صفحه اصلی  »  2015 September
مهر
۸
۱۳۹۴
کودک‌آزاری در مهدکودک‌ها: نگرانی خانواده‌ها و ضعف نظارت
مهر ۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:zurijeta/Bigstock.com

نعیمه دوستدار- روزنامه نگار

علیرضا را وقتی یک سال و نیمه شد، گذاشتند مهدکودک. مادرش بالاخره توانسته بود به کار سابقش برگردد. روزهای اول بچه که از یک سال و نیم در خانه ماندن خسته بود، از ساعت‌های طولانی مهدکودک خوشحال بود اما شش ماه بعد مادرش فهمید که علیرضا دیگر مثل قبل با اشتیاق به مهد کودک نمی‌رود و هربار که می‌خواهند پوشکش را عوض کنند، مضطرب می‌شود.

بچه تازه زبان باز کرده بود و توضیحی درباره دلیل ناراحتی‌اش نمی توانست بدهد. یک بار که مادرش مشغول عوض کردن پوشکش بود، دید که روی ران علیرضا کبود است. به مهد کودک گزارش داد و گفتند حتما به جایی خورده، اما وقتی دید یک ماه بعد باز هم ران او کبود است مشکوک شد. با مادر یکی از بچه‌ها صحبت کرد و فهمید آنها هم کبودی مشکوکی دیده‌اند. بعد از کلی رفتن و آمدن، معلوم شد که مربی مسوول تعویض پوشک بچه‌ها، هربار که عوضشان می‌کند، نیشگون‌شان می‌گیرد و محکم به باسن‌شان می‌کوبد.

بر اساس آخرین آماری که سال گذشته از سوی سازمان بهزیستی منتشر شده، ۱۷ هزار و ۸۰۰ مهد کودک در سراسر ایران وجود دارد. ۷۵۰ هزار کودک در این مهدها نگهداری می شوند و ۱۵۰ هزار نفر نیز در این مراکز فعال هستند. بسیاری از کودکان ایرانی ساعات زیادی از روز را دور از خانواده می‌گذرانند و به همین دلیل امنیت مهدکودک‌ها و رعایت شدن استانداردهای تربیتی و نبودن هرگونه خشونت در آنها از نخستین معیارهایی است که خانواده‌هایی که کودک‌شان را به مهدکودک می‌سپارند در نظر می‌گیرند.

قوانین و مقررات تاسیس مهدکودک در ایران بر جلوگیری از هرگونه تحقیر و تنبیه و تنبیه بدنی کودکان تاکید می‌کند اما اخبار کودک آزاری در مهدکودک‌ها هر از گاهی منتشر می‌شود.

کودک آزاری در یک مهدکودک در اردبیل، یکی از خبرسازترین نمونه‌های کودک‌آزاری در سال‌های اخیر بود. در فیلم کوتاهی که در اینترنت و شبکه‌های مجازی منتشر شد، مربی مهدکودک با خشونت به کودکی که او را زیر پای خود خوابانده بود غذا می‌داد و پس از آن کودک را کتک می‌زد.

این تصاویر بینندگان را در ایران تکان داد و سوال‌های بسیاری درباره میزان نظارت بر عملکرد مهدکودک‌ها مطرح شد.

به دنبال گزارش این کودک آزاری جلسه اضطراری در سازمان تشکیل شد و این مهد را تعطیل کردند و دستگاه قضایی نیز فرد خاطی و مدیر مهدکودک را دستگیر کرد.

همان زمان، معاون امور اجتماعی بهزیستی استان اردبیل، در گفت‌وگویی تاکید کرد که در دادن مجوز تاسیس به مهد کودک‌ها و نیز در مورد به کارگیری خدمه آنها نهایت دقت صورت می‌گیرد و ماموران بهزیستی هم نظارت‌های مستمری نیز بر کار مهدها دارند و به شدت با تخلف احتمالی برخورد می کنند.

همایون هاشمی، رئیس سازمان بهزیستی کشور در واکنش به این اتفاق گفته بود که تلاش خواهد شد تا الگوسازی‌های مناسب انجام شود و از بروز این خطاها کاسته شود.

با اینکه مسوولان بهزیستی در ایران تاکید می‌کنند که بر عملکرد مهدکودک‌ها به شیوه‌های مختلف نظارت می‌شود، بسیاری از این نظارت‌ها تنها به کنترل آموزش‌ها و برنامه‌های مهدکودک‌ها از نظر اسلامی و مذهبی خلاصه می‌شود؛ مواردی مثل بودن یا نبودن آموزش رقص یا شنا در این مراکز.

به گفته مسوولان سازمان بهزیستی، از چهارسال پیش گزینش مربیان تمام مهدهای کودک با اینکه متعلق به بخش غیردولتی هستند، از منظر اخلاقی، صلاحیت علمی و رفتاری انجام می‌شود اما مشخص نیست تاکید و تمرکز این گزینش‌ها تا چه حد بر تعهد و پایبندی آنها به موازین ایدئولوژیک است و تا چه حد صلاحیت‌های روانشناسی و علمی.

همایون هاشمی رییس سابق سازمان بهزیستی درباره گزینش مربیان مهدکودک گفته است: “ما گزینش داریم، اما این مهدکودک‌ها همگی به مراکز غیردولتی وابسته‌اند. اینها هیچ‌کدام دولتی نیستند و رئیس هر مرکز باید پاسخگوی تخلفات مرکزش باشد و ما به‌عنوان متولی دولتی و ناظر، وظیفه نظارت داریم، البته با ملاحظات کامل.”

 سازمان بهزیستی گرفتن تست‌های متعدد از مربیان و بررسی احتمال سوءسابقه این مربیان نیز در مراکز انتظامی را هم بخشی از روش‌های کنترل عملکرد مربیان معرفی می‌کند.

محمد نفریه معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی هم تاکید می کند که سازمان بهزیستی سیستم نظارتی خاصی دارد که هر سال تقویت می‌شود تا جایی که این سازمان را متهم به بالا رفتن سطح نظارت و استاندارد و سخت‌گیری می‌کنند.

نفریه می‌گوید: «سازمان بهزیستی، استانداردی برای فضا، کارکنان، مربی، کمک مربی، مسئول فنی و صاحب جواز مهدها دارد ضمن اینکه آنها حتما باید گزینش شوند. بحث سطح‌بندی و ستاره‌دار کردن مهدها را داریم که هرچه این سطح بالاتر برود شهریه مهدها نیز افزایش پیدا می‌کند. به طور مثال، مهد ۳ ستاره باید مجهز به دوربین مداربسته باشد.»

با این حال، این نظارت‌ها نتوانسته از وقوع کودک‌آزاری در مهدکودک‌ها بکاهد. درباره مهدکودک اردبیل گفته می‌شد که مهد کودک از ابتدای فروردین تا ابتدای تیرماه که زمان وقوع حادثه بود، چهار بار بازرسی شده است. این مرکز به عنوان یکی از بهترین مهدهای کودک اردبیل شناخته می‌شد در درجه‌بندی این مهد کودک سه ستاره بوده است.

معاون اجتماعی سازمان بهزیستی اما اعلام کرده که با وجود همین بازرسی‌ها در سال گذشته پروانه ۷۰ مهدکودک باطل شده است.

بر همین اساس می‌توان تایید کرد که بازرسی‌های سازمان بهزیستی در این زمینه ناکارآمد است و کارایی خاصی ندارد و تنها در مواردی که  پدر و مادرها از موضوع باخبر شوند این سازمان می‌تواند وارد عمل شود.

نظارت قانون و خانواده

بر اساس قانون ایران، هرگونه اقدام مجرمانه نسبت به اشخاص مثلا توهین، آزردن، ضرب و شتم و آسیب رساندن به هر کسی چه کودک یا بزرگسال باشد، به عنوان مجازات کلی «ایراد صدمه به اشخاص» قابل مجازات است.

کنوانسیون حقوق کودک که ایران هم به آن پیوسته است، می‌گوید که افراد از بدو تولد تا ۱۸ سالگی کودک محسوب می شوند و نباید هیچ ‌نوع خشونتی نسبت به آنها انجام شود.

بر اساس قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که در سال ۱۳۸۲، تصویب شد، هر شخصی متوجه کودک آزاری شود یا آن را ببیند، می تواند به مراجع قضایی گزارش دهد و شکایت کند. تا پیش از سال ۱۳۸۱، کودک‌آزاری از جرایم خصوصی شناخته می‌شد و فقط پدر که ولی کودک است، به مثابه مالک کودک حق داشت در صورت رخ دادن کودک‌آزاری شکایت کند.

در سال ۸۱ طرحی ۱۲ ماده‌ای به پیشنهاد انجمن حمایت از حقوق کودکان به مجلس ارائه شد و با پیگیری کمیسیون بهداشت مجلس تصویب شد که بر اساس آن کودک آزاری از مصادیق جرایم عمومی قرار گرفت و اعلام جرم علیه مرتکبان کودک‌آزاری ممکن شد.

بر اساس این قانون، اگر مهدکودک ها، مراکز نگهداری کودکان، مدارس و دبیرستان‌ها کودک آزاری را مشاهده کنند مکلف‌اند آن را گزارش دهند. به همین نسبت اگر این مراکز هم تخلفی انجام دهند، پدر و مادرها می‌توانند آن را به سازمان بهزیستی گزارش کنند.

کودکی که تازه زبان باز کرده یا هنوز نمی‌تواند احساسات خود را بیان کند، نمی‌تواند وقوع کودک‌آزاری را گزارش می‌کند. به همین دلیل نظارت والدین بر عملکرد مهدکودک‌ها می‌تواند به عنوان شیوه‌ای برای کنترل مهدکودک‌‌ها به کار گرفته شود.

حالات جسمی و روحی کودکان، بهانه جویی‌ها، اختلالات خواب و تغذیه باید جدی گرفته شود، این نشانه‌ها همه می‌توانند به پدر و مادرها کمک کنند که هرگونه آزار و تنبیه را شناسایی کنند.

 پیش از آن به پدر و مادرها توصیه می‌شود که درباره مهدکودکی که می‌خواهند کودک خود را در آن ثبت نام کنند و سوابق مربیان و مدیران آن تحقیق کنند.

با این حال گزارش‌هایی که از خانواده‌ها می‌رسد نشان می‌دهد که بررسی گزارش‌های تخلف به سرعت انجام نمی‌شود. مادر متین، کودک چهارساله‌ای که در مهدکودک تنبیه شده و او را از بقیه جدا کرده‌اند و در اتاق نگه داشته‌اند می‌گوید: “من با مدیر مهدکودک تماس گرفتم و جلسه گذاشتم، انکار کرد. در حالی که من چند بار با چند روش از متین پرسیده بودم و مطمئن بودم که درست می‌گوید. بعد با شماره تخلفات بهزیستی تماس گرفتم اما کسی که با من تلفنی حرف زد، در نهایت فقط اسم و آدرس مهد را پرسید و بعدا هیچ خبری از آنها نشد.”

مادر متین اما در نهایت تنها کاری که توانسته بکند این بوده که بچه‌اش را از آن مهدکودک خارج کند و به دیگران هم توصیه کند که عملکرد این مهدکودک را مورد توجه قرار دهند.

پیش از هرچیز اما شناخت و تشخیص موارد خشونت و آزار نسبت به کودکان اهمیت دارد؛ اینکه پدر و مادر و سرپرستان کودک به این نکته توجه کنند که کودک آنها نباید به عنوان تربیت یا کنترل، در معرض آزار، تحقیر و خشونت روانی یا جسمی قرار بگیرد.

مهر
۷
۱۳۹۴
ممانعت از اشتغال زنان ، شکلی از خشونت است
مهر ۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

محسن فرشیدی -روزنامه نگار

امنیت شغلی را می‌توان یکی از نیازهای اصلی انسان در حوزه‌ فردی و همچنین نیاز یک کشور برای رسیدن به توسعه دانست.

از منظر اجتماعی، یک جامعه زمانی پیشرفت خواهد کرد که از تمامی ظرفیت‌ها، توانایی‌ها و استعداد‌های مردمان خود استفاده کند و  حذف هر کدام از گروه‌های انسانی، به‌واساطه‌ی جنس، جنسیت یا گرایش‌های جنسی آن‌ها، جدای از محروم کردن حقوق فردی یک انسان، دیگر گروه‌ها را نیز به دلیل حذف توانمندی‌های یکی از اعضای جامعه متضرر خواهد کرد.

