صفحه اصلی  »  2015 March
فروردین
۱۱
۱۳۹۴
خشونت خانگی علیه مردان، شناسایی علایم
فروردین ۱۱ ۱۳۹۴
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

 

عکس :flickr

ترجمه: سام زندی

خشونت خانگی علیه مردان می تواند تهدیدی جدی باشد، هر چند تشخیص آن همیشه آسان نیست. بدانید که چگونه تشخیص بدهید که مورد آزار هستید، و چگونه کمک بخواهید.

(نوشته ی کارکنان مایوکلینیک)

زنان تنها قربانیان خشونت خانگی نیستند. علایم خشونت خانگی علیه مردان را درک کنید و بدانید که چگونه کمک بخواهید.

شناسایی علایم خشونت خانگی علیه مردان

خشونت خانگی  که با عنوان خشونت ِ شریک ِ نزدیک ِ زندگی هم شناخته می شود میان افراد دارای رابطه نزدیک رخ می دهد. خشونت خانگی علیه مردان می تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله آزار عاطفی، جنسی، جسمی و تهدید به آزار. این اتفاق می تواند در روابط دگرجنسگرایانه یا همجنسگرایانه رخ دهد.

شناسایی خشونت خانگی علیه مردان ممکن است آسان نباشد. در اوایل شکل گیری رابطه، شریک زندگی ممکن است دلسوز، سخاوتمند و حمایتگر به نظر آید، ولی این خصلت ها بعدا تبدیل به کنترل کردن و ترساندن شود. در آغاز، آزار ممکن است به صورت رخدادهایی مجزا بروز کند. ممکن است عذرخواهی کند و قول بدهد که دیگر آزارتان ندهد.

در روابط نزدیک، خشونت خانگی علیه مردان ممکن است شامل سیلی زدن دو طرف به یکدیگر یا هل دادن یکدیگر در زمان عصبانیت باشد، در حالی که هیچ یک از دو طرف خودش را در معرض آزار یا کنترل شدن تلقی نکند. ولی این نوع خشونت هم می تواند رابطه را ویران کند و به آسیب جسمی و نیز عاطفی بیانجامد.

ممکن است شما دچار خشونت خانگی باشید، اگر شریک تان:

  • ناسزا می گوید، توهین می کند یا تحقیرتان می کند
  • از رفتن شما به کار یا محل تحصیل جلوگیری می کند
  • نمی گذارد اعضای خانواده یا دوستان تان را ببینید
  • می کوشد پول خرج کردن، رفت و آمد، یا پوشاک شما را کنترل کند
  • رفتارش حسادت یا مالکیت بروز می دهد یا دائما شما را به بی وفایی متهم می کند
  • وقتی مشروب یا مواد مخدر مصرف می کند، عصبانی می شود
  • با خشونت یا یک سلاح، تهدیدتان می کند
  • شما، فرزندان یا حیوانات خانگی تان را با مشت، لگد، هل دادن، سیلی، فشردن گلو، یا کارهای دیگر آزار می دهد
  • ناچارتان می کند بر خلاف میل تان سکس داشته باشید یا اعمال جنسی انجام دهید
  • به خاطر رفتار خشونت آمیز خودش، شما را متهم می کند یا می گوید که سزاوارش هستید

اگر شما همجنسگرا، دوجنسگرا یا تراجنسی هستید نیز ممکن است در معرض خشونت خانگی باشید، اگر در رابطه با کسی باشید که:

  • تهدیدتان می کند که گرایش جنسی یا هویت جنسیتی شما را برای دوستان، خانواده، همکاران یا هم محله های تان فاش می کند
  • به شما می گوید که مقام های مسئول به یک همجنسگرا، دوجنسگرا یا تراجنسی کمک نخواهند کرد
  • به شما می گوید که ترک کردن رابطه به معنای این است که  همجنسگرایی، دوجنسگرایی یا تراجنسی بودن، انحراف به شمار می آیند
  • آزار دادن شما را از این طریق توجیه می کند که به شما می گوید شما “واقعا” همجنسگرا، دوجنسگرا یا تراجنسی نیستید
  • می گوید که مردها فطرتا خشن اند

کودکان و آزار

خشونت خانگی بر کودکان اثر می گذارد، حتا اگر فقط شاهد آن باشند. اگر فرزند دارید، به خاطر داشته باشید که قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی، آنها را در خطر دچار شدن به مشکلات تکاملی، اختلالات روانی، مشکلات تحصیلی، رفتار پرخاشگرانه و کمبود اعتماد به نفس قرار می دهد. شاید نگران باشید که درخواست کمک ممکن است شما و فرزندان تان را بیشتر به خطر بیاندازد یا خانواده ی شما را از هم بپاشد. پدرها ممکن است از این بترسند که شریک زندگی شان بکوشد فرزندان شان را آز آنها بگیرد. ولی کمک گرفتن، بهترین راه برای محافظت از کودکان شما، و خودتان است.

دور بسته را بشکنید

اگر در وضعیتی آزارنده هستید، ممکن است این الگوهای رفتاری را تشخیص دهید:

  • شخص آزارنده تهدید به خشونت می کند
  • شخص آزارنده، شما را می زند
  • شخص آزارنده عذر می خواهد، قول می دهد و برای شما هدیه می آورد
  • این دور بسته تکرار می شود

معمولا با گذشت زمان، خشونت متناوب تر و شدیدتر می شود.

