صفحه اصلی  »  کارگاه های آموزشی
بهمن
۲۳
۱۳۹۲
زبان بدن و احساس امنیت در کارگاه آموزشی
بهمن ۲۳ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰
, , ,
image_pdfimage_print

56756765

در مقاله قبلی قول دادیم که درباره تاثیر زبان بدن در اداره کارگاه ها و کلاس های آموزشی بیشتر صحبت کنیم. در آن مطلب یاد آور شدیم که اگر چه یکی از مهم ترین خصوصیات انسان قدرت تکلم و سخن گفتن است اما درزبان بدن و حرکات بدن قدرتی نهفته است که می تواند احساس و نیت درونی انسان را بهتر از کلام منتقل کند. زبان می تواند از نگاه تا نوع ایستادن و چگونگی حرکات دست ها و پاها تا مدل و رنگ لباس پوشیدن را در بربگیرد. اما آنچه در این میان مهم است تاثیر زبان بدن بر روی احساس امنیت و اعتماد و تاثیر پذیری شرکت کنندگان در کلاس است. چرا که یکی از موانع یادگیری در کلاس های آموزشی فقدان اعتماد به آموزش ر و یا تسهیلگر و مدرسی است که یک دوره آموزشی را اداره می کند.

مهارت در زبان بدن نه تنها برای آموزشگر که برای شرکت کننده نیز دارای اهمیت است و به همین دلیل یک آموزشگر خوب در پروسه تدریس می تواند نامحسوس و با استفاده از بازی های مختلف، زبان بدنی که می تواند برای شرکت کنندگان  مهم باشد را به آنها آموزش دهد. بطور مثال شما در کارگاهی تسهیلگر هستید که مشارکت شرکت کنندگان ضعیف است و کلاس به شکل ملال آوری درآمده است. تسهیلگر می تواند با توجه به موضوع از آنها بخواهد به ۳ یا ۴ گروه تقسیم شده و هر گروه یک پانتومیم طراحی کنند و یا به وسیله یک تاتر به آنها نشان دهد که چگونه می توان با استفاده از زبان بدن کارگاه را فعال کرد. تسهیلگر می تواند از چند حرکت ورزشی کمک بگیرد و یا از آنها بخواهد تاثیر منفی زبان بدن را در فعالیت های دسته جمعی نشان دهند.

نکته دیگر آنکه زبان بدن می تواند در شرایط و مناطق و کشورها و فرهنگ های مختلف متفاوت باشد. این مورد نیز می تواند از حرکات بدن تا نوع و رنگ لباس را در بگیرد تا از یاد گیری نامطلوب یا غیر موثر جلوگیری شود. اما مراقب باشید در نظر گرفتن این حساسیت ها به پنهان کردن شخصیت خودتان یا نوعی پنهان کاری یا غیر شفاف بودن منتهی نشود.

دربکار گیری زبان بدن می توانید شرایطی را ایجاد کنید که شاگردان به یکدیگر و شما به آنها نزدیک شوید. فرصت ها را برای این منظور ایجاد و با آنها تعامل کنید. در چنین شرایطی مراقب نشستن و ایستادن خود باشید. بهتر است روبروی مخاطب بایستید یا بنشینید و جانب احترام را نگه دارید. برای اشاره به شرکت کنندگان از انگشت استفاده نکنید، زیرا احساس ترس و نگرانی ایجاد می کند. اگر لازم شد با دست به او اشاره کنید.

صدا نیز به اندازه بدن ابزار مهمی در اداره یک کارگاه است. صدا اگر خیلی آرام باشد صلابت آموزشگر خدشه دار می شود و چنانچه خیلی بلند باشد آزار دهنده است. مراقب باشید تمام شدن یک مبحث و شروع مبحث جدید را با  تغییر لحن صدا نشان دهید و زمانی که شروع به دادن تکلیف یا فعالیت جمعی می کنید صریح و قوی باشید. می توانید صدای خود را ضبط کنید تا از تاثیری که صدای شما ایجاد می کند، آگاه شوید.

 همچنین زبان بدن می تواند در شاد نگه داشتن، آرام نگه داشتن، نظم، دقت و حتی شروع و ختم کلاس موثر باشد.

حالا به عنوان یک آموزشگر چک لیستی تهیه کنید و تمامی مواردی که در مطلب قبلی و این مطلب به آن اشاره کردیم را بنویسید و یک نمونه از کارگاه ها یا کلاس های را که اداره کرده اید در نظر بگیرید و خود را ارزیابی کنید. سپس برای هر ارزیابی نکاتی را که فراموش کرده یا باید در نظر بگیرید را یاد داشت کنید و حداقل هفته ای یک بار به آن مراجعه کرده و آن را مرور نمائید. این چک لیست را قبل و بعد از هر کارگاه پر کنید و تلاش نمایید در هر جلسه بهتر از جلسه قبل حضور یابید.

فراموش نکنید بدین ترتیب محاسن و عیب های کلاس داری شما خود بخود روشن می شود. به فهرست بندی و موضوعات ریزتر توجه کنید تا به نتایج بهتری دست یابید.

اولین پله شکست در اداره یک کارگاه زمانی است که ما از ارزیابی خودمان غافل شویم و از آموختن خود را بی نیاز بدانیم در این مسیر به یاد داشته باشیم هر هنر جو و یا شرکت کننده در کارگاه های آموزشی دارای خصوصیات و استعداد های متفاوت هستند و بکار گیری یک شیوه و یک مدل برای اداره کارگاه های مختلف نادرست است. حتی روشی که یک تسهیلگر خوب بکار می گیرد در بسیاری از موارد به تعداد تک تک شاگردان کلاس متفاوت است. در مقاله بعدی به موضوع تنوع استعدادها و چگونگی بکار گیری وهم سویی آنها در جهت خلاقیت بیشتر خواهیم پرداخت.

بهمن
۱۱
۱۳۹۲
بدون مدیریت زمان اداره کارگاه آموزشی ممکن نیست
بهمن ۱۱ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰
, ,
image_pdfimage_print

9128998742_340d3cac28

عکس:  Levestane

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

       یکی از مهمترین نکات در برگزاری هر کارگاه آموزشی ، اداره یک انجمن یا حتی زندگی شخصی توجه به مدیریت زمان است  به این معنا که ازفرصت ها و لحظه هایی که در یک کارگاه آموزشی فراهم می شود درست استفاده کنیم . شرط اصلی مدیریت زمان هدف گذاری، برنامه ریزی، دقت و تلاش در جهت رسیدن به اهدف کارگاه است. اصولا برای دستیابی به  هدف , هر ساعت از کارگاه نیاز به مدیریت زمان دارد و اگرنه امکان دستیابی به هر نتیجه ای نا ممکن است والبته مدیریت زمان وابسته به یکایک اعضای شرکت کنند درکارگاه نیز هست. چرا که بدون همکاری وهمیاری دستیابی به اهداف کارگاه میسر نیست. یک تسهیلگر خوب برنامه ریزی کارگاه را بر اساس توان شرکت کنندگان و اولویتها انجام میدهد و بدون در نظر گرفتن این دو عنصر نمیتواند زمان را بخوبی مدیریت کند. اما به هر حال مسئول مدیریت زمان با تسهیلگر و یا آموزشگر کارگاه آموزشی است .

به عنوان یک تسهیلگر نکات زیر را در نظر بگیرید .

قبل از شروع هر گونه فعالیتی  برنامه درسی را مرور کنید . تحلیل و بررسی کنید . احتمالاتی که ممکن است زمان را تلف کند در نظر بگیرید و از یک دفترچه برای ثبت وقایع استفاده کنید . فعالیت های غیر ضروری را بشناسید و برای کاهش آن برنامه ریزی کنید .

سپس وقتهای مرده یا کارهای که زمان ما را می ربایند را حذف کنید. زمان های که تا به خودمان می آییم می بینیم زمان به انتها رسیده و وقت مان تمام شده و این اصلا خوشایند نیست. صحبت های کم اهمیت، مهمانان ناخوانده، تلفن های مزاحم و بی اهمیت، دوباره کاری، ناتوانی در نه گفتن به خواسته های بی جا و برای هر کاری امروز و فردا کردن از جمله این کارها هستند .

سعی کنید کارهایی را انجام دهید که به آنها احتیاج دارید. این نوع کارها را در فهرست کارهای روزانه کارگاه یادداشت کرده و بعد کارها را اولویت بندی کنید. با انجام این عمل کارگاه را کنترل می کنید و در پایان روز احساس خوبی خواهید داشت. همچنین می دانید که چه فعالیت هایی را انجام نداده اید و روز بعد آنها را به اولویت های روزانه اضافه خواهید کرد. مدیریت صحیح زمان وابسته به تفکیک کارهای مهم و غیرمهم است. اگر می خواهید درست عمل کنید از کارهای غیرمهم فاکتور بگیرید و صرف نظر کنید. فراموش نکنید که مدیریت زمان نه تنها یک فن نیست ، بلکه هنر است و نیازمند تکنیک و خلاقیتی است که بهره وری بیشتری برای زندگی یا شغل و تحصیل و اهداف شما ایجاد میکند . به عبارتی با کسب این مهارت ابتدا ما باید خودمان را مدیریت کنیم تا بتوانیم کلاس و یا کارگاهی را که در زمان محدودی اجرا میشود اداره کنیم . در واقع مدیریت زمان تغییر رفتار در خود ماست و یک برگ کاغذ و یک قلم گام اول است و البته تحلیل نوشته ها و نقاطی که نتوانسته یا توانسته ایم به آن عمل کنیم تمرین برای مدیریت زمان در برنامه های بعدی است .

اصولا روش اداره کلاس با روش کار گاهی نه تنها برای یادگیری بهتر است که برای صرفه جویی در زمان و بهینه سازی زمان نیزدارای اهمیت  هست. در مطالب بعدی بیشتر درباره مدیرت زمان در اداره کارگاه آموزشی توضیح می دهیم .

آذر
۲۵
۱۳۹۲
فن بیان و تسهیل گری
آذر ۲۵ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰
,
image_pdfimage_print

8187492765_865b65ac42_n

عکس:  Job Meeting

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

یکی از اصول مهم در اداره هر کارگاه آموزشی فن بیان است. در یک تعریف ساده، حرف زدن، انتقال فکر یا منظوری نهفته در یک مطلب، به شیوه ای زیبا و درست به مخاطب است .

