صفحه اصلی  »  2015 June
تیر
۹
۱۳۹۴
خیابان امن حق من است
تیر ۹ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
5542_760
image_pdfimage_print

خانه امن : «خیابان و خانه باید هر دو امن باشند وگرنه امنیت معنا ندارد.» این جمله دختر ۱۵ ساله‌ای است که برای خانه امن پیام فیسبوکی فرستاده و معتقد است اگرچه تلاش برای پیش‌گیری و مقابله با خشونت خانگی دارای اهمیت است ولی باید بر حق زنان و کودکان مبنی بر امنیت خیابان‌ تاکید کرد.

مینا می‌گوید: «اگر من به پدرم بگویم که هر روز از خانه تا مدرسه و از مدرسه تا کلاس‌های کمک آموزشی شاهد چه برخورد هایی هستم من را با محدودیت‌های فراوانی برای خروج از منزل روبرو می‌کند. چنان‌چه وقتی سال گذشته درباره یک مزاحم خیابانی با او صحبت کردم اجازه نداد زمستان به کلاس زبان بروم، تا تابستان که روز طولانی‌تر شود و زمان بازگشت هوا تاریک نشود. پدرم فکر می‌کرد حتما در رفتار من هم سبک‌سری‌هایی بوده که آن مرد به من بند کرده است و می‌گفت چرا از این اتفاق‌ها برای خواهرت نمی‌افتد، در حالی‌که نمی‌دانست برای خواهرم هم ده‌ها بار چنین اتفاقاتی افتاده و او سکوت کرده است.»

مینا از اضطراب خود در هنگام خروج از منزل می‌گوید و این‌که ناخودآگاه قلبش شروع به تپش می‌کند و اطمینان ندارد که سلامت به خانه برگردد. وی معتقد است که بسیاری از همکلاسی‌های او دارای این اضطراب هستند و بعضی والدین به همین دلایل ترجیح می‌دهند که برای رفت‌و‌آمد دخترشان از آژانس استفاده کنند و یا خود این کار را انجام دهند.

براساس آخرین تحقیقاتی که یک مرکز تحقیقاتی خصوصی انجام داده، هر زن یا دختری در جوامع شهری در ایران به میزان مسافتی که طی می‌کند یا مدت زمان حضورش در سطح خیابان‌ها، در هر تردد شهری، بین یک تا ۲۰ بار به لحاظ مزاحمت‌های کلامی، فیزیکی و چشمی (نگاه نامناسب و آزاردهنده) از سوی برخی مردان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد.

علت مزاحمت‌های خیابانی چیست؟

دکتر عالیه شکربیگی، رئیس کار گروه زنان و مناسبات خانواده انجمن جامعه‌شناسی ایران در گفتگو با ایسکا‌نیوز در مورد علت مزاحمت‌های خیابانی گفت: «مزاحمت های خیابانی بخشی از خشونت علیه زنان است که دلایل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی دارد. به لحاظ اخلاقی جامعه ایران دچار بداخلاقی و کم‌اخلاقی شده و تجاوز به حریم دیگران صورت می‌گیرد . این تجاوز به حریم خصوصی منحصر به زنان نیست اما به علت این که جامعه ما هنوز مردسالار است و ساختار فرادستی و فرودستی هنوز بین زنان و مردان وجود دارد، خشونت علیه زنان در جامعه بیش‌تر است.»

به گفته این استاد دانشگاه، ساختار جامعه، خانواده، نهاد اجتماعی و نظام آموزشی ما به گونه‌ای است که زنان همیشه سرکوب می‌شوند، و اگر زنی در برابر این تجاوزات قصد ایستادگی داشته باشد توسط ساختار جامعه، خودش مقصر قلمداد می‌شود.

این جامعه‌شناس افزود: «زنان ترجیح می‌دهند که در برابر این آزارها سکوت کنند. بهترین راهکار از نظر من آگاه کردن زنان نسبت به حقوقشان است. این که زنان و مردان نسبت به حقوق شهروندی زنان آگاه شوند.»

مزاحمت خیابانی و قانون

مزاحمت خیابانی در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب می‌شود و برای آن محکومیت حبس از ۲ تا ۶ ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق در نظر گرفته شده است. ولی چرا زنان ایرانی با وجود مزاحمت‌های گسترده از شکایت به پلیس پرهیز می‌کنند. در شرایط مشابه یک زن در کشورهای غربی نه تنها مراجعه به قانون را حق خود می‌داند بل‌که اطمینان دارد که مقامات قضایی از او حمایت می‌کنند و علت را در نحوه پوشش و آرایش زن جستجو نمی‌کنند.

بدون شک در جامعه‌ای که مرد به خود حق می‌دهد مقابل پای یک زن بوق بزند و متلک بگوید، نگاه ابزاری و نابرابر به زن آن‌چنان شایع است که چنین رفتارهای به شکل یک عادت و امر عادی تلقی شده و اعضا آن جامعه تصور نمی‌کنند که ممکن است در شرایط مشابه در بعضی کشورها مانند آمریکا مرد یا زن مزاحم چندین ماه از عمر خود را در زندان بگذراند و سابقه این مزاحمت هیچ‌گاه از پرونده او حذف نشود.

مزاحمت خیابانی در ایران صحنه‌ای است که هر روز شما آن را مشاهده می‌کنید. مجموعه‌ای از حرف‌ها و هنجارها و رفتارهای آزاردهنده که اراده‌ای برای تغییر آن وجود ندارد. از قرار زنان وسیله‌ای برای لذت بردن مردان هستند و آزاری که یک زن حس می‌کند آن‌قدر دارای اهمیت نیست که سیاست‌گذاران برنامه‌ای برای رفع این معضل اجتماعی به کار گیرند. زن در قانون فرودست است و به تبع آن در فرهنگ فرودست می‌شود و خشونت‌های صورت گرفته علیه آنان عادی تلقی می‌شود.

تیر
۸
۱۳۹۴
قانون، مجوزی برای جنایات ناموسی
تیر ۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
kkkk
image_pdfimage_print

خانه امن: «نعیمه، زن جوانی از عشایر عرب و ساکن یکی از بخش‌های جنوبی استان خوزستان به دلیل طلاق از شوهر خود به دست برادرشوهرهایش کشته شد.»
«مرد ۴۶ ساله همسر صیغه‌ای و نوجوانش را که ۱۵ سال بیش‌تر نداشت به دلیل سوءظن با ضربات چاقو مجروح کرد و مردی را که در خیابان با او حرف می‌زد، با ضربات چاقو به قتل رساند. شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران با این استدلال که او با تصور مهدورالدم بودن مقتول وی را کشته است، او را به پرداخت دیه محکوم کرد.»
«مریم، دختر هفت‌ساله‌ای است که به دلیل سوءظن پدرش مبنی بر تجاوز دایی دختر به او به دست پدرش به قتل رسید.»
«در دزفول، مردی با سوءظن به همسر دومش و با ادعای این که پسرش متعلق به او نیست، سر زن و فرزند ۷ ساله‌اش را برید.»

این خبرها نمونه‌ای از خروار است؛ نمونه‌های که کم‌وبیش در رسانه‌های مختلف چاپ می‌شود. واقعیت این است که قتل‌های ناموسی و خشونت‌های جسمی علیه زنان از جمله آسیب‌های مهم اجتماعی در ایران است.

خشونت علیه زنان؛ شرم همه انسان‌ها

به گزارش ایلنا، در بیست‌و‌چهارمین نشست کمیته مقابله با جرائم که از روز ۱۹ تا ۲۱ مه ۲۰۱۵ (۲۹ تا ۳۱ اردیبهشت) در مقر سازمان ملل برگزار شد. «یوری فدوتوف»، مدیر اجرایی دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرائم سازمان ملل متحد، خشونت علیه زنان را به هر شکل و دلیلی مایه شرم همه انسان‌ها توصیف کرد.

این کمیته در گزارشی اعلام کرد که ۴۳ هزار زن تنها در سال ۲۰۱۲ به دست همسران و یا سایر اعضای خانواده خود به قتل رسیدند.

کمیته مقابله با جرائم سازمان ملل با ابراز نگرانی شدید از ادامه جنایات علیه زنان و دختران در برخی ازکشورها، قتل و آزار زنان را مایه ننگ جوامع انسانی خواند و خواستار خاتمه گرفتن این جنایات از طریق مقابله با تبعیضات موجود در قوانین این کشورها شد.

فدوتوف با اشاره به این‌که شرایط دردناک و فاجعه‌آمیز زندگی میلیون‌ها زن در جهان از دید جهانیان پنهان مانده، این آمار را نمونه کوچک و قابل رویتی از این جنایت‌ها دانسته که روزانه در مورد میلیون‌ها زن بی‌گناه در جهان اعمال می‌شود.

وی افزوده است که بر اساس آمارهای سازمان ملل متحد، میلیون‌ها نفر از زنان و دختران در جوامع مختلف جهان قربانی خشونت‌ شده و ده‌ها هزار نفر از آنان جان خود را در اثر این‌گونه خشونت‌ها از دست می‌دهند.

 جنایات ناموسی چیست؟

در بسیاری از موارد، کشتن زنان به دلیل حفظ ناموس و شرف است. جنایات ناموسی به وسیله یکی از خویشاوندان و اعضا خانواده اتفاق می‌افتد؛ زنانی که به دلیل ننگین کردن شرافت خانواده مجازات می‌شوند. جنایتی که گاه به دلیل طلاق یا اجتناب زن از ازدواج اجباری اتفاق می‌افتد. این جنایات صورتی از خشونت علیه زنان است.

بالاترین آمار مربوط به قتل‌های ناموسی در غرب و جنوب آسیا و شمال آفریقا است و این در حالی‌‌ست که بسیاری از آن‌ها گزارش نمی‌شود. پاکستان، غرب ترکیه، افغانستان و ایران از جمله کشورهایی هستند که آمار بالای قتل‌های ناموسی را به خود اختصاص داده‌اند.

قانون و جنایت

اما آن‌چه در کشور ما دارای اهمیت است قوانینی است که می‌تواند منجر به افزایش قتل زنان شود. قوانینی همچون ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی که «هر گاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، می‌تواند در همان حال آنان را به قتل برساند.»

این ماده قانونی از دید بسیاری از حقوق‌دانان، مجوزی رسمی برای قتل‌های ناموسی است. هرچند که طبق این قانون تنها شوهر اجازه کشتن زن «زناکار» را دارد اما در بسیاری از قتل‌هایی که توسط برادر، پدر، عمو و پسرعمو نیز انجام می‌شود با تکیه بر همین قانون، مرتکبان به قتل از قصاص معاف می‌شوند.

البته در مورد پدر، ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی نیز به کمک آمده و تصریح کرده که پدر و جد پدری در صورت کشتن فرزند قصاص نمی‌شوند.

چندی پیش، رییس کل دادگستری استان کرمان درباره قتل‌های ناموسی در مناطق جنوبی هشدار داده است. او گفته است که درست نیست به دلیل یک عمل احساسی غلط، دختر یا پسر را به گلوله بست. به گزارش ایسنا، علی توکلی گفته است که این قتل‌ها قطعا قتل عمد محسوب شده و هیچ توجیهی ندارد: «ریشه بسیاری از این جنایات که در منطقه جنوب استان کرمان اتفاق می‌افتد، ناموسی است، یعنی به صرف ارتباط یک دختر و پسر، خانواده دختر مرتکب قتل دختر یا خواهر خود می‌شوند که این رفتار غیرشرعی و غیرانسانی است.» او از سران طوایف، متنفذان منطقه، ائمه جمعه و جماعات و دست‌اندرکاران امور فرهنگی خواسته است که این دیدگاه و باور را تغییر دهند.

