صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع
خرداد
۲۴
۱۳۹۹
زنان خشونت‌دیده ایزدی و بنیاد ابتکار نادیا برای این زنان چه کار می‌کند؟
خرداد ۲۴ ۱۳۹۹
خشونت خانگی و اجتماع
۰

WhatsApp Image 2020-06-11 at 10.12.11 (1)
image_pdfimage_print

سوما نگهداری‌نیا

«بنیاد ابتکار نادیا» یک سازمان خیریه غیر‌انتفاعی است که توسط نادیا مراد، زن ایزدی برندهی جایزه‌ی صلح نوبل در سال ۲۰۱٨ تأسیس شده‌‌ و هدف از تشکیل آن، دفاع از حقوق زنان و کودکان در معرض خشونت‌های جنسی عنوان شده است و از سوی دیگر، این بنیاد، مساعدت‌هایی را در جهت حمایت از جوامع آسیب‌پذیر و اقلیت‌های دینی در سراسر جهان به منظور تداوم و توسعه این جوامع در دستور کار خود قرار داده است.

سال ۲۰۱۴ و در پی حمله نیروهای گروه اسلام‌گرای موسوم به داعش به یکی از شهر‌های استان نینوا در شمال‌غربی عراق به نام «سنجار» که اکثریت جمعیت آن از اقلیت دینی ایزدی بودند، بیش از هفت هزار نفر کشته و حدود پنج هزار زن و دختر ایزدی به عنوان غنیمت جنگی و برده جنسی ربوده شدند و در طی سال‌های بعد از آن مورد تجاوز و انواع خشونت‌های جنسی قرار گرفتند و بنا بر گزارش سازمان ایزیا که سازمان دفاع از حقوق اقلیت‌های دینی است، تا به امروز از سرنوشت بیش از دوهزار نفر از این زنان هیچ اطلاعی در دست نیست، اما بسیاری دیگر از آنها که موفق به فرار شدند و یا با پرداخت پول و توسط قاچاقچی‌های انسان، حق آزادی‌شان از افراد داعش خریداری شد، پس از بازگشت به خانه به دلیل تروماهای شدید روحی و روانی توانایی حضور در اجتماع و قبول مجدد نقش‌های اجتماعی‌شان را نداشتند. در سال ۲۰۱۵ و در چارچوب یک پروژه بشردوستانه از سوی دولت آلمان، حدود یک هزار زن و کودک ایزدی که مورد خشونت داعش قرار گرفته بودند، برای کمک در روند بازپروری روانی به دولت ایالتی بادن-وورتبمبرگ منتقل شدند. یکی از این دختر‌ها نادیا نام داشت؛ کسی که بعدها به دلیل شجاعتش در بازگو کردن روایت آنچه داعش با او و سایر زنان در اسارت‌گاه‌های موصل و رقه انجام داده بود، به الگوی زنان ایزدی تبدیل شد؛ نادیا در طول چندین سال فعالیت مستمر خود در مصاحبه‌های تلویزیونی و ملاقات‌های دیپلماتیک بسیاری از جمله سخنرانی در شورای امنیت سازمان ملل حاضر شد؛ بارها و بارها داستان ربوده شدن زنان ایزدی توسط داعش را بازگو کرد تا در نهایت توانست توجه جهانیان را به این فاجعه تراژیک جلب کند و به دلیل مبارزاتش علیه خشونت جنسی و استفاده از آن در جنگ‌ها به عنوان سلاح، موفق به دریافت جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه در سال ۲۰۱۶ و جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۱٨ شد. کمیته‌ی صلح نوبل، دلیل اهدای این جایزه به نادیا را چنین بیان کرد:

«او شجاعتی غیر معمول را در بازگویی رنج‌هایش نشان داده و از جانب دیگر قربانیان سخن گفته‌ است. نادیا مراد یکی از حدود سه هزار دختر ایزدی است که قربانی تجاوز و بدرفتاری‌ نیروهای داعش شده است؛ این سوءاستفاده، کاملاً سیستماتیک و بخشی از یک استراتژی جنگی بوده است…»

بنیاد ابتکار نادیا، اهداف موسسه را در قالب سه هدف، این گونه تعریف می‌کند:

 ١. احقاق عدالت برای قربانیان

 ٢.اعاده حیثیت برای آنها

 ٣.صلح و امنیت برای بازماندگان

 و این بنیاد در طلب عدالت و صلح فراتر از جامعه ایزدی رفته و خواستار تعهد بلند مدت برای بهبود زندگی تمامی افراد درگیر خشونت‌ در سراسر جهان شده است.

اقدامات عملی بنیاد ابتکار نادیا

در فاز اول، این بنیاد در جهت تأمین امنیت زنان و تسهیل روند بازگشت آنها به جامعه، صندوق عملیاتی شنگال را افتتاح کرد و با جلب حمایت‌های بین‌المللی از سوی جامعه جهانی، اقدام به بازسازی روستاها و محل زندگی این زنان کرد که بازسازی مدارس و ارتقای سیستم آموزشی و بازسازی سیستم بهداشتی و درمانی را نیز شامل شد و در مرحله بعد با هدف خودکفایی اقتصادی زنان قربانی خشونت‌های جنسی، با تأسیس کارگاه‌های بافندگی منسوجات پشمی که از دیرباز به عنوان صنایع دستی منطقه شهرت دارد، سعی در تکمیل چرخه بازگشت مجدد این زنان به اجتماع کرده است. در این کارگاه‌ها، زنان بعد از سپری‌ کردن دوره‌های آموزشی می‌توانند مشغول به کار شوند و فروش دست‌سازه‌ها و بازاریابی آنها به عهده بخشی از بنیاد است که مسئولیت های اقتصادی بنیاد را به عهده دارد.

بسیاری از زنان و دختران ایزدی قربانی خشونت‌های داعش، در حال‌حاضر با حمایت بنیاد ابتکار نادیا و چندین سازمان مدافع حقوق بشری در حال گذراندن مراحل بازپروری روانی برای بازگشت به اجتماع هستند و بسیاری از آنها توانسته‌اند با تعیین اهداف تحصیلی به مدرسه بازگردند.

پ.ن: بر اساس آماری که از سوی جامعه روحانیون ایزدی منتشر شده، تعداد هفتاد و سه حمله از نوع کشتار جمعی در  تاریخ ایزدیان ثبت شده است. بر همین اساس، جامعه آنها با حمایت از فعالیت‌های بنیاد ابتکار نادیا و مؤسسه‌هایی از این دست، توانمند سازی زنان و دختران ایزدی را یکی از اولویت‌های آموزشی معرفی کرده است و در جهت عملی کردن آن تلاش می‌کند.

