صفحه اصلی  »  2015 April
اردیبهشت
۱۰
۱۳۹۴
مزاحم دیگران شدن، جرم تلقی می شود
اردیبهشت ۱۰ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

خانه امن : یکی از موارد جدی در خشونت خانگی مزاحمت است که کمتر ،در مطالب مطرح شده پیرامون خشونت خانگی مورد توجه قرار میگیرد.یکی از داوطلبان خانه امن در این خصوص مقاله ای را ترجمه کرده است .

مترجم: گیتی الف

ژانویه، ماه آگاهی عمومی درباره مزاحمت است. بیایید در مورد مزاحمت بیشتر بدانیم، آن را بشناسیم  و در صورت مواجهه خودمان یا اطرافیانمان با چنین شرایطی به دنبال راه حل باشیم.

مزاحمت چیست؟

آزارو اذیت کردن مداوم یک فرد و رفتار تهدیدآمیز داشتن نسبت به او، مزاحمت است.

مزاحم دیگران شدن، جرم تلقی می شود. بیشتر مردم فکر می کنند فقط افراد مشهور یا هنرپیشه ها قربانی مزاحمت می شوند؛ در حالی که امکان دارد این اتفاق برای هر کسی بیفتد. مزاحم ها اغلب همسر، همسر قدیم، اعضای خانواده، همکار یا یکی از آشناهای فرد قربانی هستند. احتمال دارد هر شخصی فارغ از سن و جنسیت، قربانی مزاحمت شود.

درباره مزاحمت

در ایالات متحده  سالانه حدود ۴/۳ میلیون نفرقربانی مزاحمت می شوند. همه ایالتها قوانینی علیه مزاحمت دارند. اگرچه قوانین ایالتها یکسان نیست اما مزاحمت تعریف یکسانی دارد: ارتباط / برخورد ناخواسته  قربانی با مزاحمی  که مستقیم یا غیر مستقیم قربانی را مورد تهدید قرار می دهد.

اگر کسی مزاحم حریم خصوصیتان شده است، احساس ناامنی می کنید یا جایی برای رفتن ندارید، از اطرافیانتان تقاضای کمک کنید.

شما قربانی مزاحمت هستید اگر کسی

  • به طور مداوم شما را زیر نظر دارد
  • به طور مداوم با منزل یا محل کارتان تماس می گیرد
  • بدون درخواست شما مداواً ایمیل، نامه یا فکس  می فرستد
  • اموال شما را تخریب می کند
  • خودتان یا نزدیکانتان را تهدید می کند
  • مداوماً هر جا که شما هستید بی دلیل حضور پیدا می کند

قرار گرفتن در چنین شرایطی بسیار دشوار است و در زندگی روزمره تان در منزل، محل کار یا مدرسه خلل ایجاد می کند. همچنین بر روابط با دوستان، خانواده و همکاران تاثیر می گذارد.

منبع

اردیبهشت
۹
۱۳۹۴
متحجرین می‌گویند اگر زنان کار کنند عفاف و حجاب به خطر می‌افتد
اردیبهشت ۹ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

خانه امن: کارکردن یک حق عمومی است و دولت‌ها موظف اند تا برای سایر اقشار جامعه کارایجاد کنند. در این خصوص رفع اشکال مختلف تبعیض بین زنان و مردان در حوزه کار ضروری است.

سهیلا جلودارزاده رییس اتحادیه زنان کارگر با بیان این مطلب گفت:بعضی‌ها می‌پرسند چرا زنان باید کار کنند. باید بگویم در حال حاضر ۲/۵ میلیون نفر زن سرپرست خانوار داریم که حق کار کردن دارند ولی در اثر بسیاری از ناملایماتی که در عرصه کار وجود دارد بعضا حق کارکردن از آن‌ها گرفته می‌شود.

وی ادامه داد:نمی‌توان زنان را از حق ارتقاء شغلی محروم کرد. امروز آماری داریم که نشان می‌دهد در طول ۶ سال یعنی تا سال ۹۲ و تا قبل از روی کار آمدن دولت یازدهم هر سال ۱۰۰ هزار نفر از تعداد شاغلین زن کم شده است یعنی در طول ۶ سال ۶۰۰ هزار زن بیکار شده‌اند و این ناشی از نگرش تبعیض آمیز به مسایل زنان است.

رییس اتحادیه زنان کارگر گفت: بعضی از متحجرین می‌گویند اگر زنان کار کنند عفاف وحجاب به خطر می‌افتد اما ما ازبزرگان سخنانی بسیاری داریم که می‌گوید بیکاری زمینه فساد است. مساله‌ای که امروز باید حاکمیت به آن توجه کند این است که با فرافکنی نمی‌توان مسایل را حل کرد بلکه باید با مشکلات روبرو شد و نسبت به حل چالش‌های حوزه کار و رفع تبعیض‌ها اقدام کرد.

جلودار زاده افزود: امروز می‌بینیم که خیلی از تحصیل کردهای موفق فرزندان مادران کارگری هستند که در دوره خدمت خود در زمره پرتلاش‌ترین نیروهای عرصه کار بودند.

وی ضمن اشاره به آمار کم مفاسد اداری و مالی گزارش شده از سوی زنان گفت: آمار مفاسد اداری و مالی زنان که گزارش شده است به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد و این ناشی از رشد فردی وارتقای اجتماعی زنان در حوزه کاراست.

جلودارزاده ادامه داد: وقتی شرایط عادلانه‌تر باشد دیگر نمی‌شنویم که زنان جلوی پیشرفت یکدیگر را می‌گیرند. طبیعی است که وقتی یک صندلی گذاشته‌اید افراد به هم تنه می‌زنند تا آن موقعیت رابه دست آورند اما اگر امکانات دردسترس همه باشد قطعا امکان دستیابی به موقعیت برابر برای همه زنان وجود خواهد داشت.

به گفته وی، امروز اگر سیاست‌های افزایش جمعیت به عنوان سیاست کلان مطرح می‌شود پس باید در این زمینه شاهد ارتقای حمایت‌های اجتماعی مانند افزایش مرخصی زایمان و خدمات اجتماعی دیگر هم باشیم.

جلودارزاده در ادامه با اشاره به حوادثی که برای زنان کارگر در حوزه کار اتفاق می‌افتد گفت: سال گذشته شاهد یک اتفاق اسفناک بودیم. حادثه خیابان جمهوری نباید دوباره تکرار شود. باید شرایط مناسب استفاده ازنیروی کار در واحدهای مختلف تولیدی و صنعتی برای کارگران زن فراهم شود. مهتمرین ثروت ما وجود نیروی انسانی ماهر و باهوش است که باید نسبت به حفظ آن تمهیدات لازم صورت گیرد.

بنا به آمارهای ارایه شده از سوی مرکز آمار ، بالا‌ترین رقم بیکاری متعلق به زنان است. در پنج سال اخیر این آمار دوبرابر پیش از مردان بوده است .

در حال حاضر نرخ مشارکت زنان ۱۵ درصداست یعنی از هر ۱۰۰ زن ۱۵ زن اعم از شاغل و جویای کار در عرصه کار حضور دارند.

اردیبهشت
۵
۱۳۹۴
مادران معتاد و نوزادان خمار ناهمگون
اردیبهشت ۵ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

ماهرخ غلامحسین پور

 پرستار‌ها‌‌ همان اولش هم می فهمند معتاد است. فرم را می‌گذارند جلویش و می‌پرسند چیزی مصرف می‌کنی؟ خیره می‌شود به موزاییک کف اتاق که رد کفش پرستار‌ها روی موزاییک‌های براقش باقی مانده، می‌گوید شیشه مصرف می‌کردم ولی به خاطر بچه‌ام ترک کردم.

 به خوبی می‌شود فهمید دارد دروغ می‌گوید، از خیلی چیز‌ها، رد دانه‌های درشت عرقی که روی پیشانی‌اش سر خورده به سمت نرمی گلوگاه، از دستش که می‌لرزد و چشم‌هایش که دو دو می‌زند، از روی نگاهی که بعد از این جمله از زمین کنده نمی‌شود. شرمش می‌شود حقیقت را بگوید. لباس کهنه و مندرسش توی یک کیسه سیاه رنگ مانده زیر تخت، چون همراهی نداشته که لباس‌هایش را تحویل بگیرد.

 ماما دستش را می‌گیرد و می‌پرسد تزریق که نمی‌کنی؟ راستش را بگو. این مسئله مهم است باید بدانم.

.زن سرش را به علامت منفی کمی می‌برد بالا

 آن‌ها می‌دانند باید مثل همیشه منتظر قدم‌های یک نوزاد نارس خمار باشند، فاصله جیغ‌ها کمتر می‌شود و درد که امانش را می‌گیرد، زن اعتراف می‌کند که معتاد است.

چه مصرف می‌کنی؟

شیشه.

آخرین باری که تست اچ آی وی داده‌ای کی بوده؟

حین همین حرف هاست که صدای جیغ بچه بلند می‌شود.

