صفحه اصلی  »  2013 April
اردیبهشت
۱۰
۱۳۹۲
داستان غلامرضا، نگاهی به تاثیر روانی جنگ در روابط فردی
اردیبهشت ۱۰ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۱
, , ,
image_pdfimage_print

نوشته: دکتر محسن زمانی

خانه امن: غلامرضا ده سالى از من بزرگتر است. وقتى برادر ١٣ ساله اش ،محمد، در جنگ ناپدید شد، او حدود ٢٢ سال داشت. تا آن وقت، غلامرضا آرام و سر به زیر بود و آزارش به کسى نمى رسید. با اصرار پدر بسیجى اش، که پیرمردى ساده دل و ذوب در ولایت بود، به جبهه رفت. در اولین مرخصى اش با دختر عمه اش ازدواج کرد. در دومین حضور در جبهه بود که گفتند موجى شده است. من فکر مى کردم موجى شدن باید چیزى شبیه تشنج گرفتن باشد. اما غلامرضا تشنج نداشت. بد اخلاق و عصبى شده بود،. همیشه اضطراب داشت. لاغر شده بود و رنگ و رویش زردتر و زردتر مى شد. چشم هایش حالت ترسناکى داشت. اما از همه این ها مهم تر اینکه زنش را کتک مى زد. گاه و بی گاه صداى شیون و زارى طلعت را مى شنیدیم که از دست غلامرضا به کوچه فرار مى کرد و کمک مى خواست.

غلامرضا بعد از آن دیگر به جبهه نرفت. از مزایاى جانباز بودن استفاده کرد. اما سال ها طول کشید تا ما دوباره غلامرضاى آرام و بى آزار را دیدیم.

مورد غلامرضا، نمونه اى است از اختلال استرس پس از سانحه یاPost traumatic stress disorder  است که در بین روانشناسان به PTSD معروف است.  اختلالی که تقریبا از هر ١٠٠٠ نفر۵٠ نفر از نیروهای نظامی در جنگ عراق و افغانستان به آن مبتلا شدند.  مطالعات قبلی نشان داده اند که ۳۱ درصد از نظامیان در فاصله کوتاهی پس از جنگ ویتنام به این اختلال مبتلا شده اند. اگرچه در مورد جنگ ایران و عراق آمار دقیقى در دست نیست ولى درصد قابل توجهی از جانبازان  از این بیماری رنج می برند.

اختلال استرس پس از سانحه نوعی اختلال اضطرابی است که با یک رویداد شدید آسیب زا شروع می شود؛ رویدادی که تهدید کننده زندگی و سلامتی فرد یا اطرافیان و نزدیکان وی بوده و واکنش فرد نسبت به آن با ترس و اضطراب شدید همراه است.

بسیاری از افرادی که این رویداد آسیب زا را تجربه می کنند، یک دوره کوتاه مشکلات سازگاری و مقابله را از خود نشان می دهند. با گذشت زمان و استفاده از روش های مقابله سالم معمولا واکنش آسیب زا در آنها بهتر می شود اما، در برخی موارد علائم بدتر مى شود و ماه ها و حتی سال ها ادامه پیدا می کند و گاهی تمامی گسترۀ عمر را در بر می گیرد و فرد همواره گرفتار این علائم باقی می ماند.

این اختلال ممکن است نجات یافتگان از رویدادهای آسیب زایی مانند جنگ، سیل، زلزله، تصادفات رانندگی ، سانحه هوایی، آسیب جسمانی، تجاوز جنسی و … را تحت تاثیر قرار دهد.

علائم و نشانه های PTSD معمولا درسه ماهۀ اول پس از رویداد آسیب زا شروع می شوند. البته در برخی موارد معدود ، علائم ممکن است تا سالها پس از رویداد بروز پیدا نکنند.

عمده ترین نشانه های PTSD شامل : زنده شده خاطرات مربوط به رویداد آسیب زا وتجربه مجدد آن برای چند دقیقه یا حتی چند روز ، احساس شرم یا گناه ، رویاهای غم انگیز در مورد رویداد آسیب زا ، احساس کرختی هیجانی ، خشم ، روابط بین فردی ضعیف ، رفتارهای خود آسیب رسان ، ناامیدی نسبت به آینده، خوابهای وحشتناک ، مشکلات حافظه ، ضعف در تمرکز و زود از جا پریدن و ترسیدن ، عدم لذت از فعالیتهایی که قبلا لذتبخش بوده و دیدن یا شنیدن چیزهایی است که وجود ندارند.(توهم)

عوامل متعددی از قبیل آمادگی ژنتیکی ، تجربیات فردی، خلق و خوی فرد و تغییر سطوح انتقال دهنده های عصبی مغز می توانند منجر به افزایش احتمال ابتلا به PTSD گردد.

 عمده ترین عوامل خطر ساز عبارتند از :

  • رویداد آسیب زای مستمر
  • داشتن سابقه از دست دادن سلامت روانی
  • فقدان سیستم حمایتی مناسب از طرف خانواده و دوستان
  • رویداد آسیب زایی که مشخصا جدی و شدید است
  • سابقه خانوادگی PTSD
  • سابقه خانوادگی افسردگی

ابتلا به PTSD می تواند تمام زندگی ، روابط شغلی ، روابط بین فردی و تفریحات و لذت های روزمره فرد را تحت تاثیر قرار داده و فرد را مستعد برخی اختلالات روانی از قبیل افسردگی ، سوء مصرف مواد و دارو ، اختلال خوردن ، افکار خود کشی و اقدام به خود کشی کند.

اگرچه PTSD شدیدترین بیمارى روانى ناشى از جنگ محسوب مى شود، اما تنها عارضۀ جنگ نیست. دورى از خانه و خانواده و فقدان منابع نوازشى قبلى، محیط خشک و خشن جنگ، ترس مداوم از کشته شدن، فقدان غذا و بهداشت کافى و مناسب، آلودگى هاى شدید صوتى در میدان هاى جنگ، موقعیت هاى استرس زاى شدیدى مثل محاصره شدن و اسیر شدن و یا مورد شبیخون قرار گرفتن، تمرین هاى جنگى شدید و خشن و طاقت فرسا، بیمارى ها، آب و هواى نامناسب، رویارویى با حشرات و خزندگانى مثل مار و عقرب و پشه، استرس ناشى از برخورد خشن و آمرانه ى فرماندهان، کمبودها و معضلات ناشى از نیازهاى جنسى و مشکلات ارتباطى ناشى از آن با همرزمان و…. گوشه اى از عواملى هستند که مى توانند سبب ایجاد اضطراب و افسردگى و اختلال هاى متعدد در خلق و در شخصیت نظامیان حاضر در جنگ شود. اختلال هایى که مى تواند منجر به در هم شکستن مکانیسم هاى سالم و نرمال تطابق و سازگارى و مدیریت استرس شده و انسان هایى حساس و تحریک پذیر و زود انگیخت را به جاى بگذارد که به سرعت خشمگین مى شوند و پرخاشگرى مى کنند و وقتى در پایان دوره جنگیدنشان به خانه و جامعه مبدأ شان باز مى گردند با دیگران در گیرمی شوند و خشونت می ورزند.

مهمتر از همه ى این عوامل شاید این است که جنگ در ذات خود خشونت پرور است. جدا از علل و عوامل اجتماعى و تاریخى جنگ ها،جنگیدن، کشتن و کشته شدن ارضاء غریزه مرگ(Thanatos) است. غریزه اى که فروید آنرا یکى از دو غریزه ى اصلى انسان و نقطه مقابل غریزه زندگى(Eros) مى داند.مدیران جنگ، براى پیشبرد اهدافشان و پیروزى در جنگ، باید که غریزه مرگ را که اصلى ترین عنصر آن تهاجم و پرخاش گرى و ویران گرى است، در جنگجویان بپرورند. و غریزه کور است. غریزه شعور تفکیک دوست و دشمن را ندارد. وقتى قرار باشد ویران کنیم آن وقت ممکن است روابط عاطفى و دوستانه خود را ویران کنیم.

نکته جالب توجّه دیگر این است که  افرادى که سالهاى زیادى را در میدان هاى جنگ مى گذرانند، به تدریج شبکه  ارتباطى هم رزمان را جایگزین شبکه ى ارتباطى خانواده و دوستان قبلى خود مى کنند و هنگام بازگشت به دیار خود با آشنایان قبلى خود به شدت احساس بیگانگى مى کنند. آنها و مناسبات حاکم بر آنها را نمى فهمند. دلشان براى میدان هاى جنگ و روابطشان در آنجا تنگ مى شود. و این بیگانگى در بسیارى از موارد سبب پرخاشگرى و تعارض و نیز حتى جدایى و قطع ارتباط مى شود.

علاوه بر آن، جنگ کرده ها، در خیلى از مواقع احساس مى کنند که جامعه قدر جان فشانى آنها را نمى داند و به اندازه  کافى مزد زحمات آنها را نمى دهد. احساسى که خیلى از وقت ها منجر به طلبکارى، پرخاشگرى و درگیرى مى شود، اگرچه که ممکن است به ایزوله شدن و روى آوردن به الکل و مواد مخدر و عواقب آن نیزشود.

غلامرضا و طلعت هنوز با هم زندگى مى کنند. بچه دارند و حداقل بحران حادى در روابطشان نیست. ولى من فکر مى کنم طلعت هرگز خاطره ى شوم روزهاى خشونت و تهاجم غلامرضا را فراموش نخواهد کرد.

اردیبهشت
۱۰
۱۳۹۲
کودکان کار، بردگان کوچک
اردیبهشت ۱۰ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۱
image_pdfimage_print

خانه امن: انجمن حمایت از حقوق کودکان به عنوان یک نهاد مدنی وظیفه دارد که مطابق با روال هر سال نگاهی به دردمند‌ترین و بد‌ترین نوع اشتغال در کشور که اشتغال کودکان است توجه کند. کودکانی که بدون بهره‌مندی از حداقل‌های حقوق انسانی، رفاهی و ایمنی در محیط‌های نامناسب به اشتغال جانفرسا مشغول بوده و هدف اصلی تبهکاران اقتصادی نیز سود اندوزی بیشتر از همین محل است.

 متاسفانه آمار‌های موجود، اعداد و ارقام قابل اتکایی نیستند و تنها آمار رسمی به آمار سرشماری سال ۸۵ اختصاص دارد که طبق آن یک میلیون و ۶۰۰ تا یک میلیون و ۸۰۰ هزار کودک کاردر کشور وجود دارد در حالیکه به طور حتم اگر این آمار را مبنای خود قرار دهیم، به طور حتم وضعیت کار کودکان اسفناک‌تر خواهد بود.

  یکی از اعضای هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان نسبت به بغرنج شدن وضعیت کودکان کار در ایران هشدار داد و خواستار توجه هر چه بیشتر مسوولان ذی ربط در این زمینه شد.

 علی اکبر اسماعیل‌پور در نشست خبری که به مناسبت روز جهانی کارگر ترتیب داده شده بود یادآور شد: وی افزود: شاید سود حاصل از زحمت این کودکان و نوجوانان باعث شده است که تمام قوانین و لوایح موجود دردی از دردهای بیشمار این کودکان کار دوا نکند.

قوانینی که یکدیگر را نقض می‌کنند

این فعال حقوق کودکان با مقایسه شرایط کودکان کار طی سال گذشته و امسال اظهار داشت: متاسفانه شرایط این کودکان بغرنج و شدید‌تر شده است و مسئولان باید در این زمینه فکر اساسی کنند.

اسماعیل پور تاکید کرد: کشور ما درسال ۱۳۷۳ پیمان نامه جهانی حقوق کودکان را که بر ممنوعیت اشتغال کار کودکان درماده ۳۲ تکیه دارد پذیرفته و در سال ۱۳۸۰ نیز مقابله نامه ۱۸۲ سازمان جهانی کار را که بر ممنوعیت اشتغال کودکان و تلاش برای شناسایی و محو بد‌ترین نوع اشتغال کودکان اختصاص داشت را امضا کرده است ضمن اینکه ماده ۷۹ قانون کارجمهوری اسلامی ایران نیز بر ممنوعیت اشتغال کودکان زیر ۱۵ سال دلالت دارد اما متاسفانه تمام قوانین موجود درتناقض کامل و روشن با یکی از قوانین مصوب شده در مجلس ششم شورای اسلامی است.

