صفحه اصلی  »  2015 April
image_pdfimage_print
اردیبهشت
۱۰
مزاحم دیگران شدن، جرم تلقی می شود
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

خانه امن : یکی از موارد جدی در خشونت خانگی مزاحمت است که کمتر ،در مطالب مطرح شده پیرامون خشونت خانگی مورد توجه قرار میگیرد.یکی از داوطلبان خانه امن در این خصوص مقاله ای را ترجمه کرده است .

مترجم: گیتی الف

ژانویه، ماه آگاهی عمومی درباره مزاحمت است. بیایید در مورد مزاحمت بیشتر بدانیم، آن را بشناسیم  و در صورت مواجهه خودمان یا اطرافیانمان با چنین شرایطی به دنبال راه حل باشیم.

مزاحمت چیست؟

آزارو اذیت کردن مداوم یک فرد و رفتار تهدیدآمیز داشتن نسبت به او، مزاحمت است.

مزاحم دیگران شدن، جرم تلقی می شود. بیشتر مردم فکر می کنند فقط افراد مشهور یا هنرپیشه ها قربانی مزاحمت می شوند؛ در حالی که امکان دارد این اتفاق برای هر کسی بیفتد. مزاحم ها اغلب همسر، همسر قدیم، اعضای خانواده، همکار یا یکی از آشناهای فرد قربانی هستند. احتمال دارد هر شخصی فارغ از سن و جنسیت، قربانی مزاحمت شود.

درباره مزاحمت

در ایالات متحده  سالانه حدود ۴/۳ میلیون نفرقربانی مزاحمت می شوند. همه ایالتها قوانینی علیه مزاحمت دارند. اگرچه قوانین ایالتها یکسان نیست اما مزاحمت تعریف یکسانی دارد: ارتباط / برخورد ناخواسته  قربانی با مزاحمی  که مستقیم یا غیر مستقیم قربانی را مورد تهدید قرار می دهد.

اگر کسی مزاحم حریم خصوصیتان شده است، احساس ناامنی می کنید یا جایی برای رفتن ندارید، از اطرافیانتان تقاضای کمک کنید.

شما قربانی مزاحمت هستید اگر کسی

  • به طور مداوم شما را زیر نظر دارد
  • به طور مداوم با منزل یا محل کارتان تماس می گیرد
  • بدون درخواست شما مداواً ایمیل، نامه یا فکس  می فرستد
  • اموال شما را تخریب می کند
  • خودتان یا نزدیکانتان را تهدید می کند
  • مداوماً هر جا که شما هستید بی دلیل حضور پیدا می کند

قرار گرفتن در چنین شرایطی بسیار دشوار است و در زندگی روزمره تان در منزل، محل کار یا مدرسه خلل ایجاد می کند. همچنین بر روابط با دوستان، خانواده و همکاران تاثیر می گذارد.

منبع

اردیبهشت
۱۰
اینجا مردان تمایلی به ثبت ازدواج ندارند
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

جرم عدم ثبت ازدواج در استان سیستان و بلوچستان برداشته شد، تا افراد بیشتری برای ثبت رسمی ازدواج‌شان تشویق شوند.

کلثوم مؤذن مدیرکل دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری استان سیستان‌ و بلوچستان در گفتگو با مهر خانه با بیان این مطلب گفت: طبق قانون کشوری عدم ثبت ازدواج جرم است و مردی که ازدواج با همسرش را ثبت نکرده، جرم مرتکب شده است و این جرم از لحاظ قانونی حد و جزای نقدی دارد، اما طی مکاتبات دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان استان با دستگاه قضاء، تصویب شد ، تا مجازات عدم ثبت ازدواج در این استان برداشته شود .

وی ادامه داد:با توجه به مراجعات مکرری که زنان این استان به بخش‌های قضایی برای احقاق حقوق‌شان داشتند و از طرفی بدون داشتن سند ازدواج این دفتر نمی‌توانست هیچ حمایتی برای این زنان انجام دهد، براین اساس دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری استان از سال ۸۶ در سطح وسیع پیگیری‌هایی را برای ثبت ازدواج‌های رسمی انجام داد.

وی در خصوص علل ثبت‌نکردن رسمی ازدواج در این استان گفت: قشری از اقوام استان سیستان‌وبلوچستان به‌دلیل تعدد زوجات، ازدواج با همسر اول را به ثبت نمی‌رسانند تا اگر خواستند همسر دیگری اختیار کنند، نیاز به گرفتن رضایت همسر اول نداشته باشند.

عدم دسترسی به دفاتر ثبت ازدواج در مناطق دورافتاده

این مقام مسئول عدم دسترسی به دفاتر ثبت ازدواج در روستاها و مناطق دورافتاده را از دلایل دیگر عدم ثبت رسمی ازدواج برشمرد و گفت: با توجه به گزارشی که به رئیس کل محترم دادگستری استان ارائه شد و مکاتبات انجام شده، لازم است تیم‌های سیاری از اداره‌ ثبت اسناد برای ثبت ازدواج به مناطق دورافتاده بروند و یا در هر چند روستا یک دفتر ثبت ازدواج قرار گیرد، ولی متأسفانه هنوز این مشکل به قوت خود باقی ‌است و دفاتر ثبت ازدواج در دسترس اهالی روستا وجود ندارد. افراد ناآگاه هم برای ثبت ازدواج این مسیر طولانی از روستا تا مرکز شهر برای ثبت ازدواج را طی نمی‌کنند.

فقرا قادر به پرداخت هزینه ثبت نیستند

وی ادامه داد: فقر و نداشتن بودجه کافی برای ثبت ازدواج از دیگر علل بروز این مشکل است؛ چراکه دفاتر ثبت براساس مهریه‌ای که تعیین می‌شود، هزینه‌ای را برای ثبت ازدواج دریافت می‌کنند و افراد کم‌توان قادر به پرداخت آن نیستند.

مؤذن با بیان این‌که عدم آگاهی از دیگر علل بروز این مشکل است، افزود: عدم ثبت ازدواج‌ در برخی مناطق سیستان‌وبلوچستان و بخش‌هایی که اطلاع‌رسانی کمتری شده است، شدت بیشتری دارد، ولی در مرکز استان این اتفاق، کمتر رخ می‌دهد.

تیم‌‌هایی با دفاتر سیار به مناطق دورافتاده فرستاده شوند

این مقام آگاه در خصوص تأثیر برنامه‌های تشویقی برای ثبت ازدواج که دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری استان انجام داده است، اظهار داشت: هم‌اکنون با تلاش‌های فراوان، بسیاری از این ازدواج‌ها ثبت شده است. جالب این است که از سال ۸۶ با اطلاع‌رسانی‌ها و جلساتی که در کل استان تشکیل شد، اکثر افراد مجاب شده‌اند که ازدواج‌شان را ثبت کنند. همچنین از سال ۸۶ ازدواج‌های ثبت‌نشده که مربوط به سال‌های قبل است، به ۱۰ درصد کاهش یافته و برای تعداد باقی‌مانده لازم است تیم‌‌هایی با دفاتر سیار در دسترس مناطقی نظیر چابهار، سراوان و نیک‌شهر قرار گیرند.

ازدواج زنان ایرانی با اتباع بیگانه

وی با بیان این‌که بیشتر ازدواج‌هایی که ثبت‌نشده باقی مانده‌اند به دلیل ازدواج با اتباع بیگانه بوده است، ادامه داد: ما تا به حال ازدواج‌هایی که منع قانونی نداشته‌اند را به ثبت قانونی رسانده‌ایم و تعداد باقی‌مانده بیشتر شامل ازدواج‌های غیرقانونی زنان ایرانی با اتباع بیگانه است که امکان ثبت آن‌ها وجود ندارد.