یوری فدوتوف، مدیر اجرایی دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرائم سازمان ملل متحد به درستی گفته است با این‌که روزانه نمونه‌های زیادی از این‌گونه خشونت‌ها در مورد زنان در مدارس، محیط کاری و خانه‌ها حتی در جوامع پیشرفته جهان رخ می‌دهند، مسئولین کشورها خود را ملزم برای مقابله جدی با آن نمی‌دانند، درحالی‌که این وظیفه دولت‌هاست تا برای جلوگیری از این‌گونه جرائم علاوه بر حفاظت از حقوق زنان زمینه دسترسی آن‌ها را به فرصت‌های اجتماعی، برابری و رفاه اقتصادی فراهم کنند.

 بی‌تفاوت نباشیم 

فدوتوف تاکید کرده است که برای پایان بخشیدن به این جرائم همه کشورها و سازمان‌های مدافع حقوق بشر بایستی برای دگرگون ساختن قوانینی که زمینه این‌گونه جنایات را فراهم می‌کنند به همکاری و مشارکت بپردازند و هشدار داده است در صورت بی‌تفاوتی نسبت به این جنایات، بی‌عدالتی در مورد زنان و دختران هم‌چنان ادامه خواهد یافت و تلاش‌های جهانی برای دست‌یابی به جوامعی منسجم و برخوردار از تساوی و عدالت عقیم خواهند ماند.

شاید مهم‌ترین قسمت این بیانیه نیز در همین عبارت نهفته است: «بی‌تفاوت نباشیم.»

بی‌تفاوتی یک از مهم‌ترین دلیل تداوم قتل‌های ناموسی و خشونت علیه زنان است. بی‌تفاوتی است که می‌تواند به راحتی دامان اطرافیان و فرزندان و حتی خودمان را بگیرد. جامعه بی‌تفاوت بیمار است.

در نهایت یک سوال هم‌چنان باقی می‌ماند: «چرا در کشورمان شاهد بی‌تفاوتی شهروندان نسبت به مشارکت برای حل مشکلات اجتماعی هستیم و چه راه‌کاری برای تقویت مشارکت عمومی وجود دارد؟»

تیر
۴
۱۳۹۴
۳۰۰ مورد اسیدپاشی در یک سال
تیر ۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:مربوط به سمیه مهری و دخترش است ، یکی از قربانیان اسید پاشی که در گذشت

خانه امن: خبر کوتاه است:مادر و دختر کوه‌دشتی قربانی اسیدپاشی شدند .این روز ها آنقدر خبر اسیدپاشی تکراری شده که گویا مثل قبل دل جامعه و مسئولان را نمی سوزاند.

امروز مادر و دختر در لرستان ، ۱۷ خرداد یک دختر در تهران و سال قبل چند دختر در اصفهان .

«زن جوان لرستانی علاوه بر این‌که مورد ضرب و شتم قرار گرفته در اثر اسیدپاشی از ناحیه صورت دچار جراحت شده اما بنا بر نظر اولیه پزشکان، بینایی وی دچار مشکل جدی نشده است.»این را مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی لرستان به ایرنا گفته است.

هوشنگ بادپی گفته: «کودک هشت‌ساله این زن از ناحیه دست و پا دچار سوختگی شده که پس از اقدامات اولیه در بیمارستان شهدای عشایر خرم‌آباد، برای ادامه درمان به بیمارستان شهید مطهری تهران اعزام شدند.»

برخی منابع محلی کوه‌دشت که این خبر را اعلام کرده‌اند نوشته اند، برادر شوهر دچار بیماری روحی روانی بوده و به برادرزاده هشت‌ساله خود اسیدپاشی کرده و زمانی که مادر کودک برای دفاع از فرزند خود اقدام کرده علاوه بر ضرب‌و‌شتم مادر، به صورت وی نیز اسید پاشیده است.

نیمه های خرداد ماه امسال هم یک مورد اسیدپاشی بر روی زن ۳۷ ساله در تهران گزارش شد .
شنیده‌ها حکایت از یک اختلاف خانوادگی داشت ، که به اسید پاشی ختم شد .

این اولین اسید پاشی در ایران نیست و قطعا آخرین نیز نخواهد بود همانطور که سال پیش وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران گفت: متاسفانه هر ماه در نقاط مختلف کشور سوختگی با اسید به علل مختلف شغلی یا دعواهای خانگی یا شخصی بوقوع می پیوندد.

سید حسن هاشمی گفته بود: اسید پاشی از جمله معقولات اجتماعی است که نپرداختن به آن موجب تشویق به ارتکاب این عمل می شود.

۳۰۰ اسید پاشی در یک سال

آمار اسید پاشی آنقدر بالا رفته که صدایش از مجلس شورای اسلامی ایران هم بیرون آمد ، سه شنبه ای که گذشت ابولفضل ابوترابی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس از ۳۰۰ مورد اسید پاشی در سالی که گذشت خبر داد .

وی گفت: در مجازات اسیدپاشی کاستی دیده نمی شود، منتهی افزایش اختلافات عاطفی به این جرم دامن زده و در حقیقت معضل فرهنگی سبب افزایش این جرم شده است.

ابوترابی در خصوص مجازات اسیدپاشی در کشور، گفت: مجازات اسید پاشی اگر از باب ضربه به نظام و محاربه باشد اعدام است اما اسیدپاشی به سایر دلایل حکم قصاص، دیه و حبس دارد.

نماینده مردم نجف آباد، تیران و کرون در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه عنوان مجازات و میزان مجازات خود بازدارنده است، تصریح کرد: اما اینکه چرا در سال های اخیر اسیدپاشی رواج یافته، به دلیل مباحث تبلیغاتی و پرداختن بیش از اندازه رسانه ها به موضوع اسیدپاشی است.

اسید ابزار مجرمانه دم دستی شده است

وی با بیان اینکه در تمامی کشورها جرایمی همچون اسیدپاشی رخ می‌دهد، گفت: کشور انگلیس در صدر میزان اسیدپاشی و با آماری بالغ بر ۳۰۰ مورد در سال است، در کشور ما نیز ۳۰۰ مورد در سال اعم از اسیدپاشی‌های مختصر و جزئی تا موارد عمقی و جانسوز را شامل می شود، متاسفانه امروز اسید مانند چاقو شده است و هماهنگونه که بزهکاران از چاقو برای ضربه زدن به مال و جسم افراد استفاده می کنند، اسید ابزار مجرمانه دم دستی شده است.

این نماینده مردم در مجلس نهم گفت: در میزان مجازات اسیدپاشی کاستی دیده نمی شود، منتهی افزایش اختلافات عاطفی به این جرم دامن زده و در حقیقت معضل فرهنگی سبب افزایش این جرم شده است.

وی با بیان اینکه نیازی به ارایه لایحه‌ای برای افزایش مجازات اسید پاشی نیست، گفت: رسانه ها لازم است تا در این زمینه کمک کرده و بدون دلیل تشویش در اذهان عمومی ایجاد نکنند، بلکه با ابلاغ شیوه های زندگی ایرانی –اسلامی سعی در کاهش این جرم کنند.

عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه رسانه‌ای کردن اسیدپاشی اصفهان در راستای آگاه سازی مردم نبود، گفت: در خصوص اسید پاشی اصفهان در سال گذشته حتی تعدادی از رسانه های غربی موضوع را مدیریت کردند تا ایجاد نگرانی کند، در حقیقت شواهد و قراین نشان می دهد موضوع اسیدپاشی اصفهان را سیاسی کردند.

لازم به ذکر است، شهیندخت مولاوردی از ارائه لایحه تشدید مجازات اسیدپاشی از سوی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به دولت خبر داده است.

تیر
۳
۱۳۹۴
رفتارهای تبعیض آمیزعلیه زنان بیوه را متوقف کنیم
تیر ۳ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

دبیرکل سازمان ملل متحدخواستار پایان رفتارهای تبعیض آمیز علیه زنان بیوه‌ و برخورداری آنان از حقوق بشر برابر، شامل حق ساختن آینده خود و حضور کامل در اجتماع شد.

به گزارش مرکزاطلاعات سازمان ملل متحد بان کی مون در پیامی به مناسبت روز جهانی بیوه ها ۲۳ ژوئن ۲۰۱۵ برابر با ۲ تیر ماه گفت :این موضوع به‌ویژه برای بانوان که اغلب اشکال چند گانه تبعیض را تجربه می‌کنند ضروری تر است. سن، درآمد، قومیت، ناتوانایی‌ها و دیگر عوامل می‌توانند زنان را در خطر بزرگتر بی‌عدالتی قرار دهند.

وی افزود:بیوه‌ها به شکل ویژه ای آسیب پذیر هستند. بسیاری از آنان در حال پا به سن گذاشتن هستند و بسیاری دیگر بیرون از خانه کار نکرده اند. مرگ شریک زندگی‌شان می‌تواند آنان را به خصوص در زمینه‌های درگیری، بلایای طبیعی و بحران‌های انسانی در شرایط پرمخاطره ای قرار دهد.

در پیام بانکی مون آمده است :روز جهانی بیوه‌ها فرصتی است برای دفاع از حق آنانی که داغداری شان همراه با محرومیت، سوء استفاده، از دست دادن خانه، وسیله معاش و جایگاه اجتماعی است.

دبیرکل سازمان ملل متحد افزوده است:در جوامعی که زنان را به طور کلی تنها زمانی که متاهل هستند در نظر می‌گیرند، بیوه‌ها اغلب یا نادیده گرفته می‌شوند و یا انگی به آنان زده می‌شود. بدون حمایت مالی و اجتماعی همسرانشان، با بسیاری از بیوه‌ها به‌عنوان بار مالی خانواده‌هایشان رفتار می‌شود. آنان ممکن است که حق برخورداری از ارث و دارایی را از دست بدهند و یا حتی مجبور به ترک جامعه خود شوند.

در پیام بانکی مونآمده است :این نقض حقوق بشر برگرفته از نگاه غیرعادلانه ای است که از ارزش زنان کاسته است. در روز جهانی بیوه ها، ما بر تساوی زن و مرد تاکید می‌کنیم.

به گفته دبیر کل سازمان ملل ، این سازمان در حال کار بر روی اقدامات ویژه ای است تا بتواند به بیوه‌ها کمک کند .
بانکی مون در پیامش نوشته است:ما باید انگ‌های اجتماعی و محرومیت‌های اقتصادی بیوه‌ها، خطر بزرگ سوء استفاده جنسی و استثمار آنان و موانع دسترسی به منابع  و فرصت‌های اقتصادی که آینده‌شان را به آنان تحمیل می‌کند را از بین ببریم. ما همچنین باید وضعیت حقوق برابر بیوه‌ها در برخورداری از ارث، دارایی، زمین و دیگر سرمایه‌ها را بهبود ببخشیم.

در پایان دبیر کل سازمان ملل آورده است :در روز جهانی بیوه‌ها بیایید تصمیم بگیریم به رفتارهای تبعیض آمیز پایان دهیم و برای اطمینان از برخورداری بیوه‌ها در هر سنی از حقوق بشربرابر، شامل حق ساختن آینده خود و حضور کامل در اجتماع، دست به اقدام بزنیم. این یک عنصر ضروری در تحقق هدف ما از داشتن زندگی با شرافت برای همه افراد است.

