صفحه اصلی  »  2014 July
image_pdfimage_print
مرداد
۹
به بهبود خود کمک کنید، شما ارزشش را دارید  
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

7904422188_8e4a1ed658_z

ترجمه: گ – حقیقی

راهنمای زنان در حال ترک مواد مخدربرای مواجهه با مشکلات ناشی از خشونتی که در دوران کودکی دیده اند.

گزارش زیر در مرکز درمان سوء مصرف مواد مخدر و الکل CSAT ، اداره خدمات سلامت روان و سوء مصرف مواد SAMHSA ، اداره سلامت و خدمات انسانی ایالات متحده HHS تهیه شده است.

مقدمه:

اکنون که شما تحت درمان سوء مصرف مواد مخدر هستید، احتمالا” احساسات و علائم مختلفی را تجربه خواهید کرد. این احساسات ممکن است برای شما دردناک بوده و یا دست و پنجه نرم کردن با آنها دشوار باشد. شما ممکن است دارای چنین احساساتی باشید:

  • ترس و وحشت
  • درماندگی
  • احساس گناه
  • خجالت
  • اضطراب
  • افسردگی
  • عصبانیت
  • انزجار از خود
  • مشکل برقراری ارتباط با خانواده یا دوستان
  • دیوانگی و احساس بی قراری
  • کرختی یا بی احساسی
  • تمایل به مرگ

برخی از این احساسات در میان زنانی که شروع به ترک اعتیاد می کنند رایج هستند، اما همین عواطف می توانند برای بسیاری از زنانی که قربانی کودک آزاری بوده اند قوی تر باشند. این درد می تواند آن قدر زیاد باشد که فرد دست به هر کاری بزند تا از پس احساساتش بر آید، مانند استفاده مجدد از مواد مخدر یا الکل.

بعضی از زنان تحت درمان به روشنی به یاد نمی آورند که برای اولین بار چگونه مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، اما دارای برخی از احساساتی که در این جا ذکر شد هستند. تعدادی از آنان ممکن است خاطرات سوء استفاده در کودکی را آن قدر سرکوب کرده باشند، که حتی نتوانند دلیل خشم شدید خود را توضیح دهند. اینکه چرا از شخص خاصی می ترسند، کابوس می بینند یا همیشه فکر می کنند قرار است اتفاق بدی بیافتد. گاهی آنها پس از ترک اعتیاد ودر دورانی که تحت درمان هستند، اتفاقاتی را به یاد می آورند که یادآوری آن خاطرات برایشان بسیاردردناک بوده به طوری که سعی کرده اند به وسیله مصرف مواد مخدریا الکل، از به یاد آوردنشان جلوگیری کنند.

 به هر حال ممکن است کار کردن روی خاطرات دوران کودکی یا لغزش های حافظه در دوران ترک مواد مخدر برای مواجه شدن با دردهای گذشته و تمرکز روی زندگی کنونی شما مفید باشد.

کودک آزاری (یا سوء استفاده از کودک) چیست؟

سوء استفاده از کودک معانی متعددی دارد و گاهی سخت می شود فهمید آنچه که در کودکی تجربه کرده اید سوء استفاده بوده است یا خیر. شاید در آن زمان نوع تنبیه و یا رفتارخشونت آمیزی که با شما صورت گرفته عادی به نظر می رسیده است. به همین دلیل بهتر است روی سوالات مطرح شده زیر فکر کنید. سوالاتی که موارد کودک آزاری را در بر می گیرند.

آیا به یاد می آورید فردی در زمان کودکی اعمال زیر را نسبت به شما انجام داده باشد ؟

  • شما را تنبیه یا تأدیب شدید کرده باشد؟
  • شما را آن قدر محکم کتک زده  که کبودی، بریدگی یا شکستگی استخوان به جا گذاشته است؟
  • شما را کتک یا مشت زده باشد ولو آثاری به جا نمانده باشد ؟
  • طوری با شما رفتار کرده که احساس  ناتوانی و درماندگی کرده باشید؟
  • به شما فحاشی کرده یا آزار کلامی داده است؟
  • در میان افراد خانواده و افراد نزدیک، کسی ظاهر فیزیکی شما مانند: رنگ مو، پوست، شکل بدن یا ناتوانی احتمالی شما را مورد انتقاد قرار داده یا مسخره کرده باشد.
  • با شما صحبت جنسی کرده، لباس در آوردن یا حمام کردن تان را تماشا کرده، عکس ها یا فیلم های پورنوگرافیک به شما نشان داده یا از شما به شکل نامناسبی عکس گرفته باشد؟
  • اعضای جنسی شما را لمس، یا مجبورتان کرده باشد که اعضای جنسی خود یا شخص دیگری را لمس کنید؟
  • شما را مجبور کرده دیگران را در حین اعمال جنسی نگاه کنید؟
  • شما را مجبور به مراقبت جنسی کرده باشد؟

پیامدها یا عوارض کودک آزاری

تأثیرات کودک آزاری می تواند تا زمان بزرگسالی با شما بماند. علاوه بر احساس عصبانیت، دلواپس، شرمندگی یا افسردگی ممکن است:

  • خاطرات تصویری از آزارهای گذشته را به یاد آورید
  • کابوس های مکرر داشته باشید
  • نسبت به صداهای بلند یا لمس شدن خیلی حساس باشید
  • همیشه منتظر اتفاق بدی باشید
  • اجازه بدهید دیگران از شما استفاده یا سوء استفاده کنند
  • دوران هایی از زندگی تان را به یاد نیاورید
  • احساس کرختی کنید

این احساسات می توانند هنگام اضطراب یا موقعیت هایی که خاطرات سوء استفاده شدن را به یادتان می آورد، مثل زمانی که با آشنای نزدیکی دعوا می کنید، بدتر یا شدیدتر شوند.

هر زمان احساس کردید می خواهید خودتان را آزار بدهید یا به خودکشی فکر می کردید، بلافاصله به مشاورتان تماس بگیرید.

چگونه می توان مادامی که تحت درمان هستید به مسائل کودک آزاری پرداخت؟

شاید بهتر باشد صحبت کردن درباره سوء استفاده دردناک گذشته را به زمانی که مصرف الکل را ترک کرده اید موکول کنید و درپروسه درمان بر باز شدن ذهن و الگوهای سالم رفتاری تمرکز کنید. در این مدت رابطه مستحکمی با مشاورتان برقرار کرده، دوست های جدید پیدا، و با افرادی که از مواد یا الکل سوء استفاده نمی کنند روابط جدیدی برقرارکنید. در آن زمان شاید کم کم احساس امنیت کافی برای فکر کردن به این موضوع رابه دست آورید.

با این حال اگر احساس می کنید این علایم بیش از حد شدید یا دردناک هستند باید بلافاصله به آن ها بپردازید، بدانید که می توانید هر زمانی که می خواهید یا نیاز دارید این موضوع را پیش بکشید. درهر مرحله ای از بهبود که باشید کمک در اختیارتان است. یادتان باشد زن های بسیاری روی مشکلشان کار کرده اند و امروز، زندگی شاد، سعادتمند و عاری از مواد مخدر دارند.

این به خود شما بستگی دارد که تصمیم بگیرید چه زمانی درباره تجربه سوء استفاده ای که در بچگی از شما شده با مشاورتان صحبت کنید، اما مهم است که این موضوع هر زمان که آمادگی اش دارید مطرح کنید. شاید اولین باری باشد که درباره آنچه در کودکی بر شما گذشته با کسی صحبت می کنید. شاید از صحبت کردن درباره افراد خانواده یا فردی نزدیک به شما احساس گناه یا ناسپاسی به شما دست دهد. شاید نگران واکنش خانواده تان باشید. همه این احساسات و ترس ها بسیار طبیعی هستند؛ آن ها را با مشاورتان در میان بگذارید.

گاهی به یاد آوردن تفاوت میان احساس قربانی بودن در بچگی و بزرگسالی دشوار است. در آن زمان نمی توانستید از خودتان محافظت کنید اما الآن می توانید. امروز توانایی دارید به عنوان یک فرد بالغ درباره آنچه بر شما گذشته صحبت کنید و می توانید روز به روز بهتر شوید.

مشاورتان چگونه می تواند به شما کمک کند؟

مادامی که درباره تجربه هایتان با مشاور یا درمانگر صحبت می کنید، این گفتگو ممکن است به ویژه درزمانی که خاطرات دردناک گذشته و احساساتتان اوج می گیرند و با نگاه دقیق تری به گذشته می نگرید دشوارتر شود. گاهی اوقات این احساسات شدید موجب بازگشت به مواد مخدر یا الکل می شوند. یک مشاور یا درمانگر می تواند به شما کمک کند ارتباط بین سوء استفاده شدن در گذشته و سوء مصرف مواد مخدر را در حال حاضر درک کنید. او می تواند به شما کمک کند با احساساتتان بهتر کنار بیایید تا کمتر آسیب ببینید.

همچنین مشاورمی تواند  برای ترک مواد، مشاور یا درمانگری پیدا کنید که تخصصش در کار کردن با افرادی است که قربانی کودک آزاری بوده اند. پرداختن به مسائل سوء استفاده در کودکی زمان زیادی می برد؛ باید با

روانشناسی تماس بگیرید که هم می تواند در حال حاضر وهم پس ازاتمام درمان سوء مصرف موادتان به شما کمک کند.

نکته آخر

 به عنوان زنی که در حال بهبود از سوء مصرف مواد مخدر  هستید، با چالش های مختلفی رو به رو شده اید و دوام آورده اید. تصمیم شجاعانه شما برای درمان سوء مصرف مواد مخدر حرکتی برای به قوی تر شدن خودتان است. شما لیاقت این فرصت را دارید که بهترشوید و یک زندگی شاد و سالم را پیش گیرید.

