صفحه اصلی  »  2014 May
image_pdfimage_print
خرداد
۶
۱۳۹۳
بررسی وضعیت کودکانی که والدینشان زندانی هستند
خرداد ۶ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

2247968409_fc090cb14c_o

عکس: Victor Bezrukov

فاطمه خردمند –  روزنامه نگار

میان هیاهوی بازی همسالانش در سالن ملاقات اوین، آرام و بی صدا کنار مادرش نشسته بود؛ شکلاتی از کیفم در‌آوردم و کنارش نشستم و شکلات را به او تعارف کردم قبول نکرد، کاغذ و قلمی بیرون آوردم، صورتک خندانی کشیدم و نشانش دادم؛ نیم نگاهی انداخت و بی تفاوت به ماشین کوچکی که در دست داشت خیره شد، پس از چند بار زیر چشمی نگاه کردن به کاغذ، سرش را بالا آورد و نگاهی به صورت خندان و ملتمس من انداخت که بی تاب یک توجه کوچکش بودم. با احتیاط برگه را از دستم گرفت و مشغول کشیدن نقاشی شد.

مادرش می‌گفت بیش از ۲ سال است که پدرش را تنها از پشت میله ها دیده و آغوش پدر را فراموش کرده است. از مردها فراری است، با هم سن و سالان خودش بازی نمی‌کند و گاهی اگر حالش خوب باشد و مشغول بازی شود، در همان دقایق اولیه کارش به نزاع و دعوا می‌کشد. بیش از دو سال است هفته‌های ما از روز ملاقات آغاز و به روز ملاقات ختم می‌شود. یک سال پس از بازداشت پدرش با او قهر کرد و بیش از ۳ ماه به ملاقات نمی‌آمد. پسرک کوچک ۵ ساله را چه به مفهوم زندان. درک این مفهوم برایش قابل درک نبود و پدر را به خاطر نبودنش نمی‌بخشید. مدت ها طول کشید تا با همکاری مربی مهد کودک و روان‌شناس، توانستیم کمی آرامش کنیم.

کانون گرم خانواده، حق ابتدایی و نیاز ضروری کودکان است، چرا که تنها در بسترامنیت و ثبات عاطفی خانواده است که رشد و شکوفایی استعدادهای‌شان محقق می‌شود. کودکانی که تحت سرپرستی یکی از والدین بزرگ می‌شوند، وضعیت خاصی دارند اما آنچه در این مجال مد نظر است، اثرات مخرب زندان و نبودن مادر یا پدر به سبب زندانی شدن است، زیرا ورود خشونت در فضای خانواده و همچنین تبعات این مسئله بسیار متغیر بوده و بسته به شرایط فرهنگی خانواده‌ها، شدت و ضعف دارد.

کودکی که تا دیروز با شرایط عادی در آغوش پدر یا مادر مشغول بازی بود، درک موقعیت سخت ملاقات از پشت شیشه برایش آسان نیست. این در حالی است که نیاز به نوازش و محبت لمسی برای کودکان از اساسی ترین نیازهای آنان است.

شدت تاثیرگذاری این اتفاق (زندانی شدن پدر یا مادر) بطور کلی از سه منظر قابل بررسی است: اول شرایط فرهنگی و عاطفی خانواده، دوم سن کودک و سوم شخص زندانی (پدر یا مادر).

۱-      در خانواده‌هایی که مادر و پدر روابط خوبی با یکدیگر داشته‌اند و برنامه تربیتی مشخصی را پیش برده‌اند، شدت اثرگذاری این اتفاق می‌تواند نمایان‌تر و سخت‌تر باشد، زیرا کودک به ثبات عاطفی خو کرده و پذیرش و کنار آمدنش با این واقعیت اجباری، مشکل‌تر است. البته در کنار تاثیر ناگوار این دوری، اطمینان خاطر کودک از عشق و علاقه ساری و جاری در خانواده، مانع از گسستگی کامل عاطفی او می‌شود. به قول قدیمی ها، ضربه ای که کمر را نشکند، محکم ترش می‌کند.

اما در خانواده‌هایی که مشکلات مادر و پدر پیش از این اتفاق هم زیاد بوده، در اغلب موارد چنین حادثه‌ای باعث از هم پاشیدن پایه خانواده شده و کودک صدمات بیشتری می‌خورد. بارها شاهد بودیم که پس از زندانی شدن پدر، مادر درخواست طلاق داده و یا تحت فشار خانواده قرار گرفته است. کودک دراین موارد شاهد تمام گفتگوها و برخوردهاست و می‌فهمد آنچه در جریان است، روند عاطفی و محبت آمیز ندارد و این کمبود ثبات عاطفی به مشکل دوری پدر اضافه می‌شود.

۲-      سن کودکان در زمان زندانی شدن والدین نیز تاثیر بسزایی در شدت و ضعف اثرات ناگوار زندان بر روحیه آنان دارد. اثرات متقابل شرایط عاطفی خانواده وسن کودک از نظر رشد روانی- رفتاری در سه رده سنی قابل بررسی است:

دسته اول: سنین زیر ۵ سال. در این رده سنی، شخصیت کودک در حال شکل گیری است و نیاز ضروری به امنیت و آرامش دارد. از آنجا که ضمیر ناخودآگاه کودک طی ۵ سال اول زندگی شکل می‌گیرد، صدمات عاطفی شدید، پیامدهای زیان‌باری بر روح و روان کودک می‌گذارد که اغلب در سنین نوجوانی بروز می‌کند.

دسته دوم: سنین بین ۵ تا ۱۵ سال. در این سنین که حس تشخیص خوب و بد در کودک کامل شده و توانایی‌های ارتباط جمعی را آموخته و به قول معروف عقلش می رسد، تحلیلی که در شرایط زندان والدین در درون کودک شکل می‌گیرد، می‌تواند به شکل‌گیری شخصیت او بیانجامد و قضاوت او نسبت به والدینش و عکس العمل جامعه در مقابل آن، شخصیت اجتماعی یا ضد اجتماعی آینده او را می‌سازد. در این سنین، رفتار والدین حاضر در کنار کودک، توضیح شفاف و صادقانه برای او و همچنین شرایط ثابت عاطفی می‌تواند اثرات مخرب این واقعیت تلخ را در ذهن کودک کاهش دهد.

دسته سوم: سنین زیر ۱۸ سال. سنین ۱۲ تا ۱۸ سال سنین نوجوانی است؛ سنی که در بهترین شرایط آن، افراد معمولا رفتارهای خلاف عرف و خلقیات متغیری دارند. سنی بسیار حساس و سرنوشت ساز که حد فاصل بزرگسالی و کودکی است و تغییرات هورمونی زیاد باعث تفاوت های فاحش رفتاری در آنان می‌شود.

مدیریت رفتاری فرزندان، برای خانواده هایی که یکی از والدین در زندان بسر می‌برد بسیار دشوار است. انتقامی که نوجوانان از جامعه و خانواده به خاطر این مشکل می‌گیرند گاها صدمات جبران ناپدیری به خودشان و جامعه می‌زند. جرمی که والد به سبب ارتکاب آن در زندان بسر می‌برد، نیز اثرات روحی قابل توجهی بر فرزند می گذارد. در این سنین توجه به درس و جامعه‌پذیری در مدرسه برای نوجوانان بسیار مهم است و معمولا مشکلات شدیدی چون عدم حضور یکی از والدین به سبب زندانی شدن، به اعتماد به نفس فرزندانشان در میان همسالان ضربه می‌زند و افت تحصیلی زیادی در‌پی دارد.

نوجوان یا کودکی که در کنار بحران هویت‌یابی و بلوغ جنسی از محبت و حضور یکی از والدین به علت زندانی شدن او محروم است و همواره در درون خود و میان دیگران احساس سرشکستگی، ذلت و حقارت می‌کند، برای بیان اعتراض خود به این وضعیت ممکن است به هر چیزی متوسل شود. این نوجوان با احساس گناه، محرومیت و ناامنی و احساس طرد شدن از سوی والدین و جامعه بزرگ می‌شود و چنین نوجوانی احتمال مجرم شدن در دوران بزرگسالی را خواهد داشت. همان‌گونه که تحقیقات گسترده‌ای در مورد نوجوانان و بزرگسالان مجرم و وضع خانوادگی‌شان شده است همگی گویای مشکلات دوران کودکی و خانواده متزلزل و حتی بی سرپرست آنان بوده است.

رده های سنی مختلف ذکر شده هر کدام می‌توانند در مقاله مفصلی مورد بررسی قرار گیرند. اثرات ناشی از عدم حضور والدین در کنار کودکان در ارتباط تنگاتنگ با سن آنان و شرایط عاطفی و فرهنگی حاکم بر فضای خانواده است.

نکته بسیار مهم بعدی که بررسی مشکلات روانی کودکان را پیچیده‌تر و متفاوت‌تر می کند، والدی است که در زندان به سر می برد. کودکی که در سن قبل از مدرسه است و به ناگاه پدرش به زندان می‌افتد، شرایطی کاملا متفاوت از کودکی دارد که پدر را در سنین نوجوانی پشت میله های زندان می‌بیند. همچنین شرایط کودکی که در سال های اولیه زندگی است و شناخت و درک سطحی تری نسبت به پدر دارد.

اگر همین بررسی را در خصوص کودکان زنان زندانی انجام دهیم، ماجرا بسی دردناک‌تر و سخت‌تر است. چون نیاز به مادر در تمامی سنین برای فرزند همچون آب حیات است. خصوصا در سال‌های اولیه زندگی. چه بسا اثرات ناشی از زندانی شدن مادر بر روح کودکان بسیار شدید‌تر از کودکانی است که پدرشان زندانی است. نکته قابل ذکر دیگر که از حوصله این مجال خارج است، کودکانی است که در زندان به دنیا می‌آیند و یا در سال اول زندگانی مادرشان در زندان است و نیاز جسمی آنان برای رشد برآورده نمی‌شود که این خود بحثی است بسیار مفصل و با صدمات جبران ناپذیر شدید.

آن‌چه در پایان می‌توان اشاره کرد، نیاز مبرم این کودکان به رسیدگی‌های روان‌شناسی و رفتارشناسی است وآموزش والدین برای حل مسائل کودکان و کاهش آسیب های روحی- عاطفی. وآنچه قانون‌گذاران می‌توانند انجام دهند، یافتن راهی برای حفظ کانون خانواده در کنار اجرای قانون است به صورتی که کودکان (که آینده سازان جامعه هستند) کمترین هزینه را متحمل شوند.

پی نوشت‌ها:

۱-       نتایج یک تحقیق در استان سمنان که جامعه هدف خود را کودکان زندانیان قرار داده و به بررسی اثرات ناشی از این معضل بر روح و روان و رفتار آنها پرداخته است، نشان می‌دهد میزان شیوع مشکلات رفتاری این کودکان بسیار بالاست. file:///C:/Users/user/Downloads/teb-police-v2n1p21-en.pdf

۲-      تحقیق جامع دیگری که به بررسی وضعیت کودکان در شرایط زندان والدین می‌پردازد، تحقیق مفصل آقای مدنی است که در رادیو زمانه منتشر شده و بطور جامع و کاملی به بررسی موقعیت های متفاوت کودکان در رابطه با زندان والدین پرداخته و ارتباط این مشکل را در ارتباط تنگاتنگ سن کودک مورد کنکاش قرار داده است.

خرداد
۲
۱۳۹۳
قصاص و دیه زنان
خرداد ۲ ۱۳۹۳
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

a0547d2a162d6512957acbb341bbb884

عکس: ویستا

نویسنده: رضا علیجانی

قصاص و دیه زنان یکی از بحث‌های مهم در تفاوت و تبعیض بین زن و مرد این بحث است که در آیه ۱۷۸از سوره بقره آمده است: یا ایهاالذین آمنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی، الحر بالحر و العبد بالعبد و الانثی بالانثی … فمن اعتدی بعد ذلک فله عذاب الیم. و لکم فی القصاص حیوه یا اولی‌الالباب. ای اهل ایمان مقرر شد بر شما قصاص در قتل؛ آزاد به آزاد، برده به برده، زن به زن … اگر کسی بعد از این، از این قانون تخطی و زیاده‌ روی کند برای اوست عذابی دردناک. در قصاص برای شما مایه حیات است ای صاحبان خرد.

این آیه شبیه آیه‌ای در عهد عتیق است. خود «قصاص» یعنی تعادل و تساوی، یعنی اگر قبیله‌ای از شما یک نفر را کشت شما فقط یک نفر؛ قاتل، را بکشید نه بیشتر. اینک در دنیای مدرن، قصاص گاه، از نظر برخی افراد، یک امر منفی تلقی می‌شود. اما در آن دوران کاملا یک امر انسانی است. در آن هنگام مجازات‌ها نوعی انتقام‌گیری بوده و اگر فردی یک نفر از اعضای قبیله‌ای را می‌کشت آنها می‌رفتند و تعدادی از اعضای قبیله قاتل را می‌کشتند. قصاص می‌گوید عمل و عکس‌العمل باید مساوی باشد و شما نباید از این حد تجاوز کنید و اگر کسی تجاوز کند و از حد خارج شود خداوند او را به شدت مجازات و عذاب خواهد کرد.

