صفحه اصلی  »  2014 December
دی
۱۰
۱۳۹۳
آزار جنسی کودکان در اینترنت
دی ۱۰ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , ,
image_pdfimage_print

15392784402_0315c53815_z

عکس: “PictureYouth”

مژگان میر اشرافی – مددکار اجتماعی

« الناز ۱۱ ساله است. او  بعد از شنیدن صحبت های مددکار اجتماعی در ارتباط با  کودک آزاری در مدرسه به  مددکار مراجعه می کند به شدت مضطرب و نگران به نظر می رسد و به سختی با مددکار در میان می گذارد که با شخصی از طریق اینترنت چت کرده است و بعد از مدتی این فرد بزرگسال شروع به ارسال عکس هایی از آلت جنسی به الناز کرده است. او الناز را تهدید کرده است که اگر بدن خود را به او “به صورت آنلاین” نشان ندهد ، آدرس خانه و محل مدرسه او را می داند و آبروی الناز را خواهد برد.

الناز به شدت ترسیده است و حدود دو ماه است که به دلیل ارعاب و تهدید فرد بزرگسال ناشناس خواب های ترسناک می بیند و از اینکه در موقعیتی قرار بگیرد که تنها باشد به شدت می ترسد. فرد بزرگسال الناز را وادار کرده است که هفته ای یک بار به داستان های جنسی او در چت روم  گوش دهد. الناز خود را مقصر ماجرا می داند و به شدت احساس گناه می کند . او از مددکار می خواهد که در این ارتباط به والدینش چیزی نگوید ولی به او کمک کند. او تصور می کند که والدینش او را هیچگاه نخواهند بخشید. مددکاراجتماعی با پلیس سایبری (فتا) تماس می گیرد اما با عدم همکاری تلفنی پلیس مواجه می شود.»

آزار و سوء استفاده جنسی از کودکان دامنه وسیعی از رفتارهایی را در بر می گیرد که در آن شخص بزرگسال کودک را هدف فعالیت های جنسی خود قرار داده و از آن کسب لذت می کند. سواستفاده جنسی به انواع تماسی و غیرتماسی تقسیم می شود که انواع غیرتماسی آن شامل عورت نمایی، پورنوگرافی، استفاده از الفاظ تحریک کننده و لذت بردن از انواع واکنش های کودک  می باشد.

آزار و سوء استفاده جنسی از کودکان مختص یک طبقه اجتماعی ـ اقتصادی خاص نیست و در همه طبقات وجود دارد و دارای تاثیرات بسیار مخربی بررشد روانی ـ اجتماعی کودکان است. علاوه بر اثرات منفی و از بین بردن کودکی و خارج کردن او از مسیر طبیعی رشد، این پدیده هزینه های بسیاری را به دولت ها تحمیل می کند چراکه کودکان سرمایه های انسانی کشورها هستند و علاوه بر کاهش کارکرد و عملکرد آنها در اثر این آسیب، احتمال ابتلا به انواع اختلالات و بیماری های جسمی و روانی برای این کودکان وجود دارد.

یکی از راه هایی که ممکن است کودکان را راحت تر در دسترس سوء استفاده کنندگان جنسی قرار دهد، اینترنت است. باید توجه داشت که آزارهای جنسی تنها به فضای واقعی محدود نمی شود و فضای مجازی نیز محل مناسبی برای وقوع این اتفاق نیز است. بسیاری از کودکان با وجود آنکه از اینترنت به صورت روزانه استفاده می کنند اما هنوز درباره مخاطرات کاربری های غیرمجاز آموزش لازم را ندیده اند.

 پژوهش ها در این زمینه نشان داده است، ۲۰ درصد از افرادی که به صورت منظم با اینترنت در تماس هستند موضوعات جنسی ناخواسته ای را دریافت می کنند که این مسئله بیشتر کودکان ۱۰ تا ۱۲ ساله را تهدید می کند.

بیشتر سوء استفاده های جنسی از کودک برروی اینترنت شامل؛ وادار کردن کودک به بیان کلمات جنسی و شرم آور، وادار کردن کودک به تماشای فردی که در حال عمل جنسی است، نظرات جنسی در مورد کودک در چت روم، پیشنهادات جنسی،  ارسال عکس های سکسی برای کودک و تهدید و ارعاب کودک برای وادار کردن او به  رفتار های جنسی می شود.

اغلب کودکانی که  قربانی تعرض جنسی هستند؛ هیچگونه اطلاعی در خصوص سوء استفاده جنسی و نحوه مقابله با آن را ندارند. آنها در طولانی مدت مورد آزار قرار می گیرند و تخمین زده می شود ۶۰ تا ۸۰ درصد آنها هیچگاه در این مورد با کسی سخن نمی گویند و خدمات تخصصی دریاقت نمی کنند.

این دسته از کودکان غالبا احساس شرم و گناه کرده و خود را در این جریان مقصر می دانند و این موضوع باعث گزارش ندادن بسیاری از موارد آزار و تعرض جنسی است. بروز اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلال درخوردن ، انزوا و مشکلات ارتباطی در این کودکان بسیار شایع است. اکثرکودکانی که به نوعی مورد آزار جنسی قرار می گیرند در بلند مدت با افت عملکرد مواجه می شوند.

مطالعه ای در مرکز حمایت از کودکان در مقابل سوء استفاده جنسی در آمریکا نشان داده است که اکثر کودکانی که مورد تعرض قرار گرفته اند علائمی نظیر عزت نفس پایین، برانگیختگی هیجانی، کابوس، اختلالات خواب، افسردگی، سرکوب خشم، خصومت، گوشه گیری از فعالیت ها، مشکلات آموزشی، رویا پردازی، از دست دادن حافظه و ناتوانی در تمرکز، شکایات روان تنی از خود نشان داده اند.

همواره در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا در زمینه حقوق کودک؛ دو سیاست کلی برای پیشگیری از آزار جنسی کودکان وجود دارد؛ آموزش بزرگسالانی که مراقبت از کودکان را به عهده دارند و آموزش کودکان برای کسب اطلاعات و مهارت های لازم به منظور مراقبت از خود.

آموزش به این دو گروه در بسترهای مختلفی مورد توجه قرار گرفته است، آموزش در فضای مجازی، آموزش در مدرسه و درسایر موقعیت هایی که امکان دسترسی به آموزش برای کودکان و مراقبین آنها وجود دارد.

 بسیاری ازکارشناسان براین باورند که بهترین راه مواجهه با آزار جنسی در کودکان برنامه آموزش پیشگیری از آزار جنسی با رویکرد مدرسه محور است.  به این معنی که کودکان در مدارس و در کلاس های درس راهکارهای مناسب برای محافظت از خود در موقعیت خطر را می آموزند. برنامه آموزش پیشگیری دارای دو هدف اصلی است.

ـ کسب آگاهی در مورد آزار جنسی و تشخیص آن

ـ یادگیری مهارت های مراقبت از خود

از دهه ۱۹۸۰ میلادی تاکیدهای بسیاری براهمیت و اثربخشی مداخلات پیشگیرانه مدرسه محور صورت گرفته است اما علی رغم این تاکیدها نظام آموزشی بسیاری از کشورها از ارائه این آموزش ها در مدارس پرهیز می کنند. در ایران نیز آموزش ساختار یافته ای برای پیشگیری از سوء استفاده جنسی از کودکان در نظر گرفته نشده است.

این باور غلط که « آموزش و همچنین دادن اطلاعات در مورد مسائل جنسی و آزار جنسی برای کودکان  بسیار محرک است و امکان داد که انها آزار یکدیگر را شروع کنند.» باعث شده است که همواره آموزش های پیشگیری از آزار جنسی در مدارس با مانع روبرو شود. اما واقعیت این است که بسیاری از کودکان در سنین رشد به طور طبیعی کنجکاوی جنسی دارند، چه این اطلاعات به آنها داده شود، یا داده نشود. از طرف دیگر تجربه نشان داده است که کودکان این اطلاعات را جدی می گیرند و خیلی به ندرت آنها را تحریک کننده جنسی تلقی می کنند؛ چرا که کودکان هیچ تصوری از تحریک جنسی و مسائل جنسی (SEX) ندارند.

سوء استفاده جنسی از کودکان، مشکل بسیار واقعی و جدی دنیای امروز است و گستره بسیار وسیعی از ناز و نوازش آشنایان و غریبه ها تا زنای محارم، از هرزه نگاری تا روسپیگری کودکان را تشکیل می دهد. کودک آزاری جنسی در تمام جمعیت ها رخ می دهد. این پدیده برای کودکان در همه سطوح اجتماعی ـ اقتصادی و آموزشی، در میان همه گروه های نژادی، فرهنگی و در مناطق شهری و روستایی اتفاق می افتد. لذا مشکلی است که نباید آن را نادیده گرفت.

منابع:

ـ مسعودی، غزاله ، پیشگیری از کودک ازاری جنسی، ۱۳۹۲

ـ حسامی ، فاران، پیشگیری از سواستفاده جنسی از کودکان ، نشر ساوالان ۱۳۸۹

ـ رحیمی ، لیلا ، کودک آزاری چیست؟ ناشر صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) ۱۳۸۷

ـ آموزش عملی پیشگیری از آزار جنسی کودک ، http://mohsenazizi.blogfa.com/post-3528.aspx

ـChen J, Dunne MP, Han P. (۲۰۰۷). Prevention of child sexual abuse in China: knowledge, attitudes, and communication practices of parents ofelementary school children. Child Abuse Negl.

ـK. & McElvaney, R. (۲۰۱۰). Child Sexual Abuse, Links to Later Sexual Exploitation/High-Risk Sexual Behavior, and Prevention/Treatment Programs. Trauma, Violence & Abuse.

 ـhttp://kidshealth.org/teen/sexual_health/girls/harassment.html?tracking=T_RelatedArticle#

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دی
۹
۱۳۹۳
بارداری و خشونت: چطور در این ٩ ماه امن بمانیم
دی ۹ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۲
, , , , ,
image_pdfimage_print

13995650983_fa8dd0e051_z

عکس: Christian Arballo

٢٣ جولای ٢٠١٣ (٢٢ تیر ١٣٩٢)

نوشته کاترین رابینسون (Kathryn Robinson)

ترجمه: اهورا افشار

بارداری دوره تغییر است. اگر باردار هستید، زندگی و بدنتان شکل تازه می‌گیرد و آماده می‌شوید که یک انسان کوچک را به دنیا بیاورید. بارداری می‌تواند پر از هیجان باشد ولی نیاز شما به حمایت نیز بیشتر می‌شود. طبیعی است که بیشتر به حمایت شریک زندگی احتیاج داشته باشید و همچنین نیاز به کمک مالی برای آمادگی برای کودک بیشتر می‌شود.

اگر شریک زندگی شما از نظر عاطفی یا فیزیکی با شما رفتار خشونت آمیزی دارد، چند ماه بسیار دشواری را در پیش رو خواهید داشت. خوشبختانه منابعی در دست هست که زنان باردار برای گذراندن دوران بارداری سالم و امن به حمایت لازم دسترسی داشته باشند.

چرا ممکن است در زمان بارداری رفتار سوء استفاده کننده شروع شود یا تشدید یابد؟

بنا به اطلاعات مرکز کنترل بیماری ها (Center for Disease Control)، خشونت شریک زندگی سالانه یک و نیم میلیون زن را در بر می‌گیرد که هر سال شامل ٣٢۴ هزار زن باردار است. بارداری مخصوصاً برای زنانی خطرناک است که درگیر رابطه خشونت آمیز هستند. این خشونت معمولاً در زمان بارداری شروع می‌شود یا شدت می‌گیرد.

علل متعددی برای شروع یا تشدید خشونت در زمان بارداری وجود دارد. از آنجایی که زیربنای سوء استفاده، قدرت و کنترل است، شخص خشن بیشتر احساس حسادت یا رنجش می‌کند چرا که توجه زن باردار از وی به بارداری منتقل شده است. ممکن است از اینکه باید از کودک حمایت مالی کنند دچار اضطراب شود، از مسئولیت های بیشتر رنجیده شود، یا از اینکه بدن زن باردار در حال تغییر است عصبانی باشد. هیچکدام از این مسائل تقصیر زن باردار نیست و هیچکدام از اینها نمی‌تواند بهانه رفتار خشونت آمیز باشد. هیچ چیزی نمی‌تواند رفتار خشونت آمیز را توجیه کند.

هر گونه سوء استفاده در زمان بارداری می‌تواند زن و کودک متولد نشده‌اش را در معرض خطر قرار دهد، برای اینکه موقعیت زن باردار به طور غیرعادی آسیب پذیر است، هم از نظر جسمی و هم عاطفی. اگر خشونت جسمی وجود دارد، تروما می‌تواند باعث صدمه یا خطر مضاعف خونریزی، پارگی رحم، تولد زودرس، مشکلات در زمان زایمان و یا سقط جنین غیر عمدی شود.

چه کار می‌شود کرد؟

حدود ٩۶% زنان باردار از مراقبت های دوران بارداری بهره‌مند می‌شوند و ١٢ تا ١٣ بار به پزشک مراجعه می‌کنند. این ملاقات ها با پزشک می‌‌تواند فرصت مناسبی باشد که با دکتر در میان بگذارید که در رابطه با شریک زندگیتان چه می‌گذرد. اینکه آیا این موضوع را با یک دکتر در میان بگذارید و تا چه حد اطلاعات در اختیارش قرار دهید، کاملاً تصمیم شماست. ولی کار او اطمینان حاصل کردن از سلامت شما و کودکتان می‌باشد. پس این موقعیت امنی برای صحبت در مورد نگرانی هایتان است.

اگر شریک زندگیتان با شما به دکتر می‌آید، سعی کنید یک لحظه با دکتر تنها باشید یا حتی با منشی وی حرف بزنید یا بهانه‌ای پیدا کنید که به طور خصوصی با او صحبت کنید. مطب دکتر می‌تواند مکان آرامی برای تلفن به خط تلفن اورژانس (Hotline) باشد. اگر تصمیم دارید که از شریک زندگی جدا شوید، دکتر می‌تواند شریک فعالی در انجام این کار باشد.

به علاوه، طبق قانون «بیمه مقرون به صرفه»، کلیه بیمه‌های جدید باید شامل معاینه و مشاوره در مورد خشونت خانگی باشند چراکه اینها خدمات جلوگیری از آسیب و بیماری به شمار می‌روند.

اگر میسر است برای کلاس قبل از زایمان که تنها زنان در آن شرکت می‌کنند ثبت نام کنید. آنجا می‌تواند مکان امنی برای گفتگو در مورد مسائلتان باشد و ممکن است بتوانید به تنهایی با معلم کلاس گفتگو کنید.

کارکنان خط تلفن اورژانس شبانه روز در خدمت شما هستند که از شما در مورد ایجاد امنیت شخصی (چه از نظر جسمی و چه عاطفی) در طول دوره بارداری صحبت کنند. آماده شدن برای امنیت جسمی می‌تواند شامل توصیه‌هایی باشد از قبیل اینکه در زمان حمله، از ناحیه شکم خود محافظت کنید و در طبقه پایین ساختمان چند طبقه بمانید. (که خطر افتادن از پله‌ها رفع شود).

بارداری ممکن است دوره دشواری باشد و اگر شریک زندگیتان از شما حمایت نمی‌کند، شما را تحقیر می‌کند یا اینکه به شما صدمه جسمی می‌زند، احتمالاً احساساتتان جریحه‌دار می‌شود. لازم است که در این مدت زمانی که در زندگی شما بسیار مهم است راه هایی برای مراقبت از خودتان پیدا کنید. کارکنان خط تلفن اورژانس می‌توانند در این امر به شما کمک کنند.

