صفحه اصلی  »  2013 May
خرداد
۱۰
۱۳۹۲
قول مردانه برای جلوگیری از خشونت علیه زنان تحول جهانی است
خرداد ۱۰ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

OLYMPUS DIGITAL CAMERAعکس:  migna.ir

 تا جایی که به خاطر می آوریم، همیشه سعی بر این داشته ایم که به خشونت علیه زنان خاتمه دهیم. اما معتقدم که امروز بالاخره در جایی ایستاده ایم که نقطه تحول جهانی است. همان طور که همه ما می دانیم وقایع خشونت آمیز شگفت آور، آشکار و رو به افزایش از دهلی گرفته تا قاهره و از برداسدراپ در آفریقای جنوبی تا ستئوبنویل اهایو  توجه و خشم جهانی را معطوف خود کرده اند. روزنامه نگاران، فعالان، و دیگر نفوذ داران، این موضوع را مشخص کرده اند که تمامی این وقایع توصیفاتی از یک مشکل مشترک جهانی هستند. میزان آگاهی و نیروی محرک جامعه مدنی و رهبران دولت هیچگاه در این رابطه چنین قدرتی نداشته اند. جهانیان مناظره می کنند و پاسخ می دهند. شاید که مهترین مسئله این است که هم اکنون بیشتر از هر زمان دیگر مردان و زنان متحد، همراه و یک پارچه در برابر این موضوع عکس العمل نشان می دهند.

مردانی که در این مبارزه به زنان می پیوندند به مرور زمان بیشتر و بیشتر به این مسئله پی می برند که آنها قسمتی از راه حل این مشکل هستند. تعداد مردانی که شانه به شانه زنان در تظاهراتی که علیه تجاوزات جنسی، اذیت و آزارهای جنسی، خشونت های جنسیتی و بطور کلی تبعیضات صورت می گیرد روز به روز رو به فزونی است. ما شاهد خشم مردان و عکس العمل آنها نسبت به وقایع دهلی، ستئوبنویل و قاهره بودیم. ما شاهد آن بودیم که شهردار شهر دالاس، مایک رالینگ، برنامه ای را طراحی کرده است که مردان شهر را به مبارزه علیه خشونت خانگی فرا می خواند. در نهایت مردان بیشتری روزانه متوجه این مسئله می شوند که خشونت مردان علیه زنان یک مسئله خصوصی و زنانه نیست بلکه یک مسئله حقوقی و انسانی است که ضررش بر همه اثر می گذارد. این عبارت و بیان نا برابری است که همه را محدود می کند. تنها آن زمان که همه ما احساس امنیت کنیم می توانیم پیشرفت کنیم و در این مبارزه پیروز شویم.

به تجربه من، اغلب مردان می خواهند که در رابطه با این مسئله اقدام کنند اما نمی دانند که چه اقدامی و چگونه؟ مردان چه کار کنند تا جلوی این مشکل جهانی و همه گیر را بگیرند؟ تجربه نشان داده است زمانی که مردم دعوت می شوند که قسمتی از راه حل باشند، قسمتی از چیزی بزرگتر، و ترغیب شوند که با دید بازتر و واقع بینانه تری به یک موضوع  فکر کنند،  چه آن موضوع مسئله بزرگ باشد یا کوچک ،در دنیای خود از عهده آن بر می آیند.

به همین دلیل است که کمپین یک میلیون مرد-یک میلیون زن که در ۸ مارس ۲۰۱۳ پایه گذاری شد از مردان جهان می خواهد که به خود بنگرند، به رفتارشان، خانه، مدرسه، محل کار و محیط خود و به وعده های قابل اجرا که به کاهش نا برابری و خشونتی که در اطراف خود مشاهده می کنند احساس تعهد کنند. در نهایت اگر تمام فعالیت ها و اثراتی را که این عمل بر جا می گذارند را روی هم بگذاریم شاهد آن تحول واقعی خواهیم بود.

ما از زنان می خواهیم که از خود و مردان زندگیشان همین را بخواهند و خوشبختانه جواب نیز گرفته ایم. رهبران و شرکا از اقسی نقاط دنیا نیز در حال عمل به قول هایشان در مورد خاتمه دادن به خشونت علیه زنان هستند که از آن جمله می توان قطع کردن یک اتفاق خشونت آمیز را با در زدن خانه “همسایه خشونت گر” و یا در خواست کمک کردن و آگاه کردن مسئولان از یک خشونت خیابانی علیه زنان نام برد. این چنین برخوردهایی باعث می شوند  هر جا که آنها حضور داشته باشند امنیت و برابری حکم فرما باشد. سیاست مداران، هنرپیشه گان،کمدین ها، سفرا، موسیقی دانان، معلمان، رهبران مذهبی، تجار و دیگر مردم متفقاً می گویند که دیگر کافی است و قول داده اند که در راه خاتمه دادن به این خشونت ها اقدام کنند.

شما نیز می توانید اقدام کنید. از خود بپرسید: آیا من نهایت سعی خود را می کنم که به نا برابری در خانواده، دوستان کلاس، محیط کار،واحد رزمی و تیم بازی خود خاتمه دهم؟ چگونه می توانم بدون در معرض خطر قرار گرفتن جلوی بحث خشونت آمیزی که در همسایگی می شنوم و یا در ایستگاه قطار می بینیم را بگیرم؟ در دنیایی که در آن زندگی می کنم و تأثیرگذار هستم چه اقدامی می توانم انجام دهم؟ چگونه می توانم مسئول باشم؟

 وعده ای برای خود بسازید و آن را با دیگران در میان بگذارید.

نویسنده: Mallika Dutt

مترجم: مهتاب صمیمی

منبع: http://goo.gl/GdYrL

خرداد
۱۰
۱۳۹۲
مراقبت از کودکان در دنیای ناامن بزرگسالان
خرداد ۱۰ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۱
image_pdfimage_print

 نوشته: رابعه موحد . روانشناس اجتماعی

 از کارکردهای مهم خانواده، تولیدمثل، حفاظت، مراقبت و تامین امنیت و ایجاد زمینه رشد همه‌جانبه فرزندان است. مراقبت و امنیت لازم برای ادامه زندگی سالم جسمانی و روانی از وظایف مهم خانواده است. در همه‌جای جهان کودکان آسیب‌پذیرترین و ضعیف‌ترین قشر جامعه هستند که بدون مراقبت لازم، قادر به ادامه حیات نخواهند بود. بی‌دلیل نیست که سازمان ملل بخشی از کار خود را به حمایت از حقوق کودک اختصاص داده و سعی کرده توجه بشریت را به شکننده و بی‌پناه‌بودن آنها در نبود حمایت‌های خانوادگی، اجتماعی و جهانی جلب کند.

 ما همواره شاهد آسیب‌های جان‌گداز کودکان معصوم در دور و نزدیک خود بوده‌ایم، از آسیب‌های جبران‌ناپذیر در جنگ‌ها، زلزله و ویرانی‌های طبیعی که کودکان به‌راحتی می‌توانند طعمه تاجران انسان شوند تا کودکان‌کار که تا نیمی از شب با دندان‌های به‌هم خورده و تن نحیفشان، فال و دستمال و … می‌فروشند و ما از کنارشان می‌گذریم، شاید زیر لب بگوییم چه می‌توان کرد؟

 اما موضوع دیگری وجود دارد که نمی‌توان در برابر آن گفت چه می‌توانم بکنم و آن مراقبت والدین از کودکان خودشان است. یک سهل‌انگاری کوچک می‌تواند فاجعه‌بار باشد. والدین باید بدانند کودکان، دنیا را با دیدگاه ساده و صلح‌آمیز خودشان ارزیابی می‌کنند. آنان از درک دیدگاه دیگران عاجز هستند و با این ساده‌اندیشی که جهان همان‌گونه است که آنها می‌بینند وارد جهان پیرامون خود می‌شوند.

 از نظر پیاژه، تفکر کودکان از نظر کیفی با بزرگ‌ترها متفاوت است و شیوه احساس و تعبیر کودک از جهان با فرد بزرگسال فرق دارد. مفهوم خطر برای کودکان، مخصوصا قبل از ۱۱‌سالگی ملموس و قابل‌درک نیست و همان‌گونه که یک بزرگسال خطر را درک می‌کند، آن را درک نمی‌کند و فقط به شکل طوطی‌وار آن را می‌آموزد بدون اینکه علایم و معنای نزدیک‌شدن افراد مشکوک و خلافکار را بفهمد. پس والدین نمی‌توانند به این امید که به کودکان گوشزد کرده‌اند بیرون خطرناک است و نباید از جلو خانه دور شوند، آنها را با خیال آسوده برای بازی در کوچه یا خرید از سوپر‌مارکت محله، گذاشتن زباله دم در و… بفرستند.

 والدین باید به عنوان تنها نگهبان کودکان خود در خانه و بیرون از منزل وظایف سنگین خود را ایفا کنند. تابستان در راه است و کودکان فارغ از درس و مشق، شاید تنها سرگرمی‌شان بازی با بچه‌های محله باشد و این حق طبیعی آنها‌ست تا سبک‌بال و به‌دور از سایه مرگبار خفاشان و بیماران روانی و ضد ‌اجتماعی و قربانیان فقر که به طور غریزی برای بقای خود دست تعرض به سوی کودکان بی‌پناه دراز می‌کنند، رها از حصار زندگی آپارتمانی‌شان در کوچه‌ها بدوند و فریاد‌کنان، انرژی خود را با خنده و بازی تخلیه کنند اما چه می‌شود کرد که دنیای ناامن امروز ما چنین حقی به کودکان نمی‌دهد. بیایید با توجه به شرایط اجتماعی و واقع‌بینی بیشتر از کودکان خود مراقبت کنیم.