روض‌الجنان ذیل این آیه می‌گوید سبب نزول آیه این بود که دو قبیله بودند؛ اوس و خزرج، در میان ایشان قتالی افتاد و یکی از دیگری قوی‌تر بود. اقویا به ضعفا گفتند ما به هر برده‌ای آزادی را بکشیم و به هر زنی، مردی را و به هر مردی دو مرد را. و ادامه داده است: اگر عفو کند فضل باشد و می‌افزاید آیه مجمل است محتاج است به بیان. و سپس به بحث در مورد انواع قتل عمد و غیرعمد و شبه عمد می‌پردازد و ادامه می‌دهد آزاد به آزاد و مرد به مرد و زن به زن، مذهب بعضی فقها چنان است که قصاص جز این وجه نشاید… اگر مردی بنده خود را بکشد مستحق تأدیب و تعزیر بود از سوی امام و اگر بنده کسی دیگر را بکشد بهایش لازم آید بر او، مذهب ابوحنیفه آن است که به بنده خود نکشند او را و به بنده دیگرانش بازکشند. و سپس می‌گوید پدر را به فرزند بازنکشند و نامادر را به فرزند بازکشند و شافعی گفته زن از جمله اولیای مقتول نباشد و او را از قصاص نصیب نباشد… مرد را به زن بازکشند چون اولیای مقتول نیمه دیه مرد باز پس دهند و مسائل قصاص بسیار است و اختلاف فقها در کتب فقه مذکور است. و می‌افزاید در عهد رسول مردی مردی را بکشت و او را پیش رسول آوردند. رسول او را به ولی مقتول داد آنگه گفت هیچ ممکن نباشد که عفوش کنی؟ گفت از دلم نیاید. گفت دیه بستانی؟ گفت نه، جز این که قصاص کنم. رسول گفت پس مثل او باشی. ]از این جمله تأویل‌های مختلفی کرده‌اند[ در جاهلیت اول مصالحه کردندی بعد او را بکشتندی و دیه بیانداختندی، حق تعالی بر آن تهدید کرد.

مجمع‌البیان می‌گوید «قصاص» یعنی به مساوی جبران و تلافی کردن. و حدیثی از امام صادق می‌آورد: آزاد را در برابر کشتن بنده نباید کشت بلکه باید به شدت مضروب ساخت و دیه بنده را از او گرفت. سپس می‌افزاید اگر زنی را بخواهند در برابر مردی بکشند باید نصف دیه او را بدهند. حقیقت مساوات هم همین را ایجاب می‌کند ]اینک ما در این دوره می‌گوییم «مساوات» ایجاد می‌کند که دیه یکسان باشد اما تفسیر مجمع‌البیان کاملا عکس ما قضاوت می‌کند و طبق فرهنگ و مناسبات زمانه‌اش می‌گوید «حقیقت مساوات» همین را ایجاب می‌کند[ زیرا زن با مرد مساوی نیست و خون‌بهای او نصف خون‌بهای مرد است. طبری در تفسیر خود این حکم را از علی (ع) هم نقل کرده است. بعد می‌گوید آیه نمی‌گوید زن در مقابل مرد و بنده در مقابل آزاد کشته نشود. ]یعنی آیه در این مورد ساکت است و نظراتی که داده شده تفسیری و روایی و اجتهادی است[.

تفسیر گازر هم می‌گوید «قصاص» مساوات است یعنی بر شما مساوات واجب کرده‌اند. و ادامه می‌دهد پدر را به فرزند بازنکشند و مادر را به فرزند بازکشند.

المیزان می‌گوید آیه قصاص مخصوص جامعه مسلمین است و نسبت به کفار و اهل ذمه ساکت است ]یعنی دیه غیرمسلمانان در قرآن روشن نشده و نظراتی که در این مورد وجود دارد تفسیری و روایی و اجتهادی است[.

تفسیر نمونه می‌گوید «شأن نزول این آیه عادت عرب جاهلی بود که اگر کسی از آنها کشته می‌شد تصمیم می‌گرفتند تا آنجا که مقدورشان است تلافی کنند تا آنجا که به خاطر یک مرد حاضر بودند تمام فامیل قاتل را بکشند… آیه فوق نازل شد و حکم عادلانه قصاص را بیان کرد… مردی را در برابر زن و آزاد را در برابر برده به قصاص نرسانند… اسلام در هر موضوعی واقع‌بینی و بررسی همه‌جانبه را به هر چیز دیگر مقدم می‌شمارد».

اما این ماجرا هم باز همگانی است و در بسیاری از حوزه‌های تمدنی رواج داشته است. ویل‌دورانت می‌گوید: یک مجرم برای یک زن معمولا نصف دیه‌ای را پرداخت می‌کرد که برای بزه همانند به یک مرد تعلق می‌گرفت (ج ۴، ص ۱۱۱۲).

ما در بحث‌های گذشته‌مان نمونه‌هایی از این تفاوت‌های بین زن و مرد که در بعضی موارد خیلی شگفت‌انگیز به نظر می‌آمد، را مطرح کردیم. مثلا وندیداد (فرگرد ۷، بند ۴۱و ۴۲) حتی به تفاوت دستمزد برای معالجه و تطهیر و…، برای زن و مرد اشاره می‌کند. هر چند در زمانه ما تنها نرخ آرایشگاه‌های زنانه و مردانه خیلی تفاوت دارد! اما در بقیه جاها تفاوت دستمزد وجود ندارد. مثلا ویزیت پزشکان برای زنان کمتر از مردان نیست. و یا در بحث از آیین یهود، این موضوع را مطرح کردیم که طبق عهد عتیق (لاویان، بند ۱۲، آیه ۱تا ۵) اگر زن پسر بزاید تا هفت روز و اگر دختر بزاید تا چهارده روز نجس است (در جملات حضرت علی هم مشابه این نکته وجود دارد که مثلا ادرار پسر پاک است و ادرار دختر نجس است چون شیر پسر از یک جای بدن زن می‌آید و شیر دختر از جای دیگر بدن زن). و یا مثلا عهد عتیق می‌گوید اگر زنی پسر بزاید تا ۳۳روز و اگر دختر بزاید تا ۶۶روز باید صبر کند تا بتواند به چیزهای مقدس دست بزند. این‌ها نگاه‌های فرهنگی تاریخی است که در پوشش مسائل علمی خود را نشان می‌داده است. طبق این نگاه انگار ذات زن و مرد با هم فرق می‌کند. به هر حال این هم یک نوع بدبینی و بی‌اعتمادی به ذات و سرشت زن است و به نظر می‌رسد این نگاه تأثیر و بازتاب خودش را در حوزه‌های حقوقی و قضایی و حوزه‌های مختلف دیگر، نشان می‌دهد. حال می‌تواند ریشه این امر مسائل اقتصادی باشد مثلا زنان در نظام تولیدی کمتر نقش داشته‌اند و یا هر ریشه و علت دیگری که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. محققین روی عنصر اقتصادی و تولیدی تأکید فراوانی کرده‌اند اما این تمامی ماجرا نیست، این نگاه به هر علتی هم که به وجود آمده باشد به تدریج تبدیل به یک فرهنگ شده که موضوع بحث کنونی ما نیست. «وبر» هم می‌گوید نابرابری زن و مرد را نمی‌توان از لحاظ اقتصادی تبیین کرد (گیدنز، جامعه‌شناسی، ص ۷۶۲). یعنی این امر ریشه‌های دیگری هم دارد. اما یکی از ریشه‌هایش هم کمتر بودن نقش زنان در نظام تولیدی و اقتصادی بوده است. طبق این نظر ارزش زن پایین آمده چون نقش و ارزش تولیدی‌اش پایین آمده بود.

ما در اوستا هم این نگاه را نشان دادیم که مثلا مهر و پیمان بین زن و شوهر خیلی کم بود. و حتی از مهر دو همسایه یا از مهر داماد و پدرزن و مادرزن! هم کمتر بود. این بخش متون برای ما جام جهان‌بینی است که می‌توانیم واقعیات تاریخی دوران‌شان را در آنها ببینیم و برای خودمان تجسم کنیم.

پس نصفه دادن دیه زنان متأثر از فرهنگ و موقعیت تاریخی است. بخشی از این موقعیت نیز به وضعیت خود زنان و ناآمادگی‌ ذهنی و عدم حضور عینی و عملی آنان در حوزه‌های گوناگون زندگی برمی‌گردد وگرنه زن در جاهای دیگری از قرآن و یا دیگر متون مقدس خود فردی کامل و تمام و مختار و مسئول و موظف است و در قیامت نیز در پیش‌گاه خداوند به عنوان یک انسان تمام حاضر می‌شود و نصفه آدم محسوب نمی‌گردد.

جدا از مسائل فرهنگی؛ اگر از منظر مناسبات عینی و واقعی برخی خانواده‌های امروزی بخواهیم نصفه بودن دیه زنان را بررسی کنیم، این سؤالات اساسی مطرح است که آیا لطمه‌ای که کشتن یک نان‌‌آور زن (زن سرپرست خانوار) به یک خانواده می‌زند همانند و گاه بیشتر از کشتن مرد یک خانواده نیست؟ و اصلا فراتر از آن، چرا فقط به زیان‌های مادی و اقتصادی توجه می‌کنیم، آیا لطمه‌ای که کشتن یک مادر خانواده به روح و روان و شخصیت بعضی از فرزندان می‌زند بیشتر از کشتن مرد خانواده نیست؟ آیا نباید این موضوع را صرفا به یک مسئله اقتصادی تقلیل نداد و فروپاشی عاطفی و روانی خانواده برای برخی فرزندان (که البته در بین بچه‌های مختلف فرق می‌کند و به قول عامیانه بعضی‌ها بابایی و بعضی مامانی هستند)، در صورت کشته شدن مادر را در همان حد کشتن پدر و لطمات ناشی از آن ارزیابی کرد؟ اگر با این دید به موضوع نگاه کنیم صورت مسئله خیلی فرق می‌کند. به علاوه آنکه امروزه بسیاری از زنان نان‌آور خانواده‌اند و زنان سرپرست خانوار بخش زیادی از جامعه را تشکیل می‌دهند. و حتی یک تعبیر در مباحث توسعه به نام «زنانه شدن فقر» مطرح شده است. طرح این اصطلاح در سطح بین‌الملل شاید به دلیل رشد خانواده‌های تک سرپرست، به علت شیوع طلاق به ویژه در غرب باشد. در جوامع در حال توسعه نیز بنا به دلایل دیگری فقر زنانه بسیار جدی شده است. اگر مسئله «دیه» زن و مرد را نه ذاتی، بلکه موقعیتی تحلیل کنیم و برای این حکم علت و فلسفه‌ای قائل باشیم، دیگر نمی‌توان در جهان جدید، با فرهنگ و مناسباتی متفاوت این حکم را پذیرفت. اما در آن جهان و در آن بستر اعتقادات فرهنگی و مناسبات اقتصادی و اجتماعی، آن حکم پذیرفته شده و مساوات و عدالت نیز تصور می‌شد. اما امروزه دیگر این چنین نیست و در حوزه زنان همین که پذیرفته و اعتماد شود که زنان نیز انسان و آدم کاملی، هستند، آنها می‌توانند به دقت و در کنار و همچون مردان شهادت بدهند و اگر قرار باشد دقت قضایی و بازپرسی بیشتر باشد و به شهود بیشتری نیاز باشد فرق نمی‌کند که تعداد زن یا مرد بیشتر شود. و این همان سخن آیت‌الله صانعی است. چشم زنان که با چشم مردان فرقی ندارد و اگر احتمال اشتباه مطرح باشد، چشم هر دو ممکن است اشتباه کند. مردان هم مانند زنان، گاه ممکن است تحت تأثیر عوامل جانبی و برخی تمایلات درونی قرار می‌گیرند.

بحث قصاص و جلوگیری از ازدیاد و افزایش آدم‌کشی و انتقام‌جویی در آن هنگام رفرم جهشی بزرگ بوده است. اما طرح دیه نیمه زنان طبق عرف و مناسبات جامعه صورت گرفته و در واقع در آن مناسبات رفرم اندکی در دیدن و محسوب کردن زنان، ولو در حد نیمه مردان، محسوب می‌شود.