 تسهیل گر باید خوب بشنود، خوب ببیند و عملی را که انجام می دهد در مغز کنترل و نهایتا” در زبان پخش کند. یک گوینده باید قدرت برقراری ارتباط داشته باشد. دارای قدرت انتقال فکر و احساس باشد و بتواند شخصیت خود را منعکس کند. همچنین او باید بتواند واژه ها و مفاهیمی را که دارای اهمیت  بیشتری هستند، ” برجسته تر” کند. لحن متناسب با محتوا و فراز و نشیب ها و همچنین مکث و عطف و تاکیدها نیز دارای اهمیت است. لحن برای آموزشگر عامل تعیین کننده ای است. این لحن و آهنگ باید متناسب موضوع باشد که مخاطب را به شنیدن  ترغیب کند.  یکی از اهداف آموزش ایجاد تغییر است. من من کردن، تردید در گفتار، مکث های نابجا و طولانی، طرح مطالب غلط و گمراه کننده، اشتباه در انتخاب مفاهیم و کلمات، بدنبال کلمه گشتن، از جمله مواردی است که اعتبار آموزش گر را به سادگی خدشه دار می کند. سخن گفتن خوب وقتی معنا پیدا می کند که، نگاه و توجه آموزش گر بین شرکت کنندگان توزیع شود. البته صحبت یا سخنرانی در جمع برای اغلب افراد کار دشواری است. اگر مـی خـواهـیـد آموزش گر  موفـقی باشید، باید بر تکنیـک هـای سخنرانی تسلط پیدا نموده و یا حداقل هنگام صـحبـت در یک جمع احساس راحتی کنید. بنابراین در اداره کارگاه آموزشی به نکات زیر دقت کنید .

با محل سخنرانی آشنا شوید. لازم است پیشاپیش به آنجا رفته و با امکـانات و محیط آن، آشنا گردید. سپس روی مسائل دیداری سخنرانی خود کار کنید تا مطـمـئـن شــویـد، مطابق با آنچه که در نظر گرفته اید باشد. یک روش خوب این است که در صندلی های مختلفی که قرار است حاضران بنشینند، قرار بگیرید تا چشم انداز مناسب تری از محل برگزاری بدست آورده و بتوانید با همه شنودگان به یک نسبت ارتباط برقرار کنید نه فقط با چند نفری که در ردیف جلو نشسته اند.

 آرام و ریلکس باشید بـرخی از افـراد همین که به صحبت کردن در جمع فکر می کنند، دچار اضطراب و نـا آرامـی شده و، خشکشان مـی زنــد، تپش قلبشان شدیدتر می شود، دستانشان شروع به لرزش می کند و بصورتی گسسـتـه و لکنت وار شروع به صحبت می نمایند.

  معمولی لباس  بپوشید اماآراسته باشید. بیان شماست که بیشترین اهمیت را دارد، نه ظاهر شما.

  اگر کسی این استعداد را داشته  باشد که روند آموزش را صمیمانه برگزار کند مسلماً  تاثیر بیشتری خواهد گذاشت.

موضـوع مـهمی کـه بـاید بخاطر داشت باشید این است که در شرایط  مرگ و زندگی قرارندارید روی موضوع مربوطه تمرکز کنید و کار را به اتمام برسانید. داشتن بیانی شیوا و شفاف ضروریست،  بیانی که مخاطب  برای درک آن  دچار ابهام وسردرگمی نمی شود .

 موضوع مورد بحث را بشناسید

معمولا ما زمانی دچار اضطراب و نا آرامی می شــویم که کـاری کـه در مـورد آن تـبـحر و شناختی نداریم، ما می توانیم در صورت داشتن آمادگـی منـاسـب، کلاس را بخوبی اداره کنیم . کلید این آمادگی آشنا بودن و شناختـن دقیق از مـوضـوع مــورد صحبت است. اگر جلسـه پرسش و پاسخ در میـان است، سـعـی کنـیـد سـؤالات احتمالی و پاسخ های آنها را از قبل مهیا و آماده نمائید. مخاطبین خود را بشناسید.

باید میزان سطح معلومات مخاطبین خود را سنجیده و مطابق با آن صحبت کنید. آنها آماده اند تا سخنان شما را بشنوند بنابراین گفته های شما باید برایشان قابل فهم باشد. موفقیت را مجسم کنید.

فکر عجز و ناتوانی را در خودتان قبل از شـروع صـحبـت نـابـود کنـید. سعی کنید پیش از کلاس  مطالب را در ذهن خود مـرور نـمـائید. چگونگی بیان موفقیت آمیز موضوعات و نیز حرکات خود را مـجسـم نـمائـیـد. تا رسیدن به مرحله یک ایراد یک سخنرانی کامل این اعـمـال را تـکـرار کـنـیـد. بـعـد از آن تـنـها کـاری کـه لازم اسـت انجام دهید، عملی کردن تجسمات خود خواهد بود و پیش خواهد رفت. روی پیغام تمرکز کنید.

هنگام سـخنـرانی در یـک جـمـع زیـاد به حاضرین فکر نکنید. به پیغام و نکاتی که باید بـه دیگران منتقل کنید تمرکز نمایید، سبک خودتان را داشته باشید و دنباله رو سبک دیگران نباشید. واضح و با اطمینان صحبت کنید و اعتماد به نفس را فراموش نکنید .

 اگر تسهیل گری شغل شماست مرتب تمرینات تنفسی انجام دهید و ورزش را فراموش نکنید. اگر هم اشتباه کردید نترسید و آرامش خود را حفظ کنید .

در نهایت باید گفت کار خود را جدی بگیرید و از آموزش لذت ببرید .

آذر
۱۶
۱۳۹۲
با زبان بدن سخن بگویید
آذر ۱۶ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰

image_pdfimage_print

فیروزه فروزانفر

بخش مهمی از تعامل انسان ها ارتباطات غیر کلامی است .اگر در اداره یک کارگاه هنوز به زبان بدن فکر نکرده‌اید، بی‌تردید آموزشگر  موفقی به حساب نمی‌آیید و از اصول مدرن این رشته  بی‌خبر هستید. شما باید بتوانید بدن خود را نیز آموزش دهید و رفته‌رفته آن را به وسیله‌ای برای موفقیت بیشتر در آموزش تبدیل کنید. چه دوست داشته باشید، چه دوست نداشته باشید،  زبان بدن بیشتر از کلام  اثرگذار است. مابایدایاد بگیریم که بدون صحبت کردن، حرف دیگران را بشنویم و تاثیر خوبی از عملکردمان روی دیگران بگذاریم.

در اداره یک کارگاه آموزشی  یکی از نکات مهم  استفاده از زبان بدن  بعنوان یکی از فن های ایجاد ارتباط موثر است. زبان بدن به اندازه فن بیان میتواند در برقراری ارتباط موثر مفید و تاثیر گذار باشد و جالب‌تر اینکه  زبان بدن می تواند  درصد بیشتری از کلمات را در ذهن مخاطب منعکس ‌کند و اصولا  یک سخنرانی بدون ” زبان بدن ” از تأثیر بسیار کمی برخوردار است . یک آموزشگر یا سخنران  با زبان بدن خود، اعتماد به نفس خود را به تصویر می کشد و این زبان می تواند  به نفع و یا به ضرر او تمام شود . حالت ایستادن ، حرکات دستها ، مدل راه رفتن ، نشستن ، نگاه کردن و حتی لبخند زدن و عکس العمل های که سخنران نسبت به اتفاقات جلسه از خود نشان میدهد دارای اهمیت فراوان است .

شیوه و نحوه ایستادن سخنران، می‌تواند تعیین کننده این موضوع باشد که سخنران چقدر آمادگی دارد و یا چقدر نسبت به موضوع مسلط است یا اصطلاحاً اعتماد به نفس دارد.زبان بدن و نحوه ایستادن سخنران نباید حالتی باشد که مخاطبان حس ناخوش‌آیندی داشته باشند. مثلاً اگر سخنران پاهای خود را مانند سربازان جفت کند و تمام طول سخنرانی به صورت ثابت – و شبیه به نظامیان – سخنرانی را ارائه کند، مخاطبان واقعاً خسته خواهند شد.بهتر است که سخنران کاملاً صاف و مرتب بایستد و از هرگونه خم شدن (چه به سمت عقب و چه به سمت جلو) مگر در مواقع لازم خودداری کند.همچنین هرچقدر که دستان و بدن ما بازتر باشند، احساس بهتری به مخاطبان داده خواهد شد تا زمانی که دستان ما بسته باشند (به اصطلاح گارد گرفته باشیم).

 متخصصان این رشته معتقدند آموزشگر نباید زیان حرکت کند یا حالت پنگوئنی بایستد و دستان را در اطراف خود مدتها بدون حرکت نگه دارد ،مثلاً قفل کردن دست‌ها در یکدیگر و یا مخفی کردن دست‌ها در پشت باعث می‌شود که مخاطبان احساس کنند که ما چیزی را از آنها پنهان کردیم و یا اگر دائماً با دستهایمان بازی کنیم و یا دستهایمان یکدیگر را مالش دهند، مخاطبان احساس می‌کنند که ما خجالت می‌کشیم و یا استرس داریم. با وسیله هایی چون خودکار و کاغذ و هر چیز دیگری بازی کند . با دست روی میز بزند ، پاهایش را زیاد تکان دهد .  دهن دره کند .  همچنین ارتباط چشمی و تقسیم نگاه بین شرکت کنندگان بسیار مهم است که نباید آنرا فراموش کند . آنچه مسلم است برنامه ریزی برای حرکات بدن به اندازه برنامه ریزی در متن و زمان و مکان دارای اهمیت است . صورت و عکس العمل های آن نسبت به سوالها و جواب ها و اتفاقات نیز مشمول این برنامه ریزی میشود . حالت صورت همواره تابعی از موضوع سخنرانی است بنابراین اگر چه همواره لبخند زدن در چنین جلساتی مفید است اما اگر کارگاهی برای چگونگی جلب مشارکت در مناطق زلزله زده صحبت میکنید از لبخند و یا حرکاتی که مطابق با موضوع نیست بپرهیزید . دستها همیشه به تنهایی قادر به نشان دادن  کامل حالت ها نیستند اما شانه ها می توانند این کار را انجام دهند. استفاده از شانه ها وتمام اعضای دست می تواند تنش ها وحالتهای عصبی رانیز کاهش دهد. گزیدن لب ها یکی از مهم ترین نشانه ها از قرار داشتن فرد در وضعیت استرس زا است.