مدیرکل دفتر حمایت از حقوق ‌زنان و کودکان دادگستری استان سیستان‌وبلوچستان در خصوص تبعات ازدواج‌های غیرقانونی اظهار داشت: درصد بالای کودکان معلول در استان سیستان‌و‌بلوچستان نشأت‌گرفته از ازدواج‌های ثبت‌نشده و در نتیجه عدم انجام آزمایشات لازم از لحاظ ژنتیکی است. هم‌چنین به دلیل نداشتن سند قانونی ازدواج، در صورت بروز ضرب‌و‌شتم هیچ مدرکی وجود ندارد و اگر اقدام قانونی در جهت مطالبه نفقه یا مهریه انجام گیرد نیز به نتیجه نخواهد رسید و زوج بدون دادن هیچ حق و حقوقی زوجه را رها می‌کند. در این موارد دفتر حمایت از زنان و کودکان دادگستری بدون داشتن مدرک نمی‌تواند هیچ کمکی برای این زنان انجام دهد.

امکان تحصیل فرزندان فاقد شناسنامه وی با بیان این‌که در این موارد اگر زوج فوت شود به دلیل نداشتن مدارک لازم و سند ازدواج زن جزو ورثه به حساب نمی‌آید، افزود: هم‌چنین به‌دلیل نبودن سند ازدواج، بسیاری از کودکان نیز فاقد شناسنامه‌اند. با درخواست‌ و نامه‌نگاری‌هایی که دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان با دادستان کل استان سیستان‌وبلوچستان انجام داد و همکاری وزارت آموزش و پرورش، موافقت شد امکان تحصیل فرزندان این خانواده‌ها را داخل استان حین پیگیری برای گرفتن سند ازدواج والدین‌شان، فراهم کنیم.

این مقام مسئول در خصوص حل مشکل شناسنامه کودکان این استان گفت: ابتدا باید ازدواج‌ والدین این فرزندان به صورت رسمی ثبت شود. ثبت ازدواج‌‌هایی که پدر خانواده فوت شده، زندانی است، یا مادر را طلاق داده و یا خانواده را رها کرده است، بسیار مشکل است، ولی درصد بیشتر مشکلات به ازدواج مادر با اتباع بیگانه مربوط می‌شود.

زنان و کودکان بدون مدرک قانونی تحت پوشش هیچ مؤسسه‌ حمایتی قرار نمی‌گیرد

وی با بیان این‌که مادر ایرانی که ازدواجش ثبت نشده، مدرک قانونی برای تحت پوشش قرار دادن فرزندان و استفاده از کمک هیچ مؤسسه‌ حمایتی ندارد، اظهار داشت: برای مثال دفتر ما به خانمی که شوهرش اعدام شده یا زندانی است و مدارک رسمی ندارد، نمی‌تواند هیچ کمکی کند. حتی برای معرفی به کمیته امداد اولین مدرکی که از فرد می‌خواهند، شناسنامه‌ است و فردی که مدرک قانونی ندارد، نمی‌تواند تحت پوشش سازمان بهزیستی و کمیته امداد قرار گیرد و حتی حق گرفتن یارانه‌‌اش را نیز ندارد.

مدیرکل دفتر حمایت از حقوق ‌زنان و کودکان تأکید کرد: ما از دولت درخواست داریم حداقل برای کودکانی که مادر برابر قانون قیم‌نامه و حضانت‌نامه دارد و یا سرپرست آن‌ها تعیین شده است، تفاوت قائل شوند. برای مثال مادری که با اتباع بیگانه ازدواج کرده، شوهرش فوت شده و حضانت‌نامه دارد، بچه‌های خود را کجا تحویل دهد؟ البته درست است که در کشور ما فرزند قانوناً متعلق به پدر است، اما پدری که فوت شده، از کشور طرد شده، اعدام یا زندان است و درحال حاضر سرپرست قانونی مادر ایرانی است، به او نیز شناسنامه قانونی داده نمی‌شود.

بیشتر اعضای کانون‌های اصلاح تربیت، کودکانی‌اند که حمایت نمی‌شوند

کلثوم مؤذن در خصوص آسیب‌های ناشی از این مشکل در سیستان و بلوچستان گفت: طبق بررسی‌های انجام‌شده بیشتر اعضای کانون‌های اصلاح و تربیت، کودکانی هستند که حمایت نمی‌شوند، بازمانده از تحصیل‌اند، شناسنامه ندارند، سربازی نمی‌توانند بروند و گواهینامه رانندگی نمی‌توانند بگیرند. درست مثل کسی که از جامعه طرد شده است و بیشتر جرایم آدم‌ربایی، سرقت و ضرب و شتمی که در این استان اتفاق می‌افتد، مربوط به این قشر است.

وی ادامه داد: زنانی که طلاق گرفته‌اند، شوهرانشان زندانی‌اند یا فوت شده‌اند، مشکلات بسیاری دارند. این زنان معمولاً در سنین پایین و به صورت غیرقانونی ازدواج کرده‌ و فرزندان بسیاری نیز دارند، که از سوی هیچ سازمانی حمایت نمی‌شوند.

زنان و کودکان در صورت خشونت مدرکی برای اثبات حق و حقوق خود ندارند

مدیرکل دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری استان سیستان و بلوچستان گفت: موارد همسرآزاری و کودک‌آزاری نیز در این استان فراوان دیده می‌شود. بیشتر این موارد ناشی از فقر مالی و نبود درآمد و شغل مناسب و در نتیجه آسیب روحی و روانی برای افراد است. هم‌چنین به دلیل نداشتن مدارک شناسایی، افراد از بیمه هم محروم‌اند که نمی‌توانند در صورت بیمارشدن کودک از خدمات درمانی استفاده کنند. همچنین در صورت مراجعه زنان و کودکان آسیب‌دیده به پزشکی‌قانونی و بهزیستی برای حمایت، به دلیل نداشتن مدارک قانونی هیچ کمکی صورت نمی‌گیرد. البته در قشر مرفه استان سیستان‌وبلوچستان آمار کودک‌آزاری کمتر است.

تأسیس خیریه‌ای برای تحت پوشش قراردادن زنان بی‌سرپرست

وی با بیان این‌که برای تحت پوشش قراردادن این زنان با کمک خیرین، خیریه‌ای تحت عنوان خیریه حلیمه سعدیه شرق کشور تأسیس کردیم، اظهار داشت: این خیریه تعدادی از کودکان را تحت پوشش قرار داده و ماهانه مبلغی برای کمک به این خانواده‌ها اهدا می‌شود. هم‌چنین با کمک خیرین تعدادی از افرادی را که مدارک قانونی دارند به صورت شبانه‌روزی نگهداری می‌کنیم و ۵۰۰ خانواده زن‌سرپرست که تحت پوشش هیچ سازمانی نیستند و مدارک قانونی ندارند نیز توسط این دفتر تحت پوشش گرفته است. هم‌چنین برخی هزینه‌های پزشکی‌قانونی و آزمایشات لازم برای ثبت ازدواج توسط خیرین پرداخت می‌شود.