 نوزاد نارس است و به شکل آشکاری بی‌قراری می‌کند. پیچ می‌خورد. تاب می‌خورد. پرستاران بخش ان. آی. سی. یو او را که می‌شورند می‌پیچانند در یک قنداق گرم.

جنین کوچک معتاد شده نه تنها درگیر درد خماری است، بلکه رشد مغزی‌اش کامل نشده، بدنش به بار ننشسته و به میوه کالی می‌ماند که نارس است. وقتی به دنیا می‌آید به هیچ ترفندی آرام نمی‌گیرد، آشکارا درد دارد. مادرش اولین کسی است که با شروع پروسه زندگی او را رنجور کرده، او را توی قنداق می‌پیچند تا بی‌قراری و دردش را کنترل کنند اما بی‌فایده است. هم اسهال واستفراغ دارد و هم میلی به خوردن شیر ندارد و یکسره جیغ می‌کشد.

نوزادی که معتاد به دنیا می آید

در ایران به ازای هر هشت نفر معتاد، یک نفرشان زن است و بر اساس آمار دولتی‌ها، یعنی آماری که بی‌تردید محل شک و شبهه و تردید است، چیزی قریب به ۱۵۰هزار زن معتاد در کشور زیست می‌کنند که بعضی‌هاشان هم مادرند.

ترک دادن نوزاد وابسته به مخدر در خانه به شدت خطرناک است. ممکن است این کودکان تشنج کنند یا نیازمند مرفین یا دوزی از فنوباربیتال باشند و معمولا روند درمانشان مابین ده تا پانزده روز بستری در بیمارستان طول می‌کشد.

دکتر «حسین دلیلی»، فوق تخصص نوزادان و استادیار دانشگاه علوم پزشکی تهران درگفت‌و‌گو با روزنامه صبح ایران در خردادماه سال ۹۲می‌گوید :«همگی این نوزادان به سندرم فقدان و محرومیت – منظور محرومیت از مواد مخدر است- مبتلا هستند»

او شرح می‌دهد که «مواد مخدر از جفت رد می‌شود و در واقع جنین با مواد مخدر تماس دارد. به همین دلیل هم وقتی به دنیا می‌آید دچار این سندروم می‌شود»

البته پزشکان در بدو تولد نوزاد مبتلا، بسته به دوز مصرفی مادر آن‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کنند، نوزادانی که به علت مصرف کم مادر، بدون نیاز به درمان دارویی و فقط توسط مراقبت‌های خاص، وابستگیشان را ترک می‌کنند و بخش دوم نیز نوزادنی هستند که بسته به نوع مخدر مصرفی یا دوز مصرف، نیازمند درمان با مورفین یا فنوباربیتال یا داروهای دیگرند و حتما باید در بخش مراقبت از نوزادان معتاد بستری شوند.

آنان غالبا کودکانی لاغر با یک سری نارسایی‌های فیزیکی‌اند. چون در طول دوران بارداری تحت مراقبت منطقی قرار نداشته‌ و تقریبا همهٔ آن‌ها با بی‌قراری یا مشکلات تنفسی و گوارشی مواجه‌اند.

دکتر دلیلی در گزارش فوق الذکر اضافه می‌کند که «این نوزادان در آینده معمولا دچار تاخیر تکاملی می‌شوند و از لحاظ نورولوژی مشکلاتی پیدا می‌کنند. اختلالات ذهنی، مشکلاتی در زمینه برقراری ارتباط اجتماعی و ناتوانی در حل مسئله، در زندگی آینده این نوزادان دیده می‌شود و در واقع نوزادانی پرخطر هستند»

نوزادان معتاد اگر شانس بیاوردند و مثل غالب زایمان‌هایی از این دست در بیمارستان امام خمینی یا بیمارستان‌های مشابه به حال خودشان‌‌ رها نشوند باز هم زندگی آسانی نخواهند داشت، آنان محصول بارداری مادرانی هستند که غالبا زندگی‌های نابسامانی دارند، وضعیت اقتصادی خوبی ندارند، تغذیه مناسبی ندارند و به همین دلیل هم نوزادشان بعد از تولد تحت مراقبت‌های بعد از ترک قرار نمی‌گیرند.

هفته-ای  هشت تا ده مورد داریم

بخش نوزادان بیمارستان امام خمینی قسمت ویژه‌ای دارد به نام بخش

 ان. آی. سی. یو- که نوزادان معتاد مادرزادی را ترک می‌دهد و خانم «نازنین. ک» از پرستاران ارشد این بخش است. او با این پیش شرط حاضر به گفت‌و‌گوی تلفنی می‌شود که نامش را ذکر نکنیم.

خانم نازنین می‌گوید: «بخش ترک اعتیاد نوزادان بیمارستان امام خمینی تقریبا در مرکزیت ترک اعتیاد نوزادان قرار دارد و جزو محدود مراکزی است که بر ترک اعتیاد کودکان و نوزادان معتاد تمرکز کرده است»

او به این نکته اشاره می کند که  در این زمینه تجربه زیادی دارد چون در یکی از ۴١ موسسه دارای مجوز از طرف بهزیستی و بهداشت هم به صورت نیمه وقت در زمینه ترک اعتیاد زنان معتاد در تهران مشغول به کار است.

خانم نازنین می‌گوید :«معمولا دربخش نوزادان بیمارستان ماهانه هشت تا ده مورد نوزاد مبتلا به سندورم محرومیت از مواد مخدر بستری می‌شوندو تقریبا نیمی از آن‌ها بعد ازتولد به حال خودشان‌‌ رها شده و از سوی مسئولان بیمارستان به بهزیستی تحویل داده می‌شوند»

از او می‌پرسم آیا این بخش در بیمارستان امام خمینی در مورد مادران مبتلا به اعتیاد هم خدماتی ارائه می‌دهد؟

پاسخ خانم نازنین منفی است. متاسفانه مادران معتاد باید به کلینیک‌های ترک اعتیاد در سطح شهر مراجعه کنند، اقدامی که غالبا از دست مادران مبتلا به علت هزینه‌های درمانی کلینیک‌های ارائه دهنده خدمات برنمی آید.

او خدماتشان را در بخش (ان. آی. سی. یو) این طورتشریح می‌کند: «تمرکز ما در این بخش به طور مشخص و ویژه به روی ترک اعتیاد نوزادان است. این درمان برای برخی نوزاد ان بصورت عادی و معمول انجام می‌شود این در صورتی است که برای بعضی دیگر از نوزادان به دلیل نوع آلودگی به مواد مخدر این کار به شکل ویژه انجام می‌شود.

او در پاسخ به این سوال که برای ترک نوزادانی که به شکل معمول درمان می‌شوند، از چه روش‌هایی استفاده می‌شود می‌گوید: «نور را کم می‌کنیم، پارچه‌ای دورشان می‌پیچیم و قنداقشان می‌کنیم. سعی می‌کنیم کاری کنیم که آرام بشوند و از بی‌قراریشان کاسته شود. اما در بعضی موارد که علایم شدید تری دارند، کار به دارو درمانی کشیده می‌شود. بسته به تجویز دکتر مورفین خوراکی به اندازهٔ خاصی به نوزاد داده می‌شود و به تدریج و روز به روز میزان آن را کم می‌کنیم تا روند ترک کامل شود یا اگر مورد از این حد هم حاد‌تر بود از فنوباربیتال استفاده می‌کنیم که استفاده از فنوباربیتال غالبا برای مواقعی است که نوزاد دچار تشنج شده باشد.

از خانم نازنین می‌پرسیم آیا کودک بعد از تولد می‌تواند از منبع شیر مادر تغذیه بشود، او می‌گوید خیر.« اگر مادر مصرف کننده بوده و در زمان بارداری مصرف را ترک نکرده باشد اجازه شیردهی به کودک را ندارد چون خطر ابتلای اعتیاد دوباره کودک بسیار است»

این پرستار در مورد وضعیت ویژه این نوزادان شرح می‌دهد« در بخش ویژه نوزادان معتاد بیمارستان، نوزادانی هستند که با درد خماری متولد می‌شوند و از روزهای اول زندگیشان، باید سختی‌های ترک اعتیاد را تحمل کنند و غالبا مادران معتاد ادعا می‌کنند نسبت به اعتیاد جنینشان آگاه نبوده‌اند و بدون این که بدانند جنینشان هم پا به پای آن‌ها مبتلا به اعتیاد شده است»

 از او می‌پرسم چطور متوجه اعتیاد نوزاد تازه متولد شده می‌شوید؟ زائو خودش می‌گوید یا اینکه بر اساس آزمایش‌ها مشخص می‌شود؟

«نه بسیاری وقت‌ها مادران مصرف کننده بودنشان را کتمان می‌کنند و بروز نمی‌دهند. ما اعتیاد نوزاد را از روی علائمی که زمان تولد دارد یا از شرایط ظاهری و علائم فیزیکی مادر تشخیص می‌دهیم»