برای مطالعه و منابع بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید:

http://www.thehotline.org/2013/07/pregnancy-and-abuse-how-to-stay-safe-for-your-9-months/

دی
۸
۱۳۹۳
پنج راه مهم برای مستندسازی خشونت
دی ۸ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

sms-text-messaging

عکس: katyperrybuzz.blogspot.com

ترجمه: فرخ نیک‌مرام

اگر فردی یک پیامک تهدید کننده دریافت کند، لزوما به این نتیجه نمی رسد که مورد آزار قرار گرفته است، اما پیامک‌های تهدید آمیز متعدد که به یک روند رفتاری تبدیل شده‌اند شکل دیگری دارد. این قاعده شامل  ایمیل، تماس تلفنی، پیام صوتی و پیام‌های اینترنتی نیز می‌شود. این گونه از خشونت و خشونت کلامی معمولا پتانسیل آن را دارند که شدت یابند و به خشونت فیزیکی منتهی شوند. مستندسازی این گونه از آزار می‌تواند به پیدا کردن علائم خطر کمک کند. این کار به فرد این امکان را نیز می‌دهد که گام‌های لازم برای جلوگیری از آزار و خشونت در آینده را بردارد و در صورتی که او تصمیم به پیگیری حقوقی مسئله بگیرد به وی کمک زیادی خواهد کرد. در اینجا به پنج راه مهم مستندسازی آزار و خشونت در روابط عاطفی اشاره می‌کنیم:

۱٫ بنویسید. نوشتن خاطرات راهی بسیار مناسب برای یافتن وقایع و روندهاست. همیشه تاریخ و زمان هر واقعه را در جایی یادداشت کنید و هر مورد آزار یا خشونت را مستند کنید. اگر کسی شاهد آن خشونت بود، گفته‌های او را یادداشت کنید. آیا چیزی شکسته شده؟ آیا چیزی به طرف شما پرتاب شده یا وسیله‌ای به عنوان سلاع علیه شما به کار گرفته شده؟ آیا جراحتی وجود داشته؟ کوچک بودن یا به ظاهر کم اهمیت بودن این جزئیات از اهمیت آنها نمی‌کاهد. همه چیز را بنویسید. کوچکترین چیز می‌تواند در آینده اهمیت بسیار پیدا کند.

۲٫ آزار دیجیتال را مستندسازی کنید. پیام‌های اینترنتی، پیامک، ایمیل و تماس‌های تلفنی گاها برای ادامه دادن به خشونت، جدا از جر و بحث و خشونت فیزیکی استفاده می‌شوند. یکی از زوجین ممکن است در یکی از همین پیام‌ها به آزار یا خشونت اعتراف کند. با این وجود مدارک دیجیتال معمولا یا تصادفا یا به صورت دیگری پاک می‌شوند. پس داشتن تصویری از صفحه نشان‌دهنده‌ پیام، پرینت تمامی پیامک‌ها، ایمیل‌ها و تماس‌های تلفنی و داشتن لیستی مستند از پیام‌ها می‌تواند در آینده کمک زیادی بکند.

۳٫ به دکتر مراجعه کنید. اگر مورد آزار یا خشونت فیزیکی قرار گرفتید، حتما به دکتر مراجعه کنید. حتی زمانی که جراحتی به چشم نمی‌آید ممکن است آسیب دیده باشید. امروزه بیش از هر زمانی، درمانگران برای شناسایی خشونت و آزار تعلیم دیده‌اند. این مجموعه‌ درمانگران و دکتر‌ها منبعی ایمن برای دریافت کمک هستند. از آنان بپرسید که چگونه می‌توان آسیب را مستندسازی کرد؛ مثلا چگونه می‌توان دلیل آسیب را بیان کرد بدون این که نیازی به گزارش دادن به پلیس بوجود آید.

۴٫ منابع را در جایی امن نگهداری کنید. تمامی این مستندات باید در مکانی مخفی و امن نگهداری شوند، به صورتی که تنها شما و یا فرد مورد اعتماد شما به آنها دسترسی داشته باشید. خلاقیت به خرج دهید. به این که چگونه می‌توان تمامی تصاویر، پیام‌ها و مدارک را دور از دسترس فرد آزار دهنده نگهداری کرد فکر کنید. یک ایمیل جدید، تنها برای مستندسازی آزار و خشونت درست کنید. شما می‌توانید تصاویر را از روی تلفن تان به این آدرس ایمیل ارسال کنید. از منابع اینترنتی که دارای رمز عبور باشند برای نوشتن وقایع و خاطرات استفاده نمایید و رمز را هر چند وقت یک بار تغییر دهید. رمز عبور خود را حفظ کنید و از نوشتن آن در جای دیگر خودداری کنید، چرا که ممکن است آن نوشته به دست فرد آزار دهنده بیافتد.

۵٫ از افراد مورد اعتماد درخواست کمک کنید. آیا کسی از اعضای خانواده، دوستان، همکاران یا همسایگان در جریان این که شما مورد آزار قرار می‌گیرید قرار دارد؟ آیا آمادگی کمک به شما را دارد؟ آنان می‌توانند در اشکال مختلف نقش بسیار پر اهمیتی را ایفا کنند. مثلا آنان می‌توانند از یادداشت‌های شما نگهداری کنند یا یک نسخه از مستندات شما را نزد خود نگهدارند. با این وجود، از گفتگو در مورد محل اختفای مدارک خود و چیزهای شبیه به آن از طریق ایمیل یا پیامک خودداری کنید، چرا که فرد آزار دهنده می‌تواند تمامی این راه‌ها را زیر نظر گرفته باشد.

توضیح خانه امن: پارگراف زیر برای کسانی که در امریکا زندگی می کنند کاربرد دارد، بدیهی است در ایران قوانین کل کشور یکی است.

“فراموش نکنید که هر ایالتی قوانین مخصوص خود را در مورد مدارک قابل استفاده در دادگاه دارد، در نتیجه بهتر است با یک وکیل در این موارد مشاوره کنید. مثلا ممکن است در حالی که یکی از ایالات شهادت فرد را بپذیرد، ایالت دیگر نیاز به گزارش پلیس داشته باشد.”          

منبع: وبلاگ «شکستن چرخه» (Breaking the Cycle)

دی
۷
۱۳۹۳
 پا به سن گذاشته‌های فراموش شده
دی ۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

16244-300x209

عکس: خبرگزاری فارس

ماهرخ غلامحسین پور- روزنامه نگار

عزاداری‌ او که شد ختم باشکوهی برایش بر پا کردند. بچه‌هایش ردیف به ردیف با لباس سیاه ایستاده بودند و به دوستان ، روسا و زیر دستانشان خوش آمد می‌گفتند. خانم‌ها با لاک ناخن‌های سیاه شده و آقایان با کراوات‌های مشکی، ظرف‌های نقرهٔ با شکوه خرمای گردو اندود شده، سینی حلوای زعفرانی با طرح بته چقه، و قاری خوش صدایی که یک بند قرآن می‌خواند.

چشم‌ها همه از شدت گریه قرمز و تراخمی شده بود، مردم دسته دسته می‌آمدند و می‌رفتند، و عروس‌هایش سینی استکان‌های کمرباریک را دست به دست می‌کردند و دسته‌های گل با شکوه با کارت تسلیت افراد سر‌شناس از گرد راه می‌رسید و کنار گلستان گل‌های گلایول سفید جا داده می‌شد.

زن دست به خیر و شرافتمندی بود. هیچ کس نبود که از او خاطرهٔ خوش به یاد نداشته باشد، مال و منال بسیار برای بچه‌هایش به ارث گذاشت و بیش از آن همه ثروت، حس خوشایند مهرآمیزی بود که ته دل همسایگان و دوست و آشنا به جا گذاشت، همه دلشان می‌خواست به نوعی در مراسم ختمش با جان و دل خدمت کنند.

زنی که کنارم نشسته بود به آن جماعت نمی‌آمد، ساده پوش و بی‌پیرایه بود اما از سوز دل گریه می‌کرد، پرسیدم شما از آشنایان متوفی بودید؟ جواب داد تا آشنا به که بگویند؟ بنده خدا توی آغوش من جان داد.

کنجکاو شدم با این همه خدم و حشم و دوست و آشنا او در آغوش یک غریبه جان داده؟

آن زن ادامه داد: من پرستار خانهٔ سالمندانی هستم که این بی‌بی در آنجا مرد.

چشمانم از تعجب گرد شده بودند و او داشت بی‌وقفه توضیح می‌داد «بی‌بی زن واقعا دست به خیری بود. بیماری از پا درش انداخته بود اما تا دم آخر هوشیاری‌اش به جا بود، در تنهایی و سکوت و وقتی که از چشم انتظاری برای بچه‌هایش دق کرد  من کنارش بودم».

اشاره کرد به انگشتر طلای فیروزهٔ درخشانی که توی دست‌هایش برق می‌زد و گفت «دم آخر با بغض به من گفت نگذار بچه‌هایم مرا غسل بدهند، خودت مرا بشور، من با آنها غریبه ام».

سرم را بالا گرفتم، پسر‌ها و دختر‌ها ضجه می‌زدند، دستشان رو به آسمان بود و در پی چیزی می‌گشت، چیزی که گمش کرده بودند

بی برنامه ای ملی، آفت دنیای سالمندی

سازمان ملل سالمندی را سن بالای شصت سال تعریف می‌کند . بر اساس این تعریف در ایران بیش از شش میلیون سالمند وجود دارد که از این تعداد، حدود ۱۵۰۰۰ نفر ویلچر نشین هستند.

به نقل از گروه اجتماعی موسسه مطالعات و پژوهش‌های جمعیت آسیا و اقیانوسیه، بالا‌ترین موج سالمندی منطقه به ایران اختصاص دارد که با رشد جمعیت ۸/۲ به سرعت وارد مرحله فوق سالمندی می‌شود و ۲۱ درصد کل جمعیتش را سالمندان تشکیل خواهد داد.

البته که پیر شدن ساختار جمعیتی مختص ایران نیست بلکه جمعیت دنیا به سمت پیر شدن گام برمی دارد، به عنوان مثال رقم سالمندان ایتالیا تا سال ۲۰۴۰ نزدیک به نیمی از جمعیت این کشور خواهد بود، اما در همین کشور‌ها برنامه‌های عملی و بنیادی بسیاری به منظور حفظ کرامت سالمندی تدوین شده و در دست اجراست و همه نهادهای مدنی و سازمان‌های دولتی و خصوصی موظف به اجرای آنند.

علیرغم اینکه ایران هم اکنون در مرحله نخست سالمندی قرار دارد، یعنی ۷ تا ۱۴ درصد جمعیتش را سالمندان تشکیل می‌دهند، ولی هیچ برنامه مدونی برای حفظ کرامت و بهداشت جسمی و روانی سالمندان در حد ملی و گسترده تعریف نکرده  است.

سالمندی بیماری نیست

بلکه زمان رسیدن به صلح و خردمندی است گر چه به هر حال در این دورهٔ خاص از زندگی، عملکرد دستگاه‌های بدن به تدریج دچار اختلال شده و سلول‌ها فرسوده می‌شوند.

در سالمندی سالم، حتی پیر شدن سلول‌ها هم نظام ذهنی سالمند را مختل نمی‌کند، اما اینکه چگونه در سالمندی به لحاظ روانی سالم بمانیم تا حد زیادی به برخورد و کنش و واکنش افراد اطراف  سالمند و خصوصا فرزندان، نوادگان و وابستگان بستگی دارد.

اضطراب و افسردگی، دلتنگی، استرس، فشار عصبی و حتی بخش زیادی از حواس پرتی‌ها و فراموش کاری‌های افراد سالمند به میزان تحقیر او، نادیده گرفتن نیاز‌ها و توانایی‌هایش  بستگی دارد .همچنین تنها گذاشتن و به خود واگذاشتن از یک سو و توجه یا عدم توجه متخصصان و برنامه ریزان کلان جامعه از سوی دیگر به تشدید این بیماری ها دامن می زند .

در ایران آمار دقیقی از سالمندان تنها وجود ندارد اما آنچه به طور تقریبی مابین آمارهای پراکنده می‌توان برآورد کرد این است که ۲۴ تا ۲۸ درصد افراد بالای ۶۵ سال در تنهایی به سر می‌برند.

تنهایی در سنین میان سالی عنصری است که به تدریج فرد سالمند را از انگیزه زندگی تهی می‌کند. سالمندان نیازمند محبت، قدر‌شناسی، احترام و توجه‌اند اما نادیده گرفتن تجربه‌ها ،  منزوی کردنشان،  غر و لند کردن و منت گذاشتن بابت خدماتی که به آنان عرضه می‌ شود باعث بروز افسردگی، تشدید بیماری‌های قلبی و عروقی و نیز به مخاطره افتادن بهداشت روانیشان خواهد شد.

«خاله رباب، همسایه خانهٔ پدری من بود. لیدر زنان کوچه که کلی عزت و احترام داشت. چند ماه پیش وقتی برای احوالپرسی به مادرم زنگ زدم به شدت دلتنگ و آشفته بود وقتی پی جو شدم به من گفت خاله رباب را به خاطر داری؟ مسلما به خاطر داشتم حتی تمام جزییات رفتارش و پریدن پلک چشمش و حتی هیجانش را وقتی می‌خواست پروسه آش گوجه و بلغور نذری حضرت زین العابدین بیمار را وسط کوچه مدیریت کند. مادرم گفت او در یک اقدام غافلگیرانه رگ گردنش را قطع کرده. عروسش ناچار به مراقبت از او بود و به شدت تحقیرش می‌کرده، یک روز که از دست غر و لند عروس گرفتار بچه داری و خانه داری، خسته شده بوده وقتی خانه را خلوت دیده چاقو تیز کن برداشته و چاقو را تیز کرده و رگ گردنش را بریده است، وقتی جسدش را که از آخرین قطره‌های خون تهی شده بود، کف آشپزخانه پیدا کردند، هنوز هم با دست راستش دستگاه چاقو تیزکنی را سفت و محکم در دستش گرفته بوده»

برای سلامت سالمندان چه کنیم؟

«ناهید امیر ناصری»، کار‌شناس ارشد روانشناسی تربیتی و مشاور صدای مشاور بهزیستی در مورد اینکه چه عواملی منجر به ایجاد اختلال در سلامت روان سالمندان می‌شود؟ می‌گوید: «اضطراب، افسردگی، نبود تغذیه مناسب، مصرف دخانیات و الکل، اثر سوء برخی داروهای مورد استفاده به علت مشکلات جسمانی، تداخل داروهای تجویز شده توسط پزشکان متعدد، بی‌تحرکی، استرس و ناراحتی ناشی از مرگ عزیزان و احساس تنهایی ناشی از آن و همچنین بیماری‌های جسمانی مزمن از عوامل اختلال در سلامت روان سالمند هستند»

او درباره علائمی که به اطرافیان بابت اختلال در سلامت روانی سالمند هشدار می‌دهند می‌گوید: «در شرایط سالمندی و بخصوص سالمندی توام با بیماری، فرد از نظر روانی آسیب پذیر شده و ابتلا به اختلال روانی دور از انتظار نیست. به عنوان مثال بیمار مبتلا به سرطان به دلیل علائم ناتوان کننده بیماری، ممکن است توان سازگاری با شرایط این بیماری و امید به زندگی خود را از دست داده و دچار افسردگی شدید شود. احساس خشم، سوگ و فقدان، احساس گناه، فکر به خودکشی یا اقدام به آن نیز از دیگر مشکلات روانی است که سالمندان مبتلا به بیماری‌های مزمن به آن گرفتار هستند»

امیرناصری در پاسخ به این سوال که چگونه می‌شود به لحاظ روحی و روانی سالم پیر شد؟ می‌افزاید: « سلامت جسم و روان در سالمندان روابط یی دو سویه دارد. این دو جنبه تاثیر مدوام بر یکدیگر دارند و وضعیت یکی از آن‌ها می‌تواند تعیین کننده وضع دیگری باشد. بیماری‌های جسمی، توانایی جسمی و عملکرد را دچار اختلال می‌کند و برای بیمار وضیعت نا‌امید کننده‌ای بوجود می‌آورد که منجر به کاهش اعتماد به نفس و امید خواهد شد. افراد با مشکلات و بیماری‌های جسمی نظیر دیابت و بیماری قلبی، فشار خون، آرتروز و نظایر آن در معرض اختلالات روانپزشکی بیشتری هستند».