امنیت شغلی در جوامع مدرن یکی از نیازهای اصلی شهروندان است که باید توسط سیاستمداران و قانون‌گذاران تامین شود. از منظر فردی، داشتن شغل و امنیت شغلی، جدا از برآورده کردن نیازهای مادی و مالی، بخش قابل توجهی از سلامت روحی و روانی را برای افراد به دنبال خواهد داشت.

هر اجتماع از انسان‌هایی با جنس‌های متفاوت تشکل شده که زنان و مردان دو گروه اصلی و بزرگ آن هستند. آسیب‌پذیری هر کدام از گروه‌های انسانی بواسطه‌ جنس آن‌ها، می‌تواند بستری از ناهنجاری‌ها را در اجتماع بوجود آورد.

زنان به دلیل سنت‌ها و فرهنگ مردسالار و آموزه‌های عمدتا مبتنی بر کلیشه‌های جنسیتی، از سنین کودکی بیشتر در معرض خشونت قرار دارند.

بخش بزرگی از این خشونت‌ها به شکل‌های مختلف در خانه به وقوع می‌پیوندد. یکی از راهکارهای کاهش خشونت‌های خانگی فرصت‌های برابر اجتماعی و اقتصادی برای زنان و مردان جامعه است.

زنان با توجه به اینکه بیشتر در معرض خشونت قرار دارند، امنیت شغلی آن‌ها باید به عنوان یکی از راه‌کارهای مهم کاهش خشونت‌ و سلامت جامعه مورد توجه  قرار گیرد.

رابطه‌ میان اشتغال و کاهش خشونت خانگی

از زمانی که بشر شغل و فعالیت‌های اقتصادی را به عنوان راهکار اصلی کسب درآمد برگزید، مردان به شکل‌های مختلف این عرصه‌ مهم اجتماعی را در اختیار خود داشته‌اند.گزاره‌ “مردان دراجتماع و زنان در خانه” سالیان سال به عنوان اصل پذیرفته شده‌ زندگی در جوامع شهری برقرار بوده است.

زنان به دلیل وابستگی به مردان از نظر مالی و نبود فرصت‌های مشارکت اجتماعی برابر برای فعالیت‌های اقتصادی، مورد انواع خشونت‌ها قرار می‌گرفتند.

آن‌ها برای تامین مایحتاج روزانه به مردان وابستگی داشتند و مردان به دلیل این احتیاج، سلطه‌ی خود بر زنان را روز به روز افزایش می‌دادند. خشونت‌های اقتصادی، روحی و فیزیکی از جمله خشونت‌هایی بودند که به این دلیل همواره رواج داشته است.

با گذر زمان و با پیشرفت‌های بشری و توسعه یافتگی زندگی در جوامع انسانی، زنان نیز پا به عرصه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی گذاشتند و خروج زنان از خانه و مشارکت در امور اقتصادی وابستگی آنان به مردان را کاهش داد و این عدم وابستکی یکی از دلایل مهم کاهش خشونت‌های خانگی و سلامت روانی اجتماعی شد.

امنیت شغلی همچنین می‌تواند یکی از دلایلی باشد که مردان را از نقش آزارگر در خانواده‌ و رابطه‌های همراه با خشونت دور کند.

لیلا موری پژهشگر زنان و جنسیت معتقد است مشکلات اقتصادی، نداشتن شغل و یا موقت بودن قراردادهای کاری، استرس و مشکلات روحی فراوانی را با خود به همراه خواهد داشت. بنابراین مردهایی که در این شرایط هستند نیز دچار بیمارهای روانی بیشتری تا دیگران می‌شوند و این موضوع زمینه‌ساز اقدامات خشونت آمیز در یک رابطه را ایجاد می‌کند.

خشونت و واکنش زن به خشونت

خشونت به شکل‌های مختلفی در یک خانه می‌تواند وجود داشته باشد. از خشونت‌های اقتصادی تا روانی و فیزیکی. در بررسی‌های صورت گرفته زنانی که استقلال اقتصادی و مالی داشته‌اند، به نسبت دیگر زنان راحت تر از یک رابطه‌ همراه با خشونت خارج شده‌اند.

لیلا موری پژهشگر زنان معتقد است: وقتی زنان از نظر اقتصادی مستقل باشند امکان فراهم کردن یک زندگی جدید برای خود را دارا خواهند بود. اشتغال زنان شاید نتواند به تنهایی باعث کاهش خشونت خانگی شود، اما در نهایت یکی از دلایل مهمی خواهد شد که زنان راحت تر بتوانند از یک چرخه‌ خشونت خانگی خارج شوند.

وی ادامه می‌دهد: وابستگی مالی زن به همسر، اعتماد به نفس را از او گرفته و به دلیل نبود حمایت‌های کافی قانونی و دولتی، زنان در این رابطه‌ها باقی می‌مانند. اما بدون تردید استقلال اقتصادی تنها یکی از دلایل امکان خروج از یک رابطه‌ی همراه با خشونت است و در برخی مواقع وابستگی‌های عاطفی و دلایل دیگر نیز، زنان را در یک رابطه با آزارگر باقی نگه می‌دارد.

عدم اجازه‌ کار به زنان شکلی از خشونت است

در قوانین فعلی ایران اشتغال زنان در خانواده منوط به اجازه‌ شوهر است و اگر مرد، شاغل بودن زن را در تضاد با حیثیت خانواده برداشت کند می‌تواند او را از کار کردن منع کند. اما قوانین به همین جا ختم نمی‌شوند، اجازه خروج از کشور در خانواده نیز به مردان سپرده  شده است.

 نیلوفر اردلان یکی از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در روزهای گذشته به دلیل عدم اجازه همسر برای خروج از کشور فرصت حضور در تیم ملی و ادامه شغل خود را از دست داد.

لیلا موری پژوهشگر زنان می‌گوید: خشونت در یک خانواده بر خلاف آنچه تصور می‌شود تنها فیزیکی نیست. مانع اشتغال زن شدن و جلوی آزادی های شغلی را گرفتن نیز از نمونه‌های بارز خشونت هستند. این پژوهشگر زنان معتقد است با وجود چنین قانون‌ها و امکانی، زمینه برای تنش و ایجاد خشونت در خانواده ایجاد می‌شود. با در نظر گرفتن این موضوع  که برخی از مردان از چنین قوانینی هرگز استفاده نمی‌کنند، اما صرف وجود چنین قوانینی به خودی خود فارغ از اینکه مورد استفاده قرار بگیرند یا نه، زمینه ساز شرایطی پرتنش و نابرابر در خانواده خواهند شد که هر لحظه می‌تواند به خشونت منجر شود.

نقش دولت‌ها در ایجاد محیط امن کار و امنیت شغلی

دولت‌ها و نهادهای قانون‌گذاری با اقدامات خود می‌توانند احساس امنیت شغلی را در شهروندان ایجاد کنند و این احساس تاثیر زیادی در کاهش خشونت‌های خانگی و اجتماعی خواهد داشت.

لیلا موری ایجاد فرصت‌های برابر و برداشتن موانع در ایجاد اشتغال زنان را از نقش‌های اصلی دولت‌ها می‌داند. به دلیل سنت‌ها و فرهنگ‌ مردسالار در بسیاری از جوامع، بخش بزرگی از وظایف نگهداری فرزندان و کارهای خانگی را زنان بدون اینکه خودشان آن را انتخاب کرده باشند بر عهده دارند. وی معتقد است: یکی از وظایف اصلی دولت‌ها ایجاد تسهیلات برای مادران شاغل است.

وجود مراکزی مثل کودکستان که به آسانی در دسترس باشند و با هزینه‌های اندک می‌تواند یکی از موانع بزرگ زنان مادر در اشتغال را برطرف کند.از طرفی دیگر محیط‌های کار نیز نقش مهمی در سلامت روانی افراد را بر عهده دارند. این پژوهشگر ادامه می‌دهد: دولت‌ها با ایجاد قوانینی سخت‌گیرانه می‌توانند از بسیاری از رفتارهای مزاحم برای زنان در محیط کار جلوگیری کنند.

 ایجاد یک محیط کاری امن و وجود مشاغلی که قابل اتکا از نظر ایجاد توان مالی باشند می‌توانند باعث حس قدرت و اعتماد به نفس در زنان شود و وجود چنین احساسی، آن‌ها را در یک رابطه‌ی برابرتری در خانواده  قرار خواهد و هر چه یک رابطه برابرتر باشد امکان خشونت در آن کمتر خواهد شد.

دولت‌ها با ایجاد چنین شرایط و تسهیلاتی، زنان بیشتری را وارد اجتماع و عرصه‌های اقتصادی خواهند کرد و بخش زیادی از سلامت روحی و روانی اجتماعی و همچنین کاهش خشونت خانگی را تضمین خواهند کرد.

در دوران معاصر و بر خلاف گذشته، داشتن شغل برای تمام افراد بزرگسال خانواده با توجه به شکل زندگی امروزی ضروری به نظر می‌آید. لیلا موری پژوهشگر زنان و جنسیت معتقد است: دوران اینکه زنان صرفا در خانه باشند و به کارهای خانه رسیدگی کنند تمام شده است.

نبود فرصت‌های اقتصادی برابر و در نتیجه فشاری که از عدم امنیت شغلی بوجود می‌آید در رابطه‌ خانوادگی تاثیر بسیار منفی خواهد گذاشت و چنین خانواده‌ای که نگرانی‌های اقتصادی یکی از نگرانی‌های اصلی‌اش باشد و نتوانند حداقل‌ها را تامین کند تمام اعضای آن دچار مشکلات فراوان روحی  می‌شود.

این تاثیرات روی فرزندان به دلیل آسیب‌پذیربودن در بسیاری موارد بیشتر است و این کودکان در آینده زمانی‌که وارد جامعه شوند با مشکلات فراوانی همراه خواهند بود. مجموعه‌ این عوامل و نبود امنیت شغلی خشونت‌های خانگی و اجتماعی را تشدید می‌کنند.

در انتها باید بر نقش مهم و پررنگ قوانین و دولت‌ها در کاهش خشونت‌های خانگی تاکید کرد. آن‌ها با فراهم کردن امنیت اقتصادی و برداشتن موانع برای حضور هر چه بیشتر زنان در اجتماع و مشاغل مختلف، زمینه را برای سلامت روانی اعضای یک خانواده و در نهایت یک جامعه فراهم خواهند کرد.

شهریور
۳۱
۱۳۹۴
آمار بالای ازدواج کودکان در هرمزگان
شهریور ۳۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
0bbae3b2-af2b-4bab-b285-382
image_pdfimage_print

خانه امن:باورهای غلط رایج در اجتماع در برخی نقاط ایران بیشتر از سایر مناطق بر روی تمایل افراد به ازدواج در سنین پایین تأثیرگذار است.

احمد مدنی، کارشناس پیشگیری اداره بهزیستی شهرستان بستک با بیان این مطلب گفت:در همین شهرستان به دلیل نگرانی از دیر شدن زمان ازدواج و یا پیدا نشدن مورد مناسب معتقدند که دختران را قبل از ۱۸ سال باید به خانه بخت فرستاد.

وی که درکارگاه سلامت اجتماعی کودکان در مرکز شهرستان بستک سخن می گفت افزود:دو گونه ازدواج وجوددارد. ازدواج هایی که طبق قانون برای دختران بالای ۱۳ سال و برای پسران بالای ۱۵ سال ثبت می­شود و دفترهای ثبت ازدواج مجاز به مرقوم کردن آن هستند و دیگری ازدواج هایی که قبل از سنین یاد شده انجام می گیرد اما بعد از اینکه افراد به سنین قانونی رسیدند ثبت می­شوند. بیشترین مناطقی که در آسیا ازدواج زودهنگام در آن­ها صورت می­گیرد، پاکستان و نپال هستند که البته در ایران هم آمارها چشم گیرند.