وی در مورد این قانون افزود: طبق این قانون مصوب، بازرسی از کارگاه‌های زیر ۱۰ نفر کارگر، ممنوع شده است در حالیکه اکثر کودکان در همین کارگاه‌های مخفی و زیر زمینی کوچک مشغول به کار سخت هستند.

این عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان ادامه داد: از یک سو وزارت کار موظف است که برای حمایت از این کودکان که در کارگاه‌های مخفی و غیر استاندارد کار می‌کنند برابر با قوانین اقدام و با کارفرماهای متخلف برخورد کند.

افزایش روز افزون کودکان کار با افزایش فشارهای اقتصادی

به گفته وی، شواهد نشان می‌دهد که تا به امروز متولیان اقسام آشکار اشتغال کودکان همچون شهرداری تهران، بهزیستی و… در وظایف خود در قبال این کودکان ناتوان بوده و حضور پر شور کودکان کار و خیابان در سطح خیابان‌ها نشان از آن دارد که انواع طرح‌های ساماندهی اجرا شده برای این کودکان ناقص یا نا‌کارآمد بوده‌اند.

اسمائیل‌پور اضافه کرد: وضعیت نا به سامان صنایع، بیکاری روزافزون، وضعیت نا‌مناسب بخش کشاورزی و دامداری نشان می‌دهد که با وجود تورم و هزینه‌های سرسام آور زندگی، فشار مضاعفی به خانواده‌های کم درآمد و ضعیف جامعه وارد آمده و در نتیجه بار سنگین تامین بخشی از هزینه‌های بالای زندگی بر دوش کودکان کار خواهد افتاد در نتیجه روز به روز شاهد افزایش این کودکان در سطح خیابان‌های شهرهای کوچک و بزرگ خواهیم بود.

به گفته وی، طی سال‌های گذشته هزینه‌های میلیاردی زیادی صرف طرح‌های ناقص مربوط به ساماندهی کودکان کار و خیابان شد که به دلیل نداشتن مطالعه و پژوهش جدی در مورد آن‌ها و نداشتن پشتوانه دقیق علمی و منطقی، تمام طرح‌ها ناقص و فاقد کارایی لازم بود و تنها به منظور پاک کردن چهره و ظاهر شهر از وجود این کودکان به اجرا درآمد.

انتقاد از شورای شهر تهران و شهر دوستدار کودک

اسمائیل‌پور، عضوهیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان در ادامه با انتقاد از یکی از مصوبات شورای شهر تهران که بر این اساس تهران به هر دوستدار کودک نام گرفت، تصریح کرد: برای یک جامعه انسانی باید شرم‌آور و اسفناک باشد که در کلان شهری مثل تهران که داعیه دوستدار کودکی دارد، سال‌های سال است که در زیر پوست شهر پنهان و آشکارش، کودکان زیادی مورد بهره کشی و خشونت قرار گرفته و فریاد رسی ندارند.

وی بد‌ترین نوع اشتغال کودکان را کار زباله گردی دانست و ادامه داد: متاسفانه در شهر تهران کودکان زباله گرد همچنان در معرض بسیاری از خطرات و بیماری‌ها قرار دارند و جسم و روان آن‌ها به شدت مورد تهدید است.

قوانین بی‌شمار اما نا‌کارآمد هستند

به گزارش خبرنگار ایلنا، مونیکا نادی، یکی دیگر از اعضای هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان نیز در این نشست به تمامی قوانین مربوط به کودکان کار اشاره کرد و یادآور شد: قانون اساسی به صورت کلی منع بهره کشی از کار دیگران را مطرح کرده و قانون کار نیز، به صورت کلی کار کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع دانسته و به کارگماردن این افراد را مستلزم مجازات دانسته است به طوریکه برای کار کودکان در سنین ۱۵ تا ۱۸سال شرایط خاصی همچون آزمایشات پزشکی در بدو استخدام و… را مد نظر قرار داده است از سوی دیگر پیمان نامه جهانی حقوق کودکان و کنوانسیون ممنوعیت بد‌ترین اشکال کار کودکان رامنع کرده و بر منع بهره کشی از کودکان تاکید داشته است.

نادی، اضافه کرد: اگر چه قوانین بسیار زیاد هستند اما متاسفانه کارامدی لازم را در اجرا نداشته و پاسخگوی وضعیت فعلی کشور ما در مورد این کودکان نیستند.

تکلیف لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان مشخص شود

وی با اشاره به لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان ادامه داد: در این لایحه اشاره‌ای مختصر به کار کودکان هم شده است و نقطه خوب آن این است که در تعریف بهره کشی از کودکان نه تنها عدم رعایت قانون کار نوعی بهره کشی تلقی شده است بلکه به کار گماردن کودکی که کار، برای سلامتی جسمی و اخلاقی‌اش مضربوده و او را از تحصیل محروم کند نیز نوعی بهره کشی تلقی شده است. به همین واسطه بهره کشی از کودکان که در گذشته تعریف مشخصی نداشت، با وجود این لایحه شفاف شده و به تعریف روشنی رسیده است که بر این اساس تخطی از آن مجازات ۲ تا ۵ سال تعیین شده و در این لایحه هر کار و اشتغالی که وضعیت جسمانی کودک را تهدید کند، وضعیت مخاطره آمیز تلقی شده است ضمن اینکه، در این لایحه به مراجعی از جمله بهزیستی و نیروی انتظامی اختیار عمل داده شده است.

این عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان در این ارتباط تاکید کرد: ما مصرانه از مجلس شورای اسلامی درخواست رسیدگی و بررسی سریع این لایحه را داریم چرا که وضعیت این لایحه هنوز روشن نشده و البته با وجود تصویب آن، هنوز هم خلا‌های اجرایی زیادی در این زمینه وجود دارد و هنوز نحوه برخورد با این کودکان دراین لایحه مسکوت مانده است.

به گفته وی، متاسفانه طرح‌های اجرایی موجود در زمینه ساماندهی کودکان کار و خیابان با وجود برخی از معضلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و… ناموفق و جوابگو نبوده‌اند.

چرا کودکان از ماموران بهزیستی و شهرداری فراری هستند

  مینو اعرابی، روان‌شناس و عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان نیز در این نشست خبری با اشاره به مشکلات کودکان کار گفت: کار در سن کودکی از نظر روان‌شناسی، رشد کودکان را با وقفه روبه رو کرده و او را از یک مرحله مهم از رشد خارج و محروم می‌سازد.

وی افزود: لازم است با در نظر گرفتن آسیب‌های روانی در میان این کودکان، چنانچه نمی‌توان شرایط کار کودکان را از بین برد، فرصت‌هایی برای بازی کودک، پرورش خلاقیت و آموزش به این کودکان در کنار کار آن‌ها در خیابان یا کارگاه‌ها، مهیا کرد.

این فعال حقوق کودکان در ادامه با انتقاد از خشونت ماموران شهرداری و بهزیستی در اجری طرح‌های ضربتی و فوری آن‌ها برای جمع آوری و ساماندهی این کودکان و نیز موازی کاری سازمان‌های مختلف گفت: متاسفانه رفتار این ماموران با کودکان کار بسیار خشونت آمیز است و اگر این سازمان‌ها ادعای حل معضل کودکان کار را دارند، چرا این کودکان با دیدن این مامور‌ها نگران شده و پا به فرار می‌گذارند؟

منبع: خبرگزاری ایلنا

اردیبهشت
۹
۱۳۹۲
نگاهی به مقوله کودک آزاری از سوی والدین
اردیبهشت ۹ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

 خانه امن: با وجود تلاشهای روز افزون اندیشمندان جامعه شناسان و مصلحان اجتماعی برای دستیابی به راهکارهای مؤثر در مقابله با پدیده خشونت و نقض حقوق افراد از سوی یکدیگر و با وجود وضع قوانین مؤثر از سوی مراجع قانونگذاری کشورها و وضع کنوانسیون ها و مقاوله نامه ها از سوی جوامع و سازمان های بین المللی و پذیرش آنها از سوی دولتها هر روز اخبار بیشتر و تکاندهنده تری از بروز خشونت در جوامع انسانی از سوی رسانه های داخلی و خارجی منعکس می شود و متأسفانه به موازات پیشرفت و تنوع فرهنگی و ظهور رایانه ها ماهواره اینترنت ناهنجاری و بزه های اجتماعی نیز پیچیدگی و شدت یافته و دامنه شمول آن نیز از مردان و زنان گذشته و کودکان بی گناه و بی دفاع را نیز دربر گرفته است.

به دلیل آسیب پذیری بسیار بالای این گره سنی و با توجه به آن که کودکان امروز سازندگان جامعه فردا هستند حساسیت جوامع بین المللی و دولتها نسبت به این گروه سنی بسیار بالاست و هر چقدر رشد فرهنگی در ملتی بالاتر باشد قوانین داخلی قانونگذاری و ایجاد ضمانت اجرایی مؤثر در خصوص حمایت از حقوق کودکان بالاتر خواهد بود.

بعضی از اسناد بین المللی نیز به شکلی خاص تنها در خصوص حقوق کودکان تنظیم شده که از آن جمله کنوانسیون های حقوق کودک مقاوله نامه اختیاری حقوق کودک در مورد فروش کودکان است  در تمامی اسناد بین المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر منشور سازمان ملل متحد و… حقوق کودکان به عنوان یک عضو جامعه بشری به رسمیت شناخته شده و جوامع را ملزم به حمایت کامل کودکان به عنوان یک عضو جامعه بشری به رسمیت شناخته و جوامع را ملزم به حمایت کامل حقوقی و اجتماعی از این گرو ه دانسته اند.

بعضی از اسناد بین المللی نیز به شکلی خاص تنها در خصوص حقوق کودکان تنظیم شده که از آن جمله کنوانسیون حقوق کودک مقاوله نامه اختیاری حقوق کودک در مورد فروش کودکان روسپیگری و هرزه نگاری کودک ( پورنو گرافی ) و مقاوله نامه اختیاری میثاق کودک در مورد شرکت کودکان در جنگ است.

ایران نیز علاوه بر الحاق هر چند مشروط به کنوانسیون حقوق کودک در مجموعه قوانین حقوقی و جزایی مصوب و در دست اجرا دارای مواد قانونی بسیار مفید و مؤثر در زمینه حمایت از حقوق کودکان است هر چند در مرحله اجرا به دلیل مسائلی نظیر تأخیر در اجرا ممکن است از میزا ن اثر گذاری اجتماعی آن در پیشگیری از جرایم آتی کاسته شود.

به عنوان مثال ماده ۷۲ قانون ایین دادرسی کیفری در جرایمی که تعقیب آن منوط به شکایت شاکی خصوصی است زمانی که متضرر از جرم صغیر بوده و دسترسی به ولی یا قیم نباشد یا این که مجرم خود ولی یا قیم باشد دادگاه شخصی را به عنوان قیم موقت تعیین می کند تا شکایت کودک را پیگیری نماید یا در ماده ۶۳۳ قانون مجازات اسلامی فردی که طفلی را در محل خالی از سکنه رها نماید به حبس محکوم می شود … یا قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۲۵ آذر ۱۳۸۱ که بر اساس آن ضمن این که افراد زیر ۱۸ سال را مشمول این قانون دانسته اذیت و آزار را مختص شکنجه جسمی ندانسته و شکنجه روحی و روانی و ممانعت از تحصیل ایشان را نیز جرم دانسته و کودک ازاری را از جرایم عمومی که نیاز به شکایت شاکی خصوصی ندارد بر شمرده است.

در این راستا کلیه افراد مؤسسات و مراکزی که به نحوی مسؤول نگاهداری و سرپرستی کودکان هستند مکلف می کند که به محض مشاهده هر نوع کودک آزاری مراتب را جهت پیگرد قانونی مرتکب به مقامات صالح قضایی اعلام کنند و تخلف از انجام این تکلیف را مستوجب مجازات حبس و جزای نقدی می داند.

بازتاب گسترده مواد ۱ تا ۶ این قانون از طریق رسانه های دیداری و شنیداری می تواند در پیشگیری از وقوع جرایم مشابه در آینده مؤثر باشد.

اما آنچه در این نوشتار مورد نظر است آزار فرزندان از سوی والدین می باشد.