منبع: http://goo.gl/fCZvq

خرداد
۹
۱۳۹۲
میانجی گری در انگلستان روش مقابله با خشونت خانگی
خرداد ۹ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰

image_pdfimage_print

Shadow home secretary Yvette Cooper  عکس: Stefan Rousseau/PA/ گاردین

برخی معتقدند این روش مانند عذر خواهی قربانی است و نباید در موارد جدی خشونت خانگی استفاده شود.یووت کوپور دبیر نظارت امور داخلی می گوید : در استفاده ازروش های  میانجی گری های در جرم های جدی خشونت خانگی بر خلاف سیاست های تعیین شده بوسیله سازمان روسای پلیس انگلستان عمل شده است.  بر مبنای تحقیقات مجلس عوام انگلستان، افسران پلیس در یک مورد از هشت موردی که در خشونت خانگی دیده می شود ،  حتی خشونت هایی که در آن چاقو کشی دیده شده با درخواست از مجرم برای عذر خواهی از شاکی به جای فرستادن به دادگاه مسئله را حل و فصل می کنند .

دبیر نظارت امور داخلی می گوید: بعد از کاهش بیست درصدی بودجه پلیس در سال ۲۰۱۰ رشد قابل توجهی در حل وفصل جرایم سنگین از طریق راه حل های درون محلی مانند میانجی گری های بازگردانده به چشم می خورد .

بر مبنای اطلاعات در دسترس در کتابخانه مجلس عوام انگلستان بعضی از مامورین ۱۴ درصد از جرایم خشن ثبت شد ه را به جای طی مسیر دادگاه از این طریق حل و فصل می کنند. تعداد این موارد ۱۳۴۲۰ در سال ۲۰۰۹ به ۲۲۷۳۳ در سال ۲۰۱۰ و ۳۳۶۷۳ مورد در سال گذشته ( سال پیشین قبل از نشر این مطلب )  رشد پیدا کرده است. آمار سال ۲۰۱۲ شامل ۱۰۱۶۰ مورد جرم همراه با اسیب بدنی جدی به اشخاص است. البته استفاده از راه حل های درون محلی شامل میانجی گری های بازگردانده برای مواردی مانند جرایم کیفری سطح پایین با آسیب کم و همچنین درگیری های فیزیکی بدون صدمه بدنی یا رفتار ضد اجتماعی با عنوان جایگزین برای فرستادن به مسیر دادگاه توصیه شده است ولی   سازمانهای سازمان روسای پلیس انگلستان می گوید چنین روش هایی تنها در مواردی باید استفاده شوند که مجرم مسئولیت کارخویش را پذیرفته  است  وشاکی هم  مورد مشاوره قرار گرفته و مجرم سابقه قبلی مرتبط با خشونت خانگی نیز نداشته باشد . جرایم از این دست باعث ثبت سوء سابقه یا ثبت شدن در اطلاعات کامپیوتر سراسری پلیس نمی شوند .

کوپر می گوید: بر مبنای شواهد موجود استفاده از سیاست میانجی گری های باز گردانده شده در مقابل با رفتارهای ضد اجتماعی یا جرایم کوچک بسیار تاثیر گذار است . اما شواهد موجود و سیاستهای اعمال شده از سوی سازمان روسای پلیس انگلستان به روشنی بیان می کند که چنین روش هایی در جرایم جدی و خشونت های خانگی به هیچ عنوان نباید استفاده شوند . اگر این  روش ها در چنین مواردی استفاده شوند موجب از بین رفتن اعتبار آنها می شود .

بر مبنای اطلاعات کتابخانه مجلس عوام انگلستان و بر مبنای اطلاعات ارائه شده بوسیله ماموران تحت پوشش قانون آزادی اطلاعات روش های درون محلی در ۲۲۲۵ مورد ازخشونت های خانگی در سال ۲۰۱۲ اعمال شده در منطقه منچستر خود را بیشتر نشان می دهد .

کوپر می گوید که دولت مردان با کاهش بودجه در این زمینه اجازه رشد این موارد را دادند و این یک تصادف نیست که چنین رشدی در استفاده از راه حل درون محلی همزمان با کم شدن ۱۵۰۰۰ نیروی پلیس شد ه است . پلیس با تعدادکمتری نیرو نیز انجام می تواند این کار را دهد و این چنین عدالت در مورد جرایم سنگین و شاکیان اسیب پذیر در خطر قرار میگیرد .

وی می گوید . ترسا می دبیر داخلی باید اقدام به سیاست های راهنمایی در مورد استفاده از راه حل های درون محلی کند . این مسئله به مرتکبین خشونت های خانگی تنها با یک عذر خواهیآزاد  می شوند بسیار ازار دهنده است و همچنین می تواند خطر بیشتر شدن سوء استفاده را به همراه داشته باشد.

مترجم : علی رضا بختیار

منبع: http://goo.gl/9hY4D

خرداد
۸
۱۳۹۲
تأثیر استرس بر روابط زناشویی
خرداد ۸ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

 jahan newsعکس: جهان نیوز

 نوشته:دکتر غلامحسین قائدی روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شاهد

 وقتی می شنویم زندگی یک زوج از هم پاشیده و جدا شده اند، اولین دلیلی که به ذهن مان می رسد، این است که با هم تفاهم نداشته اند یا تربیت متفاوت و اختلاف فرهنگی عامل این جدایی بوده است و کمتر کسی به این نکته توجه می کند که استرس زیاد هم می تواند باعث از هم پاشیدن رابطه ها شود…

البته نه استرس خود رابطه، بلکه فشارهای اجتماعی و روزمره زندگی. مولفان کتاب «زن و مرد در استرس» نقش عوامل خارجی را در طلاق بررسی کرده اند. بچه دارشدن، خریدن خانه یا یک اتومبیل جدید گران قیمت و زیر بار بدهی های سنگین رفتن، اخراج، بیکار و خانه نشین شدن یکی از طرفین و… می توانند عاملی برای ایجاد استرس باشند. علاوه بر اینها، فشار ها و مسایل دیگری نیز وجود دارد که زاییده زندگی مدرن صنعتی اند.

یکی از استادان روان شناسی در یکی از مقاله های کتاب فوق الذکر می نویسد: «به دلیل تحولات شدید اجتماعی و وارونه شدن گروه سنی جمعیتی، نسبت به گذشته عوامل بیشتری وجود دارند که باعث استرس می شوند.» اگر برخورد با این مشکل ها منطقی نباشد، این فشارها طولانی مدت باشند و عوامل استرس زای دیگری به آنها اضافه شوند، اوضاع از کنترل خارج می شود، نارضایتی از رابطه زناشویی افزایش می یابد و در نتیجه خطر جدایی و طلاق وجود دارد. هرچه میزان استرس بیشتر باشد، نارضایتی از زندگی زناشویی و آمادگی برای دعوا و نزاع بیشتر می شود. ادامه استرس های حاد باعث می شود زن و مرد از هم فاصله بگیرند و کمتر با هم صحبت کنند ولی اگر زوجی موفق به مهار و غلبه بر این استرس ها شوند، رضایت خود را از زندگی مشترک از دست نخواهند داد.

استرس و روابط عاطفی

استرس یکی از عواملی است که بر روابط زناشویی تاثیر می گذارد. منبع استرس هرچه که باشد، می تواند باعث بروز مشکلاتی در روابط زناشویی و در نهایت نارضایتی زن و مرد از این رابطه شود. این استرس می تواند ناشی از یک روز کاری و پرمشغله، مشکلات مالی و… باشد. تاثیر استرس بر روابط عاطفی و زناشویی به زوج بستگی دارد و درک نکردن شرایط، حمایت عاطفی ناکافی، بی توجهی و… می تواند شرایط را حاد کند.

شناخت ریشه های استرس

استرس های روزمره تقریبا برای همه افراد جامعه وجود دارد و تقریبا همه ما به نوعی آنها را تجربه می کنیم ولی افزایش بیش ازحد آنها، ناتوانی در مدیریت و نوع واکنش ها به شرایط استرس زا می تواند نقش مهمی در چگونگی تاثیرگذاری آن بر زندگی ما داشته باشد. استرس در روابط عاطفی و زناشویی به خصوص اگر منشاء آن مرتبط با برقراری روابط زناشویی باشد، می تواند باعث شود زوج به جای ارائه رویکردهای ارتباطی عاطفی، از رویکردهای ارتباطی اجتنابی استفاده کنند.