مدنی ادامه داد: یکی از علل طلاق را می­توانیم ازدواج زودهنگام بدانیم. به عنوان مثال در شهرستان بستک بیشترین افراد مراجعه کننده برای طلاق ۲۶ ساله بودند.

این کارشناس پیشگیری گفت:سه آسیب جدی به افرادی که ازدواج زودهنگام دارند وارد می­شود: ۱٫ محرومیت از تحصیل و یا عدم بهره گیری از آموزش­های لازم و کافی ۲٫ محرومیت از لذتهای کودکی ۳٫ محرومیت از سلامت که می­توان هم برای جسم و هم برای روان آن را در نظر گرفت.

وی تاکید کرد :یکی از عمده ترین مواردی که می­توان در مورد سلامت جسم به آن اشاره کرد بارداری در سنین پایین است که البته می­توان یکی از علل مرگ مادران را هم بارداری­های زودهنگام دانست.

مدنی با طرح این سوال که چرا ازدواج کودکان رخ می­دهد؟ گفت: در اکثر مواقع خانواده و تصمیماتی که از سوی خانواده گرفته می­شود دلیل این ازدواج ها است.ولی صندوق جمعیت سازمان ملل هم فاکتورهایی را برای ازدواج زودهنگام برشمرده است. این سازمان فقر و استراتژی بقای اقتصادی، نابرابری جنسیتی، حل و فصل اختلافات، کنترل روابط جنسی و عزت خانواده­ها، سنت و فرهنگ، تحکیم روابط خانواده­ها را از فاکتورهای گرایش به ازدواج زودهنگام می‎داند.

رایحه مظفریان نویسنده کتاب تیغ و سنت و فعال حقوق کودکان در ادامه این جلسه صحبت­هایش را با پرداختن به موضوع ازدواج کودکان آغاز کرد.

وی گفت: آمارهای استان هرمزگان نشان می­دهد که این استان یکی از مناطقی است که آمار زیاد ازدواج کودکان در آن به ثبت رسیده است. جداول زیر نشان می­دهد که در سال ۱۳۹۲، ۸ پسر و ۶۸۶ دختر زیر ۱۵ سال ازدواجشان در محضرها به ثبت رسیده است

مظفریان ادامه داد:آنچه توجه را بیشتر به سمت ازدواج دختران جلب می­کند در خطر قرار گرفتن سلامت آنهاست. استان هرمزگان از لحاظ تعداد مرگ و میر مادران و همچنین بارداری مادران زیر ۱۵ سال رتبه بالایی را در کشور دارد. با توجه به جدول زیر ۵۷ زن زیر ۱۵ سال در سال ۱۳۹۲ مادر شده­ اند.

۷۰ درصد کودک آزاری ها روی کودکان زیر سه سال است

حدود ۷۰ درصد کودک آزاری­ها در کشورهای در حال توسعه و زیر سه سال اتفاق می­افتد و در ۶۰ درصد موارد هم احتمال تکرار دوباره وجود دارد چون توسط افراد خانواده انجام می­شود.

این را  نازلی حنایی مسئول بخش بهداشت و روان شبکه بهداشت شهرستان بستک و مسئول فنی مرکز مشاوره پردیس در همین نشست اعلام کرد .

وی افزود:بیشترین آزار از سوی مردان (پدر، برادر، شوهر و…) نسبت به دختران صورت می­گیرد. همچنین کودک آزاری در خانواده­های خشونت خیز و حاصل از طلاق بیشتر اتفاق می افتد. البته می­توان موارد دیگری را هم مانند سطح تحصیلات پایین والدین، سابقه خشونت اعمال شده به والدین در دوران کودکی آن­ها، وضعیت اقتصادی نامساعد و فقر فرهنگی را هم در بین عواملی گنجاند که بر روی افزایش کودک آزاری تأثیر می گذارند.

منبع:گام به گام تا توقف ناقص سازی جنسی زنان در ایران

شهریور
۳۰
۱۳۹۴
همسران خشونت گر، پدران آزارگر نیز هستند
شهریور ۳۰ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
bigstock-Family-violence-and-aggression-87725540
image_pdfimage_print

عکس:ia_64/Bigstock.com

مژده دافچاهی

کودکان و نوجوانان غالبا قربانیان پنهان خشونت خانگی هستند. آنها مستقیم یا غیر مستقیم مورد صدمه و آزار و اذیت قرار می گیرند. اثرات قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی به همان میزان که به شخص خشونت دیده آسیب می رساند، برای کودکان و نوجوانان مخرب و ویرانگر است.

اما خبر خوب اینجاست که کودکان و نوجوانان برگشت پذیرند ، آن ها قوی هستند و قادرند خود را درمان کنند البته در صورتی که : شنیده شوند ، پرورش پیدا کنند و احساس امنیت داشته باشند.

رابطه شما به عنوان یک والد با کودک و نواجوانتان عامل بسیار مهمی در تعیین تاب آوری و برگشت پذیری آن ها محسوب می شود شما می توانید با پرواندن، حمایت کردن،دادن عشق بدون شرط و ایجاد یک شبکه حامی از دوستان و فامیل عوارضی که قرار گرفتن در معرض یک والد بد رفتار برای کودک و نوجوانتان ایجاد می کند را خنثی کنید. بهترین چیز برای کودک و نوجوان شما اطمینان از امنیت خود شما و آنهاست.

 قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی

بین سه تا ده میلیون کودک هر ساله در ایالت متحده شاهد خشونت خانگی و بد رفتاری هستند. مصاحبه با کودکان نشان می دهد که آن ها از عواقب مواجه شدن با خشونت خانگی و بد رفتاری آگاه هستند و رنج می برند.

گستردگی آسیب ها و خطراتی که در نتیجه قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی و بد رفتاری ایجاد می شود متناسب با سن کودک، شدت، مدت و دفعات بد رفتاری است.

 خردسالان از سن یکی دو سالگی و نوجوانان که شاهد خشونت خانگی هستند اغلب احساس ترس ، درماندگی، گناه ،خشم، نا امیدی، انزوا و سردرگمی خواهند داشت .

بدرفتاری با کودک آزاری و بی اعتنایی

کودکان و نوجوانان که والدین بدرفتاری دارند، بیشتر در معرض خطر کودک آزاری و بی اعتنایی قرار دارند در یک تحقیق ملی بیش از ۶ هزار خانواده، پنجاه در صد از مردانی که به کرات همسرانشان را مورد آزار و اذیت قرار می دهند، کودکشان را نیز مکررا آزار داده اند.

کودکان و نوجوانانی که والدین خشونتگر دارند، غالبا منزوی هستند، با الغاب و عناوین بد خطاب می شوند، تحقیر می شوند،  و برای بدرفتاری با دیگران ترغیب می شوند ، تهدید به ( ترک شدن، خودکشی، صدمه به خود یا حیوان خانگی می شوند ) ترسانده می شوند، از دسترسی به خدمات بهداشتی، تغذیه ای ، پزشکی و سرپناهی مناسب محروم می شوند و مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند. والدین خشونت گر برای تداوم کنترل و حفظ قدرت بر همسر و فرزندش، به این رفتار ها متوسل می شود .

عوارض قرار گرفتن در معرض والدین خشونت‌گر

پیش از تولد :

  • خطر سقط جنین بیشتر
  • دسترسی کمتر به مراقبت های پزشکی پیش از تولد
  • خطر سلامت مادر و جنین

نوزادی:

  • تاخیر در رشد
  • اضطراب بیش از حد از جدایی
  • اختلال در برنامه غذایی
  • اختلال در رشد
  • و نوزادان ممکن است در حین درگیری ها دچار آسیب دیدگی شوند

 کودکان در سن مدرسه :

  • روانی : افسردگی، اضطراب ، سردرگمی ، نداشتن عزت نفس ، خشم ، پرخاشگری ، ترس ، احساس گناه ، در خود فرو ماندگی ( کناره گیری )
  • رفتاری : پرخاشگری ، تباه کردن خود ، مشکلات مدرسه ای و یا حتی ممکن است رفتاری کمال گرا از خود نشان دهند، ترس بیش از حد از شکست
  • جسمی / روان /بدنی : سردرد ، دل درد ، بی خوابی / اختلال خواب ، شب ادراری ، وابسستگی بیش از حد ، اضطراب جدایی

نوجوانان :

  • عملکرد تحصیلی ضعیف یا ممکن است خود را ملزم بدانند که همیشه فقط و فقط بهترین نمره را بگیرد.
  • خود والد پنداری فرد خود را در قبال خواهر برادر خود و یا والد بدرفتار مسئول می داند.
  • عزت نفس پائین
  • مهارت های اجتماعی ضعیف
  • مصرف و سوی مصرف الکل و مخدر
  • فرار از خانه
  • خودکشی
  • رفتار های مجرمانه
  • روابط جنسی زود هنگام و پر خطر ، بارداری یا ازدواج زود هنگام

تاثیرات قرار گرفتن در معرض یک والد بدرفتار و خشونت خانگی به تناسب سن کودک یا نوجوان ( و اغلب جنسیت او ) ، مدت و شدت و دفعات بد رفتاری، کیفیت رابطه کودک و نوجوان با والدی که بد رفتار نیست، این که خود کودک و نوجوان هدف اصلی سوء استفاده و آزار هست یا خیر و داشتن دسترسی به شبکه ای حمایت گر ، متغیر است.

این نکته بسیار حائز اهمیت است که بدانیم کودکان و نوجوانان علائم و واکنش های متفاوتی را به تناسب فاکتورهای ذکر شده از خود بروز می دهد.

هر چه طفل کوچکتر و هر چه میزان قرار گرفتن در معرض خشونت و بد رفتاری طولانی تر باشد، به همان میزان نیاز فوری به حصول اطمینان از امنیت جسمی و عاطفی او، وجود دارد و ممانعت از آسیب دیدگی و یاری رساندن در درمانش حیاتی تر می شود.

کودکان لایق یک خانه امن و زندگی عاری از ترس هستند

شما چکار می توانید بکنید ؟

اگر شما یک والد در یک رابطه خشونت آمیز هستید آگاه باشید که کودک و نوجوان شما در خطر است. به او اجازه دهید که با آسودگی احساسات خود را ابراز کنند. برایشان توضیح دهید که در این رابطه تقصیر با آن ها نیست و برای امنیت خودتان و او برنامه ریزی کنید بسیار حائز اهمیت است که به آن ها کمک کنیم احساس امنیت داشته باشند. به آنها گوش دهید پایه های اعتماد را بنا کنید و فضا و زمانی را برای فعالیتهای مفرح و سرگرم کننده اختصاص دهید.

 بسیار مهم است که کودکان و نوجوانان رابطه امن و قابل اعتمادی را با بزرگسالان ایجاد کنند و فرصت این را داشته باشند که احساس خوبی نسبت به خود پیدا کرده و عزت نفس را در خود ایجاد کنند به خاطر داشته باشید بهترین حالت برای کودک و نوجوان شما حصول اطمینان از امنیت خود شما و خود اوست .

به آن ها بگوئید :

  • که عاشقانه آن ها را دوست دارید.
  • هیچ اشکالی ندارد که راجع به احساساتمان، از جمله احساس خشم صحبت کنیم.
  • این مشکل اصلاً تقصیر آن ها نیست.
  • عصبانیت و ناامیدی طبیعی است ولی خشونت نه.
  • اشکالی ندارد که از دست والدینمان عصبانی باشیم، اما این بدان معنا نیست که دوستشان نداریم.
  • همیشه جاهای امنی هم وجود دارد.

corasupport

شهریور
۲۷
۱۳۹۴
خشونت خانگی و زنان مهاجر
شهریور ۲۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
bigstock-African-Women-Desperately-Wait-56103041
image_pdfimage_print

عکس: hikrcn/Bigstock.com

محسن فرشیدی

حداقل پنجاه درصد از جمعیت مهاجرین جهان را زنان تشکیل می‌دهند. زنان نیز مانند مردان به دلیل نقض حقوق بشر از جمله بیکاری، فقر، گرسنگی، جنگ، شکنجه، فقدان آموزش، مراقبت‌های پزشکی، عوامل ناشی از تخریب محیط زیست و غیره  تصمیم به مهاجرت می‌گیرند.

