صفحه اصلی  »  2014 November
آذر
۸
۱۳۹۳
حمایت سیاسی گسترده از طرح کاهش ۹۰ درصدی آلودگی کودکان به«اچ آی وی» منجر به نتایج بسیار امیدوار کننده‌ای می شود
آذر ۸ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

 3068790387_182dd0af28_b

 عکس: Magnus Franklin

ترجمه: فرخ نیک مرام

حدود ۹۰ درصد از کودکان آلوده به ویروس اچ آی وی به صورت عمودی از سوی مادر در مراحل بارداری، وضع حمل و شیر دادن آلوده می‌شوند. اگر داروهای موسوم به «ضد ویروس‌های پسگرد یا آنتی رترووایرال» (antiretroviral) در دوران بارداری و وضع حمل به مادر و پس از تولد به کودک داده شوند، آمار انتقال بیماری به صورت عمودی به شدت کاهش می‌یابد. در صورت درمان نشدن، ۱۵ تا ۴۵ درصد از نوزادان ،  مادران ناقل این ویروس آلوده خواهند شد. و در صورت دسترسی نیافتن به درمان مناسب، نیمی از این کودکان پیش از رسیدن به تولد دو سالگی جان خود را از دست می‌دهند.

در سال ۲۰۱۱ دبیر کل سازمان ملل برنامه‌ جهانی جدیدی برای کاهش آمار کودکان حامل ویروس اچ آی وی، به میزان ۹۰ درصد تا سال ۲۰۱۵ اعلام کرد. این برنامه تلاش می‌کند که آمار مرگ و میر زنان باردار و مادران حامل ویروس را کاهش دهد. با این که ارائه‌ خدمات سرعت و شدت بیشتری پیدا کرده است، برای رسیدن به ضرب الاجل سال ۲۰۱۵ سرعت پیشرفت باید افزایش پیدا کند.

رواج زنان باردار ناقل اچ آی وی

بر اساس تخمین ها در سال ۲۰۱۲ حدود ۱٫۵ میلیون زن باردار ناقل ویروس در کشورهای فقیر و رو به رشد زندگی می کردند. بیش از ۷۰ درصد این زنان ساکن ۱۰ کشور در آفریقای سیاه (کشورهای جنوب صحرای بزرگ آفریقا) بودند. این کشورها عبارتند از: نیجریه، آفریقای جنوبی، جمهوری متحد تانزانیا، کنیا، اوگاندا، زیمبابوه، موزامبیک، مالاوی، اتیوپی و زامبیا.

کاهش آمار انتقال عمودی اچ آی وی نیازمند گام‌های متعدد است. اولین آنها مشاوره و آزمایش داوطلبانه و خصوصی برای زنان باردار و شیرده است. پس از آن درمان مادام العمر این زنان با داروهای آنتی رترووایرال و استفاده از این داروها بر روی نوزادان به عنوان راهی برای پیش گیری ضرورت دارد. وضع حمل ایمنی نیز باید در دستور کار قرار بگیرد و مادران باید در مورد انتخاب گزینه‌های مناسب برای تغذیه‌ کودکانشان راهنمایی شوند.

برنامه‌ای جهانی

در ژوئن ۲۰۱۰ نهاد های داخلی سازمان ملل و سازمان های جهانی و کلیدی با مشارکت و رهبری یونیسف، برنامه‌ مشترک سازمان ملل برای اچ آی وی و ایدز (UNAIDS) و سازمان بهداشت جهانی تعهد کردند، برای جلوگیری از آلودگی بیشتر کودکان به اچ آی وی با یکدیگر همکاری کنند. یک سال بعد در اجلاس عمومی سران در مورد ایدز، دبیرکل سازمان ملل برنامه ای را برای کاهش ۹۰ درصدی کودکان آلوده به اچ آی وی تا سال ۲۰۱۵ آغازکرد. در همین دوره زمانی این برنامه قرار است از مرگ ۵۰ درصد از مادران آلوده به این ویروس جلوگیری کند. این برنامه شامل اهداف زمان بندی شده‌ بین المللی است که از سوی کشورهای بسیاری برای تحقق آنها تعهد شده است. این برنامه همچنین ۲۲ کشور که نیازمند دریافت حمایت بیشتر هستند را شناسایی کرده است.

چارچوبی با اهداف دقیق, برای نظارت بر این برنامه‌ بین المللی طراحی شده است.

1_115

پیشرفت

برای شناسایی افرادی که نیازمند درمان و مراقبت بیشتر هستند گسترش آزمایش اچ آی وی و مشاوره با زنان باردار بسیار اهمیت دارد. این مساله از این رو مهم است که تعداد بسیار اندکی از زنان باردار از احتمال وجود ویروس در بدن خود آگاهی دارند. در سال ۲۰۱۲ میزان ۴۰ درصد زنان باردار در کشورهای فقیر و در حال توسعه، برای اچ آی وی مورد آزمایش شده اند. این رقم از سال ۲۰۱۰ که ۳۰ درصد از این افراد و سال ۲۰۰۵ که تنها ۸ درصد از زنان باردار این مناطق مورد آزمایش قرار گرفتند بیشتر است.

بسیاری از کشورها نیز در درمان زنان باردار حامل ویروس در حال پیشرفت هستند. در سال ۲۰۱۰ میزان زنان باردار و حامل اچ آی وی در کشورهای فقیر و در حال توسعه که درمان موثر با داروهای آنتی رترووایرال دریافت می کردند، ۶۲ درصد بود که این رقم از میزان ۴۸ درصد در سال ۲۰۱۰ بالاتر است.

در میان مناطق، اروپای مرکزی و شرقی و کشورهای استقلال یافته‌ شوروی سابق، بیشترین میزان پوشش (۹۵ درصد) با داروهای آنتی رترووایرال را به زنان بارداری که حامل ویروس اچ آی وی هستند ارائه می‌کنند. در رده‌ بعد، کشورهای آمریکای لاتین و کشورهای دریای کاراییب (۸۸ درصد) و آفریقای شرقی و جنوبی (۷۵ درصد) قرار دارند. پوشش در سایر مناطق همواره کمتر از ۵۰ درصد است. آسیای شرقی و کشورهای واقع در اقیانوس آرام (۴۳ درصد)، آفریقای غربی و مرکزی (۳۰ درصد)، خاور میانه و شمال آفریقا (۱۰ درصد) و آسیای جنوبی (کمتر از یک درصد) از جمله این مناطق هستند.

میزان پوشش درمانی با داروهای آنتی رترووایرال از ۹۵ درصد در کشورهای استقلال یافته‌ شوروی سابق تا کمتر از ۱ درصد در آسیای جنوبی، منطقه به منطقه تفاوت دارد.

2_116

(توضیح تصویر) درصد تخمینی زنان باردار ناقل ویروس اچ آی وی که موثرترین درمان‌ها با داروهای آنتی رترووایرال، برای جلوگیری از انتقال ویروس به کودک را دریافت می کنند بر اساس منطقه، در تمامی کشورهای فقیر و در حال توسعه و در ۲۲ کشور اولویت یافته در برنامه‌ بین‌المللی

* میزان درمان بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ با میزان درمان بین سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ قابل مقایسه نیست چرا که در فاصله‌ ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ درمان بر اساس دستورکارهای پیشین سازمان بهداشت جهانی انجام می‌گرفت که شامل داروی «نویراپین» با دوز ثابت بود.

** CCE و CIS در جدول شامل کشورهای اروپای مرکزی و شرقی و کشورهای استقلال یافته شوروی سابق می‌شوند.

نکته: خطوط عمودی باریک به معنای عدم یقین و تخمینی بودن این آمار است.

منابع: برنامه مشترک سازمان ملل متحد برای اچ آی وی و ایدز، یونیسف و سازمان بهداشت جهانی، گزارش پاسخ جهانی به ایدز در سال ۲۰۱۳، و تخمین‌های اچ آی وی و ایدز در سال ۲۰۱۲ از سوی برنامه مشترک سازمان ملل متحد برای اچ آی وی و ایدز

کاهش شدید در آمار کودکان تازه آلوده شده به اچ آی وی به چشم می‌خورد و سرعت پیشرفت بیشتر شده است. عامل اصلی این پیشرفت‌ها دسترسی بیشتر به خدمات مربوط به آن است. با این وجود سرعت بیشتری  نیاز است، که این برنامه بتواند تا ضرب العجل سال ۲۰۱۵ به هدف خود که کاهش ۹۰ درصد در میان کودکان آلوده شده به اچ آی وی بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ است برسد.

شمار کودکانی که به اچ آی وی آلوده می‌شوند به شدت کاهش یافته است اما سرعت بیشتری برای رسیدن به هدف لازم است.

3_117

(توضیح تصویر) شمار تخمینی کودکانی (۰ تا ۱۴ سال) که به تازگی آلوده به اچ آی وی شده‌اند؛ روندهای جهانی، میزان کاهش سالیانه و روند پیش بینی شده، ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۵

دستورالعمل‌های سازمان بهداشت جهانی پیشنهاد می‌کنند که تمامی کودکان متولد از مادران آلوده به اچ آی وی، برای پیشگیری داروهای آنتی رترووایرال دریافت کنند. پوشش درمان پیشگیرانه با آنتی رترووایرال ها در سال ۲۰۱۲ در میان کودکان در مقایسه با مادران کمتر بود. با این وجود در آن سال، حدود ۵۲ درصد از ۱٫۵ میلیون کودکی که مادرانشان در هنگام بارداری ناقل ویروس اچ آی وی بودند از داروهای پیشگیرانه برخوردار شدند.

اطلاعات نشان می‌دهد که استفاده از خدمات مربوط به پیشگیری از انتقال عمودی ویروس در حال گسترش است. اما هنوز موانع مهمی باید از میان راه برداشته شوند تا به اهداف برنامه‌ بین المللی دست یافت. علاوه بر کیفیت پایین خدمات رسانی در مناطقی که رسیدن به آن‌ها دشوار است، نظام بهداشتی ضعیف در آن مناطق، ترس، ننگ و عدم پذیرش که زنان را از آزمایش اچ آی وی باز می‌دارند، موانع جدی در برابر افزایش این خدمات است.

آذر
۷
۱۳۹۳
پروانه های فراموش ناشدنی و ۱۶ روز نارنجی
آذر ۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

 

arton10866
عکس  :سایت بیدار زنی

فیروزه فروزانفر

جهان خود را نارنجی کنید. این شعاری است که سازمان ملل متحدد از ۲۵ نوامبر، روز بین المللی خشونت علیه زنان تا ۱۰ دسامبر روز جهانی حقوق بشربرای برای مقابله با خشونت علیه زنان برگزیده تا اقدامی جهانی برای ارتقا و پیشگیری از خشونت علیه زنان راه اندازی کند .
همواره طی این ۱۶ روز اقدامات مختلفی از سوی دولت ها و سازمان های بین المللی وفعالان جامعه مدنی برای مقابله با خشونت علیه زنان، سازمان‌ها و فعالان محلی و بین‌المللی و رسانه ها و ارکان سازمان ملل متحدد انجام می گیرد .
هر ساله در این روزهای نارنجی کنفرانس ها ، جلسات بحث و بررسی ،برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، برپایی کنسرت و جشنواه‌های فیلم که با مشارکت دولت‌ها، رسانه‌ها، سازمان‌های مدنی و ارکان ملل متحد برای ارتقای آگاهی در سطح عموم برگزار می شود .
لازم به ذکر است موضوع کلی روز نارنجی در سال ۲۰۱۳ عبارت بود از: «فضاهای امن برای زنان و دختران» که توصیه‌های مقرر در سند نهایی پنجاه و هفتمین اجلاس کمیسیون مقام زن را مدنظر قرار داد.
کمپین دبیر کل و روز نارنجی

تعیین بیست و پنجم هر ماه به عنوان روز مقابله با خشونت علیه زنان کمپین دبیرکل ملل متحد در رابطه با پایان دادن به خشونت علیه زنان است که توسط نهاد زنان ملل متحد، سازمان‌دهی شده و رویه‌ای است که تاکنون برای تمرکز بر مسائل مهم جهانی و بین‌المللی مورد توجه قرار داشته است، اما تمرکز بر موضوعی به صورت ماهانه و به عبارت دیگر ۱۲ بار در طول یک سال، در حوزه حقوق بین‌الملل بشر، اقدامی ‌بی‌سابقه به شمار می‌رود. به عبارتی بیست و پنجم هر ماه به عنوان روز نارنجی؛ یعنی روز اقدام برای ارتقای آگاهی و پیشگیری از خشونت علیه زنان است .

آنچه مسلم است کمپین دبیر کل منجر به گسترش روند اقدامات بین المللی در حوزه زنان و تسریع اقدامات دولت ها و حساس سازی افکار عمومی برای پیشگیری از خشونت علیه زنان شده است ، امری که اگر محقق شود ما شاهد ارتقا روز افزون حقوق بشر در جهان خواهیم بود .

البته دغدغه مهم در این زمینه آن است که علی‌رغم دستیابی به وفاق کامل میان اعضای جامعه بین‌المللی بر محتوای مدنظر نهادهای بین‌المللی؛ از جمله نهاد زنان ملل متحد در رابطه با مسائل زنان، تلاش قابل توجهی بر اجرای راهبردهای پیشنهادی آنها در دستور کار قرار دارد و این روند هر روز در حال بالندگی نیز هست.
پروانه های فراموش ناشدنی

سال ۱۹۸۱ بود . گردهمایی بزرگی در” بوگوتا کلمبیا ” از روز ۱۸ تا۲۱ جولای از زنان فمنیست آمریکای لاتین جزایر دریای کارائیب تشکیل شده بود . زنان شرکت کننده دراین نشست تصمیم گرفتند به عنوان یادبود خاطره سه خواهرمبارز در جمهوری دومینکن که در ۲۵ دسامبر سال ۱۹۶۰ کشته شده بودند چنین روزی را روز بین المللی مبارزه برای محو خشونت علیه زنان نام گذاری و به سازمان ملل پیشنهاد کنند .
شاید اگر امروز سه دختر خانواده میرابال،” پاتریا، مینروا و ماریا ترزا ” زنده بودند ; خواهرانی که به پروانه های فراموش ناشدنی تشبیه شده اند در کنار تمام برابری خواهان حضور پیدا کرده و برای داشتن امنیت و صلح برای زنان تلاش می کردند .

۱۶ روزی که روز جهانی ایدز در اول دسامبر و بزرگداشت کشته شدن چهارده دانشجوی دختر در مونترال کانادا در ۶ دسامبر را در بر می گیرد و می تواند نهضت نیرومندی برای محو خشونت علیه زنان ایجاد کند .

بدون شک خشونت علیه زنان یک دمل چرکین بر چهره جهان است . یک زخم کهنه که چهره خونین و پر از رنجی بر تاریخ حک کرده است . کندن این زخم کهنه نیاز به اراده جهانی دارد . خشونت علیه هر زن و کودکی ننگ بشریت است و باید عملی قبیح تلقی شود .
سالی که گذشت سالی پر از خشونت علیه زنان بود . بردگی و اسارت زنها بوسیله داعش و فروش آنها در بازارهای مکاره ، تجاوز به آنها ، مهاجرت ناشی از مناقشات مسلحانه از جمله خشونت هایی بود که خانواده ها را متلاشی وکودکان و زنان را آواره کرد وعداوتی دیرینه با زنان را به رخ کشید .
سالی که گذشت سالی بود که بر صورت دختران شهرمان اسید پاشیده شد تا درس عبرت برای دیگر زنانی باشد که هویتی جز نقش های خانگی را برای خود قایل هستند و می خواهند مالک بدن خودشان باشند .
سالی که گذشت چه بسیار دخترانی که بوسیله گروههای تند رو اسلامی موسوم به بوکو حرام در نیجریه دزدیده شده تا به عنوان اسیر با مردان این گروه همخوابه شوند .

درسالی که گذشت تنها ۴۰۰۰ خشونت علیه زنان در افغانستان گزارش شد و چه بسیار خشونت هایی که انجام شده و گزارش نمیشود.

۱۶ روز نارنجی فرصت بسیار خوبی است برای فعالان حقوق بشر که دست دردست هم برای محو خشونت علیه زنان تلاش کنند .

آذر
۳
۱۳۹۳
به سکوت در قبال خشونت علیه زنان پایان دهید
آذر ۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

BW-13-orangeurworld

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

برای اولین باردر سال ۲۰۱۲ کمپین دبیرکل سازمان ملل متحد در رابطه با پایان دادن به خشونت علیه زنان که توسط نهاد زنان ملل متحد، برنامه ریزی شد، بیست و پنجم هر ماه را “روز نارنجی” یعنی روز اقدام برای ارتقای آگاهی و پیشگیری از خشونت علیه زنان و دختران نام‌گذاری کرد.