استرس و نگرانی یکی از طرفین یا هر دوی آنها، باعث می شود رابطه زناشویی موفقیت آمیز و لذت بخشی را تجربه نکنند و به جای تمرکز بر لذت بردن از رابطه، ذهنشان درگیر نگرانی ها و استرس ها باشد. تکرار چنین تجربه ای علاوه بر اینکه باعث ایجاد استرس در برقراری رابطه زناشویی می شود، ممکن است باعث شود یکی از طرفین به دلیل ترس و نگرانی از تکرار تجربه های ناموفق گذشته، از همسرش دوری و به دلایل غیرمنطقی مانند خستگی، بی میلی، نداشتن زمان کافی یا مشغله های دیگر از برقراری ارتباط عاطفی نزدیک خودداری کند. این موضوع می تواند با اضطراب های شدید همراه باشد و زوج را دچار تحریف های شناختی در ارتباط با عملکرد یا روابط زناشویی کند. در این شرایط به آرامی طرح واره ها و افکار منفی درباره عملکرد و توانمندی جنسی در ذهن زوج شکل می گیرد و روابط زناشویی خود را شکست خورده قلمداد می کنند و در نتیجه هرگونه اقدام به برقراری رابطه را تکرار تجربه های ناموفق گذشته می دانند و از آن خودداری می کنند که نتیجه این کار تبعات بعدی مانند ناسازگاری و تعارض های زناشویی و نارضایتی از زندگی زناشویی خواهد بود. معمولا این همسران در بسیاری از موارد به اشتباه، علت نداشتن رابطه زناشویی را بروز مشکلات جنسی عنوان می کنند، حال آنکه استرس و مشکلات ارتباطی بین فردی دلیل اصلی نداشتن ارتباط است. گاهی هم زوج به دلیل علاقه ای که به یکدیگر دارند، اجتناب از برقراری رابطه را راه حلی مطمئن برای کاهش بحث ها و نگرانی های خود می پندارند و توجه و تمرکزشان را بر مسایل دیگر زندگی مانند روابط دوستانه و بین فردی، مسایل کاری و… معطوف و عملا از پرداختن به روابط زناشویی پرهیز می کنند. حتی ممکن است از این شرایط هم راضی باشند و زندگی معمولی خود را ادامه دهند و از اینکه روابط?عاطفی خوب و یکدیگر را دوست دارند، به خود ببالند؛ غافل از اینکه استرس و اضطرابی که اینگونه سرکوب می شود، تاثیرهای مخربی بر عواطف و هیجان های بین فردی می گذارد؛ حساس تر شدن، ابتلا به افسردگی، بروز مشکلات جنسی و…

رجوع به متخصصان

برای مدیریت چنین شرایطی با توجه به پیچیدگی خاص آن و امکان وجود دلایل مختلف و تبعات پیچیده و چندبعدی ای که دارد، باید به افراد متخصص مراجعه کرد تا با بررسی و ارزیابی دقیق روابط بین فردی، مشکلات زناشویی و شناسایی علل و در نهایت ارائه درمان ها و آموزش ها، مشکل حل شود.

منبع: http://goo.gl/m6gSR

خرداد
۵
۱۳۹۲
چگونه از خود و فرزندانمان در برابر خشونت خانگی محافظت کنیم؟
خرداد ۵ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰

image_pdfimage_print

afkar newsعکس: افکار نیوز

 خارج شدن از یک رابطه خشونت آمیز ساده نیست. شاید شما فکر می کنید ممکن است همه چیز تغییر کند و یا ازرفتار شریک زندگیتان پس از اینکه او را ترک کردید می هراسید. هر دلیلی که داشته باشید احتمالا” شما احساس می کنید توی تله افتادید و کمکی ندارید.

اینجا منابع زیادی برای زنی که خشونت دیده و تحقیر شده وجود داردو بعلاوه آن خطهای تلفنی که می توانید با آنها تماس بگیرید و پناهگاه ها و حتی کارآموزی، خدمات حقوقی، و مهدکودک .

شما مستحقید که بدون ترس زندگی کنید . برای این منظور کمک بطلبید.

 از یک رابطه خشونت آمیز خارج شوید

چرا او را ترک نمی کند؟ این سوالی است که بسیاری از مردم می پرسند زمانی که می ببیند زنی مورد خشونت و تحقیر قرار گرفته است. اما اگر شما در یک رابطه خشونت آمیز قرار داشته باشید میدانید که به این سادگیها هم نیست. پایان یک رابطه با اهمیت هرگز اسان نیست. این حتی مشکلتر است به ویژه زمانی که در انزوا از دوستان و خانواده تان قرار داشته اید؛ از نظر روحی زمین خورده اید، از نظر مالی تحت کنترل هستید و از نظر جسمی تهدید شده اید.

اگر دارید تصمیم می گیرد بمانید و یا ترکش کنیدف شما ممکن است احساس گیجی کنید،  نامعین، تهدید شدن، داغان شدن. در یک لحظه ممکن است بخواهید نامیدانه فرار کنید در مرحله بعد، شما ممکن است بخواهید در رابطه بمانید؛ ممکن است خودتان را سرزنش کنید برای خشونت و احساس ضعیفی کنید و احساس خجالت زدگی کنید چونکه خودکرده را تدبیر نیست مراقب باشید در تله سردرگمی ، احساس گناه، یا سرزنش خود نیفتید. تنها چیزی که اهمیت دارد امنیت خودتان است.

 اگر مورد خشونت قرار گرفتید بخاطر داشته باشید:

  • شما سرزنش نمی شوید بخاطر اینکه صدمه دیده و یا دشنام شنیده اید
  • شما عامل رفتار خشونت آمیز شریک زندگیتان نیستید
  • شما مستحقید  که با احترام با شما رفتار شود
  • شما مستحق یک زندگی امن و شاد هستید
  • فرزندان شما مستحق امنیت و زندگی شاد هستند
  • شما تنها نیستید،کسانی برای کمک به شما آماده اند

 کمک به زنی که مورد خشونت و صدمه دیده است:

تصمیم بگیرید که ترکش کنید

همانطور که باید تصمیم بگیرید که به یک رابطه خشونت آمیز پایان داده و یا برای حفظ ان تلاش کنید اینها در خاطرتان نگهدارید:

 اگر امیدوارید که شریک زندگی خشونت گر شما تغییر کند… خشونت احتمالا” دوباره رخ می دهد. او عمیقا” مشکل روحی و روانی دارد . با وجودیکه تغییر غیر ممکن نیستف اما ساده و سریع هم اتفاق نمی افتد. و این تغییر تنها زمانی رخ می دهد که شریک زندگی خشونت گر شما مسئولیت تمام کارهایی که می کند بر عهده بگیرد دنبال معالجه حرفه ای باشد و از زندگی دوران کودکی ناخوشایندش، استرس، کار، نوشیدنی و عصبانیتش؛ سرزنش کردن شما دست بردارد.

اگر معتقدید که می توانید به کسی که شما را مورد خشونت قرار می دهد کمک کنی  … این تنها طبیعت شماست که می خواهید به شریک زندگیتان کمک کنید. شاید تصور کنید که شما تنها کسی هستید که او را درک می کنید و این باعث احساس مسئولیت شما برای حل مشکلات می شود. اما واقعیت اینست که با ایستادن و اجازه دادن به اینکه خشونت دوباره تکرار شود شما باعث تقویت و محیا نمودن رفتار خشونت گرای او می شوید بجای اینکه به فرد خشونت گرکه مشکلش را برای همیشه حل کند.

 اگر شریک زندگی شما قول داد که به رفتار خشونت بارش پایان دهد… وقتی با دست آوردهای خود مواجه می شود

خشونت گر اغلب در جستجوی شانس دیگری است، التماس می کند برای اینکه بخشیده شود، و قول می دهد که تغییرکند.

حتی ممکن است آنچه را در آن لحظه می گویند جدی باشد. اما هدف واقعی آنها اینست که کنترل کننده باشند و مانع ترک شما شوند. اما بیشتر اوقات آنها سریعا” به رفتارهای خشونت گرایانه خود بر می گردند وقتی که آنها بخشیده شوند دیگر نگران اینکه شما او را ترک خواهید کرد نیستند

اگر شریک زندگی شما در حال مشاوره و یا برنامه هایی برای صدمه زدن است… حتی اگر شریک زندگی شما در حال مشاوره است با این وجود هیچ تضمینی وجود ندارد که او تغییر کردهباشد. تعداد زیادی از افراد خشونت گر در حالیکه برای مشاوره می روند اما به خشونت، سوءاستفاده و کنترل کردن ادامه می دهند. اگر شریک زندگی شما قدر مسائل کوچک را میداند یا بهانه می آورد، این نشانه خوبی است. اما شما هنوز بر مبنای اینکه حالا او چه کسی است تصمیم بگیرید نه آن مردی که شما آرزو دارید  باشد.

  اگر شما در باره اینکه وقتی او را ترک می کنید چه اتفاقی خواهد افتاد نگران هستید… شما ممکن است نگران این باشید که شریک زندگی خشونت گر شما چه کاری انجام خواهد داد، شما کجا خواهید رفت، یا چطور شما می توانید از خودتان و فرزندانتان نگهداری کنید. اما اجازه ندهید چیزهای ناشناخته شما را در معرض خطر یا وضعیت نا سالمی قرار دهند

 نشانه های عدم تغییر خشونت گر:

  • خشونتش را کوچک جلوه می دهد و منکر اینکه چقدر خشونت واقعا” جدی بوده است می شود
  • او به سرزنش کردن دیگران بخاطر رفتار خودش ادامه می دهد
  • او ادعا می کند شما کسی هستید که خشونت کرده اید
  • به شما فشار می رود که برای چند جلسه مشاوره بروید
  • به شما می گوید شما برای شانس دیگری که به شما داده به او مدیون هستید
  • شما باید به او برای ادامه مداویش فشار بیاورید
  • می گوید نمی تواند تغییر کند مگر اینکه شما با او بمانید و از او حمایت کنید
  • او سعی می کند احساس همدردی شما را ، فرزندانتان و یا خانواده و دوستانتان را جلب کند
  • او از شما انتظار دارد برای اینکه کمک گرفته در مقابل باید چیزی به او بدهید
  • به شما فشار می آورد که تصمیمتان را در رابطه ارتباطت به او بگیرید

کمک به زن خشونت و صدمه دیده : برنامه های امنیتی

در صورتی که شما آماده باشید یا نباشید برای ترک کردن خشونت گر، کارهایی است که برای حفاظت از خودتان می توانید انجام دهید.این برنامه های امنیتی می تواند بین جراحت شدید و یا کشته شدن و فرار با زندگی خودتان متفاوت باشد.