شما در آینده با مشکلاتی رو به رو می شوید اما این توانایی را خواهید داشت که اوضاع را بهتر کنید. شما می توانید این کار را کنید، همان طوری که بسیاری پیش از شما آن را انجام داده اند. یادتان باشد: شما تنها نیستید. از منابع متعدد و شبکه های حمایتی که دراختیارتان است استفاده کنید تا به شما احساس امنیت بدهند و به سوی اهدافتان پیش روید. تا زمانی که هوشیار هستید، گزینه هایتان بیشتر می شود. مادامی که رابطه ای بر پایه اعتماد  با مشاور یا درمانگر برقرار می کنید، بهتر می شوید.

شجاعتی که در کمک کردن به بهبود خودتان پیدا می کنید، می تواند روزی به فرد دیگری که در اعتیاد و درد از دست رفته است کمک کند.

با خودتان صبور باشید. بهتر شدن زمان می برد اما ارزشش را دارد چون شما ارزشش را دارید.

لینک منبع

مرداد
۹
 حمایت ۲۰۰ نماینده مجلس از طرح جداسازی زنان و مردان در محیط کاری
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

168964_482

عکس: ایسنا

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با انتقاد ازاظهارنظر قائم‌مقام در امور بی‌الملل وزارت کار مبنی بر مخالفت وی از طرح جداسازی زنان و مردان کارمند گفت: طرح تفکیک زنان و مردان در محیط کاری مورد حمایت حدود ۲۰۰ نماینده مجلس قرار گرفته و در نماز جمعه نیز از این اقدام تقدیر شده است.

مجتبی رحماندوست در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت گفت: در رسانه‌ها خبری از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی منتشر شده مبنی بر اینکه این وزارتخانه با موضوع جداسازی کارکنان زن و مرد در محیط‌های اداری و کاری مخالف است.

نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس نهم در این‌خصوص ادامه داد: در تماسی که با مسئولان وزارت کار داشته‌ام آنها عنوان کردند که این فقط اظهارنظر حسینی قائم‌مقام در امور بین‌الملل وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی بوده است و یک اقدام خودسرانه بوده است که موضوع اصلاح خواهد شد.

وی افزود: در اظهارنظر قائم‌مقام در امور بین‌الملل وزارتخانه کار عنوان شده است که تفکیک جنسیتی زنان و مردان کارمند مخالف با تعهدات بین‌المللی وزارتخانه و همچنین کنوانسیون‌های بین‌المللی کار است، بنابراین شهرداری تهران باید بخشنامه خود را در این زمینه پس بگیرد، این در حالی است که این اقدام خوب از سوی حدود ۲۰۰ نماینده مجلس و در مراسم نماز جمعه مورد تقدیر و تشکر قرار گرفته است.

رحماندوست گفت: در رابطه با این موضوع با موالی‌زاده و طاهایی از معاونان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و همچنین محمد ربیعی مشاور وزیر تماس گرفتم که آنها عنوان کردند این فقط یک اظهار نظر از سوی قائم‌مقام در امور بین‌الملل وزارتخانه بوده و قول مساعدت و رسیدگی داده شد.

این نماینده مردم در خانه ملت تصریح کرد: با توجه به آموزه‌های دینی نباید یک مدیر مرد از منشی زن استفاده کند و همچنین بالعکس این قضیه نیز صادق است. موضوع دیگر اینکه نباید در یک اتاق کاری چند کارمند زن و مرد به صورت مختلط با هم کار کنند.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس یادآور شد: از طرح جداسازی زنان و مردان کارمند در محیط‌های کاری حمایت و اعلام می‌کنم باید حکم الهی اجرا شود.

مرداد
۸
 مردی که پس از بهبود، از اعمال خشونت هایش شرمنده است
تجربه ها و خاطره ها
۳
, , , , , ,
image_pdfimage_print

461306444_a07945e0bd_z

عکس: Greg Robbins

پریسا صفرپور- فارغ التحصیل رسانه و هنر

 “کریم” سی و چهارساله، دیپلم برق دارد و در اداره برق شهرشان مشغول به کار است. او به خواهش و پیشنهاد همسرش پذیرفته است با ما حرف بزند. این برای همسرش یک معجزه است چون کریم تا ۹ ماه پیش به همسرش اجازه نمی داد، حتی شب ها قبل یا بعد از او بخوابد؛ چه برسد به اینکه پیشنهاد صحبت کردن با یک جامعه را بپذیرد و خودش را نقد کند.

 «باورتان نمی شود، مثل معتاد ترک کرده ای هستم که وقتی عکس روزهای کنارجوی افتادن و حقارتم را می بینم هم خجالت می کشم و هم دلم برای خودم می سوزد.»

 کریم از کودکی همه چیز را با زور به دست آورده است. مادرش می گوید خانواده ای نبوده اند که بچه را لوس کنند و یا کتک بزنند اما گاهی خشم و بی توجهی پسرک به دیگران چنان غیرقابل کنترل و زننده بود که می گفتند روانی است. کریم احساسات دوران کودکی اش را جور دیگری بیان می کند.

«من به خاطر ندارم که در کودکی چه خواسته ای داشتم، ولی از نوجوانی به خودم این حق را می دادم که حرفم را به کرسی بنشانم چون دلم می خواهد. چون بیشتر می فهمم. چون این که من می گویم صحیح تر است.»

 کریم می گوید از خشمی که با خشونتش در دیگران ایجاد می کرده آگاه بوده است و در آن لحظه به این می اندیشد که «چه خوب توانستم حالش را جا بیاورم.» حتی وقتی از پدرش در بیست سالگی کتک می خورد باز هم از اینکه پدر تا آن حد خشمگین بوده، احساس رضایت کرده است.

او می گوید: «یک روز وقتی خواهرم از راه مدرسه با دوستانش به سینما رفت او را کتک زدم و پدرم شب که شنید مرا با شلنگ و کمربند کتک زد و گفت از خانه برو بیرون دیگر پسر من نیستی. من از خانه بیرون زدم و با خودم فکر کردم چه بهتر. اینها که آدم نیستند و ارزش مرا نمی دانند. البته به انتقام هم فکر می کردم.»

 چند روز بعد مادر کریم او را از خانهٔ خاله و عمه بر می گرداند و او همچنان یک انسان پرخاشگر باقی می ماند. در بیست و چهارسالگی با همسرش نامزد و در همان دوران نامزدی به او تعرض می کند.

 «با خودم گفتم بالاخره قرار است زن من بشود چرا نباید راضی باشد. متاسفانه با توسل به زور انجام شد. حالا با کتاب هایی که در این مدت خوانده ام و چیزهایی که در اینترنت هست، فهمیده ام حتی اگر زن من باشد و تمایل نداشته باشد هم تجاوز است چه برسد به آن دوران.»

کریم یک سال بعد از نامزدی و تعرض، وقتی به مراسم عروسی نزدیک می شوند و همسرش را در آن مدت با تهدید ساکت نگه داشته بوده احساس می کند دیگر دخترک را دوست ندارد.

 «دائم به خودم نهیب می زدم گناه دارد ولی خوب دوستش نداشتم چکار باید می کردم. دلم را زده بود. فکر می کردم پاک نیست.»

 مادر کریم می گوید وقتی دخترک مستاصل و نالان و وحشت زده گفت از شش هفت ماه پیش مورد تعرض کریم قرار گرفته است، بی برو برگرد حرف او را قبول کرده چون پسر خودش را خوب می شناخت. آنها دوماه زودتر از موعد مقرر عروسی را برپا می کنند و پسر را به زور پای سفره عقد می نشانند.

«بیچاره همسرم را خیلی اذیت کردم. کتکش زدم مثل برده ازش کار کشیدم. یک سال زمستان از او خواستم لباس ها را با دست در حیاط بشوید هرچه التماس کرد، گفتم باید تنبیه شوی چون امروز خانه خواهرت زیاد سر سفره به من نرسیدی. باور کنید خودم دلم می سوخت ولی از طرفی می خواستم ادبش کنم.

 آنها دوبار برای طلاق اقدام می کنند. دفعهٔ اول می فهمند حامله است و دفعهٔ دوم پدر همسر کریم فوت می کند.

 «هر دوبار دیگران مرا نصیحت کردند و البته خودم هم دلم می سوخت که زنم در لحظه های بحرانی تنها نماند. این بود که همسرم با اینکه هر دو بار شش ماه تا یک سال جدا بودیم به خانه برگشت.»

 بالاخره ۹ ماه پیش وقتی کریم بچهٔ هفت ساله اش را به خاطر شب ادراری کتک می زند همسر او واکنش عجیبی نشان می دهد.

 « نمی دانم بخندم یا گریه کنم از یادآوری آن صحنه. همسرم صبح زود رفته بود نان بگیرد و من روز تعطیل خواب بودم. بچه با گریه صدایم کرد. بی حوصله رفتم دیدم خیس است. حالم بد شد و به او چند سیلی زدم و بی آنکه عوضش کنم برگشتم و خوابیدم. همسرم که آمد و جریان را فهمید مثل ماده ببری که به بچه اش دست اندازی کرده ای، هزار برابرجثه اش قدرت گرفت و شد کسی که من هرگز نمی شناختم.»

به شدت عصبانی بود، تمام لباس ها را از تویه کشوها به بیرون پرتاب می کرد و همه چیز را به هم می ریخت و به من گفت:  دو راه پیش روی توست. به وکیل برای طلاق زنگ بزنم یا به روانپزشک برای درمانت.

«نمی دانم سن من ایجاب می کرد که مثل گذشته از خشم همسرم خوشحال نشوم یا چون موضوع به دخترم مربوط بود عصبانی نشدم. همین دو سه شب قبلش باجناقم در روزنامه بلند برای همه خواند که، یک زن شوهرش را پس از سال ها آزار کشیدن و کتک خوردن کشته است. در آن لحظه با خودم فکر کردم آیا من هم به آن روز می افتم؟ یا باید خوشحال باشم زنم کار خطرناکی با من نکرده است.

