صفحه اصلی  »  سازمانهای غیر دولتی
آذر
۱۰
۱۳۹۴
یک کار داوطلبانه انجام بدید!
آذر ۱۰ ۱۳۹۴
سازمانهای غیر دولتی
۱
, ,
1736525
image_pdfimage_print

انجام دادن کارهای داوطلبانه یک بده و بستان دو طرفه است. خیلی ها به خاطر اینکه چنین تجربه ای رو تا به حال نداشتند نمیدونن که آدم با داوطلب شدن در واقع بیشتر به خودش کمک میکنه. میپرسید چرا؟

با اینکه در کشور ما هنوز کلی راه هست تا این جور فعالیت ها جا بیفتند، اما کم و بیش باNGO های مختلف (نهادهای غیر دولتی) آشنا هستیم. برای فعالیت در یک نهاد غیر دولتی، شما کافیه کمی وقت و حوصله بگذارید. لازم نیست هفته ای ۵ روز وقتتون رو بهش اختصاص بدید، چون از زندگی میفتید و دیر یا زود کار داوطلبانه رو کنار میگذارید. اما همه ی ما میتونیم یک صبح تا ظهر یا یک عصر دلگیر جمعه رو برای این کار کنار بگذاریم. انجمن های زیادی با زمینه های کاری مختلف وجود دارن. انجن حمایت از کودکان کار، مراکز درمان بیماری های خاص، خانه های سالمندان و…

اما اگه دنبال دلیل محکمی برای شروع فعالیتتون میگردید، به ادامه ی مطلب دقت کنید.

مزایای انجام دادن کار داوطلبانه:

از خجالتی بودن در بیاین! خیلی ها به طور ذاتی برونگرا هستند و با صحبت کردن توی جمع و برقرار کردن روابط اجتماعی مشکلی ندارند. اما یک دسته ی دیگه از افراد هستند که هیچ جا این فرصت رو به خودشون ندادن که با استرس حضور در جمع یا صحبت کردن برای یک عده کنار بیان. توی مدرسه و دانشگاه هم کمتر بهایی به این مشکل داده میشه. کار داوطلبانه میتونه یک فرصت خوب باشه برای اینکه از خجالتی بودن دربیاین و کمی سخنرانی کردن رو یاد بگیرید. میتونید پله ی اول رو با درس دادن به بچه های دبستانی شروع کنید. آیا میتونید راحت و روان و خالی از اضطراب به بچه های کوچولو که چشمهاشون رو به شما دوختن صحبت کنید؟ این فرصت رو از دست ندین!

اعتماد به نفس رو بالا ببرید! میدونید کارهای داوطلبانه چقدر روی اعتماد به نفستون تاثیر مثبت میذاره؟ آدم اگه هیچ هیچ هیچ کار مفیدی هم توی زندگیش انجام نده، اما هفته ای یک روز خودش رو برای کمک کردن به جامعه اش اختصاص بده، احساس رضایت رو به دست میاره. اگه واقعا بازدهی روزانه ی خودتون مشکل دارین، چرا از این راه استفاده نمیکنید؟

چیزهای جدید یاد بگیرید! توی هر نهاد خیریه ای که قرار هست کار کنید، یک چیزی برای یاد گرفتن هست. مثلا از درس دادن به کودکان کار شیوه های مختلف تدریس رو یاد بگیرید و از کار کردن در خانه سالمندان روحیات و مشکلات سالمندان رو. اگر قرار هست که آدم تا آخر عمرش هر روز چیز جدیدی یاد بگیره، کار داوطلبانه به نظر گزینه ی خوبی میرسه!

در پیشرفت جامعه خودتون سهیم باشید. اگه دوست دارید کشور و جامعه مون زود پیشرفت کنه، اگه دوست دارید همه ی بچه ها و حتی بزرگسال ها سواد یاد بگیرن، و هیچ کس فکر نکنه که هیچوقت به آرزوهاش نمیرسه، شما هم باید دست به کار بشید. سوادآموزی به چند تا خانوم خونه دار که علاقه مند به یاد گرفتن هستند میتونه کیفیت زندگی بچه هاشون و حتی نسل های بعد تر از اونها رو هم بالا ببره! یعنی شما با هفته ای سه چهار ساعت میتونید روی کیفیت زندگی یک خانواده تاثیر بذارید. آیا این لذت بخش نیست؟

به زندگی دیگران امید بدین! وقتی یک نوجوان شاغل که در حین کار کردن داره تلاش میکنه برای کنکور خودش رو آماده کنه میبینه که یک نفر فقط به خاطر فعل “کمـــــک کـــــــردن” داره از وقتش میگذاره تا یک نفر دیگه هم بتونه توی زندگیش پیشرفت کنه، کلی انگیزه و امید میگیره. این موضوع برای هر نهاد دیگه ای صدق میکنه. اختصاص دادن وقت برای دیگران به طور داوطلبانه نشون میده که پیشرفت و خوشحالی دیگران برای شما مهم هست. به دیگران امید ببخشید و نشون بدید که تنها نیستند.

منبع: رنگی رنگی

فروردین
۲۰
۱۳۹۴
!گزارش نویسی لازم نیست
فروردین ۲۰ ۱۳۹۴
سازمانهای غیر دولتی, کارگاه های آموزشی
۰
,
image_pdfimage_print

 

 

 

 

 

عکس: Flickr

فیروزه فروزانفر

یکی از ضعف های جدی در سازمان های غیر دولتی فقدان فرهنگ گزارش نویسی است . بخصوص در سازمان های که فعالیت ها به شکل داوطلبانه انجام می شود به گزارش نویسی ارزش کمتری داده می شود . در طول سال های گذشته شاهد برگزاری صدها نشست ، سمینار ، سخنرانی ، نمایشگاه ، کلاس و کارگاه در موضوعات مختلف بوده ایم که تقریبا هیچ گزارش سازمانی دقیق درباره آن وجود ندارد .

برای بررسی فعالیت های یک سازمان غیر دولتی به دفتر آنها مراجعه کردم و متوجه شدم هیچ گزارش ضمن کار ، ماهانه ، پایان کار و حتی گزارش پیگیری در آن سازمان غیر دولتی وجود ندارد که بتوانم درموضوع تحقیقی خود از آن استفاده کنم و یا حداقل خود آن سازمان بتواند براساس این گزارش ها نقاط ضعف و قدرت خود را ارزیابی کرده و برنامه عمل بهتری برای انجمن بنویسند .

مدیر انجمن معتقد بود : گزارش برای سازمان های داوطلبانه معنایی ندارد و بهتر است گزارشی نباشد چرا که ممکن است مورد سواستفاده نیزقرار بگیرد .

غلامرضا درکتانیان متخصص روابط عمومی می گوید : گزارش نویسی در هر سازمانی از جمله سازمان های غیر دولتی وسیله مناسبی جهت ارزیابی اثرات فعالیت های  انجام شده است . گزارش باید خوب و دقیق نوشته شود و به شرح و توضیح و تفسیر و تحلیل فعالیت ها بپردازد . گزارشی محکم و شفاف که در پیشبرد اهداف سازمانی مفید واقع شود .

بنابراین اگر تا به حال به موضوع گزارش نویسی فکر نکرده اید می توانید از همین امروز درباره چگونگی نوشتن گزارش با دیگر اعضا انجمن وارد گفت و گو شوید .

نکاتی که باید بدانید

در تنظیم گزارش چهار مرحله وجود دارد

جمع آوری اطلاعات :

در جمع آوری اطلاعات باید نسبت به اهداف پروژه و یا انجمن اشراف کامل داشته باشید تا اطلاعات لازم و ضروری را جمع آوری کنید . بنابراین از همه تماس ها ، موضوعات و تکالیف و برنامه ها یادداشت برداری کرده و آنها را تفکیک و تنظیم و شماره گذاری کنید تا استخراج اطلاعات راحت باشد .

این تفکیک می تواند بر اساس زمان و مکان و موضوع باشد.

تفکیک و جدول بندی و تجزیه و تحلیل ارقام و اطلاعات

تهیه و تنظیم سرفصل مطالب :

تعبیر و تفسیر و ارایه پیشنهادات و انتقادها و نظرات

پیشنهاد نگارنده این است که جمع آوری اطلاعات بخشی از دستور کار روزانه هر کارمند یا عضو باشد تا با نزدیک شدن به گزارش فصلی یا سالانه افراد با حجم زیادی از کار و اطلاعات و سردرگمی روبرو نشوند .

 

چگونگی نوشتن یک گزارش ساده

در قسمت اول اساس و هدف نوشتن گزارش را بنویسید . این قسمت از نصف صفحه بیشتر نشود.

سپس درباره شرح جزییات و روش جمع آوری اطلاعات و روش تجزیه و تحلیل و عملیات و اقدامات نوشته و حتما این قسمت را واضح و مستدل و روشن بیان کنید .

در سه چهارم صفحه خلاصه پیشنهادات و نتایج را بنویسید و هزینه به کار بستن پیشنهادات ومیزان صرفه جویی را فراموش نکنید

جدول ها، نمودار،دیاگرام و مطالب آماری برای شرح گزارش در انتهای گزارش می آید و می تواند به کیفیت گزارش بیفزاید .

خصوصیت یک گزارش خوب این است که با کلیات شروع و با جزییات تمام شود .

هر چه زودتر به اصل مطلب برسد

همه جوانب در آن لحاظ شود

واضح و روشن و مختصر و مفید باشد

مراحل به ترتیب اجرا ذکرشود

خواننده را به خواندن ترغیب کند

حاوی حقایق و واقعیات باشد

هر پاراگراف از ۱۰۰ کلمه بیشتر نباشد

هر جمله بیشتر از ۲۰ کلمه نباشد و نمودار و شکل در تهیه آن استفاده شده باشد .

بهمن
۲۹
۱۳۹۳
تسهیل گری از نظر تا عمل
بهمن ۲۹ ۱۳۹۳
سازمانهای غیر دولتی
۰
image_pdfimage_print
Screen Shot 2015-02-18 at 13.40.48
عکس: نشریه اینترنتی نوسازی

مصاحبه با پروین پاکزادمنش و سعید نوری نشاط، از تسهیلگران حرفه ای در محلات

با کوشش: آزاده آقالطیفی

نظر به موضوع اصلی این شماره از نشریه اینترنتی نوسازی، “تسهیلگری”، کوشش شد تا با تسهیلگران حرفه ای که در این حوزه در دو عرصه نظری و عملی فعالیت نموده اند، گفتگویی انجام پذیرد. این تسهیلگران خانم پروین پاکزادمنش و آقای سعید نوری نشاط هستند. پروین پاکزادمنش درجه کارشناسی روانشناسی را در دانشگاه شهید بهشتی و کارشناسیارشد رفاه اجتماعی را در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی دریافت کرده است و در حال حاضر در رشته مردم شناسی اجتماعی در دانشگاه مالایا )UM( در شهر کوالالامپور مشغول به دریافت درجه دکترا است. دغدغه اصلی او توانمندسازی زنان و افزایش مشارکت آنها در فرایند توسعه محلی است. وی کار تسهیلگری را با آقای سعید نوری نشاط شروع کرد و نتیجه این همکاری ۵ ساله همکاری در پروژه های اجتماع محور در زمینه های مختلف و نیز تألیف و ترجمه چندین اثر مرتبط با مفاهیم تسهیلگری و فعالیت های اجتماعی شده است.۱ سعید نوری نشاط از تسهیلگرانی است که سالها در روستاها و محلات شهری به عنوان مشاور یا آموزشگر در بسیاری از پروژه های توانمندسازی و توسعه محلی فعالیت کرده است و با انجمن های غیردولتی در این زمینه همکاری داشته است. از وی تألیفاتی در زمینه تسهیلگری و توانمندسازی محلی به چاپ رسیده است. وی داری درجه کارشناسی ارشد در رشته حقوق عمومی )از پردیس قم دانشگاه تهران( است و اینک در مقطع دکترا در دانشکده اقتصاد و امور اداری دانشگاه مالایا مشغول به تحصیل است.

