صفحه اصلی  »  2013 March
image_pdfimage_print
فروردین
۹
حامیان حقوق زنان و توافقنامه سازمان ملل
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
image_pdfimage_print

 با اینکه در نتیجه مذاکرات کمیسیون وضعیت زنان سازمان ملل، که در مارچ ۲۰۱۳ پیرامون پایان دادن به خشونت علیه آنان توافق حاصل شد، اما همچنان بعضی از اجتماعات مدنی در مورد این توافقنامه اظهار نگرانی می کنند.

  • فعالان و مقامات رسمی سازمان ملل از شنیدن دست آورد امسال کمیسیون وضعیت زنان که رسیدن به این توافق بود اظهار رضایت و خشنودی کردند.
  • این توافق پنجاه و هفتمین دست آورد کمیسیون وضعیت زنان بود که شب جمعه اعلام و به عنوان گام بزرگی جهت پایان دادن به خشونت علیه زنان و دختران شناخته شد.
  • این توافق نتیجه ماهها بحث و گفتگوهای پشت صحنه و دو هفته مذاکرات سخت در نیویورک بود که برابری جنسیتی را ترفیع، موضع زنان را تقویت و موجبات دسترسی آنها را به حقوق زاد ولد و خدمات پزشکی مربوطه افزایش می داد. این توافق همچنین مصدق توافقهای دیگر بین المللی در رابطه با حقوق زنان بود که به عنوان مثال می توان از توافقی که در قاهره در سال ۱۹۹۴ صورت گرفت نام برد.
  • اما چه بسا که این توافق اخیر با مخالفت های شدیدی از جانب بعضی از اجتماعات مدنی مواجه شد و تعدادی از اعضا محافظه کار این جوامع سعی به لغو این توافق وتوافقهای دیگر گذشته را داشتند. این اختلافها و سعی در ممانعت از وضع این توافقنامه تا جمعه ادامه داشت، اما طولی نکشید که بالاخره سازمان غیر انتفاعی ActionAid  خبر موفقیت این کمیسیون را که از سال ۲۰۰۳ برای رسیدن به چنین توافقی فعالیت کرده بود منتشر کردو خوش آمد گفت.
  • سازمان غیر انتفاعی ActionAid می گوید: این مدت زمانی که طول کشیده است تا این توافق صورت گیرد خود نمایانگر تلاش و کوشش بی وقفه شماری از کشورها می باشد که مصممانه برای رسیدن به آن سعی می کردند و شکست دوباره آن، آنچنان که در سالهای گذشته رخ داده بود برایشان قابل قبول نبود.
  • البته در طی مراحل رسیدن به این توافق مشکلات و موانعی وجود داشت که بی شک تأکیدی می باشند  بر این مطلب که مسائل حقوق زنان در سطح جهانی همچنان می بایست مورد بازبینی و ارزیابی قرار گیرند. تعداد کمی از کشورها که مهمترین آنها ایران، روسیه، سوریه و واتیکان می باشند کشورهایی هستند که مدام ایجاد مانع کرده و از بحث در مورد حقوق زنان طفره می روند. نظرات و عقاید این دسته ازکشورها نسبت به این موضوع بسیار بدوی و به قرن ها پیش بر می گردد. در دنیایی که یک سوم از زنانش حداقل یکبار خشونت را در زندگیشان تجربه کرده اند و علاوه بر آن واکنش شدیدی که کمیسیون وضعیت زنان نسبت به توافق وضع شده با آن روبرو گشتند؛ هر دو مؤید این مطلب هستند که برای راضی و همراه  کردن کشورهای مخالف با دیگر دولت ها باید تلاش و سرمایه گذاری بیشتری صورت گیرد.
  • Vivien Thabet، مدیر برنامه ریزی Care-Egypt می گوید: باعث تأثر است که هنوز دولت هایی در این کمیسیون هستند که سعی بر خدشه دار کردن و سست کردن تعهدات بین المللی حمایت از حقوق زنان و دختران را دارند. متأسفانه در کشورهایی که علاقه و اهمیتی به این موضوع نمی دهندهمچنان حقوق زنان دستخوش برنامه های سیاسی است.
  • و اما Francoise Girard، رئیس اتحادیه بین المللی زنان اضافه می کند: ” دوباره تأکید می کنم که ما زنها ثابت کرده ایم که یک نیروی قوی هستیم و اجازه نمی دهیم که حقوقمان را انکار کنند و در بطن این مذاکرات سخت به دست آوردی رسیده ایم که از آن می توانیم به عنوان حربه ای برای حمایت از حقوق خود و دفاع از خود در برابر خشونت استفاده کنیم.
  • اتحادیه بین المللی سلامت زنان پس از قطع این توافق نامه با آغوشی باز پذیرای این شد که خدمات پزشکی کم هزینه و قابل دسترسی را برای قربانیان خشونت تأمین کند. برای مثال این اتحادیه متعهد شد تا قرصهای ضد بارداری تأمین و سقط جنین بی خطر، کم هزینه و قابل دسترس را برای قربانیان میسر سازد. از سوی دیگر، کمیسیون وضعیت زنان برای اولین باردولت ها را راضی کرد تا کاندوم های زنانه خریداری و تأمین کنند.
  • از دیگر نتایج این توافقنامه، تأکید به خاتمه دادن به سنت های است که هنوز تعدادی از دولت ها به آنها وابسته اند. از جمله این سنت ها می توان از ازدواج در دوران کودکی نام برد. کمیسیون وضعیت زنان همچنین از کشور های عضو می خواهد که هدف اصلی فعالیت های خود را خدمت رسانی به گروههای اقلیت همچون زنهای بومی، سالخورده، کارگران مهاجر زن، زنان معلول و یا مبتلا به ایدزو زندانی قرار دهد.
  • ارتباط بین ایدز و خشونت علیه زنان نیز مورد توجه این کمیسیون قرار داشت و با این توافقنامه بر لزوم فعالیت جهت جلوگیری از خشونت علیه زنان و ارتباط تنگاتنگ آن با مسائل پزشکی صحه گذاشته شد. از جمله مواردی که می توان از آن نام برد اجبار زنان به بستن تخمدانهایشان می باشد.
  • اتحادیه زنان سازمان ملل می گوید: ” با قبول این توافقنامه دولت ها این موضوع را روشن کردند که در قرن ۲۱ دیگر جایی برای تبعیض و خشونت بر علیه زنان و دختران وجود ندارد وپس از این توافقنامه هیچ راه برگشتی برای مخالفان آن باقی نخواهد ماند.
  • مدیر عامل اتحادیه زنان سازمان ملل، Michelle Bachelet، گفت: از اینکه بالاخره امسال به این توافق رسیده اند خرسند و دلگرم است. او اضافه کرد: ” ما تا زمانی که بتوانیم  ریشه خشونت و تبعیض را از میان برداریم و کاری کنیم که زنان و دختران دیگر بدون هیچ ترس و واهمه ای آزادانه زندگی کنند دست از تلاش و فعالیتهایمان بر نمی داریم. قرن ۲۱ ، قرن برابری حقوق زنان و مشارکت فعالشان در کلیه امور می باشد.”
  • درست پس از وضع این توافقنامه توسط کمیسیون وضعیت زنان ، Michelle استعفای خود را اعلام کرد. بر اساس شایعه های موجود او قصد دارد که به شیلی باز گردد و دوباره برای دوره دیگر ریاست جمهوری کاندید شود.