خشونت خانگی می تواد باعث افسردگی و اضطراب شما شود. ممکن است احتمال مصرف الکل یا مواد مخدر یا انجام سکس محافظت نشده را برای شما بالا ببرد. از آنجا که به طور سنتی مردها جسما قوی تر از زن ها پنداشته می شوند، ممکن است کمتر احتمال داشته باشد که خجالت بکشید خشونت خانگی در رابطه ی خود با جنس مخالف تان را گزارش کنید. همچنین ممکن است نگران باشید که چون مرد هستید، کسی به آزار دیدن تان اهمیت لازم را ندهد. به شکلی مشابه، مردی که در معرض آزار مرد دیگری قرار دارد ممکن است به دلیل تاثیر آزار بر مردانگی اش، یا به دلیل آشکار شدن گرایش جنسی اش، از صحبت کردن در این باره اکراه داشته باشد.

اگر قصد کمک خواستن داشته باشید، ممکن است با کمبود منابع موجود برای قربانیان مذکر ِ خشونت خانگی مواجه شوید. ارائه دهندگان خدمات بهداشتی و منابع دیگر ممکن است به فکرشان نرسد از شما بپرسند که مصدومیت شما نتیجه ی خشونت خانگی است و به همین دلیل، فاش کردن موضوع آزار برای شما دشوارتر شود. ممکن است بترسید که اگر درباره ی آزار با کسی صحبت کنید، خودتان متهم به بدرفتاری شوید. ولی به خاطر داشته باشید که اگر مورد آزار هستید، تقصیر شما نیست و کمک هم در دسترس است.

اول با کسی درباره ی آزار صحبت کنید، یک دوست، خویشاوند، درمانگر یا یکی از نزدیکان. در ابتدا ممکن است صحبت کردن درباره ی آزار برای تان دشوار باشد. ولی به احتمال زیاد احساس خلاصی می کنید و حمایتی را که به شدت لازم دارید، به دست می آورید.

یک برنامه ی ایمنی طرح کنید

ترک کردن شخص آزارنده ممکن است خطرناک باشد. اقدامات احتیاطی زیر را در نظر بگیرید:

  • برای راهنمایی، به یک شماره تلفن مخصوص خشونت خانگی زنگ بزنید. وقتی که اوضاع امن باشد و شخص آزارنده حاضر نباشد تلفن کنید، یا از خانه ی یک دوست، یا محل امن دیگری تلفن کنید.
  • یک ساک اضطراری با وسایلی که موقع ترک محل لازم دارید، از جمله لباس های اضافی و کلید های خانه، آماده کنید. ساک را در محل امنی  نگه دارید. مدارک مهم شخصی، پول و نسخه های دارویی را دم دست داشته باشید تا بتوانید در فرصت کوتاهی آنها را با خود ببرید.
  • بدانید دقیقا کجا می روید و چطور به آنجا می رسید.

ارتباطات و محل سکونت خود را پنهان نگه دارید

شخص آزارنده می تواند با استفاده از وسایل تکنولوژیکی بخواهد ارتباطات تلفنی و اینترنتی شما را شنود کند و محل اقامت تان را ردیابی کند. اگر نگران ایمنی خود هستید، کمک بخواهید. برای حفظ حریم خصوصی تان:

  • در استفاده از تلفن احتیاط کنید. شخص آزارنده ممکن است تماس های شما را ردگیری کند و مکالمات شما را شنود کند. او ممکن است از شناسه ی تلفنی استفاده کند، تلفن همراه تان را چک کند یا قبض های تلفن شما را وارسی کند تا ریزِ تماس ها و پیامک های شما را به دست آورد.
  • در استفاده از کامپیوتر خانه احتیاط کنید. شخص آزارنده ممکن است از نرم افزارها برای کنترل ایمیل ها ی شما و وبسایت هایی که می بینید استفاده کند. برای کمک گرفتن، به فکر استفاده از کامپیوتر در محل کار، کتابخانه یا منزل یکی از دوستان باشید.
  • رهیاب را از خودرو بیرون ببرید. شخص آزار دهنده ممکن است از رهیاب برای تعیین موقعیت شما استفاده کند.
  • گذرواژه ایمیل تان را مرتبا عوض کنید. گذرواژه (پسورد) هایی انتخاب کنید که شخص آزارنده نتواند حدس بزند.
  • سابقه ی مراجعه به وبسایت ها را پاک کنید. با استفاده از مرورگر اینترنتی، سابقه ی وبسایت ها یا تصاویری را که به آنها سر زده اید پاک کنید.

 

از کجا کمک بگیرید

در مواقع اضطراری به پلیس تلفن کنید. منابع زیر نیز می توانند به شما کمک کنند:

  • شخص مورد اعتماد شما. از یک دوست، خویشاوند، همسایه، همکار یا مشاور دینی یا معنوی کمک بخواهید.
  • این خط ملی مخصوص خشونت خانگی  در آمریکا ۷۲۳۳-۷۹۹-۸۰۰  است .( در ایران میتوانید به پلیس ۱۱۰ یا بهزیستی تماس بگیرید  )..این خطوط در مواقع اضطراری وارد عمل می شوند و منابع لازم را به شما معرفی می کنند.
  • پرسنل بهداشتی – درمانی شما.  پزشکان و پرستاران، مصدومیت شما را درمان می کنند و می توانند دیگر منابع محلی را به شما معرفی کنند.
  • یک مرکز مشاوره یا بهداشت روانی. در بیشتر جوامع، گروه های مشاوره ای و حمایتی برای افرادی که درگیر رابطه آزاردهنده هستند وجود دارد.
  • دادگاه محلی. دادگاه محلی شما می تواند حکمی قانونی صادر کند که بر اساس آن، شخص آزارنده در صورت دور نماندن از شما، بازداشت شود. فعالان محلی ممکن است بتوانند شما را در باره ی روند قانونی ِ گرفتن ِ این حکم راهنمایی کنند.