 به عنوان کسانی که سال ها به عنوان تسهیلگر کار کرده اید، تسهیلگری چیست ؟ چه ماهیتی دارد ؟

o سعید نوری نشاط: تسهیلگری ترجمه واژه facilitation است و معنای این کلمه یعنی آسان کردن امور برای دیگران. البته این خیلی معنی ساده ای از این واژه است، ولی در آن حقایق مهمی نهفته است. مثلا این که غیر از کسی که تسهیل کننده است، دیگرانی وجود دارند. تسهیلگر اصولا با گروه کار می کند و کمک می کند که فرآیند تفکر گروهی ساده تر صورت گیرد. گاهی اوقات انسان ها آگاهانه دور هم جمع می شوند که به اجماعی برسند ولی اختلافات یا نداشتن یک فرآیند تفکر گروهی باعث می شود که اختلاف پدید آید. گاهی اوقات هم انسان ها بدون آنکه از قبل برنامه ای داشته باشند، دور هم گرد می آیند و البته همین کنار هم بودن آنها بدون اینکه متوجه یکدیگر باشند، ممکن است مشکلاتی به وجود آید. البته در هر دو حالت، همیشه این احتمال ضعیف وجود دارد که کارها درست به پیش رود، یعنی مثلا یک تسهیلگری که خودش هم واقف نیست تسهیلگر است آنجا باشد و بتواند فرآیند تفکر گروهی را به پیش برد، ولی وجود یک تسهیلگر ماهر، حاذق و دانا می تواند بسیار به پیشبرد این تفکر گروهی کمک کند. پس نکته اول اینکه تسهیلگر با گروه کار می کند، و خوب من فکر می کنم در همین مصاحبه جایی را اختصاص دهیم که به بیشتر به مفهوم گروهاصولا جمع انسان ها و اینکه چطور این جمع به اجتماع تبدیل می شود صحبت کنیم. نکته دوم اینکه تسهیلگر به فرآیند می پردازد، فرآیند مشارکت. دغدغه اصلی او این است که این فرآیند را چگونه طراحی کند، کجا شروع کند، چگونه شروع کند، برای مثال به چه طریق اعتمادسازی نماید، و بعد چگونه مشارکت را افزایش دهد. در جریان این فرآیند، چه فعالیت هایی باید صورت گیرد. حتی چگونه مرحله به مرحله خارج شود؛ کجا ایجاد انرژی بیشتر کند، در چه مقعطی، حضور کم رنگ تری داشته باشد. برای اجرای این فرایندها، چه روش ها یا تکنیک هایی در اختیار دارد. هر هر مقطع چه کسانی روبروی او هستند؟ از کجا بداند که کاری که می کند درست است ؟ و خلاصه کلی پرسش های متنوع که باید پیوسته در ذهن خلاق یک تسهیلگر شکل گیرد تا او بتواند فرآیند مناسبی را در اختیار داشته باشد.

نکته سوم این است که در این فرآیند اتفاقی که رخ می دهد، توانا شدن شرکت کنندگان، اعضای گروه یا مشارکت کنندگان است، زیرا آنها دیگر فقط شنونده نیستند، بلکه هم باید فعالانه گوش دهند و هم خود نظر دهند؛ البته از این هم بیشتر، هم نوعی حس تعلق به آنچه که در حال رخ دادن است دارند؛ در این حالت، همه حاضران باید درک کنند که یک کلیت مشترک وجود دارد که همه دوست دارند، البته در کنار این گوش دادن، این نظر دادن، این حس تعلق، نوعی دیدن مشترک هم وجود دارد و البته من همیشه اضافه می کنم و در کنار هم این ها، همه با هم تحلیل می کنند. در واقع این فرآیند تفکری یعنی گوش دادن، نظر دادن، با هم دیدن، حس تعلق گوهی، این تحلیل مشترک، به آنها کمک می کند که از هم یاد بگیرند، توانایی و قدرت آنها را در تصمیم گیری بیشتر می کند چون گزینه های بیشتری در اختیار دارند، و چون در منابع یکدیگر سهیم می شوند، توان بیشتری برای امور مهم تر دارند. در عین حال که به فردیت آنها احترام گذاشته می شود. این توانا شدن در جریان فرآیند رخ می دهد. در واقع، فرایند تسهیلگری، یک فرآیند تواناساز است، و در جریان آن یک چرخه تواناساز شکل می گیرد.

o پروین پاکزادمنش: یکی از مهمترین نقش هایی که تسهیلگر باید ابتدا آن را در خود به رسمیت بشناسد و بعد خوب بتواند این نقش را اضافه کند این است که تسهیلگر پیشنهاد دهنده راهکارها و حلال مشکلات نیست بلکه نقش او این است که به جمع افراد یا گروه کمک کند تا در حل مسئله ای که به خاطر آن گرد هم آمده اند، به گزینه های بیشتری دست یابند. هر چه تعداد گزینه های یک گروه برای حل مسائل بیشتر باشد، امکان انتخاب گزینه بهتر و کارآتر را خواهند داشت. بنابراین شاید بتوان گفت که اگر یک تسهیلگر توانست نقش خود را به گونه ای ایفا کند که گزینه های پیشنهادی توسط اعضای گروه به بالاترین حد ممکن برسد، آنگاه می توانیم بگوییم که یک فرد یا یک تیم تسهیلگری کار خود را به خوبی انجام داده است. برخی از تسهیلگران حرفه ای، فنون خاصی را برای این کار استفاده کنند. به عنوان مثال از فنون طرح پرسش به خوبی استفاده می کنند و گروه را تشویق می کنند که پرسش هایی را مطرح کرده و به آنها پاسخ دهند. بیایید تسهیلگر را در درون یک محله ببینیم. یعنی در یک موقعیت واقعی. در یک محله همیشه مسئله یا مسئله هایی هست که ذهن عده ای از افراد را به خود مشغول کرده است. تسهیلگر به این نکته واقف است که همیشه عده ای هستند که به قول یکی از تسهیلگران محلی در شهرستان خاتم “سرشان برای محله شان درد می کند”. بنابراین علاوه بر فرایند که آقای نوری نشاط در صحبت های خود به تفصیل به آن پرداختند، ساختار گروه و پویایی اعضای گروه هم بسیار اهمیت دارد. درست است که بعضی از افراد در محله آمادگی و اشتیاق بیشتری برای مشارکت در فرایند بهبود وضعیت محله دارند، اما این گروه تشکیل شده از افراد یک موجود زنده جدید است که دارای ساختار، روابط، ارزش ها و هنجارهایی است که پویایی آن را شکل می دهد. یعنی تسهیلگر به گروه نباید صرفا به عنوان جمعی از افراد نگاه کند بلکه گروه یک شبکه پیچیده از تعامل اعضا با یکدیگر است که در یک ساختار تعریف شده توسط خود اعضا فعالیت می کند و زنده است. نکته مهم دیگر موقعیتی(Context)است که یک تسهیلگر و گروه در آن در حال فعالیت هستند. تسهیلگری یک چارچوب از پیش تعیین شده و محدود کننده ندارد که در هر مکان و موقعیت و زمانی به یک شکل و با یک روش انجام شود. یک تسهیلگر در عین حال که به اصول تسهیلگری پایبند است و فنون تسهیلگری را به خوبی می داند، ممکن است روشی کاملا متفاوت در محله ای متفاوت در پیش بگیرد. در واقع تسهیلگری مانند یک فرایند چرخه ای است که تسهیلگر متناسب با موقعیت نقطه ورود خود را به این چرخه تعیین می کند. گاهی در یک محله تسهیلگر لازم است قبل از شروع پروژه خود مدت زمان خاصی را صرف حساس کردن مردم و بیدار کردن نیازهای نهفته آنها بکند تا با او همراه شوند، گاهی نیز اعضای یک محله به حدی حساس هستند که در بدو امر لازم تسهیلگر کمی از حساسیت ها بکاهد.

نکته ای که ما تسهیلگران باید آویزه گوش خود بکنیم این است که هیچ کاری در تسهیلگری تصادفی نیست. یک تسهیلگر باید بیرون از ماجرایی که در یک محله در حال انجام است باشد و مرتبا از بیرون خودش، گروه و محله را ببیند. این بدین مفهوم است که تسهیلگر باید برای هر مرحله از کار از قبل فکر کرده باشد، طراحی کند و فرایند را خوب بررسی کند. این امر منافاتی با مشارکت شهروندان ندارد. درست است که تسهیلگر با یک نقشه ذهنی وارد محله می شود اما محتوای این نقشه از آن مردم است. می خواهم این نکته به خوبی درک شود که کار تسهیلگری، باری به هر جهت نیست.اگر بخواهیم موفق بشویم باید کارمان را دقیق انجام دهیم.

 چه مدت است که این مباحث مورد استفاده قرار گرفته، چون همیشه این موضوعات را به عنوان یک موضوع نو تلقی می کنند؛ در حالی که مدت هاست در دیگر نقاط جهان از آن استفاده می شود.

o سعیدنورینشاط:من ازانتهای پرسش شماآغازمیکنم،یعنی زمینه هاوفضاهای مختلفی که درآنهاازتسهیلگری استفاده می شود. اول از شرکت های خصوصی استفاده می کنم که سال هاست از آن استفاده می شود، بویژه برای تشویق خلاقیت. اصولا بارش فکری یا توفان مغزی که از تکنیک های پایه تسهیلگری است، از درون شرکت های خصوصی آغاز شد. در واقع هم برای تعریف چشم انداز مشترک، برای برنامه ریزی و سیاست گذاری، برای تبادل نظر و همچنین برای ارزشیابی از تسهیلگران خبره استفاده می شود. در امور کشاورزی و روستایی، بویژه تا آنجا که مربوط به ترویج در میان گروه کشاورزانی که در نزدیکی هم به کشاورزی مشغول هستند، از همین روش ها استفاده می شود و بویژه در ایران که از روش مزرعه در مدرسه برای کشاورزی سالم استفاده می شود. در حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی و اصولا مدیریت مشارکتی منابع از روش های تسهیلگری استفاده می شود تا مردم با هم برای حفاظت از منابع برنامه ریزی مشترک داشته باشند. حتی در تحقیقات دانشگاهی هم از روش های تسهیلگری استفاده می شود بویژه در روش PAR که در آن روش های مشارکتی و کیفی تحقیق جایگزین روش های سنتی می گردد. در سازمان های غیردولتی هم از تسهیلگری برای تعمیق فعالیت های گروهی استفاده می شود. مجموعا اینکه در حوزه های مختلفی از تسهیلگری استفاده می شود ولی ماجرای تسهیلگری، به بعد از جنگ دوم جهانی برمی گردد که نگاه تازه ای نسبت به انسان و احترام به آن شکل گرفت، و در عین حال، روش های تفکر گروهی و معدن کاری اندیشه به جای روش هایی که در آن یک نفر به جای همه فکر می کرد، جایگزین گردید. برخی اتفافات در تاریخچه تسهیلگری مهم هستند، مانند به وجود آمدن روش بارش افکار یا برخی روش های فکری و اندیشه ها.

o پروین پاکزادمنش: به طور کلی، و البته در مقایسه با تاریخ طولانی تفکر در جهان، تسهیلگری شیوه جدیدی از تفکر وانجام امور است. شیوه ای که برخاسته از برخی نظریات علوم اجتماعی نظیر کنش متقابل نمادین و روانشناسی حل مسئله محور است که نوع متفاوتی از نگرش به امور را معرفی می کند. البته در خارج از کشور و به ویژه در کشورهای توسعه یافته بسیار مورد استفاده است. اما در کشور ما یا در سایر کشورهای در حال توسعه به عنوان روشی جدید در برخی از پروژه ها استفاده می شود و هنوز عمر زیادی از آن نگذشته است )شاید بیش از یک دهه(. اینکه به نظر ما تسهیلگری یک شیوه نو در کشور ماست به این دلیل است که هنوز اگر خوب دقت کنید می بینید که تسهیلگری جاری و ساری نشده است. هنوز ادبیاتی در خصوص آن تولید نشده است و آنچه در باره تسهیلگری به زبان پارسی موجود است از چند کتاب که در چارچوب برخی از پروژه های اجتماع محور تدوین شده اند یا چند وب لاگ که به صورت پراکنده تجربه های تسهیلگری

خود را می نویسند، ادبیاتی تولید نشده است. از سوی دیگر تسهیلگری هنوز به عنوان یک واحد درسی دانشگاه به دانشجویان رشته هایی که با گروه ها و تیم ها کار خواهند کرد نظیر مددکاری، مدیریت، آموزش و پرورش و روانشناسی یا جامعه شناسی تدریس نمی شود. هنوز کار تحقیقی در خصوص اثربخشی آن انجام نشده است و شاید بتوان گفت کمی در فضای انجمن های غیردولتی وارد شده و افرادی که در این حوزه کار می کنند با این مفهوم آشنا شده اند. هنوز بسیاری از گروه ها هستند که در مرحله آزمایش و خطا در حال تجربه تسهیلگری می باشند. به همین دلایل می توان نتیجه گیری کرد که تسهیلگری در ایران هنوز مراحل رشد و بالندگی خود را سپری نکرده و هنوز درس های زیادی است که از تجربه ها باید بیاموزد. شرط بالندگی آن هم این است که تجربه ها ثبت شود و ادبیات تولید شود. ادبیات علمی و عملی که ناشی از تجارب واقعی است.