اگر چه نفس کودک آزاری خود یکی از اسف بارترین رفتار های نابهنجار اجتماعی است اما وقتی این اقدام از سوی والدین صورت می پذیرد چه تفسیر و توجیهی برای آن می توان پیدا کرد؟ چرا که تنها مأمن و پناهگاه هر کودک آغوش پر مهر پدر و مادر است و نمی توان کسی را دلسوز تر از والدین برای یک کودک دانست.

آسیبی که از سوی والدین به پیکر و روح یک کودک وارد می شود به مثابه خنجری است که از سوی دوست و آن هم غمخوارترین دوست بر وی وارد شده که هیچ دستی یارای مرهم گذاری بر این زخم نخواهد داشت. حال چنانچه این اتفاق در یک کشور اسلامی رخ دهد عمق فاجعه بسیار بیشتر ودردناک تر است چرا که دین مبین اسلام در ۱۴۰۰ سال قبل که سازمان های بین المللی وجود خارجی نداشتند و مردم از حقوق اولیه خود نیز بی خبر بودند . برای کودکان حقوق ویژه ای پیش بینی کرد تا بدانجا که جنین را نیز جزء ورثه مورث دانسته و یا سقط جنین را مستوجب پرداخت دیه می داند.

در احادیث و روایت نیز به کرات از کودکان به عنوان امانات الهی در نزد والدین یا د شده و تأکید بسیار بر مسؤولیت سنگین والدین در مراقبت و تعلیم و تربیت فرزندان می کند. البته شاید علت معاف کردن والدین از مجازات در صورت تنبیه ایشان از سوی قانونگذار به دلیل اصل دانستن عطوفت و مهر ورزی پدر و مادر و دلسوزی و خیر خواهی ایشان نسبت به فرزندان باشد.

از جمله این معافیت ها در قوانین مصوب ایران مواد ۲۲۰ و ۵۹ قانون مجازات اسلامی : ( اقدامات والدین و اولیای قانونی سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تأدیب یا حفاظت آنها انجام می گیرد مشروط به این که اقدامات مذکور در حد متعارف تأدیب و محافظت باشد جرم نیست ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی ( ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند اما به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب تنبیه نمایند و ) و ماده ۷ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان ( که اقدامات تربیتی در چارچوب ماده ۵۹ قانو ن مدنی مجازات اسلامی و ماده ۱۱۷۹ قانون حمایت را از شمول قانون موصوف مستنثنا نموده ) هستند.

مشخص نبودن محدوده تأدیب و تنبیه و نامشخص بودن حد متعارف در مواد قانونی مذکور دست قاضی را در زمان لازم برای صدور حکم بسته و دست والدین غیر مسؤول و نامهربان را بر اعمال خشوت در هر زما ن باز گذاشته است و از سویی زمینه ورود اتهام به خشونت گرایی در میان والدین مسلمان و حمایت از خشونت گرایی در جوامع اسلامی را از سوی مجامع بین المللی هموار می سازد.

در این یاد داشت عنوان شده است که بجاست از رئیس قوه قضاییه در خواست شود که با توجه به اختیارات قانونی دستور اصلاح قوانین و تنظیم لوایح قانونی که درشأن خانواده های مسلمان و کودکانی که در کانون اعمال خشونت و سنگدلی تحت عنوان خانواده محبوس هستند را صادر کند تا انشاءالله جامعه آینده ایران اسلامی با دستان توانمند فرزندانی که دارای جسم و روح سالمی هستند ساخته شود.

منبع: دادستانی کل کشور

اردیبهشت
۹
۱۳۹۲
پیامدهای ازدواج مردان جوان با زنان مسن تر
اردیبهشت ۹ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۱

image_pdfimage_print

نوشته: شاهرخ سلاح ورزی( جامعه شناس)

خانه امن: از گذشته تا کنون آنچه که مقبول جامعه مرد سالار ایران بوده و هست  این است که مرد چندسالی بزرگ تر از زن باشد. مرد ایرانی در بستری با خاصیت مردسالارانه – که در مواردی حتی توسط مادران اشاعه داده می شود- ریاست در خانه و محور بودن را تعریفی ازنقش خود می داند.هرچند با گذشت زمان وتغییرات ساختار خانواده از گسترده به هسته ای و افزایش تحرک اجتماعی زنان و پررنگ شدن معضلات  اقتصادی  ، معیارها و نقشهای اعضای خانواده در حال دگرگون شدن است ؛ اما با اینحال هنوز مساله مسن تر بودن زن از مرد از نظر بسیاری چندان پذیرفته شده نیست.در سالهای گذشته معیارهایی همچون توانایی زن در امور خانه داری و تولید مثل، و رعایت تفاوت سنی و تایید ضمنی خانواده نقشی مهم در پیوند زناشویی داشتند ، ولی به نظر می رسد که این اولویتها در حال کمرنگ شدن هستند ومعیارهایی که تا چند دهه پیش به عنوان عواملی تاثیر گذار موردتوجه نبودند بیشتر نمود پیدا کرده اند؛  امروزه عواملی چون تحصیلات آکادمیک زنان و میزان در آمد ماهیانه زن از محل کار و همچنین نحوه ارتباطات اجتماعی او؛ از معیارهای ازدواج جوانان طبقه متوسط محسوب می شود.

ولی  همچنان در خانواده های سنتی که غالبا دارای ساختاری گسترده هستند رعایت اصولی از پیش تعیین شده برای ازدواج امری ضروریست ، که باید توسط مردان خانواده مورد توجه قرار گیرد. یکی از این اصول رعایت فاصله سنی با همسر است که با توجه به مقتضیات مورد تایید خانواده تعیین می شود. در این شیوه غالبا با توجه به اهمیت نقش محوری مرد در خانه  که برگرفته از آموزه های دینی و سنتی است  پیوند یک مرد با زنی مسن تر چندان مطلوب نیست و مورد تایید قرار نمی گیرد. و حتی در صورت ثبت این ازدواج گاها شاهد طرد این افراد از سوی خانواده هستیم .

اما گسترش شهرنشینی در ایران در دهه های گذشته و میل خانواده ها به تشکیل خانواده های هسته ای تا حدودی ازاجبارهای فامیلی کاسته است و فرد درتعیین معیارهای ازدواج آزادی نسبی بیشتری بدست آورده و توانسته است خود را از کلیشه های رایج در انتخاب همسر برهاند.همچنین با حذف  سقف تحصیلی برای دختران در بعضی از خانواده ها و توجه به اهمیت ارتقای علم و کسب موقعیت هایی برتر یا همسان با مردان برای زنان و حضورملموس تر ایشان در جامعه شاهد تغییراتی در معیارهای ازدواج هستیم . آموختن علم  و یافتن شغلی درخور در ایران راهی است برای کسب موفقیت و ارتقای جایگاه اجتماعی افراد. تاکید به حضوربیشتر زنان در جامعه در دوره پهلوی دوم و تاسیس دانشگاه آزاد و پیام نور در شهرهای بسیار کوچک پس از انقلاب و همچنین  تاکید حکومت فعلی ایران به اسلامی شدن دانشگاهها، ناخواسته درهای جامعه و دانشگاه را به روی دختران خانواده های سنتی و شهرستانی گشود، و گروه عظیمی از دختران وزنان را که برحسب آموزه های دینی وسنتی باید خانه نشین می شدند به تحرک در جامعه واداشت ؛ یافتن شغل و کسب در آمد و بدست آوردن یک استقلال نسبی نتیجه تلاش های این زنان بود. این دستاوردها باعث شد تا زنان تعریف جدیدی از روابط بین زن و مرد را ارائه دهند و خود را از تفکرات  سنتی رایج  درخصوص توانایی های زن رها سازند.

از سوی دیگر سیاستگذاری های غلط  اقتصادی و جمعیتی در دهه ابتدای انقلاب سبب شد تا شاهد جهش در تعداد موالید باشیم ؛در دهه ۶۰ ما دارای یک هرم سنی با قاعده وسیع بودیم و هرروز بر تعداد جمعیتمان افزوده می شد ؛ در طی‌ سال‌های‌ ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۸ جمعیت ایران‌ رشد سالیانه ا‌یی‌ نزدیک به چهار درصد‌ را تجربه‌ کرد که‌ این‌ امر باعث‌ افزایش‌ بیش‌ از پیش‌ جمعیت‌ جوان‌ و جویای‌ کار در سال‌های‌ کنونی‌ شده‌ است‌.(۱) افزایش بی رویه جمعیت در سالهای ابتدای انقلاب ایران و عدم برنامه ریزی  صحیح برای زیر ساختهای اقتصادی  و ایجاد زمینه های اشتغال  وپایین‌ بودن‌ رشد اقتصادی‌ کشور  و تورم های پی در پی سبب شد تا در دو دهه گذشته حضور در بازار کار رقابتی شود، در نتیجه‌ این‌ سیاست‌  کسب مدرک برای بدست آوردن شغل  امری حیاتی  به شمار آمد به همین دلیل تعداد دانشجویان‌ ایران‌ در طی‌ ده‌ سال‌  پنج‌ برابر شد.

 اما این هجوم و رقابت برای حضور در دانشگاه ها نیز بر دایره این معضل افزود به صورتی که جامعه را با سیل‌ عظیمی‌ از تحصیلکرده‌های‌ پرتوقع‌ و البته‌ فاقد دانش‌ و اندوخته‌ لازم‌ مواجه‌ ساخت.بر اساس‌ گزارش‌ رسمی دولت ‌درحال‌ حاضر درصد بالای بیکاران  ایران‌ را افرادی ‌تشکیل‌ می‌دهند که‌ در دانشگاه‌  تحصیل‌ کرده‌ اند ولی به دلیل پایین بودن سطح آموزشها عملا فاقد مهارتهای لازم هستند و یا اینکه به دلیل عدم هماهنگی میان برنامه ریزان داخلی با دانشگاهها بسیاری از رشته های تحصیلی فاقد کارایی هستند و نیروی مورد نیاز در آن رشته سال هاست که اشباع شده است.تعداد بسیاری از این بیکاران مردان جوانی هستند در آرزوی زندگی  مقبول و به نسبت مرفه پس از طی دوران خدمت سربازی نتوانسته اند شغلی متناسب با خواسته های خود بیابند ، قطعا این مشکلات تاثیرات خود را بر روی نهاد خانواده گذاشته است .این افراد قبل از حضور در دانشگاه ها یا بازارکار انتظاراتی داشته اند و وقتی آماده ورود به زندگی مستقل می‌شوند انتظارات آنها با واقعیت‌های زندگی سازگار نیست در نتیجه دچار مشکلات فراوانی می‌شوند. در برابر معضلات اقتصادی یکی از راهکارهای که تاکنون هم راهگشا بوده وهست ازدواج با کسانی است که خود دارای حقوق و شغل هستند و شاید بتوان گفت یکی از معیارهای امروزی مردان جوان ایرانی شاغل بودن همسر است تا بتواند با اتکا بر در آمد مالی همسرشان توازن مالی را در خانه برقرار نمایند. همسرانی که در مواردی جنبه مالیشان بر شرایط سنی آنها ارجحیت دارد و مردان جوان وقتی با آنان آشنا می‌شوند عامل سن را نادیده می‌گیرند و به منافع حاصل از این ازدواج فکر می‌کنند. البته برای خانم‌ها هم دلایل متعددی وجود دارد تا به این ازدواجها راضی شوند یکی از این دلایل بالا رفتن سن ازدواج آنهاست ونبود موقعیت‌های دیگری برای ازدواج ، نیت دیگر این زن ها برای قبول چنین ازدواجی، داشتن فرزند است.

به طور کلی ازدواج مردان جوان با زنان بزرگتر از خود را می توان در سه دسته خلاصه کرد:

ازدواج هایی است که غالبا در جوامع روستایی یا شهرهای کوچک به اجبار صورت می گیرد و خانواده با انتخاب زنی بزرگتر از پسر، او را مجبور به ازدواج می کنند. دوم  ازدواج هایی بر پایه عشق و علاقه دو طرف است  و در نهایت  ازدواج هایی که در آن موقعیت  اقتصادی  زن بر شرایط سنی او ارجحیت دارد.

