صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع
مهر
۲۴
۱۳۹۷
نقش استراتژی در حمایت‌گری و خشونت خانگی
مهر ۲۴ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: 	EmiliaU/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: EmiliaU/depositphotos.com

باران خسروی

 توسعه استراتژی (strategy) موثرترین و کارآمدترین راه برای شروع حمایت‌گری (Advocacy) است.

حمایت‌گری و کمپین سازی یک تاکتیک یا یک رویداد نیست بلکه مجموعه ای از فعالیت‌های هدفمند را در برمی‌گیرد که در راستای یک تغییر بنیادین پیش می‌رود. تغییری که معمولاً با دیدگاه سازمان شما، گروه شما یا شخص شما هماهنگ است.

استراتژی درواقع شامل تصمیم‌گیری در این باره است که مقصد کجاست و رسیدن به آن چگونه خواهد بود.

چرا برنامه‌ریزی استراتژی برای کار حمایت گری مهم است؟

داشتن یک استراتژی یا برنامه راهبردی برای تلاش‌های حمایت‌گرایانه به شما کمک می‌کند تا:

●       دیدگاه و اهداف خود را مشخص کنید.

●       ذی‌نفعان (stakeholder) را شناسایی کنید و راه‌های دست‌یابی به آن‌ها را بررسی کنید.

●       بدانید نقشه تغییرات شما چه مسیری دارد.

●       بتوانید به‌ راحتی محیط داخلی و خارجی را تجزیه‌ وتحلیل کنید.

●       یک جهت روشن برای تعیین گام‌های بعدی داشته باشید.

تعیین استراتژی و پیاده‌سازی آن نقش مهمی در تسهیل فعالیت‌های حمایت‌گرایانه شما دارد. همان‌طور که اشاره شد استراتژی یک چارچوب برای تصمیم‌گیری در مورد نحوه بازی است و به همین دلیل طراحی استراتژی به شما کمک می‌کند راحت تر به هدف حمایت‌گری خود برسید.

بسیاری از اصول برنامه‌ریزی کمپین‌ها و کار حمایت‌گری شبیه برنامه‌ریزی برای یک پروژه است. شما باید بدانید قرار است به چه هدفی برسید و راه رسیدن به آن چیست. چه کسی، چه زمانی، چه کاری را انجام خواهد و شما چگونه می‌توانید نتایج کار را پیگیری کنید. همچنین این کار نیازمند انعطاف است تا بتوانید به رویدادهایی که اتفاق می‌افتد پاسخ درست بدهید و اگر ایجاب کرد، روش خود را تغییر دهید.

یک برنامه موفق استراتژی از قبل نیازمند تحقیق و فکر کردن زیاد است. در این مسیر مهم است بدانیم که چرا باید استراتژی داشته باشیم و چه زمانی بهترین وقت اجرای برنامه است. در نتیجه برنامه‌ریزی و طراحی استراتژی بیش از هر چیز نیازمند یادگیری و آموزش است تا بتوانید تأثیرات دائمی داشته باشید و درعین‌ حال خطرات کار را محاسبه کنید.

به‌ عنوان‌ مثال شما به‌ عنوان گروهی از فعالان حقوق زنان باخبر هستید که لایحه تأمین امنیت زنان که لایحه‌ای در جهت مقابله با خشونت علیه زنان است، ماه آینده در مجلس وارد مرحله نهایی رای‌گیری می‌شود و در نظر دارید در همین راستا کمپینی برای حمایت و تصویب قانون مورد نظر راه بیندازید. برای تشکیل و پیشبرد هدف اما باید نقاط قوت و ضعف گروه یا سازمان خود را بشناسید و بدانید که بازیگران کلیدی در پیشبرد این هدف چه کسانی هستند؟

همین‌طور لازم است بدانید که چگونه باید این افراد را با هم در ارتباط قرار دهید و باید بدانید چگونه این افراد در طول زمان در ساختن بخش بعدی هدف شما به شما کمک خواهند کرد.

به عنوان مثال باید بدانید آیا شما یا مردم نقش بیشتری دارید یا نمایندگان مجلس؟

پاسخ به این پرسش به شما در ترسیم بخش بعدی کار کمک می‌کند چرا که به شما کلیت کار را نشان می‌دهد. مثلاً باید بدانید اگر این لایحه در مجلس تصویب نشد شما بعد از آن چه نقشه‌ای دارید و اگر تصویب شد چه؟

بعد از ترسیم کلیت کار، شما باید کار را به هدف‌ها و موضوعات کوچک‌تر تقسیم کنید تا دست‌یابی به آن راحت‌تر باشد.

ساختاربندی فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی طرح اجرایی در مرحله بعدی قرار می‌گیرد.

چه زمانی؟

بهترین زمان برای توسعه برنامه راهبردی حمایت‌گری قبل از شروع کار است. مهم است که شما یک تصویر واضح از جایی  که ایستاده‌اید و آنچه می‌خواهید به‌ دست بیاورید داشته باشید.

پیش از توسعه برنامه راهبردی حمایت‌گری از خود بپرسید:

●       چرا اکنون زمان لازم برای تغییر قوانین خشونت‌آمیز علیه زنان در کشور است؟

●       چرا ذی‌نفعان باید به مساله خشونت علیه زنان اهمیت دهند؟

●       چرا تصمیم‌گیرندگان باید اکنون  وارد عمل شوند؟

●       چه مدارکی داریم که در این روند به ما کمک می‌کند؟

●       آیا در این زمان این هدف می‌تواند تغییراتی را که می‌خواهیم به دنبال داشته باشد؟ (این موضوع باید روشن بشود)

●       آیا جامعه ظرفیت تغییرات بعد از تصویب قانون را داد؟

در نهایت به یاد داشته باشید انتخاب زمان برای پیاده‌سازی یک طرح حمایتی اغلب به‌ اندازه آنچه امیدوار هستید به‌دست آورید، اهمیت دارد.

چه کسانی؟

برنامه راهبردی می‌تواند به‌ صورت جداگانه یا با مشورت با سایر ذی‌نفعان طراحی شود. اگر شما شرکا یا متحدانی دارید، در نظر بگیرید که اکنون بهترین زمان درگیری آن‌هاست. در این مورد باید بدانید که این موارد اهمیتی ویژه دارند:

●       روشن‌سازی در مورد اینکه با چه کسی کار می‌کنیم و چه کسی باید متقاعد شود.

●       قدرت رسمی و قدرت غیررسمی کیست؟ چه کسی قدرت تغییر را دارد؟ آیا اشخاصی هستند که قدرت خاصی داشته باشند -مثلاً استاد دانشگاه یا روحانی یا کسانی که از دولت قبلی بازنشسته شده‌اند.

●       چه کسی خنثی است و چگونه می‌توان او را تبدیل به طرفدار خود کرد؟

●       متحدان و مخالفان ما چه کسانی هستند؟ چه کسانی از نمایندگان مجلس ممکن است با ما موافق باشند و چه کسانی مخالف شدید هستند؟

●       در دولت چه سازمانی مسئول پیگیری امور زنان است؟

●       آیا دولت هیچ پیمان‌نامه بین‌المللی‌ای در خصوص منع خشونت علیه زنان امضا کرده است؟

●       آیا تا به‌ حال نمایندگان مجلس در این خصوص اظهارنظر کرده‌اند؟

●       چگونه به نمایندگان دسترسی پیدا کنیم؟

●       نقش گروه‌های خارج از کشور و برنامه خارج از کشور در راستای موضوع خشونت علیه زنان چیست؟

●       نقش رسانه‌ها چیست؟ چه رسانه‌ای را باید درگیر کنیم؟

●       چه کسی مسئول احترام، اجرا و محافظت از حقوق زنان است؟

●       آیا ما باید با سازمان‌های دیگر مانند سازمان‌های جامعه مدنی کار کنیم یا بخش خصوصی؟

●       به چه کسانی باید گوش دهیم؟

●       آیا ما باید مردم را برای حمایت از هدف خود بسیج کنیم؟

چطور؟

تجزیه‌ و تحلیل چشم‌انداز اولیه شما در نظرگیری ذی‌نفعان و تجزیه‌ و تحلیل مشکلات کمک زیادی به شما خواهد کرد و به‌ عنوان پایه‌ای برای توسعه برنامه راهبردی حمایت‌گری مهم خواهد بود و به شما کمک خواهد کرد که به سمت درگیر کردن و داشتن گروه‌های همراه پیش بروید.

همزمان اما باید این موارد را نیز در نظر گرفت:

●       چگونه می‌توانیم برنده شویم؟

●       چه چیزی باید تغییر کند؟

●       بهترین تاکتیک‌ها و رویکردها برای تأثیر‌گذاری بر اهداف چیست؟

●       تغییر سیستم از کجا می‌تواند باشد و کجا در برابر تغییر مقاومت وجود دارد؟

●       چگونه می‌توانید اطمینان حاصل کنید که پیام خود را دریافت می‌کنید و روی آن عمل می‌کنید؟

تهیه یک برنامه واضح و موثر

در نهایت اما باید برنامه عملیاتی خود را با پاسخ‌گویی به همه پرسش‌ها بسازید و اجرا کنید  و ببینید که چگونه طرح کار می‌کند  تا بتوانید تصمیم بگیرید که چه چیزی را حفظ کنید و چه چیزی را تغییر دهید یا متوقف کنید.

در واقع در این مرحله به این پرسش پاسخ می‌دهید که چگونه می‌توانید اطمینان حاصل کنید پیام مورد نظر خود را دریافت می‌کنید و روی آن عمل می‌کنید؟

پانویس:

منبع ۱

منبع ۲

MacDonald, A. (n.d.). 3 Planning your advocacy strategy. Retrieved from https://www.savethechildren.org

مهر
۲۰
۱۳۹۷
اگر هشتگ‌ها منجر به تغییر اجتماعی نشوند
مهر ۲۰ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Hands show gesture symbol hashtag is viral, web, social media, network. Background is sunny urban sunset, concept for marketing, trending, blogging and internet themes
image_pdfimage_print

Photo: Valerii_Honcharuk/depositphotos.com

باران خسروی

این روزها تقریبا تمام کسانی که از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، هشتگ(Hashtag) را در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اند یا خود از آن استفاده کرده‌اند. استفاده از هشتگ تنها محدود به شبکه‌های اجتماعی نیست و گاهی روی تبلیغات  و بیلبوردها هم آن را می‌بینیم.

 هشتگ برچسبی است که برای دسته‌بندی وبه اشتراک‌گذاری پست‌ها و نظرات درباره موضوعی خاص، در سطحی فراگیر و فراتر از حلقه و فهرست دوستان به کار می‌رود. اگر بخواهیم تصور دقیق‌تری از هشتگ داشته باشیم، آن را کلمه یا عبارتی متشکل از حروف واعداد تعریف کرد که بین آنها فاصله‌ای وجود ندارد و در ابتدای آن از نماد # استفاده می‌شود تا امکان شناسایی و پیگیری این موضوع برای دیگر اعضای شبکه اجتماعی آسان شود.

