صفحه اصلی  »  2014 May
خرداد
۹
۱۳۹۳
این ترک های دوست داشتنی
خرداد ۹ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

ص

عکس: DeeAshley

 ماهرخ غلامحسین پور- روزنامه نگار

وقتی زنی می زاید، با کودکش رنج هم می زاید. ترک ها و افتادگی پوست و بی ریختی شکمی که تا دیروز صاف و یک دست بود، اما امروز دیگر نیست، ما را نسبت به تنمان خشن می کند. دیگری را نسبت به تنمان خشن تر می کند. خودمان را دوست نداریم. برهنه که می شویم دیگر به خودمان در آینه و شکمی که زمانی صاف و یکدست بود خیره نمی شویم. با سرخوشی دست به شکممان نمی سابیم. بدمان می آید از پوستی که آویزان شده، قلمبه قلمبه چین می خورد تا پایین. دیگری هم نسبت به تنمان نامهربان می شود. به تنمان دست نمی کشد. اولش می گوییم لابد به زودی ترمیم می شود. اما نمی شود و باقی می ماند. ما حسمان را لابلای آن ترک ها گم می کنیم. بعدش دیگری پیشنهاد می دهد که برویم جراحی کنیم..

بیش از حد بابت این ترک ها رنجور نباشیم

دکتر سیمین صبری، روانپزشک ساکن نروژ در این باره می گوید: نباید نقش همسر را با بیان الفاظ ناخوشایند و گاه تمسخر آمیز به علت تغییرات پوستی بعد از زایمان و بروز ترک ها نادیده گرفت.

به اعتقاد من اگر مردی گمان می کند ارزش شریک زندگی او با تغییراتی که به ناچار در ظاهر همسرش ایجاد می شود، بالا و پایین می رود و یا کم و زیاد می شود، باید به تعریف او از یک «زن با ارزش» تردید جدی داشت.

علاقه عاطفی که به ظاهر طرف دیگر وابسته مطلق است، با وزش هر بادی که منجر به تغییرات ظاهری می شود، به آن رابطه آسیب زده و منجر به فرسایش زندگی زناشویی می شود.

مردی که نتواند بهایی را که زن به قیمت تغییر در اندام های بدنش، ریسک ابتلا به بیماری قند و مسمومیت بارداری و پارگی های کانال های زایمان ، برای کودکش می پردازد عاشقانه درک کند و نقاط جذاب و زیبای همسرش را از دوران آشنایی تا جوانی و بارداری و مادری از یک شکلی به شکل دیگر دنبال کند و از هر کدام از مراحل زندگی لذت ببرد، از درک همه جانبه زیبایی های زندگی‌ رنج می برد.

 چنین فردی حتی اگر امروز ترک های پوست و تغییرات در بدن همسرش با معجزات علم پزشکی‌ برطرف شود، همواره در معرض تهدید انواع و اقسام حوادث و بیماری ها در دنیایی پر از حادثه و خطر است و کسی‌ نمی‌تواند او و همسرش را از این قبیل صدمات مصون سازد. در مقابله  با چنین افرادی باید تلاش نمود که دیدگاه آنها را به ارزش هایی که میان یک زن و مرد آرامش و محبت را پدید می آورد  معطوف کرد.

این روانپزشک در گفت و گو با خانه امن ادامه می دهد:« اسکارو ترک های پوستی در هنگام بلوغ و رشد سریع نوجوانان، بروز چاقی های مفرط و دوران بارداری بخصوص در ناحیه شکم و سینه ایجاد می شوند و از نظر زیبایی به اندام بانوان آسیب زده و  باعث ناراحتی و دل آزردگی زنان می شوند که البته این دل آزردگی تا حدی طبیعی است.

این دلخوری دقیقا به نارضایتی کسانی شبیه است که از اعضای بدن، قد، وزن و شکل و فرم نقاط مختلف بدنشان ناراضی اند و البته حسی معمولی است.

اما اگر این حس بد به مرحله ای برسد که جریان عادی زندگی را به مخاطر بیاندازد و در مسیر زندگی مشکل ایجاد کند ، به وسواس یا عامل  افسردگی تبدیل شود، یا باعث بروز حالت هیجانی و دلواپس بودن شود و به کیفیت معمول زندگی آسیب بزند باید وارد مراحل درمانی شود.

این حالات آن موقع پاتالوگیک یا بیمارگونه اند که امکان کار، لذت از زندگی‌ و امکان داشتن زندگی‌ معمولی‌ را از ما سلب می­کنند. بی‌ خوابی‌‌ها و اضطرابها و و دغدغه های که دست از سر ما  برنمیدارند و ما را روزی به دکتر میکشانند

 ترکهای پوستی‌ هم اگر بیش از حد نرمال ما را اذیت کند و کیفیت زندگی‌ ما را به هم بریزد یا لذت زندگی را بر ما حرام کند، دیگر نرمال نیستند بلکه پاتالوگیک یا بیمار گونه  اند».

.شوهرم می گوید عمل کن

رکسانا را در یک سالن ورزشی دیدم. با لباسش احساس راحتی نمی کرد. مرتبا” نگران این بود که مبادا بلوزش حین حرکات کششی بالا برود و چروک ها و خطوط شکمش دیده بشوند.

او که یک دخترک پنج ساله دارد می گوید: زمانی شکمش صاف بود. خبری از ترک و چروک ها خبری نبودند. اما حالا او حس ناخوشایندی نسبت به تنش دارد زیرا همسرش مستقیم و غیر مستقیم درباره بدنش حرف میزند و یا خوش هیکلی زنهای دیگر را به رخش می کشد. رکسانا می گوید که تازکی رابطه جنسی شان کم شده. خودش هم دیگر خودش را دوست ندارد. کمتر رغبت می کند در آینه خودش را دید بزند. و شوهرش می گوید بهتر است شکمش را به تیغ جراحی بسپارد.

الان پنج سال است آن شبها  و خوشبختی را باد با خود برده. شکافی درست شده بینمان به اندازه تمام ترک ها و تغییرات روی بدنم. اولش می گفتی این ترک ها را هم دوست داری. روی خط های شکمم را می بوسیدی. آنها یادگار رشد جنینی دخترکمان بودند. هم آن موجودی که هر دومان عاشقش هستیم و با او زندگی مان پوست انداخته. اما هی که زمان می گذشت آن ترک ها آبی می شدند . قرمز می شدند. قهوه ای می شدند. پوست می انداختند و رنگ عوض می کردند. پوست شکمم شل و وارفته شده بود. چربی ها که آب شدند یک کیسه شل و وارفته زیر پیراهنم ماند که رنگارنگ بود و با راه رفتنم تکان می خورد. هنوز هم نمی دانم آن ترک ها را دوست داشته باشم  به یادگاری مادر شدنم یا ازشان متنفر باشم که باعث شده اند دیگر دستت را شکمم نگذاری. حالا شکافی مانده بینمان به اندازه همه آن رگ به رگ های دوست داشتنی.

خرداد
۷
۱۳۹۳
 استفاده از قوانین بین المللی برای پایان دادن به ازدواج اجباری و زود هنگام کودکان
خرداد ۷ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

عروسعکس: James Gordon

مترجم: فرشته

ازدواج کودکان اغلب به بارداری های ناخواسته و زود هنگام منجر شده و دختران را در معرض ریسک های جانی قرار می دهد.

گزارش های سازمان های غیر دولتی(NGO) به کمیته های معاهدات سازمان ملل، و درخواست آنها در مورد اینکه، ازدواج کودکان را به عنوان نقض حقوق بشر دولت ها عنوان کنند، یک استراتژی موثر برای حمایت از اجرای قانون بین المللی در سطح محلی است. این گزارش ها می توانند به صورت یک توصیه محکم به دولت ها باشند که قدم های ویژه ای را جهت مبارزه با ازدواج کودکان بردارند، مانند هنگامی که در یمن در سال ۲۰۱۲ کمیته حقوق بشر به دولت توصیه کرد که حداقل سن ازدواج را معین کند. در حال حاضر، گروه ” Equality Now” و همکارانش، با موفقیت از برنامه کمیسیون جایگاه ارتباطات زنان و دیگر روش ها در سطح بین المللی و همینطور منطقه ای استفاده کرده اند، تا توجه دولت ها را به این موضوع جلب کنند .

گزارش های نهادهای غیر دولتی (NGO) می توانند تأثیر ویژه و مثبتی روی جلب توجه افراد، نسبت به زیان بار بودن نورم های جامعه که اجازه می دهند این سنت ها حتی زمانی که قانون با ازدواج کودکان مخالف است، داشته باشند.

قانون ملی – یک ابزار اساسی برای پایان دادن به ازدواج های پیش از موعد و اجباری کودکان

لازم است که دولت ها با قوانین بین المللی تشریک مساعی کنند تا بتوانند آنها را در سیستم قانونی تصویب و اعمال کنند. بخش های دولتی CEDAW , CRCمسئولند تمامی معیارهای قانونی، قضایی، مدیریتی و تمام موارد دیگر را برای اطمینان حاصل کردن از رعایت کلیه حقوق زنان و کودکان در نظر گیرند.

بنا به توافق مشترک دولت ها، بخش های دولتی همچنین وظیفه دارند بخش های خصوصی را از اعمال تبعیض نسبت به زنان و کودکان که شامل: خشونت های جنسیتی، جنسی، فیزیکی، روانی، روحی، اخلاقی و همچنین اعمالی که مانع رشد روحی و اجتماعی کودکان هستند، باز دارند .

با این وجود در چند گزارش اخیر دیگر نیز مشخص شده است، حتی زمانی که کشوری حداقل سن ازدواج که نزدیک به استاندارد جهانی است را قانونی کرده است، همچنان در اغلب موارد اجرا یا تائید نمی شود ، یا ممکن است شروطی، مانند رضایت در قانون وجود داشته باشد که استثناهایی را برای اجرای صریح قانون در نظر بگیرد. به علاوه، همانطور که گزارشات و موارد دیگر نشان می دهند، این سازمان های غیر دولتی هستند که در صف مقدم مبارزه با ازدواج کودک بوده و تنها بر اثر فشار همین سازمان هاست که ارگان های دولتی پیگیر موضوع می شوند. حتی با درگیر شدن این ارگان های دولتی، مداخله آنها به ندرت صورت می گیرد و، شواهد کمی از مداخله دولت در مورد ازدواج کودک در سطح ملی وجود دارد. با اینکه چند نمونه مثبت در این مورد وجود دارد، اما همچنان این عدم رسیدگی دولت و فراهم نکردن منابع بیدن معناست که که بار مسئولیت، بر دوش خود دختران است که با جرأت و آگاهی جلو بروند و یا بر دوش سازمان های غیر دولتی است که هر چه از دستشان بر می آید برای کمک به این دختران انجام دهند و یا از منابع محدود اجتماعات محلی استفاده کنند.
در مواردی که ازدواج کودکان صورت می گیرد اینکار با معضلات دیگری روبرو است، برای مثال، ناقص سازی جنسی زنان یا تغذیه اجباری که دختران را آماده ازدواج می کند یا قیمت گذاری روی کودک عروسان. اینها مواردی هستند که در معامله ازدواج به دخترها و زن ها ارزش و مقبولیت می بخشد.

(توضیح مترجم در مورد تغذیه اجباری: درنظر مردم موریتانی، زنان و دختران هر چه چاقتر باشند زیباتر به نظر می رسند. به علاوه سن ازدواج برای دختران حدود ۱۲ تا ۱۴ سال است، بنابراین اگر دختر چاق تر باشد اینطور به نظر می رسد که از نظر جسمی کاملا رشد کرده و آماده ازدواج است. برای همین بعضی از خانواده ها دختران خود را به کمپ هایی می فرستند که در آنجا روزانه به اجبار با غذاهایی معادل ۱۶۰۰۰ کالری در روز تغذیه می شوند، که حدود ۱۰ برابرکالری لازم برای یک زن بالغ است، این کار ممکن است ازوقتی که دختران ۵ یا ۶ سال دارند شروع شود. در این مکان ها به زور کتک و شکنجه، غذا و شیر شتر به مقدار زیاد به آنها خورانده می شود، تا یک دختر در ۱۵ سالگی حدود ۸۰ کیلوگرم وزن داشته باشد )

از آنجایی که خیلی از این کارها طبق فرهنگ یا آداب و رسوم معمول و یا جزء سنت های مذهبی در نظر گرفته می شوند، معمولا” توسط دولت ها تحمل می شوند ودر بعضی موارد صریحا” به صورت قانونی مجاز هستند. در موارد دیگر ازدواج اجباری دختران برای تسویه حساب یک بدهی یا بر طرف کردن یک دشمنی بین خانواده ها و یا قوم ها تحت قوانین سنتی صورت می گیرد، که به موازات قانون رسمی کشور وجود دارند، بنابر این دولت ها از آن چشم پوشی می کنند یا حتی مورد تایید قرار می دهند .
ازدواج کودکان در زندگی اجتماعی و اقتصادی فرد تأثیر گذار است، که این تاثیرات می تواند بعد از ازدواج و در تمام مراحل زندگی یک دختر یا زن ادامه داشته باشد.

