صفحه اصلی  »  2014 February
اسفند
۸
۱۳۹۲
فعالیت های سازمان زنان سازمان ملل متحد سال ۲۰۱۳ در یک نگاه
اسفند ۸ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

 5546048226_effc498950_b

عکس:  ILRI

ویدا بالیخانی- روزنامه نگار

سال ۲۰۱۳ سازمان زنان سازمان ملل متحد با تصویب تاریخی قطعنامه پایان به خشونت علیه زنان میان ۲۰ کشور، تا تمرکز برکمپین های سکسیم آنلاین، برنامه هایی را طراحی کرد که برنامه های آن، برای دستیابی به برابری جنسیتی تیتر اول وسایل ارتباط جمعی جهان گشت. همچنین این برنامه های سازمان زنان باعث شد تا کشورهای جهان، اقداماتی را در این زمینه به انجام رسانند. که فهرست این اقدامات عبارتند بودند از:

January 23, 2013  تجهیزهند برای مبارزه علیه تجاوز( در سال ۲۰۱۳ مرگ دختر دانشجویی که مورد تجاوز گروهی قرار گرفت و چند تجاوز دیگر در امکان عمومی، باعث شد که توجهات بیشتری به این معضل در هند جلب شود و اقداماتی در این زمینه صورت پذیرد.)

January 26, 2013  قرقیزستان مجازات های سنگین تری برای عروس دزدی در نظر گرفت ( این مجازات ها از ۳ سال زندان به ۱۰ سال افزایش پیدا کرد.)

January 31, 2013 شلوار بپوش ( فرانسه قانون ۲۰۰ ساله ممنوعیت پوشیدن شلوار زنان را منحل کرد.)

March 8, 2013 ما ” یک زن” هستیم  (همکاری مشترک هنرمندان و موسیقدانان زن و مرد در ۲۰ کشور برای ضبط  موسیقی متن “یک زن” سازمان زنان سازمان ملل متحد، متحد شدند شهروندان جهان برای برابری جنسیتی و حقوق زنان در تمام جهان کمپین به راه انداختن)

March 20, 2013 قطعنامه تاریخی پایان به خشونت علیه زنان و دختران (بسیج انجمن ها و بدست آوردن تیتر یک رسانه های ارتباط جمعی در پنجاه و هفتمین کمیسیون وضعیت زنان، که منجر به توافق تاریخی دول برای مبارزه با خشونت علیه زنان شد.)

April 17, 2013 نیوزیلند اولین کشور آسیا – اقیانوسیه بود ازدواج همجنسگرایان را به رسمیت شناخت

May 23, 2013 اولین روز بین المللی برای پایان بخشیدن به زخم زایمان

June 6, 2013 حمایت اتحادیه اروپا از قربانیان خشونت خانگی ( اتحادیه اروپا خشونت علیه زنان را اینگونه تعریف می کند: “هر خشونت و تبعیض جنسی که چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی عمومی باعث آزار و صدمه فیزیکی، جنسی، و روانی به زنان می شود است  که از آن جمله می توان از تهدیدهایی چون تهدید به محروم کردن از آزادی نام برد”. احتمالاً برای اتحادیه اروپا خشونت خانگی به عنوان مهمترین نوع خشونت علیه زنان محسوب و در اولویت رسیدگی قرار دارد.)

June 26, 2013  آغاز طرح سازمان زنان سازمان ملل برای برابری جنسیتی

September 1, 2013 خیزش زنان سنگال برای جایگاه های ارشد

September 5, 2013 پیمان بین المللی برای حقوق کارگران داخلی اجباری می شود

September 19, 2013  رواندا: سقف شیشه ای را بشکن

October 18, 2013 تصویب قطعنامه تقویت نقش زنان برای پیشگیری از خشونت و کمک به بهبود آنان

October 18, 2013 سازمان زنان سازمان ملل متحد تبلیغات هشتک  womenshould زنان باید را ارائه داد(  Memac Ogilvy و Mather Dubai یک سری آگهی را به عنوان ایده خلاقانه ای  برای سازمان زنان، سازمان ملل متحد ساخته اند که استفاده اصلی از گوگل در مورد گستردگی تبعیض جنسی و مردسالاری را نشان می دهد. بر اساس جستجوهای ۹ مارچ امسال که بر روی گوگل انجام شده اند، تمایل به رفتارهای قالبی و انکار حقوق زنان را نشان داده است.)

November 25, 2013 — December 10, 2013 جهان نارنجی تو( Memac Ogilvy و Mather Dubai یک سری آگهی را به عنوان ایده خلاقانه ای  برای سازمان زنان، سازمان ملل متحد ساخته اند که استفاده اصلی از گوگل در مورد گستردگی تبعیض جنسی و مردسالاری را نشان می دهد. بر اساس جستجوهای ۹ مارچ امسال که بر روی گوگل انجام شده اند، تمایل به رفتارهای قالبی و انکار حقوق زنان را نشان داده است.)

November 26, 2013 افزایش نمایندگان زن در گفتگوهای صلح کلمبیا

December 5, 2013 فعال پاکستانی “ملاله یوسف زی” جایزه حقوق بشر دریافت کرد

December 9, 2013 کفش های او را بپوش (تمرکزبرخشونت هایی که زنان و دختران مصری با آن مواجه هستند برای جلب توجه مردان و پسران به موقعیتی که زنان مصری در آن قرار دارند.)

منابع:

http://www.un.org/womenwatch/timeline/2013-year-in-review.html#0

 http://goo.gl/W48XOK

اسفند
۸
۱۳۹۲
با خیانت تلفنی همسر چه مواجهه‌ای داشته باشیم؟
اسفند ۸ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۱
image_pdfimage_print

10954_930

عکس: مهرخانه

مرد به‌خاطر وسواس‌های جنسی و زمینه‌ای که پیش از این وجود داشت، به مکالمات جنسی و تلفنی روی آورده بود، اما نکته اینجاست که همسر وی نیز پس از مدتی متوجه این موضوع شده و به جای آنکه مستقیماً این قضیه را با او مطرح کند، تصمیم می‌گیرد برای ورود به دنیای جنسی دیگر همسرش، بدون اینکه او بداند، به عنوان یک شخص غریبه و با نام و صدایی مستعار با وی ارتباط تلفنی برقرار کند.

 زوج جوانی پس از سپری شدن چند سال از دوران عقد و به دلیل تحصیل در دو شهر مختلف در مقطع تحصیلات تکمیلی (کارشناس ارشد و دکترا) هنوز نتوانسته بودند زیر یک سقف به زندگی مشترکشان ادامه دهند.

به گزارش مهرخانه، در عمل، اولین تجارب کامل جنسی میان این زوج جوان، به دلیل واهمه جنسی زن و برخی تمایلات و رفتارهای وسواس‌گونه مرد در طی این مدت به موارد بسیار محدود و ناامیدکننده‌ای خلاصه می‌شده است؛ به نحوی‌که در مجموع، با وجود درمان تقریبی علل بوجود آمدن مشکلات جنسی میانشان، هنوز از عملکرد زناشوبی خود ناراضی بودند و همین امر باعث ایجاد مشکلات ثانویه‌ای در روابط میان آنها شده بود.

 در واقع چون این زوج دور از یکدیگر مجبور به ادامه تحصیل بودند و علاقه‌مندی آنها به هم نوعی احساس دلسوزی و گناه در آنها ایجاد کرده بود، نتوانسته بودند به طور واضح و جدی در مورد تبعات و عواقب مسائل و مشکلاتشان با یکدیگر به گفتگو پرداخته و مستقل از خوب و بد ماجرا، برای یک تحلیل همه‌جانبه و کاربردی از جلسات مشاوره یا تعاملات سازنده با هم سود ببرند.

 زن چه کار می‌کند؟

درنهایت مرد به‌خاطر وسواس‌های جنسی و زمینه‌ای که پیش از این وجود داشت، به مکالمات جنسی و تلفنی روی آورده بود، اما نکته اینجاست که همسر وی نیز پس از مدتی متوجه این موضوع شده و به جای آنکه مستقیماً این قضیه را با او مطرح کند، تصمیم می‌گیرد برای ورود به دنیای جنسی دیگر همسرش، بدون اینکه او بداند، به عنوان یک شخص غریبه و با نام و صدایی مستعار با وی ارتباط تلفنی برقرار کند. خصوصاً اینکه زن در زمینه کار گویندگی نیز دستی بر آتش داشت و همین توانایی باعث شده بود که ضمن پذیرش مسئله، مرد تا چند ماه پس از برقراری رابطه نیز از ماجرا بی‌خبر بماند.

نکته قابل توجه اینجاست که در اثر این رابطه تلفنی که تدریجاً برای مرد بار عاطفی نیز ایجاد کرده بود، این دو نفر از همان ابتدا و در اولین مکالمه‌شان، برخلاف زمان ملاقات با یکدیگر، تجربه جنسی موفقی را داشتند و علی‌رغم اینکه این رابطه فقط به صورت تلفنی بوده، از طرف مرد مطلوب گزارش شده است و به همین دلیل هم دلبستگی عاطفی شدیدی به این رابطه پیدا کرده بود؛ بدون آنکه بداند طرف مقابلش همسر اوست.

 پس از چند ماه این زن شروع به تهدید مرد و درخواست پول برای برملانکردن راز مرد در برابر همسرش می‌کند و مرد هم بدون اینکه متوجه قضیه شود، برای آنکه مشکلی برای زندگی خصوصی‌اش پیش نیاید، در حال واریز پول طی یک دوره زمانی بوده که ناگهان متوجه می‌شود این زن همسر خودش است.

 وی که نمی‌توانسته این قضیه را مستقیماً به همسرش بگوید، شروع می‌کند به هدایت این اتفاق و صحبت و درددل کردن با زن در مورد زندگی خودش و اینکه اگر همسر من هم مانند تو بود و مهارت‌های کلامی‌ و زناشویی تو را داشت، من به این نوع رابطه روی نمی‌آوردم. در واقع مرد در این زمان از موقعیت به‌وجود آمده، برای بیان انتظارات و حرف‌های ناگفته‌اش که گویی سدی مانع از بیان آنها به یکدیگر می‌شده است، استفاده می‌کند.

 رواج پدیده روابط مجازی و غیرحضوری

مهدی مسلمی‌فر، روانشناس و مشاور ازدواج و خانواده، در گفتگو با مهرخانه، به تحلیل مشکل این زوج و راهی که در ادامه آن رفته‌اند پرداخت و گفت: در پشت پرده چنین مواردی همیشه تحلیل روانشناختی یک پدیده بزرگ‌تر و در حال شیوع خودنمایی می‌کند و آن مسئله رواج پدیده روابط جنسی مجازی و غیرحضوری است.

 این پدیده با وجود حواشی متعدد آن، برای افراد مزایایی هم دارد

وی با بیان اینکه پدیده روابط جنسی اینترنتی، تلفنی، سایبرسکس‌ها و … امروزه به امر نسبتاً رایجی تبدیل شده است، گفت: این پدیده با وجود حواشی متعدد آن، برای افراد مزایایی دارد که باعث می‌شود بدون توجه به معایب و مضراتش به آن روی آورند. عللی که باعث تمایل افراد به این نوع از روابط جنسی می‌شود، طیف گسترده‌ای دارد و می‌تواند شامل مواردی از قبیل سهولت در ایجاد رابطه و شانس بیشتر پیدا کردن پارتنر که در رابطه با سطح بسیار پایینی از تعهد حضور پیدا می‌کند و هردو تا زمانیکه تمایل دارند می‌توانند برای هم به صورت ناشناس باقی بمانند، کمتر بودن وابستگی رابطه به احساسات و دلبستگی و عواطف عمیق و ثابت‌شده، خودافشاگری فرد بدون احساس اضطراب از اینکه مثلاً چه ظاهری یا چه وضعیت مالی دارد؟ و در نهایت فرار از ترس‌ها و آزمودن مهارت‌های ارتباطی فردی، باشد.