 فراهم نمودن مایحتاج

پرچم قرمز خشونت گر را بشناسید گوش به زنگ علائم و نشانه ها یی که خشونت گر دلخور شده و ممکن است

انفجارش را در عصبانت و یا خشونت نشان دهد باشید. چندین دلیل قانع کننده برای اینکه بتوانید خانه را ترک کنید آماده داشته باشید. ( در شب و روز هر دو) اگر احساس می کنید در جوش و خروش بدی قرار گرفته اید.

محل های امن خانه را شناسایی کنید

بدانید کجا می خواهید بروید اگر فرد خشونت گر حمله یا جر و بحث را شروع کرد.از رفتن به جاهای کوچک جاهایی که راه خروج و فرار ندارند( مانند کمد لباس یا دستشویی و حمام) یا اتاق هایی با سلاح ( مانند آشپزخانه) اجتناب کنید. در صورت امکان به اتاق هایی که در آنها تلفن و یک در یا پنجره خروجی دارند پناه ببرید.

 کلمه رمزی در نظر بگیرید

 کلمه ، یا اصطلاح یا علامتی بسازید که فرزندان، دوستان، همسایه ها و یا همکارانتان متوجه شوند شما در خطر هستید و باید به پلیس اطلاع دهند.

 یک نقشه فرار بریزید

برای ترک در اولین لحظه احساس خطرآمادگی داشته باشید. باک بنزین ماشینتان را پر کنید و در پارکینگ را قفل نکنید. سویچ یدک ماشین را در جایی که سریعا” بتوانید آنرا پیدا کنید پنهان کنید. به اندازه کافی پول نقد، لباس، شماره تلفن های مهم و اسناد دریک جای مطمئن ذخیره کنید ( بعناوان مثال در منزل دوستانتان)

 برای فرار سریع و امن تمرین کنید. تمرین فرار سریع باعث می شود شما دقیقا” هنگام حمله فرد خشونت گر آنچه را که باید انجام دهید. اگر فرزندانی دارید آنها را نیز برای نقشه فرار تمرین دهید.

 لیستی از تماسهای فوری درست کرده و بخاطر بسپارید از افراد مورد اعتمادتان بطور جداگانه بخواهید در صورتی که به آنها برای رساندن شما ، مکانی برای اقامت و یا کمک برای تماس با پلیس نیاز دارید شماره رابط های فوری ، پناه گاهای محلی، و شماره تلفن مرکزخشونت خانگی را بخاطر بسپاری.

 اگر بمانید…

اگر شما تصمیم گرفتید با شریک زندگی خشونت گرتان بمانید برای بهتر شدن وضعیت و محافظت از خودتان و فرزندانتان کارهایی هست که می توانید انجام دهید.

 با برنامه های خشونت خانگی / خشونت جنسی در محل زندگی خود تماس بگیرید

آنها می توانند به شما حمایت های روحی بدهند، مشاوره دوستانه بدهند، مکان امن فوری در اختیارتان بگذارند، اطلاعات ، و خدمات دیگر مادامی که شما در رابطه تان قرار دارید، همچنین اگر تصمیم به ترک داشته باشید.

 سیستم حمایتی قدرتمندی درست کنید تا حدی که شریک زندگی شما اجازه می دهد.

در صورت امکان مردم و فعالان خارج از منزل را در جریان بگذارید و فرزندانتان را هم همچنین تشویق به اینکار کنید.

 با خودتان مهربان باشید.

به خودتان مثبت نگاه کنید و آنرا توسعه ببخشید با خودتان حرف بزنید و آنرا بیشتر کنید.روی پاسخ های منفی فرد خشونت گرحساب کنید،برای انجام دادن کارهایی که برایتان لذت بخش است زمان بدهید.

ترجمه: ویدا بالیخانی

 منبع:

Source: Breaking the Silence: a Handbook for Victims of Violence in Nebraska

www.helpguide.org/mental/domestic_violence_abuse_help_treatment_prevention.htm

خرداد
۳
۱۳۹۲
رشد تصاعدی کودک آزاری روانی در خانواده ها
خرداد ۳ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

2011_5_22_23_54_57

باید مشکلات معیشتی مردم در نظر گرفته و برنامه‌ای برای رفع این مشکل‌ها طراحی شود چراکه فشارهای اقتصادی در گام نخست بر خانواده‌ها و در گام دوم بر کودکان وارد می‌شود که بارزترین آن کودکان خیابانی و دست‌فروش هستند.

مصطفی فروتن آسیب‌شناسبا اشاره به بالا رفتن نرخ کودک ازاری در کشور گفت: به واسطه اعتقادات اسلامی در کشور، نرخ پرخاشگری نسبت به کودکان در مقایسه با سایر کشورهای دنیا در سطح قابل دفاعی قرار دارد ولی در بخش آزار‌های روحی و روانی این مسئله صدق نمی‌کند و اگر غفلت آموزشی و تربیت را کودک‌آزاری بدانیم نرخ کودک‌آزاری در کشور ما تغییر چشم‌گیری می‌کند و ایران را می‌توان به عنوان یکی از کشورهایی دانست که نرخ کودک‌آزاری بالایی دارد.

وی خانواده را بستر تمام رفتار انسان‌ها عنوان کرد و افزود: خانواده به عنوان کوچک‌ترین و مهم‌ترین بخش یک جامعه نقش مهمی در کودک‌آزاری بر عهده دارد، از همین رو می‌توان ادعا کرد که کودکان در درون خانواده نحوه برخورد و رفتار با سایر افراد جامعه را می‌آموزند و همین کودکان هستند که در آینده دست به ناهنجاری‌هایی همچون کودک‌آزاری می‌زنند.

این آسیب‌شناس به بحث آموزش جامعه و افراد اشاره کرد و افزود: رسانه‌ها، مراکز آموزشی و ماهواره در این زمینه بسیار موثرند بنابراین نمی‌توان از برنامه‌های انحرافی در ماهواره‌ها غافل شد چرا که نشر رفتارهای خشونت‌بار درجامعه از سوی رسانه‌های نامناسب می‌تواند به آسیب‌های اجتماعی به ویژه کودک‌آزاری در کشور دامن بزند.

وی شرایط جامعه را یک عامل مهم در افزایش یا کاهش کودک‌آزاری عنوان کرد و ادامه داد: متاسفانه زمانی که والدین در جامعه با ناکامی رو به رو می‌شوند در محیط خانه دیواری کوتاه‌تر از کودکان پیدا نمی‌کنند و کودکان به عنوان بی‌دفاع‌ترین افراد جامعه مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند.

فروتن فرزند ناخواسته را یکی دیگر از دلایل مهم کودک‌آزاری دانست و گفت: متاسفانه زمانی که یک کودک به صورت ناخواسته و بدون برنامه با توجه به فشارهای اقتصادی متولد می‌شود از سوی والدین به عنوان یک سربار خانواده تلقی می‌شود و به اشکال مختلف مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد.

کودکان؛ گروگان‌های عاطفی و ابزار والدین

این آسیب‌شناس به گروگان‌گیری عاطفی اشاره کرد تصریح کرد: متاسفانه در بسیاری خانواده‌ها دیده می‌شود که والدین از کودکان خود به عنوان یک ابزار برای تهدید یکدیگر استفاده می‌کنند که کودکان این خانواده در مقایسه با سایر کودکان مورد آزار و اذیت قرار گرفته، آسیب به مراتب بیشتری می‌بینند و با توجه به تحقیقات انجام شده شاهد افزایش اینگونه کودک‌آزاری در کشور هستیم.

وی با بیان اینکه طلاق از دیگر عوامل مهم کودک‌آزاری است، بیان کرد: زمانی که طلاق اتفاق می‌افتد کودکان یا تحت حمایت‌های افراطی و یا فاقد حمایت قرار می‌گیرند و در ‌‌نهایت کودکان پس از طلاق از حمایت‌های عاطفی والدین محروم می‌شوند به طوری بسیاری از والدین با این حرف که «پدر تو خوب نبود» یا «مادر تو خوب نبود» فرزندان را تحت آزار و اذیت قرار می‌گیرند.

فروتن فروپاشی خانواده‌ها را یک مشکل و معضل بزرگ برشمرد و افزود: زندگی مشترک بدون ازدواج جوانان که در پی فشار‌های اقتصادی رخ می‌دهد باعث می‌شود تا خانواده‌های بدون ریشه و فروریخته شکل بگیرند و با توجه به شناسنامه نداشتن کودکان این خانواده می‌توان ادعا کرد که این کودکان عملا از حقوق خود محروم شده اند.

رشد کودک‌آزاری روحی در ایران

این آسیب‌شناس میزان کودک‌آزاری جسمی و جنسی را در کشور در مقایسه با سایر کشور‌ها پایین و قابل دفاع عنوان کرد وافزود: بر اساس تحقیقات به عمل آمده از هر ۱۰ خانواده ایرانی به طور متوسط هشت خانواده نحوه برخورد مناسب با کودکان را بلد نیستند و بر اساس همین تحقیق می‌توان عنوان کرد که کودک‌آزاری روحی و روانی در کشور نه تنها کاهش نداشته است بلکه رشد محسوسی داشته است.

وی ادامه داد: متاسفانه در بسیاری از خانواده به دلیل فشارهای اقتصادی، والدین شاغل هستند و کودکان در نبود سایه حمایت والدین به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهند که در اصطلاح این کودکان را «کودکان کلید ‌دار» می‌نامند که در ورود و خروج از خانه هیچ گونه نظارتی را احساس نمی‌کنند و بر اساس آخرین تحقیقات این کودکان که تعدادشان در کشور در حال افزایش است همواره از نظر عاطفی دچار اختلالات احساسی می‌شوند.