اما نکته قابل تأمل این است که این تفاوت‌گذاری در دیه که در زمان گذشته تصور می‌کردند به عدل و مساوات نزدیک‌تر است، اما با نظام ارزشی امروز ما خلاف عدل و مساوات تلقی می‌شود حال کدام‌یک از این دو تلقی درست‌تر و انسانی‌تر است و به توحید نزدیک‌تر؟ ما اینک این تفاوت را ظلم و تبعیض تلقی می‌کنیم اما در گذشته چه براساس تلقی‌های فرهنگی و نظری‌شان و چه، به ویژه، مبتنی بر مناسبات اجتماعی و اقتصادی‌شان جایگاه زن در آن، آن را عادلانه و مقبول می‌دانستند. اما امروزه مقبول عصر ما و عقل فطری و احساس درونی و انسانی بشر عصر ما نیست. ولی کدام یک از این دو نگاه با منظر هستی‌شناسی و انسان‌شناسی توحیدی متن سازگارتر است.

موضوع دیگری که در حاشیه بحث قابل طرح است این مسئله است که وقتی مردی زنی را به قتل رساند آیا می‌توان را به خاطر کشتن این زن قصاص (قصاص نفس) کرد یا خیر؟ این مئسله در ایران کنونی مشکلات زیادی را ایجاد کرده است چرا که طبق فقه شیعی در صورتی این امر میسر است که خانواده زن مقتول، نیمی از بهای دیه را به خانواده قاتل مرد بدهند تا بتوانند او را قصاص کنند. این موضوع در فقه شیعه عمدتا به نظرات امام علی و امام باقر و امام صادق مستند است. در این رابطه توضیح این امر ضروری است که فقه اهل تسنن با تأسی به عمر و با طرح برخی استدلالات قرآنی و حدیثی، نظری کاملاً متفاوت دارد و معتقد است مرد را نیز به خاطر قتل زن می‌توان قصاص کرد. ابراهیم شفیعی سروستانی در کتاب «تفاوت زن و مرد در دیه و قصاص» (نشر سفیر صبح – چ ۱ – ۱۳۸۰) به بررسی این موضوع پرداخته است. شفیعی سروستانی می‌گوید: «فقها ]از اهل سنت[ اتفاق نظر دارند که مرد در برابر کشتن زن، بزرگ در برابر کشتن کوچک، عاقل در برابر کشتن دیوانه، دانا در برابر کشتن جاهل، بلندپایه در برابر کشتن دون‌پایه و فرد سالم در برابر کشتن فردی که اعضای او قطع شده و یا از کار افتاده است، قصاص می‌شود.» (ص ۴۹). وی می‌افزاید: «فقهای مذاهب چهارگانه اهل سنت برابر این عقیده اتفاق نظر دارند که مرد در مقابل کشتن زن قصاص می‌شود، بی‌آنکه خانواده مقتول موظف باشند نیمی از دیه قاتل را به خانواده او پرداخت کنند.» (ص ۳۱). اما آیا این موضع با نظر قرآن «آزاد در برابر آزاد، مرد در برابر مرد و…»؛ تعارض ندارد؟ از نظر آنها ابن آبه تنها می‌خواهد بگوید کسی جز قاتل قصاص نمی‌شود و مطلب بیشتری را بیان نمی‌کند: «فقها ]از اهل سنت[ درباره جمله آزاد در برابر آزاد، زن در برابر زن گفته‌اند مراد رد سنتی بوده است که در بین بعضی از قبایل رایج بوده است، در برابر بنده‌ای که به قتل رسیده بود جز به کشتن انسانی آزاد و در مقابل زنی که به قتل رسیده بود جز به کشتن مردی رضایت نمی‌دادند. آیه به این سنت ظالمانه خط بطلان کشید و بر این موضوع که کسی جز قاتل قصاص نمی‌شود تأکید کرد. بنابراین آیه دلالت ندارد که انسان آزاد در برابر کشتن بنده و یا مرد در برابر کشتن زن به قتل نمی‌رسد (ص ۴۸).

اما نظریه فقهای اهل تسنن از دلایل گوناگونی نیز استفاده کرده است. مثلا از نظر فقه مالکی اینکه مرد در برابر کشتن زن به قتل می‌رسد، با اجماع که خود دلیل مستقلی است، ثابت شده و اگر این را رها کنیم باید بگوییم که مرد در برابر کشتن زن به قتل نمی‌رسد (ص ۳۹) یعنی حکم قصاصی که در قرآن آمده اجرا نمی‌شود. آنها همچنین به حدیثی از پیامبر استناد می‌کنند که می‌گوید هر گاه کسی به قتل برسد خانواده او بین دو چیز مخیرند: قصاص و دیه. از نظر آنان آن گونه که قرطبی نیز گفته ذکر «انثی بالانثی» در قرآن متعرض موردی که فردی از یک نوع ]مثلا مردی[، فردی از نوع دیگر ]مثلا زنی[ را به قتل برساند، نشده است (ص ۴۰).

آنها استدلال علی به قرآن در مورد «انثی بالانثی» را با آیات دیگری از قرآن که به «النفس بالنفس» اشاره می‌کند (۴۵از مائده) و یا به «الحر بالحر» (۱۷۸از بقره) پاسخ می‌گویند. یک دلیل دیگر آنها این است که هر کدام از مرد و زن در باره قذف (تهمت) به دیگری حد ]حدی مساوی[ می‌خورند (ص ۴۳). یکی از فقهای حنفی نیز می‌گوید: درست نیست که آن نظر را به علی نسبت دهید زیرا او فقیه‌تر از آن است که بگوید قصاص ]که حکم قرآن است، در ابتدا[ واجب نیست اما با پرداخت مال واجب می‌شود (ص ۳۴). آنها همچنین به حدیث معروفی از پیامبر اشاره می‌کنند که می‌گوید: مسلمان‌ها، خون‌هایشان با هم برابر است (ص ۴۶).

«یک استدلال دیگر اهل سنت این است که اختلاف دیه زنان و مردان در قصاص مورد توجه قرار نمی‌گیرد و به همین خاطر چند نفر در برابر کشتن یک نفر به قتل می‌رسند و یا نصرانی در برابر کشتن مجوسی به قتل می‌رسد با آنکه دیه آنها متفاوت است و همچنین بنده در برابر کشتن بنده‌ای دیگر به قتل می‌رسد، اگر قیمت آنها با هم متفاوت باشد (ص ۴۶).

فقهای شافعی نیز از جمله به سنت پیامبر در کشتن یک مرد یهودی به خاطر قتل یک کنیز که زیورآلات داشت، استناد می‌کنند (ص ۳۶).

ماوردی معروف نیز «روایت عمروبن‌حزم» را می‌آورد که می‌گوید پیامبر در نامه‌ای به اهل یمن گفت «مرد در برابر کشتن زن به قتل می‌رسد (ص ۳۶) و می‌افزاید «الانثی بالانثی»، مانع از آن نیست که مرد در برابر کشتن زن به قتل برسد. زیرا تعلق حکمی به موردی خاص اقتضای نفی حکم از غیر آن مورد خاص را ندارد. اما اینکه دیه زن و مرد اختلاف دارد، مانع از تشابه آنها در قصاص نمی‌شود. همچنانکه اختلاف دیه اهل کتاب و مجوس مایه برابری آنها در قصاص نمی‌شد (ص ۳۸).

سروستانی همچنین نقل می‌کند که عمربن‌عبدالعزیز با ایجاد وحدت رویه، تغلیظ ]و تشدید[ دیه در ماه‌های حرام و سرزمین حرام را لغو نمود (ص ۱۶۰). همان طور که عمر به تبدیل قیمت شتر ]به عنوان دیه[ به سکه و گاو و گوسفند دست زده بود تا پرداخت آن برای همگان (شهری و روستایی و بیابانی) راحت باشد (ص ۱۵۷).

نکته قابل اعتنای دیگر در این رابطه این است که «جمهور فقها ]از اهل سنت[، از حنفیان در قصاص «اسلام» و «آزاد» بودن را شرط می‌دانند. اماحنیفیان این دو را هم شرط نمی‌دانند و تنها برابری در انسانیت را به خاطر آیات قصاص که در آنها فرقی بین جان اشخاص گذاشته نشده کافی دانسته‌اند» (ص ۴۷).

بدین ترتیب طبق نظر حنفیان نه تنها دیه مرد و زن، بلکه دیه مسلمان و غیرمسلمان نیز با استناد به قرآن که بین جان اشخاص فرق نگذاشته است؛ مساوی دانسته می‌شود.

اما در مورد دیه مرد و زن، فقهای شیعه نظر متفاوتی دارند. و اگر در مبحث نفی سه طلاق یکجا، نظر شیعیان به نفع زنان است، در اینجا نظر اهل تسنن خود را به نفع زنان نشان می‌دهد. اما فقهای شیعه در این رابطه با نقل از امام باقر حدیثی از پیامبر نقل می‌کنند که «در زمان پیامبر اکرم مردی با ستون خیمه زنی را به قتل می‌رساند. حضرت بستگان زن را در انتخاب یکی از دو صورت آزاد گذاشت: یا اینکه ۵هزار درهم به عنوان دیه آن زن دریافت کنند و یا اینکه ۵هزار درهم به بستگان قاتل بپردازند و او را قصاص کنند» (ص ۵۱و ۶۹).

فقهای شیعه حداقل سه حدیث صحیح از امام صادق مبنی بر لزوم پرداخت نیم دیه مرد به خانواده قاتل مرد برابر قصاص او نقل می‌کنند. اما در این رابطه احادیث معارض هم وجود دارد. مثلا امام صادق از امام علی نقل می‌کند که امیر مؤمنان (علی) مردی که زنی را به عمد کشته بودو چنین زنی که مردی را به عمد کشته بود قصاص کرد(ص ۷۰).

بر این اساس است که ماده ۳۰۰قانون مجازات‌های اسلامی می‌گوید: «دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی، خواه غیرعمدی نصف دیه مرد مسلمان است».

در انتهای این مبحث لازم است علاوه بر مبحث قصاص و تفاوت یا یکسانی دیه نفس به تفاوت دیه اعضای زن و مرد نیز اشاره کنیم. شفیعی سروستانی در این قسمت می‌گوید نظر همه مسلمان‌ها این است که دیه اعضای زن نصف دیه مرد است. البته در هنگامی که دیه عضو جراحت زده شده از یک سوم دیه انسان کامل کمتر باشد (مثلا در مورد دندان‌ها، یا یک تا سه انگشت و…)، دیه زن و مرد مساوی است.

وی این نظر خلاصه و مهم را از مؤلف جواهرالکلام درباره «وحدت نظر مسلمین در مورد نصف بودن دیه زن» نقل می‌کند و از قول او می‌افزاید «تنها ابن‌علیه و اصم گفته‌اند که دیه زن همانند مرد است. اما اجماع هم در قبل و هم در بعد ] از زمان[ این دو ]بر خلاف آنچه آنها گفته ‌اند[ منعقد شده است (ص ۱۱۵).

بر این اساس است که در ماده ۳۰۱قانون مجازات اسلامی آمده است دیه زن و مرد یکسان است تا وقتی که مقدار دیه به ثلث دیه کامل برسد و در آن صورت دیه زن نصف دیه مرد است. و یا در ماده ۲۷۳همین قانون آمده است: در قصاص عضو زن و مرد برابرند و مرد مجرم به سبب نقص عضو یا جرمی که به زن وارد نماید به قصاص عضو مانند آن محکوم می‌شود. مگر اینکه دیه عضوی که ناقص شده ثلث یا بیش از ثلث دیه کامل باشد که در آن صورت زن هنگامی می‌تواند قصاص کند که نصف دیه آن عضو را به مرد بپردازد.»

یک حالت مقداری عجیب که در این رابطه به وجود می‌آید این است که اگر مردی یک انگشت زنی را قطع کند محکوم به پرداخت دیه‌ای معادل ۱۰شتر است. در مورد دو انگشت، ۲۰شتر و سه انگشت باید ۳۰شتر بپردازد. اما اگر چهار انگشت را قطع کند (چون از ثلث دیه بیشتر می‌شود) باید تنها ۲۰شتر بپردازد. (ص ۱۲۰)

شفیعی سروستانی از ناصر مکارم شیرازی در رابطه با عدم یکسانی دیه زن و مرد چنین توضیحی آورده است: در بعد انسانی و الهی و در بعد علمی هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست. اما در بعد اقتصادی، بازدهی آنها حتی در کشورهایی که زن را رئیس ‌جمهور می‌کنند، یکی نیست. بالاخره واقعیت‌ها را نباید منکر بشویم و به بحث‌های شعاری بپردازیم. واقعیت این است که زن بالاخره بچه‌دار می‌شود. اگر زن بخواهد سه تا بچه بیاورد چه مقدار عمر او صرف می‌شود. همچنین ساختمان جسمانی زن با مرد فرق می‌کند. مردها برای کارهای خشن ساخته شده‌اند. به همین دلیل است که در کشورهایی که شعار مساوات می‌دهند، از ۲۰تا وزیر، ۱۸تایش، اگر همه‌اش نباشد، مرد است.» (ص ۱۴۱).