سن بیوه گی در ایران به ۱۶ سال رسیده

افزایش آمار طلاق، فوت همسر،کاهش سن بیوه شدن و. .. از جمله دلایلی است که باعث افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار شده و افزایش نرخ بیکاری زنان بر مشکلات و آسیب این قشر افزوده است.
به گزارش مهر، طی سال های اخیر رشد آمار طلاق و همچنین عامل فوت همسر باعث شده که به تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور افزوده شود که البته سن بیوه شدن زنان نیز در حال کاهش است همین موضوع سرپرستی باعث شده که زنان با مشکلات و آسیب های زیادی مواجه شوند.
براساس آمارهای جمع آوری شده در پاییز ۹۲ نرخ مشارکت اقتصادی مردان ۱۰ ساله و بیشتر در کشور ۶۲ درصد بوده در حالیکه این آمار در بین جمعیت زنان ۱۱.۳ درصد بوده است و از سوی دیگر نرخ بیکاری زنان نیز ۲.۵ برابر مردان اعلام شده که نسبت به گذشته از رشد برخوردار بوده است.
آسیب شناسان اجتماعی معتقدند عواملی مانند مشکلات اقتصادی افزایش آمار بیکاری زنان و پایین بودن آمار اشتغال آنان، افزایش آمار طلاق، اعتیاد و… باعث شده که آسیبهای اجتماعی زنان در مقایسه با سالهای گذشته افزایش پیدا کند و در این میان زنان سرپرست خانوار با معضلات بیشتری موجه هستند چرا که به تنهایی از پس مشکلات خود و فرزندانشان بر نمی آیند و همین باعث شده پیوندی با فقر برقرار کنند و بطوریکه با این روند فقر نیز کم کم در جامعه زنانه خواهد شد.
وجود ۲.۵ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور
از سوی دیگر نداشتن سرپرست و فقر نیز دلیلی برای این است که زنان تک سرپرست و یا سرپرست خانوار برای گذران زندگی به نهادهای حمایتی پناه ببرند بطوریکه رئیس کمیته امداد در مورد زنانه شدن فقر در کشور هشدار داده و عنوان کرده که افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار باعث زیاد شدن فقر در بین خانواده های این زنان شده است.
وی با تاکید بر تصویب قوانین لازم در جهت از بین بردن ریشه های فقر در کشور، افزود: ضرورت دارد قوانینی نظیر بیمه تامین اجتماعی اجباری در جهت پیشگیری از پیامدهای بعد از وقوع حوادث در مجلس تدوین شود تا با وجود یک حادثه برای سرپرست خانواده، زندگی افراد دچار مشکل نشود.
در حال حاضر دو میلیون و ۵۰۰ هزار زن سرپرست خانوار در کشور زندگی می کنند که یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر آنان تحت پوشش کمیته امداد هستند و کمتر از ۲۰۰ هزار نفر آنان نیز از سازمان بهزیستی خدمات دریافت می کنند.
بیکاری بیش از ۸۰ درصد زنان سرپرست خانوار
سرشماری انجام شده در سال ۹۰ نشان می دهد که ۱۲ درصد خانوارها زن سرپرست بوده و بیش از ۸۰ درصد این زنان فاقد شغل و درآمد برای تامین زندگی خود هستند و آمار خانواده های زن سرپرست طی سال های گذشته ۳ درصد افزایش یافته است که این موضوع در کشور نگران کننده است .
رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس به هشدار رئیس کمیته امداد در مورد زنانه شدن فقر در کشور اشاره و تاکید کرد: در مورد هشدار رئیس کمیته امداد باید با دعوت از وی و حضور در کمیسیون اجتماعی مجلس دلایل این موضوع بررسی شود اما در مجموع می توان گفت بیشتر بودن عمر زنان نسبت به مردان و همچنین حوادثی که در مشاغل مختلف در کمین مردان است و منجر به فوت آنها می شود باعث می شود زنان سرپرستی خانواده ها را برعهده بگیرند.
وی با اشاره به اینکه شرایط اشتغال برای مردان فراهم تر از زنان است و مردان در شغل هایی مانند صنایع مختلف، رانندگی در جاده، نیروهای خدماتی، رفتگر، کارهای ساختمانی و غیره فعالیت می کنند گفت: در حالی که زنان در این شغل ها امکان فعالیت ندارند و البته خودشان نیز به رغم کشورهای دیگر تمایلی به این قبیل کارها ندارند به همین دلیل نمی توانند زندگی خود را تامین کرده و به سمت نهادهای حمایتی کمیته های امداد و سازمان بهزیستی روی می آورند.
کمک مجلس در جهت رفع مشکل زنان
رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس اظهار داشت: نمایندگان مجلس به خصوص کمیسیون اجتماعی در جهت کمک به زنان سرپرست خانوار و همچنین کاهش آسیب های اجتماعی طرح های خوبی ارائه کرده و همکاری گسترده ای با نهادهای حمایتی دارد بطوریکه در سال جاری به جز اعتبارات خود دستگاه ها کمیسیون اجتماعی ۱۰۰ میلیون تومان نیز به کمیته امداد کمک کرده است.
وی با اشاره به اینکه در صورت درخواست نهادهای حمایتی برای جلوگیری از آسیب های اجتماعی و همچنین زنانه شدن فقر به آنها کمک خواهیم کرد اظهار داشت: چنانچه این نهادها لایحه ای به منظور کاهش آسیب ها به کمیسیون اجتماعی ارائه دهند به سرعت در جهت تصویب آن اقدام خواهیم کرد.
افزایش سالانه ۶۰ هزار نفر به جمعیت زنان سرپرست خانوار
دکتر مجید ابهری آسیب شناس اجتماعی و متخصص علوم رفتاری نیز در گفتگو با خبرنگار مهر از افزایش آسیب های اجتماعی زنان خبر داد و گفت: وجود ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار زن سرپرست خانوار که ۸۰ درصد آنها فاقد شغل هستند و سالانه نیز ۶۰ هزار زن به آنها اضافه می شود، باعث شده تا جامعه با آسیب های جدی در مورد این گروه از زنان مواجه شود.
وی گفت: در کالبدشکافی ناهنجاری های اجتماعی در بخش زنان علاوه بر وجود و افزایش زنان سرپرست خانوار، باید به افزایش زنان معتاد و رشد آمار زنان کارتن خواب نیز اشاره کرد.
این آسیب شناس اجتماعی تاکید کرد: تکدی گری و بزهکاری از قتل و جنایت خانوادگی تا روابط فرا زناشویی، فروش مواد مخدر، کارگری جنسی، آسیب های محسوس و قابل توجه در مورد زنان است که اصلی ترین علت آن، تغییر سبک زندگی تحت تاثیر شبکه های ماهواره ای و مسافرت های خارجی بوده و تغییر جهت و سبک زندگی اسلامی- ایرانی به روش زندگی غربی و بدون چارچوب، دلایل اصلی در رشد آسیب های اجتماعی به شمار می روند.
سن بیوگی به ۱۶ سال رسیده است
به گفته وی، ظهور بیوه های جوان و رسیدن سن بیوگی به ۱۶ سال، نگاه منفی جامعه به ازدواج زنان بیوه با مردان مجرد، عدم حمایت مادی کارساز از این قشر زنان، فقدان اشتغالزایی و کارآفرینی موثر در این رابطه و نبود مراکز مخصوص ترک اعتیاد زنان به تعداد کافی در کنار ضعف فعالیت های فرهنگی و عدم تمرکز حمایت های مادی، برنامه ریزی جزیره ای و سلیقه ای، ازدواج سفید و بدون تعهد قانونی و شرعی موجب تشدید و رشد سریع آمار آسیب های اجتماعی در بخش زنان می شود.
این متخصص علوم رفتاری تاکید کرد: در این زمینه ابتدا باید به نقش خانواده ها و سپس به جایگاه موثر سازمان ها و نهادهای دولتی در محور حمایت های مادی، فرهنگی و آموزش های حرفه ای، کارآفرینی و اشتغالزایی همراه با ایجاد زمینه های مناسب برای ازدواج زنان بیوه، اشاره کرد که اهرم های موثری در پیشگیری و مقابله با آسیب های اجتماعی زنان در کوتاه مدت هستند.
وی به روش های میان مدت کاهش آسیب های ناشی از زنان اشاره کرد و گفت: ایجاد بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی برای زنان به تفکیک سن و جغرافیای زندگی، تعداد فرزندان همراه با برنامه ریزی و سیاست گذاری در زمینه توانمندسازی زنان نیز از جمله روش های میان مدت در این زمینه است.
وی به فقر این زنان اشاره کرد و گفت: افزایش جمعیت زیر خط فقر مطلق و فقر، مشمول زنان نیز بوده که در این زمینه آمار زنان سرپرست خانوار فاقد سرپرست افزایش تاسف باری داشته است.
در هر حال کارشناسان عقیده دارند افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور نشان دهنده افزایش مشکلات این قشر از جامعه است که باید مسئولان برای جلوگیری از این معضلات اقدامات اساسی و زیر بنایی انجام دهند تا در آینده با بحران و انواع آسیب ها مواجه نشویم.

تیر
۱
۱۳۹۴
کسب رضایت همسر؛انگیزه زنان برای عمل زیبایی
تیر ۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

خانه امن:کسب اعتمادبه‌نفس، تغییر و تنوع‌طلبی و برتری‌جویی، از انگیزه‌های فردی مجرد ها برای انجام عمل زیبایی است و متاهل ها بیشتر برای کسب رضایت همسر تن به جراحی زیبایی می دهند .

همچنین برخی از کسانی که تجربه عمل زیبایی داشتند معتقدند با انجام عمل زیبایی، اعتمادبه‌نفس بالایی کسب کرده‌اند و جسارت صحبت‌کردن یافته‌اند و در روابط‌ اجتماعی آن‌ها و ارتباط با جنس مخالف تأثیر زیادی گذاشته است.

اینها برخی از نتایج یک پژوهش است .پژوهشی که ذهنیت زنان به منزله کنشگرانی که به انجام جراحی‌های زیبایی گرایش دارند را بررسی می کند .

این پژوهش به بررسی ۳۰ زن بین ۲۰ تا ۳۴ ساله می پردازد که بین سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ تجربه عمل زیبایی داشته اند .

انگیزه زنان از گرایش به جراحی‌های زیبایی
براساس آن‌چه در این پژوهش به‌دست‌آمده : انگیزه زنان از گرایش به جراحی‌های زیبایی را می‌توان به دو دسته کلی انگیزه‌های شخصی و انگیزه‌های فراشخصی طبقه‌بندی کرد.

انگیزه‌های شخصی در سطح تحلیلی خرد، طبقه‌بندی می‌شود و انگیزه‌های فراشخصی بر حسب موقعیت و شرایطی که افراد در آن قرار می‌گیرند، به دو سطح تحلیلی میانی و کلان طبقه‌بندی می‌شوند. در سطح میانی، خانواده و شرایط خانوادگی و در سطح کلان، شرایط اجتماعی در حکم منشأ ایجاد انگیزه برای انجام جراحی زیبایی، مؤثر واقع می‌شوند که برحسب موقعیت، متفاوت‌اند.

کسب اعتمادبه‌نفس و جسارت صحبت‌کردن
در انگیزه‌های شخصی، که به نوعی به خود فرد برمی‌گردد، مصاحبه‌شوندگان دلایل متعددی عنوان کرده‌اند. عده‌ای مهم‌ترین انگیزه انجام عمل را زیبایی دانسته‌اند.