Www.nadiasinitiative.org

خرداد
۱۷
۱۳۹۹
اوموجا، سرزمین زنان خشونت‌دیده کنیایی
خرداد ۱۷ ۱۳۹۹
خشونت خانگی و اجتماع
۰

photo_2020-06-06_10-23-26 (2)
image_pdfimage_print

نویسنده: سوما نگهداری‌نیا

سال ۱۹۹۰ در کنیا زنان زیادی مورد تجاوز نیروها‌ی ارتش بریتانیا قرار می‌گرفتند و این ابتدای جهنمی بود که آنها از آن پس در زندگی‌شان تجربه می‌کردند؛ بسیاری از این زنان، پس از تحمل شکنجه و ضرب و جرح توسط مردان خانواده اگر جان سالم به در می‌بردند، از خانه‌هایشان طرد می‌شدند و چون هیچ‌یک از آنها از حق تحصیل و آموزش در زندگی‌شان برخوردار نبودند، لذا به اجبار برای گذران زندگی در گوشه‌ی خیابان‌ها به تکدی‌گری و تن‌فروشی روی می‌آوردند. این روال ادامه داشت تا اینکه یک روز «ربکا لولوسولی» از سوی چهار مرد مورد حمله قرار گرفت و در تمام مدت تجاوز شوهرش از دور ایستاد و بدون اینکه کوچکترین کمکی به او کند در کمال خونسردی ماجرا را تماشا کرد؛ اتفاقی که آن روز برای ربکا افتاد به نقطه‌ی عطفی در زندگی زنان آسیب‌دیده از تجاوز و خشونت در کنیا تبدیل شد.

ربکا به همراه پانزده زن از زنانی که سال‌ها پیش همگی مورد تجاوز قرار گرفته بودند، تصمیم گرفتند چرخه‌ی خشونت علیه زنان را قطع کنند. به همین خاطر، آنها با پرورش ایده‌ی تاسیس دهکده‌ایی امن برای زنان فعالیت خود را آغاز کردند و قدم در راهی گذاشتند که سال‌ها بعد توانست الهام بخش بسیاری از فعالان حقوق زنان باشد.

خبر ساخت دهکده‌ی «اوموجا»، آرام آرام در تمام منطقه پیچید و به گوش زنانی که درگیر خشونت‌های خانگی بودند، رسید. اولین ساکنین روستا زنانی بودند که توسط سربازان ارتش بریتانیا مورد تجاوز قرار گرفته بودند، اما به سرعت زنان دیگری از سراسر کنیا نیز خود را به پشت حصارهای اوموجا رساندند: زنانی که مورد شکنجه‌ی شوهرانشان قرار گرفته بودند یا آنهایی که اندام‌های جنسی‌شان مثله شده بود و نیز دخترانی که زندگی‌شان به دلیل فقر و تنها در ازای چند گاو در اختیار مردان مسن قرار گرفته بود. اوموجا سرزمین امن تمام زنانی بود که در یک چیز مشترک بودند و آن، تجربه‌ی نوعی از خشونت توسط مردان بود.

هدف ربکا و سایر زنان در اوموجا بر توانمندسازی و آموزش زنان در جهت آماده کردن آنها برای ورود مجدد به اجتماع متمرکز بود. اجتماعی که به شدت مرد سالار بود و از زنی که مورد تجاوز قرار گرفته بود، نه تنها هیچ حمایتی نمی‌کرد، بلکه او را به عنوان مقصر اصلی در جامعه می‌شناخت. تلاش‌های زنان اوموجا شرایط را تغییر داد و دهکده‌ی آنها به عنوان پایگاهی از اتحاد زنان در سراسر کنیا معروف شد.

سیستم تصمیم‌گیری در این دهکده به صورت شورایی‌ست و افراد شورا سالیانه از طریق رای‌گیری انتخاب می‌شوند. علاوه بر این شورای تصمیم‌گیری دهکده، یکی از زنان را به عنوان مادر اوموجا که نماد و سنبل حرکت رهایی‌بخش زنان است، انتخاب می‌کند و مادر دهکده تا حداکثر ده سال می‌تواند در این منصب بماند و اتخاذ تصمیم‌های راهبردی به عهده‌ی اوست. در اوموجا زنان از طریق آموزش کم کم قادر خواهند بود تا استقلال مالی خود و فرزندانشان را به دست گیرند. آن‌ها از طریق خیاطی، سوزن‌دوزی و ساخت زیور‌آلات که بخش عمده‌ی صنایع دستی کشور کنیا را تشکیل می‌دهد، چرخ اقتصادی دهکده را به گردش در آورده و از سوی دیگر، تعداد دیگری از زنان با قبول مسئولیت‌هایی مانند تأمین امنیت و کشاورزی در بخش‌های دیگر دهکده مشغول انجام وظیفه و ایفای نقش‌های اجتماعی‌شان هستند.

فروردین
۱۰
۱۳۹۹
ژنوار: سرزمین زنان، سرزمینی برای عشق، زندگی و آزادی
فروردین ۱۰ ۱۳۹۹
خشونت خانگی و اجتماع
۰

75388405_2447026765417156_6218110426874380288_o
image_pdfimage_print

سوما نگهداری‌نیا

در میان دشت‌های شمال شرقی سوریه و در نزدیکی شهر «دیربسیه»، سرزمینی به دست زنان برپا شده است با نام «ژنوار»؛ دهکده آزاد و اکولوژیکی برای آنها که نجات‌یافته از جنگ و خشونت هستند. خشت به خشت این روستا توسط زنان ساخته شده تا ژنوار، خانه آزادی زنان از قید ظلم و خشونت باشد. این دهکده با تلاش انجمن آزاد زنان روژاوا(WJAR)  و کنگره استار و با حمایت افراد یگان مدافع زنان (YPG)، یکی از یگان‌های نیروهای دموکراتیک سوریه که اعضای آن را زنان تشکیل می‌دهند، ساخته شده تا به زنان قربانی جنگ و خشونت از سراسر جهان نوید زندگی دوباره ببخشد؛ اگرچه جنگ هنوز در سوریه پایان نیافته است ، اما ژنوار قصد دارد تا در دل ویرانی و ترس، پناهگاه و مأمن زنانی باشد که عمیق‌ترین رنج‌ها را در طی سالیان جنگ و خشونت متحمل شده اند، بسیاری از این زنان همسر و یا اعضای خانواده‌شان را در طول جنگ از دست داده اند، بعضی دیگر زنان ایزدی هستند که به عنوان برده جنسی، اسیر اعضای داعش بوده‌اند و گروهی دیگر از سایر نقاط دنیا به امید رونق گرفتن انقلاب زنان روژاوا، کشور و مرزها را پشت سر گذاشته‌اند تا با تلاش و جدیت، ژنوار را به الگویی بی‌همتا در خاورمیانه و حتی جهان تبدیل کنند.