اما دلایل مهاجرت زنان در بسیاری مواقع به همین موضوعات ختم نمی‌شود و مواردی از جمله سنگسار، تجاوز، مثله‌ جنسی )ختنه(، اجبار به رابطه‌جنسی، سقط جنین اجباری یا جلوگیری از آن، ازدواج اجباری و مواردی از این دست نیز از دلایل دیگر مهاجرت زنان است.

هر چند برای عموم مردان مهاجرت برای تغییر شرایط زندگی و آینده بهتر صورت می‌گیرد، برای بسیاری از زنان صرفا خروج از وضعیت موجود دلیل اصلی مهاجرت است.

خشونت، یکی از دلایل اصلی مهاجرت

یکی از دلایل مهم مهاجرت زنان خشونت است. خشونت به شکل‌های مختلف زنان را مجبور به ترک خانه، اجتماع و کشور می‌کند.

خشونت در اجتماع می‌تواند آزار و اذیت خیابانی باشد و یا در وسعتی بزرگ و فراگیرتر در جنگ نمود پیدا کند. در بسیاری از جنگ‌های معاصر خشونت و تجاوز علیه زنان به عنوان یکی از روش‌های سیستماتیک تحقیر و شکنجه بوسیله نیروهای نظامی مورد استفاده قرار گرفته است. خشونت در خانه نیز به شکل‌های مختلف از جمله خشونت‌های اقتصادی، جسمی، روحی و روانی صورت می‌گیرد.

میزان خشونت خانگی برای زنان در برخی مواقع تا اندازه‌ای زیاد می‌شود که گزینه دیگری جز مهاجرت برای آن‌ها باقی نمی‌گذارد.

اما در بسیاری مواقع، با مهاجرت نیز این خشونت‌ها پایان نمی‌پذیرد. بسیاری از زنان از نقطه‌ آغاز مهاجرت، در طول مسیر و زمانی که به مقصد می‌رسند با شکل‌های جدیدی از خشونت روبرو می‌شوند.

مهاجرت پایان خشونت نیست

زنان پناهجو وقتی به کشور مقصد می‌رسند اغلب آسیب دیده‌اند. اگر برای بسیاری رسیدن به مقصد، نقطه‌ آغاز زندگی تازه باشد، برای بخشی از زنان ترمیم خشونت‌های گذشته گاه سال‌ها به درازا می‌کشد و بعد از مدت زمانی طولانی فرد می‌تواند زندگی جدید خود را از نو بسازد.

زنان چه در کمپ‌های پناهجویی باشند، چه به شکلی مستقل و یا تحت عنوان ازدواج زندگی جدیدی را در خارج از کشور آغاز کنند باز هم در معرض انواع خشونت‌ها قرار دارند. خشونت خانگی در میان زنانی که مهاجرت کرده‌اند در بسیاری مواقع پیچیده‌تر و دردناک‌تر از زمانی است که  در کشور خود حضور داشته اند.

وابستگی بیشتر،خشونت بیشتر

در کشورهای توسعه یافته که یکی از مقاصد اصلی مهاجران هستند، زنان مهاجر در قیاس با زنان جامعه‌ میزبان بیشتر در معرض خشونت خانگی قرار دارند. نسرین افضلی کارشناس ارشد مطالعات زنان دلیل این موضوع را همراه بودنِ زنان در کنار مردان مهاجر از کشورهای در حال توسعه می‌داند.

وی معتقد است با توجه به اینکه در اکثر کشورهای در حال توسعه از جمله ایران نظام‌های مردسالار برقرار است و زنان وضعیت پایین‌تری از نظر اجتماعی و اقتصادی دارند، با مهاجرت نیز این فرهنگ و رسوم به همراه افراد مهاجرت می‌کنند.

اضافه بر آن زنان در کشورهای جدید معدود ابزارهای حمایتی خود مثل خانواده و نزدیکان را نیز از دست می‌دهند و سال‌ها زمان نیاز است تا جایگزینی برای آن‌ها پیدا کنند.

عموم زنان در سال‌های اول مهاجرت از قوانین،حقوق و مزایای کشور جدید بی خبرند و مجموعه‌ این عوامل، وابستگی زن به مرد را بیشتر از گذشته می‌کند و این وابستگی به دلیل عدم سرمایه‌های اجتماعی، احساس بی‌پناهی در زنان مهاجر را تقویت می‌کند. در چنین شرایطی مردان آزارگر راحت‌تر و بیشتر می‌توانند زن را مورد انواع خشوت خانگی قرار دهند.

تکرار نمی‌شود!

خشونت خانگی چه در میان زنان یک کشور، یا زنان مهاجر، به دلیل پیچیدگی‌های زیادی که دارد یکی از موضوعات مداوم گفتگو میان جامعه شناسان و فعالین حوزه زنان است.

نسرین افضلی در مقابل این پرسش که چرا زنان مهاجری که مورد خشونت قرار می‌گیرند همچنان در یک رابطه باقی می‌مانند می‌گوید؛ جایگاه اجتماعی زنان در چنین خانواده‌هایی پایین‌تر از مردان تعریف شده است.

به همین دلیل زن احساس می‌کند به مرد آزارگر وابسته است. همچنین مرد آزارگر معمولا با جملاتی مثل “پشیمان هستم” و یا “این آخرین بار است و تکرار نمی‌شود” سعی در راضی کردن زن را دارد و در واقع این چرخه‌ خشونت هر بار با بهانه‌هایی از این دست و ابراز پشیمانی ادامه پیدا می‌کند. زنان خشونت دیده مورد حمایت‌های خانوادگی قرار نمی‌گیرند. ترس از انگ‌های اجتماعی در جوامع مردسالار نیز باعث می‌شود بسیاری از این خشونت‌ها علنی نشوند. نبود نهادهای حمایتی یا ناکارابودن آن‌ها و عدم اطلاع کافی زنان از وجود چنین نهادهایی نیز یکی از دلایل بیشتر ماندن آن‌ها در یک رابطه‌ی همراه با خشونت است.

خشونت خانگی، امری خصوصی یا اجتماعی؟

خشونت خانگی به دلیل اینکه در خانه به وقوع می‌پیوندد و اغلب شاهدی بر آن وجود ندارد و همچنین میان نزدیک‌ترین افراد به هم مثل زن و شوهر صورت می‌گیرد یکی از پیچیده‌ترین انواع خشونت است.

در سال‌های گذشته و با درنظر گرفتن پرونده‌های زیادی که در دادگاه‌ها مورد بررسی قرار گرفته است، کشورهای توسعه یافته به این نتیجه رسیده‌اند که به قوانینی کاملا متفاوت و مخصوص برای خشونت خانگی نیاز دارند و قوانین فعلی وعمومی کفایت نمی‌کنند.

نسرین افضلی معتقد است قوانین رایج دیگر جوابگوی این نوع خشونت نیست. این پژوهشگر مسائل زنان ادامه می‌دهد: اغلب زنان به دلیل ساختارها و فرهنگ مردسالار تمایلی برای گزارش خشونت به پلیس را ندارند و فرد خشونت دیده حتی بعد از رسیدگی حقوقی فرصت و امکان جدا شدن از آزارگر را به سادگی پیدا نمی‌کند. کشورهای پیشرفته بعد از سال‌ها بررسی و تحقیق به این نتیجه رسیده‌اند که خشونت خانگی امری صرفا شخصی و خصوصی نیست.

خشونی که در خانه صورت می‌گیرد ارتباط مستقیمی با اجتماع نیز دارد.

وی معتقد است که فرزندان تحت تاثیر مستقیم مشاهده‌ خشونت‌ها قرار می‌گیرند و اضافه بر آن کارایی زنان مورد خشونت دیده در اجتماع به دلیل افسردگی و مشکلاتی از این دست نیز پایین می‌آید. همچنین امکان خشونت‌های شدیدتر و قتل‌های خانوادگی در ادامه‌ یک رابطه‌ همراه با خشونت وجود دارد و چنین مواردی امروزه موضوعاتی اجتماعی تعریف می‌شوند.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که سال به سال و با پیشرفت قوانین به تعداد کشورهایی که خشونت خانگی را امری خصوصی تلقی نکنند افزوده شود.

خشونت باید علنی شود

در ماه‌های گذشته و در شبکه‌های اجتماعی بحث‌هایی پیرامون خشونت مردان کنشگر و روشنفکری که پایگاه اجتماعی بالایی دارند و مخاطبان زیادی آن‌ها را دنبال می‌کنند بوجود آمده است.اغلب این مردان در سال‌های گذشته و به دلایل سیاسی مهاجرت کرده‌اند.

نسرین افضلی می‌گوید افراد مشهور در هر کجای دنیا دارای محبوبیت و پایگاه اجتماعی بالایی هستند و افکار عمومی  به شکل پیش‌فرض آن‌ها را در موضوع خشونت خانگی مقصر نمی‌دانند.

زمانی که این خشونت‌ها در یک اجتماع سنتی و محافظه کار صورت بگیرد برای زنان مشکلات مضاعفی را ایجاد می‌کند که علنی کردن آن‌ها برایشان تبعات زیادی در پی خواهد داشت.اما در ماه‌های گذشته بوده‌اند زنانی که بدون در نظر گرفتن این موضوع، خشونت خانگی شریک زندگی خود را علنی کرده‌ اند.

این پژوهشگر مسائل زنان معتقد است همواره به یک نفر اولی نیاز است و بعد از علنی کردن موضوع، تعداد افراد بیشتری نیز از خشونت خواهند گفت.

واقعیت این است که خشونت خانگی در هر خانه‌ای امکان دارد اتفاق بی‌افتد. برای اینکه آزارگران خشونت را امری خصوصی ندانند، علنی کردن خشونت‌ها میان خانواده و دوستان می‌تواند محیط امن خشونت‌گران که همان خانه است را ناامن کرده و به مرور میزان آن را کاهش دهد.

راهکارهای کاهش خشونت خانگی

محیط‌های آموزشی و رسانه‌ها از مهمترین عواملِ تاثیرگذار در پایان بخشیدن به خشونت‌ خانگی هستند. نسرین افضلی کارشناس ارشد مطالعات زنان بر نقش رسانه‌ها تاکید دارد.

او می‌گوید تلویزیون، فیلم‌ها، تبلیغات و دیگر تولیدات رسانه‌ای نقش بسیار پررنگی در زدودن کلیشه‌های جنسیتی و در پی آن کاستن خشونت‌ها می‌توانند داشته باشند.

تصویری که رسانه‌ها از زن نشان می‌دهند او را از انسانیت تهی می‌کند و زنان به یک موجود جنسی که برای لذت مردان آفریده شده تبدیل می‌کند.

این تولیدات باعث کاستن استعداد‌ها، عدم اعتماد به نفس و ظرفیت‌های انسانی زنان می‌شود و چنین رویکردی زمینه را برای خشونتِ علیه زنان تشدید می‌کند. اضافه بر آن انسان‌ها از همان سن کودکی و در محیط‌های آموزشی بسیاری از آموزه‌ها را فرا می‌گیرند. لزوم بازبینی کتب درسی،تغییرات در نظام آموزشی و رسانه‌ها و حمایت از زنان خشونت دیده می‌تواند به مرور زمان اعتماد به نفس را به زنان بازگردانده و در نهایت به کاهش خشونت‌ها منجر شوند.

نقش خانه‌های امن

خانه‌های امن معمولا به مکان‌های گفته می‌شود که به زنان خشونت دیده کمک و جای امنی را برای زندگی موقت آن‌ها ایجاد می‌کند.

به دلایل امنیتی آدرس این خانه‌ها معمولا عمومی نیست. دولت‌ها و نهاد‌های غیراتفاعی و مدنی در ایجاد چنین خانه‌هایی نقش دارند و سعی می‌شود با مشاوره به زنان، آن‌ها را به اجتماع و یک زندگی جدید بازگردانند. نسرین افضلی معتقد است تعداد زیادی از زنانِ مورد خشونت قرار گرفته دارای فرزند هستند.

تسهیلاتی مثل خانه امن که در اختیار زنان مهاجر قرار می‌گیرد کمتر به این موضوع توجه لازم را دارند، زیرا در این خانه‌ها یا فرزند را پذیرش نمی‌کنند یا برای کودکان امکانات بسیار محدودی دارند.