موضوع کلی روز نارنجی در سال ۲۰۱۳عبارت بود از: “فضاهای امن برای زنان و دختران” که توصیه‌های سند نهایی پنجاه و هفتمین اجلاس کمیسیون مقام زن را مدنظر قرار داد. همچنین سال گذشته، از ۲۵نوامبر – روز بین‌المللی حذف خشونت علیه زنان تا ۱۰دسامبر، روز حقوق بشر؛ کمپین با این شعار خواستار اقدامی ‌جهانی شد:”جهان خود را در ۱۶روز نارنجی کنید” بیش از ۷۶میلیون نفر در بیش از ۵۰کشور جهان و از طریق وسایل ارتباط جمعی، از آن اطلاع یافتند.

طی این ۱۶روز اقدامات مختلفی از سوی فعالان مقابله با خشونت علیه زنان، سازمان‌ها و فعالان محلی و بین‌المللی انجام گرفت که برخی از مهم‌ترین آنها عبارت بودند از: جلسات بحث و بررسی، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، برپایی کنسرت و جشنواره‌های فیلم که با مشارکت دولت‌ها، رسانه‌ها، سازمان‌های مدنی و ارکان سازمان ملل متحد؛ برای ارتقای آگاهی در سطح عموم برگزار شد.

روز نارنجی مسائلی از قبیل: مدارس امن، مکان های کار امن و امنیت زنان و دختران در فضاهای مجازی را شامل می شود.عواقب ناشی از خشونت های جنسی میلیون ها زن و دختر را در جهان تحت تاثیر خود قرار داده است.

امروزدوشنبه ۲۴ نوامبر برابر با چهارم آذرماه،  دبیرکل سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت فرارسیدن روز جهانی امحای خشونت علیه زنان، بر شکستن سکوت در قبال خشونت علیه زنان تاکید کرد.

به گزارش ایرنا از مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد، در متن پیام «بان کی مون» آمده است: خشونت مبتنی بر جنسیت و روابط جنسی، شدیدترین گونه نابرابری نظام مند و جهانی است که به وسیله زنان و دختران تجربه می شود، این نوع خشونت هیچ مرز جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی نمی شناسد.

«در سراسر جهان از هر سه زن، یک نفر در مقطعی از زندگی از طریق خشونت فیزیکی یا جنسی از تجاوز و خشونت خانگی گرفته تا آزار در محل کار و تهدید در فضای اینترنت رنج می برد.»

دبیرکل سازمان ملل متحد تصریح می کند: تنها در سال جاری، بیش از ۲۰۰ دختر در نیجریه ربوده شده اند؛ ما شاهد اعترافات واضح زنان عراقی در باره تجاوز و بردگی جنسی در طی درگیری بوده ایم؛ دو دختر مدرسه ای هندی مورد تجاوز قرار گرفته، کشته شده و از درخت آویزان شدند و در ایالات متحده آمریکا موارد خبرساز خشونت جنسی در تیم های ورزشی و پردیس های دانشگاهی وجود داشته است.

بان کی مون در این پیام می افزاید: زنان و دختران در تمامی کشور ها و محله ها خشونت را تجربه می کنند، اما این جرایم غالبا گزارش نشده و مخفی می مانند. ما باید به این سکوت خاتمه دهیم، به همین دلیل است که روز جهانی امحای خشونت علیه زنان امسال بر تلاش های بنیادی برای افزایش آگاهی به نام «محله خود را نارنجی کنید» متمرکز است.

در ادامه پیام دبیرکل سازمان ملل آمده است: در اطراف سازمان ملل متحد در نیویورک، ساختمان دبیرخانه و ساختمان امپایر استیت همه با رنگ نارنجی روشن می شوند و به همین منظور بسیاری مراسم دیگر در سراسر جهان و رسانه های اجتماعی برنامه ریزی شده است.

«هر فرد مسئولیتی برای جلوگیری و خاتمه خشونت علیه زنان و دختران دارد که با به چالش کشیدن فرهنگ تبعیض آمیزی آغاز می شود که اجازه می دهد خشونت علیه زنان و دختران ادامه یابد. ما باید کلیشه ها و شیوه برخورد منفی جنسیتی را نابود کنیم، قوانین برای جلوگیری و خاتمه تبعیض و استثمار معرفی کرده و به اجرا در آوریم و قیام کنیم بر علیه سوء رفتار درهرجا که آن را مشاهد می کنیم.

بان کی مون می افزاید: ما باید همه اقدامات خشونت آمیز را محکوم، برابری را در محل زندگی کاری و خانه برقرار نماییم و تجربه روزانه زنان و دختران را متحول کنیم.

زمانی تصور می شد استیفای حقوق زنان تنها مربوط به خود آنان است، اما امروزه مردان و پسران بیشتر و بیشتری شرکای واقعی در مبارزه برای توانمند سازی زنان می شوند.

«دو ماه قبل، اینجانب نهضت مردان برای زنان که جنبش همبستگی جهانی برای برابری جنسیتی است که نیمی از بشریت را برای حمایت از نیمی دیگر به میدان می آورد به جهت منفعت همگان معرفی کردم. همه ما نقشی برای ایفا کردن داریم و اینجانب شما را ترغیب به ایفای نقش خود می کنم. اگر ما با هم در خانه، جوامع، کشورها و صحنه بین المللی متحد شویم، می توانیم تبعیض و بی کیفرمانی را دگرگون کرده و افکار و سنت هایی را متوقف کنیم که خشونت ننگین جهانی علیه زنان و دختران را تشویق، انکار و تحمل می کنند.

 به گزارش ایرنا، شهیندخت مولا وردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز در بیانیه ای به مناسبت چهارم آذر ماه روز جهانی نفی خشونت علیه زنان اعلام کرد: محو خشونت علیه زنان و تامین امنیت آنها می تواند با عزمی ملی، آرمانی دور از دسترس نباشد، هر چند برای رسیدن به مقصد مطلوب می بایست، گام هایی محکم تر و موثرتری برداشته شود.

در این بیانیه تصریح شده است: توسعه روزافزون فن آوری های ارتباطی و تخصصی نیز بیش از آنکه به کار محدودسازی خشونت علیه زنان بیاید، به تعدد و تنوع آزارها و ارعاب های موجود در محیط های عمومی و خصوصی، حقیقی و مجازی، کاری و خانگی افزوده و طیف وسیعی از خشونت های مبتنی بر جنسیت را موجب شده است.

«این خشونت ها در سه حوزه خانواده، جامعه و حکومت به زنان وارد و به آسیب و آزار جسمی، جنسی، روانی و حتی مالی منجر می شوند و شرافت و شخصیت زنان را خدشه دار می سازند.»

معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری می افزاید: از این گذشته، خشونتی که علیه زنان اعمال می شود، خشونتی روزمره و اغلب خاموش است که زنان بسیاری را به خود مبتلا می کند؛ خشونتی که نه فقط با ضرب و شتم و تهدید و تحقیر که با نگاهی نابجا و کلامی نامناسب می تواند بر جان و روان زنان بنشیند و اراده و انگیزه آنان را محدود و مقهور سازد.

«خشونتی که اغلب نیز از سوی آشنایان و خویشاندانی که نزدیک ترین کسانِ زنان هستند، بر پایه فهمی نادرست از آموزه های سنت و فرهنگ و مذهب صورت می گیرد و سایه سنگین آن از کودکی تا جوانی و سالخوردگی بر زندگی زنان سایه می افکند. خشونتی که به واسطه تکرار و تداوم، گاه به رفتاری بدیهی و طبیعی در مناسبات خانوادگی و اجتماعی بدل می شود و بسیاری از مصادیق آن شناسایی نمی شوند.» این بیانیه تصریح می کند: خشونتی که عمدتاً محرمانه و گزارش نشده باقی می ماند و حتی به حیطه آمارها و ارقام و اطلاعاتی که آگاهی از آنها، لازمه تصمیم سازی و سیاست گذاری برای مقابله با این خشونت هاست، وارد نمی شود و همین وضعیت، برنامه ریزی برای مبارزه با خشونت علیه زنان را دشوارتر و پیچیده تر از دیگر انواع خشونت می سازد.

به گزارش شبکه خبر، سال گذشته در چنین روزی کارشناسان سازمان ملل در روز جهانی مقابله با خشونت علیه زنان اعلام کردند که در زمان حاضر بیش از ۶۰۳میلیون نفر از زنان دنیا در کشورهایی زندگی می کنند که خشونت علیه زن جرم محسوب نمی شود.

بر اساس گزارش برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) سالانه بیش از ۲میلیون زن در سرتاسر جهان مجبور یا به تن فروشی می شوند یا به سمت فحشا سوق داده می شوند که این کار عمدتا از کانال گروه های مافیایی تجارت انسان و به صورت سازمان یافته صورت می گیرد.

همچنین بر اساس این گزارش ۶۰درصد از زنان جهان در طول عمر خود شاهد خشونت های فیزیکی یا جنسی بوده اند.

از سال ۱۹۸۱روز ۲۵نوامبر از سوی سازمان ملل به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان انتخاب شده است.

 این گزارش می افزاید هنوز در ۳۵کشور جهان تجاوز به زنان جرم محسوب نمی شود و بیش از ۶۰۳میلیون زن در کشورهایی زندگی می کنند که خشونت های خانوادگی علیه زنان در آن کشورها جرم محسوب نمی شود.

نتیجه گیری:

آنچه که مسلم است صرف نظر از اتحاد بین المللی برای محو خشونت علیه زنان، شاید بهتر باشد سازمان ملل کشور ها را ملزم به اضافه نمودن مفادی به قوانین خود کند که خشونت علیه زنان حتی در محیط خانه را جرم محسوب کرده و ضمانت اجرای قویی را نیز برای آن در نظر گیرند. چنانچه که دیده می شود در بسیاری از کشورها خشونت علیه زنان جرم تلقی نشده و موانع قانونی موجب می شوند زنانی که با خشونت مواجه هستند از حق خود برای پیگیری و شکایت صرف نظر کنند. کشورها باید موظف شوند این موانع را بر داشته و از زنان خشونت دیده حمایت های قانونی کافی داشته باشند.

آبان
۳۰
۱۳۹۳
بیست و یک نوامبر روز جهانی تلویزیون، جعبه جادویی و پیامدهای آن در خانواده ها 
آبان ۳۰ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

12657103813_0589aebe32_z

عکس: BiblioArchives / LibraryArc

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

 بخشی از زندگی روزمره ما را جعبه جادویی به نام تلویزیون تشکیل می دهد. جعبه ای که جامعه بشری و میلیون ها میلیون انسان را در مقابل صفحه اش میخکوب کرده است. تلویزیون سال های سال مردم را در هرگروه سنی سرگرم و اخبار و اطلاعاتی از سراسر جهان به آنها رسانده و بر روی آنها تاثیر گذاشته است.

جعبه ای پر از رمز و راز که از سیاست مداران تا ورزشکاران، از تولید کنندگان کالاهای تجاری تا علمای مذهبی به دنبال نفوذ به این جعبه جادویی برای تسخیر قلب ها و مغزهای انسان ها هستند. تلویزیونی که قادر است از انسان های عادی قهرمان، از دوستان دشمن و ازنفرت و عشق و منفعت و استعاره ها و اسطوره ها و باورها مفاهیمی دگرگونه بسازد.

نخستین فرستنده تلویزیون در ایران اولین بار در یازدهم مهر ماه ۱۳۳۷ساعت ۵ بعد از ظهر یک روز جمعه برنامه اش را پخش کرد.(۱) بسیاری فکر می کردند مجری تلویزیون هم آنها را می بیند و صدای آنها را می شنود. قهوه خانه ای در سر آسیاب دولاب نزدیک آب موتور و بستنی فروشی در خیابان غیاثی از جمله مکان هایی بودند که برای جلب مشتری در مغازه هایشان تلویزیون گذاشته و مردم دسته دسته برای تماشا صف می کشیدند، هر چند که بعضی ها به آن جعبه شیطان می گفتند. از آنجا که برای فهم تلویزیون نیاز به سواد نبود این رسانه به سرعت در کشورهای عقب مانده طرفدار پیدا کرده و نقش مهمی در زندگی آنها بازی کرد.

تاثیر تلویزیون بر روابط و جوامع انسانی تا جایی پیش رفت که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۶بیست و یکم نوامبر را به عنوان «روز جهانی تلویزیون» تعیین کرد.

 سازمان ملل متحد هدف از چنین اقدامی را تشویق کشورها  برای گسترش صلح، توسعه اجتماعی، اقتصادی و تقویت مسائل فرهنگی جامعه از طریق تلویزیون اعلام کرد و از آن روز تاکنون همه ساله هم زمان با این روز، گردهمایی روز جهانی تلویزیون در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار می شود. در این گردهمایی، صاحبان شبکه های تلویزیونی و اهالی رسانه از سراسر دنیا دور هم جمع می شوند.

 امروزه تلویزیون به عنوان یکی از ارکان اساسی در خانواده است، چرا که خانواده ها بیشتر وقتشان را در کنار این رسانه می گذرانند و به عبارتی کودکان و حتی دیگر اعضای خانواده با توجه به شرایط زندگی امروزی توسط تلویزیون تربیت می شوند. بدون شک تلویزیون به صورت تدریجی اثرات بلند مدتی بر روی نگرش و رفتار بینندگان باقی می گذارد. بر چگونگی زندگی آنها نفوذ کرده و آگاهی های جدیدی به آنها می دهد. تلویزیون دست یافتنی ترین دریچه به دنیای افراد بالغ و غیر بالغ است و می تواند بر کارکرد و روابط  خانواده تاثیر گذاشته و الگوهای رفتاری و ارزشی و هنجاری ایجاد کند.

به همین دلیل این رسانه قادر است پیام های بهینه ای در ارتباط با پیشگیری و کنترل خشونت خانگی و روابط عاطفی اعضای خانواده تولید کرده و نقش موثری در تغییر نگرش و اصلاح دیدگاه رفتار متقابل خانواده داشته باشد هر چند که باید مراقب بود تلویزیون به کانون توجه خانواده که ارتباط چهره زن و شوهر و فرزندان را کاهش می دهد تبدیل نشود.

بنابراین، تلویزیون می تواند در قالب برنامه های مختلف، نگرش های سنتی و غیرعلمی زن و شوهر را نسبت به راهبردهای تربیتی و الگوهای فرزند پروری بهبود بخشد‫. این رسانه بر نقش های جنسیتی، ویژگی های پدر سالاری، تصاویر جهت دار و نابرابر و مشکلات خانوادگی تاثیر داشته و با تولید سریال ها و برنامه ها و ارایه اطلاعات به روز موجب آگاهی اعضای خانواده از حقوق مدنی و شهروندی  می شود و یا بر عکس عمل کرده و سلامت و امنیت خانواده و زندگی موفق و به دور از خشونت را مخدوش کند‫.

امروز حاکمان و سیاست مداران و مسئولان سیاست گذاری فرهنگی بیش از بیش به تلویزیون به عتوان یکی انواع رسانه و گردش اطلاعات و جامعه پذیری اجتماعی اهمیت می دهند و مبالغ کلانی برای کنترل اذهان عمومی در آن خرج می کنند. تأثیر رسانه‌ها به ویژه تلویزیون، برمخاطبان انکارناپذیر است. ابزاری که آموزش می دهد و بر مناسبات میان نسلی فرهنگی، مهارت ها، انسجام، گسست، سلامت رفتاری، اخلاقی و روانی، ترویج احترام و تنظیم رفتاراعضای خانواده با استفاده از روش های اقناعی و تکرار اثر می گذارد و به همین دلیل شیوه طراحی برنامه ها می تواند خشونت و تحقیر و توهین و بر خوردهای سلسه مراتبی را توجیه کند و می تواند به شکلی سازماندهی شود که مروج رواداری، بردباری، تفاهم و همدلی، صمیمیت و احترام، آرامش و محیطی امن برای تک تک اعضای خانواده و تقویت روابط زوجین شود.