به علاوه اشکال دیگری از تبعیض علیه زنان در قانون و سنت وجود دارد، برای مثال حق شهروندی، امنیت، ارث و مالکیت زمین همه می توانند تاثیر عمیقی روی توانایی یک دختر یا زن برای ادامه زندگی در صورت طلاق یا مرگ همسر یا کلا” در زندگی داشته باشد .

مقابله با ازدواج کودکان به تنهایی نمی تواند آنقدرها موفقیت آمیز باشد مگر اینکه استراتژی های مبارزه با قوانین تبعیض آمیز را توسعه دهیم و قانون را به صورت جامع اصلاح کنیم .
رشد قابل توجهی بین دولت ها، قانونگذاران، کارمندان بهداشت، معلمان، رهبران مذهبی و اجتماعی وجود دارد که به صورت موثر به موضوع ازدواج کودکان می پردازند. جامعه مدنی باید به موضوع تبعیض و ضررهای خانوادگی و اجتماعی که به نقض حقوق بشرو به صورت کلیشه ای بر ضد زنان و دختران انجام می شود بپردازد.

شناخت حالات و رفتارهای کلیشه ای تبعیض آمیز نسبت به زنان و دختران مستقیما “با مفهوم جایگاه و طرز برخورد نسبت به آنها در ارتباط است و این بار منفی کلیشه ای مانع اجرای قانون و ساختارهای اصولی است که برابری را تضمین می کند و از تبعیضات جنسیتی جلوگیری می کند. همچنین سازمان ملل به کشورها توصیه کرده به منظور تحت تأثیر قرار دادن خانواده ها و اجتماع با هدف به تأخیر انداختن ازدواج ها فعالیت ها و برنامه هایی را طرح ریزی کنند.

قوانین مرسوم و مذهبی
در بسیاری از کشورهایی که ازدواج کودکان در آنها رواج زیادی دارد، ازدواج ها توسط دولت، قانون مذهبی یا سنت تأئید و تصویب می شود. در بسیاری از این کشورها قوانین اساسی این موارد را شامل موضوعات خصوصی یا خانوادگی می دانند، و تا جایی که مخالف قانون اساسی یا قانون موجود نباشد دخالتی انجام نمی دهند. اما وضعیت همیشه واضح نیست، واقعیت این است که سیستم قانونی معمولا در مورد دخترها و زن ها اغماض می کند، مخصوصا در مورد کسانی که در مناطق روستایی زندگی می کنند. حتی وقتی که قانون به صورت واضح حداقل سن ازدواج یا حق برابری را مشخص می کند،آداب و رسوم یا قوانین مذاهب معمولا تأکید به نا برابری بین زنان و مردان دارد.

دولت ها باید بررسی کاملی روی آداب و رسوم، قوانین، مذاهب و تجربیات سنتی داشته باشند و ارزیابی کنند که چطور این قوانین و سنت ها روی دخترها، زن ها و ازدواج کودکان تاثیرهمیشگی دارد. آنها باید اطمینان پیدا کنند، که دخترها و زن ها هم به صورت قانونی و هم به صورت واقعی با پسر ها و مردها برابر باشند.

بررسی های ملی
این گزارش با پشتیبانی داوطلبانه TrustLaw Connect که به وسیله موسسه حقوقی atham & Watkins نوشته شده، در خیلی از موارد با همکاری از طرف شورای محلی در مورد جایگاه حقوقی ازدواج کودک و موضوعاتی در همین رابطه در ۱۸ کشور انجام شده است. ازدواج کودکان در تمام دنیا رخ می دهد. این کشورها به صورت نمونه از تمام قاره ها انتخاب شده اند، به این دلیل که، یا ازدواج کودکان در آنها رواج بیشتری داشته است، و یا اینکه سیستم قضایی آنان ممکن است بصیرتی را در این مورد و چگونگی برخورد موفق با آن فراهم کند.
گزارش های تهیه شده توسط Latham & Watkns ، نه تنها به شرایط قانونی محض در رابطه با سن ازدواج توجه دارد، بلکه همچنین بر روی اجرای آنها نیز تأکید دارند در این گزارشات همچنین قوانین و اجرای مواردی مرتبط که شامل قوانین مربوط به قیمت یا مهریه عروس، قوانین مربوط به تجاوزبه کودکی که ازدواج اجباری داشته، و یا فراهم بودن خدمات امداد رسانی به کودک عروسان فراری، و نیازهای قانونی برای ثبت تولد یا ازدواج و تحصیل دخترها نیز بررسی شده اند .

آنها همچنین ارتباط بین ازدواج کودکان و دیگر مشکلات حقوقی و اجتماعی مثل خشونت های جنسی، قاچاق انسان، استثمار، ملیت، ختنه زنان، تغذیه اجباری و غیره را نشان داده اند. خیلی از گزارش ها، متاسفانه نه همه آنها، شامل روشنگری و شناخت تدبیرهای منطقه ای است که امکان یک نگاه اجمالی را به واقعیت ازدواج کودکان درزمینه های مختلف می دهد، که برای تعیین وضعیت یک قانون، اساسی هستند. اگر چه مهم است توجه کنیم که محدودیت نظرسنجی ها و اینکه آنها نمی توانند کاملا وضعیت را در هر زمینه ای منعکس کنند باید همچنان مد نظر قرار گیرند. کلید بازنگری هر قانونی بدست سازمان های غیر دولتی محلی است که روی ازدواج کودکان و حقوق زنان کار می کنند. اطلاعات وکلایی که در این موارد تجربه دارند و تمایل به همکاری با دولت ها را داشته باشند ضروری است.
تصویری که به وسیله این پژوهش ارائه شده نه تنها دل گرم کننده نیست، بلکه نشانگر این است که اغلب این دختران پس از ازدواج در سیستمی سراسر درگیری، خشونت و تبعیض گرفتار می شوند. شرط هایی برای باطل کردن ازدواج در قانون وجود دارد اما در واقعیت برای یک دختر دسترسی به آنها بدون آگاهی از قانون، تحصیلات و منابع حمایتی بسیار مشکل است. حتی اگر او بتواند یک راه فراری پیدا کند اغلب باز هم به محیط آسیب پذیری برمی گردد که از اول شروع کرده بود. تمام این موارد نیاز به بررسی فوری دارند، موضوع مهم، تلاش های متمرکز دولت هاست تا از ازدواج کودکان جلوگیری کنند و به رنج و ظرفیت های گمشده میلیون ها دختر در اطراف جهان پایان دهند.

ما توجه همگان را به بعضی از موانع برای پایان دادن به ازدواج کودکان جلب می کنیم. ما دولت ها و بقیه را تشویق می کنیم که به ازدواج کودکان پایان دهند و نگاهی به قوانین و سیاست هایی داشته باشند که زن را قادر می سازد به بهترین وجهی که حق اوست ، بدون خشونت و تبعیض زندگی کند. ما در اینجا این سوال را مطرح می کنیم که چطور می شد اگر در این دنیا به جای اینکه دختر ها جزء مایملک فرد دیگری محسوب شوند، مورد تجاوز و سواستفاده قرار گیرند، فروخته شوند، و یا هیچ قدرتی بر روی سرنوشت خود نداشته باشند؛ از سلامت، امنیت، تحصیل و قدرت بهرمند شوند؟

این بررسی بر اساس مطالعه Lathem & Watkins از ۱۸ کشور است.

منبع:
http://www.equalitynow.org/sites/default/files/Protecting_the_Girl_Child.pdf

خرداد
۶
۱۳۹۳
بررسی وضعیت کودکانی که والدینشان زندانی هستند
خرداد ۶ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

2247968409_fc090cb14c_o

عکس: Victor Bezrukov

فاطمه خردمند –  روزنامه نگار

میان هیاهوی بازی همسالانش در سالن ملاقات اوین، آرام و بی صدا کنار مادرش نشسته بود؛ شکلاتی از کیفم در‌آوردم و کنارش نشستم و شکلات را به او تعارف کردم قبول نکرد، کاغذ و قلمی بیرون آوردم، صورتک خندانی کشیدم و نشانش دادم؛ نیم نگاهی انداخت و بی تفاوت به ماشین کوچکی که در دست داشت خیره شد، پس از چند بار زیر چشمی نگاه کردن به کاغذ، سرش را بالا آورد و نگاهی به صورت خندان و ملتمس من انداخت که بی تاب یک توجه کوچکش بودم. با احتیاط برگه را از دستم گرفت و مشغول کشیدن نقاشی شد.

مادرش می‌گفت بیش از ۲ سال است که پدرش را تنها از پشت میله ها دیده و آغوش پدر را فراموش کرده است. از مردها فراری است، با هم سن و سالان خودش بازی نمی‌کند و گاهی اگر حالش خوب باشد و مشغول بازی شود، در همان دقایق اولیه کارش به نزاع و دعوا می‌کشد. بیش از دو سال است هفته‌های ما از روز ملاقات آغاز و به روز ملاقات ختم می‌شود. یک سال پس از بازداشت پدرش با او قهر کرد و بیش از ۳ ماه به ملاقات نمی‌آمد. پسرک کوچک ۵ ساله را چه به مفهوم زندان. درک این مفهوم برایش قابل درک نبود و پدر را به خاطر نبودنش نمی‌بخشید. مدت ها طول کشید تا با همکاری مربی مهد کودک و روان‌شناس، توانستیم کمی آرامش کنیم.

کانون گرم خانواده، حق ابتدایی و نیاز ضروری کودکان است، چرا که تنها در بسترامنیت و ثبات عاطفی خانواده است که رشد و شکوفایی استعدادهای‌شان محقق می‌شود. کودکانی که تحت سرپرستی یکی از والدین بزرگ می‌شوند، وضعیت خاصی دارند اما آنچه در این مجال مد نظر است، اثرات مخرب زندان و نبودن مادر یا پدر به سبب زندانی شدن است، زیرا ورود خشونت در فضای خانواده و همچنین تبعات این مسئله بسیار متغیر بوده و بسته به شرایط فرهنگی خانواده‌ها، شدت و ضعف دارد.

کودکی که تا دیروز با شرایط عادی در آغوش پدر یا مادر مشغول بازی بود، درک موقعیت سخت ملاقات از پشت شیشه برایش آسان نیست. این در حالی است که نیاز به نوازش و محبت لمسی برای کودکان از اساسی ترین نیازهای آنان است.

شدت تاثیرگذاری این اتفاق (زندانی شدن پدر یا مادر) بطور کلی از سه منظر قابل بررسی است: اول شرایط فرهنگی و عاطفی خانواده، دوم سن کودک و سوم شخص زندانی (پدر یا مادر).

۱-      در خانواده‌هایی که مادر و پدر روابط خوبی با یکدیگر داشته‌اند و برنامه تربیتی مشخصی را پیش برده‌اند، شدت اثرگذاری این اتفاق می‌تواند نمایان‌تر و سخت‌تر باشد، زیرا کودک به ثبات عاطفی خو کرده و پذیرش و کنار آمدنش با این واقعیت اجباری، مشکل‌تر است. البته در کنار تاثیر ناگوار این دوری، اطمینان خاطر کودک از عشق و علاقه ساری و جاری در خانواده، مانع از گسستگی کامل عاطفی او می‌شود. به قول قدیمی ها، ضربه ای که کمر را نشکند، محکم ترش می‌کند.