برای مادران خشونت دیده بسیار اهمیت دارد که فرزندانشان بتوانند به مدرسه بروند و در یک محیط طبیعی و اجتماعی و در کنار همسالان و دوستان خود رشد پیدا کنند.

عموما قوانینِ چنین خانه‌هایی سختگیرانه است و رفت و آمد در آن‌ها کنترل می‌شود و این عوامل باعث دور شدن فرزندان از اجتماع می‌شود و همین موضوع یکی از دلایلی است که زنان خشونت دیده و به خصوص مادران کمتر به این سازمان‌های حمایتی مراجعه کنند.

در انتها باید تاکید کرد اکثر زنان خشونت دیده چه در کشور خود باشند یا مهاجر، به مرور زمان اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند، در صورتی که در لحظه‌ آغاز یک رابطه، این زنان دارای اعتماد به نفس بالایی بوده‌اند.

رفتارهای خشونت‌آمیز شخصیت یک زن را لگدمال می‌کند و باعث مشکلات فراونی از جمله اضطراب و افسردگی برای او می‌شود.

این عدم اعتماد به نفس و وابستگی با آزارگر نیز یکی از دلایل مهمی است که زنان خشونت دیده در یک رابطه باقی می‌مانند و چرخه‌ خشونت تکرار می‌شود.

نسرین افضلی تاکید می‌کند؛ نقش اصلی خانه‌های امن و یا سازمان‌های حمایتی باید توانمند کردن زنان باشد و برای آن‌ها فرصت‌های شغلی جدید ایجاد کند. مشاوره‌های تخصصی، درازمدت و رایگان می‌توانند اعتماد به نفس را به زنان بازگردانده و مسیر یک زندگی طبیعی و به دورازخشونت را برای آن‌ها هموار کند.

شهریور
۲۷
۱۳۹۴
اگر بیماری مقاربتی دارید به شریک جنسی خود بگویید
شهریور ۲۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , , , ,
bigstock-Couple-wearing-sad-face-boxes-83280260
image_pdfimage_print

عکس:Wavebreak Media Ltd/Bigstock.com

خانه امن:رفتارهای جنسی پر خطر کدام هستند و چه تاثیری بر روی سلامت خانواده می گذارند . رفتارهایی که نه تنها خطر محسوب می شوند ، گاهی تبدیل به خشونت شده و حقوق اولیه اعضا خانواده را از بین می برند .

چندی پیش یکی از مخاطبان خانه امن در پیامی نوشته بود که چند ماه پس از ازدواج متوجه شدم اطراف آلت تناسلی همسرم خال های گوشتی فراوانی وجود دارد .

درابتدا خجالت کشیدم بپرسم ولی در مراجعه به پزشک زنان از او در این باره سوال کردم . پزشک زنان فورا برای من آزمایش پاپ اسمیر داد و متوجه شد که من مبتلا به ویروس “اچ . پی . وی” شده ام . اگر همسر من از کاندوم استفاده می کرد من امروز و آنهم در ۲۹ سالگی در معرض خطر سرطان رحم که ناشی از چنین ویروسی است قرار نمی گرفتم .

سلامت نیوز می نویسد: در هر نوع رابطه‌ جنسی، خطر انتقال بیماری‌های مقاربتی وجود دارد. اما در چند دسته از آمیزش‌ها خطر انتقال بیماری بالاتر است. سلامت نیوز به موارد زیر اشاره می کند .

رابطه‌ جنسی مقعدی، دهانی و واژنی بدون استفاده از کاندوم : استفاده‌ صحیح و دائم از کاندوم اولین و مهم‌ترین قدم برای پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های مقاربتی است. آمیزش بدون استفاده از کاندوم حتا اگر دخول صورت نگیرد، پرخطر تلقی می‌شود.

رابطه‌ جنسی تحت‌تأثیر الکل:زمانی که میزان الکل در خون بالا می‌رود، فرد هوشیاری کامل ندارد و در این شرایط انتخاب‌هایش ناآگاهانه است. بسیاری از افراد، که در شرایط عادی از رابطه‌ جنسی پرخطر اجتناب می‌کنند، تحت‌تأثیر الکل انتخاب‌های سهل‌انگارانه دارند.

رابطه‌ جنسی تحت‌تأثیر مواد مخدر:به‌طور کلی نشئگی حاصل از مواد مخدر و بالاخص مواد مخدر توهم‌زا، فرد را وارد فضای مجازی می‌کند. در آن فضا، شخص انتخاب‌هایی می‌کند که خودآگاه نیست. رابطه‌ جنسی تحت‌تأثیر مواد مخدر همیشه و در هر شرایطی پرخطر تلقی می‌شود.۱

اما رابطه‌ جنسی برای افراد مبتلا به بیماری‌های مقاربتی نیز خطر گرفتن دیگر بیماری ها را تشدید می کند .

کسانی که یک یا چند بیماری مقاربتی دارند برای ابتلا به سایر بیماری‌های مقاربتی آمادگی بیش‌تری دارند. این افراد نه‌فقط باید مراقب انتقال بیماری خود به شریک جنسی‌شان باشند، بلکه خودشان نیز بیش‌تر در معرض خطر ابتلا به سایر بیماری‌های مقاربتی‌اند.

به طور مثال فردی که مبتلا به بیماری کلامیدیا است. بیماری مقاربتی که موجب عفونت راست روده و گلو در صورت رابطه جنسی دهنی و مقعدی می شود چنانچه درمان و محافظت لازم را انجام ندهد بیشتر در معرض بیماری ایدز یا زگیلهای تناسلی (genital warts)یا سوزاک و سفلیس و دیگر بیماری های تناسلی قرار می گیرد . ۲

بیماری های آمیزشی انواع مختلفی دارند که جای بحث آن در این مقاله نیست ولی مبتلا شدن به این بیماری ها هم در قانون خانواده پیش بینی شده و در صورت رعایت نکردن بعضی موارد در میان شرکای جنسی می تواند به خشونت تبدیل شود .

اما رابطه‌ جنسی برای کسانی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند نیز از جمله رفتارهای پر خطر است. کسانی که سیستم ایمنی‌شان ضعیف است یا خوب کار نمی‌کند بیش‌تر در معرض خطر ابتلا به بیماری‌های مقاربتی‌اند و در مقابل این بیماری‌ها به مراقبت بیش‌تری احتیاج دارند.

همچنین آمار شیوع بیماری‌های مقاربتی میان هم‌جنس‌گرایان معمولاً بالاست که برای مقابله با آن باید به آموزش توجه کرد.
رابطه‌ جنسی زیر هجده سال نیز چنانچه با آموزش و آگاهی همراه نباشد پر خطر است و به همین دلیل یکی از وظایف نظام های آموزشی در همه دنیا از جمله ایران آشنا کردن دانش آموزان با روش‌های پیشگیری از بیماری‌های جنسی  است

رابطه‌ جنسی با افراد معتاد تزریقی نیز پر خطر است . از آن‌جا که برخی از معتادان به دلیل استفاده از سرنگ مشترک به بیماری‌های مقاربتی مانند ایدز و هپاتیت مبتلا می‌شوند، رابطه‌ی جنسی با افراد معتاد به‌کلی پرخطر است.
رابطه‌ جنسی با کارگران جنسی. خطر ابتلا و انتقال DTS در کارگران جنسی، به دلیل رابطه‌ جنسی با طیف گسترده‌ای از افراد، بسیار زیاد است.

آنچه در این میان دارای اهمیت است رابطه خشونت خانگی و بیماری های مقاربتی است .  افرادی که روابط پر خطر جنسی دارند و با ارتباط جنسی با همسر خود و بدون استفاده از کاندوم و یا رعایت نکردن بهداشت آن را به دیگران منتقل می کنند .

به طور مثال سوزاک بیماری است که از راه مادر به نوزاد منتقل می شود . افرادی که دارای رفتارهای پر خطر جنسی هستند و به یکی از این بیماری ها مبتلا می شوند ممکن است حقیقت را به شریک جنسی خود نگویند بنابراین همواره قبل از ارتباط جنسی از سلامت شریک جنسی خود اطمینان حاصل کنید و به بهداشت جنسی اولویت دهید . چرا که در بسیاری از بیماری ها دست ها و محیط آلوده می توانند دیگر اعضا خانواده از جمله کودکان را تحت خطر قرار دهند . به خصوص در مورد بیماریهای مقاربتی که ضایعات یا زخمهای تناسلی ایجاد میکنند این امر صادق است. از طرفی برخی از این بیماریها به طرق دیگر (غیر جنسی) نیز گسترش پیدا می کنند .

 پیشگیری از بیماریهای مقاربتی
بهترین راه پیشگیری از این بیماریها این است که از هر گونه تماس جنسی محافظت نشده خودداری کرده و روابط جنسی را به صورت تک همسری داشته باشید. برای کاهش احتمال ابتلا به بیماریهای مقاربتی اقدامات زیر را انجام دهید:
•  از شریک جنسی خود بپرسید آیا به بیماری مقاربتی ابتلا دارد یا نه
•  پیش از فعالیت جنسی از شریک جنسی خود بپرسید آیا تا کنون آزمایش داده است
•  از کاندوم استفاده کنید
•  اگر همسر یا شریک جنسی شما هر یک از علائم بیماری مقاربتی را دارد از فعالیت جنسی با او خودداری کنید
• از علائم این بیماریها آگاه باشید و برای معاینات و چکاپ منظم به پزشک مراجعه کنید.۳

بیماریهای مقاربتی و بارداری
زنان باردار باید وجود بیماریهای مقاربتی را بررسی کنند. این بیماریها ممکن است موجب درد، زایمان زودرس و عوارضی در حین زایمان شوند.

بسیاری از این بیماریها ممکن است در حین بارداری، زایمان یا پس از تولد نوزاد، از مادر به کودک منتقل شود. تاثیرات بیماریهای مقاربتی بر نوزاد میتواند شامل وزن کم هنگام تولد، مرده به دنیا آمدن، مشکلات عصب شناختی، کوری، بیماری کبدی و عفونتهای جدی باشد.

برای به حداقل رساندن این خطرات درمانهایی وجود دارد. درمان در حین بارداری می تواند برخی بیماریهای مقاربتی را درمان کرده و خطر گسترش عفونت به کودک را کاهش دهد.

توجه  :

گر چه کاندوم در پیشگیری از گسترش برخی بیماریهای مقاربتی بسیار مفید است اما در مقابل همه موثر نیست.

کاندوم در جلوگیری از انتقال سوزاک، کلامیدیا، ایدز و تریکوموناس موثر است اما در مقابل هرپس،سیفلیس و زگیل تناسلی از فرد محافظت نمی کند.

 این عفونتها میتوانند از طریق تماس پوست با ضایعات پوستی عفونی که توسط کاندوم پوشیده نمی شوند، گسترش یابند. همچنین کاندوم هیچ محافظتی در مقابل شپش ناحیه تناسلی و گال ارائه نمی دهد.

بنابراین اگر فکر میکنید بیماری مقاربتی دارید، هر چه زودتر به اطلاع شریک جنسی خود برسانید.

شهریور
۲۰
۱۳۹۴
خشونت ، هویت خشونت دیده را تغییر می دهد
شهریور ۲۰ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:lolostock/Bigstock.com

سحر.ح

خانواده‌ها یا افرادی که خشونت خانگی را از سر گذرانده‌اند، باید آسیب‌های جسمی و روحی خود را درمان کنند.این آسیب ها تأثیرات مختلفی بر بدن، روح و روان دارند. تجربه این حالت‌ها کاملاً طبیعی است و پذیرفتن آنها اولین مرحله مهم در شروع روند بهبودی و درمان است.

اغلب افرادی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته‌اند، تغییرات جسمی، ذهنی و روحی را تجربه می‌کنند که به آن تن می‌دهند و در صورتی که به این تغییرات توجه نشود، بدتر می شوند.

براساس تحقیقی که مرکز کنترل بیماری در آمریکا انجام داده است، تقریباً سه زن از هر ده زن، یعنی حدود ۳۲ میلیون زن، و یک مرد از هر ده مرد که در ایالات متحده آمریکا تجاوز، خشونت جسمی یا تعقیب دوست صمیمی را تجربه کرده‌اند، حداقل یکی از تأثیرات مربوط به رفتار خشونت‌آمیز در آن رابطه را گزارش داده‌اند.