خشونت خانگی علیه مردان می تواند اثرات مخربی داشته باشد. هرچند شاید نتوانید جلوی رفتار آزاردهنده ی شریک زندگی تان را بگیرید، ولی می توانید درخواست کمک کنید. به خاطر داشته باشید که هیچ کس سزاوار آزار نیست.

بیشتر بخونید 

اسفند
۲۷
۱۳۹۳
خشونت در روابط غیر رسمی
اسفند ۲۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

 

 

 

 

عکس: مهرخانه

ماهرخ غلامحسین پور

خشونت در روابط غیر رسمی

دستی که بالا می‌آید تا بکوبد روی تخت سینه‌ام، تا سیلی بشود بکوبد توی شقیقه‌ام یا مشتی بشود به خشم و فرو بیاید روی نرمی گوشم و لب‌هایم، دست یک غریبه نیست، دستی است که همین شب گذشته، همین دیروز، پشت و پسلهٔ همین دیوار‌ها نوازشگرم بوده، دستی که خیال می‌کردم همهٔ هستی من گوشه‌اش جا می‌گیرد. دستی که می‌گفتم کلید جهان من است و قرار است مرا به رستگاری برساند، مرا ببرد آن سوی دیوارهای دنیا که به بهشت منتهی می‌شود. دستی که برای فشردنش قلب پدرم را فشردم، مهر مادرم را ندیدم، گذاشتم آدم‌های فضول و آلوده هر جور دلشان خواست لابلای چرک و کثافت ذهن بیمارشان قضاوتم کنند و حالا این دستی که همراهی‌اش را می‌خواستم دارد دنیای اعتماد و امنیت مرا مچاله می‌کند.

جای خالی آمار خشونت در روابط غیر رسمی

می‌شود به ضرب و زور نهادهای فعال غیر دولتی رقم متغییری از وقوع خشونت‌های خانگی به طور تقریبی ذکر کرد ولی همین حدس و گمان تقریبی را هم نمی‌توان درباره خشونت در روابط عاشقانه اظهار کرد.

با اینکه در سال‌های اخیر آمار زندگی مشترک زیر یک سقف، توسط زوج‌های عاشق، بدون ثبت در دفا‌تر رسمی افرایش یافته اما آمار مشخصی از میزان خشونت‌های فیزیکی در روابط غیر رسمی در ایران وجود ندارد.

الزاما همهٔ روابط عاشقانه به هم خانگی نمی‌انجامد ولی به هم خانه شدن یک زوج عاشق در سالهای اخیر در ایران «ازدواج سفید» می‌گویند. شکلی از ازدواج غیر رسمی که سال‌ها پیش از ایران، در کشورهای غربی متداول بوده و به «شبه خانواده» شهره است و البته هواداران و مشتاقان زیادی هم دارد و دلیل اثبات این مدعا نیز آمارهایی است که نشان می‌دهد هم اکنون نزدیک به نیمی از زوج‌های کشورهای توسعه یافته، در یک پیوند غیر رسمی و بدون هیچ تعهد قانونی با همدیگر زیست می‌کنند.

در آمریکا قریب به ۴۹ درصد زوج‌ها پیش از ازدواج رسمی مدتی را با همدیگر زندگی می‌کنند و زوج‌های ازدواج نکرده از سال ۱۹۶۰ تا سال ۲۰۰۰ چیزی قریب به ده برابر افزایش یافته‌اند.

گزارش‌های غیر رسمی نشان می‌دهد که علیرغم طبیعت رابطه عاشقانه که با میل و اراده طرفین همراه بوده، بر پایه اختیار و اراده دو انسان و آگاهانه شکل گرفته و هیچ گونه تعهد رسمی یا مالی طرفین را به همدیگرمتعهد نمی‌کند، اما این شکل از رابطه عاری از خشونت نیست با این تفاوت که چون نظارت قانونی بر خشونت‌های جاری در این رابطه وجود ندارد، در عمیق‌ترین لایه‌های زیر پوستی جامعه رخ داده و نادیده گرفته می‌شود.

بررسی چرایی و چگونگی و میزان و آمار خشونت در روابط عاشقانه در ایران کار غیر ممکنی است چرا که این شکل از رابطه بر پایه عرف و قانونی که بر اساس فقه تدوین شده اساسا جایگاهی ندارد اما بااینکه قوانین ساختاریافته بر اساس شرع و فقه این شکل از رابطه را انکار می‌کند، میزان روابط عاشقانه و ازدواج‌های سفید زیر پوست جامعه و مابین طبقات متوسط رو به بالا است و به‌‌ همان میزان نیز بروز خشونت در این شکل از رابطه که هیچ ناظر قانونی مترتب برآن نیست و هیچ کدام ازطرفین قرار نیست به کسی گزارش داده یا پاسخگو باشند و به همین دلیل هم زوایا و پسله این شکل از رابطه به شدت مستعد بروز خشونت و عرصهٔ ایجاد سرکوب و فشاراست.

 روابط عاشقانهٔ خارج از چهارچوب ازدواج هیچ ناظر و حمایتگری ندارد

«شکیبا شاکرحسینی»، فعال حقوق زنان است که در این رابطه اقدام به راه اندازی یک کمپین به عنوان «نه به خشونت در روابط عاشقانه» برای اطلاع رسانی، آگاه سازی و مبارزه با خشونت در روابط عاشقانه کرده و مایل است زنانی را که در حوزهٔ روابط غیر رسمی نسبت به خشونت‌های پنهان سکوت می‌کنند، وادار به روشنگری کند. او در این رابطه می‌گوید: :

روابط عاشقانهٔ خارج از چهارچوب ازدواج هیچ نهاد ناظر و حمایتگری ندارند. نهادی که مقوم باید‌ها و نباید‌های این حوزه باشد. من اما آیا به این نهاد‌ها اعتقاد دارم؟ نه! به نظر من راه حل نهایی برای روابط عاشقانه اعم از ازدواج و روابط آزاد از مسیر فرهنگ سازی و گفت‌و‌گو و تمرین می‌گذرد.