امسال اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اروپا (EBU) قصد دارد با همکاری سازمان ملل و دیگر نهادهای بین‌المللی همکاری ‌کند تا برنامه‌ ویژه‌ای را برای گرامی داشت روز جهانی تلویزیون ترتیب دهند و به همین مناسبت از تمام پخش‌کنندگان در کشورهای مختلف دعوت کرده تا کلیپی را که به همین مناسبت ساخته شده به روی آنتن ببرند. در این کلیپ افراد با ملیت ها و سنین مختلف نمایش داده می شوند که از طریق ابزارهای متفاوت در حال تماشای برنامه‌های متنوع تلویزیون هستند.(۲)

به گزارش “ای.بی.یو”، شبکه های تلویزیونی از سراسر اروپا ، آسیا،  کانادا، آمریکا و استرالیا برای شرکت در این طرح ابراز علاقه مندی کرده اند.

 ۱-  http://www.aftabir.com/lifestyle/view/70828/شروع-به-کار-تلویزیون-در-ایران-۱۳۳۷-ش

۲- http://isna.ir/fa/news/92082917684/همکاری-نهادهای-بین-المللی-برای-بزرگداشت-روز

 

 

آبان
۲۹
۱۳۹۳
از زندگی زنان مطلقه یا بیوه چه می دانیم؟
آبان ۲۹ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , ,
image_pdfimage_print

4304159786_4154259dd5_z

عکس: DG EMPL

 قسمت دوم – پیش قضاوت ، برچسب زدن

نوشین پیروز- روزنامه نگار

 افراد می توانند یکدیگر را تحت تاثیر قرار دهند اما هیچ انسانی نمی تواند بجز خودش ، دیگری را “عوض” کند و یا هیچ زن یا مردی نمی تواند به تنهایی باعث بوجود آمدن یک خانواده سالم باشد.

دراین قسمت، به نمونه های دیگری ازمشکلات و به پیش داوری ها، برچسب ها و قضاوت های نادرستی که درباره زنان بیوه و مطلقه در جامعه وجود دارد نگاه می کنیم.

متاسفانه زنان بیوه ویا مطلقه اغلب دچار آزار و اذیت هایی می شوند که درنتیجه باورهای غلط و یا اطلاعات محدود و ناقص اطرافیان و یا افراد جامعه است. صرف نظر از آنچه که دردرون این زنان می گذرد، آنان دربسیاری از موارد با نگاه ها، اشاره ها، نیش و کنایه، توهین و تحقیر و یا حرف های ناراحت کننده روبرو هستند. برخوردهایی که زندگی را برای این گروه از زنان سخت تر و سیاه تر می کند.

با وجود اینکه طلاق پایان دادن به یک رابطه دوطرفه میان زن و مرد است، هنوز هم عده ای درنهایت زن را مقصراصلی دانسته و اعتقاد دارند، همانطور که زن خوب باید خانه دار باشد و یا بتواند مادر خوبی شود، باید بتواند در هرشرایطی از طلاق جلوگیری کرده، با شوهر و زندگی بسازد. تفکری بسیار خطرناک وغلط که اجرای آن به جز بروز انواع خشونت های خانگی حاصل دیگری نداشته و ندارد.

مطابق آمار سازمان ثبت احوال کشور “فقط” در سال١٣٩٢:

در مقابل هر پنج ازدواج ثبت شده، یک طلاق وجود داشت. (١۵۵٣۶٩ طلاق ثبت شده )

“علی اکبر محزون “مدیرکل آمارواطلاعات سازمان ثبت احوال کشور درباره ازدواج و طلاق های ثبت شده در کشور می گوید:« فرصت ازدواج مردان بالای ۶٠ سال هفت برابر زنان بوده و میانگین سن ازدواج در تهران ( شش ماه اول سال جاری) دختران ٢۵ سال و مردان ٢٩سال بوده و همچنین براساس آمار نیمی از طلاق ها مربوط به پنج سال اول زندگی افراد است.» (٢)

به این جمعیت (اکثرا جوان) زنان، اگر تعداد زنان بیوه و یا زنانی که ازشوهر خود جدا شده اما هنوز طلاقشان رسما ثبت نشده راهم اضافه کنیم، با جمعیت بزرگی روبرو هستیم که نیروی کارو فعالیت و حق زندگی داشته، در بین ما ویا کنار ما زندگی می کنند اما عده ای از زنان و مردان، ازآنها دوری کرده و وجود آنها را در اجتماع دردسرساز می دانند.

«زنان» دوباره مجرد شده، دردسر ساز و خطرناک هستند.

بعد از جدایی یا مرگ همسر، مرد یا مجرد باقی می‌ماند یا اگر وارد رابطه‌ای با زنان شود، انگاربه نوعی پذیرفته شده و موجه به نظر می‌رسد، اما برای زن با شرایط مشابه، به ندرت پذیرفته می‌شود که رابطه‌ای با جنس مخالف خود برقرار کند. مرد “خراب” نمی شود ، اما زن “خراب” می شود. لابد علت این خرابی همان تفاوت فیزیکی زن و مرد، و یا بافت ماهیچه و قطر استخوان هاست که یکی به سرعت خراب می شود و دیگری بندرت !!

ریشه بسیاری از خشونت‌هایی که در حق زنان بیوه یا مطلقه اعمال می‌شود، در این اعتقاد نهفته است که گروهی این زنان را به شکل ویروسی خطرناک می‌بینند که هرجا وارد شوند با خود دردسر و مشکل به همراه می‌آورند. چرا که آنها یا خودشان به هر دلیل موجه یا غیر موجهی به سراغ مردان می‌روند، یا برعکس، مرد‌ها به دلایل مختلف به سراغ آن‌ها خواهند رفت و این یعنی شروع دردسر و خراب شدن.

مطلقه یا بیوه بودن یک زن، برای گروهی دلیل کافی و مسلم برخراب بودن زن، یا باعث خراب شدن زندگی مرد دیگری است.

“مژگان” مدت هفت سال است که از شوهرش جدا شده و طلاق گرفته است. اودرباره مشکلات زندگی یک زن بیوه در ایران می‌گوید:

«بعد از روبرو شدن با صحنه خیانت و هم خوابگی شوهرم با زن دیگری، درخواست طلاق کردم که بدون هیچ مخالفتی و با توافق کامل شوهر سابقم انجام شد. روزی که مُهر طلاق پای درخواستم زده شد، به دیدن معشوقه شوهرم رفتم که زمانی دوست من بود.

به او گفتم:«وقتی تورا به خانه ام راه دادم، تو ماری بودی که توی آستین خودم پرورش ‌دادم و بالاخره زهرت را ریختی و نیشت را زدی.»

بعد از طلاق، سعی کردم به زندگی خودم روندی عادی بدهم و قبول کنم که بعد از این به عنوان یک فرد مجرد زندگی خواهم کرد. درست شش ماه بعد از طلاق بود که فهمیدم من دیگر هرگز “مجرد ” نخواهم شد و تا آخر عمر با مارک یک زن “مطلقه ” باقی خواهم ماند. مجرد‌ها زیر پوشش دَم بخت بودن، راحت‌تر در جامعه و خانواده‌ها قبول می‌شوند. همه سعی می‌کنند، برای جلوگیری از دردسرهای احتمالی، به اصطلاح، زود‌تر دستشان را بند کرده، و برای آن‌ها زوجی مناسب پیدا کنند. مردم – درست مثل خودم – آنها را راحت در خانه می پذیرند و دعوت می کنند. اما زن بی‌شوهر، یعنی زنی که هیچ مشکلی در برقراری رابطه جنسی ندارد. قبلا شوهر داشته، و به هردلیلی که خود یک «عیب و ایرادی در یک جای کار محسوب می‌شود» در حال حاضر بی شوهر شده ، کمبود دارد یا بدبخت شده، عقده هم دارد.

مردم زنانی مثل من را، به شکل “دزد مرد” یا برهم زننده زندگی خود می بینند. تقریبا همه مراقب هستند ، جایی که مردی حضور دارد، امثال من حضور نداشته باشند، و این بسیار آزاردهنده و سخت است.

طلاق گرفتن من نه تنها از طرف اطرافیان و دوستانم حمایت نشد، بلکه بد‌تر، به نوعی مرا طرد کرده‌اند و بنا به تجربه شخصی خودم، به آن‌ها حق می‌دم. آنها با مجردها معاشرت می کنند اما با طلاق گرفته ها نه.»

 «از هفت دولت آزاد»

بعضی عقیده دارند، زن مطلقه / بیوه، که «از هفت دولت آزاد» است، از این باصطلاح ” آزادی ” خود سواستفاده کرده و از شوهر، پدر، برادر و پسر دیگر زنان استفاده مالی، جنسی وعاطفی ببرد.

در اینجا “مرد” هویت خود را به عنوان یک انسان از دست می دهد ، ومثل یک جسم و کالا “مالکیت ” و انحصار دارد. همانطور که کسی نباید بی اجازه از “اموال” دیگران استفاده کند، نباید زنی ، از “مردان ” دیگران هم استفاده و نفع ببرد. شعار آنها این است:«این مرد صاحب دارد!»

اغلب کسانی که به دیگران چنین نسبتی می‌دهند، خودشان را مامورو مسئول ” امر به معروف و نهی از منکر” می‌دانند، و مراقب خود و همه اطرافیان و دوستان هستند و به همه امرو نهی می‌کنند که چگونه باید با احتیاط باشند. به  این زنان دستورهم می دهند و یا توصیه می کنند که رفتار آنها چطور باید باشد، چگونه لباس بپوشد یا درکدام مجلس اصلا حضور نداشته باشد.

آن‌ها عقیده دارند، “مردان قربانی خواهند شد “، پس آنها موظف هستند، از مردان در برابر چنین زنانی که بیشتر از ظاهرشان، آزادی آنها اغواگر است، محافظت کنند.

زن مطلقه یا بیوه ، تقریبا هیچ شانسی دربرابر نگاه بدبین و شکاک این گروه ندارد. هر قدم، لبخند، نگاه را ممکن است آنها از صافی و منطق خود عبوردهند و آن را طوری تعبییر و تفسیر کنند که قصد، سواستفاده است.

«شوهر رفت؟ پس من هم از دنیا می روم!»

بعضی از زنان بیوه و یا مطلقه، از طرف خانواده و اطرافیان طرد می‌شوند، یا هنوز از مشکل قبلی خلاصی پیدا نکرده، می‌خواهند آن‌ها را به زور وارد رابطه جدیدی کنند. با ترحم‌های نابجا اعصابشان را چنان بهم می‌ریزند، که خودشان زود‌تر دست به کار شده، خود رابا خاطرات بد و خوب زندگی مشترک گذشته، زنده به گور می کنند.

آنها از ترس پیش قضاوت، برچسب و اُنگ‌های اجتماع، تهمت‌ها، نگاه‌های پر معنی زنان و مردان، تحقیر و تهدید، خودشان را درخانه حبس می‌کنند. نه جایی می‌روند، نه با کسی معاشرت دارند. بعضی از آن‌ها به یک آیین و یا مذهب، به شکل بیمار گونه وابسته می‌شوند، یا به مواد مخدر یا الکل معتاد می شوند.

“رویا ” نمونه‌ای از آنهاست. او درباره تصمیم اش بعد از مرگ شوهرش می‌گوید:

«بعد از مرگ شوهرم در تصادف رانندگی، هنوز به یک سال نرسیده برایم خواستگار می‌فرستادند و دلیلشان هم این بود که «تو بَرو رو داری و جوانی، بهتره زود‌تر سروسامان بگیری.»

گفتم : نمی‌خواهم، نمی‌توانم. خانواده‌ام قبول کردند.

اما پدر و برادرم تقریبا نمی‌گذاشتند من حتی برای باز کردن در به حیاط بروم. انگار من قاتل شوهرم بودم که خانواده‌ام باید مرا مخفی کنند.

گفتم: جدا زندگی کنم.

گفتند: فراموش کن. فقط زن خراب و تن فروش در این شهر تنها زندگی می‌کند.

گفتم: سر کار بروم.

گفتند: چرا؟ مگه ما مرده‌ایم؟ مگه به پول نیازداری؟ یا شوهرکن، یا همین جا تو خونه بمون. قدمت سرچشم!

بعد از یک سال، دلم می‌خواست از خانه، از این چهاردیواری پا بیرون بگذارم. اما کجا؟ تنها جایی که برای رفتن جلف و سبک نبود جلسه قرآن بود. می‌توانستم در روضه‌ها با خیال راحت گریه کنم، سبک‌تر شوم و به خانه برگردم. خیال همه هم در از اینکه با آبرویشان بازی نمی‌شود، راحت بود. روزهاست که من کاری ندارم به جز جلسه قرآن و روضه و ختم انعام رفتن. دیدم اینطوری هم خودم آرامش دارم، هم خانواده‌ام.»

«شکارچی مرد»

اما نه فقط در ایران، بلکه درسراسر دنیا، زنانی هستند که از بیوه ویا مطلقه بودن خود “سوءاستفاده ” کرده و از وضعیت خود به عنوان یک ابزار برای پیشبرد اهدافشان استفاده می کنند. دخترانی که با نقشه قبلی ازدواج می‌کنند که طلاق بگیرند، قبلا فکر همه چیز را کرده‌اند.

بسیاری از دختران به خاطر هرچیزی، به جز تشکیل زندگی و خانواده، ازدواج می‌کنند.

دلیل آن‌ها برای ازدواج می‌تواند: فرار از شرایط زندگی در خانه والدین، فرار از شهر و یا کشور محل سکونت، به امید آزادی و استقلال بیشتر، به دنبال ثروت و شهرت و یا عنوان باشد.

منطق آن‌ها برای انتخاب این راه و روش زندگی این است که «خوب بود که چه بهتر، بد بود، طلاق می‌گیرم.»

متاسفانه این گروه بعد از طلاق، در ادامه نقشه از پیش ترسیم شده برای زندگی خودشان، بعد از شوهر یا قربانی اول، بسیار حرفه‌ای‌تر و مجهز‌تر از قبل در جامعه به دنبال صید و یا قربانی‌های بعدی هستند. آن‌ها دنبال، رابطه‌های جنسی متنوع، حامی مالی و … هستند. اغلب زیبا و خوش لباس و خوش برخورد و جذاب هستند و بسیار حرفه‌ای عمل کرده، شکار جدید خود را با مهارت به دام می‌اندازند.

این گروه که باعث آسیب و آزار و صدمات بسیار زیادی می‌شوند، اغلب خودشان، قربانی انواع خشونت‌های خانگی و یا اجتماعی شده اند و به دنبال تلافی و انتقام بیمارگونه‌ای از هرآنچه نداشته‌اند و یا از آن‌ها دریغ شده از دیگران هستند.

قربانی اینجا مردانی هستند که به دام افتاده، درآخر در این رابطه اشتباه ، پول و عشق و محبت گاهی آبرو و خانواده و یا موقعیت شغلی خودر را به خطر انداخته یا از دست می‌دهند. این مردان برای ساکت نگه داشتن این زنان، مجبورهستند عملا انواع مختلف حق السکوت را به خانم حقه باز بدهند.

“محمد” می گوید:« وقتی به عنوان منشی جدید شرکت آمد، چهره اش آنقدر مظلوم و بی پناه به نظر می رسید که اگر دوباره زمان به عقب برگرده، احتمال می دهم بازم گول خورده، همان اشتباه را تکرار می کردم.

گفت که شوهرش به او خیانت کرده، تازه طلاق گرفته و به کار نیاز دارد. با وجود بی تجربه بودنش و داشتن انتخاب های بهتر، متاسفانه کار را به او دادم. او انسان نبود، جادوگر بود. ماه اول آنقدر با محبت، خوش برخورد، مهربان و مشتاق کار بود که روز به روز از او بیشتر خوشم آمد. تا بالاخره وقتی دیدم هرمردی که اورا می بیند جذب او شده، و از من به عنوان کارفرما از وضعیت تاهل او می پرسد، به او پیشنهاد معاشرت به قصد آشنایی بیشتر و ازدواج دادم.

با فیلم و اطوار واجرای چه نمایشی، مثلا به زور و اصرار من ” بالاخره ” رضایت داد وقبول کرد ازدواج کنیم. او از زندگی قبل خود یک آپارتمان، با وسایل و ماشین داشت . با عنوان آنکه آنها یادگار گذشته هستند و نمی خواهد آنها را ببیند ،در دوران به اصطلاح نامزدی تا عروسی ، با پول من ، به اسم ایشان همه را تعویض و همه چیز را نو کردیم. خانه و وسایلی که من فقط سه ماه در مجموع از آنها استفاده و در آن خانه زندگی کردم.