وی از قول آیت‌الله جوادی آملی (در کتاب زن در آیینه جلال و جمال، ص ۴۰۱) نیز چنین توضیحاتی را برای توجیه تفاوت (و تبعیض) در دیه بین مرد و زن، نقل می‌کند: در مسائل اخلاقی هیچ امتیازی بین زن و مرد نیست… چون مردها در مسائل اقتصادی معمولاً بیشتر از زن‌ها بازدهی اقتصادی دارند، دیه آنها بیشتر است و این نه بدان معناست که در اسلام مرد ارزشمندتر از زن باشد بلکه تنها آن بعد جسمانی (جنبه بدنی) آن دو صنف لحاظ می‌شود. اصل دیه مربوط به ارزیابی روح نیست. (ص ۱۳۰)

ما در سطور قبل نگاه صرفا اقتصادی به مسئله نقش زن و مرد در خانواده (و جامعه) را نقد کردیم. علاوه بر آن که ‌گفتیم اگر این منطق پذیرفته شود، لازمه منطقی آن این است که با تغییر آن شرایط و نقش زنان به حکم مزبور نیز باید تغییر کند.

در پایان قابل ذکر است بنا به آنچه شفیعی سروستانی از علی جواد (در کتاب تاریخ عرب قبل از اسلام) نقل می‌کند «دیه اعضا و جراحات تا قبل از اسلام ضابطه مشخصی نداشت و هر کسی بسته به شرافت و منزلت اجتماعیی و قدرت و نفوذی که داشت، به مطالبه آن می‌پرداخت (ص ۱۵۱).

بدین ترتیب می‌توان چنین گفت که علیرغم آنکه بحث دیه مرد و زن به تفصیل در قرآن نیامده و نظرات فقها نیز در طول تاریخ، با استنادات حدیثی مختلف، متفاوت بوده است. اما حداقل امر آن است که قرآن و فقهای صدر اسلام، مسئله دیه را از حالت هرج و مرج به سمت وحدت رویه – در حد عرف زمانه خود – برده‌اند و رفرم دیگرشان هم این بوده است که آن را از وضعیت طبقاتی و قبیله‌ای خارج کرده و در مورد همه مردان و زنان، اعم از اشراف و غیراشراف؛ جاری ساخته‌اند.

منبع: http://goo.gl/YDOa4z

خرداد
۲
۱۳۹۳
محارم و خشونت جنسی علیه زنان
خرداد ۲ ۱۳۹۳
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , , ,
image_pdfimage_print


386699958_b05b42c7b7_b

عکس: Michelle Brea

  •  خشونت علیه زنان – بویژه خشونت توسط شریک زندگی و خشونت جنسی علیه زنان – از جمله معضلات بهداشت عمومی و نقض حقوق زنان به شمار می رود.
  • پژوهشی که توسط سازمان بهداشت جهانی در چند کشور صورت گرفته  نشان می دهد که بین ۱۵% تا ۷۱ % زنانی که ۱۵ تا ۴۹ سال دارند، در طول زندگی شان توسط شریک زندگی خود تحت خشونت فیزیکی و یا جسمی قرار می گیرند.
  • این نوع خشونت ها منجر به مشکلات سلامتی جسمی، روحی، بهداشت اندام های جنسی می گردد و احتمال ابتلاء به ویروس اچ آی وی را نیزافزایش می دهد.
  • عوامل خطرزایی که موجب می شوند شخص بزهکار شود از جمله آموزش و پرورش محدود، دردوران طفولیت مورد سوء رفتار قرار داشتن و یا شاهد خشونت در خانواده بودن، سوء مصرف مشروبات الکلی، ارزش هائی که خشونت و عدم تساوی جنسیت را می پذیرند، می باشند.
  • عوامل خطر که موجب می گردد قربانی شریک زندگی و خشونت جنسی شود از جمله آموزش و پرورش محدود، شاهد خشونت والدین بودن، در معرض آزار و اذیت در طفولیت قرار گرفتن و ارزش هائی که خشونت و عدم تساوی جنسیت را می پذیرد، می باشند.
  • در قشرهای پر درآمد برنامه هائی در سطح مدرسه اجراء می شود تا از روابط صمیمانه خشونت آمیز بین جوانان (خشونت طی دوستیابی) جلوگیری شود و شواهد موجود نشان می دهد، که این برنامه ها تا حدودی مؤثر بوده اند.
  • در نواحی و مناطق کم درآمد انواع دیگر استراتژی ها برای پیشگیری از خشونت های علیه زنان اتخاذ می شود که تا حدودی نیز موفق هم بوده اند استراتژی هایی مانند: در اختیار گذاشتن وام های کوچک برای آموزش مردان در رابطه با برابری جنسیتی و ایجاد فعالیت ها و برنامه های مربوطه توسط انجمن های مختلف.
  • این استراتژی ها همه نا برابری های جنسیتی را مخاطب قرار می دهند و سعی در بهبود و بالا بردن مهارت های ارتباطی دارند.
  • شرایط جنگی، شرایط پس از جنگ، جا به جا شدن و تغییر مکان احتمال دارد خشونت فعلی را شدید تر سازد و انواع جدید خشونت علیه زنان را بوجود آورد.

 مقدمّه:

سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را چنین تعریف می کند: “هر گونه عملی که ناشی از خشونت بر اساس جنسیت باشد که احتمالأ منجر به آسیب و یا تحمل رنج فیزیکی، جنسی و روانی زنان گردد، از جمله تهدید نمودن به انجام چنین اعمالی، مجبور نمودن و یا محرومیت از آزادی ها، چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی عمومی شخص.”

 منظور از خشونت از طرف شریک زندگی به رفتار شریک زندگی و یا شریک زندگی سابقی اشاره دارد که موجب آسیب فیزیکی، جنسی و یا روانی، از جمله تجاوز فیزیکی، به زور وادار به انجام اعمال جنسی نمودن، اذیت و آزار روانی و رفتار کنترل کننده شود.

 دامنۀ مشکل:

آمارهائی که در سطح انبوه جمعیت از طریق گزارشاتی که از قربانیان بدست آمده دقیق ترین تخمین ها را از شیوع خشونت توسط شریک زندگی و خشونت جنسی در محیط که جنگ نیست را ارائه می نماید. پژوهشی که توسط سازمان بهداشت در چند کشور در رابطه با سلامت زنان و خشونت خانگی علیه زنان در ۱۰ کشور پیشرفتۀ دنیا انجام شد نشان می دهد که بین زنان سنین ۱۵ تا ۴۹ سال:

  • %۱۵ زنان در ژاپن و ۷۱% زنان در اتیوپی درطول دوران زندگی شان گزارش داده اند توسط شریک زندگی خود تحت خشونت فیزیکی و یا جنسی قرار گرفته اند.
  • بین ۰٫۳ تا ۱۱٫۵ % زنان گزارش دادند که از سن ۱۵ سالگی توسط شخصی که شریک زندگی شان نبوده مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند.
  • بر اساس گزارشات اولین تجربۀ جنسی بسیاری از زنان اجباری بوده است به عنوان مثال: ۱۷% در مناطق روستایی تانزانیا، ۲۴% در مناطق روستایی پرو و ۳۰% در مناطق روستایی بنگلادش.

 اعمال خشونت جنسی توسط شریک زندگی غالبأ توسط مردان علیه دختران و زنان است.  اذیت و آزار جنسی کودکان گریبانگیر پسران و دختران هر دو می شود. پژوهش های بین المللی نشان می دهد که ۲۰% زنان و ۵ تا ۱۰ % مردان در طفولیت مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند.

 تحقیقاتی که بر اساس انبوه جمعیت در رابطه با خشونت بین جوانان انجام شده (یا خشونت هنگام دوستیابی) نشان می دهد، بخش قابل توجهی از جمعیت جوانان تأثیر می گذارد. مثلأ در آفریقای جنوبی بررسی از افراد ۱۳ تا ۲۳ ساله نشان می دهد که ۴۲% زنان و ۳۸% مردان قربانی خشونت فیزیکی در زمان دوستیابی هستند.

عوامل خطر:

عواملی که مربوط به خشونت جنسی از جانب شریک زندگی هستند بیشتر بین افراد، خانواده ها، وجوامع بزرگتر وجود دارند. برخی از عوامل مربوط به افراد متجاوز و برخی دیگر مربوط به کسانی که خودشان تحت خشونت بوده اند می شوند.

عوامل خطر برای شریک زندگی و شخص قربانی شامل نکات ذیل است:

  • سطح پائین تحصیلات (شخصی که مرتکب خشونت جنسی می گردد و شخصی که خشونت جنسی را تجربه می کند.)
  • در معرض سوء رفتار با کودک قرار گرفتن. (شخص بزهکار و قربانی خشونت )
  • اختلال شخصیت ضد اجتماعی (شخص بزهکار)
  • استفاده بیش از حد از مشروبات الکلی (شخص بزهکار و تجربه قربانی خشونت )
  • داشتن چند همسر یا شریک زندگی یا وقتی شریک زندگی شان شک می کند که به او خیانت شده است. (شخص بزهکار)
  • روش و رفتاری که خشونت و نابرابری جنسیتی را می پذیرد. (شخص بزهکار و قربانی خشونت )

 عواملی که بخصوص مربوط به خشونت شریک زندگی می شود شامل موارد ذیل است:

  • سابقۀ قبلی خشونت (شخص بزهکار و تجربه  قربانی خشونت)؛
  • اختلافات زناشوئی و نارضایتی (شخص بزهکار و قربانی).

 عواملی که مربوط به خشونت جنسی بزهکار می شود:

  • عقاید و باورهای خانوادگی راجع به ناموس و پاکدامنی
  • عقیده به تبعیض جنسی به نفع مرد
  • مجازاتهای قانونی ضعیف در مقابل خشونت جنسی

 موقعیت نابرابر زنان نسبت مردان و عادی بودن اعمال خشونت در حل اختلافات، به شدت به خشونت اعمال شده از جانب  شریک زندگی و خشونت جنسی اعمال شده از طرف افراد دیگر مربوط است.

 پیامدهای مربوط به سلامتی:

 شریک زندگی و خشونت جنسی دارای معضلات و مشکلات کوتاه مدت و دراز مدت فیزیکی، روانی، جنسی و تناسلی برای بازماندگان و فرزندانشان است که منجر به هزینه های اقتصادی بالائی برای دولت می شود.

  •  از جمله تأثیراتی که بر سلامتی دارد: سر درد، پشت درد، درد شکم، فیبرومیالژیا، اختلال دستگاه گوارش، تحرک محدود و ناخوشی کلی.  در برخی موارد نیز می تواند منجر به جراحات کشنده و غیرکشنده گردد.
  • خشونت شریک زندگی و خشونت جنسی می تواند منجر به بارداری ناخواسته، سقط جنین عمدی، ناراحتی ها و امراض زنانه، عفونت های مقاربتی از جمله آچ آی وی شود. اعمال خشونت توسط شریک زندگی می تواند احتمال سقط جنین، زایمان بچه مرده، زایمان زودرس و وزن پائین در نوزادان را افزایش دهد.
  • انواع خشونت منجر به افسردگی، اختلال تنش پس از وقوع حادثه، مشکلات خواب، اختلال در خوردن، ناراحتی های عاطفی و سعی به خودکشی می شوند.
  • خشونت جنسی، بخصوص در طی دوران طفولیت منجر به سیگار کشیدن بیشتر، سوء استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی و رفتارهای جنسی خطرناک در دوران بعدی زندگی می شود.  این نوع رفتارها به افراد بزهکار (برای مردها) و قربانیان خشونت (برای خانم ها) نسبت داده می شود.

 تأثیر بر کودکان و اطفال

 اطفالی که در خانواده هائی بزرگ می شوند که در معرض خشونت قرار دارند احتمال دارد از نارسائی های عاطفی و رفتاری رنج ببرند. این می تواند به بزهکاری و یا تجربه نمودن خشونت در آینده نسبت داده شود.

  • اعمال خشونت توسط شریک زندگی همچنین به میزان بالای مرگ و میر بین نوزادان و اطفال ارتباط داده شده است (مثل بیماری های اسهالی و سوء تغذیه).

 هزینۀ اجتماعی و اقتصادی

 هزینۀ اجتماعی و اقتصادی اعمال خشونت جنسی توسط شریک زندگی بسیار سنگین است و اثراتش را در سراسر جامعه می گذارد. زنان احتمالأ از انزوا، عدم توانائی برای کار کردن، از دست دادن دستمزد، عدم شرکت در فعالیت های منظم و توانائی محدود برای مراقبت از خود و فرزندانشان رنج می برند.

 پیشگیری و پاسخگوئی

 در حال حاضر راه های متعددی وجود دارند که مؤثر بودن آنها طی مطالعاتی تنظیم شده به اثبات رسیده است. می بایست منابع بیشتری را در دست داشت تا بتوان از اعمال خشونت جنسی توسط شریک زندگی، بطور جدی تری پیشگیری کرد، منظور پیش از وقوع خشونت برای اولین باراست.