کسب اعتمادبه‌نفس، تغییر و تنوع‌طلبی و برتری‌جویی، از دیگر انگیزه‌های فردی برای انجام عمل زیبایی است. برخی معتقد بودند که با انجام عمل زیبایی، اعتمادبه‌نفس بالایی کسب کرده‌اند و جسارت صحبت‌کردن یافته‌اند و در روابط‌ اجتماعی آن‌ها و ارتباط با جنس مخالف تأثیر زیادی گذاشته است.

دانشجویی ۲۹ ساله می‌گوید:”روی روابط اجتماعی‌ام خیلی تأثیر داشته، بهتر شده، یه‌ذره باعث‌شده که تو هر مسئله‌ای قوی‌تر جواب بدم. حالا مثلاً اگر یه کسی پیشنهاد دوستی به من می‌ده، تو همون پیشنهاد دوستیشم یه پیش‌شرط‌هایی می‌ذاره، اگه اعتمادبه‌نفسم بالا باشه، می‌گم من آدمی ‌هستم که می‌تونم بهتر از تو هم به‌دست بیارم، بدون این پیش‌شرط‌ها دیگه می‌تونم این آدمو بزارم کنار.”

دختر ۲۸ ساله‌ای می‌گفت: “آدمی ‌نیستم که بگم قیافه درب و داغونی دارم، نمی‌تونم تو اجتماع سرم رو بالا بگیرم، نه این جوری نیستم. من یه‌کم خودخواه هستم و می‌خوام بهترین باشم و برای این‌که بهترین باشم، می‌خوام این عمل رو انجام بد”.

انگیزه‌های فراشخصی (انگیزه‌های معطوف به فراخود)
انگیزه‌های فراشخصی برحسب موقعیت‌هایی که افراد در آن قرار دارند متفاوت‌اند؛ می‌تواند برآمده از فشار ناشی از خانواده یا جریان‌های اجتماعی همراه با موج و التهابی باشد که برآمده از گروه‌های دوستی یا فشار محیط کار یا محیط دانشگاه و… است.

الگوهای رفتاری تحقیرآمیز در خانواده و گرایش دختران به جراحی زیبایی 
در سطح خانوادگی، فشار خانواده به منزله منشأ ایجاد انگیزه برای انجام عمل زیبایی مطرح شده است؛ چنان‌که دختر ۲۴ ساله‌ای می‌گوید: “تو خانواده ما، اون چیزی که مامانم می‌گن همه طبیعین و نرمال، ولی یکی دو مورد، منو یکی از خواهرام این شکلی نیستیم. مثلاً می‌گن ما از بقیه اعضای صورت مشکلی نداریم، ولی اگه دماغمون عمل بشه، بهتره. خوب، من نظر خانواده خیلی برام مهمه. چیزیه که فکر می‌کنم دوستانه دارن بهم می‌گن، اگه عمل بشه بهتره”.

الگوهای رفتاری تحقیرآمیز در خانواده، از عواملی است که منشأ ایجاد انگیزه در افراد برای انجام عمل زیبایی بوده است. این نوع رفتارها، از دوران کودکی در خانواده‌ها بوده و تا دوران بزرگ‌سالی نیز ادامه داشته است و زمینه نارضایتی فرد از بدنش را فراهم کرده است.

دختر ۲۶ ساله‌ای می‌گوید: “مهم‌ترین دلیلی که می‌خواستم بینیم رو عمل کنم، اطرافیان بودن؛ خواهرم، برادرم. حالا نمی‌گفتن بینیت زشته‌ها، ولی دیدی یه چیزی رو از یکی دست می‌گیری، مسخره می‌کنی، اونا بینی منو دست‌گرفته بودن. این باعث می‌شه آدم یه ضعفی داشته باشه رو بینیش. شاید بینیش خیلی خوشگل باشه‌ها، ولی قبول دارین چند نفر هی بهت بگن که بینیت این شکلیه، اصلاً دیگه این ملکه ذهنت می‌شه که بینیت این شکلیه.”

کسب رضایت همسر؛ عمده‌ترین دلیل زنان متأهل برای انجام عمل زیبایی
در بین کسانی که متأهل بودند عمده‌ترین دلیلی که به عنوان انگیزه انجام عمل زیبایی مطرح می‌کردند، کسب رضایت همسر بود. در مواردی، همسرانشان مستقیماً در مورد ظاهر و بینی آن‌ها اظهارنظر کرده بودند و در مواردی هم زنان احساس می‌کردند که همسرانشان غیرمستقیم آنان را با زنانی که از آن‌ها زیباتر و بی‌نقص‌تر بودند مقایسه می‌کردند.

دراین‌باره، خانمی ‌۲۶ ساله چنین می‌گفت:”اصلی‌ترین دلیلی که من بینیم رو عمل کردم، شوهرم بود چون ما خیلی عشق و عاشقی با هم ازدواج کردیم؛ شاید عیب من رو ندیده بود، ولی بعد از ازدواج، یکی دو بار به من گفت بینیت خوشگله‌ها، ولی از نیم‌رخت خوشگل نیست. این حرف این‌قدر رو من تأثیر گذاشته بود که من می‌گفتم اگه هیچ‌کس قیافه منو قبول نداره همسرم قبول داره. بعد که این‌رو گفت، من خیلی احساس کم‌بودن کردم. احساس می‌کردم یه جوری دیگه دوست نداره به من نگاه کنه”.

یا خانم ۳۴ ساله‌ای می‌گفت: “شوهرم شاید در مورد من اظهارنظر نکنه، اما در مورد دیگران که ظاهر بهتری دارن اظهارنظر می‌کنه. مثلاً می‌گه ظاهر قشنگی داره. من نمی‌دونم دقیقاً انگیزش چیه و چی می‌خواد، اما درباره چهره یا اندام کسایی رو که ببینه خوب باشه می‌گه دیگه. حالا منم ببیینم اگه یه اشکالاتی دارم که می‌تونم برطرف کنم، این‌کار رو انجام می‌دم.

رقابت، چشم‌وهم‌چشمی و حسادت؛ انگیزه‌ای برای عمل زیبایی
برای برخی از مصاحبه‌شوندگان، رقابت، چشم‌و‌هم‌چشمی، حسادت، مقایسه در خانواده و فامیل، انگیزه‌های فراشخصی در سطح خانوادگی است.

دختری ۲۷ ساله چنین می‌گفت: “زن‌دایی من خودش می‌دونه که قشنگ نیست، ولی جنبه‌های دیگه زندگیش رو به رخ می‌کشه. این به رخ کشیدن‌هاشون یه جور تحقیرکردن دیگرانه و تو وقتی بین همچین آدم‌هایی قرار می‌گیری، ناخودآگاه تشویق می‌شی که تو همه جنبه‌های زندگیت، که یکیش ظاهر و قیافست، از اونا سر باشی؛ حتی اگه اونا از نظر قیافه از تو سر نباشن، در واقعیت”.

بالابردن پرستیژ اجتماعی با عمل بینی
در سطح شرایط اجتماعی، انگیزه‌های غیرشخصی، شامل عوامل متعددی است. برخی ازمصاحبه‌شوندگان، جراحی زیبایی را به منزله نمادی برای بالاتر نشان دادن موقعیت اجتماعی می‌دانستند و هدف از انجام این عمل را بالابردن پرستیژ اجتماعی خود بیان کرده‌اند. دختر ۲۵ ساله‌ای می‌گوید: واقعاً تو جامعه ما، این‌کار کلاس داره. یه دماغ بزرگ تو صورتت باشه، یه جورایی نشانه پایین‌بودن کلاسه، مخصوصاً تو تهران که من حالا دیگه باید بیام تهران و این جا زندگی کنم، این‌جا هم دیگه بدتره، اگه یه زن مثلاً بینی بزرگی داشته باشه.

بالارفتن شانس ازدواج، اشتغال و کسب موفقیت با جراحی زیبایی در دختران
تلاش برای دستیابی به فرصت‌های اجتماعی از دیگر انگیزه‌های مصاحبه‌شوندگان برای انجام جراحی زیبایی است. ازدواج، اشتغال و کسب موفقیت از مهم‌ترین فرصت‌هایی است که دختران در جامعه درپی کسب آن‌اند و جراحی زیبایی شانس آن‌ها را در به دست آوردن این موقعیت‌ها بالا می‌برد. عده‌ای بر این باورند چون در جامعه ما دختران انتخاب می‌شوند، بنابراین از هر جهت باید بی‌عیب‌و‌نقص باشند تا بتوانند فرد ایده‌آل خود را پیدا کنند.

دختر دانشجوی ۲۴ ساله‌ای می‌گوید: ما این طوری نیستیم که دخترا برن به کسی پیشنهاد بدن. پس تو باید بمونی از همه نظر یه کیس ایده‌آل باشی تا اونا بیان، خوب تو همین مورد، تو اگه از نظر ظاهر ایراد داشته باشی، شاید بهت بگم ۹۰ % کیس‌ها جلو نمیان؛ مخصوصاً که همه مردها هم ظاهرگرا هستن.

از دست‌دادن موقعیت ازدواج و روی‌آوردن به جراحی زیبایی
ناکامی‌ و ازدست دادن موقعیت‌ها هم از جمله دلایلی است که مصاحبه‌شوندگان منشأ ایجاد انگیزه برای انجام عمل زیبایی عنوان کرده‌اند. عده‌ای از پاسخگویان، ازدست‌دادن موقعیت ازدواج در خواستگاری‌های سنتی را یکی از این دلایل معرفی کرده‌اند. آن‌ها معتقدند که در خواستگاری‌های سنتی به علت این که در اولین برخورد، قیافه تأثیر بیشتری دارد و حتی موجب قضاوت شخصیت افراد از سوی فرد مقابل می‌شود، اصلی‌ترین انگیزه انجام عمل زیبایی را همین مسئله عنوان کرده‌اند.

دختر ۲۸ ساله‌ای می‌گوید: یه موردی پیش‌اومده بود، من نه ایشونو دیده بودم و نه خانواده ایشون منو دیده بودن؛ معرفی شده بودن. واسطه‌ای که اینو فرستاده بود گفته بود که به خاطر قیافم، مادرشون یه کم مخالفت کردن. بعد دیگه اینو که شنیدم راستشو بخوای مصمم‌تر شدم.

ناکامی در جذب جنس مخالف انگیزه‌ای برای انجام عمل بینی
عده‌ای جلب توجه جنس مخالف و ناکامی ‌در جذب جنس مخالف را انگیزه انجام عمل زیبایی دانسته‌اند. دختر دانشجوی ۲۴ ساله‌ای چنین می‌گفت: خوب من به هر چیزی که خواستم رسیدم، ولی همیشه در مورد ظاهرم، در مورد این که فرد ایده‌آلم رو پیدا کنم، همیشه دچار مشکل بودم. همش می‌گفتم شاید طرف از قیافه من خوشش نیاد. فقط رو این حساب بود که اعتمادبه‌نفس پیدا می‌کنم و موقعیت‌های بیشتری برام پیش میاد.

همین پاسخگو در ادامه می‌گوید: مثلاً تو دوره لیسانسم یه موردی بود که من ازش خوشم می‌اومد، ولی اون با دوست من دوست شد. قبل از این که حتی با دوست من دوست بشه، ما خیلی با هم صمیمی ‌بودیم، ولی من هیچ‌وقت به اون نشون نمی‌دادم که ازش خوشم میاد؛ چون همیشه با خودم می‌گفتم که نه مسلماً از قیافه من خوشش نمیاد.