درست نمی دانم از کی نقاب از چهره بیمار خود برداشت. فکر می کردم، برویم خانه خودمان همه چیز درست می شود. فکر می کردم، به خاطر تجربه قبلی بدی که داشته ترسیده و بهانه می گیرد، فکر می کردم بهتر می شود، درست می شود، اما زندگی را چنان به کام من زهر کرد و کاری با آبرو حیثیت من و خانواده ام کرد که در پایان ماه سوم زندگی مشترک از او جدا شده و تقاضای طلاق کردم.

بزرگترین اشتباهم این بود که به علت جدایی از شوهر اولش حتی شک هم نکردم. اما بعد از طلاق، وقتی از طریق دوستی فهمیدم سراغ مرد جوان با موقعیت مالی خوبی رفته و عین داستان آشنایی خودمان را برای اونمایش بازی کرده، سراغ آن مرد رفتم و همه چیز را برایش گفتم.

طبیعی است که ایشان حرف مرا باور نکرد. اما من پیش وجدان خودم آسوده بودم که سکوت نکردم و هشدار داده ام. از طریق همان دوست با خبر شدم، ظاهرا مرد جوان وقتی جریان ملاقات مرا برای زن سابقم تعریف کرده، چند هفته بعد، از آن شرکت استعفا داده ورفته است. فکر کنم، برای بزرگ کردن خانه اش دنبال شکار تازه ای باشد. خدا نصیبتان نکند! »

پایان قسمت دوم

منابع:

) ١ ( سازمان ثبت احوال – ازدواج و طلاق های ثبت شده و نسبت ازدواج به طلاق سال ١٣٩٢

https://www.sabteahval.ir/default.aspx?tabid=4821

(٢) خبرگزاری جمهوی اسلامی – ۱۳۹۳/۰۷/۳۰ – « فرصت ازدواج مردان بالای ۶۰ سال هفت برابر زنان است»

http://www.irna.ir/fa/News/81358817

آبان
۲۸
۱۳۹۳
روز جهانی کودک را با یک فعالیت جشن بگیریم
آبان ۲۸ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

3767729028_6278b420ea_zعکس: epSos .de

فیروزه فروزانفر – روزنامه نگار

” تنها با اختصاص پنج دلار برای هر کودک می توان جان ۹۰ درصد از کودکانی را که سالانه می میرند نجات داد. اختصاص تنها شش هفته بودجه تسلیحاتی جهان برای بهبود و نجات زندگی کودکان جهان سوم کافی استاین قسمتی ازاولین  پیام یونیسف در روز ۸ اکتبر سال ۱۹۵۳ است .” 

جنگ جهانی دوم تمام شد و«انجمن بین‌المللی ویژه کودکان سازمان ملل» در سال ۱۹۴۶ به منظور حمایت از کودکان شکل گرفت. بعدها درسال ۱۹۵۳ سازمانی به نام یونیسف به شکل یکی از بخش های دائمی در سازمان ملل شروع به فعالیت کرد و پس از آن مجمع عمومی سازمان ملل ۲۰ نوامبر را روز جهانی کودک اعلام کرد. مجمع عمومی به منظور حمایت از حقوق کودکان  در سال ۱۹۵۹ اعلامیه حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ کنوانسیون حقوق کودک را تصویب کرد.

در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک آمده استکودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی ، محبت و تفاهم بزرگ شوداما  کودک چه کسی است ؟ 

منظور از کودک بنا برآنچه در ماده یک کنوانسیون حقوق کودک تعریف شده انسانی است که سنش زیر ۱۸ سال باشد . کودک طبق تعریف این کنوانسیون به لحاظ رشد فیزیکی و ذهنی نیازمند حقوق ویژه ای است که پیش و پس از تولد شامل آن می شود و نیازمند مراقبت های خاص است،  و ما امسال  درحالی روز جهانی کودک را گرامی می داریم که همچنان بسیاری از کودکان جهان از جمله کودکان ایران از حقوق اولیه خویش محروم هستند . در کودکی کار می کنند و تحت فشار خشونت جسمی و جنسی و روحی قرار دارند . تعداد زیادی از آنها  از دسترسی به تفریح و بهداشت و آموزش و نیازهای اولیه محروم هستند . قربانی جنگ و ترس و تجارت می شوند و مورد سو استفاده جنسی قرار می گیرند . هنوز بسیاری از کودکان درجهان و ایران با وجود تمام قوانین و معاهدات و پیمان نامه های بین المللی در آرزوی زندگی بدون ترس و فقر و گشنگی قرار دارند

سپری کردن شعاری  این روز بدون توجه به اولویت مصلحت کودکان بر دیگر مشکلاتی که جهان کنونی با آن درگیر است نه تنها ما را دچار سطحی نگری کرده بلکه از محیط پیرامون ما  دنیایی شیشه ای می سازد که با هر تلنگری بر سر بشریت خرد و بشریت را با انحطاط روبرو خواهد کرد.

بر اساس پیمان نامه حقوق کودک، همه کودکان حق دارند زندگی کنند و به بهترین شکلی که می توانند رشد کنند. این وظیفه بر عهده دولت ها گذاشته شده که امکانات برابر برای همه کودکان فراهم کنند تا بتوانند توانایی های خود را پرورش دهند و مهمترآنکه در حمایت قانون قرار داشته باشند.

پس به همین  مناسبت تک تک ما و هر فردی که قلبش برای کودکان می تپد می تواند از شعار و بیانیه خارج شده و در حوزه خصوصی و عمومی ، از خانه تا مدرسه ، دانشگاه تا محل کار فعالیت های را فردی و گروهی را سامان دهد.

در مدرسه و هر موسسه ای که فعالیت می کنید می توانید نشستی برای والدین یا معلمان برگزار کنید و درباره مفاد اعلامیه حقوق کودک با آنها گفت و گو کنید

می توانید بروشورهای آموزشی به زبان ساده درست کرده و آن را بین دانش آموزان پخش کنید یا از آنها بخواهید درباره حقوق خود نقاشی بکشند . نمایشگاه و روزنامه دیواری درست کرده و یا نمایش نامه بازی کنند.

می توانید از پدر و مادرها بخواهید برنامه های مشترکی با فرزندان خود اجرا کنند و درباره آرزوهای خود حرف بزنند.

می توانید در محل کار خود فعالیت های برای روز جهانی کودک آماده کنید و یا جشنی ترتیب داده و مسابقات مختلف با هدف آموزش و اطلاع رسانی برگزار کنید.

می توانید با همسایه ها ، دوستان و فامیل  فعالیت هایی در اطراف خانه و اتوبوس و پارک و مسجد انجام دهیم ومثلا  با پخش هر بسته شکلات یک پیام آموزشی بدهیم

خلاصه آنکه هر کدام از ما در هر موقعیت و شغل و نقش اجتماعی که هستیم می توانیم یک بازیگر خوب برای بهبود وضعیت کودکان باشیم

طرح مسئله خود یک پیشرفت بزرگ است. جلب افکار عمومی یک گام تعیین کننده است پس از همین امروز روز جهانی کودک را با یک فعالیت جشن بگیریم تا  همه با هم به استقبالی جهانی امن برای کودکان برویم.

در چنین روزی با کودکان مهربان باشیم.

آبان
۲۶
۱۳۹۳
مدیریت خشم
آبان ۲۶ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , , , ,
image_pdfimage_print

3554444952_3a68d3fcf6_b

عکس: Tomer Arazy

نوشته: دکتر جین سگال (Jeanne Segal) و کارشناس ارشد ملیندا اسمیت (Melinda Smith)

ترجمه: اهورا افشار

راهکارها و شیوه‌های کنترل خشم و عصبانیت

آیا به آسانی عصبانی و درگیر دعوا و کشمکش می‌شوید؟ خشم یک احساس عادی و طبیعی است ولی وقتی به طور مزمن و غیرقابل کنترل بروز می‌کند، می‌تواند نتایج منفی بسیاری را برای سلامتی، وضعیت روحی و اطرافیان شما به دنبال داشته باشد.

با بینش بهتر در مورد علل واقعی عصبانیت و نیز استفاده از راهکارهای مدیریت عصانیت، می‌توانید یاد بگیرید که به احساس خشم خود اجازه ندهید که کنترل زندگی شما را به دست بگیرد.

درک عصبانیت

احساس خشم به خودی خود نه خوب است و نه بد. کاملاً طبیعی است که وقتی با شما بد رفتاری می‌شود عصبانی شوید. خودِ احساس عصبانیت مشکل نیست. مشکل عکس العمل شما است وقتی عصبانی می‌شوید. عصبانیت زمانی به مشکل تبدیل می‌شود که به شما یا اطرافیان تان ضرر بزند.

اگر به آسانی عصبانی می‌شوید، شاید فکر کنید که نمی‌توانید خشم خود را کنترل کنید. ولی از آنچه فکر می‌کنید بیشتر توانایی دارید که عصبانیت خود را کنترل کنید. می‌توانید یاد بگیرید که احساسات خود را بدون آزار و اذیت دیگران ابراز کنید. وقتی چنین عمل کنید، نه تنها احساس بهتری خواهید داشت، بلکه بهتر از خودتان نیز مراقبت می کنید. مدیریت عصبانیت احتیاج به تمرین دارد ولی هر چه بیشتر تمرین کنید آسان‌تر می‌شود. همچنان که یاد می‌گیرید عصبانیت خود را کنترل کنید، روابط بهتری یا دیگران برقرار خواهید کرد و زندگی سالم تر و رضایت مندتری خواهید داشت.

 باورهای درست و نادرست درباره عصبانیت

باور نادرست: نمی‌توانم جلوی عصبانیتم را بگیرم. بهتر است که ابرازش کنم که فرو بنشیند.

واقعیت: درست است که نادیده گرفتن عصانیت رفتار سالمی نیست، ولی ابرازش هم برتری بر آن ندارد. در واقع، طغیان و داد و بیداد، عصبانیت را تشدید می‌کنند.

باور نادرست: عصبانیت، پرخاشگری و تهدید دیگران کمک می‌کنند اطرافیان به من احترام بگذارند و راحت‌تر به آنچه می‌‌خواهم دست بیابم.

واقعیت: قدرت از راه قلدری به دست نمی‌آید. مردم شاید از شما بترسند ولی اگر نتوانید خشم خود را کنترل کنید، احترامی هم برایتان قائل نخواند شد. اگر با دیگران با آرامش و احترام رفتار کنید، آنها هم بیشتر برای شما احترام قائل خواهد شد، به حرفتان گوش خواهند داد و به نیازهایتان رسیدگی خواهند کرد.

باور نادرست: کاری از دستم بر نمی‌آید. خشم را نمی‌توان کنترل کرد.

واقعیت:  اگرچه شاید نتوانید شرایط و موقعیت را کنترل کنید ولی ابراز احساسات شما در دست خودتان است. می‌توانید خشم خود را بدون آزار لفظی و فیزیکی ابراز کنید. حتی اگر کسی عمداً خشم شما را برمی‌انگیزد، هیشه حق انتخاب واکنش با شماست.

باور نادرست: مدیریت عصبانیت یعنی یادگرفتن فرو خوردن خشم.

واقعیت: نمی‌توانید توقع داشته باشید که هرگز عصبانی نشوید. خشم یک حس طبیعی است و هر چقدر تلاش کنید آن را فرو بنشانید، به هر حال ظاهر خواهد شد. مدیریت عصبانیت یعنی آگاه شدن از اینکه علت اصلی حس خشم چیست، چه احساسات و نیازهایی وجود دارند. می‌بایست یاد بگیرید چگونه احساس ناراحتی‌تان را بیان کنید. هدف، بیشتر ابراز حس عصبانیت به طور سازنده است تا فرو نشاندن آن.

 چرا مدیریت عصبانیت مهم است

شاید شما فکر کنید که ابزار عصبانیت رفتاری سالم است و اطرافیانتان بیش از حد حساس هستند، احساس خشم شما قابل توجیه است و یا اینکه برای جلب احترام دیگران، بروز عصبانیت الزامی است. ولی واقعیت این است که خشم به احتمال زیاد به روابط، قضاوت ها، موفقیت های شما و اطرافیانتان ضرر می‌زند و باعث می‌شود آنها نسبت به شما دید منفی داشته باشند.

  • خشم غیرقابل کنترل برای سلامت جسمی مضر است. دائماً استرس و اضطراب داشتن برای سلامتی زیان دارد. خشمِ مزمن احتمال بیماری قلبی، دیابت، کلسترول خون بالا، تضعیف دستگاه ایمنی، بی خوابی و فشار خون بالا را بیشتر می‌کند.
  • خشم غیرقابل کنترل برای سلامت روان نیز مضر است. خشمِ مزمن انرژی روانی بسیاری را مصرف کرده و طرز فکر را تخریب می کند، تمرکز کردن را مشکل و باعث می‌شود نتوانید از زندگی خود لذت ببرید. همچنین خشم مزمن به استرس، افسردگی و دیگر مشکلات روانی می‌انجامد.
  • خشم غیرقابل کنترل برای پیشرفت شما در محیط کار مضر است. انتقاد سازنده، اختلافات بر سر بارش فکری و مباحث خلاق و مناظره محترمانه همگی رفتارهای سالمی هستند. ولی داد زدن و عصبانی شدن موجب عدم همدردی همکاران، رئیسان و مشتریان می‌شود به نحوی که احترام آنان نسبت به شما کاهش می‌یابد. به علاوه، شهرت بد همیشه همراه شما خواهد بود و پیشرفت شما را سخت و سخت‌تر می‌کند.
  • خشم غیرقابل کنترل برای روابط شما با اطرافیان مضر است. در رابطه با دیگران، عصبانیت زخم‌های ماندنی به جای می‌گذارد، مخصوصاً در میان کسانی که از همه بیشتر دوستشان دارید. عصبانیت دوستی و روابط کاری را مکدر می‌کند. خشم مزمن باعث می‌شود که اطرافیان اعتمادشان را به شما به تدریج از دست بدهند و دیگر نتوانند با شما «رک و پوست‌کنده» حرف بزنند یا اینکه احساس راحتی کنند، چرا که نمی‌دانند چه چیزی ممکن است باعث شود که «آمپرتان بالا برود». نمی‌دانند وقتی «منفجر» شدید به چه کاری دست خواهید زد. چنین خشم انفجاری مخصوصاً به کودکان آسیب می‌رساند.

راهکار اول مدیریت عصبانیت: سعی کنید بفهمید که علت واقعی خشم شما چیست.

اگر با خشم غیرقابل کنترل دست و پنجه نرم می‌کنید شاید از خود بپرسید که چرا به آسانی «آتیشی» می‌شوید. مشکلات عصبانیت اغلب از آنچه در کودکی یاد گرفته‌اید سرچشمه می‌گیرند. اگر در خانواده شاهد آن بوده‌اید که کسی داد و فریاد کند، دیگران را بزند یا چیزی پرت کند، شاید فکر کنید که روش ابراز خشم همین است. وقایع تکان‌دهنده و آسیب‌رسان و نیز تجربه‌های بسیار منفی که موجب استرس زیاد می‌شوند هم احتمال گرایش شما را به عصبانیتِ شدید بیشتر می‌کند.

خشم معمولاً مثل پرده‌ای است که احساسات دیگر را پنهان می‌کند.

برای رسیدگی به نیازهایتان و اینکه خشمتان را به شکل مناسب ابراز کنید لازم است بدانید که در واقع چه احساسی دارید. آیا واقعاً خمشگین هستید یا اینکه عصبانیت مثل پرده‌ای روی احساسات دیگری را گرفته است؟ احساساتی از قبیل خجالت‌زدگی، ناامنی، شرم، آسیب پذیری و یا رنجش از کسی.

اگر در واکنش به مسائل متعدد و مختلفی عصبانی می‌شوید، به احتمال زیاد احساس عصبانیت مثل نقاب روی چهره احساسات واقعی‌تان را گرفته است، مخصوصاً اگر در خانواده‌ای بزرگ شده‌اید که ابراز احساسات مختلف در آن ممکن و یا مجاز نبوده است. در نتیجه به عنوان یک بزرگسال درک احساسی به غیر از خشم برایتان مشکل است.