«ژنوار» در زبان کردی به معنای «سرزمین زنان» و اعضای آن به شفابخشی از جنگ و تروماهای دردناک آن از طریق زندگی گروهی و آزادی برای زنان باور دارند و می‌کوشند تا به آنها بیاموزند که چگونه در شرایط سخت آنها از طریق حمایت از یکدیگر قادر خواهند بود بر معضلات فائق بیایند. ساخت این دهکده در دهم مارس سال ۲۰۱۷ و پس از جشن روز هشتم مارس و روز جهانی زن به کمک چندین نهاد و سازمان بین‌المللی فعال در زمینه حقوق زنان آغاز شد و کمی بعد با تشکیل کمیته سیاست‌گذاری ژنوار بعد از شش ماه برنامه‌ریزی و تهیه مقدمات زیر ساختی در بهار ۲۰۱۷ ساخت ژنوار وارد فاز عملی شد. پروژه دهکده ژنوار که شامل سی واحد مسکونی برای اقامت زنان و پروژه باغداری عمومی بود، با ساخت مدرسه برای کودکان، آکادمی زنان که در آن دوره‌های «ژن اولوژی» آموزش داده می‌شود و هم‌چنین مرکز فرهنگی و هنری شامل سینما و سالن نمایش، استخر، یک مرکز سلامتی با محوریت طب سنتی و گیاهی، فروشگاه محصولات ارگانیک، نانوایی و نیز درمانگاه بهداشتی ژنوار و پروژه دامداری تکمیل شد و در نهایت در هشتم مارس سال ۲۰۱۸، درهای آن به روی زنان از سراسر جهان گشوده شد و از آن پس هر سال در هشتم مارس و همزمان با روز جهانی زن، زنان ژنوار پیام شادی و مقاومتشان را به جهان اعلام می‌کنند:

«زن، زندگی، آزادی»(Jin, Jiyan, Azadi)، شعاری‌ست که زنان روژاوا آن را به نماد اراده به زندگی و آزادی زنان تبدیل کرده اند؛ این زنان از دل جنگ و با وجود تمامی مشکلات آن با عملکرد خلاقانه‌شان، به جهان نشان داده اند که خواهان صلح‌اند و زندگی در جهانی بدون ظلم و خشونت و بدون تهدید و فشار روز افزون بر زنان را خواستارند؛ جهانی که زنان در آن قادر باشند فرزندانشان را با آرامش و مطابق با ارزش‌های راستین و آزادی‌خواهانه پرورش دهند که به عقیده آنها، همین می‌تواند برابری و آزادی را در آینده برای انسان به ارمغان بیاورد. در ادامه بخشی از بیانیه زنان روژاوا که در روز افتتاح دهکده  در هشتم مارس از سوی اعضای کمیته سیاست‌گذاری خوانده شد، را می‌خوانید. در این مراسم، هیئت‌هاى خبرى و گروه‌های فعالان حقوق زنان از کشورهای مختلف حاضر بودند.»

امروز اگر نگاهی اجمالی به سرتاسر جهان بیندازیم، می‌بینیم که هیچ کشوری وجود ندارد که در آن زنان قربانی خشونت و نظام مردسالاری نباشند؛ به طور متوسط از هر ده زن، سه نفر مورد ضرب و شتم مردان قرار گرفته و هفتاد درصد از زنان در طول زندگی خود خشونت جسمی، کلامی و جنسی را از سوی مردان تجربه کرده‌اند؛ هر روز زنان به دلیل خشونت مردسالار کشته می‌شوند؛ اَشکال خشونت بسته به تاریخ، فرهنگ و شرایط زندگی زنان در جوامع مختلف متفاوت است، اما در تمام موارد، این زنان هستند که به طول تاریخ درگیر چرخه خشونت و ظلم بوده‌اند؛ در طول تاریخ، مردسالاری، ذهنیت سلطه خود را در سیاست، جنگ، اشغال و استعمار تنیده است. ژنوار اما به منظور واقعیت بخشیدن به آزادی و بازپس‌گیری مالکیت زنان بر زندگی و آینده‌شان بنا شده است. ما می‌دانیم که زنان نخستین مستعمره تاریخ هستند، زیرا اشغال سرزمین با اشغال بدن و ذهن مفاهیمی برابر و موازی هستند و بر همین اساس است که ما باور داریم که در طول تاریخ، بدن ما، قدرت ما، کار و خلایقیت‌مان و آینده ما به نفع نظام مردسالار به یغما رفته است؛

از این رو ما با رو در رویی انسان‌ها، تکه تکه شدن فرهنگ‌ها و جوامع که امروزه در نتیجه سیاست‌های تفرقه‌افکنانه قدرت‌های بزرگ در حال رخ دادن است، مخالفیم و باور داریم که نتیجه آن چیزی جز پیوندهای تضعیف شده اجتماعی، نفرت و به دنبال آن جنگ و کشتار نخواهد بود. بر همین اساس ما برآنیم تا جامعه‌ای زنده و پویا بر اساس ارزش‌های دموکراتیک و با استفاده از تنوع و وحدت زنان از گروه‌ها، اقوام و ملل مختلف به وجود بیاوریم. ژنوار مبارزه مستمر است؛ تاریخ به ما آموخته که قدرت ما در وحدت و سازمان‌دهی است. تنها با هم است که می‌توانیم بر دشمن‌مان که نظام مردسالاری و نهادهای ظلم و ستم مرتبط با آن است، فائق آییم؛ ما از همه زنان و مردان آزادی‌خواه جهان می‌خواهیم تا به این موج مشترک بپیوندند و در کنار ما پایگاهی قدرتمند ایجاد کنند. این، مبارزه ای است که در آن، همه زنان به سمت هم‌فکری دموکراتیک در حرکتند و ما با هم تلاش می‌کنیم تا بر اساس احترام به تنوع‌های فرهنگی و مذهبی، صدای زنان را با عزم و اراده‌ای که متعلق به ماست، به گوش جهانیان برسانیم. باشد که مقاومت ما نقطه عطفی در تاریخ باشد؛ باشد که قدم‌های ما بدون ترس و مصمم، به عشق و آزادی بینجامد؛ باشد که مبارزه ما خلاقانه باشد و هر روز، زندگی آزاد را به دنیا بیاورد چون زندگی زن است.»

«زن، زندگی، آزادی»

بهمن
۲۳
۱۳۹۸
تأثیرات خشونت خانگی بر کودکان (قسمت چهارم و پایانی)
بهمن ۲۳ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰

1430269915406
image_pdfimage_print

تأثیرات خشونت خانگی بر کودکان

قسمت چهارم و پایانی

ترجمه و تألیف از «خانه امن»

منبع: وب‌سایت دفتر سلامت زنان، وزارت سلامت و خدمت انسانی ایالات متحده آمریکا

آیا بهتر است در یک رابطه خشن بمانم یا این که فرزندانم را در محیطی بدون خشونت و به تنهایی بزرگ کنم؟

کودکان در یک محیط امن، باثبات و مملو از عشق، بهتر رشد می‌کنند. چه با یک والد یا با دو والد. ممکن است فکر کنید که اگر کودکان شما، خشونتی را که در خانه اتفاق می‌افتد، نبینند، احتمالاً تحت تأثیرات منفی آن نیز قرار نخواهند گرفت. اما آن‌ها ممکن است صدای فریاد یا ضرب و شتم را بشنوند و این به همان میزان، تأثیرات منفی بر آن‌ها به جای می‌گذارد. آن‌ها هم‌چنین ترس و تنش را به خوبی حس می‌کنند. حتی اگر آن‌ها، خشونتی را که شما متحمل می‌شوید، به چشم نبینند، اما هم‌چنان در معرض تأثیرات منفی آن قرار دارند. خشونتی که می‌دانند جریان دارد.