نقطه آغاز ورود هشتگ به شبکه‌های اجتماعی، با کریس مسینا برنامه‌نویس نرم‌افزارهای متن‌ باز بود. اوبه این نتیجه رسید که می‌تواند از هشتگ در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه توییتر استفاده کند، تا موضوعات مختلف را با آن علامت‌گذاری کند. نخستین  بار آگوست  ۲۰۰۷ در توئیتر خودش نوشت: نظر شما در مورد اینکه از # برای مشخص کردن گروه‌ها استفاده کنیم چیست؟

کاربرد هشتگ‌

‌ هشتگ‌ می‌تواند در تمامی رسانه‌های اجتماعی استفاده شود و استفاده از آن  محدودیتی ندارد. وقتی شما مکالمه یا جمله‌ای را با هشتگ‌ همراه می‌کنید، آن‌ را به راحتی در معرض دید و جستجوی دیگران  قرار می‌دهید. یک جستجوی ساده یا کلیک روی هشتگ، به راحتی کسانی را که از آن هشتگ در مطالبشان استفاده کردند، نشان می‌دهد. هشتگ راهی است آسان برای جذب، تجمیع و تشویق مردم جهت بحث و گفتگو درباره یک موضوع مشخص  و شما به عنوان کاربر فضای مجازی می‌توانید از این فرآیند استفاده کنید تا یک موضوع را داغ کنید یا  سبب آغاز یک گفتگوی اینترنتی شوید.

هشتگ و استفاده آن در حمایت‌گری

مت‌کالینز در گاردین می‌نویسد: “شبکه‌های اجتماعی  مرکز گفتگو پیرامون مسائل مهم روز است”. به این معنی که بستر گفتگو برای موافقان و مخالفان است تا ایده‌های خود را به اشتراک بگذارند و حمایت عمومی را به دست بیاورند. در این میان بسیاری از کاربران، کنشگران و حمایت‌گران تلاش می‌کنند تا با داغ کردن یک هشتگ، توجه عمومی را به موضوع مورد نظر خود جلب کنند. اما آیا  داغ کردن هشتگ‌ها باعث حمایت‌گری می‌شوند؟ یا بیشتر مثل کارهای خیرخواهانه، هدفشان تنها افزایش اعتماد به نفس کاربران است؟

حمایت‌گری از طریق هشتگ، مانند یک اعتراض مسالمت‌آمیز در خیابان است با پوسترهایی در دست و عبارت‌هایی که روی آن‌ها نوشته شده است.  هر کاربری که به شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارد، می‌تواند در آن سهم داشته باشد. اما برای سنجش تاثیر هشتگ‌ها در بحث حمایت‌گری، باید ببینیم که چه قدر هشتگ‌ها در سطح اجتماعی توان تغییر اجتماعی دارند.

هشتگ‌ها می‌توانند توجه شما را به یک رویداد خاص جلب کنند.  به عنوان مثال داغ کردن هشتگ دختران ما را بازگردانید #BringBackOurGirls  توانست یک مساله محلی در مورد ربایش دختران نیجریه‌ای از سوی گروه اسلام‌گرای افراطی بوکوحرام را  تبدیل به یک تلاش جمعی و جهانی کند که هزاران نفر  از نقاط مختلف دنیا  پیگیر آن بودند.

حمایت‌گری از طریق هشتگ در سطح جهانی ما را  متحد می‌کند و مرزها را می‌شکند. شاید بزرگترین خدمت هشتگ زدن همین بوده که یک توجه همگانی ایجاد می‌کند و  همدلی توده مردم را برمی‌انگیزد .

برای مریم هشتگ بزنید

مریم بیمار درمانگاه کوچک شماست و در طول درمان می‌فهمید مریم قربانی خشونت خانگی است. در طول زمان شما مریم را بهتر می‌شناسید و او از شما درخواست می کند برای طلاق به او کمک کنید. مریم را تشویق می‌کنید که به پزشک قانونی مراجعه کند تا مدرکی برای طلاق داشته باشد، اما در روستایی که شما کار می‌کنید هیچ نوع مرکز حمایتی، پزشکی قانونی و دادگاه خانواده وجود ندارد.  مریم هر بار باید به شهری در دو ساعتی روستا برود.  در نهایت موانع قانونی، کمبود حمایت‌ها و خدمات اجتماعی و قانونی، مریم را از طلاق منصرف می‌کند.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

چندی بعد شما داستان خودسوزی مریم را می‌شنوید. شما می‌دانید دلیل این خودکشی چیست. این ماجرا شما را به شدت تحت تاثیر قرار داده و دوست دارید که تکرار این اتفاق را برای دیگران نبینید. اما شما در یک روستای دور‌افتاده کار می‌کنید و چندان توان مالی و یا سرمایه اجتماعی برای تغییر ندارید. شما می‌توانید  از حمایت شبکه‌های اجتماعی خود استفاده کنید و به کسی دسترسی ندارید.

داستان مریم را به صورت آنلاین به اشتراک بگذارید. شما می‌توانید از هشتگ خشونت خانگی یا هشتگ مریم یا هر هشتگی که به نظر شما ممکن است جذاب و مربوط باشد، استفاده کنید. از دوستان  خود در شبکه‌های اجتماعی بخواهید در بازنشر خبر کمک کنند. اگر موفق شوید و این هشتگ داغ شود، توجه افراد زیادی را جلب می‌کنید و شاید بتوانید زمینه‌ساز تغییر بزرگی شوید.

هشتگ‌ها و ایجاد تغییرات واقعی

هشتگ‌ها هم‌چنین باعث بالارفتن دانش ما از شرایط اجتماعی و محیط زیستی کشورهای دیگر می‌شود. توجه ما را به نقض حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا جلب می‌کنند و می‌توانند حس تنهایی را از شما  به عنوان قربانی بگیرند. به عنوان مثال هشتگ من هم ‌#metoo  یک جنبش جهانی راه انداخت و باعث به صدا آمدن و همراهی زنان زیادی شد و حتی تاثیر این هشتگ را می‌توان در اعتراض‌ها به بازیگران مطرح و هنرمندهای هالیوودی دید .

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

چرا ویران شدم؟

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان

هشتگ‌ها وقتی جهانی می‌شوند قدرت زیادی می‌گیرند و افراد را در موقعیت قدرت قرار می‌دهند تا از رسانه‌هایشان برای ایجاد تغییر استفاده کنند. به این وسیله به مردم یک نقش فعال اجتماعی می دهند و تا کنون موارد زیادی رخ داده است که این قدرت را ثابت می کند. تنها پس از اینکه هشتگ #Kony2012 در اینترنت فراگیر شد، اوباما نیروهای ارتش را برای کمک به آموزش نیروهای اوگاندا برای یافتن جوزف کنی، رهبر گروه شبه‌نظامی ارتش مقاومت خدا، فرستاد.

باید توجه داشته باشیم قدرت هشتگ‌ها زمانی در آموزش تاثیرگذار است که افراد به صورت سرسری تنها به اشتراک گذاری نپردازند و شروع به تحقیق و کنکاش درباره موضوع کنند یا پشت آن هشتگ داستان قوی و تاثیرگذاری وجود داشته باشد تا بتواند توجه عمومی زیادی را جلب کند. با این که استفاده از هشتگ جایگاه خودش را در فرهنگ جهانی پیدا کرده است، اما موضوع مهم پایایی این حرکت‌ها هست. اگر هشتگ‌ها در زمان مشخص منجر به تغییر اجتماعی نشوند، می‌توانند به راحتی بمیرند. در واقع راز هشتگ‌ها درگیری عمومی است و بعد از این که گفتگو در سطح وسیعی شکل گرفت، موقعیت این به وجود می‌آید که به عنوان حمایت‌گر و فعال اجتماعی قدم‌های تغییر را بردارید.

از همین نویسنده بیشتر بخوانید:

چرا ویران شدم؟

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

کمپین‌سازی برای محو خشونت علیه زنان

شما به عنوان یک حمایت‌گر نمی‌توانید تنها به یک هشتگ دل ببندید و منفعل عمل کنید. در واقع فعالیت شما نباید تنها محدود به اشتراگ گذاری یا هشتگ زدن در شبکه‌های اجتماعی باشد. حمایت گری شما باید همراه با آموزش بیشتر، درگیری بیشتر و همدلی بیشتر باشد.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

مهر
۱۹
۱۳۹۷
در جست‌و‌جوی زنی با کوله آبی
مهر ۱۹ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰

Photo: Dubova/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Dubova/www.shutterstock.com

سمیه تیرتاش

کنار رودخانه را گرفته و می‌رود. قدم می‌زند و با خودش آهنگ یک سریال کارتونی  را زمزمه می‌کند. آهنگی که مربوط به خیلی قبل‌هاست. متعلق به  دوران کودکی. همان زمان که همه‌ غصه‌ها در گم شدن مامان‌هایِ کارتون‌ها و سریال‌ها خلاصه می‌شد.

آن قدر در حال و احوال قدیم‌هاست که حتی نمی‌داند چرا وسطش گریه‌اش می‌گیرد. مدام  بغض می‌کند و بعد دوباره یادش می‌رود و مشغول گوش دادن به صدای برگ و باد می‌شود. واضح است که نمی‌تواند روی یک موضوع مشخص متمرکز بماند. از این شاخه به آن شاخه، خاطرات و احساساتش در رفت و آمدند، آن قدر که وقتی  به پل هوایی روی اتوبان همت می‌رسد، نمی‌داند این خود اوست که از روی پل خوش خوشان رد می‌شود یا یکی از  خاطره‌ها که جلوی چشمانش زنده شده است. کم‌کم دچار سرگیجه می‌شود. دوست ندارد بازیچه شیطنت‌های ذهنش باشد که این گونه مهار نشدنی در حال چرخش و گردش هستند. تصمیم می‌گیرد همه نوشته‌های در مسیرش را بخواند تا شاید بتواند نظمی‌ به افکار افسار گسیخته‌اش بدهد. کوچه هدایت، خیابان شریعتی …

بیشتر بخوانید:

قصه‌ی زهرا، ۱۴‌ساله و آن مرد که زن دارد و سه فرزند

درد دل پدر با پسر یا وقتی بچه‌ها قربانی یار جمع کردن والدین می‌شوند

احمد و مادرش: روایت گریه‌هایی که تمام نمی‌شوند

–         از اسباب اثاثیه خونه کدومش رو نگه دارم؟

کوچه یزدانیان، شاورما، یک کشف خوشمزه …

–         کار رو باید چه کار کنم؟! اگه تو کار جدید بگن از هشت صبح تا پنج بعدازظهر چی؟! کی وقت کنم بخونم؟! کی وقت کنم بنویسم؟! ….

بن‌ بست بهادر. بن‌ بست نراقی …

–         چه جوری خونه پیدا کنم؟! … از وسیله‌ها فقط کتاب‌هام رو می‌برم  و لباس‌هام ….

نگین ظفر. پارکینگ طبقاتی ظفر …

–         اون زمان که من درس می‌خوندم، همه چیز علیه من بود. جر و بحث‌های تموم نشدنی، توضیح‌های بی فایده من درباره ضرورت درس خوندن، حرف‌های بی سر و ته اون: شب بیداری یعنی سرد شدن زندگی مشترک! ….

عینک رادین. رنگ نیکو.‌ هایدا.

–         با هم بیداریم، با هم می‌خوابیم، با هم می‌ریم، با هم می‌آییم و غیر از این یعنی تخطئی کردن از قوانین خانواده!

کوچه یزدانیان. بانک صادرات. بن بست دادبان …

–         حالا که نوبت خودش شده من باید جور همه چیز رو بکشم. خونه رو عوض کنیم، کارم رو که به چه خون دلی پیدا کردم بی‌خیال شم، زندگی رو توی دو تا چمدون جا کنیم و هر چی دارم و ندارم رو پشت سرم خاک کنم و برم یک گوشه دنیا که نمی‌دونم کجاست! حالا می‌گه تغییر خوبه. همیشه خوب بوده ….