نشانه‌های اینکه زیر خشم، احساسات دیگری نهفته است:

  • اگر نمی‌توانید از موضع خود کوتاه بیایید. آیا درک نقطه نظر دیگران برایتان مشکل است و نمی‌توانید از هیچ یک از خواسته‌هایتان صرف نظر کنید؟ اگر در خانواده‌ای بزرگ شده‌اید که مشکل عصبانیت را از نزدیک تجربه کرده‌اید، شاید شاهد آن بوده باشید که فرد عصبانی معمولاً موفق می‌شود که با دعوا و جنجال دیگران را مجبور کند که طبق خواسته وی عمل کنند. بنابراین، شاید «کوتاه آمدن» یادآور احساسات آسیب پذیری و شکست باشد.
  • اگر ابزار احساسات به غیر از خشم برایتان مشکل است. آیا به سرسختی و یا کنترل دیگران افتخار می‌کنید؟ آیا فکر می‌کنید احساساتی از قبیل ترس، گناه و یا شرم را تجربه نمی‌کنید؟ همه مردم این احساسات را دارند و اگر شما ندارید، شاید عصبانی می‌شوید برای اینکه این احساسات را قایم کنید.
  • آیا فکر می‌کنید که اظهار نظرات و افکار مختلف یعنی زیر سئوال بردن شخصیت شما؟ آیا نقطه نظرهای متفاوت برای شما موجب مشکل و چالش شخصی می‌شوند؟ آیا فکر می‌کنید که همیشه حق با شماست و اگر کسی مخالفت کرد عصبانی می‌شوید؟ اگر نیازمند آن هستید که همیشه دیگران را کنترل کنید و ضمیر نفس‌تان به آسانی جریحه‌دار می‌شود، شاید فکر کنید که اختلاف نظر یعنی حمله به اعتبار و تسلط شما. در حالی که اختلاف نظر فقط یعنی داشتن عقاید و دیدگاه دیگر نسبت به یک موضوع.

اگر با احساسات مختلف مشکل دارید، احساس انزوا می‌کنید و یا به همه چیز یک جور واکنش نشان می‌دهید، شاید وقت آن باشد که با احساسات دیگر خود آشنا شوید. آگاهی از احساسات خویش شاید کلید درک خویشتن و موفقیت در زندگی باشد. بدون توانایی شناخت، مدیریت و لمس طیف گسترده‌ای از احساسات و عواطف انسان، ناگریز دچار سردرگمی، تنهایی و عدم اعتماد به نفس می‌شوید.

برخی از ویژگی‌های خشم:

  • وقتی دچار استرس هستید و یا احساس خستگی، گرسنگی یا دیگر مشکلات جسمی می‌کنید، بیشتر عصبانی می‌شوید.
  • در اکثریت قریب به اتفاق موارد، دلایل عصبانیت شما با آنچه فکر می‌کنید فرق دارد.
  • وقتی در دوران کودکی به نیازهایتان رسیدگی نشده است، عصبانی می‌شوید.
  • وقتی صفتی در دیگران می‌بینید که در خودتان وجود دارد و آن را نمی‌توانید در خودتان تحمل کنید، عصبانی می‌شوید.
  • زیر حس خشم‌ کنونی معمولاً دل‌شکستگی‌ها، ناامیدی ها، ضربه‌های روحی پیشین و وقایع دیگری در گذشته قرار دارد که موجت عصبانیت شما می‌شود.
  • گاهی عصبانی می‌شوید برای اینکه در دوران کودکی از کسی رنجیده‌اید.
  • گاهی عصبانی می‌شوید برای اینکه مسئله‌ای شما را به یاد حادثه تلخی در گذشته می‌آورد که هنوز در ذهنتان مشکل آفرین است.
  • گاهی احساس خشم شدیدی می‌کنید برای اینکه در شرایطی قرار دارید که شما را یاد احساسات و یا وقایع دیگری در گذشته می‌اندازند.

راهکار دوم مدیریت عصبانیت: از نشانه‌های عصبانیت و اینکه چه وقایعی خشم شما را برمی‌انگیزد، آگاه شوید.

شاید فکر کنید که ناگهان و بدون اخطار عصبانی می‌شوید در حالی که در واقع نشانه‌های جسمی خشم به بدن شما اخطار می‌دهد که عصبانیت در راه است. عصبانیت واکنش طبیعی فیزیکی است. واکنش جنگ و گریز سیستم عصبی را فعال می‌کند و هر چه عصبانی‌تر شوید بدنتان فعال‌تر می‌شود. آگاهی از نشانه‌های جسمی عصبانیت به شما کمک می‌کند که در راه مدیریت خشم خود قبل از اینکه از کنترل خارج شود، قدم بردارید.

به نشانه‌های جسمی عصبانیت دقت کنید:

  • احساس دل پیچه
  • گره کردن مشت یا به هم فشردن فک
  • احساس گر گرفتن یا عرق کردن
  • تنفس سریع‌تر
  • سر درد
  • راه رفتن یا دور زدن دور اتاق
  • «آتشی شدن ( گرگرفتن)»
  • نداشتن امکان تمرکز
  • ضربان شدید قلب
  • احساس «خشکی» در شانه‌ها

شناسایی طرز فکری که شما را عصبانی می‌کند

شاید فکر کنید که عوامل خارجی است که شما را عصبانی می‌کند، مثل رفتار بی‌ملاحظه دیگران یا شرایط مشکل. ولی مشکل خشم بیشتر با تعبیر شما از آنچه اتفاق افتاده رابطه دارد تا با خود وقایع. طرز فکرهای منفی که موجب عصبانیت می‌شوند شامل موارد زیر هستند:

  • کلیّت بخشیدن بیش از حد (overgeneralizing): «تو همیشه حرف را قطع می‌کنی. تو هیچ وقت به فکر من نیستی. هیچ کس برای من احترامی قائل نیست. من هرگز به آنچه لایقش هستم دست نمی‌یابم.»
  • «گیر دادن» به بایدها و نبایدها. عدم انعطاف پذیری در مورد اینکه همه چیز باید اینطور یا آنطور باشد در حالی که در واقعیت شرایط موجود مستلزم برخورد دیگری می‌باشد.
  • «خواندن ذهن دیگران» و نتیجه گیری اشتباه و نابهنگام و فرض کردن که «می‌دانید» دیگری چه فکر می‌کند و چه احساسی دارد – مثلاً اینکه دیگری عمداً طوری رفتار می‌کند که شما عصبانی شوید، خواسته‌های شما را نادیده می‌گیرد یا اینکه به شما بی‌احترامی می‌کند.
  • به یاد داشتن و در ذهن انبار کردن تمام اتفاق‌هایی که شما را ناراحت می‌کند به طوری که با یک واقعه کوچک «دیگر نمی‌توانید تحمل کنید.» دنبال بهانه گشتن و جستجوی وقایع منفی و در عین حال نادیده گرفتن وقایع مثبت. جمع آوری مجموعه‌ای از وقایع بد تا وقتی از عصبانیت منفجر شوید. معمولاً در این حال، اتفاقی که موجب خشم شما می‌شود مسئله ناچیزی است.
  • دیگران را مقصر دانستن. وقتی اتفاق بدی می‌افتد، همیشه تقصیر دیگری است. شما به جای احساس مسئولیت برای رفتار خود و وقایع تحت تاثیر شما، دیگران را مقصر حوادث نامطلوب می‌دانید.

 از افراد، مکان‌ها و شرایطی که عصبانی‌تان می‌کنند پرهیز کنید.

شرایط استرس دار نمی‌توانند عصبانیت شما را توجیه کنند و عذرش را بخواهند. ولی اگر از این شرایط آگاهی دارید، می‌توانید آسان‌تر کنترل محیط و در نتیجه رفتار خود را در دست بگیرید و از خشم غیرضروری دوری کنید. به روال عادی و روزمره خود فکر کنید و فعالیت‌ها، زمان‌ها، افراد، مکان‌ها و یا شرایطی که شما را ناراحت می‌کنند شناسایی کنید. مثلاً شاید هر بار با دوستان مشروب الکلی می‌نوشید، درگیر دعوا می‌‌شوید. یا اینکه در زمان رفت و آمد به محل کار اینقدر ترافیک سنگین است که دیوانه‌تان می‌کند. راه‌هایی پیدا کنید که یا از این شرایط دوری کنید یا اینکه طرز برخورد خود را عوض کنید که دیگر «خون‌تان را به جوش نیاورد».

 راهکار سوم مدیریت عصبانیت: راه‌هایی پیدا کنید که شما را آرام می‌کند.

وقتی نشانه‌های اخطاری را شناختید، می‌توانید به سرعت برای مهار عصبانیت‌تان وارد عمل شوید، قبل از اینکه از کنترل خارج شود. روش های متعددی برای آرام شدن وجود دارد که کمک می‌کند خشمتان را کنترل کنید.

روش های سریع آرام شدن:

  • روی احساسات جسمی نشأت گرفته از خشم، تمرکز کنید. شاید این برعکس آنچه منطقی به نظر بیاید باشد. ولی توجه به احساسات جسمیِ در بدن، از شدت حس روانی آن می‌کاهد.
  • تنفس عمیق. تنفس آهسته و عمیق از تنش جلوگیری می‌کند. رمز کار تنفس با دیافگرام است به طوری که تا جای ممکن اکسیژن بیشتر به شش‌ها برسد.
  • ورزش و نرمش. حتی راه رفتن سریع تا سر خیابان و برگشتن هم مفید است. این کار انرژی ذخیره شده را آزاد می‌کند که بتوانید با آرامش به وضعیت موجود بپردازید.
  • از دیگر احساسات استفاده کنید. به کار گرفتن حس بینایی، شنوایی، بویایی چشایی و لامسه بدن را آرام می‌کند. می‌توانید به موسیقی مورد علاقه‌تان گوش کنید یا فرض کنید در مکان مورد علاقه تان هستید.
  • اعضای بدنتان را که «خشک» شده‌اند ورزش دهید. مثلاً شانه‌هایتان را با حرکت دورانی بالا پایین ببرید یا سر و گردن‌تان را به آرامی ماساژ دهید.
  • به آرامی تا ١٠ بشمرید. تمرکز روی اعداد اجازه می‌دهد که منطق شما بر احساسات روانی غلبه کند. اگر وقتی تا ١٠ شمردید هنوز هم بسیار عصبانی بودید، دوباره بشمرید.

 تاثیر و اهمیت واقعی یک اتفاق را به خود یادآوری کنید.

وقتی احساس می‌کنید در حال عصبانی شدن هستید، یک لحظه صبر کنید و موقعیت موجود را بررسی کنید. از خود بپرسید:

  • آیا در زندگی من، این اتفاق واقعاً از اهمیت بسیاری برخوردار است؟
  • آیا واقعاً ارزش عصبانی شدن را دارد؟
  • آیا ارزش این را دارد که بقیه روزم را خراب کند؟
  • آیا واکنش من مناسب و به جا است؟
  • آیا از دست من کاری برمی‌آید؟
  • آیا وقت واکنش نشان دادن را دارم؟

 راهکار چهارم مدیریت عصبانیت: راه‌های سالم‌تری برای ابراز خشم خود پیدا کنید.

اگر به این نتیجه رسیدید که موقعیتی ارزش عصبانی شدن را دارد و برای بهبود مسئله کاری از شما ساخته است، قدم بعدی ابراز خشم به طور سالم و مناسب است. اگر در رسیدگی به موضوع با دیگران با احترام برخورد کنید و راه سازنده‌ای برای حل مشکل پیدا کنید، خشم می‌تواند انگیزه خوبی برای فعالیت و بهبود وضعیت باشد.

 با دقت دلیل واقعی عصبانیت‌تان را پیدا کنید.

آیا تا کنون سر یک مسئله جزئی و بی‌اهمیت با کسی دعوا کرده‌اید؟ مسائل ناچیز می‌توانند به دعواهای بزرگ تبدیل شوند. مثلاً کسی یادش رفته که غذا را در یخچال بگذارد یا اینکه فردی ١٠ دقیقه دیر کرده است. ولی معمولاً دلیل واقعی عصبانیت چیز دیگری است. اگر حس می‌کنید که تنش در بدنتان بالا می‌رود، از خودتان بپرسید: «من در واقع از چه چیزی ناراحت هستم؟ چه چیزی مرا خشمگین کرده است؟». پیدا کردن علت اصلی رنجش به شما کمک خواهد کرد که بهتر با دیگران رابطه برقرار کنید، کار سازنده‌ای بکنید و راه حلی ارائه دهید.

 اگر کار دارد به جای باریک می‌کشد، یک زنگ تفریح برای خود بگیرید.

اگر حس می‌کنید که کنترل خشم خود را از دست خواهید داد، از موقعیت پرهیز کنید. چند دقیقه عکس العمل نشان ندهید و یا چند لحظه به مکان دیگری بروید تا وقتی که آرام بشوید. بروید قدم بزنید یا اینکه به باشگاه ورزشی بروید. چند دقیقه به موسیقی گوش کنید. این به شما اجازه می‌دهد که احساساتی را که در حال جوش آمدن هستند رها کنید و باآرامش و خونسردی به موقعیت بازگردید.

 همیشه منصف و عادل باشید.

اشکالی ندارد ناراحت باشید ولی اگر انصاف را در نظر نگیرید، روابط شما به آسانی دچار مشکل خواهند شد. رفتار منصفانه اجازه می‌دهد به نیازهای خود رسیدگی کنید و در عین حال به دیگران هم احترام بگذارید.

  • روابط تان با دیگران را در الویت اول قرار دهید. نگهداری و تقویت روابط مهم تر از برنده شدن در مباحثه است و از این رو باید اولویت اول را داشته باشد. برای دیگران و نقطه نظر آنها احترام قائل باشید.
  • روی زمان حال تمرکز کنید. در حین مشاجره آسان است که یاد ناراحتی‌ها و نارضایتی‌های گذشته بیافتید. به جای فکر کردن به گذشته و مقصر دانستن دیگران، روی مسئله کنونی و راه حل آن تمرکز کنید.
  • تصمیم بگیرید که چه مواردی ارزش مباحثه را دارند. اصطکاک و مشاجره خسته کننده است. فکر کنید که آیا مسئله کنونی واقعاً ارزش وقت و انرژی شما را دارد یا نه. اگر به جای بحث کردن سر هر مسئله کوچکی، فقط درباره مواردی پافشاری کنید که برایتان واقعاً اهمیت دارند، دیگران هم بیشتر شما را جدی می‌گیرند.
  • آماده باشید که دیگران را ببخشید. بدون بخشش نمی‌توان مشکلی را حل کرد. راه حل مشکلات تنها زمانی امکان‌پذیر می‌شود که نیازی به تنبیه دیگران برای اشتباه‌های احتمالی نداشته باشید. گوشمالی دیگران نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه به شما و دیگری ضرر هم می‌رساند و شما را هم خسته‌تر و آشفته‌تر می‌نماید.
  • تشخیص بدهید چه زمانی باید مشکل را رها کنید. اگر نمی‌توانید به موافقت برسید، بیش از حد پافشاری نکنید. گاهی قانع کردن دیگری ممکن نیست. اگر شما جر و بحث نکنید طرفتان هم نمی‌تواند به تنهایی مشاجره را ادامه دهد. اگر می‌بینید که راه حلی برای مناقشه نیست، می‌توانید «رهایش کنید» و به امر دیگری بپردازید.

 چه زمانی برای مدیریت عصبانیت به کمک مددکار احتیاج هست:

اگر با وجود استفاده از روش های فوق هنوز هم دچار خشم غیرقابل کنترلی هستید، یا اینکه دست به قانون شکنی یا آزار دیگران می‌زنید، وقت آن است که کمک بیشتری بطلبید. مددکارها، روانشناسان، کلاس‌ها و دوره‌های بسیاری برای مدیریت عصبانیت وجود دارد. کمک خواستن نشانه ضعف نیست. خواهید دید که افراد دیگری هم مشکلات شما را دارند. کمک مستقیم گرفتن از دیگران در مورد روش های مدیریت عصبانیت می‌تواند بسیار مفید باشد.

اگر با مشکلات زیر مواجه هستید، از افراد حرفه‌ای کمک بخواهید:

  • هر چه سعی می‌کنید آرام باشید، همیشه عصبانی و آزرده هستید.
  • خشمتان در محیط کار یا در روابط شخصی مشکل ساز شده است.
  • از تجربه‌ها و افراد ناشناس دوری می‌کنید برای اینکه فکر می‌کنید نخواهید توانست عصبانیت خودتان را کنترل کنید.
  • به علت خشم زیاد، قانون را زیر پا گذاشته‌اید.
  • خشمتان موجب خشونت جسمی شده است، حتی اگر تنها یک بار.

 درمان مشکلات مربوط به عصبانیت: جلسه‌های درمانی با روانشناس و یا مددکار راه خوبی برای شناسایی دلایل خشم شماست. اگر نمی‌دانید چرا دائماً عصبانی می‌شوید، کنترل عصبانیت‌تان مشکل خواهد بود. جلسه‌های درمانی محیط امنی برای شناسایی دلائل عصبانیت است و نیز اینکه بفهمیم چه مسائلی شما را عصبانی می‌کند. همچنین مکان مناسب و امنی برای تمرین روش های مدیریت عصبانیت می‌باشد.