مسئولین نگاه ویژه‌ای به این استان داشته باشند

مؤذن این‌که لازم است به این استان نگاه ویژه‌ای شود، اظهار داشت: در آخرین نامه‌ای که دادستان  استان سیستان‌وبلوچستان برای مدیرکل کمیته امداد استان زدند، ایشان قول مساعد دادند که به‌صورت ویژه این مشکل را برای استان سیستان‌وبلوچستان حل کند. همچنین با معاون رییس‌جمهور در امور زنان نامه‌نگاری شده است تا برای بازدید به مناطق محروم بروند.

اردیبهشت
۹
با زنانه‌شدن فقر، سالمندی و سرپرستی خانوار مواجه هستیم
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

خانه امن: ما در شرایطی قرار داریم که تحت‌تأثیر تغییرات جمعیتی، فرهنگی و اقتصادی با افزایش دختران فارغ‌التحصیل دانشگاهی، بالارفتن سن ازدواج، افزایش طلاق و زنانه‌شدن بسیاری از پدیده‌ها مانند فقر، سالمندی و سرپرستی خانوار مواجه هستیم.

شهیندخت مولاوردی معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده بیان این مطلب افزود: ازاین‌رو، باید مراقب باشیم که این پدیده‌ها منجر به مشکلات بزرگ‌تر نشود و معضلاتی مانند اعتیاد و ایدز هم زنانه نشوند.

وی ادامه داد:در واقع، باید با بررسی مشکلات موجود، از زنانه‌شدن بسیاری از پدیده‌ها جلوگیری کنیم. راهبرد ما برای مقابله با این مشکلات توانمندسازی و مهارت‌افزایی زنان است که البته هنوز نتوانسته‌ایم در این زمینه به وضعیت مطلوب دست یابیم.

مولاوردی گفت: ما زمانی می‌توانیم بگوییم مقام زنان را گرامی داشته‌ایم که در عمل به حل مشکلات اقدام کنیم و علائم و هشدارها را جدی بگیریم.

باید به سمت سیاست‌های دوست‌دار خانواده حرکت کنیم

معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده ضمن بیان این مطلب که باید بتوانیم شرایط عادلانه‌ای برای دسترسی به منابع و فرصت‌ها فراهم کنیم، عنوان داشت: رییس‌جمهور امسال هم مانند سال گذشته تأکید کردند که باید فرصت‌های برابر شغلی را برای زن و مرد در جهت توانمندسازی آن‌ها تضمین کنیم. از سوی دیگر، ما باید به سمت سیاست‌های دوست‌دار خانواده حرکت کنیم و توازن لازم بین کار و زندگی را ایجاد کنیم تا اعتدال لازم به وجود آید. زنان ما به‌خصوص زنانی که به شغل نیاز دارند، نباید در دوراهی انتخاب بین کار و زندگی قرار بگیرند.

مولاوردی بیان داشت: داشتن شغل از حقوق ابتدایی هر انسانی است و ما باید شرایط کار شایسته را فراهم کنیم. ما معتقدیم بدون مشارکت زنان به ‌ویژه در اقتصاد، نمی‌توانیم به اهداف مورد نظر در اقتصاد مقاومتی و اقتصاد دانش‌بنیان دست یابیم. وقتی اقتصاد دانش‌بنیان باشد، تفکیک میان زن و مرد معنا ندارد.

نگرانی از زنانه‌شدن بخش اشتغال غیررسمی

وی گفت: نگرانی دیگر ما بابت زنانه‌شدن بخش اشتغال غیررسمی است که در این زمینه باید پیش‌بینی‌های لازم انجام شود. امیدواریم با سیاست‌گذاری مناسب دولت، بتوانیم مزایای بخش رسمی اشتغال را به بخش خصوصی تعمیم دهیم. مولاوردی ادامه داد: توانمندسازی زنان، توانمندسازی کل جامعه است و کشورهایی که با اتکا به تمام ظرفیت خود حرکت می‌کنند، از اقتصاد نیرومندتر و توسعه پایدارتری بهره‌مند می‌شوند.

اردیبهشت
۹
خانواده ها روزانه فقط ۲۵ دقیقه با هم ارتباط دارند
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

 

خانه امن:بر اساس ارزیابی صورت گرفته در سال ۱۳۸۷ زمان برقراری ارتباط بین خانواده‌ها در روز تنها ۲۵ دقیقه بوده که این امر باعث شده تا خانواده‌ها زمان لازم برای انتقال فرهنگ را نداشته باشند.

محمود گودرزی وزیر ورزش و جوانان با بیان این مطلب گفت: مشکل هویت، تغییر فرهنگ، سبک زندگی، فضای مجازی، دسترسی آسان به اطلاعات و …زندگی جوانان را تحت تأثیر قرار داده است.

وی با بیان اینکه ماشینی شدن و فراگیری دهکده جهانی باعث ایجاد گسل بین نسل گذشته و حال شده است، افزود: تفاوت نسلی تبعات مختلفی داشته که ما نسل کنونی را درک نمی‌کنیم و آن‌ها نیز نسل گذشته را درک نمی‌کنند.

گودرزی گفت: ضرورت ایجاب می‌کند که جوانان مشکلات خود را مطرح کنند و این امر نیز می‌تواند از سوی تشکل‌های مردم نهاد صورت گیرد و سمن‌ها می‌توانند زمینه حضور جوانان در اجتماع را فراهم کنند.

وزیر ورزش و جوانان با تأکید بر اینکه کهگیلویه و بویراحمد از جهت نارسایی‌ها و آسیب‌های اجتماعی رتبه پایینی دارد، گفت: از دلایل پایین بودن آسیب‌های اجتماعی در این استان شاید ایزوله‎تر بودن آن به نسبت دیگر استان‌ها است.

اردیبهشت
۹
متحجرین می‌گویند اگر زنان کار کنند عفاف و حجاب به خطر می‌افتد
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

خانه امن: کارکردن یک حق عمومی است و دولت‌ها موظف اند تا برای سایر اقشار جامعه کارایجاد کنند. در این خصوص رفع اشکال مختلف تبعیض بین زنان و مردان در حوزه کار ضروری است.

سهیلا جلودارزاده رییس اتحادیه زنان کارگر با بیان این مطلب گفت:بعضی‌ها می‌پرسند چرا زنان باید کار کنند. باید بگویم در حال حاضر ۲/۵ میلیون نفر زن سرپرست خانوار داریم که حق کار کردن دارند ولی در اثر بسیاری از ناملایماتی که در عرصه کار وجود دارد بعضا حق کارکردن از آن‌ها گرفته می‌شود.

وی ادامه داد:نمی‌توان زنان را از حق ارتقاء شغلی محروم کرد. امروز آماری داریم که نشان می‌دهد در طول ۶ سال یعنی تا سال ۹۲ و تا قبل از روی کار آمدن دولت یازدهم هر سال ۱۰۰ هزار نفر از تعداد شاغلین زن کم شده است یعنی در طول ۶ سال ۶۰۰ هزار زن بیکار شده‌اند و این ناشی از نگرش تبعیض آمیز به مسایل زنان است.

رییس اتحادیه زنان کارگر گفت: بعضی از متحجرین می‌گویند اگر زنان کار کنند عفاف وحجاب به خطر می‌افتد اما ما ازبزرگان سخنانی بسیاری داریم که می‌گوید بیکاری زمینه فساد است. مساله‌ای که امروز باید حاکمیت به آن توجه کند این است که با فرافکنی نمی‌توان مسایل را حل کرد بلکه باید با مشکلات روبرو شد و نسبت به حل چالش‌های حوزه کار و رفع تبعیض‌ها اقدام کرد.