در ازدواجهای که بر اساس جبر خانوادگی یا فشارهای اجتماعی صورت گرفته  احتما افزایش تعارض بین زن و مرد بسیار است . ازدواج با بیوه برادر در بسیاری از شهرهای کوچک و روستاها و حتی حاشیه شهرهای بزرگ همچنان مرسوم است در این شیوه ازدواج پس از مرگ برادر بزرگتر در صورتی که برادری مجرد حضور داشته باشد او موظف است در وهله اول با زن برادر بیوه خود که در اکثر موارد از او بزرگتر است ازدواج نماید(۲)؛ در این خانواده بیشترین تنش در حوزه مدیریت است ! چه کسی باید مدیر خانه باشد، مرد یا زن؟ در این جوامع مرد به دلیل جایگاه  سنتی اش می خواهد اقتدار خود را اثبات کند  و در نقش مدیری مقتدردرخانه حکمرانی کند ولی زن به علت بزرگتر بودن و داشتن فرزندانی که شاید از لحاظ سنی به همسرش نزدیک باشند نمی تواند این نکته را تحمل کند و در نتیجه  کانون خانواده دچار مشکل می شود. هرچند که در بسیاری از موارد، مرد به دلیل جایگاه سنتی اش برنده این موقعیت است.

از دیگر موارد ازدواجهای اجباری که در آن مساله سن بعد از اولویت های دیگر قرار دارد ازدواج در رسم خون بس است که در مواردی عروس خونی بزرگتر از داماد است. متاسفانه در تعاریفی که برای خون بس آمده غالبا به نقطه پایانی و نمایش عمومی عفو گناهکار توجه شده ، در صورتی که در اکثر موارد دختر یا دخترانی از شخص خاطی یا اطرافیان نزدیک او باید به عنوان همسر یکی از طرفین مقابل به خانه بخت  ‌رود تا با باروری فرزندان جبران مافات کرده باشد ! و باعث نزدیکی دو قوم شود. تحقیق در خصوص کیفیت زندگی این زنان که عروس خونی نامیده می‌شوند خود رساله‌ای دیگر می‌طلبد که متاسفانه امکان پرداخت به آن دراین مجال امکان پذیر نیست.(۳)

نقطه مقابل ازدواج با اجبار، ازدواجهای عاشقانه است در این نوع ازدواج ، انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر بسیار دخیل است. در این حالت غالبا تفاوت سنی چندانی بین مرد و زن نیست و هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین آنها کمتر باشد  یقینا درک آنها از یکدیگر بیشتر است ؛ مساله بالاتر بودن سن زن درصورتی که  اختلاف سنی فاحش نباشد وعشق وعلاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد مشکل ساز نخواهد شد ،عشق و دوست داشتن  و گذشت داشتن در زندگی تضمین کنندهای  یک ازدواج موفق هستند. بدین جهت می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. در برابر این ازدواجها  هستند کسانی که  صرفا با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.

 اما ازدواج هایی که در آن موقعیت  اقتصادی  زن بر شرایط سنی او ارجحیت دارد برخلاف  دو دسته پیش در این روزها رو به افزایش  گذاشته ؛براساس آمارهای سازمان ثبت احوال در سه ماه اول سال ۹۱ تعداد ۲۴ هزار و ۹۶۷ زوج در حالی با هم پیمان زناشویی بستند که سن داماد کوچک‌تر از عروس بود. البته این موضوع  فقط در سال ۹۱ اتفاق نیفتاده ، چون آمارهای سال ۹۰ و پیش از آن نیز نشان می‌دهد که سال‌هاست ازدواج پسران با دختران مسن‌تر از خود در حال وقوع است ثبت احوال ایران در سال ۹۰ میزان اینگونه ازدواجها را ۵۶ هزار و ۷۴۳ مورد  اعلام کرده  که البته بیشترین تعداد این ازدواجها مربوط  به تفاوتهای سنی یکسال است و هرچه بر اختلاف سنی افزوده شده از میزان ازدواج کاسته شده است .

 همانطور که پیشتر اشاره شد مشکلات مالی و تورمی که در ۱۰ سال گذشته  گریبان مردم را گرفته باعث شده تا پسران در توانایی تقبل مالی یک زندگی مشترک دچار مشکل  باشند و به همین دلیل تصمیم می گیرند با دختری ازدواج کنند که  دارای شغل و منابع مالی باشد  حال در مواردی  این انتخاب ها از خودشان مسن تر است ،اما در عوض همسرانشان  دارای شغل و درآمد هستند و می شود هزینه هالی زندگی را با آنان تقسیم کرد.

اگر تفاوت سنی میان زن و مرد در نهایت سه تا چهار سال باشد، می توان امید داشت که زندگی آرامی در جریان باشد ؛ البته این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند. افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم آنان بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. زنان و مردان با اختلاف سنی بالا از نظر جسمانی با هم هماهنگ نیستند پس وقتی مردان همسرانی ۱۰تا۲۰ سال بزرگتر می‌گیرند بعد از مدت کوتاهی این حس و علاقه از یک طرف کمرنگ می شود، فاصله سنی زیاد و از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد، مشکلاتی چون : عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف و بی حوصلگی فرد بزرگ تر…. زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را چون او بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.  روان شناس ها معتقدند  زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگی عاقل تر می شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگی عمیق تر است؛ بنابراین مسئولیت پذیرند و یا بیشتر در این زمینه ها فکر می کنند. حال اگر زنی چند سالی بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، برای همین زمانی که انتظارش برآورده نمی شود، این تصور تداعی می شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بی مسئولیت است و در نهایت تنش فضای خانواده را پر می کند. مثلاً زنی که ۱۵ سال و یا بیشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر یا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد می کند.

 از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگتر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با پیر شدن شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد.البته این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد. متاسفانه در این ازدواجها هدف اصلی دوست داشتن و علاقه بین زن و مرد، تشکیل زندگی مشترک و یا داشتن هم صحبت نیست. در واقع  در این ازدواج‌ها هر شخصی به منافع خود فکر می‌کند ،این افراد به دلیل قصد و نیت خاصی که دارند، به سمت این نوع ازدواج می روند ؛. و سپس در ادامه در صورت بروز مشکل هم، جدایی راحترین راهی  است که انتخاب می‌کنند و این یعنی افزایش آمار طلاق در ایران و مسایل بعدی آن.این افراد در ازدواج‌های این‌چنینی به این دلیل شکست می‌خورند که یادشان می‌رود روز نخست برای چه تصمیم گرفته‌اند و معیار انتخابشان چه بوده است؟

لازم بذکر است که نمی توان یک حکم کلی برای چنین مسئله ای در جامعه ایران صادر کرد؛ ذکر موارد بالا دلیل نمی شود که ما همیشه ازدواجهایی را که ممکن است زن از مرد سن بیشتری داشته باشد محکوم به شکست بدانیم ، بسیاری از این گونه ازدواجها سالهای سال دوام داشته و آرامش و احترام برآن حاکم بوده است، همان طورکه شاهد شکست بسیاری نیز بوده ایم. توجه داشته باشیم که تفاوت سنی به تنهایی عامل شکست یا موفقیت یک ازدواج نیست بلکه عوارض و پیامدهایی که ممکن است از این اختلاف سنی ناشی شود، می تواند بر میزان تعامل و تفاهم حاکم بر این زندگی تأثیر گذار باشد.

همچنین همیشه در کنار تفات سنی زن و مرد، تفاوت های دیگری نظیر تفاوت فرهنگی، اقتصادی، تحصیلی و یا سطح درک طرفین نیز وجود داشته و سبب اختلاف شده که موجبات نسبت دادن این اختلافها رابه تفاوت سنی فراهم می آورد.

  منابع:

۱٫ فیلم “نامزدی” ساخته ناصرغلامرضایی ،فیلمی است که در خصوص این موضوع ساخته شده است

https://www.youtube.com/watch?v=WINO6CE4-P8

۲٫ فیلم خون بس هم به معضلات این رسم در میان عشایر اشاره کرده

https://www.youtube.com/watch?v=bOqSOxv-4ow

اردیبهشت
۶
۱۳۹۲
واردات زن مصنوعی چینی، سودجویی توام با اهداف سیاسی و مذهبی
اردیبهشت ۶ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

 نوشته: فرشید اسحاقی

خانه امن: تصورش برای خیلی‌ها سخت و غیر قابل باور است، تولید‌‌ زن مصنوعی که شباهتی بیش از ۹۰ د‌‌رصد‌‌ به زنان د‌‌ارد‌‌ و می‌تواند‌‌ تهد‌‌ید‌‌ی برای فرهنگ و اخلاق د‌‌ر جامعه باشد‌‌. تولید‌‌ی چینی که اگرچه پایش به جامعه ایرانی باز نشد‌‌ه اما تا بیخ گوش ما و کشورهای حوزه خلیج فارس، آمد‌‌ه است و با نگاهی به موج کالاهای قاچاق د‌‌ر کشور، انتظار د‌‌ید‌‌ن زن مصنوعی د‌‌ر کشور د‌‌ور از انتظار نیست. موضوعی که می‌تواند‌‌ آسیب‌ها و مشکلات بسیاری را د‌‌ر جامعه ایجاد‌‌ کرد‌‌ه و به خصوص جوان ایرانی را با مشکلاتی تازه رو به ‌رو کند‌‌. چینی‌ها پس از پیشی گرفتن د‌‌ر ساخت انواع اسباب بازی ها، لباس، کیف و کفش، تسبیح چینی، آجیل چینی، لاک وضو مختص زنان مسلمان، این بار برای کسب د‌‌رآمد‌‌ بیشتر و زیر سوال برد‌‌ن ارزش‌های والای انسانی اقد‌‌ام به تولید‌‌ زن و مرد‌‌ مصنوعی کرد‌‌ه اند‌‌ که می‌تواند‌‌ همه اعمال و رفتار یک انسان واقعی را انجام د‌‌هد‌‌ و البته د‌‌ر حال توزیع د‌‌ر بازارهای د‌‌نیا، به ویژه کشورهای اسلامی است. آن گونه که «شفاف » آورد‌‌ه است، چشم باد‌‌امی‌ها چند‌‌ی قبل قرآن‌های د‌‌یجیتال وارد‌‌ بازار ایران کرد‌‌ند‌‌ که د‌‌ر برخی از آیات و سوره‌های قرآن تعمد‌‌ا” تحریفاتی صورت د‌‌اد‌‌ه بود‌‌ند‌‌. به عنوان مثال می‌توان به تحریف تعمد‌‌ی که د‌‌ر سوره “یس” صورت گرفته بود‌‌ اشاره د‌‌اشت که به سرعت توسط د‌‌ولت از ورود‌‌ و توزیع آن جلوگیری به عمل آمد‌‌. اما باز هم چینی‌ها بیکار ننشستند‌‌ و این بار انسان‌های مصنوعیِ پیشرفته تری نسبت به عروسک‌های انسان نمایی که د‌‌ر سال‌های گذشته به منظور ترویج فحشا وارد‌‌ بازار کشورهای اسلامی کرد‌‌ه بود‌‌ند‌‌ را به صورت گسترد‌‌ه توزیع می‌کنند‌‌. یک سایت چینی د‌‌ر مصاحبه ای با صاحب شرکت تولید‌‌ کنند‌‌ه این عروسک‌های انسان نما گفت: هد‌‌ف ما سازند‌‌گان انسان مصنوعی کمک به جامعه بشری است، به‌خصوص جوانان بعضی کشورها که د‌‌ر محد‌‌ود‌‌یت به سر می‌برند‌‌!