پیامدهای این پدیده، هم برای زن و شوهرها و هم برای افراد مجرد بسیار متفاوت، گسترده و چندبعدی است

این روانشناس و مشاور روابط زناشویی خانواده ادامه داد: اما پیامدهای این پدیده، هم برای زن و شوهرها و هم برای افراد مجرد بسیار متفاوت، گسترده و چندبعدی است که شامل مواردی مانند تمایل سائق جنسی این افراد به سمت روابط وسواسی- اجباری، اعتیاد به سکس و تنوع‌طلبی‌های لجام گسیخته‌ای که ممکن است مدیریت عاطفی رابطه را حتی برای خود فرد تبدیل به یک چالش پیچیده کند، است.

 آسیبی که وابستگی به این پدیده برای افراد کم سن و سال‌تر دارد، به مراتب بیشتر است

وی افزود: آسیبی که وابستگی به این پدیده برای افراد کم سن و سال‌تر دارد، به مراتب بیشتر است؛ چراکه این افراد وقتی در سن پایین، تجربه‌های جنسی سهل‌الوصول و بی‌هدفی را آغاز می‌کنند، ممکن است ضمن تغییر ذائقه جنسی آنها در آینده و در زمانی‌که آمادگی یا شرایط برقراری رابطه جنسی را نداشته باشند، به‌خاطر تحریک‌ها و تمایلاتی که در آنها ایجاد و تشدید شده است، به‌طور افراطی به خودارضایی و تجربه‌های جنسی زودهنگام که جزو رفتارهای پرخطر دوران نوجوانی است، روی آورده و راحت‌تر پای در جاده روابط خارج زناشویی بگذارند.

 مسلمی‌فر تأکید کرد: ضمن آنکه ما شاهد تشدید بسیاری از انحرافات و اختلالات عملکرد جنسی نظیر انواع پارافیلیا و وسواس‌های جنسی هستیم که در چنین روابطی به دلیل آمیختگی زیاد تجربه جنسی با خلق تصاویر جنسی ذهنی و غیرواقعی که خود فرد آنها را برای کامل کردن پازل لذتش می‌سازد، به‌وجود آمده یا شدت می‌یابد.

 تنوع‌طلبی؛ پیامد دیگر

این روان‌درمان‌گر جنسی تصریح کرد: پیامد دیگر این اتفاق، تنوع‌طلبی‌هایی است که معمولاً در زندگی این افراد و پس از گذشت مدتی از آغاز روابط زناشویی افراد افزایش پیدا می‌کند و این لزوماً به زیبایی یا ارتباط خوب عاطفی فرد نیز بستگی ندارد؛ چراکه تغییر ذائقه جنسی و چشیدن و تجربه طیف وسیعی از سلائق متنوع، باعث می‌شود فرد نتواند از یک نفر همه این موارد را دریافت کند و احساس نیاز داشته باشد که برای پوشش این نیازها روابط دیگر را باید همزمان با آن شروع کند. در واقع حتی اگر روابط دیگر فرد خیلی هم جدی نباشد، انگار نوعی اعتیاد (عادت آمیخته با لذت) در این افراد ایجاد شده است و افراد معمولاً دیگربه راحتی نمی‌توانند این روابط را کنار بگذارد.

 این زن و شوهر چه کردند؟

وی همچنین در مورد پرونده مدنظر نیز به ارائه توضیحاتی پرداخت و در مورد آنچه پس از مراجعه این زوج به مشاور رخ داده است، گفت: اولین بار مرد برای مشاوره نزد من آمد و در جلسه به این نکته اشاره داشت که من از وقتی متوجه این موضوع شدم که طرف مقابل همسرم است، نمی‌دانم باید چه رفتار یا استراتژی داشته باشم و نمی‌دانم در مقابل وی چه کنم؟؛ در جلسه بعد و پس از انجام مصاحبه تشخیصی و انگیزشی لازم، همسر وی معتقد بود مسائلی که برای ما صحبت کردن در موردش سخت بوده و می‌خواستیم با نادیده گرفتن آنها غرور یکدیگر را نشکنیم، مانند یک لکه جوهر بر صفحه زندگی ما پخش شد و تبدیل به این مشکلات شد.

 مسلمی‌فر ادامه داد: زن معتقد بود با این تجربه، تازه متوجه شده است همسرش چه چیزهایی را دوست دارد و چقدر به صدا، کلام و گفتار اهمیت می‌دهد. برای خود این زن جالب بود که چطور ما وقتی در مقابل هم بودیم، نمی‌توانستیم روابط خوبی داشته باشیم، اما پشت تلفن و از راه دور شوهرم دارای رضایت خوبی از رابطه بوده است. همین اتفاق زمینه‌ای شد که این دو با هم گفتگویی کنند و به یک آرامشی برسند.

 این روانشناس خاطرنشان کرد: ما در جلسات مشاوره، آنها را تا حدی با هم مواجهه دادیم و هر کدام وارد پروسه درمانی خود شدند. انگار این سوم شخص ساختگی توانسته بود به اینها کمک کند تا در پناه جدیدی با یکدیگر حرف بزنند و متوجه بشوند چه مشکلاتی دارند که در نهایت هم به نفع آنها تمام شد.

 این زن و مرد می‌توانستند زودتر سراغ راه‌های دیگری برای حل مسائل و مشکلات بین فردی بروند

وی همچنین افزود: این زن و مرد می‌توانستند زودتر سراغ راه‌های دیگری برای حل مسائل و مشکلات بین فردی، گفتگو و ایجاد فضای ارتباطی، حل مشکلاتی مانند اختلاف فرهنگی و دوری مکانی بروند. البته اقدام این زن پس از اطلاع از کار مرد، بسیار هوشمندانه و خلاقانه انجام شده است.

 با خیانت چه کنیم؟

مسلمی‌فر درخصوص نحوه مواجهه افراد با مسائلی از جنس خیانت گفت: در رابطه با مسائلی از جنس خیانت که فرد وارد رابطه خارج از زناشویی می‌شود، خیلی وقت‌ها اگر طرف مقابل بتواند با یک هدایت ضمنی از طریق رفتار یا خلاقیتی که در رابطه بروز می‌دهد، بدون آنکه پرده حجب و حیا بین دو نفر پاره شود، رابطه را کنترل کند، بسیار راه‌گشا خواهد بود که البته این امر نیاز به ظرافت زیادی دارد؛ چون در این موارد فرد بعد از افشای خیانت طرف مقابل، به خود اجازه بروز خشم، هیجان، توهین و مجازات‌هایی را می‌دهد که ممکن است مناسبتی با خطای پیش آمده نداشته باشد و همین مسئله یک سیکل معیوب را ایجاد می‌کند.

 این روانشناس و مشاور جنسی خانواده اظهار داشت: با جود اینکه این شیوه برخورد به هیچ‌وجه نمی‌تواند قابل توصیه و تعمیم به دیگران باشد، اما به نظر من روش این زن خلاقانه بوده و توانسته موضوع را با توجه به ویژگی‌هایی که در پرونده وجود داشته است کنترل کند. در این واکنش بدون آنکه برچسبی به طرف مقابل زده شده باشد و ضعف‌های طرف مقابل را به روی وی بیاورد گفتگوی طولانی‌مدت و بی‌پروایی بین یک زن و شوهر شکل گرفته که در شرایط عادی و طی چند سال زندگی هرگز بوجود نیامده است و طی این مدت هر دو نفر به یک شناخت بسیار خوب و عمیقی از هم رسیده‌اند و چون واقعاً هم یکدیگر را دوست داشتند، توانستد با مدیریت بحران پس از افشای ماجرا وارد فرآیند درمان و بازگشت به عشقی تازه شوند.

 مسلمی‌فر در نهایت عنوان کرد: بسیاری از مشکلات جنسی به‌واقع قابل حل است و مردم به‌خاطر تابو بودن این مسائل به سختی در موردش حرف می‌زنند، اما بهترین راه برای حل این دست از مسائل، پیشگیری از طریق گفتگوی صریح درباره جزئیات نیازها و بازخوردهای جنسی میان شرکای جنسی، پرهیز از تعصبات بی‌مورد و مراجعه به مشاوره، قبل از آن است که چنین مواردی تبدیل به یک بحران غیرضروری شوند.

 وی خاطرنشان ساخت: در چنین مواردی استراتژی «دلسوزی و سکوت» (من دلم برای او می‌سوزد و چون ناراحت می‌شود نمی‌توانم به او بگویم که مشکلی با او دارم ) جوابگو نبوده و همیشه در بلندمدت تبدیل به یک آفت جدی و توجیه ورود به روابط خارج زناشویی می‌شود.

۵ اسفند ۱۳۹۲

منبع: http://goo.gl/Pgpu7a

اسفند
۷
۱۳۹۲
خشونت خانگی در هندوراس
اسفند ۷ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

7913474722_d772254090

عکس:  volitarian

مترجم: مریم سپهری

با وجود تعهدات و تلاش​های مستمر جامعه مدنی، زنان و کودکان گرفتار در حیطه خشونت خانگی، همچنان از حمایت پلیس و دادگاه بی بهره بودند؛ تا اینکه در هشتم مارس ۲۰۰۲ یعنی روز بین المللی زن، بالاترین مقام دولت اعلام کرد که خشونت خانگی در برنامه اولویت های رئیس جمهور برای مبارزه با جنایت و ناامنی درهندوراس قرار خواهد گرفت. از آن پس، وظیفه مشترک جلوگیری و مقابله با خشونت خانگی بر عهده وزارت امنیت و سازمان ملی زنان گذاشته شد.

در ماه آپریل همان سال، سازمان ملی زنان و وزارت امنیت، یک توافقنامه در زمینه همکاری و مشارکت فنی برای آغاز وظیفه دشوار رسیدگی جدی به نابرابری جنسی و ریشه کن کردن خشونت خانگی علیه زنان را امضا کردند.

وزارت امنیت به عنوان یک نهاد عمومی، وظیفه حمایت از شهروندان، در میان مسئولیت های خود مسئولیت نظارت بر”پلیس پیشگیری” را هم برعهده دارد. یعنی یک نیروی ۸۵۰۰ نفره که بازرسی های خانگی، بازداشت، و دیگر اقدامات مرتبط با امنیت عمومی را اجرا می کنند. این نیرو همچنین نظارت بر اداره کل تحقیقات جنایی، پلیس تحقیقات (که شواهد و اسناد برای رسیدگی قانونی جمع می کند) و اداره کل آموزش پلیس(که آموزش و کلاس​های رسمی برای پلیس ارائه می دهد) را بر عهده دارد. مرکز آموزش پلیس یک آموزش اولیه شش ماهه برای استخدام پلیس دارد. آکادمی ملی پلیس، بورس تحصیلی درجه های چهارساله در علوم پلیسی به دانشجویان می​دهد. [و] موسسه آموزش عالی پلیس آموزش​های در حال خدمت برای پلیس ارائه می دهد که باید هر پنج سال در آن شرکت کنند تا رتبه بالاتری در نیروی پلیس بگیرند. همچنین مدیریت دوره کارشناسی ارشد دوساله در رشته امنیت انسانی را بر عهده دارد.

سازمان ملی زنان و وزارت امنیت بر روی این نظریه توافق داشتند که نگرش نیروهای پلیس و مسئولیت​های اجرایی آنان به طور اجتناب ناپذیری به امنیت زنان مربوط است. آموزش پلیس در زمینه حقوق زنان و خشونت خانگی می​تواند یک نقطه شروع عالی برای اطمینان از این امر باشد که جلوگیری از خشونت نهادینه شده و بازماندگان[خشونت] حمایت رسمی خود را دریافت می کنند.  سازمان ملی زنان با درخواست همکاری فنی از صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، زمینه را برای همکاری میان سه سازمان آماده کرد تا یک برنامه آموزشی کشوری، درباره حقوق زنان و خشونت خانگی برای پلیس ملی پایه گذاری کنند.