برخی معتقد هستند ورودپاور پوینت به سخنرانی ها از ارزش زبان بدن کاهش داد اما هنوز بسیاری از سخنرانان و آموزشگران معتقدند که هیچ کدام از ابزار آموزشی به اندازه زبان بدن دارای اهمیت نیست چنانچه بعضی دیگر از کارشناسان تریبون یا میز سخنرانی را ابزار و بعضی دیگر حایل بین خود و مخاطب میبینند و معتقدند سخنران میبایست فضای حیاتی بیشتری برای حرکت داشته باشد . به هر حال مراقب باشید خود را پشت تریبون و میز و بین صندلی ها پنهان نکنید و به گونه ای رفتار کنید که اگر چه مسلط بر فضا هستید اما این تسلط نگاه از بالا و غرور آمیزی به فضا تلقین نکند.

البته زبان بدن کارکردهای دیگری نیز دارد. در بسیاری از سخنرانی ها هیچ کدام از مخاطبین تا پایان سخنرانی حرفی نمی زنند .اما زبان بدن آنها می تواند بیانگر بسیاری از واقعیت ها باشد. مثلآ اگر افراد به عقب تکیه داده باشند یا به جلو خم شده باشند نشانگر این است که به سخنرانی توجهی ندارند. بدترازاین حالت ،زمانی است که به اطراف نگاه کنند یا چشمانشان را بسته باشند. اگر دست به سینه نشسته وبه صورت تان خیره شده اند یعنی این که ناراحت ومعذب  هستند. اگر به جلو خم شده وبه شما زل زده اند یعنی از دستتان دلخورند. همه این نشانه ها وعلائم متعدد دیگر به شما کمک می کنند تا صحبت های خود را تنظیم نموده وسخنرانیتان رااصلاح نمایید.

در پایان به یک نکته اساسی دیگر اشاره میکنیم . سازماندهی بدن در اداره کارگاه میتواند در انتقال این باور به شنونده که شما به او گوش میدهید موثر باشد .اعمال مشخصی برای این که به طرف مقابل نشان دهیم به صحبت های وی گوش می دهیم وجود دارند.   با مخاطب خود تماس چشمی برقرار کنید. با نگاه کردن به چشمان طرف مقابلتان به او می فهمانید که به صحبت هایش گوش می دهید. ارتباط چشمی یک ارتباط روحی و فکری را با افراد ایجاد می کند.

وقتی در حال گوش دادن هستید خود را خوشحال نشان دهید. زمانی که مخاطبتان در حال صحبت کردن است از در هم کشیدن ابروهای خود بپرهیزید. تکان دادن سر نشان دهنده این است که گفته های طرف مقابل را تایید می کنید. بعضی مواقع ظاهر شخص مقابل نشان می دهد که به شنیدن حرف هایتان علاقه دارد یا ندارد. وقتی با خوش رویی به صحبت های فردمقابلتان گوش می دهید، تشویق می شود تا اطلاعات بیشتری را در اختیارتان قرار دهد.وقتی شخصی در حال صحبت کردن با شماست از جواب دادن به تلفن پرهیز کنید وقتی در حال گوش دادن هستید به انجام کار دیگری مشغول نباشید. گوش کردن هنری است که هر سخنران و یا آموزشگری دارای آن نیست.

آبان
۲۹
۱۳۹۲
تسهیل گری و تغییر رفتار
آبان ۲۹ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰

image_pdfimage_print

139206272336344721188953

عکس: تسنیم

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

مهمترین رویکرد یک تسهیل گر در کارگاه آموزشی  تغییر رفتار است . تغییر رفتار مهمترین بخشی است که یک تسهیل گر روی آن تاثیر می گذارد تا ارزش های احترام در گروه و روش های که فر آیند کار گروهی را ایجاد می کند  را درونی سازد. تسهیل گر می تواند تغییر رفتاری مبتنی بر مشارکت ایجاد کند به شرطی که اراده و خواست مشارکت در شرکت کنندگان وجود داشته باشد و شرکت کننده با میل و رغبت بخواهد که فر آیند کار گروهی را بیاموزد .

“زمان”، “مکان” و “نحوه آموزش” ۳ عاملی هستند که روی تغییر رفتار و میزان یادگیری تاثیر می گذارند بنابراین یک تسهیل گر خوب برای اجرا هر کارگاهی باید به این ۳ عامل توجه کند. اگر قرار است تغییر رفتار در اهالی یک روستا صورت پذیرد یا بر روی گروهی از وکلا یا روزنامه نگاران یا جوانان یک محله، متغیرهایی که برشمردیم قبل از شروع کارگاه و در زمان برگزاری دارای اهمیت هستند. فر آیند اجرا می تواند بر روی تغییر رفتار تاثیری تصاعدی داشته باشد. به عنوان مثال شما می خواهید در محله ای کارگاهی آموزشی درباره خشونت برگزار کنید. محله ای که زنان در محدودیت فراوان هستند. گام اول گفت و گو با معتمدین محل است . معتمدین می توانند با مردان ساکن در محل گفت و گو کنند. موضوع انتخابی نیز دارای اهمیت است. موضوع نباید حساسیت مضاعف ایجاد کند. ساعت های که برای چنین کارگاهی انتخاب می شود نیز نباید حساسیت ایجاد کند و مکان انتخابی می بایست مکانی باشد که مورد اعتماد اهالی محل باشد . در چنین شرایطی و در فرآیند برگزاری شما می توانید ولو با گام های کوچک در تغییر رفتار موثر باشید .در جریان همین ماجراست که بتدریج نگرش های آنها تغییر می یابد.این همان چیزی است که به آن تسهیل گری گفته می شود، تسهیل گری که دیده نمی شود اما کمک می کند که فرآیند گفت و شنود و دیدن صورت گیرد. از حاصل این تغییر رفتارهای گام به گام گروهی درست می شود که راه را ادامه می دهند .

اما در خصوص نگرش ها و رفتارها، که موضوع اصلی این گفتار است، باید بگویم که نگرش ها و رفتارها هم از مشارکت اثرپذیر هستند و هم با تغییر نگرش (و بالطبع آن تغییر رفتار) میزان مشارکت متفاوت خواهد بود ولی در عین حال هر بار که نگاهی تغییر می یابد و مشارکتی تازه آغاز می شود، خود این مشارکت تازه آغاز شده، بر تغییر نگرش ها اثر می گذارد.  در عین حال، روش ها نیز بر تغییر نگرش ها و رفتارها اثرگذار است. روش هایی که مشارکتی است و با افراد یا فعالیت گروهی  آنها آغاز می شود یا ادامه می یابد، حتما بر نگاه افراد اثرگذار است.

نکته ای که یک تسهیل گر هیچ گاه نباید فراموش کند این است که آموزش همواره بخشی از تغییر رفتار است اما آموزشی که گروه هدف در آن مشارکت داشته باشند. این مشارکت پذیری اگر چه تدریجی است اما باید مستمر و از پایین و با حوصله انجام شود .

اما در این مسیر باید بدانیم و دقت کنیم که ما نجات دهنده کسی نیستیم . اگر نجات دهنده باشیم  بعد از گذشت مدت زمان اندکی، گروه مخاطب یا به ما وابسته می شوند یا خلاقیت آنها از دست می رود و یا توقعاتی خواهند داشت که برآورده کردن آن از دست ما خارج است. باید کمک کنیم تا خودشان مسیر توانمندی خود را بیابند و ما فقط در مسیریابی و چینش فرایند به آنها کمک کنیم. اگر کسی می خواهد تغییر کند، خودش باید تصمیم بگیرد.

همچنین همواره متوجه بازخوردها باشیم. بازخوردها باعث بهبود کار ما می شوند. همیشه به دنبال بازخورد گرفتن از افراد تأثیر گذار در کار خود باشید. و البته  ارزشیابی مشارکتی را در کار خود فراموش نکنیم. ارزشیابی از بالا نمی تواند در تغییر رفتار مخاطب با توجه به اهداف تعیین شده موثر باشد .

از سوی دیگر همه چیز را کتبی کنید. صورت جلسات خود را بنویسید،  و خلاصه سعی کنید نوشتن خود را قوی کنید تا دیگران هم بتوانند از تجربیات و درس های آموخته شما استفاده کنند.

و مهمتر آنکه  به مردم اعتماد کنید. اگر اعتماد کنید کارهای خوبی اتفاق می افتد ولی اگر اعتماد نکنید هیچ اتفاقی نمی افتد.  اگر در یک گروه هم کار می کنید اول باید بتوانید به هم دیگر اعتماد کنید. یادتان باشد اعتماد آخرین پلی است که باید خراب شود. بارها پیش می آید که در جریان کار، بین اعضای گروه مشکل یا اختلافی در می گیرد. این اختلافات را به رسمیت بشناسید زیرا اختلافات و تنش ها بستر رشد هستند. اگر به هم اعتماد داشته باشید و با هم گفت و شنود بکنید، راه حل های جدید به ذهنتان می رسد و همه با هم رشد می کنید.