بن بست الهیه. دبیرستان پسرانه مبین …

–         نه !نه! تغییر ترسناکه! برای به همین جا رسیدن پوستم کنده شده. از بی پولی و خونه‌نشینی گرفته تا هزار تا شغل عوض کردن، هزار بار اخراج شدن، هزار جور اتهام رو به جون خریدن، انگ افسردگی، دیوانگی، ناتوانی و … خوردن، با هزار تقلا درس خوندن، برای نوشتن هر مقاله‌ای هزار بار مردن و زنده شدن چون نباید یادم می‌رفت که زن خونه هم هستم و وظایف خونه و خونواده در اولویته …. آخ، اگه این بار دووم نیارم چی؟! اگه نتونم چی؟! ….

 داروخانه مجتمع پل رومی. نان سحر. بلیت الکترونیک …

–         حالا اون می‌خواد درس بخونه. حالا نوبت اون شده، ولی این بار دیگه بحثی در کار نیست. اون باید بره یه کشور دیگه و من و بچه هم باید شال و کلاه کنیم و همه این‌هایی که ساختم رو رها کنیم و بریم یک ور دیگه  و تا اطلاع ثانوی سعی کنیم همونجا تنهایی از پس زندگی بر بیاییم تا اون درسش تموم شه و خب صد البته که همه اینهایی که رخ خواهد داد مث پذیرش و کنار اومدن با تغییرات و صبور و خوش‌رو بودن در بالاها و پایین‌ها و بقیه موارد، جزیی از وظایف یک زن سر به راهه!»

این عکس متعلق به زنی‌ست ۴۰ ساله که در تاریخ ۱۹ تیر ماه، ساعت ۸ صبح از منزل خارج شده و تا امروز اطلاعی از او نداریم. او در آن هنگام ملبس به شال خاکستری و کوله‌پشتی آبی بوده است. هر گونه اطلاعی که منجر به یافتن صاحب عکس شود، ضمن پایان بخشیدن به نگرانی خانواده‌اش با پاداش ویژه همراه خواهد شد.

جلوی اعلامیه «گم شده» خشکش می‌زند. نگاه زن از قاب کاغذی به تردد خیابان خیره شده است. نگاهی  خالی از احساس میان صورتی باریک و سفید که دو ابروی پهن و سیاه مشخصه بارز آن همه رنگ پریدگی است. چهره‌ای که با دماغ معمولی و لب و دهان کوچک و چانه‌ای گرد، تصویر کودکانه‌ای را ساخته که با سن اعلام شده همخوان نیست.

به تاریخ ساعتش نگاه می‌کند. امروز صبح اول مرداد ۱۳۹۷ است. در متن اعلامیه اما هیچ اشاره‌ای نشده که ۱۹ تیر ماه چه سالی زن بی‌خیال خانه و زندگی شده و یک صبح مثل صبح‌های دیگر، بساط صبحانه را روی میز چوبی  قهوه‌ای سوخته، وسط آشپزخانه چیده، کتری که جوش آمده به عادت همیشگی دو  پیمانه چای در قوری ریخته و آن را با آب داغ لب به لب پر کرده است. شعله اجاق را پایین آورده، یک نگاه دیگر به میز کرده تا مطمئن شود نان سنگک، شیشه نوتلای کودک، پنیر لیقوان، گردو، کاسه عسل و ظرف کره سر جایشان باشند. آن وقت دکمه‌های مانتو را بسته، شال طوسی را سرش کرده، کوله آبی ساده‌ای که چند جایش هم به دست خودش رفو شده را  روی شانه انداخته و به روال هر روز صبح برای پیاده‌روی راهی خیابان‌های پر هیاهوی شهر شده و دیگر هیچوقت برنگشته است.

ما را در تلگرام خانه امن دنبال کنید. 

از کنار ستون فلزی سبز رنگی که اطلاعیه را به آن چسبانده‌اند رد می‌شود و به خواندن نوشته‌ها ادامه می‌دهد ….

این عکس متعلق به زنی‌ست ۴۰ ساله …

روی جعبه برق منطقه زده‌اند. ۲۰ قدم جلوتر باز هم هست. این عکس متعلق به زنی …. این بار به دیواره اتاقک  روزنامه‌فروشی، ۱۰ قدم بعدتر روی تیرک چراغ ، ۲۰ قدم بعدتر هم و همه شریعتی از آنجا که زن ایستاده تا جایی که چشم کار می‌کند.

دیگر همه متن را نمی‌خواند و فقط جملاتی که با رنگ قرمز و حروف درشت‌تر تایپ شده است را مرور می‌کند. شال طوسی، کوله آبی، پاداش ویژه که بدون تمرکز و چشم ریز کردن هم قابل دیدن است.

می‌خواند و پیش می‌رود. می‌خواند و به زن فکر می‌کند. می‌خواند و گم شدن را تصور می‌کند …

به تجریش می‌رسد. خسته شده و ته گلویش از دوده‌ای که حین نفس کشیدن‌های پر شتاب مثل جارو برقی از  دود و گازوئیل شهر به خودش جذب کرده، می‌سوزد. نای راه رفتن ندارد. زانوهایش می‌لرزند. انگار سال‌هاست راه می‌رود. باید بنشیند. بی‌توجه به ازدحام آدمها و رفت و آمد بی‌وقفه‌شان، روی دیواره کوتاه بتونی لب جوی می‌نشیند. کوله‌اش را روی زمین میان پاهایش می‌گذارد و تازه متوجه مغازه آیینه‌فروشی روبه‌رویش می‌شود که صدها آیینه کوتاه و بلند را کنار هم چیده است. نگاهش با نگاه بی‌روحی تلاقی می‌کند که براندازش می‌کند. یک زن با شال طوسی، با کوله آبی، با ابروهای پهن سیاه، خسته و وامانده  از درون آیینه تمام قد، به او خیره شده است.

مهر
۱۹
۱۳۹۷
روزی اضافه بر روزهای جهان
مهر ۱۹ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Depositphotos_13269182_xl-2015
image_pdfimage_print

Photo: olly18/depositphotos.com

نعیمه دوستدار

دختربچه‌ها هنوز در جهان به روزی اضافه بر روز جهانی کودکان نیاز دارند. مشکلات آن‌ها به مشکلات عمومی کودکان جهان خلاصه نمی‌شود، بلکه شکل شدیدتر همان‌هاست، به اضافه خشونت‌های وابسته به جنسیت که استمرار آن‌ها تا سال‌های بزرگسالی به مشکلات جهان نابرابر برای زنان پیوند می‌خورد. آن‌ها نه تنها در محیط خانواده با تبعیض جنسیتی، خشونت خانگی و ضرب و شتم مواجه‌اند، که از آنها توقع می‌رود درس و تحصیل را ترک کنند، ازدواج کنند و باردار شوند. کار خانگی، کار در مزرعه و کار برای کمک به مخارج زندگی، شرایط روزمره زندگی آنهاست.

۱۹ دسامبر سال ۲۰۱۱، مجمع عمومی ملل متحد قطعنامه‌ای به تصویب رساند و در آن روز یازدهم اکتبر را روز جهانی دختران اعلام کرد. بر اساس این قطعنامه، هدف از این نام‌گذاری به‌ رسمیت شناختن حقوق دختران است در زمانه‌ای که دختران در سراسر جهان با چالش‌ها و معضلات جدی مواجه هستند و برای حل مشکلات آن‌ها باید راهکاری جهانی یافت. به گفته سازمان ملل متحد سرمایه‌گذاری کشورها در تامین حقوق اولیه افراد از جمله حق دختران برای بهره‌مند بودن از بهداشت و تحصیل می‌تواند فقر، خشونت و عقب‌افتادگی در این جمعیت انسانی را به صورت محسوسی کاهش دهد.

حق برخورداری از امنیت، سلامت، آموزش، زندگی سالم و مطلوب برای دختران با این هدف که در بزرگسالی و به عنوان یک زن، از تمامی حقوق خود برخوردار شوند.

اما گزارش‌ها و آمار و اطلاعاتی که از کشورهای مختلف منتشر می‌شود، نشان می‌دهد که هنوز تعداد زیادی از دختران در دوران دبستان و سال‌های ابتدایی دبیرستان مجبور به ترک تحصیل می‌شوند، بسیاری از آن‌ها به امکانات بهداشتی و سلامتی دسترسی ندارند و تحت فشار فرهنگ و سنت‌های کهنه وادار به ازدواج می‌شوند.

دختران از دو جنبه زن بودن و کودک بودن، محور فعالیت و اقدام مشترک دو نهاد بین‌المللی یعنی کمیته محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان و کمیته حقوق کودک قرار دارند.

نوامبر سال ۲۰۱۴، کمیته منع تبعیض علیه زنان و کمیته حقوق کودک، نظریه تفسیری مشترکی در رابطه با رویه‌های زیان‌بار علیه دختران منتشر کردند.

بیشتر بخوانید:

تجاوز و خشونت خانگی در قلب اروپا

از سوختن تا سوزانده شدن

سوئد چگونه به جنگ خشونت خانگی رفت؟

 

این نظریه تفسیری مشترک برای تبیین تعهد دولت‌های عضو کنوانسیون حقوق کودک در ارتباط با رویه‌های زیان‌بار است. برخی از مصادیق رویه‌های زیان‌بار علیه دختران شامل کشتن نوزادان دختر و گزینش جنسیتی قبل از تولد، ناقص‌سازی جنسی دختران، ازدواج زود و اجباری و جرایم ناموسی است.

مهم‌ترین شکل‌های خشونت علیه دختران

تعداد زیادی از دختران نوجوان در حالی که باید تحصیل کنند و آموزش ببینند، از نظر جامعه و والدین باید برای ازدواج و مادری آماده شوند: وضعیتی که آن‌ها را مجبور به ترک تحصیل می‌کند. اما حتی برای آن‌ها که فرصت ادامه تحصیل پیدا می‌کنند، دسترسی به اطلاعات پایه در مورد سلامت، حقوق بشر و حقوق جنسی و باروری دشوار است. کمبود امکانات آموزشی آن‌ها را در مقابل صدمه جسمی و روانی آسیب‌پذیر می‌کند.

عامل اصلی تداوم این خشونت‌ها، کلیشه‌های جنسیتی است. کلیشه‌های جنسیتی مشکلات زنان و دختران را عادی و قابل پذیرش نشان می‌دهد. به همین دلیل از جمله مفاد مهم کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، تعهد امضاکنندگان کنوانسیون به تغییر کلیشه‌های جنسیتی است.

سال گذشته سازمان نجات کودکان گزارشی منتشر کرد که آمارهای تکان‌دهنده‌ای از وضعیت دختران خردسال در آن آمده است. بر اساس گزارش این سازمان بیش از ۷۰۰ میلیون زن زیر ۱۸ سال در سراسر جهان مجبور به ازدواج شده‌اند.

این معضلات در مورد برخی گروه‌های آسیب‌پذیر دختران مانند اقلیت‌های نژادی یا دختران در طبقات فقیر یا نواحی حاشیه‌ای شهرها بیشتر است.

در ایران ازدواج زود هنگام، محرومیت از تحصیل، ختنه، خشونت خانگی از شکل‌های رایج اعمال خشونت نسبت به دختران است.

بر اساس تعریف صندوق کودکان ملل متحد یونیسف، ازدواج کودکان هر ازدواجی اعم از رسمی یا غیر رسمی است که در آن یکی از طرفین یا هر دو زیر سن ۱۸سال باشند. در بسیاری از کشورهای دنیا ازدواج کودکان زیر سن قانونی،  جرم‌انگاری و غیرقانونی شده است. در ایران اما مساله ازدواج کودکان حل نشده باقی مانده است. ازدواج زودهنگام در سال‌های اخیر در ایران چنان فراگیر شده که انتشار آمار آن، برخی از نمایندگان مجلس را به تلاش برای پیگیری طرحی برای بالا بردن سن ازدواج دختران واداشته است.