ترجمه: ویدا بالیخانی

  • منبع:                                                                                                   Liz Ford _ gurdian.co.uk

                                                                                

فروردین
۶
سالانه ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار دختر جوان در سنین کمتر از ۱۸ سالگی ازدواج می کنند
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
image_pdfimage_print

  امروزه در دنیا آمار ازدواج در دوران کودکی افزایش پیدا کرده است. اخیراً سازمان غیر انتفاعی بین المللی   World Vision که جهت بهبود وضع حقوق زنان با سازمان Women Thrive همکاری می کند، گزارش کرده است که سالانه ۵/۱۳ میلیون دختر جوان در سنین کمتر از ۱۸ سالگی ازدواج می کنند.

بر اساس روند کنونی تا سال ۲۰۲۰ ، ۱۴۲ میلیون دختر جوان در سنینی کمتر از ۱۸ سالگی ازدواج خواهند کرد. این ۱۴۲ میلیون دختر جوان در واقع افرادی هستند که به حقوقشان تجاوز و بالاجبار به ازدواج تن در می دهند و در نتیجه دوران کودکی کوتاهی خواهند داشت.

گذر سریع از مرحله کودکی و ورود به ازدواج بطور جدی تحصیلات دختران جوان را تحت تأثیر قرار می دهد. با ازدواج آرزو و توانایی دختران نسبت به رفتن به مدرسه و یا ادامه تحصیلشان تحت تأثیر قرار می گیرد.

شگفت آور است که در بعضی کشورها چون نیجر ، چاد و بنگلادش هر ۲ نفر از ۳ دختر جوانی که ازدواج می کنند زیر ۱۸ سال سن دارند. در خانواده های کم در آمد نیز۱ نفر از میان ۷ دختر، زیر سن ۱۵ سالگی و ۳۸% دختران زیر سن ۱۸ سالگی ازدواج می کنند.

ازدواج در دوران کودکی در آسیای جنوبی، مناطق جنوب صحرای بزرگ آفریقا و بعضی از کشورهای خاورمیانه همچون یمن بسیار شایع است. امروزه در دنیا ازدواج در دوران کودکی بیشتر در میان گروههایی شایع است که روستایی نشین، بیسواد و یا فقیر هستند. در واقع هر کجا که فقر بیشتری وجود داشته باشد ازدواج در دوران کودکی شایع تر است.

اصولا” در دنیا دختران جوانی که تحصیلات بیشتری دارند کمتر احتمال دارد که زیر سن ۱۸ سالگی ازدواج کنند و امکان ازدواج زود دخترانی که تحصیلات بالاتری دارند؛ شش برابر کمتر از دخترانی است که تحصیلات پائینی دارند و با بیسوادند.