«آنقدر به من بد و بیراه گفت و برعکس همیشه گریه نکرد که من مطمئن بودم اگر این بار کار به جدایی بکشد حتی خانوادهٔ خودم به نفع او رای می دهند و مجبور می شوم هم بچه ها را بدهم و هم مهریه را.»

 کریم قول می دهد که همان روز به روانپزشک مراجعه کند. زن با بچه ها به خانهٔ پدرشوهرش می رود و جریان را می گوید و مورد حمایت قرار می گیرد.

 «یکی دو روز عصبانی بودم ولی باجناقم خیلی نصیحتم کرد. ولی طول کشید تا هضمش کنم. همان هفته به روانپزشک مراجعه کردیم. بیچاره همسرم نیز خودش را معرفی کرد و هر دو شروع کردیم به دارو خوردن و در عین حال هفته ای یک بار حرف زدن با روانکاو تا شش ماه. مادر همسرم از مستمری اش کمکمان می کرد و پدرم از حقوق بازنشستگی. حتی باجناقم پول چند جلسه مشاوره را داد. به هر حال چند چیز را یاد گرفتم. یکی کتاب خواندن، یکی اظهار نظر بی جا نکردن، یکی در اینترنت دنبال چیزهای خوب گشتن. من تازه پنج شش ماه است که از اینترنت هم خوشم آمده و درس های خوب یاد می گیرم. وبسایت های خوب و مجله های آنلاین دربارهٔ روانشناسی و خانواده و اینها می خوانم. قبلش فقط ماهواره که آن هم همه اش مسخره کردن مجری های زن بود یا تلفن زدن و چرت و‌پرت گفتن به مجری های مرد و آهنگ درخواستی و اینها.»

همسر کریم می‌گوید صبوری اش برای این نبود که شوهرش را دوست داشت یا صبور است؛ به این خاطر ده سال دوام آورده که جای امنی برای رفتن نداشته. «مگر چند ماه می‌شود خانۀ پدرومادرشوهر ماند؟ نه شغلی داشتم نه سرپناهی.»

کریم معتقد است اکثر آدم هایی که می‌شناسد و به آن‌ها می‌گویند «عصبی» قابل درمان هستند چون به گفتۀ خودش «بدتر از من نمی توانستید پیدا کنید.»

مرداد
۸
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مخالفت با طرح تفکیک جنسیتی در شهرداری را تکذیب کرد
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

81254575-5852585

عکس: ایرنا

روابط عمومی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به دنبال خبر منتشر شده در خصوص نامه معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به شهردار تهران اعلام کرد: نامه مذکور تنها بر الزام از عدم ممانعت زنان از احراز برخی از مشاغل تأکید داشته و این وزارتخانه نفیاَ و اثباتاَ اشاره ای به تفکیک جنسیتی نداشته است.

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مخالفت با طرح تفکیک جنسیتی در شهرداری را تکذیب کرد

به گزارش ایرنا، روابط عمومی وزارت تعاون، کار در خصوص هدف از ارسال نامه معاون وزیر تعاون، اضافه کرد: تفکیک جنسیتی نباید در سیاست ها و بخشنامه ها، زنان را از دسترسی به برخی از مشاغل متداول در ایران و جهان محروم سازد.

گفتنی است، سوابق ناشی از صدور این نوع بخشنامه ها حاکی از آن است که اینگونه بخشنامه ها توسط بهانه جویان در سازمانهای بین المللی دستاویز علیه دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و این درصورتی است که در جمهوری اسلامی ایران همه زنان آزادانه حق انتخاب مشاغل در چارچوب قوانین را داشته و ایران پرچمدار عدالت جنسیتی بوده است.

در بخش دیگری از این نامه آمده است: این نامه با اعتقاد به حفظ ارزشهای اسلامی در مراکز اداری صادر شده و هدف آن مواردی است که هیچ ارتباطی به ارزشهای اسلامی ندارد، ضمن آنکه به نظر کارشناسان وزارتخانه عدم امکان حضور زنان در مشاغل مورد نظر بخشنامه موجب نارضایتی مراجعان زن به این دستگاهها نیز خواهد شد.

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ضمن تاکید براینکه محتوای نامه ارتباطی با مساله تفکیک جنسیتی نداشته، عناوین به کار گرفته شده در رسانه ها درخصوص این نامه را تکذیب کرد.

مرداد
۸
بررسی عملکرد مرجع ملی حقوق کودک
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

190691

عکس: ایلنا

«امکان ازدواج سرپرست با فرزندخوانده به هر حال نص صریح قرآنی است که البته می‌شد به طور دیگری نیز مطرح شود اما به هر حال نظر شورای نگهبان این گونه بوده است. »

پس از پیوستن مشروط ایران به پیمان نامه جهانی حقوق کودک در سال ۱۳۷۲وزارت امور خارجه وظیفه اجرای مفاد این پیمان نامه را تا سال ۸۸به عهده گرفت و دو گزارش نیز از چگونگی اجرای آن برای سازمان ملل متحد فرستاد.

پس از آن در سال ۸۸بر اساس مصوبه هیات دولت این وظیفه بر عهده وزارت دادگستری قرار گرفت.

این وزارت خانه نیز برای اجرای مفاد این پیمان نامه مرجع ملی حقوق کودک را تشکیل داد.

در گفتگو با مظفر الوندی دبیر مرجع ملی حقوق کودک به بیان شرح وظایف و عملکرد این مرجع در طول فعالیت ۵ساله این مرجع پرداخته‌ایم.

مظفر الوندی دبیر مرجع ملی حقوق کودک در گفتگو با ایلنا در مورد چگونگی تشکیل و وظایف مرجع ملی حقوق کودک گفت: «از سال ۱۳۸۸پس از وزارت امور خارجه، بر اساس مصوبات دولت وقت وزارت دادگستری به عنوان مرجع ملی اجرای کنوانسیون حقوق کودک تعیین شد.

پس از تعیین وزارت دادگستری به عنوان مرجع اجرای کنوانسیون آیین‌نامه‌ای برای مشخص شدن تکالیف مرجع تنظیم شد و در سال ۱۳۹۰به تصویب دولت رسید.

در این آیین نامه اهداف، وظایف، نحوه تقابل مرجع با دستگاه‌های مختلف و جزییات آن ذکر و به عنوان یک مصوبه به مرجع ملی حقوق کودک ابلاغ شد.

بعد از ابلاغ این مصوبات، دبیرخانه مرجع نیز در وزارت دادگستری تشکیل شد که یکی از وظایف این ودبیرخانه تشکیل شورای هماهنگی بود.»

وی ادامه داد: «در این شورا حدود ۱۵-۱۶سازمان دولتی، وزارتخانه‌و سه نماینده از سازمان‌های مردم نهاد، یک نماینده از کانون وکلا، یک نماینده از حوزه علمیه و همچنین نماینده قوه قضاییه عضو شدند که حداقل هر ۴۵روز یک جلسه را معمولا با حضور وزیر دادگستری تشکیل می‌دهند.

همچنین برای آنکه این شورا بتواند به صورت تخصصی‌تر و جزیی‌تر به مسائل بپردازد کارگروه‌هایی نیز در این شورا تشکیل شده است.

این کار گروه‌ها عبارتند از: کارگروه حقوقی و قضایی که پیگیر قوانین هستند، کارگروه حمایتی و هماهنگی که عمده مسائل حمایتی مربوط به کودکان در کشور را رصد می‌کند؛ کارگروه آموزش و اطلاع رسانی و کارگروه پایش ارزیابی.»

دبیر مرجع ملی حقوق کودک افزود: «مرجع ملی در حقیقت نهادی است که با استفاده از ساز و کارهای قانونی و اداری مفاد کنوانسیون جهانی حقوق کودک را در کشور اجرایی می‌کند.

در واقع این مرجع خود کار اجرایی انجام نمی‌دهد و بیشتر نقش پیگیری و هماهنگی بین دستگاهی را ایفا می‌کند.

در کنار وظایف این مرجع برنامه‌هایی مانند همکاری با دفتر یونیسف نیز در دستور کار قرار دارد همچنین در برنامه‌ها و جلسات مرتبط گوناگون دیگر نهاد‌ها مانند جلسات ساماندهی کودکان خیابانی نیز مرجع حضور دارد.

یکی دیگر از برنامه‌های مرجع ملی نیز تهیه گزارش و ارسال آن به سازمان ملل است که در واقع گزارش سوم را که مربوط به سال‌های ۲۰۰۵تا ۲۰۱۰بود، مرجع ملی تهیه و از مسیر وزارت خارجه به سازمان ملل ارسال کرده است.»

با توجه به اینکه اشاره کردید مرجع یک نهاد اجرایی نیست آیا اکنون طرحی به طور مشخص وجود دارد که مرجع آن را تهیه کرده و در حال حاضر توسط دستگاهی در حال اجرا باشد؟

«اولین کاری که در کارگروه‌ها صورت گرفت اجرای یک نیاز سنجی به صورت علمی برای همه اعضای کارگروه‌ها بود تا دیدگاه و تفکراتشان مشخص شود.

در کارگروه‌ها، ما به دلیل آنکه نمایندگان دستگاه‌های مختلف در آن حضور دارند، هم موضوعاتی کلی بررسی می‌شود و هم اگر مواردی مانند کودک‌آزاری پیش بیاید از دستگاه مربوطه پیگیری خواهد شد.

باید توجه کرد که ما کار عملیاتی انجام نمی‌دهیم و کار ما بیشتر ارائه گزارش‌های تحلیلی است برای نمونه در مورد کودک آزاری، نماینده بهزیستی را در شورا فرا می‌خوانیم تا در باره اتفاق رخ داده گزارش بدهد.

