صفحه اصلی  »  2015 September
image_pdfimage_print
مهر
۸
۱۳۹۴
کودک‌آزاری در مهدکودک‌ها: نگرانی خانواده‌ها و ضعف نظارت
مهر ۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:zurijeta/Bigstock.com

نعیمه دوستدار- روزنامه نگار

علیرضا را وقتی یک سال و نیمه شد، گذاشتند مهدکودک. مادرش بالاخره توانسته بود به کار سابقش برگردد. روزهای اول بچه که از یک سال و نیم در خانه ماندن خسته بود، از ساعت‌های طولانی مهدکودک خوشحال بود اما شش ماه بعد مادرش فهمید که علیرضا دیگر مثل قبل با اشتیاق به مهد کودک نمی‌رود و هربار که می‌خواهند پوشکش را عوض کنند، مضطرب می‌شود.

بچه تازه زبان باز کرده بود و توضیحی درباره دلیل ناراحتی‌اش نمی توانست بدهد. یک بار که مادرش مشغول عوض کردن پوشکش بود، دید که روی ران علیرضا کبود است. به مهد کودک گزارش داد و گفتند حتما به جایی خورده، اما وقتی دید یک ماه بعد باز هم ران او کبود است مشکوک شد. با مادر یکی از بچه‌ها صحبت کرد و فهمید آنها هم کبودی مشکوکی دیده‌اند. بعد از کلی رفتن و آمدن، معلوم شد که مربی مسوول تعویض پوشک بچه‌ها، هربار که عوضشان می‌کند، نیشگون‌شان می‌گیرد و محکم به باسن‌شان می‌کوبد.

بر اساس آخرین آماری که سال گذشته از سوی سازمان بهزیستی منتشر شده، ۱۷ هزار و ۸۰۰ مهد کودک در سراسر ایران وجود دارد. ۷۵۰ هزار کودک در این مهدها نگهداری می شوند و ۱۵۰ هزار نفر نیز در این مراکز فعال هستند. بسیاری از کودکان ایرانی ساعات زیادی از روز را دور از خانواده می‌گذرانند و به همین دلیل امنیت مهدکودک‌ها و رعایت شدن استانداردهای تربیتی و نبودن هرگونه خشونت در آنها از نخستین معیارهایی است که خانواده‌هایی که کودک‌شان را به مهدکودک می‌سپارند در نظر می‌گیرند.

قوانین و مقررات تاسیس مهدکودک در ایران بر جلوگیری از هرگونه تحقیر و تنبیه و تنبیه بدنی کودکان تاکید می‌کند اما اخبار کودک آزاری در مهدکودک‌ها هر از گاهی منتشر می‌شود.

کودک آزاری در یک مهدکودک در اردبیل، یکی از خبرسازترین نمونه‌های کودک‌آزاری در سال‌های اخیر بود. در فیلم کوتاهی که در اینترنت و شبکه‌های مجازی منتشر شد، مربی مهدکودک با خشونت به کودکی که او را زیر پای خود خوابانده بود غذا می‌داد و پس از آن کودک را کتک می‌زد.

این تصاویر بینندگان را در ایران تکان داد و سوال‌های بسیاری درباره میزان نظارت بر عملکرد مهدکودک‌ها مطرح شد.

به دنبال گزارش این کودک آزاری جلسه اضطراری در سازمان تشکیل شد و این مهد را تعطیل کردند و دستگاه قضایی نیز فرد خاطی و مدیر مهدکودک را دستگیر کرد.

همان زمان، معاون امور اجتماعی بهزیستی استان اردبیل، در گفت‌وگویی تاکید کرد که در دادن مجوز تاسیس به مهد کودک‌ها و نیز در مورد به کارگیری خدمه آنها نهایت دقت صورت می‌گیرد و ماموران بهزیستی هم نظارت‌های مستمری نیز بر کار مهدها دارند و به شدت با تخلف احتمالی برخورد می کنند.

همایون هاشمی، رئیس سازمان بهزیستی کشور در واکنش به این اتفاق گفته بود که تلاش خواهد شد تا الگوسازی‌های مناسب انجام شود و از بروز این خطاها کاسته شود.

با اینکه مسوولان بهزیستی در ایران تاکید می‌کنند که بر عملکرد مهدکودک‌ها به شیوه‌های مختلف نظارت می‌شود، بسیاری از این نظارت‌ها تنها به کنترل آموزش‌ها و برنامه‌های مهدکودک‌ها از نظر اسلامی و مذهبی خلاصه می‌شود؛ مواردی مثل بودن یا نبودن آموزش رقص یا شنا در این مراکز.

به گفته مسوولان سازمان بهزیستی، از چهارسال پیش گزینش مربیان تمام مهدهای کودک با اینکه متعلق به بخش غیردولتی هستند، از منظر اخلاقی، صلاحیت علمی و رفتاری انجام می‌شود اما مشخص نیست تاکید و تمرکز این گزینش‌ها تا چه حد بر تعهد و پایبندی آنها به موازین ایدئولوژیک است و تا چه حد صلاحیت‌های روانشناسی و علمی.

همایون هاشمی رییس سابق سازمان بهزیستی درباره گزینش مربیان مهدکودک گفته است: “ما گزینش داریم، اما این مهدکودک‌ها همگی به مراکز غیردولتی وابسته‌اند. اینها هیچ‌کدام دولتی نیستند و رئیس هر مرکز باید پاسخگوی تخلفات مرکزش باشد و ما به‌عنوان متولی دولتی و ناظر، وظیفه نظارت داریم، البته با ملاحظات کامل.”

 سازمان بهزیستی گرفتن تست‌های متعدد از مربیان و بررسی احتمال سوءسابقه این مربیان نیز در مراکز انتظامی را هم بخشی از روش‌های کنترل عملکرد مربیان معرفی می‌کند.

محمد نفریه معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی هم تاکید می کند که سازمان بهزیستی سیستم نظارتی خاصی دارد که هر سال تقویت می‌شود تا جایی که این سازمان را متهم به بالا رفتن سطح نظارت و استاندارد و سخت‌گیری می‌کنند.

نفریه می‌گوید: «سازمان بهزیستی، استانداردی برای فضا، کارکنان، مربی، کمک مربی، مسئول فنی و صاحب جواز مهدها دارد ضمن اینکه آنها حتما باید گزینش شوند. بحث سطح‌بندی و ستاره‌دار کردن مهدها را داریم که هرچه این سطح بالاتر برود شهریه مهدها نیز افزایش پیدا می‌کند. به طور مثال، مهد ۳ ستاره باید مجهز به دوربین مداربسته باشد.»

با این حال، این نظارت‌ها نتوانسته از وقوع کودک‌آزاری در مهدکودک‌ها بکاهد. درباره مهدکودک اردبیل گفته می‌شد که مهد کودک از ابتدای فروردین تا ابتدای تیرماه که زمان وقوع حادثه بود، چهار بار بازرسی شده است. این مرکز به عنوان یکی از بهترین مهدهای کودک اردبیل شناخته می‌شد در درجه‌بندی این مهد کودک سه ستاره بوده است.

معاون اجتماعی سازمان بهزیستی اما اعلام کرده که با وجود همین بازرسی‌ها در سال گذشته پروانه ۷۰ مهدکودک باطل شده است.

بر همین اساس می‌توان تایید کرد که بازرسی‌های سازمان بهزیستی در این زمینه ناکارآمد است و کارایی خاصی ندارد و تنها در مواردی که  پدر و مادرها از موضوع باخبر شوند این سازمان می‌تواند وارد عمل شود.

نظارت قانون و خانواده

بر اساس قانون ایران، هرگونه اقدام مجرمانه نسبت به اشخاص مثلا توهین، آزردن، ضرب و شتم و آسیب رساندن به هر کسی چه کودک یا بزرگسال باشد، به عنوان مجازات کلی «ایراد صدمه به اشخاص» قابل مجازات است.

کنوانسیون حقوق کودک که ایران هم به آن پیوسته است، می‌گوید که افراد از بدو تولد تا ۱۸ سالگی کودک محسوب می شوند و نباید هیچ ‌نوع خشونتی نسبت به آنها انجام شود.

بر اساس قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که در سال ۱۳۸۲، تصویب شد، هر شخصی متوجه کودک آزاری شود یا آن را ببیند، می تواند به مراجع قضایی گزارش دهد و شکایت کند. تا پیش از سال ۱۳۸۱، کودک‌آزاری از جرایم خصوصی شناخته می‌شد و فقط پدر که ولی کودک است، به مثابه مالک کودک حق داشت در صورت رخ دادن کودک‌آزاری شکایت کند.

در سال ۸۱ طرحی ۱۲ ماده‌ای به پیشنهاد انجمن حمایت از حقوق کودکان به مجلس ارائه شد و با پیگیری کمیسیون بهداشت مجلس تصویب شد که بر اساس آن کودک آزاری از مصادیق جرایم عمومی قرار گرفت و اعلام جرم علیه مرتکبان کودک‌آزاری ممکن شد.

بر اساس این قانون، اگر مهدکودک ها، مراکز نگهداری کودکان، مدارس و دبیرستان‌ها کودک آزاری را مشاهده کنند مکلف‌اند آن را گزارش دهند. به همین نسبت اگر این مراکز هم تخلفی انجام دهند، پدر و مادرها می‌توانند آن را به سازمان بهزیستی گزارش کنند.

کودکی که تازه زبان باز کرده یا هنوز نمی‌تواند احساسات خود را بیان کند، نمی‌تواند وقوع کودک‌آزاری را گزارش می‌کند. به همین دلیل نظارت والدین بر عملکرد مهدکودک‌ها می‌تواند به عنوان شیوه‌ای برای کنترل مهدکودک‌‌ها به کار گرفته شود.

حالات جسمی و روحی کودکان، بهانه جویی‌ها، اختلالات خواب و تغذیه باید جدی گرفته شود، این نشانه‌ها همه می‌توانند به پدر و مادرها کمک کنند که هرگونه آزار و تنبیه را شناسایی کنند.

 پیش از آن به پدر و مادرها توصیه می‌شود که درباره مهدکودکی که می‌خواهند کودک خود را در آن ثبت نام کنند و سوابق مربیان و مدیران آن تحقیق کنند.

با این حال گزارش‌هایی که از خانواده‌ها می‌رسد نشان می‌دهد که بررسی گزارش‌های تخلف به سرعت انجام نمی‌شود. مادر متین، کودک چهارساله‌ای که در مهدکودک تنبیه شده و او را از بقیه جدا کرده‌اند و در اتاق نگه داشته‌اند می‌گوید: “من با مدیر مهدکودک تماس گرفتم و جلسه گذاشتم، انکار کرد. در حالی که من چند بار با چند روش از متین پرسیده بودم و مطمئن بودم که درست می‌گوید. بعد با شماره تخلفات بهزیستی تماس گرفتم اما کسی که با من تلفنی حرف زد، در نهایت فقط اسم و آدرس مهد را پرسید و بعدا هیچ خبری از آنها نشد.”

مادر متین اما در نهایت تنها کاری که توانسته بکند این بوده که بچه‌اش را از آن مهدکودک خارج کند و به دیگران هم توصیه کند که عملکرد این مهدکودک را مورد توجه قرار دهند.