ورود‌‌ قاچاق به کشورهای اسلامی

زن‌های مصنوعی چینی با تبلیغات گسترد‌‌ه‌ای که از شبکه‌های ماهواره ای فارسی زبان و چینی تبلیغ می‌شود‌‌ با گستره توزیعی که چین د‌‌ر د‌‌ست د‌‌ارد‌‌ به ساد‌‌گی این محصولات “زنان و مرد‌‌ان مصنوعی ” را به بازار کشورهای تحت سلطه اش ارسال می‌کند‌‌.کشورهای اسلامی، به خصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس د‌‌ر ماه‌های گذشته با توزیع فراوان این محصولات توسط چین مواجه شد‌‌ه اند‌‌. بر اساس آمارهای منتشر شد‌‌ه د‌‌ر چند‌‌ ماه گذشته محموله‌های زیاد‌‌ی از این محصولات توسط کشورهای اسلامی مصاد‌‌ره شد‌‌ه است و اجازه ورود‌‌ قانونی پید‌‌ا نکرد‌‌ه‌اند‌‌؛ اما محموله‌های زیاد‌‌ی هم بصورت قاچاق با توزیع بالا وارد‌‌ کشورهای اسلامی شد‌‌ه است. کشور چین که عنوان “غول اقتصاد‌‌ی د‌‌نیا” را برای خود‌‌ برگزید‌‌ه است محصولاتی با مضمون غیر اخلاقی را د‌‌ر سایه این عنوان، برای ترویج فساد‌‌ و فحشا تولید‌‌ می‌کند‌‌ و هد‌‌ف عمد‌‌ه آن اسلام‌ستیزی آشکار است. به‌خصوص برای کشورهای اسلامی با هد‌‌ف ضربه زد‌‌ن به ارزش‌های اسلامی و بنیاد‌‌ خانواد‌‌ه که این پروژه عظیم را به اجرا گذاشته است.این محصول ضد‌‌ انسانی که مخرب فکر و اخلاق جوانان د‌‌ر هر کشوری است با قیمت بسیار ارزان د‌‌ر د‌‌سترس مرد‌‌م است.زن مصنوعی که چینی‌ها د‌‌ر چند‌‌ ماهه اخیر ساخته اند‌‌ می‌تواند‌‌ هر کارى را براى صاحب خود‌‌ انجام د‌‌هد‌‌ به گفته سازند‌‌گان این عروسک‌های مبتذل و محصولات ضد‌‌بشر، زن مصنوعی جد‌‌ید‌‌ بر عروسک‌های مشابه پیشین این امتیاز را د‌‌ارد‌‌ که تا ۹۹د‌‌رصد‌‌ شبیه زن‌های معمولی است. د‌‌ر ساخت اعضای بد‌‌ن این انسان مصنوعی از ماد‌‌ه سیلیکون که قابلیت ارتجاعی د‌‌ارد‌‌ استفاد‌‌ه شد‌‌ه و از نظر لطافت به پوست طبیعی انسان نزد‌‌یک است.این مسئله از آن جهت برای بشریت نگران کنند‌‌ه است که باعث می‌شود‌‌ ارزش و کرامت الهی انسان به‌ویژه زنان زیر سوال برود‌‌. این نوع وسایل ضد‌‌ بشری که باعث از بین رفتن ارزش‌ها و تخریب افکار جوانان می‌شود‌‌ به‌شد‌‌ت از سوی رسانه‌های غربی فارسی زبان تبلیغ می‌شود‌‌ که مشخصا با هد‌‌ف ضد‌‌ارزشی است.یکی از نکاتی که سازند‌‌گان این محصولات مبتذل به آن د‌‌قت کرد‌‌ه اند‌‌ این است که ساختار و جزئیات جسم این انسان مصنوعی جد‌‌ید‌‌ از روی کامپیوتر طراحی شد‌‌ه، و بین آن و یک انسان عاد‌‌ی، تفاوتی نیست. باید‌‌ به این نکته توجه د‌‌اشته باشیم که د‌‌ین مبین اسلام نسبت به تشکیل خانواد‌‌ه، بقای نسل و پرهیز از لجام گسیختگی و هوسرانی تاکید‌‌ ویژه ای د‌‌ارد‌‌، حتی به د‌‌ور از پرد‌‌اختن به مسائل د‌‌ینی این مسئله باعث گرایش ند‌‌اشتن جوانان به مسئله ازد‌‌واج و تولید‌‌ مثل می‌شود‌‌. عمق فاجعه به آنجا می‌رسد‌‌ که این روند‌‌ نامیمون سر انجامی جز از هم پاشید‌‌گی کانون گرم خانواد‌‌ه را د‌‌ر برند‌‌ارد‌‌.مسئله قابل تامل د‌‌یگر اینکه مد‌‌عیان حقوق بشر د‌‌ر خواب به سر می‌برند‌‌ و نسبت به این نسل کشی عظیم مهر سکوت بر لب زد‌‌ه اند‌‌.د‌‌ر چنین شرایطی احتمال ورود‌‌ قاچاقی زنان مصنوعی چینی به کشور هشد‌‌اری جد‌‌ی به مسئولان امنیتی و البته فرهنگی کشور است که با توجه به میل و گرایشی که به سمت موضوعاتی چون زنان مصنوعی د‌‌ارد‌‌، می‌تواند‌‌ مشکلاتی جد‌‌ی د‌‌ر کشور ایجاد‌‌ کند‌‌…

روابط خارج ازد‌‌واج از نوع «اسباب بازی»

اما موضوع توجه به نیازهای جنسی و تمایلات جوانان از سوی کشورهای بیگانه می‌تواند‌‌ به عنوان زنگ خطری برای مسئولان نیز قلمد‌‌اد‌‌ شود‌‌. اینکه نیازهای جوانان ایرانی کشورهای د‌‌یگر را به فکر سود‌‌جویی هایی همراه با اهد‌‌اف سیاسی و د‌‌ینی اند‌‌اخته می‌تواند‌‌ از تبعات تولید‌‌ زن مصنوعی باشد‌‌. شهلا اعزازی، جامعه شناس و استاد‌‌ د‌‌انشگاه علامه طباطبایی د‌‌ر گفت و گو با «قانون» د‌‌ر خصوص هد‌‌ف تولید‌‌ «زن مصنوعی» توسط کشور چین، معتقد‌‌ است ویژگی خاص این کشور این است که به همان اند‌‌ازه که برای تولید‌‌ محصول به نیاز بازار نگاه می‌کند‌‌، به همان نسبت نیز قاد‌‌ر است برای بازار نیاز‌های جد‌‌ید‌‌ خلق کند‌‌. به گفته وی، این محصول که نمی توان حتی فکر آن را به مخیله راه د‌‌اد‌‌ اما می‌شنویم که ساخته شد‌‌ه، حاصل هر د‌‌وی این ویژگی هاست. از طرفی پاسخگوی نیاز‌های جنسی است یعنی نیاز آن د‌‌ر جوامع وجود‌‌ د‌‌اشته و از طرفی د‌‌یگر، خلق یک پد‌‌ید‌‌ه جد‌‌ید‌‌ است که انسان را به شگفتی وا می‌د‌‌ارد‌‌. این جامعه شناس با اشاره به نقش نیازهای جنسی سرکوب شد‌‌ه جوانان به ویژه جوانان کشورهای اسلامی د‌‌ر ساخت چنین محصولاتی می‌گوید‌‌: «خطور چنین تفکری به ذهن و سپس اقد‌‌ام برای عملی کرد‌‌ن آن، آن هم به د‌‌ست کشور چین نشان می‌د‌‌هد‌‌ که بازار فروش آن را می‌شناسند‌‌ و می‌د‌‌انند‌‌ که چه می‌کنند‌‌. د‌‌ر جوامع، برخی کمتر و برخی بیشتر، نیازهای جنسی ای وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ که عملا مشخص نیست باید‌‌ با آن چه کرد‌‌. د‌‌ر جامعه ما ازد‌‌واج زود‌‌هنگام، ازد‌‌واج مجد‌‌د‌‌، ازد‌‌واج موقت و راهکارهای ریز و د‌‌رشت د‌‌یگر، هیچ یک تاثیری بر تامین این نیاز‌ها که اغلب سرکوب را تجربه کرد‌‌ه اند‌‌ ند‌‌اشته و حالا این روش غیرطبیعی آمد‌‌ه است تا برای مد‌‌تی امیال را به خود‌‌ مشغول کند‌‌. هر چند‌‌ که فکر می‌کنم راه یافتن آن حد‌‌اقل به کشور ما، روابط و رفتارهای انحرافی را که د‌‌ر نتیجه مجموعه ای از محرومیت‌ها یا زیاد‌‌ه روی‌ها شکل گرفته، افزایش خواهد‌‌ د‌‌اد‌‌.   این استاد‌‌ د‌‌انشگاه علامه طباطبایی با تاکید‌‌ بر این که استفاد‌‌ه از این محصول، شکلی بی سابقه از روابط خارج از عرف و ازد‌‌واج آن هم از نوع «اسباب بازی» است، می‌گوید‌‌ که با وجود‌‌ تمام شباهت‌ها، این فقط یک عروسک و کاملا متفاوت از یک زن است و برقراری ارتباط با آن تنها جوانان را از آن چه هستند‌‌ سرگشته تر خواهد‌‌ ساخت. وی از این محصول تحت عنوان د‌‌روغی مسخره نام می‌برد‌‌ و می‌گوید‌‌: «با وجود‌‌ اجرای طرح‌های بی مورد‌‌ی مانند‌‌ طرح تفکیک جنسیت، باید‌‌ هم به عنوان هد‌‌ف ساخت چنین محصولاتی قرار بگیریم»

منبع: وبسایت قانون

اردیبهشت
۶
۱۳۹۲
چرا والدین قربانی جنایت فرزندان می‌شوند
اردیبهشت ۶ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

مجید ابهری: ( آسیب شناس اجتماعی و استاد دانشگاه)

خانواده به عنوان اولین مدرسه آموزش رفتار برای فرزندان و اصلی‌ترین محل انتقال هنجار‌های خوب و بد به آنهاست. متاسفانه به علت گرفتاری مادی و اشتغال بیش از حد برخی از والدین جای خالی مهارت‌های زندگی و آموزش آنها به نسل دوم خانواده خالی و محسوس است. آموزش مدیریت رفتار و کنترل هیجان‌های روحی و روانی، معیارهای شناخت دیگران در روابط اجتماعی و گزینش دوست و همراه در روابط عاطفی عناصری هستند که خلا آن در زندگی روزمره امروزی خانواده ایرانی حس می‌شود. این اولین بار نیست که یک فرزند کمر به قتل خانواده می‌بندد و به طور غیر مستقیم یا مستقیم برای کشتن آنها اقدام می‌کند. در این گونه ماجرا‌ها در ۳۰ سال گذشته بر اساس مطالعات اینجانب به نظر می‌رسد که:

۱- همواره حضور شخص ثالث پر رنگ بوده و در یک تعامل عاطفی و عشقی فردی، محرک حذف والدین شده است. در موضوع شاهرخ و سمیه، شاهرخ به عنوان عامل اصلی میراث خواران دیگر وارد صحنه شد و دست به قتل آن‌ها زد. در پرونده حاضر نیز یک فرد دیگر به عنوان اصلی‌ترین عامل بیرونی ارتکاب قتل حضور پر رنگ داشته است.

۲-اشباع مادی فرزندان و توجه غلط به نیازهای مادی آنها منجر به این می‌شود که فرزندان به موجودی صددر‌صد مادی تبدیل گشته و تهی از هرگونه احساس و عواطف شوند. در این‌گونه موارد دختر یا پسر در یک محیط مادی بزرگ می‌شوند که والدین در صدد رفع نیازهای او تنها از راه مادی هستند همین باعث می‌شود که او نیز بالطبع تبدیل به یک انسان کاملا پولی و مالی شود و چون از والدین عاطفه نمی‌بیند با احساسات و عواطف خانوادگی بیگانه است از این رو تسلیم کمترین محبت از سوی دیگری می‌شود. ضعف آموزش مهارت‌های زندگی به فرزندان در این خانواده به جایی می‌رسد که فرزند خود دارای حساب‌های بانکی با مبالغ کلان می‌شود و کافی است به دام افرادی سودجو بیفتد تا دست به اقداماتی از این دست بزند.

اطلاع رسانی از طریق رسانه به ویژه صدا و سیما، گنجاندن درس مهارت‌های زندگی در دوران دبیرستان و دانشگاه، آموزش به والدینی که محیط خانه را تبدیل به بانک یا بورس می‌کنند، فهماندن این حقیقت به آنها که فرزند برای رشد اجتماعی فقط به پول نیاز ندارد و در ‌‌نهایت کنترل روابط خارج از خانه و هدایت فرزندان برای گزینش درست دوست می‌تواند ابزاراصلی پیشگیری از این دست حوادثه تلخ باشد. در خاتمه باید بگویم رسانه‌ها در بیان این‌گونه موارد باید کالبد شکافی آن را منعکس کنند تا نوجوانان و جوانان با عواقب شوم این‌گونه رفتار‌ها کاملا آشنا شوند در غیر این صورت بیان خالی از آسیب‌شناسی این حوادث تنها منجر به ایجاد الگوی منفی رفتار در جامعه می‌شود.

در خاتمه باید بگویم رسانه در بیان اینگونه موارد باید کالبد شکافی آنرا منعکس کنند تا نوجوانان و جوانان با عواقب شوم اینگونه رفتارها کاملا” آشنا شوند در غیر اینصورت بیان خالی از آسیب شناسی این حوادث تنها منجر به ایجاد الگوی منفی رفتار در جامعه می شود.