اگر تصمیم به ترک رابطه خشونت‌آمیز بگیرید، به کودکانتان کمک می‌کنید تا بیشتر احساس امنیت کنند و احتمال این که در آینده، مورد خشونت واقع شوند و آن را بپذیرند نیز کاهش خواهد یافت. اگر این تصمیم را بگیرید، راه حل‌های بسیاری وجود دارد تا بتوانید پس از ترک این رابطه، از خود و کودکانتان حمایت کنید.

اگر هم‌اکنون امکان یا آمادگی ترک رابطه خشن را ندارم، چطور می‌توانم به امنیت خودم و فرزندانم کمک کنم؟

امنیت شما و فرزندانتان، اولویت‌های اساسی و مهمی هستند. اگر هم‌اکنون امکان یا آمادگی ترک شخص آزارگر را ندارید، گام‌هایی هست که می‌توانید به هدف افزایش امنیت خود و کودکانتان بردارید. از قبیل:

  • داشتن یک نقشه برای این که چگونه می‌توانید امنیت خود و فرزندانتان را در هنگام بروز خشونت افزایش دهید. در جریان گذاشتن بزرگسالانی که کودکان به آن‌ها اطمینان دارند و شناسایی جاهایی که به وقت بروز خشونت می‌توانید به آنجا بروید و غیره از جمله چنین نقشه‌های از پیش طراحی‌شده‌ای هستند.
  • با کودکانتان حرف بزنید و برای آن‌ها توضیح دهید که خشونت چیست، چگونه اتفاق می‌افتد و چرا چیز خوبی نیست و باید با آن مقابله کرد.
  • با فردی از نزدیکان خود که به وی اعتماد دارید، درباره این که در هنگام خشونت چه کار می‌توانید کنید، صحبت کنید.

اگر قصد ترک یک رابطه آزارگر را دارید، شاید بهتر است از قبل درباره آن با کودکانتان و جلوی آن‌ها صحبت نکنید. چرا که کودکان کمتر از بزرگسالان، قابلیت نگهداری یک راز را نزد بزرگسال دیگری دارند. یکی از دوستان یا آشنایان مورد اعتماد خود را از زمانی که قصد دارید، رابطه پرخشونت را ترک کنید، آگاه کنید. امنیت جسمی شما و کودکانتان بسیار مهم‌تر از این است که زمان دقیق ترک رابطه را به آن‌ها از پیش بگویید.

بهمن
۱۶
۱۳۹۸
تأثیرات خشونت خانگی بر کودکان (قسمت سوم)
بهمن ۱۶ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰

elementaryschoolstudentsg4_1510020-860x573
image_pdfimage_print

تأثیرات خشونت خانگی بر کودکان

قسمت سوم

ترجمه و تألیف از «خانه امن»

منبع: وب‌سایت دفتر سلامت زنان، وزارت سلامت و خدمت انسانی ایالات متحده آمریکا

چگونه می‌توانم به بازیابی کودکانم پس از مشاهده یا تجربه خشونت خانگی کمک کنم؟

شما می‌توانید برای کمک به کودکان خود پس از این که قربانی مشاهده یا تجربه خشونت خانگی شده‌اند، بدین شکل یاری برسانید:

  • به آن‌ها کمک کنید تا احساس امنیت کنند: کودکانی که خشونت خانگی را تجره یا مشاهده می‌کنند، نیاز دارند تا پس از آن به احساس امنیت دست یابند. این نکته را در نظر بگیرید که در برخی موارد، ترک روابط پرآزار می‌تواند به سلامت جسم و روان کودک شما کمک کند. برای او درباره اهمیت روابط سالم و بدون آزار در زندگی توضیح دهید.
  • با آن‌ها درباره ترس‌هایشان صحبت کنید: بگذارید بدانند آن چه رخ داده، تقصیر آن‌ها یا شما نیست. درباره این که چگونه با کودکانتان در این باره صحبت کنید و به آن‌ها گوش بدهید، بیشتر بیاموزید.
  • با کودکانتان درباره روابط سالم صحبت کنید: با صحبت کردن درباره این که روابط سالم و ناسالم چه روابطی هستند، اجازه دهید تا کودکتان از تجربه آزاردهنده‌ای که داشته، بیاموزد.
  • با کودکتان درباره خط قرمزها حرف بزنید: به کودکانتان بیاموزید که هیچ کس حق لمس آن‌ها یا انجام کاری را که موجب شود، احساس ناراحتی کنند، ندارد. این افراد می‌توانند اعضای خانواده، معلمان، مربیان یا تمام کسانی باشند که در برابر کودک شما دارای قدرت و مسئولیت هستند. هم‌چنین، به کودک خود آموزش دهید که او نیز حق لمس بدن افراد دیگر را ندارد و اگر کسی از آن‌ها بخواهد که این کار را نکنند، باید به انجام آن کار پایان دهند.
  • به آن‌ها کمک کنید تا از یک نظام حمایتی قابل اعتماد برخوردار شوند: به علاوه والدین، شخص حامی می‌تواند یک مشاور مدرسه، یک درمان‌گر، یا شخص بزرگسال دیگری باشد که می‌تواند به کودک شما، خدمات حمایتی ارائه دهد. درمان شناختی رفتاری یا CBT یکی دیگر از راهکارهایی است که برای حمایت از کودکانی که دچار اضطراب پس از تروما هستند، به کار گرفته شده و مفید واقع می‌شود. در طی این درمان، درمان‌گر به کودک شما کمک می‌کند تا افکار منفی‌اش را به افکار مثبت بدل کند. وی هم‌چنین می‌تواند به کودک شما در مواجهه با هراس و اضطراب نیز یاری برساند.

برای دریافت چنین خدماتی، باید است از روانشناسان و درمان‌گرانی بهره بگیرید که برای درمان کودکان، آموزش خاص و مناسب را دیده‌اند. بسیاری از این درمان‌گران و سازمان‌هایی که خدمات مرتبط ارائه می‌دهند، دارای خدمات گروه-درمانی مختص کودکان نیز هستند. این گروه‌ها به کودکان می‌آموزند که در تجربه چنین خشونتی، تنها نیستند و می‌توانند در محیطی به دور از قضاوت، با این تجربیات مواجه شده و از آن گذر کنند…

بهمن
۱۰
۱۳۹۸
تأثیرات خشونت خانگی بر کودکان (قسمت دوم)
بهمن ۱۰ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰

child_shadow_man_ss
image_pdfimage_print

تأثیرات خشونت خانگی بر کودکان

قسمت دوم

ترجمه و تألیف از «خانه امن»

منبع: وب‌سایت دفتر سلامت زنان، وزارت سلامت و خدمت انسانی ایالات متحده آمریکا

تأثیرات بلندمدت خشونت یا آزار خانگی بر کودکان چیست؟

تحقیقات آر. مک‌دونالد و همکارانش در سال ۲۰۰۶ پیرامون تخمین تعداد کودکانی که در خانواده‌هایشان، خشونت میان شرکای زندگی اتفاق می‌افتد، نشان‌دهنده آن است که بیش از ۱۵ میلیون کودک در این کشور، در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که حداقل یک بار در آن‌ها، خشونت خانگی اتفاق افتاده است. این کودکان در معرض خطر بیشتری نسبت به ورود به روابط خشن یا ابراز خشونت در بزرگسالی هستند. برای مثال، پسربچه‌ای که خشونت علیه مادرش را دائماً مشاهده کند، ده برابر بیشتر امکان دارد تا زنی را که شریک زندگی‌اش خواهد بود، در بزرگسالی مورد خشونت قرار دهد. دختری که در خانواده‌ای پرورش می‌یابد که پدرش، مادرش را تحت خشونت قرار می‌دهد، شش برابر نسبت به دختری که در خانواده‌ای با این شرایط بزرگ نمی‌شود، امکان دارد تا خشونت جنسی را تجربه کند. این‌ها نتایجی است که ال. وارگاس و همکارانش در سال ۲۰۰۵، پس از تحقیقات خود پیرامون خشونت خانگی و کودکان، منتشر کردند.