دوره آموزشی برای پلیس در جولای ۲۰۰۲ شروع شد و از آغاز برنامه ریزی شده بود، که در ۱۸ ماه تمام شود. اما این برنامه تا  دسامبر ۲۰۰۵ ادامه یافت و در مجموع سه سال و نیم به طول انجامید و بیش از ۶۵۰۰ کارآموز را آموزش داد.

اجرا

تغییر قوانین به شیوه های گوناگون برای حمایت از زنان در برابر خشونت خانگی، قسمت راحت تر کار بود. تغییر رویکردها و ارزش های پلیس، چالشی واقعی آنان بود و قوانین علیه خشونت خانگی بدون همکاری آنها ناکارآمد شد. بنابر این آموزش اولیه در مورد برابری جنسی، حقوق زنان و خشونت خانگی برای طیف گسترده ای ازافسران پلیس تنظیم گردید. سطح تحصیلی کارآموزان ، از کسانی که تازه به عنوان دانشجوی اجرای قانون درجه گرفته تا پیشکوستان، گوناگون بود و متشکل از کسانی بود که از پنج- شش کلاس یا تا آخر دوره راهنمایی بیشتر سواد نداشتند. نگرش​ آنها نسبت به این دوره های آموزشی از اعتماد کامل تا بدبینی و انتقاد کامل را در بر می گرفت. برای موفقیت تبدیل چنین نیروی پلیسی به حامیان بازماندگان خشونت​های خانگی باید، دوره آموزشی را از نظر فرهنگی حساس، مناسب سطح درجه داران، مبتنی بر واقعیت و متناسب با زمینه و حال و هوای هر مرکز آموزشی تنظیم کرد.

به منظور طرح یک برنامه آموزشی موثر، وزارت امنیت، سازمان ملی زنان و صندوق بین المللی سازمان ملل متحد، یک کمیته فنی متشکل از کارمندان هر یک از سازمان​ها تشکیل دادند. این کمیته تصویب محتوا، روش شناسی، زمان بندی و مشخص کردن مکان کلاس را به طور منظم بر عهده داشت. تعامل سازمان ها در بالاترین سطح بود و هر یک مسئولیت​های مشخصی را داشتند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد از آنها حمایت فنی و مالی می کرد. وزارت امنیت از نظر مالی، برنامه ریزی زمان و مکان را پشتیبانی می کرد و سازمان ملی زنان برنامه را مدیریت می کرد و مربیان را آموزش می داد.

یک مشاور بین المللی متخصص در زمینه حقوق زنان که تجربه زیادی در طراحی دوره های آموزشی خشونت خانگی داشت استخدام شد تا محتوای آموزشی مناسب برای مربیان و کارآموزان فراهم کند. مرکز آموزش پلیس به عنوان نخستین مکان برای دوره آموزشی انتخاب شد. قبل از اینکه محتوای آموزشی تولید شود، یا سعی کرد از نزدیک با فرهنگ مرکز آموزشی پلیس کاملا آشنا شود.] او از طریق تماس روزانه با پلیس، نیازها، شخصیت ها و نگرش های آنان را ارزیابی کرد. کاری که در تهیه محتوای آموزشی موثر و مفید بود. سپس پیش نویس​های درس​ها و فعالیت​های کلاسی توسط سه سازمان بازنگری، اصلاح و برای استفاده در یک کلاس مقدماتی آزمایشی دراختیارمربیان و کارآموزان قرار داده شدند. دست آوردهای دوره آموزشی آزمایشی، سپس به بازنگری نهایی و تصویب کمیته فنی رسید.

منبع: Program to address violence against women

صفحه ۴۰

اسفند
۶
۱۳۹۲
کودکان قربانیان بی گناه طلاق
اسفند ۶ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

 100849038994

عکس: gvy.ir

رویا تاجی – روزنامه نگار

اسمشان بچه های طلاق است، سهم آنها از داشتن پدر و مادرانتخاب یکی از آنها است، یا مادر یا پدر…

سازمان ثبت احوال ایران، می گوید: در ۹ ماهه اول امسال ،هر روز ۳۹۲ مورد طلاق ثبت شده است. آمار همسرانی که از هم جدا می شوند، ثبت می شود ولی آمار بچه هایی که از پدر یا مادر جدا می شوند درهیچ دفتری ثبت نمی شود. بچه هایی که بازنده اصلی بحران طلاق ها هستند. کودکان در بازی بزرگتر ها، گروکشی می شوند، گاهی بهانه انتقام جویی می شوند و نیازهای شان به دست فراموشی سپرده می شود. بسیاری از آنها خیلی کوچکند معنای اختلاف و دعوا در ذهنشان نقش می بندد و مشکلات زندگی شان آغاز می شود.

مریم قربانی روانشناس می گوید: تأخیردر رشد، شب ادراری، مشکلات تغذیه ای، افسردگی و کابوس های شبانه، گوشه ای از مشکلاتی است که کودکان طلاق با آن درگیرند.

او با اشاره به این که هویت روشنی در انتظار بچه‌های طلاق نیست، می گوید: آنها همیشه یک ترس را با خود می کشند، ترس از زندگی مشترک .

باید جیغ کشید

” ۴ ساله بودم که فهمیدم برای این که توجه دیگران را جلب کنم، باید جیغ بکشم، این آموخته سال های اول زندگی من بود ، وقتی مادرم جیغ می کشید تا پدر سرش را از لای روزنامه بیرون بکشد و بگوید ولم کن “.

اینها را سینا می گوید، حالا او ۱۴ ساله است و هر روز به عنوان یک بچه پرخاشگر در مدرسه باز خواست می شود. می خندد و می گوید، هنوز زنگ جیغ های مادرم در گوشم است.

قربانی می گوید: بالاخره کودکانی طلاق، کودکانی عادی و بهنجار نیستند. آنها به خاطر نداشتن نیمه ای از محبت، دچار ضعف عاطفی هستند و در گروهی از آنها در بزرگسالی  دست به شرارت و جنایت می زنند.

این روانشناس می گوید: آثار مستقیم و تخریبی طلاق بر کودکان ثابت شده است، آنها احساس خود کم بینی می کنند و نسبت به دوستان خانوادگی و حتی اقوام نزدیک خود حس حسادت دارند. چرا که در کودکی انسجام و هماهنگی خانوادگی خود را از دست داده اند. از این رو رو به انزوا می آورند و در کار های گروهی کمتر شرکت می کنند.

من پست چی پدر و مادرم بودم

” سینی چای را روی میز گذاشت، آرامش روی صندلی نشست و مثل یک زن جا افتاده تعارف کرد، بفرمائید سرد میشه از دهن می افته “.

سحر اما ۱۶ سال بیشتر ندارد، او هم فرزند طلاق است، با نگاهی عمیق و آرام، و خنده ای که از کنج لبش نمی رفت گفت: من پست چی پدر و مادرم بودم. یادم نیست چند وقت، اما آنها با هم حرف نمی زدند، خانه ما همیشه پر بود از سکوت، من هم ساکت بودم، تنها بازی و سرگرمی من نامه هایی بود که آنها از اتاق هایشان برای هم می نوشتند. حتی چند وقت من با مادرم در خانه مامانی ( مادربزرگم) زندگی می کردیم، وقتی پدرم بعد از ظهرها برای دیدنم می آمد باز هم برای او نامه داشتم.

سحر می گوید: این عادت برای من به یادگار مانده و برای بیان خواسته هایم، احساساتم و حتی اعتراضم سکوت می کنم و می نویسم.

او ۶ ساله بود که زندگی با پدربزرگ و مادر بزرگ برایش رقم خورد، سه سال بعد مادر بزرگش برای همیشه آنها را تنها گذاشت و از ۹ سالگی او شد خانم خانه پدر.

مریم قربانی می گوید: یکی از مشکلات طلاق برای بچه ها همین است، آنها زود تر از سنشان بزرگ می شوند، زودتر وارد بازی زندگی می شوند و مشکلات زندگی را از همان ابتدای کودکی تجربه می کنند.

او با اشاره به تجربه طلاق برای کودکان می گوید: این تجربه می‌تواند هم نتایج منفی هم مثبت داشته باشد.

برای بعضی از آنها یک بحران است، بزرگترین فاجعه زندگی شان که زمان حال و آینده آن‌ها را زخمی می کند. اما هستند کودکانی که طلاق باعث می شود که درک آنها از زندگی متفاوت شود، آنها زندگی را واقعی تر می بینند و حساستر و مسئولیت پذیر‌تر می شوند. اما سن آنها هم تاثیر مستقیمی بر فهم آنها از طلاق دارد.

خشونت ،سهم  کودکان از طلاق

“زن دست پسرک را کشید، او را هول داد، در اتاق را قفل کرد و گفت آنقدر گریه کن تا جونت در بیاد. از بابات چه خیری دیدم که از تو ببینم.

بچه های طلاق قبل از طلاق هم خشونت می بینند آنها نه تنها شاهد روز های سخت طلاق مادر و پدر هستند، نه تنها ترس از دست دادن را تجربه می کنند، بلکه بهانه ای می شوند برای خالی کردن همه غر ها و حرص ها و ناراحتی ها. فرقی ندارد چند ساله باشند، کودکان طلاق در هر سنی خشونت می بینند وآسیب پذیرند. اول در خانه بعد در اجتماع.

مریم قربانی می گوید: هنوز تحقیق ویژه ای بر روی تاثیر طلاق بر کودکان کمتر از دو یا سه سال انجام نشده، اما  آنها در گیر و دار طلاق آسیب پذیر ترند، چون توانایی ندارند که خودشان نیاز های اولیه خود را تامین کنند، مثلا گزارش هایی هست از بچه های شیر خوار شاید ساعت ها به خاطر درگیری فکری مادر در پوشک کثیف مانده اند، به آنها غذا داده نشده و حتی کتک خورده اند .

این روانشناس می گوید: کودکان در سن ۲ تا ۵ سالگی گاهی دچار عذاب وجدان می شوند، که این نوعی ایجاد دغدغه فکری برای آنها است، آنها فکر می کنند که مثلا اگر بچه خوبی بودند، مادرشان از خانه نمی رفت یا مثلا اگر اتاقشان را جمع کرده بودند پدرشان با مادرشان دعوا نمی کرد. این کودکان گاهی نیز مورد بی رحمی های فیزیکی قرار می گیرند. و از نظر غذای روح وجسم هم دچار مشکل هستند.

 به گفته او بچه هایی که طلاق را در سن ۶ تا ۱۱ سال  تجربه می کنند، سازگاری کمتری با مقوله طلاق دارند و درک آن برای آنها از کودکان سن مدرسه ای، از کودکان ۲ تا ۵ یا در سن ۱۲ سال به بالا سخت تر است او انقدر بزرگ شده که درد ناشی از طلاق را بفهمد ولی هنوز برای درک چرایی و کنترل آن به اندازه کافی بزرگ نیست.

اما به گفته قربانی سهم نوجوانان ۱۰ تا ۱۹ ساله که معنای دقیق طلاق را می دانند، چیزی نیست جز ترس، افسردگی خشم و در نهایت تنهایی. طلاق به بعضی از آنها وظایفی را تحمیل می کند که آنها را در مسیر بزرگسالی زودرس قرار می دهد.

او می گوید در این مرحله جنسیت در زندگی آنها تعریف جدیدی می گیرد. اگر پسر باشند در کنار مادر، نقش سرپرستی می گیرند و مرد خانه می شوند و اگر دختر باشند و در کنار پدر بمانند می شوند همان کد بانویی که شانزده ساله است، اما سرد و گرم روزگار را چشیده است.