این آسیب‌شناس به وجود اعتقادات اسلامی در کشور اشاره کرد و ادامه داد: به واسطه این اعتقادات نرخ پرخاشگری نسبت به کودکان در مقایسه با سایر کشورهای دنیا در سطح قابل دفاعی قرار دارد ولی در بخش آزار‌های روحی و روانی این مسئله صدق نمی‌کند و اگر غفلت آموزشی و تربیت را کودک‌آزاری بدانیم نرخ کودک‌آزاری در کشور ما تغییر چشم‌گیری می‌کند و ایران را می‌توان به عنوان یکی از کشورهایی دانست که نرخ کودک‌آزاری بالایی دارد.

راهکارهای مهار کودک‌آزاری

وی با اشاره به اینکه کودک‌آزاری همچون سایر آسیب‌های اجتماعی محصول چندین آسیب‌اجتماعی دیگر است، اظهار کرد: در گام اول برای مهار این ناهنجاری باید از خود افراد شروع کنیم و مشاوره‌های قبل از ازدواج بهترین راهکار در این زمینه است.

فروتن ادامه داد: افراد قبل از ازدواج می‌بایست از نظر روانی و شخصیتی به بلوغ برسند و خود را برای یک زندگی مشترک در کنار فرزندان آماده سازند لذا در گام اول افراد موظف هستند در انتخاب خود برای گزینش همسر دقت کنند و در گام دوم شرایط خود را برای بچه‌دار شدن بسنجند.

وی توانمندی اقتصادی افراد برای برپایی زندگی مشترک را یک اصل مهم برشمرد و گفت: جوانان باید تا زمانی که به وضعیت مساعد معیشتی نرسیدند ازدواج نکنند چرا که بر اساس تحقیقات انجام شده محققان به این نتیجه رسیده‌اند که شرایط اقتصادی خانواده‌ها و جامعه بر شدت و میزان کودک‌آزاری تاثیر مستقیم می‌گذارد.

این آسیب‌شناس ادامه داد: متاسفانه فشار‌های اقتصادی و معیشتی باعث شده است که بسیاری از خانواده‌ها کودکان خود را برای تامین معیشت خانواده به سرکار بفرستند که بسیاری از کودک‌آزاری‌ها در خارج از کانون خانواده و درمحل کار انجام می‌شود.

آموزش والدین در برخورد با کودکان

وی خودداری از هیجان‌زدگی توسط والدین را یکی دیگر از راهکار‌های مهم در مهار کودک‌آزاری دانست و گفت: متاسفانه برخی از والدین به علت اینکه به جایگاه رفتاری خود در مقابل اطرافیان و آشنایان به صورت افراطی اهمیت می‌دهند در قبال اشتباهات کودکان خود رفتار‌های به مراتب خشونت‌آمیز و تنبیه‌های فیزیکی نشان می‌دهند لذا والدین باید سطح مهارت‌های فردی خود را ارتقا دهند.

فروتن به خانواده‌ها پیشنهاد داد که یک تربیت اصولی باید در بین اعضای خانواده شکل بگیرد و همچنین تمامی اعضای خانواده تحت نظارت اصولی خانواده قرار بگیرند و همچنین بر زندگی جوانان خود بعد از ازدواج بدون افراط و تفریط یا مداخله و آنان را در نحوه تربیت کودکان یاری دهند.

اصلاح قوانین حمایت از کودکان

این آسیب‌شناس درباره قانون حمایت از کودکان، تصریح کرد: باید تمام زمینه‌های لازم برای حمایت از کودکان در نظر گرفته شود و این قوانین به گونه‌ای باشد که قابل اجرا باشند چرا که در زمینه‌هایی همچون قانون اشغال کودکان تنها با بازگرداندن کودک به کانون خانواده مشکی حل نمی‌شود چرا که خانواده‌هایی معمولا کوکان خود را به سرکار می‌فرستند که دچار فقر اقتصادی هستند لذا تا زمانی که مشکل اقتصادی خانواده حل نشود از کودک به معنای واقعی حمایتی صورت نگرفته است.

تامین معیشت خانواده‌ها

فروتن به بحث سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی اشاره کرد و افزود: باید مشکلات معیشتی مردم در نظر گرفته و برنامه‌ای برای رفع این مشکل‌ها طراحی شود چرا که فشارهای اقتصادی در گام نخست بر خانواده‌ها و در گام دوم بر کودکان وارد می‌شود که بارزترین آن کودکان خیابانی و دست‌فروش هستند.

وی ادامه داد: با پاک کردن صورت مسئله فقط نحوه آزار و اذیت کودک را تغییر داده‌ایم و هیچ کمکی به کودک انجام نمی‌شود.

 منبع: ایلنا http://goo.gl/btqKo

خرداد
۲
۱۳۹۲
قوانین خانواده مهمترین عامل افزایش زنان خیابانی
خرداد ۲ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

azadnegar

عکس: وبسایت آزادنگار

سال‌هاست که مسئولان سازمان زندان‌ها، بهزیستی، نیروی انتظامی و… از افزایش تعداد زنانی حرف می‌زنند که خیابان محل کارشان است و آفتاب که غروب می‌کند، کم‌کم کارشان در خیابان‌های شهرهای بزرگ شروع می‌شود؛ زنانی که کارشان به اعتقاد این مسئولان، منافی عفت است و لقبشان هم «خیابانی» و«ویژه».

 جرم‌هایی که زنان را در ایران به زندان می‌اندازد با مردان فرق دارد؛ اگر در رتبه‌های اول و دوم جرم‌هایی که ارتکابشان این زنان و مردان را به زندان می‌اندازد هم باهم یکی باشد، این رتبه دوم جرم‌های ارتکابی در زنان زندانی است که آن‌ها را با مردان‌ زندانی متفاوت می‌کند. مردانی که به هر جرمی که به زندان افتاده باشند، «اعمال منافی عفت و اخلاق» جایی در میان عنوان جرم‌هایشان ندارد، اگر هم داشته باشد آن‌قدر کم است که در میان آمار رسمی سازمان زندان‌ها حرفی از آن‌ها نیست. اما داستان برای زنان زندانی فرق می‌کند؛ این را می‌شود از آمارهای رسمی سازمان زندان‌ها فهمید؛ آماری که می‌گوید رتبه اول در جرم‌های ارتکابی زنان و مردان زندانی یکی است: موادمخدر، ولی وقتی نوبت به رتبه دوم می‌رسد، داستان فرق می‌کند. این را می‌شود از حرف‌هایی فهمید که دیروز غلامحسین اسماعیلی، رییس سازمان زندان‌ها، با «فارس» زده است. او با این‌که از کاهش یک‌درصدی آمار زندانیان زن مربوط به جرایم موادمخدر نسبت به سال گذشته خبر داده ولی خبرهای دیگری هم داشت؛ خبرهایی مانند افزایش یک‌ درصدی آمار زندانیان زن که با جرم سرقت در زندان‌ها به سر می‌‌برند نسبت به سال گذشته و آمار پنج‌درصدی زنان زندانی از کل زندانیان کشور.

به گزارش روزنامه بهار، اسماعیلی درباره تعداد جرائمی که زنان زندانی به دلیل ارتکاب آن‌ها در زندان‌ها هستند هم حرف‌هایی داشته است: «جرم اول در زنان مانند مردان موادمخدر است و جرم دوم آنان اعمال منافی عفت و جرم سوم سرقت است در حالی که در مردان سرقت جرم دوم است و در مجموع آمار زندانیان زن که به جرم موادمخدر در زندان‌ها به‌سر می‌برند نسبت به سال گذشته یک‌درصد کاهش و آمار زندانیان زن که با جرم سرقت در زندان‌ها هستند یک‌درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.» حالا سال‌هاست که مسئولان سازمان زندان‌ها، بهزیستی، نیروی انتظامی و… از افزایش تعداد زنانی حرف می‌زنند که خیابان محل کارشان است و آفتاب که غروب می‌کند، کم‌ کم کارشان در خیابان‌های شهرهای بزرگ شروع می‌شود؛ زنانی که کارشان به اعتقاد این مسئولان، منافی عفت است و لقبشان هم «خیابانی» و«ویژه».

«زنان خیابانی» هم در سال‌های قبل از انقلاب و هم در سال‌های بعد از آن، همیشه نامشان بین حرف‌های مربوط به آسیب‌های اجتماعی مطرح بوده است؛ هم در آن زمان که این زنان جا ومکان مشخصی در شهرهای کشور داشتند، هم در این زمان که هرازچند گاهی از ساختن «خانه‌های عفاف» برای جمع‌آوری آن‌ها خبر می‌رسد، اما در عمل هنوز وجود این زنان به رسمیت شناخته نمی‌شود و همچنان از ساخت مکان خاصی برای نگهداری آن‌ها خبری نیست. سال ۸۵ را باید تنها سالی دانست که چند نفر از مسئولان کشور و پژوهشگران، رغم تقریبی این زنان را ۳۰۰‌هزارنفر اعلام کردند.