 چون کار تسهیلگر یک کار ارتباطی است، بنابراین باید حتما هوش اجتماعی بالایی داشته باشد. اما قطع به یقین این تنها ویژگی یک تسهیلگر نیست. تسهیلگر چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

o پروین پاکزادمنش: درست می فرمایید. قطعا تسهیلگر باید هوش اجتماعی بالایی داشته باشد تا بتواند خوب با مردم و اعضای گروه ارتباط ایجاد بگیرد و بین آنها نیز تعامل را بالا ببرد. می توانیم ویژگی های تسهیلگر را به طور کلی در سه حیطه دسته بندی کنیم که ساده تر و قابل فهم تر شود. البته این یک فهرست کلی است و می تواند تکمیل تر شود. دسته اول ویژگی های نگرشی است:

– مثبت اندیش باشد. – آینده بین باشد(یعنی نگاهش به سوی آینده باشد). – در مورد افراد قضاوت نکند. – بسیار صبور باشد. – به تک تک افراد احترام بگذارد و همه را به یک چشم ببیند. – به توانایی های افراد ایمان داشته باشد. – به اثر بخشی کار گروهی معتقد و پایبند باشد و در الگوی رفتاری خود نیز نشان دهد که کار گروهی را بیشترمی پسندد. – به اقلیت بیشتر از اکثریت توجه کند. – به افراد ساکت توجه داشته باشد

دسته دوم ویژگی های دانشی است: – دانش تسهیلگری را خوب بشناسد و بداند که تسهیلگری بر چه نظریاتی استوار است.

– روش های تسهیلگری و تکنیک های آن را بداند.

 – علم پویایی گروه را بشناسد. – با روش های برنامه ریزی اجتماع محور آشنا باشد. – پایش و ارزشیابی مشارکتی را خوب بداند. – با روش های برقراری ارتباط مؤثر آشنا باشد.

دسته سوم ویژگی های مهارتی است: – با استفاده از روش های تسهیلگری بتواند مشارکت تک تک اعضای گروه را بالا ببرد.
– تکنیک های تسهیلگری را بتواند به خوبی در کار خود به کار گیرد.
– با استفاده از تکنیک های بارش افکار بتواند فضایی ایجاد کند که تک تک افراد نظرات خود را ارائه دهند.
– بتواند خوب با دیگران ارتباط برقرار کرده و تعامل لازم را در گروه ایجاد کند.
– توانایی و مهارت حل اختلاف در گروه را داشته باشد.
– مهارت ایجاد فاصله ذهنی با موقعیت و دیدن مسائل از بیرون را داشته باشد.

o سعید نوری نشاط: برخی از مواردی که توسط خانم پاکزادمنش ارائه شد، آموختنی است. به عنوان مثال تکنیک های تسهیلگری، روش های برنامه ریزی، ارزشیابی مشارکتی و روش های برقراری ارتباط مؤثر فنونی است که قابل یادگیری است یا یک تسهیلگر به تجربه می آموزد. اما برخی از این ویژگی ها بسیار مهم هستند و آموختنی هم نیستند بلکه بسته به نگاه افراد دارد. مثلا یک تسهیلگر اگر نگاه اقلیت محور نداشته باشد، آنگاه در جلسات و در ارتباطات واقعی با مردم نمی تواند صدای کسانی را که ضعیف تر هستند یا کمتر دیده می شوند بشنود. به عنوان مثلا معلولین معمولا در جلسات داخل محله حاضر نمی شوند چون ساختارها مشارکت آنها را محدود می کند. یا در برخی از محلات زن ها کمتر حرف می زنند.

اینها به نگاه یک تسهیلگر بستگی دارد و ناشی از نگرشی است که او نسبت به انسان ها دارد.

 پس برای اینکه یک نفر بتواند خوب در محله تسهیلگری کند، باید هم نگرش تسهیلگرانه داشته باشد، هم دانش تسهیلگری داشته باشد و هم مهارت های خاصی را کسب کند. اگر کسی بخواهد این ها را بیاموزد یا آن نگرشی که شما اشاره کردید را کسب کند، به نظر می رسد که باید در یک فرایند آموزش قرار بگیرد. مخصوصا اینکه شما در قسمت قبلی اشاره کردید که ادبیات زیادی هم در مورد تسهیلگری تولید نشده است. با این وصف، یک فرد علاقمند به تسهیلگری چگونه می تواند این موارد را کسب کند و به یک تسهیلگر نیمه حرفه ای یا حرفه ای تبدیل شود؟ o سعید نوری نشاط: اول بپذیریم که یادگیری تسهیلگری هم مانند خود تسهیلگری یک فرایند است. یعنی اینطور نیست که یک نفر با خواندن یک کتاب یا شرکت در یک کارگاه آموزشی یا با اجرای یک پروژه تسهیلگر حرفه ای شود. اما خوب نکته مهم این است که اگر کسی می خواهد تسهیلگر شود، باید آموزش های لازم را دریافت کند و از جایی شروع کند.

برای پاسخ به پرسش ما اجازه بدهید که مرحله به مرحله پیش برویم. یکجا شما می خواهید مفاهیم تسهیلگری را به یک گروه از افراد آموزش دهید. لازم است ابتدا از مفاهیم پایه شروع کنید. مفاهیمی نظیر گروه، محله و اجتماع محلی(Community)، مشارکت، تعریف انسان از نگاه تسهیلگر، توسعه محلی و توانمندسازی. این مفاهیم ستون های کار تسهیلگری هستند. که در ابتدای آموزش تسهیلگری باید ذهن افراد نسبت به این تعاریف که ممکن است به طور ناخودآگاه در ذهنشان داشته باشند، شفاف شود. این مفاهیم هستند که اگر خوب توسط ا فراد تعریف شوند و تسهیلگر هم به غنای آن بیفزاید نگرش تسهیلگر را که در مبحث قبلی راجع به آن صحبت کردیم، تعیین می کند. بعد دیگر آموزش تسهیلگری این است که گاهی تسهیلگران از درون محله هستند و به عنوان افراد علاقمند یک محله می خواهند به عنوان تسهیلگر محلی به بهبود وضعیت محله خود کمک کنند. اینها همان افرادی هستند که “سرشان برای محله شان درد می کند” اما نمی دانند چه باید بکنند. آموزش تسهیلگری به این افراد بسیار معطوف به این امر است که این افراد که گنجینه های یک محله هستند درک کنند که روش هایی که تاکنون در برخورد با مسائل حل نشده محله داشته اند، رو ش هایی است که نیازمند بازنگری است و درک کنند که اگر بخواهند همان روش های قدیمی را به کار بگیرند همان پاسخی را می گیرند که تاکنون دریافت کرده اند. و برای تغییر محله باید از تغییر خود شروع کنند. وقتی این بخش از موضوع خوب برای آنها جا بیفتد آنوقت آماده تغییر می شوند و دل به آموزش می دهند و تلاش می کنند که بیشتر و بیشتر یاد بگیرند و مدام از شما در باره تجربه های دیگران می پرسند. جنبه دیگر آموزش تسهیلگری، آموزش به تسهیلگرانی است که از بیرون محله هستند و می خواهند پروژه ای را در یک محله شروع کنند. آموزش تسهیلگری به این دسته از تسهیلگران بسیار با شکل قبلی متفاوت است. آنچه برای این افراد می تواند مفیدتر باشد روش های یافتن نقطه ورود به محله و اعتمادسازی است. چون اگر این روش ها را خوب بلد نباشند، در همان بدو امر کارها خراب می شود و حتی ممکن است خاطره بدی از تسهیلگری در محله باقی بگذارند و کار را برای تسهیلگران بعدی سخت تر کنند. بارها شده است که در پروژه های محله محور ما وقت بسیاری را صرف ترمیم خاطرات بد مردم از پروژه های قبلی کرده ایم و تلاش کرده ایم که اعتماد از دست رفته آنها را دوباره به دست آوریم. بنابراین می بینیم که آموزش تسهیلگری در هر گروه متفاوت است. اما آنچه که در هم حالت ها یکسان است این است که آموزش تسهیلگری هم به صورت یک فرایند در نظر گرفته شود که باید از قبل نسبت به مراحل آن فکر کرد و طراحی نمود و محتوای آن را تهیه کرد.

o پروین پاکزادمنش: این نکته را هم در نظر داشته باشید که آموزش تسهیلگری در سطوح مختلف هم متفاوت است. در یک سطح شما می خواهید تسهیلگر محلی را آموزش دهید، در سطح دیگری ممکن است بخواهید تسهیلگرانی را تربیت کنید که در سطح میانی فعالیت می کنند. سطح میانی سطحی است که با محله کمی فاصله دارد. یعنی دیگر در درون محله نیست. مثلا اگر یک محله شهری را در شهر تهران در نظر بگیرید، تسهیلگری که در سطح ناحیه است تسهیلگر میانی خواهد بود. این تسهیلگر سطح فعالیتش و دسترسی هایش با تسهیلگر محلی متفاوت است. در سطح محلی معمولا یک تسهیلگر میانی با چندین تسهیلگر محلی در محله های مختلف ارتباط دارد. تجارب مختلف را می بیند و قدرت انتقال این تجارب را داشته و می تواند زمینه ای را ایجاد کند که همه تسهیلگران محلی در سطح یک ناحیه و یا حتی یک شهرستان کوچک با هم مرتبط شده و از تجربه های هم استفاده کنند. می بینیم که در اینجا ما با یک مقوله دیگر سر و کار داریم که آموزش تسهیلگری در اینجا متفاوت می شود. نوع دیگری هم هست که وقتی تعدادی از افراد مدتی را به تسهیلگری در محله )چه تسهیلگران داخل محله و چه تسهیلگران از بیرون محله( مشغولند، باید به آنها روش آموزش تسهیلگری آموزش داده شود. در اینجا دیگر تکنیک های تسهیلگری یا مفاهیم تسهیلگری آموخته نمی شود بلکه شیوه آموزش این مطالب آموزش داده می شود. به هر حال اگر بخواهیم این بحث را به اتمام برسانیم باید بگوییم که هر تسهیلگری در مراحل مختلف زندگی حرفه ای خود نیازمند آموزش است و آموزش را نباید از زندگی خود جدا بداند. حتی تسهیلگران حرفه ای هم باید فرصت هایی را برای خود ایجاد کنند و آموزش های پیشرفته تسهیلگری را دریافت کنند. به همین دلیل در بسیاری از مؤسسات آموزش تسهیلگری دوره های مختلفی برای سطوح مختلف برگزار می شود. خوشبختانه در کشور خودمان هم مؤسساتی داریم که این آموزش ها را ارائه می دهند. مثلا جالب بود که آقای نوری نشاط در سفر قبلی خود به ایران هر سه نوع کارگاه آموزشی را برای گروه های مختلف در هر سه سطح برگزار کردند. یک دوره برای تسهیلگران محلی داشتند که قرار بود در طرح کاهش فقر قابلیتی در محلات خود فعالیت کنند. یک دوره برای تسهیلگران حرفه ای داشتند که همه آنها مجری یا مشاور طرح های در دست اجرا بودند و یک دوره هم اجرا کردند که در آن روش های آموزش تسهیلگری را به گروهی ازتسهیلگران میانی آموزش دادند.

 گفتید که تسهیلگر با گروه کار می کند. می توانید یک کم بیشتر در باره مفهوم این گروه صحبت کنید.

o سعید نوری نشاط: گروه از نظر تسهیلگر، جمعی از افراد هستند که بین آنها تعامل وجود دارد. در کارگاه های آموزشی، وقتی که به شرکت کنندگان می گوییم که گروه را تعریف کنند، معمولا در تعریف اول خود، اشاره به این می کنند که گروه مجموعه ای از افراد هستند که هدف مشترکی دارند. وقتی که با شرکت کنندگان بیشتر روی این مفهوم عمیق می شویم،آنگاه به این تعریف می رسیم که گروه جمعی از افراد هستند که بین آنها تعامل وجود دارد. تعامل یعنی آنها با هم گفت وشنود می کنند. روی هم اثرگذار هستند، و پیوسته پیام هایی بین اعضای گروه در حال تبادل است.

o پروین پاکزادمنش: ببخشید که حرف شما را قطع می کنم. این در واقع نظریه لوین روانشناس اجتماعی معروف است که در تعریف گروه، تأکید بر این تعامل دارد.

o سعید نوری نشاط: بله دقیقا. حالا یکی از وظایف تسهیلگر این است که پیوسته در تمام مراحل کار خود، این تعامل را تقویت کند. اما اندازه تعامل در گروه های مختلف انسانی متفاوت است. برای مثال یک بار مرا برای یک جلسه برنامه ریزی به ورامین دعوت کردند و وقتی که من وارد جلسه شدم دیدم که صد و پنجاه نفر آنجا نشسته اند و دارند مرا نگاه می کنند. دقت کنید که اگر شما در مقایسه با این جلسه صد و پنجاه نفره در یک جلسه ای باشید که فقط پنج نفر باشند، مشخص است که تعامل در دو وضعیت متفاوت است. ممکن است میزان تعامل در میان صد و پنجاه نفر به لحاظ حجم و تعداد مکالمات در هر لحظه زیاد باشد، اما میزان عمق تعامل و طی کردن مراحل مختلف و گفت و شنود در میان یک گروه کوچکتر بیشتر باشد. برای همین خوب است تسهیلگر بتواند یک تقسیم بندی از گروه ها در ذهن خود داشته باشد. گروه کوچک، گروه متوسط، گروه بزرگ یا public. اینها سه نوع گروهی هستند که معمولا در کار تسهیلگری با آنها سروکارداریم. در واقع در برخی از گروه ها، برخی از کارها را نمی توان انجام داد.