منبع: وبسایت قانون

اردیبهشت
۶
۱۳۹۲
چگونه خشونت خانگی را شناسایی کنیم ؟
اردیبهشت ۶ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

خانه امن: خشونت خانگی می تواند برای هر کسی اتفاق بیافتد هر چند غالبا” افراد از این مشکل چشم پوشی می کنند، عذر می آورند یا انکار می کنند که با آن مواجه شده اند. این یک خصوصیت واقعی است که وقتی خشونت روانی به جای خشونت فیزیکی رخ می دهد توجه و فهمیدن این علائم از یک رابطه خشونت آمیز اولین قدم برای پایان  آن است. هیچکس نباید با ترس از کسی که دوستش دارد زندگی کند شما اگر خودتان یا کسی را که می شناسید در این شرائط خطرناک زندگی می کند این نشانه های خشونت خانگی است که با توجه به تعریف آن بدست آمده است.

آنجا که کمک وجود دارد

شناخت خشونت خانگی ومورد سوء استفاده قرار گرفتن

خشونت خانگی همچنین به عنوان خشونت ازدواج نیز شناخته شده است.و زمانی رخ می دهد که فرد در یک ارتباط محرمیت یا ازدواج سعی در چیره شدن و کنترل دیگری دارد.

خشونت خانگی همچنین شامل خشونت فیزیکی است که غالبا” خشونت خانگی نامیده می شود.

خشونت خانگی تنها و تنها به یک دلیل وجود دارد: برای بدست آوردن و برقرار کردن تمام کنترل شما. یک سوءاستفاده گر عادلانه رفتار نمی کند. آنها ازایجاد وحشت در شما استفاده  کرده و القاء گناه ،احساس  شرمندگی و ارعاب را برای قرار دادن شما تحت کنترل خود وسیله قرار می دهند بطوری که شما احساس کنید زیر انگشت شصت خود قرار دارید، سوءاستفاده کننده از شما، ممکن است شما یا اطرافیانتان را اذیت و آزار دهد.

خشونت خانگی و سوءاستفاده تبعیض جنسیتی ندارد و این اتفاق ممکن است بین دو جنس مخالف و یا دو نفر که هم جنس و شریک زندگی یکدیگرند رخ دهد ، در میان تمامی رده های سنی ، پیشینه های سنتی و جایگاه های اقتصادی ، و هرچند که زنان بیشتر مورد خشونت قرار می گیرد اما مردان هم مورد خشونت هستند مخصوصا” خشونت های کلامی و احساسی و حتی در برخی موارد خشونت های فیزیکی.

در واقع در مورد رفتارهای خشونت آمیزی که به هیچوجه قابل قبول نیستند بحث می شود اگر چه از طرف یک مرد، یک زن، یک نوجوان و یا حتی افراد مسن تر رخ دهد.

شما مستحقید احساس کنید ارزشمند، قابل احترام و در امنیت هستید .

اولین قدم برای گرفتن کمک، شناخت خشونت است.

خشونت خانگی اغلب از طریق تهدید و خشونت کلامی تشدید می شود و هرچند که ممکن است جراحت فیزیکی بیشتر خطرناک بنظر آید اما خشونت خانگی نتیجه ای روحی و روانی نیز دارد.

روابط خشونت آمیز روحی و روانی ممکن است عزت نفس شما را از هم بپاشد و منجر به افسردگی و مشکلات روحی برای شما شده و موجب شود شما احساس تنهایی و بی پشتوانگی کنید.

هیچکس نباید مجبور باشد این نوع رنج و آلام را تحمل کند؛ قدم اول شما برای رسیدن به آزادی شناخت موقعیت و نوع خشونت است.

اول شما باید وضعیت حقیقی و نوع خشونت را بشناسید و سپس کمکی که به آن نیاز دارید بگیرید.

نشانه های یک رابطه خشونت آمیز

نشانه های زیادی برای روابط خشونت آمیز وجود دارد مهمترین نشانه آن ترس شما از شریک زندگیتان است اگر شما احساس می کنید شبیه کسی هستید که روی پوست تخم مرغ راه میرود، اگر مرتبا” مراقب رفتار و گفتارتان هستید تا مانع درگیری شوید نشانه اینست که  شما در یک رابطه ناسالم و خشونت آمیز بسر می برید.

نشانه دیگری که شما ممکن است در یک رابطه خشونت آمیز ببینید اینست که شریک زندگی تان دائما” شما را تحقیر کرده وسعی در تحت کنترل قراردادن شما کند.

برای مشخص شدن اینکه رابطه شما خشونت آمیز است یا نه می توانید به سوالات زیر پاسخ دهید هر چقدر تعداد پاسخ های «بله» بیشتر باشد قطعا” شما در یک رابطه خشونت آمیز قرار دارید.

نشانه هایی که مشخص کننده اینست که شما در یک رابطه خشونت آمیز قرار دارید.

افکار و احساس درونی شما

آیا شما:

v     بیشتر اوقات احساس می کنید از شریک زندگی خود می ترسید؟

v     از بیان چیزهایی که می ترسید او را عصبانی کند خودداری می کنید؟

v     احساس می کنید شما نمی توانید هیچ کار درستی برای شریک زندگیتان انجام دهید؟

v     معتقدید شما مستحق بی توجهی و بدرفتاری هستید؟

v     از اینکه شما آن کسی هستید که دیوانه است حیرت زده می شوید؟

v     از نظر روحی احساس بی حسی و کرختی و بی پشتوانه ای می کنید ؟

 رفتارهای تحقیر آمیز شریک زندگی شما

شریک زندگی شما:

v     تحقیرتان کرده و یا سر شما داد میزند؟

v     شما را سرزنش کرده و از بالا به شما نگاه می کند؟

v     چنان به شما آسیب میزند که از دیدن دوستان و خانواده تان خجالت زده می شوید؟

v     افکار و عقاید شما را نادیده و کوچک و بی نتیجه می شمارد؟

v     شما را بخاطر رفتار خشونت آمیز خودش سرزنش می کند؟

v     به شما مانند یک مالک و یا تنها شریک جنسی نگاه می کند و شخصیت شما را نادیده می گیرد؟

رفتار خشونت آمیز و تهدید شریک زندگی شما

v     دارای خلق و خوی غیر قابل پیش بینی است؟

v     به شما آسیب می زند و یا تهدیتان به آزار و کشتن می کند؟

v     تهدید می کند که بچه ها را از شما می گیرد یا به آنها آسیب می رساند؟

v     تهدید می کند که در صورتی شما ترکش کنید خودکشی می کند؟

v     شما را مجبور به رابطه جنسی می کند؟

v     چیزهایی که متعلق به شماست خراب می کند؟

رفتارهای کنترل کننده شریک زندگی شما

v     رفتار انحصارطلبانه ، حسادت آمیز و مالکانه؟

v     جاهایی که می روید و کارهایی را که انجام  را کنترل می کند؟

v     شما را از دیدن دوستان و اقوامتان محروم می کند؟

v     شما را از دسترسی به پول، تلفن و اتومبیل محدود می کند؟

v     دائما” شما را تحت نظر دارد؟

خشونت فیزیکی و خشونت خانگی

وقتی مردم از خشونت خانگی صحبت می کنند اغلب منظورآنها خشونت فیزیکی همسر یا شریک زندگی است.

اما خشونت خانگی به اجبار فیزیکی در مورد کسی که منجر به جراحت و یا در معرض خطر قرار دادن آن شخص شود اطلاق می شود.

بخاطر داشته باشید حمله فیزیکی یا ویران کردن خواه در خارج یا داخل خانواده رخ دهد یک جرم است پلیس قدرت و مجوز حمایت از شما در برابر حملات فیزیکی را دارد.

خشونت جنسی بعنوان شکلی از خشونت فیزیکی

هر وضعیتی که شما را بالاجبار در موقعیتی که نمی خواهید قرار دهد ، عمل جنسی تحقیر آمیزیا بدون احساس امنیت خشونت جنسی نامیده می شود.

اجبار در سکس حتی بوسیله همسر یا شریک زندگی با کسی که حتی شما ارتباط جنسی رضایت مندی با او داشته اید یک عمل خشونت آمیز و متجاوزانه است.

علاوه بر کسانی  که شریک زندگی خود را به گونه ای مورد خشونت فیزیکی و جنسی قرار دهند  که در ریسک بالایی از جراحت برداشتن یا کشته شدن قرارمی گیرند همچنان خشونت است اگرچه وقوع خشونت جسمی کوچک بنظر آید- وقتی شما در موردش خوانده یا در تلویزیون دیده و یا از زنهای دیگر شنیده اید خشونت جسمی فرم بهتر یا بدتر ندارد. بعنوان مثال شما ممکن است در اثر یک هول دادن ساده جراحت جدی ببینید.

خشونت جسمی تنها یک یا دوبار در طول ارتباطتان رخ دهد- مطالعات نشان می دهد که اگر همسر یا شریک زندگی شما تنها یک بار به شما اسیب رساند احتمالا” خشونت ادامه پیدا می کند.

خشونت فیزیکی زمانی قطع شود که شما مطیع و فرمانبردار شده اید و به شما حقی داده شد که وانمود شود به دلیل مطیع شدن شما مستحق آن هستید که آنرا دریافت کنیدتا به سمت آزادی و چیزی های دیگری که می خواهید حرکت کنید.

این پیروزی محسوب نمی شود در حالی که شما بعنوان یک فرد حقتان را می گیرید تا شریک زندگی شما تغییر کند و دیگر یک خشونت گر نباشد.

زمانی که هیچ خشونت فیزیکی وجود ندارد . تعداد زیادی زن، از نظر روحی و کلامی مورد خشونت قرار می گیرند که این باعث سردرگمی و عدم درک درست مسائل می شود.

منبع: helpguide

اردیبهشت
۵
۱۳۹۲
کدام بدتر است وحشت جسمی یا ترس روحی
اردیبهشت ۵ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰

image_pdfimage_print

 خانه امن: اگر از کسی که تجربه خشونت روانی را نداشته است بپرسید کدام بدتر است خشونت روانی یا خشونت فیزیکی؟ معمولا” پاسخ او دومی (خشونت فیزیکی)خواهد بود .

وقتی ما به خشونت جسمی فکر می کنیم ما بیشتر مایل هستیم چون صدمه به چیزی اطلاق می شود که آثار ظاهری بر جای گذارد آن عمل را خشونت آمیز تلقی کنیم. برخی مواقع این صدمات مانند کبودی و بریدگی بصورت گذرا بوده و درمان می شوند اما از نظر روحی ممکن است تا آخر عمر شکلی از وحشت و زخم دائمی بر جای گذارند و هرگز درمان نشوند.

از طرف دیگر کسی که متحمل خشونت روحی شده است هم در حقیقت نوعی جراحت برداشته است. خشونت روحی یا خشونت روانی یا عاطفی شامل رفتارهایی می شوند که آسیب روانی بوجود آورند. این نوع رفتار ممکن است به شکل کلامی، رفتارهای کنترل کننده، یا رفتارهای حسادت آمیز باشد علاوه بر آن ارعاب، تهدید و منزوی کردن فرد از دوستان و خانواده اش را نیزشامل می شود.

خشونت روحی- روانی که به این صورت رخ دهد موجب آسیب های طولانی مدت می شود و می تواند بیماری ها    اختلالات و آسیب هایی از قبیل : جسمی، روانی، اختلال حواس، اضطراب و یا افسردگی را موجب شود. این مشکلات حتی ممکن است بعد از پایان یک رابطه آسیب زننده همچنان ادامه پیدا کند. پس این سوال مطرح می شود آیا خشونت روانی به اندازه خشونت فیزیکی مخرب است؟

پژوهش ها نشان میدهند که خشونت روحی- روانی نیز به همان اندازه خشونت فیزیکی مخرب و در برخی موارد بدتر از آن هستند. نتیجه تحقیقی که بر روی کودکانی که در معرض خشونت خانگی بودند نشان داد که تاثیر خشونت فیزیکی بر این کودکان با تاثیر خشونت روانی که آنها دیده اند تفاوتی نداشته است. در حقیقت درصد اضطرب، افسردگی، و اختلالاتی از قبیل استرس در این کودکان بیشتر بوده است.(انگلیس و همکاران ۲۰۰۸)

در بررسی دیگری که همسر، قربانی روابط خشونت روانی بوده است نشان داده شده است که خشونت روانی درصد بالاتری از استرس نسبت به افرادی که به اعتیاد به الکل، و استفاده از مواد مخدر داشته اند دارد( هینس & ملی-مرسن۲۰۰۱).