در آن زمان برای اولین‌بار این پژوهشگران دفتر امور آسیب ‌دیدگان اجتماعی بهزیستی بودند که زنگ خطر پایین‌آمدن سن زنان روسپی را به صدا درآوردند. در بررسی‌ای که در آن زمان درباره گروه سنی زنان خیابانی انجام شد از بین شش‌هزار و ۵۳ زن خیابانی که در کل کشور زندانی بودند، بیشترین تعداد را دختران بین ۱۵ تا ۲۵ سال تشکیل می‌دادند. همان هشت سال پیش هم بود که هادی معتمدی، مدیرکل وقت دفتر آسیب‌های اجتماعی بهزیستی کشور، گفت آمار نجومی درباره این پدیده را قبول ندارد ولی همزمان گفت که چهار‌هزار زن خیابانی در کشور وجود دارد که بهزیستی تنها قادر است سالانه ۱۵۰۰نفر از آن‌ها را سامان دهی کند؛ ساماندهی‌ای که معلوم نبود برنگشتن این زنان را به کار قبلی شان تضمین کند زیرا به گفته او «نیمی از زنانی که ساماندهی شده‌اند به چرخه کارگری جنسی در مقابل دریافت پول، بازمی‌گردند.» مسئولیت نگهداری از «زنان خیابانی» و «دختران فراری» با بهزیستی است، ولی طبق قانون، این وزارت کشور است که باید تعداد آن‌ها را اعلام کند؛ اتفاقی که تا به حال نیفتاده است.

اما اگر هیچ‌ یک از نهادهای مسئول در حوزه این زنان، حرف و برنامه‌ای برای آن‌ها نداشته باشند، مسئولان نیروی انتظامی هستند که با شروع هر مرحله از طرح امنیت اجتماعی که حالا عمرش به هشت سال می‌رسد، می گویند که برای این زنان برنامه ویژه‌ای دارند: جمع‌آوری آن‌ها و تحویل دادنشان به مراجع قضایی؛ راهی که مقصدش به زندان می‌رسد و نتیجه‌اش رتبه دوم جرم «اعمال منافی عفت» در جرایم ارتکابی زنان زندانی است؛ موضوعی که مسئولان سازمان زندان‌ها حالا آن را براساس آمارهایشان تایید می‌کنند. زندانی‌کردن یا نکردن زنان خیابانی همیشه محل بحث‌ ونظر بسیاری بین جامعه‌شناسان و روانشناسان بوده است؛ کارشناسانی که برخی می‌گویند جای مناسب برای این زنان زندان است و بس و تعدادی‌ دیگری از آنها مخالف این نظر هستند.

دکتر دانش، روانشناس زنان، در گفت‌وگو با «بهار» بالارفتن تعداد زنانی را که با جرم «اعمال منافی عفت» به زندان افتاده‌اند، نتیجه حساسیت‌های جامعه و مسئولان انتظامی می‌داند: «در سال‌های گذشته شاهد بوده‌ایم که برنامه‌های ویژه‌ای برای زنان، وضعیت حجابشان و… در نظر گرفته شده و حتی ستادهای ویژه‌ای در این‌باره تشکیل شده است؛ یعنی این ‌که هروقت حساسیت‌ها درباره زنان بالاتر برود و آن‌ها را به هر بهانه‌ای دستگیر کنیم، معلوم است که آمار کسانی که جرمشان منافی عفت نامیده می‌شود، بالا می‌رود.» شیوا شکاری، عضو مرکز مطالعات زنان و فعال حقوق زنان، هم به «بهار» می‌گوید که چند دلیل در بالارفتن تعداد زنان خیابانی در زندان‌ها وجود دارد: «مهم‌ترین این دلایل به قوانین خانواده کشور ما بازمی‌گردد، قوانینی که حمایتی از زنان نمی‌کند و در رابطه‌شان با مردان، حق را به مردان می‌دهد و در طلاق‌هایی که رخ می‌دهد، حمایتی از زنان نمی‌کند. دلیل دوم مسائل اقتصادی است و به این دلیل که زنان از مردان فقیرتر هستند، آن‌ها را بیشتر درگیر می‌کند و در صورت نداشتن حمایت، آن‌ها را به کارهای خلاف وامی‌دارد. دلیل دیگر این است که اعتقادات مذهبی در کشور ما هنوز نتوانسته نقش تاثیرگذار را برای جلوگیری از رفتن زنان به سمت کارهایی بگیرد که خلاف عفت شناخته می‌شوند.» او نقش نهادهای دولتی را در حمایت‌نکردن از زنان و خانواده‌های آسیب‌پذیر از عوامل تاثیرگذار در بالارفتن تعداد زندانیان زن می‌داند: «در همه کشورهای دنیا خانه‌های امنی برای زنان آسیب‌ پذیر وجود دارد؛ در حالی که در ایران فکری به این حال نشده و اگر هم شده است پاسخگوی نیازها و تعداد این زنان نیست.»

 منبع:http://goo.gl/IqbBT

خرداد
۱
۱۳۹۲
خطر در حریم جنسی جامعه
خرداد ۱ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

Mehr

عکس: خبرگزاری مهر

ازدواج به دلیل آنکه باعث ایجاد خانواده ، توالی نسل بشر و جلوگیری از پاره ای انحرافات جنسی می شود در تمامی ادیان و سنن جوامع، ارزش و گاه مقدس تلقی می شود .از طرف دیگر فرد مجرد به همان دلایل بالا فردی مستعد برای ایجاد خطر برای حریم جنسی جامعه تلقی شده و همواره مورد تهاجم جامعه قرار می گیرد.

به نقل از جام نیوز، این نگرش قالبی یا استریو تایپ ها نسبت به مجرد و مزدوج در جوامع تابع سنت ، باعث ایجاد مخاطرات روانی در جامعه مجردین می شود.استریو تایپ که برداشت‌های قالبی نیز ترجمه شده‌است. در مفهوم به طرز فکرها و نگرش‌هایی اطلاق می‌شود که شخص بر روی آن پافشاری دارد و با وجود دانستن واقعیت بر روی اندیشه خود اصرار دارد.

در مورد جامعه ما نیز از سطح خانواده ها تا مسئولان این استریو تایپ ها نسبت به مزدوج و مجرد وجود دارد.

جامعه ما که هم اکنون لا اقل جامعه جوانی است با جمعیت جوان ازدواج نکرده ای رو به روست که به آن بحران تجرد نام داده اند.اما نکته اینجاست که بحران تجرد وندیدن بحران های جامعه مزدوج حاصل نگاه قالبی ما به جامعه جوان است؟

چنان که اشاره شد در جامعه ما از سطح خانواده ها تا سطح دولت ، جوان مجرد مساوی است با یک منحرف بالقوه . لذا هر دوی این نهادهای اجتماعی مخصوصا در چند سال اخیر می کوشند تا به نحوی گاه با دادن آمارهای خطرناک به خانواده ها از طریق رسانه ها و گاه از طریق تشویق های خاص، جوان مجرد را از این وضعیت خارج کرده و اصطلاحا” به هر نحوی آنها را دست به دست بدهند.

در صد بالایی از طلاق ها یعنی بیش از نیمی از این پدیده در۵ سال اول زندگی و در نزد زوج های زیر ۳۰ سال به وقوع پیوسته است. بسیاری از زنان که چنین تجربه ای داشته اند به خیل مجردان قطعی می پیوندند و مخاطرات روانی ناشی از بروز عدم تفاهم و طلاق در نزد این زوج ها تا سال ها باقی مانده و باعث بروز عقده های اجتماعی و مشکل در روابط اجتماعی می شود.

گرچه بالا رفتن سن ازدواج برای مسئولان یک زنگ خطر است اما اگر بخواهیم از لحاظ کیفی و نه کمی به قضیه ازدواج نگاه کنیم باید این نکته را هم در نظر آوریم که سن بیشتر در ازدواج احتمالا با آگاهی های بیشتر نیز توام خواهد بود.

با نگاهی به آمار طلاق در شهرهای بزرگ در می آبیم که در صد بالایی از طلاق ها یعنی بیش از نیمی از این پدیده در۵ سال اول زندگی و در نزد زوجهای زیر ۳۰ سال به وقوع پیوسته است. بسیاری از زنان که چنین تجربه ای داشته اند به خیل مجردان قطعی می پیوندند و مخاطرات روانی ناشی از بروز عدم تفاهم و طلاق در نزد این زوج ها تا سال ها باقی مانده و باعث بروز عقده های اجتماعی و مشکل در روابط اجتماعی می شود.

امروزه جامعه مجردما با بحران های عمیقی رو به روست ؛ از یک طرف فشاربحران اقتصادی و بالا بودن هزینه های زندگی، فرصت شروع یک زندگی موفق را از اکثر جوانان گرفته است و از طرف دیگر نگاه جامعه و انتظارات از آنان مبنی بر تشکیل خانواده و سر وسامان گرفتن آنها در یک منگنه اجتماعی قرار داده است.

در این شرایط طرح های تشویقی دولت مانند وام ازدواج و وعده و وعید ها در مورد مسکن مهر و غیره عملا هیچ تاثیری در کیفیت زندگی مشترک نداشته و حتی از لحاظ کمی نیز نتوانسته بر جمعیت مجرد کشور ایجاد انگیزه کند.

امروزه جامعه مجردما با بحران های عمیقی رو به روست ؛ از یک طرف فشاربحران اقتصادی و بالا بودن هزینه های زندگی، فرصت شروع یک زندگی موفق را از اکثر جوانان گرفته است و از طرف دیگر نگاه جامعه و انتظارات از آنان مبنی بر تشکیل خانواده و سر وسامان گرفتن آنها در یک منگنه اجتماعی قرار داده است.