از او می‌پرسم که چه توصیه‌هایی برای حفظ سلامت روان سالمندان دارد؟

« برای جلوگیری از اختلال روانی و داشتن ذهنی آرام، سالمندان باید استراحت کافی داشته باشند. حدود ۷ تا ۸ ساعت در شبانه روز بخوابند. خواب نیمروزی ۳۰ الی ۴۰ دقیقه برای تمدد اعصاب و افزایش انرژی به آن‌ها کمک می‌کند. ورزش باعث کاهش بیماری‌های مزمن مانند تصلب شرایین، فشار خون و چربی خون می‌شود. فعالیت بدنی منظم و ملایم روزانه نظیر پیاده روی به مدت ۳۰ دقیقه در روز سلامت قلب و عروق، استحکام استخوان‌ها، عمکرد تنفسی مناسب و در ‌‌نهایت احساس کلی آرامش جسمی و روانی برای آن‌ها به همراه دارد».

این کار‌شناس با اشاره به عواملی که سلامت روان در سالمندی به آن‌ها مرتبط است، اظهار می‌کند : «سلامت روان در سالمندی بستگی به چگونگی مواجهه با تغییرات بدن در این دوران دارد و این بدان معنا نیست که افراد مسن هیچ بیماری یا مشکلی را تجربه نمی‌کنند بلکه به منظور آن است که کنترل و درمان به موقع علایم و بیماری‌های‌ها منجر به افزایش کیفیت زندگی خواهد شد»

او در پاسخ به این سوال که آیا سالمندانی که به آسایشگاه یا خانه سالمندان سپرده می‌شوند با آن‌ها که در خانه خودشان هستند تفاوتی دارند؟ می‌گوید:«سالمندانی که در خانه از آن‌ها نگهداری می‌شود از نظر روانی وضع بهتری دارند و بیشتر از زندگیشان لذت می‌برند. استقلال و آزادی عمل بیشتر، امکان مطالعه، صحبت کردن با افراد خانواده، دیدن دوستان و آشنایان و احساس تعلق به خانواده موجب می‌شود سالمندان در خانه احساس بهتری داشته باشند. اما از آنجا که در این سن اغلب افراد تحرک کمتری دارند و بیشتر ساعات روز را در خانه هستند، از بیماری‌های مزمن رنج می‌برند و قدرت بدنی و حواسشان نسبت به دوران جوانی ضعیف‌تر است، بهتر است محیط خانه را برای راحتی و آسایش بیشتر آن‌ها، آماده و نکات ایمنی خانه را رعایت کرد»

از این مشاور می‌پرسم سالمندانی که از نظر فیزیکی سالم هستند اگر‌‌ رها شده و تنها بمانند، دچار عارضه‌های روحی و روانی خواهند شد؟ او در تشریح این مسئله می گوید:« تنها ماندن در هر سنی می‌تواند آزاردهنده باشد مخصوصا برای سالمندی که با کاهش قدرت جسمی و کاهش تمرکز حواس درگیراست. به دوش کشیدن مسئولیت زندگی به تنهایی برای سالمند سخت است و می‌تواند مشکلات جسمی نیز به بار آورد. داشتن روابط اجتماعی مناسب، شرکت در مناسبت‌ها و احساس مفید بودن می‌تواند از لحاظ روحی برای فرد امنیت روانی ایجاد کند».

او در ‌‌نهایت تاکید می‌کند که سالمندی بیماری نیست بلکه مرحله ایی از چرخه زندگی است و مسائل خاص خود را دارد. پیری به معنی بازنشستگی نیست چرا که گر چه جسم شما پیر است اما ذهن شما تا هر زمان که اراده کنید جوان خواهد ماند.

او ترس از مرگ، احساس تنهایی، ناکامی، خستگی، استرس، افکار خودکشی و تغییر در الگوی خواب را از علائم اختلال در سلامت روانی سالمندان عنوان می‌کند.

http://www.tabnak.ir/fa/news/380414

http://www.sbbiran.ir/fa/index.php?option=com_content&

view=article&id=461&Itemid=335

http://tandorosti.akairan.com/health/salmandan1/110821120012.html

 

دی
۵
۱۳۹۳
خشونت خانگی دختران علیه دختران در نقش هم خانه
دی ۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

362630

سپیده جهانشاهی

کارشناس ارشد حقوق بشر

وقتی صحبت از خشونت خانگی به میان می آید، بسیاری از ما تصویر زنی را، تجسم می کنیم که از سوی شوهر یا مردی که با وی زندگی می کند مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. اما خشونت خانگی تنها به این مورد کلیشه، و اما مهم تقلیل پیدا نمی کند. انواع دیگری از خشونت خانگی همچون خشونت علیه پدر و مادر، سالمندان و افراد دارای معلولیت، زن نسبت به شوهر، کودکان و حتی دو هم خانه را می توان برشمرد. در این نوشتار، به بررسی یکی از این موارد، یعنی چگونگی خشونت زنان و دختران در نقش هم خانه می پردازیم.

با رشد روز افزون تحصیلات و اشتغال زنان در جامعه، ما با پدیده ی جدیدتری از خشونت خانگی روبرو هستیم. دخترانی که به هر دلیل مایل به ازدواج زودهنگام نیستند و با خانواده های خود نیز زندگی نمی کنند. در یک جامعه ی کمابیش سنتی همچون ایران، امن ترین و کم هزینه ترین شکل دیگر از زندگی برای این دختران مجرد و زنان جوان دانشجو و یا شاغل، هم خانگی با دیگر دختران و زنان با وضعیت مشابه است. گرچه بسیاری از افراد با دوستان، همکاران، هم دانشگاهیان و یا آشنایان خود هم خانه می شوند اما این آشنایی قبلی همیشه به منزله سالم بودن روابط هم خانگی نیست و احتمال بروز خشونت خانگی در چنین روابطی نیز وجود دارد.

“با فاطمه در دوران دانشجوئی آشنا شدم. وی دختری بسیار باهوش، با مطالعه و تک فرزند خانواده ای متمول از یک شهرستان بسیار کوچک است. از زمانی که وی را شناختم نزدیکترین دوست او اکرم نام داشت که دختری شمالی و ساده دل بود. اکرم در این چند سال دانشجویی، پدر و به مدت کمی مادر خود را که همسر دوم پدرش بود، از دست داد. فاطمه و اکرم که مطمئن بودند در آزمون کارشناسی ارشد قبول می شوند بعد از فارغ التحصیلی در مقطع کارشناسی با هم در تهران همخانه شدند. فاطمه که دختری باهوش تر بود به دلیل نداشتن علاقه به کتاب های درسی و مطالعه دیگر کتاب ها در دو سال بعدی در این آزمون رد شد. نکته جالب این جا بود که اکرم همان سال اول در آزمون کارشناسی ارشد قبول شد و موقعیت های خوبی هم برای ازدواج برایش پیش آمد اما به خاطر اینکه فکر می کرد به فاطمه مدیون است از این فرصت ها صرفنظر کرد و هزینه های زیادی متحمل شد تا به دوستش بی وفایی نکند و هر دوی آنها بتوانند با هم طعم موفقیت را بچشند. ولی  فاطمه که ترس این را داشت که اگر اکرم ازدواج کند و یا در دانشگاه پذیرفته شود، به احتمال زیاد دیگر با اون زندگی نخواهد کرد و او می بایست یا به علت هزینه های بالای زندگی به زادگاه خود برگردد و یا با افراد ناشناس هم خانه شود، هیچگاه از موفقیت های اکرم نه تنها ابراز خوشحالی نمی کرد بلکه با گرفتن چهره ای غمگین و افسرده وی را نیز از خوشحال بودن در مورد موفقیت های خود دلسرد می کرد و به رابطه ی او با خواهر و برادر های ناتنی اش لطمه می زد تا فکر بازگشت به شهر خود در شمال را هم از سر بدر کند.”

این تنها یک نمونه از موارد زیادی است که در یک رابطه دوستی و هم خانگی دو دختر و یا زن ، یک طرف با القاء احساس گناه به طرف دیگر، تلقین حس مدیون بودن به قربانی و انداختن وی در یک گودال احساسی ناسالم، مانع خوشبختی و موفقیت وی می شود. دختران و زنانی که معمولا به خاطر سادگی، بی تجربگی و یا فقدان توانایی در برخورد قربانی چنین خشونت های خانگی ای می شوند. خشونت هایی که خانه را که باید محل آرامش و سرپناهی برای آنان باشد، تبدیل به زندانی می کند که گاهی نمی دانند چگونه خود را از آن رها کنند و وقتی متوجه می شوند که هزینه های زیادی را در زندگی پرداخته اند. آگاهی به این نوع از خشونت خانگی در جامعه ما به دلیل جدید بودن این سبک زندگی بسیار پایین است و این نا آگاهی افراد را در خطر بیشتری قرار می دهد. در برخی موارد حتی برخی از هم خانه ها وظایف بیشتری را در امور خانه و هزینه های زندگی مشترک، تنها به دلیل بی تجربه بودن، فقدان آگاهی نسبت به الگوهای شخصیتی سوء استفاده گر، و ضعف در ابراز نارضایتی، و یا تصور بی پناهی تحمل می کنند.

          ” مورد مرضیه و زهرا حتی از این هم غم انگیزتر و حتی عجیب است. زهرا زمانی با مرضیه آشنا شد که وی قصد خودکشی در خوابگاه دانشجویی را داشت. ازدواج مرضیه چند ماهی پس از عقد رسمی به هم خورده بود و با اینکه خانواده اش در تهران زندگی می کردند به خوابگاه دانشجویی نقل مکان کرده بود. زهرا هم اتاقی مهربان و بندرعباسی اش در تمام دو سال زندگی با مرضیه تمام کارهای زندگی وی از جمله پخت پز و شست و شوی محل زندگی را انجام می داد تا وی به زندگی امیدوار شود. در این دو سال چند موقعیت ازدواج برای زهرا پیش آمد اما مرضیه تهدید کرد که خودکشی می کند و زهرا به خاطر احساس گناه و مسئولیت از ازدواج منصرف شده بود. یک روز ناگهان  زهرا متوجه شد که مرضیه در مدت کوتاهی که با خانواده اش برای تعطیلات به سر برده بی خبر از وی ازدواج کرده است. زهرا زمانی متوجه اشتباه و ساده دلی خود شده بود که هزینه های مادی و معنوی زیادی داده و حتی مقابل خانواده خود ایستاده بود.

در فرهنگ ما بخشندگی، فداکاری و از خود گذشتگی برای دیگران مورد تمجید فراوان قرار گرفته است و جزو ارزش های اخلاقی محسوب می شود. حال آنکه بر طبق اصول روانشناسی نوین انسان ها علی رغم حفظ این ارزش ها و احترام به اصولی چون کمک به دیگران در زمان توانایی و عدم صدمه به افراد دیگر باید همیشه به خاطر داشته باشند که آنها در درجه ی اول مسئول حفظ سلامت روحی، جسمی، و مالی خود هستند و نباید برای یاری رساندن به دیگران به مرحله قربانی کردن خود برسند، بویژه زمانی که آن فرد گزینه های دیگری برای کمک به خود در اختیار دارد اما به عنوان ساده ترین راه حل سطح توقع خود را از دیگران بالا می برد. گرچه همیشه باید مهربانی را بدون هیچگونه چشم داشتی نثار اطرافیان و دیگران کرد اما اگر در یک رابطه از جمله دوستی و هم خانگی، این تعادل به مقدار زیادی بهم خورد، این را باید به عنوان زنگ خطری در مورد سلامت آن رابطه در نظر گرفت. اطرافیان هر چقدر هم که نیازمند کمک و توجه ما باشند، در یک رابطه ی سالم نباید راضی به آزار و صدمه ی ما به هر شکلی  و در هر سطحی برای تامین منافع خود شوند.

“سمانه دختر دیگری است که در خارج از کشور پس از فارغ التحصیلی ترجیح داد دعوت آزیتا دختر ایرانی دیگری را پذیرفته و با وی همخانه شود با این استدلال که همخانگی با یک دختر ایرانی دیگر در یک شهر بیگانه و جدید امنیت بیشتری به وی خواهد داد اما نتیجه کاملا برعکس بود. “

   در این مورد هم تمام مراحل خشونت خانگی که ممکن است از طریق مرد به زن اعملل شود، اتفاق افتاد. ابتدا جلب اعتماد، سپس رفتارهای حمایتی و مراقبتی بیش از حد معمول و خارج از قاعده که به قربانی این احساس نادرست را منتقل می کند که به تنهایی قادر به حفظ امنیت خود و یک زندگی مستقل نیست و بعد از تخریب اعتماد به نفس و توانایی حل مشکل قربانی، و لطمه به دیگر ارتباطات وی وایجاد احساس گناه، فرد سوء استفاده گر به راحتی می تواند به منافعی که در پی آن بوده از جمله رفع ترس از تنها ماندن و یا منافع مالی و غیره برسد.

خوشبختانه در اکثر موارد دیده شده، افراد قربانی دیر یا زود متوجه این الگوهای رفتاری نادرست و ناسالم شده اند و خود را رها کرده اند. اما متاسفانه در تمام این موارد هم این افراد قربانی صدمات روحی، مالی و یا حتی فیزیکی زیادی تحمل کرده  و در بسیاری از موارد موقعیت های مناسبی برای اشتغال بهتر، تحصیل بیشتر و یا ازدواج و رابطه ای شاد و سالم را با شخص دیگری از دست داده اند. با بالا رفتن سن ازدواج و میل دختران و زنان جوان به حفظ استقلال از خانواده ها و با در نظر گرفتن هزینه های بالای زندگی شاید این سبک زندگی رشد بیشتری هم پیدا کند که به خودی خود هیچ ایرادی ندارد. اما باید با افزایش سطح آگاهی نسبت به الگوهای رفتاری سوء در این سبک زندگی مانع از صدماتی شد که به استقلال و پیشرفت و سلامت این دختران و زنان لطمه وارد می کند.

دکتر “ایرنه اس . لوین” در مجله روانشناسانه ی “ساکالوژی تودی”[۱] پنج راه حل را برای کسانی که در دام یک دوست ناسالم افتاده اند، پیشنهاد می کند:

ماهیت دوستی خود را تغییر دهید. به این ترتیب که یاد بگیرید، بگویید “نه” و مرزها را بین خود و آن دوست مشخص کنید. (مثلا بگویید درست است که هر دوی ما مجرد هستیم اما من دوست ندارم تمام شب های تعطیل را با تو وقت بگذرانم)—این “نه” گفتن ها کمک می کند که آن فرد بداند شما روابط و دوستی های دیگری هم دارید و آنقدر وابسته نیستید تا به تمام خواسته های او تن دهید.

به او بگویید که شما باید به نیازهای خود رسیدگی کنید (یا نیاز افراد دیگری که برای شما مهم هستند، مثلا حتی مادربزرگتان در یک شهر دیگر).

کم کم فاصله بگیرید و وقت کم تری را با وی بگذرانید و دوستان دیگری را که از شما آن قدر توقعات بیجا ندارند، به زندگی تان اضافه کنید.

از این رابطه ی دوستی مدتی مرخصی بگیرید. (شما به خاطر فشارهایی که متحمل شده اید، استحقاق این فرصت را دارید!)

اگر این دوستی خیلی بد است، دم تان را روی کولتان بگذارید و فرار کنید!