o پروین پاکزادمنش: همین تفاوتی که آقای نوری نشاط برای تعداد لحاظ کرد، حالا می توان بر حسب همگون بودن گروه نیز لحاظ کرد. برای مثال گروهی که در یک یا چند ویژگی همگون هستند، متفاوت هستند با گروهی که این همگونی در میان آنها وجود ندارد. البته تفاوت ها همه جا هستند ولی در برخی از گروه ها این تفاوت ها بیشتر است. به هر حال تفاوت بیشتر، یعنی توانایی بیشتر، ولی تفاوت بیشتر به معنای اختلاف بیشتر هم هست. برای همین است که تسهیلگر باید اطلاع کافی از دانش پویایی گروه داشته باشد. به هر حال الان کتاب های خوبی در خصوص پویایی گروه تآلیف یا ترجمه شده است که خوب است تسهیلگران این کتابها را مطالعه کنند. خوب است که بتدریج بتوانید این کتابها را در این نشریه وزین معرفی کنید. یک نکته که من دوست دارم به آن اشاره کنم و گاه دیده ام که تسهیلگران در محله با آن دچار مشکل می شوند، مسئله تصمیم گیری است. خوب تصمیم گیری در یک گروه بزرگ کار سختی است. معمولا یک گروه کوچک راحت تر تصمیم می گیرد. شما می توانید در یک جلسه عمومی تر در محله راجع به یک موضوع نظرات مردم را بگیرید و حتی این امکان را فراهم آورید که مردم در آن موضوع عمیق تر شوند ولی نمی توانید براحتی در همان جلسه در مورد آن تصمیم گیری کنید. معمولا یک گروه کوچکتر راجع به یک موضوع تصمیم می گیرند و اغلب تصمیم ها کیفی تر هستند. ولی بعد می شود راجع به آن تصمیم، دست به فعالیت های ترویجی در محله زد و حامیانی برای آن تصمیم در محله ایجاد کرد. البته الان قصد نداریم که وارد مراحل کار تسهیلگری شویم. مسئله تفاوت میان گروه های مختلف است.

o سعید نوری نشاط: البته کاربرد تکنیک ها هم بر حسب نوع گروه متفاوت است. مشخص است که برخی از تکنیک ها را نمی توان در گروه بزرگ به کار بست همان قدر که برخی از تکنیک ها هم در گروه کوچک کارآیی ندارد. بنابراین تسهیلگر باید تکنیک ها را با توجه به اندازه گروه ها به کار ببرد.

 یا می توانید کمی بیشتر موضوع را باز کنید. منظورم این تفاوت گروه ها هستند.

o سعید نوری نشاط: خوب گاهی تسهیلگر، آموزشی را در محله شکل می دهد و افراد با پیشینه های مختلف و از فضاهای متفاوت و البته همه از محله در این جلسه آموزشی شرکت می کنند. تعداد شرکت کنندگان ممکن است تا بیست و پنج نفر باشد. احتمال دارد که این آموزش برای ساعت ها )مانند یک کارگاه( به طول بیانجامد. گاهی نیز تسهیلگر ازمردم می خواهد که در یک مسجد یا حسینیه گرد هم بیایند و ممکن است صد یا دویست نفری در این جلسه برای دو الی سه ساعتی حاضر شوند. گاهی نیز تسهیلگر با یک گروه منسجم کار می کند. مثل اعضای تیم محلی که ممکن است هفت تا ده نفری باشند که به طور متمرکز با هم برای توانمندسازی محله کار می کنند. اگر خوب دقت کنیم این سه گروه کاملا با هم متفاوت هستند. خوب مشخص است که درک تفاوت های موجود میان این سه گروه باعث می شود که تسهیلگربرای طراحی یک فرآیند آموزشی خوب برای گروه اول، یک فرآیند بحث آزاد یا بارش افکار مؤثر در گروه بزرگ دوم، یا طراحی یک فعالیت برنامه ریزی برای گروه سوم بتواند به خوبی عمل کند. در هر یک از اینها، ممکن است از روش های متفاوتی استفاده شود که البته به نظر من الان فرصت وارد شدن به آن را نداریم. در این فرصت فقط می خواهیم اشاره کنیم که درک این تفاوت ها خیلی مهم است. o پروین پاکزادمنش : ما این موضوع را در کتاب تسهیلگری در توانبخشی مبتنی بر جامعه وارد کرده ایم که سازمان بهزیستی استان چهارمحال و بختیاری منتشر کرده است و به نظرم خواندن آن برای تسهیلگران بسیار مفید است و در واقع سه گروه را در یک جدول، از لحاظ تعداد، ترکیب، ارتباط، پایداری، اثرگذاری، قابلیت حل اختلاف در گروه، قابلیت تقسیم به گروه های فرعی، ایجاد حساسیت نسبت به یک موضوع، دسترسی به منابع و میزان تنوع، با هم مقایسه کرده ایم. البته این کتاب را برای تسهیلگران روستایی تهیه کرده ایم ولی این موضوع می تواند انگیزه خوبی برای تسهیلگران محله های شهری باشد تا در باره آن بیاندیشند و از آن برای طراحی بهترین فرآیندها در محله ها استفاده کنند.

 حال که در مورد محله های شهری و روستایی صحبت کردید، اگر ممکن است خواهش کنم ذهن ما و خوانندگان ما را کمی در مورد مفهوم محله هم بازتر کنید. مخصوصا اینکه با تقسیمات شهرداری در شهرهای بزرگ، تعریف ما از محله کمی دچار اشکال شده است.

o پروین پاکزادمنش: قبل از هر چیزی باید این مفهوم ساده را در ذهنمان داشته باشیم که تسهیلگر همیشه در یک محله کار می کند یعنی یک محدوده ای را برای خود قائل است. محدوده ای که تعریف آن توسط اعضای آن برای او شکل می گیرد. اشاره خوبی به تقسیمات محله ای شهرداری کردید. مثلا در شهر تهران می بینیم که محله های مناطق ۲۲ گانه شماره بندی شده اند و گاهی مرزهای محله از نگاه شهرداری با مرزهایی که در ذهن مردم است متفاوت است. اول اینکه شماره بندی محلات هویت محله یعنی نام آنها را از آنها گرفته است. نام هر محله نشان دهنده هویت آن است. مثلا محله عودلاجان، قدمت دیرینه ای دارد که با نام آن شناخته می شود. مثلا وقتی می گوییم محله ۶ در منطقه ۱۲ شما هیچ تصویری از آن در ذهنتان وجود ندارد اما وقتی می گوییم محله امامزاده یحیی آنگاه شما یک ارتباط ذهنی با این محله برقرار می کنید و می توانید حتی اگر این محله را ندیده باشید هویت آن را در ذهن خود مجسم کنید. در عین حال وقتی می گوییم محله منظورمان فقط محدوده فیزیکی آن نیست. آقای هومان در کتاب ” Promoting Community Change” تعریف بسیار خوبی از محله ارائه می دهد که در اغلب کارگاه های آموزشی هم وقتی به مردم محله ها می گوییم تعریف خودشان را از محله ارائه بدهند تعریفی مشابه دارند. تعریف آقای هومان این است: محله شامل تعدادی از افراد مختلف با اشتراکاتی در زمینههای مختلف است که به روشهای مختلفی با هم ارتباط دارند و از دیگران قابل تشخیص هستند. این ارتباط مشترک میتواند مکانی باشد که اعضا در آن زندگی میکنند، فعالیتی باشد که آنها انجام میدهند و یا هویت قومی آنها باشد. افراد محله نیازهای مشترکی دارند و داراییهایی برای رفع نیازها. می بینیم که آقای هومان بر گوناگونی افراد در محله، اشتراکات آنها، ارتباطات آنها، نیازها و اهداف مشترک و دارایی مشترک برای رفع نیازها تأکید می کند. نکته ای که من دوست دارم اینجا شفاف کنم این است که درست است که محله یک موقعیت واحد به نظر می رسد اما هر یک از اعضای یک محله، کنش خاصی در قبال محله خود دارند که ناشی از تعریف آنها از موقعیت محله و وضعیتی است که در محله وجود دارد. بنابراین به تعداد اعضای یک محله درک از موقعیت و وضعیت حاکم بر محله وجود دارد. اگر اعضای محله را ارادی بدانیم که حق مشارکت در بهبود وضعیت محله دارند، آنگاه باید شرایطی را به وجود آوریم که آنها بتوانند این مشارکت را عملی کنند و این شرایط با وجود تسهیلگرانی که تسهیل کننده فرایند مشارکت در محله هستند، میسر می شود. این همان پایه نظری است که تسهیلگری بر آن استوار است.

o سعید نوری نشاط: این بحث مرا یاد داستان فیل انداخت که مولوی آن را سروده است و در آن اشاره به فیلی دارد که در یک اتاق تاریک بوده از افراد خواستند که با لمس کردن آن را توصیف کنند و هر یک با توجه به درک خود از فیل آن را توصیف کردند. داستان را همه می دانیم اما نکته مهم این است که در پایان شعر مولوی می گوید:

در کف هر یک اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی در واقع کار تسهیلگر این است که آن شمع را به دست افراد بدهد و کاری کند که نظرات مختلف را در مورد یک مسئله واحد در محله بیان شود و امکانی فراهم آید که اعضای یک گروه یا محله از زاویه نگاه هم، مسائل را ببیند و در عین به رسمیت شناختن تفاوت ها و بهره بردن از نظرات متنوع به اجماع و همگرایی هم برسند. یک نکته بسیار مهم هم هست که همیشه دغدغه من بوده است و دوست دارم آن را در اینجا هم به آن اشاره کنم و آن پدیده همسایگی است که متأسفانه در برخی از محلات شهری در شهرهای بزرگ از بین رفته است و در برخی دیگر هم خوشبختانه هنوز موجود است و انسان وقتی وارد این جور محله ها می شود واقعا احساس می کند که هوای متفاوتی را دارد تنفس می کند. گویی در این محله ها هنوز آن سرمایه اجتماعی سنتی که اغلب در محله های روستایی می بینیم، هنوز موجود است و این سرمایه به شکل اعتماد افراد به همدیگر کاملا قابل رؤیت است. واقعیت این است که زندگی مدرن شهری دل ها را از هم دور کرده است، ارتباطات افراد را با هم کم کرده است، تعامل از بین رفته است و هر کس در جزیره تنهایی خود فرو رفته است و وقتی خوب نگاه می کنی می بینی که بسیاری از افراد پذیرفته اند که همیشه باید یک مشکلی در زندگی خود داشته باشند و بسوزند و بسازند. در حالیکه در گذشته های نه چندان دور مشکل یک خانواده مشکل او نبود بلکه همه همسایه ها خود را در آن مشکل شریک می دانستند و به حل آن کمک می کردند. در محله جایی بود که افراد ساعاتی از روز را دور هم بنشینند و گفتگو کنند و در این گپ زدن ها معمولا مشکلات مطرح می شد، راه حل ها هم بیرون می آمد و همیشه افرادی از بین همسایه ها بودند که داوطلب مشارکت در حل مشکل شوند. و متأسفانه ما این سرمایه بسیار بزرگ را در بسیاری از محله ها از دست داده ایم. این نکته را به این دلیل اشاره کردم که تسهیلگری که در محله کار می کند چه تسهیلگر درون محله چه تسهیلگر بیرونی باید مقوم پدیده همسایگی باشد.

 به عنوان حسن ختام و با تمام این مطالب که فرمودید، اگر بخواهید که کارتان را در یک جمله خلاصه کنید، چه می گویید ؟

o سعید نوری نشاط: در واقع می توان گفت که تسهیلگر اجتماع ساز است، یا به عبارتی تسهیل کننده فرآیند اجتماع سازی؛ یعنی اینکه اگر اجتماع یا community را گروهی از افراد بدانیم که به هم اعتماد دارند و با هم در امور اجتماع خود همکاری می کنند، در این صورت تسهیلگر به اجتماع سازی کمک می کند. تمام آنچه که در فوق در مورد ویژگیهای تسهیلگر بیان کردیم، در مورد گروه ها، مشارکت، تعامل و ارتباط میان انسان ها، و البته محله، همه باید به این اجتماع سازی کمک کند. با همین نگاه است که مردم در محله به مثابه یک اجتماع می توانند به بهبود بافت فرسوده کمک کنند.