در این گیر و دار مصاحبه ها و اظهار نظر ها درباره پیری جمعیت در سالیان آینده و لزوم داشتن ۵ یا ۶ بچه در هر خانواده فاصله معنا داری با واقعیت های موجود خانواده ها دارد که حتی برای گرفتن یک مراسم عروسی ساده و زندگی در یک مسکن استیجاری ۴۰ تا ۵۰ متری با مشکلات جدی مواجه اند.

این شرایط لاجرم در سالیان بعد هم آمار مجردان را تکانی نخواهد داد و داشتن نگاهی از پیش قضاوت کننده در مورد جامعه مجردین نظیر آنچه در جامعه ما مشاهده می شود تنها بر مخاطرات روانی این نسل خواهد افزود.

جامعه ما باید در مورد جامعه مجردان نگاه خود را اصلاح کند و آنها را در شرایطی که هستند به رسمیت بشناسد.

این اصلاح نگاه در موقعیتی که جامعه ما در آن قرار دارد می توان تا حدودی جو روانی جامعه و حاکمیت را نسبت به این جمعیت تعدیل کرده و از برنامه ریزی های خلق الساعه و با اثر کوتاه مدت برای ازدواج به هر قیمت این قشرجلوگیری کند.

چرا که بالا بردن آمارکمی ازدواج از یک طرف و بالا رفتن همزمان آمار طلاق از طرف دیگر اصلا افتخار آمیز نیست.

منبع: http://goo.gl/XULVG

خرداد
۱
۱۳۹۲
خشونت علیه زنان و فرزندان به بحران جهانی تبدیل می شود
خرداد ۱ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

child-11

عکس: وبسایت صد راز

  بر اساس آمارهای جهانی و تحقیقات دانشگاهی داخلی، تعداد زنان افسرده دو برابر مردان افسرده است و این وضعیت در زنان متأهل بیشتر دیده می‌شود، چرا که به بسیاری از نیازهای آنان توجه کافی نمی‌شود. آزارهای خانگی مانند زن‌آزاری و فرزندآزاری در جهان مطرح بوده و در ایران نیز وجود دارد که اگر اقدامات لازم انجام نشود، ممکن است به بحران تبدیل شود.

 محمود رضا حریرچی، جامعه‌شناس به ایسنا گفت: کاهش سلامت زنان نسبت به دختران مربوط به نحوه تکریم آنان در خانه و در محیط زناشویی است، چرا که خلاء این وضعیت بر سلامت آنها تاثیر منفی می‌گذارد.  نهاد خانواده از نظر جامعه‌شناسی در سلامت انسان از اهمیت بالایی برخوردار است و افراد بسیاری از رفتارهای خود را در خانواده می‌آموزند و لازم است محیط خانواده موجب آرامش آنان شود.

وی با بیان اینکه زندگی در خانواده مطلوب، سلامت انسان در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی انسان را تضمین می‌کند، اظهارکرد: افرادی که مجردی زندگی می‌کنند، نسبت به کسانی که همراه خانواده به زندگی ادامه می‌دهند، سلامت کمتری دارند؛ چرا که بسیاری از نیازهای آنها برآورده نمی‌شود.

این جامعه‌شناس افزود: بر اساس تحقیقات انجام شده در سطح دنیا، دختران نسبت به پسران از سلامت جسمی و روانی بیشتری برخوردار هستند که این وضعیت در ایران نیز صدق می‌کند، از سوی دیگر مردان متأهل نسبت به پسران سلامتی بیشتری دارند؛ این در حالیست که زنان متأهل نسبت به دختران کمتر سلامت هستند، بنابراین لازم است این موضوع بررسی شود که چرا دختران پس از ازدواج بخشی از سلامتی خود را از دست می‌دهند.

حریرچی تصریح کرد: آزارهای خانگی مانند زن‌آزاری و فرزندآزاری در جهان مطرح بوده و در ایران نیز وجود دارد که اگر اقدامات لازم انجام نشود، ممکن است به بحران تبدیل شود.

وی با بیان اینکه آزار خانگی به انواع مختلف تقسیم می‌شود، گفت: آزار جسمی در طبقات پایین جامعه بیشتر دیده می‌شود و شامل کتک زدن و وارد کردن صدمه‌های جسمی به زن است، اما آزار روانی در میان قشر تحصیل کرده شایع‌تر است. در این شرایط ممکن است مردان مودبانه با همسرانشان سخن بگویند، اما خواسته‌ها و نیازهای آنان را نادیده بگیرند و این وضعیت سلامت روانی زن را به خطر می‌اندازد؛ البته آزار روانی در بین کودکان و سالمندان نیز شایع است.

 حریرچی با بیان اینکه نادیده گرفتن نیازهای جنسی زنان در ایران شیوع زیادی دارد، تاکید کرد: بخشی از طلاق‌ها به علت تأمین نشدن نیازهای جنسی زنان است و مردان از میان نیازهای زناشویی تنها حق فرزندآوری برای زنان قائل هستند.

این جامعه‌شناس با اشاره به ضرورت آموزش دیدن مردان درباره نیازهای زنان، افزود: در این جهت رسانه‌ها نقش مهمی را می‌توانند ایفا کنند. البته شاید بتوان مطالب کلی را در دوران دبیرستان به دانش‌آموزان منتقل کرد، اما نمی‌توان وارد جزئیات شد؛ این در حالیست که رسانه‌ها می‌توانند با زبان هنرمندانه نسبت به ضرورت تامین نیازهای زنان از جمله نیازهای جنسی آموزش‌های لازم را ارائه دهند. در این جهت باید تامین این نیازها ابتدا به عنوان یک حق شناخته شود، سپس زن و شوهر نسبت به تامین آنها با یکدیگر به توافق برسند.

وی در ادامه گفت: زمانی که مردان به علت مشکلات مادی یا جسمی قادر به تامین نیازهای زناشویی همسرانشان نیستند و در زندگی خود دچار مشکل می‌شوند، حاضر نمی‌شوند به متخصص مراجعه کنند چون معتقدند زنان حقی در زمینه زناشویی ندارند.

حریرچی با بیان اینکه در ایران مردان دچار نوعی جنون مالکیت هستند، اظهار کرد: این حالت روانی در قالب‌هایی مانند مردسالاری دیده می‌شود. بنابراین لازم است آگاهی‌های عمومی از طریق رسانه‌ها افزایش یابد و در محافل مذهبی نیزباید به جنبه‌های مذهبی ضرورت تأمین نیازهای زنان و خودداری از آزار آنان تأکید شود.

این جامعه‌شناس درپایان گفت: پس از شناساندن نیازهای زنان‌ لازم است برای مردان وجود امکان مشاوره با مددکاران و روانشناسان تبیین شود. البته اگر پس از ارائه آموزش‌های لازم به مردان، مشکلی به وجود آمد لازم است قوانین از زنان حمایت کنند و در صورت وجود خلاء‌های قانونی، این کاستی نیز برطرف شود تا مردانی که زنانشان را آزار می دهند مجازات شوند.

منبع: http://goo.gl/np6Jf

اردیبهشت
۳۱
۱۳۹۲
مردان با تمایلات پدرسالاری بیشتر خشونت دارند
اردیبهشت ۳۱ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۲
image_pdfimage_print

khoshonat_zananعکس: جهان نیوز

براساس نظریه جامعه‌پذیری جنسیت، بخشی از قدرت تصمیم‌گیری در خانواده به کارکرد نقش‌های سنتی جنس مذکر و مونث برمی‌گردد. بر اساس تحقیقاتی که در گروه‌های کاری انجام پذیرفته، نشان داده شده است همانگونه که مردان به طور مستقل جامعه‌پذیر می‌شوند، به همان نسبت از نفوذ بیشتری نسبت به زنان برخوردارند. در مقابل، زنان اعتماد به نفس کمتری دارند. در این ارتباط، زنان احساس وابستگی و انفعال بیشتری در حضور مردان می‌کنند. مردسالاری شکلی از سیستم اجتماعی است که در آن مردان از قدرت و حقوق تصمیم‌گیری برخوردارند. در این شکل از سیستم اجتماعی شوهرانی که گرایش‌ها و تمایلات پدرسالاری دارند در مقایسه با آنهایی که باورها و گرایشات پدرسالارانه ندارند تمایل بیشتری دارند که نسبت به همسران‌شان خشونت بورزند. با توجه به اهمیت این موضوع و با هدف بررسی عوامل جامعه شناختی موثر بر توزیع قدرت در خانواده با استفاده از نظریه سرمایه اجتماعی، منابع ارزشمند و جامعه پذیری جنسیت، پژوهشی بر روی ۴۰۰ تن از زنان متاهل ۲۰ تا ۵۰ سال شهر جیرفت انجام شده است.

نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد که به ترتیب متغیرهای سرمایه اجتماعی، میزان درآمد، میزان آگاهی پاسخگو از حقوق زن و وابستگی عاطفی پاسخگو به همسر، بخش عمده‌ای از تغییرات متغیر وابسته‌ “توزیع قدرت در خانواده” را تبیین می‌کنند.

قانون- خانواده نیز همچون سایر نهادهای تشکیل دهنده جامعه، در طول تاریخ دچار دگرگونی‌های ژرفی شده است.

به گزارش بهارنیوز، یکی از این دگرگونی‌ها در ساخت خانواده، به‌خصوص کنش متقابل میان زن و شوهر، تغییر در مفهوم نقش است. دگرگونی‌های اجتماعی و تحول در الگوهای زندگی جوامع شهری و ورود زنان به اجتماع، موجب تغییر و تحول در نگرش افراد در توزیع نقش‌ها و به تبع آن، توزیع قدرت در خانواده شده است.