کلاس ها و یا گروه‌های حمایت برای مدیریت عصبانیت به شما نشان خواهد داد که افرادی که مشکلات مشابهی دارند چگونه عمل می‌کنند و چه راه حل‌هایی برایشان مفید است. راهکارهای دیگران را برای مدیریت عصبانیت یاد می‌گیرید و روایت‌های آنان را می‌شنوید.

در مورد موارد خشونت خانگی، روش های عادی مدیریت عصبانیت توصیه نمی‌شود. کلاس‌های مخصوصی در مورد مسائل مربوط به قدرت و کنترل که ریشه خشونت خانگی هستند وجود دارند.

 در صورتی که دوست، فامیل و یا آشنایتان مشکل مدیریت عصبانیت دارند

اگر کسی را می‌شناسید که مشکل عصبانیت دارد، احتمالاً می‌ترسید که هر نکته کوچک می‌تواند باعث شود که او منفجر شود. همیشه به خاطر داشته باشید که مشکل عصبانیت دوست و فامیل تان، تقصیر شما نیست. هیچ توجیهی برای رفتار پرخاش گرانه وجود ندارد چه خشونت جسمی و چه لفظی. حق شماست که این فرد محترمانه با شما رفتار کند. حق شماست که بدون ترس از رفتار پرخاش گرانه و یا خشونت‌آمیز دیگران زندگی کنید.

 راهکارهای برای مقابله با دوست و فامیلی که مشکل عصبانیت دارند

شما نمی‌توانید خشم فرد دیگری را کنترل کنید. ولی می‌توانید تصمیم بگیرید که واکنش شما نسبت به آن چه خواهد بود.

  • خط مرزهای مشخصی را تعیین کنید و بدانید که چه طرز برخوردی را تحمل نخواهید کرد.
  • صبر کنید تا زمانی که هر دوی شما آرام هستید و سپس در مورد مشکل عصبانیت وی صحبت کنید. وقتی که او در حال «جوشیدن» است زمان مناسبی برای مکالمه در این مورد نیست.
  • اگر دوست و یا فامیلتان آرام نمی‌شود از او دوری کنید. از محیط پرخاش خارج شوید.
  • اگر نمی‌توانید جلوی وی بایستید و یا در برابر او از خود دفاع کنید، خوب است که برای خوددتان از مددکار و یا روانشناس کمک بگیرید.
  • در نظر داشته باشید که امنیت شما از همه چیز مهمتر است. به هوش طبیعی و غریزه‌ای خود اعتماد کنید. اگر احساس ناامنی یا خطر می‌کنید، از این شخص دوری کنید و به مکان امنی پناه ببرید.

 در موارد رابطه‌های شخصی که آغشته به خشونت و سوء استفاده هستند، مشکل اصلی عصبانیت نیست.

با وجود اینکه بسیاری از مردم چنین فکر می‌کنند، خشونت خانگی و سوء استفاده به دلیل این صورت نمی‌گیرند که کسی نمی‌تواند عصبانیت یا رفتار خود را کنترل کند. در واقع، رفتار خشونت‌آمیز در اثر تصمیم عمدی دیگری است برای کنترل شما و رفتار شما. اگر درگیر یک رابطه خشونت‌آمیز هستید، بدانید که مددکاری برای زوج ها برایتان توصیه نمی‌شود. همسر شما نیازمند درمان مخصوص است، نه کلاس های عادی مدیریت عصبانیت.

اکتبر ٢٠١۴ (مهر یا آبان ١٣٩٣)

برگرفته از سایت:

http://www.helpguide.org/articles/emotional-health/anger-management.htm

آبان
۲۳
۱۳۹۳
روز جهانی بردباری ، رنسانسی برای تغییر
آبان ۲۳ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

5621485977_161003b06f_b

عکس: Juan Manuel Cruz del Cue

فیروزه  فروزانفر – روزنامه نگار

رفع خشونت بدون ترویج بردباری ممکن نیست. اگرمی خواهیم خانه ها و خانواده هایمان بهره مند از شادی و آرامش و امنیت باشند، باید برای توسعه فرهنگ خویشتن داری و تساهل تلاش کنیم.

۱۶ نوامبر برابر با ۲۵ آبان روز جهانی بردباری است. روزی که به تعبیر بانکی مون دبیرکل سازمان ملل، راهی است برای زندگی براساس تفاهم متقابل و احترام به دیگران واعتقاد به اینکه از تنوع نباید ترسید بلکه باید آن را پذیرفت. ( ۱ )

بدون شک بردباری قوی ترین بنیان برای آشتی است. انسان های گوناگون با عقاید متکثر تنها با بردباری می توانند از سپهر عمومی تا سپهر خصوصی با یکدیگر زندگی کنند.

بردباری بی تفاوتی نیست بلکه راهی برای همزیستی مسالمت آمیز در این کره خاکی است.

بردباری مسیر مشترک ما برای داشتن جهانی بدون خشونت است که خانواده به عنوان نهاد بنیادی نقش تاثیر گذاری در شکل گیری آن بازی می کند.

گام اول محو خشونت پذیرش بردباری است و ارتقاء فرهنگ تفاهم و احترام و به رسمیت شناختن تفاوت ها الزامی است.

ستیز، ناشکیبایی، توهم و دشمنی خانه و جهان را ناامن می کند و نسلی و جهانی را از خود متاثر می سازد.

در دنیای مدرن ضرورت توجه به مدارا بیش از پیش به چشم می خورد زیرا مدارا تنها یک اصل مورد احترام نیست، بلکه ضرورتی برای صلح و رشد اقتصادی و اجتماعی همه مردم است.

ناشکیبایی از ترس و جهل ما انسان ها ریشه می گیرد. انسان های رشد یافته مسئولیت مدارا بدون در نظرگرفتن تمایز بر حسب نژاد، جنس، زبان، خاستگاه ملی، مذهب، یا ناتوانی، را بر دوش خود احساس می کنند و بر اساس آن حرکت می کنند.

پذیرفتن این حقیقت انسان‌ها، که به طور طبیعی از نظر ظاهر، وضعیت، گفتار، رفتار، و ارزش‌ها متفاوت هستند، این حق را دارند که در صلح زندگی کنند و همچنان که هستند باشند. این همچنین بدین معناست که دیدگاه یک فرد نباید به دیگران تحمیل شود.

داشتن خانه و جهان بدون خشونت ساده نیست نیاز به انضباط و اراده وتسلط بر خود دارد. هرچند که معنای آن در جوامع و بسته به نگرشی که ما به جهان داریم متفاوت است . اینکه ما همواره بین انسان ها رقابت ببینیم یا ارتباط خود با دیگر انسان ها را ارگانیک و در هم پیچیده تفسیر کنیم. همانطور که امروز میزان سنجش کشورها بر اساس میزان بردباری در اداره جامعه است، میزان سنجش روابط دموکراتیک در خانواده نیز با میزان الحراره بردباری سنجیده می شود.

انسان های بردبار به انسان های دیگر عشق و انسان های نابردبار درهراس از انسان ها به سر می برند.

بردباری فضیلتی برای انسان، خانواده، جامعه مدرن، متعادل ودموکراتیک است و صد البته طیفی از عملکرد است.

حرکتی حکیمانه برای رسیدن به سعادت و رضایت مندی در زیست انسانی و ارتباط با محیط پیرامون.

شاید به همین دلایل و ضرورت ها بود که کشورهای عضو سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) در بیست و هشتمین نشست کنفرانس عمومی در پاریس از ٢۵ اکتبر تا ١۶ نوامبر ١٩٩۵ گرد هم آمدند و چنین روزی را روز جهانی بردباری معین کردند تا حسن تفاهم، گذشت و احترام به عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی را ترویج دهند.( ۲ )

امروز جهان با رشد ناشکیبایی روبروست. خشونت علیه زنان و کودکان حریم خصوصی را در معرض فرو پاشی قرار داده است. تهدید روابط توام با مدارا توسعه را با مانع جدی روبرو کرده و تروریسم و افراط گرایی امنیت خانه هایمان را تهدید می کند. تبعیض علیه زنان و کودکان آرامش را از خانه ها سلب کرده و آنها را در خطر محرومیت های روانی و اجتماعی و اقتصادی قرار داده است.

در ۲۵ نوامبر ۱۹۹۵ دولت ها درماده یک بیانیه مشترک نوشتند: مدارا توافق همگانی نیست، پذیرش امتیاز برای دیگری، گذشتن از امتیازات خود، یا بخشش و گذشت نیست. مدارا، بیش از هر چیز، گرایش ذهنی است که حاصل شناخت حقوق بشر جهانی و آزادی‌های بنیادی دیگران است. در هیچ وضعیتی این نمی‌تواند توجیه گر تخلف از این ارزش‌های بنیادی باشد. مدارا باید توسط افراد، گروه‌ها و دولت‌ها بکار رود. ( ۳ )

 مدارا مسئولیتی است که حقوق بشر، تکثرگرایی( ازجمله تکثرگرایی فرهنگی)، دموکراسی و نقش قانون را تایید می‌کند. این شامل رد کردن جزم گرایی، مطلق گرایی بوده و استانداردهای تنظیم شده در سندهای بین المللی حقوق بشر را تایید می‌کند.

 روش مدارا، هم خوان با احترام برای حقوق بشر بوده و به معنای تحمل بی عدالتی اجتماعی یا کنارگذاشتن یا تضعیف اعتقادات فرد نیست. معنای آن این است که فرد آزاد است که به اعتقادات شخصی خود پایبند بماند و بپذیرد که دیگران به اعتقادت خود پایبند بمانند. این یعنی پذیرفتن این حقیقت که انسان‌ها، که به طور طبیعی از نظر ظاهر، وضعیت، گفتار، رفتار و ارزش‌ها متفاوت هستند، این حق را دارند که در صلح زندگی کنند و همچنان که هستند باشند. این همچنین بدین معناست که دیدگاه یک فرد نباید به دیگران تحمیل شود.

در بند سوم این بیانیه آمده است که  مدارا بین افراد و در خانواده و سطوح اجتماع ضروری است. ترویج مدارا و شکل دادن به گرایشات ذهنی پذیرای صراحت، گوش کردن طرفین به همدیگر و همبستگی باید در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها و از طریق آموزش‌های غیررسمی در خانه و در محل کار انجام پذیرد. رسانه‌های جمعی در موقعیتی قرار دارند که نقش سازنده ای در فراهم آوردن گفتگو و بحث باز و آزاد ایفا می‌کنند، و می‌توانند ارزش‌های مدارا را اشاعه داده و خطرهای بی تفاوتی نسبت به رشد گروه‌ها و ایدئولوژی‌های ناشکیبا و متعصب را برجسته کنند.( ۴ )

 بدون تردید در این مسیر نقش آموزش برجسته است. آموزش و رسانه نقش تاثیر گذاری در توسعه فرهنگ مدارا بازی می کند. آموزش ریشه خشونت را خشک می کند و همبستگی برای بهره مندی از جامعه و خانواده دموکراتیک و تفکر نقاد و جستجو گر رافراهم می کند.

ما به بسیج همگانی برای آموزش نیازمندیم تا بنیادی قوی برای احترام و فهم متقابل در خانواده و محیط پیرامون خود ایجاد کنیم. ما برای بهره مندی از قوانینی که رویکردی منطقی در سایه روابط مسالمت جویانه در خانواده ایجاد کند نیازمند تولید دانش برای تقویت اندیشه بردباری هستیم. ما نیازمند رنسانسی در درون خود و ایجاد سنگ بنای در جامعه برای روابط برابر بین انسان ها هستیم.

نمی توان از آمار بالای طلاق ترسید و هم زمان بر طبل خشونت کوبید.

  بدون آزادی و انتخاب هم اندیشه مدارا در خانواده شکل نمی گیرد. محدودیت و نا برابری منازعه در خانواده را تشدید می کند و آمار طلاق عاطفی و غیر عاطفی مثل قارچ در جامعه رشد خواهد کرد. مدارا با دستور و نگاه سلسله مراتبی شکل نمی گیرد و ساز و کار خودش را دارد.

آنچه مسلم است بردباری را می توان آموخت و به دیگران نیز آموزش داد.

آبان
۲۲
۱۳۹۳
راهبرد توسعه ملی قطر ۲۰۱۶- ۲۰۱۱ برای اجرای «طرح ملی قطر تا سال ۲۰۳۰»
آبان ۲۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

11855216014_bf8caa0999_z

عکس: Erik Törner

تاسیس سازمان مدنی برای ترویج مسائل زنان

طرح ملی قطر به عنوان تضمین کننده اصول قانون اساسی تا سال ۲۰۳۰ ضمن تاکید بر عدالت و برابری در سیاست های آتی این کشور، بر توانمندسازی زنان تاکید می کند.

کپی رایتِ دبیر کل طرح‌ریزی توسعه، چاپ اول: مارس ٢٠١١

ترجمه: اهورا افشار

فصل پنجم: رویکرد چندجانبه برای توسعه اجتماعی  ژرف

قسمت اول، قسمت دوم  ، قسمت سوم:

هدف:

  • تاسیس یک سازمان مدنی برای ترویج مسائل زنان.

 انسجام خانواده و توانمندسازی زنان به عنوان یکی از معیارهای توانمندسازِ سایر بخش های راهبرد توسعه ملی

انسجام خانواده و توانمندسازی زنان

آموزش و تربیت

ساخت خانواده مستحکم و منسجم که دارای کودکان سالم است، بهبود نتایج و پیامدهای آموزشی

بهداشت و سلامت

ترویج سبک زندگی سالم در میان خانواده‌‌‌ها، اطمینان حاصل کردن از بهزیستی، رفاه و محافظت از کودکان

جمعیت، نیروی کار و اشتغال در قطر

حمایت از شرکت موثر زنان قطری در نیروی کار

توسعه نهادها

تقویت دولت و شورای عالی امور خانوداگی به عنوان نهاد کلیدی امور خانوادگی و توانمندسازی زنان

مدیریت اقتصادی

ارائه خدمات مدیریت مالی به خانواده‌ها و اطلاعات بیشتر در مورد حمایت از مصرف کنندگان

سازگاری با محیط زیست

بهبود رفتار عموم برای سازگاری با محیط زیست (مثلا در مصرف آب و برق)

پادمان‌های اجتماعی برای یک جامعه مراقب

قطر «خواهان پیشرفت و توسعه اجتماعی کشور است که از طریق پرورش شهروندان قطری امکان‌پذیر می‌شود؛ شهروندانی که می‌توانند مطابق با شرایط زمان خود تاثیر مثبتی بر جامعه خود داشته باشند.»

طرح ملی ٢٠٣٠ رویکرد همه جانبه‌‌ای را برای توسعه اجتماعی پیش رو می‌‌گیرد با این بینش که توسعه پایدار و دراز مدت، امنیت اجتماعی را برای تمام قطریها به ارمغان می‌آورد. «راهبرد توسعه ملی ٢٠١١ تا ٢٠١۶» متعهد ایجاد سیستم حمایت اجتماعی در قطر است که از راه محترم شمردن حقوق مدنی کلیه شهروندان، قدردانی از نقشی که ایشان در پیشرفت زندگی اجتماعی بازی می‌کنند و نیز اطمینان حاصل کردن از آنکه آنان درآمدی بسنده برای یک زندگی سالم و شرافتمندانه دارند، امکان پذیر می‌شود. قطر تعهدش را به مردم از طریق ٣ نتیجه فراگیر و ١٠ پروژه اولویتیِ حمایت اجتماعی برآورده می‌سازد. این ٣ نتیجه عبارتند از اینکه:

  • قطر سیستم حمایت اجتماعی کنونی را تقویت می‌کند و بهبود می‌بخشد.
  • قطر محیط مناسبی فراهم می‌کند که شهروندان محروم و آسیب پذیر بتوانند به نیروی کار بپیوندند و در زندگی اجتماعی جامعه خویش سهیم باشند.
  • قطر از راه همکاری‌های هوشمندانه با بخش‌های خصوصی و غیردولتی، مشارکت آنها را با دولت در تقویت سیستم حمایت اجتماعی بیشتر می‌کند.

بهبود و تقویت سیستم حمایت اجتماعی

سیستم حمایت اجتماعی قطر از طرف نهادها و سازمان های مختلفی پشتیبانی می‌شود.