 

۱- از تسهیلگرانی است که بعد از یک تجربه ۸ ساله کارمند رسمی بودن در یکی از سازمان های دولتی به جمع تسهیلگران پیوسته است و وقتی از او علت این تصمیم عجیب را می پرسی می گوید، ” حسم این بود که از پشت میز خیلی نمی توان در ایجاد تغییرات مثبت در محله ها و روستاها موفق شد به همین دلیل تصمیم گرفتم خودم را به مردم نزدیکتر کنم”

بهمن
۱۶
۱۳۹۳
سازمان های غیر دولتی و مهارت تصمیم گیری
بهمن ۱۶ ۱۳۹۳
سازمانهای غیر دولتی
۰
image_pdfimage_print

3344142642_c4d3bfa042_z

عکس: Phil Whitehouse

 آیا در حال اداره و انجام چند پروژه یا برنامه برای سازمان غیر دولتی خود هستید و نمی توانید تمرکز لازم برای عملیاتی کردن آنها داشته باشید؟ آیا در چنین شرایطی انواع و اقسام ایده های مربوط به پروژه های دیگر به مغز شما هجوم می آورند و نمی توانید کارهای خود را در زمانی معین انجام دهید، به خصوص در زمانی که بسیاری از نیروهای اجرایی داوطلب هستند و  برروی انجام به موقع فعالیت ها حساب نمی کنید؟

 در چنین شرایطی بهتر است زمان را به خوبی مدیریت کنید تا با تسلط و کنترل فرصت ها به فعالیت ها جهت دهید. فراموش نکنید موفقیت در مدیریت صحیح زمان، وابسته به تشخیص کارهای مهم است. بنابراین ابتدا لیستی از پروژه ها و فعالیت ها را یادداشت کنید و وظایف مورد نیاز هر پروژه را جلوی آن بنویسید. (در لیست پروژه های در دست اقدام، آسان ترها را به بالای لیست ببرید و انرژی خود را مدیریت کنید). وقتی که سرحال هستید کارهای سخت تر را در دست بگیرید. هنگامی هم که تمرکز ندارید استراحت کنید. هر کسی سیستم و روش خود را دارد. بعضی ها با تیک زدن در تقویم دیواری راحت ترند، بعضی ها دائم با خود تقویم و دفترچه یادداشت را این طرف و آن طرف می برند و جدیداً هم مردم کارشان را با وسائل و ابزار دیجیتالی نظیر گوشی های تلفن و یا ایجاد یک تابلوی اینترنتی پیش می برند اما به هر حال سعی کنید کاغذی دم دست داشته باشید تا اگر ایده ای برای هر یک از این دو کار به ذهن تان رسید را یادداشت کنید.

در لیستی که تهیه می کنید ابتدا کارهای مهم و فوری را بنویسید و سپس کارهای که مهم هستند ولی فوری نیستند و سپس کارهای کم اهمیت تر رابه ترتیب یاد داشت کنید. بی نظمی و آشفتگی قاتل برنامه ها و آرزوها و آبروی کاری شماست. لازم نیست قیافه منظم بودن را بگیرید مهم این است که منظم عمل کنید. مدیریت زمان است که آدم ها و سازمان های موفق را از ناموفق جدا می کند . ۱

زمان مرده را زنده کنید

وقت مرده به زمانی اطلاق می شود که عملاً نمی توانیم برنامه خود را دنبال کنیم و به عبارتی موقعیت و وضعیت از اختیارمان خارج است. مانند لحظاتی که در اتوبوس و یا صف تاکسی هستیم و به سمت منزل و یا محل تحصیل خود در حرکتیم و یا اوقاتی که پیاده به سمت مقصدی می رویم و یا به نوعی نمی توانیم برنامه خود را دنبال کنیم این زمان ها جزء اوقات مرده محسوب می شوند. هر فردی برای مدیریت زمان می تواند از خود بپرسد که چه کارهایی را می تواند در وقت مرده انجام دهد؟ یک فرد موفق همیشه برای وقت مرده خود، برنامه دارد و سعی می کند برخی از برنامه های خود را که می تواند در این زمان انجام دهد ضمن آنکه بعضی چیزها وقت زنده شما را به سمت بی مصرفی می برد و باید همواره مراقب کشندگان وقت خود باشید. یکی از این کشندگان تلفن است و دیگری مهمان نا خوانده و یا سرو صدا و صحبت های کم اهمیت و یا حتی نداشتن تمرکز و عادت امروز را به فردا انداختن که می تواند به کلی انضباط کاری شما را از میان ببرد.

شاید باور نکنید ترس از شکست از جمله عواملی است که شما را دچار استرس کرده و وقت شما را می کشد. همچنین یاد بگیرید که به درخواست های میانه کار نه بگویید. ساعت کار و استراحت و تفریح خود را منظم کنید و از دوباره کاری بپرهیزید.

نکته ای که در این جا قابل ذکر است اینست که، داشتن برنامه مهم است ولی مهم تر از آن اجرای برنامه است و رعایت موارد زیر به ما کمک خواهند کرد که برنامه ای منظم، قابل اجرا و اصولی داشته باشیم و قبل از اینکه به خواب بروید مطمئن شوید که برای روز بعد آماده اید و وقتی که بیدار می شوید دقت کنید چه کارهایی را می خواهید انجام بدهید.

برنامه های بزرگ تر را به وظایف کوچک تر تبدیل کنید

بر اساس مدلی که تقسیم وظیفه می کنید سازماندهی سازمان یا فعالیت شما شکل می گیرد، بنابراین به مدل ها و خوبی و بدی هر کدام از آنها توجه کنید و بدانید تقسیم وظایف با اهداف شما در ارتباط مستقیم است. اگر سازمان شما به ظرفیت سازی جامعه مدنی مشغول است یا قرار است در آن سازمان اطلاع رسانی انجام شود و یا سازمانی است که در عین حال فعالیت کنش گری اجتماعی نیز صورت می گیرد سازماندهی و تقسیم وظایف متفاوت است. شما نمی توانید یک سازمان غیر دولتی یا خیریه اداره کنید بدون آنکه از مدیریت و بحران ها و نکات پیرامون آن بی اطلاع باشید. بنابراین ضرورت آموزش در چگونگی سازمان غیر دولتی دارای اهمیت است. آموزشی که با آن داده ها بتوانید برنامه های بزرگ را به وظایف کوچک بین کارمندان و داوطلبان تقسیم کنید و آن برنامه ها را به سامان برساند.

تقسیم برنامه های بزرگ به وظایف کوچک می تواند نتایج مطلوب ایجاد کرده و از زمان و نیروی انسانی به خوبی استفاده کند و مهمتر آنکه در شرایط مختلف قدرت مانور و بهره وری بیشتری داشته باشد. تقسیم برنامه های بزرگ به وظایف کوچک و ارزیابی درست آن بر قدرت سازمان نیز می افزاید و تعداد بیشتری از منابع انسانی را درگیر اهداف شکل گیری سازمان غیر دولتی می کند.

خلاقیت از دست آوردهای بزرگ چنین روشی است. نو آوری ایجاد کرده و توانایی ذهنی تک تک نیروها را به کار می گیرد . ۲

مهارت تصمیم گیری مهارت مدیریت 

بدون تصمیم گیری مدیریت معنی ندارد. شما از طریق تصمیم گیری به حل مساله دست پیدا می کنید و انتخاب بخشی از تصمیم گیری است. اگر شما مدیر یک سازمان غیر دولتی هستید در زمان تصمیم گیری به نتایج آن فکر کنید به خصوص اگر در شرایطی هستید که تصمیمات شما بر روی امنیت کارکنان و داوطلبان تاثیر دارد و ممکن است خطراتی برای آنها ایجاد کند. در تصمیم گیری شرایط و محدودیت زمانی و میزان شناخت از موضوع را بررسی کنید و مشکلات احتمالی را در نظر بگیرید.

یکی از نکات مهم در تصمیم گیری و مدیریت دور اندیشی و داشتن افق های بلند است و مهارت نیز در تصمیم گیری تاثیر گذار است. بنابراین قبل از تصمیم گیری نیاز سنجی، جمع آوری اطلاعات، تحلیل درست مشکل، تعیین هدف و معیارها و راه های مختلف را در نظر بگیرید و با اعتماد به نفس تصمیم گرفته و سازمان مورد نظر را مدیریت کنید. مثبت فکر کنید و بدانید اعتماد به نفس تمرین می خواهد. تظاهر به اعتماد به نفس بسیار خطرناک تر از نداشتن اعتماد به نفس است.

وقتی در یک سازمان, پروژه یا کمیته درگیر هستید تجربه جدید، بهبود مهارت، شانس رهبری و توسعه شخصیت باعث بهبود اعتماد به نفس شما خواهد شد. ۳

۱ –   http://www.mgtsolution.com/olib/102611791.aspx

۲ –    http://www.papyrus.ir/Wikies/395/خلاصه-کتاب-اصول-مدیریت-تألیف-دکتر-علی-رضائیان

۳ – http://taha-management.blogfa.com/post-80.aspx

دی
۲۴
۱۳۹۳
ضرورت تشکیل مرکز مطالعاتی برای حل مشکل خشونت خانگی در ایران
دی ۲۴ ۱۳۹۳
سازمانهای غیر دولتی
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

6984836063_99832ce114_z

عکس: United Nations Developme

فیروزه فروزانفر – روزنامه نگار

یکی ازضروری ترین برنامه های راهبردی در کشور تشکیل مرکز مطالعاتی مستقل برای خانواده با رویکرد خشونت خانگی است . مرکزی که بتواند با تبیین یک برنامه راهبردی به تحقیق و بررسی درباره خشونت خانگی، علل و پیامدها و چگونگی پیشگیری از آن بپردازد و تبادل تجربه با دیگر کشورها را به عنوان یک راه موثر برگزیند.

بسیاری از کشورهای دنیا در این زمینه دارای تجربه های مفیدی هستند که می توان به بعضی از آنها اشاره کرد:

مرکز عالی مطالعات زنان دانشگاه کراچی

مرکز عالی مطالعات زنان دانشگاه کراچی به عنوان پروژه ای در سال ۱۹۸۹ میلادی توسط وزارت توسعه دولت با هدف ایجاد ایجاد گفتگو در مورد وضعیت زنان در جوامع مسلمان، به ویژه در پاکستان، برای کمک به توسعه کشور راه اندازی شد. این مرکز به تجزیه و تحلیل انتقادی از نقش زنان پرداخته و به دنبال درک بهتری از مفاهیم مطالعات زنان در متن جامعه پاکستان است. هم اکنون دکتر نسرین اسلم شاه ریاست این مرکز را به عهده دارد .(۱)

مرکزی که با هدف تولید دانش کاربردی و شناسایی منابع موجود در زمینه علوم انسانی برای رشد ملی تلاش کرده و سمینارهای دراین زمینه برگزار می کند.

چندی پیش «نسرین اسلم شاه» ریاست این مرکز با تاکید بر درک فعالیت زنان مبتنی بر استراتژی های توسعه ملی و ضرورت تشکیل مراکز مطالعات زنان برای استفاده از پتانسیل زنان به عنوان تغییر دهندگان جامعه تاکید کرد. وی استفاده از فن آوری اطلاعات به منظور کارآمدی چنین مراکزی را مهم دانسته و توانمندی زنان و دانش آموزان از این طریق را مهم دانست. (۲)

نسرین اسلم شاه افزود: برنامه های تحقیقاتی در اولیت های این مرکزاست و محور تحقیقات مبتنی بر سند مرکز توسعه سیاست اجتماعی اسلام آباد و گروه توسعه و اشتغال روستایی آقا خان قرار دارد.

لازم به ذکر است محققان مرکز عالی مطالعات زنان و فارغ التحصیلان در موقعیت های مختلف اداری و سازمان های رفاهی بین المللی و غیر دولتی و سازمان های پژوهشی و برنامه ریزی در سطح ملی و محلی مشغول به کار می شوند و با توجه به مطالعات و تجربیات نقش مهمی در توسعه ملی پاکستان بازی می کنند.

به نقل از مهرخانه این مرکز با کمک به توسعه استراتژی های پایدار برای مبارزه با فقر، خطرات زیست محیطی و مبارزه برای دست یابی به سلامت، فعالیت می کند و کتب و مجلات چاپ شده در این مرکز عبارتند از:

مجله مطالعات جنسیتی پاکستان.

راهنمای زنان خود اشتغال کراچی.

قاچاق زنان و کودکان در جنوب آسیا و پاکستان.

چالش برای تغییر: سواد برای دختر امروز، زنان فردا

راهنمای فهرست کارشناسان و افراد در زمینه زنان و توسعه در پاکستان

مراکز مطالعات زنان در دانشکاه یورک

یکی دیگر از مراکز مطالعات زنان در دانشکاه یورک در سال ۱۹۸۴ تاسیس شده است و اکنون ریاست این مرکز را آقای هریت بادگر بر عهده دارد.