والدین اغلب فکر می کنند که تنها راهی که می توانند فرزندانشان را از فقر و یا دیگر بحرانها نجات دهند این است که شوهرشان دهند حال با اینکه نیت آنها خیر می باشد، اما ازدواج در سنین پایین عواقب جدی و شدیدی به دنبال دارد. مشکلات سلامت جنسی، فقرو خشونت از جمله مسائلی هستند که دخترانی که در سنین پایین ازدواج می کنند با آن روبرو می شوند.  آنها اغلب فرصتی برایشان پیش نمی آید که درس بخوانند و یا مهارتی کسب کنند  تا از آن طریق بتوانند خود و خانواده هایشان را از فقر نجات دهند.

دکتر سکینه یعقوبی که امسال از سخنرانان مراسم بزرگداشت روز بین المللی زن بود و از کسانی بود که در دوران طالبان در افغانستان مدرسه های زیر زمینی را اداره می کرد، بر اساس تجربه کاریش معتقد است که ازدواج در سنین پایین مانع اصلی دختران جوان برای دست یافتن به تحصیلات عالیه می باشد. وقتی دختران در دوران کودکی ازدواج می کنند در واقع دوران بچگی آنهاست که به سرقت رفته و فرصتشان است که برای ادامه تحصیل از دست می رود.

در اصل این عروس های کم سن، از بسیاری از فوائدی که از طریق تحصیلات می توان کسب کرد؛ از جمله پایین آوردن آمار مرگ و میر در زمان بارداری و یا مرگ نوزاد، بالا بردن سلامت جنسی و افزایش بهره وری اقتصادی، محروم می مانند.

به گفته World Vision ، ازدواج در سنین پایین باعث مرگ ومیرهای بسیاری می شود که مربوط به بارداری هستند زیرا که اغلب این دختران جوان بلافاصله پس از ازدواج تحت فشار شدید برای بچه دار شدن قرار می گیرند. علاوه بر این، عوارض و مشکلاتی که بارداری کودکان ۹ ساله در سلامت آنها به بار می آورد اغلب تا آخر عمر برایشان باقی می مانند.

و همچنین دخترانی که در سنین کودکی ازدواج می کنند، اغلب بیشتر از بقیه دختران تحت خطر قربانی شدن در برابر خشونت های  خانگی و دیگر خشونت ها قرار می گیرند.

ما مشکل، ریشه آن و عواقب ازدواجهای سنین پائین را می دانیم. می دانیم که زنان و دختران به سادگی قادر به مقاومت در برابر ازدواجها ی اجباری نیستند. ازدواجهایی که از بابت مسائل فیزیکی، نه عقلانی و نه احساسی برای آنها آمادگی ندارند.

ترجمه : خانه امن

منبع :   http://womenthrive.org/blog/child-marriage-rise-around-worldBottom

Posted by Erin Kelly to Women Thrive Worldwide website

 

 

فروردین
۲
یک پنجم زنان در اروپا در معرض خشونت هستند
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

یکی از اعضای انجمن حمایت از زنان اروپا گفت: “در حال حاضر یک پنجم از زنان در اروپا در معرض خشونت قرار دارند.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پلیس به گزارش شبکه “یورونیوز”، به علاوه یک پنجم از زنان اروپایی قربانی خشونت های خانوادگی می شوند یعنی زنان از شریکان زندگی خود یا از همسران سابق خود کتک می خورند.
به عبارت دیگر انواع زیادی از خشونت ها علیه زنان در اروپا وجود دارد. موارد تعرض جنسی به زنان نیز رو به افزایش است.
در بلژیک هر روز هشت شکایت به علت تجاوز در اداره پلیس ثبت می شود. این رقم برای کشوری به کوچکی بلژیک بسیار زیاد است. ما خواهان اقدام اروپا برای کاهش ارقام خشونت علیه زنان هستیم.”
وی ادامه داد: “به طور متوسط در اروپا هفت زن هر روز به دست شریکان زندگی و همسرانشان کشته می شوند. باید جلوی این وضع را گرفت.
باید راهبردی اروپایی برای محافظت از همه زنان اروپا تدوین شود. به همین منظور به قانون گذاری در سطح اروپا و برنامه عمل نیاز خواهد بود.”
منبع :        http://mehrkhane.com/fa/news/5555

اسفند
۲۹
خانه ای که در آن خشونت وجود داشته باشد خانه نیست
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
image_pdfimage_print

اعضا کمیسیون و کارمندان کمیته نجات بین المللی،۱۹ مارس امسال با زنان مانرویا ، پایتخت کشور لیبی دیداری ترتیب دادند تا از این طریق بتوانند موارد و مشکلات خشونت های خانگی را مورد بررسی قرار دهند.