اما در خانواده‌هایی که مشکلات مادر و پدر پیش از این اتفاق هم زیاد بوده، در اغلب موارد چنین حادثه‌ای باعث از هم پاشیدن پایه خانواده شده و کودک صدمات بیشتری می‌خورد. بارها شاهد بودیم که پس از زندانی شدن پدر، مادر درخواست طلاق داده و یا تحت فشار خانواده قرار گرفته است. کودک دراین موارد شاهد تمام گفتگوها و برخوردهاست و می‌فهمد آنچه در جریان است، روند عاطفی و محبت آمیز ندارد و این کمبود ثبات عاطفی به مشکل دوری پدر اضافه می‌شود.

۲-      سن کودکان در زمان زندانی شدن والدین نیز تاثیر بسزایی در شدت و ضعف اثرات ناگوار زندان بر روحیه آنان دارد. اثرات متقابل شرایط عاطفی خانواده وسن کودک از نظر رشد روانی- رفتاری در سه رده سنی قابل بررسی است:

دسته اول: سنین زیر ۵ سال. در این رده سنی، شخصیت کودک در حال شکل گیری است و نیاز ضروری به امنیت و آرامش دارد. از آنجا که ضمیر ناخودآگاه کودک طی ۵ سال اول زندگی شکل می‌گیرد، صدمات عاطفی شدید، پیامدهای زیان‌باری بر روح و روان کودک می‌گذارد که اغلب در سنین نوجوانی بروز می‌کند.

دسته دوم: سنین بین ۵ تا ۱۵ سال. در این سنین که حس تشخیص خوب و بد در کودک کامل شده و توانایی‌های ارتباط جمعی را آموخته و به قول معروف عقلش می رسد، تحلیلی که در شرایط زندان والدین در درون کودک شکل می‌گیرد، می‌تواند به شکل‌گیری شخصیت او بیانجامد و قضاوت او نسبت به والدینش و عکس العمل جامعه در مقابل آن، شخصیت اجتماعی یا ضد اجتماعی آینده او را می‌سازد. در این سنین، رفتار والدین حاضر در کنار کودک، توضیح شفاف و صادقانه برای او و همچنین شرایط ثابت عاطفی می‌تواند اثرات مخرب این واقعیت تلخ را در ذهن کودک کاهش دهد.

دسته سوم: سنین زیر ۱۸ سال. سنین ۱۲ تا ۱۸ سال سنین نوجوانی است؛ سنی که در بهترین شرایط آن، افراد معمولا رفتارهای خلاف عرف و خلقیات متغیری دارند. سنی بسیار حساس و سرنوشت ساز که حد فاصل بزرگسالی و کودکی است و تغییرات هورمونی زیاد باعث تفاوت های فاحش رفتاری در آنان می‌شود.

مدیریت رفتاری فرزندان، برای خانواده هایی که یکی از والدین در زندان بسر می‌برد بسیار دشوار است. انتقامی که نوجوانان از جامعه و خانواده به خاطر این مشکل می‌گیرند گاها صدمات جبران ناپدیری به خودشان و جامعه می‌زند. جرمی که والد به سبب ارتکاب آن در زندان بسر می‌برد، نیز اثرات روحی قابل توجهی بر فرزند می گذارد. در این سنین توجه به درس و جامعه‌پذیری در مدرسه برای نوجوانان بسیار مهم است و معمولا مشکلات شدیدی چون عدم حضور یکی از والدین به سبب زندانی شدن، به اعتماد به نفس فرزندانشان در میان همسالان ضربه می‌زند و افت تحصیلی زیادی در‌پی دارد.

نوجوان یا کودکی که در کنار بحران هویت‌یابی و بلوغ جنسی از محبت و حضور یکی از والدین به علت زندانی شدن او محروم است و همواره در درون خود و میان دیگران احساس سرشکستگی، ذلت و حقارت می‌کند، برای بیان اعتراض خود به این وضعیت ممکن است به هر چیزی متوسل شود. این نوجوان با احساس گناه، محرومیت و ناامنی و احساس طرد شدن از سوی والدین و جامعه بزرگ می‌شود و چنین نوجوانی احتمال مجرم شدن در دوران بزرگسالی را خواهد داشت. همان‌گونه که تحقیقات گسترده‌ای در مورد نوجوانان و بزرگسالان مجرم و وضع خانوادگی‌شان شده است همگی گویای مشکلات دوران کودکی و خانواده متزلزل و حتی بی سرپرست آنان بوده است.

رده های سنی مختلف ذکر شده هر کدام می‌توانند در مقاله مفصلی مورد بررسی قرار گیرند. اثرات ناشی از عدم حضور والدین در کنار کودکان در ارتباط تنگاتنگ با سن آنان و شرایط عاطفی و فرهنگی حاکم بر فضای خانواده است.

نکته بسیار مهم بعدی که بررسی مشکلات روانی کودکان را پیچیده‌تر و متفاوت‌تر می کند، والدی است که در زندان به سر می برد. کودکی که در سن قبل از مدرسه است و به ناگاه پدرش به زندان می‌افتد، شرایطی کاملا متفاوت از کودکی دارد که پدر را در سنین نوجوانی پشت میله های زندان می‌بیند. همچنین شرایط کودکی که در سال های اولیه زندگی است و شناخت و درک سطحی تری نسبت به پدر دارد.

اگر همین بررسی را در خصوص کودکان زنان زندانی انجام دهیم، ماجرا بسی دردناک‌تر و سخت‌تر است. چون نیاز به مادر در تمامی سنین برای فرزند همچون آب حیات است. خصوصا در سال‌های اولیه زندگی. چه بسا اثرات ناشی از زندانی شدن مادر بر روح کودکان بسیار شدید‌تر از کودکانی است که پدرشان زندانی است. نکته قابل ذکر دیگر که از حوصله این مجال خارج است، کودکانی است که در زندان به دنیا می‌آیند و یا در سال اول زندگانی مادرشان در زندان است و نیاز جسمی آنان برای رشد برآورده نمی‌شود که این خود بحثی است بسیار مفصل و با صدمات جبران ناپذیر شدید.

آن‌چه در پایان می‌توان اشاره کرد، نیاز مبرم این کودکان به رسیدگی‌های روان‌شناسی و رفتارشناسی است وآموزش والدین برای حل مسائل کودکان و کاهش آسیب های روحی- عاطفی. وآنچه قانون‌گذاران می‌توانند انجام دهند، یافتن راهی برای حفظ کانون خانواده در کنار اجرای قانون است به صورتی که کودکان (که آینده سازان جامعه هستند) کمترین هزینه را متحمل شوند.

پی نوشت‌ها:

۱-       نتایج یک تحقیق در استان سمنان که جامعه هدف خود را کودکان زندانیان قرار داده و به بررسی اثرات ناشی از این معضل بر روح و روان و رفتار آنها پرداخته است، نشان می‌دهد میزان شیوع مشکلات رفتاری این کودکان بسیار بالاست. file:///C:/Users/user/Downloads/teb-police-v2n1p21-en.pdf

۲-      تحقیق جامع دیگری که به بررسی وضعیت کودکان در شرایط زندان والدین می‌پردازد، تحقیق مفصل آقای مدنی است که در رادیو زمانه منتشر شده و بطور جامع و کاملی به بررسی موقعیت های متفاوت کودکان در رابطه با زندان والدین پرداخته و ارتباط این مشکل را در ارتباط تنگاتنگ سن کودک مورد کنکاش قرار داده است.

خرداد
۲
۱۳۹۳
محارم و خشونت جنسی علیه زنان
خرداد ۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , ,
image_pdfimage_print


386699958_b05b42c7b7_b

عکس: Michelle Brea

  •  خشونت علیه زنان – بویژه خشونت توسط شریک زندگی و خشونت جنسی علیه زنان – از جمله معضلات بهداشت عمومی و نقض حقوق زنان به شمار می رود.
  • پژوهشی که توسط سازمان بهداشت جهانی در چند کشور صورت گرفته  نشان می دهد که بین ۱۵% تا ۷۱ % زنانی که ۱۵ تا ۴۹ سال دارند، در طول زندگی شان توسط شریک زندگی خود تحت خشونت فیزیکی و یا جسمی قرار می گیرند.
  • این نوع خشونت ها منجر به مشکلات سلامتی جسمی، روحی، بهداشت اندام های جنسی می گردد و احتمال ابتلاء به ویروس اچ آی وی را نیزافزایش می دهد.
  • عوامل خطرزایی که موجب می شوند شخص بزهکار شود از جمله آموزش و پرورش محدود، دردوران طفولیت مورد سوء رفتار قرار داشتن و یا شاهد خشونت در خانواده بودن، سوء مصرف مشروبات الکلی، ارزش هائی که خشونت و عدم تساوی جنسیت را می پذیرند، می باشند.
  • عوامل خطر که موجب می گردد قربانی شریک زندگی و خشونت جنسی شود از جمله آموزش و پرورش محدود، شاهد خشونت والدین بودن، در معرض آزار و اذیت در طفولیت قرار گرفتن و ارزش هائی که خشونت و عدم تساوی جنسیت را می پذیرد، می باشند.
  • در قشرهای پر درآمد برنامه هائی در سطح مدرسه اجراء می شود تا از روابط صمیمانه خشونت آمیز بین جوانان (خشونت طی دوستیابی) جلوگیری شود و شواهد موجود نشان می دهد، که این برنامه ها تا حدودی مؤثر بوده اند.
  • در نواحی و مناطق کم درآمد انواع دیگر استراتژی ها برای پیشگیری از خشونت های علیه زنان اتخاذ می شود که تا حدودی نیز موفق هم بوده اند استراتژی هایی مانند: در اختیار گذاشتن وام های کوچک برای آموزش مردان در رابطه با برابری جنسیتی و ایجاد فعالیت ها و برنامه های مربوطه توسط انجمن های مختلف.
  • این استراتژی ها همه نا برابری های جنسیتی را مخاطب قرار می دهند و سعی در بهبود و بالا بردن مهارت های ارتباطی دارند.
  • شرایط جنگی، شرایط پس از جنگ، جا به جا شدن و تغییر مکان احتمال دارد خشونت فعلی را شدید تر سازد و انواع جدید خشونت علیه زنان را بوجود آورد.

 مقدمّه:

سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را چنین تعریف می کند: “هر گونه عملی که ناشی از خشونت بر اساس جنسیت باشد که احتمالأ منجر به آسیب و یا تحمل رنج فیزیکی، جنسی و روانی زنان گردد، از جمله تهدید نمودن به انجام چنین اعمالی، مجبور نمودن و یا محرومیت از آزادی ها، چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی عمومی شخص.”

 منظور از خشونت از طرف شریک زندگی به رفتار شریک زندگی و یا شریک زندگی سابقی اشاره دارد که موجب آسیب فیزیکی، جنسی و یا روانی، از جمله تجاوز فیزیکی، به زور وادار به انجام اعمال جنسی نمودن، اذیت و آزار روانی و رفتار کنترل کننده شود.

 دامنۀ مشکل:

آمارهائی که در سطح انبوه جمعیت از طریق گزارشاتی که از قربانیان بدست آمده دقیق ترین تخمین ها را از شیوع خشونت توسط شریک زندگی و خشونت جنسی در محیط که جنگ نیست را ارائه می نماید. پژوهشی که توسط سازمان بهداشت در چند کشور در رابطه با سلامت زنان و خشونت خانگی علیه زنان در ۱۰ کشور پیشرفتۀ دنیا انجام شد نشان می دهد که بین زنان سنین ۱۵ تا ۴۹ سال:

  • %۱۵ زنان در ژاپن و ۷۱% زنان در اتیوپی درطول دوران زندگی شان گزارش داده اند توسط شریک زندگی خود تحت خشونت فیزیکی و یا جنسی قرار گرفته اند.
  • بین ۰٫۳ تا ۱۱٫۵ % زنان گزارش دادند که از سن ۱۵ سالگی توسط شخصی که شریک زندگی شان نبوده مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند.
  • بر اساس گزارشات اولین تجربۀ جنسی بسیاری از زنان اجباری بوده است به عنوان مثال: ۱۷% در مناطق روستایی تانزانیا، ۲۴% در مناطق روستایی پرو و ۳۰% در مناطق روستایی بنگلادش.

 اعمال خشونت جنسی توسط شریک زندگی غالبأ توسط مردان علیه دختران و زنان است.  اذیت و آزار جنسی کودکان گریبانگیر پسران و دختران هر دو می شود. پژوهش های بین المللی نشان می دهد که ۲۰% زنان و ۵ تا ۱۰ % مردان در طفولیت مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند.