جلودار زاده افزود: امروز می‌بینیم که خیلی از تحصیل کردهای موفق فرزندان مادران کارگری هستند که در دوره خدمت خود در زمره پرتلاش‌ترین نیروهای عرصه کار بودند.

وی ضمن اشاره به آمار کم مفاسد اداری و مالی گزارش شده از سوی زنان گفت: آمار مفاسد اداری و مالی زنان که گزارش شده است به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد و این ناشی از رشد فردی وارتقای اجتماعی زنان در حوزه کاراست.

جلودارزاده ادامه داد: وقتی شرایط عادلانه‌تر باشد دیگر نمی‌شنویم که زنان جلوی پیشرفت یکدیگر را می‌گیرند. طبیعی است که وقتی یک صندلی گذاشته‌اید افراد به هم تنه می‌زنند تا آن موقعیت رابه دست آورند اما اگر امکانات دردسترس همه باشد قطعا امکان دستیابی به موقعیت برابر برای همه زنان وجود خواهد داشت.

به گفته وی، امروز اگر سیاست‌های افزایش جمعیت به عنوان سیاست کلان مطرح می‌شود پس باید در این زمینه شاهد ارتقای حمایت‌های اجتماعی مانند افزایش مرخصی زایمان و خدمات اجتماعی دیگر هم باشیم.

جلودارزاده در ادامه با اشاره به حوادثی که برای زنان کارگر در حوزه کار اتفاق می‌افتد گفت: سال گذشته شاهد یک اتفاق اسفناک بودیم. حادثه خیابان جمهوری نباید دوباره تکرار شود. باید شرایط مناسب استفاده ازنیروی کار در واحدهای مختلف تولیدی و صنعتی برای کارگران زن فراهم شود. مهتمرین ثروت ما وجود نیروی انسانی ماهر و باهوش است که باید نسبت به حفظ آن تمهیدات لازم صورت گیرد.

بنا به آمارهای ارایه شده از سوی مرکز آمار ، بالا‌ترین رقم بیکاری متعلق به زنان است. در پنج سال اخیر این آمار دوبرابر پیش از مردان بوده است .

در حال حاضر نرخ مشارکت زنان ۱۵ درصداست یعنی از هر ۱۰۰ زن ۱۵ زن اعم از شاغل و جویای کار در عرصه کار حضور دارند.

اردیبهشت
۹
معرفی روزهای نارنجی سال ۲۰۱۵
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

خانه امن : تأکید ویژه بر مقابله با خشونت از منظر توسعه و الگوی جدید آن، می‌تواند به‌منزله ضمانت اجرا یا اهرم فشاری برای یکپارچه‌سازی قوانین و رویه‌های ملی در حوزه زنان تلقی شود.

این تاکید،حاکی از تلاش گسترده نهادهای بین‌المللی خصوصاً نهاد زنان ملل‌متحد برای ورود ملاحظات جنسیتی در سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه‌ای است.

 این رویکرد به‌ویژه برای همراه ساختن جوامع درحال‌توسعه یا کمترتوسعه‌یافته که مخاطب اصلی برنامه‌های توسعه‌ای هستند، اقدام مؤثری به‌شمار می‌آید .

روز ۲۵ آوریل هرماه به‌عنوان روز نارنجی یا روز مقابله با خشونت علیه زنان از سوی دبیر کل ملل‌متحد اعلام‌ شده است؛ روزی که اقدام و ارتقای آگاهی و پیش‌گیری از خشونت علیه زنان و دختران در آن مطرح است.

دلیل نام‌گذاری این روز در هرماه، ضرورت توجه و تمرکز بر مسئله پیش‌گیری و مقابله با خشونت علیه زنان و دختران، نه‌ فقط یک‌بار در سال (۲۵ نوامبر: روز بین‌المللی محو خشونت علیه زنان)، بلکه هرماه بیان ‌شده است.

به گزارش مهرخانه ، سال ۲۰۱۵ که مقارن با بیستمین سالگرد تصویب اعلامیه و برنامه عمل پکن (پکن +۲۰) است، در راستای رفع خلأها و موانع و پیشبرد حقوق زنان و دختران، مهم تلقی می‌شود. موضوعاتی که در سال ۲۰۱۵ برای روز نارنجی در هرماه اعلام‌شده، عبارت است از:

۱٫       ماه آوریل: مردان برای زنان «HeForShes»: نه گفتن به خشونت علیه زنان و دختران؛

۲٫       ماه می: کاربرد تکنولوژی برای پایان‌دادن به خشونت علیه زنان و دختران؛

۳٫       ژوئن: ارزیابی اجرای بیست‌ساله برنامه عمل پکن: اقدامات انجام‌گرفته برای پایان‌دادن به خشونت علیه زنان و دختران؛

۴٫       جولای: جوانان در عمل: اهداف توسعه پایدار و آینده‌ای عاری از خشونت علیه زنان و دختران؛

۵٫       آگوست: برابری جنسیتی و پایان دادن به خشونت علیه زنان و دختران؛

۶٫       سپتامبر: الگوی جدید توسعه جهانی: اقدامات بعدی لازم برای پایان‌دادن به خشونت علیه زنان و دختران؛

۷٫       اکتبر: تضمین دسترسی زنان و دختران قربانی خشونت به خدمات؛

۸٫       نوامبر: جهان را نارنجی کنیم!

به گزارش مهرخانه، با توجه موضوعات سال جاری در رابطه با حمایت از زنان و دختران، نکات ذیل قابل‌تأمل به‌نظر می‌رسد:

اول، این‌که رویکرد بین‌المللی در مقابله با خشونت علیه زنان، حوزه فراگیر و عام‌تری را در مقایسه با سال گذشته مدنظر قرار داده است؛ چراکه اهم موضوعات تعیین‌شده برای روز نارنجی در سال ۲۰۱۴ به ترتیب عبارت بودند از: تضمین فضاهای عمومی ایمن برای زنان و دختران، مشارکت‌دادن هنرمندان در اقداماتی برای پایان‌دادن به خشونت علیه زنان و دختران، محو خشونت علیه دختربچه‌ها، مقابله با خشونت علیه زنان و دختران در اقتصاد غیررسمی، مشارکت‌دادن قهرمانان ورزشی و مقابله با خشونت علیه زنان و دختران در ورزش، همکاری با بخش تجاری برای پایان‌دادن به خشونت علیه زنان و دختران، پایان‌دادن به خشونت جنسی مرتبط با مخاصمات علیه زنان و دختران، پایان‌دادن به ختنه دختران، و دسترسی به عدالت برای قربانیان خشونت؛ که هر یک (به لحاظ موضوعی و یا گروه هدف) حوزه معینی از موضوع را موردتوجه قرار می‌داد؛ و البته کلی‌بودن موضوعات در سال ۲۰۱۵، زمینه را برای طرح مباحث به‌صورت کلان فراهم می‌آورد. ضمن آن‌که مانعی برای تخصیص موضوعی مطرح نخواهد بود.

دوم، تأکید ویژه بر مقابله با خشونت از منظر توسعه و الگوی جدید آن، حاکی از تلاش گسترده نهادهای بین‌المللی خصوصاً نهاد زنان ملل‌متحد برای ورود ملاحظات جنسیتی در سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه‌ای است که این رویکرد به‌ویژه برای همراه ساختن جوامع درحال‌توسعه یا کمترتوسعه‌یافته که مخاطب اصلی برنامه‌های توسعه‌ای هستند، اقدام مؤثری به‌شمار می‌آید و در ضمن می‌تواند به‌منزله ضمانت اجرا یا اهرم فشاری برای یکپارچه‌سازی قوانین و رویه‌های ملی در حوزه زنان تلقی شود.