 در رابطه با پیشگیری اولیه شواهدی در دست است که نشان می دهد کشورهای پر درآمد که در آن برنامه هائی در سطح مدارس در رابطه با روابط دوستیابی برای پیشگیری از خشونت تنظیم شده است مؤثر بوده است. اما باید تناسب آنرا در محیطی که منابع کافی را ندارد، مورد ارزیابی قرار داد. استراتژی های اولیه دیگری نیز وجود دارند؛ استراتژی هائی که آموزش تساوی جنسیتی همراه با سرمایه گذاری خُرد؛ ارتباط بر قرار کردن و روابط درست زندگی را در سطح اجتماعات ترویج می کنند؛ که دسترسی و استفاده بیش از حد از مشروبات الکلی را کاهش می دهد و عادات جنسیتی سنتی را تغییر می دهدو تا حدودی مثبت بوده اند  اما  باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرند.

برای حصول به تغییرات اساسی، باید قانون تصویب کرد و اساسنامه هائی تنظیم نمود که زنان را محافظت کنند؛ تبعیضات علیه زنان را مورد نظر قرار داده و تساوی جنسیتی را ترویج دهد و راهی بسوی ایجاد عادات سنتی صلح آمیز را در پیش گیرد.

پیگیری و رسیدگی مناسب از جانب بخش بهداشت کشور می تواند نقش مهمی در پیشگیری و پاسخ گوئی به خشونت داشته باشد. همچنین آگاه سازی و آموزش مردم و سازمان های خدمات بهداشتی دیگر می تواند استراتژی مهم دیگری محسوب گردد. برای اینکه پیامدهای حاصل از خشونت و نیازهای قربانیان- بازماندگان را در نظر بگیریم می بایست پاسخ چند بخشی تهیه کنیم.

 اقدامات سازمان بهداشت جهانی WHO

 WHO با همکاری با تعدادی از شرکاء در صدد:

 تهیه اسناد بر اساس دامنه و انواع خشونت های جنسی شرکای زندگی، در زمان های متفاوت و حمایت از تلاش های کشورها، برای طبقه بندی و اندازه گیری خشونت و پیامدهای آن، برای درک میزان و نحوۀ این معضل در سطح جهانی بسیار ضروری است

  • تقویت تحقیقات و ظرفیت تحقیقاتی برای ارزیابی طرق مداخله برای مقابله با خشونت شریک زندگی
  • توسعه و گسترش راهنما بر اساس شواهد شریک زندگی، پیشگیری از خشونت جنسی شریک زندگی بر اساس شواهد و برای تقویت پاسخ های بخش بهداشتی به چنین خشونت هائی
  • انتشار اطلاعات و حمایت از کوشش های ملی برای پیشبرد حقوق زنان و پیشگیری و پاسخ گوئی به خشونت جنسی شریک زندگی بر علیه زنان
  • همکاری با ارگان ها و مؤسسات بین المللی برای کاهش – محو خشونت جنسی شریک زندگی در سراسر عالم.

گروه ترجمه خانه امن

منبع:

http://www.who.int/mediacentre/factsheets/fs239/en/

برگۀ اطلاع رسانی شمارۀ ۲۳۹ – نوامبر ۲۰۱۲

خرداد
۲
۱۳۹۳
هاشمی: مشاوره رایگان در مراکز کاهش طلاق به زوجین ارائه می‌شود
خرداد ۲ ۱۳۹۳
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

97985_583عکس: behzisti-boushehr

رئیس سازمان بهزیستی کشور در مراسم تفاهمنامه، همکاری فی‌مابین بهزیستی و قوه قضاییه گفت: هم اکنون ۱۲۰۰ مرکز مشاوره، ۴۰۰ کلینیک مددکاری و ۲۰۰ مرکز کاهش طلاق آماده ارائه خدمات رایگان در حوزه مشاوره به زوجین هستند.

به نقل از فارس، صبح امروز با حضور همایون هاشمی رئیس سازمان بهزیستی کشور و سیدمحسن حاجی‌باباییان معاون فرهنگ عمومی قوه قضاییه تفاهم‌نامه پیشگیری و مداخلات به موقع در طلاق فیمابین بهزیستی و قوه قضاییه امضاء شد.

رئیس سازمان بهزیستی کشور در مراسم این تفاهمنامه اظهار داشت: بهزیستی به دنبال توصیه‌های مقام معظم رهبری در سنوات گذشته و همچنین بر اساس سیاست‌های کلی جمعیت، ابلاغیه مقام معظم رهبری هوشمندانه وارد طب پیشگیری شده است.

وی تصریح کرد: سازمان بهزیستی در حوزه طب پیشگیری برای تجارب ارزشمندی در سنوات گذشته است و در این عرصه دارای ادبیات فاخر و منسجم است.

وی با بیان اینکه ما در حوزه پیشگیری به دنبال شرکای کاری هستیم گفت: یکی از این شرکا قوه قضایی محسوب می‌شود که این دستگاه قضایی دارای ظرفیت و قانون در حوزه پیشگیری است.

رئیس سازمان بهزیستی کشور تصریح کرد: یکی از فعالیت‌های عمده سازمان بهزیستی در حوزه کاهش طلاق است که در این حوزه معاونت‌های مربوطه اقدامات خوبی را طراحی کرده‌اند و به سمت مشاوره و پیشگیری گام برداشته‌اند ضمن اینکه سهمی را هم به مداخله بهنگام اختصاص داده‌اند.

هاشمی بیان داشت: یکی از سیاست‌های اصلی سازمان پیشگیری از طلاق و تحکیم بنیان خانواده است به طوری که هم اکنون ۱۹ هزار گروه همیار، ۱۲۰۰ مرکز مشاوره، ۴۰۰ کلینیک مددکاری و ۲۰۰ مرکز کاهش طلاق در این راستا فعالیت می‌کنند.

رئیس سازمان بهزیستی کشور افزود: ما به دنبال توسعه مراکز کاهش طلاق و مراکز مشاوره هستیم تا بتوانیم تا نقطه صفر مرزی موضوع کاهش طلاق را دنبال کنیم.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

منبع: http://goo.gl/EwjYkp

خرداد
۲
۱۳۹۳
افزایش شیوع ابتلا به عفونت اچ آی وی در کودکان ایران
خرداد ۲ ۱۳۹۳
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

81172218-5709883

عکس: ایرنا

 مسئول اداره ایدز وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی هشدار داد که شیوع ابتلا به عفونت اچ آی وی از مادران به کودکان ایرانی افزایش یافته است .

به گزارش ایرنا «حمیرا فلاحی» روز چهارشنبه در همایش نقش ورزش ˈبرای تو نیکˈ در پیشگیری از رفتارهای پرخطر به موج سوم ابتلا به اچ آی وی ایدز در ایران اشاره کرد و گفت : در زمان حاضر روند ابتلا به عفونت اچ آی وی از اعتیاد تزریقی به سمت رفتارهای محافظت نشده جنسی در ایران پیشی گرفته است که در این میان زنان در ابتلا به این عفونت مستعد تر هستند.

وی گفت : به جز موضوع شیوع عفونت یاد شده در زنان، متاسفانه افزایش این شیوع در کودکان ایرانی را نیز شاهد هستیم.

وی افزود: بر اساس آمارهای به دست آمده از سال ۶۵ تا دیماه ۹۲ ، ۹ / ۶۷ درصد مبتلایان به عفونت اچ آی وی در این سال ها را معتادان تزریقی شامل شدند اما اگر آمار سال ۹۱ را به تنهایی تحلیل کنیم ، متوجه می شویم درصد ابتلای معتادان تزریقی به عفونت اچ آی وی کاهش یافته و آمار مبتلایان آمیزشی بیشتر شده است .

وی اظهار داشت: بر اساس آمار ثبت شده ، نه تنها سن ابتلا به اعتیاد در ایران که سن رفتار جنسی محافظت نشده نیز در حال کاهش است.

حدود چهار سال است که کارشناسان و مسئولان حوزه سلامت هشدارهایی مبنی بر سرعت گرفتن شیوع عفونت اچ آی وی از طریق رفتار جنسی محافظت نشده و پرخطر در مقایسه با اعتیاد تزریقی هشدار می دهند.

جامعه ایران جامعه جوان است و چالش های زیاد دارد

این مسئول در اداره ایدز وزارت بهداشت به جوان بودن جامعه ایران اشاره کرد و اظهارداشت : جوان بودن جامعه ، چالش های زیادی دارد که مستعد بودن جوان ها به انجام رفتارهای پرخطر از جمله آنها است .

وی با بیان اینکه جوانان ، ۴۰ درصد مبتلایان جدید به عفونت اچ آی وی در جهان را به خود اختصاص می دهند ، افزود : در ایران نیز ۲۵ تا ۳۹ ساله ها بیشترین گروه های سنی ابتلا به عفونت اچ آی وی را دارند.

وی به سطح پایین آگاهی جوانان هم در بین زنان و هم در بین مردان در خصوص چگونگی ابتلا به عفونت اچ آی وی در کشور اشاره کرد و گفت : متاسفانه جوانان زیادی تصور می کنند که با یک بار رفتار پرخطر جنسی به عفونت یاد شده دچار نمی شوند که این موضوع اشتباه است .

این مقام مسئول در وزارت بهداشت به تابو بودن بحث در خصوص اچ آی وی نیز سخن گفت و افزود : هنوز هم بسیاری از دستگاه های از جمله آموزش و پرورش در خصوص اطلاع رسانی در باره اچ آی وی ایدز مقاومت می کنند.

همایش یک روزه همایش نقش ورزش « برای تو نیک » در پیشگیری از رفتارهای پرخطر امروز در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی برگزار شد.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

منبع: http://goo.gl/PG3eA3

خرداد
۲
۱۳۹۳
بخاطر دخترم یاسمن
خرداد ۲ ۱۳۹۳
تجربه ها و خاطره ها
۳
, ,
image_pdfimage_print

1323754333_74e6ac2cb0_z

عکس: Arek

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

 پاورچین پاورچین از تاریکی سایه ای که دیوار درست کرده بود استفاده کرد و از کوچه گذشت، دستش رو محکم روی دهان نوزاد ۶ ماهه اش گذاشته بود که مبادا صدای گریه اش کسی رو متوجه خروج اونها کنه، به انتهای کوچه که رسید نفس راحتی کشید و دستش را از روی دهان نوزادش برداشت برای لحظه ای نگران نفس کشیدن او شد اما همه چی رو به راه بود، وقت آن رسیده بود که قدمهایش را بلند تر و سریعتر کند به خیابان که رسید دستش را برای تاکسی که در حال رد شدن بود تکان داد تاکسی ترمز کرد و او که هنوز می ترسید با صدایی لرزان گفت: ۵ تومن زعفرانیه، راننده تاکسی که متوجه نگرانی و وحشت او شده بود از فرصت استفاده کرد و گفت: چند وقته تاکسی نگرفتی آبجی از فاطمی تا زعفرانیه ۱۵ تونه نه ۵ تومن؛ او که فقط می خواست سریعتر از آن محل دور شود گفت: باشه ۱۵ تومن و سوار شد.

راننده هم در حالی که هنوز نگاه کنجکاوش به آینه بود و زن جوان را برانداز می کرد راه افتاد چند متری که دور شدن راننده سر صحبت را باز کرد و گفت: آبجی شرمنده ام ها اما میدونید که همه چی گرون شده، شما شاید دستتون تو خرج نباشه ولی الان یه بسته آدمس شده ۲ تومن، منم ۵ تا بچه مدرسه رو دارم که هر روز یه چیز جدید می خوان، این تاکس هم نوندونی ماست اگرنه مهمون من بودین و روی چشم به هر جا می خواستین می رسوندمتون.

زن جوان که کاملا” حواسش را به بچه اش متمرکز کرده به او زل زده بود با بی اعتنایی گفت: بله درسته.

راننده که دید او وارد صحبت نشده و با مکث کوتاهی گفت: چیزی شده نگران به نظر می آین.

زن جوان که متوجه کنجکاوی راننده شد با صدایی نسبتا” بلند و عصبانی برای پایان دادن به این صحبت ها گفت: نخیر.

راننده تاکسی نگاه دیگه ای به آینه انداخت و بدون اینکه چیزی بگوید او را به مقصدش که یکی از کوچه های فرعی زعفرانیه بود رساند.

زن در حالی که سعی می کرد بدون آسیب رساندن به نوزادش در تاکسی را باز کرده و پیدا شود با صدایی آرام گفت: لطفا” صبر کنید بگم پدرم براتون کرایه رو بیاره.

راننده گفت: باشه قابلی هم نداره.