حتی اگر افراد نجات یافته از خشونت خانگی همان نوع بدرفتاری را تجربه کنند، واکنش به آسیب در هر فردی متفاوت است.عوامل زیادی از جمله تکرار بدرفتاری و شدت و تأثیر بدرفتاری بر سلامت فرد، بر واکنش فرد به پیامدهای بدرفتاری اثر می‌گذارد.

تأثیر کلی خشونت خانگی بر فرد، به واکنش فرد به استرس و روش های چیره شدن بر استرس بستگی دارد.سن فرد در زمان آسیب، نوع بدرفتاری که در گذشته با آن مواجه شده و گستردگی و زمان درمان از دیگر عوامل دخیل بر واکنش فرد هستند.

بهتر است به این نکته مهم نیز توجه کنیم که از سرگذراندن یا حتی آگاهی از اثرات خشونت خانگی طاقت فرسا است.

اکثر افرادی که در رابطه ای خشونت آمیز بوده‌اند، بسیاری از جنبه های شخصیتی خود پیش از این رابطه را فراموش کرده اند،به ویژه اگر مدت زمان طولانی تحت خشونت قرار گرفته باشند؛گاهی به نظر می رسد که خشونت هویت این افراد را تعریف می کند.

اگر اثرات خشونت خانگی را بدانید،می‌توانید بر آنها غلبه کنید و چرخه خشونت را از بین ببرید. هر فردی بعد از خشونت خانگی، ‌می تواند بهبود یابد و زندگی عادی خود را در پیش بگیرد، در صورتی که واقعیت دردناک آن را بپذیرد و به نیروی جدید درون خود توجه کند، روندی که برای شروع به زمان و امنیت نیاز دارد.

آسیب بدنی

زمانی که خطر جسمی ما را تهدید می‌کند، توانایی فرار را از ما می‌گیرد یا چیزی است که نمی‌توانیم آن را متوقف کنیم، غریزه طبیعی بدن خود را برای نجات آماده می‌کند.

بدن در مدارهایی کوتاه، میزان زیادی انرژی برای مبارزه یا فرار جمع می‌کند، این مدارهای کوتاه از طریق ذهن و بدن فرد به خود او بازمی‌گردند و زمانی که فرد تحت خشونت قرار می گیرد، به شوک، گسستگی و بسیاری واکنش‌های ناآگاهانه دیگر می‌انجامد.

مدارهای کوتاه تا مدت‌ها بعد از پایان خشونت هم با ما می‌مانند و ریشه تأثیرات ذهنی، جسمی و روحی خشونت خانگی هستند.

اکثر افرادی که چنین آسیب‌هایی را از سر گذرانده‌اند، ‌متوجه می‌شوند که سازگاری دوباره و چیره شدن بر پیامدهای حادثه، زمان می‌برد.تأثیرات باقیمانده ذهنی، جسمی و روحی خشونت خانگی در زندگی روزانه فرد نجات یافته رسوخ می‌کند و درمان او را با مشکل مواجه می کند.

بعضی افراد، ‌بلافاصله بعد از توهین یا بدرفتاری، تأثیرات وخیمی را تجربه می‌کنند که گاهی ادامه می یابد و گاهی ادامه نمی یابد و بعضی دیگر تأثیرات را به صورت نوسان و بعد از بیرون آمدن کامل از شوک حادثه احساس می‌کنند.

تأثیرات خشونت خانگی

بدرفتاری بر تفکر و تعامل فرد با محیط اطرافش تأثیر جدی می گذارد. خشونت خانگی طولانی مدت و استرس ناشی از آن نه تنها باعث آسیب جسمی می شود، بلکه تغییرات ذهنی پی در پی نیز به دنبال دارد به این دلیل که ذهن سعی می‌کند آسیب را بررسی کند یا از بدن محافظت کند.

خشونت خانگی بر تفکر، احساسات و رفتار فرد تأثیر می گذارد و به شدت به ثبات روانی فرد آسیب می زند. اضطراب شدید، اختلال استرسی پس از سانحه و علائم افسردگی بین کسانی که از خشونت خانگی خلاص شده‌اند، زیاد دیده می‌شود.

اختلال استرسی پس از سانحه

اختلال استرسی پس از سانحه بیماری روحی است که با حادثه‌ای ترسناک شروع می‌شود. فلاش بک و تکرار خاطره‌های آسیب زا، کابوس، اضطراب شدید، تفکرات غیر قابل کنترل درباره حادثه از جمله علائم این اختلال هستند. بسیاری از افرادی که حادثه آسیب‌زا را از سر می گذرانند تا مدتی نمی توانند با آن کنار بیایند، ولی با گذشت زمان و حمایت اطرافیان، این واکنش های ناشی از آسیب به مرور بهتر می شوند.

افسردگی

افسردگی خیلی بیشتر از احساس ناراحتی موقتی است. ناراحتی طولانی مدت، احساس ناامیدی، گریه بدون دلیل، تغییر اشتها و کاهش یا افزایش شدید وزن، از دست دادن انرژی و بی علاقگی به انجام فعالیت‌های که قبلاً از آن لذت می‌بردید علائم افسردگی هستند.

افسردگی دید فرد را تغییر می دهد و باعث احساس ناامیدی می‌شود، احساس ناامیدی بر تفکر و توانایی تصمیم‌گیری فرد تأثیر می گذارد.

افراد مبتلا به افسردگی شدید، حتی به خودکشی فکر می کنند یا اقدام به خودکشی می‌کنند. اگر شما یا یکی از دوستان و آشنایانتان تمایل به خودکشی دارید، فوراً به روانپزشک مراجعه کنید.

افسردگی یکی از رایج ترین علائمی است که فرد نجات یافته از خشونت خانگی نشان می‌دهد. پژوهشی که در سال ۲۰۰۰ انجام شد، نشان داد که ۶۰ درصد از زنان صدمه دیده احساس ناراحتی یا افسردگی طولانی مدت داشته اند.

گسستگی

گسستگی معمولاً به احساسی مثل عدم حضور اشاره دارد. در بعضی موارد گسستگی، افراد دائماً در حال خیال پردازی اند؛ ولی در وضعیت گسستگی مزمن و پیچیده، فرد توانایی فعالیت در دنیای واقعی را از دست می‌دهد، مثلاً نمی‌تواند روی کارش یا درسش تمرکز کند.

از هر هفت نفری که خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند، یک نفر آسیب جسمی را هم تحمل کرده است. کبودی روی بازو به دلیل محکم گرفتن بازو، شکستن استخوان یا سایر جراحت‌های جسمی به دلیل حوادث سوءرفتار بسیار رایج است.

افراد تحت خشونت خانگی اغلب جراحات خود را پنهان می‌کنند که دیگران نبینند و درباره آن نپرسند یا این جراحات را به زمین خوردن یا شکستن چیزی ربط داده‌اند.

فرد نجات یافته درباره زخم ها و جراحاتش به دلیل احساس شرمندگی آشکار صحبت نمی‌کند، حرف زدن درباره این جراحات، احتمال بدرفتاری دوباره با این افراد را بیشتر می‌کند. آسیب جسمی نشانه ای از رابطه خشونت‌آمیز است. اگر خودتان یا دوستانتان با این مشکل مواجه هستید، سایت خانه امن می تواند به شما کمک کند.

شواهد جسمی رایج خشونت خانگی از این قرارند:

  • کبودی یا هر لکه‌ای که به دلیل مشت زدن یا دفاع از خود روی پوست پیدا شود
  • زیر چشم تیره
  • لکه های قرمز یا زرشکی روی گردن
  • مچ شکسته یا پیچ خورده

علاوه بر این، بعضی از اثرات جسمی خشونت خانگی بر سلامت عمومی فرد تأثیر می گذارد. این اثرات نتیجه آسیب اند و بلافاصله بعد از بدرفتاری یا زمانی که بدرفتاری پایان یافت خود را نشان می دهند. تأثیرات جسمی ناشی از آسیب از این قرارند:

  • خستگی مزمن
  • تنگی نفس
  • گرفتگی عضلات
  • لرزش ناآگاهانه بدن
  • تغییر الگوی غذایی و خواب
  • ناکارآمدی جنسی
  • در زنان، مشکلات عادت ماهانه و باروری

از پس تأثیرات خشونت خانگی برآمدن کاری سخت و طاقت‌فرسا است، اغلب به این دلیل که فرد خشونتگر کنترل فرد نجات یافته بر خود و زندگی اش را از او گرفته است.

در این صورت، فرد نجات یافته برای خود دارو تجویز می‌کند یا از مواد مخدر یا الکل استفاده می‌کند که بر این احساس فشار غلبه کند.

آسیب زدن به خود نیز به فرد حس کنترل بر محیط اطراف را می‌دهد و فشار روحی او را تخلیه می‌کند. آسیب به خود همیشه به قصد خودکشی انجام نمی‌شود، اگرچه گاهی به آسیب شدید یا مرگ می‌انجامد.این رفتارها نوعی روش کنار آمدن است که در آینده باعث مشکلات بیشتر می شود.علاوه بر این،خشونت خانگی جهان بینی و دیدگاه فرد درباره زندگی را تغییر می دهد.

کنترل شدن دائمی توسط فردی دیگر باعث احساس ناامیدی می‌شود، فرد نجات یافته نگاهی منفی پیدا می‌کند و ممکن است احساس کند که شایسته زندگی خوب نیست. فرد خشونتگر عزت نفس فرد را با انتقاد یا توهین دائم از بین می برد و باعث می شود فرد نجات یافته ادراک خود در رابطه با جهان را از دست دهد.

تفکرات و عقاید نادرست درباره خود و محیط پیرامون، در آینده موجب احساس دلسردی و نگرانی می‌شود. خشونت خانگی احساس امنیت فرد را نیز از بین می‌برد و فرد دیگر نمی‌تواند به دیگران اعتماد کند.

کشمکش مذهبی هم در بین این افراد بسیار رایج است، به ویژه در موقعیت‌هایی که فرد خشونتگر برای کنترل فرد از اعتقادات او استفاده کرده باشد. افراد نجات یافته بی‌انگیزه اند و احساس می کنند تلاششان بی فایده است.

با این حال، غلبه بر اثرات خشونت خانگی امکان پذیر است. باید این واقعیت دردناک را پذیرفت و قدرت جدید درونی را کشف کرد، روندی که برای شروع به زمان و امنیت نیاز دارد. با گذراندن زمانی برای درمان، رشد مکانیسم کنار آمدن مثبت و مراقبت از خود، این واکنش‌ها شدت خود را از دست می‌دهند و حتی می توان ارتباطی مثبت با خود و دیگران برقرار کرد.