عناصر اصلی:

خدمات اجتماعی

عناصر فرعی:

  • خدمات بهداشتی و درمانی
  • آموزش و پرورش
  • اجناس و خدمات
  • برنامه‌های تقویت اقتصادی گروه‌های هدف

سازمان های دخیل در ارائه خدمات:

  • شورای عالی سلامت و درمان
  • موسسه طبی حمد
  • شورای عالی آموزش و پرورش
  • وزارت امور اجتماعی
  • وزارت کار
  • وزارت اوقاف و شئون اسلامی

عناصر اصلی:

تامین اجتماعی

عناصر فرعی:

  • اعانه مالی به گروه‌های آسیب پذیر (مثلاً زنان بیوه، خانواده‌های بدون نان آور و کودکان یتیم)

سازمان های دخیل در ارائه خدمات:

  • وزارت امور اجتماعی

عناصر اصلی:

بیمه اجتماعی

عناصر فرعی:

  • حقوق بازنشستگی کارمندان دولت و شرکت های مربوط
  • حقوق بازنشستگی شرکت های خصوصی
  • حقوق بیکاری

سازمان های دخیل در ارائه خدمات:

  • هیئت بازنشستگی و بیمه اجتماعی

عناصر اصلی:

سرمایه اجتماعی

عناصر فرعی:

  • حمایت از طرف خانواده، نهادهای مذهبی و سازما نهای مشابه

سازمان های دخیل در ارائه خدمات:

  • شورای عالی امور خانوادگی
  • وزارت اوقاف و شئون اسلامی

عناصر اصلی:

سازمان های مدنی و خیره

عناصر فرعی:

  • برنامه‌های مربوط به حمایت اجتماعی برای گروه‌های آسیب پذیر توسط سازمان های مدنی و خیریه

سازمان های دخیل در ارائه خدمات:

  • شورای عالی بهداشت و درمان

عناصر اصلی:

خدمات اجتماعی

عناصر فرعی:

  • خدمات بهداشتی و درمانی
  • آموزش و پرورش
  • اجناس و خدمات
  • برنامه‌های تقویت اقتصادی گروه‌های هدف

سازمان های دخیل در ارائه خدمات:

برای مثال:

  • دار الإنماء (مرکز توسعه اجتماعی)
  • مرکز بازپروری اجتماعی العوین
  • موسسه قطر برای حمایت از اطفال و زنان
  • حلال احمر قطر

سازمان های مدنی مختلفی در سیتم حمایت اجتماعی قطر مشارکت دارند.

سازمان مدنی:

دار الإنماء (مرکز توسعه اجتماعی)

برنامه‌ها

  • کمک درآمد (اعانه مالی)
  • بورسیه و کمک برای پرداخت شهریه مدارس
  • کمک برای دیالیز و درمان بیماری‌های کلیوی
  • کمک برای درمان باروری
  • کمک مالی به زنان برای بازپرداخت قرض

گروه‌های هدف اصلی

  • افراد معلول، سالمند و کم درآمد
  • دانشجویان و یتیمان کم درآمد خارج از کشور
  • بیماران کلیوی خارج از کشور، قطری‌ها، خانواده‌های کم درآمد خارج از کشور
  • زنانی که به دلیل عدم توانایی بازپرداخت قروض، زندانی شده‌اند.

منابع مالی:

  • موسسه قطر
  • اشخاص نیکوکار

سازمان مدنی:

مرکز بازپروری اجتماعی العوین

برنامه‌ها

  • درمان و بازپروری افراد مبتلا به اختلالات رفتاری
  • برنامه‌های حمایت از توسعه نوجوانان (مثلا برنامه «پیام به همه نوجوانان»)
  • برنامه «فرصت دوباره» برای معتادان

گروه‌های هدف اصلی

  • افراد مبتلا به اختلالات رفتاری
  • نوجوانان
  • معتادان داخل و خارج از زندان

منابع مالی:

  • دولت

سازمان مدنی:

سازمان دستیابی به آسیا (ایادی الخیر)

برنامه‌ها

  • برنامه سواد آموزی به زبان انگلیسی برای کارگران مهاجر
  • «پروژه رمضان» برای کمک و حمایت از جوامع محلی، ظرفیت سازی نهادهای همکار، فهم بهتر ارزش خدمات اجتماعی

گروه‌های هدف اصلی

  • ذینفعال کلیدی عبارتند از: قطری‌ها (طبق قانون تامین اجتماعی)، افراد کم درآمد، زنان و معلولان خارج از کشور
  • کارگران مهاجر

منابع مالی:

  • حامیان مالی سازمان (sponsor)

سازمان مدنی:

موسسه قطر برای حمایت از اطفال و زنان

برنامه‌ها

  • روان درمانی و بازپروری اجتماعی قربانیان خشونت خانگی
  • کمپین‌های آگاه سازی در مورد حقوق بشر و خشونت علیه زنان و کودکان
  • برنامه‌های ظرفیت سازی در مورد خشونت علیه زنان و کودکان

گروه‌های هدف اصلی:

  • قربانیان خشونت خانگی مخصوصاً زنان و کودکان

منابع مالی:

  • دولت

کمیته هماهنگی اجرای پروژه

برای حمایت از ویژگی چند جانبه‌ای بودنِ سیستم حمایت اجتماعی، کمیته‌ای متشکل از دست‌اندر کاران مختلفی تنظیم خواهد شد که پروژه‌های حمایت اجتماعیِ «راهبرد توسعه ملی ٢٠١١ تا ٢٠١۶» را هماهنگ کند. وظایف این کمیته شامل خواهد بود از: راهنمایی در مورد سیاست ها، تصمیم گیری در مورد مسائل کلیدی مربوط به حمایت اجتماعی و همچنین نظارت و ارزیابی پروژه‌ها. این کمیته رهبریِ سیاست‌گذاری متقابل بخش های مختلف طرح ملی را به عهده می‌گیرد برای اینکه اطمینان حاصل شود که نتایج ناخواسته سیاست های بخش‌های دیگر شناسایی و رفع خواند شد. در مرحله اول، هدف این کمیته، نظارت بر اجرای پروژه‌های حمایت اجتماعی در سه سال اول «راهبرد توسعه ملی» خواهد بود.

هدف:

  • تاسیس کمیته متشکل از دست‌اندر کاران مختلف برای نظارت بر اجرای ٩ پروژۀ حمایت اجتماعی.

 بررسی و اصلاح قوانین حمایت اجتماعی

برای بهبود مداوم جهت ایجاد سیستم حمایت اجتماعی کارآمد و پایدار، مکانیسم سامانه‌داری برای بررسی و به‌ روز کردن قوانین مختلف که حاکم بر سیستم حمایت اجتماعی قطر هستند، ابداع خواهد کرد. مثلا بازبینی «قانون ٣٨ تامین اجتماعی سال ١٩٩۵» کمک می‌کند که اعانه‌های مندرج در قانون با تغییرات اقتصادی هم خوان باشند. مثلا اعانه ماهانه ٢٢۵٠ ریال قطر در سال ٢٠٠۶، با در نظر گرفتن نرخ تورم، در سال ٢٠١٠ تنها ١٧٨۶ ریال است. همچنین این مکانیسم عواملی از قبیل تعهد سیاسی و منابع ملی را در نظر خواهد گرفت.

هدف:

  • ایجاد مکانیسم بررسی و به‌روز کردن قوانین حمایت اجتماعی.

 برنامه تضمین شمول اجتماعی افراد معلول و نیازمند در جامعه

دولت برای حمایت از زندگی مستقل و شمول اجتماعیِ معلولان (social inclusion)، موسسات آموزش‌های حرفه‌ای را گسترش خواهد داد و تقویت خواهد کرد. یکی از این موسسات، «مرکز مساعدت تکنولوژی قطر» می‌باشد که در سال ٢٠١٠ برای بهبود دسترسی معلولان به اطلاعات و تکنولوژی تاسیس شده است. گسترش شبکه موسسات آموزش‌های حرفه‌ای به شناسایی برنامه‌های کار درمانی کمک خواهد کرد که باعث خواهد شد افراد آسیب پذیر و محروم روی پای خود بایستند و به طور مستقل زندگی کنند. این اقدامات برای اجرای مفاد «پیمان‌نامه سازمان ملل متحد در مورد حقوق افراد دارای معلولیت» انجام خواهند شد که قطر در سال ٢٠٠٨ تصویب کرد. این پیمان‌نامه، زندگی مستقل و شمول اجتماعی افراد معلول را ترویج می‌کند با این هدف که به خدمات حمایت اجتماعی دسترسی داشته باشند. همچنین برنامه‌های آگاه‌سازی در مورد مسئولیت جامعه برای توسعه فراگیر و شمول اجتماعی به اجرا در خواهند آمد.

هدف:

  • افزایش موسسات آموزش‌های حرفه‌ای، کار درمانی و مراکز توانبخشی از ٣ به حداقل ۵ موسسه.

 دستیابی به خط مبنای اطلاعاتی در مورد حفاظت اجتماعی

برای ظرفیت سازیِ وزارت امور اجتماعی و دیگر دست اندرکاران برای نظارت بر روندها و ویژگی‌های مشترک افراد محروم و آسیب پذیر، پروژۀ ٢ ساله‌ای آغاز خواهد شد. عنصر کلیدی این پروژه، تعیین خط فقر ملی خواهد بود که کمک می‌کند حداقل حمایت مالی لازم برای قطری ها مشخص شود و خط مبنای (baseline) ارزیابی برنامه‌ها و پروژه‌های حمایت از افراد نیازمند معلوم شود. در حال حاضر، دولت برای سنجش موفقیت برنامه‌های حمایت اجتماعی به خط مبنای کامل که به شواهد و مدارک مستند شده متکی باشد، دسترسی ندارد.

هدف:

  • جمع آوری اطلاعات و ایجاد طرح‌های لازم برای ارزیابی آمار مربوط به درآمد مالی، از جمله تعیین خط فقر ملی نسبی.

حمایت عمومی برای دست یابی به جامعه باثبات

«قطر تلاش می‌کند جامعه‌ای امن، ایمن و باثبات و متکی بر موسسات کارآمد بسازد.»

طرح ملی ٢٠٣٠

تا به حال، فرایند فراهم کردن مسیر توسعه اجتماعی برای رفاه همه قطری ها از طریق دستیابی به اهدافی در نظر گرفته شده است که بهبود فردی را به وجود می آورند (انسجام خانواده، حمایت از پیشرفت حرفه‌ای، بهزیستی و توانمندسازی زنان). ولی نه تنها قطر در مقابل شهروندان وظیفه دارد جامعه‌ای امن و باثبات و متکی بر خانواده‌های مستحکم و امنیت شخصی برقرار سازد، بلکه جامعه‌ای که با اتکا به ادارات دولتی کارآمد و امنیت عمومی برقرار شده است. چنین جامعه‌ای امنیتی به شهروندان تقدیم می‌دارد که بر اساس احترام و کرامت واقع شده است و ثابت می‌کند که وظیقه مراقبت از شهروندان در جامعه‌ای صورت پذیر است که بر اساس اصول عدالت، برابری و حاکمیت قانون بنا شده است.

بخش امنیت عمومی رکنِ توسعه اجتماعی «راهبرد توسعه ملی ٢٠١١ تا ٢٠١۶» در تقویت و بهبود کیفیت زندگی و رفاه همه شهروندان، به خصوص در تضمین امنیت مردم، نقشی کلیدی بازی می‌کند. این بخش از مفهوم سنتی «امنیت» فاصله می‌گیرد و به نظریه‌ای نزدیک می‌شود که به امنیت عمومی می‌پردازد؛ نظریه‌ای که دامنه محفاظت را به شکلی گسترش می‌دهد که طیف وسیع‌تری از تهدیدات از جمله سوانح طبیعی و تصادف های ساختۀ دست انسان را نیز در برگیرد.

قطر تعهدش در مورد امنیت فرد و دستیابی به اهداف طرح ملی را از طریق پنج نتیجه کلی و پنج  پروژه اولویت داده شده امنیت عمومی برآورده می‌کند که در آنها دولت:

  • مدیریت دانش در مورد اطلاعات جنایی را بهبود می‌بخشد.
  • تعداد تصادفات اتومبیل منجر به مرگ و یا صدمه شدید را کاهش می‌دهد.
  • رویکرد ملی را نسبت به امنیت در محل کار تقویت می‌کند.
  • امنیت ساختمان‌‌ها را تقویت می‌کند (مثلا از راه نظرات بر قوانین و مقررات و اجرای آنها).
  • برای مدیریت بحران، برنامه ملی و هماهنگ شده‌ای را ایجاد می‌کند.

بهبود مدیریت جرم و جنایت

ثبت اطلاعات جنایی مستلزم پیروی از استانداردهای بین المللی از جمله طبقه بندی متقابل است. مثلا برای هر جرم، ‌می‌بایست فرد مضنون، قربانی و همچنین نوع جرم مستند ‌شود. برای تقویت سیستم اطلاعات جنایی، وزارت خانه ها و اداره‌های دولتی ‌می‌بایست به اشتراک گذاشتنِ اطلاعات جنایی را در برنامه عادی کار خود قرار دهند. برای به حد اکثر رساندن امنیت عمومی، دولت سیستم مدیریت دانش اطلاعات جنایی را از راه ساخت بانک مرکزی داده‌ها و همچنین از راه تقویت طرز عمل نیروی پلیس، بهبود می‌بخشد.

سیستم مدیریت دانش اطلاعات جنایی

سیستم منسجم مدیریت دانشِ اطلاعات جنایی، شکاف های اطلاعاتی را خواهد بست، روندهای در حال شکل گیری را شناسایی خواهد کرد، فرصت زمان لازم برای آماده سازیِ پرونده‌های جنایی برای دادگاه را کاهش خواهد داد و همچنین جریان عمل دادگاه را تسریع خواهد بخشید. وجود چنین سیستمی به کارمندان دادگاه، جرم‌شناس‌ها و مجریان قانون اجازه خواهد داد که فعالیت‌ها و راهبرد‌هایشان را براساس اطلاعات دقیق و به‌روز تنظیم کنند. به عبارت دیگر، این سیستم اطمینان حاصل خواهد کرد که:

  • گروهی تشکیل شود که اطلاعات نهادهای مختلف را در دسترس یکدیگر قرار دهد.
  • تعریف جرایم و رده بندی آنها بر اساس استانداردهای مشترک انجام گیرد.
  • بانک مرکزی داده‌های جنایی تشکیل شود.
  • برنامه‌های آموزشی برای کارکنان و پرسنل سیستم عدالت کیفری توسعه یابند.

موفقیت این سیستم مستلزم شفافیت و سیاست «درهای باز» (open door policy) می‌باشد. سیستمی که به آسانی در دسترس کاربران است همکاری نهادهای مختلف دولتی و دولت‌های خارجی را ممکن می‌سازد و در نتیجه دست‌ اندر کاران سیستم اطلاعات جنایی به نتایج بهتری دست خواهند یافت و جامعه امن‌تری را برای عموم مردم فراهم خواهند کرد.

دولت برای هماهنگ سازی اطلاعاتِ جنایی، یک نهاد مرکزی تاسیس خواهد کرد. این نهاد سیستم مدیریت دانش اطلاعات جنایی را اداره خواهد کرد. همچنین این نهاد وظیفه این را به عهده خواهد داشت که اطمینان حاصل کند که حریم خصوصی اشخاص حفظ می‌شوند، اطلاعات محرمانه می‌ماند، کلیه تدابیر امنیت اطلاعات ایجاد می‌شود و در استفاده از اطلاعات محرمانه از مقررات پیروی می‌شود. حتی قبل از تشکیل این سیستم، قوانین و دستورالعمل‌های کتبی برای جمع آوری، نگهداری، تحلیل و پخش اطلاعات جنایی وضع خواهد گردید که هدفشان اجرای قانون است.

این سیستم مدیریت دانش، اولین قدم برای اجرای رویکرد جامع است که شامل ایجاد یک نهاد مرکزی برای استفاده پلیس، دادگستری، وکلای مدافع، دادگاه‌ها و کارکنان سیستم زندان ها است. در حال حاضر هر کدام از این نهادها سیستم مدیریت دانش مجزای خود را دارند. سیستم منسجم برنامه‌ریزی شده، در نهایت به بستر نرم افزاریِ سیستم الکترونیکیِ کیفری (e-justice) مبدل خواهد شد.

هدف:

  • ایجاد سیستم جامع مدیریت دانش اطلاعات کیفری بر اساس استانداردهای بین المللی.