مانرویا، لیبی – ۱۲ مارس ۲۰۱۲

شعار کمیته نجات بین المللی، “رهایی از اذیت و آزار و بازگشت به کانون گرم خانوادگی” می باشد، که بیانگر تعهد ما درمحافظت از مردمی است که تحت تأثیر جنگها، کشمکش ها و یا فجایع طبیعی قرار گرفته و از خانه های خود دورافتاده اند. ما تعهد می کنیم که به این آسیب دیدگان کمک کنیم که در نهایت به کشور های خود باز گردند و یا زندگی جدیدی را در ایالات متحده برای خود بسازند. و اما چه باید کرد که “خانه ” نا امن ترین مکانی است که می توان به آن بازگشت؟ نا امن ترین مکان خصوصاً برای یک زن، همسر، دوست دختر و یا یک مادر؟

  امروز کمیسیون خشونت خانگیِ کمیته نجات بین المللی شتاب زده می کوشد تا بتواند؛ در دیدار ۸ روزه خود از مانرویا  پایتخت لیبی پاسخی برای این سؤال بیابد. آمار نشان می دهد که از هر ۱۰زن ۶ زن بدنبال حمایت کمیته نجات بین المللی در آفریقای غربی می باشند از آسیب دیدگان خشونت های خانگی هستند. این خشونت های خانگی علیه زنان ممکن است که مورد ضرب و شتم قرار گرفتن های فیزیکی آنها، و یا حتی آسیب های جدی تری از جانب شوهران و یا دوست پسرانشان باشد. آنها همچنین ممکن است که دستمزدهای هر چند نا چیز زنان را از آنها بگیرند، ترکشان کنند و یا آنها را وادار به رابطه  با دیگر زنها کنند. همچنین امکان این نیز وجود دارد که زنها مورد تجاوز جنسی در دوران ازدواج و در موارد دیگر مورد شکنجه و یا حتی قتل شوهرانشان قرار گیرند.

 رئیس کمیته نجات بین المللی می گوید: ” ما به اینجا آمده ایم تا آگاهی مردم را نسبت به این مشکلات هولناک بالا برده و برای مباره با آنها به قربانیان بپیوندیم و از همه مهمتر برای رفع این مشکلات جویای راه حلهای محلی، ملی و بین المللی شویم. این هدفی است که کمیته نجات بین المللی سال هاست که در آفریقای غربی و دیکر کشورها دنبال می کند.

 George Rupp، رئیس کمیته نجات بین المللی همچنین اضافه می کند: ” تمرکز ما بر روی خشونت علیه زنان از عمده ترین برنا مه های ما است”، و یا به گفته Jacinta Maingi – هماهنگ کننده برنامه حمایت و تقویت اقتدار زنان کمیته نجات  بین المللی “تفاوت است بین خانه ای که در آن خشونت وجود دارد با خانه ای که در آن صلح و آرامش وتوافق حاکم است”.خانه ای که در آن خشونت وجود داشته باشد خانه نیست. زمانی که شخص در غم و اندوه به سر می برد، گویی که در خانه اش کانون گرم خانوادگی وجود ندارد که پناه گاهی برای او باشد.

 چه مایه خوشبختی بود که اولین توقف ما در مسیر جستجوی دلیل این بی خانمانی دلخراش زنان در لیبی بود، جایی که رئیس جمهوری تازه اش، Ellen Johnson، خود از نجات یافتگان خشونت و تجاوز در اولین ازدواجش و از پیشگامان  ایجاد تغییر این رویه بود.

 امروز صبح زود برای اولین دوره از ملاقات ها یمان جهت بررسی این مشکل به بیرون رفتیم. اولین توقف ما در شهرشلوغ و پرهیاهوی West Point، مرکز زنان محلی و ملاقات با نمایندگان گروههای مختلف از سازمانهای حامی حقوق زنان بود که در واقع، این سازمانها به کمک کمیته نجات بین المللی، حامیان نجات یافتگان خشونت های خانگی بوده و برای حمایت از زنان، از تأمین هیچگونه کمکی دریغ نمی کنند. در این مرکز، تعدادی از زنان از West Point وتعدادی دیگراز اجتماعات ساکن حومه منرویا  جمع شده بودند تا داستانهای خود را برای ما تعریف کنند.

گرچه به  اصطلاح مردم لیبی ما از غریبه ها بودیم ولی با این وجود چیزی نگذشت که به ما اطمینان و شروع به تعریف داستانهایشان کردند. این داستانها، داستانهای دلخراشی بودند از تجاوزاتی که به آنها و یا به هموطنانشان شده بود. زنی پس از زنی دیگر داستان هایشان را از اینکه چگونه شوهران و دوست پسرانشان آنها را کتک می زدند، دندانهای آنان را می شکنند، دستها و انگشت هایشان را می بریدند و روانه اورژانس می کردند؛ می گفتند. به عنوان مثال: زن بارداری در اثر لگد شوهر بچه اش را از دست داده و دیگری شکمش پاره شده بود. البته ما به عنوان اعضا کمیسیون، در موقعیتی نبودیم که این داستانها را ارزیابی کنیم بلکه فقط به آنها گوش می کردیم. به اعتراض این زنان گوش می کردیم که چگونه با اینکه مدام در این موارد به پلیس مراجعه می کردند، دوباره سرخورده و بی حاصل به خانه هایشان باز می گشتند تا به گفته پلیس، خودشان مشکلاتشان را با شوهرهای وحشی و شیادشان حل کنند.