کودکانی که مشاهده‌گر یا قربانی خشونت عاطفی، جسمی و جنسی هستند، به احتمال بسیار بیشتری در آینده، دچار مشکلات مربوط به سلامتی‌شان می‌شوند. این مشکلات شامل شرایط سلامت روانی مثل افسردگی و پریشانی است. هم‌چنین شامل دیابت، چاقی، بیماری‌های قلبی، اعتماد به نفس پایین و مشکلات دیگر.

بازیابی کودکانی که خشونت و آزار خانگی را مشاهده یا تجربه کرده‌اند

واکنش هر کودکی نسبت به آزار یا تروما متفاوت است. برخی کودکان توانایی بیشتری در کنار آمدن با شرایط را دارند و برخی دیگر حساس‌ترند. این که کودکان بتوانند پس از تجربیات خشونت و آزار، خود را بازیابی کنند، به عوامل بسیاری مرتبط است، ‌از جمله:

  • یک سیستم حمایتی قوی یا روابط خوب با بزرگسالان قابل اعتماد
  • اعتماد به نفس بالا
  • دوستی‌های سالم

با این که احتمالاً کودکان، خاطرات خود را از تجربه یا مشاهده خشونت، فراموش نخواهند کرد، اما می‌توانند راه‌هایی را فرا بگیرند که بتوانند با این خاطرات و احساسات، در روند رشدشان کنار بیایند. هرچه به کودکی که نیاز به کمک دارد، زودتر کمک کنیم، او شانس بیشتری دارد تا به یک بزرگسال سالم از نظر جسمی و روانی تبدیل شود…

بهمن
۹
۱۳۹۸
تأثیرات خشونت خانگی بر کودکان (قسمت اول)
بهمن ۹ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰

67ac9d13fd3c0589ac5705192859f1b0_xxbig
image_pdfimage_print

تأثیرات خشونت خانگی بر کودکان

قسمت اول

ترجمه و تألیف از «خانه امن»

منبع: وب‌سایت دفتر سلامت زنان، وزارت سلامت و خدمت انسانی ایالات متحده آمریکا

به نوشته ام. ان مودی و همکارانش در مقاله‌ای تحت عنوان «نقش قانون منع خشونت علیه زنان در مطالعه خشونت خانگی توسط شریک زندگی: معضل سلامت عمومی» که در سال ۲۰۱۴ منتشر شده، بسیاری از کودکانی که در خانه در معرض خشونت قرار می‌گیرند، تجربه آزار فیزیکی را نیز دارند. ال. کی. گیلبرت و همکارانش نیز در نتایج تحقیقی پیرامون ارتباط میان تجربه سختی‌های دوران کودکی و بیماری‌های دوران بزرگسالی که در سال ۲۰۱۵ به این مسئله اشاره می‌کنند که کودکانی که خشونت خانگی را مشاهده می‌کنند یا خود قربانی این آزارها هستند، در معرض خطر شدید مشکلات جدی مربوط به سلامت جسم و روانند.

کودکانی که شاهد خشونت میان والدین خود هستند، به احتمال بیشتر در روابط آینده خود می‌توانند نقش خشونت‌گر را بازی کنند. بنابراین اگر شما در معرض خشونت خانگی هستید، هرچند سخت، اما باید بدانید که این خشونت چگونه بر کودکان شما تأثیر می‌گذارد و چگونه باید از آن‌ها محافظت کنید.

تأثیرات کوتاه‌مدت خشونت خانگی یا آزار بر کودکان چیست؟

کودکانی که در خانه‌هایشان، یکی از والدین مورد آزار قرار می‌گیرد، بیشتر از دیگران احساس ترس یا دلواپسی می‌کنند. این کودکان ممکن است اغلب در این حالت دفاعی قرار بگیرند که خشونت بعدی چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟ این نگرانی منجر به واکنش‌های متفاوتی در این کودکان می‌شود که به بازه سنی‌ای بستگی دارد که در آن قرار دارند:

یک. کودکان در دوران پیش از مدرسه: کودکانی که خشونت توسط شریک زندگی را در خانه‌هایشان مشاهده می‌کنند، احتمالاً شروع به انجام کارها و عاداتی خواهند کرد که وقتی کوچک‌تر بودند انجام می‌دادند، شب‌ادراری، مکیدن انگشت شست، گریه‌های مداوم، و نق زدن از این جمله هستند. این کودکان ممکن است با دشواری‌هایی در به خواب رفتن و خوابیدن عمیق نیز مواجه شوند یا علائم لکنت زبان یا اضطراب شدید جدایی از خود بروز دهند.

دو. کودکان در سنین مدرسه: کودکان در این سن ممکن است درباره آزار رخ داده احساس گناه کرده و خود را سرزنش کنند. خشونت و آزار خانگی به اعتماد به نفس کودکان آسیب می‌زند و ممکن است منجر به این شود که در فعالیت‌های مدرسه مشارکت نکرده و نمرات خوبی نیز کسب نکنند، دوستان کم‌تری نسبت به دیگران داشته باشند و همین‌طور نسبت به دیگران دچار مشکلات و دردسرهای بیشتری شوند. این کودکان، هم‌چنین از سردرد و شکم‌درد‌های بیشتری ممکن است رنج ببرند.

سه. نوجوانان: نوجوانانی که شاهد خشونت خانگی هستند، ممکن است دست به رفتارهای منفی بزنند. رفتارهایی از قبیل دعوا با اعضای خانواده یا فرار از مدرسه. آن‌ها هم‌چنین ممکن است درگیر رفتارهای خطرناک مانند داشتن رابطه جنسی محافظت نشده و یا مصرف الکل و مواد مخدر نیز بشوند. این نوجوانان احتمالاً از کمبود اعتماد به نفس رنج خواهند برد و توانایی دوست‌یابی قوی‌ای نخواهند داشت. آن‌ها ممکن است دست به خشونت و آزار علیه دیگران زده یا مرتکب اعمال خلاف قانون شوند. دفتر کودکان و خانواده در وزارت سلامت و خدمات انسانی ایالات متحده در سال ۲۰۱۴، نتایج تحقیقی را منتشر کرد که بر اساس آن، پسران نوجوان، بیش از دختران نوجوان دست به این اقدامات خواهند زد، در حالی که دختران نوجوان از عواقب دیگری چون ابتلا به افسردگی، بیش از پسران رنج می‌برند.