او با تشریح اینکه در روابط غیر رسمی عاشقانه عوامل زیادی باعث ادامه یک رویکرد بیمار می‌شود، می‌گوید: عواملی همچون دلبستگی، وابستگی، عدم توانایی رو به رو شدن با واقعیت خشونت عریان در رابطه، ندیده گرفتنش و در یک کلام سهل انگاری در جدی گرفتن آن خشونت به عنوان یک مشکل، سرمایه گذاری عاطفی و نمادین و شاید بسیاری علت‌های پیچیدهٔ روان‌شناختی دیگر باعث می‌شود یک رویکرد کژدار و مریز با خشونت دوام پیدا کند.

به اعتقاد او در این شرایط، رابطه تبدیل به یک رنج بی‌پایان فرساینده می‌شود که نه با قطع آن، از رنج خلاصی یی هست و نه با ماندن در رابطه تسکینی حاصل خواهد شد. اینکه تنها راه رهایی از خشونت به پایان رساندن یک رابطهٔ عاشقانه باشد، شاید رنج مضاعفی را به فرد تحمیل کند که رنج تحمل کردن خشونت در قیاس با آن، قابل تامل باشد وبه همهٔ این‌ها باید وضعیت منفعل و به غایت آسیب پذیر فرد مورد خشونت را هم اضافه کرد. مداوم و مستمر مورد خشونت بودن منجر به افسردگی، از دست دادن ابتکار عمل و احساسات منفی نسبت به خود می‌شود.

او با اشاره به اینکه علاوه بر بروز خشونت در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی، به خشونت‌های روانی بسیار پنهان و پیچیده در روابط عاشقانه نیز واقف است می‌گوید: در این رابطه سوالی که ذهن مرا درگیر می‌کرد این بود که چه عاملی باعث می‌شود ما فکر کنیم نسلی که محصول انقلاب و جنگ و در بطن خودش شاهد خشونت بوده، قرار است در روابط خصوصی‌اش خشونت نداشته باشد؟ طبعا منظورم فقط خشونت فیزیکی نیست. که این آستانهٔ خشونت و تنها شکل عینی و قابل روئیت و پیگیری آن هست. منظورم یک شکل از روابط فرادست – فرودست در بستر فرهنگ مردسالار است که در ‌‌نهایت سوژهٔ زنانه رامنقاد می‌کند.

این فعال حوزه زنان می‌گوید به خوبی جای خالی قانون را حس می‌کند: من مواجه شدم با وضعیتی که این تردید جدی وجود دارد که در صورت مراجعه به قانون گذار آیا خود «زن» درگیر در منازعه، صرف اینکه در یک چارچوب غیر شرعی یا غیر قانونی بوده، تردید داشته که آیا از مجرای قانون می‌تواند حقش را پیگیری کند یا نه؟ اساسا قانون گذار چنین حوزه‌ای را به رسمیت نمی‌شناسد. رویکردش هم این گونه است ما که گفته بودیم نرو توی این رابطه، حالا هر چه سرت آمد حقت هست. این خلا قانونی طبعا وجود دارد. اما خلا جدی تری که من شخصا حس می‌کنم خلا نهادهای اجتماعی حمایتگر است. مدد کاران اجتماعی، روان‌شناسان و گروه‌های حمایتی.

او در مورد اینکه آیا خشونت دیده باید به قانون رجوع کند یا خیر می‌گوید: راستش من همیشه برای اینکه به قانون شکایت کنم دو به شک‌ام. چون یک جایی ته دلم همه را قربانی یک فرهنگ مردسالار غلط، یک تربیت نادرست و یک وضعیت نابه سامان اجتماعی می‌بیند. ما نسلی هستیم که دردنشان‌های مختلفی داریم. کسی، دیگری را بابت سیمپتومم‌اش که افسردگی هست به قانون معرفی نمی‌کند.

از شکیبا می‌پرسم با این وصف آیا برای فرد خشونت ورز احساس دلسوزی و همدردی می‌کند؟

«من نمی‌توانم بگویم هر خشونت ورزی جانی است. خشونت ورز می‌تواند فقط یک بیمار باشد. بیماری که خانواده‌اش به محض اینکه اولین نشانه‌های تکانشی بودن را در او دیده‌اند، سهل انگارانه از کنار آن گذر کرده‌اند. او ممکن است اسیر وضعیت غیر قابل کنترل خودش باشد، مثل دیگرانی که از مشکل روانی رنج می‌برند. در عین حال، شاید قانون به قربانی خشونت کمک کند تا دیگر مورد خشونت واقع نشود، اما آیا این صرفا برای گذر از این تروما کافی هست؟ پاسخ من این است: قطعا خیر. به نظرم خدمات درمانی، و گروه‌های حمایتی هم برای خشونت ورزان درمانجو و هم برای قربانیان خشونت، لازم و ضروری است»

به اعتقاد شکیبا، مسئلهٔ جدی برخورد آدم‌ها، جامعه، سیستم آموزشی و به خصوص رسانه با خشونت است. بسیار عادی!