بر اساس قانون مدنی ایران، سن قانونی ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال تعیین شده است. با این حال در ماده ١٠۴١ قانون مدنی آمده است: “عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ١٣‌ سال تمام شمسی و پسر‌ قبل از رسیدن به سن ١۵‌سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت ‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.”

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

آمارهای ثبت احوال ایران نشان می‌دهد که از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳، نزدیک به ۴۲۰هزار دختر زیر ۱۵سال در ایران ازدواج کرده‌اند. همچنین بر اساس آخرین آماری که یونیسف در اواخر سال ۲۰۱۶ میلادی منتشر کرد، ۱۷درصد از دختران ایرانی زیر ۱۸سال و سه درصد نیز زیر ۱۵سال ازدواج می‌کنند.

عوارض ناشی از بارداری و زایمان یکی از مهم‌ترین علت‌های مرگ دختران در سنین ۱۵ تا ۱۹ سال در سطح جهان است و سالانه به ۷۰ هزار مرگ منجر می‌شود.

بنا به این گزارش، نوزادان مادران کمتر از ۱۸ سال نیز ۶۰ درصد بیشتر از سایر نوزدان با خطر مرگ و بیماری روبه‌رو هستند.

به گفته مرکز آمار ایران، سیستان و بلوچستان بیشترین زنان ازدواج کرده زیر ۱۵ سال را دارد.

مشکل محرومیت از تحصیل هم یکی از مهم‌ترین جلوه‌های خشونت علیه دختران در ایران است که در بسیاری از موارد ریشه‌های خانوادگی دارد. براساس نتایج مرکز پژوهش‌های مجلس در سال تحصیلی گذشته، سه میلیون و ۲۰۰ هزار کودک بازمانده از تحصیل در ایران وجود داشته و دختران از اصلی‌ترین گروه‌های بازمانده از تحصیل در ایران بوده‌اند.

فقر خانواده و نداشتن امکان مالی برای خرج تحصیل، مشارکت فرزندان در اقتصاد خانواده و کودکان کار از دلایلی است که کودکان را از مدرسه رفتن باز می‌دارد و همه این دلایل در مورد  فرزندان دختر شیوع بیشتری دارد.

سال گذشته علی زرافشان، معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش ازدواج‌های زودهنگام در برخی استان‌ها را مانع از ادامه تحصیل دانش‌آموزان دختر اعلام کرده بود.

ناقص‌سازی جنسی دختران یا همان عملی که ختنه خوانده می‌شود، بیش از ۲۰۰ میلیون زن را در جهان قربانی کرده و بر اساس برخی از پژوهش‌ها که در سال‌های اخیر در ایران انجام شده، هنوز هم  در برخی از مناطق ایران ناقص‌سازی جنسی روی دختران و زنان انجام می‌شود.

 کامیل احمدی، نتایج پژوهشی را منتشر کرده که نشان می‌دهد این عمل در چهار استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و هرمزگان رواج دارد.

بر اساس این پژوهش احتمالا حدود ۷۰ درصد از ختنه زنان در این شش استان انجام می‌شود.

در ایران ختنه زنان بیشتر روی دختران کمتر از ده سال صورت می‌گیرد. در استان‌های ایلام و لرستان این عمل درست قبل از ازدواج و در برخی از موارد هم پس از تولد اولین فرزند ختنه انجام می‌شود. در استان هرمزگان دختربچه‌ها را در سن‌های پایین ختنه می‌کنند.

بر اساس همین شرایط، سرمایه‌گذاری برای ارتقای کیفیت و کمیت آموزش و ایجاد امکانات برابر تحصیلی و ارتقای سلامت و تغذیه مناسب در سنین نوجوانی در کنار مقابله با شکل‌های مختلف خشونت جنسی، جسمی، روانی علیه دختران در

خانواده و مدرسه و جامعه و تدوین قوانین ملی و بین‌المللی برای مقابله با ازدواج و ختنه دختران بیش از هر زمان دیگری نیاز جامعه امروز ایران و جهان است.

مهر
۱۸
۱۳۹۷
بریتانیا و قوانین خشونت خانگی
مهر ۱۸ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: Maridav/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Maridav/www.shutterstock.com

نعیمه دوستدار

قوانین علیه خشونت خانگی در بریتانیا برای پر کردن شکاف قانونی درباره الگوهای رفتاری کنترل‌گرایانه یا خشونت‌بار در رابطه میان شریک عاطفی، همسر و شریک یا همسر سابق یا اعضای خانواده اجرا می‌شوند.

بر اساس گزارش مرکز آمار بریتانیا در دوره یک‌ساله منتهی به مارس ۲۰۱۶، دو میلیون نفر در بازه سنی ۱۶ تا ۵۹ سال در معرض خشونت خانگی قرار گرفتند. این آمار نشان می‌دهد نیمی از این افراد به پلیس مراجعه کرده‌اند و تحقیقات پلیس در مورد ۴۰ درصد از آنها، مدارکی دال بر وقوع جرم مرتبط با خشونت خانگی را نشان می‌داد.

بر اساس تعریف قانونی خشونت خانگی در بریتانیا این موضوع فقط محدود به خشونت‌های فیزیکی نمی‌شود بلکه می‌تواند شامل الگوهای رفتاری تکرار شونده برای کنترل و اعمال قدرت در رابطه نیز باشد.

بیشتر بخوانید:

تجاوز و خشونت خانگی در قلب اروپا

از سوختن تا سوزانده شدن

سوئد چگونه به جنگ خشونت خانگی رفت؟

قانون می‌گوید: «هر رفتار یا الگوی رفتاری کنترل‌گرایانه، اجباری، تهدید کننده، خشونت‌آمیز یا همراه با سوءاستفاده که توسط افراد بالای ۱۶ سال که شریک زندگی یا عضوی از خانواده قربانی است بدون توجه به جنسیت متهم، خشونت خانگی است. این رفتارها می‌توانند شامل خشونت روانی، فیزیکی، جنسی، مالی یا عاطفی باشند. به جز رفتار اجباری و کنترل افراد که جرم‌هایی جدید در تعریف خشونت خانگی در سال ۲۰۱۵ هستند، بقیه انواع خشونت‌های خانگی در قوانین بریتانیا طبق روال عادی پلیس و سیستم قضایی بررسی می‌شوند.

رفتار کنترل‌گرایانه مانند استفاده از قدرت مالی برای کنترل استقلال و اعمال محدودیت بر رفتار دیگری و رفتارهای خشونت‌بار مانند حمله، تهدید، تحقیر و ارعاب یا سوءاستفاده، نمونه‌های خشونت‌ خانگی و جرم شناخته می‌شوند.

با توجه به قانونی که از دسامبر سال ۲۰۱۵ اجرایی شده است، آزارگری و کنترل‌گری حداکثر ۵ سال زندان، جریمه یا هر دو را در پی خواهد داشت و دادگاه صدمات و مشکلات فیزیکی قربانی خشونت را به همراه مشکلات احساسی و عاطفی و روان‌شناختی برای اجرای عدالت در نظر می‌گیرد.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

مراحل  پیگرد قانونی خشونت خانگی در بریتانیا

برای تحقق عدالت کیفری در موضوع خشونت خانگی مراحل زیر طی می‌شوند:

–         گزارش حادثه به پلیس

–         ضبط و مستند‌سازی جرم توسط پلیس

–         نتیجه‌گیری پلیس از جرم

–         ارجاع پرونده به دادستانی برای تصمیم‌گیری و پیگرد قانونی

–         ارجاع پرونده به دادگاه و تشخیص مجازات و محاکمه نهایی مجرم

 قانون حفاظت از قربانی

از ماه مارس سال ۲۰۱۴ ، بریتانیا برای پر کردن خلاء قانونی حفاظت از قربانی خشونت خانگی توسط پلیس، قانون حفاظت از قربانی را اعمال کرد. بر اساس این قانون، پلیس می‌تواند مجرم را به مدت ۲۸ روز از نزدیک شدن به محل زندگی قربانی منع کند و همچنین مجرم از تماس با فرد قربانی خشونت در این دوره منع می‌شود. این دوره به منظور ایجاد فرصتی برای قربانی در نظر گرفته شده است تا او بتواند درباره وضعیت زندگی خود به خوبی فکر کند، شواهد کافی جمع‌آوری کند و شکایت و دادخواست خود را به مراجع قانونی ارائه دهد.

طرح «افشای خشونت خانگی»

از سال ۲۰۱۴ طرح «افشای خشونت خانگی» در انگلستان و ولز اجرا می‌شود. این قانون شامل دو بخش حق پرسش و حق دانستن  است. بر اساس حق پرسش، هر شخص می‌تواند با مراجعه به پلیس از سابقه رفتار خشونت‌آمیز شریک زندگی جدیدش پرسش کند و اطلاعات به دست بیاورد. بر اساس حق دانستن، یک سازمان یا موسسه نیز می‌‌تواند در صورتی که این شک وجود داشته باشد که فردی قربانی خشونت‌خانگی‌ است، از پلیس درخواست افشای اطلاعات داشته باشد.

راهنمای تشخیص خشونت خانگی

از سال ۲۰۱۵ راهنمایی برای پلیس و دیگر افراد مرتبط با قربانیان خشونت خانگی تدوین شده است که هدف از آن آشنایی بیشتر افراد با مساله خشونت خانگی است. در راهنمای مبارزه با خشونت خانگی تدوین شده، راه‌های تشخیص خشونت، راهکارهای قانونی برای مقابله با آن و چگونگی تشخیص و ضبط شواهد گردآوری شده است.

همچنین از سال ۲۰۱۳ منابع و راهنماهایی برای قتل‌های خانگی تدوین شده است. با توجه به اینکه در قتل‌های خانگی احتمال ادامه قتل‌ و خشونت بیشتر نسبت به دیگر اعضای خانواده وجود دارد، این منابع راهنما به پلیس کمک می‌کند تا از گسترش خشونت‌های خانگی پیشگیری کند.

قوانین برای خشونت فرزندان علیه والدین

خشونت علیه والدین که به ویژه توسط نوجوانان انجام می‌شود اغلب ناگفته می‌ماند و قربانیان این نوع خشونت معمولا آن را نادیده می‌گیرند. از سال ۲۰۱۵ راهنمایی برای این نوع خشونت خانگی تدوین شده است که به تشخیص خشونت و نحوه پاسخگویی به نیاز قربانیان می‌پردازد. بر اساس قانون تدوین شده اقدامات حمایتی مانند نگهداری و مراقبت از والدین تحت خشونت باید توسط نهادها و موسساتی انجام شوند که با خشونت‌های خانگی در ارتباط هستند.

وضعیت مهاجران

رویکرد قانونی دولت بریتانیا در برابر مهاجران این است که آنها باید توانایی حفاظت از خود را در جامعه بریتانیا داشته باشند. آنها باید قادر باشند بدون استفاده از مزایا و خدمات ارائه شده توسط دولت زندگی خود را بگذرانند. اما قربانیان خشونت خانگی از این قاعده مستثنی هستند. بر اساس قانون، قربانیان خشونت خانگی حق بهره‌مندی یکسان از اقدامات حفاظتی دولتی را در مقابل خشونت خانگی دارند. این به معنای آن  است که هر مهاجری اعم از همسر یا شریک زندگی مهاجر یک فرد بریتانیایی یا مهاجر قانونی دیگری می‌تواند از اقدامات حفاظتی استفاده کند.