به گفته این روانشناس: بچه های طلاق همواره مورد خشونت خانگی قرار می گیرند آنها در جو مسمومی که در خانه حاکم می شود قرار دارند، گاهی سکوت گاهی دعوا و بود ونبود یکی از والدین. اما پسران به خاطر شیطنت ها و پر سر وصدا بودنشان گاهی  بیشتر مورد خشونت های فیزیکی هستند و به خاطر شرایط روحی والدین، کتک می خورند. اما دختر بچه ها به خاطر روحیه آرامی که دارند شاید مورد خشونت فیزیکی کمتری باشند ولی آسیب جدی روحی و روانی می بینند و حتی گفتگو های رد و بدل شده بین والدین ر،ا در ذهن ثبت می کنند و در خاله بازی های کودکانه خود آن را تکرار می کنند. آنها هر روز به جای خاله بازی، طلاق بازی می کنند.

بهمن
۳۰
۱۳۹۲
بررسی تاثیرات تبعیض جنسیتی در خانواده بر کودکان
بهمن ۳۰ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

3700030818_c6f8447325 عکس:  Sarah Ross photography

رویا تاجی – روزنامه نگار

خدا ایشالله یه پسر” کاکل زدی” بهتون بده. این دعا و خواسته مادرشوهرم بود وقتی که خبر بارداری منو شنید. مگه دختر گیسو زری چشه؟ این سوالی بود که من از شوهرم پرسیدم. اونم خندید و گفت دختر و بذار برای بچه دوم و سوم. الان من پسر  می خوام یه پسر ” کاکل زری”.

از روز سونوگرافی فقط یه چیز یادمه، صدای قلب جنینم و خنده دکتر که گفت، به به چه دختر دست و پا کشیده ای هم داری ماشاالله. ۷ ماه بعد “شادی ” دخترم پا به زندگی ما گذاشت ولی خوشحالی از زندگی مشترک ما رفت. این قصه امروز و دیروز نیست، کم نیستند مردانی که به عشق پسر، زنان خود را برای همیشه طرد می کنند.

دی ماه امسال ۱۲۶۸۹۱ کودک در ایران به دنیا آمدند، بیش از ۶۱ هزار دختر و بیش از ۶۵ هزار پسر. اما معلوم نیست  چند درصد از والدین  آنها راضی از جنسیت نوزادشان بیمارستان را ترک کردند.

کم نیستند کسانی که هنوز، داشتن پسر را نوعی امتیاز و دختر دار شدن را مایه شرم  می دانند. آنها به امید فرزند پسر بارها اقدام به بچه دار شدن می کنند و آنقدر پسر پسر قند عسل می گویند تا کامشان به داشتن یک پسر شیرین شود. آن وقت تازه روی بد سکه برای زندگی دختران رقم می خورد. خشونت های رفتاری از تبعیض های جنسیتی که از همان آغاز بر زندگی دختران سایه می اندازد.

مریم قربانی روانشناس با بررسی عواقب تفاوت گذاشتن بین فرزندان دختر و پسر آن را نوعی خشونت معرفی می کند و می گوید: ایجاد شرایط  تبعیض توسط والدین در بین فرزندان دختر و پسر سبب می شود که  کودک نسبت به توانایی هایش دچار خود کم بینی شود و توانایی‌های دیگران  را  بالاتر از خود بیند.

او ادامه داد: این رفتار تبعیض آمیز والدین می‌تواند عاملی برای رشد و بروز احساس حسادت در کودکان باشد این حسادت می تواند زمینه را برای بروز رفتارهای پرخاشگرایانه، سرپیچی از حرف والدین و در نهایت لج بازی  کودک ایجاد کند.

این روانشناس می گوید: نفرت از والدین و حسادت به شخصی که مورد محبت بیشتری قرار می گیرد باعث می شود کودک دچار گوشه گیر شود، از جمع فرار کند و فرصت بروز و شکوفایی استعداد او کور شود.

قربانی می گوید: زمانی که فرزندی با مقایسه شدن با فرزند دیگر تحقیر می شود یا مورد توجه قرار نمی گیرد، در معرض خشونت خانگی قرار دارد و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. در حقیقت بهترین زمانی که باید اعتماد به نفس کودک در خانه شکل بگیرد و نیاز به تصدیق والدین دارد، با تحقیر و توهین و تبعیض از سوی آنها مواجه می شود و شخصیت و اعتماد به نفسش شکسته می شود .

او می گوید: کودکان در دنیا جدید موشکافانه به همه چیز می نگرند و قدرت تحلیل و بررسی دارند و تقسیم عادلانه محبت را متوجه می شوند. آنها نیاز دارند که والدین  نقاط قوت آنها را بشناسند و بدون مقایسه و تبعیض با فرزندان دیگر به رشد و شکوفایی آن کمک کنند.

این روانشناس اما تاکید دارد که تبعیض  تنها بر روی فرزندان دختر نیست و هستند خانواده هایی که چشم انتظار فرزند دختر هستند و با ورود یک فرزند پسر به خانواده دچار شوک می شوند .

“شیما” یکی از آنهاست اهل ساری و دو پسر دارد، باردار است و می گوید: تا قبل از بارداری شوهرم می گفت هر چی شد، شد. اما از زمانی که فهمیدیم تو راهی من، یک پسر دیگر است، همه چیز تغییر کرد.

او می گوید: شوهرم به روم نمیاره، ولی خودم انگار دلشوره دارم، در ضمیر ناخود آگاهم حس خوبی ندارم، نمی خوام این حس به بچه ای که در شکم دارم منتقل بشه ولی خوشحال تر می شدم اگر دختر بود.

شیما میگه برای  زایمان یک بیمارستان خصوصی خوب در منظر داشتم و می دونستم که شوهرم یک هدیه گرون قیمت برام می خره؛ اما بعد از سونوگرافی به شوهرم گفتم همون بیمارستان قبلی که دولتی بود زایمان می کنم.

مریم قربانی می گوید: مادران زیادی هستند که به در انتظار یک جنسیت خاص به سونوگرافی می روند و زمانی که از جنسیت فرزند خود آگاه می شوند دچار احساس بد می شوند. آرزوی داشتن دختر یا پسر احساس غیر معقولی نیست. اما باید با آگاهی از جنسیت فرزند خود را برای پذیرش فرزندی که در راه است آماده کرد. تا با ورود او به این دنیا احساس خوب تحسین به او هدیه دهیم نه تبعیض.

این روانشناس می گوید: شاید ناراحتی مادر یا پدر در نوع جنسیت فرزند ، خاطره و احساس بدی است که در ذهن آنها نقش بسته است. مثلا مادر از داشتن فرزند دختر ناراحت شود چون خودش مورد خشونت خانگی بوده و در ضمیر ناخودآگاه او ثبت شده است و یا از پسر دار شدن خوشحال نشود چون به نظرش نمی تواند با پسر ارتباط خوبی برقرار کند و او را مرحم راز خود نمی بیند .

قربانی می گوید: این شرایط و ذهنیت ها برای پدر هم صدق می کند، البته  گروهی از مردان با نگاه سنتی هنوز بر این باورند که باید برای دختر خرج کرد ولی پسر را تکیه گاه دوران پیری و به قولی عصای دست پیری خودشان  می دانند.

به گفته این روانشناس: هنوز در برخی خانواده ها، زمانی که از پدر خانواده می پرسید که چند فرزند داری؟ در پاسخ فقط فرزندان پسر را می شمارند. برای همین برای رسیدن به یک  پاسخ درست باید، پرسید چند فرزند پسر و چند فرزند دختر دارید؟

او می گوید: همین چند دهه گذشته، آرزوی بیشتر خانواده ها داشتن پسر بود. اگر کسی دختر دار می شد به جای شادمانی دلداریش می دادند. خیلی ها حتی اسم زن و دخترشان را صدا نمی کردند و به آنها ضعیفه یا منزل  می گفتند و یا با نام پسر خانواده او را می خواندند.

به گفته قربانی: مشکلات فرزندان پسر یا هر فرزند دیگری که مورد توجه قرار می گیرد هم کم نیست  و به نوعی والدین در حق او هم اجحاف می کنند.

او این فرزندان را ” نورچشمی” می نامد و می گوید: ‌ معمولا والدین با محبت های افراطی آینده و زندگی این بچه ها را نیز به خطر می اندازند. این فرزندان آنقدر در امکانات و توجه  والدین هستند و از رفاه برخورداند، در آینده نمی توانند از پس مشکلات زندگی برایند و دچار سرخوردگی اجتماعی می شوند و توانایی زیست در اجتماع را ندارند. آنها از آموخته های دوران بچگی خود استفاده می کنند و یا دست و پا چلفتی و تنبل می شوند و یا زیاده خواه و زور گو. آنها برای رسیدن به خواسته هایشان نمی جنگند و منتظرند که همه چیز برایشان مهیا شود؛ این کودکان در زندگی آینده خود دچار سردرگمی می شوند، زیرا همواره احساس وابستگی و نبود استقلال می‌کنند وبه  حمایت همه جانبه و همیشگی والدین محتاجند و در صورت نبود این حمایت احساس ضعف و ناتوانی می‌کنند.

به گفته این روانشناس: در مقابل فرزندانی که همواره مورد تبعیض در خانواده بوده اند انتقام‌جو، بی‌اعتماد و خشن بار می آیند.

بچه ها می فهمند آنها در سن کودکی با احساسشان و در بزرگی با منطق و درکشان، تبعیض را می فهمند، ما ممکن است فرزند خودمان را با خشونت صرف نکشیم، ولی با تبعیض، تحقیر و بی توجهی، حس زیاد بودن به او تلقین می کنیم و روح او را، احساس او را و تمام توانایی های او را می کشیم.

بهمن
۳۰
۱۳۹۲
تعداد زنان جدا شده و بدون همسر دو برابر مردان است
بهمن ۳۰ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print


ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

آیا می دانید؟ در ایران سالانه حدود ۱۵۰ هزار طلاق ثبت می ‍شود.

آیا می دانید؟ در ده سال گذشته طلاق تقریبا سه برابر شده و بیشتر طلاق‌ها مربوط به زوج های هم سن بوده است.

آیا می دانید؟ بیشتر طلاق‌ها در ۵ سال اخیر مربوط به زوج‌های زیر ۳۰ سال است.

2

 آیا می دانید؟ ۴ تا ۶ میلیون زن ازدواج نکرده در کشور در آستانه گذر از سن ازدواج هستند.

آیا می دانید؟ تعداد زنان جدا شده و بدون همسر دو برابر مردان است.

آیا می دانید؟ میانگین سن ازدواج آقایان در کشور ۲۷.۴ سال و در خانم‌ها ۲۲.۱ سال است.

 1

آیا می دانید؟ در کشورهای منطقه، پس از تاجیکستان، ایران از نظر میزان ازدواج در رتبه دوم قرار دارد. (۱۱ در هزار)

آیا می دانید؟ بیشترین طلاق در استان‌ تهران و کمترین طلاق در سیستان و بلوچستان است.

آیا می دانید؟ هر ساعت ۱۶طلاق به ثبت می‌رسد.

آیا می دانید؟ بیشتر درخواست‌های طلاق از طرف زنان است.

اما چرا طلاق؟

حتما” شما هم ازپدر مادرها و بزرگتر های فامیل شنیده اید که می گویند: ” اون قدیما رسم بود با لباس سفید ( کنایه از لباس عروسی ) می رفتی خونه بخت باید با لباس سفید ( کنایه از کفن) هم بر می گشتی اما این روزها تا میگن بالا چشمت ابروئه فوری میگن طلاق.

اما آیا این واقعیت دارد؟ مسلما” پاسخ بسیاری از ما خیر است چرا که تصور می کنیم وقتی دو نفر تصمیم به ازدواج می گیرند به ندرت ممکن است به جدایی فکر کنند مگر اینکه مشکلات چنان عمده و عمیق شده باشد که دیگر راهی به نظر آنها نرسد.