پیش از هرچیز اما شناخت و تشخیص موارد خشونت و آزار نسبت به کودکان اهمیت دارد؛ اینکه پدر و مادر و سرپرستان کودک به این نکته توجه کنند که کودک آنها نباید به عنوان تربیت یا کنترل، در معرض آزار، تحقیر و خشونت روانی یا جسمی قرار بگیرد.

مهر
۷
۱۳۹۴
چرا همسرتان رابطه جنسی را پس می زند؟
مهر ۷ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

عکس:Kamira/Bigstock.com

راحله فلاح – کارشناس ارشد روان شناسی

برای بسیاری از همسران، اوایل ازدواج یک دوران رویایی است. این را وقتی به زبان می آورند که چندی از روزگارشان گذشته باشد و گذر ایام، کم یا زیاد، حرارت زندگی شان را کم کرده باشد.

برای بسیاری از همسران، اوایل ازدواج یک دوران رویایی است. این را وقتی به زبان می آورند که چندی از روزگارشان گذشته باشد و گذر ایام، کم یا زیاد، حرارت زندگی شان را کم کرده باشد. همین موقع است که حسرت سرایی ها سر باز می کنند و دو نفر برای دوام آوردن در برابر تندباد کاستی ها، به خاطره آن روزهای طلایی پناه می برند؛ زمانی که هر وقت میلی بود و دست نیازی، «نه»ای در کار نبود.

اجابت همیشگی درخواست های جنسی یکدیگر یکی از به یاد ماندنی ترین اتفاقات آن روزهاست که اگر نگوییم به طور ناگزیر اما به هر حال در طی فرآیند بلندمدت زندگی زناشویی، با موانع و دست اندازهایی مواجه می شود. طرد جنسی از جانب شریک زندگی، کسی که قرار بوده صمیمی ترین و نزدیک ترین فرد دنیا باشد، یکی از تلخ ترین تجربیات همسران است که متاسفانه معمولا بعد از گذشت چند سال کم کم به زندگی زناشویی راه پیدا می کند؛ اما چه عواملی در تبدیل شیرینی آن روزها به تلخی این روزها موثرند؟!

وقتی بر خلاف عادت گذشته، زنی درخواست جنسی شوهرش را و یا شوهری درخواست جنسی زنش را قبول نمی کند و یا آن را به وقتی دیگر موکول می کند، برای چسباندن برچسب اختلال به او نباید عجله کرد، چه بسا دلایلی پشت این امتناع ناگهانی وجود داشته باشد که زوج طرد شده، خود بتواند با شناسایی و رتق و فتق به موقع آن ها زندگی زناشویی را به حالت مطلوب معمول در آورد. در ادامه به این دلایل پرداخته می شود.

۱ کم توجهی به تدارک مقدمات رابطه

کسی نمی داند این تصور که برای برقراری رابطه زناشویی، فقط زمان و مکانی لازم است، از کجا آمده، اما واقعیت این است که رابطه جنسی که یکی از پیچیده ترین و پررمز و رازترین روابط انسانی است، برای به ثمر نشستن به چیزی بیش از این ها نیاز دارد.

اگر با کمی اغماض، این چیز را همان «پیش نوازش» معروف بنامیم، باید این را هم اضافه کنیم که این کار می بایست از ساعت ها قبل از برقراری رابطه آغاز شده باشد و اگر هم ابراز عشق و علاقه نسبت به همسر بدانیمش، باز هم باید خیلی پیش از رابطه جنسی شروع شده باشد. بنابراین شوهری که می خواهد در ساعات پایانی روز با خانمش رابطه برقرار کند، باید از صبح با رفتارهای کلامی و غیرکلامی خود به تدریج وی را برای زمان مقرر آماده کرده باشد.

در گذشته، عقیده بر این بود که احساس صمیمیت در پاسخ مثبت زنان به درخواست های جنسی شوهرانشان، بیش از پاسخ دهی مثبت مردان به درخواست زنانشان موثر است؛ اما امروزه بر نیاز هر دو جنس یعنی اظهار عاطفه تاکید می شود. اگر این ابراز صمیمیت نباشد یا کافی نباشد به طرد جنسی از سوی زوج مقابل منجر می شود.

احساس دوست داشته شدن و مورد علاقه همسر بودن مهم ترین مقدمه رابطه جنسی است. شاید به همین دلیل است که متخصصین امور جنسی، ذهن را قدرتمندترین عضو جنسی بدن می شناسند.

یکی دیگر از مقدمات مهمی که باید فراهم شود، اطمینان از رضایت بخش بودن ارتباط بین فردی با همسر است. یعنی که اگر اختلاف، رنجش، خشم و یا تعارضی با همسر یا یکی دیگر از اعضای خانواده، وارد ارتباطات زوجین شده باشد، باید تا قبل از زمانی که برای رابطه جنسی در نظر گرفته شده حل و فصل شود. بر این نکته مهم تاکید می کنیم که نباید مسائل درست قبل از زمان هم بستر شدن مطرح شوند، بلکه باید از مدتی قبل برای آن ها فکری کرد.

۲ آگاهی ناکافی از انتظارات همسر

رابطه جنسی با همسر، شامل انتظارات بعضا متفاوت زوجین از همدیگر است. انتظاراتی که اگر از سوی یکی از زوجین برآورده نشوند، احتمال پس زدن رابطه را در دیگری افزایش می دهند.

انتظار تنوع در رفتار جنسی: یکنواختی آفت رابطه جنسی است چرا که این نوع رابطه مانند رابطه های دیگر نیاز به تنوع دارد. گاهی انتظاری که زوج طردکننده از طرف درخواست کننده دارد، به سادگی ایجاد تغییر در شیوه های برقراری رابطه، مکان یا زمان آن است. ایجاد این تغییرات، گرچه شاید هم به عنوان یک شیوه بلندمدت چندان به کار زوجین نیاید، اما به عنوان یک رفتار جدید به امتحان کردنش می ارزد.

انتظار حفظ استقلال جنسی: گاهی اوقات علت پس زدن درخواست همسر، خطری است که طرف طردکننده نسبت به استقلال جنسی خود احساس می کند. به این صورت که زوج دریافت کننده درخواست برای انتخاب این که چه وقت و چه میزان رابطه داشته باشد احساس آزادی و اختیار نمی کند. در نتیجه هرچقدر درخواست کننده برای نزدیکی به او بیشتر تلاش می کند، با قدرت بیشتری او را پس می زند.

انتظار اولویت دادن به رابطه جنسی: برای بعضی از زنان و مردان مهم است که اولویت دادن همسرشان به رابطه جنسی را به چشم خود ببینند. برای مثال خانمی که شوهرش در دفعات قبل به دلایلی مثل کار درخواست او را به وقتی دیگر موکول کرده، به خاطر عدم اطمینان از میزان اهمیت و معنای رابطه برای مرد، احتمالا درخواست او را در خواهد کرد.

انتظارات متفاوت در تعداد دفعات رابطه: یکی از علت های پس زدن درخواست جنسی همسر می تواند احساس نیاز کمتر فرد طردکننده باشد. این در حالی است که طرف مقابل به دلیل احساس نیاز بیشتر و نیز نبود آگاهی کافی از انتظارات و نیازهای دیگری، پس زده شده و دچار سرخوردگی و احساس بی کفایتی می شود.

انتظارات متفاوت در زمان بندی برقراری رابطه: این مورد درباره زنان که از زمان بندی مشخصی برخوردارند، اهمیت بیشتری پیدا می کند. البته همه زنان یک الگوی یکسان زمانی ندارند.

انتظار گیرنده بودن: این نیز یکی از مواردی است که می تواند به پس زدن درخواست جنسی همسر منجر شود. به این ترتیب که اگر زوج درخواست کننده به جای این که رابطه جنسی را یک مشارکت برد برد بداند، با نگرش گرفتن لذت به آن بنگرد، خاطره خوبی از خود در ذهن همسرش به جا نگذاشته و احتمال مثبت شدن پاسخ وی به درخواست های بعدی خود را کاهش می دهد.

برای مثال مردی که به محض رسیدن خودش به ارگاسم و بدون توجه به زمانی که زن برای رسیدن به این مرحله نیاز دارد، رابطه را تمام شده می بیند و یا بعد از رابطه از پس نوازش غفلت می کند، شانس زیادی برای اجابت درخواست های بعدی خود نخواهد داشت.

۳ عوامل تهدیدکننده سلامت روان زوج طردکننده

گاهی اوقات، پس زدن درخواست جنسی همسر، به دلیلی غیرجنسی و غیرعاطفی اتفاق می افتد و آن زمانی است که زوج طردکننده با گرفتاری های سلامتر وان دست به گریبان باشد. برای مثال همسری که افسرده شده، حوصله رابطه جنسی را نخواهد داشت. یا کسی که اضطراب دارد یا به وسواس مبتلا شده، به راحتی تن به رابطه نمی دهد. عزت نفس کم و تصور بدنی ضعیف نیز دو عاملی هستند که پذیرش رابطه جنسی را به خصوص از سوی زنان کاهش می دهند.

۴ خستگی

با این که این مورد هم برای زنان قابل استناد است و هم برای مردان، اما به دلیل نیاز بیشتر زنان به خواب و نیز اشتغال بدون فراغت آن ها به خانه داری و تربیت و درس فرزندان، در مورد زنان بیشتر مورد تاکید قرار می گیرد.

۵ استرس های شغلی

این مورد به خصوص برای کسانی که تمامیت طلبند و یا موقعیت شغلی را با احساس خود ارزشمندی شان مساوی می بینند، مانع مهمی به شمار می رود. استرس ناشی از احساس عدم امنیت شغلی نیز از مواردی است که حتی در بستر نیز فرد را ترک نخواهدکرد. معلوم است که کسی که درگیر این گونه افکار استرس آمیز است دل و دماغی برای برقراری رابطه جنسی با همسرش نخواهدداشت.

چه طور کمتر نه بشنویم؟

این چند راهکار برای پیشگیری از پس زده شدن توسط همسر را امتحان کنید.

اولویت بدهید: رابطه جنسی با همسر را در اولویت های زندگی تان قرار دهید و این مهم را برای او عینی کنید.

پیش نوازش یادتان نرود: از تدارک مقدمات عاطفی و ارتباطی غفلت نکنید. هرچه مقدمات بهتر، احتمال قبول درخواست شما بیشتر!

انتظارتان را بگویید: درباره انتظارات جنسی خود در ابعاد مختلف با همسرتان گفت و گو کنید. البته شاید در نگاه اول کار آسانی به نظر نیاید اما سختی آن در برابر تبعات ناگفته ماندنش، به مثابه تحمل تلخی دارو در برابر سینه پهلو کردن است.

تحت فشارش نگذارید: در آغاز، حین و پایان رابطه، طوری رفتار کنید که احساس استقلال و آزادی همسرتان را تقویت کند و در هیچ مرحله ای به هیچ وجه او را تحت فشار نگذارید.

با همسرتان همدلی کنید: اگر همسرتان به دلیل علاقه ای که به شغلش دارد، از رابطه با شما کم می گذارد، به جای این که شغل او را هووی خود ببینید، سعی کنید اطلاعاتتان را در آن زمینه افرایش دهید و گوی سبقت را از رقیب بربایید.