مهر
۲۵
۱۳۹۲
تسهیل گری گروهی، خلاقیت و ابتکار
مهر ۲۵ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰

image_pdfimage_print

 4541692312_63fa2bc118_n

عکس:  eflon

فیروزه فروزانفر: روزنامه نگار

کارگاه های آموزشی همیشه با یک تسهیل گر برگزار نمی شود. گاهی برای برگزاری یک کارگاه، از چند تسهیل گر و کمک تسهیل گرنیز استفاده می شود. درچنین شرایطی نقش، وظایف و تقسیم کار آموزشی بین تسهیل گر و کمک تسهیل گران کاملا متفاوت است. اگر چه که در پانل های مختلف کارگاه تسهیل گر اصلی میتواند با برنامه ریزی، زمانی را به کمک تسهیل گران برای نقش آفرینی بیشتر در آموزش  اختصاص دهد ولی همواره  یک نفر است که هدایت کارگاه را به عنوان فرد اصلی بعهده می گیرد و شرکت کنندگان را در مسیر اهداف کارگاه قرار می دهد. بنابراین در اداره یک کارگاه آموزشی به شکل گروهی همواره باید به طراحی  کارگاه با دقت و ظرافت بیشتری توجه کرد. طراحی که، با مشارکت گروه تسهیل گران انجام می شود و عقیده و مشارکت آنها در برنامه ریزی  در نظر می گیرد. تقسیم کار دقیق از نکات اصلی کارگاه هایی است که به شیوه گروهی اداره می شود و کمک تسهیل گران بهتر است فرصت کافی برای اداره بخشی از کارگاه به عنوان تسهیل گر اصلی را داشته باشند. تا هر چه بیشتر درگیر برگزاری کارگاه شده و احساس مسئولیت کنند .

 در عین حال، ممکن است در جریان برگزاری کارگاه یا هر فرآیند دیگری اجتماع محوری، اعضای گروه نقش هایی متفاوت را تقبل کنند. برای مثال یک نفر مسئولیت نظارت و “پایش” را برعهده گیرد؛ دیگری گزارش فرآیند را تهیه کند؛   یکی مسئولیت پیشتیبانی را قبول کند؛ یک نفر مسئولیت بازی ها و انرژی دهنده ها را برعهده داشته باشد. و در واقع هر فردی  کمک کند که، گروه بتواند نقش تسهیلگری خود را ایفا کند. این نقش ها ممکن است ثابت یا متغیرباشد. نقش ها یی که  به موضوع و زمان و روش ها بستگی دارد که کارگاه قرار است با آن شیوه  برگزار شود.

برخی کارشناسان این رشته معتقدند تسهیل گری گروهی مزیت هایی نسبت به تسهیلگری فردی دارد. مزیت هایی چون هم گرایی بیشتر، افزایش مشارکت در زمان، ارتباط موثر و استفاده از منابع گوناگون که می تواند دست آوردهای بیشتری برای یک دوره آموزشی ایجاد کند. بنابراین بسیاری از تسهیل گران همواره از این روش برای اداره کارگاه استفاده کرده و کارگاه را به تنهایی عملیاتی نمی کنند .

فراموش نکنیم که مهم ترین بخش اجرای یک دوره آموزشی ایجاد فرآیند است و نقطه شروع یا ورود موفق  به کارگاه اثر بخشی فرآیند را افزایش می دهد. انجام کارگاه با روش گروهی قدرت بیشتری در نقطه شروع ایجاد کرده و می تواند با فعالیت بیشتری همراه باشد و البته به چگونگی برگزاری کارگاه سرعت می بخشد. بدون شک خلاقیت و ابتکارتسهیل گر اصلی در توزیع امکانات و اطلاعات و فعالیت ها یکی از شاخص های مهم به شمار می رود.

 تسهیل گری گروهی فرآیندهای کار گروهی، ازجمله تفکرگروهی، فعالیت گروهی، تبادل اندیشه گروهی، ارزشیابی گروهی و یا به عبارت ساده تر گفت و شنود و دیدن گروهی را افزایش می دهد. البته تسهیل گر همواره می تواند  این فرآیندها را با مشارکت خود گروه شکل دهد. مشارکتی آگاهانه و برخواسته از اراده درونی  تک تک افراد که با میل و رغبت در جلسات حضور داشته باشند و به شکلی موثر نقش آفرینی کنند. البته تسهیل گر می تواند روی فرآیند مشارکت هم اثرگذار باشد و کمک کند این مشارکت از پایین به بالا، ارادی و آگاهانه، و با خواست و تدبیر، و از روی علاقه باشد.

کارابزارهای تسهیل گری

تسهیل گران حرفه ای توانایی دارند آمادگی گروه برای دستیابی به توافق جمعی را هم محک زده و هم افزایش دهند. آنها می توانند در کنار گروه نو اندیشی، رفع گره فکری. رفع اختلاف ،یا به گردآوری نظرات بپردازند و کارابزارهای مناسبی را به موقع به گروه پیشنهاد دهند. توانایی تشخیص به موقع وضعیت احساسی و روحی افراد شرکت کننده نیز برای تسهیل گر یک کارابزار مهم به شمار می رود.

گفت و شنود خودمانی، نواندیشی همزمان، سرفصل بندی، صحبت به نوبت، وارسی، یادداشت تصویری، رای گیری چند وجهی نیز کارابزارهای است که تسهیل گر برای اداره کارگاه از آن استفاده می کند.

چنانچه بخواهیم یکی از نمونه های کارابزارها را توضیح دهیم گفت و گوی خودمانی می تواند جالب باشد . بخوبی می دانید افرادی که در یک کارگاه شرکت می کنند خصوصیات یکسانی ندارند. بعضی درونگرا و بعضی برون گرا هستند. بعضی خجالتی و بعضی پر حرف هستند. این وظیفه تسهیل گر است که بتواند تشخیص دهد چگونه از مشارکت افراد مختلف استفاده کند. یکی از روش ها که تسهیل گر می تواند استفاده کند همین گفت و گوی خودمانی است .

برای اجرای این روش، تسهیل گر اعضای جلسه را به مدت ۵ دقیقه به تیم های دو نفری تقسیم می کند. در این تیم ها، به نوبت، یکی صحبت می کند و دیگری گوش می دهد. مادامی که گوینده به تفکر و صحبت می پردازد، شنونده با دقت گوش می دهد؛ وی نه سؤالی می پرسد و نه بحث می کند. در آغازِ گفت و شنود خودمانی، تسهیل گر به اعضای جلسه یادآور می شود که هر چه به ذهنشان می رسد را با هم صحبت خود در میان بگذارند و در بندِ خجالت و فصاحت و بلاغت نباشند مبادا نکته ای از قلم بیافتد. محتوای گفتگوی این تیم های دو نفری محرمانه است، مگر اینکه زوج ها طور دیگری توافق کنند. مطرح کردن نکات بیان شده در این گفت و شنود های خودمانی به افرادِ کم صحبت و احیانا خجالتی فرصت می دهد که در مورد نظر خود بیاندیشند و برای بیان آن در جلسه عمومی آمادگی ذهنی و لفظی بیشتری پیدا کنند . چنین روشی می تواند گام اول در جهت جلب مشارکت افراد مختلف در پروسه یادگیری باشد.

مهر
۳
۱۳۹۲
تکنیک ۶ کلاه، تمرینی برای کاهش خطای تک بعدی نگری
مهر ۳ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰

image_pdfimage_print

 

3664407811_b749f21558_n

طرح:  fdecomite

فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

خانه امن: کریس هوگان در کتاب درک تسهیل گری می نویسد: جهان نیازمند گفتگو است و تسهیل‌گری به مردم کمک می‌کند تا وارد گفتگو با یکدیگر شوند. گفتگو بدون شک  بهترین روش برای حل منازعات و پیشگیری از جنگ است. بر این اساس، تسهیل‌گران کسانی هستند که صلح را به مردم هدیه می‌کنند. روزی تسهیل‌گری بعنوان یک مهارت پایه در برنامه درسی مدارس و دانشگاه‌ها وارد می‌شود و افراد یاد می‌گیرند که به جای جنگ و مناقشه، با هم گفتگو کنند و ما از آن توان ذهنی برای تحقق این هدف برخورداریم .

یک کارگاه آموزشی موفق در کنار اهداف اصلی که برای خود تعریف می کند، اهداف فرعی را نیز همواره پیگیری می کند. یکی از این اهداف فرعی تمرین احترام به عقاید دیگران و تمرین تساهل و مدارادر برخورد با دیگران است . به رسمیت شناختن عقایدی که مثل تو نیست ولی تک تک اعضا کارگاه آموزشی درباره این عقاید قضاوت نمی کنند و به آن احترام می گذارند . چالش ما در این کارگاه ها به عنوان تسهیل گر و شرکت کننده حمایت از تنوعی است که در عقاید و نگرش افکار وجود دارد . درک زمانی که بعنوان شهروند در یک موقعیت تعارضی قرار می گیریم و می توانیم  با حس ارتباط، و یا درک متقابل بین افراد یا طرفین، پیش از موافقت یا مخالفت با نظر شخص دیگر،  احساسات و نیازهای افراد را مورد توجه قرار دهیم . این بدان معنی است که به جای نگرش”برنده-بازنده” به سوی نگرش “برنده-برنده” یا رابطه “برد- برد” پیش برویم. زمانی که طرفین یک مناقشه درک شوند و صدای آنها شنیده شود، امکان رابطه “برد- برد” فراهم می شود.

بنابراین یک تسهیل گر خوب در فرآیند اداره یک کارگاه آموزشی بر اساس مطالعات و تجربیات  روش ها یا مکانیزم هایی برای مواجهه با تضادها طراحی کنند. بعنوان نمونه می توان از گام های ۹ گانه  زیر استفاده کرد :

۱-     ایجاد فضای مناسب بر اساس اعتماد و امنیت

۲-     شفاف سازی مفاهیم، درک مشترک از مفاهیم و رفع سوء تفاهم ها

۳-     گذار از موقعیت‌ها(جایگاه‌ها) به سوی نیازها و منافع :

۴-     افراد یادبگیرند که احساسات خود و نیز واکنش ها و پاسخ‌های خود به احساسات دیگران را کنترل کنند.

۵-     از عناصر و گویه‌های پیونددهنده استفاده شود مثلا به جای “شما” ، “شماها” ، “من” و غیره از واژه “ما” استفاده شود.

۶-     دیدگاه رو به آینده تقویت شود. آینده همان چیزی است که همه افراد می‌خواهند به آن برسند و از گذشته خود برای رسیدن به آن درس بگیرند.

۷-     افراد تشویق شوند تا در مورد مسئولیت‌های خود و نه در مورد ناتوانی یا شکست‌های خود صحبت کنند. مصالحه باید تشویق شود.