بهمن
۵
۱۳۹۸
مردان مهاجر و دشواری‌های انطباق باورهای سنتی با قوانین جوامع میزبان پیرامون حقوق زنان
بهمن ۵ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰

gettyimages-493896788
image_pdfimage_print

گزارش چهارم از مجموعه «آن سوی خواستن» را از سوما نگهداری‌نیا خوااهید خواند. این مجموعه گزارش بر خشونت خانگی میان مهاجران و پناهجویان متمرکز است:

چرا جوامع سنتی و مردسالار، زنان قربانی خشونت را در جایگاه متهم قرار می‌دهد؟ انتظارات نامعقول مردان در این جامعه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ آیا همراهی قوانین و هنجارهای اجتماعی راه را بر ایجاد این انتظارات گشوده است؟

این پرسش‌ها و بسیاری سوالات دیگر از این دست، گویای این مسئله است که قوانین ناقص و در پاره‌ای موارد مبهم و نیز وجود هنجار و عرف‌های پذیرفته شده اجتماعی در جوامع سنتی، قربانیان خشونت و تبعیض را وادار می‌کند که با قبول شرایط موجود، سکوت و پنهان‌کاری در جایگاه متهم قرار بگیرند و به این ترتیب آنها که خود قربانی خشونتند، در عادی کردن چرخه خشونت و تبعیض و بازتولید آن سهیم باشند.

این جوامع، اعتراض و ایستادگی قربانیان، بالاخص زنان در برابر آزار و اذیت و خشونت را برنمی‌تابد و آن را در لفاف عرف و سنت در قالب کلماتی چون عفاف و صبوری زنانه و مادرانه مجبور به سکوت می‌کند. زنان در این جوامع هنگامی که مورد تعرض، تجاوز و یا سایر اشکال خشونت قرار می‌گیرند، در جایگاه قربانیانی هستند که هر ادعا و اعتراضی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم آنها را به متهم اصلی از دید جامعه تبدیل می‌کند، زیرا در جوامع سنتی، مردانگی به عنوان یک اصل پذیرفته شده و در مقابل زنانگی چیزی نیست جز مالکیت مردانه مردان بر زنان و اغلب از آن تحت عنوان واژگانی چون ناموس، غیرت و تعصب نام برده می‌شود و برای جامعه کاملا پذیرفته شده و موجه است.

و زنان قربانی در جوامع سنتی مردسالار که قوانین در آن اغلب به نفع مردان تعیین شده اگر در مقام اعتراض و شکایت به مراجع قانونی برآیند از سوی جامعه با بازخوردهای شدیدی مواجه خواهند شد، زیرا آنها با زیر سوال بردن اصل پذیرفته شده مردسالاری دست به هنجارشکنی زده‌اند و همین برای اعمال خشونت‌های بیشتر از سوی جامعه کافی است. بر همین اساس است که خانواده‌ها اغلب دختران خود را از زمان کودکی از سخن گفتن و افشاگری نسبت به آزار و اذیت و حتی مزاحمت‌های کلامی در جامعه منع می‌کنند و از آنها می‌خواهند در چنین مواردی سکوت کنند، زیرا در غیر این صورت تنها با سیلی از اتهام و افترا در قالب الفاظ و القاب رکیک از سوی جامعه مواجه خواهند شد. در این جوامع زنانی که به دادخواهی اقدام کرده باشند، زنانی «مایه  ننگ و آبروریزی خانواده» لقب می ‌یرند و هیچ تضمینی در مقابل سرکوب آنها از طرف خانواده و بستگانشان نیز وجود ندارد و متأسفانه برای این دیدگاه که در بستر سنتی جامعه شکل گرفته است، حمایت های قانونی نیز وجود دارد و همین دلیلی است بر این که زندگی مردان در چنین جوامعی راحت و بی‌پروا در مقابل ظلم و خشونت بر زنان باشد.

مهاجرت و عدم تطبیق هنجارها

مهاجرت و تغییر جامعه محل سکونت، اغلب با مشکلات فراوانی برای افراد مهاجر همراه است، اما پذیرفتن هنجار و عرف‌های اجتماعی در وهله نخست و پس از آن پذیرفتن قوانین حاکم بر جامعه بخش بزرگی از این تغییر است و این مسئله، اغلب برای مردانی که از جوامع سنتی و مردسالار به جامعه‌ای با قوانین مدرن‌تر با رعایت حقوق اولیه زنان و کودکان آمده اند، مشکل‌ساز خواهد بود. این مردان که در اغلب موارد بدون در نظر داشتن تفاوت‌های ساختاری در مناسبات اجتماعی و فرهنگی و حتی حقوقی و قانونی جامعه میزبان تنها با فرض شروع زندگی جدید قصد به مهاجرت کرده‌اند، در همان سال‌های ابتدایی حضور در چنین جوامعی به ناگاه خود را در بین انبوه تناقضات اجتماعی می‌یابند و بسیاری از آنها در این مرحله به سرعت دست به کار می‌شوند تا حلقه ممانعت و فشارهای روانی را تنگ‌تر کنند، که به تبع آن خشونت‌های خانگی برای زنان و دختران خانواده افزایش خواهد یافت.

در مجموعه گفتگوهایی که با بسیاری از مردانی در وضعیت‌های مشابه با آنچه که تعریفش رفت، داشتم، آنها به طور آشکار، اذعان داشتند که قبول حضور زنان‌شان در جامعه میزبان در کنار شهروندان آن جامعه با ظاهر و پوشش پذیرفته شده آن جامعه و یا فعالیت و حضور آنها در اجتماع در جهت به دست آوردن استقلال مالی و یافتن پایگاه امن اجتماعی را به هیچ عنوان نمی‌پذیرند، اما در این بین آنچه که خلاف میل این مردان و باورهای سنتی‌شان است، حضور پررنگ قانون به نفع زنان و کودکان و در حمایت از آزادی و امنیت آنها در این جوامع است و جدای از آن تغییر موضع اغلب زنان مهاجر در جوامع آزاد نیز یکی از عوامل سرخوردگی مردان سنتی محسوب می شود. گفتگو های من با بخش بررسی جرایم مهاجران در اداره ی پلیس یکی از شهرهای پناهنده‌پذیر، گویای این وضعیت بود که اغلب شکایات و درگیری‌ها در این مناطق از سوی مردان مهاجر با شهروندان در جهت تحمیل هنجارهای سنتی مورد قبول شان به افراد بوده است پلیس گزارش هایی از نزاع بر سر موضوعاتی چون دید زدن زنان تا مصرف مشروبات الکلی در ملأ عام را در این بخش‌ها ثبت کرده بود و اینها تنها بخش کوچکی از خشونت مردان مهاجر در جوامع میزبان بود، زیرا به گفته یکی از کنشگران حوزه دفاع از حقوق پناهندگان، بسیاری از آنها به دلیل ترس از مقصر شناخته شدن از سوی پلیس دست به اقدام‌های اعتراضی نمی‌زنند، اما این دلیل بر انطباق باورهای آنها با قوانین جامعه جدید نیست، بلکه آنها این خشم فرو خورده از جامعه را به محیط خانه منتقل می‌کنند و همین بستر اعمال خشونت علیه زنان را فراهم می‌آورد و در این میان، آنچه که اغلب از دید والدینی با این مشکلات پنهان می‌ماند، حضور فرزندانی است که بدون آگاهی کامل از سنت و هنجارهای جامعه مادری‌شان (زیرا اغلب آنها یا در جامعه ی جدید به دنیا آمده و یا هنگام مهاجرت خردسال بوده اند و بر همین اساس شروع جهت‌گیری‌های فکری و عاطفی آنها همسو با عرف و هنجارهای جامعه میزبان است) و بدون فهم تناقص‌های مورد اختلاف بین والدین و جامعه جدید این کودکان دچار دوگانگی و فهم نادرست در باور و اعتقاد ها خواهند شد و همین، زمینه‌ساز بروز  ناهنجاری های اجتماعی و رفتارهای بزهکارانه در آنها را فراهم می‌آورد.