گو اینکه چیز مهمی نیست. نباید در موردش حرف زد. یکبار به زنی گفتم نظرتان در مورد خشونت خانگی علیه زنان چیست؟. میانسال بود. گفت شوهرم هیچ وقت روی من دست بلند نکرده. گفتم برای مخالفت با خشونت لازم نیست شوهرتان شخص شما را زده باشد. گفت من از آن زن‌ها نیستم که کتک بخورم. من بر اساس رشتهٔ تحصیلی‌ام و تجربه فردی‌ام، از این واکنش دفاعی کاملا برداشتم این بود که اتفاقا دقیقا خودش خشونت را تجربه کرده بود.

حقوقدانان چه می‌گویند؟

«امیرسالار داوودی»، وکیل پایه یک دادگستری و حقوقدان در این باره نظر متفاوتی دارد. او می‌گوید از نگاه قانون ممنوعیت یک رابطه عاشقانه غیر رسمی ولو از نوع حساسیت دارش مانند رابطه زن شوهردار و یا مرد زن دار (به اصطلاح عامیانه) یک موضوع است و ممنوعیت توسل به خشونت (اعم از توهین و یا ضرب و شتم) موضوع علی حده دیگریست.

او می‌گوید: به لحاظ مفاد قانونی حق قربانی به دلیل ورود به یک رابطه غیر رسمی و حتی نامشروع به لحاظ مجازات جانی و تعلق دیه (توهین کننده و ضارب) محفوظ می‌باشد. بنابراین ممنوعیت ضرب و شتم در قانون ارتباطی به نوع ارتباط طرفین ندارد.

این وکیل دادگستری تاکید می‌کند که هیچگاه دادگاه صالح به رسیدگی در خصوص ضرب و شتم اساسا ورودی به نوع رابطه از جهت رسمی بودن یا غیر رسمی بودن، مشروع بودن یا نامشروع بودن، محرمانه بودن یا نبودن، نخواهد داشت.

«مهرانگیز کار»، فعال حقوق بشر و حقوقدان ایرانی مشخصا در مورد موضوع مورد اشاره آقای داوودی و در تقابل به اظهار نظر این حقوقدان، در روز آنلاین روز بیست و هشتم اردیبهشت ۹۳ در مورد زنی که در یک رابطه غیر رسمی درگیر خشونت شده و به دفتر وکیل دادگستری مراجعه کرده این طور نوشته است: «قانون مجازات اسلامی به او تفهیم می‌شود، شانه بالا می‌اندازد. به او می‌گویند اگر در دادگاه از دوست پسرت به اتهام خشونت ورزی شاکی بشوی، اول خودت در جای زناکار (زانیه) محکوم به صد ضربه شلاق می‌شوی و بعد دوست پسرت هم زیر فشار اقرار می‌کند و همین مجازات را به اتهام «زانی» باید تحمل کند. پس از آن است که مراجع قضائی شاید به موضوع خشونت دوست پسر هم برسند که از نگاه قاضی و در چارچوب قوانین کنونی، حساسیت قضائی چندانی در پی ندارد و به فرض هم که داشته باشد، مجازات خفیفی شامل حالش می‌شود. از آن بد‌تر رابطه عاشقانه است که دود می‌شود و هوا می‌رود. این زنان دست خالی دفا‌تر وکلا را ترک می‌کنند و می‌روند تا خود چاره‌ای بیاندیشند»

منبع:

http://www.mardoman.net/family/cohabiting/

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/-e0428870b6.html

اسفند
۱۵
۱۳۹۳
روز جهانی زن و خواسته های زنان
اسفند ۱۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

5546048226_effc498950_z

عکس: ILRI

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

۸ مارس از جمله روزهای جهانی است که نه تنها فعالان جنبش زنان در سراسر جهان که برابری خواهان و فعالان حقوق بشر نیز فارغ از اینکه در کدام کشور و منطقه ای زندگی می کنند با یکدیگر احساس همدلی کرده و آن را به عنوان روز جهانی مشترک زنان درتمام دنیا جشن می گیرند.

روز جهانی زن که در گذشته روز جهانی زنان کارگر نامیده می شد فرصتی است که دستاوردهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی زنان بررسی شده و با بر پایی جشن و مراسم های مختلف از تلاش های آنها قدردانی شود. اما آنچه در این روز دارای اهمیت است این است که می توان با گرامی داشت چنین روزی عشق و احترام را به زنان دنیا تقدیم کرد و مبارزات زنان برای برابری را گرامی داشت.

اولین روز جهانى زن در ماه مارچ ۱۹۱۱ در دانمارک، آلمان، اتریش، سویس و امریکا برگزار شد. میلیون ها زن در برگزارى این روز شرکت کردند. خواست هاى اساسى زنان عبارت بودند از قوانین حمایت کننده کار براى زنان، حق راى و شرکت درانتخابات و حق رای، برابرى مزد با مردان در مقابل کار مساوى، هشت ساعت کار در روز، حمایت از مادر و کودک و تعیین حداقل مزد.

خواست هایی که زنان بسیاری از کشورهای جهان هنوز برای آن مبارزه و تلاش می کنند.

در فاصله دو جنگ جهان ىه علاوه بر موضوعات قبلى حق قانونى سقط جنین و حمایت از مادران نیز از اهمیت خاصى برخوردار شد. این مبارزه به یک حرکت بزرگ تبدیل شد به دلیل بحران اقتصادى که در آن زمان تمام اروپا را در بر گرفته بود، سالانه حدود یک میلیون زن وادار به سقط جنین مى شدند. به دنبال آثار منفى این سقط جنین هاى غیر قانونى در سال ۱۹۳۱ تنها درآلمان حدود ۴۴۰۰۰ زن از دنیا رفتند.

بعد از جنگ جهانى دوم در کشورهاى اروپایی هیچ برنامه اى درارتباط با روز زنان برگزار نمى شد. بعدها این روز به عنوان روز مبارزه براى خواست هاى عمومى زنان و روز خانواده و جشن عمومى زنان تبدیل شد.