استرس همسرتان را کم کنید: به هر نحوی که می توانید استرس، خستگی و فرسودگی همسرتان را کم کنید. برای مثال اگر ممکن است، بعضی از کارهای خانه را به عهده بگیرید. مثلا خواباندن بچه ها، قصه گفتن برای آن ها، پخت و پز یا شستن ظرف ها را نوبتی کنید. یا اگر امکانات مالی خانواده اجازه می دهد، کسی را برای کمک به انجام امور خانه استخدام کنید. کمک به افزایش درآمد خانواده و قناعت نیز از راه هایی است که می تواند مفید باشد.

ریلکس باشید: فنون ریلکسیشن را یاد بگیرید و با همسرتان آن را انجام دهید. می توانید این روش ها را به تدارک مقدمات اضافه کنید.

رابطه جنسی تعامل معنادار است: افق دید خود را نسبت به رابطه جنسی وسعت ببخشید. رابطه جنسی یک «داد» یا «ستد» نیست، بلکه داد و ستدی متقابل، عاشقانه و معنادار است.

خاطره های روزهای خوب را زنده کنید: به جاهایی بروید که آن ایام پاتوق خلوت های عاشقانه دو نفره تان بود، حرف های آن روزهایتان را مرور کنید و دوباره آن ها را نثار هم کنید. وقتی زنده شدن محبت را در دلتان احساس کردید، برای اجابت بی درنگ درخواست های جنسی یکدیگر تلاش کنید؛ درست مثل آن روزها.

منبع:آفتاب 

مهر
۷
۱۳۹۴
ممانعت از اشتغال زنان ، شکلی از خشونت است
مهر ۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

محسن فرشیدی -روزنامه نگار

امنیت شغلی را می‌توان یکی از نیازهای اصلی انسان در حوزه‌ فردی و همچنین نیاز یک کشور برای رسیدن به توسعه دانست.

از منظر اجتماعی، یک جامعه زمانی پیشرفت خواهد کرد که از تمامی ظرفیت‌ها، توانایی‌ها و استعداد‌های مردمان خود استفاده کند و  حذف هر کدام از گروه‌های انسانی، به‌واساطه‌ی جنس، جنسیت یا گرایش‌های جنسی آن‌ها، جدای از محروم کردن حقوق فردی یک انسان، دیگر گروه‌ها را نیز به دلیل حذف توانمندی‌های یکی از اعضای جامعه متضرر خواهد کرد.

امنیت شغلی در جوامع مدرن یکی از نیازهای اصلی شهروندان است که باید توسط سیاستمداران و قانون‌گذاران تامین شود. از منظر فردی، داشتن شغل و امنیت شغلی، جدا از برآورده کردن نیازهای مادی و مالی، بخش قابل توجهی از سلامت روحی و روانی را برای افراد به دنبال خواهد داشت.

هر اجتماع از انسان‌هایی با جنس‌های متفاوت تشکل شده که زنان و مردان دو گروه اصلی و بزرگ آن هستند. آسیب‌پذیری هر کدام از گروه‌های انسانی بواسطه‌ جنس آن‌ها، می‌تواند بستری از ناهنجاری‌ها را در اجتماع بوجود آورد.

زنان به دلیل سنت‌ها و فرهنگ مردسالار و آموزه‌های عمدتا مبتنی بر کلیشه‌های جنسیتی، از سنین کودکی بیشتر در معرض خشونت قرار دارند.

بخش بزرگی از این خشونت‌ها به شکل‌های مختلف در خانه به وقوع می‌پیوندد. یکی از راهکارهای کاهش خشونت‌های خانگی فرصت‌های برابر اجتماعی و اقتصادی برای زنان و مردان جامعه است.

زنان با توجه به اینکه بیشتر در معرض خشونت قرار دارند، امنیت شغلی آن‌ها باید به عنوان یکی از راه‌کارهای مهم کاهش خشونت‌ و سلامت جامعه مورد توجه  قرار گیرد.

رابطه‌ میان اشتغال و کاهش خشونت خانگی

از زمانی که بشر شغل و فعالیت‌های اقتصادی را به عنوان راهکار اصلی کسب درآمد برگزید، مردان به شکل‌های مختلف این عرصه‌ مهم اجتماعی را در اختیار خود داشته‌اند.گزاره‌ “مردان دراجتماع و زنان در خانه” سالیان سال به عنوان اصل پذیرفته شده‌ زندگی در جوامع شهری برقرار بوده است.

زنان به دلیل وابستگی به مردان از نظر مالی و نبود فرصت‌های مشارکت اجتماعی برابر برای فعالیت‌های اقتصادی، مورد انواع خشونت‌ها قرار می‌گرفتند.

آن‌ها برای تامین مایحتاج روزانه به مردان وابستگی داشتند و مردان به دلیل این احتیاج، سلطه‌ی خود بر زنان را روز به روز افزایش می‌دادند. خشونت‌های اقتصادی، روحی و فیزیکی از جمله خشونت‌هایی بودند که به این دلیل همواره رواج داشته است.

با گذر زمان و با پیشرفت‌های بشری و توسعه یافتگی زندگی در جوامع انسانی، زنان نیز پا به عرصه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی گذاشتند و خروج زنان از خانه و مشارکت در امور اقتصادی وابستگی آنان به مردان را کاهش داد و این عدم وابستکی یکی از دلایل مهم کاهش خشونت‌های خانگی و سلامت روانی اجتماعی شد.

امنیت شغلی همچنین می‌تواند یکی از دلایلی باشد که مردان را از نقش آزارگر در خانواده‌ و رابطه‌های همراه با خشونت دور کند.

لیلا موری پژهشگر زنان و جنسیت معتقد است مشکلات اقتصادی، نداشتن شغل و یا موقت بودن قراردادهای کاری، استرس و مشکلات روحی فراوانی را با خود به همراه خواهد داشت. بنابراین مردهایی که در این شرایط هستند نیز دچار بیمارهای روانی بیشتری تا دیگران می‌شوند و این موضوع زمینه‌ساز اقدامات خشونت آمیز در یک رابطه را ایجاد می‌کند.

خشونت و واکنش زن به خشونت

خشونت به شکل‌های مختلفی در یک خانه می‌تواند وجود داشته باشد. از خشونت‌های اقتصادی تا روانی و فیزیکی. در بررسی‌های صورت گرفته زنانی که استقلال اقتصادی و مالی داشته‌اند، به نسبت دیگر زنان راحت تر از یک رابطه‌ همراه با خشونت خارج شده‌اند.

لیلا موری پژهشگر زنان معتقد است: وقتی زنان از نظر اقتصادی مستقل باشند امکان فراهم کردن یک زندگی جدید برای خود را دارا خواهند بود. اشتغال زنان شاید نتواند به تنهایی باعث کاهش خشونت خانگی شود، اما در نهایت یکی از دلایل مهمی خواهد شد که زنان راحت تر بتوانند از یک چرخه‌ خشونت خانگی خارج شوند.

وی ادامه می‌دهد: وابستگی مالی زن به همسر، اعتماد به نفس را از او گرفته و به دلیل نبود حمایت‌های کافی قانونی و دولتی، زنان در این رابطه‌ها باقی می‌مانند. اما بدون تردید استقلال اقتصادی تنها یکی از دلایل امکان خروج از یک رابطه‌ی همراه با خشونت است و در برخی مواقع وابستگی‌های عاطفی و دلایل دیگر نیز، زنان را در یک رابطه با آزارگر باقی نگه می‌دارد.

عدم اجازه‌ کار به زنان شکلی از خشونت است

در قوانین فعلی ایران اشتغال زنان در خانواده منوط به اجازه‌ شوهر است و اگر مرد، شاغل بودن زن را در تضاد با حیثیت خانواده برداشت کند می‌تواند او را از کار کردن منع کند. اما قوانین به همین جا ختم نمی‌شوند، اجازه خروج از کشور در خانواده نیز به مردان سپرده  شده است.

 نیلوفر اردلان یکی از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در روزهای گذشته به دلیل عدم اجازه همسر برای خروج از کشور فرصت حضور در تیم ملی و ادامه شغل خود را از دست داد.

لیلا موری پژوهشگر زنان می‌گوید: خشونت در یک خانواده بر خلاف آنچه تصور می‌شود تنها فیزیکی نیست. مانع اشتغال زن شدن و جلوی آزادی های شغلی را گرفتن نیز از نمونه‌های بارز خشونت هستند. این پژوهشگر زنان معتقد است با وجود چنین قانون‌ها و امکانی، زمینه برای تنش و ایجاد خشونت در خانواده ایجاد می‌شود. با در نظر گرفتن این موضوع  که برخی از مردان از چنین قوانینی هرگز استفاده نمی‌کنند، اما صرف وجود چنین قوانینی به خودی خود فارغ از اینکه مورد استفاده قرار بگیرند یا نه، زمینه ساز شرایطی پرتنش و نابرابر در خانواده خواهند شد که هر لحظه می‌تواند به خشونت منجر شود.

نقش دولت‌ها در ایجاد محیط امن کار و امنیت شغلی

دولت‌ها و نهادهای قانون‌گذاری با اقدامات خود می‌توانند احساس امنیت شغلی را در شهروندان ایجاد کنند و این احساس تاثیر زیادی در کاهش خشونت‌های خانگی و اجتماعی خواهد داشت.

لیلا موری ایجاد فرصت‌های برابر و برداشتن موانع در ایجاد اشتغال زنان را از نقش‌های اصلی دولت‌ها می‌داند. به دلیل سنت‌ها و فرهنگ‌ مردسالار در بسیاری از جوامع، بخش بزرگی از وظایف نگهداری فرزندان و کارهای خانگی را زنان بدون اینکه خودشان آن را انتخاب کرده باشند بر عهده دارند. وی معتقد است: یکی از وظایف اصلی دولت‌ها ایجاد تسهیلات برای مادران شاغل است.

وجود مراکزی مثل کودکستان که به آسانی در دسترس باشند و با هزینه‌های اندک می‌تواند یکی از موانع بزرگ زنان مادر در اشتغال را برطرف کند.از طرفی دیگر محیط‌های کار نیز نقش مهمی در سلامت روانی افراد را بر عهده دارند. این پژوهشگر ادامه می‌دهد: دولت‌ها با ایجاد قوانینی سخت‌گیرانه می‌توانند از بسیاری از رفتارهای مزاحم برای زنان در محیط کار جلوگیری کنند.

 ایجاد یک محیط کاری امن و وجود مشاغلی که قابل اتکا از نظر ایجاد توان مالی باشند می‌توانند باعث حس قدرت و اعتماد به نفس در زنان شود و وجود چنین احساسی، آن‌ها را در یک رابطه‌ی برابرتری در خانواده  قرار خواهد و هر چه یک رابطه برابرتر باشد امکان خشونت در آن کمتر خواهد شد.

دولت‌ها با ایجاد چنین شرایط و تسهیلاتی، زنان بیشتری را وارد اجتماع و عرصه‌های اقتصادی خواهند کرد و بخش زیادی از سلامت روحی و روانی اجتماعی و همچنین کاهش خشونت خانگی را تضمین خواهند کرد.