اصرار نهادهای مدافع حقوق مهاجرین و پناهندگان به حضور مردان در دوره‌های رونشناسی به امید پیدا کردن راه حلی برای این مشکلات یکی از راه حل‌هایی است که جوامع مهاجرپذیر در پیش گرفته‌اند، اما مسئولان چنین نهادهایی اذعان دارند که در کنار شرکت در این دوره‌ها، آنچه که از درجه اول اولویت برخوردار است، پیگیری و اراده فرد در جهت حل این تناقضات فرهنگی و اجتماعی است. با این حال فعالیت کمپین‌های آموزشی در رابطه با مسئله حقوق زنان و آزادی‌های فردی آنها، تلاش فعالان این حوزه در جهت روشنگری و هم‌چنین استمرار ایستادگی زنان در مقابل خشونت و تبعیض و ابراز و آشکار ساختن آن بدون هراس از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند به مردان در برون‌رفت از وضعیت‌شان در قبول و احترام به حقوق زنان، کمک کند.

آذر
۳
۱۳۹۸
کودکان و نوجوانان، قربانیان خاموش خشونت در کمپ‌های پناهندگی
آذر ۳ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰

Refugee-chuildren-on-Nauru-RNZ-Refugee-Coalition-680wide
image_pdfimage_print

سوما نگهداری‌نیا، «آن سوی خواستن»

گزارش سوم

کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست در کمپ‌های پناهندگی

شاید قربانیان واقعی تراژدی جنگ کودکان و نوجوانان باشند؛ کسانی که ابتدایی‌ترین سال‌های زندگیشان با تجربه مرگ، آوارگی و پناهندگی در هم می‌آمیزد. کودکانی که هرگز فرصت پرورش در مکانی امن و نیز استفاده از حداقل امکانات آموزشی و تفریحی در شرایط امن را پیدا نمی‌کنند و تمام خاطراتشان از کودکی، گریختن از چنگال مرگ و یا دست و پنجه نرم کردن با غم مرگ اعضای خانواده‌شان خواهد بود. این کودکان و نوجوانان، قربانی‌های بی اختیار هرج و مرجی هستند که جنگ به وجود آورده است و تبعات سنگین این ویرانی را کسی به جز آنها بر دوش نمی‌کشد. زندگی در شرایط فاجعه‌باری که تأثیرات آن بر روح و روان این قربانیان کوچک و جامعه‌ای که در آینده از آن آنهاست، باقی می‌ماند.

آمارهای رسمی و یافته‌های سازمان‌های دفاع از حقوق کودکان نشان می‌دهد که تحمل این بحران‌ها باعث ابتلای کودکان و نوجوانان به مشکلات روانشناختی می‌گردد و متأسفانه چیزی که در کمپ‌های پناهندگی به طور کامل فراموش شده، سلامت روان کودکان و نوجوانان است.

کودکان، در معرض خشونت شدید در شرایط پناهجویی

آمارهای رسمی یونیسف حاکی از آن است که یک چهارم پناهندگان کمپ‌های پناهجویی را کودکان و نوجوانان تشکیل می‌دهند، اما بحران این کمپ‌ها با فقدان امکانات لازم برای اسکان کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست، بُعد تازه‌ای به خود می‌گیرد. بر اساس آمار رسمی مرکز داده‌های اروپا (یوروستات)، تنها در سال گذشته، تعداد سی و یک هزار و چهارصد کودک و نوجوان بی‌سرپرست در یونان درخواست پناهندگی داده‌اند. این قربانیان یا به تنهایی از کشورشان گریخته‌اند و یا در مسیر رسیدن به یونان والدینشان را از دست داده و یا گم شده‌اند. شرایط بحرانی کمپ‌ها گویای این وضعیت است که این کودکان اگر چه از جنگ جان سالم به در برده‌اند، اما در حال حاضر خطرات هولناکی سلامت جان و روان آنها را به طور جدی به خطر انداخته است. وجود باندهای قاچاق انسان در کمپ‌ها، گزارش‌ها از تجاوز و خشونت جنسی افراد بزرگسال، سوءاستفاده از کودکان در خرید و فروش موارد مخدر از جمله خطراتی است که با بی‌توجهی از سوی سازمان‌های مربوطه تنها در حد گزارش و آمار و ارقام باقی مانده است. کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست با کمترین نظارت در این کمپ‌ها اسکان داده شده‌اند و به راحتی در معرض خشونت و فشارهای روانی هستند.

عواقب تحمل خشونت در شرایط پناهندگی

شیوع و شدت استرس‌هایی از این دست در محیط کمپ‌ها، سلامت جسمی و روانی کودکان و نوجوانان را چنان تحت تأثیر قرار داده است که نمود آن به صورت رفتاری پرخاشگرانه و بزهکارانه در آنها بروز کرده است و این الگوهای رفتاری هیچ تناسبی با مقطع سنی آنها ندارد و در میان فقدان واحدهای آموزشی با هدف سلامت روان و نیز ارائه خدمات بهداشتی در جهت رفع نیازهای روانی به این کودکان و نوجوانان که در یکی از حساس‌ترین مقاطع سنی خود قرار گرفته‌اند، زمینه را برای نهادینه کردن رفتارهای خشن و مجرمانه در دوره‌های بزرگسالی این قربانیان مساعد می‌کند که نتایج آن برای جامعه و خود فرد غیر قابل جبران خواهد بود.

اضطراب و افسردگی، گوشه‌گیری، شکایات درد جسمی (دردهای روان‌تنی)، مشکلات توجه و عدم تمرکز، مشکلات خواب و کابوس, کاهش انعطاف‌پذیری آنها در تعامل با سایر کودکان و نوجوانان، پرخاشگری و رفتارهای بزهکارانه از عمده‌ترین مشکلات کودکان و نوجوانان در کمپ‌های پناهجویی است که در اثر تحمل استرس‌های آسیب‌زای ناشی از جنگ و آوارگی گزارش شده است و تمام این موارد در کنار فقدان برنامه‌های مدون  درمانی، تفریحی و آموزشی متناسب با شرایط بحرانی این کودکان، توسط متخصصان آموزش دیده، گویای این واقعیت تلخ است که این قربانیان فراموش شده جنگ از نقص شدید حقوق کودکان در کمپ‌های پناهندگی رنج می‌برند.