۸-     راه حلهای قابل اجرا شناسایی شده و تعیین شوند.

۹-     در صورت امکان توافقات بصورت شفاهی یا کتبی به نحو قابل قبول به اطلاع اعضا برسد.

چنانچه اکنون یک کارگاه آموزشی را اداره می کنید و تصمیم دارید تنها با یک بازی گامی در جهت آموزش  حل تضادها بردارید بعنوان مثال،  قبل از جلسه کلاه‌های رنگی تهیه کنید  و از افراد بخواهید  که با سرگذاشتن آنها، از آن سبک روش استفاده کنند. جمع‌بندی این نشست می‌تواند تصویر جامعی از انواع تفکر نسبت به یک موضوع را ارائه دهد. سپس افراد جای خود را با هم عوض کرده و از دیدگاه دیگری به موضوع نگاه می‌کنند.

به بیان دیگر، در این روش یک مسئله یا موضوع با استفاده از شش سبک فکری  متفاوت مورد بررسی قرار می‌گیرد. برای تجسم بهتر، فرض می‌شود که شش فرد یا شش نوع تفکر خاص وجود دارند که هرکدام یک کلاه با رنگ متفاوت از دیگران بر سر دارند. شش کلاه تفکر، روشی برای قضاوت و داوری است که به جای بحث یا مناقشه بی‌مورد می‌توان یک ارزیابی گروهی نسبت به یک موضوع را انجام داد. به این طریق، افراد می‌آموزند که تک ‌بعدی فکر نکنند و خلاقیت بیشتری در تصمیم ‌گیری‌ها نشان دهند.

 کلاه‌های رنگی عبارتند از:

۱)     کلاه سفید :

رنگ سفید وضعیتی است که فرد بر اطلاعات و داده‌های مربوط به موضوع تمرکز دارد. در این شرایط افراد می خواهند بدانند که چه اطلاعاتی موجود است و چه کمبودهایی در این زمینه دیده می‌شود. در این حالت، فرد در جستجوی اطلاعات و روندهای گذشته بوده و سعی دارد اطلاعاتی در این مورد کسب کند. کسی که کلاه سفید بر سر دارد، می خواهد بداند که چه اطلاعاتی داشته، علاقمند به داشتن چه اطلاعاتی است و چگونه باید به این اطلاعات دست یابد. در یک نشست و در شرایط تفکر در وضعیت سفید، از شرکت کننده خواسته می شود که به جای بحث و تحلیل موضوع، بر کم و کیف اطلاعات موجود، اطلاعات مورد نیاز و چگونگی دسترسی به آنها تمرکز کند. بنابراین، رنگ سفید به معنی اطلاعات، واقعیت‌ها، جزئیات و جستجو برای کسب این اطلاعات است.

 ۲) کلاه قرمز :

از این دیدگاه، فرد با مشکلات بر اساس شهود درونی و  احساسات مواجه می شود و همچنین سعی می‌کند تا بداند که احساس و واکنش دیگران در این مورد چیست. در این شرایط، فرد از احساسات شدید مانند ترس و نفرت یا احساساتی مانند سوء ظن و تردید استفاده کرده و بعنوان مثال، ازجملاتی مانند”با وجود آمادگی همه چیز، حسی در درونم می گوید که موفق نمی شویم(یا می شویم)”، “احساس من می‌گوید که این پروژه موفق است”، “فکر می‌کنم قیمت‌ها بزودی افت شدیدی پیدا می‌کنند” و” نحوه انجام این کار دل چسب نیست” استفاده می‌کند. رنگ قرمز نشانه خشم، شور و هیجان است و در اینجا بینش هیجانی، جنبه های احساسی و غیر استدلالی، حدس و گمان ها و عواطف مورد نظر می‌باشند. البته باید توجه داشت که این احساسات مثبت یا منفی به موضوع شاید درست نباشند اما بیشتر داوری ناشی از سال ها تجربه فرد در آن زمینه خاص است.

 ۳) کلاه سیاه:

کلاه سیاه بیانگر دیدگاه منفی و منتقدانه است اما نباید این احساسات منفی بدون منطق بیان شوند. در واقع فرد با اینگونه تفکر باید دیدگاه منفی یا تردیدهای خود در مورد یک موضوع را بصورت منطقی و بر اساس اطلاعات و داده های موجود بیان کند. این شیوه از تفکر می‌تواند افراد را از خطرات آینده آگاه کرده و در نتیجه امکان پیشگیری از رخدادهای منفی فراهم می‌شود. در واقع، دارنده کلاه سیاه بیان می‌‌کند که چرا انجام یک کار با شرایط موجود شدنی نیست و با این کار از اشتباهات، کارهای ناآگاهانه و یا غیرقانونی جلوگیری می‌کند. کلاه سیاه مرتبط با خطرات، ملاحظات، پیامدها، دشواری‌ها، ریسک‌ها و نقاط ضعف‌ها است.

 ۴) کلاه زرد :

کلاه زرد، بیان‌گر تفکر مثبت، کنجکاوی، شادی و اشتیاق برای درست شدن کارها است. فرد دارای کلاه زرد تلاش می کند تا به نکات ارزشمند و مثبت موضوع مورد بحث اشاره کرده و منافع و فواید آن را کشف می کند. به عنوان مثال، در این دیدگاه به فواید اقتصادی، ارزشمندی، اجرایی بودن طرح‌ها، تجربیات و امکانات موجود، علمی بودن کار، امکان توسعه و پیشرفت کارها، فرصت های موجود و غیره اشاره می‌شود.

 ۵) کلاه سبز:

کلاه سبز نشان دهنده افکار و ایده های جدید و خلاقانه است. این نوع تفکر به فاصله گرفتن از روش های موجود و جستجوی دیدگاه‌ها و راه کارهای جدید برای مواجهه با مسائل و مشکلات می‌پردازد. این دیدگاه، به جای داوری مثبت یا منفی (کلاه های زرد و سیاه) به تغییر و بهبود توجه دارد.

 ۶) کلاه آبی:

کلاه آبی به معنی تفکر جامع می باشد. رنگ آبی نماد آسمان است که بر همه جا گسترده است و همه را در بر می‌گیرد. افراد با این تفکر به ارزیابی نتایج پرداخته و برای تصمیم‌گیری نهایی به جمع‌بندی می‌رسند. فرد دارای کلاه آبی تلاش می‌کند تا به تفکر جمعی سامان دهد و آن را هدایت کرده و به سرانجام برساند. کلاه آبی نماد کنترل فرآیند تفکر و تصمیم‌گیری بوده و مراقب است تا مجادله بین کلاه‌های مختلف پایان یابد. مثلا وقتی راه کار مشخصی ندارید یا به بن‌ بست می‌رسید، این نوع تفکر فرد را به سوی کلاه سبز هدایت کرده یا در شرایط تصمیم گیری فوری یا تصادفی، فرد را به سوی کلاه سیاه هدایت می‌کند. کلاه آبی مرتبط با خلاصه کردن، سازماندهی مطالب، جامع نگری، طبقه بندی و اولویت‌بندی مطالب است.

در واقع تکنیک شش کلاه تفکر تمرینی برای کاهش خطای تک ‌بعدی نگری در افراد است.این نگرش به افراد امکان می دهد تا از تمام ظرفیت های تفکر خود استفاده کرده و دیدگاهی متوازن داشته باشند. در جریان اجرای این تکنیک که می‌توان آن را “تفکر موازی” نامید، افراد با واقعیت های موجود، احساسات مثبت و منفی، مزیت‌ها و معایب و راه‌حل های خلاقانه مواجه می‌شوند. وقتی که به تمامی سوالات مرتبط با رنگ های مختلف پاسخ داده می‌شود، نتیجه‌گیری و تصمیم‌گیری بسیار آسانتر خواهد بود. تسهیل گران از این تکنیک در ارزیابی مشکلات موجود، راه کارهای خلاقانه، فرآیندهای کاری، تصمیمات ممکن، حل اختلافات و بسیاری موارد دیگر استفاده می کنند. این تکنیک بسیار ساده اما به نحو جالب توجهی موثر است و به همین دلیل بسیاری از شرکت ها و سازمان ها به اشکال مختلفی از آن در امور روزمره خود استفاده می کنند. همچنین، این تکنیک تقریبا” در تمامی ابعاد زندگی فردی، خانوادگی، شغلی و محیط‌های آموزشی قابل اجرا است.

شهریور
۵
۱۳۹۲
‫بارش فکری ورای کلیشه های ذهنی
شهریور ۵ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰

image_pdfimage_print

3119405564_e48979041b_nعکس:  stuartpilbrow

نوشته: فیروزه فیروزانفر

 خانه امن: ‫تسهیل گر حرفه ای فردی است که مهارت لازم برای تسهیل گری یک کارگاه به شیوه پویا را فرا گرفته و تمرین می کند. یاد می گیرد که چگونه از جمع بیاموزد و آموخته ها را با جمع در میان بگذارد. بخصوص استفاده از یک تسهیل گر حرفه ای برای ما ایرانی ها که در کار جمعی ضعیف هستیم می تواند بسیار مفید بوده و فعالیت به روش تیمی را در ما تقویت کند. یکی از روش هایی که تسهیل گران از آن استفاده می کنند روش بارش فکری یا طوفان مغزی است ‫.

تکنیک بارش فکری (brainstorming) را دکتر الکس اس اسبورن در سال ۱۹۳۸ ابداع کرد. این تکنیک که به اسامی مختلف مانند: بارش افکار، طوفان فکری، طوفان ذهنی و … نیز نامیده می شود، یکی از معروف ترین تکنیک های خلاقیت است. بارش فکری یک تکنیک گروهی است و شرکت کنندگان طی جلسه ای در مورد یک مسئله یا مشکل به صورت گردشی ایده های خود را فی البداهه بیان می کنند. جلسه توسط یک سرپرست مدیریت می شود و یک نفر هم نظرات ارائه شده را روی تخته یادداشت می کند. ‫

‫طوفان مغزی یک تکنیک در کنفرانس و جلسه است که افراد فرصت پیدا می کنند ایده ها و نظرات خودشان را به راحتی مطرح کنند. درواقع بارش فکری به افراد فرصت می دهد تا در یک گروه یا نشست به بحث و تفحص پرداخته و افکار خویش را بازگو کرده و پیرامون آن گفتگوکنند، و در پی یافتن جواب شش سوال ” چه چیز، چرا، کجا، چگونه، چه زمان، و چه کسی” برآیند. طوفان  اندیشه ها یا به بیان دیگر طوفان فکری، یکی از روش های مؤثر در حل مسئله است.