بعضی اوقات پلیس ها برای دستگیری این مردها از همسرانشان رشوه می گیرند و یا اینکه زنها از ترس اینکه مبادا شوهرانشان به زندان بیفتند و خشونت در خانه هایشان بیشتر شود و یا اینکه شوهران برای انتقام،  زن دیگری بگیرند، از گزارش چنین مواردی خودداری می کنند. سازمانهای حامی حقوق زنان، با گزارش این خشونت ها، همراهی کردن آسیب دیدگان به بیمارستان و آموزش دیگر مردم برای حمایت از نجات یافتگان خشونت های خانگی، به آنها کمک می کنند. آنها به جوانان آموزش می دهند که از این نوع تبعیضات جنسی که در گذشته و حال وجود داشته و دارد اجتناب و الگوی جدید ی برای برابری جنسیتی در آینده بیابند. آنها همچنین با گروههایی از مردها برای بالا بردن آگاهی نسبت به خشونت های خانگی و چگونگی مبارزه با آن همکاری می کنند.

 حال، با اینکه این نیروها مشغول فعالیت برای بهبود وضع اجتماع خود هستند، اعضای این سازمانها ازعدم امنیت خود در هراسند.  یکی از این اعضا می گوید: ” تعدادی از مردهای شهر به آنها اخطار داده اند که در صورتی که آنها را در گوشه ای تنها بیابند به آنها صدمه می زنند و بخاطر ترس از این موضوع آنها نمی توانند شبها به خیابان بروند.” مردان بسیاری از این سازمان ها شاکی هستند. آنها بر این باورند که این سازمان ها با آگاه کردن و آموزش زنان آنها را پر توقع کرده به گونه ای که دیگر زیر بار خواسته های مردها نمی روند و این تاثیر منفی و مضری بر روی جامعه شان دارد.

گروه ترجمه “خانه امن”

  منبع:                                                                               http://www.rescue.org/blog/susan-dentzer-where-there-violence-house-not-home-liberia

March, 13th. 2013 – By Susan Dentzer

 

اسفند
۲۵
در انگلیس و والس ۸۹% قربانیان خشونت های خانگی زن هستند
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

آمار زیر خشونت خانگی در انگلیس و والس را در سال ۲۰۱۱ نشان می دهد:

  • در سال ۲۰۱۱ در انگلیس و والس ۲۱۷۴ مورد تجاور گزارش شد.
  • در هر ۲ دقیقه پلیس ۳ تماس تلفنی در خصوص تجاوز دریافت کرد.
  • از هر ۸ تماس اورژانسی که با ۹۹۹ ( فوریت های پلیس ) گرفته شد یک مورد آن شکایت از خشونت خانگی بود.
  • کمتر از ۴۰% حوادثی که اتفاق افتاده بود گزارش شد.
  • در انگلیس و والس از هر ۴ زن یک مورد تجربه خشونت خانگی درطول دوران زندگیشان دارند.
  • سالانه بین ۸ % تا ۱۰% زنان انگلیس و والسی تجریه خشونت خانگی دارند.
  • هرهفته دو زن به دست شریک زندگیشن یا شریک زندگی قدیمی خود به قتل میرسند.
  • ۴۰% زنانی که کشته میشوند به دلایل خشونت خانگی است.
  • ۴۴% قربانیان بیشتر از یکبار تجربه خشونت داشته اند.
  • ۸۹% از قربانیان زن هستند و آنها تجربه حداقل ۴ بار خشونت داشته اند.
  • طی ۳ سال گذشته ۱۹% به خشونت خانگی افزوده شده است.
  • بین سالهای ۲۰۱۰-۲۰۱۱ و ۲۰۱۱-۲۰۱۲ ۳۱% از کمک های دولتی برای امور خدماتی کاهش پیدا کرده است.
  • کاهش دو پنجم کارمندان سازمان هایی که در خصوص خشونت خانگی فعالیت می کردند.
  • ۸۸% ازبودجه خدمات اضافه کاهش پیدا کرد تا بتوانندخوابگاه رایگان پناهندگان را حفظ کنند.
  • روزانه ۲۳۰ زن پناهنده بازگردانده می شوند.
  • سالانه ۲۷۹۰۰ زن به دلیل رد اولین درخواست پناهندگیشان، به کشورشان باز گردانده می شوند.