در سال هاى هشتاد بود که در این کشورها روز هشتم مارچ باز هم اهمیت و معنى خاصى پیدا کرد. دوباره موضوعاتى مانند برابرى حقوق زنان در تمام عرصه هاى زندگى، حق سقط جنین، رفع تبعیض در زندگى خانوادگى و حمایت از مادران در دوران حاملگى و بعد اززایمان مورد توجه قرار گرفتند. یکى از نقاط اوج این اعتراضات در سال۱۹۹۴روز اعتصاب زنان بود که بیش از یک میلیون زن در سراسر آلمان علیه تبعیض ونابرابرى در حقوق زنان در آن شرکت کردند و خواستار برابری ورفع تبعیض و فشار بر روى زنان شدند. روزی که همواره از کسانى که این مبارزه را شروع کردند و براى دگرگونى و بهبود وضع زنان تلاش کردند تجلیل می شد.

گرامی داشت روز جهانی زن در ایران

 حدود سال ۱۳۰۰، برای اولین بار در ایران جمعیت پیک نسوان، ۸ مارس را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت و مراسمی در رشت برگزار کرد. این سازمان یکی از ده ها سازمان زنانی بود که پس از مشروطه با هدف آگاه سازی زنان از طریق تاسیس مدارس دخترانه و انتشار نشریه، شکل گرفت. “جمعیت پیک سعادت نسوان” شامل گروهی از زنان گیلان بود که کلاس های اکابر، دبستان، کتابخانه و قرائت خانه ای را برای زنان رشت و انزلی ایجاد کرده بودند و نشریه پیک سعادت نسوان را نیز منتشر می ساختند. این جمعیت مراسم ۸ مارس را چند سال پیاپی برگزار کرد.

سازمان بیداری زنان هم که انشعابی از جمعیت نسوان وطن خواه بود ، در سال ۱۳۰۶ با “نمایش دختر قربانی” (نمایشنامه ای از میرزاده عشقی) ۸ مارس را گرامی داشت. در آن زمان حضور زنان در سالن های تئاتر و سینما ممنوع بود، بنابراین، این نمایش اولین نمایشی بود که برای زنان و به وسیله زنان ترتیب داده می شد. این نمایش با هدف جمع آوری کمک مالی ،برای انتشار مجله نسوان وطن خواه و برگزاری کلاس های اکابر برای زنان بزرگسال، در منزل نورالهدی منگنه یکی از اعضای این انجمن برگزار شد و بلیط های آن به نام کارت عروسی چاپ و فروخته شد. اداره نظمیه سعی کرد مراسم را بر هم بزند و اراذل و اوباش نیز به زنان شرکت کننده در نمایش توهین می کردند.

بعدها در ۸ مارس ۱۳۵۷ زنان بسیاری در اعتراض به لغو قانون حمایت از خانواده، منع قضاوت زنان و حجاب اجباری در تهران و برخی شهرستان ها به خیابان ها آمدند. پس از به خشونت کشانده شدن این مراسم ، برای سال ها ۸ مارس در حوزه عمومی برگزار نشد.

در سراسر دهه ۶۰ ، ۸ مارس در محافل مطالعاتی فعالین زن و در خانه ها گرامی داشته می شد. این وضعیت تا دوره اصلاحات ادامه یافت. سال ۱۳۷۸، ۸ مارس پس از سال ها دوباره در یک مکان عمومی برگزار شد. این مراسم هرچند توسط گروه های مختلف زنان برگزارمی شد، اما به دلیل ضرورت اخذ مجوز توسط انجمنی رسمی، نشر توسعه و نشر روشن گران و مطالعات زنان، مسئولیت آن را بر عهده گرفتند.

سال بعد “مرکز فرهنگی زنان ” به عنوان یکی از اولین سازمان های غیر دولتی زنان در دوره اصلاحات، ۸ مارس را در خانه هنرمندان برگزار کرد.

سال ۱۳۸۱، مرکز فرهنگی زنان میتینگی در پارک لاله با اخذ مجوز از استانداری تهران برگزار کرد. تظاهرات کنندگان پلاکاردهایی با مضمون صلح در جهان، برابری حقوق زنان و دموکراسی در ایران در دست داشتند.

۸ مارس ۱۳۸۲ نیز دوباره در پارک لاله، با محوریت اعتراض به خشونت علیه زنان مراسمی برگزار شد. اما تنها چند ساعت پیش از برگزاری تجمع، مجوز به صورت شفاهی لغو شد.

پس از آن تجمع ۸ مارس ۱۳۸۴ در پارک دانشجو برگزار شد و در سال ۱۳۸۵ فعالان جنبش زن مقابل مجلس مراسمی برگزار کردند که با مخالفت پلیس روبرو شد. از آن سال تا کنون هنوز فعالان زن نتوانسته اند روز جهانی ۸ مارس را درفضای عمومی جشن بگیرند و مطالبات خود را مطرح کنند.

در طى دو قرن گذشته پیشرفت ها براى به رسمیت شناختن و قبول حقوق اولیه و انسانى زنان اندک نبوده است. در اکثر کشورهاى جهان حق راى زنان و شرکت آنان درفعالیت هاى سیاسى و اجتماعى به رسمیت شناخته شده است. با وجود این راه طولانى براى انجام واقعى این خواست ها در پیش است. زنان هنوز در موارد زیادى در خانواده، دراجتماع و یا در محیط کارمورد خشونت قرار مى گیرند. قوانین نا برابردر بسیارى ازکشورها علیه زنان عمل مى کنند. براى نیروى کار زنان در مقابل کار مساوى با مردان هنوز حتى در کشورهاى صنعتى کمتر پرداخت مى شود، درآمد نسبى زنان در همه کشورها بسیار پایین تر از مردان است.