تلاش برای دستیابی به موقعیت شغلی مناسب هم از دیگر عواملی است که مصاحبه‌شوندگان انگیزه گرایش به جراحی زیبایی مطرح کرده‌اند. دانشجوی ۲۹ ساله چنین می‌گوید: من رشته‌ام بازیگریه. به‌هرحال یه بازیگر چهره‌اش کم‌نقص‌تر باشه بهتره براش. چون رو وجهه کاریش خیلی تأثیر می‌ذاره. بعدم این‌که من تا اون موقع، هیچ‌وقت نمی‌رفتم تست بازی بدم. درهرصورت، تو حوزه کاری ما چهره خیلی مهمه.

فرهنگ جامعه ایجاب می‌کند!
فرهنگ جامعه از دیگر انگیزه‌های فراشخصی برای انجام عمل زیبایی است. دختر ۲۷ ساله‌ای می‌گوید: دلیل خیلی مهم‌تری که باعث شد من تصمیم بگیرم بینیم رو عمل کنم، فرهنگیه که توش دارم زندگی می‌کنم. من دارم بین مردمی ‌زندگی می‌کنم که عقلشون به چشمشونه. این مسئله، یعنی زندگی توی این فرهنگ، خیلی داره من‌رو اذیت می‌کنه، این فرهنگی که دارم توش زندگی می‌کنم روی زندگی من مسلطه. به خاطر همین خیلی دوست دارم جوری زندگی کنم که کم‌تر از طرف این فرهنگ و این شرایط و این مردمی‌که دارم بینشون زندگی می‌کنم آزار و اذیت ببینم.

ذهنیت کنشگران درباره بدن و زیبایی
تصویر ذهنی‌ای که هر فرد از بدن خود دارد، یعنی داشتن احساس رضایت یا نارضایتی از ظاهر، می‌تواند تحت‌تأثیر عوامل فردی در سطح خرد یا عوامل فرهنگی، اجتماعی در سطح کلان شکل بگیرد.

در سطح فردی، برخی از مصاحبه‌شوندگان نارضایتی از بدن را جنبه‌ای روانی می‌دانستند. خانم ۳۰ ساله‌ای می‌گوید: این که خودت فکر می‌کنی که یه چیزی رو دوست‌نداری؛ من خودم تعریفم از جراحی زیبایی اینه. مثلاً می‌گن اون چیزی که باهاش آفریده شدی شاید بهترین حالت بوده، اما از نظر روانی خودت احساس می‌کنی دوست‌داری که یه‌جور دیگه باشه. فکر می‌کنی اگر یه جور دیگه باشه بهتره.

تصویر ایده‌آل زنان از زیبایی و تعریف مردان از زیبایی برای زنان
در سطح کلان، بیشتر مصاحبه‌شوندگان با بیان نارضایتی از ظاهر و بدن خود قبل از انجام عمل، انجام عمل زیبایی را راهی برای رسیدن به تصویر ایده‌آلی که در ذهن داشتند می‌دانستند و این تصویر ایده‌آل را متأثر از عوامل مؤثر در سطح کلان، مانند فرهنگ جامعه و تعاریف و معیارهایی می‌دانستند که از زیبایی در جامعه تحت‌تأثیر رسانه‌هایی همچون ماهواره و تعریفی که مردان از زیبایی برای زنان دارند.

دختر ۲۹ ساله‌ای می‌گوید: الان که فعلاً مهم‌ترین فاکتور زیبایی خانم‌ها همون دماغشونه. برای خودم همون دماغ مهم بوده، چون می‌دونی چشمو با آرایش می‌شه درست کرد، لبو هم می‌شه با آرایش درست کرد، ولی دماغو هیچ‌کاریش نمی‌شه کرد.

یا پاسخگوی دیگری می‌گوید: بین پسرها که صحبتش که می‌شه همین معیارها رو میارن، قد بلند، هیکل خوب، لاغر، تو ظاهرم که مسلماً اون بخشی که تو خانم‌ها خیلی تأثیر می‌ذاره بینیه. آدم بینیشو که عمل می‌کنه، حتی اگر هم بینی خودش هم زیبا نشه، تو کل صورت خیلی تأثیر می‌ذاره.

برخی شکل‌گیری تصویر ایده‌آل ذهنی را متأثر از دوران کودکی و تأثیرات رسانه و برنامه‌های تلویزیونی در این دوره می‌دانستند؛ به‌طوری‌که در بزرگ‌سالی درپی رسیدن به چنین تصویر ایده‌آلی بوده‌اند. دختر ۲۵ ساله‌ای می‌گوید: یه بینی کوچولو که انحنا داشته باشه، بینی‌اش می‌افته بیرون، همیشه این تو ذهنم بود. بعد خودم می‌رفتم تو آیینه نگاه می‌کردم، می‌گفتم چقدر با تصویر ذهنی‌ای که خودم داشتم متفاوت بود. بچه که بودم، خیلی کارتون و انیمیشن نگاه می‌کردم. بعد خوب مسلماً دخترهایی که تو اون انیمیشن‌ها بودن دقیقاً همین حالتو داشتن؛ چشم‌های درشت و خوشگل، دماغای کوچولوی یه کم انحنادار، لب‌های خوشگل، خوب من خیلی  اون جوری دوست داشتم، دوست داشتم خودمم این شکلی باشم.

شیوه‌های معنادارکردن موقعیت عمل از طریق افراد به منظور دخل و تصرف در بدن
شیوه‌های معناداری کنش نیز در میان کنشگران بر حسب موقعیت‌هایی که افراد در معرض آن قرار می‌گیرند متفاوت است. در سطح فردی، برخی از مصاحبه‌شوندگان زیبایی را جزو فطرت و ذات انسان می‌دانستند؛ این که زیبایی برای انسان امری ضروری است و درنتیجه، تلاش برای رسیدن به زیبایی را از طریق جراحی‌های زیبایی قبول می‌کردند. خانم ۳۰ ساله‌ای دراین‌‌باره می‌گوید: خانم بینیم به صورتم می‌اومد، انحراف داشت، ولی این‌قدر پیدا نبود، ولی خوب کلاً انسان زیبایی‌ها رو دوست داره. دیگه خدا هم می‌گه من زیبا هستم و زیبایی‌ها رو دوست دارم. منم خوشم اومد کلاً یه چهره جدیدی داشته باشم.

در میان مصاحبه‌شوندگان با این که برخی ظاهر و قیافه خود را زشت نمی‌پنداشتند، اما عوامل و شرایط متفاوت اجتماعی در سطح کلان را برای توجیه انجام عمل زیبایی عنوان می‌کردند. دختر ۲۵ ساله دانشجویی می‌گوید: من از خیلی وقت پیش از بینیم خوشم نمی‌اومد، مثلاً بگم زشت باشه یا گنده باشه نه، اما از ظاهرم اصلاً خوشم نمی‌اومد و اصلاً اون‌زمان اعتمادبه‌نفس نداشتم. تو چهار سال لیسانسم هم اصلاً از دماغم خوشم نمی‌اومد، هیچ اعتمادبه‌نفسی نداشتم. دختر شادی بودم، ولی ظاهر خودم را اصلاً نمی‌پسندیدم.

در این‌جا، انگیزه فردی، کسب اعتمادبه‌نفس در شرایط محیطی، یعنی فضا و جو دانشگاه و این که دانشگاه به منزله محیطی برای عرضه بدن به شمار می‌رود، انجام عمل زیبایی را برای فرد امری مقبول ساخته است.

رسیدن به کلیشه‌های زیبایی متأثر از فضای اجتماعی برساخته‌شده به دست رسانه‌ها، از دیگر شیوه‌های معناداری کنش از سوی افراد در سطح کلان است. به باور آن‌ها، زیبایی در هر دوره، تحت شرایط اجتماعی خاص آن دوره، تعریف متفاوتی دارد و مصادیق زیبایی به علت تأثیر رسانه‌ها، فضا و جو اجتماعی خاص: آن دوره تغییر می‌کند.

خانم ۳۰ ساله‌ای در این‌باره می‌گوید: تعریف زیبایی تو هر سنی فرق می‌کنه. تو یه سنی، مثلاً تعریفت از زیبایی یه چیز خاصیه، شاید به خاطر تجربه کمیه که داری، اما وقتی سنت می‌ره بالاتر، احساس می‌کنی که تعریف زیبایی شاید تو ذهنت تغییر می‌کنه. برای من شاید به مرور زمان تغییر کرده، به خاطر چیزهایی که دیدم، یعنی یه یادگیری بوده، یه چیزی بوده که ناخودآگاه تو ذهنم رفته، مثلاً در سطح جامعه بوده، شاید از طریق ماهواره، تلویزیون، اینترنت، تبلیغات خود دکترها، همه‌چیز هی تشویق می‌کنه به سمت این که بیاین بهتر بشین، این کار رو بکنین، اون‌کار رو بکنین. الآن که تبلیغات تلویزیونی هم زیاد شده.

این پژوهش با عنوان کامل مطالعه جامعه‌شناختی انگیزه زنان از گرایش به جراحی‌های زیبایی توسط دکتر سید مهدی اعتمادی‌فرد و ملیحه امانی انجام و سال ۱۳۹۲ در پژوهش‌نامه زنان منتشر شده است.

منبع:پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی 

خرداد
۲۹
۱۳۹۴
زنانی که از قتل همسرشان پشیمان نیستند
خرداد ۲۹ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۲
, , , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

رویا تاجی – روزنامه نگار

” باید می کشتمش”

این دفاع آخر زنی بود که شوهرش را با چکش کشت. با صورتی که هیچ نشانی از پشیمانی نداشت به قاضی نگاه کرد و گفت: “حقش بود”، یک عمر او با مشت به سر من کوبید، یک بار هم من ، به سرش کوبیدم” .

قاضی چکشش را روی میز کوبید و حکم را خواند: “اعدام”

این اولین زن محکوم به “شوهر کشی ” نیست، آخرین هم نخواهد بود. این روزها آمار شوهر کشی زیاد شده، این را نسرین افضلی، فعال حقوق زنان می گوید.

او می گوید: زنانی که شوهرانشان را می کشند ، هرگز پشیمان نمی شوند و می گویند ” حقش بود ، باید می کشتمش”.

این روزها دیگراخبار زنانی که شوهرانشان را می کشند عجیب نیست. بند زنان زندان ها این سال ها پر شده از زنانی که متهم به قتل شوهران خود بوده اند .

نسرین افضلی با درباره پدیده شوهرکشی می گوید: نه تنها در ایران بلکه در همه دنیا زنان برنامه ریزی شده شوهران خود را می کشند، یعنی برای آن نقشه می کشند و مطابق نقشه، قتل را اجرا می کنند. اما در قتل هایی که زنان به دست همسرانشان کشته می شوند مردان برای کشتن همسرانشان برنامه قبلی ندارند. آنها در لحظه تصمیم می گیرند و بدون  پیش زمینه قبلی و ناگهانی زن خود را می کشند.