دختران و زنانی که این نوع زندگی را انتخاب می کنند باید هوشیار باشند که زندگی حتی با بهترین دوستان و آشنایانشان هم جنس و هم سن و سال به منزله مصونیت آنها از خشونت و رفتارهای سوء نیست. شخصیت انسانها در زیر یک سقف می تواند کاملا متفاوت از یک همکلاسی، دوست، آشنا و یا همکاری باشد که شاید هفته ای چند ساعت ملاقات کرده ایم. با انتخاب این نوع زندگی هر چه قدر که این افراد به هم نزدیک باشند، باید پیش از هم خانگی قواعدی را برای این زندگی مشترک مشخص کنند و همیشه دیگر راه ها را برای خود باز بگذارند تا در صورت تحمل ناپذری و عدم تغییر در رفتارهای سوء فرد مقابل امکان ترک آن محل سکونت را داشته باشند. چرا که گاهی اوقات این دختران و زنان همچون مورد اکرم با اعتماد صد در صدی و چشم بسته، همه فرصت ها را به روی خود می بندد و زمانی به هوشیاری می رسند که صدمات روحی بیشتری را بر آنها وارد شده است.  باید این نکته را به خاطر داشت که جدایی از یک دوستی و رابطه ی مسموم همیشه هم کار آسانی نیست و اثرات آن ممکن است تا ماه ها و یا سال ها بعد هم ادامه پیدا کند.

بنابراین خود را برای این مراحل[۲] نیز آماده کنید: ۱٫ بعد از نقل مکان و جدایی از یک دوستی مسموم شما احتمالا اضطراب و ترس شدیدی را تجربه خواهید کرد. ۲٫ بعد از آن نوبت به احساس گناه است که در شما بوجود خواهد آمد. ۳٫ به هر حال، آن فرد هر چقدر منفی، مدتی در زندگی شما بوده است و برای مدتی حسی همچون عزاداری به شما دست خواهد داد. اما همچنان مقاومت کنید و باز نگردید. ۴٫ کم کم این حس جای خود را به احساسات نوستالوژیک در رابطه با آن دوران می دهد. ۵٫ و در نهایت شما با تمام وجود حس رهایی را تجربه خواهید کرد–مراقب باشید تا دوباره در دام چنین روابط مسمومی نیافتید.

دراین مجال فقط به خشونت دختران هم خانه پرداخته شد اما همانطور که پیش از این ذکر شد، این نوع رابطه  را می شود به نمونه های دیگری همچون همچون روابط مادر و فرزند، سالمندان و افراد دارای معلولیت، زن نسبت به شوهر و هم خانه ای های مذکر نیزگسترش داد. بهر حال در تمام این موارد باید به یاد داشته باشیم که اعمال خشونت خانگی علیه فرد بالغ و توانمندی که به خود عشق می ورزد، آسان نخواهد بود. زیرا که مرزهای رابطه ی خود با دیگران را بر پایه ی سلامت و درستی آن تنظیم می کند و نه جلب محبت، احترام و توجه دیگران. مدام احترامی که مستحق آن هستید را به خود یادآوری کنید. هیچ کس حق ندارد در مورد شما منفی بافی کند، جزئیات و اسرار زندگی و شخصیت شما را بدون رضایت برای دیگران بازگو کند، از کلمات و لحن حرف زدن پرخاشگرانه و یا تحقیرآمیز استفاده کند، از شما توقع صرف هزینه های مالی و تقبل کارهای جسمی بیشتری را برای امور مشترک داشته باشد، بخواهد در جریان در تمام مسائل روزمره و جزئیات روابط شما با افراد دیگر قرار بگیرد و یا مدام از شما انتظار داشته باشد تا از روابط، فرصت ها و توانایی های خود برای تامین منافع آنها استفاده کنید.

[۱] http://www.psychologytoday.com/blog/the-friendship-doctor/200910/5-tips-unloading-needy-friend

[۲] http://www.huffingtonpost.com/rachel-finn/5-emotions-to-expect-after-walking-away-from-a-problem-person_b_6143404.html

دی
۳
۱۳۹۳
اطلاعات لازم برای در امان نگه داشتن زنان از خشونت
دی ۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

Woman sitting in the gutter drinking a glass of wine.

عکس: publik16

بنیاد زنان کانادا

مترجم : سام زندی

در بنیاد زنان کانادا، هدف ما برای تمامی زنان کانادایی این است که رها از خشونت زندگی کنند.

به همین منظور در برنامه های پیشگیری از خشونت سرمایه گذاری می کنیم تا به نوجوانان بیاموزیم که چگونه روابطی امن و سالم برقرار کنند و برای همین به زنانی که در معرض خطر فوری هستند و در  ۴۵۰ پناهگاه اضطراری در سراسر کانادا زندگی می کنند کمک می کنیم. همچنین این بنیاد از طریق وام های کم بهره و برنامه های دیگر، به زنان کمک می کند  که پس از گریختن از خشونت، زندگی خود را بازسازی می کنند و ما هزینه خدمات مشاوره را برای کودکانی که شاهد خشونت بوده اند می پردازیم تا به التیام  دردهایشان کمک کنیم و نگذاریم خودشان قربانی خشونت یا عامل آن شوند.

از سوی دیگر از طریق سمینارهای آموزشی، برنامه های مشترک جمعی و بسیاری اقدامات دیگر، تلاش می کنیم به شکل های دیگر خشونت، از قبیل قاچاق انسان برای سکس، نیز پایان دهیم.

اینها برخی از پرسش های متداولی است که درباره خشونت علیه زنان پرسیده می شود:

۱-   با توجه به این که میزان بزهکاری در کانادا در حال کاهش است، آیا خشونت علیه زنان هنوز مسئله ای جدی است؟

در حالی که:

  • نیمی از تمامی زنان در کانادا، از سن شانزده سالگی حداقل یک مورد خشونت جسمی یا جنسی را تجربه کرده اند.
  • ۶۷ درصد از کانادایی ها می گویند که شخصا دست کم یک زن را می شناسند که خشونت جسمی یا جنسی را تجربه کرده است.
  • به طور میانگین، در هر شش روز یک زن در کانادا توسط شریک زندگی خود کشته می شود. در سال ۲۰۱۱، از ۸۹ مورد گزارش پلیس در مورد قتل عمد همسران، ۷۶ درصد قربانیان (بیش از ۸۵ درصد) زن بودند.
  • هرشب در کانادا، حدود ۳۳۰۰ زن (همراه ۳۰۰۰ فرزندشان) ناچارند در پناهگاه های اضطراری بخوابند تا از خشونت خانگی در امان باشند. هر شب حدود ۲۰۰ زن به دلیل پر بودن ظرفیت پناهگاه ها، پذیرفته نمی شوند.
  • هر سال بیش از چهل هزار بازداشت ناشی از خشونت خانگی صورت می گیرد- که حدود ۱۲ درصد کل جرایم خشن در کاناداست. از آنجا که تنها ۲۲ درصد کل موارد به پلیس گزارش می شود، رقم واقعی بسیار بالاتر است.
  • از سال ۲۰۱۰، ۵۸۲ مورد شناسایی شده گم شدن یا قتل زنان بومی در کانادا اتفاق افتاده است.  هم سازمان عفو بین الملل و هم سازمان ملل متحد از دولت کانادا خواسته اند که در این زمینه اقدام کند، اما توفیقی به دست نیامده است.  به گفته انجمن زنان بومی کانادا، “اگر این رقم در مورد بقیه جمعیت مونث کانادا در نظر گرفته شود، بیش از ۱۸ هزار زن و دختر کانادایی مفقود هستند.”
  • به گزارش وزارت دادگستردی، هر سال کانادایی ها جمعا هفت میلیارد و چهارصد میلیون دلار برای برخورد با عواقب خشونت میان همسران هزینه می کنند. این رقم شامل هزینه های فوری، از قبیل اعزام به اورژانس و هزینه های بعدی، از قبیل از دست دادن درآمد می شود. این رقم همچنین شامل هزینه های ملموسی از قبیل خاک سپاری، و هزینه های ناملموسی از قبیل رنج و اندوه است.
  • در یک بررسی ملی که در سال ۲۰۰۹ در کانادا انجام شد، زنان ۴۶۰ هزار مورد تعرض جنسی را تنها در یک سال گزارش کردند. تنها ده درصد از کل موارد تعرض جنسی به پلیس گزارش داده می شود. در زمینه تعرض جنسی، بسیار اتفاق می افتد که حرف زنان را باور نمی کنند، به دلیل اینکه مورد تعرض جنسی قرار گرفته اند نکوهش می شوند، یا “زمانی که پلیس موفق به ثبت مدرک جرم نمی شود یا پرونده را به شکل دلخواه می بندد، مورد برخورد بی رحمانه یا بی احساس قرار می گیرند.” تنها تعداد انگشت شماری از تعرض های گزارش شده به محکومیت منجر می شوند. هر سال، تنها حدود ۱۵۰۰ متعرض جنسی عملا محکوم می شوند.
  • حدود هشتاد درصد از قربانیان قاچاق سکس در کانادا، زنان و دختران هستند.
  • از هر ده زن کانادایی بیش از یک زن می گوید که به گونه ای مورد تعقیب قرار گرفته است که نگران جان خود شده اند.
  • در مقیاس محلی، در ایالت های “ساسکچوان” و “منیتوبا” که به طور مستمر بالاترین میزان جرایم خشن گزارش شده توسط پلیس را ثبت کرده اند، میزان خشونت علیه زنان در سال ۲۰۱۱ بیش از دو برابر میانگین کل کشور بود. “اونتاریو” ، “کبک” پایین ترین میزان خشونت علیه زنان را داشتند. همانند مورد کلی جرایم خشن، مناطق موسوم به “قلمروها” به طور مستمر دارای بالاترین میزان خشونت علیه زنان را که توسط پلیس گزارش شده، را دارند. میزان جرایم خشن علیه زنان در “نوناووت” حدود ۱۳ برابر بیشتر از میانگین کل کانادا بود.

۲-    با توجه به نکات زیر آیا میزان خشونت خانگی نسبت به گذشته کمتر نشده است؟

  • مانند کل جرایم خشن در کانادا، میزان خشونت خانگی در سال های اخیر کاهش یافته است. این کاهش تا اندازه ای به دلیل افزایش برابری اجتماعی و آزادی اقتصادی برای زنان بوده است که ترک کردن روابط آزاردهنده را در مراحل ابتدایی برای آنها آسان تر می سازد. دلیل دیگر این کاهش، سال ها تلاش گروه هایی است که برای پایان دادن به خشونت خانگی فعالیت می کنند. از جمله دستاوردهای آنها، آگاهی عمومی بیشتر، برنامه های درمانی افزون تر برای مردان خشن، بهبود آموزش ماموران پلیس و وکلای دادگستری، واگذاری طرح شکایت به پلیس – به جای قربانی-، هماهنگی بیشتر میان خدمات اجتماعی، و وضع قوانین خشونت خانگی در برخی مناطق کاناداست.
  • با این همه، به رغم گزارش های مثبت، برخی روندهای نگران کننده نیز در حال پدید آمدن هستند:

o      در سال ۲۰۱۰، میزان قتل عمد به دست شریک زندگی خصوصی علیه زنان ۱۹ درصد افزایش یافت، که سومین افزایش در طول چهار سال بود. در همان مدت، میزان قربانیان مذکر تقریبا به نصف کاهش یافت.

o      میران خشونت خانگی، پس از یک دهه کاهش، حالا در سطحی ثابت باقی مانده است. در سال ۲۰۰۹ میزان خشونت میان همسران که توسط خود قربانیان گزارش شده بود هم سطح سال ۲۰۰۴ بود.

o      قربانیان حالا احتمال کمتری دارد که خشونت را به پلیس گزارش کنند.

o      تعداد بیشتری از زنان پس از ترک شریک آزاردهنده خود، خشونت را تجربه می کنند.

۳-   خشونت علیه زنان چیست؟

سازمان ملل متحد، خشونت علیه زنان را چنین تعریف می کند:

“هر اقدام خشن مبتنی بر جنسیت که منجر به آسیب جسمی، جنسی یا روانی یا رنج در زنان شود، یا احتمال داشته باشد که منجر به این آسیب ها شود، از جمله تهدید به انجام چنان اعمالی، زورگویی یا محرومیت خودخواسته از آزادی، چه در جمع و چه در زندگی خصوصی.”

این نوع خشونت می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • آزار جسمی: سیلی زدن، فشردن گلو یا مشت زدن به زن. استفاده از دست یا شیئی به صورت سلاح. تهدید زن با کارد یا سلاح گرم. ارتکاب قتل.
  • آزار جنسی: استفاده از تهدید، ارعاب، یا نیروی جسمانی برای وادار ساختن زن به اعمال جنسی ناخواسته.
  • آزار عاطفی یا کلامی: تهدید به کشتن زن (یا کشتن کودکان، دیگر اعضای خانواده یا جانوران خانگی)، تهدید به خودکشی، ابراز عبارت های تحقیر آمیز یا توهین آمیز درباره بدن یا رفتار زن، مجبور ساختن زن به انجام اعمال تحقیر آمیز، دور نگه داشتن زن از دوستان یا خویشاوندانش، محبوس کردن زن در خانه، از بین بردن دارایی های زن، و اعمال دیگری به قصد تحقیر زن یا محدود ساختن آزادی و استقلال او.
  • آزار مالی: سرقت یا کنترل پول یا اشیای ارزشمند زن (که به خصوص مایه نگرانی زنان مسن تر است). وادار کردن زن به کار. جلوگیری از حق کار زن.
  • آزار معنوی: استفاده از باورهای مذهبی یا معنوی زن برای بازی دادن او، تسلط بر او و کنترلش.
  • آزار مجرمانه/تعقیب: تعقیب زن یا تماشای او به شکل مداوم، خباثت آمیز و ناخواسته. تجاوز به حریم خصوصی زن به شکلی که ایمنی شخصی او را به خطر بیندازد.

۴-   عامل خشونت علیه زنان چیست؟

  • در جامعه ما، نابرابری جنسیتی در بسیاری از حوزه ها مشهود است، از جمله در سیاست، مذهب، رسانه ها، هنجارهای فرهنگی و محیط کار. هم مردان و هم زنان پیام هایی – آشکار و پنهان – دریافت می کنند که می گوید طبیعی است که مردان قدرت اجتماعی بیشتری از زنان داشته باشند.
  • با این پیش زمینه، باور به این که مردان حق کنترل زنان را دارند، حتا با توسل به خشونت، آسان تر می شود. این باور نه تنها نادرست است، غیرقانونی نیز هست.
  • علاوه بر جنسیت گرایی (سکسیسم)، بسیاری اشکال دیگر از نابرابری اجتماعی وجود دارد که منجر به آزار و خشونت می شود، از جمله نژادگرایی، بیگانه هراسی، طبقه گرایی، سن گرایی و آزار مذهبی.
  • مدرکی در دست نیست که الکل یا بیماری روانی باعث اعمال خشونت مردان علیه زنان بشود. مردانی که به شریک زندگی خصوصی خود تعرض می کنند، به ندرت به دوستان خودشان، همسایه ها، روسا، یا بیگانه ها تعرض می کنند. در واقع، تا جایی که به الکل مربوط می شود، استاندارد دوگانه آشکاری وجود دارد: در حالی که مصرف الکل توسط فرد متعرض معمولا برای توجیه رفتار او به کار می رود، زنانی که الکل مصرف کرده اند، اغلب نکوهش می شوند که خودشان در قربانی شدن آنها نقش داشته اند.