زنان هنوز بیشترین بار را بر دوش دارند

شاید به همین دلیل هم بود که بانکی مون در پیام سال ۲۰۱۴ در چنین روزی به برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان ورسالت جهانی سازمان ملل متحد در دستیابی به حقوق برابر و منزلت برای همه تاکید کرد و گفت این بخشی از هویت فعلی سازمان ملل است و تا هنگامی که زنان و دختران از فقر و بی عدالتی رهایی نیابند، در معرض خطر قرار دارند.

وی با تاکید بر یک درس کلیدی در ۱۵ سال گذشته بر اهمیت رویارویی با تبعیض و بی عدالتی علیه زنان اشاره کرد و گفت: کلیشه سازی جنسیت و تبعیض در تمامی فرهنگ ها و جوامع متعارف باقی مانده است. ازدواج زودهنگام و اجباری، آنچه “قتل ناموسی” نامیده می شود، سوء استفاده جنسی و قاچاق زنان جوان و دختران به گونه ای اضطراب آور رایج و در برخی نواحی، رو به افزایش است.

وی تصریح کرد چنانچه از ذره بین فقر بنگریم، یا در هنگام بلایا، می بینیم که زنان هنوز بیشترین بار را بر دوش دارند. درس دیگر این است که سازمان ملل باید سرمشقی هدایت گر باشد و به همین دلیل با تاکید بر اینکه زنان در صلح و امنیت محوریت دارند، ما بر آنیم تا زنان نظامی و افسران پلیس بیشتری را در عملیات حفظ صلح به صف درآوریم. ما بیشتر از هر زمان دیگر در تاریخ زنان را در رده های بالا در استخدام سازمان ملل متحد داریم، و امیدواریم به زودی نهاد مرکب پویایی در نظام ملل متحد داشته باشیم که برنامه ریزی منسجم تر و صدایی قوی تر برای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان ارائه دهد. اینجانب مجمع عمومی را ترغیب می کنم تا این نهاد جدید را بدون تاخیر به وجود آورد.

اعلامیه پکن، امروز به همان اندازه زمان تصویب آن مناسب بر جا مانده است. دستیابی به برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان یعنی سومین آرمان توسعه هزاره، محور سایر آرمان ها است. تمامی ما هنگامی بازنده هستیم که زنان از فرصت برای بهبود وضعیت خود و جوامع شان محروم شده اند. در این روز بین المللی زنان، اجازه دهید با دیدی انتقادی به دستاوردهای ۱۵ سال اخیر بنگریم تا بتوانیم بر آنچه مثبت بوده بیافزاییم و آنچه مثبت نبوده را اصلاح کنیم.

 منابع:

 http://www.unic-ir.org/pr/farsi/892010.html.

 http://www.farsi.se/gy_boken/1_3_kvinnodagen.htm

. افضلی، نسرین و زینب پیغمبرزاده (۱۳۸۶) ۸ مارس در دانشگاههای سراسر کشور چه گذشت ؟ ، مجله زنان ، شماره ۱۴۳

بامداد ، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید ، جلد دوم ،بی تاریخ

حبیبی ، الهه(۱۳۸۵)۸ مارس روزنه ای برای ورود مسائل زنان به دانشگاهها ، مجله زنان ،شماره ۱۴۱

ساناساریان ، الیز(۱۳۸۴)جنبش حقوق زنان در ایران ،ترجمه نوشین احمدی خراسانی ،تهران : اختران

ناهید ، عبدالحسین(۱۳۶۰)زنان ایران در جنبش مشروطه ، تبریز : احیا

اسفند
۱۲
۱۳۹۳
یک سوم زنان ایتالیایی قربانی خشونت خانگی هستند
اسفند ۱۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

1368434708690.cached

عکس: آنتونیو کلانی/ AP/ تظاهرت زنان در میلان ایتالیا بر علیه خشونت خانگی

به گزارش باربی لاتزا نادو(Barbie Latza Nadeau) عمل شرورانه اسید پاشی که عملی تقلید آمیز است  کشورهای اروپایی را دچار هراس کرده است. این عمل نمایانگر فرهنگ ریشه دار خشونت علیه زنان است.

زمانی که ونیا دل کول Vania Del Col سی و یک ساله پنجشنبه گذشته در آپارتمان خود را باز کرد، دو مرد نقابدار را دید که منتظر او ایستاده اند. آنها به زور وارد خانه او شدند و او را به زمین پرت کردند. سپس یک بطری اسید روی او خالی کردند و به شدت بازوها و پاهای او را سوزاندند. آنها حتی بر روی سگ همسایه نیز اسید ریختند. دل کول در سال ۲۰۰۲ نیز توسط دوست پسر سابق خود مورد تجاوز شدید جنسی قرار گرفته بود که دوست پسرش ۴ سال بابت آن به زندان محکوم شد. او با اینکه محل سکونت فعلی اش مشخص نیست  اولین مظنون این واقعه شناخته شده است.

یک هفته قبل از این واقعه، همسر دل کول به او گفته بود که ۴ یادداشت در صندوق پستی به این مضموم ” تو خواهی مرد ” و ” ما می دانیم که چه کار می کنی ”  پیدا کرده است.