زن جوان زنگ خانه ویلایی بزرگی را زد و بلافاصله در باز و بعد از دقایق کوتاهی زنی مسن، میان در ظاهر شد و در حالی که بچه را از زن جوان می گرفت گفت: برو تو بابات الان کرایه رو میاره. در همین حین مردی با موهای کاملا” سفید و هیکلی درشت وچهارشانه به تاکسی نزدیک شد و پرسید آقا کرایه تون چقدر شد؟ راننده تاکسی گفت:۲۰ تومن، مرد هم بدون معطلی ۴ تا ۵ هزار تومنی به او داد و وارد خانه شد و در را بست.

راننده تاکسی که پیش خودش فکر می کرد در اون شرایط احتمالا”هر مبلغی که می گفت آن مرد می داد در حالی که زیر لب می گفت بخشکی شانس از اونجا دور شد.

زن جوان که حالا احساس امنیت می کرد به مادرش گفت: مامان باید یه فکری برای من بکنید دیگه طاقت ندارم خسته شدم، هر شب بساط قمار و مشروب برقراره یا خونه ما یا خونه یه عده دیگه، اصلا” متوجه نیست داره با زندگیش چیکار می کنه آدمایی رو می آره خونه که من حتی یک بار هم ندیدم و از من انتظار داره باهاشون خوش و بش هم بکنم و ازشون پذیرایی بشه.

حتی وقتی همه شون از خونه رفتن بیرون با ترس می خوابم و در اطاق رو کلید می کنم از آدمای مست همه چی بر میاد و یک باره بغضش ترکید و با صدای بلند زد زیر گریه.

پدرش که آرام گوشه ای نشسته بود و تا اون وقت به حرفاش گوش می کرد گفت: نگران نباش دخترم درستش می کنم من نمیذارم بیشتر از این اذیت بشی، اما مادرش به حالتی نیمه عصبانی رو او کرد وگفت: چیکار می خوای بکنی؟ طلاق بگیری؟ می خوای آبرومونو پیش همه ببری ؟ فکر کردی بقیه زندگی ها این حرف ها رو ندارن ؟ همه دارن با این چیزا می سازن …. پدرش حرف مادرش را قطع کرد و گفت: شاید همه بخوان بمیرن ندا هم باید بره بمیره؟! این حرفا چیه می زنی زن؛ طلاق رو برای همین گذاشتن و روشو به دخترش کرد و گفت: دخترم فردا به آقای امیری می گم دادخواست طلاق رو پر کنه و براش بفرسته تو حق طلاق رو داری و اون مرتیکه هیچ غلطی نمی تونه بکنه حالا هم پاشو بچه رو ببر تو اطاقت و بخوابونش خودت هم بخواب و نگران هیچی نباش من خودم همه چی رو درست می کنم.

ندا که خیالش راحت شده بود ساک بچه رو با یک دستش گرفت و خواست که بچه را بغل کند مادرش گفت: نه من یاسمن رو می آرم تو فقط ساکتو ببرو بچه رو بغل کرد و نگاه اخم آلودی به شوهرش انداخت.

وقتی وارد اطاق شد با صدایی کاملا” آرام به ندا گفت: فکر کردی من خوبی تورو نمی خوام. والله بخدا همه مادرا بیشتر از پدرها خوبی و راحتی بچه شونو می خوان ولی مردها همه همینن فکر نکن حالا از این طلاق بگیری یکی بهتر گیرت میاد.

ندا که با تعجب به مادرش نگاه می کرد به آرامی دستش را از آستین ژاکتش در آورد و لکه کبود بزرگی رو که روی بازوش بود به او نشان داد و گفت: مادر من، فکر کردی من تحمل نکردم؟! من خیلی هم تحمل کردم ولی عاقبتش این شده که حالا کتکم هم میزنه. مادرش که انگار خواب وحشتناکی دیده باشه محکم روی دست خودش زد و گفت: اون کتکت زده چرا تا حالا چیزی به ما نگفتی؟ چند وقته کتکت میزه ؟ چرا گذاشتی ؟ … زن جوان در حال پوشیدن ژاکتش بود که پدرش با شنیدن صدای اونها متوجه قضیه شده بود وارد اتاقش شد و بازو ندا رو دید و گفت: پاشو باید بریم کلانتری.

ندا گفت بابا کلانتری نمی خواد پدرش حرف اونو سریع قطع کرد و گفت: نه باید صورت جلسه بشه و فردا می فرستنت پزشک قانونی اونا معاینه می کنن و ازت عکس می گیرن مادرش که تا قبل از اینکه کبودی دست دخترش رو ببینه اصرار داشت او همه چی رو تحمل کنه با پدرش هم صدا شد و به گفت: پاشو به حرف پدرت گوش کن اون سال ها وکیل بوده می دونه چی می گه من یاسمن رو نگه می دارم اما پدرش گفت: نه یاسمن هم می بریم تا ببینن با زنی که یه بچه ۶ ماهه داره چیکار کرده؟

همه آماده شده و راهی کلانتری محل زندگی ندا شدن، اما قبل از اینکه ندا از ماشین پیاده بشه همسرش رو دم در کلانتری دید، با وحشت رو به پدرش کرد و گفت: پدر این که اینجاست ؟ و ادامه داد: حتما” بخاطر سر و صدا و مشروب گرفتنشون آخه همه همسایه ها شاکی شده بودن پدرش گفت: تو پیاده نشو تا من برم و سر و گوشی آب بدم، پدرش به سمت کلانتری رفت و بعد از چند دقیقه برگشت و گفت نه اون اومده فرار تورو از خونه گزارش بده!

ندا که از ترس چشماش گرد شده بود گفت حالا چی میشه؟ منو مجبور می کنن برگردم خونه؟ پدرش گفت نه من الان با افسر نگهبان حرف میزنم ولی شما همینجا بشینین تا من بر میگردم.

مادرندا که تا حدودی نگران شده بود به پدرش گفت: بذار به نادر هم زنگ بزنم بیاد پدرش با عصبانیت گفت: لشکر کشی لازم نیست فقط تو ماشین بشینین.

پدر با همان متانتی که همیشه موقع راه رفتن داشت به سمت کلانتری رفت و ندا و مادرش توی ماشین ماندند اما مادر ندا گفت: من به نادر زنگ می زنم بابات این آدما رو نمی شناسه نادر می دونه باید چیکار کنه ندا گفت: نه مامان زنگ نزن. و بعد از مکث کوتاهی اضافه کرد: حالا این وقت شب زنش چی می گه؟

بعد از نیم ساعت پدر همراه افسر نگهبان به ماشین نزدیک شدن، پدرندا گفت: ندا تو فقط دستتو به جناب سروان نشون بده ندا به آرامی آستین ژاکتشو بالا زد و افسر نگهبان مقداری از کبودی ها رو دید و با ناراحتی گفت: باشه خواهر من کافیه؛ من صورت جلسه می کنم و همین الان میدم بازداشتش کنن و فردا پرونده شو می فرستم دادگاه.

ندا که با شنیدن این حرف ها بیشتر نگران شد گفت: نه بازداشتش نکنین فقط به من کمک کنید بدون دردسر طلاق بگیرم اگر بازداشتش کنید لج می کنه و بچه رو می گیره.

افسر نگهبان گفت: نگران نباش خواهر من، همین الان هم که اینجاست بوی الکلش همه کلانتری رو برداشته، دو تا از بچه هارو می فرستم خونه رو ببینن اگر بساط قمار هم بود که اونم ضمیمه پرونده اش می کنیم.

ندا که دیگه چیزی برای گفتن نداشت فقط با صدایی آروم گفت: هر چی صلاح می دونید و سعی در آروم کردن بچه اش که از خواب بیدار شده و گریه می کرد داشت.

افسر نگهبان به پدر ندا گفت: شما تشریف ببرین و نگران چیزی نباشین فقط فردا صبح اول وقت تشریف بیارین اینجا که با پرونده بفرستمتون دادگاه.

پدر ندا تشکر کرد و با افسر نگهبان دست و داد و سوار ماشین شد، که متوجه شدن شوهر ندا در حال نزدیک شدن به اونهاست و با صدای بلند داد میزنه زن و بچه منو کجا می برین، افسر نگهبان به یکی از سربازها اشاره کرد جلوشو بگیرن. اون که مست بود و کنترل رفتارشو از دست داده بود سرباز رو هول داد و دوباره سعی در نزدیک شدن به ماشین اونها داشت که افسر نگهبان دستاشو پیچوند و از پشت به هم دستبند زد.

ندا که این صحنه رو دید زد زیر گریه و گفت: من نمی خوام کتکش بزنن، من نمی خوام این رفتارو باهاش بکنن اون الان حواسش نیست داره چیکار می کنه؟ بابا تو رو خدا یه کاری بکن.

پدرش که تا اون موقع به حرفاش گوش کرده بود با عصبانیت گفت: دختر اون وقتی تورو سیاه و کبود می کرد به این چیزا فکر می کرد که تو می کنی؟ عقلت کجا رفته ؟

و به سرعت فرمان ماشین رو چرخاند و از اون محل دور شد، ندا تا خونه گریه کرد و وقتی از ماشین پیاده می شد گفت: چه غلطی کردم اون امشب تو کلانتری از سرما میمیره؛ اون وقتی مشروب می خوره حالش دست خودش نیست من گفتم طلاقمو بگیرین نگفتم زندانیش کنید ….

پدر و مادرش با تعجب نگاهی به هم انداختند و مادرش گفت: می خوای همین الان بریم رضایت بدیم و بری خونت؟ ندا گفت: من برای خودم نمی ترسم برای یاسمن می ترسم می خواست … یه هو حرفش را قطع کرد مادرش پرسید چی؟ می خواست یاسمن رو چیکار کنه؟ ندا گفت: هیچی اما در مقابل اصرار مادرش نتوانست دوام بیاره و گفت: می خواست یاسمن رو بندازه تو استخر من به زور جلوشو گرفتم برای همین از خونه دزدکی اومدم بیرون اگر نه که خیلی وقته منو کتک میزنه . آخه من دردمو به کی بگم؟

مادرش با بغض گفت: برو تو اتاقت و با بچه ات بخواب مگر از روی جنازه من رد بشی بری تو اون خونه؛ اگر هم رفتی بچه همینجا میمونه.

فردای اون روز ندا و پدرش و برادرش که حالا دیگه از همه ماجرا خبردار شده بود رفتن کلانتری و با پرونده راهی دادگاه شدن وکیل اونها هم به اونها ملحق شد و پس از مدتی هم دادگاه به نفع ندا رای به طلاق داد و حضانت بچه تا هفت سالگی به مادرش داده شد. اما ندا در مقابل ۱۳۶۵ سکه مهریه اش حضانت دائم بچه رو گرفت.

ندا می گه همیشه مدیون حمایت های مادی و معنوی خانواده ام هستم تویه دادگاه، زن های زیادی رو دیدم که چون حامی نداشتند سال ها مجبور شده بودن همه نوع ناملایمت رو تحمل کنند.

 

خرداد
۱
۱۳۹۳
کارگاه آنلاین
خرداد ۱ ۱۳۹۳
کارگاه های آموزشی
۰
image_pdfimage_print

 