این فعال حقوق زنان می گوید: خیانت مرد در زندگی  انگیزه‌ مهمی برای دوسوم شوهرکشی‌ها بوده است. این که زن فکر می کند در طول زندگی مشترکش که تنها به خانه داری، زایمان و بچه داری پرداخته و از فرصت های شغلی اجتماعی چشم پوشی کرده است. حالا با خیانت روبرو شدن بزرگترین ضربه روحی برای اوست و قوی ترین انگیزه برای کشتن همسرش را به او می دهد

این فعال حقوق زنان به تجاوز به عنف و داشتن خواسته های غیر متعارف جنسی از سوی همسر اشاره کرد و گفت: طبق قانون و شرع زن وظیفه دارد در هر شرایط روحی و روانی در اختیار همسرش باشد، دلیلی که می تواند انگیزه دیگری باشد برای ارتکاب به قتل. چرا که زن خود را حتی در مقابل قانون بی پناه می بیند و حتی نمی تواند اعتراض خود را از خواسته غیر متعارف همسرش به دادگاه ببرد. بنابر این زنی که سال ها احساس حقارت کرده نمی تواند آن را از ذهن خود پاک کند و در نهایت تصمیم به انتقام می گیرد.

بررسی‌هایی که از ۱۰ زن که شوهرانشان را کشته اند و در زندان‌های اوین تهران و رجایی‌شهر کرج بسر می برند بعمل آمده بیانگر آن است که، همه آنها با برنامه‌ریزی و نقشه قبلی مبادرت به قتل کرده اند. ۹ نفر از زنان به هیچ وجه از قتل همسران‌شان پشیمان نبودند و هشت نفرشان حتی خود را‪ بی‌گناه می‌دانستند.

چرا زنان شوهران خود را می کشند؟

فاطمه دیگر طاقت نیاورد، به شوهرش سم داد، او را کشت و دستانش را قطع کرد. فاطمه می گوید: “دستانش را قطع کردم  چون با همین دستانش دماغم را شکست.”

او در زندان عادل‌آباد شیراز به سر می‌برد. وکیل فاطمه توانست رضایت اولیای دم را جلب کند تا او اعدام نشود.

فاطمه قربانی خشونت خانگی همسرش بود، اما زمانی که نتوانست از راه قانونی حقش را بگیرد، خودش دست به خشونت زد. نسرین افضلی فعال حقوق زنان می گوید: زنانی که سال ها تحت خشونت قرار می گیرند بیشتر اقدام به قتل همسرانشان می کنند .

او این رفتار زنان را اینگونه بیان می کند: در ایران راه های کنترل خشونت بسته است، مهمترین راه “قانون” است که در بسیاری از موارد به نفع زنان نیست. قوانینی مثل” حق طلاق” “حضانت بچه” و مباحث اقتصادی که در پی طلاق برای آنها رخ می دهد .

این فعال حقوق زنان می گوید: در کشور های توسعه نیافته که حقوق زنان در آن تعریف مشخصی ندارد و زنان از یک حاشیه امن اقتصادی بهره مند نیستند شوهر کشی رواج بیشتری دارد.

از نگاه افضلی مهمترین عاملی که زنان را مجبور به همسر کشی می کند، خیانت یا چند همسری بودن مردان است. چرا که زن احساس می کند سال ها در زندگی تلاش کرده، و تنها یک هشتم از اموال او را ارث می برد و زمانی که پای یک زن دیگر در میان باشد همان یک هشتم ارث هم دوباره بین او و ” هوو” اش تقسیم می شود.

شوهر کشی با اجیر کردن مرد ها

اکرم در خانواده‌ای فقیر بزرگ، سیزده سالگی به عقد پسر عمویش درآمد. بعد از این که  شوهرش زن دیگری گرفت طلاقش داد و در سن ۲۰ سالگی به اجبار پدرش این بار با عتیقه‌فروشی ۷۵ ساله ازدواج  کرد.

او می گوید: شوهر دومش، دختر نوجوانش را آزار جنسی می داد. اکرم درخواست طلاق می‌کند اما قاضی موافقت نمی‌کند. او برای کشتن همسرش با یک مرد شریک می شود و شوهرش را می کشد. اکرم یک ‌بار تا پای چوبه‌ دار هم رفت: ولی خانواده اش حتی موقع قصاص او هم به زندان نیامدند .

پروین ذبیحی عضو کمیته علیه خشونت های ناموسی از آمارها می گوید: بررسی آمارهای قتل مردان توسط زنانشان در۱۵ استان مشخص کرد که ۳۳ درصد زنان خودشان مباشر قتل بوده اند،  ۲۲ درصد به صورت مشارکتی  شوهرانشان را کشته اند و۲۸ درصد در قتل همسرانشان معاونت داشته اند .

در استان تهران نسبت زنان همسر کش به مردان در زندان ۲۱ درصد ومردان ۱۸ درصد در خوزستان زنان ۹ درصد ومردان ۵ درصد ودر گلستان ۶درصد در زنان ومردان دو درصد بوده است .

به گفته این فعال حقوق زنان: ۶۶ درصد از زنانی که شوهرانشان را کشته اند اظهار داشته اند که در طول زندگیشان مورد خشونت قرار گرفته اند و۵۸ درصد قصد طلاق داشته که با مخالفت همسر ووالدین مواجه گشته واز ترس جدایی از فرزند وعدم توانایی مالی مجبور به ادامه زندگی شده اند و زمانی که دیگر تحمل زندگی پراز مشقت و خشونت را نداشتند تاب نیاوردند وبرای خود چاره ایی جز کشتن همسر ندیده اند .

او با استناد به تحقیقات انجام شده در این مورد می گوید: زنانی که قربانی خشونت ودر تداوم خشونت بوده اند، همسر خود را شکنجه گر می پندارد وبارها آرزوی مرگش را می کردند .

پروین ذبیحی عضو کمیته علیه خشونت های ناموسی می گوید: اعتیاد و وجود همسر دوم به صورت رسمی یا صیغه  وقوع قتل را بالا می برد همچنین در خانواده هایی که از اقشار پایین جامعه هستند وهیچ نزاعی را نمی توانند با گفتگو و به صورت مسالمت آمیز حل کنند، وقوع قتل بیشتر رخ می دهد.

بر اساس تحقیقات: “بیشتر مردان همسر کش پس از اقدام به عمل منجر به قتل، پشیمان می شوند و همسر خود را به بیمارستان می رسانند تا شاید نجات یابد و بیش از یک چهارم از مردان همسرکش که در زندان‌ هستند خودشان را به مراجع قانونی معرفی کرده اند اما زنان معمولا بعد از قتل پشیمان نیستند، خود را بی‌گناه می دانند و حتی پس از سال‌ها حبس، اقرار به قتل نمی‌کنند.”

پروین ذبیحی می گوید: ساختار خانواده و نقش های خانوادگی در ایران هنوز از استحکام و ارزش خاصی بر خوردار است  و این جامعه سنت زده بر حفظ کانون خانواده  به هر قیمتی حتی وجود خشونت خانوادگی به شکل خشونت جسمانی وضرب وجرح وتوهین وتحقیر تاکید دارد.

او می گوید: در خانواده های بی کانون که در آن اثری از مهر ومحبت وجود ندارد امکان بروزهرخشونتی از جمله همسر کشی وجودارد.

ازدواج ایرانی ، با بنیان اجباری

بهجت درانتظار حکم اعدام است، او به کمک شریک جرمش در مقابل چشمان سه فرزندش، شوهرش را خفه کرد.

دکتر مهرداد درویش پور جامعه شناس به ریشه یابی شوهر کشی در ایران می پردازد و دو عامل را در این زمینه بررسی می کند .

او می گوید: ازدواج ها در ایران بر بنیاد اجبار استوار است. اجبار اقتصادی خانواده، یا دل نگرانی از مجرد ماندن یا محدودیت های جنسی، بنابر این ساختار خانواده و ساختار ازدواج به میزان قابل توجهی جنبه اجبار دارد نه اختیار

تن دادن به یک زندگی اجباری شاید در کوتاه مدت آسان باشد ولی ادامه این روند به طلاق های عاطفی منجر خواهد شد.

این جامعه شناس می گوید: اگر قانون این امکان را به زن بدهد که به راحتی از همسرش جدا شود، مسئله همسرکشی کمتر خواهد شد اما قوانین دست و پا گیر و سخت برای زنان، به افزایش این آمار دامن می زند.

او با اشاره به این که امکان انتخاب آزاد همسر برای زنان وجود ندارد می گوید: وقتی قوانین از زن پشتیبانی نمی کند زنان برای خلاصی از یک زندگی اجباری به دنبال راه حل می گردند، یکی ازآنها رواج پدیده جدیدی است که زنان متاهل معشوقه دارند

این فعال حقوق زنان گرایش زنان متاهل ناراضی به سوی یافتن معشوقه را در حال رشد دانسته و ادامه می دهد:  این امر دیر یا زود در زندگی این زنان تناقض ایجاد می کندو زندگی زن با معشوقه در معرض خطر قرار می گیرد، این زنان دو راه پیش رو دارند. یا باید اززندگی مشترکشان خلاص شوند و یا باید از معشوقه خود بگذرند. در نتیجه زن و معشوقه اش برای وصلت با یکدیگر نقشه کشتن همسر را سازماندهی می کنند.

به گفته درویش پور: در این سی سال ایدئولوژی زن ستیزی در ایران حاکم بوده ولی تاثیرات جهانی شدن، همچون مهاجرت،  اینترنت، ماهواره ها و…. باعث شده که زنان  تا حدودی به نوعی آگاهی جنسیتی دست بیابند .

او گفت: زنانی که اقدام به شوهر کشی می کنند، اول در تلاشند که از طریق قانون خود رااز زندگی اجباری خلاص کنند، اگر نشد سعی به مهاجرت دارند و اگر قانون و همسر باز هم از طلاق و مهاجرت آنها جلوگیری کند، احتمال اقدام به شوهر کشی برای خلاصی از شرایط موجود بالا می رود. البته ناهنجاری های اجتماعی و استیصال در رشد این رویکرد نقش کلیدی دارند.

خرداد
۲۸
۱۳۹۴
۴۳ هزار زن در جهان توسط اعضای خانواده‌شان به قتل رسیدند
خرداد ۲۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
6552165905_17f197ef24_z
image_pdfimage_print

عکس:Dee Ashley

خانه امن:در سال ۲۰۱۲، حداقل ۴۳ هزار زن در جهان توسط همسران، شرکای جنسی و یا یکی از اعضای خانواده‌شان به قتل رسیدند.

این آمار را اداره مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل‌متحد،ماه گذشته اعلام کرده است .

گزارشی که تاکید دارد کشتار شمار زیادی از زنان و دختران در سراسر جهان هم‌چنان ادامه دارد.

خشونت جنسی علیه زنان و دختران در اماکن مختلف از جمله مداس، اداره‌ها، خانه‌ها و محیط کار، همواره آن‌ها را تهدید می‌کند.

“یوری فدوتوف” مدیر اداره مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل‌متحد ماه گذشته از ارتکاب خشونت علیه زنان و دختران در خانه و توسط یکی از اعضای خانواده، اظهار نگرانی کرده است.

او گفته : جوامع مختلف باید برای مقابله با معضل ارتکاب خشونت علیه زنان از مصونیت برخوردار شوند. سیستم کیفری کشورها نیز باید از کارآیی لازم جهت رسیدگی به وضعیت زنان قربانی اشکال مختلف خشونت برخوردار شوند.

ارتکاب اشکال مختلف خشونت جنسی و خشوت مبتنی بر جنسیت علیه زنان، یکی از مهم‌ترین معضلات حقوق‌بشری زنان در تمامی کشورها اعم از توسعه‌یافته،در حال‌توسعه و یا کمتر‌ توسعه‌ یافته است.