 تحقیقاتی که بر اساس انبوه جمعیت در رابطه با خشونت بین جوانان انجام شده (یا خشونت هنگام دوستیابی) نشان می دهد، بخش قابل توجهی از جمعیت جوانان تأثیر می گذارد. مثلأ در آفریقای جنوبی بررسی از افراد ۱۳ تا ۲۳ ساله نشان می دهد که ۴۲% زنان و ۳۸% مردان قربانی خشونت فیزیکی در زمان دوستیابی هستند.

عوامل خطر:

عواملی که مربوط به خشونت جنسی از جانب شریک زندگی هستند بیشتر بین افراد، خانواده ها، وجوامع بزرگتر وجود دارند. برخی از عوامل مربوط به افراد متجاوز و برخی دیگر مربوط به کسانی که خودشان تحت خشونت بوده اند می شوند.

عوامل خطر برای شریک زندگی و شخص قربانی شامل نکات ذیل است:

  • سطح پائین تحصیلات (شخصی که مرتکب خشونت جنسی می گردد و شخصی که خشونت جنسی را تجربه می کند.)
  • در معرض سوء رفتار با کودک قرار گرفتن. (شخص بزهکار و قربانی خشونت )
  • اختلال شخصیت ضد اجتماعی (شخص بزهکار)
  • استفاده بیش از حد از مشروبات الکلی (شخص بزهکار و تجربه قربانی خشونت )
  • داشتن چند همسر یا شریک زندگی یا وقتی شریک زندگی شان شک می کند که به او خیانت شده است. (شخص بزهکار)
  • روش و رفتاری که خشونت و نابرابری جنسیتی را می پذیرد. (شخص بزهکار و قربانی خشونت )

 عواملی که بخصوص مربوط به خشونت شریک زندگی می شود شامل موارد ذیل است:

  • سابقۀ قبلی خشونت (شخص بزهکار و تجربه  قربانی خشونت)؛
  • اختلافات زناشوئی و نارضایتی (شخص بزهکار و قربانی).

 عواملی که مربوط به خشونت جنسی بزهکار می شود:

  • عقاید و باورهای خانوادگی راجع به ناموس و پاکدامنی
  • عقیده به تبعیض جنسی به نفع مرد
  • مجازاتهای قانونی ضعیف در مقابل خشونت جنسی

 موقعیت نابرابر زنان نسبت مردان و عادی بودن اعمال خشونت در حل اختلافات، به شدت به خشونت اعمال شده از جانب  شریک زندگی و خشونت جنسی اعمال شده از طرف افراد دیگر مربوط است.

 پیامدهای مربوط به سلامتی:

 شریک زندگی و خشونت جنسی دارای معضلات و مشکلات کوتاه مدت و دراز مدت فیزیکی، روانی، جنسی و تناسلی برای بازماندگان و فرزندانشان است که منجر به هزینه های اقتصادی بالائی برای دولت می شود.

  •  از جمله تأثیراتی که بر سلامتی دارد: سر درد، پشت درد، درد شکم، فیبرومیالژیا، اختلال دستگاه گوارش، تحرک محدود و ناخوشی کلی.  در برخی موارد نیز می تواند منجر به جراحات کشنده و غیرکشنده گردد.
  • خشونت شریک زندگی و خشونت جنسی می تواند منجر به بارداری ناخواسته، سقط جنین عمدی، ناراحتی ها و امراض زنانه، عفونت های مقاربتی از جمله آچ آی وی شود. اعمال خشونت توسط شریک زندگی می تواند احتمال سقط جنین، زایمان بچه مرده، زایمان زودرس و وزن پائین در نوزادان را افزایش دهد.
  • انواع خشونت منجر به افسردگی، اختلال تنش پس از وقوع حادثه، مشکلات خواب، اختلال در خوردن، ناراحتی های عاطفی و سعی به خودکشی می شوند.
  • خشونت جنسی، بخصوص در طی دوران طفولیت منجر به سیگار کشیدن بیشتر، سوء استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی و رفتارهای جنسی خطرناک در دوران بعدی زندگی می شود.  این نوع رفتارها به افراد بزهکار (برای مردها) و قربانیان خشونت (برای خانم ها) نسبت داده می شود.

 تأثیر بر کودکان و اطفال

 اطفالی که در خانواده هائی بزرگ می شوند که در معرض خشونت قرار دارند احتمال دارد از نارسائی های عاطفی و رفتاری رنج ببرند. این می تواند به بزهکاری و یا تجربه نمودن خشونت در آینده نسبت داده شود.

  • اعمال خشونت توسط شریک زندگی همچنین به میزان بالای مرگ و میر بین نوزادان و اطفال ارتباط داده شده است (مثل بیماری های اسهالی و سوء تغذیه).

 هزینۀ اجتماعی و اقتصادی

 هزینۀ اجتماعی و اقتصادی اعمال خشونت جنسی توسط شریک زندگی بسیار سنگین است و اثراتش را در سراسر جامعه می گذارد. زنان احتمالأ از انزوا، عدم توانائی برای کار کردن، از دست دادن دستمزد، عدم شرکت در فعالیت های منظم و توانائی محدود برای مراقبت از خود و فرزندانشان رنج می برند.

 پیشگیری و پاسخگوئی

 در حال حاضر راه های متعددی وجود دارند که مؤثر بودن آنها طی مطالعاتی تنظیم شده به اثبات رسیده است. می بایست منابع بیشتری را در دست داشت تا بتوان از اعمال خشونت جنسی توسط شریک زندگی، بطور جدی تری پیشگیری کرد، منظور پیش از وقوع خشونت برای اولین باراست.

 در رابطه با پیشگیری اولیه شواهدی در دست است که نشان می دهد کشورهای پر درآمد که در آن برنامه هائی در سطح مدارس در رابطه با روابط دوستیابی برای پیشگیری از خشونت تنظیم شده است مؤثر بوده است. اما باید تناسب آنرا در محیطی که منابع کافی را ندارد، مورد ارزیابی قرار داد. استراتژی های اولیه دیگری نیز وجود دارند؛ استراتژی هائی که آموزش تساوی جنسیتی همراه با سرمایه گذاری خُرد؛ ارتباط بر قرار کردن و روابط درست زندگی را در سطح اجتماعات ترویج می کنند؛ که دسترسی و استفاده بیش از حد از مشروبات الکلی را کاهش می دهد و عادات جنسیتی سنتی را تغییر می دهدو تا حدودی مثبت بوده اند  اما  باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرند.

برای حصول به تغییرات اساسی، باید قانون تصویب کرد و اساسنامه هائی تنظیم نمود که زنان را محافظت کنند؛ تبعیضات علیه زنان را مورد نظر قرار داده و تساوی جنسیتی را ترویج دهد و راهی بسوی ایجاد عادات سنتی صلح آمیز را در پیش گیرد.

پیگیری و رسیدگی مناسب از جانب بخش بهداشت کشور می تواند نقش مهمی در پیشگیری و پاسخ گوئی به خشونت داشته باشد. همچنین آگاه سازی و آموزش مردم و سازمان های خدمات بهداشتی دیگر می تواند استراتژی مهم دیگری محسوب گردد. برای اینکه پیامدهای حاصل از خشونت و نیازهای قربانیان- بازماندگان را در نظر بگیریم می بایست پاسخ چند بخشی تهیه کنیم.

 اقدامات سازمان بهداشت جهانی WHO

 WHO با همکاری با تعدادی از شرکاء در صدد:

 تهیه اسناد بر اساس دامنه و انواع خشونت های جنسی شرکای زندگی، در زمان های متفاوت و حمایت از تلاش های کشورها، برای طبقه بندی و اندازه گیری خشونت و پیامدهای آن، برای درک میزان و نحوۀ این معضل در سطح جهانی بسیار ضروری است

  • تقویت تحقیقات و ظرفیت تحقیقاتی برای ارزیابی طرق مداخله برای مقابله با خشونت شریک زندگی
  • توسعه و گسترش راهنما بر اساس شواهد شریک زندگی، پیشگیری از خشونت جنسی شریک زندگی بر اساس شواهد و برای تقویت پاسخ های بخش بهداشتی به چنین خشونت هائی
  • انتشار اطلاعات و حمایت از کوشش های ملی برای پیشبرد حقوق زنان و پیشگیری و پاسخ گوئی به خشونت جنسی شریک زندگی بر علیه زنان
  • همکاری با ارگان ها و مؤسسات بین المللی برای کاهش – محو خشونت جنسی شریک زندگی در سراسر عالم.

گروه ترجمه خانه امن

منبع:

http://www.who.int/mediacentre/factsheets/fs239/en/

برگۀ اطلاع رسانی شمارۀ ۲۳۹ – نوامبر ۲۰۱۲

خرداد
۱
۱۳۹۳
پیامدهای ازدواج مردان جوان با زنان مسن تر
خرداد ۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

ازدواج-در-ایران

عکس: ایرانویج

نوشته: شاهرخ سلاح ورزی- جامعه شناس

از گذشته تا کنون آنچه که مقبول جامعه مرد سالار ایران بوده این است که مرد چندسالی بزرگ تر از زن باشد. مرد ایرانی در بستری با خاصیت مردسالارانه – که در مواردی حتی توسط مادران اشاعه داده می شود- ریاست در خانه و محور بودن را تعریفی ازنقش خود می داند. هرچند با گذشت زمان وتغییرات ساختار خانواده از گسترده به هسته ای و افزایش تحرک اجتماعی زنان و پررنگ شدن معضلات  اقتصادی، معیارها و نقش های اعضای خانواده در حال دگرگون شدن است؛ اما با این حال هنوز مساله مسن تر بودن زن از مرد از نظر بسیاری چندان پذیرفته شده نیست.در سال های گذشته معیارهایی همچون توانایی زن در امور خانه داری و تولید مثل، و رعایت تفاوت سنی و تائید ضمنی خانواده نقشی مهم در پیوند زناشویی داشتند، ولی به نظر می رسد که این اولویت هادر حال کمرنگ شدن هستند ومعیارهایی که تا چند دهه پیش به عنوان عواملی تاثیر گذار موردتوجه نبودند بیشتر نمود پیدا کرده اند؛ امروزه عواملی چون تحصیلات آکادمیک زنان و میزان در آمد ماهیانه زن از محل کار و همچنین نحوه ارتباطات اجتماعی او؛ از معیارهای ازدواج جوانان طبقه متوسط محسوب می شود.

ولی  همچنان در خانواده های سنتی که غالبا دارای ساختاری گسترده هستند، رعایت اصولی از پیش تعیین شده برای ازدواج امری ضروریست، که باید توسط مردان خانواده مورد توجه قرار گیرد. یکی از این اصول رعایت فاصله سنی با همسر است که با توجه به مقتضیات مورد تائید خانواده تعیین می شود. در این شیوه غالبا با توجه به اهمیت نقش محوری مرد در خانه  که برگرفته از آموزه های دینی و سنتی است، پیوند یک مرد با زنی مسن تر چندان مطلوب نیست و مورد تایید قرار نمی گیرد و حتی در صورت ثبت این ازدواج گاها” شاهد طرد این افراد از سوی خانواده هستیم.

اما گسترش شهرنشینی در ایران در دهه های گذشته و میل خانواده ها به تشکیل خانواده های هسته ای تا حدودی ازاجبارهای فامیلی کاسته است و فرد درتعیین معیارهای ازدواج آزادی نسبی بیشتری بدست آورده و توانسته است خود را از کلیشه های رایج در انتخاب همسر برهاند. همچنین با حذف سقف تحصیلی برای دختران در بعضی از خانواده ها و توجه به اهمیت ارتقای علم و کسب موقعیت هایی برتر یا همسان با مردان برای زنان و حضورملموس تر ایشان در جامعه شاهد تغییراتی در معیارهای ازدواج هستیم. آموختن علم و یافتن شغلی درخور در ایران راهی است برای کسب موفقیت و ارتقای جایگاه اجتماعی افراد. تاکید به حضوربیشتر زنان در جامعه در دوره پهلوی دوم و تاسیس دانشگاه آزاد و پیام نور در شهرهای بسیار کوچک پس از انقلاب و همچنین  تاکید حکومت فعلی ایران به اسلامی شدن دانشگاه ها، ناخواسته درهای جامعه و دانشگاه را به روی دختران خانواده های سنتی و شهرستانی گشود، و گروه عظیمی از دختران وزنان را که برحسب آموزه های دینی وسنتی باید خانه نشین می شدند به تحرک در جامعه واداشت؛ یافتن شغل و کسب در آمد و بدست آوردن یک استقلال نسبی نتیجه تلاش های این زنان بود. این دستاوردها باعث شد تا زنان تعریف جدیدی از روابط بین زن و مرد را ارائه دهند و خود را از تفکرات  سنتی رایج  درخصوص توانایی های زن رها سازند.

