱ بار رژیم در طول زندگی به این معناست که، تعداد زیادی از مردم در مهم‌ترین دوره از تکامل بدنی خود از کلسیم و دیگر عناصر حیاتی بدن محروم بوده اند.

چرا زنان رژیم می گیرند ؟

(این تو رژیم غذاییم نیست ، نمی تونم بخورم.) جمله ای که مشابه آن این روزها نقل هر مجلس و مهمانی شده، شاید هم  نوعی پز. فقط کافی است از رژیم بگوئید و کلی نسخه خانگی بگیرید، “قبل از غذا آب نخور، لبنیات ممنوع، میوه ها قند دار برات سمه، شام قدغن “و ده ها نسخه دیگر که همگی می خواهند راهی شوند برای کم کردن سایز کمر و دور شکم. اما سوال اساسی اینجاست آیا چنین رژیم های سخت لاغری از سوی زنان تحمیلی است از سوی جامعه مرد سالار و هر چه زیبا تر شدن برای مردان.

گرایش به کاهش وزن خواسته امروز زنان است، آنها می خواهند لاغر شوند تا جذاب تر باشند. به نظر می رسد تعریف جدید زیبایی، داشتن اندامی لاغر است. استاندارد سخت گیرانه برای زیبایی که هوش و هواس جامعه را به سمت جسم می کشاند.

زنان می خواهند مورد توجه مردان قرار گیرند و زیبایی اندام، بخشی از ظاهر زن است که می تواند مورد توجه واقع شود. شاید دور از حقیقت نیست که مدافعان حقوق زنان، رژیم های سخت لاغری که سوء تغذیه و فقر غذایی و آهن را به همراه دارد را خشونتی می دانند که، از سوی جامعه به این زنان تحمیل می شود.

الهه امانی فعال حقوق زنان و پژوهشگر در این مورد می گوید: هر آن چیزی که سبب شود زنان به عنوان عضوی از جامعه ، به دلیل جلب توجه مردان از بدنی سالم فاصله بگیرند، زائیده یک نارسایی و گره اجتماعی است.

او گرایش به سمت رژیم های لاغری شدید را در کشورهای غربی و با درصد بالایی در آمریکا ناشی از این نارسایی اجتماعی می داند و می گوید: زنانی با این گرایش، بدن خود را برای گرفتن یک بازخورد مناسب از اجتماع و حتی داشتن موقعیت بهتر در زندگی تغییر می دهند.

به گفته او بنا به تحقیقات،۹۱ درصد کارهای زیبایی در آمریکا بر روی زنان انجام می شود.

امانی معتقد است: گرایش به سمت داشتن اندامی لاغری بیش از حد طبیعی، نوعی نارسایی در فرهنگ مسلط یک جامعه است که به صورت نرم به زنان تحمیل می شود .

این پژوهش گر و فعال حقوق زنان به چالش های روانی این نوع گرایش اشاره کرد و گفت: تفاوت زیادی بین اندامی لاغر و سلامت و اندامی که به خاطر نخوردن لاغر شده باشد وجود دارد. افرادی که برای لاغری تن به نخوردن  و رژِیم های سخت می دهند دچار یک نارسایی روانی و فشار فرهنگی هستند

او ریشه این نارسایی را در عدم اعتماد به نفس دختران جوان دانست و گفت: اگر کسی به داشته های خود مطمئن باشد برای جلب نظر در اجتماع به سراغ این نوع رژیم ها نمی رود.

مردان هیکلی ،زنان لاغر شکاف جنسیتی

این فعال حقوق زنان در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به فاکتور های تحمیلی لاغری برای زنان گفت: فشار رسانه، شبکه های اجتماعی و بار فرهنگی نیز گرایش زنان را به سمت رژیم های سخت لاغری افزایش می دهد.

او می گوید: نتایج یک تحقیق در آمریکا بیانگر آن است که، هر فرد روزانه در معرض ۳ هزار تبلیغ در فیسبوک، تبلیغات خیابانی، تلویزیون و غیره است و مسلما” تاثیر این تبلیغات از یک پیام پزشکی بیشتر است.

امانی معتقد است بمباران تبلیغاتی زنان را زیر فشار برای داشتن اندامی لاغر قرار می دهد.