ویژگی مهم بارش فکری «رفتن ورای کلیشه های ذهنی» و شکستن آنهاست.

‫ بارش فکری تکنیکی است برای ایجاد و ابراز نظرها و ایده های متعدد از افراد مختلف در مورد یک موضوع خاص در حداقل زمان (خلق حداکثر ایده ها در حداقل زمان) که افراد بدون هیچ مانعی مجاز هستند ایده ها و راه حل های خود را آزادانه مطرح کنند .

 کاربرد و اهداف طوفان فکری عبارت است از :

  1. توانمندسازی نیروی انسانی و آموزش
  2. اولویت بندی مسائل
  3. انتخاب بهترین راه حل
  4. افزایش قدرت ابتکار و خلاقیت
  5. افزایش انگیزه
  6. ایجاد کار تیمی و مدیریت مشارکتی
  7. بدست آوردن ایده های بزرگ

چگونه جلسه طوفان فکری را طراحی، برنامه ریزی و اداره کنیم؟

برای طراحی، برنامه ریزی و اداره موفق جلسه طوفان اندیشه ها رعایت موارد زیر ضروری می باشد:

  • جلسه طوفان مغزی با انتخاب یک موضوع مشخص شروع می گردد.
  • برای اطمینان از شرکت تمام افراد، رهبر گروه از همه اعضا به نوبت نظرخواهی می کند.
  • به کسی اجازه خرده گیری و سرزنش دیگران داده نمی شود.
  • چنانچه نظرات افراد به پایان رسید، سوالاتی مانند چه چیز، چرا، کجا، چگونه، چه زمان، و چه کسی برای به جریان افتادن دوباره گفتگو مطرح می گردد.
  • نظرات باید به دقت روی یک نمودار جریان یا تخته نوشته یا یادداشت شود تا همه به آن توجه داشته باشند.
  • اعضا باید نظرات مختلف را جدا کرده چند نظر کلیدی را انتخاب کنند و به تفصیل مورد گفتگو قرار دهند و آنها را به ترتیب اهمیت، یادداشت شده برای استفاده در جلسات آینده نگهداری شود.
  • سپس اعضا یک یا دو نفره را برای بررسی عمیق انتخاب می کنند.
  • طوفان مغزی ممکن است مقدم یا به دنبال و یا همزمان با استفاده از سایر ابزارها و تکنیک های بهبود مورد استفاده قرار گیرد.
  • در مراحل اولیه طوفان مغزی رهبر باید مسائل زیر را پیش بینی کند:
  • عضوی که نظرات را روی تخته می نویسد به قدری آهسته این کار را انجام دهد که برخی از اظهارنظرهای مهم را از قلم نیندازد.
  • برخی از اعضا نمی توانند در مقابل جمع صحبت کنند (در گروه هایی بیش از ۷ نفر)
  • اعضا می خواهند در همان لحظه ای که نظرات اظهار می شود در مورد آن گفتگو کنند، به جای این که بگذارند در موقع مناسب این کار صورت گیرد.

چگونه نظرات را در معرض تکوین قرار دهیم؟

جلسه طوفان مغزی یک نشست کوتاه مدت است هدف آن صرفا” جمع آوری نظرات متعدد می باشد. پس از اتمام جلسه با توجه به ضرورت و سرعت برخورد با مسئله، نظرات ثبت شده به مدت معینی (چند ساعت تا چند روز) در معرض دید مجدد افراد گروه قرار داده می شوند. این عمل با نصب نظرات مذکور در محل کار یا محل قرارداد آنها انجام پذیر است. افراد گروه می توانند نظرات دیگری را که در فکر آنها پدید می آید، در فاصله زمانی تعیین شده، در زیر نظرات ثبت شده بنویسند.

بررسی نظرات ارائه شده در جلسه طوفان مغزی چگونه انجام می شود؟

بررسی و تحلیل نظرات مذکور در جلسه دیگری صورت خواهد گرفت به این منظور رهبر گروه افراد را به جلسه دیگری دعوت و در آنجا نظرات نقد و بررسی می شوند و کاراترین آنها برای رفع مشکل انتخاب خواهد شد. فاصله بین دو جلسه بستگی به اهمیت موضوع و سرعت برخورد با آن دارد و می تواند از چند ساعت تا چند روز متفاوت باشد.

 جمع بندی

طوفان مغزی یک فرآیند تولید نظرات، پیشنهادها و ایده های جدید در شرایط آزاد است. افراد بدون هیچ مانعی مجاز هستند ایده ها و راه حل های خود را آزادانه مطرح نمایند. تمام نظرات و پیشنهادها مورد توجه قرار می گیرد و هیچ کس مجاز به انتقاد نمودن نمی باشد. در پایان جلسه بررسی نظرات و جمع بندی صورت می گیرد و بهترین پیشنهادها و راه حل انتخاب و در نهایت اجرا می شود.

 تکنیک طوفان فکری معکوس

این تکنیک بسیار شبیه تکنیک طوفان فکری است، با این تفاوت مهم که در این روش، انتقاد و ارزیابی نه تنها بد نیست، بلکه اساس این تکنیک است. در واقع پایه این تکنیک پرسیدن سؤال های مختلف است. مهم این است که در ذهن افراد این سؤال شکل بگیرد که ایده ای مطرح شده ـ در کجاها جواب نمی دهد؟

ـ چه مسائلی موفقیتش را تهدید می کند؟  و این که به چه میزان کارایی دارد؟

در حقیقت این تکنیک بر پایه منفی بینی گذاشته شده است. تکنیک طوفان فکری معکوس روش خوبی است، به شرطی که قبل از روش های دیگر به کار گرفته شود.

علت این که استفاده از این روش را قبل از روش های دیگر توصیه می کنیم، این است که می تواند به خوبی سبب تفکر خلاق شود. فرایند استفاده از این تکنیک به این شکل است که تمامی اشکالات مربوط به پدیده مورد نظر گفته و جمع می شوند و در مورد آنها بحث و گفتگو می شود و بالاخره راه حل مؤثر پیدا می شود.

 اما در جلسه ای که با روش بارش فکری اداره می شود بزرگترین خطر معطوف شدن نظرات روی اشخاص به جای فرایندها است یعنی انتقاد کردن در حین بیان نظرات و اینکه :

  • اعضا در مورد چند نظر با هم گفتگو می کنند به جای این که در مورد نظرات به طور مجزا صحبت کنند.
  • پیشنهادهای ارائه شده به جای آن که در زمینه موضوع اصلی باشد، به موارد جزئی مربوط می گردد.
  • قبل از این که مسئله به طور کامل درک شود، اعضا ناگهان به نتایجی می رسند و گمان می کنند به راه حل هایی دست یافته اند.
  • عضوی ممکن است تمایل داشته باشد که بر اعضای دیگر مسلط گردد.
  • رهبر قادر به حفظ نظم نیست به طوری که اعضا نمی توانند به نوبت صحبت کنند.
  • رهبر باید برای غلبه بر این مشکلات آموزش ببیند.

چگونه جلسه طوفان فکری را طراحی، برنامه ریزی و اداره کنیم؟

نکته مهم دیگر در جلسه ای که با روش بارش فکری اداره می شود تذکر ۴ اصل زیر است:

1)  تحت عنوان یک تیم کار کنید.

2)   شنونده ای با دقت باشید.

3)  به دیگران احترام بگذارید.

4)   شتابزده قضاوت نکنید.

در پایان باید گفت:

آنچه از جلسات بارش فکری بدست می آیند.عبارتند از :

  • قدرت تداعی معانی دو سویه است؛ یعنی زمانی که از سوی یکی از اعضاء راه حلی ارائه می شود؛ دیگر اعضاء برای بیان ایده ها برانگیخته می شوند. به همین ترتیب به صورت خودکار جریان ایده سازی تشویق و ترغیب می گردد. زیرا بنا به اصل« تسهیل اجتماعی» حضور جمعی بر انگیزه افراد اثر مثبت می گذارد.
  • با توجه به همین اصل« تسهیل اجتماعی» آزمایش ها نشان داده اند که « تداعی آزاد» در بزرگ سالان هنگامی که به صورت گروهی کار می کنند بین ۶۵ تا ۹۳ درصد بیش از مواقع طبیعی است.
  • از دلایل دیگر کارآیی یورش فکری، رقابت است. پژوهش ها نشان داده اند؛ که در رقابت کارهای فکری بزرگ سالان تا ۵۰ درصد افزایش می یابد. که مسلماً این درصد در بین کودکان و نوجوانان بیشتر است.
  • یک دلیل دیگر مبنبی بر اثر گذاری بارش فکری اثر پشتیبانی است؛ روان شناسی امروز نشان می دهد و تایید می کند که طرفداری مثبت موجب تقویت می شود.
  • توانایی حل مسئله به صورت خلاقانه  بالا می رود.
  • مشارکت اعتلا می یابد؛ انتقاد و ایرادگیری کاهش پیدا می کنند؛ به تسهیل برقراری ارتباط میان راه حل ها و ایده ها می انجامد.
  • توانایی افراد برای انتقال اطلاعات، افزایش و بهبود می یابد. یعنی شرکت کننده به راحتی می تواند اطلاعات ذخیره شده در حافظه بلند مدت خود را بازیابی کرده و برای حل مسئله به کار گیرد.

مرداد
۲۴
۱۳۹۲
درس های آموخته تسهیل گری در روستا
مرداد ۲۴ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰
image_pdfimage_print

 


خانه امن: مطلبی را که در زیر می خوانید برگرفته از کتاب “درس های آموخته پروژه برقراری ارتباط مؤثر با جوامع محلی است  این کتاب توسط مهدی الماسی، سید علی ساجد، پروین پاکزادمنش و سعید نوری نشاط منتشر شده است. این فصل حاوی درس های آموخته تیم تسهیلگری در روستاهاست.