خشونت بر اساس ناموس

قانون دیگری که در بریتانیا در مقابله با خشونت خانگی وجود دارد با عنوان «خشونت بر اساس ناموس» یا «تجاوز به حقوق» شناخته می شود. این مورد شامل جنایاتی مانند خشونت‌های خانوادگی و جنسی، ازدواج اجباری، آزار جنسی و طرد اجتماعی است. معمولا زنان قربانی این نوع خشونت هستند. آنها به دلیل عدم رعایت انتظارهای فرهنگی و مذهبی مانند آرایش و پوشیدن لباس غربی، دوستی یا رابطه جنسی با مردی، بارداری بدون ازدواج، داشتن رابطه و دوستی با فردی از مذهب یا ملیت دیگر، رد کردن ازدواج اجباری یا داشتن رفتار خارج از عرف سنتی و مذهبی، تحت خشونت توسط اعضای خانواده قرار می‌گیرند.

قربانیان این نوع خشونت نیز تحت حمایت قوانین ضد خشونت بریتانیا قرار می‌گیرند. ازدواج اجباری، سوءاستفاده از جهیزیه و ختنه زنان نیز از مواردی هستند که مهاجران و افرادی که در شرایط خاص زندگی می‌کنند، به طور خاص تحت پوشش قانون قرار می‌گیرند.

مهر
۱۸
۱۳۹۷
چه کسانی دختران را خانه‌نشین می‌خواهند؟
مهر ۱۸ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Photo: Maria Symchych/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Maria Symchych/www.shutterstock.com

راضیه امیری

یک نیروی کار دختر ماهر!

این تعبیر شاید برای دختران ایرانی خیلی آشنا و برای حکومت‌گران جمهوری اسلامی چندان گوش‌نواز نباشد، اما سازمان ملل متحد برای روز جهانی دختربچه‌ها که ۱۱ اکتبر هر سال گرامی داشته می‌شود، چنین شعاری را برگزیده است. شعاری که به گفته سازمان ملل متحد با اهدافی همچون تقویت مهارت‌های شغلی در دختران انتخاب شده است.

از سال ۲۰۱۲ که روز ۱۱ اکتبر به عنوان روز جهانی دختربچه‌ها انتخاب شد، دغدغه تصمیم گیرندگان جهانی این بود که به واسطه این نامگذاری، بتوانند به برجسته‌سازی مشکلات دختران و به نیازها و چالش‌های آن‌ها بپردازند و بر احقاق حقوق حقه آنان و تقویت توانمندی آنان تاکیدی مؤکد داشته باشند.

این سازمان خود معترف است شاکله اصلی جنسیتی جوانانی که در دهه آینده جزو نیروی کار محسوب می‌شوند دختران هستند؛ یعنی حدود ۶۰۰ میلیون نفر از یک جمعیت یک میلیاردی. اما مشکل بزرگ آنجاست که بیش از ۹۰ درصد آنان که از کشورهای در حال توسعه هستند، از آموزش مرتبط با این مسائل محروم ماندهاند. از این روست که می‌توان حدس زد آنان بعدها وارد بخش غیررسمی بازار اشتغال می‌شوند و به راحتی مورد استثمار قرار می‌گیرند.

بیشتر بخوانید:

پسران ترس خورده امروز؛ مردان دیگرآزار فردا

کودکانی که صدای‌شان به گوش‌ها نمی‌رسد

بر اساس چنین واقعیت‌های ناگواری، سازمان ملل متحد، جامعه جهانی را به «تجدید نظر در مورد چگونگی ورود موفق دختران به بازار کار» فرا خوانده است. اما آیا ایران نیز نباید مخاطب جدی چنین خطابی باشد؟

با کمی تدقیق در وضعیت ایران و مشاهده برخی گزارش‌ها و آمارها – خصوصاً در زمینه اشتغال زنان – می‌توان به راحتی دریافت که ایران نیز از جمله کشورهایی‌ست که در این زمینه با مشکل روبه‌روست.

شاهد علوی، روزنامه‌نگار مقیم آمریکا که سابقه ۱۵ سال تدریس در ایران داشته و از جمله معلم کودکان دختر نیز بوده است، «آموزش و پرورش» جمهوری اسلامی را در زمینه آموزش مهارت‌ها «ناکارآمد» می‌داند و بر این باور است که اساساً در نظام آموزشی مطلوب جمهوری اسلامی، مساله آماده‌سازی دانش‌آموز برای بازار کار هیچ‌گاه چندان جدی گرفته نشده است.

این معلم سابق در گفت‌و‌گو با «خانه امن» در توضیح بیشتر این مساله می‌گوید: «مساله آموزش مهارت‌ها چیزی‌ست که  در ۴۰ سال بعد از انقلاب خیلی به آن پرداخته نشده است. هر چند سعی شد با دروسی همچون حرفه و فن یا تأسیس نهادهایی همچون هنرستان این مساله پوشش داده شود اما باید اذعان کرد محتوای آموزش داده شده با محیط کار تناسب نداشته است.»

او در ادامه می‌گوید: «به طور کلی و بر خلاف ادعای موجود، دانش‌آموزان در مدرسه وارد فرایند جامعه‌پذیری نمی‌شوند. روندی که هنوز و همچنان تغییر پیدا نکرده است و اگر هم برخی مهارت‌ها در رابطه با سلامت بهداشت روانی به محتوای آموزشی اضافه شده است، هنوز محتواهای درسی، محتوای آموزش مهارت‌های زندگی نیست و دانش‌آموزان بعد از فارغ‌التحصیلی آماده ورود به بازار کار نیستند.»

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

این مساله اما محدود به آموزش و پرورش نیست. در ایران امروز انگار همه چیز دست به دست هم داده‌اند تا بتوانند مانع از آماده‌سازی دختران برای حضور به عنوان زنان شاغل شوند. صداوسیما، قوانین مربوطه، سیاستگذاری‌های کلان و حتی فرهنگ اجتماعی غالب به یاری پس راندن زنان از حوزه اشتغال و کسب درآمد می‌آیند.

یک کارشناس روحانی در تلویزیون صراحتا می گوید:‌ «این دستور خدا و پیامبر است که زن استقلال اقتصادی نداشته باشد و وابسته به شوهرش باشد.»

چنین درکی از موجودیت زن اما محدود به نظر و دیدگاه تنها یک روحانی شیعه نیست. طبق اعلام رسمی مرکز آمار ایران، در بین سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳،  بیش از ۸۰۰ هزار زن، شغل خود را از دست داده‌اند.

به گفته  منصور اسانلو که خود در ایران فعال کارگری بوده است، «زنان اولین کسانی هستند که اخراج می‌شوند و آخرین کسانی هستند که برای کار دائم یا قراردادی استخدام می‌شوند.»

این در حالی‌ست که بنا به پژوهش‌ها، وضعیت ایران در پیش و پس از انقلاب در این حوزه کاملاً متفاوت بوده است:

در سال ۱۳۵۵ زنان نزدیک به ۱۴ درصد نیروی کار در ایران را تشکیل می‌دادند. این عدد زمانی جالب توجه می‌نماید که توجه کنیم ۵۰ سال قبل از آن این میزان نزدیک به صفر بوده است. یعنی می‌توان کاملاً احتمال داد که با توجه به نوع رویکرد حکومت سابق به مساله زنان، این روند رو به رشد همچنان سیر صعودی خود را می‌پیمود اما مساله کاملا برعکس شد و در نیمه دهه ۶۰ شمسی، صرفا نزدیک به ۹ درصد از نیروی کار را زنان تشکیل دادند.

درواقع پس از انقلاب اسلامی، روند رو به پیشرفت زنان معکوس شد و در این راه قوانین مدنی یاری‌گر اصلی حکومت‌گران جدید شدند تا زنان را زیر سایه مردان تعریف کنند.

این نگاه همچنان در نهادهای بالادست غالب است اگر به یاد بیاوریم که آیت‌الله علی خامنه‌ای به عنوان سیاست‌گذار اصلی در جمهوری اسلامی، خانه‌داری و فرزندآوری را جزو شاخصه‌های یک زن مطلوب ارزیابی می‌کند و بر آن پای می‌فشارد.

شاهد علوی اما خصلت ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی را در ایجاد چنین وضعیتی بسیار تاثیرگذار می‌داند. او در توضیح وجود نگاه جنسیتی در آموزش و پرورش جمهوری اسلامی (که مقدمه‌ای بزرگ در راستای ایجاد مانع برای زنان به منظور ورود به بازار کار است) می‌گوید «اینکه آموزش و پرورش در آماده‌سازی کودکان برای ورود به اجتماع و آموزش مهارت‌های زندگی و هم آموزش مهارت‌های فنی-حرفه‌ای ناتوان بوده است، به نگاه جنسیتی برمی‌گردد که در آموزش و پرورش غالب است و به دانش‌آموز دختر، خیاطی و طراحی و گلدوزی یاد می‌دهد و به دانش‌آموز پسر، نجاری و مکانیک و امثال آن که تازه آن هم به شکل غیرعلمی و خام است.»

بنا به دریافت شاهد علوی که مسائل آموزشی ایران را به صورت جدی تعقیب می‌کند، اساساً نمی‌توان امیدوار به ترمیم این مساله در قالب جمهوری اسلامی بود.

او به سندهای راهبردی آموزش و پرورش اشاره می‌کند و می‌گوید اساساً دغدغه محوری این سندهای راهبردی، «تربیت بچه‌های مؤمن و معتقد به نظام اسلامی» است.

مهر
۱۱
۱۳۹۷
بد سرپرست، تنهاتر است
مهر ۱۱ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
Photo: 		deposit123/depositphotos.com
image_pdfimage_print

Photo: deposit123/depositphotos.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

–         به درد اعتیادش خو کرده بودم اما این اواخر یک زخم تازه مهمان خانه کوچک ما شده بود. هنر کرده بود و این بار عاشق زن دیگری شده بود. اصرار می‌کرد جدا بشویم، اما من به خاطر دخترک سه ساله‌ام مقاومت می‌کردم.

چند ماهی وانمود کرد که از اصرار و ابرامش برای جدایی گذشته. من هم با اینکه هیچ تلاشی برای زندگیمان نمی‌کرد، همین قدر که از جدایی نمی‌گفت راضی بودم. بعد نقشه سفر به مشهد را ریخت. گفت برویم زیارت قلبمان آرام بگیرد و رفتیم. روز سوم بود که بیدار شدم و دیدم علی و دخترم نیستند. گفتم لابد بی‌خوابی به سرشان زده رفته‌اند قدمی‌ بزنند با هم اما آمدنشان به دراز کشید. دلشوره عجیبی داشتم و یک جا آرام نمی‌گرفتم. چند ساعت بعد علی را از پشت شیشه مسافرخانه دیدم که دارد عرض خیابان را به تنهایی عبور می‌کند. انگار کسی دلم را از ریشه چلاند. پس دخترم کو؟ علی به محض اینکه وارد اتاق شد گفت دیگر بهانه‌ای برای جدایی نداری. دخترت را بردم وسط حرم رهایش کردم.

مویه‌کنان تاکسی گرفتم به سمت حرم. به همه التماس می‌کردم و عکس دخترم را نشان می‌دادم. همه مردم دورم جمع شده بودند. یک نفر گفت برو به قسمت گمشدگان. شاید کسی دیده برده آنجا تحویل داده. رفتم آنجا دیدم سمیه آنجا روی نیمکت دفتر خوابیده . بس که گریه کرده بود صورتش ورم کرده بود. برش گرداندم هتل. سمیه از پدرش می‌ترسید. بقیه روزهای سفر پشت سرم پنهان می‌شد. ما جدا شدیم اما دختر ۱۳ساله‌ام مدام کابوس می‌بیند و خاطره آن روز حرم هرگز رهایش نمی‌کند.