سوم، چالش هم‌گرایی در رابطه با مفهوم خشونت علیه زنان و مصادیق آن هم‌چنان مطرح است و البته نهاد زنان ملل‌متحد با عمل‌گرایی و اجرای برنامه‌های مختلف منطقه‌ای، تلاش در نادیده گرفتن آن دارد. هم‌چنین طرح موضوع برابری جنسیتی در ذیل منع خشونت علیه زنان و یا به‌منزله مصداق مهمی از آن، از دیگر موضوعات مهم در حوزه مسائل زنان است که تاکنون در رویه نهادهایی چون کمیته محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان مورد تأکید قرار داشته است و البته در دستور کار نهاد زنان ملل‌متحد نیز است.

اردیبهشت
۷
نبرد با بردگی جنسی: من و تو بزرگ‌ترین مانع‌ایم
تجربه ها و خاطره ها
۰
image_pdfimage_print

بریده ای از داستان :

سونیتا کریشنان فعال حقوق زنان هندی و موسس سازمان پراژوالا است٬ سازمانی که با هفده شعبه در هند به زنانی که قربانی قاچاق انسان و تجارت سکس هستند پناه می دهد. نهاد او همچنان برای هزاران کودک مبتلا به ایدز امکان تحصیل فراهم کرده است.او در ۱۵ سالگی‌اش قربانی تجاوز گروهی بود و در سخنرانی برای موسسه “Ted” داستان خودش و سه قربانی دیگر را بازگو می کند . خانه امن متن سخنرانی و ویدئوی آن را منتشر میکند .

سونیتا کریشنان : من با شما درباره بدترین فرم نقض حقوق بشر، سومین جرم سازماندهی شده بزرگ، یک صنعت ۱۰ میلیارد دلاری صحبت کنم. من با شما درباره برده داری دنیای مدرن صحبت می کنم.

می خواهم داستانی را برای شما بازگو کنم درباره ۳ کودک، پرانیتا، شاهین و آنجالی. مادرِ پرانیتا زنی تن فروش بود، یک روسپی. او آلوده به HIV شده بود، و مقارن با پایان زندگی اش، زمانی که او در آخرین مراحل بیماری ایدز قرار داشت، چون دیگر نمی توانست تن فروشی کند، بنابر این پرانیتای ۴ ساله را به یک دلال فروخت. زمانی که ما اطلاعات را گرفتیم، به آنجا رسیدیم، پرانیتا پیش از آن توسط ۳ مرد مورد تجاوز قرار گرفته بود.

سابقه شاهین را حتی من هم نمی دانم. ما او را در یک مسیر راه آهن پیدا کردیم، توسط تعداد زیادی مرد مورد تجاوز قرار گرفته بود، نمی دانم چند نفر. ولی نشانه های  روی بدن اش نشان می داد که روده اش از بدن اش خارج شده بود. و زمانی که ما او را به بیمارستان رساندیم او به ۳۲ بخیه برای بازگرداندن روده به داخل بدنش نیاز داشت. ما هنوز نمی دانیم که والدینش چه کسانی هستند و او کیست؟همه آن چیزی که ما می دانیم این است که صدها مرد از او بطور وحشیانه ای استفاده کرده اند.

پدر آنجالی ، یک دائم الخمربود که بچه اش را برای پورنوگرافی فروخت. بچه های ۳ و ۴ و ۵ ساله که برای بهره برداری جنسی تجاری قاچاق شده اند. در این کشور(هندوستان)، و در کل دنیا، صدها و هزاران کودک، با سنین ۳ و ۴ سال، برای بردگی جنسی فروخته می شوند. اما این تنها دلیلی نیست که افراد برایش فروخته می شوند. آنها به اسم فرزند خواندگی فروخته می شوند. آنها به اسم تجارت اعضای بدن فروخته می شوند. آنها به اسم کارگران اجباری فروخته می شوند. فریب و نیرنگ، هیچ چیز، هر چیزی.

من روی مسئله استثمار جنسی تجاری کار می کنم. و از آن جا برایتان داستان می گویم. سفر خود من برای کار با این کودکان از نوجوانی آغاز شد. من ۱۵ ساله بودم زمانی که توسط ۸ مرد به طور دسته جمعی مورد تجاوز قرار گرفتم. من بخش تجاوز را به اندازه ای که خشم و غضب ناشی از آن را به یاد دارم، به خاطر ندارم. بله، ۸ مرد بودند که مرا بی حرمت کردند، به من تجاوز کردند، اما آن به هوشیاری من وارد نشد. من هرگز احساس یک قربانی را ، در آن هنگام یا اکنون نداشتم. اما آنچه باعث تردید من شد تا کنون — من الان ۴۰ ساله هستم– این خشم عظیم بیدادگرانه است.

دو سال، من از جامعه طرد بودم، من بد نام بودم، من منزوی بودم، به خاطر اینکه من یک قربانی بودم و این همان چیزی است که ما همگی در خصوص بازماندگان انجام می دهیم. ما، به عنوان یک جامعه، ما PHDها ، در قربانی کردن یک قربانی داریم. دقیقا از سن ۱۵ سالگی، زمانی که به نگاه کردن به دور وبرم شروع کردم ، من شروع کردم صدها و هزاران زن و کودک را ببینم که گرفتار شیوه های بردگی گونه جنسی بوده اند، اما مطلقا هیچ فرصتی به آنها داده نمی شود، به خاطر اینکه ما به آنها اجازه نمی دهیم که وارد شوند.

سفرشان از کجا آغاز می شود؟ بیشتر آنها از خانواده های معمولی ، نه صرفا فقیر می آیند. برخی از شما حتی از خانواده های متوسط هم قاچاق خواهید داشت. من این دختر افسر IS را داشتم، که ۱۴ ساله است و در کلاس نهم استاندارد درس می خواند، که در حال گفتگو کردن مورد تجاوز یک نفر قرار گرفت، و از خانه فرار کرد چون می خواست که یک شیرزن قهرمان باشد،او کسی است که قاچاق شد. من صدها و هزاران داستان از خانواده های خیلی خیلی خوشبخت دارم و کودکانی از خانواده های خیلی خوشبخت، که گرفتار قاچاق شده اند.

این افراد فریب خورده اند و مجبور شده اند، ۹۹٫۹ درصد آنها در مقابل فحشا مقاومت کرده اند. برخی هزینه اش را دادند. آنها کشته شده اند؛ ما حتی در مورد آنها نشنیده ایم. آنها بی صدا هستند ، (نامشخص)، مردمان بی نام. اما بقیه، که تسلیم آن شده اند، به استقبال شکنجه هرروزه می روند. به خاطر اینکه مردانی که به سوی آنها می روند مردانی نیستند که بخواهند تو را دوست دختر خود کنند، یا کسی که بخواهد که با تو تشکیل خانواده دهد. این ها مردانی هستند که تو را برای یک ساعت می خرند، برای یک روز، و از تو استفاده می کنند، دورت می اندازند.

هر یک از دخترانی که من نجات داده ام — من بیش از ۳۲۰۰ دختر را نجات داده ام — هر یک از آنها یک داستان مشترک را به من می گفتند … یک داستان در مورد یک مرد، حداقل، پودر فلفل در مهبل آنها می پاشیدند، یک مرد سیگار می گرفت و او را می سوزاند، یک مرد او را شلاق میزد. ما بین این مردان زندگی می کنیم: آنها برادران ما، پدران ما، عموها، پسر عموها، همه دور و بر ما هستند. و ما درباره آنها ساکت هستیم.