 او به «گریه غیر طبیعی، بی‌قراری و جیع و فریادهای نابهنگام، خواب زیاد، لرزش، تشنج، تحریک پذیری، تعریق و تب، دمای پایین بدن، خمیازه‌های زیاد، گرفتگی بینی، نفس‌های تند و اسهال و استفراغ این نوزادان اشاره می‌کند»

خانم نازنین می‌گوید:« شدت ابتلای نوزاد به مواد مخدر که بر پایه دوز مصرف مواد مخدر توسط مادر شکل می‌گیرد توسط سیستم نمره دهی به اسم فینگان، بررسی می‌شود و براساس نمره‌ای که نوزاد از این بررسی می‌گیرد، شیوه و روش درمان نیز مشخص می‌شود. اگر مادر در زمان بارداری اقدام به ترک مواد مخدر کند، علایم ترک از‌‌ همان دوره جنینی شروع می‌شود. ولی اگر مصرف را ادامه داده باشد بعد از زایمان و نرسیدن مواد به نوزاد بچه دچار عوارض ترک می‌شود»

در ادامه بحث از او می‌پرسم با توجه به اینکه در یکی از مراکز ترک اعتیاد زنان دارای مجوز از سوی سازمان بهزیستی هم به مراجعین کمک می‌کند آیا می‌داند که چرا غالبا مراکز ترک اعتیاد از پذیرش مادران معتاد سر باز می‌زنند؟

«اینطور نیست که مراکز ترک اعتیاد این قبیل مادر‌ها را پذیرش نکن اما مسئله اینجاست که مراکزی که مجوز دارند تعدادشان محدود است و ممکن است بدلیل نداشتن ظرفیت از پذیرش این افراد امتناع کنند.

 ممکن است مادر و نوزاد توامان مراجعه کنند که عموما درخواست پذیرش نوزاد پذیرفته نمی‌شود و چون مادر نمی‌تواند نوزاد را ترک کند از بستری شدن پشیمان می‌شود یا اینکه در غالب مواقع پرداخت هزینه‌های مرکز درمانی را نمی‌تواند تامین کند»

پرستار بخش ویژه ترک اعتیاد نوزادان بیمارستان امام خمینی تهران درباره علت استقبال مادران معتاد از بخش ویژه ترک اعتیاد نوزادان این بیمارستان توضیح می دهد که «فقط بدلیل شرایط ارزانی که بیمارستان امام خمینی برای زمان و بستری دارد اغلب زنان بی‌سرپرست، بدسرپرست و معتاد به سهولت به اینجا مراجعه می‌کنند و به همین دلیل هم غالب زایمان‌های اینجا ریسک بالایی داشته و پرخطرند»

او می‌گوید ماهیانه به طور تقریبی بین هفت تا ده  مورد مادران معتادی داریم که برای زایمان به اینجا مراجعه می‌کنند.

به هر حال اگر  پروسه ترک اعتیاد نوزاد تحت نظر پزشک و در بخش‌های مراقبت ویژه بیمارستان انجام شود برای نوزادان عوارض جانی به همراه نخواهد داشت و غالب کودکان علیرغم وزن کم و نارس بودنشان، این پروسه را دوام می‌آورند گر چه معلوم نیست بعد از جریان ترک مواد مخدر آن‌ها از نو وارد چه پروسه و چرخه‌ای از زندگی خواهند شد و چند درصد امکان ابتلای آنان به اعتیاد دوباره وجود دارد.

خانم نازنین در مورد اینکه آیا تا کنون شاهد مرگ نوزادی به علت تلاش برای ترک اعتیادش بوده است؟ می‌گوید:«نه خوشبختانه تا به امروز نوزادی نبوده که بدلیل عوارض ناشی از ترک مواد مخدر فوت کند. مشکلات این نوزادان عمدتا بعد از خروج از اینجا شروع می‌شود. مادرهای این نوزادان مشکلات متعددی دارند، معمولا نوزادان خود را برای بررسی‌های بعدی و معاینه‌هایی که پزشک برای نوزاد تجویز می‌کند به بیمارستان نمی‌آورند و متاسفانه ما نمی‌توانیم صد در صد مطمئن باشیم که آن‌ها به دلیل مصرف دوباره مادر یا سایر اعضای خانواده و شیردهی غیر اصولی باز هم در معرض ابتلا قرار می‌گیرند یا خیر؟»

فروردین
۳۱
۱۳۹۴
افزایش شمار سالمندان رها شده
فروردین ۳۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

عکس: فرهنگ نیوز

خانه امن :وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از افزایش سالمندان رها شده در ایران خبر داد .

علی ربیعی گفت:باید به فکر پدیده سالمندان رهاشده‌ای باشیم که اکنون در جامعه شکل گرفته است.

وی در جلسه معارفه رئیس جدید بهزیستی افزود:در گذشته شاهد آن بودیم که کودکان را رها می‌کردند، اما در حال حاضر شاهد افزایش تعداد سالمندان رها شده در جامعه هستیم.

وزیر کار ادامه داد: در بهزیستی باید پدر و مادر کودکانی باشیم که هیچ‌کس نگران حال آنها نیست.

ربیعی اظهار داشت: درمان، تنها سه درصد مساله سالمندان را شامل می‌شود، در حالی که مشکل و دغدغه اصلی آنان عاطفه است و باید این عاطفه‌های از دست رفته را به آنها بازگردانیم.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اظهار داشت با تاکید بر این که باید برخی الگوهای رفتاری فراموش شده را در جامعه احیاء و مجددا رواج دهیم ربیعی گفت: در حال حاضر هیچ نهاد مشخص شده‌ای در دولت متولی این امر نیست و شاید بهزیستی باید متولی آن باشد، زیرا مردم امروز بسیار بی‌پناه شده‌اند و در شهرهای بزرگ نیز اتکا به یکدیگر کاهش یافته است و بهزیستی باید این فرهنگ‌های فراموش شده را بازیابی و احیاء کند.

هفته ای که گذشت رئیس مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه نیز با اشاره به این که ایران دارای بالاترین سرعت ورود به سنین سالمندی است و وارد مرحله سالمندی جمعیتی شده،گفت: ۸.۲درصد جمعیت ایران را افراد بالای ۶۰سال تشکیل می‌دهند اما هنوز برنامه ریزی خاصی برای ورود به این مرحله نشده است.

 محمدجواد محمودی با اشاره به اینکه سازمان ملل متحد برنامه «سالمندی فعال» را برای سالمندان مطرح کرده است، اظهار کرد: سالمندی فعال یعنی به حداکثر رساندن سطح سلامت؛ مشارکت و امنیت افراد سالمند که هر کدام از این موارد تمهیدات اجتماعی، بهداشتی و اقتصادی خاص خود را می‌خواهد.

به گفته محمودی طبق بررسی جمعیت شناسان در سازمان ملل تا سال ۲۰۵۰؛ ۳۳درصد جمعیت کشور سالمند خواهند بود که معادل ۲۸ میلیون نفر از جمعیت آن زمان است و این رقم برای ایران در سال ۲۰۵۰ در حالیست که کشورهای دنیا در همان سال نرخ ۲۱درصدی جمعیت سالمند را خواهند داشت. البته این رقم بالای نرخ سالمندی در سال‌های آینده به دلیل انفجار جمعیتی ما در سال‌های پس از انقلاب و پس از افزایش امید به زندگی در ایران است.

بنا به آمار سازمان بهزیستی ایران در حال حاضر ۶ میلیون سالمند دارد .

فروردین
۲۸
۱۳۹۴
نقش مددکاران اجتماعی در موارد رحم جایگزین
فروردین ۲۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس:Flickr

مژگان قاسمیان

خانه امن: “برای اجاره رحم اش آمده بود . ۳۵ساله با یک دختر بچه ۶ ساله.  برادر ۳۲ ساله اش همراهش بود . می گفت انگیزه اش  از اجاره رحم اش ؛پرداخت هزینه های تحصیل دانشگاهی برادرش و بهبود وضعیت خانه اشان است . برادرش فروشنده لباس بود” .

برادرش راضی بود … از این که راهی برای فرار از بار هزینه های اقتصادی خانواده بوجود آمده حتی به تکرار اجاره رحم خواهر فکر می کرد.  “

این را مددکاران اجتماعی در  مصاحبه های عمیق و طولانی با برادرش فهمدیدند. به اعتقاد آنها ، احساس نیاز شدید به بچه دار شدن از سوی گیرندگان خدمات باروری (بخصوص درمان­های شخص سوم) و محدودیت موجود در خدمات رسانی از سوی نهادهای پزشکی سبب می شود که با ورود شخص سوم در قالب اهدا کننده یا فرد داوطلب حامله شدن ، خطر تجاری شدن و کاهش توجه به موضوعات اخلاقی و حتی گاهی خشونت بر زنان  در  این درمانها بوجود آید.