 این طرز تلقی از طلاق خوش بینانه به نظر می رسد؟ مطمئنا” شما هم در میان دوستان و آشنایان در اخبار رسمی و غیر رسمی شنیده اید که تنها چند ساعت پس از ازدواج یکی یا هر دو زوج تصمیم به جدایی گرفته اند! و دلایل گوناگونی برای هر یک از این نوع جدایی ها ذکر شده است اما اصل ماوقع چیست؟

خب شاید بهتر است در اینجا نگاهی اجمالی به دلایل مطرح شده در دادگاه ها برای جدایی بیاندازیم:

اعتیاد یکی از زوج ها، خیانت یکی از از طرفین این قرارداد اخلاقی، مشکلات مالی همسر، وعده های قبل از ازدواج که پس از آن به وقوع نپیوسته، رفتارهای ناشایست و بد دهنی یکی از طرفین یا هر دوی آنها، مشکلات جنسی یکی از طرفین یا هر دو آنها، خشونت ها ی روحی – روانی و یا فیزیکی یکی از طرفین یا هر دو آنها، و حتی اعتراض همسر به توجه بیشتر مادر به فرزند یا فرزندانش نسبت به وی، سخن چینی اقوام و آنایان و اختلاف اندازی میان زوجین،  ….

اما آیا راه حل تمامی این مشکلات طلاق است؟ به ضرس قاطع می توانیم بگوئیم خیر اما برخی از آنها قطعا” راه حلی دیگری جز جدایی ندارند زیرا تجربه نشان داده برخی اختلافات در بلند مدت نه تنها ریشه دار می شوند بلکه زخم های عمیقی بر جای گذاشته که منجر به وقوع جنایت در خانواده می گردد پس درست است که بزرگتران ما بخاطر احترام به مسائل اخلاقی و عطوفتی نصیحت به سوختن و ساختن کرده اند اما باید بدانیم در برخی موارد این عمل اشتباهی جبران ناپذیر خواهد بود.

اما متاسفانه این تنها یک قسمت ماجراست، با توجه به آمار طلاق و بررسی این آمار و مقایسه میزان طلاق در شهرهای مختلف با فرهنگ و آداب رسوم متفاوت متوجه می شویم چیزی که مثلا” باعث شده در سیستان و بلوچستان آمار طلاق بطرز فاحشی از تهران کمتر باشد شیرین بودن و موفق بودن ازدواج در این استان نیست بلکه گره های کوری است که سنت و آداب و رسوم بر دست و پای زنان این استان که ازدواج اجباری جزء لاینفک زندگی دختران این استان شده بسته است هر چند در تهران هم شاهد جدایی هایی بدون دلیل منطقی هستیم مانند چشم و هم چشمی که مثلا” همسر من نمی تواند چیزهایی که همسر خواهرم برایش تهیه می کند برای من تهیه کند و … اما لااقل در استانهای بزرگتر زنان بیش از شهرستانهای کوچک و دور افتاده به حق و حقوق خود آگاه هستند و آزادی اعتراض به مسائلی که به آنها تحمیل می شود را دارند.

در یکی از شهرستان های  دور افتاده با خانمی آشنا شدم که در سن ۱۴ سالگی با مردی ۵۰ ساله ازدواج کرده بود و حالا که ۳۶ سال داشت همسرش دائما” به او سرکوفت می زد که چون جوان و زیباست با مردهای دیگر سر و سری دارد، و حتی بارها با عصایش او را کتک زده بود، از او پرسیدم چرا اجازه می دهد که چنین رفتاری با او شود و چرا شکایت نمی کند و طلاق نمی گیرد پاسخ زن جوان این بود: به کی شکایت کنم ؟ طلاق گرفتم کجا برم؟ تکلیف ۵ تا بچه ام چه می شود؟آبروم تو فامیل میره و همه فکر می کنند حالا که شوهرم پیر شده زیر سر من هم بلند شده! من برای هیچ یک از سوالات و اما و اگرهایش جوابی نداشتم و وقتی خودم را جای او می گذاشتم که طلاق گرفته و حتی پدر و مادرم حاضر نیستند مرا زیر سقف خانه شان پناه دهند در جایی که هیچ حامی دیگری ندارم و حتی آنقدر استطاعت مالی نداشته که یک ماه خودم را اداره کنم تنم می لرزید.

آنچه مسلم است ما نمی توانیم و نباید، برای ممانعت از طلاق زوجین موعظه و نصیحت کنیم. شاید وقت آن رسیده برای یک بار هم که شده، با یک مسئله اجتماعی مانند یک مسئله اجتماعی برخورد شود وریشه یابی گردد نه آنکه آنرا معضل بدانیم وهنجاری که شکسته می شود! یعنی اگر دلایل و شرایط ازدواج درمناطق مختلف کشور بررسی شود بی تردید به دلایل طلاق نیز دست خواهیم یافت و اگر دلایل آنرا بیابیم می توانیم راه حل های آنرا را نیز پیدا کنیم.

منابع: http://goo.gl/kvBzYr

http://www.sabteahval.ir/default-19.aspx

بهمن
۲۹
۱۳۹۲
بحرانی ترین دوران زندگی زنان، یائسگی و سندروم آشیانه خالی
بهمن ۲۹ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , ,
image_pdfimage_print

 6958626199_c122f33957_b

عکس:  vanz

مژگان میر اشرافی – مددکار اجتماعی

« درخواست بازنشستگی پیش ازموعد زن به واحد مددکاری اجتماعی شرکت رسیده است. زن ۴۲ ساله است. یائسگی زودتر از آنچه که باید به سراغش آمده. می گوید که درسن ۳۰ سالگی ازدواج کرده و شوهرش جانباز شیمیایی است. برادرش نیز در جنگ به شهادت رسیده و زن از خانواده ای سرشناس در شهرستان است. درطول ۱۲ سال زندگی مشترکشان تلاش زیادی کرده اند تا بچه دارشوند اما پزشکان تشخیص داده اند که براثر جراحات وارده برشوهرش و تماس با مواد شیمیایی جنگی، او توان بچه دارشدن ندارد. حال که زن نیزقدرت باروری خود را از دست داده است ،شوهرش او را تحت فشارشدید روانی قرار داده و هرروز تحقیرش می کند. شوهر به او می گوید که دیگر “زنیت” ندارد. شوهر روزی نیست که به محل کار او نرود و با همکارانش در مورد اینکه او یائسه شده است سرصحبت را باز نکند. زن می گوید که دیگر مدیرکل اداره نیز درمورد رازهای زندگی و شرایط بدنی ام می داند. زن می گوید شوهرش حتی راننده شرکت را بی نصیب نگذاشته است و او هرروز باید نگاه های سنگین مردانه را در شرکت تحمل کند. دیگر محیط خانه و کار برایش نا امن شده و تنها راه چاره را بازنشستگی  پیش از موعد می داند. زن می گوید با اینکه کارش را خیلی دوست دارد و درآمد خوبی دارد اما به دلیل حفظ آبروی خانواده نه می تواند انتقالی بگیرد و نه حتی فکر طلاق را بکند. اما طبق قوانین استخدامی شرکت های بزرگ دولتی یائسگی و آزارهای روانی نمی تواند دلیل موجهی برای بازنشستگی باشد.»

یائسگی یکی از مراحل بحرانی زندگی زنان محسوب می شود و فرا رسیدن آن همواره در زنان با نگرش های متفاوت فرهنگی، اقتصادی و مذهبی همراه بوده است. یائسگی مرحله ای از زندگی زنان است که مشخص کننده گذر از توانایی تولید مثل و رسیدن به ناباروری است.

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی منوپاز یا یائسگی به معنی قطع واقعی قاعدگی به مدت حداقل ۱۲ ماه به علت از دست رفتن فعالیت فولیکول های تخمدانی است. در حال حاضر یائسگی بین سنین ۴۰ تا ۶۰ سالگی و به طور متوسط ۵۱ سالگی اتفاق می افتد. اما مطالعات در ایران نشان داده است که میانگین سنی یائسگی پایین تر و۴۷-۴۸ سالگی می باشد. زنان با افزایش طول عمر،  حدود یک سوم از عمر خود را در این دوران سپری می کنند.

به دنبال شروع یائسگی زنان به تدریج علائم و مشکلات جسمی و روانی را تجربه می کنند. اما این علائم و مشکلات برای همه زنان یکسان نیست. با این وجود تخمین زده می شود که ۷۵ درصد زنان پس از یائسگی علائم حادی را تجربه می کنند.

گرگرفتن، احساس سرما و لرز بعد از داغ شدن، عرق کردن زیاد و ناگهانی خصوصا” درهنگام شب و در خواب، تپش شدید قلب به طور ناگهانی و بدون علت خاص ،سردرد، اختلال در عملکرد مثانه، افزایش ضعف در ماهیچه، ناراحتی و درد مفاصل، تغییرات پوستی، مشکلات در دستگاه تناسلی و ادراری، پوکی استخوان، بیماری قلبی وعروقی و مشکلات روانی ـ اجتماعی شامل بی خوابی و خستگی در ۳۰ تا ۴۰ درصد از زنان یائسه ایجاد می شود.  با ورود به این دوران زنان در معرض افسردگی، اضطراب، تحریک پذیری، کاهش تمرکز و فراموشی قرار می گیرند.

تعدادی از زنان در این دوران به ناگاه متوجه می شوند که همه چیز در حال خراب شدن است و آنها ازپس مشکلاتی که سابقا به آسانی آن را تحمل می کردند، برنمی آیند. حس پوچی و بی فایده بودن برای گروهی از زنان در دوران یائسگی ظاهر می شود و این زنان اغلب در یک تضاد بین «زن بودن و مادربودن» قرار می گیرند. آنها تصور می کنند که چون نمی توانند مادر شوند به خاطر همین زنانگی آنها به طور کلی از بین رفته است. تغییر میل جنسی و تحریک پذیری جنسی نیز ممکن است برروی سلامت ذهنی زن یائسه تاثیربگذارد.

پژوهش های مختلف در ایران نشانگر تآثیر منفی یائسگی برکیفیت زندگی زنان می باشد. در مطالعه ای بروی زنان یائسه  تهرانی، نتایج نشان داده اند که ۴۳ درصد از زنان تهرانی از اضطراب شدید و ۴۰ درصد نیزخود را شدیدا” تحریک پذیر دانسته اند و حدود ۳۰ درصد کاهش شدید میل جنسی را در طی دوران یائسگی گزارش نموده اند. اما شاخص بسیار تاثیرگذار بروی کیفیت زندگی زنان در این دوره از زندگی شان میزان دسترسی آنان به منابع مالی ـ اقتصادی و همچنین خدمات آموزشی و بهداشتی گزارش شده است.

« پروانه چند ماهی است که علائم یائسگی را تجربه می کند. به شدت مضطرب است و احساس می کند که دیگر توانایی مدیریت و تحمل این زندگی پر تنش را ندارد.  پروانه با دوستش تماس می گیرد. امروز بار دیگر شوهرش او را کتک زده  و از خانه بیرون کرده. پروانه ۳۵ سال برای ساختن زندگی مشترک و بزرگ کردن بچه هایش زحمت کشیده است و به قول خودش گچ و تخته خورده است. او سال هاست که بدخلقی و آزارهای همسرش را به خاطر فرزندانش تحمل کرده و با حقوق معلمی با شوهرش خانه ای ساخته اند که با وجود آنکه هنوز قسمت اعظم حقوق بازنشستگی اش برای قسط های خانه و خرید ماشین پسرها می رود، او حتی در آن به لحاظ قانونی سهمی ندارد. حال در آستانه ۵۴ سالگی و در دوران بازنشستگی بار دیگر شوهرش او از خانه رانده و او باید به دنبال سرپناه باشد. پروانه می گوید که چگونه می تواند از خانواده اش در این سن درخواست کمک کند! او نگران است که چه آینده ای در شروع دوران سالمندی درانتظار اوست. پروانه با گریه به دوستش می گوید پسر ۳۳ ساله اش او را بی عرضه خطاب کرده است.»