در دوران معاصر و بر خلاف گذشته، داشتن شغل برای تمام افراد بزرگسال خانواده با توجه به شکل زندگی امروزی ضروری به نظر می‌آید. لیلا موری پژوهشگر زنان و جنسیت معتقد است: دوران اینکه زنان صرفا در خانه باشند و به کارهای خانه رسیدگی کنند تمام شده است.

نبود فرصت‌های اقتصادی برابر و در نتیجه فشاری که از عدم امنیت شغلی بوجود می‌آید در رابطه‌ خانوادگی تاثیر بسیار منفی خواهد گذاشت و چنین خانواده‌ای که نگرانی‌های اقتصادی یکی از نگرانی‌های اصلی‌اش باشد و نتوانند حداقل‌ها را تامین کند تمام اعضای آن دچار مشکلات فراوان روحی  می‌شود.

این تاثیرات روی فرزندان به دلیل آسیب‌پذیربودن در بسیاری موارد بیشتر است و این کودکان در آینده زمانی‌که وارد جامعه شوند با مشکلات فراوانی همراه خواهند بود. مجموعه‌ این عوامل و نبود امنیت شغلی خشونت‌های خانگی و اجتماعی را تشدید می‌کنند.

در انتها باید بر نقش مهم و پررنگ قوانین و دولت‌ها در کاهش خشونت‌های خانگی تاکید کرد. آن‌ها با فراهم کردن امنیت اقتصادی و برداشتن موانع برای حضور هر چه بیشتر زنان در اجتماع و مشاغل مختلف، زمینه را برای سلامت روانی اعضای یک خانواده و در نهایت یک جامعه فراهم خواهند کرد.

مهر
۶
۱۳۹۴
هشدار نسبت به افزایش خشونت سایبری علیه زنان
مهر ۶ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

سازمان ملل متحد در گزارش جدید خود خواستار اقدام فوری برای مبارزه با خشونت سایبری علیه زنان و دختران شد.

به گزارش مهرخانه،اخیراً گزارشی توسط کمیسیون «Broadband» سازمان ملل متحد منتشر شده است که مطابق آن حدود یک‌سوم زنان به صورت آنلاین در معرض برخی از اشکال خشونت سایبری اعلام شده‌اند و به این ترتیب دولت‌ها و بخش صنعتی ملزم به اقدام مؤثر و بیشتر برای حمایت از زنان و دختران در مقابل تهدیدات و اذیت و آزارهای سایبری شده‌اند.

این گزارش با عنوان «خشونت سایبری علیه زنان و دختران: هشداری در سراسر جهان» توسط کارگروهی با حضور برخی کارشناسان از جمله مدیر برنامه عمران ملل متحد «هلن کلارک» و مدیر اجرایی نهاد زنان ملل متحد «فومزیلا ملامپو نکگویا» مورد بررسی قرار گرفت. در این گروه کاری تصریح شد که بدون اقدام جهانی برای مقابله با اشکال مختلف خشونت آنلاین، شاهد گسترش و رواج ارتکاب خشونت سایبری علیه زنان و دختران خواهیم بود و این معضل به‌مرور به منزله مانعی برای استفاده زنان و دختران از این امکانات خواهد شد.

مطابق این گزارش، برخی اشکال رایج خشونت سایبری علیه زنان و دختران عبارت‌اند از: اذیت و آزار آنلاین، شرمنده‌سازی عمومی، طراحی صدمه جسمانی، تهاجم جنسی، قتل و ترغیب به خودکشی. همچنین گسترش سریع ابزار دسترسی به اینترنت که مانع از کنترل مؤثر حقوقی و اجتماعی بر رفتارهای مجرمانه و ضداجتماعی می‌شود، به عنوان چالشی جدی و مهم مطرح است و با توجه به دسترسی همه‌جا و همه‌زمان به اینترنت، احتمال و آمار ارتکاب خشونت سایبری افزایش چشم‌گیری داشته است.

در این گزارش پیش‌بینی شده است که عدم مقابله و برخورد جدی با معضل خشونت سایبری، در بهره‌مندی و تعداد کاربران زن و دختر در سراسر جهان تأثیر قابل ملاحظه‌ای خواهد گذاشت و در نتیجه زنان و دختران از امکانات مزبور در راستای ارتقای توانمندی خود محروم می‌شوند.

برخی از مهم‌ترین یافته‌های این گزارش عبارت‌اند از:
۱٫    حدود ۷۳ درصد از زنان با اشکالی از خشونت آنلاین مواجه بوده یا آن را تجربه کرده‌اند؛

۲٫    زنان در میانگین سنی ۱۸ تا ۲۴ سال، بیشترین احتمال مواجهه با اذیت و آزار جنسی و تهدیدات جسمانی را دارند؛

۳٫    حدود ۹ میلیون زن در ۲۸ کشور اتحادیه اروپا، در سن پانزده سالگی قربانی خشونت آنلاین شده‌اند؛

۴٫    یک‌پنجم از کاربران زن اینترنت در کشورهایی زندگی می‌کنند که اذیت و آزار آنلاین زنان، فاقد پیگرد قضایی مؤثر است؛

۵٫    در بسیاری از کشورها، زنان به دلیل ترس از عواقب اجتماعی، مایل به گزارش‌دهی ارتکاب خشونت سایبری علیه خود نیستند.

مدیر برنامه عمران ملل متحد در این زمینه در نشست گروه کاری اظهار داشت: خشونت علیه زنان و دختران در هیچ مکانی مورد پذیرش نیست؛ چه در خیابان یا در خانه و یا در فضای مجازی. باید جهانی داشته باشیم که زنان و دختران، آزاد از هرگونه خشونت بتوانند استعداد و توان بالقوه خود را به‌طور برابر شکوفا سازند.

برخی از مهم‌ترین پیشنهادات در این گزارش ملل متحد به ترتیب ذیل است:

۱٫    
ایجاد حساسیت: پیشگیری از خشونت سایبری علیه زنان و دختران از طریق آموزش، یادگیری، اقدام جمعی و توسعه اجتماعی برای تحول در نگرش‌های اجتماعی و رفتارها؛

۲٫    حمایت: از طریق ایجاد زیرساخت‌های اینترنت مسئول و ارایه راهکارهای تکنیکی و فنی و ترویج رویه‌های حامی کاربران اینترنت؛

۳٫    ضمانت اجرا: توسعه و اصلاح قوانین و مکانیسم‌های دولتی برای تحذیر و بازداشتن مرتکبین خشونت سایبری.

در این گزارش بر لزوم اقداماتی جهت داشتن فضای امن، محترمانه و توان‌افزا در اینترنت تأکید شده است.

به گزارش مهرخانه، به این ترتیب، لزوم توجه و اهتمام به برخورداری از رویکردی آسیب‌شناسانه نسبت به اینترنت و دیگر امکانات و ابزار تکنولوژی‌های ارتباطاتی و اطلاعاتی مدرن در کنار دستاوردهای عدیده‌ای که به لحاظ فردی و اجتماعی در جهان معاصر به ارمغان آورده‌اند، واقعیتی است که به راحتی نباید از آن عبور کرد و ضرورت این توجه، خصوصاً در سطوح دولتی و کلان، در راستای حمایت از حقوق افراد انسانی و گروه‌های آسیب‌پذیر از جمله زنان و کودکان بیش از پیش احساس می‌شود.

البته بدیهی است که قلمروی نقش‌آفرینی دولت برای پیشگیری و مقابله، و نیز کارایی ضمانت‌اجراهای دولتی مانند جرم‌انگاری و مجازات اقدامات خشونت‌بار در  فضای سایبری، با توجه به ماهیت آن، با محدودیت‌هایی مواجه است؛ چنان‌چه آمار بالای ارتکاب خشونت سایبری در کشورهای اروپایی علی‌رغم پیشرفت زیاد تکنولوژی در جوامع مزبور دلالت بر این واقعیت می‌کند؛ لذا در کنار ضمانت‌اجراهای قانونی و لزوم قطعیت پیگرد قضایی، تعقیب، محاکمه و مجازات مرتکبین خشونت سایبری علیه افراد از جمله زنان و دختران، توجه به ایجاد مکانیسم‌های درونی بازدارنده یا تدابیر «خودکنترلی»، ضروری به نظر می‌رسد که قطعاً تقویت پای‌بندی افراد جامعه به اصول و ارزش‌های اخلاقی و آموزه‌های مذهبی از جمله مهم‌ترین موارد آن است و البته این نگاه، حلقه مفقوده‌ای است که در رویکرد نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد مغفول مانده است.

منابع
۱٫    Cyber Violence Against Women & Girls: A Worldwide Wake-Up Call
۲٫    UNDP Administrator, Helen Clark
۳٫    UN Women Executive Director Phumzile Mlambo-Ngcuka
۴٫    http://www.unwomen.org/en/news/stories/2015/9/cyber-violence-report-press-release#sthash.uTVFhNAW.dpuf

مهر
۶
۱۳۹۴
تعداد پسران مجرد ۱۰ سال دیگر زیاد می شود
مهر ۶ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

یک جمعیت شناس معتقد است که ۱۰ سال آینده پسران متولد دهه ۷۰ با بحران ازدواج مواجه می شوند چون هم از طرفی به خاطر کاهش باروری تعداد دختران کم شده و از طرفی دختران تمایل کمتری به ازدواج دارند.

زهرا تالانی: چندی پیش سایت همسان گزینی برای ازدواج افتتاح شد تا به دختران و پسران در سن ازدواج برای پیدا کردن همسر مناسب کمک کند. به تازگی مدیر این طرح اعلام کرده است که بانوان متولد دهه ۵۰ و آقایان متولد دهه ۷۰ بیشترین مراجعان سایت همسان گزینی به شمار می آیند. از طرفی آمار نشان می دهد که سن ازدواج به خصوص در میان دختران بالا رفته و بسیاری از دختران در تجرد قطعی مانده اند. در همین زمینه خبر آنلاین گفت و گویی را با شهلا کاظمی پور جمعیت‌شناس و عضو هیئت علمی‌ دانشگاه تهران انجام داده.

مشروح این گفتگو را می خوانید:

به تازگی مدیر طرح ملی همسان گزینی تبیان اعلام کرده که متولدین دهه ۶۰ و دهه ۵۰ بیشترین مراجعان به سایت همسان گزینی تبیان هستند. شما این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟

کسانی که متولد دهه ۶۰ و ۵۰ هستند و هنوز مجرد هستند قطعا گروه هدف کمتری برای ازدواج دارند چون هم سنهای آنها الان ازدواج کردند و دایره انتخاب آنها محدود است از همین رو این سایتها را راهکاری برای پیدا کردن همسر می دانند.از طرفی هم ناگزیرند که گاهی با مرد یا زن کوچکتر از خودشان ازدواج کنند درحالیکه اگر همسن گزینی باشد این مشکلات کمتر است. البته الان بیشتردختران دهه ۶۰ مجرد هستند چون باید با پسران متولد شده دهه ۵۰ یا ۵۵ ازدواج می کردند که تعداد پسران متولد این دهه کمتر از دختران است و درنتیجه تعادل بین تعداد مجردین دختر و پسر به هم خورده است که اصطلاحا می گویند مضیقه ازدواج اتفاق افتاده است. پس فعلا مجرد ماندن در سن بالا بیشتر برای متولدین این دهه است اما در دهه آینده تعداد پسران متقاضی ازدواج بیش از دختران خواهد بود.