 این مرکز از جمله شناخته شده ترین پایگاه های آموزش و پژوهش در انگلستان است. در این مرکز یک رویکرد زن محور و بین رشته ای نسبت به ماهیت در حال تغییر تجارب زنان و روابط جنسیتی، اتخاذ می شود و با اتصال طیف وسیعی از رشته ها – مطالعات فرهنگی، تاریخ، ادبیات، فلسفه، سیاست، جامعه شناسی، سیاست اجتماعی- دیدگاه های مختلف قابل ارائه در هر یک از رشته ها، و  نیز تنش های خلاقانه بین آنها مورد بررسی قرار می گیرد. (۳)

مرکز مطالعات زنان روابط خوبی با دیگر واحدهای دانشگاه یورک، به ویژه واحد های علوم انسانی و اجتماعی دارد. مرکز مطالعات زنان سمینارهای منظم دانشجویان- کارکنان خودش را سازماندهی می کند که در این سمینارها، کارکنان، دانشجویان کارشناسی ارشد و پژوهشگران برجسته بازدید کننده، مقالات پژوهشی خود را ارائه می کنند.

این مرکز بطور میانگین هر ساله ۵۵ دانشجوی کارشناسی ارشد در سنین مختلف و با پیش زمینه رشته ای متفاوت جذب می کند.

این مرکز هر ساله میزبان کنفرانس ها و سمینارهای متعددی است که پژوهشگران مختلف در موضوعات کلیدی این مرکز و نیز حوزه های در حال ظهور، برای ارائه پژوهش های خود گرد هم می آیند.

شهرت بین المللی این مرکز به دلایل زیر است:

  • تعهد به قدردانی از تجارب زنان در جوامع غیر غربی
  • سنت قوی پژوهش تاریخی
  • مشاهده شرح حال مختصر در بحث پیرامون ادبیات و بازتولید فرهنگی
  • حساسیت به مسائل نظری و مفهومی
  • برنامه های آموزشی پژوهشی منحصر به فرد
  • نوآوری در تدریس، از قبیل: کارگاه های نگارش و عکاسی (۴)

چندی پیش معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور با تاکید بر تاسیس مرکز مطالعاتی مربوط به خانواده گفت: در حوزه زنان پژوهش‌های نظام‌مند صورت نگرفته است، تصریح کرد: در حوزه پژوهش در امور زنان و خانواده به نیازهای اساسی مخاطبان پاسخ داده نشده است؛ بسیاری از پژوهشگران در این حوزه با موازی‌کاری و پراکنده‌ کاری مواجه هستند و از این امر رنج می‌برند که تاثیر آن را می‌توان در عدم توسعه امور زنان و خانواده در کشور مشاهده کرد.

مولاوردی با اشاره به اینکه یکی از این موانع وجود محدودیت‌های خاصی است که در این حوزه وجود دارد و گاهی مشاهده می‌شود که زنان را از پاسخ صحیح دادن به سؤالات منع کرده یا در تنگنا قرار می‌دهند تصریح کرد: ابزارهای درک و استنباط منطقی از درون ذهنی زنان کافی نیست؛ و ما نیازمندتحلیل درست برای زنان و گرایش‌های واقعی آنان اغلب از طریق پرسش‌نامه و یا مصاحبه هستیم .

وی با اشاره به اینکه زنان نمی‌توانند به عرصه‌های مختلف ورود پیدا کنند، گفت: ضعف شدید تخصص‌گرایی، اعتماد به نفس زنان و عدم دسترسی به اطلاعات از مهم‌ترین علل کمبود پژوهش‌های درست در حوزه زنان و خانواده است.(۵)

در پایان باید گفت مراکز مطالعات و تحقیقاتی و راهبردی مراکز و کانون های زایش فکر و اندیشه هستند و با توجه به آسیب های جدی ناشی از خشونت خانگی تشکیل مرکزی با این عنوان درایران ضروری است تا با توجه به پژوهش های تخصصی متناسب با اولویت های کشور راه حل های موثری برای باز کردن گره خشونت خانگی در ایران ایجاد شود .

مرکزی که با تقویت ارتباط ساختاری با مراکز و گرو ههای مرجع اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاست گذاری از ظرفیت های آنها در حوزه های مختلف تصمیم سازی برای کاهش خشونت خانگی استفاده کند .

  1.  http://mehrkhane.com/fa/news/3897/مرکز-عالی-مطالعات-زنان-دانشگاه-کراچی
  2.  http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/3992/7962/104112/
  3.  http://www.wrc.ir/News/69893.htm
  4.  ۴http://mehrkhane.com/fa/news/3855/مرکز-مطالعات-زنان-دانشگاه-یورک
  5. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930925000769
دی
۱۸
۱۳۹۳
مدیریت اقناعی یا مدیریت اقتدار گرا
دی ۱۸ ۱۳۹۳
سازمانهای غیر دولتی
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

11117403163_86f7ac4cd7_zعکس: @ERNACT

فیروزه فروزانفر – روزنامه نگار

مهمترین ویژگی یک سازمان غیر دولتی مدیریت اقناعی است و مرکزی ترین خصوصیت جامعه مدنی و نهادهای آن کنش بر اساس تعامل و فرآیندی است که از راه قانع کردن مخاطبین خود را هدایت و رهبری می کند. این فرآیند نه از راه گفتار که از راه گفت و گو پدید می آید. به عبارتی در جامعه مدنی و سازمان هایی که در آن فعالیت می کنند قدرت از راه اقناع به وجود می آید و این مهمترین وجهی است که مفهوم قدرت و اعمال آن را دراین جوامع از جوامع توتالیتر جدا می کند.

اصولا بدون ترغیب، پای جوامع و یا سازمان های مدعی روابط دموکراتیک چوبین است و راه به جایی نمی برد و رابطه مستقیمی بین ترغیب و همبستگی و سطح تولید این سازمان ها وجود دارد تا حداکثر منافع گروهی ایجاد و قدرت اجتماعی بین افراد و گروه ها توزیع شود.

به عبارتی می توان در چنین مدلی برای مدیریت مدعی شد که بین گفت و گو و دسترسی جدایی و تفکیک وجود ندارد. برای دسترسی به اهداف باید توافق داشت و این توافق نیز ریشه ای عمیق در فرهنگ تحمل و مدارا دارد. رفتاری که یک شبه به وجود نمی آید بلکه در جامعه ترویج شده و دارای سابقه و هویت است.

گروه های اجتماعی و جامعه مدنی تنها در چنین شکلی قدرتمند شده و امکان چانه زنی برای کسب منافع را به دست می آورند و از یک جور شلختگی در اندیشه و اجرا دور شده، وآرام آرام تبدیل به عناصری برای تقویت  سرمایه اجتماعی می شوند.

در چنین ساختاری پیام درست و تاثیر گذار ساخته، منتقل و قابل اعتماد می شود و بر روی مخاطب در سطوح مختلف اجتماعی و فرهنگی و طبقاتی تاثیر می گذارد.

آنچه سازمان دولتی شمارا موفق یا برجسته، و یا جامعه مدنی شما را از شکل یک پوسته بی خاصیت خارج می کند، تدوین ساختار و تدوین پیامی است که قرار است به سمت مخاطب ارسال شده و تاثیر بگذارد.

 مهمترین نکته در مدیریت اقناعی که باید به آن توجه شود همان جمله ای است که بلانچارد در کتاب مدیریت یک دقیقه ای می گوید. نکته ای که ممکن است درچنین شیوه ای از سازمان دهی به آن توجه لازم نشود. بلانچارد می گوید: “هیچ چیزی نابرابرانه تر از برخوردیبرابر با نابرابری هـا نیست”.

اینکه به هر حال حتی در این شیوه نیز یک مدیر نباید رفتارهای حمایتی و نظارتی خود را فراموش کند و افرادی که در چنین سیستمی کار می کنند نیز نباید مدیریت اقناعی را با بازار مکاره ای اشتباه بگیرند که هر فردی هر کاری می تواند بکند.

در مدیریت اقناعی اگر چه مدیر تسهیل کننده است اما کنترل کننده نیز هست و این کنترل معطوف به اهدافی است که یک سازمان غیر دولتی در برنامه استراتژیک خود تعریف کرده است.

فراموش نکنیم شایستگی و وابستگی به اهداف نیز نقش اساسی در حاملان اهداف آن سازمان یا سازمان های جامعه مدنی بازی می کند و مفاهیمی چونسرمایه اجتماعی، حکمرانی خوب ،شهروند مداری، حقوق شهروندی، مشارکت اجتماعی، توسعه پایدار، مسئولیت اجتماعی، شبکهسازی اجتماعی، مشارکت شهروندی ، نظارت و پرسشگری جای خود را باز می کند.

در مدیریت اقناعی است که روابط فرد و جامعه تعریف می شود،  ارزش ها درونی شده  وهنجارهای مشارکت جویانه تقویت می شود. در چنین مدیریتی  چگونگی استفاده از پتانسیل مشارکت اجتماعی در بهبود وارتقاء سرمایه اجتماعی امکان پذیر شده و رابطه بین مشارکت واعتماد و تعلق اجتماعی و کارکرد و نقش شهروندان در توسعه و تحول جامعه ایجاد می شود.

به عبارتی ساده تر با چنین روشی دو رویکرد حکم روایی مطلوب و آمرانه و اقتدار گرا مشخص و کارکردها و تاثیرات اجتماعی آن مشخص می شود. مدیریتی که می توان همبستگی اجتماعی ایجاد کرده و مسئولیت اجتماعی را در شهروندان تقویت کند و مشارکت محلی تا کلان شهروندان را تضمین کند .

آذر
۲۱
۱۳۹۳
بدون مدیریت زمان ورشکست می شوید
آذر ۲۱ ۱۳۹۳
این سو و آن سو خبر, سازمانهای غیر دولتی, کارگاه آزاد
۰
image_pdfimage_print

3596406125_cfb365acd2_z

عکس: woodleywonderworks

فیروزه فروزانفر – روزنامه نگار

زمان به هیچ سازمان و گروه و فردی در دست یابی به اهداف تعیین شده رحم نمی کند. زمان می گذرد و اگردرست مدیریت نشود شاکله های یک سازمان را از هم گسیخته و با بی انضباطی روبرومی کند.

زمان  برای هر سازمانی ارزشی چون بودجه دارد و پولی است که اگر حساب و کتابش از دست برود یک سازمان براحتی  ورشکست می شود.

زمان یکی از متغیرهای اساسی است که یک مدیر با آن روبروست. یک مدیر یا یک گروه خوب بدون زمان بندی برای فعالیت های روزمره امکان دست یابی به اهداف تعریف شده را ندارد. در مدیریت یک گروه یا انجمن همواره باید کارهای ضروری و فوری، عوامل غیر قابل پیش بینی که روی زمان بندی تاثیر می گذارد را در نظر بگیرید. اولویت ها را پیش بینی و با در نظر گرفتن آنها برنامه ریزی کنید.

بدون مدیریت زمان هر فعالیت جمعی با بحران و از هم پاشیدگی روبرو می شود و نمی تواند به نتایج مطلوب دست پیدا کند. بخصوص در فعالیت های داوطلبانه گروه را با ریزش نیروو در فعالیت های دیگر نا امیدی و انفعال ایجاد می کند.

حالا بدون آنکه به خودمان دروغ بگوییم از خود سوال کنیم آیا ما می توانیم در کار و فعالیت های اجتماعی زمان را درست مدیریت کنیم؟

چقدر برای زمان ارزش قایل هستیم ووظیفه خود می دانیم که تکالیف روزمره را سر زمان معین انجام دهیم.

بدون شک زمان یک ابزار مهم در مدیریت است. به کار گیری به موقع از نیروی انسانی و منابع مادی بدون اولویت بندی و مقایسه و هدف گذاری های کوتاه مدت و میان مدت در زمان مشخص ممکن نیست.

مدتها بود که عاطفه با یک انجمن محیط زیستی داوطلبانه همکاری می کرد. وی در جلسه داوطلبان مسوولیت های زیادی پذیرفته و از این همکاری خوشحال بود. قرار بود آرشیو نامه ها را مرتب کند. برای انجمن فیس بوک درست کند. برای تمدید مجوز به وزارت کشور برود و یک خبرنامه طراحی کند.

عاطفه همه این کارها را می خواست در یک هفته انجام دهد و سراسر از شوق بود. یک روز به جلسه عمومی عاطفه فقط فیس بوک را درست کرده بود. اوبا خودش تصمیم گرفت بهانه ای تراشیده و در جلسه حاضر نشود. دبیر انجمن که اطمینان داشت عاطفه نمی تواند همه این کارها را انجام دهد به عاطفه تلفن کرد و ضمن تشکر از طراحی خوب فیس بوک گفت: همین کاربرای این هفته  کافیست و نیازی به انجام دیگر کارها نیست. عاطفه در جلسه عمومی دوم قبول کرد که برای هفته بعد تنها آرشیو نامه ها را سر و سامان دهد و بقیه اعضا نیز دیگر کارها را میان خود تقسیم کردند. عاطفه برداشت درستی از زمانی که هر کار برای انجام نیاز دارد نداشت. در حالی که توجه به این موضوع خود از مهارت هایی است که در مدیریت زمان باید به آن توجه کرد.