تکنولوژی­های کمک باروری ([۱]ART)بخصوص باروری به کمک شخص سوم (اهدا و رحم­ جایگزین)، از حوزه­های مهم و چالش ‌برانگیز اخلاق­پزشکی است. پرداختن به تنگنا های اخلاقی این حوزه درمانی مانند موضوع پرداخت هزینه در اهدا و رحم جایگزین، اهدای شناس و ناشناس، افشاسازی واقعیت و غیره از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. در این شرایط متقاضیانِ دریافت کننده خدمات و اهدا کنندگان در قالب قراردادهای باروری که در آن اصول اخلاقی رعایت شده باشد، از آسیب های محتمل ناشی از این تنگنا­ها در امان بیشتری خواهند ماند.

 اما موضوعات پیچیده انسانی، تعاملات، موضوعات روانی اجتماعی، تفاوت­های فردی، انتخاب متناسب گیرنده و اهدا کننده همگی بر روی کاغذ و در قالب قرارداد نمی­گنجد و در کنار قراردادهای باروری نیاز به حرفه­ای عملی و کمک­رسان وجود دارد تا از خشونت برعلیه زنان  و سواستفاده های احتمالی بکاهد .

در این شرایط قراردادهای باروری که با اصول اخلاقی همراهند از این خطر می­کاهند. اما برای اجرای این قراردادها نیاز به حرفه­ای کمک­رسان احساس می­شود. مددکاران اجتماعی با توجه به اصول اساسی حرفه­ای خود و داشتن مهارتهای حرفه­ای در زمینه ی آموزش، راهنمایی، سرپرستی و نظارت بر رعایت اصول اخلاقی با اجرای فرایند چهار مرحله ای یاری رسانی به طرفین قرارداد باروری، بازوی اجرای اصول اخلاق پزشکی خواهند بود.

زوجی که به هر دلیل بارور نمی شوند و تقاضای استفاده از رحم اجاره ای دارند در جریان پروسه ای چندماهه و پر دردسر که چیزی نزدیک به ۱۵ الی ۳۰ میلیون تومان هزینه به همراه خواهد داشت[۲] قرار می گیرند که بخش مهمی از آن به صاحب رحم می رسد.  بنابر این طبیعی است که بسیاری از زنان بی بضاعت برای انجام این نوع باروری و اجاره رحمشان اعلام آمادگی کنند.

« با نظارت مددکار اجتماعی  زن برای بار اول ، حامل و نتیجه انتقال منفی شد. زن به دلیل مصرف دارو های هرمونی  در طول درمان دچار عارضه های فیزیکی شد و دیگر نمی خواست درمان را تکرار کند اما به اصرار برادر تمایل داشت برای بار دوم درمان را تکرار کند؛  اما از عوارض داروها به شدت نگران بود.در پروسه جلسات مشاوره با همراهی مددکار اجتماعی زن قاطعانه بر سر تصمیم خود ماند و درمقابل خواسته برادر برای اجرای رحمش و کمک به پرداخت هزینه های تحصیلی برادر مقاومت کرد ، برادر در آخر کاری نیمه وقت پیدا کرد و هزینه های تحصیلش را پرداخت .»

مددکاران اجتماعی بر اساس ارزش­های اساسی اخلاق حرفه­ای؛ احترام به شان و مقام انسانی، عدالت اجتماعی و شایستگی حرفه­ای، افراد را مورد حمایت قرار می‌دهند. آنان در انسانی سازی خدمات باروری، منع تجاری­سازی این خدمات بخصوص در حوزه اهدا و رحم جایگزین و تبدیل آن به یک توافق آگاهانه در عمل و توانمندسازی افراد جهت تشخیص مصلحت خود و از بین بردن دید ابزاری به اهدا کننده گان و داوطلب حامل شدن و از همه مهمتر توجه به رفاه کودکی که هنوز زاده نشده است، نقش بسیار مهمی ایفا می­کنند.

مسئولیت های اخلاقی مددکاران اجتماعی در قبال مراجعین

۱-اولویت دادن به منافع مراجعین

۲-خود تصمیم گیری مراجع

۳-رضایت آگاهانه

۴-رازداری حرفه­ای

۵-نحوه نگهداری و استفاده از اسناد

۶-چگونگی خاتمه دادن به خدمات دهی

یکی از کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی در پژوهشی در حوزه ناباروری ، فرآیند یاری رسانی مددکاری اجتماعی به طرفین قرارداد باروری را در چهار مرحله به متقاضیان دریافت خدمات باروری و اهدا کنندگان بر اساس اصول اخلاقی تشریح می کند:

الف) مرحله شروع؛  که شامل دو زمان موقعیتی است:

  • زمان آمادگی (قبل از ورود به قرارداد)

مددکاران اجتماعی در این مرحله باید از آگاهی کامل مراجع نسبت به درمان پیشنهادی اطمینان حاصل کنند و درک و دانش کامل وی از جنبه های مختلف مذهبی، قانونی، پزشکی و اجتماعی آن را مورد ارزیابی قرار دهند.

مددکار اجتماعی در این مرحله به مشاوره آگاه سازی (اطلاع رسانی)، مشاوره تصمیم گیری و مشاوره پذیرش درمان ناباروری (اهدا و رحم جایگزین) و خدمات ارجاعی می­پردازد و  در این امر باید به موضوعات زبان، فرهنگ، قومیت، سواد، ظرفیت جسمی و عقلی، توانایی درک و فهم اطلاعات توسط مراجع توجه کند.

  • زمان قرار داد

در این مرحله مددکار اجتماعی باید از فهم کامل قرارداد و مفاد حقوقی آن توسط مراجع اطمینان حاصل کند. مددکاران اجتماعی با توجه به اصول حرفه­ای خود باید خودتصمیم‌گیری و رضایت آگاهانه­ مراجعین را مورد ارزیابی قرار دهند و به استقلال رای و تحت اجبار نبودن آنان در تصمیم‌گیری توجه کنند.

ب) مرحله میانی (حینِ درمان)

در این مرحله که از امضای قرارداد تا قبل از پایان درمان است، مددکاران اجتماعی با انتخاب متناسب گیرنده و اهدا کننده بر اساس اصول اخلاقی کمک­رسان هستند. در این مرحله آنان با مشاوره، راهنمایی و نظارت بر رعایت اصول اخلاقی به تسهیل رابطه مراجعین و نهاد پزشکی کمک می­کنند.

ج) مرحله پایانی (پایان درمان)

نحوه پایان دادن به خدمات پزشکی باروری با توجه به عدم قطعیت نتیجه بارداری و آماده سازی روانی اجتماعی طرفین و بخصوص در مورد عوارض ناشی از مداخله پزشکی بر افراد اهدا کننده و داوطلب رحم جایگزین نیاز به مداخله مددکار اجتماعی دارد.

د) مرحله پیگیری (پس از خاتمه درمان)

مراجعینِ دریافت کننده خدمات باروری به کمک شخص سوم نیازمند خدمات حمایتی طولانی­مدت پس از پایان درمان خود هستند و پیگیری­های مددکار اجتماعی پس از پایان یافتن درمان بسیار در تصمیم ­گیری­های اخلاقی، عاطفی و اجتماعی آنان موثر است.

منابع:

ـ مددکاریاجتماعی،ضامناجرایاصولاخلاقیدرقراردادهایباروری(اهداورحمجایگزین)،نسرین ایزدیار

رضا سامانی عمانی،۱۳۹۲

ـ زهرا احمدی، مددکارای اجتماعی ، مورد حامل ، ۱۳۹۲

ایران سلامت 

فروردین
۲۶
۱۳۹۴
زنان و اختلال افسردگی فصلی
فروردین ۲۶ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

عکس:Flickr

مجله زنان امروز – دکتر نازی اکبری

سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۲ تعداد بیماران مبتلا به افسردگی را ۳۵۰ میلیون نفر تخمین زده است که بیش از ۷۰ درصد آنها زن هستند. اما چرا زن ها تا این حد بیشتر از مردها به این بیماری مبتلا می شوند؟ برخی از متخصصان سلامت روان بر این باورند که زنان نیازها و مشکلات روحی خود را بهتر از مردان می شناسند و بنابراین در موقع لزوم برای دریافت کمک های روحی و روانی به متخصصان مراجعه می کنند.

این مسئله باعث می شود که آمار و ارقام تعداد بیشتری از زنان را با علائم افسردگی نشان دهند. اما فعالان حقوق زنان و جنبش های فمینیستی از دریچه دیگری به این موضوع می نگرند و معتقدند که ستم- در قالب سوءاستفاده جسمی یا جنسی، آزار و اذیت یا تبعیض- به زنان از جمله عوامل افسردگی بیشتر آنان است. این در حالی است که بیولوژیست ها دلیل افزایش میزان افسردگی در زنان را به چرخه قاعدگی و سیستم باروری زنانه آنان نسبت داده اند.

اما چرایی ابتلا به این بیماری افسردگی به این سادگی مشخص نیست. مطالعات پی در پی نشان می دهند که افسردگی به وضوح ریشه روانی، بیولوژیکی و محیط زیستی دارد. علوم اعصاب مدرن هم امروزه به روشنی از درهم تنیدگی این سه عامل برای تقویت سلامت روانی سخن می راند. به عبارت دیگر، افزایش افسردگی در زنان می تواند بر اثر عوامل ژنتیک، حوادث استرس زا، و عوامل محیطی و پیرامونی مانند تغییرات فصلی باشد.