چرا برخی فعالان حقوق کودک معتقدند کودک بد سرپرست به مراتب شرایط دردناک‌تری دارد تا کودک بی‌سرپرست؟ حتی در همین باب چند سال پیش پویشی با عنوان «بد سرپرست، تنهاتر است» با همدلی جمعیت‌های حامی‌ حقوق کودکان شکل گرفت و با اینکه کماکان در طول این چند سال این پویش نتوانسته به عنوان یک نهاد خیریه به ثبت رسمی‌ برسد، اما تلاش بسیاری برای تصویب لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان انجام داده است.

بیشتر بخوانید:

معضل نوار بهداشتی و به خطر افتادن سلامت زنان فرودست

آیا لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان می‌تواند مانع آزارگری والدین شود؟

زندگی‌‌هایی که پای منقل آن‌ها به باد می‌رود

خانه امن از کتایون نخعی که مددکار اجتماعی است و در دادگستری یکی از شهرستان‌های خوزستان برای کمک به کودکان و نوجوانان بزهکار استخدام شده، می‌پرسد چرا می‌گویند کودک بد سرپرست وضعیت وخیم‌تری دارد؟

او با لبخندی تلخ جواب می‌دهد: «من هم بعد از ۱۱سال تجربه کار با این کودکان معتقدم کودک بدسرپرست و دارای والد آزارگر، تنهاتر از کودک یتیم آواره خیابان‌هاست. کودک آواره و بی‌سرپرست حداقل می‌تواند توجه سازمان‌های مردم نهاد را جلب کند. اما کودکی که ظاهرا همه چیز دارد، خانه دارد، کاشانه دارد، پدر و والد و خانواده دارد، جایی برای دلسوزی یا حساسیت باقی نمی‌گذارد. هر روزه شاهدم که کودکان یتیم و بی‌سرپرست اندک دلسوزی افکار جمعی را در این وانفسای ویرانی جامعه به خودشان جلب می‌کنند. هر کسی می‌آید می‌گوید نذر کرده مثلا هزینه دو کودک یتیم را تامین کند. گوشه ناچیزی از کمک‌های دولتی به کودکان بی‌سرپرست و یتیم اختصاص پیدا می‌کند یا سازمانهای مردم نهاد در این باب تلاش می‌کنند دست یاری به سوی کودکان بی‌سرپرست دراز کنند، اما هیچ‌کس کودک بد سرپرست را نمی‌بیند. بد سرپرست تنهاتر است چون گرچه ظاهرا دست مهربان والد و سقفی ایمن بر سر دارد، اما هیهات که آزارگر همان کودک بی‌دفاع، زیر همان سقف ایمن و در پوشش مهر مادری یا حمایت پدری به آزار کودک مشغول است؛ کودکی که اساسا صدا و حنجره و توانی برای اظهار کمک ندارد و تنها پناه امنش همان آزاررسان ناپیدا و مغفول است. چندی پیش دادگاه مادری بود که دختر هفت ساله‌اش را عملا با قاشق کباب کرده بود. تمام تن دخترک از زخم‌های ناشی از سوختگی عفونت کرده بود، اما توی همان جلسه دادگاه دخترک چادر مادرش را گرفته بود و پشت سر او پنهان شده بود. تمام مدتی که دادگاه برگزار می‌شد من از واکنش‌ها و ترس کودک بی‌صدا گریه می‌کردم.»

سرگذشت معصومه

سرگذشت معصومه هم حکایت یکی از همان بد سرپرست‌هاست: «اولین بار که او را دیدم روی یکی از صندلی‌های قرمز درمانگاه سینا نشسته بود. چسب پشت دستش نشان می‌داد تازه از زیر سرم رها شده. چند کلمه‌ای که با او حرف زدم متوجه شدم در سن ۱۷سالگی آمده جنینش را سقط کند.

همان دیدار کوتاه اما منجر به ایجاد رابطه‌ای شد که تا امروز میان ما ادامه دارد. بعدها فهمیدم تنها دو سال داشته که مادرش در روستا به علت ابتلا به سرطان سینه درگذشته. هیچ‌کس آن روزها و در آن روستای دورافتاده نمی‌دانسته سرطان سینه از چه مقوله‌ای‌ست. زن جوان یک سال هم دوام نیاورده و بعد از مرگ مادر، پدر۲۵ ساله‌ معصومه او را انداخته ور دل خواهر خودش توی همان روستا و رفته دنبال زندگی‌اش.»

–         الان که فکرش را می‌کنم می‌توانم پدرم را ببخشم. چه راه چاره دیگری داشت یک مرد جوان ۲۵ ساله که سخت هم کار می‌کرد؟ عمه‌ام مرا تر و خشک می‌کرد و پدرم برای کار بنایی به آبادان می‌رفت و چند روزی یک بار به روستا می‌آمد تا مرا ببیند. کم کم که رفت وآمدهای پدرم کم شد شنیدم ازدواج کرده ومن حتی یک برادر دارم .نمی‌دانم چه شد که وسط گرفتاری‌های عمه بیوه‌ام که شوهرش به علت سانحه در محل کار و فرو رفتن پایش در حوضچه اسید درگذشته بود و دو پسرش که از من بزرگ‌تر بودند، بالغ شدم.

ما را در تلگرام خانه امن دنبال کنید. 

علی، پسر عمه معصومه، فقط یک سال از او بزرگ‌تر بوده اما به شدت عصبی. او مدام مادرش را کتک می‌زده و یک بار را جوری او را زیر بار کتک گرفته که دو دندان جلویش شکسته:

–         روزگار سیاهی با علی داشتم. حکومت نظامی‌ حکم فرما بود. همگی ما حتی عمه که بزرگ ما بود از علی حساب می‌بردیم چون او کارگری می‌کرد و خرج ما را می‌داد. او گاهی شب‌ها که روی پشت‌بام می‌خوابیدیم به من آزار می‌رساند. یک روز که عمه شاهد صدای قدم‌هایش و فرار بی‌محابایش بود با من حرف زد و گفت که راه چاره دیگری ندارم. بهتر از علی برایم سراغ ندارد و بهتر است با او ازدواج کنم. عمه می‌گفت ازدواج که کنید خلق و خویش بهتر می‌شود.

بد سرپرست تنهاتر است چون در انتظار معجزه می‌ماند. چون ایمان دارد که والدش او را از قلب جهنم به سرای عافیت می‌رساند. معصومه سال‌های سال یک ساک کوچک نیم‌دار با چند دست لباس کهنه و یک جفت دمپایی رنگ و رو رفته و عکس روزگار جوانی مادرش را پنهان کرده بوده توی گنجه کهنه عمه، به این امید که یک روز پدرش او را از آن خانه تاریک خواهد برد. پدرش اما هرگز برنمی‌گردد و او در نهایت یک روز به ازدواج ناخوشایند و ناخواسته با پسر عمه عصبی و خشونت‌گرش تن می‌دهد:

–         با اینکه پدر داشتم و شرایط اقتصادی پدرم به تدریج بهتر شده بود اما نه هرگز در طول این سال‌ها از من سراغی گرفت، نه اندک پولی برایم فرستاد، نه کاری کرد که بدانم به یادم بوده. یک بار هم نیامد تا مرا به خانه جدیدش ببرد و برادر و خواهرهایم را نشانم بدهد. من عملا برای هیچ‌کس وجود نداشتم و در نهایت ۱۴ سال و سه ماه بیشتر نداشتم که تن به ازدواج ناخواسته با پسر عمویم دادم. نگران تجاوز پنهانی او و از دست دادن باکرگی‌ام بودم و گفتم شاید این راه بهترین انتخاب باشد.

آن دختر ۹ساله

کتایون نخعی اما از سرگذشت تلخ دختر ۹ساله‌ای می‌گوید که هیچ‌کس در خانواده حاضر به پذیرش سرپرستی او نیست. دختر باهوش و زیبایی که به افسردگی و روان‌پریشی مبتلا شده است:

«مادر نیلوفر سه بار ازدواج کرده. نیلوفر حاصل ازدواج دوم اوست. پدر نیلوفر به جرم ماشین دزدی و قتل به زندان افتاده و به قصاص محکوم شده. مادر دخترک هم با توسل به همین موضوع از او طلاق می‌گیرد و با مغازه‌داری که همسر و سه فرزند بزرگ دارد ازدواج می‌کند. حالا اما دعوای آنها سر نیلوفر بالا گرفته و آن مرد با وجود تعهد روزهای اول، دیگر حاضر به نگهداری از دخترک نیست. حتی بارها او را کتک زده و نیمه شب از در خانه بیرون انداخته. دخترک ۹ساله بارها در دل تاریکی شب پشت در خانه مادرش به انتظار نشسته چون هیچ جا را نداشته که برود.»

نخعی اما از اینکه مادر نیلوفر هیچ دفاعی از او یا تلاشی برای تغییر شرایط دخترش نمی‌کند، شگفت‌زده و متعجب است: «مادر دخترک سالم و تندرست است. هر مادر طبیعی دیگری در چنین شرایطی قید این زندگی و ازدواج مشترک را به نفع فرزندش می‌زد. این زن می‌تواند از این مردک بی‌رحم جدا بشود و برود کار کند و از دخترش مراقبت کند، اما هیچ اصراری برای نگهداری از دخترک ندارد. دخترک افسرده و آشفته است. او در اوج بی‌پناهی مطلق بین اعضای دور ونزدیک خانواده دست به دست می‌شود. یک شب خانه این می‌خوابد یک شب خانه آن. هیچ‌کس او را نمی‌خواهد. حین جلسات مشاوره متوجه شده‌ام هوش و فراست و استعداد عجیبی دارد. گاهی می‌گویم ای کاش این همه باهوش نبود. حافظه‌اش مثل ساعت گرینویچ کار می‌کند. گاهی از خاطرات دو سالگی‌اش برای من تعریف می‌کند و صحنه‌هایی که نباید می‌دیده را به خاطر می‌آورد. هر بار که می‌رود من به قرص‌های آرام‌بخش متوسل می‌شوم و تا یک هفته روانم پریشان است تا باز برگردد. نمی‌دانم در نهایت سرنوشتش چه خواهد شد، اما نگران جانش هستم. نگران اینکه یک بار خدای نکرده به خاطر حل این مشکل، کلا صورت مساله را به کلی پاک کند.»

حسین اسدبیگی، رییس مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور سال گذشته به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته بود ۸۸ درصد کودک‌آزاری‌ها توسط والدین و خصوصا از جانب پدر انجام شده است.

در سال گذشته از مجموع کودک‌آزاری‌هایی که به مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی گزارش شده  بود، بیش از یک هزار و ۶۴۲ مورد توسط پدر، ۷۳۹ مورد توسط مادر، هشت مورد توسط خواهر و ۲۰ مورد توسط برادر انجام شده و از مجموع این موارد گزارش شده، تنها ۱۵ درصد توسط افراد غریبه انجام شده است.

فعالان حقوق کودک اما امیدوارند با اجرایی شدن لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان، امکان ایجاد سقف ایمن‌تری برای کودکان بد سرپرست فراهم شود.

مهر
۳
۱۳۹۷
معضل نوار بهداشتی و به خطر افتادن سلامت زنان فرودست
مهر ۳ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
Photo: namtipStudio/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: namtipStudio/www.shutterstock.com

ماهرخ غلامحسین‌پور

بالا رفتن قیمت پوشک، نوار و پد بهداشتی و نایاب شدن این محصول در قفسه فروشگاه‌های عرضه محصولات خانگی، احتمال شیوع بیماری‌های عفونی میان زنان فقیر و فرودست جامعه را به شدت افزایش داده است.

نوار و پد بهداشتی، دو محصول مصرفی و ماهانه نیمی از جمعیت کشور هستند. حتی اگر جامعه زنان سالمند را بخشی از مصرف کنندگان نوار بهداشتی ندانیم، همچنان تعداد زیادی از همین گروه زنان سالمند، به جای نوار بهداشتی، مصرف کننده پوشک مخصوص بزرگسال هستند.