این پژوهش گر با نگاهی به این تبلیغات می گوید: در عین حالی که رسانه و تبلیغات در صدد آن هستند زنان را برای داشتن اندامی لاغرتر از وزن سالم در ادبیات پزشکی سوق دهند. به دنبال آن هستند که مردان را برای داشتن اندامی ورزیده و بازوهای قوی سر ذوق بیاورند.

او می گوید: در این تبلیعات مردان نسبت به مردان ۵۰ سال گذشته دارای هیکل های ورزیده تر و دارای اندام  قوی تر تشویق می شوند و در کنار آن زنان هر روز نحیف تر می شوند.

الهه امانی این روش تبلیغ را نه تنها راهی برای بسته شدن شکاف های جنسیتی در جامعه نمی داند بلکه معتقد است، این تبلیغات به جای این که زنان ومردان را در بحث جنسیتی برابر کند باعث تعمیق شکاف بین آنها می شود.

زنان و زندگی با فقر غذایی

فاصله بین زنان دیروز و امروز زیاد است، آنها در دل مطبخ بودند اینها در دل اجتماع. طرز زندگی شان متفاوت است اما بیماری هایشان یکی. بیشتر آنها از فقر آهن رنج می برند.

آن قدیم ها زنان دغدغه وزن نداشتند، در فرهنگ لغات آنها واژه “رژیم لاغری” تعریفی نداشت. برای آنها لاغری نشانه فقر بود و چاقی نشانی از اشرافی گری، در چشم اجتماع نیز ” لاغر مردنی ” مثالی از طبقه فقیر داشت و مردان به دنبال زنانی بودن که به اصطلاح”یک پرده گوشت “بر روی تنشان بود.

زن چاق در نگاه اجتماعی نه چندان دور، زنی بود مناسب برای ایفای نقش مادری و زاد و ولد. اما همان زنان چاق هم از فقر غذایی رنج می بردند.

الهه امانی پژوهشگر می گوید: زنان در سال های نه چندان دور و در بافت پدر سالاری با وابستگی مادی که به مردان داشتند، ترجیح می دادند که بهترین قسمت غذا را برای همسرشان مهیا کند و بهترین قسمت گوشت و مرغ را در بشقاب مردان بگذارند.

او با اشاره به زنانی که در روستاها بویژه مناطق کشاورزی زندگی می کردند گفت: از نگاه این زنان مرد نان آور خانواده است و باید برای کار و فعالیت توان داشته باشد، اولویت بعدی این زنان رسیدگی به وضعیت خوراک فرزندان مذکر است. چرا که از نگاه او دختران در پروسه تامین اقتصادی خانواده نقشی ندارد.

زنان قدیم به قولی”درد و بلای” سفره را می خوردند، آنها غذای خوب را به همسر و فرزندان پسر می دادند و بر این باور بودند که با تقویت نان آور خانواده بنیان اقتصادی خانه را محکم می کنند. آنها نه تنها گاهی از غذا سهمی نمی بردند بلکه گاهی از اولویت های غذایی هم چشم پوشی می کردند. تکرار بارداری، و اولویت ندادن غذایی سبب می شد که آنها اگر چه لاغر نبودند ولی از فقر آهن رنج ببرند .

زنان امروز حتی گاهی برای داشتن اندام خوب از علائق زندگی هم می گذرند، داشتن بچه یکی از آنهاست. بسیاری از زنان از بچه‌دار شدن جلوگیری می‌کنند تا تناسب اندامشان به هم نریزد.

محدود شدن تعریف زیبایی به داشتن ظاهرو اندامی مناسب، تیر خلاص به شکوفایی ذهنی و خلاقیت زنان می زند و آنها را از بروز تواناییشان باز می دارد. تا جایی که آنها بیشتر از این که به فکرابراز عقیده باشند به دنبال هماهنگ کردن سایز بدن خود هستند.

دغدغه آنها این است، چرا نمی توانند لباس‌های قبلی خود را بپوشند.

مهر
۲۷
۱۳۹۴
اجبار به تمکین = تجاوز سفید
مهر ۲۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

 عکس: HalfPoint/Bigstock.com

رویا تاجی- روزنامه نگار

شوهرته اگه تو تمکین نکنی کجا بره؟

این را قاضی به زنی گفت که شکایتش را از خواسته جنسی غیرمتعارف همسرش به دادگاه برده بود .

زن نگاهش را زمین انداخت لنگ کفشش را برداشت ، گوشه چادرش را به دندان گرفت و رفت .

روزنامه های صبح نوشتند: زنی که شوهرش را تمکین نمی کرد با ضربات میله کشته شد .