از سوی دیگر سیاست گذاری های غلط اقتصادی و جمعیتی در دهه ابتدای انقلاب سبب شد تا شاهد جهش در تعداد موالید باشیم؛ در دهه ۶۰ ما دارای یک هرم سنی با قاعده وسیع بودیم و هرروز بر تعداد جمعیتمان افزوده می شد؛ در طی‌ سال‌های‌ ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۸ جمعیت ایران‌ رشد سالیانه ا‌ی‌ نزدیک به چهار درصد‌ را تجربه‌ کرد که‌ این‌ امر باعث‌ افزایش‌ بیش‌ از پیش‌ جمعیت‌ جوان‌ و جویای‌ کار در سال‌های‌ کنونی‌ شده‌ است‌.(۱) افزایش بی رویه جمعیت در سال های ابتدای انقلاب ایران و عدم برنامه ریزی  صحیح برای زیر ساخت های اقتصادی و ایجاد زمینه های اشتغال وپایین‌ بودن‌ رشد اقتصادی‌ کشور و تورم های پی در پی سبب شد تا در دو دهه گذشته حضور در بازار کار رقابتی شود، در نتیجه‌ این‌ سیاست‌ کسب مدرک برای بدست آوردن شغل  امری حیاتی  به شمار آمد، به همین دلیل تعداد دانشجویان‌ ایران‌ در طی‌ ده‌ سال‌  پنج‌ برابر شد.

 اما این هجوم و رقابت برای حضور در دانشگاه ها نیز بر دایره این معضل افزود به صورتی که جامعه را با سیل‌ عظیمی‌ از تحصیل کرده‌های‌ پرتوقع‌ و البته‌ فاقد دانش‌ و اندوخته‌ لازم‌ مواجه‌ ساخت. بر اساس‌ گزارش‌ رسمی دولت ‌درحال‌ حاضر درصد بالای بیکاران ایران‌ را افرادی ‌تشکیل‌ می‌دهند که‌ در دانشگاه‌ تحصیل‌ کرده‌ اند ولی به دلیل پایین بودن سطح آموزش ها عملا فاقد مهارت های لازم هستند و یا اینکه به دلیل عدم هماهنگی میان برنامه ریزان داخلی با دانشگاه ها بسیاری از رشته های تحصیلی فاقد کارایی بوده و نیروی مورد نیاز در آن رشته سال هاست که اشباع شده است. تعداد بسیاری از این بیکاران مردان جوانی هستند در آرزوی زندگی  مقبول و به نسبت مرفه پس از طی دوران خدمت سربازی نتوانسته اند شغلی متناسب با خواسته های خود بیابند، قطعا این مشکلات تاثیرات خود را بر روی نهاد خانواده گذاشته است. این افراد قبل از حضور در دانشگاه ها یا بازارکار انتظاراتی داشته اند و وقتی آماده ورود به زندگی مستقل می‌شوند انتظارات آنها با واقعیت‌های زندگی سازگار نیست در نتیجه دچار مشکلات فراوانی می‌شوند. در برابر معضلات اقتصادی یکی از راه کارهای که تاکنون هم راه گشا بوده وهست ازدواج با کسانی است که خود دارای حقوق و شغل هستند و شاید بتوان گفت یکی از معیارهای امروزی مردان جوان ایرانی شاغل بودن همسر است تا بتواند با اتکا بر درآمد مالی همسرشان توازن مالی را در خانه برقرار نمایند. همسرانی که در مواردی جنبه مالی شان بر شرایط سنی آنها ارجحیت دارد و مردان جوان وقتی با آنان آشنا می‌شوند، عامل سن را نادیده می‌گیرند و به منافع حاصل از این ازدواج فکر می‌کنند.البته برای خانم‌ها هم دلایل متعددی وجود دارد تا به این ازدواج ها راضی شوند یکی از این دلایل بالا رفتن سن ازدواج آنهاست ونبود موقعیت‌های دیگری برای ازدواج، نیت دیگر این زن ها برای قبول چنین ازدواجی، داشتن فرزند است.

به طور کلی ازدواج مردان جوان با زنان بزرگتر از خود را می توان در سه دسته خلاصه کرد:

ازدواج هایی است که غالبا در جوامع روستایی یا شهرهای کوچک به اجبار صورت می گیرد و خانواده با انتخاب زنی بزرگتر از پسر، او را مجبور به ازدواج می کنند. دوم  ازدواج هایی بر پایه عشق و علاقه دو طرف است  و در نهایت  ازدواج هایی که در آن موقعیت  اقتصادی  زن بر شرایط سنی او ارجحیت دارد.

در ازدواج های که بر اساس جبر خانوادگی یا فشارهای اجتماعی صورت گرفته، حتما افزایش تعارض بین زن و مرد بسیار است. ازدواج با بیوه برادر در بسیاری از شهرهای کوچک و روستاها و حتی حاشیه شهرهای بزرگ همچنان مرسوم است در این شیوه ازدواج پس از مرگ برادر بزرگتر در صورتی که برادری مجرد حضور داشته باشد او موظف است در وهله اول با زن برادر بیوه خود که در اکثر موارد از او بزرگتر است ازدواج نماید(۲)؛ در این خانواده بیشترین تنش در حوزه مدیریت است! چه کسی باید مدیر خانه باشد، مرد یا زن؟ در این جوامع مرد به دلیل جایگاه  سنتی اش می خواهد اقتدار خود را اثبات کند و در نقش مدیری مقتدردرخانه حکمرانی کند، ولی زن به علت بزرگتر بودن و داشتن فرزندانی که شاید از لحاظ سنی به همسرش نزدیک باشند نمی تواند این نکته را تحمل کند و در نتیجه  کانون خانواده دچار مشکل می شود. هرچند که در بسیاری از موارد، مرد به دلیل جایگاه سنتی اش برنده این موقعیت است.

از دیگر موارد ازدواج های اجباری که در آن مساله سن بعد از اولویت های دیگر قرار دارد ازدواج در رسم خون بس است که در مواردی عروس خونی بزرگتر از داماد است.متاسفانه در تعاریفی که برای خون بس آمده غالبا به نقطه پایانی و نمایش عمومی عفو گناهکار توجه شده، در صورتی که در اکثر موارد دختر یا دخترانی از شخص خاطی یا اطرافیان نزدیک او باید به عنوان همسر یکی از طرفین مقابل به خانه بخت  ‌رود تا با باروری فرزندان جبران مافات کرده باشد! و باعث نزدیکی دو قوم شود. تحقیق در خصوص کیفیت زندگی این زنان که عروس خونی نامیده می‌شوند خود رساله‌ای دیگر می‌طلبد که متاسفانه امکان پرداخت به آن دراین مجال امکان پذیر نیست.(۳)

نقطه مقابل ازدواج با اجبار، ازدواج های عاشقانه است در این نوع ازدواج، انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر بسیار دخیل است. در این حالت غالبا تفاوت سنی چندانی بین مرد و زن نیست و هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین آنها کمتر باشد یقینا درک آنها از یکدیگر بیشتر است؛ مساله بالاتر بودن سن زن درصورتی که اختلاف سنی فاحش نباشد وعشق وعلاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد مشکل ساز نخواهد شد، عشق و دوست داشتن و گذشت داشتن در زندگی تضمین کنندهای یک ازدواج موفق هستند.بدین جهت می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. در برابر این ازدواج ها هستند کسانی که  صرفا با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند.در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.

 اما ازدواج هایی که در آن موقعیت اقتصادی زن بر شرایط سنی او ارجحیت دارد برخلاف دو دسته پیش در این روزها رو به افزایش  گذاشته؛ براساس آمارهای سازمان ثبت احوال در سه ماه اول سال ۹۱ تعداد ۲۴ هزار و ۹۶۷ زوج در حالی با هم پیمان زناشویی بستند که سن داماد کوچک‌تر از عروس بود. البته این موضوع  فقط در سال ۹۱ اتفاق نیفتاده، چون آمارهای سال ۹۰ و پیش از آن نیز نشان می‌دهد که سال‌هاست ازدواج پسران با دختران مسن‌تر از خود در حال وقوع است. ثبت احوال ایران در سال ۹۰ میزان اینگونه ازدواج ها را ۵۶ هزار و ۷۴۳ مورد اعلام کرده که البته بیشترین تعداد این ازدواج ها مربوط  به تفاوت های سنی یکسال است و هرچه بر اختلاف سنی افزوده شده از میزان ازدواج کاسته شده است.

 همانطور که پیشتر اشاره شد مشکلات مالی و تورمی که در ۱۰ سال گذشته  گریبان مردم را گرفته، باعث شده تا پسران در توانایی تقبل مالی یک زندگی مشترک دچار مشکل  باشند و به همین دلیل تصمیم می گیرند با دختری ازدواج کنند که  دارای شغل و منابع مالی باشد حال در مواردی این انتخاب ها از خودشان مسن تر است، اما در عوض همسرانشان  دارای شغل و درآمد هستند و می شود هزینه هالی زندگی را با آنان تقسیم کرد.

اگر تفاوت سنی میان زن و مرد در نهایت سه تا چهار سال باشد، می توان امید داشت که زندگی آرامی در جریان باشد؛ البته این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت. هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم آنان بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است.زنان و مردان با اختلاف سنی بالا از نظر جسمانی با هم هماهنگ نیستند پس وقتی مردان همسرانی ۱۰تا۲۰ سال بزرگتر می‌گیرند، بعد از مدت کوتاهی این حس و علاقه از یک طرف کمرنگ می شود، فاصله سنی زیاد و از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد،مشکلاتی چون: عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف و بی حوصلگی فرد بزرگ تر…. زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را چون او بسنجد، ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.  روان شناس ها معتقدند  زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگی عاقل تر می شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگی عمیق تر است؛ بنابراین مسئولیت پذیرند و یا بیشتر در این زمینه ها فکر می کنند. حال اگر زنی چند سالی بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، برای همین زمانی که انتظارش برآورده نمی شود، این تصور تداعی می شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بی مسئولیت است و در نهایت تنش فضای خانواده را پر می کند.مثلاً زنی که ۱۵ سال و یا بیشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر یا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد می کند.

 از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگتر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با پیر شدن شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد. البته این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد. متاسفانه در این ازدواج ها هدف اصلی دوست داشتن و علاقه بین زن و مرد، تشکیل زندگی مشترک و یا داشتن هم صحبت نیست. در واقع  در این ازدواج‌ها هر شخصی به منافع خود فکر می‌کند، این افراد به دلیل قصد و نیت خاصی که دارند، به سمت این نوع ازدواج می روند؛ سپس در ادامه در صورت بروز مشکل هم، جدایی راحت ترین راهی  است که انتخاب می‌کنند و این یعنی افزایش آمار طلاق در ایران و مسایل بعدی آن. این افراد در ازدواج‌هایی از این دست به این دلیل شکست می‌خورند که یادشان می‌رود روز نخست برای چه تصمیم گرفته‌اند و معیار انتخابشان چه بوده است؟

لازم بذکر است که نمی توان یک حکم کلی برای چنین مسئله ای در جامعه ایران صادر کرد؛ ذکر موارد بالا دلیل نمی شود که ما همیشه ازدواج هایی را که ممکن است زن از مرد سن بیشتری داشته باشد محکوم به شکست بدانیم، بسیاری از این گونه ازدواج ها سال های سال دوام داشته و آرامش واحترام برآن حاکم بوده است، همان طورکه شاهد شکست بسیاری نیز بوده ایم.توجه داشته باشیم که تفاوت سنی به تنهایی عامل شکست یا موفقیت یک ازدواج نیست بلکه عوارض و پیامدهایی که ممکن است از این اختلاف سنی ناشی شود، می تواند بر میزان تعامل و تفاهم حاکم بر این زندگی تأثیر گذار باشد.

همچنین همیشه در کنار تفات سنی زن و مرد، تفاوت های دیگری نظیر تفاوت فرهنگی، اقتصادی، تحصیلی و یا سطح درک طرفین نیز وجود داشته و سبب اختلاف شده که موجبات نسبت دادن این اختلافها رابه تفاوت سنی فراهم می آورد.