فکر می کنیم آن پولی است که راحت بدست می آید. فکر می کنیم آن یک راه میان بر است. ما فکر می کنیم شخص دوست دارد کاری را که آن دختر می کند، انجام دهد. اما امتیازهای اضافه ای که به آن دختر می رسد بیماری های عفونی متفاوتی است، بیماریهای مقاربت جنسی، HIV، ایدز، سفلیس، سوزاک، شما نام ببرید، سوء مصرف مواد مخدر، هرچیزی در روز روشن. و یک روز او آنها را می گذارد برای من و شما، به خاطر اینکه ما هیچ راهی برایش باقی نگذاشتیم. و بنابراین او شروع می کند به عادی سازیِ این استثمار. او معتقد است، ” بله، این همان است، این است سرنوشت من.” و این طبیعی است، که در یک روز توسط ۱۰۰ مرد مورد تجاوز قرار گیرد. و این غیر طبیعی است که زیر یک پناهگاه زندگی کند. این غیر طبیعی است که به دوران به شرایط خوب و سلامت برگردد.

این همان زمینه ای است که من در آن کار می کنم. زمینه ای که من کودکان را نجات می دهم. من بچه هایی را نجات داده ام به کوچکی ۳ سال، و من زنی را نجات داده ام به سن ۴۰ سال. وقتی من آنها را نجات دادم، یکی از بزرگترین چالش هایی که داشتم این بود که از کجا شروع کنم. به خاطر اینکه من خیلی از آنها را داشتم که قبلا دچار بیماری HIV بودند. یک سوم کسانی که من نجات میدهم HIV مثبت هستند.  بنابراین چالش من این بود که بفهمم چگونه می توانم قدرت را از این درد بیرون بکشم و برای من  بزرگترین تجربه خودم بودم. دریافتن خودم، درکِ درد خودم، انزوای خودم، بزرگترین معلمم بود. زیرا آنچه ما با این دختران انجام دادیم این بود که استعداد درونی آنها را بفهمیم.

یکی از آنها به عنوان یک جوشکار تربیت شده است. او برای یک شرکت خیلی بزرگ کار می کند، یک کارگاه در حیدرآباد، که وسایل خانه می سازند. او در حدود ۱۲۰۰۰ روپیه درآمد دارد. او یک دختر بی سواد است، که آموزش دیده، ماهر شده اما  چرا جوشکاری و چرا کامپیوتر نه؟ ما حس کردیم، یکی از چیزهایی که این دخترها دارند شجاعت زیاد است. آنها هیچ پرده ای داخل بدنشان نداشتند، حجاب های درون آن ها؛ آن ها از مرز و مانع آن عبور کرده بودند. و بنابراین آنها توانستند در یک دنیای مردسالار بجنگند، خیلی راحت و بدون احساس خجالت از آن.

ما دخترها را آموزش دادیم به عنوان نجار، بنا، نگهبان، راننده تاکسی و هرکدام از آنها سرآمد هستند در زمینه ای منتخبشان، اعتماد به نفسشان را بدست آورده اند، شأنشان را بازیافته اند، و امید را در زندگی خود برپا کرده اند. این دخترها همچنین در شرکت های ساختمانی بزرگ کار می کنند مانند شرکت ساختمانی Ram-Ki، به عنوان بنا ، بنای تمام وقت.

مبارزه من برای چه بوده است؟ مبارزه من در مقابل قاچاقچی هایی که به من ضربه زدند، نبوده است. من در زندگی ام بیش از ۱۴ بار مورد حمله قرار گرفته ام. من شنوایی گوش راستم را از دست داده ام. من یکی از کارکنانم را از دست دادم چون هنگام یکی از عملیات های نجات کشته شد. بزرگترین مبارزه من جامعه است. آن من و تو هستیم. بزرگ ترین چالش من موانع شما در برابر پذیرش این قربانیان به عنوان یکی از خودماست.

یکی از حامیان و پشتیبانان خیرخواه من، هر ماه ۲۰۰۰ روپیه برای سبزی به من می داد. وقتی مادرش بیمار شد گفت، “سونیتا، تو ارتباطات زیادی داری. میتوانی کسی را بیاوری که در خانه من کار کند، و از مادرم پرستاری کند؟” و یک وقفه طولانی بوجود آمد. و سپس او می گوید، “اما نه یکی از دخترانمان را.”

خیلی مد شده است که در مورد قاچاق انسان صحبت می شود، خیلی خوب است برای بحث، سخنرانی، ساخت فیلم و هرچیزی. اما خوب نیست که آنها را به خانه هایمان بیاوریم. خوب نیست که آن ها را در کارخانه هایمان استخدام کنیم، در شرکت هایمان. خوب نیست که بچه هایمان با بچه هایشان درس بخوانند. آنجا تمام می شود. آن بزرگترین مبارزه من است.

 اگر من امروز اینجا هستم، من اینجا هستم نه فقط به عنوان سونیتا کریشنان. من به عنوان صدای قربانیها و نجات یافتگان قاچاق انسان اینجا هستم. آنها به دلسوزی و مهربانی شما نیاز دارند. آنها به هم دلی شما نیاز دارند. آنها، خیلی بیشتر از هر چیز دیگه ای، به پذیرش شما نیاز دارند.

بارها وقتی من با مردم صحبت می کردم، من یک چیز را به آنها تاکید می کردم: به من صدها راه نگویید که شما نمی توانید به این مسئله پاسخ دهید. آیا می توانید ذهنتان را متمرکز کنید برای آن راهی که شما می توانید به این مشکل پاسخ دهید؟ و این چیزی است که من به خاطر آن این جا هستم، تقاضای حمایت شما، درخواست کمک شما، درخواست پشتیبانی شما. آیا شما می توانید فرهنگ سکوتتان را بشکنید؟ آیا شما می توانید حداقل با دو نفر در این مورد صحبت کنید؟ این داستان را به آنها بگویید. متقاعدشان کنید که این داستان را برای ۲ نفر دیگر بگویند.

من از شما نمی خواهم که همه تان ماهاتما گاندی شوید یا مارتین لوتر کینگ، یا مدا پاکارز، یا چیزی شبیه این. من از شما  می خواهم، در دنیای محدود خودتان،   ذهنتان را باز کنید؟ می توانید قلبتان را باز کنید؟ آیا می توانید این مردم را هم در میان بگیرید؟ زیرا آنها هم جزئی از ما هستند. آنها هم جزئی از این دنیا هستند. من از شما می خواهم، برای این بچه ها، که شما صورت هایشان را می بینید، آنها دیگر نیستند. آنها سال گذشته از بیماری ایدز مردند. من از شما می خواهم که به آنها کمک کنید، آنها را به عنوان انسان بپذیرید، نه به عنوان بشردوستی، نه به عنوان صدقه، بلکه به عنوان انسانهایی که به حمایت ما نیاز دارند. من این را از شما می خواهم زیرا هیچ بچه ای، هیچ انسانی، سزاوار آنچه بر این بچه ها گذشته است، نیست.