بیشتر اولویت‌های کار مرجع را کارگروه‌ها تعیین می‌کنند برای نمونه در کارگروه‌ حقوق قضایی قوانین موجود مورد بررسی قرار می‌گیرد و اگر لایحه‌ای در مجلس راجع‌به کودکان وجود داشته باشد پیگیری و نقطه نظرات مرجع رااعلام می‌کند.

همچنین اگر قوانینی مورد نیاز باشد به صورت پیشنهاد مطرح می‌کنیم. در کارگروه‌های حمایتی نیز در مورد شیوه‌های حمایت از کودکان بحث می‌کنیم و اگر نیاز به توصیهای به وزارتخانهای باشد از طریق رئیس مرجع که وزیر دادگستری است این کار صورت می‌گیرد.»

تا کنون چه لوایحی مورد بررسی مرجع ملی حقوق کودک قرار گرفته است؟

«آخرین لایحه که درباره کودکان مطرح شده لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان است که چند سال پیش از سوی قوه قضاییه مطرح شد و دولت نیز آن را تصویب کرد و لایحه اکنون در کمیسیون قضایی مجلس است.

این لایحه به دلیل حساسیت‌هایی که دارد اکنون در مرکز پژوهش‌های مجلس در حال بررسی است و ما هم نقطه نظرات خودمان را در مورد آن مطرح کرده‌ایم.

قانون کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست نیز که حدود ۶، ۷ماه پیش ابلاغ شد، ما در مرحله اولیه تدوین آن حضور نداشتیم اما در آخرین مراحل حضور پیدا کرده و اعلام نظر کردیم.

در مورد بند حساسیت زای این قانون یعنی بندی که اجازه ازدواج سرپرست با فرزندخوانده را می‌دهد نظر مرجع چه بوده است؟

نگاه ما در مرجع ملی این بود که موارد مثبت این قانون بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

این قانون به هر حال نسبت به قانون سال ۵۳تحولات خیلی زیادی دارد و در آن بحث‌های حمایتی پررنگ‌تر است. برای اولین بار در این قانون نسبت به کودکان بدسرپرست تعیین تکلیف شده در حالی که قانون قبلی تنها در مورد کودکان بی‌سرپرست بود.

این قانون در مجموع خوب ارزیابی شد این بند هم به هر حال  نص صریح قرآنی است که البته می‌شد به طور دیگری نیز مطرح شود اما به هر حال نظر شورای نگهبان این گونه بوده است.

ازدواج فرزندخوانده با سرپرست بر اساس این قانون تنها با تایید بهزیستی، مشاورین، کار‌شناسان ودادگاه با در نظر گرفتن شرایط خانواده صورت خواهد گرفت.

در وزارت کار نیز ما عضو کمیته‌ای هستیم که آیین نامه‌های اجرایی این قانون تنظیم می‌شود تا کنون با مشارکت وزارت دادگستری، وزارت کشور دو آیین نامه نیزپیش بینی شده که جزئی‌تر به موضوعات آن پرداخته خواهد شد.

ادامه دارد

مرداد
۸
ازدواج سفید زائیده شرایط درونى جامعه است
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , , , , ,
image_pdfimage_print

nahid

بر اساس اعلام رسمی سازمان ثبت احوال کشور هر ساعت ۱۶ طلاق در کشور به ثبت می‌رسد. بررسی آمار ۱۰سال گذشته طلاق در کشور هم نشان می‌دهد که این آمار همیشه رو به افزایش بوده است. همین موضوع موجب نگرانی خانواده‌ها و کارشناسان شده است و دیگر ضرب‌المثل عروس باید با لباس سفید به خانه بخت برود و با لباس سفید برگردد از سر زبانها افتاده است. همچنان این سؤال باقی است، دلایل افزایش آمار طلاق چیست و اصولا بالا رفتن آمار طلاق بد است ؟

برای پیدا کردن جواب سوال هایمان با دکتر ” ناهید مطیع ” محقق و مدرس مسایل جنسیت به گفت و گو نشستیم. وی بنیان‌گذار بخش مطالعات زنان در دانشگاه آزاد اسلامی و مؤسس یک سازمان غیردولتی زنان به نام «محققان مستقل مسایل زنان» بوده و مدتی هم مدیریت هر دو سازمان یاد شده را به عهده داشته است. او با چندین کنفرانس ملی و بین‌ا‌لمللی به عنوان سخنران، هماهنگ کننده و مشاور همکاری کرده و نیز در چندین دوره تخصصی مطالعات جنسیت، فلوشیپ دریافت کرده است. ناهید مطیع درباره نگرانی مسئولان و آمار منتشر شده از افزایش طلاق و نسبت آن با آمار ازدواج می گوید:

بله آمار طلاق افزایش و شاید ازدواج کاهش پیدا کرده است، اما اگر شاخص آنها را با هم مقایسه کنیم ازدواج نسبتش به طلاق کمتر نیست. شاید در دوره های کوتاه مدتی که اداره ثبت گزارش می دهد شاهد کاهش ازدواج و افزایش طلاق باشیم اما در دوره های ۵ ساله که از نظر جمعیت شناسی معنا دار است، آمار ازدواج همیشه بیشتر است.

اما به هر حال با یک روند افزایش طلاق در مناطق شهری و روستایی مواجه هستیم که در دهه ۷۹ و ۸۰ این روند آغاز و ادامه پیدا کرد و در مورد آن سیاست هایی نیز اتخاذ شده ، مبنی بر اینکه چطور می شود جلوی این روند افزایشی را گرفت. از طرف دیگر وقتی می گوییم طلاق افزایش پیدا کرده است، معمولا این تصور ایجاد می شود که این طلاق ها اصطلاحا «زن خواسته » اند، در صورتی که این آمار به ما نمی گوید آیا طلاق ها زن خواسته اند یا مرد خواسته. ولی اگر فرض کنیم که روند افزایشی طلاق مربوط می شود به افزایش درخواست طلاق از طرف زنان که اغلب برای به نتیجه رسیدن به موانع زیادی بر می خورند، با دو دیدگاه به این افزایش نگاه می شود. یکی دیدگاه فعالان حقوق زنان که طلاق را حق زنان می دانند و معتقدند زنان برای گرفتن طلاق باید حقوق برابری با مردان داشته باشند و دیگری مربوط می شود به دیدگاه سنتی که می گوید به زنان نباید حق طلاق داد چون خانواده از هم می پاشد.

اما در واقع آن چیزی که در حال تغییر است و شاید باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، قراردادهای حاکم بر خانواده است. به عنوان مثال باورهایی وجود داشت مثل اینکه «طلاق قبیح است»، «داشتن فرزند بیشتر خوب است»، «دختر باید در سن معینی ازدواج کند»،یا« مرد باید چندین سال از زن بزرگتر باشد» . در حقیقت آمارهای طلاق و ازدواج پیام دارند و به ما می گویند که ملاک ها و قرار دادها و ابعاد حاکم بر آن تغییر کرده اند. سن ازدواج بالا رفته، اختلاف سنی زوجین کم شده و گاهی سن دختران بیشتر از سن پسران است، ازدواج سفید گسترده شده است ( زوجی که بدون عقد نکاح با یکدیگر زندگی می کنند) اندازه خانواده کوچک شده است.خانواده تک نفره ( یعنی یک نفر زیر یک سقف زندگی می کند) رقم نسبتا بالایی(۲/۷) را در انواع خانواده به خود اختصاص می دهد.تعداد خانواده های زن سرپرست رو به افزایش است و آمارها نشان دهنده تزاید۵\۲برابری آنها طی ۱۵ سال اخیر است.خانواده های مهاجر رو به رشدند.همه اینها به ما نشان می دهند که قراردادهای قدیمی در حال عوض شدن هستند و رسم و رسوم های جدیدی ابداع شده اند. و مهمتر اینکه از خانواده هسته ای به سمت تنوع شکل خانواده می رویم.

بدین ترتیب شما اشکال جدیدی برای خانواده تعریف می کنید . درست فهمیدم ؟

بله با توجه به تحولاتی که اتفاق افتاده و به آنها اشاره شد می توان اشکال جدید خانواده را به این ترتیب نام برد:

۱- خانواده زن سرپرست

۲- انوارتک نفره

۳- خانواده مهاجر که در آن معمولا یک زوج مهاجرت و دیگری در خانه می ماند. در گذشته عموما این زوج مرد بود ولی امروزه زنان هستند که از خانواده جدا می شوند، خصوصا اگر به خارج از کشور و کشور های غربی مهاجرت کنند.

۴- خانواده سفید یا همزیست

۵- شبه خانواده

 لطفا چند مثال بیاورید از این تغیرات باورها و قراردادهای حاکم بر ازدواج؟

 قراردادهای ازدواج سبک و سیاقشان تغییر کرده است مثلا” دیگر طلاق آنچنان قبیح نیست و مانند گذشته مذموم شمرده نمی شود. یک دوران نامزدی بوجود آمده که با خواندن صیغه محرمیت که همان عقد رسمی است، دو نفر  تبدیل به خانواده می شوند اما زیر یک سقف نمی روند. بیشتر طلاق ها مربوط می شود به این خانواده ها که از نظر قانونی خانواده اند ولی از نظر عرفی خانواده محسوب نمی شوند.و به آن می گویند دوران نامزدی. یعنی  یک شبه خانواده تشکیل شده ولی خانواده واقعی بوجود نیامده است. حدود نیمی از طلاق ها مربوط به این دوران می شود و معمولا والدین از وقوع چنین طلاق هایی خرسند هم می شوند چون معتقدند ادامه زندگی به نفع فرزند شان نیست.