Photo: Children outside RPC3 tents in Nauru … situation “untenable”. Image: Refugee Action Coalition/RNZ Pacific

آبان
۱۸
۱۳۹۸
پناهندگی، اجبار و اختیار در پایان دادن به بارداری و رنجی مضاعف (گزارش دوم)
آبان ۱۸ ۱۳۹۸
خشونت خانگی و اجتماع
۰

refugee.jpg_resized_620_
image_pdfimage_print

سوما نگهداری‌نیا، «آن سوی خواستن»

گزارش دوم

سقط جنین اختیاری یکی از عمده مسائل پر حاشیه درباره آزادی‌های زنان است. بسیاری آن را حق زن بر بدنش و گروهی دیگر بر اساس قوانین و حساسیت‌های مذهبی، اخلاقی و فرهنگی، رد می کنند. طبق آمار رسمی در ۲۶ کشور جهان، سقط جنین در هر شرایطی ممنوع است و در دیگر کشورها نیز تحت شرایط و قوانین خاص و زمانبندی شده‌ایی مجاز است. بر همین اساس، زنان ناگزیر به انتخاب شیوه‌های ناامن برای سقط جنینشان هستند. اگر نگاهی به تعریف سازمان بهداشت جهانی بیندازیم، سقط جنین ناامن این‌گونه تعریف شده است که «یا توسط افراد غیر متخصص و یا در مراکز غیر بهداشتی انجام می گیرد». با این حال از سالانه چهل و دو میلیون سقط جنین در جهان، در حدود بیست میلیون آن را سقط جنین ناامن تشکیل می‌دهد و چهل درصد کل زنان باردار جهان از داشتن امکانات درمانی و حق انتخاب محروم هستند، که زنان ساکن در کمپ و اردوگاه‌های پناهندگی نیز شامل همین اعداد و ارقام می‌شوند.

امکانات بهداشتی و رفاهی کمپ‌ها برای زنان و کودکان

یکی از عمده‌ترین معضلات در کمپ‌های پناهندگی، نبود مکان‌های امن و خصوصی همچون توالت، سرویس‌های بهداشتی و حمام برای زنان است و هرج و مرج موجود در کمپ‌ها و گزارش‌هایی مبنی بر وجود خشونت‌های فیزیکی، تجاوز و آزارهای جنسی، شرایط زندگی این زنان را با بحرانی جدی رو به رو کرده است؛ بر همین اساس، بسیاری از دختران برای حفظ امنیتشان مجبور به ازدواج‌های زودهنگام و اجباری و متعاقب آن بارداری‌های ناخواسته و سقط جنین در پی آن خواهند بود. در گفتگویم با زنان پناهنده در کمپ، اغلب دلایلی که موجب می‌شود تا آنها ریسک بالای سقط جنین ناامنی که توسط داروهای قاچاق انجام می‌گیرد را قبول کنند، این‌گونه بر شمارده می‌شوند:

یک. آینده نامعلوم

دو. کمبود خدمات درمانی و بهداشتی و واکسن‌های مورد نیاز نوزادان

سه. طولانی بودن دوره سرما در کشورهای واسط و نبود امکانات گرمایشی مناسب برای مادران و نوزادانشان

چهار. تغذیه نامناسب

پنچ. فقدان محل‌های اقامت مجزا برای زنان و کودکان

شش. عدم امنیت کودکان در محیط کمپ‌ها

در مواردی هم زنان ترس این را داشتند که در دوره بارداری و پس از زایمان، هیچ کس نباشد تا به آنها در نگه‌داری سایر فرزندانشان کمک کند و به همین دلیل سقط جنین ناامن را ترجیح می‌دهند. این در حالیست که طبق آمار رسمی، حدود یک مرگ از هر هشت مرگ و میر مرتبط با حاملگی در سراسر جهان به سقط جنین ناامن مربوط می‌شود؛ اما با این وجود، زنان بسیاری هم در همین کمپ‌ها و با امکانات ابتدایی زایمان کرده و فرزندشان را به دنیا آورده‌اند، اما هیچ آمار دقیقی از میزان تولد و مرگ و میر نوزادان و زنان در کمپ‌های پناهندگی در دسترس نیست.

قانون و سقط جنین

بر اساس آمارهای رسمی در ۲۴ کشور از ۲۸ کشور اتحادیه اروپا و همچنین ترکیه به عنوان یکی از کشورهای واسط محل اقامت فعلی پناهندگان، سقط جنین در هفته‌های اول بارداری قانونی است و می‌توان آن را در بیمارستان و تحت مراقبت پزشکی انجام داد، اما در اغلب موارد، به دلایل حقوقی و قانونی که به پناهندگان اجازه خروج از کمپ‌ها را نمی‌دهد، زنان نیز دسترسی آسان و به موقع به این امکانات را ندارند و از بیم گذشت زمان مناسب برای سقط جنین در طی روند اخذ مجوزهای قانونی در خروج از کمپ، آنها استفاده از شیوه‌های ناامن را ترجیح می‌دهند.

مشاوره و مراقبت‌های روانی

یکی دیگر از مشکلات کمپ‌های پناهجویی در کنار معضل کمبود خدمات بهداشتی، عدم مراقبت و خدمات روانی است. بسیاری از این زنان تا رسیدن به کمپ‌ها، تروماهای شدید و رنج‌آوری را تجربه کرده‌اند. اغلبشان در کشور محل زندگیشان درگیر جنگ و خشونت بوده‌اند و در بسیاری از موارد در مسیر رسیدن به کشوری امن فرزند و یا اعضای خانواده‌شان را از دست داده‌اند. این در حالیست که تعداد زیادی از آنها در این مسیر مورد آزار و سواستفاده جنسی قاچاقچی‌های انسان و سایر مردان در کمپ‌ها  قرار گرفته‌اند و از ترس قضاوت دیگران از صحبت کردن درباره ی این تجربه‌ها به شدت امتناع می‌ورزند و با در نظر داشتن اینها شرایط فعلی زندگی‌شان و مشکلات روزمره گاهی خارج از تحمل آنهاست و شدیداً نیازمند مشاوره و مراقبت‌های روانی هستند و در این شرایط، سپری کردن دوران بارداری و افسردگی‌های ناشی از آن و همچنین مشکلات روانی پس از زایمان به وخامت اوضاع آنها می‌افزاید و در این شرایط است که بسیاری از آنها علی‌رغم اعتقاد و باورهای مذهبی مجبور به سقط جنین می‌شوند و بعد از آن نیز با انواع ناراحتی و عذاب وجدان‌های ناشی از آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

نقش سازمان‌ها وانجمن‌های غیردولتی خیریه

سازمان پزشکان بدون مرز و بسیاری دیگر از سازمان‌های خیریه از این دست هر چند وقت یکبار برای ارائه خدمات پزشکی به کمپ‌های پناهندگی می‌آیند، اما با توجه به جمعیت زیاد پناهنده‌ها و محدود بودن امکانات، خدمات این سازمان‌ها تنها در حد خدمات اولیه و تشخیصی باقی می‌ماند و متأسفانه خدمات مربوط به سقط جنین شامل این خدمات نیست، مگر در شرایط اضطراری و تنها در زمان حضور موقت آنها در کمپ‌ها و البته که تمام زنانی که در این شرایط گرفتار هستند تا به این حد خوش‌شانس نیستند.