چرا اینگونه می شود؟

پسرانی که در دهه ۶۰ متولد شده اند با دختران دهه ۷۰ ازدواج می کنند اما در این دهه باروری کاهش یافته و از طرفی تعداد تولد پسرها هم بیشتر است برای همین احتمال تجرد قطعی برای دختران بیشتر است.

از طرفی آمار سایت نشان می دهد که پسران متولد دهه ۷۰ هم مراجعه زیادی به این سایت دارند؟

پسران متولدین دهه ۷۰ باید با دختران دهه ۸۰ ازدواج کنند که به دلیل کاهش باروری تعداد دختران این دهه کم است برای همین پیش بینی شده است که در ۱۰سال آینده تعداد پسران مجرد بیشتر باشد و این هرم تغییر کند و مضیقه ازدواج برای پسرها در دهه ۱۴۰۰ اتفاق بیفتد. اما این موضوع یک علت جامعه شناسی هم دارد که دختران این دهه به دلیل تحصیل و اشتغال ، استقلال مالی دارند و تمایل چندانی به از دست دادن این شرایط ندارند برای همین در جامعه باید ازدواج فرهنگ سازی شود.

شما به موضوع همسن گزینی اشاره کردید اما الان بسیاری از پسرانی که با دختران بزرگتر از خودشان ازدواج می کنند به خاطر مسائل اقتصادی است نه کمبود گروه هدف برای ازدواج؟

در گذشته ازدواج ها با دختران با تفاوت سنی ۴ سال یا بیشتر مرسوم بود، حالا تا حدودی فاصله بین نسلها کم شده و ازدواج همسن هم انجام می شود. از سوی دیگر با توجه به اینکه سن ازدواج در کشور بالا رفته و معیار اکثر جوانان برای ازدواج اقتصادی است و از طرفی هرچه جامعه به سمت مدرن‌شدن می رود، سن ازدواج هم افزایش می‌یابد که در تمام جوامع این فرایند وجود دارد. اما به نظرم من ازدواج مردان یا زنان با کوچکتر از خودشان به خاطر مسائل اقتصادی کمتر دوام دارد برای همین باید همان ازدواج همسن را رواج داد.

به نظر شما سایتهای همسان گزینی چقدر می تواند مشکل ازدواج را در کشور حل کند؟

همانطور که گفتم ازدواج در کشور ما نیاز به فرهنگ سازی دارد و باید مشکلاتی که جوانان دارند حل شود ، بعد هم تنها مشکل جوانان ازدواج نیست بلکه ازدواج درست مهمتر است تا آمار طلاق هم نجومی بالا نرود. برای همین در این زمینه ها باید سیاست گذاری کرد . از طرفی برخی کم شدن ازدواج در جامعه را مطرح می کنند درحالیکه بررسی های جمعیت‌شناختی نشان می دهد که میزان ازدواج در جامعه کم نشده بلکه به دلیل پایین‌تر آمدن باروری در دهه ۷۰، جمعیت کمتری در سن ازدواج هستند.

مهر
۶
۱۳۹۴
۳۰ درصد سالمندان فقیرند
مهر ۶ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

آمارها نشان می‌دهد که فقر در سالمندی وجود دارد و حدود ۳۰ درصد جامعه سالمند در دهک اول درآمدی بوده و فقیرترین قشر جامعه هستند.

فرید براتی‌سده رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندی بااشاره به این مطلب گفت: حدود دو میلیون نفر از سالمندان کشور از هیچ بیمه و حمایت اجتماعی در کشور برخوردار نیستند.

وی در خصوص سالمند آزاری نیز گفت: بیشترین شکل سالمندآزاری در ایران به شکل بهره‌کشی‌مالی است که باید به این مسئله نیز توجه داشته باشیم.

رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندی همچنین ضمن اشاره به زنانه شدن سالمندی در کشور، اظهار کرد: نسبت تعداد مردان و زنان بالای ۶۰ سال در کشور در حال تغییر است به طوری که تعداد زنان همواره رو به افزایش بوده برای مثال در سال ۹۰ در مقابل هر ۴۳ مرد ۵۶ زن داشته‌ایم و پیش‌بینی می‌شود در سال ۱۴۰۰ در مقابل هر ۸۸ مرد ۹۱ زن سالمند در کشور داشته باشیم که اینها نشان دهنده زنانه شدن سالمندی است.

وی ادامه داد: همچنین تعداد زنان سالمندتنها بیش از مردان سالمند تنهاست و علت آن شاید این باشد که در مردان سالمند ازدواج بیشتر رخ می‌دهد.

به گفته براتی سده، مهمترین عامل تنهایی سالمندان در حال حاضر این است که فرزندان بیشتر تمایل به مستقل بودن داشته و حمایت کمتری از والدین سالمند خود دارند. در حال حاضر ۰٫۰۴ درصد سالمندان کشور به مراکز نگهداری سالمندان سپرده می‌شوند که در این بین نیز سهم زنان بیش از مردان است.

براتی‌سده ،با اشاره به پایین بودن سن بازنشستگی در ایران نسبت به سایر کشورها حتی کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس، گفت‌: سن بازنشستگی را باید افزایش داد تا دیگر شاهد آن نباشیم که فردی در اوج تجربه از کار گذاشته شود.

وی بیان اینکه یکی از اصلی‌ترین مواردی که به عنوان مشکلات اجتماعی سالمندان مطرح می‌شود، «نقش‌های اجتماعی» آنان است، گفت: در جوامع شرقی سالمندان نوعا به عنوان فردی ضعیف و ناتوان در نظر گرفته می‌شوند که بازنشستگی، تنهایی، فقر، حمایت‌های اجتماعی و سالمند آزاری از مسائل بسیار مهم آنان است.

منبع:ایسنا

مهر
۳
۱۳۹۴
ایستادن در مرز رابطه: تمام شدن ما و شروع دیگری
مهر ۳ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

نیلوفر جعفری

تعیین حد و مرز برای یک رابطه کار ساده‌ای نیست. ما تصور می‌کنیم مرزها سیم‌های خاردار هستند، یا شبیه محافظان کاخ‌های سلطنتی. اما در واقع تنها راه حفظ یک رابطه سالم و موفق ایجاد محدودیت‌ها برای حفظ هویت فردی است.

مرزها منطقه ممنوعه نیستند. مرز خطی است که بین تمام شدن ما و شروع دیگری کشیده می‌شود.

اگر بخواهیم بر اساس مفاهیم علم جغرافیا حرف بزنیم یک مرز، محدودیت‌های یک فضاست. همین تعریف در روابط ما با دوستان، اعضای خانواده، همسایه‌ها و همکاران‌مان کاربرد دارد؛ مرزهای رابطه یعنی درک محدودیت‌های آن رابطه. این محدودیت‌ها یعنی چه چیزهایی می‌توانیم از رابطه دریافت کنیم و چه چیزهایی باید به دیگران بدهیم بدون اینکه احساس کنیم چیزی از وجود خودمان کم شده است. به عبارت دیگر، مرزبندی، یعنی حفظ رابطه بدون اینکه چیزی از هویت فردی‌مان از دست برود. کسی که سعی می‌کند از محدودیت‌های رابطه عبور کند معمولا ما را در مقابل ارزش ها و باورهای شخصی‌مان قرار می‌دهد درست مثل اینکه مدت‌ها تلاش کرده باشیم سیگار یا الکل را ترک کنیم اما یک نفر هر کاری بکند تا دوباره سیگار بکشیم یا الکل بنوشیم.

در رابطه‌های بی مرز، همیشه دیگران از ما انتظاراتی دارند. حتما کسانی را می‌شناسید که از شما می‌خواهند بدون هیچ دلیل منطقی و درستی، همیشه و در همه حال در کنارشان باشید و حمایت و همراهی‌شان کنید. مثل دوستی که انتظار دارد در اوج کار و مشغله روزانه، همیشه جواب تلفنش را بدهید حتی اگر او بخواهد یک موضوع کاملا بی‌اهمیت را تعریف کند.

رابطه‌های بی مرز، رابطه‌هایی پر از توقع و انتظارات بی‌جا هستند. همسر یا دوست‌تان ممکن است مثل نوجوانی باشد که از شما توقع دارد به او پول قرض بدهید بدون اینکه توضیح بدهد این پول را برای چه می‌خواهد. او همان نوجوانی است که فراموش کرده قبل از این سه بار دیگر هم از شما پول گرفته و هنوز پول‌های قبلی را پس نداده است.

حد و مرزهای رابطه در هر ارتباطی متفاوت است. مثلا می‌توانیم در ارتباط عمیقا عاطفی و خوب مادر شوهر و عروس مرزهای کمتری داشته باشیم اما با همکار یا همسایه‌ای که دائما در امور کاری یا زندگی‌مان دخالت می‌کند به ناچار مرزها را وسیع‌تر و طولانی‌تر کنیم.

 آیا او از مرزها عبور کرده‌؟

بیایید با هم این مثال را بررسی کنیم: مرزهای یک رابطه شبیه حریم بدن انسان است. حریم بدن فضایی است به اندازه یک هولاهوپ دور بدن افراد. کسی که دوستش دارید و به او اجازه داده‌اید می‌تواند وارد این حریم شود و شما را بغل کند، سرش را روی شانه‌هایتان بگذارد یا ببوسد. اما بیشتر افرادی که می‌شناسید باید این حریم را بشناسند و وارد آن نشوند. حالا به زمانی فکر کنید که کسی این حریم شخصی را بشکند. مثلا با اینکه رئیس یا همکاران‌تان را می‌شناسید اما اگر آنها دائما سعی کنند به بدن‌تان دست بزنند یا بیش از اندازه سرشان را جلو بیاورند احساس ناخوشایندی پیدا می‌کنید. اگر در اتوبوس فردی سعی کند شما را ببوسد چه احساسی پیدا می‌کنید؟ حالتان بد می‌شود؟ وحشت می‌کنید؟ عصبانی می‌شوید؟ احساس ناامنی می‌کنید؟ یا مثل آنگلا مرکل دست جورج بوش را با ناراحتی کنار می‌زنید؟

راه تشخیص تجاوز یا نقض حریم بدن توجه به همین احساسات است. احساس ناخوشایند به این معنی است که یک نفر بی‌اجازه به شما نزدیک شده است.

حالا می‌توانیم مرزها و حریم روابط را بهتر بشناسیم: وقتی یک نفر مرزهای یک رابطه را نقض می‌کند ما دچار همین نوع احساسات می‌شویم. اگر در رابطه‌ای قرار دارید که احساس می‌کنید به شما توهین شده، تحت فشار هستید، مورد بی توجهی قرار گرفته‌اید یا تلاطم‌های درونی دیگری دارید به این معناست که دوست، همراه یا همکارتان از مرزهای رابطه  خارج شده است.

چند زنگ خطر

هر کدام از این نشانه‌ها، به شما درباره حریم رابطه هشدار می‌دهد:

ـ اگر رابطه‌ای احساس خوشایند ایجاد نمی‌کند. ـ اگر رابطه‌ای شما را دچار احساس گناه و بی‌کفایتی می‌کند.