 منابع:

۱٫ فیلم “نامزدی” ساخته ناصرغلامرضایی ،فیلمی است که در خصوص این موضوع ساخته شده است

https://www.youtube.com/watch?v=WINO6CE4-P8

۲٫ فیلم خون بس هم به معضلات این رسم در میان عشایر اشاره کرده

https://www.youtube.com/watch?v=bOqSOxv-4ow

اردیبهشت
۳۱
۱۳۹۳
کودک و خانواده ایمن
اردیبهشت ۳۱ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

 شششششششعکس: edward musiak

مژگان میراشرافی – مدد کار اجتماعی

افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. درخانواده پرورش یافته و وارد اجتماع می شوند. آنها بسیاری از ویژگی های سالم و ناسالمی را که از خانواده دریافت کرده اند، وارد اجتماع می کنند. بدین لحاظ سلامت یک جامعه به سلامت خانواده های آن  وابسته است.

« مریم ۱۳ سال دارد. پدر او در جواب سوال مادرش که در مورد مخارج خانواده و شهریه مدرسه مریم پرسید؛ تمام ظرف های آشپزخانه را از کابینت ها بیرون آورده و به سمت او پرت کرده بود. مریم خود را میان آن دو قرار داد تا از مادرش محافظت کند. مریم مدت هاست احساس می کند می بایست از مادرش در مقابل خشونت های پدرش محافظت و مراقبت کند. او گاهی خود را مقصر تمام ناراحتی های مادر و پرخاشگری های پدر می داند؛ مریم تصمیم گرفته به هر قیمیتی مادرش را از اینوضعیت نجات دهد.»

« علی به تازگی ۲۷ ساله و به دختری علاقمند شده است. او در رویاهایش با او حرف می زند و به او ابراز احساسات می کند. اما نمی داند که چرا در واقعیت نمی تواند در مورد احساساتش با او صحبت کند، خجالت می کشد و بعضی مواقع در مورد احساساتش به شدت گیج می شود و به تازگی وسواس شدیدی نسبت به افکارش دارد. خیلی از وقت ها به دلیل آنکه نمی تواند به طور موثر منظورش را بیان کند، به دختر مورد علاقه اش پرخاشگری می کند، اما همیشه از رفتار خود پشیمان و ناراحتمی شود. او نمی خواهد مانند پدرش شخصی پرخاشگر باشد. علی در کودکی توسط والدینش به شدت آزار جسمی دیده و برای هر اتفاق کوچکی درآن دوران و حتی در دوران نوجوانی کتک خورده است. علی می گوید مادرش تا مدت ها او را در سنین دبستان در حمام تاریک خانه به منظور تنبیه او زندانی می کرده است.»

بی شک تامین محیط سالم خانوادگی نقش مهم و عمده ای در پیشگیری از بیماری ها و اختلالات روانی و رفتاری داشته؛ و پایه و اساس بسیاری از حالات و بهداشت روان افراد در بزرگسالی است. نتایج بسیاری از پژوهش ها نشان می دهد که خانواده بر رفتارهای فرد در هیچ حیطه ای به اندازه حوزه رفتارهای ارتباطی تاثیر ندارد. به این معنا که هر اندازه خانواده شرایطی را به وجود آورد که در آن اعضای خانواده تشویق به شرکت آزادانه در تعامل، بحث و تبادل نظر درباره گستره وسیعی از موضوعات شوند، در این محیط نسبتا آزاد، نه تنها فرزندان در معرض مسائل چالش انگیز قرار می گیرند، بلکه تشویق به کشف باورهای جدید و تصمیم گیری میگردند. در نتیجه ایجاد چنین فضایی در خانواده، فرزندان از توانایی حل مسئله، تصمیم گیری و از اعتماد به نفس برخوردار شده، همچنین از رویارویی با مسائل چالش برانگیز نمی هراسند. در نتیجه آنها قدرت انطباق، سازگاری، تحمل و عملکرد موثرتری در زندگی اجتماعی خود خواهند داشت. وجود چنین شرایطی احساس توانایی در کنترل عوامل بیرونی و درونی را دردوران نوجوانی ایجاد می کند و این احساس مانع از بروز مشکلات روانی می شود.

 تمامی کودکان از محیط خانه تاثیر می پذیرند. چنانچه کودکان در محیطی نا امن و یا خانواده ای با الگوی ارتباطی خشونت گرا رشد یابند؛ صرف نظر از اینکه کودکان خود آزار جسمی می بینند یا نه، با مشاهده کتک خوردن مادر در خانه تجربه تلخ و ترسناکی را پشت سر می گذارنند.

کودکانی که در خانه های خشونت آمیز بزرگ می شوند، رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دهند. تعدادی از آنان پرخاشگر می شوند و یا به دلیل رفتارهای اعتراضی، کودکی متخلف و عاصی شناخته می شوند. اما تعداد زیادی از آنها نیز به مانند ”مریم“ به سختی تلاش می کنند که ظاهر خانه و خانواده را آرام نگه دارند و نقش مراقبت کننده و محافظت کننده از شخص خشونت دیده در خانواده را برعهده می گیرند.

بسیاری از این دسته از کودکان که در محیط پر از خشونت رشد می کنند، معمولا به سرعت از مرحله کودکی به بزرگسالی می روند. به طور مثال به مانند “مریم“ با مراقبت کردن از شخص قربانی و یا کودکان کوچکتر از خود و یا با پر کردن جای خالی والدین برای اعضای کم سن و سال تر از خود، نقش بزرگسالان را بدون آنکه مرحله  نوجوانی را طی کنند ایفا می کنند.

در موارد زیادی نیز بسیاری از این کودکان، معمولا درک کمی از خود و ارزش های خود دارند. به طوری که با عدم پاسخ درست والدین به نیازهای کودک، کودک احساس خوبی نسبت به خود نداشته و در نتیجه عزت نفس او مانند “علی“  به شدت پایین می آید. اعتماد به نفس و عزت نفس پائین معمولا از نتایج عدم توانایی کودکان در کنترل و مدیریت موقعیت های زندگی شان و از نتایج بزرگ شدن در محیط پر خشونت و بحرانی است. کودک آزار دیده و کتک خورده معمولا در دوران نوجوانی و حتی بزرگسالی، ترس و وحشت، افسردگی، استرس، لکنت زبان، بی خوابی، عدم تمرکز، مشکلات آموزشی و تحصیلی، دردهای روان تنی و وسواس های فکری را تجربه می کند.

« مادر و پدرم بعد از هر مشاجره مرا به کناری می کشند و از من می خواند که به آنها بگویم کدامشان مقصرند؟! هفته گذشته پدرعصبانی شد و به صورت مادر سیلی زد و مادر نیز برای تلافی لیوان چای را به صورت او پاشید. بعد از این اتفاق پدر از من خواست که به مادرم بگویم که او نباید پدر را عصبانی کند و تقصیر اوست که پدر اختیارش را از دست می دهد.»

یکی دیگر از خطرات عاطفی قرار گرفتن کودک در خشونت خانگی، قرار دادن کودک توسط والدین در نقش ” داور” است. کودک و نوجوان ممکن است احساس کند که با طرفداری از یکی از والدین به دیگر والد خود خیانت کرده است. در بسیاری از موارد زمانی که مشاجرات و دعواهای والدین معمولا بر سر کودک و یا نیازهای اوست. کودک ممکن است خود را مسئول تمامی این مشکلات و مشاجرات بداند و در نتیجه احتمال اقدام به خودکشی و یا رفتارهای پرخاشگرانه در او مشاهده شود. آنها احساس می کنند که دلیل این خشونت هستند و اگر آنها نبودند این اتفاقات رخ نمی داد.

 بدین ترتیب، تلاش برای پیشگیری از خشونت و آزارهای خانگی نه تنها سلامت افراد خانواده را تضمین می کند، بلکه در صورت پیشگیری و برخورد صحیح با مشکلات درون خانواده، از رسوخ این مسائل به درون جامعه جلوگیری می شود.

یادمان باشد که خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی، مبنا و پایه هر اجتماع بزرگ است و افراد سالم، موفق و فعال اجتماعی از خانواده های سالم هستند.

منابع :

http://goo.gl/IIwtu5

http://goo.gl/HwyDJJ

http://www.bashgah.net/fa/content/show/94935

http://goo.gl/oRtdk6

اردیبهشت
۳۰
۱۳۹۳
طرح مجلس ایران برای محدود کردن زنان
اردیبهشت ۳۰ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

IMG01063994

 عکس: مهرنیوز

رویا تاجی – روزنامه نگار

  آموزش های پیش از ازدواج حذف می شود، وازکتومی دیگر به صورت “دلخواه” انجام نمی شود، زایمان طبیعی رایگان می شود و ده ها طرح و لایحه دیگه که همگی یک جنسیت را نشانه گرفته اند ،”زنان”.

حکومت ایران می خواهد زنان خانه نشین باشند و تنها باروری کنند. این تصمیمات و مصوبات زمانی مهر تائید می گیرند که علی خامنه‌ای، رهبر ایران می گوید:”باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملا فاصله بگیریم”.

او معتقد است: “هرکس اگر مسئله زن را جدا از مسئله خانواده مورد بررسی قرار دهد، در فهم مسئله و تشخیص علاج آن، دچار اختلال می‌شود”.(۱)

نمایندگان مجلس و وزارت بهداشت هم بی وقفه برای نزدیک تر شدن به نظر رهبری طرح و لایحه به مجلس می برند. طرح هایی مثل جمعیت و تعالی خانواده یا افزایش مرخصی زایمان که هر کدام به تنهایی می تواند خشونت و تبعیض جنسیتی در ایران را نمایان تر کند.

شاهین قیاسی جامعه‌شناس می گوید: پروژه رشد جمعیت، تصمیمی است که در نهایت خشونت آن دامن زنان را می گیرد چرا که باعث خانه نشین شدن زنان می شود و نقش آنها را در صحنه های اجتماعی مانند بازار کار و تحصیل و سیاست کم رنگ می کند.

 او می گوید: با نگاهی به تصمیمات جدید دولت این واقعیت پر رنگ می شود که تصمیم دولت محدود کردن زنان است. این پروژه هدفمند و با زیر ساخت های مشخص آغاز شده است. از زیر ساخت های آن می توان به  افزایش مرخصی زایمان از ۶ به ۹ ماه، رایگان کردن زایمان طبیعی، کاهش ساعات کار زنان، دور کاری، سهمیه بندى جنسیتى، بستن خانه هاى بهداشت و ممنوعیت پخش رایگان وسایل پیشگیرى از باردارى، ممنوعیت وازکتومى، حذف آموزش‌های پیش از ازدواج در مراکز بهداشتی و همچنین حذف واحدهای درسی مربوط به بحث کنترل و کاهش جمعیت در دانشگاه اشاره کرد.

قیاسی می گوید: در تصمیم جدید، حکومت ایران به دنبال آن است که با طرح یک فوریتی “پیشگیری از کاهش رشد جمعیت کشور”، پروژه ای را که سال‌ها براساس تبلیغات سازمان بهداشت جهانی وسایل پیشگیری از بارداری را به صورت رایگان در اختیار مردم قرار می داد را متوقف کند.

این جامعه شناس می گوید: زمانی که یک نماینده زن در مجلس بیان می کند مسئله شغل خانم‌ها است که می‌تواند از بارداری آن‌ها ممانعت کند، باید در آینده ای نه چندان دور موانع و محدودیت های بیشتری در عرصه فعالیت های اجتماعی اقتصادی زنان را شاهد باشیم.

هفته ای که گذشت رهبر ایران نیز مسئله برابری، اشتغال و ادامه تحصیل زنان را به چالش کشید و با دفاع از کاهش سهمیه زنان برای ورود به برخی از رشته‌های دانشگاهی، تفاوت در این مسئله را “ضد عدالت” ندانست و تاکید کرد: “نباید رشته‌های تحصیلی و مشاغلی که متناسب با طبیعت زنان نیست به آنان تحمیل شود.”

علی خامنه ای گفت: “این که زنان برخی مشاغل را برعهده نگیرند هیچ ننگ و نقصی نیست، بلکه آن چیزی غلط است که متناسب با طبیعت الهی زن نباشد”. (۱)

حالا از لوایح دولت بر می آید که به دنبال فرصتی است تا به گفته رهبر ایران جامعه عمل بپوشاند و “زنان را که از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه‌ای از زندگی آفریده شدند ” را با ” تکیه بر متون اسلام” کنترل کند.