یکی دیگراز قراردادها و یا تغیرسبک و سیاق ازدواج ها مربوط به مهریه های طلایی است، یعنی اگر بر گردیم به بعد از انقلاب به دلیل قوانین که از زن دفاع نمی کند، خانواده ها برای حمایت از دخترانشان سکه را برای مهریه مناسب تر دیدند،چون ارزشش در بازار کاسته نمی شود. که خود آن نیز مشکلاتی بوجود آورد. گرچه قوانینی برای محدودیت آن وضع شد ولی مطمئن نیستم قانون ۱۱۰ سکه اجباری باشد. اگر خانواده ها بخواهند مهریه راافزایش بدهند هیچ ممانعتی وجود ندارد.

شما در تقسیم بندی به ازدواج سفید اشاره کردید که این روزها پیرامون آن بحث هایی وجود دارد . اساسا ازدواج سفید چیست ؟

ازدواج سپید به “هم زیستى “زوجین بدون ازدواج ثبت شده گفته مى شود. اینکه چرا بوجود آمده و چه عوارضى بر جامعه دارد، خود مى تواند مورد تحقیق قرار گیرد. بسیارى از صاحب نظران معتقدند که این شکل از هم زیستى زاییده فرهنگ غربى است. ولى به نظر من تا شرایط درونى یک جامعه برای پیدایش یک پدیده اجتماعی و پایداریش فراهم نباشد، آن پدیده اتفاق نمى افتد. حالا چه خوشایند ما باشد چه نباشد. شاید بتوان گفت دلیل پیدایش این پدیده اجتماعى به شرایط اقتصادی، اجتماعى و حقوقى موجود در نهادهای عمومى برمى گردد. از نظر اقتصادی جوانان ما در گیر  بیکاری، نداشتن سرمایه و مسایل اقتصادی و مشکلات اداره یک خانواده هسته ای متعارف هستند. یعنی خانواده ای که باید در آن زن و شوهر و بچه هایی  زیر یک سقف زندگی کنند و ثبت شده باشند.آنها از نظر اجتماعی و فرهنگى نمى توانند یا نمى خواهند توقعات غالب بر ازدواج و تشکیل خانواده را بر آورده کنند. مثل مخارج عروسی و رسم و رسومات حاکم برآن. از نظر حقوقى هم عدم هم ترازى و برابرى زوجین در قانون مى تواند تمایل جوانان را بر انتخاب این شکل از خانواده افزایش دهد.

خانم مطیع برگردیم به بررسی افزایش آمار طلاق، هنوز سوال اول من به قوت خود باقیست. چرا ازدواج ها کم شده و طلاق افزایش پیدا کرده است خانواده تک سرپرست زیاد شده چرا سن ازدواج بالا رفته است؟

شما باید ساختارهای اقتصادی – اجتماعی جامعه را نگاه کنید بیکاری بالاترین روند را طی ۵ سال گذشته داشته یعنی ۴۰ میلیون نفر غیر فعالند و حدود ۲۰ میلیون دیگر بار این ۴۰ میلیون را به دوش می کشند.

تهیه مسکن از دیگر مشکلات ازدواج است. ۶۰ در صد خانواده های ایران اجاره نشین هستند بخصوص در شهر های بزرگ که اجاره ها کمر شکنند و آمار ها نشان می دهد حدود ۴۰ در صد هرینه های غیر خوراکی به مسکن تعلق دارد.

باید توجه کنیم اگر در گذشته خانواده های والدی می توانستند به بچه هایشان کمک کنند حالا دیگر نمی تواند. چون خود پدر و مادرها  هم مشکل تهیه معیشت دارند. آپارتمان نشین شده و مشکلات خاص خود را دارند و توان حمایت از فرزندانش را ندارند .اگر به آمارجدید هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی نگاه کنیم ، متوجه می شویم که چه در شهر و چه در روستا حدود نیمی از درآمد خانوارها از طریق «متفرقه» بدست می آید. یعنی مشاغل متعارف مثل مزد و حقوق بگیری یا مشاغل آزاد کشاورزی و غیر کشاورزی درآمد مکفی در اختیار خانواده  قرار نمی دهد و در آمد حاصل از متفرقه که قبلااز نظر آماری عموما رقم ناچیزی را به خود اختصاص می داد، حالا یعنی در سال ۹۲ بزرکترین رقم درآمدزایی را به خود اختصاص داده است. اینها نشاندهنده این است که خانواده تحت فشار است.

این سطحی نگری است اگر بخواهیم با مجازات علیه بچه دار نشدن و یا ممانعت از حق طلاق زن یا زود ازدواج کردن دختران به مقابله با کاهش نرخ ازدواج وبالا رفتن نرخ طلاق برویم. در حقیقت خود خانواده ها انتخاب کرده اند که چطور با این مشکلات مواجه شوند. تک فرزندی، دوران نامزدی و تشکیل شبه خانواده، و ازدواج سپید از راه حل هایی هستند که خانواده ها برای مواجهه با این مشکلات ابداع کرده اند و باید به عنوان یک محقق بگویم بدون بررسی خواسته های خانواده ها، مشکلاتی که با ان روبرو هستند و فشارهایی که تحمل می کنند نمی توانیم دستورالعمل صادر کنیم. سعی کنیم این فشارها را کم کنیم خانواده تحت فشار، برای حل مشکلاتش نیازمند منابع و کمک کارشناسانه است، نه مجازات.

ممنون ازتوضیحاتی که دادید ولی من هنوز مایلم بدانم شما افزایش آمار طلاق را یک پدیده اجتماعی مضر تلقی می کنید ؟

به طور کلى نمى توان طلاق را بد یا خوب دانست. خانواده ای که اعضای آن در تنش دائم به سر مى برند یا یکى از زوجین (عموما زنان) تحت فشار است، مسلما محیط مناسبى برای زندگى نیست. در این خانواده ها فشار بر روى هر یک ازاعضا به دیگران منتقل مى شود، واساسا خانواده تبدیل به محیط پر خطرى مى شود. ولى طلاق هم بدون مشکل نیست، برای زنان این مشکلات بیشتر است، چون باید استقلال مالى داشته باشند و معمولا برای گرفتن سرپرستى و قیمومت فرزندان مشکل دارند. تطبیق با شرائط فرهنگى بعد از طلاق هم مسائل خودش را دارد.

اگر شما یک مقام تصمیم گیر بودید برای کاهش آمار طلاق چه دستور العملی را توصیه می کردید ؟

من فکر مى کنم نوشتن هر دستورالعمل، منشور و یا هر قانونى، بدون درک درست و کارشناسی ازشرایط حاکم بر خانواده کار امد نیست و حتی ضربه زننده است. به علاوه خانواده یک نهاد خصوصى است و این بدان معناست که در دوران جدید خانواده ها راه و رسم زندگى خود را بر حسب آنچه برایشان کارکرد دارد، انتخاب مى کنند. برای آنکه نرخ طلاق کاهش یابد، ازدواج ها باید در بستر مناسبی صورت گیرد، خانواده ها باید ایمنی اقتصادی، اجتماعی داشته باشند و همانظور که قبلا گفتم طلاق همیشه هم بد نیست. یک خانواده پر تنش می تواند منبع انواع آسیب ها ی روانی و اجتماعی بعدی باشد. شاید اگر با عمق بیشتری مسئله افزایش طلاق در ایران را بررسی کنیم، بتوانیم به علل واقعی آن پی ببریم، در آن صورت است که سیاست گذاران ما می توانند به سیاست های تشویق تشکیل خانواده و تداوم آن با واقع بینی بیشتری نگاه کنند.

مرداد
۸
قانون تامین امنیت زنان در زندگی زناشویی را پیش بینی نکرده است
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

Georgie Pauwels 1

عکس: Georgie Pauwels

حسین رئیسی – وکیل و پژوهشگر حقوقی

هر گاه سخن از حقوق خانواده به میان می آید معمولا” نمی توان درقوانین داخلی حد میانه ای که عدالت را برای هر دو طرف و کودکان تامین کند پیدا کرد .

“بدون شک قانون گذار برای تنظیم مناسبات حقوقی طرفین ازدواج و تبیین نظام حقوقی جامعه به خصوص برای حل اختلافات و نزاع های احتمالی مسئولیت دارد تا چاره ای عادلانه و منصفانه بیاندیشد. در نظام حقوقی ایران به حل و فصل اختلافات اندیشه شده، اما به تحقق عدالت و انصاف توجه لازم نشده است. در این نوشتار و درابتدا، به بررسی یک پرونده حقوقی می پردازیم و خواهیم دید، چنانچه نظام حقوقی و دستگاه قضایی به حمایت های مناسب حقوقی می پرداخت و قوانینی مناسب در این زمینه وضع می کرد، شاهد نتیجه عادلانه و منصفانه ای برای طرفین این پرونده بودیم .”

برای تنظیم مناسبات حقوقی طرفین ازدواج و پیش بینی روزهای ناخوشی قانونگذار و در سطح مهمتر نظام حقوقی جامعه مسئولیت دارد تا اندیشه نماید. نزاع ها احتمالی و اختلافات متعدد را پیش بینی و برای آنها چاره ای منصفانه و عادلانه در نظر بگیرد.

در ادامه روزهای ناخوشی، یک خانواده را می بینیم که تنها نظام حقوقی و دستگاه قضایی می تواند به کمک آنها بیاید، اما نبود حمایت های مناسب حقوقی در قوانین نامناسب نتیجه عادلانه و منصفانه را برای طرفین در پی نخواهد داشت.