ـ اگر وقت و زمانتان پای رابطه از دست می‌رود و فرصتی برای انجام کارهای خودتان ندازید.

ـ  اگر دیگری دائما  و در موقعیت‌هایی که انتظارش را ندارید از شما انتقاد می‌کند.

ـ  اگر اعتبار و ارزش شما وابسته به فرد یا افراد دیگر است.

مرزهای سالم بسازیم

مهم‌ترین اصل برای ایجاد یک رابطه سالم این است که بپذیریم ایجاد حریم برای رابطه خوب است. بسیاری از ما ایجاد حد و مرزی برای بهبود ارتباط را کار درستی نمی‌دانیم چون فکر می‌کنیم هر بهبودی همراه با درد و رنج است. ما می‌ترسیم که به‌خاطر ایجاد حد و مرز، آدم‌های بد و خودخواهی به نظر برسیم. اما واقعیت این نیست. محدودیت‌های درست  احترام و عزت را بیشتر می‌کند. این مرزها به معنی آن است که از نظر ما هر انسانی ارزش منحصر به فرد خودش را دارد؛ دیگران ادامه وجود ما نیستند، آنها افراد دیگری غیر از ما هستند. آنها برای تائید ما حضور ندارند. دوستان و اطرافیان‌مان دست‌هایی برای کمک و حمایت نیستند.

قاعده طلایی کانت می‌گوید همه آدم‌ها با هم برابر هستند: کانت از ما می‌خواهد با دیگران طوری رفتار کنیم که انتظار داریم  آنها با ما رفتار کنند اما این قاعده می‌تواند از این هم بهتر باشد؛ با دیگران طوری رفتار کنیم که آنها دوست ‌دارند آنگونه با آنها رفتار شود. علاوه بر این، در هر رابطه‌ای تنها بخشی از مدیریت و هدایت امور رابطه در دست ماست. ما بر همه چیز تسلط نداریم و واکنش و نوع برخورد و مواجهه دیگران در اختیار ما نیست. اما هر کسی می‌تواند رفتار و واکنش خودش را مدیریت کند. شاید نتوانیم به یک دوست بگوییم هر موقع شب نمی‌تواند تلفن بزند اما این فرصت در اختبار ماست تا فقط در ساعت محدودی از روز مثلا بین ساعت ۸ صبح  تا ۸ شب جواب تلفنش را بدهیم. شاید سخت باشد به خواهرتان بگویید که مدام از بچه‌هایتان ایراد نگیرد، اما این امکان را دارید که بچه‌ها را به خواهرتان نسپارید.

همیشه چیزهایی هست که بتوانیم به شیوه خودمان مدیریت و مهار کنیم. «نه» گفتن هم هنری است که باید برای ایجاد یک محدودیت درست از آن استفاده کنیم. «نه» گفتن کار ساده‌ای نیست اما می‌شود آن را به شیوه‌های خوشایندتری نشان داد: «خوشحالم که به فکر من هستی، چقدر تو خوبی اما من مجبورم کار دیگری انجام بدهم»ـ یا می‌توان موضوع را انتزاعی مطرح کرد: «خیلی دوست داشتم که همراهی‌ات کنم اما برنامه‌های کاری من فشرده است» یا «خیلی دوست داشتم الان بگویم باشد، اما کارهایم خیلی زیاد است و وقت ندارم».

در هر رابطه‌ای حتما مواردی وجود دارد که آزارتان می‌دهد و می‌خواهید برایش محدودیت ایجاد کنید. در این موارد باید آن را به طور قاطع و مشخص مطرح کنید مثلا به جای اینکه بگویید «تو باید بیشتر اعتماد کنی»، بهتر است بگویید «لطفا سراغ ایمیل‌های من نرو، چون احساس بدی به این کار دارم» یا به جای گفتن «با من مهربون‌تر باش» بهتر است بگوییم: «تو نباید به من در جمع توهین کنی.»

علاوه بر این ما باید یاد بگیریم که کاری که قصد انجامش را داریم واقعا عملی کنیم. اگر دوست نداریم دیگران با صدای بلند حرف بزنند در موقعیتی که فردی صدایش را بلند کرده،  اتاق را ترک کنیم. اگر نمی‌توانیم پاسخگوی انتظارات دیگران باشیم، وقتی کسی توقعاتش را پیش روی ما گذاشته از انجام آن امتناع کنیم.  اگر دوستی ساعت چهار صبح زنگ می‌زند، برایش پیغام بگذارید که بعد از صبحانه با او تماس خواهید گرفت. احتمالا این کار برایتان سخت است اما این  برای تغییر فرهنگ رابطه ضروری است. اگر روی حریم‌های خودتان پافشاری کنید، رابطه بهتری خواهید داشت.

این نگرانی همیشه وجود دارد که ایجاد حد و مرز باعث از دست دادن بعضی از روابط بشود. در واقع ترس از همین مساله است که باعث می‌شود به فکر ایجاد حد و مرزی برای روابط‌مان نباشیم. خیلی وقت‌ها نگران هستیم حد و مرزها صمیمیت را در روابط از بین برود اما حقیقت این است که بی‌توجهی به حریم افراد بالاخره کار دست‌مان می‌دهد؛ وقتی که مجبور می‌شویم در یک دعوای شدید، رابطه را برای همیشه ترک کنیم.

منبع : رادیو زمانه 

مهر
۳
۱۳۹۴
ترک خانه برای زن مجازات کیفری ندارد، عواقب حقوقی دارد
مهر ۳ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

محمد اولیایی فرد – وکیل دادگستری

موضوع  منع خروج زن از منزل بدون اذن شوهر همیشه از مباحث چالش بر انگیز بوده است.

 این موضوع با منشاء فقهی در احوال شخصیه اهل تشیع ، ارتباط محکمی با ماده های ۱۱۰۵  و۱۱۰۶ قانون مدنی دارد ماده۱۱۰۵ قانونی مدنی مقرر میدارد” در روابط زوجین ریاست خانواده ازخصائص شوهراست. “و ماده ۱۱۰۶ نیز بیان میدارد” در عقد دائم نفقه زن بعهده شوهر است”. البته ترک منزل از سوی زوجه بدون اذن و اجازه زوج طبق قوانین جزایی ایران مجازات کیفری در پی نخواهد داشت اما آثار و عواقب حقوقی آن در قوانین خصوصا قانون مدنی انعکاس یافته است. از مهمترین آثار حقوقی ترک منزل از سوی زن بدون اذن و اجازه همسر ، محرومیت از نفقه و ایجاد شرایط تقاضای طلاق برای شوهراست .

هر چند در قانون مدنی و کیفری ایران نسبت به پرداخت نفقه از سوی مردان تاکید بسیاری شده است اما در مواردی نیز به آنها اجازه داده شده است که از پرداخت آن خودداری کنند از مهمترین موارد قانون مدنی برای عدم پرداخت نفقه به زن ماده ۱۱۰۸ است که مقرر میدارد ”  هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود”  طبق این ماده عدم تمکین مجوزی برای عدم پرداخت نفقه است.در اصطلاح حقوقی تمکین عبارتست از برآوردن نیازهای شوهر و اجابت کردن خواسته های مشروع او است ، پس طبق قانون اگر زن بدون دلیل موجه و بدون موافقت شوهر خانه را ترک کند و حتی در خانه پدر یا مادر خویش اقامت کند مرد می تواند ازدادن نفقه وی امتناع کند و آن را پرداخت نکند .

همچنین زنی که بدون دلیل موجه از تمکین خودداری کند زن ناشزه یعنی نافرمان نامیده میشود و در این صورت علاوه بر اینکه مرد از دادن نفقه معاف خواهد بود بلکه میتواند تقاضای طلاق وی را نیز از دادگاه بخواهد و میتواند تجدید فراش کند.البته تمکین به معنای تسلیم مطلق زن در مقابل مرد و پاسخ دادن به خواسته های نامشروع وی نیست زیرا،چنانچه زن برای انجام امور ضروری ناچار باشد منزل مشترک را ترک یا به مسافرت برود و از شوهر اذن و اجازه نگیرد ناشزه محسوب نمیشود و نفقه وی بر عهده شوهر است .

البته نظر میرسد  منظور از خروج از منزل ، مفهوم ترک منزل با قهر و اعتراض از شوهر با  وصف مفارقت است. آن هم به گونه‌ای که مستلزم پایمال کردن حقی از شوهر باشد که آن را سبب نشوز به حساب آورده‌اند.

ولی خروج متعارف از منزل بدون تعارض با حقوق اساسی شوهر لزوما مستلزم پایمال کردن حق شوهر نیست؛ به همین جهت ترتب سقوط نفقه بر خروج بدون اذن از منزل ناظر بر مواردی است که زن منزل شوهر را ترک کرده و در مکانی غیر از محل سکونت شوهر زندگی می‌کند و در عین حال خواهان دریافت نفقه است.

 برخی از موارد خروج زن از منزل بدون اذن شوهر که از این قاعده استثنا شده و نشوز یا سبب محرومیت از نفقه به حساب نمی‌آید عبارت است از ، خروج از منزل برای مداوای ضروری با تشخیص طبیب ، خروج از منزل به منظور انجام یک  واجب شرعی یا فریضه دینی مانند سفر حج واجب و خروج از منزل و سکونت در محل دیگر به دلیل خوف از ضرر مالی، جسمانی و یا شرافتی ، در این مورد ماده ۱۱۱۵  مقرر می دارد ” اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علیحده اختیارکند و درصورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور  است نفقه برعهده شوهرخواهدبود. “

خروج زن از منزل با اجازه و اذن شوهر بعنوان قاعده کلی از پیش تعیین شده به نظر مخالف قواعد عمومی قراردادها است. در واقع عقد نکاح، قراردادی است بین زوج و زوجه که براساس اصل آزادی اراده طرفین منعقد می‌شود بنابراین تابع قواعد عمومی قراردادها است. الزامات ناشی از قراردادها عموما تابع اراده طرفین قرارداد است.

 پس الزامات عقد نکاح را، از آن حیث که قراردادی است میان زن و شوهر،‌ نمی‌توان به عنوان قاعده ای کلی و از پیش تعیین شده و بصورت مطلق تعیین و تبین کرد؛ بلکه باید توجه داشت که اراده طرفین به چه چیزهایی تعلق گرفته و در متن قرارداد کدام نوع از مسوولیت‌ها  درج شده. از آنجا که قرارداد ازدواج بر اساس اراده آزاد میان دو شخص دارای اعتبار حقوقی برابر منعقد می‌شود، طرفین آن تنها در دایره توافقات به عمل آمده، دارای مسوولیت هستند، نه فراتر از آن. به همین جهت الزامات ناشی از قرارداد عقد نکاح  در مورد زن و شوهر تنها از طریق قید صریح در قرارداد یا اینکه به طور ضمنی قرارداد نکاح مبتنی بر آن باشد. یا به عبارت دیگر رکن مقوم قرارداد باشد. قابل احراز است .