۵-   آیا مردان هم ممکن است به اندازه زنان مورد خشونت قرار گیرند؟

  • ما عمیقا باور داریم که هر گونه خشونتی غیرقابل قبول است، و دیگر کمپین هایی را که برای پایان دادن به خشونت تلاش می کنند تحسین می کنیم. در جایگاه سازمانی برای زنان، رسالت ما متمرکز بر زنان و دختران است. با این همه، برنامه های جلوگیری از خشونت میان نوجوانان، به طور یکسان برای پسران و دختران طراحی شده اند.
  • به گزارش پلیس، در کانادا مردان (۴۹ درصد) و زنان (۵۱ درصد) به طور مساوی در خطر خشونت قرار دارند. با این همه، بسیار بیشتر احتمال دارد که مردان مورد تعرض به بیگانه یا کسی بیرون از خانواده خود قرار گیرند، در حالی که در مورد زنان بسیار بیشتر احتمال دارد که مورد تعرض کسی که می شناسند قرار بگیرند.
  • تقریبا نیمی (۴۹ درصد) از همه قربانیان مونث قتل در کانادا به دست شریک زندگی فعلی یا قبلی شان کشته شده اند. در مقابل، تنها هفت درصد قربانیان مذکر قتل به دست شریک زندگی شان کشته شده اند.
  • برخی پژوهش ها درباره موارد گزارش شده توسط خود قربانیان نشان می دهند که زنان تقریبا به همان اندازه مردان احتمال دارد که علیه شریک زندگی شان دست به خشونت بزنند. هر چند برخی ادعا می کنند که مردان خجالت می کشند اذعان کنند که زنی آزارشان داده است، در عمل، عکس قضیه صادق است: در موارد گزارش شده توسط خود قربانیان، مردان گرایش دارند درباره خشونت شریک زندگی خود اغراق کنند و خشونت خودشان را دست کم بگیرند. در عین حال، زنان درباره خشونت خودشان مبالغه می کنند و خشونت شریک شان را دست کم می گیرند. این امر توضیح می دهد که چرا موارد گزارش شده توسط خود قربانیان اغلب میزان مشابهی از خشونت توسط مردان و زنان را نشان می دهد، به رغم آن که پژوهش های دیگر به روشنی نشان می دهد که زنان به شکلی غیرقابل مقایسه، قربانی خشونت هستند.
  • علاوه بر این، موارد گزارش شده توسط خود قربانیان روشن نمی کند که مردان احتمال بسیار بیشتری دارد که آغاز کننده خشونت باشند، در حالی که زنان بیشتر احتمال دارد که برای دفاع از خود متوسل به خشونت شوند.
  • بیشتر مردان، خویشاوندانشان را آزار نمی دهند. با این همه، هنگامی که خشونت خانوادگی رخ می دهد، اکثریت قاطع قربانیان، زن هستند:

o      ۸۳ درصد از تمامی تعرض های خانگی گزارش شده توسط پلیس، علیه زنان بوده اند. این روند در مورد تمامی ایالت ها و قلمروهای کانادا صادق است.

o      در خشونت میان همسران، زنان سه برابر بیشتر از مردان خشونت های شدید از قبیل خفگی، کتک خوردن، تهدید شدن با کارد یا تپانچه و خشونت جنسی را تجربه می کنند. زنان احتمال بیشتری دارد که صدمه جسمی ببینند، مشمول حکم بازدارنده شوند، و نگران جانشان باشند.

o      در سی سال گذشته در کانادا، زنان سه تا چهار برابر بیشتر احتمال دارد که به دست همسرشان کشته شده باشند.

o      حدود هشتاد درصد قربانیان خشونت در حین دوستی، مونث بوده اند.

o      دختران بسیار بیشتر از پسران تعرض جنسی را تجربه کرده اند: ۸۲ درصد از کل قربانیان زیر ۱۸ سال، مونث بوده اند.

o      دختران چهار بار بیشتر از پسران احتمال دارد مورد تعرض جنسی یکی از اعضای خانواده قرار بگیرند.

۶-   چرا زنی که مورد آزار قرار می گیرد، رابطه را ترک نمی کند؟

  • زنان بیشتر به این دلیل در رابطه می مانند که فرد آزاردهنده تهدید می کند که زن، خودش، یا کودکان را بکشد.
  • زنان، به دلایلی موجه، این تهدیدها را باور می کنند. خطرناک ترین زمان برای زنی که مورد آزار قرار گرفته، زمانی است که شخص آزاردهنده را ترک می کند. حدود ۲۵ درصد از همه زنانی که به دست همسرشان کشته شده اند، رابطه دوجانبه را ترک کرده بودند. در یک مطالعه، نیمی از زنان مقتول، ظرف دو ماه پس از ترک رابطه کشته شدند.
  • برخی زنان به این دلیل می مانند که آزاردهنده تهدید کرده است که یک حیوان خانگی را آزار بدهد یا بکشد. در یک مطالعه، بیش از ۶۰ درصد از زنانی که در پناهگاه اضطراری زندگی می کردند، حیوان خانگی خودشان یا کودکانشان مورد آزار شریک زندگی آزاردهنده قرار گرفته بود یا کشته شده بود.
  • حدود ۶۰  درصد از تمامی خشونت های دوران دوستی پس از آن که زن رابطه را قطع کرده، اتفاق افتاده است.
  • گاهی زنان به این دلیل می مانند که از نظر مالی وابسته به شریکشان هستند. بیش از یک میلیون و دویست و بیست هزار زن کانادایی، همراه فرزندانشان، در فقر زندگی می کنند. زنانی که شریکشان را ترک می کنند تا خودشان کودکانشان را بزرگ کنند، بیش از پنج برابر احتمال دارد که در فقر به سر ببرند، تا زمانی که نزد شرکشان مانده بودند.
  • برخی زنان به این دلیل می مانند که عمیقا به حفظ انسجام خانواده باور دارند. گاهی اقوام خودشان یا شریک زندگیشان، گناه خشونت را به گردن زنان می اندازند و به ماندن او اصرار می کنند.
  • خشونت خانگی اغلب فرایندی تدریجی است که در آن، تناوب تعرض ها و شدت خشونت به آهستگی در طول زمان افزایش می یابد. از آنجا که آزاردهنده ها اغلب ابراز پشیمانی عمیق می کنند و قول می دهند که عوض بشوند، ممکن است برای زن سال ها طول بکشد که اذعان کند خشونت متوقف نخواهد شد و زندگی اش قابل نجات نیست. تجریه درازمدت آزار دیدن می تواند اعتماد به نفس زن را از بین ببرد و باور این موضوع را که او شایسته برخورد بهتری است، و این که می تواند شجاعت ترک رابطه را به دست بیاورد یا می تواند زندگی خودش را اداره کند، دشوارتر می شود.

۶- چه کسی بیشتر در معرض خطر است؟

  • خشونت علیه زنان در همه فرهنگ ها و ادیان رخ می دهد، در تمامی جوامع قومی و نژادی، در هر سنی و در هر گروه درآمدی.
  • با این همه، برخی زنان به طور خاص در معرض خطرند:

o      زنان بومی (فرست نیشن ها، اینوییت ها و متی ها) هشت برابر بیشتر از زنان غیر بومی احتمال دارد که به دست شریک زندگی خصوصی شان کشته شوند. زنان بومی سی و نیم برابر بیشتر از زنان غیر بومی احتمال دارد که قربانی خشونت شوند.

o      بر اساس گزارش های پلیس و نیز گزارش های خود قربانیان، زنان جوان در معرض خطر بسیار بیشتری هستند. شصت و شش درصد همه قربانیان مونث تعرض جنسی زیر ۲۴ سال دارند. (۱۱ درصد آنها زیر یازده سال دارند). میزان جرایم خشن علیه زنان ۱۵ تا ۲۴ ساله، ۴۲ درصد بیشتر از همان میزان برای زنان ۲۵ تا ۳۴ ساله، و حدود دو برابر همان میزان برای زنان ۳۵ تا ۴۴ ساله است. میزان قتل زنان ۱۵ تا ۲۴ ساله حدود سه برابر میزان تمامی قربانیان مونث خشونت خانگی است.

o      شصت درصد از زنان دارای معلولیت، نوعی از خشونت را تجربه می کنند. به گزارش شبکه زنان معلول کانادا، زنان دارای معلولیت، همان انواعی از خشونت را تجربه می کنند که زنان دیگر، به علاوه انواع دیگری از خشونت که به معلولیتشان مربوط می شود، از جمله دشواری بیشتر در ترک فرد آزاردهنده به دلیل مشکلات حرکتی و ارتباطی، میزان بالاتر آزار عاطفی، محرومیت از استفاده از وسایل کمکی ضروری (ویلچر، عصا، وسایل تنفسی و غیره)، و آزار به دست پرستاران ویا دیگر ساکنان منزل.

o      زنان مهاجر ممکن است به دلیل وابستگی اقتصادی، مشکل زبان و فقدان اطلاعات درباره منابع اجتماعی، در برابر خشونت خانگی آسیب پذیرتر باشند. مهاجران تازه وارد کانادا که دچار آسیب های ناشی از جنگ یا دولت های سرکوب گر بوده اند، به دلیل ترس از قربانی شدن یا حتا اخراج شدن از کشور، بسیار کمتر احتمال دارد که خشونت جسمی یا جنسی را به مسئولان گزارش کنند.

o      بسیاری از زنان اقلیت قومی برای گزارش موارد تعرض جسمی یا جنسی یا درخواست کمک، با موانعی روبرو هستند. “مطالعه ای در باره زنان جوان رنگین پوست در تورنتو نشان داد که از هر پنج نفر آنها، یک نفر تجربه برخورد نژاد پرستانه را در نظام درمانی داشته، از جمله بی تفاوتی فرهنگی، متلک های نژادی و کیفیت نازل خدمات.”

۷-   خشونت خانگی چه اثری بر کودکان دارد؟

  • گرچه بزرگ سالان ممکن است تصور کنند که “بچه ها نمی فهمند” ولی تحقیقات نشان می دهد که کودکان بسیاری از تعرض های خشونت آمیز خانگی را می بینند یا می شنوند.
  • تخمین زده می شود که هر سال در کانادا حدود ۳۶۲ هزار کودک، خشونت خانگی را مشاهده یا تجربه می کنند.
  • خشونت خانگی در منازلی که کودکان کوچک تر در آن زندگی می کنند بیشتر از منازلی با کودکان بزرگ تر است.
  • کودکانی که شاهد خشونت بوده اند در معرض خطر فوری جراحت جسمی قرار دارند. کودکانی که در منازلی پر از خشونت بزرگ می شوند بیشتر احتمال دارد قربانی آزار جسمی شوند.
  • به گزارش RCMP کودکی که شاهد خشونت والدین بوده، خود نوعی کودک آزاری را تجربه می کند، زیرا تحقیقات نشان می دهد که “مشاهده خشونت خانوادگی به اندازه تجربه مستقیم خشونت، زیان آور است.”
  • گرچه همه کودکانی که شاهد خشونت بوده اند مورد آزار جسمی مستقیم قرار نمی گیرند، ولی متناوبا دچار مشکلات درازمدت رفتاری و روانی می شوند.
  • قرار گرفتن در معرض خشونت می تواند بر تکامل مغز و توانایی یادگیری کودکان اثر بگذارد و به مجموعه ای مشکلات رفتاری و عاطفی از جمله اضطراب، پرخاش جویی، زورگویی، انواع هراس و بی خوابی منجر شود.
  • تحقیقات نشان داده است که کودکانی که تحت خشونت بوده اند بیشتر احتمال دارد در بزرگسالی قربانی یا خشونت گر شوند.
  • میزان اختلالات روانی در کودکانی که شاهد خشونت در خانه بوده اند دو برابر بیشتر از کودکانی است که شاهد خشونت در خانه نبوده اند.

۸-   اگر به نظر من کسی مورد آزار باشد، چه باید بکنم؟

  • اگر کسی در خطر فوری است، به پلیس یا شماره اورژانس محل تان تلفن کنید.
  • ایمنی زن در درجه اول اهمیت است. هیچگاه با کسی در حضور آزاردهنده اش صحبت نکنید. اگر زنی به طور خاص درخواست نکند، هیچگاه اطلاعاتی در باره خشونت خانگی به او ندهید و پیام صوتی یا ایمیلی برای او نفرستید که احتمال داشته باشد به دست آزاردهنده اش بیافتد. ولی آزار در خفا رشد می کند، بنابراین اگر می توانید در شرایط امنی در این باره صحبت کنید.
  • اگر زن می خواهد صحبت کند، گوش بدهید. اگر نمی خواهد، فقط به او بگویید که سزاوار آزار نیست و شما نگران ایمنی او هستید. از او بپرسید آیا کمکی از شما ساخته است یا نه، ولی انجام کاری که شما را ناراحت می کند یا احساس ناامنی به شما می دهد پیشنهاد نکنید.
  • اگر زن تصمیم با ماندن در رابطه گرفت، بکوشید درباره اش داوری نکنید. به یاد داشته باشید که ترک کردن آزاردهنده می تواند بی نهایت خطرناک باشد. گاهی ارزشمندترین کاری که می توانید بکنید، احترام گذاشتن به زنی است که مورد آزار قرار دارد.
  • درباره خدمات اضطراری در محلی که زندگی می کنید، از قبیل پناهگاه زنان یا مرکز تعرض جنسی، اطلاعاتی به دست آورید. در اینترنت یا راهنمای تلفن جستجو کنید.

۹-   آیا خشونت علیه زنان هیچگاه متوقف خواهد شد؟

  • هرچند عده ای تصور می کنند که خشونت علیه زنان موضوعی خیلی جدی نیست یا مسئله ای “خصوصی” است، این رفتارها را می توان تغییر داد. زمانی رانندگی در حال مستی تقریبا شوخی به شمار می آمد، ولی به لطف کمپین های نیرومند، این کار دیگر از نظر اجتماعی قابل قبول نیست و مجازات های کیفری شدیدی در پی دارد. به همین ترتیب، آموزش عمومی، برنامه های پیشگیری از خشونت و رخوردهای قانونی جدی می تواند به خشونت علیه زنان در کانادا پایان دهد.
  • پیشگیری از خشونت نتیجه بخش است. تحقیقات نشان می دهد که برنامه ای پیشگیری از خشونت در دبیرستان ها بسیار نتیجه بخش هستند. حتا سال ها پس از حضور در یکی از برنامه های ما، دانش آموزان مزایای بلند مدتی مانند روابط دوستانه بهتر، توانایی شناخت و ترک یک رابطه ناسالم، و افزایش اعتماد به نفس، ابراز عقیده و رهبری را تجربه کردند.

(برای اطلاعات بیشتر، گزارش “روابط سالم” ما را که در وبسایت ما به نشانی www.canadianwomen.org موجود است بخوانید.

  • شما هم می توانید کمک کنید. اگر مدرسه محلی شما برنامه پیشگیری از خشونت برای نوجوانان ندارد، از مسئولانش بخواهید این برنامه را راه اندازی کنند. به نمایندگان منتخبان خود بگویید  از نظر شما، خشونت علیه زنان و دختران  در کانادا، مسئله ای جدی است. از آنها بخواهید هر چه می توانند برای پایان دادن به خشونت بکنند.