با این وضعیت تازه اما گروه وسیعی از زنان طبقه متوسط هم به سطحی از ناتوانی زنان فقیر و کم درآمد جامعه رسیده‌اند. زنان فقیر و کم درآمدی که حتی پیش از بحران تحریم‌ها قادر به خرید نوار بهداشتی یا دیگر اقلام بهداشتی-مصرفی مثل کاغذ توالت نبودند.

گوهر ازگندی، خانم خانه‌داری که در روستای «تیره خیرآباد» حوالی ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان زندگی می‌کند و شش بچه قد و نیم قد دارد، می‌گوید پول یک بسته نوار بهداشتی خرج دو روز قوت و مایحتاج فرزندانش است و او که در گذشته به ندرت نوار بهداشتی می‌خریده، با این شرایط جدید مطلقا چنین توانایی و امکانی ندارد.

بیشتر بخوانید:

خشونت شاید تنها یک «کلمه پنج حرفی» باشد

آیا لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان می‌تواند مانع آزارگری والدین شود؟

زندگی‌‌هایی که پای منقل آن‌ها به باد می‌رود

بیشتر زنان روستای تیره خیرآباد که در جامعه کوچک گوهر زندگی می‌کنند هم به نوار بهداشتی دسترسی نداشته و آن را کالایی لوکس، غیرضروری و مصرفی می‌دانند.

به گفته گوهر، او هرگز تامپون یا تامپکس را از نزدیک ندیده و نمی‌داند آنها چه جور محصولاتی هستند.

گوهر که در طول دوران قاعدگی‌اش تا‌کنون به طور معمول از کهنه استفاده کرده، حالا هم همین رویه را ادامه می‌دهد. او در طول زندگی‌اش به جز در مواردی معدود که یک خانم خیر برای خانه بهداشت روستایشان بسته‌های نوار بهداشتی فرستاده، هرگز از این محصول استفاده نکرده است.

گوهر در مقابل این توصیه که بهتر است از پارچه نو استفاده کند نیز می‌گوید: «من نمی‌توانم پارچه نو و قواره تازه خریداری شده را صرف کاری کنم که در نهایت راهی سطل آشغال می‌شود. یعنی اگر بخواهم هم چنین توانی ندارم. از آخرین باری که فروشنده دوره‌گرد یک قواره پارچه نو کم قیمت برای رخت و لباس تازه آورده بود و من توان خرید آن را در چند قسط داشتم، دو سال می گذرد.»

گوهر از تکه پارچه‌های کهنه‌ای که در دور و بر و خرابه‌ها می‌بیند و آنها را با دقت شست‌و‌شو می‌کند برای تمیز کردن خون دوران قاعدگی‌اش استفاده می‌کند.

متخصصان علوم بهداشتی اما می‌گویند استفاده از پارچه فرسوده و هر وسیله غیر‌بهداشتی دیگر برای نظافت دوران عادت ماهانه می‌تواند منجر به ایجاد بیماری‌های قارچی یا عفونی جدی دستگاه تناسلی و به مخاطره افتادن سلامتی زنان شود.

اگر تاکنون عضو کانال تلگرام خانه امن نشده‌اید، کلیک کنید.

سال‌هاست کمپین‌های گسترده بین‌المللی در سراسر جهان در تلاشند که دسترسی زنان به نوار بهداشتی را تسهیل کنند. آنها علیه شرم زنان برای خرید و استفاده از نوار بهداشتی در جوامع انسانی مبارزه می‌کنند چون معتقدند این محدودیت می‌تواند جان هزاران هزار زن را در مناطق فرودست جهان به خطر بیندازد.

در هند و پاکستان و برخی دیگر از کشورهای در حال توسعه، از سوی جامعه زنان پیشرو تلاش می‌شود تا مالیات بر نوار بهداشتی از سوی  دولت حذف شده و امکان خرید ارزان قیمت این محصول یا حتی توزیع رایگان آن میان زنان کم درآمد فراهم شود.

این روزها اما با افزایش نرخ ارز دولتی در ایران این محصول نه تنها به چند برابر قیمت واقعی خرید و فروش می‌شود و دست قشر کم درآمد و فقیر جامعه از آن کوتاه شده، بلکه حتی عرضه محدود آن برای قشر متوسط به بالا هم تبدیل به معضل شده است.

در ایران و پیش از بروز این بحران، چندین شرکت بزرگ تولید کننده چون مبارک، لطیفان، رزبرگ، شکوه، گلریز، پرمیس، نانسی و سافتلن این کالا را برای مصرف داخلی تولید می‌کردند و حتی گاهی مازاد این تولیدات به کشورهای همجواری چون افغانستان و پاکستان صادر می‌شد.

در روزهای گذشته اما بحران پوشک و نوار بهداشتی چنان در سطح جامعه بالا گرفته که موضوع کمبود آن به مهم‌ترین فراز اظهار نظر مسئولان، حتی در سطح رهبری نظام تبدیل شده است. او بر این باور است که مساله پوشک نوعی شیطنت و توطئه برای ناکارآمد نشان دادن نظام جمهوری اسلامی است؛ موضوعی که دکتر عطاالله جعفری که در خیابان اشتراکی شمالی کرج  داروخانه  دارد، به آن باورمند نیست: «علت واقعی کمبود این محصولات عدم ورود یک ماده اولیه به نام “خمیر کاغذی” است که تا پیش از آن از بیرون ایران برای کارخانه‌های تولید کننده وارد می‌شد.»

مینا رازدار، ساکن منطقه یوسف‌آباد تهران می‌گوید به داروخانه حوالی بیست و دوم یوسف‌آباد مراجعه کرده و خواستار خرید سه بسته نوار بهداشتی شده، اما فروشنده فقط حاضر به فروش یک بسته نوار بهداشتی به او شده است.

نسیم، یک شهروند دیگر اما به جز گران شدن و محدود بودن نوار بهداشتی به پر شدن بازار از جنس بنجل و بی‌کیفیت اشاره می‌کند: «مارک‌هایی وجود دارند که تا پیش از این اصلا خریدار و مقبولیت نداشتند. در واقع اجناسی که در طول چند هفته گذشته در بازار قابل دستیابی‌اند به شدت بی‌کیفیت و نازل هستند.»

نسیم می‌گوید حتی او که کارمند قراردادی شهرداری است برای خرید نوار بهداشتی تحت فشار است و با این شرایط واقعا نمی‌داند زنان فقیر و روستایی با این معضل چه می‌کنند: «زمانی که قیمت نوار بهداشتی هزار و ۷۰۰ تومان بود، زن روستایی کم درآمد و فقیر قادر به تامین آن نبود. حالا امروز با قیمت نجومی این محصول او چه‌طور از پس هزینه خرید این محصول ضروری و بهداشتی برآید؟ »

دکتر پیمانه رفیعی، متخصص زنان و زایمان با اشاره به اینکه دومین شکل گسترده عفونت در سراسر جهان، عفونت واژینال است به « قارچ کاندیدا آلبینکس، عفونت باکتریایی، عفونت انگلی، کهیر و بسیاری بیماری‌های مشابه» اشاره می‌کند که می‌تواند به عدم مراعات بهداشت در دوران قاعدگی و آزادی عمل در تعویض پوشک و نوار بهداشتی ربط داشته باشد.

نغمه. ر، به شدت نگران ابتلا به بیماری‌های مورد اشاره خانم رفیعی است:  «از نوجوانی وسواس داشتم. از خرج و مخارج خانه و لباس و خوراکم صرفه‌جویی می‌کردم اما همیشه دستمال‌های توالت با کیفیت و مطمئن می‌خریدم. در طول ماهی که گذشت اما دستمال‌های توالتی که خریداری کرده‌ام بسیار بی‌کیفیت بوده‌اند و حتی ظن بازیافتی بودن آنها را دارم. دستمال‌هایی که به محض خیس شدن وارفته و پودر می‌شوند.»

دستمال‌های کاغذی جعبه‌ای و با کیفیت بسیار گران هستند و بسته‌های دستمال توالت از ۱۰هزار تومان به ۱۸هزار و ۸۰۰ تومان به بالا افزایش قیمت داشته‌اند. نغمه می گوید نوار بهداشتی «الویز» استفاده می‌کرده که الان در بازار موجود نیست و اگر هم باشد به سختی قابل دستیابی است و از ۹هزار تومان به ۲۸هزار تومان رسیده است.

دوست نغمه که شوهرش منشی مطب یک دکتر متخصص است و درآمد بالایی ندارد، به تازگی زایمان کرده. او ضمن درد دل با نغمه برای او تعریف کرده تمام سعی‌اش را می کند تا جایی که می‌تواند تعویض پد و نوار بهداشتی‌اش را به تاخیر بیندازد: «هفته پیش لابه‌لای لیست خرید خانگی نوشته بودم نوار بهداشتی. همسرم شاکی شد و گفت با این حساب نمی‌توانیم این هفته میوه بخریم. چرا باید قیمت یک کالای مصرفی دورریز باعث دغدغه من و همسرم باشد؟»

در بندر دیلم، بندری که محل ترخیص و واردات کالاهای سبک وارداتی از کشورهایی همچون امارات و کویت بوده و روزانه محل رفت و آمد مردم شهرهای دور و نزدیک برای خرید اقلام خارجی است نیز زنان محروم هرگز امکان خرید بسته‌های نوار بهداشتی «کوتکس» هفت هزار تومانی را نداشته‌اند. این روزها اما نه تنها زنان محروم دیلم که حتی مسافرها هم قادر نیستند کوتکس ۳۰‌هزار تومانی بخرند.

شهریور
۳۰
۱۳۹۷
چگونه رسانه‌ها را با خود همراه کنیم
شهریور ۳۰ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
shutterstock_785222245
image_pdfimage_print

Photo: 13_Phunkod/shutterstock.com

باران خسروی

همه ما دیده‌ایم چگونه سازمان‌ها، از رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها در راستای اهداف خود استفاده می‌کنند.  همه ما داستان‌هایی شنیده‌ایم که چگونه متخصصان رسانه، با دست‌کاری هوشمندانه مطبوعات، به بهبود یا تخریب یک تصویر کمک کرده‌اند. مثال بارز،  چهره‌پردازی رسانه‌ها و حمایت از یک نامزد انتخاباتی با اهداف خاص سیاسی است که می‌تواند موجب پیروزی او شود.

 «همان‌طور که از واژه‌ رسانه هم مشخص است، ماموریت رسانه رساندن است: رساندن حرف‌ها و پیام‌ها و دیدگاه‌های فردی به فرد یا افراد دیگر. امروزه معمولا آنچه به‌عنوان رسانه در گفتگوها و مقاله‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، به رسانه‌های ارتباطی (Communication Media)  اشاره دارد. با توسعه فناوری اطلاعات، شکل دیگری از رسانه‌های ارتباطی به وجود آمدند که با رسانه‌های جمعی(Mass Media) تفاوت دارند. رسانه‌هایی که امروزه به عنوان شبکه‌های اجتماعی یا Social Media شناخته می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها شبکه‌سازی است.»

راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید از رسانه‌ها به نفع هدف خود استفاده کنید. در سال‌های اخیر بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاست‌گذاران، از رسانه‌های ارتباطی و اجتماعی برای تغییرات اجتماعی و فرهنگ‌سازی استفاده کرده‌اند که البته بسته به ساختار سیاسی و اجتماعی آن جامعه، نوع استفاده از آن رسانه متفاوت بوده است.

 در این مطلب به این می‌پردازیم که شما به عنوان یک حمایت‌گر، چگونه می‌توانید در راستای هدف خود که محو خشونت خانگی است، از رسانه‌ها بهره ببرید.