اردیبهشت
۷
تفاوت های قانونی در زمینه قصاص عضو برای زن و مرد
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

موسی برزین خلیفه لو- وکیل و پژوهشگر

یکی از مجازاتهای پیش بینی شده در قانون مجازات اسلامی قصاص است. مجازات قصاص برگرفته از فقه دین اسلام است، مجازاتی است که به سبب جنایات عمدی بر نفس، عضو و منافع ایجاد می شود.

بدین معنی که اگر فردی به طور عمدی علیه فرد دیگری رفتاری انجام دهد که موجب کشته شدن وی یا نقص عضو و نقص منافع شود، مرتکب به قصاص محکوم خواهد شد.

بدین توضیح که شخص زیان دیده یا اولیای دم او حق خواهند داشت که همان رفتاری را که مرتکب انجام داده است بر علیه وی انجام دهند.

 به عنوان مثال اگر شخصی شخص دیگری را عمدا بکشد اولیای دم او می توانند قاتل را بکشند و یا اگر شخصی با ایراد ضرب و جرح عضوی از بدن فرد دیگری را قطع کند بزه دیده می تواند همان عضو مرتکب را قطع کند.

در مورد اینکه مجازات قصاص تا چه اندازه مفید و انسانی است و اینکه آیا به فلسفه مجازاتها انطباق دارد یا نه مباحث مختلفی مطرح شده است.

بسیاری معتقدند این مجازات غیر انسانی بوده و مفید به حال اجتماع نیست در مقابل برخی دیگر از جمله فقها معتقدند، این مجازات جنبه بازدارندگی داشته و علاوه بر آن عادلانه است. به هر حال آنچه مشخص است ، قصاص مجازاتی بی رحمانه است و تجربه نشان می دهد که مجازاتهای دیگر بهتر از قصاص جنبه بازدارندگی دارند. علی رغم همه این مباحث قصاص به عنوان یکی از مجازاتهای اصلی در حقوق ایران پیش بینی شده و موارد قابل توجهی از قوانین نیز بدان اختصاص یافته است.

قصاص در حقوق ایران به قصاص نفس و قصاص عضو تقسیم می شوند که هر یک از اینها ضوابط خاصی را دارند.

یکی از این مقررات و ضوابط، تفاوت در قصاص مرد و زن است. بدین توضیح که زمانی که مجنی علیه زن باشد مقررات قصاص در برخی از موارد متفاوت از زمانی است که مجنی علیه مرد باشد. به عبارتی در قصاص نسبت به زن و مرد تفاوتهایی وجود دارد و این تفاوتها به نوعی تبعیض علیه زن محسوب می شوند  که در این نوشته به تفاوتهای قانونی قصاص عضو زن و مرد می پردازیم.

منشاء تفاوت زن و مرد در قصاص

منشاء تفاوت زن و مرد در قصاص عضو، دیه است. بر اساس آموزه های فقهی که در قانون مجازات اسلامی ایران نیز منعکس شده است، دیه زن و مرد یکسان نیست. بر اساس ماده ۵۵۰ قانون مجازات اسلامی دیه قتل زن، نصف دیه قتل مرد است.

همچنین در مورد اعضا و منافع نیز اگر دیه یک سوم و یا بیشتر دیه کامل باشد دیه زن نصف خواهد شد.

بر طبق ماده ۵۶۰ قانون مذکور: ” دیه زن و مرد در اعضاء و منافع تا کمتر از ثلث دیه کامل مرد یکسان است و چنانچه ثلث یا بیشتر شود دیه زن به نصف تقلیل می‌یابد.” به عنوان مثال اگر دست زنی قطع شود با توجه به اینکه دیه دست نصف دیه کامل است و از یک سوم بیشتر است، مرتکب نصف دیه کامل را نخواهد پرداخت بلکه یک چهارم دیه کامل پرداخت خواهد شد اما در صورتی که مجنی علی مرد باشد، مرتکب باید نصف دیه را پرداخت کند. بنابراین دیه اعضا و منافع زن زمانی که ثلث یا بیشتر باشد نصف خواهد شد.

باید توجه داشت که این حکم در زمانی که مقدار دیه کمتر از یک سوم است جاری نیست. بنا بر این به عنوان مثال اگر یکی از انگشتان زنی قطع شود، تفاوتی با قطع یک انگشت مرد نخواهد کرد زیرا دیه هر انگشت یک دهم دیه کامل است بنابر این کمتر از یک سوم بوده و دیه در این مواقع مساوی است همچنین است در مورد دو انگشت. اما اگر سه انگشت زن قطع شود دیگر دیه مساوی نخواهد بود و نصف خواهد شد. به عبارتی ارزش دو انگشت زن بیشتر از ارزش سه انگشت زن خواهد بود!!

لزوم پرداخت مابه التفاوت دیه برای اجرای قصاص

به هر حال با توجه به اینکه یکی از شرایط اجرای قصاص عضو برابری در میزان دیه است چنانچه مردی عضوی از زن را قطع کند و یا به طور کلی آسیبی به وی برساند که دیه آن آسیب یک سوم و بیشتر از دیه کامل باشد، لازم است زن قربانی که قصد قصاص مرد را دارد، ما به التفاوت دیه را بپردازد.

بر اساس ماده ۳۸۸ قانون مجازات اسلامی: «زن و مرد مسلمان، در قصاص عضو برابرند و مرد به سبب آسیبی که به زن وارد می‌کند، به قصاص محکوم می‌شود ولی اگر دیه جنایت وارد بر زن‌، مساوی یا بیش از ثلث دیه‌ کامل باشد، قصاص پس از پرداخت نصف دیه عضو مورد قصاص به مرد، اجراء می‌شود.

حکم مذکور درصورتی که مجنی‌ ٌعلیه زن غیرمسلمان و مرتکب مرد غیرمسلمان باشد نیز جاری است. ولی اگر مجنی‌ٌعلیه، زن مسلمان و مرتکب، مرد غیرمسلمان باشد، مرتکب بدون پرداخت نصف دیه، قصاص می‌شود.»

برای روشنتر شدن موضوع مثالی می آوریم. فرض کنید که مردی به صورت عمدی زنی را مورد ضرب و جرح قرار داده و بر اساس این ضرب و جرح یکی از پاهای زن قطع شده و یا پزشکان تشخیص داده اند که آن را قطع کنند، حال زن قربانی خواهان قصاص مرد مرتکب جنایت است و دادگاه پس از رسیدگی به قصاص رای داده است. در مرحله اجرا زن باید نصف دیه پای مرد را بپردازد و بعد اقدام به قصاص کند و بدون پرداخت آن حق قصاص را ندارد زیرا همانطور که گفتیم دیه اعضای زن در مواردی که یک سوم و بیشتر باشد نصف دیه مرد خواهد بود و در اینجا چون دیه پا نصف دیه کامل است لذا زن باید مابه التفاوت دیه پای خود با پای مرد را بپردازد. بر طبق صراحت ماده ۴۲۶ قانون مجازات اسلامی جدید: «در موارد ثبوت حق قصاص، اگر دیه جنایت وارده بر مجنی‌علیه کمتر از دیه آن در مرتکب باشد، صاحب حق قصاص در صورتی می‌تواند قصاص را اجراء کند که نخست فاضل دیه را به او بپردازد و بدون پرداخت آن اجرای قصاص جایز نیست و در صورت مخالفت و اقدام به قصاص، افزون بر الزام به پرداخت فاضل دیه، به مجازات مقرر در کتاب پنجم«تعزیرات» محکوم می‌شود.»