منبع: http://www.canadianwomen.org/facts-about-violence

دی
۲
۱۳۹۳
خط یک دو سه و اما و اگرهای بسیار
دی ۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

image224359

عکس: behzisti

ماهرخ غلامحسین پور – روزنامه نگار

حدود هفت سال پیش دوست خبرنگارم از یکی از شهرهای جنوبی برای پیگیری یک کار اداری، به تهران آمده بود. خودش و پسرک سه ساله‌اش، خانه ما ساکن شدند، پسرک نا آرام و بی‌قرار بود، به همه چیز کار داشت و هر چیزی دم دستش بود یا می‌خورد زمین و خاکشیر می‌شد یا به سرعت با دست‌های من و مادرش مابین زمین و آسمان نجات داده شده و رستگار می‌شد. اعتراف می‌کنم تحمل غرغر و نق نق کردن‌های بی‌وقفه‌اش چیزی ورای طاقت آدمی بود. از آن کودکانی که به آن‌ها می‌گویند «کودکان دشوار» روز سوم اقامتشان وقتی بچه ظرف شیر را روی قالیچه دست بافت خانه سرریز کرد شاهد اتفاقی بودم که هنوز هم بعد از گذر این همه سال نتوانسته‌ام درکش کنم، خانم روزنامه نگاری که مدام در مورد حقوق کودکان می‌نوشت در یک شرایط برافروخته و عصبی بچه‌اش را با خشونت به باد کتک گرفت، تا من شگفتی اولیه را پشت سر بگذارم و خودم را برای نجات کودک به دل معرکه برسانم، تن نحیف کودک، چندین چک و تو گوشی دلخراش را تحمل کرده بود، بچه را از زیر دست و پای مادر عصبی و برافروخته‌ای که خودش هم بابت بی‌تابی‌های کودک به مرز جنون رسیده بود نجات دادم،‌‌ همان روز‌ها من به عنوان خبرنگار ایرنا، حوزه بهزیستی را پوشش می‌دادم و بحث آزاررسانی به کودکان و تلفن امداد رسانی ۱۲۳، از مباحث روز بود، من به تلفن اورژانس اجتماعی زنگ نزدم، اما با دوستم مشاجره کردم، فردای آن روز او خانه مرا ترک کرد و آن دیدار آخر ما شد. نمیدانم پس از آن پسرک چندین بار دیگر در آن لحظه‌های برافروختگی مادرش کتک خورده است، خودم هم اعتراف می‌کنم گاهی وقتی درمانده می‌شوم انگشت اشاره به سمت کودکم تکان می‌دهم و داد و فریاد راه می‌اندازم و البته بعد از آن با به یادآوری ترس‌هایش شرمناک انسان درونم می‌شوم اما باور این حقیقت تلخ لازم است که مسلما بیشترین آزاررسانان کودک، والدین ناآگاه یا حتی مراقبین کاملا آگاه اما آشفته و عصبی هستند و بیشترین درصد آزار کودکان توسط والدینی اعمال می‌شود که خود را مالک مطلق کودک تلقی کرده و انجام هر نوع رفتار خشونت آمیزی را حق خودشان می‌دانند.

سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است، سالانه بیش از ۲۵۰ میلیون کودک در جهان مورد آزار جسمی قرار می‌گیرند، کودکانی که قادر به دفاع از خود نیستند و کمترین‌ شناختی از حق و حقوق خودشان ندارند و گاهی طبق عرف و سنت و حتی نارسایی‌های قانونی در کشورهای جهان سوم، جزء مایملک پدر و مادر محسوب می‌شوند.

همچنین مرگ بیش از یک میلیون و ۳۴۰ هزار کودک در جهان به علت خشونت و آزار رخ می‌دهد (ایرنا سوم تیر ۱۳۹۳)

شاید بابت همهٔ این دشواری هاست که راه اندازی اورژانس اجتماعی در ایران می‌تواند برای کودکان در معرض آسیب یک روزنه به سوی استانداردهای طبیعی‌تر زندگی باشد.

شماره ۱۲۳ را که می‌گیرم صدای آرام زنی در آن سوی خط می‌گوید: «شما به خط ۱۲۳ مرکز اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی تماس گرفته‌اید، خدمات این خط درباره کودک آزاری و سایر خشونت‌های خانگی است لطفا چند دقیقه صبر کنید تا ارتباط شما با کار‌شناس مربوطه برقرار شود.»

برقراری خطوط تلفن اورژانس اجتماعی سالهاست در کشورهای پیشرفته به عنوان یک راه حل موقتی برای کاهش پیامدهای کودک آزاری مورد استفاده قرار می‌گیرد و سابقه‌ای طولانی دارد.

اما در ایران اولین مرکز اورژانس اجتماعی در سال ۱۳۷۸ در هشت استان کشور راه اندازی شد، گرچه در ابتدا شماره این مرکز سه رقمی نبود و همین مساله مردم را به دردسر می‌انداخت اما از سال ۱۳۸۳ شماره مرکز اورژانس اجتماعی به شماره ۱۲۳ تبدیل شد، شماره‌ای که پیش از آن به اورژانس فوریت‌های پزشکی اختصاص داشت.

انتخاب شماره سه رقمی۱۲۳ انتخاب هوشمندانه‌ای بود برای آنکه به خاطر سپردن آن برای کودکان دشوار نیست.

اورژانس اجتماعی در روزهای نخست راه اندازی با حداقل اعتبار مشغول به کار شد و خودروهایش در آن روزها، خودروهای متفرقه سازمان بهزیستی بودند. اما نخستین بار در سال ۱۳۸۷ در محل نمایشگاه بین المللی تهران ۵۰ خودروی اورژانس اجتماعی به نمایش گذاشته و استفاده از آنها آغاز شد، اگر چه از ابتدا شروع این طرح پیش بینی شده بود که حداقل به ۷۰۰ خودروی ون برای به سامان رساندن آن مورد نیاز است.

در میان آن هشت استان کشور اولین مرکز اورژانس اجتماعی نیز در شهر یزد راه اندازی شد و وزارت تعاون، وزارت کار و رفاه اجتماعی و سازمان بهزیستی نخستین مجریان این طرح بودند.

اگر چه علاوه بر وزارتخانه‌هایی که نامشان گفته شد و بر اساس ماده چهار لایحه فوریت‌های اجتماعی، دستگاه‌های مختلفی همچون وزارتخانه بهداشت، ارتباطات و فناوری، دادگستری، وزارت کشور، راه و شهرسازی و وزارت خانه رفاه و تعاون نیز مکلف شدند تا هماهنگی‌های لازم را با سازمان بهزیستی کشور انجام دهند.

این اورژانس با هدف کاهش آسیب‌های اجتماعی و بر پایه اصول مداخله در بحران‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی شامل خط تلفن اورژانس (۱۲۳)، تیم اورژانس اجتماعی سیار شامل روانشناس و مددکار همچنین پایگاه‌های ثابت خدمات اجتماعی بود.

به هر حال راه اندازی شماره ۱۲۳ گام مثبتی برای حل مشکلات کودکان آسیب دیده و شناسایی آنان به شمار می‌رود. و اگر چه این طرح اندکی دیر به مرحله اجرا رسید اما علی رغم همهٔ کاستی‌هایش و حتی اگر آن را کاریکاتوری از همهٔ آن چیزی بدانیم که امروزه در کشورهای پیشرفته مرسوم است، باز هم گام مثبتی به سوی ساختن دنیای بهتری برای کودکان است.

تلفن ۱۲۳ گر چه فقط در حوزه کودک آزاری فعال نیست و حوزه‌هایی به مراتب گسترده‌تر از مسئله کودکان دارد اما فعالیتش به خصوص در مورد پدیده کودک آزاری و شناسایی کودکان آسیب دیده موثر است چرا که کودکان قادر به حمایت از حقوق انسانی خود نیستند، آنان ضعیف و ناتوان و آسیب پذیرند و فعالیت اورژانس اجتماعی می‌تواند از میزان ضربه‌هایی که به بدن نحیف آنان وارد می‌شود بکاهد. چرا که مداخلات اجتماعی، کارکردی تخصصی و به موقع دارند و پیش از مداخلات قضایی و انتظامی عمل می‌کنند.

دیگر گروه‌های هدف این تلفن امداد رسان شامل زنان آسیب دیده، مهاجران حاشیه شهر‌ها، نوجوانان تحت فشار، آنانی که با مشکلات جنسی یا عاطفی مواجه بوده یا در آستانه طلاق هستند، دختران فراری، افراد در معرض اعتیاد، معلولان در معرض آسیب و آزار، سالمند آزاری، مبتلایان به اختلال هویت جنسی، بی‌خانمان‌ها، کودکان کار و خیابان، معضل خودکشی و همچنین مشکلات آسیب رسانی به بیماران روانی نیز بخش‌های دیگری از حوزه فعالیت ۱۲۳ هستند.

امسال پانزدهمین سال اجرایی کردن این طرح است و بیش از دو هزار و ۵۰۰ نفر در ۱۹۰ پایگاه خدمات اورژانس اجتماعی مشغول به کارند و در سال بیش از ۲۵ هزار مورد مداخله در سراسر کشور ثبت شده است. (سایت سازمان بهزیستی)

اما سوال اینجاست که چرا علی رغم همه تلاش‌های انجام شده و بودجهٔ صرف شده این خط هنوز نتوانسته جایگاهی مانند خط ۱۱۰ در بین افکار عمومی پیدا کند؟

مداخله مددکاران گاهی با مقابله مواد قانونی  مواجه می شود

یک کار‌شناس رشته مددکاری اجتماعی که در خط تلفن ۱۲۳ تهران مشغول به فعالیت است در این باره به خبرنگار خانه امن می‌گوید آنچه که مانع آزادی عمل مددکاران اجتماعی در حمایت از کودکان آسیب دیده است، مفاد قانون است که به پدر و مادر به عنوان مالک مطلق کودک نگاه می‌کند.

«نسرین. م» می‌گوید: یکی از ایرادات جدی این طرح این است که برای ورود به خانهٔ گزارش شده نیاز به حکم قضایی است و گاهی ممکن است به دلیل ناهماهنگی‌هایی که بین سازمان بهزیستی و مرجع قضایی وجود دارد، گرفتن حکم ورود به خانهٔ گزارش شده مستلزم صرف زمانی چند روزه و حتی گا‌ها چند هفته‌ای باشد و همین مدت زمان کافی است تا کودک، در معرض آسیب‌ها و کشمکش‌های جبران ناپذیر دیگری قرار بگیرد.

او با اشاره به اینکه تازه بعد از نجات کودک از دست آسیب رسان، شروع فصل در به دری است می‌افزاید: ممکن است کودک را با مداخله قضایی از خانواده بگیرند و به مراکز نگهداری ارجاع دهند اما به خاطر کمبود اعتبار و نارسایی‌های قانونی، بهزیستی موظف است ضمن آموزش خانواده و مناسب سازی شرایط آنجا، کودک را به خانواده برگرداند اما در واقع این مهم نادیده گرفته شده که آنچه که ریشهٔ همه نابسامانی‌های خانواده است همچون فقر و اعتیاد کماکان به قوت و قدرت خود باقی است و بعد از مدت زمان کوتاهی که آب‌ها از آسیاب افتاد باز هم کودک در شرایط مشابه گذشته قرار می‌گیرد.

او به این نکته اشاره می‌کند که غالبا مددکاران بهزیستی تلاش می‌کنند با شیوه‌های دل جویانه و اظهار همدردی، با والدین آسیب رسان وارد مذاکره شوند تا کار به شکستن قفل و مداخله قضایی نیانجامد.

او تاکید می‌کند که پیگیری شرایط کودک بعد از بازگرداندنش به خانواده مهم است و نباید تصور کرد که همه چیز به خیر و خوشی ختم به خیر شده و کودک را فراموش کنیم.

نسرین به مشکلات عدیدهٔ مددکاران اشاره کرده می‌افزاید: گاهی اوقات ممکن است والدین از کارکنان مرکز اورژانس اقامه دعوا کرده و از آنان به قوه قضاییه شکایت کنند و بر عهده بهزیستی است که در این شرایط مددکارش را بدون حمایت‌‌ رها نکند.

او با تاکید بر اینکه مشکلات این مراکز یک یا دو مشکل نیست به وجه دیگری از مشکلات اورژانس اجتماعی اشاره می‌کند و می‌گوید: برخی مراکز اورژانس اجتماعی که در روزهای نخست با هیاهوی بسیار توسط سازمان بهزیستی افتتاح شدند در طول مسیر کار به علت کمبود بودجه برچیده شدند.

این مددکار اجتماعی بر این باور است که وقتی صحبت از خدمات سرپایی و نگهداری موقت است مراکز اورژانس ما مشکلی ندارند و می‌توانند کمک فوری و موردی و مشاوره بدهند وحتی کارآمد و موثر باشند. اما برای خدمات دهی دراز مدت با اما و اگرهای بسیار مواجه‌اند.

او از اینکه قوانین حمایت گرانه در ایران غالبا با والدین آزاررسان مماشات و همدلی می‌کند و با دیده اغماض آن‌ها را می‌بخشند، اظهار تاسف می کند و می افزاید: بهزیستی یک سازمان اجرایی نیست یعنی دستش کاملا برای اجرا باز نیست. غالبا با کمبود بودجه و اعتبار مواجه است و به همین دلیل هم طرح‌هایش نیمه تمام باقی می‌ماند.

کودکان آسیب دیده را معرفی کنیم

غالبا به سه شکل افراد در معرض آسیب به مراکز اورژانس اجتماعی معرفی می‌شوند، به شکل خود معرف، توسط دوستان و همسایگان یا توسط مراجع قضایی.

اما بیشترین سهم اطلاع دهی مشمول خشونت‌های فیزیکی می‌شود، خشونتی که نماد بیرونی دارد و در معرض دید است و عمده تماس گیرندگان نیز از همسایگان یا افرادی هستند که به طور اتفاقی بروز خشونت را مشاهده می‌کنند.

تعدد ارگان های موازی

«ناهید امیرناصری»، کار‌شناس ارشد مددکاری شاغل در سازمان بهزیستی می‌گوید محاسن مرکز اورژانس اجتماعی زیاد است اما متاسفانه هنوز هم فرهنگ بهره بری از این سیستم در میان آحاد مردم جا نیافتاده و فعالیت ارگان‌های موازی بهزیستی همچون پلیس ۱۱۰ و ۱۳۷ شهرداری در کار اوژانس اجتماعی که تخصصی است، به نوعی مداخله ایجاد می‌کند.

امیرناصری می‌گوید اگر کودکی مورد آزار قرار بگیرد و والدین آزاررسان مانع مداخله اورژانس بشوند از طریق مراجع قضایی حکم می‌گیرند و با پدر برخورد می‌کنند و اگر سطح آزاررسانی بالا باشد و والدین مقصر باشند ممکن است از والدین سلب حضانت کنند.

او از موازی کاری شهرداری و نیروی انتظامی، عدم قانون حمایت.گر و نیز بی‌اطلاعی مردم در مورد کارکرد این اورژآنس به عنوان مشکلات و موانع آن نام می‌برد.

آذر
۲۷
۱۳۹۳
 سی سال از تصویب کنوانسیون رفع اشکال تبعیض علیه زنان گذشت
آذر ۲۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

CEDAWLogo

عکس: CEDAWLogo.jpg

سی سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۸ دسامبر۱۹۷۹ مصادف با ۲۷ آذرمفاد کنوانسیون رفع هر گونه اشکال تبعیض علیه زنان در مجمع عمومی سازمان ملل به  تصویب رسید .کنوانسیونی که برمبنای اعتقاد راسخ به اصول پایه ای حقوق بشر و احترام به ارزش ذاتی و برابری خدشه ناپذیر حقوق مردان و زنان بناشده و اصل قابل قبول نبودن تبعیض را تایید کرده است .

این کنوانسیون یک توافق نامه ارزشمند بین المللی است که دولت های عضو موظف به ترویج و تلاش برای اجرایی شدن آن هستند . از بین اعضای سازمان ملل تاکنون تنها پنج کشور ایران ، سومالی ، سودان ، سودان جنوبی و تونگا به این کنوانسیون ملحق نشده اند. دو کشور ایالات متحده آمریکا و پالائو هم کنوانسیون را امضا کرده ولی به آن نپیوسته اند . فقهای شورای نگهبان با این استدلال که کنوانسیون مغایر اصول اسلام است با پیوستن به این کنوانسیون مخالفت کردند .