 

اسفند
۲۵
ازدواج حدود ۴۳ هزار دختر زیر ۱۵ سال در سال گذشته
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

چشمانش چون شب ، سیاه و براق بود ، موهایش مشکی و نازک و نرم بود و غم نهفته ی درونش گواه آرزوهای دست نیافتنی اش بود که چون خاری به جانش خلیده بود.
در خانواده ای روستایی و بسیار فقیر بدنیا آمد. پدرش بیکار و وامانده بود اما مادرش زن زحمتکشی بود که با کار در مزارع و خانه ی خان ها شکم بچه هایش را سیر می کرد. دختر بزرگ خانواده بود، ساکت و آرام و زیبا مثل همه کودکان، اما غمگین. همیشه از نگاه های بقال ده وحشت داشت اما با خود می گفت: او مثل پدر بزرگم است و من نباید از او بترسم.
یک شب متوجه شد پدر و مادرش جر و بحث دارند . مادرش خیلی غمگین است اما پدر می گوید:
– مجبورم من قسم خوردم . دست حضرت عباس سپردمش. اون وضعش خوبه و پول داره. زنش بچه دار نمی شه و بچه می خواد.
– اما اون پیره ، پنجاه سال بیشتر داره .
– ما هم به اون بدهکاریم ؛ پولش رومی خواد.
– این طفل معصوم بچه است هیچی نمی فهمه .
– قول داده زنش در حقش مادری بکنه و تا ۱۳ سالش نشده بهش دست نمی زنه.
– من قبول نمی کنم . خانه خراب، عقل نداری! مردم بهمون می خندن مرد!
پدر حرف های مادر را قبول نمی کرد. او می گفت:
– یک بار دیگر وقتی خواهرم خیلی کوچک بود شاید ۱۱ ساله قولش را به مرد سن بالایی که زن داشت دادم و دست حضرت عباس سپردم و می خواستم زیر قولم بزنم که مار نیشم زد. دیگه حاضر نیستم زیر قسمم بزنم.
اما مادر شیون و زاری کرد و از خانه به قهر رفت ، اما بی فایده بود. دخترک هر روز شاهد مشاجره پدر و مادرش بود. بقال دیگر به آن ها جنس نسیه نمی داد چون چوب خط شان پر شده بود. اما پدر سیگار می کشید و به سیگار نیاز داشت. زن را کتک می زد. دامنه تحریم بقال بیشتر شده بود. طلبش را می خواست وگرنه حق خود می دانست که به جای طلبش دختر سیاه چشم معصوم را بردارد. هم برای تولید نسلش که زن پیرش نازا بود و هم برایشان یک عروسک سرگرم کننده بود که برای دوران پیری به بهای چند کیلو قند و شکر، خرما ، سیگار و…..بدست می آورد.
روزهای عجیبی بود دخترک دیگر حتی جرات نداشت بیرون برود نگاه های بقال پیر یک لحظه او را آرام نمی گذاشت حالا با در خواست رسمی شده جسارتش هم بیشتر شده و با چشم خریدار او را ورانداز می کرد:
– حیف یه کم لاغره، اما خب خونه ی من همه چیز هست می خوره چاق می شه ، این مشکلی نیست. گاهی به وجدان خود جواب می داد:
– من سنت دینم را به جا میارم دختر نه ساله بالغه و باید بره خونه بخت .
بالاخره پول بر همه چیز چیره شد نه فرارها و اشک های دختر نگون بخت جواب داد و نه کتک هایی که مادر بینوایش خورد مرهمی به دردش شد. او باید به خانه بخت می رفت تا هم شکمش سیر شود و هم بدهی های خانواده تسویه شود. پدرش هم به سوگندش عمل کرده و بار مسئولیت زندگی را که تا کنون بر دوش زنش بود بخشی را به دوش دخترش منتقل کند.
– پیرمرد خانه ای در شهر دارد و مرد با دین وایمانی است، پس این یعنی تصمیم درست.
هوو با لباس سفید و خلعت و نقل آمد و مراسم خصوصی برگزار شد؛ چون داماد می دانست اهل ده او را مسخره می کنند پس عروسی لازم نبود و می شد فقط با دو دست لباس و یک شام عروسی گرفت .چه روزهایی بر این دخترک تازه به سن تکلیف رسیده گذشت. او دوست داشت خاک بازی کند ،مهره بازی کند و گاهی با خواهر وهمبازی هایش با پارچه عروسک درست کنند اما حالا به عنوان بانوی خانه باید می رفت تا فرزندی به دنیا بیاورد تا به مردانگی مردش کسی شک نکند. گرچه مرد به پدر دخترک قول داده که تا ۱۳ سالگی به او دست نزند تا بزرگ شود و پاکی و ناپاکی را تشخیص بدهد .