منبع: joyfulheart

شهریور
۱۸
۱۳۹۴
این پرستاران ،بچه ها را می کشند
شهریور ۱۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

فیروزه فروزانفر

چندی پیش یک پرستار بچه،در اوگاندا او را تا سر حد مرگ کتک زد .پدر و مادر کودک از طریق دوربین های مخفی داخل خانه متوجه خشونتی شدند که این پرستار نسبت به کودک اعمال می کرد.
وی که”توموهیرو “نام داشت کودک را لگد می زد ، به زور به وی غذا می داد تا استفراغ کند. وی هم اکنون در زندان است .
یکی از انواع خشونت خانگی علیه کودکان خشونتی است که به وسیله پرستار و یا خدمتکار خانه اعمال می شود و در بسیاری مواقع اگر از نوع روحی و یا جنسی باشد تا مدت ها می تواند تداوم داشته باشد،بدون اینکه والدین از آن خبر دار شوند .
تحقیر و ترساندن ،حبس کردن و بی توجهی به گریه های بچه،تشنه و گرسنه نگهداشتن او، بازی کردن با آلت جنسی و حتی دادن داروهای خواب آور از جمله رفتارهایی است که علیه کودکان اعمال می شود .
به همین دلیل است که انتخاب پرستار مناسب برای کودک و یا حتی خدمتکار برای خانه در ساعاتی که شما خارج از خانه هستید از جمله مواردی است که والدین باید به آن توجه کنند .
دادگاهی در مالزی مستخدم جوانی را به دلیل اقدام به قتل و خشونت علیه کودک چهار ماهه کارفرمایش به بیست سال زندان محکوم کرد.
اقدام وحشیانه این مستخدم زمانی روشن شد که فیلم دوربین مدار بسته منزل توسط پدر بازبینی شد و پدر بلافاصله موضوع را به پلیس گزارش داد . دادگاه نیز با مشاهده فیلم دوربین مدار بسته متهم را به ۱۵ سال اقدام به قتل و پنجسال اقدام به خشونت محکوم کرد .
بعدها پدر نوزاد فیلم مربوطه را به شبکه تلویزیونی محلی ارسال کرد تا والدین نسبت به این موضوع بیشتر دقت کنند .
پرستاران غیر متخصص گاهی از روش هایی استفاده می کنند که بدون آنکه بدانند خشونت علیه کودک محسوب می شود.
ترساندن کودک از موجودات عجیب و غریب ، جن و اژدها، خاموش کردن چراغ ،حبس کردن ،بی توجهی به کودک و یا ساعت ها با تلفن حرف زدن و حتی تهدید بچه به اینکه پدر و مادرش هیچگاه باز نمی گردند از جمله رفتارهایی است که روی کودک تاثیرات مخرب باقی می گذارد .
چندی پیش کودک به ضرب چاقوی پرستار خود در نیویورک کشته شدند.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، پلیس آمریکا اعلام کرد دو کودک دو و شش ساله روز پنجشنبه در آپارتمانی مجلل در شهر نیویورک به ضرب چاقو کشته شدند و پرستار آنها به عنوان مظنون این جنایت دستگیر شده است.
پلیس اعلام کرد مادر قربانیان، اجساد دختر و پسر کوچک خود را در وان حمام آپارتمان خود در منطقه مرفه نشین منهتن نیویورک پیدا کرد.سخنگوی پلیس نیویورک اعلام کرد: «چندین ضربه چاقو» به این دو کودک وارد شده است و آنها در دم جان باخته اند.
به گفته پلیس پرستار کودکان در کف حمام دراز کشیده و ضرباتی با چاقو به گردن خود وارد کرده بود.
مظنون پنجاه ساله که به شدت زخمی شده است، به بیمارستان منتقل شد و تحت بازداشت بسر می برد.مادر سی و هشت ساله قربانیان با سومین فرزند خود که سه سال دارد، به خانه بازگشته بود که متوجه این جنایت شد.اطلاع از صحت و سلامت روانی فردی که می خواهد از فرزندان شما نگهداری کند دارای اهمیت است .
درباره او تحقیق کنید . از سلامت روحی و جسمی او مطلع شوید و اطمینان حاصل کنید که دارای سو پیشینه و جرایم کیفری نیست .اگر قرار است بیش از یک روز خارج از منزل باشید از اقوام و دوستان بخواهید چندین بار به پرستار بچه تلفن زده و یا هر روز با بچه ها دیدار کند.
به پرستار بچه، چگونگی استفاده از وسایل خانه را آموزش دهید و اگر استفاده از وسیله ای مجاز نیست، حتما این موضوع را به اطلاع او برسانید.
اگر قرار است پرستار بچه، کودک را به حمام ببرد، نکات ایمنی حمام را با او مرور کنید. پرستار بچه را به خوبی با طرز دارو دادن به کودک آشنا کنید، بهتر است این اطلاعات را در جایی یادداشت و به پرستار بچه ارایه کنید: جای دارو، زمان دارو هر دارو، مقداری که باید از هر دارو داده شود. در صورت امکان، خودتان نحوه دادن دارو را به او نشان دهید و از او بخواهید حتما بنویسد که در هر بار، در چه زمانی، از چه دارویی، به چه مقداری به بچه داده است.
آزار کودکان به وسیله خدمتکار یا پرستار بچه نتیجه بی توجهی و بی دقتی والدین است . والدین باید از پرستار بچه آزمایشات مختلف پزشکی که می تواند به کودک منتقل شود را قبل از استخدام انجام دهند و با افرادی که قبلا وی با آنها کار کرده گفت و گو کنند و از عادات رفتاری او چون فحش دادن و ناسزا گفتن ، پرت کردن وسایل و حتی خونسرد بودن او نسبت به اتفاقات مطلع شوند .
پرستاری از کودک یک تخصص است و با خدمتکار بودن تفاوت دارد . میزان رعایت بهداشت،سطح سواد و دانشی که از تعلیم و تربیت دارد نیز از نکاتی است که بهتر است مورد توجه قرار بگیرد .پرستار کودک باید مورد اعتماد باشد تا شما با خیال راحت به کار و اموراتی که به آن مشغول هستید بپردازید و دچار تشویش و اضطراب نشوید .
با کسانی که برای پرستاری درنظر گرفته اید قرار ملاقات بگذارید و با آن ها صحبت کنید. این که چقدر از بچه داری می دانند و برای آرام کردن کودک شما، غذا دادن به او و کارهای دیگر از چه روشی استفاده می کنند سوال کنید. با این روش می توانید پرستار خوب را از بد تشخیص دهید.
قوانین را با پرستار چک کنید. زمان حمام کردن، دست شویی بردن، غذا خوردن، برنامه غذایی هر روزه، میان وعده ها، بازی های مجاز، پارک بردن، آموزش ها و خواب بچه را با پرستار هماهنگ کنید تا کودک شما احساس اضطراب نکند.حتما بدون اطلاع پرستار دوربین مدار بسته در خانه نصب کنید و از رفت و آمد افراد غریبه در خانه مطلع شوید .
بهتر است چند روز اول خودتان با پرستار در خانه باشید و بعد از مدتی کم کم بچه را با پرستار تنها کودک احساس غریبه بودن نکند و از او نترسد.
چنانچه کودک شما پس از مدتی لجباز ،غمگین و گوشه گیر و یا دچار شب اداری و عوارضی از این دست شد با دقت بیشتری به رفتارهای پرستار بچه توجه کنید. نگهداری از کودک تنها دادن نان و آب نیست . پرستار کودک می تواند تاثیراتی بلند مدت بر رفتار و کردار کودک شما داشته باشد .

منابع:خبرگزاری صدا  و سیما ، شبکه خبر،بیتوته 

شهریور
۱۷
۱۳۹۴
مداخله مددکاران و زمان جدایی، خطرناک ترین زمان برای قربانیان خشونت
شهریور ۱۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Beshef

خانه امن:قربانیان خشونت خانگی همیشه مراجعینی فرمانبردار نیستند.مددکاران اجتماعی ممکن است به دلیل مواجهه با یک قربانی عصبانی و بدقلق متعجب شوند چرا که بعضاً انتظار دارند با فردی وحشت‌زده، منفعل و به شدت نیازمند کمک روبرو شوند.اغلب دلایلی موجه برای اکراه قربانی به همکاری با مددکاران اجتماعی وجود دارد.

ترس از خشونت بیشتر یا از دست دادن فرزندان عوامل مهمی هستند که می‌توانند توجیه کننده برخورد تدافعی یا حفاظتی قربانیان و اکراه آنها برای همکاری باشد. برخی قربانیان دچار مشکلات دیگری مثل اعتیاد به مواد مخدر یا بیماری‌های روانی هستند که می‌تواند اکراه یا عدم توانایی آنها برای پذیرش کمک را تشدید کند. مددکاران اجتماعی نباید تصور کنند که قربانیان مقاوم یا بدقلق می‌خواهند یا تمایل دارند که رابطه خشونت‌آمیز را ادامه دهند.

آن دسته از مددکاران اجتماعی  که این گونه مسائل، و نیز هر گونه ترس شناسایی شده‌ای، را درک و به آنها توجه می‌کنند توانایی خود برای جلب همکاری قربانی جهت رسیدن به امنیت را افزایش می‌دهند.

صرف‌نظر از رفتار قربانی، او و فرزندانش حق دارند که ایمن باشند و به خدماتی که خشونت را در زندگی آنها برطرف می‌کند دسترسی داشته باشند.

همچنین، مددکاران باید به خاطر داشته باشند که بزرگترین خطری که امنیت قربانی را تهدید می‌کند معمولاً در زمان مداخله مددکاران یا جدایی قربانی از همسرش وجود دارد.

توصیه‌های زیر در کمک به مددکاران مددکاران اجتماعی  برای ارزیابی قربانی مفید خواهد بود.

با قربانی به تنهایی مصاحبه کنید

بسیاری از قربانیان، به دلیل ترس از انتقام، اطلاعات مربوط به رفتار خشونت‌آمیز همسر خود را افشا نمی‌کنند. مصاحبه با قربانی به تنهایی این امکان را برای مددکاران فراهم می‌سازد که به صورت ضمنی به قربانی بفهمانند که از نیازهای امنیتی او آگاه هستند.

با انجام این کار مددکاران می‌توانند اعتماد و تفاهمی ایجاد کنند، که معمولاً زمینه را برای قربانی فراهم می‌سازد که راحت‌تر اطلاعات مربوط به خشونت را افشا سازد.رعایت این اصل، به ویژه درباره قربانیانی اهمیت دارد که از هر گونه مداخله از ناحیه سازمان بیمناک هستند.

مشکل در هماهنگ‌سازی یک جلسه با قربانی می‌تواند حاکی از میزان کنترل مرتکب خشونت یا میزان ترس قربانی باشد.مددکاران اجتماعی باید هنگام برنامه‌ریزی برای مصاحبه، خلاق و انعطاف‌پذیر باشند و فقط تصور نکنند که قربانی مقاومت می‌کند.

ارزیابی را می‌توان در یک مکان عمومی،که کمتر شک متهم به ارتکاب خشونت را بر می‌انگیزد، و در ساعات غیر معمول، که متهم به ارتکاب خشونت مشغول به کار یا دور از خانه است برگزار کرد.

ممکن است قربانی بتواند پیشنهادات دیگری را درباره نحوه و مکان ملاقات ارائه دهد.

با ایجاد یک جو ایمن، اعتمادسازی کنید. قربانی شدن اغلب به احساساتی مثل عدم اعتماد، عصبانیت و اضطراب منجر می‌شود.

مددکاران اجتماعی می‌توانند با اذعان به درک احساسات قربانی، توضیح اینکه خشونت تقصیر او نیست، و اظهار نگرانی برای رفاه قربانی و فرزندان او، اعتمادسازی کنند. مددکاران می‌توانند با اطمینان دادن به اینکه اطلاعات ارائه شده درباره خشونت را برای متهم به ارتکاب خشونت افشا نخواهند کرد، آمادگی و تمایل خود را برای محافظت از امنیت قربانی ابراز کنند.

به هر حال، لازم است مددکاران اجتماعی حدود رازداری خود را توضیح دهند.

قربانیان باید بفهمند که اگر، به عنوان مثال، خانواده درگیر دادرسی در دادگاه نوجوانان است، این امکان وجود دارد که اطلاعات پرونده در اختیار وکیل مرتکب خشونت قرار گیرد و نیز اطلاعات به اشتراک گذاشته شده با دادگاه به بخشی از سوابق عمومی تبدیل می‌شود.

راه‌حل‌های جایگزین برای تأمین امنیت را ارائه دهید و دسترسی قربانی به منابع خشونت خانوادگی را فراهم سازید.مددکاران اجتماعی نباید از قربانی بخواهند که رابطه خشونت‌آمیز را ترک کند.

ترک رابطه می‌تواند به افزایش خطراتی که قربانی و فرزندان وی را تهدید می‌کند بیانجامد، زیرا مرتکبین خشونت می‌توانند طی دوران متارکه رفتار به مراتب خشونت‌آمیزتری داشته باشند.همچنین، ترک رابطه می‌تواند مشکلات دیگری را نیز در پی داشته باشد، مثل بی‌خانمانی یا از دست دادن درآمد. این گونه شرایط اقتصادی اغلب بر تصمیم قربانی بر ترک رابطه تأثیر می‌گذارد.

در عوض،مددکاران اجتماعی باید به بررسی چندین گزینه ممکن به منظور ارتقاء امنیت خانواده بپردازند و قربانی را نیز در طراحی گزینه‌های ایمن دخالت دهند.