بنا به گزارش اداره مبارزه با جرایم و مواد ‌مخدر سازمان ملل‌متحد، ارتکاب اشکال مختلف خشونت عیله زنان و دختران در جهان کنونی، باید باعث شرمساری تمامی جوامع‌بشری کنونی باشد که به‌رغم پیشرفت در عرصه‌های مختلف هنوز نتوانسته‌اند این معضل غیرانسانی را ریشه‌کن کنند.

خشونت علیه زنان سبب کشته‌شدن شمار زیادی از زنان و دختران در سراسر جهان می‌شود. مدیر اجرایی اداره مبارزه با جرایم و مواد ‌مخدر سازمان ملل‌متحد، مصرانه از دولت‌ها و تمامی بازیگران کنونی در عرصه جوامع از جمله سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای جامعه مدنی درخواست کرده برای ریشه‌کن کردن این معضل تلاش کنند.

ارتکاب قتل، شاید از جمله موارد ارتکاب خشونت علیه زنان باشد که تا اندازه‌ای بازتاب داده می‌شود، اما سایر اشکال خشونت علیه زنان در کشورهای مختلف هم‌چنان مسکوت باقی مانده است.(۱)

از هر پنج نفر زن ایرانی یک نفر خشونت را تجربه کرده است

از هر پنج زن ایرانی یک نفر خشونت را تجربه کرده است و این افراد کسانی هستند که خشونت جسمی و روانی را از نظر گذرانده‌اند.

این عدد ها بر مبنای پژوهشی هایی است که سال ۱۳۸۳ در خصوص خشونت علیه زنان در ایران انجام شده است .

بر مبنای این پژوهش ۳۵ درصد از خشونت های خانگی به پلیس گزارش می شود و این یعنی ۶۵ درصد خشونت های خانگی توسط زنان به پلیس هیچ گاه اطلاع داده نمی شود و از ۱۸۵ مورد شکایتی که زنان از عاملین خشونت علیه خود شکایت کرده بودند ۱۲۸ مورد از شکایت خود منصرف شدند.

البته زنان ایرانی تنها نیستند سازمان بهداشت جهان می گوید بیش از یک‌سوم از زنان در سرتاسر جهان، خشونت جنسی یا فیزیکی را تجربه کرده‌اند.

بنا به این گزارش : خشونت از سوی شریک جنسی، معمول‌ترین نوع بدرفتاری است که شامل ۳۰ درصد از زنان جهان می‌شود.

  • ۳۸ درصد از زنانی که به قتل می‌رسند، به دست شریک زندگی خود کشته می‌شوند.
  • ۴۲ درصد زنانی که شریکشان با آنان بدرفتاری جسمی یا جنسی می‌کند، در این جریان مجروح می‌شوند.
  • قربانیان حملاتی که از جانب کسی جز شریک زندگی صورت گرفته، ۲.۶ برابر بیشتر از زنانی که چنین خشونتی را تجربه نکرده‌اند، احتمال دارد افسردگی و اضطراب را تجربه کنند.
  • آمار فوق برای زنانی که شریک زندگی‌شان با آنها بدرفتاری کرده، ۲ برابر بیشتر است.
  • قربانیان بدرفتاری، بیشتر احتمال دارد که به الکل اعتیاد پیدا کنند، مشکل سقط جنین داشته باشند، و بیماری‌های واگیردار مقاربتی و ایدز بگیرند.

خشونت جنسی و فیزیکی، عامل عمده افسردگی و دیگر مشکلات سلامتی زنان است.

گزارش خشونت شریک زندگی و افراد دیگر علیه زنان را سازمان بهداشت جهانی، مدرسه بهداشت و درمان قاره‌ای در لندن، و شورای تحقیقات پزشکی آفریقای جنوبی تهیه کرده‌اند.

خرداد
۲۷
۱۳۹۴
تجمع بدون مجوز در مخالفت با حضور زنان برای تماشای والیبال
خرداد ۲۷ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

تعدادی کمتر از ۱۰۰ نفر ظهر روز چهارشنبه در مخالفت با حضور احتمالی زنان در سالن والیبال محل برگزاری دیدارهای تیم ملی ایران در لیگ جهانی در تهران بدون داشتن مجوز مقابل وزارت ورزش و جوانان تجمع کردند.

به گزارش ایرنا، تجمع کنندگان با در دست داشتن نوشته هایی با مضمون شعارهای مرگ برضد ولایت فقیه و مرگ براسراییل خواستار جلوگیری از حضور زنان در سالن های والیبال شدند.آنها مقابل ساختمان وزارت ورزش نماز خواندند.

استانداری تهران اعلام کرده بود که این تجمع بدون مجوز برگزار شده است.

تیم ملی والیبال ایران روز جمعه میزبان اولین دیدار خود از سری رقابت های لیگ جهانی مقابل آمریکا در سالن ۱۲هزار نفری ازادی خواهد بود.

فدراسیون بین المللی والیبال ایران را تهدید کرده است که درصورت حضور نیافتن زنان در سالن های والیبال، احتمال حذف تیم ملی کشورمان از لیگ جهانی و یا گرفتن میزبانی مسابقات از ایران وجود دارد.

پیش از این و سال گذشته کمیته بین المللی المپیک و برخی دیگر از مجامع بین المللی ورزش در ارتباط با حضور نیافتن زنان درسالن های ورزشی ایران واکنش نشان داده و کشورمان را تهدید کرده بودند.

امسال میزبانی مسابقات جهانی نوجوانان نیز از ایران بدلیل جلوگیری از حضور زنان پس گرفته شد.

تجمع کنندگان امروزمقابل وزارت ورزش با اشاره به اینکه از ورزشکاران حمایت می کنند، مدعی شدند که موافقت با حضورزنان در سالن ها جواز منکر است و عاملان آن باید در دادگاه صالحه محاکمه شوند.

تیم ملی والیبال ایران ساعت ۲۱ روز جمعه در سالن ۱۲هزار نفری میزبان تیم ملی آمریکا خواهد بود.

. آنها تابلوهایی با شعارهای “مرگ بر ضد ولایت فقیه” و “مرگ بر اسرائیل” در دست داشتند. همچنین در عکس‌هایی که از این تجمع منتشر شده پرچم‌هایی مشابه پرچم حزب‌الله لبنان دیده می‌شود.

روزنامه شرق در توییتر خود نوشته که تجمع‌کنندگان خواهان برکناری شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده حسن روحانی شده‌اند.

شهیندخت مولاوردی پیش از این خبر از مجوز حضور زنان در ورزشگاه ها داده بود .

هفته گذشته نیز گروهی از تندروها در اعلامیه ای تهدید آمیز ، زنان را تهدید به مقابله خونین حزب الله کردند .

فرمانده پلیس ایران هم گفته است که جلوگیری از ورود زنان به استادیوم از ” وظایف ذاتی”ین نیرو است.

امروز ایسنا به نقل از منبعی در فدراسیون والیبال گزارش داد: حضور همه زنان در بازی امروز “ممنوع” اعلام شده است.

در حالی که اعلام شده زنان می توانند برای دیدن بازی ایران  وآمریکا بلیط بخرند ولی سایت فروش بلیط برای خریداران گزینه جنسیت گذاشته و گزینه ” زنان” غیر فعال است .

خرداد
۲۱
۱۳۹۴
نان آوران کوچک
خرداد ۲۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

رویا تاجی: ۱۷۰ میلیون نفر هستند.همگی کار می کنند.در کوره های آجر پزی هند،در مزارع پنبه ازبکستان و کشتزارهای شکر بولیوی. در ایران هم مشغول به کارند، در بازار بار می کشند و گوشه جاده بهشت زهرا گل می فروشند.اما همگی در دنیا با یک نام خوانده میشوند.” کودکان کار”

آمارشان را سازمان بین المللی کار اعلام کرده همین امروز ،در گزارش سالانه روز جهانی مبارزه با کار کودکان .

این سازمان گفته:”به رغم کاهش یک سومی تعداد کودکان کار از سال ۲۰۰۰ به بعد هنوز ۵ میلیون کودک در شرایطی مانند برده ها کار می کنند که یک چهارم از برده های امروزه را تشکیل می دهند”.

بر اساس این گزارش، تعداد کودکان شاغل پنج تا ۱۴ ساله در سال ۲۰۱۲ از ۱۸۶ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۱۲۰ میلیون نفر رسیده است. اما این کاهش در نوجوانان کمتر بوده است، زیرا بسیاری از آنان باید در سنین اولیه مدرسه را ترک کرده و برای خانواده های فقیر خود به ویژه در مناطق روستایی درآمد کسب کنند.

این گزارش می افزاید: بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از کودکان در کشورهای کم درآمد، از سن ۱۵ سال به بعد مدرسه را ترک و وارد بازار می شوند هر چند این نسبت در بعضی کشورها حتی بیشتر است.

یکی دیگر از نگرانی های مهم سازمان بین المللی کار ۴۷ میلیون و ۵۰۰ هزار نوجوان بین ۱۵ تا ۱۷ ساله هستند که در شرایط بسیار دشوار کار می کنند.

نان آوران کوچک در ایران

براساس آمار رسمی، ۴ تا ۵ درصد نیروهای کار در ایران را کودکان کار تشکیل می‌دهند. رقمی‌ حدود یک میلیون نفر .

این را خرداد سال گذشته افشین خاکی؛ فعال حقوق کودک در اولین همایش روز جهانی مبارزه با کار کودک گفت .

به گفته خاکی در سال‌های ۲۵، ۳۷، ۴۷، ۵۳ و ۶۹ قوانینی برای کار کودکان وضع شد و بر اساس قانون سال ۶۹، کار برای کودکان زیر ۱۵ سال ممنوع شد.

اما سعید مدنی در سال ۱۳۸۷ پژوهشی انجام داد که در آن آمار کودکان یک میلیون و پانصد هزار نفر برآورد شده است . و طرح ساماندهی کودکان کار در سال ۹۲، ۸۵۰۰ کودک کار را در شهر تهران شناسایی کرد که ۵۵۰۰ نفر آنها دارای پرونده مددکاری بودند.

به گفته خاکی : ۹۶ درصد کودکان کار حداقل دارای یک سرپرست هستند و از نظر هوشی در سطح متوسط قرار دارند و یک‌سوم آنها مهاجران و کودکان غیرایرانی (افغانی و عراقی) هستند و بیشترین کودکان کار در شهرهای بزرگ دیده می‌شوند و از فروش کیسه‌های پلاستیکی در بازارها تا تکدی‌گری؛ در شغل‌های آنها وجود دارد و معمولاً تحت هدایت والدین خود شغلشان را انتخاب می‌کنند.

او گفت: اغلب کودکان کار از تکدی‌گری رضایت ندارند و معمولاً کودکان کوچک‌تر به سمت این شغل‌ها می‌روند و وقتی سن کودک بالاتر می‌رود، به سمت داد و ستد خواهد رفت و از اینکه به خانواده در اقتصاد کمک می‌کنند، احساس غرور می‌کنند.

کودکان کار افسرده اند

مطالعات در ایران نشان می‌دهد که ۳۰ تا ۴۰ درصد کودکان کار ایرانی دارای افسردگی هستند، اعتماد به نفسشان پایین است و به خودشان آسیب می‌رسانند که حتی منجر به خودکشی آنها نیز شده است، آموزش‌های خلاف‌کاری می‌بینند و در معرض سوءاستفاده‌های جنسی قرار می‌گیرند.