به رغم پیشرفت سریع علم در زمینه شناسایی ساختار و سلامت آدمی، هنوز دلیل محکم و قانع کننده ای برای اینکه بگوییم چرا درصد ابتلا به اختلال افسردگی فصلی در زنان تا این حد بیشتر از مردان است ارائه نشده است.

گزارش «انجمن پژوهشی سلامت زنان» (The Society for Women’s Health Research) در سال ۲۰۱۴ درباره عوامل موثر بر بروز اختلال افسردگی فصلی در زنان حاکی از آن است که میزان افزایش اختلال افسردگی فصلی در زنان بیشتر در سنین باروری آنها دیده شده است و همان طور که اشاره شد زیست شناسان این مسئله را به سیستم تنازع بقا ربط می دهند، چرا که زنان در فصل بهار و تابستان بالاترین سطح باروری را دارند.

باروری در فصول گرم تر و رخوت و تنبلی و تمایل به خواب در مستان شرایط مساعدتری برای رشد و نمو جنین در شکم مادر ایجاد می کند. در عین حال سیگنال های غدد که انتقال اطلاعات در مورد کوتاهی روز و بلندی شب را به عهده دارند در تعامل با هورمون های زنانه مسئول در باروری و تولیدمثل قرار می گیرند. این فرضیه با تحقیق روی ۳۰۵ زن، که تحت درمان لقاح مصنوعی برای باروری قرار داشتند، آزمایش شد و نتایج نشان داد که بالاترین سطح باروری زنان در فصول گرم تر اتفاق می افتد.

«انجمن پژوهشی سلامت زنان» یک موسسه غیرانتفاعی مالی در واشنگتن دی سی است که در زمینه سنجش تفاوتهای بیولوژیکی زنان و مردان در مقابله با بیماری ها فعالیت می کند. هدف اصلی این موسسه بالابردن سطح سلامت زنان جهان از طریق استفاده از روش های علمی و ابزارهای حمایتی و آموزشی و پرورشی است.

برای دست یابی به پاسخ چرایی بروز بیشتر اختلال افسردگی فصلی در زنان همچنان مطالعات بیشتری در حال انجام است. به طور مشخص، این انجمن مطالعه وسیعی را در مورد تاثیر شب های بلند زمستان بر سلامت انسان آغاز کرده است. از آنجا که اختلاف افسردگی فصلی بیشتر در زنان دیده می شود، این پژوهش قصد دارد با بررسی روحی و روانی تعداد بیشتری از زنان به مقایسه آنها با مردان بپردازد.

و اما روش های درمانی افسردگی فصلی

تا اینجا از علائم وعلل بروز اختلال افسردگی فصلی سخن گفتیم. ولی، به رغم پیچیدگی و ابهام در علل بروز این بیماری، راه های بسیاری برای مهارکردن آن وجود دارد و ترکیب درمانی این راه ها می تواند در پیشگیری از این اختلال و بهبود علائم آن کمک کند. روش های درمان و مقابله با این اختلال به ترتیب میزان تاثیرشان عبارت اند از:

۱- نوردرمانی:
 نوردرمانی یا پرتودرمانی شامل ایجاد نور در محیط زندگی فرد در طول روزهای تاریک و ابری زمستان و نیز در آپارتمان ها و دفاتر کاری بدون پنجره است. اگر در محیط زندگی تان امکان دسترسی به نور طبیعی وجود ندارد، سعی کنید با بیرون رفتن از خانه برای چند ساعت یا حتی چند دقیقه در روز خود را در معرض نور طبیعی قرار دهید. اگر انجام این کار میسر نیست، با استفاده از لامپ های پرنور خانه را روشن نگه دارید. تحقیقات نشان داده است که عملی ترین و موثرترین روش برای درمان افسردگی، جذب نور با استفاده از جعبه های پرتوافکن (Depression Light Box) مخصوص برای درمان افسردگی است.

۲- مدیریت استرس: 
در طول فصل سرما بدن انسان توانایی کمتری برای تحمل استرس دارد. بنابراین توصیه می شود افرادی که مستعد ابتلا به این اختلال هستند در صورت امکان از برنامه ریزی و قبول پروژه های پرمشغله در فصل سرما خودداری کنند. از موثرترین روش هایی که برای کاهش استرس وجوددارند مدیتیشن و یوگا هستند.

۳- ورزش: مطالعات و تحقیقات گسترده در سراسر جهان بر نقش ورزش منظم در سلامت جسم و روان تاکید می کنند. افراد با اختلال افسردگی فصلی نیز این قاعده مستثنا نیستند. نوع و چگونگی ورزش مهم نیست؛ آنچه مهم است انجام هرروزه آن است. امکان پذیرترین و ساده ترین نوع ورزش برای همه نیم ساعت پیاده روی سریع در روز است که باید به طور منظم انجام شود.

۴- روان درمانی: افسردگی در افراد حس تنهایی و بی کسی ایجاد می کند. فاصله گرفتن از دیگران و انزواطلبی افراد مبتلا به افسردگی را در چرخه معیوبی می اندازد و به شدیدترشدن بیماری شان دامن می زند. روان درمانی خصوصا با رویکرد درمان شناختی- رفتاری (cognitive behavior therapy (CBT)) یی از موثرترین درمان های اختلال افسردگی فصلی شناخته شده است.

۵- مصرف داروهای ضدافسردگی: در مواردی خاص و در مراحل به خصوصی از بیماری اختلال افسردگی فصلی، افراد به دارو نیازمند می شوند. این افراد باید تحت نظر پزشک متخصص به استفاده منظم از داروهای ضدافسردگی اقدام کنند. معمولا تجویز دارو یکی از آخرین روش های درمان این اختلال به حساب می آید.

تجربه ثابت کرده است که ترکیب این روش ها درصد موفقیت در کنترل اختلال افسردگی فصلی را تا حد قابل توجهی بالا می برد.

واضح است که تا امروز هیچ راه مطمئنی برای جلوگیری از بروز اختلال افسردگی فصلی شناخته نشده است. با وجود این، برداشتن به موقع گام های اولیه برای مدیریت علائم این اختلال می تواند در جلوگیری از وخیم شدن آن موثر باشد. مسافرت به مناطق پرنور و گرم در فصل سرما و کنترل رژیم غذایی از جمله اقدام ها برای پیشگیری از بروز این اختلال و مدیریت آن شناخته شده اند. افراد مبتلا به این اختلال اشتیاق وافری به خوردن شیرینی ها و مواد نشاسته ای دارند.

مصرف زیاد مواد قندی و نشاسته ای به خودی خود اختلالات هورمونی ایجاد می کند که می تواند در بروز افسردگی موثر باشد. با کنترل میزان مصرف این مواد، افزایش مصرف مواد پروتئینی و سبزیجات تازه، و کاهش مصرف، غذاهای کنسروی و از پیش آماده شده، که حاوی مواد افزودنی و نگه دارنده هستند، می توان به پیشگیری از بروز اختلال افسردگی فصلی و درمان آن کمک کرد.

اینجاست که بهار و تابستان برای ساختار عصبی و هورمونی بدن غنیمتی طبیعی به شمار می آیند و زنان در بهار شادترند .

فروردین
۲۴
۱۳۹۴
خشونت جنسی علیه سالمندان
فروردین ۲۴ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

 

عکس: Flickr

این حق ماست که در تمامی مراحل زندگی در امنیت باشیم

ترجمه: فرخ نیک‌مرام

خشونت جنسی در کهنسالی

هر فردی در تمامی مراحل زندگی در خطر خشونت جنسی قرار دارد. خشونت جنسی یعنی اعمال یا کلام جنسی که برای مجبور کردنوسوء استفاده از یک فرد به کار رود. هدف از این اعمال و سخنان می‌تواند نزدیکی کردن، تحقیر یا کنترل قربانی باشد. خشونت جنسی می‌تواند شامل تماس فیزیکی یا نوازش و تماس جنسی بدون رضایت فرد، تجاوز، اجبار فرد به انجام اعمال جنسی، بوسیدن جنسی، آزار و تهدید جنسی، اجبار فرد به دیدن تصاویر جنسی، استفاده از فرد برای تولید تصاویر جنسی و به نمایش گذاشتن بدن فرد با هدف تحقیر باشد. نوع دیگر آزار جنسی، دست زدن بدون دلیل پزشکی و درد آور به آلت تناسلی فرد است. (رمزی – کلاسنیک، ۲۰۱۰) بسیاری از قربانیان خشونت جنسی، در موارد مختلفی در طول زندگی خود قربانی شده اند. (مرکز ملی منابع خشونت جنسی، ۲۰۱۰)

تمامی انواع خشونت جنسی می‌تواند علیه هر فردی، با هر سن، جنس، نژاد،گرایش جنسی، مقام اقتصادی – اجتماعی و میزان توانایی به کار رود. با این وجود اکثریت قربانیان خشونت جنسی در دوران سالمندی زن هستند. (برگس، رمزی – کلاسنیک و گرگوریان، ۲۰۰۸) این نوع خشونت معمولا از سوی افرادی که با فرد کهنسال ارتباط ویژه‌ای دارند و مورد اعتماد او هستند صورت می‌گیرد. این روابط معمولا شامل، نگهداری از فرد کهنسال، رابطه عاطفی، هم‌خانگی و رابطه خانوادگی، من جمله فرزندان بزرگسال می‌شود.