کفش های برعکس زنانه در دادگاه  

حجب و حیای زنان نمی گذارد زنان از درخواست غیر متعارف همسرشان در بستر چیزی به زبان آورند. آنها  برای این که به قاضی از رابطه جنسی غیر معمول همسرشان بگویند فقط کفش هایشان را برعکس روی میز قاضی می گذارند. اینها را نعمت احمدی وکیل دادگستری می گوید.

احمدی کفش های برعکس را زبان ایمای زنان در دادگاه ها می داند.

این وکیل دادگستری می گوید: زنانی که از رفتار جنسی غیر معمول از سوی همسرشان شکایت دارند اول باید در دادگاه آنرا اثبات کنند. اما شرم شرقی و ترس از آبرو مانع از این کار می شود و در نهایت نگاه سنتی حاکم شرع که می گوید:”شوهرته اگر تو تمکین نکنی کجا بره؟”

از این حقوقدان پرسیدم پس قانون کجای کار کمک می کند؟احمدی گفت: زن در بحث تمکین در قانون حامی ندارد.

مواد قانونی می گویند: هرگاه زنی بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود (ماده‌ ۱۱۰۸ قانون مدنی) و اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، می‌تواند مسکن علی‌حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن دربازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهد بود. (ماده‌ ۱۱۱۵)

مطابق همین مواد قانونی، از نعمت احمدی پرسیدم مگر خواست رابطه جنسی نامتعارف “ضرر بدنی  یا شرافتی “برای زن نیست.

احمدی گفت: برابر اصل ۷۳ قانون، تفسیر و تطبیق قانون در مقام احقاق حق بر عهده قاضی است .در این ماده قانون قاضی باید تشخیص دهد که ضرر بدنی یا شرافتی زن را تهدید می کند یا نه؟ او باید تفسیر کند که آیا بودن در یک منزل با آن مرد خوف دارد یاخیر؟ در نهایت او با تاکید بر دیدگاه “اسلام” می گوید شوهرت است و باید تمکین کنی.

این حقوقدان می گوید: اگر قاضی منصف باشد می تواند از این ماده قانونی این تفاسیر را کند که زن در خطر است، اما در نهایت این ماده تاکید بر طلاق ندارد و اشاره می کند در شرایطی که خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، می‌تواند مسکن جدا اختیار کند و نفقه برعهده شوهر خواهد بود.

به گفته احمدی اما در بحث تمکین، نفقه و نشوز (نافرمانی) جبر و فشار جایی ندارد.

این وکیل دادگستری با اشاره به قوانین سوئد می گوید: اگر زن برای برقراری رابطه جنسی حتی آمادگی روحی نداشته باشد، درخواست مکرر مرد “تجاوز به عنف” محسوب می شود. تجاوزی که سوئدی ها آن را “تجاوز سفید” نامیده اند و احکامی همچون حبس خانگی برای مرد به همراه دارد.

ولی در قوانین ایران در صورت عدم تمکین از سوی زن، مرد می‌تواند نفقه نپردازد و حتی می‌تواند همسر دوم اختیار کند. در این قوانین زن در هر شرایطی جز در مواردی که دچار بیماری مسری است، باید به خواسته همسرش تن دهد و هیچ بندی از قانون به شرایط روحی و عاطفی زن توجهی ندارد.

برای احمدی ماجرای زنی را گفتم که شوهرش با میله آهنی او را کشت فقط برای اینکه او را تمکین نمی کرد و از او تکلیف زنانی را پرسیدم که برای زیر بار نرفتن رابطه جنسی نامتعارف کتک می خورند و تحقیر می شوند.

این حقوقدان گفت: قتل، ضرب و جرح و صدمه در رابطه زناشویی به هر دلیل که باشد بر حسب مورد در منجر به قصاص و دیه می شود. مگر آن که مرد همسر خود را در “فراش” با مرد دیگری ببیند که می تواند بلافاصله هر دو را بکشد.

احمدی اضافه می کند: اسلام می گوید زنان همیشه باید آماده خدمت جنسی باشند.

“نمی خواستم او را بکشم  فقط خواستم ادبش کنم تا از من تمکین کنه” ، مرد مقابل قاضی ایستاد و از خود دفاع کرد.

اما نگفت چه نوع تمکینی از زن خواسته بود؟ چه زمانی؟ و کجا ؟

زن قربانی یک خشونت جنسی شد، رفتارغیرمعمول جنسی که او مایل به انجام آن نبود.