صبح وقتی صدای در دروازه با هراس کوبیده شد مادر دخترک دانست که کودکش را خطری تهدید کرده است. هراسان خود را به بالین او رساند. دخترک را غرق در خون در چاله ای نشانده بودند . صورت زرد و رنگ پریده ی کودک پر از درد بود. گاهی بیهوش می شد و گاهی به هوش می آمد؛ مادر در حالی که به سر و سینه خود می زد ؛ می گفت:
– چه بلایی سرش آوردی، مگه قول ندادی که تا بچه است بهش دست نزنی .
پیرمرد در حالی که ظاهرا شرمنده و پشیمان بود می گفت:
– من مقصر نیستم. تقصیر زنم بود. اون از من خواست.
دکتر و درمانی نبود، اما گویا زن پیرمرد از داروی گیاهی چیزهایی می دانست. خون هر لحظه بیشتر می شد و دخترک بی نوا به تکه پارچه ی زرد رنگی می ماند ، به نفس نفس افتاده بود و معلوم نبود که چند ساعت او را به این منوال در خون خود در گودال نشانده اند، تا صبح شود. معلوم نیست چرا او را درگودال نشانده بودند.
فقط خون بود، خون. بعد از ساعت ها بالاخره خون ریزی بند آمد ؛ اما قلب مانند تکه گوشت آویزانی بودکه با هر حرکت دخترک، خود را به در و دیوار سینه می کوبید و می خواست از این تن بی جان بگریزد. این بازی های قلب اینقدر ادامه یافت تا جان شیرین دخترک را در آغازین سال های عمرش به پایان رساند و دفتر عمر کوتاه و درد بارش بسته شد. *
* درخبرها آمده است که ازدواج کودکان در چهار سال اخیر ازرشد ۴۵ درصدی برخوردار بوده است:
“در حالی که طبق قانون، ازدواج کودکان ممنوع است اما میزان این نوع ازدواج‌‌ها نسبت به تمام ازدواج‌ها در ایران از سال ۸۵ تا ۸۹ رشدی ۴۵ درصدی داشته است. یک عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در گفت‌وگو با ایسنا از ازدواج حدود ۴۳ هزار دختر زیر ۱۵ سال در سال گذشته خبر داد.
در حالی که طبق قانون، ازدواج کودکان ممنوع است اما میزان این نوع ازدواج‌‌ها نسبت به تمام ازدواج‌ها در ایران از سال ۸۵ تا ۸۹ رشدی ۴۵ درصدی داشته است. به گفته او، بر اساس آمار سازمان ثبت احوال در سال ۸۵ میزان ازدواج دختران زیر ۱۵ سال نسبت به تمام ازدواج‌ها ۳.۲ درصد بود که در سال ۸۹ با افزایش ۴۵ درصدی به ۴.۹ درصد رسیده است.
ازدواج زیر سن قانونی بر خلاف پیمان‌نامه بین‌المللی حقوق کودک است. این پیمان نامه، سن زیر ۱۸ سال را «سن کودکی» تعریف کرده است که در آن بستن هرگونه قرارداد با کودک ممنوع است. از نظر حقوقی، ازدواج هم نوعی قرارداد است که میان زن و مرد بالغ بسته می‌شود و با کودکان زیر سن قانونی نمی‌توان چنین قراردادی بست.
تا سال۸۵ ،نهصد و پنجاه هزار کودک ازدواج کرده در ایران وجود داشته که حدود ۹۰۰ هزار نفر از آنها دختر و ۷۰ هزار نفر از این تعداد ۱۰ تا ۱۴ ساله بودند و حدود ۲۵ هزار کودک مطلقه در ایران وجود داشته که اغلب آنها بین ۱۰ تا ۱۴ ساله و پسر بودند.
در دی ماه، مدیر کل ثبت احوال استان هرمزگان از ثبت سه ازدواج‌ دختران زیر ۱۰ سال در شهرستان میناب، بندرلنگه و بندرعباس خبر داده بود. شهریور ماه نیز، او گفته بود که طی ۱۰ ماه گذشته، بیش از ۵۳۰ ازدواج زیر ۱۰ و ۱۴ سال تنها در این استان ثبت شده است. فقر اقتصادی، فقر اجتماعی و فرهنگی به ویژه در شهرهای کوچک‌تر و نقاط حاشیه‌ای از عواملی است که به گفته این کارشناس به رشد ازدواج کودکان منجر شده است و طلاق و خشونت‌های اجتماعی نیز از جمله تبعات آن است. از طرف دیگر، ازدواج کودکان گاهی مرگ را برای آن‌ها به دنبال دارد. بارداری زودرس یکی از نتایج ازدواج در کودکی است. بسیاری از دختربچه‌ها در بستر زایمان می‌میرند. به این خاطر که هنوز از نظر بدنی کودک هستند و قادر به زایمان نیستند. نوزادان این مادران هم اغلب می‌میرند. مادران نوبالغ از بیماری‌های دستگاه ادراری و تناسلی رنج می‌برند. پارگی مثانه، بواسیر و عفونت مزمن مجرای زایمان باعث از دست رفتن سلامت آن‌ها می‌شود.”