یک حرف، یک طرح

هفته ای که گذشت نمایندگان مجلس برای زنان تصمیمی جدید گرفتند و آن را در قالب طرح یک فوریتی به مجلس بردند، بر اساس این طرح آموزش‌های پیشگیری از بارداری قبل از ازدواج ممنوع خواهد شد.

۱۳۱ نماینده به طرح افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت رای موافق دادند.

شاهین قیاسی جامعه شناس در رابطه با حذف کلاس های آموزشی پیش از ازدواج می گوید: این کلاس ها تقریبا” یک تا دو ساعت بیشتر نیست و در آن، زمان بچه دارشدن، روش های جلوگیری از بارداری، بیماری های مقاربتی و روش های مختلف تنظیم خانواده به زوج ها توضیح داده می شود.

او حذف این کلاس ها را هشداری جدی برای قشر خاصی از اجتماع دانست و گفت: هیچ نهاد یا سازمانی مسئولیت آموزش های جنسی در ایران را ندارد و حذف همین آگاهی بخشی اندک سبب می شود خانواده هایی که دارای محدودیت دسترسی به اطلاعات و ابزار‌های پیشگیری از بارداری هستند بچه دار شوند. این  قشر از جامعه توانایی مالی پرورش کودک را ندارند و جامعه را با مشکلات عدیده دیگری مواجه می کنند.

بنا به طرح مجلسیان، سقط جنین، عقیم‌سازی و هرگونه تبلیغات برای فرزند کمتر، زندگی بهتر ممنوع و مرتکبان آن به مجازات نوشته شده در در ماده ۶۲۴ قانون مجازات اسلامی محکوم خواهند شد .

نمایندگان مجلس در پی آن هستند تا با تصویب طرح جامع ۵۰ماده‌ای جمعیت و تعالی خانواده، مراکزی همچون آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و وزارت بهداشت را موظف کنند که این آموزش‌ها را جایگزین آموزش‌های کاهش جمعیت کنند.

قیاسی معتقد است: این طرح ریشه درخواست رهبر ایران برای داشتن ایرانی صد و پنجاه میلیونی دارد .

او می گوید: شاید بتوان گفت ترس جناح تند رو از قدرتمند شدن زنان این گروه را با آسیب های جدی مواجه خواهد کرد .

۴۷ هزار زن بعد از مرخصی زایمان بیکار شدند

این آمار را هفته گذشته معاون فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرد و گفت: اجرای افزایش مرخصی زایمان از ۶ ماه به ۹ ماه تهدیدی برای افراد شاغل است که ممکن است شغل خود را از دست بدهند.

محمدحسن زدا گفت: آماری که در ۶ ماهه دوم سال گذشته از بررسی پرونده ۱۴۵ هزار نفر زنان شاغل که از مرخصی زایمان استفاده کرده بودند؛ بیانگر آن است که، پس از اتمام مرخصی زایمان ۴۷ هزار نفر آنان از شغل خود برکنار و در حال حاضر مقرری بیمه بیکاری دریافت می‌کنند.(۲)

قیاسی جامعه شناس می گوید: این رفتار طبیعی بازار کار است که در برابر غیبت طولانی از محل کار عکس‌العمل منفی نشان می دهد و با توجه به نیاز بالای کار در جامعه بسرعت زنان از چرخه‌ اشتغال حذف و فرد دیگری را جایگزین می کند.

به اعتقاد وی این محدودیت ها نه تنها باعث بالا رفتن نرخ باروری نمی شود بلکهف مانع بزرگتری به نام مشکلات مالی را بر دوش خانواده می گذارند که می تواند دلیل اصلی کمتر شدن زاد و ولد در جامعه باشد .

او می گوید: اخبار و تبلیغات جمعیت را افزایش نمی دهد، امنیت اقتصادی، اجتماعی و رضایت مندی از زندگی باعث رشد جمعیت می شود.

این روزها از رهبر گرفته تا نمایندگان همه به دنبال ایرانی صد و پنجاه میلیونی هستند فارغ از این که زیر ساخت های آن آماده است یا نه؟! همه آنها به یک سمت می روند سوق دادن زنان به زاد و ولد بیشتر ،همه چیز را برایشان محدود می کنند و به دنبال تشکیل مرکز فرا قوه ای در حوزه زنان هستند تا در یک خشونت سیستماتیک آنها را در خانه حصر کنند .

منابع: 

۱- http://goo.gl/PqMsEh

۲ – http://www.hamshahrionline.ir/details/256203

اردیبهشت
۲۵
۱۳۹۳
سلامت  خانواده ، سلامت روان همسران ومادران
اردیبهشت ۲۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

4355014607_46259b0732_z

عکس: Chris Breitenbach

مژگان میراشرافی – مددکار اجتماعی

شاید روزی نباشد که از رسانه های ارتباط جمعی مانند رادیو و تلویزیون، بخصوص در مناسبت هایی مانند روز خانواده و روز مادر و مناسبت های از این قبیل این جمله را که “ زن مظهر ایجاد آرامش و مودت در خانواده، و خانواده بهترین بستر سالم برای رسیدن به کمال انسان است. “ را به دفعات نشنیده باشید. مسئولین  ذی ربط در امور فرهنگی و اجتماعی  دائما” تکرار می کنند: “ نقش همسری و مادری، دو نقش بی بدیل زن در جهان آفرینش است که تضمین کننده امنیت و سلامت روانی بشر  در درون خانواده می باشد.”

اینکه که زن  پدیدآورنده محور عاطفی خانواده است، پنداری درست است. اما بار مسئولیت عاطفی و مدیریت هیجانی و روانی خانواده را تنها از زنان انتظار داشتن، گویای آن است که انگارخود « زن» در این میان فراموش شده و تاثیرات فضای خانواده بر او نادیده انگاشته شده است. به عبارتی می توان گفت چنانچه زن محور عاطفی خانواده است حداقل باید به سلامت عاطفی و روانی او توجه داشت و در جهت فراهم کردن زمینه های فرهنگی و قانونی سلامت روانی و جسمی زن تلاش کرد.

نازنین در یکی از جلسات مشاوره می گفت:

« گاهی اوقات احساس می کنم انگار زیادی ام. به خودم می گم برم جایی که دیده بشم. خونه تمیز کردن، آشپزی کردن و ده ها وظیفه دیگه، ولی کسی تو خونه متوجه من نیست. همه من را موتوری تصور می کنند که انگار نیازی به سوخت برای حرکت ندارد. آنها تصور می کنند که من در هر شرایطی موظف به ارایه خدمات هستم. اگر یک روز غذا حاضر نباشد یا لباس ها اطو نکرده باشند، غر میزنند و من از اینکه آنها من را یک کارگر خدماتی تمام وقت و ۲۴ ساعته می دانند بیمار شده ام.

زنان، نیمی از جمعیت کشور و نیروی فعال جامعه اند. سلامت زنان، سلامت نیمی از جامعه است. گرچه سلامت، مفهومی پویا و متغیر دارد. سلامتی  عبارت است از «نه تنها نداشتن رنجوری و بیماری، بلکه برخوردار بودن از آسایش کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی» بنابراین، سالم بودن تنها به معنای نداشتن احساس گناه، افسردگی و دیگر بیماری های جسمی و روانی نیست؛ بلکه سلامتی به معنای داشتن توانمندی در اجرای نقش های محوله اجتماعی و کارکرد جسمی، عقلی و اجتماعی است.

در بسیاری از جوامع در حال توسعه به مانند جامعه ما، همواره زنان مسئول امور خانواده و تربیت فرزندان سالم قلمداد شده اند، اما با این وجود زنان همواره بیشتر از مردان، در معرض همسرآزاری، خشونت های خانگی، ضربه های روحی – روانی پایدار و اختلال های روانی می باشند.

در پژوهشی کیفی با عنوان “پویایی خانواده و سلامت زنان” که در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد، بسیاری از زنان نقش همسر را در سلامت روان خود مهم دانسته اند.  بسیاری از زنان عنوان داشته اند که « سخت ترین شرایط»،« تنها ترین لحظه ها»، « تلخ ترین خاطره ها» و« کم ترین میزان سلامت » را در زندگی، زمانی تجربه کرده اند که در شرایطی پر تنش در روابط با همسرشان، در نتیجه خشونت خانگی قرار داشته اند.

با وجود آنکه رسانه های دولتی و بسیاری از بخش های فرهنگی و مذهبی جامعه، زنان را  مایه آرامش و نماینده جمال الهی خطاب می کنند که می توانند باعث رشد و ارتقای خودشان و جامعه گردند، اما بسیاری از کارشناسان براین باورند که بسیاری از زنان جامعه با مهارت های زندگی، بخصوص مهارت حل مسئله؛ به عنوان عامل مهمی در کنترل بحران و خشونت در خانواده آشنا  نیستند و درعین حال کمترین میزان آموزش را در این خصوص دریافت می کنند.

به نقل از یکی از زنان شرکت کننده در پژوهشی در این ارتباط، در شهر تهران، میزان آموزش مهارت های زندگی و حل مسئله در خانواده، نسبت به زمان تبلیغ چیپس و پفک در رادیو و تلویزیون که مهمترین رسانه های ارتباط جمعی محسوب می شوند، نه تنها کمتر بلکه ناچیز است.

« یکی ازاین زنان می گوید که سال هاست با همسرش اختلاف دارد و دامنه این اختلافات به خشونت علیه کودکانش کشیده شده است. زن می گوید که هرزمان که با شوهرش دعوا می کنند به دلیل آنکه نمی تواند عصبانیت خود را به همسرش نشان دهد، تاب تحمل بازی های کودکانه کودکش را از دست می دهد و او را مورد تنبیه بدنی قرار می دهد. و از این طریق همیشه نسبت به فرزندش احساس گناه، و نسبت به همسرش خشمی فروخفته دارد. او می گوید کاش برنامه های تلویزیونی به زن ها یاد می دادند که چطور فکر کنند و چه طور از پس مشکلاتشان برآیند.»

در این میان یکی از رایج ترین روش های توصیه شده برای مقابله با مشکلات و خشونت خانگی در میان بسیاری از زنان، رویکردهای مذهبی است.

« من به خدا توکل می کنم، به خدا می گویم: خدایا به من توانایی و سلامتی بده تا بتوانم دوام بیاورم و این زندگی را تحمل کنم. هرکس جای من بود، با مشکلات من زندگی اش را می باخت؛ اما من به خدا توکل می کنم.»

بسیاری از تحقیقات نشان داده است که تقسیم نامساوی وظایف، عدم توافق، و تسلط مردان به زنان از عوامل تنش زا در محیط خانواده و در نتیجه آن همسرآزاری است که ارتباط مستقیمی با احساس تنهایی و افسردگی و عدم احساس سلامت  در میان زنان دارد.

 بسیاری از عوامل خانوادگی بخصوص مشکلات ارتباطی و خشونت از طرف شوهر، تاثیر منفی بروی سلامت زنان دارد. وجود خشونت و تنش زیاد در خانواده های جامعه امروز، نشان داده است که نمی توان بدون پشتیبانی اجتماعی، برنامه هایی برای توانمندسازی زنان تهیه کرد و بدون تاکید و برنامه ریزی برای آموزش مهارت های حل مسئله و مدیریت بحران های خانوادگی، رسالت بزرگ تربیت نسل آینده جامعه تنها بر شانه های زنان نهاد و مسئولیت ایجاد آرامش را در میان اعضای خانواده آنان طلب کرد.

سلامت ازحقوق اولیه انسانی است و زنان به عنوان نیمه قربانی حاکمیت و مدیریت مردسالارانه، می بایست مورد پشتیبانی و حمایت اجتماعی قرار گیرند تا بتوانند خانواده هایی سالم  و پویا را در جامعه سازماندهی کنند.