این کنوانسیون مهمترین سند بین المللی در مورد تبعیض جنسیتی است و تبعیض جنسیتی را اینگونه تعریف می کند : قائل شدن به هرگونه تمایز، استثناء یا محدودیت بر مبنای جنس ، زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، مدنی و یا هر زمینه دیگرکه در یک مقدمه و ۳۰ماده تنظیم شده و اجرای آن  به عهده کمیته رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان  است که ۲۳ کارشناس در این کمیته مشغول به کارهستند. اصول کنوانسیون در برگیرنده برابری حقوقی و عرفی زن و مرد در کلیه امور از جمله زندگی خانوادگی و اجتماعی است و دول عضو این کنوانسیون طبق بند ۲ ماده ۱۸ موظفند طبق خط مشی و رهنمودهای کمیته رفع تبعیض علیه زنان، هرچهار سال یکبار گزارشهای خود را تنظیم کرده و به کمیته مربوطه ارسال دارند. ( ۱ )

طرح پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان در دو دوره زمانی متفاوت مطرح شد. اولین دوره بین سالهای ۱۳۷۴-۱۳۷۶در اواخر دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بود . وزیر امور خارجه وقت‌ طی نامه ای‌ به رئیس جمهور ضرورت الحاق ایران به کنوانسیون را یاد آور شد. در تیر ماه ۱۳۷۵دولت طی‌ تصویب کلیات پیشنهاد وزارت امور خارجه، خواستار اظهار نظر شورای عالی‌ انقلاب فرهنگی‌ شد. شورا هیاتی را برای رسیدگی به این مسئله تعیین کرد. در نهایت در ۱۴بهمن ۱۳۷۶شورای عالی‌ انقلاب فرهنگی‌ با الحاق ایران به کنوانسیون مخالفت کرد و در نتیجه مسئله الحاق ایران به کنوانسیون چندی به حاشیه رفت.

دور دوم طرح پیوستن ایران به کنوانسیون مصادف بود با دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی بین سال‌های ۱۳۸۲ـ ۱۳۷۸- که از آن به دوران اصلاحات یاد می شود. . در آذر ماه ۱۳۸۰هیئت دولت پیشنهاد کمیسیون لوایح در مورد پیوستن ایران با اعمال حق شرط را قبول کرد. یعنی ایران با این شرط به کنوانسیون می پیوندد که  مفاد کنوانسیون  با شرع مقدس اسلام مغایرت نداشته باشد.  در ۲۲اسفند ۱۳۸۱موضوع الحاق در دستور رسیدگی مجلس قرار گرفت اما بلافاصله توسط هیات رئیسه از دستور کار مجلس خارج شد  اما چون اکثریت مجلس را اصلاح طلبان تشکیل می‌دادند و عزم دولت نیز در پیوستن به کنوانسیون جزم شده بود مخالفت علما موثر واقع نشد و در ۱۷اردیبهشت ۱۳۸۲مجلس با پیوستن ایران به کنوانسیون موافقت کرد . مخالفت علما و مراجع دینی با الحاق ایران به کنوانسیون به ویژه مخالفت رهبر جمهوری اسلامی در نهایت منجر به عدم تائید طرح الحاق به کنوانسیون از سوی‌‌ شورای نگهبان شد.این امر موجب مخالفت نمایندگان مجلس شد.  در نهایت پس از شنیدن سخنان نمایندگان مخالف و موافق اینگونه تصمیم گرفته شد که لایحه الحاق به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شود.بعد از اتمام ریاست جمهوری آقای خاتمی و با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد دیگر بحثی‌ از پیوستن ایران به کنوانسیون مطرح نبود. چرا که هم نماینده دولت و هم نمایندگان مجلس که اکثریت از اردوگاه اصولگرایان بودند دیگر اعتقادی به ضرورت تصویب کنوانسیون نداشتند. پس از آن در دوران کاندیداتوری آقای روحانی  سخنگوی امور زنان کمپین حسن روحانی اعلام کرد که آقای روحانی چون خودشان حقوقدان هستند تدبیری برای پیوستن ایران به کنوانسیون خواهند اندیشید. ( ۲ )

آنچه مسلم است پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان  زمینه برای تقنین قوانینی است که به بهبود حقوق زنان کمک می کند و نه تنها موجب رشد کمی و کیفی زنان شده بلکه در روند توسعه عمومی کشور تاثیر گذار است  . با الحاق به این کنوانسیون ، مصالح و منافع زنان احیا و با اقدامات عملی روند بازنگری و اصلاح قوانین تسریع می شود

به نظر می‌رسد آنچه ضرورت امروز جامعه ماست تغییر دیدگاه‌ها و رفتارها نسبت به زن در جامعه است که عامل اصلی هرگونه تبعیض علیه زنان شده است.چنین تغییری می تواند به کاهش خشونت علیه زنان و دختر بچه ها منجر شده و آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از آن را کاهش دهد . پیوستن به چنین کنوانسیونهایی موجب بهبود چهره دولت جمهوری اسلامی شده و فشارهای کنونی بر روی دولت را کاهش می هد .

آذر
۲۷
۱۳۹۳
روز جهانی مهاجرت، اقدام جهانی برای حمایت از حقوق مهاجران
آذر ۲۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

5598287771_60debb0ac0_z

عکس: Thiophene_Guy

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

مهاجرت آسان نیست. به خصوص برای کسانی که در اثر جنگ و نا امنی و یا دلایلی مانند آن مجبور می شوند هر آنچه در آب و خاک خود داشته و به آن دل بسته اند  بگذارند و به کشور و دیاری سفر کنند که از آن هیچ چیزی نمی دانند. زنان، کودکان، سالمندان و معلولان بیشترین فشار و حتی خشونت ناشی از مهاجرت، کمپ های مهاجران و سرگردانی و مشکلات ناشی از آن را تحمل می کنند. مهاجرت اگر چه یک حق برای هر انسانی است ولی حقی است که گاه این افراد  در پروسه آن حقوقی را از دست می دهند و یا حقوقی را زیر پا می گذارند که فرد مهاجر را با پیامدها و آسیب های روحی و روانی ناشی از مهاجرت روبرو می کند.

سازمان ملل متحدد ۱۸ دسامبر را روز جهانی مهاجرت نام گذاری کرده است. این نام گذاری با هدف عمل مشترک کشورهای عضو و گسترش فعالیت پیرامون به رسمیت شناختن حقوق و بهبود وضعیت مهاجران صورت گرفته است. افرادی که به دلایل مختلفی چون جنگ، فقر، ترس، نداشتن امنیت و آزادی، کار، گرسنگی، خشکسالی و قحطی و ناامیدی از بهبود زندگی  و یا ادامه تحصیل مایلند در کشور دیگری زندگی کنند.

اگرچه مهاجرت بشر برای مدت صدها هزار سال وجود داشته و دارد، اما«مهاجرت» در مفهوم مدرن به حرکت و کوچ افراد از یک کشورو ملیت به کشوری دیگر، که شهروند آنجا نیستند، گفته می شود. پناهندگی نوعی از مهاجرت محسوب می شود که قوانین و دلایل و سیاست گذاری های خاص خود را دارد و سازمان ملل به پناهندگان به شکل ویژه و جداگانه پرداخته است.(۱) 

طبق برآورد سازمان های مدافع حقوق بشر، سالانه بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار انسان توسط قاچاقچیان از مرزها عبور داده شده و به فروش می رسند که ۸۰ درصد از این افراد دختران و زنان هستند. افرادی که به هر دلیل مهاجرت را برگزیده یا چاره ای جز آن ندارند. بسیاری از این افراد به کارهای سیاه و غیرقانونی واداشته می شوند، و مورد استثمار و بد رفتاری قرار می گیرند. یکی از مشکلات زنان مهاجر وابستگی آنها به مردان در این دوران است که طبق گزارش های مختلف این وابستگی روز به روز کمتر می شود ولی به هر حال زنان مهاجر بخصوص اگر باردار یا سرپرستی فرزند یا فرزندانی را به عهده داشته باشند با موقعیت و شرایط و احساسات متفاوتی روبرو می شوند که پرداختن به آن از سوی کشورهای مهاجر پذیر یا کشورهای که در خط سیر حرکت آنها به این کشورها هستند الزامی است .( ۲ )

ماریا زن ۲۳ ساله مهاجری است که از السالوادور خودش را به آمریکا رسانده است. ماریا دو دختر کوچک دارد که در کشورش زندگی می کنند و هر ماه برای آنها پول می فرستد. ماریا می گوید قبل از مهاجرت او به خوبی می دانست امکان کشته شدن در مسیر رسیدن به آمریکا وجود دارد ولی امکان ماندن هم وجود نداشت. ماریا از ۱۰ صبح تا ۱۱ شب در یک رستوران کار می کند و همیشه از اینکه بیکار شود ترسیده است چرا که تنها نان آور خانواده است.

رعنا جوهر نیز مهاجر مراکشی است که در زمان بارداری بار سفر را بست و خودش را به ایتالیا رساند. او که قبل از ازدواج دانشجو بوده، بدون اطلاع خانواده و تنها با کمک یک دوست قدیمی از کشور می گریزد. ماریا به خانه امن می گوید: رابطه جنسیت و مهاجرت کنش و ساختاری متفاوت دارد که بدون در نظر گرفتن متغیر جنسیت این کنش قابل درک نیست و حتی روی آن نظریه پردازی نشده است. من در حالی مهاجرت را انتخاب کردم که مهاجرت بر من تحمیل شده بود . وی که سال ها در انجمن حرکت زنان برای حقوق برابر در مراکش فعالیت کرده معتقد است: برای زنانی که به تنهایی مهاجرت کرده‌اند، داشتن شغلی که به آنها موقعیت قانونی ببخشد، بسیار ضروری است تا بتوانند نقل مکان کنند. او بزرگترین مشکل خود را قوانین ایتالیا در رابطه با احوال شخصیه می داند که طبق آن  مهاجرین تحت پوشش قوانین ملی خود هستند مگر اینکه این قوانین در مغایرت آشکار با قوانین ایتالیا باشد. قوانین احوال شخصیه در مراکش که تحت نام «مدونه » تدوین شده مبتنی بر مکتب اسلام مالکی است، که با وجود برخی اصلاحات انجام شده در ۱۹۹۳، همچنان زنان را در موقعیت فرودست نگاه می‌‌دارد و من هنوز نتوانسته ام مطابق آن طلاق بگیرم. این فرودستی و بلاتکلیفی اظطراب عمیقی در من ایجاد کرده که هنوز احساس ثبات نمی کنم و اصولا زنان در مهاجرت بیشتر در خطراز هم گسیختگی عاطفی و فرهنگی  قرار دارند که با عوامل جنسیتی و روابط بین جنسیت ارتباط مستقیم دارد.

زنان نیمی از جمعیت ۲۱۴ میلیون مهاجر جهان را تشکیل می دهند. روزنامه لوموند نوشت: زنان علاوه بر مهاجرت در کنار خانواده بیش از پیش به مهاجرت بصورت شخصی و تنهایی علاقه نشان می دهند. مطالعات جامعه شناسی در مرکز ملی مطالعات راهبردی فرانسه نشان می دهد شمار زنانی که با هدف اثبات خود و رسیدن به موقعیت اجتماعی و اقتصادی بهتر اقدام به مهاجرت می کنند رو به افزایش است. حضور زنان مهاجر در اروپا (پنجاه و دو و سه دهم درصد) بیش از سایر کشورهای جهان است. پس از آن منطقه اقیانوسیه (پنجاه و یک و دو دهم درصد) و قاره آفریقا و کارائیب با پنجاه و یک دهم درصد قرار دارند که بیشترین تعداد مهاجران زن را جذب کرده اند. برعکس در آفریقا و آسیا شمار مردان مهاجر بیش از زنان است. البته در اندونزی بیش از هفتاد درصد مهاجران را زنان تشکیل می دهند به همین دلیل می توان گفت الگوی مهاجرت در جهان در حال تغییر است و همین تغییر تحقیقات و دستورالعمل های راهبردی جدیدی برای حل مشکلات مهاجران بخصوص مهاجران زن را می طلبد .( ۳ )

یکی دیگر از موضوعاتی که سازمان ملل در روز جهانی مهاجرت به آن توجه دارد، کارگران مهاجر است. “کنوانسیون بین المللی حمایت از حقوق کارگران مهاجر و اعضای خانواده آنان” در روز ۱۸ دسامبر سال ۱۹۹۰ به تصویب رسید و در ژوئیه سال ۲۰۰۳، با رسیدن شمار کشورهای امضاء کننده کنوانسیون به حد نصاب بیست کشور، جنبه اجرایی یافت. کنوانسیونی که روند الحاق کشورها به آن مطلوب نیست و تاکنون تنها ۲۰ کشور به آن پیوسته اند. این کنوانسیون از آن جهت دارای اهمیت است که خانواده های کارگران را تحت حمایت قرار داده و بر حقوق همسران و کودکان آنها که از شرایطی سالم، منصفانه، انسانی و قانونی برخوردار شوند تاکید می کند. بخشی از این سند به ایجاد شرایط مناسب برای کارگران مهاجر و به خصوص حفظ حقوق اعضای خانواده آنان اختصاص دارد که به گفته کارشناسان غالبا نادیده گرفته می شود.( ۴ )

در نهایت گفت “امروزه، در بسیاری نقاط دنیا، ما شاهد روند نگران کننده تلاش برای مجرم جلوه دادن مهاجران هستیم که می تواند محرک افزایش تبعیض، انزوای اجتماعی، بهره کشی و آزار مهاجران در تمامی مراحل باشد.”

 افزایش خشونت علیه مهاجران در کشورهای “عبوری” و همچنین در کشور مقصد، نشانه شدت گرفتن گسترش بیگانه ستیزی و برخورد نژاد پرستانه با مهاجران و جوامع مهاجر است که لزوم تلاش برای حمایت از آنان را گوشزد می کند.

در ماه سپتامبر سال  ۲۰۱۰، “گروه جهانی مهاجرت”، متشکل از چهارده نهاد سازمان ملل، سازمان جهانی مهاجرت و بانک جهانی، بیانیه ای را به تصویب رساند که در آن یک صدا بر ضرورت اقدام جهانی برای حمایت از حقوق مهاجران تاکید شده بود.

آنچه مسلم است  نقض حقوق بشر و خشونت علیه مهاجران در بسیاری از موارد ثمره قوانین و برخوردهای تبعیض آمیز و تعصبات عمیق است و نباید اجازه داد که چنین شرایطی ادامه یابد.

آذر
۲۵
۱۳۹۳
دفاع شخصی، نگهبانی درمقابل خشونت
آذر ۲۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , ,
image_pdfimage_print

6737286363_f563bc687b_z

عکس: Rosey-OR

نوشین پیروز – روزنامه نگار

در قسمت اول درباره علت لزوم آموزش و یاد گیری فن دفاع شخصی در مواقعی که خطر خشونت جسمی یا جنسی وجود دارد اشاره کردیم. همچنین به چند نکته اصلی درتکنیک های دفاع شخصی ذکر شد. در این قسمت به چند تکنیک ساده اما موثر برای دفاع شخصی دربرابر خشونت و چگونگی انجام آنها  اشاره می کنیم.

چطور می توان از خود دفاع  کرد ؟

نترسید – به خود مسلط باشد – شما می توانید خودتان را نجات دهید.

هرموقعی می‌شود ترسید، به جز وقتی که کسی به شما حمله می‌کند.

ترس سیستم بدن را قفل کرده و امکان عکس العمل سریع را می‌گیرد. باید حواس را جمع کرد و به دنبال راهی برای رهایی و خلاصی بود.

بلافاصله تعادل خود را بیشتر کنید و در صورت لزوم “حالت دفاعی” (گارد)بگیرید:

  • گذاشتن یک پا به عقب و یک پا به جلو
  • کمی خم کردن زانو‌ها
  • خم کردن آرنج
  • بسته بودن انگشتان به حالت مشت و حفاظت از صورت
  • نگاه کردن به طرف مقابل

 برهم زدن تعادل

تعادل خود را حفظ کنید و تعادل شخصی که حمله می‌کند را به هم بزنید.

برهم زدن تعادل با محکم هل دادن، کشیدن پا به جلو یا عقب، با ضربه زدن به زانو‌ها یا سر و یا به هروسیله‌ای دیگری که در آن لحظه به برهم زدن تعادل متجاوز کمک کند امکان پذیر است.

 –  انعطاف پذیر بایستید.