با اینکه حمله به دل کول بسیار مخوف و ناگوار بود، اما فاجعه بزرگترشیوع اسیدپاشی به زنان در ایتالیا است، که در ماه گذشته ۳ مورد آن گزارش شده است. دو هفته پیش، یک زن ۳۶ ساله که ۸ ماهه و دو قلوحامله بود در پارکینگ یک کلینیک درمانی در شهر میلان برای وقت دکتر آماده می شده که مردی با اسکوتر (یک نوع موتور سیکلت) از جلوی او رد می شود و یک باطری اسیدی را به صورت او پرتاب می کند. دو قلو های در شکمش از این فاجعه جان سالم به در بردند، اما زنی که اسمش در لیست گزارش پلیس به عنوان سامانتا ف. درج شده است ممکن است بینایی چشم چپش را از دست بدهد. شخص مهاجم درشت هیکل و بین ۵۰ تا ۶۰ ساله توصیف شده است، اما هنوز او را پیدا نکرده اند. نه سامانتا و نه شوهرش هرگز دشمنی نداشته و تهدید نشده بودند. لیگی ارسی (Luigi Orsi)، رئیس کلانتری، که این پرونده را دنبال می کند می گوید: ” تا الآن متوجه نشده ایم که چرا کسی باید این کار را انجام دهد”.

۱۶ آپریل، سه مرد به زور وارد آپارتمان لوشا انی بالی (Lucia Annibali)  وکیل ۳۵ ساله شدند و با پاشیدن اسید روی او یک چشمش را کور و به چشم دیگرش به شدت آسیب رساندند و صورت او را کاملاً نابود کردند. پس از شنیدن صدای جیغ و داد لوشا، همسایه ها آنها را تعقیب و دستگیر کردند. یک هفته بعد، دوست پسر اسبقش که او نیز یک وکیل است به جرم هماهنگ کردن این حمله دستگیر شد. او زخمی بر روی دستش داشت که با اینکه ادعا می کرد که با قهوه داغ سوخته  است اما گفته اند بازجویان نشانه سوختگی با اسید بود.

اسیدپاشی یک عمل تقلیدی محسوب می شود، اما متأسفانه در ایتالیا و بر علیه زنان در حال افزایش است. بیش از

۰۰۰ ۷۴۳ ۶  زن در ایتالیا – تقریباً یک زن از هر سه زن در کشور- گزارش می دهند که قربانیان خشونت خانگی هستند. بر طبق گزارش تلفنو رزا (Telefono Rosa)، اولین خط کمک رسانی ملی برای مورد های خشونت خانگی، بیش از ۰۰۰ ۴۰ زن سالانه برای کمک به این خط تماس می گیرند. در سال ۲۰۱۲، یکصد و بیست و چهار زن و از آغاز سال ۲۰۱۳ تا به حال ۲۵ زن توسط شرکای زندگی و دوستدارانشان به قتل رسیده اند.  حدود ۱۵% از این مقتولان قبل از آنکه به قتل برسند، گزارش داده بودند که توسط شوهران و یا دوست پسران سابق خود تعقیب می شدند.

 انا کاستانزا بالدری ((Anna Costanza Baldry، روان شناس گروه حامی مبارزه با خشونت خانگی دیفرنزا دونا(Differenza Donna)  می گوید: با اینکه افزایش چشمگیر خشونت خانگی در این کشور نگران کننده است، اما خبر خوب این است که این افزایش به کندی صورت می گیرد زیرا که زنان بالاخره حرکتی به خود داده اند و علیه متجاوزان سکوت خود را شکسته اند. این عمل آنها مانعی برای افراد متجاوز خواهد بود.

بالدری می گوید: اسید پاشی های اخیر، بر مشکل نگران کننده ملی و غیر قابل کنترل خشونت خانگی تاکید دارند. او می گوید اسید پاشی برای برخی از خشونت گران نسبت به فرم های دیگر خشونت،  که قربانیان پس از مدتی از لحاظ فیزیکی بهبود پیدا می کنند، جذابیت بیشتری دارد. زیرا اثری که اسید بر روی ظاهر فرد می گذارد ماندگارتر است.

 میشل مارزونو((Michelle Marzono، سیاستمدار میانه رو که سعی دارد مبارزه با خشونت خانگی را در برنامه عملیاتی ملی قرار دهد می گوید: “این خشونت گران از اسید استفاده می کنند که تنها با مقدار کمی از آن بتوانند زندگی شخص قربانی را نابود کنند. آنها اغلب صورت زن که مظهر زیبایی و شناسایی اوست را هدف قرار می دهند. اسید شکل و فرم صورت و  زندگی عادی آنها را از بین می برد. تا زمانی که موج این جرائم علیه زنان توجه ملی را به خود جلب نکند، توسعه پیدا خواهند کرد و تنها پس از هر واقعه سر تیتر خبرها را تشکیل می دهند و خیلی زود به دست فراموشی سپرده می شوند. بحران های سیاسی اخیر در ایتالیا موجب شده اند که به مسائل مهم اجتماعی چون برنامه های مبارزه با خشونت علیه زنان اهمیت لازم داده نشود. بدون داشتن برنامه های آموزشی و راه کارهای مناسب برای کمک به زنان خشونت دیده، کسانی که با چنین قربانیانی سرو کار دارند نگرانند که به زودی این روند همه گیر شود. “بالدری” اضافه می کند: ” باید برای آموزش مبارزه با خشونت جنسی در مدارس سرمایه گذارس کنیم. ما برای محافظت از زنان و کودکان خشونت دیده و فراهم کردن مراکزی امن برای آنها به سرمایه نیاز داریم. صحبت کردن در مورد این مسائل به تنهایی کارساز نیست و ما را در این مبارزه پیروز نمی کند. داریم وقت را از دست می دهیم”.

مترجم: مهتاب صمیمی

منبع:

http://www.thedailybeast.com/witw/articles/2013/05/13/acid-attacks-against-women-on-the-rise-in-italy.html