images

استفاده ازروش کارگاهی شیوه مناسبی درآموزش نوین است.دراین شیوه افراد می توانند در زمانی کوتاه ، دانش ومهارت
های مورد نیاز خود را بیاموزند. آموزش های که از تعامل ،مشارکت و روش های عملی استفاده می کند وروند یادگیری
را تسریع می نماید .
حال اگر شما می خواهید از این روش استفاده نمایید و اگر آموزشگر چنین کارگاهی هستید باید قبل ازشروع کارگاه از
خود سوال کنید که ازاین دوره چه انتظاری دارید؟ آیا هدف شما یادگیری یک سری مفاهیم و دانش بوسیله شرکت کنندگان
است . آیا هدف شما تغییردررفتار و نگرش های آنهاست ؟ آیا قرار است که آنها پس از اتمام کارگاه اقدام خاصی را انجام
دهند؟ این گام اولی است که شما برای برگزاری کارگاه برمی دارید.
بخاطرداشته باشید شما بدون دانستن این موضوعات نمی توانید شیوه ، راهکار و ابزار آموزشی مورد نیاز خود را انتخاب
کنید و در کلاس سر در گم خواهید شد .
تنها پاسخ به این سوالات است که به شما کمک می کند شرکت کنندگان مناسب را انتخاب نمایید و متدولوژی و الگوهای
مناسب یک کارگاه آموزشی را طراحی کنید . تاکید می کنیم بدون الگو و متدولوژی به فکر برگزاری کارگاه آموزشی
نباشید . چرا که یک آموزشگر خوب می داند تنها با داشتن الگوهای مناسب است که می تواند تکنیک های درسی مناسب
در اختیارشرکت کنندگان قرار دهد و در نهایت بهره کافی را از برگزاری یک کارگاه آموزشی ببرد.
گام دوم در کنار شرکت کنندگان شکل می گیرد. آموزشگر باید با برنامه ریزی کامل این گام را بر دارد وهدف کارگاه را
با فراگیران مطرح کند . سپس از آنها بخواهد که بگویند از دوره چه انتظاری دارند و مایل به چه تغییراتی هستند. در
مرحله بعدی آموزشگر رفتارهای ورودی شرکت کنندگان را ارزیابی می کند تا با شناخت از دانسته های قبلی شرکت
کنندگان از آن موضوع وارد مباحث آموزشی جدید شود .
حالا زمان آن فرا رسیده تا با شرکت کنندگان درباره قواعد و ابزار و متدولوژی که برای کارگاه انتخاب کرده اید به توافق
برسید. شفافیت شرط اساسی این مرحله است . آنها باید بدانند در طول کارگاه از چه روش ها و وسایلی در تدریس استفاده
می شود تا از قبل خود را آماده مشارکت در کارگاه کنند .
در چنین حالتی آنها درمی یابند که شنونده نیستند وهر کدام عضوفعالی هستند که به پیشبرد کارگاه کمک می کنند . همچنین
گفت و گو درباره روش های ارزیابی کارگاه نیز دارای اهمیت است چرا که درمی یابند بدون عینی کردن نتیجه از کارگاه
خارج نمی شوند و از روز اول تا پایان کارگاه دارای مسؤلیت هستند و دانشجو محوری یک اصل اساسی است.
آموزشگر چنین کارگاهی باید در طول دوره به نکات زیر توجه کند :
-۱ شما معلم نیستید بلکه راهنما هستید.
-۲ شما وظیفه دارید که کارگاه رادرکنش و واکنش نگاه دارید .
-۳ به کارگاه پویایی و تحرک ببخشید .
-۴ اطلاعات را مستقیم دراختیارشرکت کنندگان قرارندهید. شما مساله را طرح کنید و اجازه دهید آنها با موضوع در
گیر شوند .
-۵ برای طرح مساله خصوصیات ، دانش و شناخت فراگیران را در نظر بگیرید .
-۶ شرکت کنندگا ن را کنجکاو کنید و سپس کنجکاوی آنها را هدایت کنید .
-۷ همواره زمان هایی رابرای بارش فکری و یا مطالعه و تحقیق قرار دهید.
-۸ درباره چرایی موضوع سوال مطرح کنید .
-۹ شما جزیی از گروه هستید .
-۱۱ ارتباطات چند جانبه و حداکثری با شرکت کنندگان داشته باشید .
-۱۱ کنار بایستید تا گروه اعتماد به نفس مشارکت پیدا کند .
گام سوم شما گرفتن فرضیه ها برای حل مساله است. توجه کنید که فرضیه ها اگر چه علمی است ولی راه حل احتمالی
است و صحت و درستی آن مشخص نیست . پس از استخراج دسته بندی فرضیه ها وظیفه آموزشگر است .
این مرحله که تا تجزیه و تحلیل پیش می رود ازمراحل مهم برگزاری کارگاه است که با استفاده از روش های نتیجه گیری
انجام می شود.
درادامه مطلب که در شماره های بعدی می آید به چگونگی استفاده از روش های نتیجه گیری در کارگاه آموزشی خواهیم
پرداخت .__

خرداد
۱
۱۳۹۳
کارگاهی دو روزه در فردای جنگ
خرداد ۱ ۱۳۹۳
کارگاه های آموزشی
۰
image_pdfimage_print

 

33592_721

“خانه امن”
“حمیده” آموزشگر و تسهیل گر افغانی است و سالهاست که در شهر های مختلف افغانستان برای زنان از ولایت های
مختلف، کار گاه آموزشی برگزارمی کند. حمیده می گوید وظیفه یک تسهیل گر خوب انتخاب آسان ترین راه برای
آموزش است و آسان ترین راه ساده بدست نمی آید و مستلزم یک فرآیند است. این فرآیند هم چیزی نیست جز ایجاد
مشارکت و تفکر گروهی. او معتقد است وقتی در اداره یک کارگاه آموزشی مشارکت به وجود نیاید کارگاه از انرژی
خالی می شود و سطح یاد گیری کاهش می یابد و بین شرکت کنندگان اعتماد و خلاقیت و تحرک به وجود نمی آید.
“حمیده” ایجاد چنین فرآیندی را ساده نمی داند و معتقد است مهارت تسهیل گر در برگزاری یک کارگاه موثر اساسی
است. از حمیده می خواهیم که یکی ازتجربه های موفقی که در تسهیل گری داشته برای وب سایت “خانه امن” بیان کند.
او چنین می گوید :
چند سال پیش سازمان “اکسفام” از من دعوت کرد، که برای ۱۶ مرد که ۰۳ تا ۵۴ ساله بودند، درباره خشونت علیه زنان
کارگاه دو روزه ای در شهر کابل برگزار کنم. قبل از شروع ، یک هفته سابقه کاری و فعالیت های اجتماعی و سیاسی
تک تک شرکت کنندگان را مرور کردم. بعضی از آنها در جنگ های چند ساله گذشته در افغانستان به نوعی شرکت
داشتند. کارگاه ساعت ۹ شروع می شد و من ساعت ۸ صبح خودم را به دفتر “اکسفام” در کابل رساندم. صندلی ها را دور
تا دور اتاق چیدم و ماژیک ها و کاغذهای رنگی را روی میز وسط صندلی ها گذاشتم. پرده ها را کنار کشیدم و جزوه ها
را تقسیم کردم و آماده ورود شرکت کنندگان شدم. پس از ورود آنها متوجه شدم یخ شکنی در میان این ۱۸ مرد سخت ترین
مرحله ای است که پیش رو دارم. دو نفر از آنها که از محله “وزیر اکبر خان” آمده بودند در دو حزب مخالف هم فعالیت
میکردند و از ابتدا نسبت به یکدیگر موضع داشتند. کاغذهای سبز رنگی میان آنها پخش کردم و از آنها خواستم ۰ آرزویی
که برای دخترانشان دارند را روی برگه ها بنویسند و در گلدان روی میز بیاندازند . کاغذها را زیرو رو کردم و مجددا از
آنها خواستم هر کدام یکی از آن کاغذهای سبز رنگ را بردارد و در کلاس بگردد و با تک تک شرکت کنندگان گفت و گو
کند، تا ببیند صاحب آن آرزوها چه کسی است؟ در مدت ۵۴ دقیقه کلاس، سراسر از تحرک شد و نتایج به دست آمده بسیار
جالب بود. مردانی با عقاید مختلف آرزوهای تقریبا نزدیک به هم برای دختران خود داشتند. البته همه آنها مخالف عقاید
طالبان در مورد زنان بودند ولی به هر حال سنتها در افغانستان برای دختران متفاوت است و به نظر نمی رسید که چنین
آرزوهای بلندی برای دختران خود داشته باشند. یکی از آنها نوشته بود که آرزو می کند دخترش اولین رییس جمهو زن
افغانستان باشد. دیگری آرزو کرده بود که دخترش بتواند همسر و معلمی خوب در ولایت آنها شود و مردی از قندهار
آرزو کرده بود دخترش پرورشگاهی برای کودکان افغانی باز کند. من در همان ساعت اول موفق شدم فاصله میان این
مردهای سیاسی را کمتر کنم و به آنها نشان دهم که چقدر آرزوی مشترک دارند.
در گام بعدی خودم را از وسط کارگاه کنار کشیدم و تصمیم گرفتم به جای سخنرانی، در کنار شرکت کنندگان باشم .
کارگاه حساسی بود و می بایست مراقب باشم که استفاده از این روش من را به حاشیه نراند. آنها را به ۵ گروه تقسیم کردم
و از آنها خواستم روی مقوای بزرگ شکل دختر بچه ای را بکشند و روی بدن دختر بچه بنویسند که از نظر آنها چه
چیزهایی خشونت است. ۰۳ دقیقه به آنها وقت دادم. در پایان وقت تعیین شده از هر گروه یک نفر درباره نظرات گروه
برای دیگر مردان گروه سخن گفت و من در پایان صحبت های هر گروه، سوالاتم را مطرح می کردم. بحث در باره
انواع خشونت علیه زنان تا ظهر طول کشید و نظرات ۵ گروه جمع آوری شد. نماز و ناهار که به پایان رسید. از دختری
۱۰ ساله دعوت کردم که برای شرکت کنندگان تعریف کند که، چطور یک روز در راه مدرسه، بر روی صورتش اسید
ریخته اند و دیگر دختران روستا را تهدید کرده اند که اگر به مدرسه بروند، با اتفاقی مشابه روبرو خواهند شد. سپس
شرکت کنندگان را به دو گروه تقسیم کردم و از انها خواستم با نمایشنامه نشان دهند که اگر در ولایت آنها چنین اتفاقی می
افتاد، آنها چه کاری انجام می دادند. پس از اجرای نمایش و در طول دو روز کارگاه مرتب سوال می کردم و از آنها می
خواستم با فعالیت های دسته جمعی به این سوالات پاسخ دهند. از آنها می خواستم که فعالانه به یکدیگر گوش دهند و
فعالانه در رسیدن به پاسخ ها تلاش کنند. من بخوبی می دانستم شخصیت شرکت کنندگان به گونه ای است که اگر احساس
می کردند شنونده هستند، من کارگاه را از دست داده بودم. آنها در پروسه سوال و جواب احساس می کردند که به گروه
تعلق دارند. با هم فکر می کنند، با هم نظر می دهند ، و با هم یاد می گیرند و به نظرات هم احترام می گذارند.
جنگ تازه پایان یافته بود. این مردان که سالها خشونت و ترس را تجربه کرده بودند از نزدیک مشاهده کردند که چگونه
می توان با کار جمعی توانایی و قدرت یاد گیری را افزایش داد. آنها از نزدیک تجربه کردند که می توانند به هم اعتماد
کنند و یک فعالیت جمعی را انجام دهند. این کارگاه را هیچگاه فراموش نخواهم کرد .__

خرداد
۱
۱۳۹۳
راه‌اندازی مراکز مداخله در خانواده در البرز
خرداد ۱ ۱۳۹۳
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

familyTherapy-292x262عکس: xn--mgbtbck3hcth97g

طرح پژوهشی «بررسی پایداری سازش‌های زوجین مراجعه کننده به مراکز مداخله در خانواده به منظور کاهش طلاق در شهر کرج» از سوی معاونت پژوهشی جهاد دانشگاهی واحد استان البرز اجرا می‌شود.

به نقل از روابط عمومی جهاد دانشگاهی واحد استان البرز، مهشید منزوی، معاون پژوهشی این واحد گفت: مروری بر آمار طلاق در سال‌های اخیر در کشور طی سه دهه گذشته نشانگر روند رو به افزایش این پدیده است که در این راستا، سازمان بهزیستی کشور با هدف تحکیم بنیان خانواده، شناسایی و کمک به برطرف کردن مشکلات خانواده‌های متقاضی طلاق و کاهش استرس پس از طلاق و به منظور متعادل کردن جو عاطفی خانواده، مراکز مداخله کاهش طلاق را راه‌اندازی کرده است.

وی با بیان دیگر اهداف راه‌اندازی مراکز مداخله کاهش طلاق افزود: فراهم آوردن زمینه‌های مناسب تداوم ارتباط والدین با کودکان پس از طلاق، شناخت عوامل مؤثر بر طلاق با هدف برنامه‌ریزی برای آگاه‌سازی جامعه و کاهش آسیب‌های اجتماعی ناشی از طلاق، از دیگر اهداف راه‌اندازی مراکز مداخله کاهش طلاق بوده است.

منزوی با بیان این‌که استان البرز دارای یک مرکز مداخله‌ در خانواده است، خاطرنشان کرد: طرح «بررسی پایداری سازش‌های زوجین مراجعه کننده به مراکز مداخله در خانواده به منظور کاهش طلاق در شهر کرج» با درخواست سازمان بهزیستی استان البرز توسط گروه آسیب شناسی معاونت پژوهشی جهاد دانشگاهی واحد استان البرز به منظور سنجش تأثیرپذیری این مرکز در کاهش طلاق اجرا می‌شود.

معاون پژوهشی جهاد دانشگاهی واحد استان البرز گفت: سئوال اساسی تحقیق حاضر این است که مراکز مداخله در خانواده به منظور کاهش طلاق، تا چه میزان در پایداری سازش‌های زوجین مراجعه کننده موثر بوده‌اند؟

منزوی افزود: تعیین میزان نمره سازگاری زوجین مراجعه کننده به مراکز مداخله در خانواده قبل از دریافت خدمات سازمان و بعد از دریافت از اهداف اجرای این طرح است و همچنین سازمان بهزیستی استان البرز ضمن بررسی نقاط ضعف و قوت این مرکز راهکارهایی را برای پیشبرد اهداف مرکز مداخله در خانواده برنامه‌ریزی خواهد کرد.

وی یادآور شد: جامعه‌ آماری تحقیق شامل دو گروه زوجین مراجعه کننده به مراکز مداخله در خانواده به منظور کاهش طلاق در سطح شهر کرج به عنوان گروه آزمایش و زوجین عادی و دارای زندگی موفق به عنوان گروه کنترل است.