کمی خم کردن زانو‌ها و جلو وعقب یا با کمی فاصله گذاشتن پا‌ها به تعادل بیشتروقت ایستادن کمک می‌کند.

هرچه بتوانید بدن خود را مثل یک پارچه حالت پذیرو نرم نگه دارید، روی پاهای مثل فنر بالا و پایین بروید، بهتر می‌توان تعادل خودتان را حفظ کرده اما تغییر جهت یا تغییر مسیر بدهید و یا جاخالی داده یا فرارکنید.

وقتی سفت و محکم بدن را نگه می دارید، نیروی ضربه‌ای که به شما وارد می‌شود در بدن شما باقی می‌ماند. اما اگر انعطاف پذیر باشید، می‌توانید ضربه را رد کنید و جاخالی بدهید، یا اگر ضربه‌ای به شما بخورد، وقتی بدن خود را سفت نگه ندارید و در حرکت باشید، درد کمتری احساس می‌شود ونیروی ضربه را حرکت می‌دهید.

 – ساکت و حرف گوش کن نباشید.

هیچ وقت به مهاجم گوش نکنید وقتی که می‌گوید: داد نزن، جیغ نکش درست برعکس، آرام و ساکت بودن فقط به متجاوز کمک می‌کند و ایجاد سرو صدا او را می‌ترساند، تمرکز او را به هم زده و شاید کسی دیگری را متوجه موقعیت شما کرده و کمک از راه برسد.

– از نقاط ضعف و نقاط قوت  بدن، به نفع خود استفاده کنید.

نقاط ضعف:

چشم

چشم‌ها بسیار آسیب پذیر هستند و با استفاده از انگشتان می‌توان به چشم حمله کرد و یا جلوی دید را گرفت.

 همیشه به حریف و کسی که به شما حمله می‌کند نگاه کنید.

با انگشت شصت می‌توان به چشم‌ها فشار آورد و یا استفاده از انگشتان محکم به چشم ضربه بزنید و فرار کنید.

همچنین در صورت شقیقه‌ها، بالای لب (بین بینی و لب بالایی)، استخوان دماغ از نقاط حساس هستند.

زیر گوش‌ها

 جایی که فک تمام می‌شود به گردن و گوش می‌رسیم جایی هست که با فشار دادن طرف مقابل دچار درد بسیار شدیدی می‌شود و اگر از جلو به شما حمله کرده باشد و یا قصد فشردن گلو و خفه کردن را داشته باشد، باید شست‌های خود را روی این ناحیه محکم فشار دهید تا خلاص شوید.

گلو و حلقوم

با محکم ضربه زدن به گلو – حلقوم ایجاد درد کنید.

زانو

با ضربه زدن (لگد زدن) به زانو تعادل شخص به هم ریخته و درد شدید ایجاد می‌شود.

کشاله داخل ران، ناحیه تناسلی از جمله نقاط حساس بدن هستند که با محکم ضربه زدن به این ناحیه، امکان رهایی و یا فرصتی برای فرار پیش می‌آورد.

نقاط قوت:

از آرنج و زانوهای خود برای کمک به ضربه زدن استفاده کنید .

همیشه شست دست را به بقیه انگشتان بچسبانید و دست حریف را بگیرید. این کار کمک می‌کند که حریف  نتواند به راحتی دست خودش را از دست شما جدا کند.

 چه کنیم اگر:

-اگر کسی محکم دست شما را گرفت :

وقتی کسی چیزی را در مشت خود نگه می‌دارد انگشتان جمع می‌شود به طرف شست دست (در مشت گرفتن)

برای مثال امتحان کنید:

با دست چپ خود، مچ دست راست خود را محکم بگیرید.

به انگشتان و شست خود نگاه کنید.

فاصله بین چهار انگشت و شست را تماشا کنید.

حالا دست راست که اسیر است را بچرخانید و از‌‌ همان شکاف بکشید تا دست اسیر‌‌ رها شود.

در هر حالتی کسی که دست شما را محکم گرفت، فوری نگاه کنید شست او کجاست؟

و مچ را به سمت شست او بپیچانید و بکشید.

اگر زورتان نرسید، باید با دست آزاد به درون ساعد (آرنج) هم زمان ضربه بزنید تا دست او حالت خم شدن پیدا کند، مچ دست را به سمت شست او بپیچید و بکشید تا خود را آزاد کنید.

 -اگر کسی از رو به رو به شما حمله کرد:

کمی روی زانو خم شوید.

با تمام زورخود با سر به زیر صورت و چانه او ضربه بزنید. تعادل او به هم می‌خورد.

بلافاصله با زانو محکم بین دو پا (قسمت تناسلی) ضربه بزنید.

وقتی از درد به جلو خم شد، با آرنج محکم به پشت او ضربه بزنید و دور شوید.

 -اگر کسی از رو به رو به شما حمله کرد و شمارا بغل گرفت:

دو دست خود را روی دوطرف صورت او طوری قرار دهید که کف دست شما روی گوش‌های او و شست دستتان روی چشمانش قرار گیرد.

شست خود را محکم در چشمان شخص فرو کرده و هم زمان او را به عقب پرتاب کنید و از او دور شوید.

 -اگر کسی از رو به رو به شما حمله کرد و ساعد شما را محکم گرفت:

دست خودرا به سمت شست دست او بچرخانید و دست خود را بکشید

 در این حالت دست مهاجم هم از کتف چرخیده.

از دست دیگر خود استفاده کنید، درحالی که شست به بقیه انگشتان چرخیده، دست خودتان را روی مچ دست او قرارداده و دو دستی مچ او را برخلاف جهات بچرخاند و به عقب فشار دهید و اورا از خود دور کنید.

 -اگر کسی از رو به رو به شما حمله کرد و دست شما را محکم گرفت و به سمت خود و یا درون خود رو به جلو می کشید:

وقتی کسی با دست محکم دست شما را گرفته و می‌کشد، معمولا مجبور است برای حفظ تعادل خود یک پای خود را جلو گذاشته باشد و بعد دست شما را بکشد.

آرنج و زانو را کمی خم کرده، با یک گام بلند خود را به کنار مهاجم رسانده، (از وضعیت  رو به رو به کنار مهاجم می‌رویدو کنار او قرار می‌گیرید.)

با چرخاندن دست خود به سمت شست دست حریف و کشیدن، دست شما آزاد می‌شود.

بلافاصله با کمی خم شدن روی زانو، با آرنج محکم او ضربه زده و از او دور شوید.

 -اگر کسی از رو به رو به شما حمله کرد و درحالی که به لباس شما چنگ انداخته، شما را به دیوار می چسابند:

در این حالت دست شما آزاد است.

با یک دست درحالی که شست به بقیه انگشتان چسبیده است، روی ساعد گذاشته

دست دیگر را بالا برده و هم زمان چهل پنج درجه بچرخید – در وضعیت دیگر به دیوار نچسبیده، از وضعیت روبه رو به کنار مهاجم می روید.

محکم روی آرنج حریف که به علت گرفتن شما خم شده ضربه بزنید.

و هم زمان اورا به سمت دیوار چرخانده دوباره با آرنج به سر او ضربه زده و یا به ناحیه تناسلی با زانو ضربه زده و یا اورا به سمت دیوار هل داده و دور شوید.

در صورت لزوم با دودست زیر گوش‌ها را گرفته سراو را به طرف پایین خم کنید با زانو محکم به زیر فک و گردن یا استخوان بینی ضربه بزنید.

 -اگر کسی از پشت سر  به شما حمله کرد و شما از از پشت محکم بغل گرفت:

می توانید دستان خود را حرکت دهید:

فورا خم شوید و از بین پاهای خود پای کسی که به شما حمله کرده با دست بگیرید و محکم به جلو بکشید و از او دور شوید.

نمی تواند دست خود را آزاد کنید:

با سر محکم به طرف عقب و به صورت او ضربه بزنید.

با هردو پا محکم روی شست‌های پای او بپرید و تعادل او را بهم بزنید.

با آرنج به پهلو او ضربه بزنید و دست‌ها را باز کرده خود را‌‌ رها و از او دور شوید.

 -اگر کسی از پشت به شما حمله کرد و روی پشت شما چاقو گذاشت:

دودست را ناگهانی و محکم از دو طرف باز کنید.

 شانه‌ها رابه عقب داده و و کمر را به سمت داخل و و شکم به سمت جلو فرو دهید تا قوس کمر به بیشترین حد خود برسد.

آرنج خود را به مچ دستی که از پشت شما را با چاقو تهدید می‌کند گذاشته و به سرعت بچرخید.

درحالی که شست به بقیه انگشتان چسبیده، دست چاقو دار را از خود دورکنید. و با دست آزاد مهاجم را به عقب محکم هل داده،  آرنج دست آزاد را زیر گلو ضربه بزنید.

با زانو بین دو پا ضربه و ناحیه تناسلی ضربه بزنید. از او دور شوید.

 -اگر کسی از پشت به شما حمله کرد و موهای شما را محکم گرفت و می کشید:

کمی زانو‌ها را خم کنید. (نیمه نشسته، یا انگار می‌خواهید قد خودرا کوتاه کنید)

به سمت او بچرخید، به پیراهن او چنگ بزنید او را به سمت خود محکم بکشید.

 و با زانو محکم به میان دوپا (قسمت تناسلی بدن) ضربه وارد کنید. از او دور شوید.

 -اگر کسی شما را روی زمین به قصد تجاوز پرت کرد و خودش روی زمین بین دوپای شما روی زمین نشست:

با دو دست دو طرف گودی شانه را به فشار داده و او را به عقب هل دهید.

کف پا‌ها را روی زمین محکم فشار داده و کمر خودرا به حالت قوسی از زمین بلند کنید.

بلافاصله از فاصله بدن او با خودتان استفاده کرده کف پا را بالای کشاله ران محکم فشار داده او را از خود دورکنید.

 -اگر کسی شما را روی زمین به قصد تجاوز پرت کرد و خودش روی زمین بین دوپای شما روی زمین نشت و سعی کرد شمارا خفه کند و یا به گلو فشار می آورد :

دودست را هم زمان، به شکل ضربدری و ازبالا روی دستان شخص قراردهید.

حتما شست به بقیه انگشتان چسبیده باشد. دستان او را محکم بگیرد و بکشیدو جدا کنید.

هم زمان پاهارا به بالای کشاله ران او گیر دهید، فشار دهید و اورا به عقب پرتاب کنید.

اگر او به سمت شما خم شد، با خم کردن سر و با کله به صورت او ضربه بزنید و با لگد زد به ناحیه تناسلی او خودتان را از او جدا کنید.

 اگر مورد تجاوز و یا خشونت خانگی قرار گرفتید:

– سکوت نکنید .

– به پلیس خبردهید.

در هر سن و هر شرایط هر جنسیت و مقامی که هستید باید فورا به نزدیک‌ترین مرکز کلانتری، پاسگاه پلیس مراجعه کنید. اگر نمی‌توانید حرکت کنید به پلیس تلفن بزنید تا آن‌ها به نزد شما آمده، تجاوز و یا خشونت را گزارش دهید.

بدون ترس، اگر تهدید شده‌اید هم به پلیس اطلاع دهید.

تجاوز به عمل جنسی ناخواسته گفته می‌شود. اگر شما نخواهید، و یا نمی‌خواستید، باید به پلیس شکایت کنید.

در کلانتری  با چه چیز مواجه می شوید :

تنظیم شکایت نامه در دادسرا و یا کلانتری

کلانتری با یک نامه معرفی نامه شما را به پزشکی قانونی  نزدیک به محل خودتان معرفی می کند.

در مرکز پزشکی قانونی با چه چیز مواجه می شوید  :

۱. ارائه نامه مراجع قضایی و انتظامی، تکمیل  فرم پذیرش

۲. پرداخت وجه و اخذ فیش و ارائه به حسابداری

۳. انجام عکس برداری و تکمیل پرونده

۴. معاینه توسط پزشک

۵. تایپ نامه و شماره گذاری

۶. تحویل نامه

 تحویل نامه  گزارش و نتیجه  پزشکی قانونی  به کلانتری

در این مرحله:

   – می‌توان فقط نامه گزارش پزشکی را به عنوان مدرک رسمی داشت، اما شکایت نکرد  و بعد‌ها در صورت لزوم از آن برای تکمیل پرونده علیه شخص یا اشخاص استفاده کرد.

    – می‌توان تشکیل پرونده داد و شکایت کرد.

دادسرا با ارسال اخطاریه برای متهم از او دعوت می‌کنند تا برای توضیح درباره اتهام وارده در محل دادسرا حضور یابد.

ارسال اخطاریه نیز از طریق دایره قضایی کلانتری صورت می‌گیرد. در مورد جرایمی مثل ضرب و شتم متهم در حضور مقام رسیدگی کننده مثل دادیار یا بازپرس حاضر می‌شود.

به او تفهیم اتهام می‌شود و برای وی قرار تامین کیفری مناسب صادر و این قرار از او اخذ می‌شود و آخرین دفاع او نیز شنیده می‌شود.

اگر متهمی در هیچ یک از مراحل رسیدگی مقدماتی و تحقیقی در دادسرا ودر حضور مقام قضایی حاضر نشده باشد، به منظور انجام قانون آیین دادرسی برای متهم،  حکم جلب صادر می‌شود.

 در ادامه رسیدگی نیز اگر پرونده شرایطی را داشته باشد که مقام رسیدگی‌کننده بتواند کیفرخواست غیابی و قرار مجرمیت صادر کند، برای او قرار صادر می‌شود و در ادامه با موافقت دادستان پرونده برای صدور حکم به دادگاه کیفری ارسال می‌شود و قاضی دادگاه کیفری نیز می‌تواند به پرونده رسیدگی و رای غیابی صادر کند.

– پیش مشاوربروید.

شاید این سخت ترین و درآورترین مرحله باشد. چرا که زخم های روحی و رنج های پنهانی و غم های درونی  بسیار جان فرسا تر ازدردهای جسمانی هستند. آثار کبودی و تجاوز و زخم ها ممکن است خوب شوند اما دردهای روحی  گاهی تا آخر عمر در بدن باقی می مانند  و خواب و آرامش را برای همیشه از انسان می گیرند.

باید با کسی که مهارت دارد ، از علت واقعی دردها باخبر است و راه حل می داند مشورت کنید.

بسیاری از زخم ها و آسیب های روحی بعد از خشونت های خانگی ویا تجاوز را میتوان با مشاوره و روانکاوی کاهش داد و یا بهبود بخشید. گاهی با مشاوره می توان جلوی تکرار دردآور تجاوز و خشونت را گرفت.

یادتان باشد همیشه می تواند از همین لحظه زندگی خود راعوض کنید. اما گاهی اراده ما به تنهایی کافی نیست و باید از دیگران کمک گرفت .و این خود شما هستید که می توانید اجازه بدهید آیا می خواهید به شما کمک شود یاخیر. درهر صورت تصمیم با شماست اما روشن است که سکوت دربرابر تجاوز وانواع خشونت کمک به ادامه دار بودن آنهاست.

 منابع:

 ١-  سلامت نیوز – دلایل خشونت در جامعه ایرانی –  ۱۳۹۳/۰۱/۲۰- کد خبر: ۱۰۸۸۷۰

http://www.salamatnews.com/news/108870

٢- پورتال خبری – برترین ها – آمارخشونت ها

http://www.bartarinha.ir/fa/news/124256

٣- مجله سلامت –  خصم خانگی – پرونده ‌ای درباره خشونت با زنان در خانواده

 http://salamatiran.com/NSite/FullStory/?Id=52309&type=2

۴-  Selbstverteidigungstraining & Selbstbehauptung für Frauen

http://www.polizei-sv-duesseldorf.de/kurse.frauenselbstbehauptung.htm

۵-  Selbstverteidigung Selbstbehauptung für Frauen

http://www.spartan-sp.de/selbstverteidigung-fuer-frauen.html