علائم خشونت جنسی

قربانیان خشونت جنسی ممکن است علائم ویژه‌ای از خود نشان دهند یا کلا علائمی نشان ندهند. پس از تجاوز، تهاجم جنسی یا تماس جنسی بدون رضایت رفتار و واکنش قربانیان یک سان نخواهد بود. اما با توجه به کهولت سن، قربانیان پیرتر بیشتر از نظر جسمی دچار آسیب می‌شوند. خشونت جنسی می‌تواند بر فرد کهنسال تاثیرات بسیار جدی عاطفی و اجتماعی داشته باشد.

این موارد تعدادی از نشانه‌های وجود خشونت جنسی در زندگی افراد کهنسال است. البته این نشانه‌ها می‌توانند نشان دهنده بیماری‌ها و مشکلات دیگر نیز باشند:

  • جراحت بر روی آلت تناسلی، جای گاز گرفتگی، جراحاتی که علامتشان باقی مانده است و کبودی بر روی ران، باسن، سینه، صورت، گردن و سایر نقاط بدن.
  • بیماری‌های مقاربتی
  • اچ آی وی / ایدز
  • ترس، نگرانی، ناراحتی، عدم اعتماد یا تغییرات شدید در رفتار فرد
  • مشکل در خوابیدن، خیس کردن جای خود، بی اشتهایی و فراموشی ناگهانی در افرادی که پیش از آن همه چیز را به خوبی به یاد می‌آورده‌اند.
  • شهود عینی یا بر ملا شدن خشونت جنسی
  • اعمال مشکوک در فردی که عامل خشونت است. (رمزی – کلاسنیک، ۲۰۱۰)

مشکلات بر سر راه گزارش دادن به پلیس

گزارش کردن خشونت جنسی برای همه دشوار است. میزان بسیار زیادی از خشونت جنسی هرگز گزارش نمی‌شود. این موارد نمونه‌هایی از موانع بر سر راه گزارش کردن خشونت جنسی هستند، بخصوص در کهنسالی.

  • برچسب و بی‌آبرویی در نتیجه گفتگو کردن در مورد مسائل جنسی و خشونت جنسی
  • معلولیت‌هایی که مانع از گزارش کردن این جرایم می‌شود
  • ترس از آزار بیشتر از سوی متجاوز
  • تمایل نداشتن به گزارش دادن، بخصوص زمانی که مجرم عضوی از خانواده یا سرپرست فرد باشد
  • نگرانی از این که گزارش از سوی دیگران به عنوان مشکل روانی و فراموشی دیده شود
  • نسبت دادن کبودی‌ها به کهولت سن (برگس و کلمنتس، ۲۰۰۸)
  • کمبود خدمات مخصوص برای قربانیان کهنسال خشونت جنسی

اگر یک نفر که شما با او آشنایی دارید قربانی خشونت جنسی است:

حرف او را بشنوید و باور کنید. بدون این که او را مورد قضاوت قرار دهید به سخنان وی گوش کنید و باور کنید و احساسات را نیز در نظر بگیرید. سردرگمی، عصبانیت، غم، احساس گناه، بی حسی، ناامیدی و سرزنش کردن خود، واکنش‌های معمول به شوک خشونت جنسی هستند.

به او پیشنهاد پشتیبانی بدهید. به قربانی اطمینان دهید که شما برای حمایت از او، اکنون و در آینده حاضر خواهید بود. حرف‌های او را خصوصی نگه دارید، مگر در زمان‌هایی که خود فرد از شما می‌خواهد که آن حرف‌ها را گزارش کنید.

سکوت نکنید. اگر کسی قربانی را ملامت کرد، شما از قربانی دفاع کنید و به دیگران بفهمانید که هرگز قربانی جرم مسئول ارتکاب جرم نیست و هیچ کس در هر سن و شرایط پزشکی نباید مورد آزار جنسی قرار گیرد.

خدمات حمایتی

ارتباط با سازمان‌های خدمات اجتماعی برای قربانیان خشونت جنسی، این امکان را به وجود می‌آورد که فرد برای به دست آوردن امنیت و درمان اثرات خشونت به حمایت و کمک دسترسی داشته باشد. این سازمان‌ها ۲۴ ساعت در روز و هفت روز در هفته مشغول ارائه خدمات هستند. این خدمات شامل تلفن اضطراری ، برنامه ریزی برای امنیت، اطلاعات و معرفی به سایر سازمان‌ها، حمایت فردی، حمایت حقوقی، حمایت درمانی در بیمارستان، گروه‌های حمایتی، کمک به دریافت قرامت برای قربانی و کمک به گرفتن حکم که موجب شود فرد متجاوز به قربانی نزدیک نشود می‌شوند. قربانیان می‌توانند بدون این که اطلاعات خصوصی خود را برملا کنند به این خدمات دسترسی داشته باشند.

تمام این خدمات رایگان و سری هستند و هرگز افشا نخواهد شد، مگر این که:

  • آن برنامه قانونا مجبور به افشای اطلاعات باشد
  • خود قربانی مجوزی با زمان محدود برای افشای اطلاعات به مقامات امضا کند
  • منبع
فروردین
۲۱
۱۳۹۴
اثبات خویشاوندی نسبی در حقوق ایران
فروردین ۲۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

 

عکس: Flickr

موسی برزین خلیفه لو- وکیل و پژوهشگر

مقدمه

خویشاوندی یکی از مسائلی است که می توان آن را از جنبه های مختلف مورد مطالعه و بررسی قرار داد. یکی از مهمترین این جنبه ها، احکام حقوقی مترتب بر رابطه خویشاوندی است. در حقوق تمامی کشورها رابطه خویشاوندی به حقوق و تکالیف متنوعی برای انسانها منجر می شود. اهمیت این حقوق به حدی است که هرج و مرج در آن می تواند زندگی اجتماعی را مختل کند. به همین دلیل اثبات خویشاوندی در حقوق از اهمیت بسزایی برخوردار است. حقوق ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. خویشاوندی در حقوق ایران بر سه نوع است. خویشاوندی “نسبی” که بر اساس ولادت ایحاد شده و نوعی رابطه خونی است.

خویشاوندی “سببی” که بر اساس ازدواج ایجاد می شود و خویشاوندی “رضاعی” که بر اساس شیر خوردن نوزاد از غیر مادر شکل می گیرد. هر سه مورد در حقوق ایران به وجود آورنده حقوق و تکالیفی است لذا اثبات آنها اهمیت فراوانی دارد. اما آنچه که بیشتر شایع بوده و در دادگاهها مطرح می شود اثبات خویشاوندی نسبی است که اصطلاحا اثبات نسب گفته می شود. اثبات رابطه خویشاوندی سببی نیز از طریق اثبات زوجیت محقق می شود . توارث، ولایت، حضانت، نفقه و مسائلی از این قبیل با وجود یک رابطه خونی و نسبی معنا پیدا می کند، به همین جهت اثبات خویشاوندی نسبی اعم از اینکه نسب مشروع، نامشروع و به شبهه باشد، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. البته بحت نفی خویشاوندی نیز در بسیاری موارد مطرح می شود. لذا در این نوشته کوتاه سعی می کنیم احکام حقوقی خویشاوندی نسبی و مقررات شکلی و ماهوی حاکم بر آن و همچنین چگونگی طرح دعوای اثبات نسب و یا نفی آن را توضیح دهیم.

هدف از طرح دعوای اثبات یا نفی نسب

دعوای اثبات خویشاوندی یا نفی آن که اصطلاحا اثبات نسب و نفی نسب گفته می شود، ممکن است با اهداف متفاوتی مطرح شود. به عنوان مثال نوزادی به هنگام تولد به نحوی از پدر و مادر خود جدا شده باشد. مثلا گم شده باشد و یا اینکه توسط پدر و مادر به شخص دیگری واگذار شده باشد و  پس از مدتی والدین طبیعی نوزاد، خواهان استرداد وی شوند،یا اینکه شخصی ادعا کند که فرزند زن و مرد معینی است و خواهان اثبات آن شود یا در عقد موقت مادر بخواهد از لحاظ قانونی پدر طفل خود را مشخص کند. همچنین اثبات یا نفی نسب ممکن است در مواردی که زنی از شوهر خود جدا شده و پس از این جدایی طفلی متولد کرده و در هویت پدر طفل اختلاف حاصل شده باشد مطرح شود. همچنین در برخی از موارد اصلاح شناسنامه نیز اثبات نسب به میان می آید و آن هنگامی است که در نام والدین اشتباهی رخ داده باشد، یا نام خانوادگی فرزند به کلی با والدین متفاوت باشد. به هر حال به طور کلی زمانی که فردی خواستار اثبات رابطه نسبی با فرد یا افراد دیگری است، بحث اثبات نسب به میان می آید و در مواردی که فردی خواستار اثبات عدم رابطه ای نسبی با فرد یا افراد دیگری است بحث نفی نسب مطرح می شود.