بنا به حکم “اسلام” به دلیل نیرومندی غریزه جنسی در مردان، زنان باید به درخواست مردان برای آمیزش گردن نهند و بدون عذر موجه از آن خودداری نکنند.

انتخاب نوع، نحوه ، جا و مکان آن با مرد است.

بنا به مسائل فقهی اگر مردی با همسرش در زمان تماس جنسی به طور ناخواسته خشونتی انجام دهد که منتهی به مرگش شود، باعث دیه خواهد شد نه قصاص.

اما سید حسین موسوی تبریزی، محقق حوزه، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم نظر دیگری دارد وی در همین رابطه می گوید :”اسلام” هیچ نوع اعمال خشونت  را در رابطه جنسی  قبول ندارد.

موسوی تبریزی اظهار می دارد: اگر چه مرد حق و طلب تمکین دارد، ولی کسی نمی‌تواند همسر خود را با توسل زور به تمکین وادار کند.

برای این محقق حوزه روایت امام صادق شیعیان را گفتم و داستان زنی که از حضرت محمد پرسید: حق مرد وهمسرش چیست؟ و پیامبر اسلام جواب داد: آن که زن درخواست او را برای آمیزش بپذیرد؛ حتی اگر بر روی جهاز شتر باشد.

تبریزی گفت: این در حد نصیحت از سوی بزرگان اسلام است وامروزه اینطور نیست، اگر زنی در مقابل خواست غیر متعارف همسرش در رابطه جنسی دچار آزار و اذیت شد، می تواند به دادگاه مراجعه کند و در نهایت با رای دادگاه نفقه به او تعلق نمی گیرد.

پرسیدم بحث فقهی و دیدگاه‌ اسلام برای زنی که نمی خواهد هرگونه ارتباط جنسی نوینی را تجربه کند چیست ؟ گفت: در ظاهر وآیات اسلام بدین صورت بیان شده است که شوهر می تواند هرگونه تماسی با همسرش داشته باشد، اگر زن در “حرج” قرار گرفت می تواند به حاکم شرع مراجعه کند و در نهایت یا با نصیحت حاکم این موضوع را برمی تابد یا طلاق او صادر می شود حتی اگر شوهرش راضی به جدایی نباشد .

اما قرآن چه می گوید؟ تبریزی به  آیه ۳۴ سوره نساء اشاره می کند که خداوند چه دستوری به مرد دارد ، آن هنگام که زن در امر جنسی از او تمکین نمی کند.

وی می گوید: در قرآن آمده است مرد دراولین  قدم با پند و اندرز شروع کند، اگر زن تسلیم نشد و همچنان از تمکین جنسی سر باز زد از هم ‏بستر شدن با وى خود داری کند و یا در بستر پشت به او بخوابد  و در نهایت قرآن مسئله «ضرب» را مطرح کرده است.

پرسیدم حد و مرز این “ضرب” چیست؟ این ضرب نباید با سیاهی، سرخی،کبودی و ضرب و جرح باشد و البته این دستور با سنت قدیم بوده و روی سخن با زنانی است که با بهانه جویی های زیاد، بنیان خانواده را متزلزل می کردند. این دستور فقط جنبه نصیحت دارد و امروزه اینطور نیست.

وی گفت : در صورتی که “ضرب” در عدم تمکین پیش آید و موجب جرح و نقص شود شامل دیه و حد خواهد شد.

این محقق حوزه ادامه داد: اگرخواسته رابطه جنسی شرعی باشد، شوهر حق تمکین دارد و باید راضی شود، اما حق اجبار در تمکین را ندارد.قانون “تمکین” را اینگونه تعریف می کند، اطاعت زن از اوامر و دستورات مرد که بر خلاف شرع و عرف جامعه نباشد.

اما عرف جامعه امروزی چیست؟ آیا قانون عدم تمکین، مطابق با مسائل روز ایران تبیین شده است؟ زنان کجای این قانون ایستاده اند؟ آنهایی که هنوز از شرم نمی توانند به قاضی بگویند همسر شرعیشان چه خواسته خارج از عرفی در بستر از آنها دارد .آنها حتی برای بیان رابطه جنسی خارج از عرف، حرف نمی زنند فقط کفش هایشان را وارونه مقابل قاضی می گذارند این روش، تعریف ثبت نشده همان سکس غیر متعارف است.