صفحات ۳۷ الی ۴۷ کتاب

درس اول: صبور باشید

کار در جوامع روستایی کاریست بس زمان بر. نمی توان انتظار  داشت که به سرعت دستاوردهایی که در طرح اولیه پیش بینی شده است، در همان زمان مورد نظر به دست آید. تجربه کار توانمندسازی در پروژه توران به ما نشان داد که این فعالیت بسیار آهسته به پیش می رود. باید صبور بود و همراه مردم به تدریج گام های توان افزایی را پیمود.

درس دوم: آموزش باید توأم با عمل باشد

گرچه آموزش جوامع محلی یکی از اصلی ترین فعالیت های یک پروژه توانمندسازی است، اما در عمل به تنهایی نمی تواند موفقیت مورد نظر را ایجاد نماید. آموزش یا باید همراه با عمل باشد (کارورزی و تمرین) یا باید از درون عمل کردن به دست آید یعنی درجریان عمل، افراد درس های لازم را تجربه کنند.

درس سوم: زنان بیشتر مشارکت می کنند

تجربه ما و تیم اجرایی پروژه توران حاکی از آن بود که در این منطقه (و همچنین در بیشتر نقاط دنیا)، زنان تمایل بیشتری به مشارکت در فعالیت های اجتماعی دارند. این امر شاید به خاطر این باشد که زنان اصولا مشارکتی تر هستند و از فعالیت های گروهی لذت بیشتری می برند. در ابتدای پروژه تلاش شد که گروه هایی با مشارکت مردان روستاها شکل بگیرد اما در عمل فقط در یک روستا گروهی از مردان شکل گرفت که در انتهای پروژه، فعالیت های همان گروه نیز به سمت تولید صنایع دستی به وسیله زنان روستا متمایل گردید. در دو روستای دیگر، اعضای شرکت تعاونی های ثبت شده، متشکل از زنان و دختران جوان روستا بود.

درس چهارم: آموزش باید مبتنی بر نیاز باشد

وقتی آموزش مبتنی بر نیاز است، انگیزه افراد برای مشارکت در فرایند یادگیری افزایش می یابد. نمونه عملی این موضوع در پروژه توران زمانی بود که اعضای گروه های محلی بعد از همایش توران شناسی به این نتیجه رسیدند که روش های برقراری ارتباط با مسئولین را بلد نیستند و در ارتباط با مسئولین و مدیرانی که در آن همایش بوده اند، ضعیف عمل کرده اند بنابراین از تسهیلگران درخواست کردندکه به آنها یاد بدهند که چگونه باید با مسئولین ارتباط برقرار کنند و برای رفع این نیاز کارگاهی آموزشی با محورهای مرتبط با نیاز آنها طراحی شد.

درس پنجم: وجود تسهیلگر محلی بسیار مؤثر است

پس از گذشت مدت زمان اندکی از فعالیت های مربوط به ترغیب داوطلبان محلی به تشکیل گروه، به این نتیجه رسیدیم که اگر در هر گروه یک یا چند از داوطلبان محلی بتوانند نقش تسهیلگر محلی را در گروه خود ایفا کنند، بازده کار بسیار بیشتر خواهد بود و این مشارکت فعال یک یا چند نفر از افراد محلی، انگیزه مشارکت سایرین را نیز افزایش خواهد داد.

درس ششم: کار در روستاهای مجاور شهر سخت تر بود

در این پروژه، کارهای مربوط به تشکیل گروه در روستاهایی که از شهر فاصله بیشتری داشتند به مراتب سریعتر از روستاهایی پیش می‌رفت که در مجاورت شهر قرار داشتند.  با وجود اینکه پیگیری کارهای مربوط به ثبت شرکت تعاونی و سایر کارهای آن در روستاهای دور از شهر توسط اعضای گروه محلی سخت بود، اما همکاری اعضای گروه و تمایل آنها به کار بیشتر بود.

درس هفتم: نگرش منفی مردم نسبت به فعالیت های اجتماعی زنان روستایی کار را سخت می کرد

در روستاهایی که این پروژه فعالیت‌های مربوط به تشکیل گروه را بر آنها متمرکز کرده بود، یکی از مهمترین موانعی که بر سر راه مشارکت زنان برای حفاظت از محیط زیست وجود داشت، نگرش متفاوت برخی اهالی نسبت به حضور زنان روستا در در روستا بود. زنان روستاهای هدف طرح، تا قبل از اجرای این پروژه مشغول فعالیت های خانه داری، کشاورزی، دامداری و فعالیت های روزمره بودند. افزایش آگاهی آنها در خصوص نقش زنان در حفاظت از محیط زیست و تمایل آنها به مشارکت در فعالیت های مربوط به حفاظت از پارک ملی توران، باعث شد که نقش جدیدی را برای خود در زندگی تعریف کنند که این نقش جدید با نقش های مرسوم و سنتی زنان در روستا متفاوت بود و به همین دلیل مورد انتقاد برخی از اهالی قرار گرفت. به همین علت تلاش کردیم این نگرش ها را با برگزاری جلسات عمومی در روستا با حضور مسئولین محلی، تیم پروژه و مسئولین دولتی نظیر بخشدار بیارجمند و فرماندار شاهرود کمتر کنیم.

درس هشتم: ضرورت وجود تسهیلگر زن در تیم تسهیلگری پروژه

در جریان پروژه که شاهد علاقمندی زنان روستاها به همکاری شدیم، احساس کردیم که بهتر است یک تسهیلگر خانم را برای ارتباط بیشتر، آموزش و تسهیل فعالیت های افراد داوطلب دعوت به همکاری کنیم. وجود تسهیلگر خانم در روستاها موجب گردید که زنان راحت تر ارتباط برقرار کنند و موانع کار کمتر شد. به علاوه اعضای گروه های محلی که عمدتا دختران جوان بودند، با تسهیلگر پروژه که او نیز خانم جوانی بود در برقراری ارتباط، انجام کار گروهی و یادگیری همانندسازی می کردند که این امر به خودباوری اعضای گروه ها کمک بیشتری می کرد.

درس نهم: ترغیب گروه ها به تأسیس صندوق به پایداری گروه کمک می کند

پایداری گروه های تشکیل شده یکی از دغدغه های اساسی تیم پروژه بود به همین دلیل تسیهلگران به اعضای گروه های محلی کمک کردند که روش های پایداری گروه خود را پیدا کنند. یکی از روش های پیشنهادی، تأسیس صندوق های توسعه محلی در روستاهای هدف طرح بود. تأسیس این صندوق ها و جذب منابع در آنها، موجب گردید که اعضای گروه های محلی با انگیزه بیشتری فعالیت های مربوط به تولید صنایع دستی را پیگیری کنند.

درس دهم: با خانواده های اعضای گروه های محلی دیدن کنید

یکی از مشکلاتی که برخی از اعضای گروه های محلی داشتند، توجیه نبودن خانواده آنها در خصوص کارهایی بود که به وسیله گروه در سطح روستا در حال انجام بود که گاهی اوقات منجر به مقاومت خانواده ها می گردید. تیم تسهیلگری برای از بین بردن این مقاومت در خانواده های اعضای گروه های محلی تصمیم گرفتند که با ایشان ملاقات نموده و ارتباط صمیمانه تری با آنها برقرار کنند. این ارتباط به اندازه صرف یک چای با آنها وقت می گرفت اما در همان زمان کم تسهیلگران سعی می کردیم که ذهن خانواده ها را نسبت به فعالیت های گروه محلی بازتر کنیم و به پرسش های آنها پاسخ دهیم.

درس یازدهم: بعضی از گروه‌ها فصلی بودند

در روستاهای هدف طرح، شغل بیشتر مردم کشاورزی و دامداری بود به همین دلیل بیشتر مردم در فصل برداشت محصول نمی توانستند در جلسات شرکت فعال داشته باشند. بنابراین اعضای تیم تسهیلگری زمان هایی را که می خواستند با گروه جلسه داشته باشند یا اقدامی را در روستاها انجام دهند، بر اساس زمانبندی مردم روستا طراحی می کردیم و سعی می کردیم که جلسات با فعالیت های روزمره آنها تلاقی نداشته باشد.

درس دوازدهم: مدیریت چرخشی

تجربه شرکت های تعاونی روستاهای هدف نشان داد که اگر مدیریت این گروه ها به صورت چرخشی باشد، همکاری اعضای گروه ها با همدیگر بیشتر می شود. مدیریت چرخشی یعنی اینکه مدیرعامل شرکت برای مدت محدود انتخاب شود و همه اعضا بتوانند پس از گذشت ۳ یا ۴ سال، تجربه مدیر عاملی را داشته باشند. ما این موضوع را با اعضای شرکت تعاونی در میان گذاشتیم تا اگر دوست دارند، این مدل را امتحان کنند.

درس سیزدهم: خانواده ها را فراموش نکنید

در جریان سفری که تیم اجرایی پروژه به منظور ارزشیابی مشارکتی فعالیت های گروه های محلی به قائم شهر در ۲۸ و ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ترتیب داده بود، به اعضای گروه های محلی که دارای فرزند بودند، گفته شده بود که می توانند فرزندان خود را نیز در این سفر به همراه خود بیاورند. این کار باعث شد که اعضای گروه به تیم اجرایی و تسهیلگری اعتماد بیشتری داشته باشند و مشارکت بیشتری نیز در کارگاه ارزشیابی داشته باشند.

درس چهاردهم: بازدید گروه های محلی از همدیگر

خوب می دانیم که بازدید گروه های محلی از همدیگر باعث خواهد شد که آنها بتوانند تجربیات خود را در یک زمینه مشترک با همدیگر به اشتراک بگذارند. با وجود اینکه زمینه کاری هر سه گروه محلی، حفاظت از محیط زیست بود، اما هر گروه روش ها و فعالیت های متفاوتی را برای این کار در پیش گرفته بودند. بازدید این گروه ها از همدیگر و اطلاع از میزان پیشرفت گروه های دیگر انگیزه آنها را برای پیگیری کارها و فعالیت ها بیشتر می کرد. بنابراین از تیم اجرایی درخواست کردیم مقدمات این کار را فراهم کند و اعضای گروه های محلی توانستند از اقدامات یکدیگر بازدید کنند.