یک تصور اشتباه دیگری که وجود دارد این است که، تصور شود تنها مردان نسبت به زنان خشونت می کنند، شاید این به دلیل این واقعیت است  که مردان بیشتر مرتکب خشونت جسمی علیه زنان می شوند، اما خشونت روانی می تواند از طریق زن یا مرد رخ دهد و در هر دو مورد بسیار آسیب رسان است.

صدمه ای آورترین جنبه های خشونت جسمی ، ترسی است که در فرد خشونت دیده بوجود می آورد. به عنوان مثال همسر، مادر یا پدری که قربانیانش را مکررا” تهدید به آسیب رساندن به آنان یا به کسانی که دوست دارد می کند، تا زمانی که قربانی به این باور می رسد که عمل تهدید شده می تواند انجام پذیرد، صدمه روانی همچنان ادامه پیدا می کند.  این می تواند احساس ترس دائمی را در قربانی منجر شود که معمولا” بصورت اختلالات مختلف روانی ظاهر می شود.

اختلالات روانی که به دلیل خشونت خانگی بوجود می آید غالبا” حتی بعد از خاتمه آن رابطه ادامه پیدا می کند. همچنین اغلب اوقات بر روی توانایی قربانی در رابطه بعدی اش تاثیر می گذارد. در بسیاری از موارد به  چندین سال مشاوره با روانپزشک نیاز است تا قربانی درمان شود.

در حالی که علائم خشونت جسمی مشخص هستند، نشانه های خشونت روانی به راحتی پنهان می مانند. اما این بدان معنا نیست که صدمه کمتری وارد می کنند ، زیرا کبودی ها و بریدگی ها می توانند ناپدید شوند اما زخم های روانی پایدار هستند و در برخی موارد تا آخر عمر قربانی با او خواهند ماند.

گروه ترجمه خانه امن

 منبع: http://domesticviolencestatistics.org/whats-worse-physical-scars-or-mental-scars/

اردیبهشت
۴
۱۳۹۲
رفتارهای خشونت آمیز والدین الگوی انحرافات فرزندان
اردیبهشت ۴ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

 نوشته: شاهرخ سلاح ورزی

خانه امن: امروزه قانون ستیزی و کج رویهای اجتماعی، سلامت و اقتدار جوامع انسانی را تهدید می کند.این ناسازگاری ها معلول عوامل خرد و کلان بسیاری است که سـبـب مـی شـوند انـسـجـام، هـمبستگی، مشارکت و تعامل اجتماعی در حوزه های گوناگون تضعیف شود و وحدت جامعه به خطر افتاده و با رشد نامتناسب و ناهمگون جرایم، نوعی بی هنجاری بر جـــامــعــه حــاکــم شــود.

تدوین و اجرای قوانین و میثاق های اجتماعی مختلف در جامعه از راهکارهای مهار این نارسایی اجتماعی است اما در کنار راهکارهای رسمی ، خانواده با کارکردهای بنیادین خود نقشی انکارناپذیر دارد ؛ کمک  در کنترل اوضاع و جهش به سمت زایش خوبی ها، ترویج نظم ، آرامـش و آسـایش در خانه و از سویی کمک به ریزش ناهنجاری ها و انواع جرایم ازجمله کارکردهای مثبت خانواده محسوب می شود.

خانواده به عنوان نهاد تاثیر گذار در فرایند “اجتماعی شدن” فرد، یکی از وزنه های سنگین در مبحث قانون پذیری است. خانواده مهمترین واحد اثر بخش حمایتی و تربیتی است. نیاز افراد به امنیت و آرامش ایجاب می کند که در خانواده رابطه ای مبتنی بر عاطفه و عقل وجود داشته باشد ؛ فضای سرشار از احساس امنیت، اطمینان و سلامت.

خانواده آیینه تمام نمای جامعه است و از آن تأثیر می گیرد و بر آن تأثیر می گذارد و اگر روح حاکم بر جامعه بر بی عدالتی باشد خانواده نیز از آن مبرا نخواهد بود.  همچنین در فرآیند “اجتماعی شدن” ، فرد بر کارکردها و نظام های فرهنگی، اجتماعی  جامعه اثری عمیق دارد و زمینه ساز درک متقابل مسئولان و افکار عمومی نسبت به وضعیت ها و کنش های هنجار و نابهنجار جامعه است. از این روست که در جوامع توسعه یافته و مقید به قانون همیشه  حضور شـهـرونـدانـی منضبط کاملا ملموس است .

 اما پریشانی در نظام خانواده موجب روابط ضعیف اعضای خانواده است ، ضعفی که می تواند نشات گرفته از عواملی همچون از هم گسیختگی خانوادگی یا بروز خشونت در خانه باشد ، این پریشانی زمینه ساز مشکلات حادتری در جامعه است ، مشکلاتی که اثرات خود را به صورت درازمدت و ژرفایی به جامعه منتقل کرده اند.

 خشونت خانوادگی و نبود ایجاد حس آرامش و امنیت در خانه همیشه متغیری تاثیر گذار در افزایش کج روی افراد محسوب می شود ؛ خشونت خانوادگی  را می توان در خصوص کلیه بدرفتاری های خانوادگی اعم از «بدرفتاری با فرزندان» ، «خشونت زناشویی» و چندین اصطلاح دیگر بکار برد. به طور کلی ، خشونت خانوادگی را می توان مجموعه ای از رفتارها دانست  که شخص در موضع قدرت برای کنترل رفتارها و حتی احساسات سایر افراد  بدان ها متوسل می شود ، شخص مقتدر در جهت پیشبرد امیال خود، بدون توجه به تمایل دیگران از قدرتش استفاده می کند؛ برای مثال : ابراز رفتارهای حسادت گونه افراطی و ایجاد رعب و وحشت در دیگری که موجبات انزوا و تنهایی قربانی را فراهم می آورد و باعث می گردد تا فرد در موضع کنترل دیگر افراد در خانواده باقی بماند.

 در محیط های خانوادگی که رفتارهای اینچنینی با فرزندان یا همسر مشهود است سطح بالایی از تعارض وجود دارد که بر کیفیت روابط افراد خانواده تاثیر منفی می گذارد ؛ تعارضات به وجود آمده در خانواده، مسائل و مشکلاتی را در سطوح فردی، نهادی و اجتماعی به وجود می آورد. در سطح فردی ، اعضای خانواده ای که در تعارض با یکدیگر قرارمی گیرند ، تعادل روانی خود را ازدست می دهند و چه بسا رفتارهایی مثل خشونت های فیزیکی و افسردگی و حتی خودزنی یا خودکشی در آن ها دیده شود.

کمترین اثر سو این رفتارها در جامعه ، کنشهای قانون گریزانه است.فردی که در خانواده در معرض رفتارهای خشن قرار دارد هویت منفی به خود می گیرد و با رفتار قانون گریزانه که با حمایت گروههای همسال  همراه است بدنبال ایجاد هویت برای خود است حتی اگر این هویت، هویتی منفی باشد.

 آنچنان که مشهود است  نظام خانوادگی با کج روی افراد رابطه معنی داری دارد ؛ فقدان ارتباط عاطفی در خانواده می تواند در بروز  کج روی های و در حالتی حادتر در شرارت ها و ولگردی دخالت داشته باشد. “یورگمن” روانکاو سوئدی در توضیح علت اعمال خشونت در خانواده ها بر نقش عوامل فردی تأکید دارد؛ او نشان می دهد در خانواده هایی که اعضای آن خود در معرض خشونت قرار گرفته اند، احتمال بروز خشونت و یا تن دادن به آن به مراتب بیشتر است.

والدین جوانان منحرف در مقایسه با والدین جوانان غیر منحرف عمدتا در برخورد با رفتارهای نابهنجار فرزندان خود رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دهند، خانواده جوانان کج رو نمی توانند مهارت های ارتباطی موثر را به اعضای خود به خصوص به مجرم بیاموزد؛حتی در مواردی برخورد این والدین با فرزندانشان در گرایش آنان به رفتار منحرفانه نقش موثرتری دارد. توهین و ناسزا گویی به فرزندان و یا حتی مادر خانواده و توسل به زور برای نفی رفتارها و اعمال خشونت در جهت  تثبیت امیال والدین  از بارزترین مشخصه های رفتاری این خانواده ها محسوب می شود.

فراموش نکنیم که رفتارهای خشونت آمیز والدین در خانه الگوی برای رشد انحرافات فرزندان است؛ و اگر این رفتارها و اعمال خشونت آمیز به صورت موازی درخارج از حیطه خانواده هم وجود داشته باشد در بسط و گسترش انحرافات فرزندان بسیار تاثیر گذارست ؛ توسل به رفتار پرخاشجویانه برای پیشبرد کارها و مشاجره های خشن و ابراز فحاشی در گفتگوهای روزانه از جمله این عوامل محسوب می شود.

الگو پذیری و تقلید از رفتارهای خشن باعث می شود که فرد نیز به مرور زمان در ارتباط با خانواده و جامعه و در رویارویی با مشکلات زندگی خود ، اقدام به پرخاشگری و رفتارهای شرورانه کند و نسبت به جامعه در حالت ستیز قرار گیرد  ؛ در این حالت فرد نسبت به حقوق دیگران و قانون ها و انتظارات جامعه بی اهمیت است و در اصطلاح جامعه ستیز می شود.

نشانه های رفتارهای پرخاشگرانه و شرورانه

– بی اعتنایی به حقوق دیگران و تجاوز به آن‌ها

– ناتوانی در هماهنگی با هنجارهای اجتماعی و انجام مکرر رفتارهایی انحرافی

– فریبکاری و حقه بازی، دروغ‌گویی مکرر

– تکانشی بودن، به گونه‌ای که از برنامه‌ریزی ناتوان باشد.

– تحریک‌پذیر‌ی و پرخاشگر بودن، به گونه‌ای که به طور مکرر جنگ و ستیز کند.

– بی‌اعتنایی توأم با بی‌پروایی به سلامت و امنیت خود یا دیگران

– سرباز زدن همیشگی از پذیرش مسئولیت، به گونه ای که هیچ گاه نتواند شغل ثابت داشته باشد یا از عهده‌ تعهدات مالی‌اش برآید. از نشانه های افراد جامعه ستیز است.

با توجه به مطالب فوق، تامین امنیت جسمی، عاطفی و روانی افراد خانواده از عوامل مهم در ثبات و پایداری جامعه محسوب می شود، خانواده مطلوب می تواند با کاهش تنش ها و نفی خشونت در کانون خود به جامعه یاری رسانده و همزمان امکان رشد و شکوفایی مطلوب رابرای اعضای خود فراهم سازد. همچنین افزایش خشونت های خانوادگی و نبود سلامت روانی  در خانوادها منشاء بسیاری از مشکلات جامعه امروز ایران است که با شناخت علل مؤثر در ایجاد این معضلات امکان  برطرف نمودن آنها سهل تر خواهد بود.

اردیبهشت
۴
۱۳۹۲
در جرائم خانوادگی نقشه های جرم محرمانه می ماند
اردیبهشت ۴ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

 خانه امن: به گزارش وبسایت قانون مهران خوش سلوک وکیل دادگستری در گفتگو با وحیده کریمی با تشریح اینکه ممکن است یک گروه مجرم خانوادگی از زن و شوهر تشکیل شود که در این گونه موارد زنان و شوهران چه با داشتن فرزند ، چه بدون داشتن فرزند می توانند در خصوص ارتکاب جرم تشکیل دهند.

چیزی که جامعه ایرانی مدت‌هاست به آن مبتلا بوده ولی تاکنون بررسی خاصی روی آن صورت نگرفته است، جرائم خانوادگی است. از منظر جرم‌شناسی، به اعمال مخل نظم و امنیت عمومی به عنوان جرم، توجه خاصی صورت گرفته و می‌گیرد ولی به فاعل این اعمال یا به عبارتی دیگر، به مجرم توجهی نشده است، حال آنکه شناخت مجرم یا مجرمان نیز حساسیت‌های خاص خود را داشته و در حقیقت شناخت مجرمان، دسته‌بندی و گروه بندی آنان، به نوبه خود می‌تواند عاملی برای جلوگیری یا کاهش جرم در جامعه محسوب شود. دکتر مهران خوش سلوک مدرس دانشگاه و وکیل دادگستری در گفت‌و‌گو با «قانون» به بررسی توضیح جرائم خانوادگی پرداخته است.