پرنیان ۳۸ ساله، فوق لیسانس و خانه‌دار، ۱۲ سال قبل با سامان ۴۱ ساله، مهندس ساختمان ازدواج می‌کند،‌ حاصل این ازدواج دو دختر به‌ نام پریسا و پارمیس هستند. پرنیان زنی خانواده‌ دوست، با احساس، مقید و پایبند به اصول اخلاقی و بسیار جدی و کوشا در تمامی امور زندگی است؛ زنی که زمانی سامان او را مایه برکت زندگی و سرافرازی خودش می‌دانست. او از زمانی که سامان به خواستگاری‌اش می‌رود، از لحظه عقد خودش را وقف همسرش کرد و با حمایت او بود که  همسرش توانست صاحب چند میلیارد سرمایه شود.

درست است که بار مالی خانواده بر دوش پرنیان نیست اما درایت، خوش‌فکری و اقتدار او موجب شد همسرش بتواند به ثروت زیادی دست یابد.

بشنوید ازحال سامان، او در خانواده‌ای بزرگ شده  که پدرش دو همسر داشته و او پسر بزرگ زن دوم است. سامان بهره چندانی از محبت  پدر و مادر  ندیده و حتی چند سال قبل از ازدواج  با پرنیان، درخانه دوستش زندگی می‌کرد.

از همان شب عقد، سامان ساک دستی‌اش را به خانه پدر و مادر پرنیان انتقال می‌دهد و سال‌ها پسر آن‌ها محسوب می‌شود.

بد نیست بدانید که سامان ورزشکار بوده و در حد قهرمانی شناخته‌ شده فعالیت می‌کرده است، اما اکنون گرفتار اعتیاد شده و برخی شب‌ نشینی‌ها با افراد معتاد او را به موادمخدر وابسته‌تر کرده است.

 پرنیان هر بار که با اعتیاد شوهرش مخالفت می‌کند، قربانی خشونت‌های او شده و مورد ضرب و شتم و اهانت قرار می‌گیرد. در آخرین مورد شوهر معتادش او را کتک زده، داروهای گران قیمت‌اش  را داخل دستشویی ریخته، گردن‌بند طلای او را به زور از گردنش کشیده و بدون هیچ پولی او را از خانه بیرون انداخته بود.

اکنون پرنیان هیچ سهمی از زندگی ندارد درحالی که دوازده سال از عمرش به بزرگ‌ کردن دو دخترش سپری شده است و نتوانسته در بیرون از خانه کار کند، در ابتدای زندگی او با داشتن مدرک دانشگاهی، تصور نمی‌کرده که لازم است به‌دنبال یافتن شغلی باشد. در واقع آن‌ها  سال‌های نخستین زندگی را به‌خوبی  آغاز می‌کنند، اما در میانه مسیر زندگی، همه چیز وارونه شده است.

حال که پیوند پرنیان و سامان و پایه‌های زندگی‌شان سست شده،‌ قانون باید به کمک او بیاید. از نظر حقوقی تنها مهریه است که می‌تواند او را دراین شرایط یاری کند. اما در این شرایط و با توجه به توانایی مالی سامان که در زندگی با پرنیان به آن رسیده است،‌ مهریه به هیچ وجه نمی‌تواند مانع رفتارهای نادرست سامان شود وادامه این وضع برای پرنیان بسیار دشوار است.

شاید شما هم به این می‌اندیشید که بهترین راه‌حل برای رهایی این زن درخواست طلاق است. در ادامه می بینیم که طلاق دراین شرایط و براساس قوانین موجود،‌ می‌تواند شکستی برای زن تلقی شود بدون ‌آن‌که برای مرد مشکلی به ‌وجود بیاید.

اکنون اگر دقیق‌تر به پرنیان و شرایط او نگاه کنیم، در صورت طلاق، جوانی و عمر تلف شده، بیماری و ارائه خدمت به همسر، زایمان و نگهداری کودکان، چگونه محاسبه می‌شود؟ آیا وضعیت او بهبود می‌یابد؟ این زن و همه زنان مانند او، (در صورت طلاق) نه حق دارند کنار فرزندان‌شان باشند و نه سهمی از سرمایه اندوخته ‌شده در سال‌های زندگی دارند، نه امکان مالی برای ادامه حیات خواهند داشت. بیماری آنها می تواند بهترین دلیل برای عدم توانایی دراداره فرزندان محسوب شود!

او با دریافت مهریه فقط می‌تواند یک آپارتمان در پایین شهر تهیه کند و در این صورت او چگونه می‌تواند هزینه درمان خود را بدون داشتن بیمه تامین کند؟ تکلیف ادامه زندگی شرافتمندانه او چیست؟

اگر نیمی از ثروت سامان به پرنیان برسد، می‌تواند با بیماری و زندگی کنار بیاید و سال‌های بیشتری زندگی کند. اگر مانند بیشتر کشورهای متمدن دنیا، سامان مجبور باشد پس از طلاق علاوه بر نصف دارایی، نیمی ازدرآمد سالیانه خود را به او بدهد. در عین حال فرزندان همیشه با او در ارتباط باشند و یا با او زندگی کنند. فقط دراین صورت است که عدالت و قانون در جامعه و نسبت به زنانی مانند پرنیان اعمال می‌شود.

پرنیان مانند بسیاری از زنان ایرانی در شرایط مشابه راهی خانه پدری می‌شود، اگر در خانه پدر امکانات مالی و شرایط مناسبی برای ماندن پرنیان وجود نداشته باشد، سرنوشت او چه خواهد شد؟!

در شرایط کنونی در صورتی که زن بتواند طلاق بگیرد و موفق شود مهریه خود را دریافت کند که البته در بیشتر موارد چنین نیست،‌ این زندگی یک بازنده بزرگ خواهد داشت که بدون شک زن است!

اگر به این بخش از مکالمه بین سامان و پرنیان دقت کنیم متوجه شرایط این زن می‌شویم: سامان پرنیان را از خانه بیرون می‌اندازد و می‌گوید: “تو دو راه داری، یا همه حق و حقوق مالی‌ات  را با یک چک توی صورت‌ات پرت می‌کنم و میری گورت را گم می‌کنی و پشت سرت را هم نگاه نمی‌کنی و بچه‌ها را هم فراموش می‌کنی، یا برمی‌گردی به خانه و می‌تمرگی  بالای سر بچه‌ها، من هم زندگی خودم را می‌کنم.”

پرنیان به‌خاطر بچه‌ها و شرایط سختی که با آن روبرو است درحالی که امکان کمک گرفتن از خانواده‌اش را ندارد،‌  مجبور شد راه دوم را انتخاب کند و به خانه برگشت.

اما این پایان ماجرا نبود. سامان هرروز پرنیان را آزار روحی داده و با الفاظ رکیک او و خانواده‌اش را مورد خطاب قرار می‌داد. درنهایت برای چندمین بار جلوی جمعی او را شدیدا” کتک زد و کیفش را خالی کرد، به این معنی که او نباید از خانه چیزی بیرون ببرد، گردنبند طلای او را از گردنش کشید و او را از خانه بیرون انداخت.

پرنیان در آن شرایط مثل یک گنجشک به‌خود می‌لرزد و بچه‌‌ها جیغ می‌کشند. پرنیان است و کوله‌باری از ستم که به منزل خواهرش رفته است!

در اینجا باید پرسید آیا بدون برابری زن و مرد در حقوق انسانی و قانونی،‌ امکان دفاع از چنین قربانیانی وجود دارد؟ مکانیزم لازم برای حمایت از این‌گونه قربانیان خشونت‌های خانگی چیست؟ شاید بگویید چرا این زن به ‌دلیل ضرب و شتم، از شوهرش به دادگاه شکایت نکرده است؟ اما او باوجود این‌که از شوهرش شکایت کرده، مگر جز محکومیت مرد به دیه مختصر، در دادسراها و دادگاهای کیفری نتیجه دیگری دارد؟ در واقع این نتیجه، برای زن شکست و برای مرد متمول یک جایزه است. شاید گفته شود که در این صورت زن می‌تواند حق طلاق به‌دست آورد،‌ اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم می‌بینیم که طلاق برای یک زن بیمار که فرصت‌های شغلی خود را هم از دست داده و حال از سوی مردی بی‌مسئولیت رها شده است، چه سود و فایده‌ای برای این زن خواهد داشت؟

با درک زندگی چنین زن‌هایی، می‌توان پیامدهای قوانین نابرابر بین زن و مرد و نبود قوانین حمایت‌کننده کافی از زنان در دوران زندگی زناشویی و اثرات آن را به‌وضوح دید. همچنین برخورد شدید و جدی با مردانی که نسبت به زنان خود خشونت اعمال می‌کنند، از دیگر راهکارهای حمایت از زنانی است که قربانی این شرایط هستند. همچنین اگر طلاق  یک راه‌حل است، باید ساز و کار قانونی و زمینه حمایت‌های حقوقی آن فراهم شود که جدایی مسیری برای واردشدن زنان مطلقه به گرفتاری‌های بعدی نباشد و این زنان را با آسیب‌های جدید و جدی مواجه نسازد.

مرداد
۷
کودکان را تحقیر نکنید
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

657ba0ae9dc508227dee2bc2cd9f34ce

عکس:  aftabir

تصویری که رسانه از کودک ارائه می‌دهد الگوهای رفتاری از کودک را معرفی می‌کند که یا دربرگیرنده یک سری از نگرش‌ها و انتظارات است و یا به کلی کودک را نادیده می‌گیرد.

کارگاه آموزشی “گزارشگری اخلاقی در حوزه کودکان” توسط انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده (حامی) عصر دیروز با حضور بابک عسکریان؛ مشاور سابق یونیسف و استاد دانشگاه نورث‌وسترن برگزار شد.

به گزارش مهرخانه، در ابتدای این کارگاه بابک عسکریان با ذکر این نکته که تعریف کودک در هر جامعه‌ای متفاوت است، افزود: درست است که در چند سال اخیر سعی شده است این تعریف یکی شود، اما تعریف کودک حتی در شهرهای مختلف ایران نیز متفاوت است.