منابع :

–        پویایی خانواده و سلامت زنان ، پژوهش کیفی ، پرویزی، سرور، سیدفاطمی ، نعیمه ، دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۱

 http://goo.gl/4YbRDc

–        جایگاه زن و مرد در سلامت روان خانواده و جامعه ، وب سایت ندای قلم

http://nedayeghalam.cbo.ir/?q=node/822

–        مرکز تحقیقات زن و خانواده، بررسی ارتباط سلامت روان و رضایت زناشویی زنان متاهل، بناییان، شایسته، پروین، ندا، کاظمیان ، افسانه، دانشکده پرستاری و مامایی همدان،۱۳۹۱

http://goo.gl/ciWyNO

–        زن امنیت و سلامت روانی بشر در درون خانواده را تضمین می کند، ایسنا، سرویس اجتماعی ۱۳۹۳

http://goo.gl/I4T3cs

–        بررسی نقش جو عاطفی خانواده در سلامت روانی زنان ،سومین کنفرانس بین المللی علوم رفتاری،۱۳۹۳

http://econferences.ir/thread-309.html

اردیبهشت
۲۵
۱۳۹۳
روز جهانی خانواده را با عشق و احترام میان اعضاء آن گرامی بداریم
اردیبهشت ۲۵ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
,
image_pdfimage_print

downloadعکس:  pazhoheshkade

روز جهانی خانواده را با عشق و احترام میان اعضاء آن گرامی بداریم در آستانه ۲۵اردیبهشت روزجهانی خانواده قرارداریم. روزی که مجمع جهانی سازمان ملل متحد در ۲۰ سپتامبر ۱۹۹۳، سال ۱۹۹۴ را سال جهانی خانواده و ۱۵ماه می هرسال ۱(مصادف با ۲۵ اردیبهشت ) را روز جهانی خانواده مقررکرد .

از آن سال تاکنون هر سال چنین روزی در کشورهای مختلف با شعارها و موضوعات متفاوتی چون خانواده و معلولیت، تحول در خانواده و یا نقش مادر در انسجام خانواده و محورهای دیگری مورد توجه قرار می گیرد .

توجه سازمان ملل به این موضوع موجب شد فرصت مناسبی برای بررسی مواردی که در دنیای امروز خانواده را تهدید می کند فراهم شود. همچنین دولت ها و سازمان های غیر دولتی، فعالان اجتماعی و مردم با عناصری که می توانند انسجام خانواده را تهدید یا تقویت کند آشنا شده و برای سلامت روحی و جسمانی اعضاء این نهاد اجتماعی که دردنیای امروز به شکل رسمی و یاغیر رسمی سرشاخه ها و پایه های ارتباطی جامعه انسانی را تشکیل می دهند تلاش و برنامه ریزی کنند.

از سوی دیگر سازمان ملل هر ساله در آستانه چنین روزی، با در نظر گرفتن برنامه های مختلف به بررسی مسائل و مشکلات و آسیب هایی که خانواده امروز با آن روبرواست، پرداخته و پیرامون این موضوع به اطلاع رسانی، مشاوره، دانش افزایی، ارتقاء آگاهی و ایجاد فرصت های جدید می پردازد.

در آستانه چنین روزی در حالی که ۲۰ سال نیز از توجه جامعه جهانی به موضوع خانواده می گذرد، هنوز دولت ها و مردم درباره تعاریف و شکل خانواده سالم و مطلوب با یکدیگر اختلاف دیدگاه داشته ودرباره آن بحث و گفت و گو می کنند.

هنوز موضوعاتی چون ثبات، اهمیت و نقش شکل ها و قراردادهای امروزی که افراد با توجه به فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف، پیرامون آن خانواده را شکل می دهند و کارکردهای این اشکال، و تاثیری که روی فرزندان و اعضاء خانواده می گذارد و حتی حقوق و تکالیف مترتب بر آن، نه تنها به نظرمشترکی دست نیافته اند که با قراردادهای جدیدی پیرامون تشکیل خانواده در میان شهروندان خود و یا سایر کشورها روبرو می شوند که دولت ها و جوامع مختلف را با سوالات و چالش های جدیدی پیرامون خانواده روبرو می کند و به همین دلایل است که هر ساله سازمان ملل، دولت ها ومحافل دانشگاهی و حقوق بشری و سازمان های بین المللی و منطقه ای با محور قرار دادن این موضوعات، بودجه های سنگینی را صرف تحقیقات و بررسی و اجرای پروژه های مختلف می کنند. چرا که بخوبی می دانند سلامت روابط در خانواده و کارکرد مطلوب در خانواده تا چه اندازه بر روی جامعه و حتی سیاست و قدرت تاثیر گذار است.

در چنین روزی خانه امن با تاکید ویژه بر ضرورت تلاش و فعالیت بررفع خشونت از خانواده بر ۲ عنصر کلیدی برای بهره مندی ازخانه های امن و آرام یعنی” عشق و احترام ” تاکید می کند. دو عنصری که بدون قانونی برابر میان زن و مرد به عنوان ستون های اصلی خانواده و نگاه کارآمد و به روز در جامعه کنونی ایران ممکن نیست .

تنها در سایه چنین برابری می توان به سلامت خانواده در ایران امیدوار بود .

منابع:
http://goo.gl/xIBMQX
http://goo.gl/4WL3gc
http://goo.gl/xIBMQX
http://it.whc.ir/events/view/2854/

اردیبهشت
۲۲
۱۳۹۳
آیا من قربانی خشونت خانگی هستم ؟
اردیبهشت ۲۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, ,
image_pdfimage_print

مژگان میراشرافی – مددکار اجتماعی

هفته ای نیست که در صفحات حوادث روزنامه ها  ومجلات خبری دنیا درباره زن ، دختر و یا کودکی که در اثر خشونت خانگی به قتل رسیده و یا به نحوی تحت آزارو اذیت بوده نخوانیم . اما شاید هرگز با خود فکر نکرده باشیم که ممکن است این اتفاقات و حوادث تنها برای شخصیتهای گزارشهای روزنامه ها اتفاق نمی افتد و ممکن است روزی ما درمعرض این خطر و در این موقعیت قرار بگیریم . در حالیکه آمار و ارقام سالهای اخیر حاکی از آن است که خشونت های خانگی از نوع جسمی ، روانی ، عاطفی و جنسی ممکن است برای هرکسی در هر سنی و از هر طبقه اجتماعی و با هر سطحی از تحصیلات اتفاق افتاد .

شاید شما  شنیده اید  و یا به هرعنوان شاهد خشونت یکی از اقوام و فامیل خود بوده اید . به طور مثال شنیده اید که در فامیل « فلانی را دیشب شوهرش کتک زده است، یا چند روز پیش همسایه با شوهرش دعوا کرده و شوهرش او را از خانه اش بیرون کرده است، یا اینکه مردی زنش را به خانه مادرش برده است و گفته هر وقت آدم شدی برگرد.»

در میان دوستان شنیده اید که « شوهرم دوهفته است که بی دلیل قهر کرده است و حرف نمی زند، دوست پسرم دیروز بهم سیلی زد، شوهرم از من می خواهد که فیلم با او رابطه جنسی داشته باشم اما من دوست ندارم و…»

 و حتی درمیان همکاران خود شنیده اید که « تلفن کرد مریض است نمی آید مثل اینکه دوباره زیر چشمش کبود شده، مرد تهدیدش کرده که می آید سر کار آبرویش را می برد برای همین نیامده، شوهر فلانی دیروز اومد همه جا را بهم ریخت و کشان کشان بردش و….»

این وقایع که تنها به ایران اختصاص ندارد و در سراسر دنیا هر روز تحت عنوان خشونت خانگی رخ می دهد . همواره در تمام دنیا تعداد زنان و کودکانی  که در خانه  مورد آزار و خشونت قرار می گیرند بیشتر از مردان است اما این به آن معنا نیست که مردان نیز مورد خشونت قرار نمی گیرند. نگاهی به آسیب های اجتماعی و آمار آنها نشان می دهد که در ایران خشونت خانگی سومین آسیب اجتماعی در کشور است.

حال چگونه شما  یا دوستان و آشنایتان می توانید نشانه های شروع یک رابطه ناسالم و یا  قرار گرفتن در معرض خشونت را ارزیابی کنید . چگونه ما می توانیم پیش بینی کنیم که ما یا خواهر یا فرزندانمان قربانی بعدی خشونت خانگی نخواهیم بود و با حتی هم اکنون تحت خشونت خانگی قرار نداریم . شاید بهتر باشد که همه ما از خودمان سوال کنیم

آیا من در خانه ام تحت خشونت خانگی قرار ندارم؟!

به این سوالات نگاهی اندازید و سعی کنید که با خود صادق باشید .چنانچه جواب شما حتی به یکی از این سوالات مثبت باشد، نشانه ای است براینکه شما در معرض آسیب  خشونت خانگی هستید.

آیا شریک زندگی شما و یا دوست پسرتان :

–       شما را در مقابل دوست ،آشنا و یا فامیل به استهزا می گیرد و مسخره می کند؟!

–       آیا او دستاوردها و اهداف شما را در زندگی کوچک می شمارد؟!

–       آیا این احساس را در شما به وجود می آورد که شما توانایی تصمیم گیری را ندارید؟

–       آیا کاری انجام می دهد یا شما راتهدید می کند تا از او شروع به انتقاد کنید؟

–       به شما می کند  که شما  بدون او ،هیچ کس و یا هیچ چیزی نیستید؟!

–       با شما بدرفتاری می کند و یا شما را هل ، پرتاب و یا فشار می دهد و یا کتک می زند ؟

–       هرروز و در هر ساعت به شما زنگ می زند و یا پیام کوتاه می فرستد و یا ناگهانی به محل کار شما و جایی که قرار است بروید می آیدو یاظاهرمی شودتا مطمئن شود شما آنجایی هستیدکه گفته اید؟

–       اس ام اس ها و شماره های تلفن شما را بدون اجازه ازشما چک می کند ؟

–       برای کارهایی که انجام میدهد شما را مقصرمی شمارد؟

–       برای هر اختلاف ومشاجره ای که رخ می دهد شما را سرزنش می کند؟

–       به شما فشار می آورد که در رابطه جنسی حالت ها و روابطی را داشته باشید که شما نمی خواهید و یا برای شما دلپذیر نیست ؟

–       در شما این احساس را به وجود آورده است که نمی توانید به هیچ طریقی از این رابطه خارج شوید؟

–       به شما اجازه انجام کارهایی راکه دوست دارید نمیدهد .مثلااجازه نمی دهد که با خانواده خودتان و یا با دوستانتان تماس داشته باشید.

–       اجازه خروج از خانه را بعد از هر دعوا و مشاجره به شما نمی دهد و یا اینکه برای انکه شما را ادب کند شما را از خانه بیرون می کند؟

و شما :

–       – گاهی اوقات از اینکه  او چگونه ممکن است برخورد کند و یا چه فکری می کند، می ترسید ؟!

–       بسیاری از اوقات خود را مجبور می بینید که از فامیل ، دوست و آشنایان به خاطر رفتاراوعذرخواهی کنید.

–       به اینکه شما اگر خود را تغییر دهید ،شریک زندگیتان رفتارش را عوض خواهد کرد باور دارید.

–       سعی می کنید هرکاری کنید تا او عصبانی نشود.

–       همیشه سعی می کنید کاری را که او از شما خواسته به جای آن چیزی را که شما  خواستارش هستید، انجام دهید.

–       در موقعیت خشونت و آزار باقی می مانید چراکه از عواقب جدایی می ترسید.

چنانچه هر کدام از اقسام آزار و خشونتی را که در بالا آورده شده است را دررابطه خود تجربه می کنید ، فورا از یک متخصص، دوست مورد اعتماد و یا یکی از اعضای خانواده کمک بخواهید. مطمئن باشید بدون کمک گرفتن  از دیگران ، خشونت برعلیه شما ادامه خواهد یافت.

باور کنید که قسمت و یا سرنوشت شما این نیست که در خانه ای پر از خشونت قرار بگیرید و هر روز آزارهای جسمی –روانی و یا جنسی را تجربه کنید.  باور کنید که شما به عنوان یک انسان ارزش این را دارید که با شما به مهربانی برخورد شود. باور کنید تمامی انسان ها این حق را دارند که  به طورسالم دوست داشته بشوند. باور کنید زندگی می تواند روی بهتر خود را نیز به شما نشان دهد و شما به مانند هر انسانی سزاوار این هستید که زندگی پرنشاط  و رابطه ای سالم بر اساس احترام متقابل داشته باشید.

منابع :

–       – http://www.raha.odvv.org/home.php

–       http://poolnews.ir/fa/pages/?cid=100437

–       https://docs.google.com/document/d/15LjmYsAp6HfXBdPRWDx0aWrF-zl72tdplWiGKUTr5Pw/edit