گزینه‌های امنیتی می‌تواند شامل اخذ حکم تأمین؛ پناه بردن به مراکز حمایت از قربانیان خشونت خانگی؛ اقامت نزد یکی از خویشاوندان یا دوستان؛ فرستادن فرزندان به یک مسکن موقت امن؛ یا تهیه طرح امنیتی باشد که اقدامات لازم برای مقابله با تهدید یا خشونت احتمالی مرتکب خشونت به دقت در آن شرح داده شده است. خدمات مورد نیاز قربانیان و نحوه دسترسی به آنها نیز همواره باید ذکر گردد.

از طرح سؤالات یا جملات «سرزنش کننده قربانی» خودداری کنید

مددکاران اجتماعی باید از طرح سؤالات «سرزنش کننده قربانی» که موجب تشدید احساس شرم، گناه یا مسئولیت در قبال رفتارهای خشونت‌آمیز متهم به ارتکاب خشونت در قربانی می‌شود خودداری کنند.

همچنین، اظهارنظرهای نامناسب که حاکی از آن است که قربانی به خشونت دامن زده یا سزاوار خشونت بوده نیز مانع از افشای خشونت خواهد شد یا بر همکاری در روند مددکاران اجتماعی  تأثیری نامطلوب خواهد گذاشت. نمونه‌هایی از سؤالات سرزنش کننده قربانی به شرح زیر است:

چکار کردید که موجب شد همسرتان این قدر عصبانی شود؟

برای جلوگیری از کتک خوردن از همسرتان چه کاری می‌توانستید انجام دهید که انجام ندادید؟

چرا او را ترک نمی‌کنید؟

چرا خشونت را تحمل می‌کنید؟

چرا یکدیگر را کتک می‌زنید؟

از این موقعیت خشونت‌آمیز چه چیزی عایدتان می‌شود؟

اگر فرزندانتان برای شما اهمیت دارند، چرا همچنان به رابطه خود ادامه می‌دهید؟

ارزیابی را با حساسیت و به نحوی غیر تحریک کننده انجام دهید. مددکار اجتماعی ممکن است اولین فردی باشد که از قربانی درباره خشونت خانوادگی سؤال می‌کند. سؤالات مربوط به ماهیت روابط زناشویی خصوصی و محرمانه هستند و اغلب مردم از افشای آنها، به ویژه نزد غریبه‌ها، امتناع می‌ورزند.

درخواست برای اطلاعاتی راجع به رفتار زورمدارانه یا تحقیر کننده همسر می‌تواند موجب شرمندگی و خجالت قربانیان شود.

بنابراین،مددکاران اجتماعی باید با اذعان به حساسیت مسئله خشونت، ارزیابی خود را آغاز کنند.

مددکاران می‌توانند مصاحبه را با یک پرس و جوی غیر تهدید کننده درباره رابطه قربانی با همسرش شروع کنند. گرچه دریافت اطلاعات مربوطه مهم و ضروری است، معمولاً ضرورتی ندارد که مددکاران از قربانی بخواهند اطلاعات جزئی یا جزئیات خلاف عفت مربوط به خشونت را افشا کند، چرا که همین امر می‌تواند موجب تجدید خاطره تجربیات تلخ شود. چنانچه خشونت خانگی در گزارش اولیه شناسایی نشده باشد، سؤالات زیر مفید هستند و می‌توان از آنها برای شناسایی خشونت خانگی در مرحله ارزیابی استفاده کرد.

سؤالات پیشنهادی که می‌توان از آنها برای آغاز ارزیابی استفاده کرد عبارتند از:

لطف می‌کنید درباره رابطه خود با همسرتان صحبت کنید؟

همه زوج‌ها دعوا می‌کنند. شما و همسرتان چگونه دعوا می‌کنید؟

آیا زمانی بوده که از همسر خود ترسیده باشید؟ اگر بله، بفرمایید چه اتفاقی افتاد؟

آیا احساس می‌کنید نزد همسر خود می‌توانید آزادانه و مستقل فکر کنید، صحبت کنید و عمل کنید؟

خانواده شما چگونه تصمیمات مهم را اتخاذ می‌کنند؟

آیا هیچ وقت همسرتان نسبت به شما حس حسادت یا مالکیت داشته است؟ لطف می‌کنید بیشتر درباره آن توضیح دهید؟

منبع :بخش از کتاب child protection in families experiencing domestic violence

شهریور
۱۳
۱۳۹۴
زنان پنج برابر بیشتر از مردان قربانی خشونت همسر خود می شوند
شهریور ۱۳ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:simpleinsomnia

خانه امن:از نظر تاریخی، خشونت خانوادگی منحصراً به عنوان یک مسئله مربوط به زنان مطرح و درک شده است. درست است که خشونت خانوادگی تأثیراتی نامطلوب بر زنان می‌گذارد، اما در عین حال پیامدهایی مخرب برای سایر اعضای جامعه و نهادهای اجتماعی نیز دارد.

مردان نیز می‌توانند قربانی خشونت شوند، کودکان هم به واسطه قرار گرفتن در معرض خشونت خانوادگی تحت تأثیر قرار می‌گیرند، و نهادهای رسمی با چالش‌های زیادی در رابطه با اقدام برای مقابله با خشونت خانوادگی در جوامع‌شان مواجه می‌شوند.بیشتر به تأثیرات خشونت خانوادگی بر قربانیان توجه می‌شود، اما مرتکبین خشونت نیز به دلیل رفتار خشونت‌آمیز خود آسیب می‌بینند زیرا فرزندان خود را از دست می‌دهند، روابط آنها آسیب می‌بیند و با عواقب قانونی مواجه می‌شوند.

خشونت خانوادگی بر همه اقشار جامعه تأثیر می‌گذارد و در همه گروه‌های سنی، نژادی، قومی، اجتماعی اقتصادی، جنسی، و مذهبی روی می‌دهد.خشونت خانوادگی یک دغدغه اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی برای کل جامعه است. در نتیجه، جوامع سراسر کشور در حال طراحی راهبردهایی برای جلوگیری از خشونت خانوادگی و ارائه راه‌حل‌هایی ایمن برای قربانیان خشونت خانوادگی هستند.

تعریف خشونت خانوادگی

خشونت خانوادگی عبارت است از یک «الگوی متشکل از رفتارهای زورمدارانه و تهاجمی که شامل حملات فیزیکی، جنسی، کلامی، و روانی و نیز اجبار اقتصادی است که بزرگسالان یا نوجوانان علیه همسر یا هم‌بستر خود به کار می‌گیرند.»

خشونت خانوادگی معمولاً یک رویداد منفرد نیست و فقط به تهاجم فیزیکی محدود نمی‌شود؛ بلکه عبارت است از استفاده فراگیر و روش‌مند از تهدید، ارعاب، سوء استفاده و خشونت فیزیکی توسط فردی که درصدد است بر همسر یا هم‌بستر خود تسلط و کنترل پیدا کند.

مرتکبین خشونت از یک تاکتیک یا مجموعه‌ای از تاکتیک‌ها برای القای ترس در همسر یا هم‌بستر خود و تسلط بر آنها استفاده می‌کنند.

هدف از راهبردهای مورد استفاده توسط مرتکبین خشونت این است که قربانیان خود را به پیروی از یک الگوی رفتاری که مورد نظر آنها است وادار کنند.

اغلب مرتکبین خشونت رفتارهای خاصی را به عنوان دلیل یا علت برخورد خشونت‌آمیز خود ذکر می‌کنند؛ بنابراین، اقدامات کلامی و فیزیکی خشونت‌آمیز غالباً به منظور تغییر یا کنترل رفتار قربانی صورت می‌گیرد.

گستره مشکل

در حال حاضر، نظرسنجی‌های سراسری از قربانیان جنایت، گزارش‌های جنایت، و پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهند که:

  • حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد از قربانیان خشونت خانوادگی زن هستند.
  • زنان پنج برابر بیشتر از مردان قربانی خشونت از ناحیه همسر یا هم‌بستر می‌شوند.
  • زنان بین سنین ۱۶ تا ۲۴ سال در برابر خشونت خانوادگی آسیب‌پذیرتر هستند.
  • زنان ۳۹ درصد از بیمارانی را تشکیل می‌دهند که بر اثر صدمات ناشی از خشونت خانوادگی به اورژانس بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند، و ۸۴ درصد از اشخاصی را تشکیل می‌دهند که به دلیل صدمات عمدی وارده توسط همسر یا هم‌بستر تحت درمان قرار می‌گیرند.
  • هر سال، حدود ۳۲۴ هزار زن طی دوران بارداری خود متحمل خشونت خانوادگی از ناحیه همسر یا هم‌بستر می‌شوند، و احتمال مرگ زنان باردار بر اثر قتل بیشتر از احتمال مرگ آنها به واسطه سایر عوامل است.
  • زنان بیشترین میزان حمله و تهاجم را (۳/۲۱ نفر در هر ۱۰۰۰ زن) بین سنین ۲۰ تا ۲۴ سالگی تجربه می‌کنند. این رقم هشت برابر میزان مشابه برای مردان است (۳ نفر در هر ۱۰۰۰ مرد بین ۲۵ تا ۳۴ سال).
  • خشونت خانوادگی ۲۲ درصد از جرایم خشونت‌آمیز علیه زنان و ۳ درصد از جرایم خشونت‌آمیز علیه مردان را تشکیل می‌دهد.
  • ۸ درصد از زنان و ۳/۰ درصد از مردان تجاوز به عنف از ناحیه همسر یا هم‌بستر خود را گزارش می‌کنند.
  • تقریباً ۳۳ درصد از افراد همجنس‌گرایان در وهله‌ای از زندگی خود قربانی خشونت خانوادگی می‌شوند.
  • ۲۸ درصد از دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان خشونت مربوط به قرار ملاقات را تجربه می‌کنند و ۲۶ درصد از دختران نوجوانی که باردار شده‌اند گزارش می‌کنند که مورد خشونت فیزیکی قرار می‌گیرند.
  • ۷۰ درصد از قربانیان قتل توسط همسر زنان هستند و احتمال اینکه زنان توسط شوهر یا دوست پسر خود کشته شوند دو برابر احتمال قتل آنها توسط غریبه‌ها است.
  • هر روز در ایالات متحده، به طور متوسط بیش از سه زن توسط شوهر یا دوست پسر خود به قتل می‌رسند. در سال ۲۰۰۰، ۱۲۴۷ زن توسط همسر یا هم‌بستر خود کشته شدند. در همان سال، ۴۴۰ مرد توسط همسر یا هم‌بستر خود کشته شدند.
  • تقریباً ۵ درصد از پرونده‌های خشونت خانوادگی مربوط به مردانی است که از جانب همسر یا هم‌بستر فعلی یا سابق خود مورد حمله فیزیکی قرار گرفته‌اند و به قتل رسیده‌اند.
  • قربانیان خشونت خانوادگی در مجموع حدود ۸ میلیون روز کاری با حقوق معادل بیش از ۳۲۰۰۰ شغل تمام وقت و تقریباً ۶/۵ میلیون روز بهره‌وری خانوادگی را بر اثر خشونت از دست می‌دهند.
  • هزینه‌های تجاوز به عنف، حمله فیزیکی و حمله غافلگیرانه هر سال به بیش از ۸/۵ میلیارد دلار بالغ می‌شود، که تقریباً ۱/۴ دلار آنها مستقیماً صرف خدمات پزشکی و مراقبت‌های بهداشت روانی می‌شود.
  • احتمال اینکه مردان توسط آشنایان (۵۰ درصد) یا غریبه‌ها (۴۴ درصد) قربانی شوند خیلی بیشتر از احتمال قربانی شدن آنها توسط همسر، هم‌بستر یا سایر خویشاوندان است.
  • زنان ۵ تا ۱۰ برابر بیشتر از مردان حوادث خشونت خانوادگی را تجربه می‌کنند. در مقایسه با مردان، زنان با خطر به مراتب بیشتری برای قربانی خشونت خانوادگی شدن و دچار شدن به حملات فیزیکی مزمن و شدید مواجه هستند.

 child protection in families experiencing domestic violenceمنبع بخشی از کتاب