نسب در قانون مدنی

بر اساس قانون مدنی ایران  فرزندی که در زمان زوجیت متولد شود منتسب به شوهر است. این امر در حقوق ایران «قاعده فراش» نامیده می شود.(۱)  بر طبق ماده ۱۱۵۸ این قانون: «طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد.» بنابراین همان طوری که مشاهده می شود اصل بر الحاق طفل به شوهر است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. لذا شوهری که برخلاف این ماده معتقد است طفل با وجود زوجیت متعلق به وی نیست باید این ادعای خود را در دادگاه ثابت کند.

همچنین قانون مدنی ایران مقررات دیگری در این زمینه تشریع کرده است. بر اساس این مقررات بعد از انحلال زوجیت نیز تحت شرایطی طفل ملحق به شوهر است. بر اساس ماده: ۱۱۵۹ این قانون: «هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد شود ملحق به شوهراست مشروط بر اینکه مادر هنوز شوهر نکرده واز تاریخ انحلال نکاح تا روز ولادت طفل بیش از دو ماه نگذشته باشد مگر آنکه ثابت شود که از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از شش ماه و یا بیش از ده ماه گذشته باشد.»

همچنین قابل ذکر است نسب در حقوق ایران به نسب مشروع، نسب نامشروع و نسب ناشی از رابطه به شبهه تقسیم می شود. در هر سه مورد ممکن است دعوای اثبات نسب مطرح شود گرچه اثرات حقوقی نسب بر حسب نوع آن متفاوت است.

مقررات شکلی در مورد دعوای اثبات یا نفی نسب
دعوای اثبات یا نفی نسب در مواردی پیش می آید که اختلاف در نسب فردی پیش آید. در این مواقع لازم است ذینفع با تنظیم دادخواستی اقدام به این امر کند. دعوای اثبات نسب و یا نفی نسب باید طی دادخواست انجام شود. دادگاه صالح به رسیدگی بر اساس ماده ۴ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۲ دادگاه خانواده می باشد.

در مورد نحوه اثبات نسب یا نفی نسب مدعی باید دلایل قانع کننده ای ارائه دهد. تمامی ادله اثبات دعوی که در ماده ۱۲۵۸ قانون مدنی ذکر شده است در دعاوی مربوط به نسب نیز کارایی دارند. از میان این ادله اقرار مهمترین روش و ادله اثبات این نوع دعوی می باشد. بدین توضیح که اگر دعوای نسب علیه فردی مطرح شود و آن فرد دعوی را قبول کرده و رابطه نسبی را قبول کندنیاز به ارائه ادله دیگری وجود ندارد. البته پذیرش اقرار به نسب از طرف دادگاه مطلق نیست و مقید به شرایطی است. طبق ماده ۱۲۷۳ قانون مدنی: «اقرار به نسب درصورتی صحیح است که اولا تحقق نسب برحسب عادت و قانون ممکن باشد ثانیا کسی که به نسب او اقرار شده تصدیق کند مگر در مورد صغیری که اقرار بر فرزندی او شده به شرط آن که منازعی در بین نباشد.» همچنین بر اساس ماده ۱۱۶۱ این قانون: «در مورد مواد قبل هرگاه شوهرصریحا یا ضمنا اقرار به ابوت خود کرده باشد دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود.»

دلیل مهم دیگری که می تواند در دعوای اثبات یا نفی نسب مفید واقع شود، آزمایشات پزشکی از جمله آزمایش دی.ان. ای است. گرچه در مورد میزان اعتبار حقوقی آزمایش دی.ان.ای در دادگاههای ایران اختلاف نظر وجود دارد، لکن می توان گفت با توجه به اینکه اماره قضایی در حقوق ایران از شمار ادله قضایی محسوب می شود، آزمایش دی.ان.ای به عنوان یک اماره قابل پذیرش است. این آزمایش سبب علم قاضی شده و با توجه به اینکه نتیجه این آزمایش به طور قطع نسب را مشخص می کند بهترین ادله اثبات دعوی برای دعاوی مربوط به نسب است. در رویه قضایی ایران نیز آزمایش دی.ان.ای در اثبات یا نفی نسب در صورتی که اقرار وجود نداشته باشد تحت شرایطی قابل پذیرش است.(۲)

قابل ذکر است در صورتی که دادگاه دستور به آزمایش دی.ان.ای دهد این امر باید از طریق پزشکی قانونی انجام شود.
………………………………..

پی نوشت

۱-برای مطالعه در مورد قاعده فراش رجوع کنید به: اسدالله لطفی، قاعده فراش، فصلنامه علمی-پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، سال دوازدهم، شماره ۴۱، ۱۳۸۱

۲-برای مطالعه در این زمینه رجوع کنید به: مهشید سادات طبائی، نقش آزمایش های دی.ان.ای در اثبات نسب از دیدگاه فقه امامیه و حقوق ایران، مجله فقه و حقوق خانواده(ندای صادق)، دوره ۱۷، شماره ۵۶، ۱۳۹۱

 

فروردین
۲۱
۱۳۹۴
روز زن و گرامی داشت نقش های از پیش تعیین شده
فروردین ۲۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , ,
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

عکس : Flickr

فیروزه فروزانفر

خانه امن: همزمان با گرامی داشت روز زن در ایران رییس نهاد زنان ملل‌متحد طی بیانیه اخیر خود به اجلاس پنجاه و نهم کمیسیون مقام زن با نقش های از پیش تعیین شده برای زنان  مخالف کرد و گفت : سال ۲۰۱۵، سال شروع حرکت به‌ سوی تحقق برابری جنسیتی و توان‌افزایی زنان است، سال تکمیل‌کردن اقداماتی که در طول بیست ساله گذشته انجام شده است و فرصت مناسبی برای تداوم اقداماتی به‌شمار می‌رود که تاکنون انجام شده است.

در حالی که  رییس نهاد زنان ملل متحد به نقش های از پیش تعیین شده در جوامع توسعه یافته و نیافته نقد می کند روز زن در ایران با بزرگ کردن همین نقش ها گرامی داشته می شود و با اصلی نشان دادن هویت خانگی زن ، هویت اجتماعی زنان نادیده گرفته شده وهمین الگو در رسانه ها تبلیغ می شود .

روز زن در ایران در حالی جشن گرفته می شود که همچنان شهادت و دیه و ارث زن نیم مردان است و در قانون خانواده حقوق مسلم یک انسان . مطالبات مربوط به برابری جنسیتی از او نادیده گرفته می شود . مطالباتی که رییس نهاد زنان ملل متحدد برا آن تاکید کرده و تحقق آن را مستلزم اتخاذ اقدامات و تحقق پیشرفت‌هایی در تمامی زمینه‌ها دانسته است .

وی در این بیانیه می گوید : بایستی در فاصله سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰، تحقق اهداف توسعه پایدار را با توجه به ملاحظات جنسیتی و برابری جنسیتی دنبال کرد، اما تا ۲۰۳۰ باید تحقق برابری جنسیتی و سیاست ۵۰-۵۰ را به‌طو ر کامل دنبال کنیم. تحقق سیاست ۵۰-۵۰ هم در عرصه‌های کمی و هم در زمینه‌های کیفی باید اعمال شود و به لحاظ کمی، بایستی تعداد نمایندگان زن با تعداد نمایندگان مرد، برابر باشد.

رییس نهاد زنان ملل‌متحد ادامه داد: این امر به معنای نادیده گرفتن چالش‌ها و معضلات موجود نیست، اما باید بدانیم که ما نخستین نسل از زنان هستیم که از این فرصت برخوردار شده‌ایم که در جهت مقابله با معضلات زنان و دختران از جمله در جهت مقابله با فقر زنان و دختران، اقدام کنیم. همچنین ما نخستین نسلی هستیم که درصدد ایجاد تغییرات اساسی در توازن قدرت میان زنان و مردان برآمده‌ایم؛ اگر چه حرکت ما در ۲۰ سال اخیر، بسیار کند بوده است، اما این نباید منجر به نادیده‌گرفتن پیشرفت‌ها شود.

در میان سوال اساسی از متولیان سیاستگذاری فرهنگی برای زنان و بخصوص معاونت زنان ریاست جمهوری این است که برنامه ریزی شما برای تحقق اهداف توسعه پایدار با همان ملاحظات جنسیتی چیست ؟

تا چند سال زنان ایرانی که در قالب قوانین اسلامی زندگی می کنند می بایست تحقق این اهداف را از مردان مطالبه کرده و برای آن هزینه های گزاف پرداخت کنند و طبق این بیانیه قرار است زنان ایرانی در سال ۲۰۲۰ کجا ایستاده و چه سهمی از فرصت ها ی سیاسی و اجتماعی را به خود اختصاص دهند .