 بنابر این اگر عقد نکاح مانند سایر عقود لازم تابعی از قواعد عمومی قراردادها در نظر گرفته شود در خصوص حق خروج زن از منزل، اگر درعقد نکاح بین طرفین توافق به عمل آمده‌ باشد که زن حق نداشته‌ باشد بدون اذن شوهر از منزل خارج شود، احتمالاً معنا برای اعراض از آن وجود ندارد و زوجه مکلف به وفای به آن است.

 اما اگر به صراحت و براساس توافق طرفین در متن قرارداد نکاح پیش‌بینی نشده ‌باشد طبعا نمی‌توان چنین الزامی را به استناد قرارداد عقد نکاح برزوجه تحمیل کرد؛ زیرا چنین الزامی نه در متن قرارداد گنجانده شده و نه قرارداد نکاح مبتنی برآن است.

اما این در حالی است که در نظر قانون نفقه بدل تمکین قرار گرفته است و به همین جهت خروج زن با اذن و اجازه شوهر بعنوان قاعده کلی و از پیش تعیین شده بعنوان تمکین زوجه عوض یا در حکم عوض نفقه است که زوج پرداخت آن را در ضمن عقد نکاح تعهد می‌کند. به همین دلیل است که پرداخت آن منوط به تداوم تمکین است و در صورت نشوز زوجه تعهد پرداخت نفقه ساقط می‌شود.

همچنین خروج زن از منزل با اذن و اجازه شوهر بعنوان قاعدای کلی و از پیش تعیین شده در مغایرت با برخی از حقوق اساسی زن مندرج در قوانین است ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی مقرر می دارد ” زن مستقلا می تواند در دارائی خود هر تصرفی را که می خواهد بکند. “استقلال مالی زن به این معنا است که او پس از ازدواج بتواند تمام دارایی‌ها و اموال سابق خود را در تصرف مالکانه خود داشته و در دوران زندگی با همسر خود نیز به کسب اموال و دارایی‌های جدید بپردازد. علاوه براین، بتواند در تمام اموال و دارایی‌های شخصی خود، بدون آن که موافقت شوهر لازم باشد، دخل و تصرف کرده و به هر ترتیبی که صلاح بداند آن را به کار ‌اندازد و از آن بهره‌برداری به عمل آورد.

در صورتی که با منع خروج زن از منزل بدون اذن شوهر به عنوان یک قاعده کلی  طبعاً نمی‌توان استقلال مالی برای وی با تمام لوازم و مقتضیات در نظر گرفت. زیرا لازمه عقلی و منطقی استقلال مالی و آزادی در فعالیت‌های اقتصادی آن است که زن از اصل این آزادی بهره‌مند باشد. پس نمی توان از یک طرف به زن، حق استقلال کامل در امور مالی داده شود و از طرف دیگر اعمال این حق را تابع مطلق اراده شوهر قرار داد.

 البته در منع خروج زن از منزل بدون اذن شوهر تنها موضوع ممنوعیت از فعالیت اقتصادی نیست بلکه ممنوعیت در کار، ممنوعیت درتحصیل، ممنوعیت در سفر، ممنوعیت در فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را نیز،در تمام ابعادش، دربر می‌گیرد؛ چون تمام این گونه فعالیت‌ها مستلزم خروج زن از منزل است.

اما با وجود چنین ایراداتی بر قاعده منع خروج زن از منزل بدون اذن شوهر ، قانون گذرنامه همچنان بر پایه این قاعده استوار است زیرا به موجب ماده ۱۸ قانون گذرنامه مصوب ۱۳۵۱ و اصلاحات متعاقب آن، برای اشخاص زیر با رعایت شرایط مندرج در این ماده گذرنامه صادر می‌شود:

  • اشخاصی که کمتر از هجده سال تمام دارند و کسانی که تحت ولایت و یا قیمومت هستند با اجازه کتبی ولی یا قیم آنان
  • مشمولین وظیفه عمومی با اجازه کتبی اداره وظیفه عمومی
  • زنان شوهردار ولو کمتر از ۱۸ سال تمام با موافقت کتبی شوهر و در موارد اضطراری اجازه دادستان شهرستان محل درخواست گذرنامه که‌ مکلف است نظر خود را اعم از قبول درخواست یا رد آن حداکثر ظرف سه روز اعلام دارد کافی است. زنانی که با شوهر خود مقیم خارج هستند و زنانی‌که شوهر خارجی اختیار کرده و به تابعیت ایرانی باقی مانده‌اند از شرط این بند مستثنی هستند.

مطابق با بند ۳ ماده ۱۸ گذرنامه زنان شوهردار برای خروج از کشور نیاز به اجازه شوهر دارند؛ با این وصف، در صورتی که زنی ازدواج کرده باشد، برای خروج از کشور نیاز به اذن کتبی شوهر خود دارد؛ مراتب این اذن را شوهر باید در دفترخانه اسناد رسمی به اطلاع اداره گذرنامه برساند، البته مطابق با همین ماده، در موارد اضطراری به دادستان محل صدور گذرنامه این حق داده شده که ظرف سه روز از تاریخ درخواست زوجه به وی چنین اجازه‌ای را بدهد یا درخواست او را رد کند، البته قانونگذار هیچگونه مرجعی برای اعتراض به آن مشخص نکرده و به نظر می‌رسد نظریه دادستان قطعی باشد.

همچنین زوجه درصورت نیاز به سفر خارجی و عدم اجازه شوهر، می‌تواند دادخواستی را به دادگاه تقدیم دارد و دادگاه در صورت موافقت ، به وی چنین اجازه‌ای را راسا بدهد.

البته به نظر میرسد موافقت دادگاه شاید در خصوص سفرهای خارجی در موارد ضروری از جمله انجام اعمال پزشکی یا واجبات شرعی امکان پذیر باشد.

 هر چند در لایحه پیشنهادی قانون گذرنامه به زنان شوهردار برای یکبار چنین حقی جهت سفر به حج تمتع داده شده است. در نهایت اینکه برابر با ماده ۱۹ قانون گذرنامه در صورتی که موانع صدور گذرنامه بعد از صدور آن حادث شود یا کسانی که به موجب ماده ۱۸، صدور گذرنامه موکول به اجازه آنان است‌ از اجازه خود عدول کنند، از خروج دارنده گذرنامه جلوگیری و گذرنامه تا رفع مانع ضبط خواهد شد.

بر اساس آنچه گفته شد: به نظر میرسد قاعده منع خروج زن از منزل بدون اذن شوهر را می توان از موارد قانونی خشنونت علیه زنان محسوب کرد هر چند که رفع این ممنوعیت یا محدودیت بر پایه ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی با انعقاد عقد خارج لازم و شروط ضمن عقد یا از طریق انعقاد عقد وکالت در زمان ازدواج با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی و دریافت وکالتنامه تام الاختیار از زوج برای دریافت گذرنامه یا تمدید گذرنامه یا دریافت گذرنامه المثنی همراه با اخذ سند رضایت نامه رسمی مبنی بر اعلام رضایت بدون قید و شرط زوج برای خروج زن از کشور با سلب حق رجوع و عدول از رضایت ، راه حل قانونی خواهد داشت .

مهر
۳
۱۳۹۴
اخذ مهریه پس از فوت شوهر
مهر ۳ ۱۳۹۴
پرسش و پاسخ قانونی
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

پرسشگر: باسلام. چند ماه قبل شوهرم در اثر یک حادثه کاری جان خود را از دست داد. مرحوم شوهرم یک خانه و یک ماشین و کمی پول در حساب بانکی خود داشت. پس از فوت وی، با توجه به اینکه ما صاحب فرزند نبودیم، خانواده شوهرم گفتند که سهم الارث من را پرداخت خواهند کرد و برای این کار اقدامات قانونی را نیز انجام دادیم. اما من علاوه بر سهم الارث خواهان مهریه نیز شدم که مخالفت کردند. می خواستم بدانم که در این مورد آیا من می توانم مهریه ام را نیز دریافت کنم:

وکیل خانه امن: مهریه دینی است بر عهده شوهر که به مجرد وقوع عقد نکاح زن مستحق دریافت آن می شود. تمام دیون نیز با فوت داین یعنی شخصی که دین بر عهده اوست از بین نخواهد رفت. اگر شوهر فوت کند، مهریه از اموال باقی مانده وی پرداخت خواهد شد. یعنی شما مستحق هستید که مهریه را از ماترک شوهرتان دریافت کنید.بر اساس قوانین ایران تقسیم ماترک شخص فوت شده بعد از پرداخت دیون او انجام خواهد شد و اگر تقسیم شده باشد نیز می توان پرداخت دین را از دادگاه خواست که در این مورد دادگاه ورثه را ملزم به پرداخت آن خواهد کرد.

پرسشگر: پس خانواده شوهرم نمی توانند مهریه من را پرداخت نکنند؟

وکیل خانه امن: نخیر نمی توانند

پرسشگر: من و پدر و مادر شوهرم به دادگاه مراجعه کردیم و اقدامات لازم برای تقسیم سهم الارث را انجام دادیم. اما در مورد مهریه نه من چیزی گفتم و نه اینکه دادگاه در این مورد تعیین تکلیف کرد. حالا چگونه باید اقدام کنم؟

وکیل خانه امن: خانم محترم! بهترین شیوه توافق با خانواده همسرتان است. همانطور که می دانید حتی کوچکترین اقدامهای قضایی ممکن است ماهها و یا سالها طول بکشد. حل مشکل از طریق دادگاه بدون شک مستلزم پرداخت هزینه و صرف وقت است به همین دلیل قبل از اقدام قضایی سعی کنید با خانواده شوهرتان به توافق برسید. اما اگر توافقی حاصل نشد شما می توانید به دادگاه خانواده دادخواست مطالبه مهریه از ماترک شوهر متوفی تان را بدهید. لازم است دادخواست را به طرفیت ورثه شوهرتان که همان پدر و مادرش است تنظیم کنید. در دادخواست ذکر کنید که شوهرتان از چه تاریخی فوت کرده و همچنین مهریه شما چه میزان بوده است. برای این امر لازم است کپی مصدق نکاحنامه را پیوست کنید. همچنین گواهی انحصار وراثت را نیز پیوست دادخواست کنید. می توانید لیست اموال همسرتان را نیز در قسمت شرح دادخواست بیاورید. دادگاه پس از بررسی حکم پرداخت مهریه از اموال شوهرتان را خواهد داد. اگر تا آن زمان خانواده شوهرتان، ماترک را تملک کرده باشند نیز مشکلی پیش نخواهد آمد. به هر حال شما می توانید مهریه را از اموال شوهرتان دریافت کنید.

پرسشگر: سوال دیگر اینکه آیا مهریه ام پس از اینکه سهم پدر و مادر شوهرم پرداخت شد به من تعلق می گیرد؟ یعنی از باقیمانده ارثیه؟

وکیل خانه امن: نخیر، مهریه چون دین است مقدم بر سهم الارث است .

پرسشگر: اگر اموال باقی مانده شوهرم از میزان مهریه من کم باشد چه می شود؟

وکیل خانه امن: در این مورد شما مازاد مهریه تان را نمی توانید دریافت کنید. یعنی اگر منظورتان این است که مابقی مهریه را از ورثه شوهرتان بخواهید، این امر امکان پذیر نیست و ورثه شوهرتان خارج از ماترک وی، موظف به پرداخت مهریه شما نیستند. یعنی اگر ماترک شوهر متوفی برای پرداخت مهریه کافی نباشد، زن نمی تواند مازاد را از ورثه شوهر مطالبه کند.