 منبع :  (۸ اسفند ۱۳۹۰ – ایسنا)

اسفند
۲۵
یک وعده یک تعهد است
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

 نوشته ای از Aldijana Sisic مدیر کمپین اتحاد

کمپین اتحاد – سازمان ملل متحد

در پنجاه و هفتمین جلسه کمیسیون وضعیت زنان که بین چهارم تا پانزدهم مارچ ۲۰۱۳ در نیویورک برگزار شد، دولت ها دو هفته را به بحث و تبادل نظر پیرامون جلوگیری و خاتمه دادن به خشونت بر علیه زنان و دختران پرداختند. موضوع جلسه این بود: (حقوق بشر به تمامی مردم دنیا تعلق دارد) و این دنیا باید خالی از خشونت زنان و دختران باشد. آنها مشترکاً معتقد بودند که صدای قربانیان و نجات یافتگان خشونت را راهنمای تصمیمات و راه خود قرار دهند. در واقع این اهداف و تعهدات مشترک بین المللی آنهاست که یک ساختار و چارچوب مشخص  به تمام بحث و تبادل نظرهای این کمیسیون می دهد. این در حالی است که صدای قربانیان و نجات یافتگان خشونت سر تا سر دنیا و امید و آرزوی زنان و دختران بیشماری که مورد خشونت قرار گرفته اند می توانند یادآور این موضوع باشند که این گردهمایی ها و بحث و پیمان ها نباید در جوهر و کاغذ خلاصه شوند بلکه باید به سمت هدفی بالاتر که ایجاد تغییر و تحول مثبت است سوق گیرند. حرفه من (Aldijana Sisic ) به عنوان یک فعال حقوق بشر، به من این امکان را میدهد که با افرادی ملاقات کنم که چه زندگی و چه حرفه و دانش آنها می تواند به تلاشها و کوشش های من در زمینه پایان دادن به خشونت های علیه زنان و دختران ساختار دهد.

اینها مردمانی هستند که نه تنها از آنها یاد می گیرم بلکه برای من انگیزه ای می شوند که به جلو حرکت کنم، قدمی دیگر بردارم و فعالیت هایم را توسعه بخشم. در میان آنها دو زن خارق العاده به نامهای Enisa از بوسنی و LingyaChea از کامبوج بودند که بدون شک منبع الهام من خواهند بود. افتخار ملاقات با Enisa از آنجا نصیب من شد که ایشان یکی از سخنرانان گردهمایی بودند که توسط کمپین اتحاد در پنجاه و پنجمین جلسه کمیسیون وضعیت زنان در ۲۰۱۱ صورت گرفت. او دعوت شده بود تا داستان خود را به گوش دنیا برساند. در زمان جنگ بوسنی Enisa برای چندین ماه به اردوگاه تجاوز جنسی برده شده بود و توسط سربازان مکرراً مورد تجاوز قرار گرفته بود. از آنجا که Enisa می خواست داستانش را به گوش تمامی مردم جهان برساند، برای پر کردن فیلم مستندی که توسط سازمان ملل تهیه شده و «التیام بخشیدن به زخمهای جنگ» نامیده شد، با شهامت و راسخ به محل آن اردوگاه باز گشت. او اظهار داشت با این که بازگشت به آن محل برای او بسیار تلخ و دردناک بود ولی با این وجود اینکار را کرد تا بتواند فریاد اعتراضی باشد از زبان تمامی زنانی که متحمل این رنج و خشونت ها شده اند و حق و جرأت اعتراض را نیز ندارند.

با LingyaChea 19 ساله را نیز سال گذشته در تشکل جهانی جوانان کمپین اتحاد ملاقات کردم. او یکی از ۴۰ زن و مردی بود که از اقسا نقاط دنیا آمده بودند تا دانش، تجربه، موفقیت ها و چالشهایی را که در مسیر مبارزه با خشونت های علیه زنان و دختران با آن دست و پنجه نرم می کردند را به اشتراک بگذارند.

داستان شخصی  LingyaChea، عزم و شهامت وی برای ساختن آینده ای امن تر برای زنان جوان کامبوج، همه حضار آن گردهمایی را تحت تأثیر قرار داد.

 پدر من یک قمار باز بود و نمی دانم که در چه موردی با وی صحبت کردند که او به من گفت که به تایلند بروم و با آن دو مرد کار کنم. نمی توانستم مخالفت کنم. به من گفت که هر کاری می گوید انجام دهم. به جز دنبال کردن آنها نمی دانستم چه کار کنم. چاره ای نداشتم و در نهایت با آن دو مرد به تایلند رفتم. اما زمانی که به آنجا رسیدم، آن نه تنها کاری را که وعده داده بودند به من ندادند بلکه مرا به فاحشه خانه ای فروختند زمانی که ۱۰ سال بیشتر نداشتم.

خشونت علیه زنان و دختران امری انتزاعی نیست، بلکه شخصی و محرمانه است. فرقی نمی کند که زمان جنگ است یا صلح، در هر حال زنان و دختران به سادگی در معرض این خشونت ها هستند و تنها به این دلیل که از جنس مؤنثند.

روزانه هزاران زن در معرض تجاوزهای جنسی و ضرب و شتم قرار می گیرند و به قتل می رسند. داستان ها ی Enisa و LingyaChea نمونه های بارزی از میلیونها مورد خشونت های شدید و مشابهی هستند که پنهان و خاموشند اما متداول.

مدیر کمپین اتحاد سازمان ملل متحد در انتها گفت: پس، بله، امیدواریم.

ترجمه: ویدا بالیخانی

                                                                                                            Source :  http://endviolence.un.org/UNiTE-a-promise-is-a-promise.shtml