درجامعه ای نظیر ایران که زنان همواره با محدودیت های قانونی به لحاظ حقوقی، اجتماعی و همچنین نداشتن آزادی عمل در مسائل زندگی و ارتباطات اجتماعی روبرو هستند، نتایج پژوهش ها نشان داده که با بالا رفتن سن زنان به ویژه سنین ۴۵ تا ۵۰ سالگی، میزان خشونت علیه آنان افزایش یافته است. از آنجایی که این مقطع سنی مصادف با دوره یائسگی، ایجاد تغییرات هورمونی وتغییرات خلق مانند افزایش افسردگی و اضطراب می باشد، زنان بیشتر ازهر زمان دیگر در زندگی خود احساس پوچی و درماندگی می کنند. بطوری که در خانواده هایی که زنان فاقد سرمایه و منابع گوناگون هستند، تسلط مردان خانواده حتی در بسیاری از موارد پسران ارشد در خانواده بر زن بیشتر شده و منشا فشار، اجبار و بدرفتاری علیه زنان شده است.  پژوهش های گوناگون بیانگر این واقعیت هستند؛ زنانی که در طول زندگی شان به هر نحوی قربانی خشونت های خانگی بوده اند در زمان یائسگی سه برابر بیشتر از سایر دوران زندگی شان تحت تاثیر خشونت خانگی قرار گرفته اند.

از طرف دیگر دوران یائسگی مصادف می شود با سندرم آشیانه خالی که بهمراه بازنشستگی از کار، بیماری مزمن زن و یا همسرش یا بستگان نزدیک، مرگ همسر ،خارج شدن فرزندان از خانه همراه می گردد. این سندرم بیشتر در میان زنان خانه دار شایع می باشد . سندرم آشیانه خالی نوعی از  حس اندوه و تنهایی است که منجر به افسردگی و حس بی هدفی در میان زنان می گردد. مادران با دورانی جدید در زندگی خود روبرو می شوند که با رفتن فرزندان ویا دیگران مهم در زندگی شان به دنبال معنا دادن دوباره به فعالیت های روزانه خود می باشند. چنانچه نیازمند افزایش میزان حمایت های عاطفی و روانی هستند.

بسیاری از کارشناسان براین باورند که در کشور ما تاکنون، برنامه ها و خدمات سلامت زنان، به موضوعات خاصی مانند مسایل بارداری و تنظیم خانواده محدود شده اند و سایر نیازهای سلامت زنان از جمله مشکلات دوره گذار یائسگی، مورد غفلت واقع شده و یا در بسیاری از موارد تنها از دیدگاه مذهبی به آن پرداخته شده است.

« زهرا می گوید شوهرش از او خواسته است که زنی را که به تازگی صیغه کرده است را به خانه بیاورد. بسیار مضطرب است و از تپش قلب شکایت دارد. زهرا می گوید که شوهر ۶۰ ساله اش به او گفته است که او یائسه است و دیگر توانایی انجام تکالیف زناشویی را ندارد. زهرا ۴۸ ساله است و تنها نگرانی اش آنست که حضور زن جدید را در مقابل دامادهایش چگونه توجیه کند؟ و آنکه ممکن است قبح این عمل برای دامادهایش نیزبریزد. اما خود به لحاظ اعتقادات مذهبی اقدام شوهر را حق طبیعی او می داند.»

در هفته سلامت در مقاله ای با عنوان زنان و دوران میانسالی، کارشناس پرستاری مرکز فوق تخصصی زنان می نویسد:«در دوره یائسگی سعی کنیم مرور جدی برمیزان دینداری خود و میزان تعهد به انجام تکالیف شرعی و الهی داشته باشیم. چه بسیار خانم هایی که به جهت اقتضائات جنسی خود در ایام حیض وزایمان و مسائل دیگر در انجام فرایضی مثل نماز وروزه کوتاهی می کنند و حال می توانند جبران کنند. همچنین خانم ها گرگرفتگی و سوزش درون را باذکر ویاد و ارتباط عمیق با او به حلاوت، خنکی و آرامش تبدیل نمایند چراکه فقط یاد خداست که سوزش درون را به آرامش تبدیل می کند. در جوامع غیردینی زنان دچارافسردگی و افکار منفی می شوند. به هرحال این دوره با عوارض جسمانی و روانی عدیده ای روبروست که شدت و ضعف آن بستگی به فرهنگ ، اعتقادات و تغذیه آن دوره قبل از یائسگی دارد.»

با وجود آنکه اعتقادات و باورهای مذهبی می توانند نقش کمکی به سزایی در جهت سازگاری با تغییرات جدید در زندگی  انسان ها داشته باشند اما در بسیاری از موارد، این آموزه ها بطور غیر مستقیم زنان میانسال را در موقعیت انفعال و پذیرش خشونت روانی و عاطفی برعلیه آنان قرار می دهند.

از آنجایی که اکثر زنان یائسه دسترسی مناسبی به مراکز بهداشتی و درمانی دارند، به نظر می رسد مناسب ترین و در دسترس ترین راهکار جهت ارتقای کیفیت زندگی زنان و مقابله با خشونت خانگی، توجه خدمات دهندگان بهداشتی و درمانی  به مسایل مرتبط با یائسگی و برگزاری کلاس های آموزشی و مشاوره ای در زمینه دوران یائسگی و توجه به افزایش آگاهی و توانمندسازی زنان برای رسیدگی به موقع به مشکلات سلامت خود است. مجموعه ای از این اقدامات و برنامه ها خود رویکردی مناسب برای ایجاد شبکه های حمایتی به منظور ایجاد حمایت عاطفی و اجتماعی از زنانی است که در این دوران در معرض خشونت خانگی قرار دارند.

 منابع:

  • انسیه نوروزی ، فیروزه مصطفوی ، اکبر حسن زاده ، میترا مودی ، غلام رضا شریفی راد ،بررسی عوامل مرتبط با کیفیت زندگی زنان یائسه شهر اصفهان،۱۳۹۰
  • زنان پرس ،یائسگی و عوارض جسمی و روحی آن ،۱۳۹۰
  • دانشگاه الزهرا، یائسگی و عوارض آن ،۱۳۹۱
  • لیلی پرچمی ، مجتمع تخصصی و فوق تخصصی امام رضا،هفته نامه سلامت۱۳۹۱
  • The North American Menopause Society,Domestic Abuse
  • http://goo.gl/oZM4kv
  •  http://goo.gl/oZM4kv
  • Journal of Human Growth and Development, Impact of Domestic and Sexual Violence on Women ‘s Health, 2012

بهمن
۲۸
۱۳۹۲
صندوق جمعیت سازمان ملل متحد و بسته آموزشی برای زنان خشونت دیده
بهمن ۲۸ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

2557288150_32139a7796

عکس:   garryknight

مترجم: مینا فخرآور

برنامه ریزی در زمینه خشونت علیه زنان در هند، به دلیل وسعت، تنوع و سیستم حکومتی غیر متمرکز(حکومت محلی) پیچیده است. در چنین فضایی یافتن راهی در سطح ملی که بتواند یک رویکرد جامع و چند جانبه را در مبارزه علیه خشونت علیه زنان تسهیل کند بسیار تعیین کننده و حائز اهمیت است. این رویکرد می تواند بر اساس تعهداتی که در سطح ملی وجود دارد تنظیم شود بخش بهداشت می تواند نقطه اغازی برای چنین رویکردی باشد.

همکاران داخلی، که از طرف صندوق جمعیت سازمان ملل متحد حمایت می شوند، به منظور نشان دادن عکس العملی یکسان در مقابل خشونت علیه زنان با تمرکز ویژه براستفاده از نظام بهداشت و سلامت به عنوان نقطه شروع، فعالتشان را آغاز نمودند. از موفقیت های به دست آمده از این اقدامات، می توان به افزایش حساسیتِ سیستم بهداشت و سلامت، سیستم ارجاعِ ، بالا بردن ظرفیت های زنان برای تصمیم گیری، خدمات حرفه ای برای مشاوره درمانی، ایجاد حمایت اجتماعی وسیع تر که منجر به این طرح های ابتکاری شود که دولت های استانی در فاز ٢ برنامه تولید مثل و سلامت کودک آنرا پذیرفته بودند. این اقدامات قرار است با حمایت دولت ادامه پیدا کنند، حمایتی که از طریق منابعِ صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، از طریق حمایت مستقیم  برای تامین بودجه ملی دچار مشکل شده اند و بودجه لازم برای طرح های خاص در سطح استان/ منطقه اختصاص داده نشده بود.

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد،در سطح سیاست گذاری، با کمیسیون ملی حقوق بشر، کمیسیون ملی برای زنان و دیگر نهاد های دولتی همکاری کرده است تا سیاستِ گفتگو در مسائل جنسیتی که شاملِ حقوق باروری، توانمندسازی زنان و رهایی شان از خشونت می شود را ترویج کنند. وزارت بهداشت و رفاهِ خانواده با حمایت صندوق جمعیت سازمان ملل متحد ،در توسعه یک استراتژی حمایت ملّی برای پایان بخشیدنِ به عمل از بین بردن دختران قبل از تولّد تاثیر گذار بوده اند.

موسسه ملی بهداشت و رفاه خانواده برای اطلاع کادر درمانی، برنامه آموزشی خدمات بهداشتی در خصوص مسائل جنسیتی در بخش سلامت باروری و بهداشت نوجوانان ارائه نمود.  کمیسیون ملّی برای زنان با همکاری صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، بسته آموزشی در خصوص خشونت علیه زنان تهیه کردند که شامل یک کتابچه راهنما برای پزشکان سیستم بهداشت و درمان عمومی ، کتابچه راهنما برای آموزش پزشکان و یک پوستر ضد خشونت بود. همراه با این بسته آموزشی جمعیت سازمان ملل متحد، آموزش حساسّیت سازی در قبال خشونت علیه زنان را برای کادر درمانی به عنوان مسئله بهداشت عمومی و به عنوان بخشی از آموزش باروری و سلامت کودک در نظر گرفت. این عمل آنهارا قادر به درک بهتر اثرات خشونت بر سلامت زنان، شناسایی و جلوگیری از سوء رفتار و تجاوز و کمک به نجات یافتگان می سازد. از طریق برنامه های آزمایشی، پرتکلی درزمینه رسیدگی به نجات یافته گان خشونت همچنین  برای بخش های بیمارستانی که مراجعان اورژانسی قربانی خشونت پذیرش می کنند، تهیه کرده است/

بیمارستان ها به عنوان اولین خط واکنش

در بیشتر اوقات زنانِ خشونت دیده پس از اینکه جراحت سطحی شان به زخمی عمیق تبدیل شد به پلیس مراجعه می کنند. ولی در عین حال، شکستگی استخوان، ضرب دیدگی، سوختگی و یا سایر علائم خشونت مبتنی بر جنسیت از جمله ناتوانی و حاملگی های پر خطر می توانند زنان را به بیمارستان ها و اماکن پزشکی بکشانند. به گون های متفاوتیمی توانند مراکز شناسایی و رسیدگی به زنان یا قربانیان خشونت باشند . استفاده از بیمارستانها برای این شکل از خشونت خیلی کم یا ناموفق بوده است بیشتر به این خاطر که بیماران برای معالجه” حوادث” به بیمارستان ها مراجعه می کنند و نه برای جراحات و یا صدمات ناشی از خشونت.