امنیت عمومی، اجرای سایر عناصر «راهبرد توسعه ملی ٢٠١١ تا ٢٠١۶» را میسر می‌سازد.

امنیت عمومی

آموزش و برنامه‌های آموزشی

بهبود رفاه و بهزیستی کودکان از راه محاظفت از ایشان علیه خشونت خانگی، آگاه سازی در مورد مشکلات امنیتی از جمله جرایم اینترنتی

بهداشت و درمان

حمایت از تغییرات امنیت عمومی، به خصوص امنیت و ایمنی در محیط کار و همچنین فراهم کردن کمک های اورژانس برای مصدومان تصادف های رانندگی

جمعیت، نیروی کار و اشتغال

پاسخ گویی به تغییرات شرایط اجتماعی و اقتصادی

توسعه نهادهای دولتی و غیر دولتی

تقویت دولت و به خصوص وزارت امور داخلی به عنوان نهاد کلیدی امنیت عمومی

مدیریت اقتصادی

ایجاد محیط مساعد برای رشد اقتصادی در جامعه‌ای امن و باثبات

سازگاری با محیط زیست

هماهنگی واکنش و پاسخ به خطرات زیست محیطی

آبان
۲۱
۱۳۹۳
دختر برکت خانه است، الهی خانه‌ام تا قیامت بی‌برکت بماند
آبان ۲۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۲
, , , , , ,
image_pdfimage_print

281006690_428aed61cd_o

 عکس: Tammra McCauley

 ماهرخ غلامحسین‌پور- روزنامه نگار  

خاله جان سیزده بچه داشت، زیبا بود با گیس‌های بافته شده زیرمینیاتوری هزار رنگِ پر از پولک‌های براق رنگی، اما این تابستان که از روستا آمده بود شهر، باز هم شکمش ورآمده بود و بازهم آمده بود برای زایمانش. خیال می‌کنم سالی یک ماه خانهٔ ما اطراق می‌کرد. اما سه زایمان آخرش بی‌هیاهو و در سکوت گذشت چون دختر زائیده بود.

 یک نیمه شب که از زور تشنگی در دل گرمای پر عطش تابستان از خواب پریدم، زمزمه حرف زدن مادر و خاله جان زیر توری پشه بند پشت بام می‌آمد، خاله با بغض می‌گفت: «این بار اگر بازم بچه دختر باشه دیگه رام نمی‌ده خونه، طلاقم می‌ده، دیروز که بقچه مو می‌بستم اومد بالا سرم گفت اگه بازم دختر زائیدی خودت برنگرد، همون جا پیش طایفه‌ات بمون منم می‌رم یه زن پسرزا می‌گیرم.»

مادرم آهی از سر درد کشید. زمان هایی که سه خواهرِ بعد از خودم به دنیا آمدند را خوب به خاطر دارم، پدرم نماز شکر خواند. عجیب بود که مادرم بر خلاف آقاجان و با اینکه زن رنج دیده‌ای بود اما بین بچه‌هایش فرق می‌گذاشت، ظاهرا می‌گفت که تفاوتی بین ما قائل نیست. البته که به ما چهار خواهر هم کم محبت نمی‌کرد، اما واقعیتش این بود که مهرش به پسر‌هایش جور دیگری بود، پول تو جیبی بیشتر، سهم غذای بیشتر و بهتر و میوه‌های نوبرانه که مادرم یواشکی زیر چادرش برای آنها قایم می کرد، رسیدگی، رتق و فتق سر و وضع لباس، کیف، کفش، کتاب هایشان و مهرو محبتی که مادر نثارشان می‌کرد همیشه ته دل مرا رنجور می‌کرد. انگار ما از دو سیارهٔ جدا بودیم.

مادرم جواب داد: «ای خواهر این که  کار خداست، دست تو نیست که»

جواب خاله جان توی هق هق گریه و بغض گم شد و من نشنیدم.

شوهر خاله جان برای هر سه زایمان قبلی‌اش نیامد شهر تا خاله را با خودش ببرد. همه ‌ما  تمام روز یک جور منتظر بودیم از بس خاله جان بی‌تابی می‌کرد و چشمش به در بود. چشم‌ها به در خشکید و آخرش هم شوهر خاله نیامد دنبالش.

 یادم می‌آید فصل آخری که خاله جان پسر زایید، شوهرش از روستا آمد با یک عالمه زن دامن چین چینی که دست همه‌شان کلی آذوقه و پارچه‌های گرانبها بود. یک النگوی طلای بیست و چهار عیار کویتی طرح چکشی انداخت توی مچ دست خاله و به همه ما نفری یک اسکناس تازه ده تومانی داد. وقتی نوزاد را دادند بغلش گونه‌اش گل انداخت. سرش رو فرو کرد توی قنداق بچه و بو کشید، آخر سر هم، داد یک گوسفند تپل پشمالو دم در خانه زدند زمین و گوشتش بین همسایه‌ها قسمت شد و جگرش را برای خاله جان که زائوی تازه بود روی ذغال کباب کردند. خاله پشت چشم نازک می‌کرد و بچهٔ سیاه زرد انبویش را شیر می‌داد. انگار که ملکه جهان باشد.

اما آن سال و آن زایمان آخر، خاله جان دخترک را لای یک پتوی نیم دار پیچید و به قول مادرم خودش با سرافکندگی برگشت خانه و به چند ماه نکشید که شوهر خاله زنِ نو گرفت.

دختران ناخواسته، کودکان  بی گناه شهر و روستا و تبعیض روزمره

کودکان و خصوصا” دخترانی که در معرض تبعیض رشد می‌کنند در بزرگسالی با ناهنجاری‌های بسیاری دست به گریبانند. آزار رسانی به جنس مخالف، نفرت از جنسیت و فردیت خود، حس انتقام و نفرت نسبت به خواهر یا برادر نورچشمی، پرخاشگری و میل به ناهنجاری‌های اجتماعی و حسادت‌های لجام گسیخته و غیر قابل کنترل کمترین پیامد تبعیض بین کودکان است.

فرحناز با یادآوری دوران کودکی لبخند می زند، لبخندی که از پس «وب کم» هم به قدر کفایت تلخ است. می گوید: «به مادرم می‌گفتم چرا تو جیبی من دو تومان است، تو جیبی برادرم که فقط یکسال از من بزرگ‌تر است ده تومان؟ می‌گفت تو دختری خرجی نداری او درجامعه رفت و آمد دارد نباید جلوی مردم شرمنده شود. دختر مال مردم است، برادرت برای من می‌ماند او عصای پیری و کوری من است.»

زنان عملا شهروند درجه دوم محسوب می‌شوند با اینکه در دنیای مدرن نقش زنان هم طراز با مردان است، هنوز هم این تصور اشتباه در افکار عمومی وجود دارد که مرد نان آور خانواده و زن مصرف کننده است.

این ناباوری نسبت به توانایی زنان در جوامع عشایری و روستایی به مراتب افزون تر از جوامع پیشرفته تر شهری است و  باعث شده که دختران از همان آغاز کودکی از کمترین حقوق ابتدایی خود هم محروم باشند به شکلی که در جوامع فرودست تر به لحاظ اقتصادی، تغذیه و آموزش ناکافی برای دختران در خانواده‌های پر جمعیت و خوارشمردن و تحقیر کلامی و فیزیکی، میل به سقط جنین دختران و ازدواج‌های زودهنگام به کرات دیده می شود.

زنان توانمندی که شهروندان درجه دوم کره زمین هستند

این تبعیض‌ها البته منحصر به جامعه ایران نیست. در اغلب کشورهای جهان، زنان در خانواده در معرض تبعیض و خشونت قرار دارند اما آمار و ارقام سازمان‌های رسمی نشان می‌دهد که درصد این تبعیض‌ها در کشورهای جهان سوم و خصوصا در کشورهایی مانند هند، چین، افغانستان و پاکستان به مراتب بیشتر است و به زنان به چشم شهروندان ناکارآمد و درجه چندمی نگاه می‌شود که طفیلی مردان خانواده اند.

سال گذشته از دوست فارسی زبانی که ایرانی نیست پرسیدم فلانی چند بچه دارد؟ پاسخش شگفت زده‌ام کرد: «دو بچه و یک دختر»

من به حیرت پرسیدم یعنی سه بچه دارد؟

جواب داد: نه. دو بچه دارد و یک دختر.

 انگار که اولاد دختر آنقدر صاحب ارزش نیست که در گروه کودکان به حساب آید.

مرد‌ها بی سیرت نمی شوند

معمولا در مناطق روستایی از باب تعارف می‌گویند دختر برکت خانواده است. اما این اعتقاد در سطح باقی می­ماند و در سطوح زیرین جامعه و هر چه بیشتر به تفوق سنت و عرف نزدیک‌تر می‌شویم، از وجود این برکت دلخوری به وجود می آید.

مادرم سال هاست دست از تبعیض فرزندانش برداشته و به ما دختر‌ها مهر عمیقی دارد، اراده، توانایی و مسئولیت پذیری ما توانسته تحسینش را برانگیزد و تا عمیق‌ترین لایه‌های تربیتی‌اش نفوذ کند. وقتی به او می گویم قرار است در مورد این موضوع مطلبی بنویسم ، شماره تلفن مش قاسم را به من می‌دهد و می‌گوید:«مش قاسم از آن مردهاست که نسبت به دخترانش آلرژِی عجیبی دارد». تلفن می‌زنم به مش قاسم. ماجرا را شوخی می گیرد. ولی از لابلای آن همه شوخی تلخ می‌توان به حقیقت باورهاش پی برد.

مش قاسم چرا دختر‌هایت را دوست نداری؟

دوست دارم اما نه اندازه دو پسرم.

چرا؟

برای اینکه پسر نان آور است، طفیلی نیست. دختر اگر خطا کند باعث سرافکندگی است. پسر‌ها هر کاری هم بکنند کسی متعرضشان نمی‌شود. ولی حالا یک دختر خدای نکرده خطا کند و سیرتش خدشه دار شود، سرنوشت یک طایفه به نابودی می‌رود. پسر‌ها آزادی عمل بیشتری دارند. این پسر‌ها هستند که انتخاب می‌کنند اما دختر‌ها باید منتظر باشند تا انتخاب بشوند. پسر‌ها می‌توانند تا نیمه شب بیرون از خانه باشند. دختر‌ها آسیب پذیر و شکننده‌اند یک اشتباه سرنوشتشان را نابود می‌کند.

مادران قربانی دیروز، ستمگران تبعیض گر امروز

فرحناز می‌گوید:« مادرم در خانواده‌ای هفت نفره بزرگ شد. همه برادرانش دیپلم گرفتند ولی او را از‌‌ همان کودکی از درس خواندن محروم کردند. او وقتی از خاطرات کودکی‌اش و نداری‌هایش تعریف می‌کند اشکم بند نمی‌آید. مجبورش می‌کرده‌اند کهنه پوش برادر بزرگترش باشد، وقتی اجازه داشته غذا بخورد که برادر‌ها سیر از سر سفره بلند می‌شده‌اند. اما همین مادرم وقتی من کودک بودم و جثه‌ام از برادرم بزرگ‌تر بود زمانی که بین ما دعوای کودکانه ای می‌شد مرا می‌گرفت تا برادرم یک دل سیر مرا بزند.»

مادران قربانی دیروز تبدیل به ستمگران امروز می‌شوند. آن‌ها ناآگاهانه آن رفتاری را بروز می‌دهند که آموخته‌اند. عادت ها و باورهایی که پیش از آن برای والدینشان به مثابه ارزش شناخته می‌شده و باعث رنجوری آنان می‌شده، با گذر زمان تبدیل به ارزش‌های زندگی آنان هم می شود و آن‌ها هم بر اساس جنسیت فرزندانشان بین آن‌ها تبعیض قائل می‌شوند.

دکتر مهرداد درویش‌پور، استاد جامعه شناسی در دانشگاه های سوئد به این طنز تلخ تاریخ اشاره می کند او می گوید: «متاسفانه بخشی از این پرورش اجتماعی توسط مادران که خود ارزش‌های پدرسالار را درونی کرده‌اند، انتقال می‌یابد».

او اضافه می کند:  روشن است در جامعه‌ای نظیر ایران، با این درجه از تبعیض جنسیتی و بی‌مقدار بودن زنان به مثابه «آن دیگری» که در تمایز از مردان شکل می‌گیرد، پسر بودن امتیازی بس بزرگ است. در روابط روستایی و قبیله ای پدرسالار، نه تنها داشتن پسر آرزوی نخستین والدین است، بلکه برای بسیاری از خانواده‌ها دختر داشتن با چالش‌های بزرگی روبرو است. از نگرانی ناتوانی از «محافظت» درخور سکسوالیته دختران، خطر «فریب خوردن» آن‌ها تا نگرانی از سربار خانه ماندن آنان در خانواده و…. از این رو پسر دوستی در بخش مهمی از خانواده‌های پدرسالار ایرانی به ویژه در روابط قبیله‌ای و روستایی رایج‌تر است. دختران نیز باید فرا بگیرند احترام مرد خانه را نگه داشته و ساکت، خانه دار، حرف شنو، نجیب، وفادار و اهل تمکین و بردبار باشند. این رفتار را نخست باید نسبت به پدر، سپس برادر و بالاخره شوهر آینده خود نشان دهند. دختران قوی، خود رای و جسور می‌توانند اقتدار مردانه را به چالش کشیده و هم از این رو به عنوان «دختر پررو» نافرمان ، «بیحیا» و… تلقی می‌شوند. زنان قوی در فرهنگ پدر سالار با خطر منزوی شدن و تنها ماندن نیز روبرو هستند. نفس وجود این گونه دختران، چالشی است علیه ارزش‌های پدرسالار که بسیاری از خانواده‌ها بر نمی‌تابند. هم از این رو به دختران خود اهمیت «نجابت» که اسم شب فرمان برداری است را به سختی می‌آموزند.»

امتیاز مرد بودن، هنجار دهشت بار جوامع انسانی

دختری که در کودکی با تلقی بی‌ارزش بودن و جنس درجه دو بودن بزرگ شده با احساس گناه و اعتماد به نفسی خدشه دار، غالبا در دوران بزرگسالی و وقتی در معرض روابط جدی قرار می‌گیرد، با‌‌ همان احساس بی‌ارزشی و افسردگی روبروست.

«کتر مهرداد درویش‌پور» از دریچهٔ جامعه‌شناختی به مقوله تبعیض میان فرزند دختر و پسر نگریسته و بر این باور است که «حتی در مدرن‌ترین جوامع بشری از آنجا که همچنان نظام جنسیتی نابرابر قدرت برقرار است، مرد بودن نه تنها هنجار جامعه، بلکه نوعی امتیاز است. چه برسد به جامعه‌ای نظیر ایران که ایدئولوژی رسمی حکومت آن نیز بر زن ستیزی استوار است»

این محقق با اشاره به اینکه امتیاز و برتری مرد بودن در روابط قبیله‌ای، درست به دلیل کم قدرتی زنان در میان این گروه‌ها به مراتب بیشتر است می‌افزاید: مرد در روابط پدر سالار خشن قبلیه‌ای، نه تنها عموما نان آور و سرپرست خانواده است، بلکه اوست که به زن هویت می‌بخشد.

او با اشاره به اینکه زن در بهترین حالت« نیمه دیگر» مرد و در بد‌ترین حالت جزئی از مایملک و اموال اوست تاکید می‌کند: این تفاوت و برتری موقعیت مرد نسبت به زن در نقش جنسی متفاوت پسران و دختران، از‌‌ همان آغاز هویدا است. پسران از‌‌ همان کودکی نه تنها با نقش خود به عنوان«سایه بالای سر زن» آشنا می‌شوند، بلکه دیگر الگوهای مردانگی را نظیر رفتار تحکم آمیز با زنان، توانایی خشونت ورزی، نگاه به زن همچون«ناموس» خود، نان آوری و ریاست خانواده را بر عهده داشتن و به انقیاد در آوردن زن را می‌آموزند.

متاسفانه نباید تصور کنیم که این ترجیحات و تبعیضات ناسالم به محدوده خانواده ختم می‌شود، بلکه بعد‌ها در بستر اجتماع با تبعیض در قوانین و تلقی جامعه به زن به عنوان جنس دوم به شکل آشکار یا زیرپوستی و لابلای کتاب‌های درسی و مفاهیم آموزشی اشکال، جدی تری به خود گرفته، سلامت روانی نیم مهمی از جامعه را تحت الشعاع خود قرار می دهد.