مهران خوش سلوک در توضیح جرائم خانوادگی و اعضای این گونه خانواده‌ها گفت: این گروه از مجرمان که به کرات در جراید و حوادث، جرائم آنان را بررسی کرده ولی بدون توجه به شخصیت آنان از کنارشان می‌گذریم، درصد بالایی از جرائم موجود در جامعه را به خود اختصاص می‌دهند. این مدرس دانشگاه در تعریف خانواده توضیح داد: خانواده، گروه بسیار کوچکی از جامعه است که با ازدواج زن و مرد آغاز شده و با به دنیا آمدن فرزندان این زوج، وسعت می‌یابد. خانواده‌های پر جمعیت‌تر، به‌طور معمول سعی در اثبات وجودی خود داشته و با به رخ کشیدن تعداد خود به دیگران، تلاش می‌کنند تا برتری خود را به سایرین دیکته کنند. در این میان برخی دیگر از خانواده‌ها که پیشینه جرم و مجرمیت در آنان وجود دارد با ارتکاب جرائم دسته جمعی، اعضای خانواده خود را نیز در ارتکاب جرم دخیل کرده و اهداف خاصی را در این جرائم دنبال می‌کنند.

در جرائم خانوادگی «نقشه‌های مربوطه» محرمانه باقی می‌ماند

خوش سلوک در بیان اهداف خانواد ه‌ها در انجام جرائم خانوادگی گفت: هنگامی‌که شریک جرم یا معاون از اعضای خانواده باشد «نقشه‌های مربوطه» بسیار محرمانه باقی مانده و دیر‌تر فاش می‌شود. همچنین معمولا «اعتماد اعضای خانواده به یکدیگر به گونه‌ای است که هیچ یک دیگری را لو نمی‌دهد. وکیل دادگستری تصریح کرد: در همکاری خانوادگی در جرائم اموال مسروقه به دست آمده به گونه‌ای نگهداری می‌شود که شک دیگران برانگیخته نمی‌شود. پس از فروش اموال، وجوه حاصله بین اعضای خانواده تقسیم شده و کمتر اتفاق می‌افتد که اعضای خانواده در این خصوص با یکدیگر درگیر شده و نزاع کنند. وی ادامه داد: تقسیم وجوه حاصله از جرم در بین اعضای خانواده باعث می‌شو دتا غریبه‌ها شریک در مال دست آمده از جرم نشوند. در جرائم خونین از قبیل: «قتل، جرح یا نزاع‌های دسته جمعی» اعضای خانواده پشت به پشت هم به حمایت از اعضای خود می‌پردازند. با به دام افتادن برخی از آنان، معمولا نه تنها فرد دستگیر شده سایرین را لو نمی‌دهد بلکه سایر اعضای خانواده از بازماندگان فرد دستگیر شده نیز حمایت می‌کنند. محل سکونت تک تک این اعضا می‌تواند م‍أمن سایر مجرمان شده لذا برای پنهان شدن مجرم یا مجرمان معضل مربوط به یافتن پناهگاه وجود ندارد.

ارتکاب جرم متناسب با اعضای گروه فرق می‌کند

خوش‌سلوک در پاسخ به این پرسش که نوع جرم با تعداد و نسبت اعضای خانواد ه باهم تفاوتی دارد یا خیر؟ توضیح داد: باند‌های خانوادگی از اعضای مختلفی از خانواده تشکیل می‌شود که متناسب به گروه جرم‌های شایع نیز میان آن‌ها متفاوت است. وی در بیان پیشینه جرائم خانوادگی به گروه بندی مجرمان در خانواده‌ها و نیز جرائم هر گروه پرداخت و گفت: ممکن است یک گروه مجرم خانوادگی از زن و شوهر تشکیل شود که در این گونه موارد زنان و شوهران چه با داشتن فرزند چه بدون داشتن فرزند می‌توانند گروه کوچکی در خصوص ارتکاب جرم تشکیل دهند.

استعمال مواد مخدر و قتل، شایع‌ترین جرم باندهای زن و شوهری

این مدرس دانشگاه در توضیح مهم‌ترین جرم در گروه زن و شوهرمجرم گفت: یکی از جرائمی که توسط زنان و شوهران صورت می‌گیرد، قتل است. کشتن طلبکار شوهر یا قتل در مسائل ناموسی است. وی تاکید کرد: اما شایع‌ترین مصداق از مصادیق جرائم مشترک زنان و شوهران استعمال مواد مخدر به صورت همزمان و مشترک بین زوجین است البته حمل مواد مخدر توسط اتومبیلی که زن و شوهر به خصوص زنان و شوهران مسن‌تر با آن سفر می‌کنند نیز از دیگر جرائم است. خوش‌سلوک افزود: کلاهبرداری و سرقت به خصوص سرقت طلا و جواهرات از دیگر جرائم این گروه است.

زورگیری، سرقت و جعل از جرائم مهم گروه پدر و پسری است

وی در معرفی سایر گروه‌های خانوادگی به ارتباط پدران و پسران پرداخت و گفت: از جمله باندهای متشکل و سازمان یافته در خانواده‌های مجرم، باندهایی است که توسط پدران و پسران ایجاد می‌شود که عمده جرائم آنان ایجاد باندهای زورگیری و سرقت است که معمولا این باند‌ها در خانواده‌های مجرمی ایجاد می‌شود که تعداد پسرانشان زیاد بوده و پدر و فرزندان دارای سوابق متعدد مجرمانه هستند. جعل عناوین و مقامات دولتی و کلاهبرداری مورد بعدی است که در این قبیل خانواده‌ها، معمولا پدر خانواده با توجه به سن و سال بیشتر، خود را به عنوان یک مقام ارشد دولتی، نظامی یا اطلاعاتی و امنیتی معرفی کرده و پس از جعل این عناوین، پسران نقش نیروهای تحت امر وی را ایفا می‌کنند که در این مورد نیز جرائمی چون کلاهبرداری از مردم با ترفند ذی‌نفوذ بودن در دستگاه‌های دولتی و قضایی، سرقت، باج گیری و زورگیری از این خانواده‌های مجرم سر می‌زند. خوش‌سلوک ادامه داد: تشکیل و راه اندازی باندهای خرید و فروش و توزیع مواد مخدرومشروبات الکلی، تشکیل و راه اندازی باندهای شرارت نیز از دیگر جرائم این گروه است.

مادران و پسران مجرم به نگهداری و فروش اموال مسروقه و جواهرات علاقه‌مند هستند

این وکیل دادگستری در توضیح عملکرد گروه متشکل از مادر و پسر برای اعمال مجرمانه گفت: سرقت، اختفاء، نگهداری و فروش اموال مسروقه از شایع‌ترین جرم این گروه است که در این گروه، اغلب پسران مجرم پس از سرقت، اموال مسروقه را نزد مادران خود مخفی کرده و در برخی از موارد توسط آنان به فروش می‌رسانند، خصوصا «اگر این اموال مسروقه طلا و جواهرات و اشیای زینتی گران‌قیمت باشد؛ چرا که فروش انواع طلا و جواهرات توسط زنان به خصوص زنان مسن به راحتی صورت گرفته و اکثر طلا فروشان به آنان شک نمی‌کنند ولی اگر‌‌ همان طلا و جواهرات را مردی برای فروش ببرد مطمئنا بدون فاکتور، ‌آن‌را نخواهند خرید. بلافاصله به آن فرد و طلا و جواهرات مشکوک شده و احتمال دزدی بودن آن‌را می‌دهند. احتمال اطلاع دادن به پلیس زیاد بوده درنتیجه سارق در چنگال قانون اسیر خواهد شد. از دیگر مصادیق جرم در این گروه، شناسایی اماکن و منازل برای سرقت، توسط پسران کوچک خانواده بوده که طرح و عملی کردن نقشه سرقت توسط مادران و یا پدران صورت می‌گیرد.

ارتکاب جرائم خشن توسط باند پسران خانواده مجرم

این مدرس دانشگاه در ادامه تاکید کرد: معمولا بالا ارتکاب جرائم خشن توسط این گروه صورت گرفته و بازتاب اعمال مجرمین این طبقه در سطح جامعه بسیار مشهود و ملموس بوده و نظم و امنیت جامعه را به شدت دستخوش اخلال می‌کنند. وی افزود: از جمله جرائم شایع این گروه‌ها می‌توان به مواردی چون نزاع‌های دسته جمعی، تشکیل و راه اندازی باندهای شرارت، سرقت، زورگیری و باج‌خواهی، راه اندازی باندهای خرید و فروش و توزیع مواد مخدر و مشروبات الکلی و قتل متعرضان به پسران و برادران کوچک‌تر خانواده است. وی در توضیح مورد آخر گفت: در برخی موارد فرزندان و پسران کوچک‌تر خانواده توسط پسران دیگر مانند اوباش محله، اشرار، دوستان، برادران دوستانشان و… مرد تعرض و اذیت و آزار جنسی قرار می‌گیرند که در این موارد نیز برادران بزرگ‌تر کودک مورد تعرض واقع شده، فرد مذکور را مورد ضرب و جرح شدید قرار داده یا حتی وی را به قتل می‌رسانند. البته نکته پایانی در این بحث آنکه ممکن است این گروه از مجرمان از تجمع برادران، پسرعمو‌ها، پسر‌دایی‌ها و… از یک خانواده تشکیل شود.

این وکیل دادگستری در پاسخ به این سوال که نقش دختران در این باند‌های خانوادگی چگونه است توضیح داد: برخی از مجرمان نیز با همدستی خواهران خود به فعالیت‌های مجرمانه پرداخته و جرائمی چون سرقت اشیای گرانبها و طلا و جواهرات و اختفاء، نگهداری و فروش اموال مسروقه، ‌زورگیری و باج خواهی از رانندگان و قتل مزاحمان دختران خانواده توسط این گروه انجام می‌شود.

دستگاه قضایی با مزاحمت نوامیس برخورد جدی نکرده است

متاسفانه در ایران، مزاحمت نوامیس جزو جرائمی است که دستگاه قضایی با آن با جدیت برخورد نکرده است و به همین دلیل است که مزاحمین نوامیس مردم، به راحتی در کوچه‌ها و خیابان‌ها از ایجاد مزاحمت برای زنان و دختران واهمه‌ای نداشته و با قباحت تمام به این اعمال شرم آور خود ادامه می‌دهند. زمانی‌که دامنه اذیت و آزار فرد مزاحم بدون هیچ‌گونه برخوردی از سوی مقامات ذی‌ربط گسترش می‌یابد، برادر یا برادران مذکور تصمیم می‌گیرند که با طرح نقشه و آوردن فرد مزاحم (طعمه) به جای امن وی را تادیب یا انتقام جویی کرده و مورد ضرب و شتم قرار دهند، جای تاسف زمانی است که دختر، مورد تعرض فرد مزاحم نیز واقع شده باشد که در این صورت برادران وی، حتی ممکن است فرد مزاحم را به قتل رسانده و جرم خود را سنگین‌تر و خشن‌تر کنند.

راه اندازی مراکز فساد و فحشا نتیجه همکاری مادران و دختران مجرم

خوش‌سلوک در ادامه به همکاری مادران و دختران برای اعمال مجرمانه اشاره کرد و گفت: از جرائم شایع این گروه می‌توان به سرقت طلا و جواهرات اشاره کرد که سرقت از زنان در مجالس عروسی، سالن‌های آرایش و زیبایی، سالن‌های ورزشی و حتی اتوبوس و مترو اشاره کرد. البته توزیع مواد مخدر و روان گردان و ایجاد و راه اندازی مراکز فساد و فحشا و نگهداری و فروش اموال مسروقه از دیگر جرائم این گروه است. از دیگر مصادیق جرم در این گروه اختفاء، نگهداری و فروش اموال مسروقه‌ای است که توسط اعضای گروه به سرقت رفته است که به آن‌ها اشاره شده است. خواهران و دختران خانواده نیز با هم ممکن است تشکیل گروه مجرم دهند به اقداماتی چون فرار از خانه و جرائمی چون سرقت و … دست می‌زنند.

 منبع: وبسایت قانون