متغیرهای تاثیرگذار در مدیریت زمان

اما عوامل دیگری نیز موجب می شود که با وجود برنامه ریزی فرد نتواند زمان را مدیریت کند به طور مثال فرد تنبل که همواره کارهایش را عقب می اندازد حتی با وجود برنامه ریزی نمی تواند از زمان مدیریت بهینه داشته باشد.

انگیزه از دیگر متغیرهای مدیریت زمان است. افرادی که کار را به دقیقه آخر واگذار می کنند همواره قادر به استفاده درست اززمان نیستند.

تفاوت نگذاشتن بین کارهای فوری و ضروری و در نظر نگرفتن اولویت ها، از جمله مواردی است که به مدیریت زمان لطمه می زند.

استرس، نداشتن سلامت عمومی، خستگی مزمن و پرداختن به عادت های چون فیس بوک یا خرید های اینترنتی یا انجام دو کار هم زمان نیز می تواند برنامه ها را مختل کند.

 حالا اگرتصمیم گرفته اید مدیریت زمان را در انجام کارهای روزمره در نظر بگیرید اولین قدم تحلیل و بررسی روشی است که در حال حاضر از وقت خود استفاده می کنید. این کار نباید از طریق حافظه انجام شود. ممکن است شما اکثریت زمان های بیکاری خود را به یاد نیاورید یا قادر نباشید زمان هایی را که صرف مکالمات طولانی می کنید دقیقاً بیاد آورید. برای ثبت نحوه گذراندن وقت می توانید از یک دفتر یادداشت، دفتر گزارش فعالیت یا یک دفتر برنامه ریزی با بخش های تفکیک شده به ساعت برای ردیابی فعالیت ها استفاده کنید. نه تنها آنچه که در طول روز انجام می دهید بلکه احساس خود برای انجام هر کدام از کارها را بنویسید و حتما زمان شروع و پایان آن را یاد داشت کنید.

کارهای مهم را بالاتر بنویسید و کارهایی که می توانید به دیگران بسپارید را در لیست دیگری یاد داشت کنید. سپس روش انجام هر کاری را بنویسید و زمان استراحت را در نظر بگیرید. تلفن را خاموش کنید و فقط به انجام همان کار بپردازید و یا زمانی برای جواب دادن به تلفن را در برنامه پیش بینی کنید. (۱)

هر روز برنامه خود را کنترل و برنامه فردا را اصلاح و بازبینی کنید. این روش موجب می شود به اهداف فردی و حرفه ای خود بهتر دست پیدا کرده وزمانی ذخیره کنید تا بتوانید برای کارهای چون  خانواده واوقات فراغت وقت پیدا کنید و مهمتر اینکه از فشار روانی و استرس ناشی از به هم ریختگی کارها کاهش دهید.(۲)

در مدیریت زمان هماهنگی بین کارهای لیست شده اعم از کارهای فوری و ضروری دارای اهمیت است و شما می توانید از طریق سازماندهی و هماهنگی و نظارت و همراهی و انضباط به یک مدیر موفق تبدیل شوید. فرد یا مدیری که همیشه یک تصویر روشن و کلی از اهداف روزانه در ذهن و برای روز بعد آمادگی بهتری داردو کارهای جاری روزانه را سازماندهی کرده است .

آن زمان به خوبی مشاهده می کنید که تمرکز و حافظه شما افزایش پیدا کرده و انرژی کمتری تلف می کنید و توانایی تصمیم گیری، اثر بخشی، خودکنترلی واحساس مثبت موفقیت در شما افزایش پیدا می کند.

در مقاله بعدی به عوامل اتلاف وقت خواهیم پرداخت.

آبان
۲۰
۱۳۹۳
طلوع بی نشان ها، ببخش و باور کن
آبان ۲۰ ۱۳۹۳
سازمانهای غیر دولتی, کارگاه آزاد
۰
, , , , , ,
image_pdfimage_print

شششششششششش

لگو:  toloo.org/portal

 فیروزه فروزانفر- روزنامه نگار

 ده ها تن از کارتن خواب ها به همت سازمان مردم نهاد ” طلوع بی نشان ها ” به پاکسازی طبیعت از زباله ها پرداختند.

این اقدام طی سفری از تهران به مشهد و پاکسازی بخش هایی از ساحل دریای دریای خزر در بابلسر، جنگل نهار خوران گرگان انجام شد. این جمع ده نفره نماینده بیش از ۴۰۰ نفری هستند که از میان ۱۰ هزار کارتن خواب تهران خود را از خیابان و مواد رهایی بخشیده اند.( ۱)

سازمان مردم نهاد طلوع بی نشان ها از سال ۸۸ به شکل تخصصی پیرامون مشکل خیابان خواب ها در تهران فعالیت می کند. این سازمان در برخی از نقاط شهر تهران بین کارتن خواب ها غذا پخش می کند و از کارتن خواب ها می خواهد در صورت اعتیاد به این مرکز مراجعه کنند تا با برخورداری از کمک این سازمان از بند اعتیاد رها شوند. اقدامی که در ابتدا با ۲۵ ظرف غذای گرم آغاز شد و اکنون با کمک کارتن خواب های بهبود یافته و مردم به ۵۰۰۰ ظرف غذا در هر وعده رسیده است. ( ۲ )

ثریا یکی از این کارتن خواب های عضو این گروه می گوید: شعار ما این است، ” ببخش و باور کن ” ما این شعار را روی کاورهای زردمان می نویسیم و فعالیت می کنیم. سال پیش هم با ۱۵۰ نفر دیگر در خیابان ولیعصر راه افتادیم و ته سیگارها را از پیاده رو جمع کردیم. از میدان تجریش تا چهار راه ولیعصر رفتیم. حامد که ۱۶ سالش بود و رضا یک چرخ دستی پر از گل سنبل را حمل می کردند و به مردم گل می دادند. مردم هم کنجکاو ما را نگاه می کردند و توی پارک ملت با ما عکس یادگاری می گرفتند.

ثریا در حلقه دروازه غار با گروه طلوع بی نشان ها آشنا شد. او به مدت ۸ سال کارتن خواب بود و حالا در دروازه غار غذا پخش می کند.

مجتبی در نشریه فعالیت می کند و چند ماهی هست که پاک شده است. مجتبی می گوید مردم خیلی کنجکاو هستند و سوال می کنند. با تعجب نگاه می کنند و می پرسند ببخش و باور کن یعنی چی و ما توضیح می دهیم. بعضی ها هم با هم پچ پچ می کنند.

یاد یار مهربان

موسسه طلوع بی نشان ها در اواخر سال ۱۳۸۴ با هدف کمک به کارتن خواب ها در پارک المهدی آغاز به کار کرد و مهرورزی را دردستور العمل فعالیت هایش قرار داد.بیش از نیمی از کسانی که این غذاها را دریافت می کردند معتاد به مواد مخدر بودند و به واسطۀ آشنایی یکی از اعضا با بیماری اعتیاد، امید تازه ای برای بهبودی مبتلایان به مواد مخدر در ما زنده شد.

ببخش و باور کن2

آنان در ماه های بعد و گاهی دو هفته یک بار توانستند کمک های خود را سازماندهی کرده و به یکی از گرم خانه های شهر تهران ببرند، که در این مسیر توفیقاتی از جمله آشنایی با  تعداد زیادی از دردمندان شهر و آشنایی با عاشقانی دست داد، که تمایل داشتند در این امر یاری رسانی کنند. پس از چندی طرح به علت نداشتن توانایی مالی و انسجام گروهی، مدتی منفعل باقی ماند اما به کمک افراد خیر دوباره انجمن فعال شد.

در سال ١٣٨٨ موسسه طلوع بی نشان ها ثبت شد. از آن زمان  یعنی از زمستان ٨٨ تاکنون برنامه توزیع وعده غذای گرم به بی خانمان ها به صورت هفتگی و هر سه شنبه جریان دارد و هر هفته تعدادی از خیرین و دوستان برای بازدید و حمایت از این انجمن وارد برنامه ها و حمایت های شبانه شدند.

در سال ١٣٨٩ جشنی در پارک خواجوی کرمانی شوش، محله دروازه غار برگزار شد که طی آن تعدادی از افراد کارتن خواب و معتاد برای اعزام به کمپ ترک اعتیاد آماده شدند و چند تن از آنان بهبود یافتند. پس از آن موسسه موفق به دریافت مجوز ایجاد مرکز بهبودی اقامتی میان مدت مصرف کنندگان موادمخدر (کمپ ترک اعتیاد) در منطقه،‌ ۱،۲،۳ شمیرانات شد و و سپس تلاش ویژه ای جهت سازماندهی و برنامه ریزی برای فعالیت های جاری و آتی موسسه ترتیب داده شد.

در ماه مهر، در نمایشگاه «یاد یار مهربان» برای ارائه دستاوردهای چندین ساله و برقراری ارتباط هرچه بیشتر با مدیران مدارس و آموزش و پرورش به منظور شناساندن طرح پیشگیری از اعتیاد در مدارس، غرفه ای برپا کرد که با استقبال قابل توجهی از سوی مردم مواجه شد.
اکنون موسسه نیکوکاری طلوع بی نشان ها دفتر کاری در منطقه ١٠  نواب  تهران در اختیار دارد که در این محل فعالیت های خود را در سه بخش جذب، درمان، حمایت و ایجاد سرپناه و اشتغال برای عزیزان بهبود یافته، انجام داده  و طرح های مختلفی در فصل سرما، جشن ها و اعیاد، جلسات و مشاوره های گروهی، مشاوره تلفنی و آموزش ها و حمایت های خانواده و بیمار را برنامه ریزی می کند. همچنین در  آینده نزدیک، برنامه های مربوط به ارتباط با مدارس و اجرای طرح های پیشگیری از اعتیاد در این مرکز شکل می گیرد.

ببخش و باور کن

این انجمن در طی مدت زمان حضور هر مدد جو، در سرای  طلاع بی نشان ها، با آموزش مهارت های فنی، حرفه ای، ارتباطی، تحصیلی، و شیوه های داشتن یک زندگی پایدار و آرام، سعی می کند در راه بهبود وضعیت زندگی آنها، گامی مهم و اساسی بر دارد و خدمات دیگری از جمله تهیه اوراق هویتی مانند: شناسنامه، کارت ملی و انجام کلیه معاینات، آزمایشات کلینیکی و پاراکلینیکی، انجام درمان های دندانپزشکی به صورت دوره ای برای آنها

همچنین یکی از حوزه های فعالیت مؤسسه طلوع بی نشان ها در دوره ۶ ماهه حضور مددجو در سرای امید و پس از آن  ایجاد اشتغال برای مددجویان و بهبود یافتگان است که در زمینه های: بسته بندی، تولیدات صنعتی، مونتاژ قطعات، آشپزخانه و …انجام می پذیرد. این موسسه در پروسه فعالیت به جذب معتادان پرداخته و پروسه درمان را با آنها آغاز می کند. در این دوره خدمات مشاوره توسط مشاورین مرکز، کلاس های روان شناسی و درمانی بیماری اعتیاد برای بیماران انجام می گیرد .

شاید بتوان گفت هدف نهایی موسسه طلوع بی نشان ها وصل شدن مددجویان به خانواده ها است. پس از گذراندن فرآیند درمان، مددجو با صلاح دید کارشناسان سرای امید، آماده بازگشت به جامعه و گرفتن نقش های اجتماعی خویش می شود.

همچنین این انجمن فعالیت هایی چون تورهای  گردشگری، برگزاری جشنواره های مختلف چون جشنواره اقوام و کاروان های فرهنگی مختلفی را در دست اجرا دارد.

 اگر شما می خواهید با انجمن طلوع بی نشان ها همکاری کنید می توانید به آدرس زیر مراجعه کرده و یا با شماره  ۵۵١۴٧٩۴٩-٠٢١ تماس بگیرید.

 منابع:

http://toloo.org/portal/features/2013-07-05-12-33-53#

http://toloo.org/

مهر
۲۳
۱۳۹۳
سازمان غیر دولتی رعد از خیابان قزوین تاکنون
مهر ۲۳ ۱۳۹۳
سازمانهای غیر دولتی
۰
image_pdfimage_print

   رعد

 یکی از سازمان های غیر دولتی فعال در ایران مجتمع آموزشی و نیکوکاری رعد است.

مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد به همت تعدادی از مهندسین علاقمند به خیر و خدمت با هدف ارائه آموزش های فنی و حرفه ای و حمایتی ویژه معلولین و جانبازان و معلولین جسمی – حرکتی جهت اتکاء بیشتر به خویشتن و حضور موثر و فعال در اجتماع به عنوان یک سازمان غیر دولتی (NGO) تاسیس شد.
مجتمع رعد آموزش را بعنوان ابزاری موثر و مفید سرلوحه فعالیت های خویش قرار داده و معتقد است، برای ارتقاء توانائی های توان یابان هیچ راهکاری بهتر از آموزش نیست . این موسسه  پس از طی ربع قرن فعالیت مستمر بیشترین بودجه، وقت و انرژی را صرف ارائه آموزش با کیفیت و کمیت مناسب به توان یابان قرار داده است.