برنامه های بیمارستان ها برای قربانیان خشونت بسیار مفید هستند به این جهت که برای قربانیان، درخواست مراقبت پزشکی خجالت کمتری دارد تا پیگیری قانونی و مراجعه به پلیس زیرا زنانی که مورد آزار بدنی یا روانی قرار گرفته اند، بیشتر ترجیح می دهند به بیمارستان مراجعه کنند. در بسیاری از مناطق مثل راجستانRajistan، رفت و آمد زنان محدود است. مراجعه به بیمارستان از رفتن به پلیس یا مرکز مشاوره های رایگان راحت ترو بیشتر در دسترس است.

برای هر مرکز مشاوره خانواده، اتاقی در بیمارستان تعیین شده است امّا محل دقیق این اتاق، بسته به هر منطقه تفاوت دارد. بطور مثال در اَلوار Alwar  مرکزی در “بیمارستان زنانzenan” یا همان بیمارستان فقط برای زنان در نظر گرفته شده است. در کارااولی karauli فضای مشاوره در دپارتمان زنان و زایمان قرار گرفته است.

رویکرد کلّی این است زنانی که مورد خشونت هستند شناسایی شوند واز بیمارستان ها به عنوان نقطه آغازی برای دریافت خدمات استفاده کنند. بدین منظور مکانیسم های خاصی برای ارتباطات  در این زمینه بین مراکز مشاوره و بخش های مختلف بیمارستانی ایجاد شده است.

منبع: (صفحه ۱۸) http://goo.gl/AZyFrc

 

بهمن
۲۴
۱۳۹۲
زنان ۷۰۰ میلیون از یک میلیارد فقیر دنیا با درآمد روزی یک دلار را تشکیل می‌دهند
بهمن ۲۴ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

110128-N-9584H-037

عکس:    DVIDSHUB

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

هر روز در صدر اخبار حوادث جهان می خوانیم “زنی قربانی خشونت همسرش” شد. اما آمار دقیقی از این قربانیان در دسترس نیست وبه نظر می رسد هرگزآمار واقعی این قربانیان خاموش نیز به دست نخواهد آمد چون، عوامل بسیار حساسی در این نوع قتل ها دخیل هستند و همان ها باعث شده که برای پنهان نمودن خشونت خشونت گران هم دست ها و حامیان دیگری نیز به وجود آیند.
علاوه بر عوامل روانشناختی و اجتماعی عوامل دیگری چون سنت، فرهنگ، مذهب، آداب و رسوم… دست به دست هم می دهند تا زندگی یک انسان را تنها به دلیل جنسیتش تباه سازند.
متاسفانه در بسیاری از کشورها قوانین نیز بطور غیر مستیقم از این خشونت ورزان حمایت می کنند و برخورد قاطعی با آنان صورت نمی پذیرد.
اگر بخواهیم کشور خودمان را مثال بزنیم می بینیم قوانین زیادی در مورد مجرم شناختن خشونت گران وضع شده است اما این قوانین به دلیل ضمانت اجرای سست و عدم انطباق با حقوق اولیه انسان تنها نقش تکه کاغذی بی مصرف را بازی می کنند .
در اینجا تنها تلاش شده است آماری از خشونت در کشورهای مختلف جهان که توسط سازمان های معتبر بین المللی یا داخلی کشورها منتشر شده گرد آوری شود تا عمق این فاجعه که شاید اغراق نباشد بگوئیم قربانیان آن بیش از جنگ های فرامنطقه ای است. و اگر بخواهیم آمار زنانی که تحت خشونت قرار دارند را به آن اضافه کنیم رقمی غیر قابل تصور خواهد بود.
وقتی با دقت به تراکم این امار نگاه می کنیم متوجه می شویم که در کشورهای پیشرفته هم کماکان بمانند کشورهای توسعه نیافته تعداد زنان قربانی خشونت خانگی در صدر قربانیان انواع دیگر خشونت قرار دارد.
• زنان در کنار کودکان اکثریت ۸۵۰ میلیون گرسنه سطح جهان که از سوءتغذیه رنج می‌برند را تشکیل می‌دهند.
• در دنیای در حال توسعه، سالانه نیم میلیون زن، در اثر اختلالات بارداری و زایمان می‌میرند، ۸۰ میلیون زن با بارداری‌های ناخواسته روبرو می‌شوند که نیمی ‌از این تعداد به سقط جنین منجر می‌شود،
• زنان در معرض ابتلای روزافزون به ایدز قرار دارند به طوری که ۶۰ درصد ابتلا به این بیماری در جنوب آفریقا را زنان تشکیل می‌دهند و در کنیا به ازای هر ۱۰ مرد مبتلا به ایدز ۴۵ زن مبتلا یافت می‌شود و اینها همگی از مشتقات فقر است.
• زنان ۷۰۰ میلیون از یک میلیارد فقیر دنیا با درآمد روزی یک دلار را تشکیل می‌دهند.
• باوجود اینکه زنان دوسوم ساعات کاری جهان را انجام می‌دهند و نیمی از غذای مردم جهان را تولید می‌کنند، اما تنها ۱۰ درصد از درآمد جهان را به دست آورده و مالک یک درصد از دارایی‌های جهان هستند.
• بیش از ۳۵% از زنان جهان تجربه انواع خشونت فیزیکی و یا جنسی بوسیله شریک زندگی خود یا خشونت جنسی توسط غیر از شریک زندگی شان را دارند.
• در حالیکه انواع بسیاری دیگر خشونت وجود دارد که در این آمار به آن اشاره نشده است.
• ۳۰% زنانی که در راوابط زناشویی و دوستی بوده اند تجربه خشونت فیزیکی یا جنسی داشته اند و در برخی کشورها ۳۸% زنان توسط همسران خود تحت خشونت قرار گرفته اند.
• ۳۸% زنانی که به قتل می رسند توسط شریک زندگی شان بوده است.
• زنانی که تحت خشونت قرار گرفته اند بالاترین میزان مشکلات سلامت جسمی یا روحی را دارند به عنوان مثال ۱۶% آنان فرزندانی با وزنهای بسیار پائین بدنیا می آ.رند
• آنها دو برابر بیشتر احتمال دارد سقط جنین کنند ، دو برابر بیشتر احتمال افسردگی را دارند و در برخی کشورها ۵/۱ برابر احتمال ابتلا به ایدز را دارند در مقایسه با زنانی که با خشونت شریک زندگی مواجه نیستند.
• ۷% زنان در جهان مورد خشونت جنسی کسی غیر از شریک زندگی شان قرار گرفته اند آمار کمی در مورد کسانی که سلامتی شان تحت تاثیر خشونت جنسی قرار گرفته وجود دارد در هر صورت آماری که منتشر شده حاکی از آن است زنانی که تجربه خشونت جنسی را داشته اند ۳/۲برابر بیشتر احتمال معتادشدن به الکل و اختلالات روحی و ۶/۲ برابر بیشتر احتمال افسردگی و اضطراب را دارند.
• در روسیه: درهر ساعت یک زن جان خود را در اثر خشونت خانگی از دست می دهد، که این روند سالانه مرگ بین ۱۲۰۰۰ تا ۱۴۰۰۰ زن را رقم می زند.
• فلسطین: حدود ۳۷ در صد از زنان فلسطینی از جانب شوهرانشان مورد خشونت خانگی قرار می گیرند. طبق تحقیق سال ۲۰۱۲ دفتر مرکزی آمار فلسطین از این ۳۷ درصد، ۵۱ در صد از آنان در غزه زندگی می کنند زنان فلسطینی مورد انواع گوناگونی از خشونت قرار می گیرند، ۷۶٫۴ درصد از زنان گزان Gazan مورد خشونت روحی-روانی، ۳۴٫۸ درصد مورد خشونت فیزیکی، ۷۸٫۹ درصد مورد خشونت اجتماعی و ۸۸٫۳ در صد از آنها مورد خشونت اقتصادی قرار می گیرند.
• سازمان مقابله با خشونت خانگی متذکر شده که ۷۴ درصد از زنان کارمند و خشونت دیده در محل کار از طرف همسر و یا هم کاران خود مورد آزار و اذیت قرار می گیرند
• قتل، دومین رتبه در مرگ و میر هایی را دارد که در محیط کار صورت می گیرد. طبق گزارش اداره کار، آمار تجاوز و آزار و اذیت های جنسی بر علیه زنان در محیط کار بیش از ۲۵۰۰۰ مورد است.
• خشونت خانگی بین ۳ تا ۵ بیلیون دلار برای کارفرمایان هزینه در بر دارد
• در آمریکا، در دهه ۱۹۷۰، نزدیک به ۴۰۰ هزار زوج در قالب الگوهای هم‌خانگی زندگی می‌کردند. این در حالی است که بر طبق آمارهای سال ۲۰۱۰، بیش از ۷ میلیون زوج ( ۱۴ میلیون نفر) در آمریکا در قالب هم‌خانگی با یک‌دیگر زندگی می‌کنند.
• بنابر تخمین‌های سازمان جهانی بهداشت WHO ۱۵۰ میلیون دختر و ۷۳ میلیون پسر زیر ۱۸ سال تجاوز به عنف و سایر افراد خشونت جنسی را تجربه کرده‌اند.
• بر اساس گزارش تخمینی یکی از منابع، نماینده مخصوص خشونت جنسی در دوران بحران سازمان ملل، بین ۵۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ مورد تجاوز صورت گرفته است.
• طبق اولین آمار تخمینی تجاوز تهیه شده توسط دولت بوسنی – هرزگوین ۵۰۰۰۰ تن قربانی تجاوز شده اند، که البته گفته شده این آمار بی اعتبار و جنبه سیاسی داشته است. آمار تخمینی پارلمان مجلس شورای اروپا ۲۰۰۰۰ زن بوده که مورد تجاوز و دیگر فرم های خشونت جنسی واقع شده اند. احتمالاً آمار دقیق کسانی که بین سال های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۵ مورد تجاوز قرار گرفته اند هرگز مشخص نخواهد شد.
• در افریقای جنوبی در هر ۲۶ ثانیه یک زن مورد تجاوز قرار می گیرد.
• طی چهار ماه ۲۴۶۱ زن در اوگاندا قربانی خشونت خانگی شدند.
• زنانی که از لحاظ جسمی یا جنسی توسط شرکای خود مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند میزان مشکلات بهداشتی بیشتری داشته‌اند. به‌عنوان مثال، احتمال اینکه نوزاد با وزن کم به‌دنیا بیاورند ۱۶ درصد بیشتر است. این زنان در مقایسه با زنانی که خشونت شریک جنسی را تجربه نکرده‌اند بیش از دو برابر احتمال سقط جنین داشته، احتمال ابتلا به افسردگی در میان آن‌ها تقریباً دو برابر بوده، و در برخی از مناطق، ۱٫۵ برابر بیشتر احتمال دارد به HIV مبتلا شوند.
• در سطح جهان، ۷ % زنان مورد تجاوز جنسی فردی بجز شریک جنسی خود قرار گرفته‌اند.
• ایران: بیش از ۶۶ درصد زنان ایرانی، دست کم یک بار در زندگی خود، قربانی خشونت خانگی بوده‌اند. آزار روانی ۵۲ درصد و خشونت فیزیکی ۳۷ درصد خشونت‌ علیه زنان را شامل می‌شود. بر اساس پژوهش میترا خاقانی‌فرد که بین زنان مراجعه کننده به مجتمع قضایی خانواده در سال ۱۳۸۲ انجام شده، ‌۴/٨١ درصد زنان بیشترین خشونت اقتصادی را هنگامی تجربه کرده‌اند که همسرانشان با سوء استفاده از تمام منابع خانواده سعی داشته‌اند آنان را کنترل یا به رفتار مطابق میل شوهران، وادارکنند. درصد بالایی از زنان تمایل به خودکشی و آسیب‌ رسانیدن به همسر را تجربه کرده‌اند. همچنین بیش از ۷۰ درصد زنان قربانی خشونت به ‌فکرانتقام بوده و ‌٩/۶٣ درصد آنان آرزوی مرگ همسرانشان را درسر داشته اند …

منابع:

http://goo.gl/vhK4Ef
http://goo.gl/3fJKV
http://goo.gl/XiNwo

بهمن
۲۲
۱۳۹۲
مثل مادرم فقط می خواستم بخوابم
بهمن ۲۲ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

by PhotoCatcherعکس: PhotoCatcher 

مژگان میراشراقی – مددکار اجتماعی

مادر بزرگ کلافه است. نوه بزرگش بعد از آنکه همسرش از او به دلیل اعتیاد به مصرف داروهای روانپزشکی جدا شده است؛ به منزل او پناه آورده. کامران، دردوران سربازی به مصرف تریاک وبعد ماده شیشه روی می آورد اما، خودش می گوید که اعتیادش سال ها قبل  بدون آنکه خود بداند با مصرف  لورازپام  والکل شروع شده بوده است.