پرسشگر: سوال دیگری داشتم. اگر تصمیم به اقدام از طریق دادگاه گرفتم، آیا باید هزینه ای نیز پرداخت کنم؟

وکیل خانه امن: بله. مطالبه مهریه یک دعوای مالی است و باید بر اساس مقررات دعاوی مالی هزینه دادرسی پرداخت کنید. با توجه به میزان مهریه ای که مطالبه می کنید، هزینه دادرسی تعیین خواهد شد. اما  اگر توان پرداخت هزینه را نداشته باشید می توانید در دادخواستتان اشاره کنید که استطاعت مالی برای پرداخت هزینه دادرسی را ندارید پس از آن دادگاه در صورت تشخیص عدم توانایی شما در پرداخت هزینه شما را از هزینه دادرسی موقتا یا دایما معاف خواهد کرد.

پرسشگر: آیا به نظر شما بهتر نیست که از طریق یک وکیل اقدام کنم؟

وکیل خانه امن: قطعا استفاده از وکیل به نفع شما خواهد بود اما توجه کنید که اگر وکیل بگیرید، دادگاه شما را از هزینه دادرسی معاف نخواهد کرد. یعنی دعوای اعسار شما پذیرفته نمی شود.

مهر
۳
۱۳۹۴
پذیرایی از مردان با مشت و لگد زنانه
مهر ۳ ۱۳۹۴
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print
 احساس تبعیض! شاید ساده ترین مساله ای است که باعث ایجاد خشونت از طرف زنان علیه مردان می شود.
مریم از امیرحسین می خواهد که امشب به منزل خانواده اش بروند. امیرحسین تازه از سر کار برگشته و کمی خسته است. وقتی به مریم می گوید، مریم شروع به پرخاشگری و داد و فریاد می کند و وقتی پاسخی از امیرحسین دریافت نمی کند، شروع به ضرب و شتم وی می کند. این یک نمونه از چندین و چند نمونه خشونت علیه مردان است که در کشور ما اتفاق می افتد. برخلاف تصور همگان، این نابهنجاری آمار قابل توجهی را به خود اختصاص داده است. آماری که در هاله ای از سکوت مردان خود را پنهان کرده است. مساله ای ناملموس و کمی عجیب و غریب که به تعجب وامی داردت. شاید هم گاهی نگاه طنزگونه به آن شود. اما باید به این نکته اشاره کرد که همیشه نگاه طنز، آثار مخرب را روی پدیده ها داشته و به خنثی شدن وقایع دامن می زند.مهریه و نفقه؛ ابزار دست زنان
سرهنگ خلیل محمدی، رییس اداره مشاوره و مددکاری معاونت اجتماعی نیروی انتظامی تهران بزرگ، در گفتگو با روزنامه ابتکار می گوید: این وضعیت، تازگی ندارد که بخواهد اقلیت را تبدیل به اکثریت کند. بیشترین آمار خشونت مربوط به خشونت جسمی نیست. همیشه در این میان ابزاری در میان است. ابزاری همچون مهریه و نفقه و … که مترتب بوده و زنان آن را در دست دارند. به این هم نمی توان تکیه کرد که این حربه ها باعث بروز خشونت علیه مردان شود. طیف مردان اینطور نیستند که خشونت گرا باشند. بسیاری از آنها تمایل دارند که مشکلات زندگی شان به بیرون کشیده نشود. البته نباید از این مساله به سادگی گذشت که بسیاری از ارزش های فرهنگی خانم ها به خاطر بروز مسایل اجتماعی مثل حضور ماهواره و … دستخوش تغییرات بسیاری می شود.

سختی مشاغل و نان آوری
وی در ادامه می افزاید: مهارت های زندگی باید در ۵ ساله اول زندگی به خصوص در میان دختران آموزش داده شود. الان شاهد آن هستیم که زنان با کوچک ترین پرخاشگری تکیه به خروج از منزل می کنند. اینکه واژه خشونت به کار برده می شود، منظور بیشتر خشونت های روانی است.

به عنوان مثال زن، باعث قطع رابطه مرد با خانواده خود می شود یا … در حال حاضر طبق سنت و دین اسلام، مردان قیم خانواده هستند و نسبت به زندگی خود احساس تکلیف می کنند. از نظر قیمومیت خود را حاکم می دانند.
اما این را باید در نظر گرفت که به خاطر سختی مشاغل یا به تعبیر دیگر سختی نان آوری، زمان بسیار زیادی را در جامعه، زمان کمتری را در خانه به سر می برند و دوست ندارند این مشاجره های لفظی بین شان ایجاد شده یا این مشاجرات به دعوا و خشونت کشیده شود.در اقلیت قرار می گیرند
خشونت ها، جنبه هنجاری ندارند. این ناهنجاری در جامعه رو به رشد است. آموزش های وارده به زندگی شاید بتواند به عنوان فیلترینگی به حساب بیاید. خودآگاهی و حل مساله و مدیریت هیجان شاید بتواند تا حدودی کنترل شود اما شاید این سئوال برای بسیاری پیش بیاید که چرا سازمانی با عنوان سازمان حمایت از حقوق مردان مثل حمایت از حقوق زنان در ایران وجود ندارد؟ سرهنگ محمدی در این راستا تاکید می کند: وقتی واژه حمایت می آید، طرف مقابلی که بخواهد این حمایت را بپذیرد، معمولا ضعیف بوده و در اقلیت قرار داده می شود. مردان در این اقلیت نیستند که در حمایت ها گنجانده شوند. بهتر است خانواده جایگزین مردان شود.غار تنهایی مردان
همیشه احقاق حقوق زنان در اولویت دستور کاری بسیاری از سازمان های مردم نهاد و تشکل های اجتماعی قرار داده شده است. در این میان مردانی که با بسیاری از مسایل و دغدغه ها دست به گریبان دارند، به دنبال راه امنی برای لااقل آرامش خود هستند. این آرامش، با افزایش آمار خشونت علیه شان، نگاه غریبانه تری به خود می گیرد. بسیاری از اخبار خشونت علیه زنان، در قالب پلاکاردهای حمایتی و اخبار و … دست به دست می چرخد اما شاید به خاطر درونگراتر بودن مردان، این اخبار به خوبی منعکس و منتشر نمی شود. تنها آمار بسیار کمی از خشونت های خانگی شاید به دفتر آسیب های اجتماعی تهران، ارائه می شود و بقیه این آمار در غار تنهایی مردان دفن می شود. غاری که اکثرا هرازگاهی در پریودهای زمانی مختلف به آن پناه برده و رابطه خود را با جامعه بیرونی می برند. غاری که زنان، قادر به درک درست آن نیستند.

حس تبعیض و نابرابری در مقابل مردم
دکتر اصغر کیهان نیا، روانپزشک و مشاور خانواده در این زمینه به روزنامه ابتکار می گوید: اعتقاد من این نیست که این نوع خشونت زیاد است اما اینقدر هم کم نیست که نادیده گرفته شود. خشونت خانم ها دو علت دارد؛ ممکن است یک زن، شخصیتی حمله ای داشته باشد. این زنان در مقابل خواسته خودشان مثل حیوانات برخورد می کنند. یعنی به طرف مقابل حمله می کنند. من یک مراجعه کننده داشتم که با اینکه مرد، متخصص اعصاب و روان بود، اما همسرش با چاقو به او حمله و کمر و پهلوی وی را زخمی کرده بود. این دسته از زن ها، به اصطلاح احساس اجحاف و تحمیل می کنند. بنابراین به حمله دست می زنند. اینها از نظر شخصیتی سالم نیستند. دسته دوم که حمله می کنند افرادی هستند با خشونت کلامی یا فیزیکی. حتی این دسته از زنان از ایجاد رابطه جنسی با همسر خود نیز سرباز می زنند. این هم یک نوع ظلم در برابر مرد محسوب می شود. می توان اینطور عنوان کرد که این دسته از زنان در جامعه رشد فکری بالایی یافته اند و تنها حس تبعیض و نابرابری در مقابل مردم دارند و وقتی خواسته های شان برآورده نمی شود، مجبور می شوند به خشونت فیزیکی دست بزنند. دسته سوم کسانی هستند که این خشونت ها را از خانواده الهام گرفته اند؛ یعنی این نوع رفتارهای خشونت آمیز در خانواده معمول بوده و احتمالا مادران شان، پدران شان را مورد خشونت قرار داده اند.

القای حس تبعیض
احساس تبعیض! شاید ساده ترین مساله ای است که باعث ایجاد خشونت از طرف زنان علیه مردان می شود. این روانپزشک در ادامه می افزاید: احساس تبعیضی که بیان می شود، به این معناست که مرد می گوید من مدیر کل هستم یا حسابدارم یا وکیل و پزشکم و … زن در این میان دچار حس تبعیض و تفاوت می شود و بنابراین در جامعه ای هم زندگی می کنیم که حقوق زنان تا حدودی ضایع شده است و اینها در این میان نمود پیدا می کند. خشونت کلامی خود را به خوبی در این مساله نشان می دهد. یک مساله دیگر که نباید از کنارش بی تفاوت گذشت، انتشار کتاب هایی است که با فرهنگ ما همخوانی ندارد. تمامی حقوق را به اشتباه به زنان تعلق می دهد. باید پذیرفت که کشور ما ، اسلامی، ملی و ایرانی بوده و ورود این کتاب ها با محتویات غیر ایرانی به خانواده ها، باعث القای حس تبعیض به خانــواده می شود. پیامد آن هم متاسفانه این است که زن روی مرد دست بلند کرده که یا منجر به طلاق می شود یا آن مرد این زن را هرگز نمی بخشد یا اینکه منجر به بی وفایی می شود.

سازمان حمایت از مردان!
مردسالاری و زن سالاری! دو واژه ای که با سالار همراه است. همراهی که شاید سیطره ای را در ذهن ایجاد کند و تا ناکجاآبادهایی ببرد که هیچ تجمعی و هیچ سازمان مردم نهادی نمی تواند به سامان دادن آن کمک کند. شکافی که بین دو جنس پیش می آید و منجر به تفکیک یا تبعیض یا هر واژه دیگر در محدوده جنسیت شود. کیهان نیا ادامه می دهد: ما نمی خواهیم زندگی را به هم بزنیم، یک زن در جامعه ای که سنتی است باید بداند کجاها خط قرمز است. یک زن در چه جامعـه ای زندگی می کند و شناخت خط قرمزها، ناشی از فرهنگ و مذهب است. اینها با هم فرق دارد. نمی گوییم که زن بنشیند و توی سرش هم بزنند هیچی نگوید. مرد و غیرت تعاریف مشخصی دارند. همین است که می گوییم احساس تبعیض می کنند. در آمریکا سازمانی است به نام حمایت از مردان. این سازمان برای این تشکیل شده است که بعد از طلاق که حق و حقوق حتی تا سرپرستی فرزند به زن تعلق می گیرد، سر و سامان داده شود و مردان هم از حقوقی برخوردار شوند.

منبع : جام نیوز