اگر خوب به بیانیه پایانی اخیر نهاد زنان ملل متحدد  دقت کنیم به چند نکته کلیدی و بنیانی اشاره شده که جامعه ایرانی همچنان از آن رنج می برد . جامعه ای که در روز زن شوهر با دسته گل و کادو به استقبال زنی می رود که می تواند روی او چند زن گرفته و قانون حق طلاق را یکسره از آن شوهر می داند .

نکته بسیار مهم در بیانیه رییس نهاد زنان ملل متحد، اِعمال فشار بر دولت‌ها جهت تغییر قوانین، عرف‌ها و سنت‌ها و هنجارها و ارزش‌هایشان خصوصاً در زمینه مربوط به حقوق و تکالیف خانوادگی است. در این بیانیه هرگونه پذیرش کلیشه‌های جنسیتی و نقش‌های کلیشه‌ای برای زنان و مردان در خانواده (پذیرش نقش‌های خانوادگی متفاوت از جمله مادری، پدری و زن و شوهری) به عنوان مصادیق و مظاهر پدرسالاری دانسته شده و محکوم به رد شده است.

از نکات قابل توجه در رویکرد نهادهای مختلف در اجلاس پنجاه‌ونهم کمیسیون مقام زن، از یک سو، اتخاذ رویکردهای کاملاً بدبینانه نسبت به نقش‌پذیری متفاوت زنان و مردان در خانواده و از سوی دیگر، اِعمال فشار ضمنی بر دولت‌ها جهت بازپس‌گیری شروط خود به اسناد بین‌المللی و اقدام در جهت ایجاد تغییرات بنیادین در ارزش‌ها و هنجارها و سنت‌های حاکم بر جوامع بوده است.

رییس نهاد زنان ملل متحد نیز صراحتاً در بیانیه اخیر خود به این اجلاس خاطرنشان کرده است که قواعد سنتی و مذهبی دولت‌ها در زمینه ازدواج، زندگی خانوادگی، اموال و مالکیت و ارث و نیز حقوق و آزادی‌های سلامت جنسی و باروری باید مورد بازنگری جدی قرار گیرد.

یکی از محورهای مورد تأکید رییس نهاد زنان ملل‌متحد در بیانیه اخیر خود به اجلاس پنجاه‌ونهم کمیسیون مقام زن، تأکید بر به رسمیت شناختن حقوق و آزادی‌های مربوط به سلامت جنسی و باروری زنان است.

امسال در حالی به استقبال روز زن در ایران می رویم که هنوز بیش از گرامی داشت هویت انسانی زن نقش های از پیش تعیین شده ارزش گذاری شده و ارزش وحقوق و تکالیف زنان را مردان معین می کنند.

مبع

فروردین
۱۸
۱۳۹۴
آموزش حقوق خانواده و نقش دولت و نظام آموزشی
فروردین ۱۸ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

عکس: مهر خانه

فیروزه فروزانفر

خانه امن: آموزش حقوق خانواده پیش از ازدواج ضروری است . بسیاری از دختران و پسران جوان در حالی دهها برگ زیبای سند ازدواج را امضا می کنند که هیچ اطلاعی از بندها و تعهداتی که به واسطه این امضاها برای آنها الزام آور می شود را ندارند .

این آموزش نه تنها در دانشگاهها و رسانه ها که در سالهای آخر دبیرستان می تواند در سرنوشت دختران و پسرانی که قرار است چنین سند مهمی در آینده امضا کنند مهم و تاثیر گذار باشد .

خانواده نیز موظف است دختران و پسران خود را نسبت به حقوق و تکالیفی که پس از قرار داد ازدواج برای آنها مسئولیت قانونی ایجاد می کند آگاه کند و این در حالی است که تقریبا هیچ آموزش رسمی و غیر رسمی درباره آن انجام نمی گیرد و بدون آموزش نیز نمی توان از زوجین جوان انتظار داشت از عهده تکالیفی که بر عهده گرفته اند به خوبی بر آمده و نهاد خانواده را با توجه به کارکردهای آن تقویت کنند .

اگر به اهمیت آموزش حقوق متقابل اعضای خانواده پی برده باشیم بدون تردید نیاز به یک برنامه آموزشی از خانواده تا مدرسه و دانشگاه و جامعه را نیز احساس می کنیم . به راستی برنامه آموزشی سیاستگذاران عمومی جامعه برای آموزش حقوق به اعضا خانواده چیست ؟

آموزشی که می تواند حق و تکلیف تک تک اعضا خانواده را مشخص کرده و آنها را نسبت به رعایت آنها آماده کند .

یکی از آموزش های ضروری یادگیری حل مسئله و حل اختلاف در خانواده است . مهارت های که می توان با یادگیری و خواندن و تمرین آنها را آموخت و اجرا کرد .

به نظر می رسد مسوولان جمهوری اسلامی که اخیرا از بالا رفتن آمار طلاق احساس نگرانی می کنند  بهتر است به جای آنکه این دلایل را در ماهواره و اینترنت جستجو کنند اتفاقا از رسانه ها و فضای مجازی در جهت آموزش حل مساله بین اعضا خانواده استفاده کرده و آنها را از کودکی در معرض چگونگی برخورد با حقوق دیگر اعضا خانواده تمرین و آموزش دهند .

توصیه اول به مسوولان جمهوری اسلامی : نخستین نکته این است که انجام دادن هر کاری به مهارت و دانش نیاز دارد. برای آنکه زن و مرد به همسران توانایی تبدیل شوند دانائی ها ، دانش ها و مهارت های لازم را کسب کنند و نقش دولت و نظام آموزشی در این مسیر دارای اهمیت است  .

همچنین در آموزش ها باید تاکید محوری بر این نکته باشد که  راه حل عمده مسائل و مشکلات زناشویی ، اصلاح نگرش به نقش های زنانه و مردانه و تقسیم بندی جامعه بر اساس جنسیت است . چنانچه شیوه برخورد و انتظارات زوجین بر اساس نقش های نوشته شده و لایتغیر اصلاح شود امکان گفت و گوی برابر بین آنها ایجاد شده و اصولا گفت و گو صورت می گیرد و اگرنه در شرایطی که مرد طبق تعالیم هر روز در جامعه احساس برتری کند نه گفت و گویی شکل گرفته و اگر هم شکل بگیرد به نتایج زیان باری تبدیل می شود .

مشخص شدن انتظارات براساس هویت برابر از جمله نکاتی است که چه در روابط دوستی یا ازدواج می بایست بین شرکای جنسی مشخص و معلوم شود .

طرح انتظارات همواره افراد را در قبول مسئولیت آماده کرده و سطح توقعات را با توانمندی طرفین متعادل می کند .

آموزش نگرش مثبت به یکدیگر از جمله نکات ضروری است که برنامه ریزی طولانی مدت نیاز دارد . در جامعه ای که اعتماد به یکدیگر خدشه دار شده مسلم است که نه تنها آمار طلاق ،که آمار کلاهبرداری و جرم و آسیبهای اجتماعی در آن بالا می رود .

آموزش و تمرین چگونگی اعتماد سازی ، چگونگی و روش های گفت و گو و مشورت با یکدیگر و هماهنگی و تصمیم گیری جمعی از جمله نکات ضروری است که مسولان فرهنگی ما باید به آن توجه ویژه کنند .

چگونه می توان شعار همدلی ، همفکری ، همکاری ، پشتیبانی ،حسن نظر ، حل وفصل مسائل ،فعالانه به حرف هاییکدیگر گوش کردن ، تشریک مساعی و احترام به عقاید یکدیگر داد بدون آنکه از مدرسه تا دانشگاه ، از رسانه تا جامعه آن را تمرین کرد و بدون آنکه در همه آموزش ها ،  آموزش حق و حقوق طرفین را به عنوان زیر بنای آموزش مورد توجه قرار نداد .

شناسایی مسئله ، علت یابی و سرانجام راهیابی از نکاتی هستند که با آگاهی به حقوق متقابل می بایست به آن توجه و مرتب تمرین کرد .

قانون روش مسالمت آمیز ،صمیمانه و خوش بینانه را زیر ساخت نظم عمومی قرار داده ولی چگونه می توان بدون آموزش انسانهای داشته باشیم که محور رفتارهای خانوادگی و اجتماعی خود را بر این اصول قرار داده اند .

مسولان دولتی جمهوری اسلامی که نگران افزایش آمار طلاق هستند باید بدانند بدون داشتن مشاوران آگاه و با تجربه و استفاده از تجربه دیگر کشورها راه به جایی نمی برند و آمار طلاق در سالهای آینده با افزایش بیشتری روبرو خواهد شد .

اصلاح قوانین مربوط به خانواده و آموزش این قوانین چراغ راهی است که می تواند یک برنامه دقیق برای تحکیم خانواده را رقم زند و اگرنه به زودی خانواده در ایران با بحران جدی روبرو خواهد شد .