منزوی در پایان با بیان روش اجرا و جامعه‌ آماری پژوهش حاضر تصریح کرد: این تحقیق برحسب هدف کاربردی آن و نحوه‌ی گردآوری داده‌های آزمایشی، از نوع طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل می‌باشد که روش آن پیچیده‌ترین، دقیق‌ترین و موثرترین روش برای کشف و پروراندن اصول و نظریه‌های علمی است.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

منبع: http://goo.gl/nytrm7

خرداد
۱
۱۳۹۳
کارگاه مقابله با خشونت خانگی جامعه مهاجر افغان در ایران
خرداد ۱ ۱۳۹۳
کارگاه های آموزشی
۰
33591_170
image_pdfimage_print

نوشته: انجمن حامی
“انجمن حامی” انجمنی است که ۵۱ سال تمام کوشش خود را معطوف به حمایت از مهاجران افغان نموده است . این
انجمن کارگاهی برای مقابله با خشونت خانگی در دو شهر تهران و مشهد برگزارنمود.
تلاش هایی برای کاهش خشونت در محله های افغان نشین ایران
“حامی ” تجربه بیش از ۵۱ سال فعالیت حرفه ای در حوزه پناهندگان و به ویژه زنان و کودکان مهاجر و پناهنده مقیم ایران
نشان داده که یکی از جدی ترین معضلات زنان مهاجر افغان در ایران تحمل خشونت های خانگی مبتنی بر جنسیت است که
اغلب از سوی مردان فامیل اعم از پدر، برادر، همسر و حتی نزدیکان مرد درجه دو اعمال می شود که اصولا در فرهنگ
کهن حاکم در نگرش و سنت های جامعه افغانستان و تاثیرات جانبی آن ریشه دارد.
طرح کاهش خشونت علیه زنان مهاجر افغان در ایران نیز در همین راستا طراحی و برنامه ریزی شده و با توجه به
گستردگی و پراکندگی جمعیت مهاجر افغان در شهرها و روستاهای کشور و توجه به معضلات و مشکلات پیچیده این
جامعه؛ اجرای این طرح در قالب یک طرح توانمند سازی و بسیج اجتماعی امکان پذیر بوده است. از یک سو شناسایی؛
آموزش و توانمند سازی گروه های سنی جوان و با تحصیلات حداقلی دیپلم و لیسانس از میان مهاجرین افغان مقیم ایران و
از سوی دیگر بهره گیری از سیستم آموزش خوشه ای و ترویج مباحثی هستند که از طرف گروه های آموزش دیده به جامعه
محلی خودارائه شده است.
در این طرح که در دو شهر تهران و مشهد که از جمله شهرهای بزرگ مهاجر نشین کشور محسوب می شوند؛ ۵۱۱ نفر
از جوانان پناهنده افغان اعم از زن و مرد انتخب شدند تا با کسب آموزش های فشرده ای با محورهای حقوقی؛ روانشناختی؛
بهداشتی و جامعه شناختی در ۴ گروه ۵۱ نفره آمادگی ورود در جامعه محلی خود به عنوان تسهیل گر محلی را پیدا
کردند. آنها در مسیر کاهش آسیب های اجتماعی رایج در جامعه مهاجران و با محوریت مقابله با خشونت های خانگی
توانمندی های لازم را به دست آورده و طرح هایی را در محله هایی که در آنجا ساکن بودند؛ اجرایی کردند. طرح هایی
که نتایج نخستین به دست آمده از آن نشان از تاثیرگذاری آموزش تسهیل گری به جمعیت تحصیل کرده و جوان افغان داشته
و خوشبختانه در همین زمینه شاهد شکل گیری حوزه های گفتمانی با روحانیون و ریش سفیدان محل برای کاهش انواع
خشونت ها علیه زنان و کودکان هستیم.
خشونت خانگی یکی از انواع خشونت است که از طرف بزرگسالان یا مردان اعمال می شود و باید تحت نظر و دقت
بیشتری قرار گیرد، زیرا در محدوده خانواده، همیشه خشونت از جانب فرد قدرتمند )قدرت بدنی، اقتصادی، اجتماعی( بر
فرد بی قدرت یا کم قدرت اعمال می شود. در این حالت، قربانی به دلیل ضعف اقتصادی و اجتماعی، در موقعیت وابستگی
به فرد قدرتمند قرار دارد و از آنجا که در اکثر موارد از حقوق انسانی، اجتماعی خود آگاهی ندارد، قادر به پایان بخشیدن
به این شرایط نیست و در مواردی که سعی می کند به مقاومت و دفاع از خود بپردازد، چون هیچ پشتیبانی ندارد، شرایط
زندگی را برای خود سخت تر می سازد. قربانیان خشونت خانوادگی به شدت محتاج کمک و پشتیبانی جامعه، دولت، نهادها
و سازمانهای گوناگون هستند تا از شرایط سخت زندگی خود رهایی یابند.
ویژگی مشترک در زنان خشونت دیده
یکی از نکاتی که در تحقیقات این رشته همواره مورد نظر بوده، به دست آوردن ویژگی های مشترک زنانی است که مورد
خشونت واقع شده اند زیرا، گمان بر این بود که این زنها ویژگی های شخصیتی خاصی دارند، مثلاً اعتماد به نفس پایینی
دارند، یا تقسیم نقش سنتی در خانواده شان حاکم است، اما نتایج تحقیقات خلاف اینها بود و نشان داد که این زنها هیچ نوع
تفاوت قابل ذکری با زن های دیگر ندارند.
هر چند که ویژگی مردانی که نسبت به همسر خود خشونت می ورزند، گفته شد. اما در یک جمع بندی باید گفت که مردها
از هر طبقه اجتماعی، با هر میزان سواد و تحصیلات و با هر نوع وابستگی قومی و مذهبی ممکن است زن خود را مورد
خوشنت قرار دهند و از طرف دیگر زن نیز بدون توجه به طبقه اجتماعی خود، سطح سواد و تحصیلات، وابستگی های
قومی و مذهبی ممکن است مورد خشونت قرار بگیرد. این رفتار خشونت آمیز و پذیرش آن بیش از آنکه فردی باشد،
اجتماعی است و در شرایطی که هنوز الگویی مثبت تلقی می شود و حتی به نوعی تشویق می شود نباید انتظار دیگری
داشت.
در چند جمله خشونت علیه زنان در جامعه مهاجران افغان در ایران از دلایل متعددی برخوردار است
•حاکمیت فرهنگ سنتی مردسالارانه به عنوان یک فرهنگ غالب در ارزش ها؛ تفکر و کنش اتباع افغانستان و بالطبع مقید
جامعه مهاجران افغان در ایران به فرهنگ و ارزش های کهن ملی خودرا است.
•آسیب های روانی ناشی از مهاجرت و پناهندگی و تطبیق با محیط جدید که معمولا با اختلال روانی و رفتاری همراه است
•پائین بودن سطح آموزش زنان به دلیل عدم دسترسی به آموزش ناشی از محدودیت های خانوادگی و اجتماعی که به طور
معنا داری به کاهش اعتماد به نفس و پذیرش خشونت در خانواده اثر گذاشته است . •عدم ادغام اجتماعی مناسب در محیط؛ پایبندی فراوان به آداب و سنن جامعه پدری؛ ناتوانایی های فردی ناشی کم سوادی یا
بی سوادی به منظور برقراری ارتباط مثبت و موثر با جامعه میزبان. ناکامی های اقتصادی خانواده و تشدید مشکلات مالی
ناشی از ناپایدار بودن و یا فقدان سیاست های دولتی برای اشتغال به کار پناهندگان و مهاجران که به طور طبیعی بر
کنش های رفتاری مردان علیه زنان در خانواده تاثیر گذار است . •انزوا و لطمه فردی و اجتماعی زنان مهاجر در محیط اجتماعی جدید.) به طور معمول مردان پناهنده ناگزیرهستند که
برای تأمین معاش وارد جامعه میزبان شوند، اما زنان پناهنده به طور سنتی درگیر مشاغل خانگی هستند و به دور از
فضای اجتماعی جامعه میزبان می مانند. این امر در مورد زنان افغان از شدت بیشتری برخوردار است که از یک محیط
کاملا بسته با فرهنگ اجتماعی روستایی و سنتی وارد محیط اجتماعی نیمه سنتی و شهری شوند. این انزوا علاوه بر عدم
رشد و توسعه شخصیت اجتماعی آنها، باعث می شود که حوزه خصوصی زندگی آنها از دید عموم پوشیده بماند و امکان
هر گونه نظارت اجتماعی و مداخله در موارد خاص و حاد نیز از بین برود. زندگی مخفیانه در کنار فقدان شرایط نظارت
بر زندگی عمومی و خصوصی افاغنه در ایران در عین حال امکان فرار بیشتری را برای مردان افغان فراهم کره است؛
مردانی که با همان ارزش های سنتی خانواده در افغانستان در ایران حضور یافته اند و ورود در محیط اجتماعی جدید هم
مانع از تحدید آداب و سنن مانوس نشده است. در مقابل زنانی هستند که به دلیل عدم ارتباط با جامعه پیرامونی ناگزیر از
پذیرش هر گونه خشونت فیزیکی و روانی از سوی خانواده و به ویژه همسر خود است . •تعدد زوجات و فرهنگ چند همسری در مردان افغان، فرار از بار مسئولیت سرپرستی خانواده و سپردن آن به زنانی که
فاقد مهارت های فردی و اجتماعی لازم برای کسب درآمد هستند نیز از جمله عوامل ارتکاب خشونت های خانگی متعدد و
اعمال تبعیض های مبتنی بر جنسیت در میان جامعه پناهندگان افغان است که به نظر ریشه در فرهنگ؛ آداب و رسومی
دارد که در شرایط خاص سیاسی و اجتماعی افغانستان در بیش از ۳ دهه جنگ و خشونت نهادینه شده است. تاثیرات
اجتماعی این پدیده در ایران؛ زنان مهاجری است که تا سالیان دور به حال خود رها شده و هیچ راه گریزی نیز برای
خاتمه شرایط حاکم بر خود را نمی یابند. متاسفانه این موضوع در کنار رشد نگرش منفی جامعه میزبان نسبت به مهاجران
افغان و بویژه مهاجرانی که در سالهای اخیر وارد شده و هنوز فرصت راهیابی به جامعه عمومی را نیافته اند نتیجه ای
جز غفلت و نادیده انگاری را برای این زنان رقم نزده است . در کنار تمام شواهد و نمونه هایی که هر روزه از بالا بودن نرخ خشونت خانگی در میان خانواده های مهاجر افغان مقیم
ایران حکایت می کند؛ مراجعه به گزارش تحقیقی که در سال ۵۳۳۱ توسط کارشناسان “انجمن حامی” و در یک جامعه
آماری ۵۱۱ نفره و با هدف بررسی میزان خشونت و همسرآزاری در بین زنان افغان ساکن در منطقه “کن” تهران به
صورت اتفاقی انجام شد؛ نیز موید نگرانی هایی است که در خانواده های پرجمعیت مهاجران به وضوح قابل لمس است.
نتیجه نهایی حاصل از پژوهش حاکی از آن داشت که میزان همسرآزاری و خشونت علیه زنان افغان به طرز نگران
کننده ای بالا است و این نکته رانیز نبایداز نظر دور ساخت که آمار به دست آمده با توجه به محدودیت های فرهنگی حاکم
بر زنان مهاجر مبنی بر پذیرش رفتارهای خشونت آمیز مردان فامیل و نیز اختفای میزان و شدت خشونت به منظور حفظ
آبروی خانواده بوده و چه بسا که برخی آمار و نتایج دیگر هنوز از چشم ما و دیگر پژوهشگران این حوزه دور مانده
باشد.
دغدغه های حامی برای جلوگیری از خشونت
تمام آنچه تا بدین جای گزارش به آن اشاره شد انجمن را بر آن داشته است تا بنا بر مسئولیتی که همچنان از سال های
گذشته در مسیر بهبود وضعیت زنان و کودکان پناهنده در ایران بر دوش گرفته، با ارائه نگرانی ها از یک سو و
راهکارهای پیشنهادی از سوی دیگر زمینه رفع و یا حداقل کاهش مسایل و مشکلات ناشی از مهاجرت را بر زنان پناهنده
و مهاجر ساکن در ایران را فراهم آورد و از طرف دیگر امکان بازگشت پایدار مهاجرین به کشورشان را تسهیل
بخشد. همچنین انجمن تلاش کرده تا با اجرای برنامه های آموزشی برای جمعیت مهاجر و پناهنده نسبت به توانمندسازی
فردی و اجتماعی آنها همت گمارد. با این رویکرد که هرگونه اقدام مثبت برای بهبود وضعیت مهاجران در ایران تلاشی
است مثبت برای کاهش آسیب های اجتماعی ناشی از شکاف میان جامعه میزبان و مهاجر در کشور.__