زنان مستقل‌تر، در خانواده قدرتمند‌تر هستند

شواهد مختلفی نشان دهنده آن است که داشتن منابعی چون تحصیلات، اشتغال یا درآمد زنان در خارج از خانه، می‌تواند در تغییر جایگاه زنان تاثیر داشته باشد. از سویی دیگر فرآیند جهانی شدن نیز بنا به ماهیت خود، اشکال محلی قدرت پدرسالارانه را به تحلیل برده و زنان را قادر ساخته است تا در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی به عنوان شرکت کنندگان پویا وارد شوند. درواقع آگاهی زنان نسبت به تحولات در سطح جهان و آگاهی از موقعیت سایر زنان در جوامع دیگر نیز بر نگرش آنها و موقعیت‌شان در خانواده و جامعه و همچنین انتظاراتشان اثر داشته است. نتایج برخی از پژوهش‌ها هم نشان می‌دهد زنانی که دارای سرمایه‌های اجتماعی و منابع ارزشمند هستند، نسبت به سایر زنان، سهم بیشتری از توزیع قدرت در خانواده‌هایشان را به دست می‌آورند. پژوهش‌ها همچنین حاکیست: ارزش‌ها و هنجارهایی که زن در فرآیند جامعه‌پذیری درونی کرده است، شیوع عملکردی را در فرآیند قدرت پیش‌بینی می‌کند. اهمیت دادن به شغل زنان مردان را تشویق می‌کند تا انتظارهای خود را از نقش زنان تغییر دهند ، در فعالیتهای خانگی شرکت کنند و مشارکت همسرانشان را قدر بدانند؛ زنان نیز بر دامنه نفوذ خود در خانواده می‌افزایند.

در چند درصد خانواده‌ها قدرت به نفع مرد است؟

نتایج این پژوهش نشان داد: در ۲۰ درصد خانواده‌ها، قدرت به طوریکجانبه به نفع مرد، در ۶۱.۸ از خانواده‌ها قدرت به طور اشتراکی بین زن و مردم تقسیم شده است و در ۱۸.۲ درصد از خانواده‌ها قدرت به نفع زن بوده است.

نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که متغیرهای سرمایه اجتماعی، وضعیت اشتغال، شغل همسر پاسخگو، نوع رابطه جنسی پاسخگو، میزان وابستگی عاطفی پاسخگو و همسرش به یکدیگر، آگاهی زن از حقوق خود، تحصیلات پاسخگو، تحصیلات همسر پاسخگو، درآمد، و زیبایی و جذابیت پاسخگو برای همسر، با نحوه توزیع قدرت در خانواده، در سطح ۹۹ درصد اطمینان، رابطه معنادار و مثبت داشته‌اند. اما از بین متغیرهای جمعیتی تنها متغیر سن ازدواج و متغیر تعداد فرزندان با چگونگی توزیع قدرت در خانواده رابطه معنادار نشان داده‌اند.

 سرمایه اجتماعی، سهم نخست در توزیع قدرت در خانواده

در پژوهش حاضر زنانی که سرمایه اجتماعی بیشتری نسبت به دیگر زنان دارند، سهم بیشتری از قدرت در خانواده را دارا هستند. سرمایه اجتماعی شامل سرمایه اجتماعی محدود یا درون گروهی است که نمودهای عمده آن را می‌توان در شبکه‌های محلی و خویشاوندی مشاهده کرد: مانند رفت و آمد با اقوام درجه یک، میزان اعتماد به آنها، رفت و آمد با اقوام درجه دو و دوستان و میزان اعتماد به آنها، ارتباط باهم محله‌ای‌ها و اعتماد به آنها، میزان احساس امنیت و آرامش در محله که افراد در آن زندگی می‌کنند، میزان امانتداری، انصاف و صداقت در محله، میزان احساس مسئولیت افراد محله نسبت به یکدیگر است و نیز سرمایه اجتماعی برون گروهی که نمودهای عمده آن در شبکه‌های اجتماعی، عضویت در انجمن‌ها و گروه‌های غیر محلی و همچنین سرمایه اجتماعی ارتباطی است که شامل شعاع ارتباطات و نوع ارتباطات را در برمی‌گیرد. بر اساس نتایج پژوهش ۱۶ درصد از پاسخگویان سرمایه اجتماعی پایین، ۶۶.۵ درصد از آنها سرمایه اجتماعی متوسط و تنها ۱۷.۵ درصد ازآنها سرمایه اجتماعی بالایی دارند.

زنان با درآمد بالاتر قدرت بیشتری دارند

طبق چارچوب نظری این تحقیق، درآمد بالا برای زنان در حکم منبعی از قدرت برای آنها به حساب می‌آید. در این تحقیق نیز زنانی که درآمد بالا دارند در خانواده از قدرت بیشتری برخوردار هستند. به طوری که میزان درآمد پاسخگو نیز با توزیع قدرت در خانواده در سطح معناداری ۹۵ درصد اطمینان معنادار شده است.

نوع رابطه زوجین چقدر بر توزیع قدرت در خانواده تاثیر دارد؟

یافته‌ها نیز نشان دهنده تفاوت میانگین توزیع قدرت در خانواده بر حسب نوع رابطه جنسی آنها است. میانگین پاسخگویانی که روابط جنسی‌شان منفعلانه است، ۳۷.۹۶ درصد است، و میانگین پاسخگویانی که روابط جنسی، فعالانه دارند ۵۳.۸۴ درصد است که مقایسه میانگین این دو گروه، تفاوت معناداری را بین آنها از لحاظ چگونگی توزیع قدرت در خانواده را نشان می‌دهد.

تعداد فرزندان بر قدرت زن در خانواده تاثیر دارد؟

نتایج این تحقیق حاکیست: سن ازدواج پاسخگو و تعداد فرزندان با نحوه توزیع قدرت در خانواده، رابطه معنی‌داری داشته‌اند. به بیان دیگر هر چه زنان در سنین بالاتری ازدواج کنند، سهم بیشتری از توزیع قدرت در خانواده دارند؛ اما متغیر تعداد فرزندان با توزیع قدرت در خانواده جهت عکس دارد، به این معنا که هر چه تعداد فرزندان بیشتر می‌شود سهم زنان از قدرت در خانواده کمتر می‌شود. این رابطه در سطع معنادار ۹۹ درصد اطمینان تایید می‌شود. در توجیه این مطلب می‌توان گفت به نظر می‌رسد زنانی که فرزندان زیادتری دارند، در واقع آن دسته از زنانی هستند که سرمایه اجتماعی، تحصیلات و آگاهی کمتری دارند و بنابراین همانطور که یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد سهم کمی از قدرت در خانواده را به دست می‌آورند. همچنین یافته‌ها حاکیست: تفاوت بین زنان شاغل و خانه‌دار در چگونگی ساخت قدرت در خانواده‌هایشان است.

تاثیر شغل همسر بر نحوه توزیع قدرت در خانواده

نتایج همچنین نشان دهنده تفاوت میانگین نحوه توزیع قدرت در خانواده‌هایشان بر حسب نوع شغل همسران آنها است. مقایسه میانگین‌ها نشان می‌دهد که کمترین میانگین مربوط به زنانی است که شوهران کارگر و بالاترین میانگین مربوط به زنانی است که شوهران مدیر دارند. به این معنا که زنانی که همسران کارگر دارند، سهم کمتری از قدرت در خانواده، نسبت به دیگر گروه‌ها دارند. این در حالی است که زنانی که شوهران‌شان دارای مشاغل مدیریتی هستند، سهم بیشتری از قدرت در خانواده‌هایشان دارند. بنابراین رابطه معناداری میان شغل همسران پاسخگویان و نحوه توزیع قدرت در خانواده های آنها وجود دارد.

زیباترها بیشتر در خانواده احساس قدرت می‌کنند

یافته‌های تحقیق همچنین نشان دهنده تفاوت میانگین نحوه توزیع قدرت بر حسب ادراک پاسخگویان از میزان زیبایی و جذابیت‌شان برای همسرانشان است. بیشترین میانگین مربوط به گروهی بوده است که (بر اساس ادراک خودشان) جذابیت زیادی برای همسرشان داشته‌اند و کمترین میانگین مربوط به گروهی بوده است که برای همسرشان چندان جذاب و زیبا نبوده‌اند. به عبارتی هرچه پاسخگو برای همسرش زیباتر و جذاب‌تر باشد، سهم بیشتری از توزیع قدرت در خانواده را به دست می‌آورند.

توسعه همه جانبه کشور نیازمند افزایش سرمایه اجتماعی زنان

با توجه به نتایج به دست آمده و رابطه مثبت بین کسب منابع ارزشمند توسط زنان و نحوه توزیع قدرت در خانواده اگر بخواهیم از استعداد و قابلیت‌های بالقوه‌ی بخش قابل توجهی از جمعیت کشور یعنی زنان استفاده شود، در درجه اول باید بستر مناسب برای توانمندسازی آنان جهت کسب منابع ارزشمند و سرمایه‌های اجتماعی بیشتر فراهم شود. چرا که توسعه همه جانبه هر کشوری در گرو توانمندسازی و مشارکت دادن زنان به عنوان بخش قابل توجهی از جمعیت کشورها، در فعالیتهای اقتصادی – اجتماعی است. بنابراین کسب منابع ارزشمند و سرمایه‌های اجتماعی توسط زنان از طرفی باعث کاهش نابرابری‌های درون خانواده و توزیع عادلانه‌تر قدرت بین زن و شوهرها می‌شود و از طرف دیگر نیز بر تغییرات کلی اجتماعی تاثیری عمده می‌گذارد.

منبع:

 http://goo.gl/d9llS