بنا بر ماده یک پیمان‏ نامه حقوق کودک، “کودک کار” بیش از ۱۴ساعت در هفته کار می کند و سن او بیشتر از ۵سال و کمتر از ۱۸سال است.

طبق ماده ۷۹قانون کار ایران، “به کارگماردن افراد کمتر از ۱۵سال تمام (پسر و دختر)‌ ممنوع است. کارفرمایانی که افراد کمتر از ۱۵سال را به کار بگمارند، مستوجب مجازات خواهند بود. ضمنا باید کودکان را به کاری گماشت که برای او زیان آور نباشد”.

ثبت روز “لغو کار کودک” در تقویم ایران

تاکنون آمارگیری صحیح و دقیقی از کودکان کار نداشته ایم .این را شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری ایران گفت و از لزوم ثبت روز «لغو کار کودک» در تقویم رسمی کشور خبر داد.

وی گفت:تحقیقی که سال گذشته توسط سازمان بهزیستی انجام شده، نشان می‌دهد که حدود ۳۰درصد از کودکان کار به مدرسه نمی‌روند. همچنین حدود ۳۱درصد این کودکان شش تا ۱۱سال و ۹درصد نیز زیر شش سال سن دارند.

به گفته فعالان حقوق کودک، شمار کودکان کار در ایران همچنان رو به افزایش است.

طبق پژوهش‌های انجام شده از سوی فعالان حقوق کودک در ایران، ۳۲درصد کودکان کار مورد آزار جسمی، روحی و جنسی قرار می‌گیرند.

زباله‌گردی و تماس با سرنگ آلوده و اجسام تیز» یکی از دلایل ابتلای کودکان کار به ویروس ایدز عنوان می‌شود.

مولاوردی گفت روز ۱۲ژوئن / ۲۲خردادماه در تقویم بسیاری از کشورها به نام «روز لغو کار کودک» به ثبت رسیده است.او لزوم ثبت این روز را «جلب توجه هر چه بیشتر آحاد جامعه به ضرورت جلوگیری از کار کودکان و توجه به اهمیت ادامه تحصیل این قشر از جامعه» دانست.

منبع:مهرخانه ، زمانه ، شبکه خبر

خرداد
۱۹
۱۳۹۴
آزار جنسی کودکان در اینترنت  
خرداد ۱۹ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:uros velickovic

خانه امن:« الناز ۱۱ ساله بعد از شنیدن صحبت های مددکار اجتماعی مدرسه اش در ارتباط با کودک آزاری ،به  او مراجعه کرد.

 او رازش را به سختی با مددکار اجتماعی در میان گذاشت .الناز با فرد ناشناسی از طریق اینترنت چت می کرد ، بعد از مدتی او عکس هایی از آلت جنسی خود را برای الناز فرستاد و او را تهدید کرد که اگر بدنش را  آنلاین به او نشان ندهد ،آبروی الناز را خواهد برد.

الناز به شدت ترسیده بود ،حدود دو ماه به دلیل ارعاب و تهدید این فرد ناشناس خواب های ترسناک می دید و از اینکه تنها در موقعیتی قرار بگیرد به شدت می ترسید. فرد بزرگسال الناز را وادار میکرد هفته ای یکبار به داستان های جنسی او در چت روم گوش دهد.

 الناز خود را مقصر ماجرا می دانست و به شدت احساس گناه می کرد . او از مددکار خواست به والدینش چیزی نگوید ولی به او کمک کند. او تصور می کرد والدینش او را هیچگاه نخواهند بخشید. مددکار اجتماعی با پلیس سایبری (فتا) تماس گرفت ولی آنها هیچ همکاری با او نداشتند.»

آزار و سو استفاده جنسی از کودکان دامنه وسیعی از رفتارهایی را در بر می گیرد که در آن شخص بزرگسال کودک را هدف فعالیت های جنسی خود قرار داده و از آن کسب لذت می کند. سواستفاده جنسی به انواع تماسی و غیرتماسی تقسیم می شود که انواع غیرتماسی آن شامل عورت نمایی، پورنوگرافی، استفاده از الفاظ تحریک کننده و لذت بردن از انواع واکنش های کودک است.

آزار و سواستفاده جنسی از کودکان مختص یک طبقه اجتماعی ـ اقتصادی خاص  نیست و در همه طبقات وجود دارد و دارای تاثیرات بسیار مخرب بررشد روانی ـ اجتماعی کودکان است. علاوه بر اثرات منفی و از بین بردن کودکی و خارج کردن از مسیر طبیعی رشد، این پدیده هزینه های بسیاری را به دولت ها وارد می کند چرا که کودکان سرمایه های انسانی کشورها هستند و علاوه بر کاهش کارکرد و عملکرد آنها در اثر این آسیب، احتمال ابتلا به انواع اختلالات و بیماری های جسمی و روانی برای این کودکان وجود دارد.

یکی از راههایی که ممکن است کودکان را راحت تر در دسترس سواستفاده کنندگان جنسی قرار دهد، اینترنت است. باید توجه داشت که آزارهای جنسی تنها به فضای واقعی محدود نمی شود و فضای مجازی نیز محل مناسبی برای وقوع این اتفاق است.

بسیاری از کودکان با وجود آنکه از اینترنت به صورت روزانه استفاده می کنند اما هنوز درباره مخاطرات کاربریهای غیرمجاز آموزش لازم را ندیده اند.

 پژوهش ها در این زمینه نشان داده است، ۲۰ درصد از افرادی که به صورت منظم با اینترنت در تماس هستند موضوعات جنسی ناخواسته ای را دریافت می کنند که این مسئله بیشتر کودکان ۱۰ تا ۱۲ ساله را تهدید می کند.

بیشتر سواستفاده های جنسی از کودک بروی اینترنت شامل ؛  وادار کردن کودک به بیان کلمات جنسی و شرم آور، وادار کردن کودک به تماشای فردی که در حال عمل جنسی است ، نظرات جنسی در مورد کودک در چت روم ، پیشنهادات جنسی ، ارسال عکس های سکسی برای کودک  و  تهدید و ارعاب کودک برای وادار کردن کودک به  رفتار جنسی می شود.

اغلب کودکانی که  قربانی تعرض جنسی هستند؛ هیچگونه اطلاعی در خصوص سواستفاده جنسی و نحوه مقابله با آن را ندارند. آنها در طولانی مدت مورد آزار قرار می گیرند و تخمین زده می شود ۶۰ تا ۸۰ درصد آنها هیچگاه در این مورد با کسی سخن نمی گویند و خدمات تخصصی دریافت نمی کنند.

این دسته از کودکان غالبا احساس شرم و گناه کرده و خود را در این جریان مقصر می دانند و این موضوع باعث عدم گزارش بسیاری از موارد آزار و تعرض جنسی است. بروز اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلال خوردن ، انزوا و مشکلات ارتباطی در این کودکان بسیار شایع است. اکثرکودکانی که به نوعی مورد آزار جنسی قرار می گیرند در بلند مدت با افت عملکرد مواجه می شوند.

مطالعه ای در مرکز حمایت از کودکان در مقابل سواستفاده جنسی در آمریکا نشان داده است که اکثر کودکانی که مورد تعرض قرار گرفته اند علائمی نظیر عزت نفس پایین ، برانگیختگی هیجانی، کابوس، اختلالات خواب، افسردگی، سرکوب خشم،خصومت ، گوشه گیری از فعالیت ها ، مشکلات آموزشی ، رویا پردازی، از دست دادن حافظه و ناتوانی در تمرکز، شکایات روان تنی از خود نشان داده اند.

همواره در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا در زمینه حقوق کودک ؛ دو سیاست کلی برای پیشگیری از آزار جنسی کودکان وجود دارد؛ آموزش بزرگسالانی که مراقبت از کودکان را به عهده دارند و آموزش کودکان برای کسب اطلاعات و مهارت های لازم به منظور مراقبت از خود.

آموزش به این دو گروه در بسترهای مختلفی مورد توجه قرار گرفته است ، آموزش در فضای مجازی، آموزش در مدرسه و درسایر موقعیت هایی که امکان دسترسی به آموزش برای کودکان و مراقبین آنها وجود دارد.

 بسیاری ازکارشناسان براین باورند که بهترین راه مواجه با آزار جنسی در کودکان برنامه آموزش پیشگیری از آزار جنسی با رویکرد مدرسه محور است.

به این معنی که کودکان در مدارس و در کلاس های درس راهکارهای مناسب برای محافظت از خود در موقعیت خطر را می آموزند. برنامه آموزش پیشگری دارای دو هدف اصلی است .

ـ کسب آگاهی در مورد آزار جنسی و تشخیص آن

ـ یادگیری مهارتهای مراقبت از خود

از دهه ۱۹۸۰ میلادی تاکیدهای بسیاری براهمیت و اثربخشی مداخلات پیشگیرانه مدرسه محور صورت گرفته است اما علیرغم این تاکیدها نظام آموزشی بسیاری از کشورها از ارائه این آموزش ها در مدارس پرهیز می کنند.

در ایران نیز آموزش ساختار یافته ای برای پیشگیری از سواستفاده جنسی از کودکان در نظر گرفته نشده است.

این باور غلط که « آموزش و دادن  اطلاعات  در مورد مسائل جنسی و آزار جنسی برای کودکان  بسیار محرک است و امکان داد که آنها آزار یکدیگر را شروع کنند » باعث شده که همواره آموزش های پیشگیری از آزار جنسی در مدارس با مانع روبرو شود.

اما واقعیت این است که بسیاری از کودکان در سنین رشد بطور طبیعی کنجکاوی جنسی دارند، چه این اطلاعات به آنها داده شود ، چه نشود.

از طرف دیگر تجربه نشان داده که کودکان این اطلاعات را جدی می گیرند و خیلی به ندرت آنها را تحریک کننده جنسی تلقی می کنند؛ چرا که کودکان هیچ تصوری از تحریک جنسی و مسائل جنسی ندارند.

سواستفاده جنسی از کودکان ، مشکل بسیار واقعی و جدی دنیای امروز است و گستره بسیار وسیعی از ناز و نوازش آشنایان و غریبه ها تا زنای محارم، از هرزه نگاری تا روسپیگری کودکان را تشکیل می دهد.

کودک آزاری جنسی در تمام جمعیت ها رخ می دهد . این پدیده برای کودکان در همه سطوح اجتماعی ـ اقتصادی و آموزشی ، در میان همه گروه های نژادی ، فرهنگی و در مناطق شهری و روستایی اتفاق می افتد . لذا مشکلی است که نباید آن را نادیده گرفت.

منابع:

ـ مسعودی، غزاله ، پیشگیری از کودک ازاری جنسی، ۱۳۹۲

ـ حسامی ، فاران، پیشگیری از سواستفاده جنسی از کودکان ، نشر ساوالان ۱۳۸۹

ـ رحیمی ، لیلا ، کودک آزاری چیست؟ ناشر صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) ۱۳۸۷

ـ آموزش عملی پیشگیری از آزار جنسی کودک ،

ـChen J, Dunne MP, Han P. (۲۰۰۷). Prevention of child sexual abuse in China: knowledge, attitudes, and communication practices of parents ofelementary school children. Child Abuse Negl.

ـK. & McElvaney, R. (۲۰۱۰). Child Sexual Abuse, Links to Later Sexual Exploitation/High-Risk Sexual Behavior, and Prevention/Treatment Programs. Trauma, Violence & Abuse.

 ـhttp://kidshealth.org/teen/sexual_health/girls/harassment.html?tracking=T_RelatedArticle#