وی گفت: کودک در بلوچستان با کودک در تهران و ارومیه فرق دارد. وقتی می‌خواهیم کودک را بسنجیم باید بدانیم کودک چه کاری می‌تواند انجام دهد و چه کاری نمی‌تواند.

حقوق انسان‌ها در منشور حقوق کودکان به یکدیگر برتری ندارد

مشاور سابق یونیسف در ادامه به بیان تفاوت نیاز و حق اشاره کرد و گفت: ممکن است در شرایط خاصی به چیزی نیاز داشته باشیم، اما برای برآورده شدن این نیاز آن را نمی‌توان مطالبه کرد؛ ولی حق را باید مطالبه کرد و گرفت. حقوق بر اساس نیازها تعریف شده‌اند و می‌تواند کامل نباشد.

وی ادامه داد: حق در منشور حقوق بشر فارغ از کودک یا برزگسال، به نیازهای اولیه انسان برای زندگی با عزت نفس گفته می‌شود که می‌توان این تعریف را روح بیانیه حقوق بشر دانست که برای همه انسان‌ها مشابه است. این حق در تمام دنیا وجود دارد و به جنسیت ربطی ندارد و تفکیک‌ناپذیر است. همچنین حقوق در منشور حقوق بشر نسبت به هم برتری ندارند، مثلاً نمی‌توان گفت حق بهداشت از آموزش مهم‌تر است یا برعکس.

آسیب‌پذیری متفاوت کودکان از سایر اقشار جامعه

عسکریان اظهار داشت: کسانی که باید حق را به کودکان بدهند و حقوق کودک را برآورده کنند، شامل خانواده، دولت‌ها، جوامع قومی هستند و در کنار اینها برخی سازمان‌های مدنی نقش رساندن حق به کودکان را قبول می‌کنند.

وی افزود: همواره در حقوق، زنان و کودکان را کنار هم قرار می‌دهیم؛ چراکه هر دو آسیب‌پذیرند، اما کودکان گروه اجتماعی دیگری هستند که آسیب‌‌پذیری‌های متفاوتی دارند. بر همین اساس در سال ۱۹۲۳ که هنوز سازمان ملل تشکیل نشده بود و تنها جامعه ملل فعال بود، انجمن نجات کودکان بیانیه ۵ ماده‌ای را صادر کرد که جامعه ملل نیز آن بیانیه را قبول کرد و بعد از مدتی آن را به ۱۰ ماده تبدیل کرد.

نیاز کودک به لذت بردن از زندگی

عسکریان با ذکر این نکته که حقوق کودک نشان می‌دهد انسان در هر دوره خاصی از زندگی ویژگی دارد که با دوره‌های دیگر متفاوت است، گفت: ویژگی خاص دوران کودکی شامل زمان رشد و یادگیری است و فرد عاملیت لازم را ندارد و همچنین به مراقبت و نگهداری نیاز دارد. مهم‌ترین نکته‌ای که درباره کودک وجود دارد این است که کودک نیاز دارد از زندگی لذت ببرد، اما زمان کودکی ما همیشه برای آینده‌ای که باید بسازیم صرف شده و رفاه آتی کودک مدنظر بوده است و نه رفاه حال کودک.

این فعال برنامه‌های بشردوستانه برای کمک به پناهندگان در خلال جنگ افغانستان و عراق با طرح این پرسش که چرا برای کودکان حقوق جداگانه درنظر می‌گیریم، گفت: کودکان دارای هویت هستند، زندگی را به عنوان یک موجود کاملاً وابسته شروع می‌کنند، آسیب‌پذیرند و عمل یا بی‌عملی دولت‌ها آنها را بیش از هر گروه دیگری در جامعه تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، اما نظرات کودکان به ندرت در روند سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری شنیده و درنظر گرفته می‌شود.

سرمایه‌گذاری بر حقوق کودکان به نفع دولت‌هاست

وی تأکید کرد: رشد سالم کودکان در آینده و رفاه هر جامعه حیاتی است و به نفع دولت‌هاست که بر روی نیاز کودکان به عنوان حق، سرمایه‌گذاری کنند و نسل درستی ایجاد کنند.

استاد دانشگاه نورث‌وسترن به پیمان‌نامه حقوق کودکان که ۵۴ ماده و ۳ پروتکل الحاقی دارد، اشاره کرد و ادامه داد: این ۳ پروتکل شامل مشارکت کودکان در نزاع‌های مسلحانه، خرید و فروش، فحشا و استفاده از کودکان در پورنوگرافی و شکایت خود کودکان نسبت به خشونت است. دو کشور آمریکا و سومالی پیمان‌نامه را امضا نکرده‌اند. ایران دو سال بعد از تشکیل کنوانسیون آن را امضا کرد و بعد از ۳ سال در مجلس به تصویب رسید. دولت ایران موظف شد مفاد آیین‌نامه را انجام دهد، اما یک شرط گذاشت و اینکه اگر هر کدام از این مفاد با حقوق شریعه اسلامی منافات داشت، آن ماده را قبول نمی‌کند.

عسکریان حقوق این پیمان‌نامه را به چهار دسته تقسیم کرد و گفت: این چهار دسته شامل حقوق مربوط به بقا و زندگی، حقوق مربوط به حمایت و مراقبت، حقوق مربوط به پرورش و رشد و حقوق مربوط به مشارکت است و چهار اصل مربوط به تمام ماده‌های کنوانسیون نیز بایستی رعایت شود، که این چهار اصل عبارتند از اینکه کودک باید زیر ۱۸ سال باشد، اصل عدم تبعیض رعایت شود، منافع عالی کودک باید چارچوب اصلی تمام اقدامات مربوط به کودکان باشد و نظرات کودکان باید در همه مسائل مؤثر بر زندگی آنها در نظر گرفته شود.

وی در خصوص کمیته حقوق کودک (CRC) تأکید کرد: کشورهایی که این حقوق را امضا کردند باید با توجه به منابعی که در اختیار دارند این حقوق را برآورده کنند و بعد از مدتی از کشورها گزارش می‌گیرند و خود کشورها اعلام می‌کنند که تا چه حد حقوق کودکان را رعایت کردند و در کنار آن گروه‌های مدنی گزارش در سایه (shadow report) ارائه می‌دهند.

کلیشه‌های تصویری ارائه‌شده از کودکان

عسکریان به کلیشه‌ها و تصاویر ارائه‌شده از کودکان افغان در ایران اشاره کرد و گفت: این افراد کثیف نشان داده می‌شوند یا اینکه آنها را قاتل معرفی می‌کنیم، اما آیا اگر قتلی از طرف چند افغانی صورت گرفت باید همه آنها را قاتل معرفی کنیم؟ مگر در ایرانیان خارج از کشور ناهنجارهایی مانند دزدی یا سایر ناهنجارها نیست؟؛ آیا باید بگوییم تمام ایرانیان دزد هستند؟

چالش اسلو مبحث بعدی بود که بابک عسکریان مشاور سابق یونیسف به آن اشاره کرد. وی گفت: چالش اسلو رابطه بین کودک و رسانه را یک نقطه ورود به دنیای عظیم و چندوجهی کودکان و حقوقشان از جمله؛ حق آموزش، آزادی بیان، بازی، هویت، سلامت، عزت نفس و احترام به خود را حمایت و ارزیابی کرد.

وی در خصوص گزارشگری اخلاقی در حوزه کودکان گفت: پیمان‌نامه اصول مجزایی را ارائه نمی‌دهد، اما در مواد ۱۲ و ۱۷ درباره این مسئله صحبت می‌کند. ماده ۱۲ از حق ابراز آزادانه عقیده کودک در اموری که به خودش مربوط می‌شود صحبت کرده و ماده ۱۷ از دسترسی کودکان به اطلاعات و مطالب گوناگون از منابع ملی و بین‌المللی.

کودکان چگونه در رسانه‌ها نشان داده می‌شوند؟

عسکریان درباره به تصویر کشیدن کودکان در رسانه بیان کرد: در تحقیق دانشگاه میشیگان در ارتباط با خشونت مشخص شده است که خشونت در رسانه بازتولید می‌شود. تصویری که رسانه از کودک ارائه می‌دهد الگوهای رفتاری از کودک را معرفی می‌کند که یا دربرگیرنده یک سری از نگرش‌ها و انتظارات است و یا به کلی کودک را نادیده می‌گیرد. فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران تصویر کودک در رسانه را شامل موارد زیر می‌داند: خانواده‌ها در کشورهای در حال توسعه همواره در مواجه با فقر و بدبختی هستند، گزارش‌های ارائه‌شده درباره کودکان دارای تحلیل نیست، نوجوانان بی‌مسئولیت هستند و تنها در مورد گزارش کودک‌آزاری یا کودکان خیابانی صحبت می‌شود، اما از دیگر حقوق ضایع‌شده کودک مانند حق بازی صحبتی به میان نمی‌آید.

عسکریان به ارائه آمار ارائه‌شده در این خصوص از طرف فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران پرداخت:

 ش

وی سپس به موضوع بهره‌کشی رسانه‌ای از کودکان اشاره کرد و گفت: از کودکان به عنوان افرادی که از لحاظ جنسی فعال هستند در رسانه‌ها استفاده می‌شود (پاپ شو) که در ایران این مورد را نداریم. حس اعتماد به نفس و قدرت، نتیجه شنیدن صدای کودک در رسانه است.

در هر شرایطی به حقوق کودکان احترام گذاشته شود

استاد دانشگاه نورث‌وسترن اصول گزارشگری مبتنی بر اخلاق از جانب یونیسف را شرح داد و گفت: این اصول شامل حقوق کودک، حفظ حریم خصوصی و هویت کودک، رضای کودک، مشارکت کودک و حمایت از کودک است.