 از دختر دوساله اش صحبت می کند. دستانش می لرزد، ۳۰ سال دارد و فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران است. والدینش او را ازخانه بیرون کرده اند. می گوید از دوران نوجوانی پنهانی قرص های مادرش را مصرف می کرده است. می گوید : “والدینم مرا معتاد بدبخت صدا می کنند اما نمی دانند که خودشان سال هاست که معتادند.

از بچگی شاهد دعوا و مشاجره والدینم بودم. پدرم همیشه مست بود و یک گوشه می افتاد. مادرم هم بعد از هر دعوا یک مشت قرص آرام بخش می خورد و می خوابید.

مادرم که قهر می کرد پای خاله های غریبه به خانه باز می شد. من که هرشب در اتاق کناری صدای تمامی روابط پدرم را با زنها می شنیدم، کم کم فهمیدم که این خاله ها را پدرم از کنار خیابان سوار ماشین می کند. حتی برای فامیل نیز دیگر عادی شده بود که بعد از هر دعوا وساطت کنند تا مادرم به خانه بازگردد، اما دوباره همان بساط همیشگی بود. یادم می آید چندباری پدرم، مادرم را بدون آنکه حتی  اجازه دهد کفش هایش را بپوشد، از خانه بیرون کرد.

اوایل از مشروب پدرم می خوردم و دزدکی از قرص های مادرم بر می داشتم مادرم حتی شک نمی کرد که چرا تعداد قرص هایش بتدریج کم می شود.

از آن وضعیت خسته شده بودم و می خواستم منم مثل  مادرم بخوابم.

اعتیاد والدین یکی از انواع کودک آزاری است

پژوهش ها نشان می دهند که سوء مصرف مواد و الکل توسط والدین یکی از عمده ترین عوامل آزار و بی توجهی در حق کودکان است. اکثر متخصصین بهزیستی کودکان، گزارش می کنند که اعتیاد والدین حداقل با نیمی از موارد کودک آزاری در ارتباط است. به گزارش خبرگزاری ایسنا، آمارهایی که براساس طرح شیوع شناسی ملی مشخص شده است، نرخ شیوع اعتیاد در ایران ۲.۶۵ درصد است و ۵۸ درصد از معتادان ایران زیر ۳۴ سال دارند. همچنین ۲۱.۴۵ درصد از افراد دارای تحصیلات لیسانس و بالاتراز آن به گروه مشتریان مواد مخدر پیوسته اند. با وجود آنکه تاکنون تحقیقات گسترده ای در زمینه اعتیاد به الکل در ایران صورت نگرفته است اما پژوهشی پیرامون میزان شیوع مصرف مواد محرک، انواع داروهای روانگردان، روانپزشکی و الکل روی ۸ هزار جوان ۱۵ تا ۳۵ سال مناطق ۲۲ گانه تهران صورت گرفته است، نشان می دهد که متوسط سن مصرف الکل به ۲۰ سال رسیده است. ۵/۲۶ درصد از این جوانان سابقه مصرف الکل را  در خانواده خود گزارش کرده اند و همچنین ۸/۲۸ درصد از دانشجویان نیز اعلام داشته  اند که در حد زیاد و خیلی زیاد به مشروبات الکلی اعتیاد دارند. اما اعتیاد بیماری است که یکی ازعوارض آن ابعاد گسترده ای از خشونت خانگی است.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که اعتیاد والدین خود یکی از انواع کودک آزاری است. به والدینی که اعتیاد دارند به عنوان مراقب و مسئول نگریسته نمی شود. حدود ۴۰ درصد کودکانی که قربانی خشونت و سوء رفتار بوده اند، دارای والدین و مراقبینی وابسته به الکل و مواد مخدر بوده اند. الکل و سایر مواد مخدر باعث می شود والدین کمتر روی رفتارهای خود کنترل داشته باشند، رفتارهای بازدارنده کمتری داشته باشند و در نتیجه رفتارهای آزارگرانه بیشتری انجام دهند.

اعتیاد والدین سبب می گردد که خانواده با فقدان مهارت های فرزند پروری، کاهش مدیریت در خانه و فقدان مهارت های ارتباطات در خانواده روبرو گردد. بسیاری از این خانواده ها سبک زندگی انزواطلبانه ای برای خود و فرزندانشان ایجاد   می کنند. عموما والدینی که الکل یا مواد مخدر مصرف می کنند دارای این خصوصیات هستند:

–        در کودکی از راهنمایی صحیح محروم بوده اند و الگوی مناسبی برای الگوبرداری مثبت و مناسب نداشته اند.

–        در انزوا رشد کرده اند.

–        مبتلا به افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین هستند.

–        در جوی از فشار روانی و تعارضات خانوادگی رشد کرده اند و یا زندگی می کنند.

فرزندانی که والدین معتاد دارند، از ضربه های روحی رنج می برند و فشار روانی را بطور پیوسته تجربه می کنند. وابستگی والدین به مواد، به توانایی والدین در برآوردن نیازهای کودک از جمله مراقبت، راهنمایی، آموزش انضباط و نیازهای مربوط به سن کودک تاثیر منفی قابل توجهی می گذارد.

بسیاری از فرزندان دارای والدین معتاد، دارای مشکلات تحصیلی هستند؛ همچنین اختلالاتی نظیر افسردگی، اضطراب، انزاوای اجتماعی، پرخاشگری و مشکلات سلوک را نشان می دهند. گاهی مشکلات رفتاری کودک که به علت زندگی در چنین محیطی ایجاد شده است، خود باعث افزایش بدرفتاری با کودک می شود و این چرخه بیمارگونه ادامه می یابد.

بسیاری از پژوهش ها در این زمینه نشان داده است کودکانی که دارای والدین معتاد هستند، بیشتر از سایر کودکان در معرض ابتلا به الکلسیم و سوء مصرف مواد مخدر هستند. آنان بیشتر از دیگران احساس شکست، عزت نفس پائین و دچار افسردگی و اضطراب هستند.

متاسفانه بسیاری از آنان دیر یا زود، تسلیم الگویی می شوند که والدین به آنها ارائه کرده اند.احتمالا” به مصرف کنندگان موادمخدر تبدیل می شوند واگر مورد آزار قرار گرفته باشند، در آینده احتمالا فرزندان خود را مورد آزار قرار خواهند داد.

 « از مهد کودک با مادر تماس گرفته اند. پسر ۴ ساله دوباره خودش را  درکلاس خیس کرده است. مادر می گوید یک سالی می شود که پسرش شب ادراری دارد.  همسرش بازاری است و درآمد نسبتا مناسبی دارد؛ اما مصرف کننده مواد و الکل است. از مادر خواسته می شود که برای درمان کودک به روانپزشک مراجعه کند. مادر می گوید که  به پسرش گفته است که بچه خوبی باشد اما او هنوز خودش را شب ها  خیس می کند. مادر اعتراف می کند که خود نیز مضطرب و کم طاقت شده است. محیط خانه به شدت متشنج است و شبی نیست که با همسرش درگیری نداشته باشد. چند روز پیش پسر و دختر ۲ ساله اش را به شدت کتک زده و دیگر حوصله جیغ های ممتد آنها را در خانه ندارد. او می گوید چندی است که به طلاق فکر می کند. با اینکه خود زنی تحصیل کرده و دارای شغل مناسبی است، اما از واکنش همسرش به شدت می ترسد.»

اعتیاد والدین باعث می شود کودکان دائما احساسات پیچیده ای را تجربه کنند. آنها گاهی احساس گناه، ترس،  درماندگی، خشم و خجالت و شرم را در یک زمان تجربه می کنند.همچنین بسیاری از آنان مبتلا به اختلال خواب و شب ادراری می گردند. کودکان همیشه باید ساکت و آرام باشند و مراقب باشند که والدین خود را عصبانی نکنند.

باید برای ایمنی کودک چاره ای اندیشید.

زمانی که در خانواده ای، سوء مصرف مواد یا الکل وجود دارد و از طرفی کودک با پدیده  آزارو غفلت روبرو است،      می بایست هردو مشکل اعتیاد و کودک آزاری را با هم مورد توجه قرار داد.

کودکانی که دارای والدین معتاد هستند، در صورتی که از حمایت های اجتماعی افرادی نظیر اقوام و معلمان برخوردار باشند، بهتر می توانند با فشارهای روانی ناشی از زندگی با این والدین مقابله کنند.

اما برقراری سیاست های پیشگیرانه وارائه خدمات اجتماعی در سطح محله و مدرسه می تواند بسیاری از این کودکان را از چرخه خشونت و حتی اعتیاد نجات دهد.

این اقدامات می توانند شامل :

–        آموزش برای کلیه کودکان، نوجوانان و جوانان در زمینه اعتیاد

–        ایجاد زمینه امکان دسترسی مستقیم به خدمات حمایتی برای کودکان دارای والدین سومصرف کننده، پیش از انکه کودک مورد بدرفتاری و خشونت قرار گیرد.

–        آموزش شیوه های فرزندپروری، آموزش های پیشگیرانه و حمایتی برای تمامی زوج هایی که صاحب فرزند شده اند.

–        ایجاد گروه های خودیار و سایر خدمات حمایتی برای کلیه والدینی که تحت فشارروانی قرار دارند.

–        آموزش کلیه کسانی که با کودکان و خانواده ها کار می کنند از جمله معلمان، ارائه دهندگان خدمات، پزشکان وبخصوص متخصصین زنان وزایمان، متخصصین کودک، کارکنان بخش های اورژانس و فوریت های پزشکی.

 باید با این واقعیت روبرو گردید که مسئله اعتیاد تبدیل به یک مشکل ملی در ایران گردیده است. ابعاد اعتیاد و الگوهای مصرف درطی سال های گذشته به شدت تغییرکرده است. اعتیاد درایران تبدیل به چرخه ای گردیده که به بازتولید خشونت و آزار در جامعه دامن می زند. بدیهی است که پیشگیری و درمان نیز باید چند جانبه و از ابعاد مختلف صورت گیرد. دیگر تنها دستگیری و اعدام  قاچاقچیان مواد و الکل  چاره کار نیست . چنانچه می بایست ، درجاییکه جای خالی قوانین حمایت از کودکان به شدت احساس می شود  کار با کودک، بهبود عملکرد والدین و مداخلات در سطح اجتماعی و در چارچوب ملی به طور همزمان صورت گیرد.

منابع :

–        گزارش نشست ماهانه انجمن حمایت از حقوق کودکان ،پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان ، ۱۱ تیرماه ۱۳۹۲

–        نوروزی ،فاطمه ، بررسی گزارش پیشینه کودک آزاری و بی توجهی با توجه به تفاوتهای جمعیت شناختی و ارتباط آن با شدت افسردگی در دانش آموزان دبیرستانهای تهران ؛ دانشگاه علوم پزشکی ایران

–        خبرگزاری ایسنا، بهمن ۱۳۹۲

–        http://goo.gl/sYfWGT

–        http://goo.gl/mP2avy