قابل ذکر است پرداخت مابه التفاوت باید قبل از اجرای قصاص صورت گیرد در غیر این صورت زن نمی تواند اقدام به قصاص مرد کند. این امر مشکلات عدیده ای را در اجرا سبب شده است به طوری که بسیار مشاهده شده است که حکم قصاص صادر شده است اما چون مجنی علیه زن یا بزه دیده او توانایی پرداخت مابه التفاوت دیه را ندارند نمی توانند نسبت به اجرای قصاص اقدام کنند.بنابراین مجبور به مصالحه با مرتکب مرد و گذشت از قصاص می شوند. همچنین مرتکب نیز ممکن است سالها بلاتکلیف در زندان به سر برد.

به دلیل مشکلات مذکور، پس از تصویب قانون جدید مجازات اسلامی، قانونگذار مقرره ای را پیش بینی کرد که بر اساس آن مابه التفاوت باید از طریق صندوقی به نام صندوق تامین خسارتهای بدنی پرداخت شود. بر اساس تبصره ماده ۵۵۱ قانون مجازات اسلامی جدید: «درکلیه جنایاتی که مجنی‌علیه مرد نیست، معادل تفاوت دیه تا سقف دیه مرد از صندوق تأمین خسارتهای بدنی پرداخت می‌شود» بنابراین قانونگذار از یک طرف با در نظر داشتن مسائل فقهی دیه زن را نصف دیه مرد اعلام داشته و از طرف دیگر به دلیل مشکلات این امر و همچنین انتقادات گشترده بر آن مقرر نموده است که مابه التفاوت دیه زن و مرد باید از طریق صندوقی پرداخت شود. گرچه پیش بینی این امر گامی مثبت در رفع تبعیض علیه زنان است اما عادلانه تر و منطقی تر این است که قانونگذار دیه زن و مرد را یکسان اعلام کند.

اردیبهشت
۷
مراجعه ۱۰۰ نفر به مرکز کنترل خشم در ۳ ماه گذشته
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

 

معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان از مراجعه ۱۰۰ نفر به مرکز کنترل خشم در ۳ ماه گذشته خبر داد.

محمود گلزاری با بیان این مطلب به تسنیم گفت: تأسیس مرکز کنترل خشم با استقبال بسیاری از مردم مواجه شده است به شکلی که طی سه ماه گذشته ۱۰۰ نفر مراجعه حضوری داشتند.

وی با بیان اینکه برای ۱۰۰ نفر مراجعه کننده به مرکز ۱۰ جلسه برای بهبود وضعیت خشم تشکیل شده است، گفت: مقرر شده است که تا پایان سال، ۳ مرکز دیگر کنترل و پیشگیری خشم تأسیس شود.

تاسیس مرکز کنترل خشم در خیابان پلیس

معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان با بیان اینکه با شهرداری همکاری خوبی در این زمینه داشتیم، گفت: استقبال از این مرکز چشمگیر و تعجب‌آور بوده است.

گلزاری با اشاره به اینکه توسعه مراکز کنترل و پیشگیری خشم یک ضرورت است، عنوان کرد: شهرداری منطقه هفت به دلیل استقبال بسیار مردم قول داده است که ساختمان ۵ طبقه‌ای مجهزی در خیابان پلیس در راستای مرکز کنترل خشم تأسیس کند.

اردیبهشت
۷
خشونت روانی اغلب توسط مادران و معلمان مرد اعمال می‌شود
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

خانه امن: بنا به تحقیق سازمان ملل‌متحد، بالغ بر نیمی از کودکان در کشور کامبوج، حداقل یکی از اشکال خشونت را قبل از هجده سالگی تجربه کرده‌اند.

در این تحقیق، بیش از ۲ میلیون و ۳۷۶ هزار نفر از کودک و نوجوان میان ۱۳ تا ۲۴ سال از سراسر کشور کامبوج- در خصوص اشکال مختلف خشونت اعم از جسمی، روانی و خشونت جنسی که قبل از هجده سالگی تجربه کرده‌اند- مورد بررسی قرار گرفتند.

در گزارش اخیری که با همکاری دولت کامبوج، سازمان ملل‌متحد و صندوق کودکان ملل‌متحد ارائه شده است، سطح وسیعی از ارتکاب خشونت علیه کودکان و نوجوانان در کشور کامبوج، آشکار شده است. بنا به این گزارش :عمدتاً ارتکاب خشونت جسمی و جنسی توسط افراد بزرگ‌سالی صورت می‌پذیرد که کودکان را می‌شناسند و کودکان به آن‌ها اطمینان دارند. به‌طور نمونه اشاره شده است به ارتکاب خشونت توسط دوستان و همسایگان.

از نکات جالب توجه این گزارش این است که ارتکاب خشونت روانی عمدتاً توسط مادران و معلمان مرد صورت می‌پذیرد.

به گزارش مهرخانه سازمان ملل‌متحد در سال‌های اخیر، تحقیقات گسترده‌ای را در خصوص ارتکاب خشونت علیه کودکان در منطقه شرق آسیا و اقیانوسیه انجام داده است. برای نمونه می‌توان به تحقیق سازمان ملل برای بررسی وضعیت ارتکاب خشونت علیه کودکان در کشور کامبوج اشاره کرد .

بر طبق یافته‌ها و نتایج حاصل از تحقیقات جدید، ارتکاب خشونت علیه کودکان، در درازمدت آثار بسیار مخربی بر سلامت روانی و جسمانی کودکان خواهد داشت. به‌طور نمونه اشاره شده ،به انتقال بسیاری از امراض و بیماری‌ها در ارتکاب خشونت‌های جنسی، تشویش و اضطراب‌های روحی و روانی، خودآزاری، خودکشی و بسیاری دیگر از معضلات جسمانی و روانی.

بنا به اذعان نماینده ویژه دبیرکل در مورد خشونت علیه کودکان، برخی از مهم‌ترین اقداماتی که دولت‌ها باید در این زمینه صورت دهند، عبارت‌اند از:

۱- وضع قوانین و مقرراتی که صراحتاً ارتکاب اشکال مختلف خشونت علیه کودکان را ممنوع می‌کند و در نظر گرفتن ضمانت‌اجراهای مؤثر و کارآمد در قبال ناقضان و متخلفان

۲- ارتقای تلاش‌ها جهت فرهنگ‌سازی اجتماعی برای مقابله با ارتکاب خشونت علیه کودکان در سطح اجتماع

۳- حمایت از دختران و پسران آسیب‌پذیری که در معرض قربانی خشونت‌شدن قرار دارند

۴-انجام تحقیقات پیرامون معضل ارتکاب خشونت علیه کودکان و ارائه آمارها و یافته‌های دقیق جهت مقابله مؤثر و کارآمد با این معضل

۵- همکاری با سایر دولت‌ها جهت مقابله با ارتکاب خشونت علیه کودکان تا سال ۲۰۱۵، به‌عنوان یکی از اهداف و برنامه‌های اهداف توسعه هزاره

نماینده ویژه دبیرکل خاطرنشان کرده است: باید امحا و ریشه‌کن‌کردن تمامی اشکال خشونت علیه کودکان به عنوان یکی از ملاک‌های توسعه و پیشرفت ملی مورد توجه قرار گیرد و تمامی بخش‌های دولتی اقدامات لازم از جمله تخصیص بودجه و وضع قوانین و مقررات مقتضی و کارآمد در این رابطه را در دستور کاری خود قرار دهند.

پی‌نوشت

  1. Cambodia’s Violence against Children Survey (CVACS)
  2. Phnom Penh, Marta Santos, the UN Secretary-General’s Special Representative on Violence against Children.