بابک عسکریان بیان کرد: برای گزارشگری در حوزه کودک ضمن در نظر گرفتن این موارد، باید موارد دیگری را نیز لحاظ کرد. از جمله اینکه: اول، در هر شرایطی به حقوق کودکان احترام گذاشته شود، دوم، اگر چیزی در مورد کودک محرمانه است کسی حق ندارد از او مسائل خصوصی بپرسد، سوم، تأثیر کار رسانه‌ای بر زندگی کودک و کودکان مشابه با وضعیت او و نیز خانواده کودک لحاظ شود و چهارم، بزرگ‌ترها در گزارش در کنار کودکان باشند.

در مصاحبه با کودکان آنها را مورد تحقیر قرار ندهید

وی در پایان به اصول اصلی برای مصاحبه اشاره کرد و ادامه داد: این اصول عبارتند از: ۱٫ به هیچ کودکی آسیب نرسانید. از سؤالات، نظر و اظهار عقیده‌ای که پیش‌داورانه باشد بپرهیزید و از کودک به عنوان انسان حمایت کنید و او را مورد فشار عاطفی و رنج و تحقیر قرار ندهید، ۲٫ از تبعیض در انتخاب کودکان به دلیل جنسیت، سن، نژاد، دین، موقعیت تحصیلی و توانایی جسمی پرهیز کنید، ۳٫ از کودکان نخواهید نمایش بازی کنند و کاری انجام دهند که بخشی از زندگی واقعی آنها نیست، ۴٫ در حین مصاحبه سرپرست او در کنارش باشد.

مرداد
۷
تغییر ورودی و خروجی شیرخوارگاه ها با قوانین جدید
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

81253123-5850127

عکس: ایرنا

دولت به تنهایی قادر به تامین هزینه های نگهداری کودکان بدسرپرست و بی سرپرست نیست لذا خیرین باید به این بخش ورود کنند.

به گزارش ایرنا، عبدالرضا عزیزی رییس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: با قوانین آسان سازی فرزندخواندگی میزان ورودی و خروجی شیرخوارگاه ها برابر شده است.

یکشنبه شب درضیافت افطار شیرخوارگاه حضرت فاطمه زهرا(س) شیروان افزود: این در حالی است که تا پارسال به دلیل سختگیریهایی که در این بخش وجود داشت ورودی کودکان به این مراکز پنج برابر خروجی آن بود.

وی در عین حال خواستار همکاری بیشتر افراد نیکوکار در این عرصه شد و گفت: دولت به تنهایی قادر به تامین هزینه های نگهداری کودکان بدسرپرست و بی سرپرست نیست لذا خیرین باید به این بخش ورود کنند.

رییس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی بیشتر کودکان این مراکز را بدسرپرست دانست و افزود: والدین عمده این کودکان دارای اعتیاد سنگین هستند که اگر کودک با آنان بماند معتاد خواهد شد و در نتیجه لازم است کودک از خانواده جدا و در این مراکز نگهداری و تربیت شود.

وی با بیان اینکه محیط و وراثت بر میزان بروز آسیب های اجتماعی و اعتیاد در بین کودکان تاثیرگذار است گفت: والدینی که دچار اینگونه مسائل هستند لیاقت نگهداری فرزند ندارند.

مدیرکل اداره بهزیستی خراسان شمالی نیز در این مراسم گفت: هم اکنون ۱۵ مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در این استان فعال و شیرخوارگاه حضرت زهرا(س) تنها مرکز نگهداری کودکان دارای سن زیر شش ساله در این خراسان شمالی است.

مرداد
۷
زیبایی بزرگترین مشکل زنان موریتانی، زن لاغرداشتن هنوز تحقیر آمیز است  
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

1620105883_44ff563da3_o

عکس: Helge F.

ترجمه: گ – حقیقی 

نواکشوت، ۲۱ فوریه ۲۰۱۱ IRIN در حالی که به زور غذا دادن به دختران جوان در موریتانی، به ویژه در مناطق شهری کاهش یافته است، اما هنوز زنان و دختران بسیاری داوطلبانه از روش های پیشرفته و خطرناکی استفاده می کنند که به آن ها اندام چاقی می دهد که مدت ها در این کشور، تعیین کننده جایگاه اجتماعی آنان بوده است.

زینبو منت طالب موسی، مدیر سازمان غیر انتفاعی “انجمن سلامت مادران و فرزندان موریتانی AMSME “می گوید: عملاً دوران غذا خوراندن از طریق سوء استفاده جسمی سر آمده است ومعمولاً  امروز بیشتر در مناطق دور افتاده اتفاق می افتد. اما وجود زنان جوانی که می خواهند چاق شوند و به روش های مختلف دست می زنند، یک واقعیت است.

موریتانیایی ها به IRIN از مواردی گفتند که زنان جوان بر اثر مصرف دارو از جمله محصولاتی که برای احشام تولید می شوند، جان خود را از دست داده اند تا چاق شوند.

در حالی که استانداردهای زیبایی شنایی به آرامی در حال تغییر هستند و برخی زنان، از روش های به زور چاق شدن سرباز می زنند، به طور سنتی در موریتانی بدن چاق برای زن به معنای ثروت و رفاه است. خانواده ها در این کشور نسل در نسل هر روز، لیتر لیتر شیر گاو یا شتر به دخترانشان می خوراندند تا بلکه شانس ازدواج آنها بالا رود.

یکی از ضرب المثل های قوم مور در موریتانی می گوید: “زن هرچه بزرگ تر باشد جای بزرگ تری در دل همسرش دارد.”

اما در سال های اخیر، علی رغم هشدارهای سلامتی، بعضی از دختران و زنان، داوطلبانه به روش های دیگری رو آورده اند، مانند: مصرف محصولات کورتیزون، شربت های اشتها آور و داروهای روان گردان و داروهایی که برای بالا بردن وزن گاو تولید شده است.

یکی از اعضای AMSME که از ما خواست هویتش پنهان بماند گفت: “چند ماه پیش، دختر خاله ام به روستایی رفت تا آماده ازدواج شود. این آمادگی شامل فرایند چاق شدن هم بود و او بر اثر سوء مصرف موادی که برای وزن آوردن ساخته شده اند جانش را از دست داد.”

سلیمان شریف، مدیر انجمن داروخانه داران موریتانی می گوید: در مورد دیگری، یک دختر جوان در حلبی آبادی در پایتخت نواکشوت، پس از مصرف داروهای پروار کردن گاو از بین رفت.

محمد اولد اکاهه، پژوهشگر اجتماعی می گوید: یکی از داروهای حیوانی که زنان استفاده می کنند تا “خودشان را چاق کنند”، به خاطر خطرهایی که برای سلامتی که ایجاد می کند ، به “درگ درگ” شناخته می شود. آن ها می خواهند به استانداردهای جامعه ای برسند که عاشق زن های چاق است.

شریف، داروخانه دار به IRIN گفت: دسترسی به این محصولات آسان است و این بخشی از مشکل است.

او می گوید: “مقررات درمانی به خاطر سودی که برای برخی از بخش های درمانی دارند به طور جدی اجرا نمی شوند.علاوه بر این منابع دولت نیز نسبتاً محدود است. با این حال مسئولین در سال های گذشته تلاش هایی برای جمع کردن محصولات خاصی از بازار کرده اند.”

با وجود این تلاش ها و قانونی  که در سال ۲۰۱۰  جریمه های جدی تری برای فروش داروهای غیر متعارف تعیین کرد، باز هم هر کسی می تواند این محصولات را در بازار و از داروخانه بخرد. محاسبه این که چقدر پول صرف محصولات و این اهداف می شود دشوار است، چون بخش بزرگی از این داد و ستدها در بازار سیاه اتفاق می افتد.

آنا فال، که در کلینیکی در منطقه ای فقیر نشین در نواکشوت ماما است، می گوید: زن های بسیاری فقط به خاطر چاق شدن تقاضای قرص های ضد بارداری و شربت های اشتها آور می کنند.

 آیا مشکل نادانی است؟

محمد لمین اولد شیخ، دکتر ارشد کلینیک می گوید: اصرار به وزن زیاد داشتن خطر بیماری های قلبی _ عروقی، ناکارایی کلیه، بیماری قند و فشار خون را بالا می برد. اغلب زن ها نمی دانند که این داروها خطرناک هستند، اگر می دانستند آنها را مصرف نمی کردند. در اینجا مشکل ناآگاهی است.

طالب موسی می گوید: همه اش به خاطر نادانی نیست؛ برخی از دخترانی که سعی دارند وزن بیاورند خطرات سوء استفاده از دارو را انکار می کنند. من یک روز در داروخانه بودم و دخترهایی را دیدم که مشغول خرید این قبیل محصولات بودند. به آن ها گفتم این کار خطرناک است؛ خندیدند و به کارشان ادامه دادند.

فشار اجتماعی و استانداردهای کهنه از بین نمی روند.

به مریم دیالو، ۵۳ ساله، در نوجوانی به زور غذا خورانده شده بود. دو دختر او، ۱۴ و ۱۹ ساله لاغر هستند و از بالا رفتن وزنشان جلوگیری می کنند؛ دیالو می گوید آن ها را مجبور به این کار نمی کند و به این خاطر از طرف دوستانش سرزنش می شود. “چند وقت پیش همسایه ام آمد و به من گفت این عادی نیست، برای خانواده ام آبرو ریزی است که دخترانم لاغر هستند. او می خواست آن ها را به روستا ببرد تا چاقشان کند.”

خدیجه ساخو، مسئول امور هماهنگی AMSME می گوید: مردهای زیادی هنوز سایز را به عنوان میزان زیبایی می بینند. “برای بعضی از مردها زن لاغر داشتن هنوز تحقیر آمیز است. آن ها جلوی دوستانشان خجالت می کشند.”

لینک منبع