همچنین در کنار آموزش و مشاوره شغلی و کار یابی، خدمات توان بخشی شامل فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی و مشاوره نیز به کارآموزان ارائه می شود. همچنین واحد مددکاری در جهت حل مشکلات توان یابان فعالیت می کند.

رعد از محل کمک های مردمی و حمایت افراد نیکوکار اداره می شود. برخی فعالیت های درآمدزا از قبیل برگزاری بازارهای خیریه و مراسم فرهنگی توسط گروه همیاری بانوان و جوانان رعد انجام می شود. این انجمن در ارائه این خدمات هیچ گونه تبعیضی به دلایل نژادی، سیاسی عقیدتی، فرقه ای، جنسیت، رنگ پوست و ملیت قومی در مورد کارآموزان قایل نمی شود.

مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد به عنوان یک نهاد خصوصی و غیرسیاسی در تاریخ ۵ فروردین ١٣٧۶ (٢۴ مارس ١٩٩٧) به عنوان عضوی وابسته دفتر اطلاع رسانی سازمان ملل متحد از جانب این سازمان رسما یک سازمان غیر دولتی (NGO) شناخته شد.

در مجتمع علاوه بر آموزش فنی حرفه‌ای خدمات زیر نیز ارائه می‌گردد.

توانبخشی ، مددکاری و مشاوره شامل :

* فیزیوتراپی
* کاردرمانی
* گفتاردرمانی
* مدد کاری و مشاوره

منشور رعد

آمال و آرزوهای بنیان گزاران و موسسین رعد در متنی با نام منشور مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد تدوین شده  است.

مددکاری و مشاوره

عبارت از مجموعه ای متشکل از تدابیر و مشاوره و فعالیت های حرفه ای اکه در قالب نهادها، سازمان ها و موسسات رفاهی توانبخشی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی عرضه می شود تا با ایجاد تغییر و دگرگونی مناسب در شرایط مادی و معنوی برای افراد معلول را فراهم آورد.

توانبخشی

تیم توانبخشی در سیر پذیرش کارآموز در مجمع نقش مهمی را ایفا می کند. این تیم در مجتمع رعد شامل فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی است. این واحد در سال۷۳ با بخش فیزیوتراپی شروع به فعالیت کرده است. به ­دنبال تأسیس دفتر کارآفرینی و اشتغال خیریه رعد به­ منظور تسهیل در فرآیند کاریابی و اشتغال معلولان بانک اطلاعات فرصت­ های شغلی افراد دارای معلولیت جویای کار مدتی پیش فعالیت خود را آغاز کرده و از داوطلبان ثبت‌ نام می کنند.

این بانک با هدف دریافت، ذخیره و پردازش اطلاعات توان­یابان جویای کار راه اندازی شده و علاوه بر دریافت اطلاعات فردی و تحصیلی به مهارت­ های حرفه­ ای و سوابق اجرایی افراد داوطلب توجه دارد. همچنین ثبت شرایط جسمانی و میزان محدودیت­ های حرکتی و نیز نوع وسایل کمک حرکتی و سطح مناسب­ سازی فیزیکی محیط کار از دیگر مواردی است که داوطلبان در فرم ­ثبت­ نام به آنها اشاره می­ کنند تا در صورت ایجاد فرصت های شغلی یا درخواست کارفرمایان به نیروی افراد واجد شرایط به کار فرمایان معرفی شوند.

در حال حاضر گروهی از کارفرمایان علاقه­ مند به استفاده از نیروی کار و توانمندی­ های افراد دارای معلولیت با استفاده از اطلاعات بانک اطلاعات معلولان جویای کار نسبت به تکمیل نیروی انسانی مورد نیازشان اقدام کرده­ اند که این رویه در آینده با شتاب بیشتر پی­گیری خواهد شد که این امر ضرورت تقویت و پردازش داده­ های بانک اطلاعات داوطلبان جویای کار را مورد تأکید قرار می ­دهد.

در بانک اطلاعات فرصت­ های شغلی، اطلاعات فردی، تحصیلی، نوع معلولیت و مهارت­های حرفه­ ای و سوابق تحصیلی افراد متقاضی ذخیره می ­شود تا در هنگام نیاز با استفاده از این اطلاعات به توان­یابان جویای کار کمک شود.

 افراد دارای معلولیت جهت تکمیل فرم ثبت ­نام می ­توانند با مراجعه به سایت مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد به نشانی: www.raad-charity.org یا سایت دفتر کارآفرینی اجتماعی توانیابان به نشانی www.social-ent.irاقدام نمایند.

گروه همیاری بانوان

گروه همیاری بانوان رعد در سال ۱۳۷۳ با هدف یاری رساندن به اهداف انسانی این مجتمع از طریق ایجاد ارتباط مردمی میان مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد و موسسات وابسته با افراد نیکوکار و علاقمند تشکیل شد و براساس آئین نامه مربوطه شروع به کار کرد.
جلسات گروه مرتبا روزهای دوشنبه هر هفته درساختمان مجتمع در تهران تشکیل می شود. دامنه فعالیت های گروه در سطح کشور و خارج از آن نیزگسترش پیدا کرده است .

اعضای گروه بانوان از بدو تشکیل، کمیته های مختلف کاری از قبیل تبلیغات ، مددکاری، آموزش، جذب کمک های مردمی، تحقیقات و مالی را تشکیل داده اند.اعضا بنا به تخصص و علاقه، درکمیته های مختلف مشغول به فعالیت هستند .

 در صورت تمایل همکاری با گروه بانوان با واحد روابط عمومی مجتمع رعد تماس حاصل فرمائید.

 تاریخچه و معرفی گروه جوانان

 گروه همیاری جوانان رعد در سال ۱۳۷۴ به منظور ساماندهی و تعامل هر چه بیشتر جوانان ایران زمین با مجتمع خیریه آموزشی – نیکوکاری رعد تشکیل شد.این گروه هم اکنون به عنوان یکی از بازوهای مجتمع رعد در کنار دیگر همیاران این خیریه در راستای تحقق اهداف متعالی فرهنگی و آموزشی مجتمع رعد فعالیت می کند. گروه جوانان رعد در طول ۱۳ سال فعالیت خود توانسته با سازماندهی تخصص های مختلف  جوانان و تقویت روحیه نوع دوستی و کار جمعی در بین اعضای خود ماموریت های خود را بر اساس اساسنامه مصوب و هماهنگی مدیریت مجتمع رعد به پیش ببرد. پشتیبانی از برنامه های خیریه و فرهنگی مجتمع رعد یکی از فعالیت های اصلی گروه جوانان از بدو تاسیس تا کنون بوده است.

زمینه فعالیت

گروه همیاری جوانان رعد مهمترین ماموریت های خود را حول پنج محور اصلی تعریف کرده است که عبارت از موارد زیر هستند:

* ایجاد زمینه مناسب برای حضور جوانان از طریق مشارکت در امور اجتماعی و فرهنگی
* جذب و معرفی افراد توان یاب به مجتمع
* شناسایی و کمک به دست یابی فرصت های شغلی برای کار آموختگان رعد
* جذب کمک های مردمی و هدایت منابع خیریه در جهت ادامه و توسعه فعاالیت های مجتمع
* همیاری در فعالیت های متنوع مجتمع از طریق تشکیل گروهای کاری و تخصصی

اعضای گروه همیاری جوانان رعد در همه سال های گذشته تلاش پیگیرانه خود را برای توانمند سازی افراد معلول به کار گرفته اند و در این راه دست سایر جوانان ایرانی را که با آنان هم پیمان بوده و به آرمان های بلند مجتمع رعد دارند صمیمانه می فشارند و از همراهی و همکاری آنان اسقبال می کنند

برای همکاری با موسسه رعد می توانید از اطلاعات زیر استفاده کرده و با آنها همکاری کنید.

آدرس مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد: تهران – شهرک غرب – فاز دو – هرمزان – پیروزان جنوبی – شماره ۷۴

تلفن:۸۸۰۸۲۲۶۶

فکس: ۸۸۰۷۶۳۲۶

کد پستی: ۱۴۶۶۶۴۳۳۷۱

صندوق پستی: ۱۴۴-۱۴۶۶۵

منبع:    http://www.raad-charity.org

شهریور
۲۱
۱۳۹۳
“انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده “حامی
شهریور ۲۱ ۱۳۹۳
سازمانهای غیر دولتی
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

11111111111

 انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده ( حامی ) از سال ۱۹۹۲ شروع به کار کرد. هدف این انجمنبهبود بخشیدن به وضعیت زندگی زنان و کودکان پناهجو و پناهنده عراقی و افغان است که در گوشه و کنار شهرها و روستاهای ایرانی زندگی می کنند. “حامی ” با تمرکز فعالیت ها بر روی زنان؛ کودکان و جوانان مهاجر و پناهنده مقیم ایران؛ تلاش کرد تا با ارتقاء توانایی های این افراد؛ موقعیت وامکانات آنها را افزایش داده تا  نقش شایسته ای در بازسازی زندگی خود وکشور شان به عهده گیرند.

این انجمن نخستین قدم را درجهت تسهیل و تامین امکانات آموزشی در زمینه های سوادآموزی، تحصیلی، بهداشت، تنظیم خانواده، مهارت های زندگی؛ آموزش های حرفه ای و افزایش مشارکت پذیری اجتماعی برداشت و از این ابزاربه عنوان راهی که به رشد و توسعه آگاهیهای فردی و اجتماعی پناهندگان منتهی می شود استفاده کرد.

همچنین در جهت اهداف و ماموریت تعریف شده انجمن و یاری رساندن به زنان افغانستان که پس از فروپاشی نظام طالبان؛ در مسیر جدیدی از تلاش و اقدام برای دسترسی به حقوق طبیعی خود قرار گرفته بودند؛ به عنوان تنها سازمان غیر دولتی ایرانی از سال ۲۰۰۲ فعالیت خود را در افغانستان آغاز کرد.

انجمن حامی در اردیبهشت سال ۱۳۹۲ از طرف سازمان ملل، مقام مشورتی خاص دریافت کرد. این موقعیت به حامی امکان داد تا در فعالیت های مرتبط به حوزه تخصصی خود با دفاتر آژانس های سازمان ملل و دیگر اعضای رسمی این شورا همکاری کند.

فعالیت های حامی بر آموزش، توانمند سازی، تحقیق و امداد رسانی استوار است و در همین جهت برنامه های مختلفی تعریف کرده است.

نشست « بررسی جنبه های اخلاقی ارایه خدمات سلامت به پناهندگان افغان» از آخرین فعالیت های این انجمن است. در این جلسه مدیر ارشد امور حمایتی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان که از سخنران های این نشست بود گفت: کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان همه برنامه هایش را با مشارکت و تعامل جامعه میزبان و همچنین خود پناهندگان انجام می دهد. وی گفت کمیساریا قادر نیست همه پناهندگان را تحت پوشش قرار دهد، زیرا هزینه های زیادی دارد و تنها ۲۵ درصد یعنی ۲۲۰ هزار پناهنده در کشورهای مختلف بیمه هستند.

همچنین پروفسور لیندا بریسکمن عضو هیئت علمی دانشگاه سوینبرن ملبورن استرالیا در سخنان خود ضمن مقایسه میزبانی ایران از جمعیت زیاد پناهندگان افغان در مقابل استرالیا گفت استرالیا برای مهاجران افغان محدودیت ایجاد کرده و از ورود آنها جلوگیری می کند در حالی که ایران میزبان خوبی برای آنها بوده است. وی درادامه گفت: سیاست های دولت ها در برابر پناهندگان به سیاست های جذبی و دفعی تقسیم می شود که باید بین این سیاست ها تعادل برقرار شود .

بریسکمن تصریح کرد: به نظر من اینگونه نیست که اگر همه شرایط برای زندگی مهاجران در کشور میزبان خوب و مناسب باشد، جمعیت آنها زیاد شود و یا به کشور خود بازنگردند، بلکه این موضوع به دقت و تامل بیشتری نیاز دارد.

همچنین پروفسور لورا بیزایلون عضو هیئت علی دانشگاه تورنتو کانادااز دیگر سخنران های این نشست بود. وی که استاد جامعه شناسی پزشکی دانشگاه تورنتو است رویکرد مناسب برای مداخله در سلامت مهاجرین را رویکردی اخلاقی دانست و گفت علوم اجتماعی با کیفیت بسیار بالایی می تواند در این زمینه راهگشا باشد . وی تاکید کرد : این رشته یک چارچوب اخلاقی در اختیار ما می گذارد تا مشکلات جامعه را مورد بررسی و ملاحظه قرار دهیم .

برای اطلاعات بیشتر میتوانید به وب سایت انجمن حامی مراجعه کنید :

http://hamiorg.org/?p=4137