درس پانزدهم: معیشت جایگزین

وقتی مردم محلی به ویژه اعضای گروه ها، به این نکته پی می بردندکه در کنار حفاظت از محیط زیست، می توانند از آن کسب درآمد کنند و معیشتی جایگزین را برای خود تعریف کنند، بسیار علاقه مندتر می شدند و به مراتب بهتر از قبل پیگیری می کردند. تجربه زنان عضو گروه های محلی در تولید صنایع دستی با نقش گیاهان و جانوران پاک ملی توران، زنان روستا را نیز به تولید و کسب درآمد تشویق کرد.

درس شانزدهم: زبان گروه کتبی است

یادآوری این نکته به اعضای گروه های محلی که زبان گروه کتبی است و کلیه تصمیم گیری ها و صورتجلسات باید به صورت کتبی باشد، بسیار مهم بود. این امر به ویژه از این جهت حائز اهمیت بود که روستائیان معمولا عادت به نوشتن ندارند و فرهنگشان شفاهی است. تمرین این کار، موجب گردید که گروه ها با فنون مکاتبات اداری آشنا شوند و در عین حال یاد بگیرند که اگر می خواهند احساس مسئولیت در اعضای گروه بیشتر شود، باید تصمیمات را یادداشت کنند و همه آن را امضا کنند.

درس هفدهم : مقررات گروه های محلی

یکی از مهمترین درس هایی که در این پروژه به دست آمد این بود که داشتن مقررات بین گروه های محلی به حل اختلافات و پایداری گروه ها کمک بسیار می کند. به عنوان مثال وقتی بین اعضای یکی از گروه ها اختلاف پیش آمده بود و خانواده آنها دخالت کرده بودند و کار را از آنچه که بود خراب تر کرده بودند، اعضای گروه با هم تصمیم گرفتند که دیگر حرف شرکت تعاونی را به بیرون از گروه نبرند و سعی کنند در خصوص مشکلات گروه رازدار باشند و تنها از کسانی کمک بگیرند که می دانند در باره آن موضوع بیطرف هستند و می توانند به آنها کمک کنند.

درس هیجدهم: حفظ فاصله

در  جریان این پروژه به این نکته دست یافتیم که تیم تسهیلگری و اجرایی باید درعین حال که نسبت به جامعه محلی صمیمانه برخورد می کنند و با صداقت با آنها رفتار می کنند، یک فاصله منطقی را نیز با آنها در نظر بگیرند و همیشه این فاصله منطقی را حفظ کنند. برای حفظ این فاصله لازم است که تیم تسهیلگری و تیم اجرایی به صورت آگاهانه و کاملا هشیارانه به خود اجازه ندهند که در جریان برخی از اموراتی که به موضوع کاری گروه محلی و پروژه مربوط نیست، قرار گیرند. برخی از گروه های محلی دوست داشتند تمام مشکلات خانوادگی و اجتماعی خود را از طریق این پروژه حل کنند که این امر با نگاه حاکم بر این پروژه که همانا توانمندسازی مردم روستا می باشد، در تضاد بود. به همین دلیل تیم تسهیلگری تلاش کردند که در عین صمیمیت و دوستی با مردم روستاها و گروه های محلی، از جزئیات روابط و مشکلات آنها که ممکن است ناشی از نگاه حمایتی در روستاها باشد، پرهیز کنند.

درس نوزدهم : بحران پول در گروه های محلی

گروه های محلی که اقدام به تولید صنایع دستی کرده بودند، با فروش اولین تولیدات خود، مبالغی کسب نمودند. این کسب درآمد چالشی بزرگ برای  اعضای گروه بود به طوری که اگر به اعضای فعال تر گروه کمک نمی کردیم و ایشان را راهنمایی نمی کردیم، ممکن بود تا پای انحلال گروه پیش بروند. کسانی که در تولید محصولات مشارکت بیشتری داشتند، سهم خواهی بیشتری کردند. کسانی که در تولید، مشارکت زیادی نداشتند، به یکباره مدعی سهم شدند. اعضای گروه مقررات اولیه ای را که در خصوص نحوه تقسیم عواید شرکت تعاونی داشتند، فراموش کردند و تعهدات خود به صندوق را زیر پا گذاردند. گروهی از زنان گروه، پای خانواده و شوهران خود را به میان کشیدند و شوهران آنها شروع به دخالت در امور گروه نمودند و رفتارهایی که نشان دهنده بحران و تعارض در گروه بود، از آنها سر زد. با این جود، چند عامل مانع فروپاشی گروه شد.

تسهیلگران این گروه ها که از میان خود آنها بودند با راهنمایی های ما تلاش کردند که کنترل اوضاع را به دست گیرند و به هیچ وجه از مواضع شرکت تعاونی و قوانین صندوق کوتاه نیامدند. آنها به اعضای گروه اعلام کردند که باید مطابق با مقررات صندوق که همه اعضا آن را امضا نموده اند، عمل کنند.

  • به اعضا گوشزد شد که اگر بخواهند به تعهدات خود عمل نکنند، مجبورند گروه را ترک کنند.
  • با نهایت احترام از شوهران خانم های عضو درخواست شد که در امور داخلی گروه دخالت نکنند و اجازه دهند که خود خانم ها برای برون رفت از بحران ایجاد شده تصمیم گیری کنند.
  • ما نیز به صورت جداگانه با اعضای گروه صحبت کردیم و سعی کردیم هدف اصلی گروه و چشم انداز اولیه آنها را به ایشان متذکر شویم
  • تسهیلگران محلی به آنها گفتند که اگر مطابق منافع گروه و مقررات صندوق عمل کنند، در پروژه های بعدی نیز سهیم خواهندن بود اما اگر عکس آن عمل کنند، سهمی از پروژه های بعدی نخواهند داشت.
  • دفتر اس جی پی نیز از پرداخت هزینه دستمزد صنایع دستی که از بافندگان خریداری کرده بود، خودداری نمود و هزینه آنها را به صندوق واریز کرد.
  • به هر حال این بحران با کوشش همه جانبه برخی از اعضای گروه، دفتر اس جی پی و تسهیلگران مرتفع شد.

 درس بیستم : نگاهی مقطعی به تعارضات گروهی نداشته باشید

در ماه های آخر پروژه بین اعضای یکی از گروه های محلی تنش و تعارض جدی پیش آمد و اعضای گروه به دو دسته تقسیم شدند. دامنه اختلاف به خانواده ها و روستا هم کشیده شد و با وجود اینکه اعضای گروه از کمک ها و راهنمایی ما و تیم اجرایی نیز بهره بردند، اما هیچ کدام از طرفین حاضر به گذشت نشدند. با رأی گیری مجدد مدیر عامل شرکت تعاونی عوض شد اما مدیر عامل قبلی همچنان خود را مدیر عامل می دانست و حاضر نبود به نظر جمع احترام گذاشته و وسایل شرکت تعاونی را به مدیر عامل جدید تحویل دهد. ما تصمیم گرفتیم که آموزش های بیشتری در زمینه کار گروهی و حل تعارض در قالب  کارگاه آموزشی برای اعضای گروه، طراحی و اجرا نماییم. این آموزش ها هیجان اختلاف بین گروه ها را کمتر کرد و اعضای گروه مقرراتی مبنی بر رازداری، عدم دخالت خانواده ها، احترام متقابل، لحن مؤدبانه با یکدیگر و … وضع کردند اما متأسفانه هیچ کدام از طرفین از مواضع خود کوتاه نیامدند. به نظر ما این اختلاف گرچه به ظاهر ناشی از دو دستگی بین اعضای گروه بود، اما نقطه مشترک همه آنها برای حفظ شرکت تعاونی، مهم ترین اصل این اختلاف بود، به طوری که هر دو طرف، اصرار زیادی بر حفظ شرکت تعاونی داشتند. این تعلق به گروه، که با مشاوره ما در جریان حل تعارض تقویت شد، منشاء تصمیمات ارزشمندی برای گروه و چه بسا برای روستا خواهد شد. بنابراین نباید نگاهی مقطعی به اختلافات و تعارضات داشت، باید صبور بود تا اعضای گروه در طول زمان نقش خود در گروه و گذشت و فداکاری در جهت اهداف جمعی را بازیابند.

مرداد
۲۱
۱۳۹۲
برگزاری کارگاه مهارت های کار تیمی و شناخت و طراحی بازی های آموزشی بزرگسالان
مرداد ۲۱ ۱۳۹۲
کارگاه های آموزشی
۰
image_pdfimage_print

دوستان و همکاران عزیز،

خوشحالیم به اطلاع شما برسانیم، پس از برگزاری موفق کارگاه‌ آموزشی «تسهیل گری کارگاه‌های آموزشی» از سوی این انجمن که با همکاری موسسه همراهان توسعه کیانا (و با تسهیل گری دکتر پدرام موسوی و مهندس علیرضا لشگری) برگزار شد، این انجمن در نظر دارد دومین و سومین کارگاه آموزشی خود را تحت عنوان «مهارت‌های کار تیمی» و «شناخت و طراحی بازی‌های آموزشی برای بزرگسالان» درمهرو آبان ماه سال جاری برگزار می کند.

اطلاعات کلی و سرفصل‌های آموزشی هردو کارگاه و اطلاعیه شرایط استفاده از تخفیف‌های شهریه به پیوست به حضورتان تقدیم می‌گردد.

علاقمندان به شرکت در این دوره آموزشی می توانند در خواست خود را به پست الکترونیکی انجمن خانواده پایدار ایرانی به نشانی  info@isf.ngo.ir ارسال و یا همه روزه به استثناء روزهای جمعه از ساعت ۹ صبح الی ۱۵ با روابط عمومی انجمن به شماره ۶۶۹۳۹۱۵۸ تماس بگیرند.

لطفاً به دوستان علاقمند به موضوع نیز اطلاع‌رسانی نمایید.

با تشکر

روابط عمومی انجمن خانواده پایدار ایرانی