شما تنها نیستید

همان‌طور که می‌دانید، خشونت‌دیده به شدت می‌تواند ایزوله  و تنها شود، احساس گناه کند، احساس این که مقصر اوست و در این مسیر تنهاست. امروز افراد می‌توانند شناخته یا ناشناخته، روایت‌هایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. رسانه یک ابزار قوی در انتقال و به اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها بوده است، مثلا هشتگ من‌هم (#Metoo) که چندی پیش در رسانه‌های اجتماعی داغ شد، هم‌صدایی و حمایت‌گری جامعه‌ای را نشان می‌داد که سعی در برچسب‌زدایی و شرم‌زدایی از قربانی بودن دارد. در عین حال نشان داد که خشونت امری جهانی است و مرز، رنگ و طبقه نمی‌شناسد. در نتیجه شاید بتوان گفت، رسانه توانایی این را دارد که درد مشترک یا مساله مشترک را جهانی کند و احساس تنهایی در این مساله را از قربانی بگیرد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮی از ﺗﺠربه‌های دﺳﺖ اول

یکی از راه‌هایی که رسانه‌ها در بحث خشونت خانگی می‌توانند اثرگذار باشند، بحث استفاده از تجربه‌های دیگران است. آن‌ها که در شرایط مشابه ما بوده‌اند، چه کرده‌اند و چه مسیری رفته‌اند.  همچنین رسانه‌ها به ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش کمک می‌کنند. آن‌ها می‌توانند افراد را به صورت آن‌لاین و از راه دور آموزش دهند و به این ترتیب روش‌های یادگیری و آموزش سنتی را بشکنند.

اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن :

رسانه‌ها منابع خوبی در یادگیری هستند. البته این یادگیری می‌تواند هم اثر خوب و هم اثر بد داشته باشد. در واقع رسانه ها می‌توانند تاثیر منفی داشته باشند، همان طور که داشته اند. به عنوان مثال انتقاد بارزی که به رسانه‌ها همیشه وجود داشته است، این است که خود به بازسازی خشونت کمک می‌کنند.  اما در عین حال رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در یادگیری و بالا بردن دانش عمومی در مورد خشونت خانگی داشته باشند.  مثال برنامه‌های آموزشی است که هدف آن‌ها کمک به خشونت‌دیده است یارسانه‌های اجتماعی که در سال‌های اخیر نقش عمده‌ای در بالابردن دانش افراد عمومی جامعه در بحث خشونت خانگی داشته است.

دسترسی به سرویس :

رسانه‌ها می‌توانند دسترسی به سرویس را بسیار راحت‌تر کنند. از یک طرف تبلیغات رسانه‌ای و از طرف دیگر به اشتراک‌گذاری تجربه افراد در رسانه از خدماتی که از سرویس‌های مختلف اجتماعی گرفته‌اند، بسیار کمک کننده است . به عنوان مثال سرویس مشاوره‌ای که بعضی از برنامه‌ها می دهند. یا اگر شما اگر قربانی خشونت هستید، کافی است جستجوی کمی در صفحه‌ رسانه‌های اجتماعی مختلف داشته باشید و به راحتی صفحه‌ سازمان‌های کمک‌دهنده به قربانیان را پیدا کنید و از آن‌ها کمک بخواهید.

رسانه‌ها مرزها را می‌شکنند

در اهمیت رسانه‌ها این نکته کفایت می‌کند، که در پرتو آگاهی‌دهی آن‌ها، موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و  ساکنان زمین  به وسیله رسانه‌ها با هم مرتبط شده‌‌اند و بسیار ساده می‌توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را دست بیاورند. به این وسیله رسانه‌ها به راحتی می‌توانند تجربه‌های کشورهای مختلف و مسیری که در محو خشونت خانگی رفته‌اند را به ما نشان دهند.

رسانه‌ها و حمایت از کمپین‌ها

 رسانه‌ها نقش عمده‌ای درحمایت از کمپین‌های آگاهی‌رسانی داشته‌اند. از طریق ابزار رسانه، بسیاری از کمپین‌ها توانسته‌اند پیغام خود را به صورت سریع‌تر و راحت‌تر به مخاطب مردمی برسانند و در سطح گسترده‌ای بر مساله خشونت خانگی تاثیر بگذارند و در جهت تغییرات اجتماعی پیش ببرند.

تاثیر رسانه‌ها بالاتر از این مواردی است که اشاره شده است و همان‌طور که گفته شد این تاثیر گاهی مخرب هم هست. اما شما می‌توانید با توجه به هدف حمایت‌گری خود، از رسانه‌ها  با هوشمندی و آگاهی استفاده کنید و بهره مثبت ببرید تا به  هدف محو خشونت خانگی، تغییرات اجتماعی و حمایت خاص از خشونت‌دیدگان کمک کنید.

منبع ۱

منبع ۲

منبع ۳

شهریور
۲۷
۱۳۹۷
چگونه عکس‌های فرزندان‌مان را به اشتراک بگذاریم؟
شهریور ۲۷ ۱۳۹۷
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
Photo: Antonio Guillem/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Antonio Guillem/www.shutterstock.com

شیدا اشرفی

انسان‌ها ذاتا تمایل به «اشتراک گذاشتن» دارند. ما غذا، خاطرات، تجربیات و دانسته‌های خودمان را با دیگران به اشتراک ‌می‌گذاریم و از این کار لذت ‌می‌بریم.

با افزایش استفاده از فضای مجازی، سرعت و وسعت به اشتراک گذاشتن اطلاعات نیز به شدت افزایش پیدا کرده است. در عین حال که حضور فعال در فضاهای مجازی و به اشتراک گذاشتن عکس‌ها و فیلم‌ها ‌می‌تواند جذاب و مفید باشد؛ همه ما از ضرر‌ها و خطرات استفاده از فضاهای مجازی نیز با خبر هستیم.

از میان خطرهای موجود اما برخی خطرها تهدیدی برای کودکان به شمار می‌روند. پس بهتر است قبل از اینکه عکسی از فرزندانمان را به اشتراک بگذاریم به این سوال پاسخ دهیم: آیا ما ‌می‌خواهیم با به اشتراک گذاشتن عکس و فیلم فرزندانمان، آن‌ها را درگیر جریانی آزاردهنده کنیم؟

Sharenting  چیست؟

Sharenting، اصطلاحی در زبان انگلیسی است که به عمل به اشتراک گذاشتن تصاویر کودکان در فضای مجازی به وسیله والدینشان اشاره ‌می‌کند.

حضور بسیاری از کودکان در فضای مجازی حتی قبل از تولدشان شروع ‌می‌شود. والدین عکس‌ها، داستان‌های جالب و گاهی خنده‌دار و همچنین اطلاعاتی درباره تاریخ دقیق تولد فرزندانشان را در فضای مجازی به اشتراک ‌می‌گذارند. بر اساس تحقیقی که Parent Zone انجام داده است، والدین تا قبل از سن پنج سالگی فرزندانشان به طور میانگین هزار و ۵۰۰ عکس از آنها در صفحات مجازی به اشتراک ‌می‌گذارند.

برخی از والدین صفحاتی را با نام فرزندانشان در فضای مجازی باز ‌می‌کنند و عکس‌ها و فیلم‌های مختلفی از مراحل رشد کودکشان را در آنجا ارسال ‌می‌کنند؛ که البته بسیاری از این صفحات برای عموم باز هستند.

بیشتر بخوانید:

بخند، مامان لایک بگیره

کودکان، شاهدان ساکت خشونت خانگی

نقش مادران در بزه‌دیدگی دختران

نظرات متفاوتی درباره این موضوع وجود دارد. برخی والدین معتقدند به اشتراک گذاشتن عکس‌های کودکانشان، مخصوصا زمانی که از اقوام و فامیل دور هستند، باعث خوشحالی و نزدیک شدن خانواده ‌می‌شود. اما از طرفی به اشتراک گذاشتن عکس‌ها ‌می‌تواند زندگی کودکان را تحت تاثیر قرار دهد. سوالی که در مقابل مطرح ‌می‌شود این است: تصور کنید که وقتی شما کودک بودید والدینتان آلبوم عکس‌های شما را به دست ‌می‌گرفتند و در خیابان به دیگران نشان ‌می‌دادند؛ آیا شما از این کار والدینتان خوشحال ‌می‌شدید؟

احتمال دارد والدین شما در دوران نوزادیتان عکسی بدون لباس از شما گرفته باشند؛ اگر والدینتان این عکس را امروز به دوستان شما نشان دهند، خوشحال ‌می‌شوید یا احساس شرمندگی ‌می‌کنید؟ از به اشتراک گذاشتن عکس‌های دوران نوجوانیتان با دیگران چه احساسی به شما دست ‌می‌دهد؟

تفاوت مهم دوران کودکی شما (والدین امروز) و فرزندانتان در این است که کمتر کسی تا زمانی که خودتان بخواهید به آلبوم‌های قدیمی‌ کودکی شما دسترسی دارد اما عکس‌هایی که شما امروز از آن‌ها به اشتراک ‌می‌گذارید، احتمالا برای مدت زمانی طولانی در فضای مجازی باقی ‌می‌مانند و همکاران و دوستان آنها در آینده با یک جست‌و‌جوی ساده در اینترنت ‌می‌توانند به عکس‌های خصوصی دوران کودکی فرزندان شما دسترسی داشته باشند. این مسئله ‌می‌تواند به تحقیر شدن و مورد تمسخر قرار گرفتن افراد توسط همسالان نیز منجر شود. به همین دلیل، برخی از والدین بر این باور هستند که هر چند مسئولیت تربیت و نگهداری از فرزندانشان را بر عهده دارند، ولی صاحب کودکان نیستند و بهتر است تصمیم‌گیری درباره تصویری که از فرزندانشان در فضای مجازی ثبت ‌می‌شود، بر عهده خود آن‌ها بگذارند.

اما مهم‌ترین مسئله‌ای که قبل از ارسال عکس‌ها در فضای مجازی باید مورد توجه قرار بگیرد و بی‌توجهی به آن خطرناک است، مساله سوء استفاده از عکس‌های کودکان توسط سایر کاربران اینترنتی است. به طور میانگین ۵۰ درصد از عکس‌هایی که در سایت‌های پدوفیل (نوعی اختلال جنسی: تمایل به برقراری رابطه جنسی با کودکان) مورد استفاده قرار ‌می‌گیرند از صفحات مجازی والدین این کودکان برداشته شده‌اند.

عضو کانال تلگرام خانه امن بشوید.

هر چند که با خصوصی کردن صفحات مجازی ‌می‌توان تا حد زیادی از این خطرات و مشکلات جلوگیری کرد، اما باید در نظر داشته باشیم که فرهنگ استفاده از فضای مجازی بسیار جدید است و احتمال دارد بسیاری از قوانین و فرهنگ‌های غالب در فضاهای مجازی تا چند سال آینده تغییر کنند.

میشل گروس، از جمله صاحب‌نظران در زمینه نحوه استفاده از فضای مجازی، پیشنهاد ‌می‌کند که در زمان به اشتراک گذاشتن عکس‌های فرزندانمان به این موضوع فکر کنیم که با این کار به دنبال ارسال چه پیا‌می‌ هستیم؟

او یادآور ‌می‌شود که کودکان باید یک زندگی واقعی داشته باشند اما در فضای مجازی هیچ‌کس واقعی نیست.

در نهایت اما تصمیم‌گیری درباره ارسال عکس‌ها و فیلم‌های کودکان بر عهده والدین است. پس اگر به عنوان والد یک کودک تصمیم گرفتید عکس‌های فرزند یا فرزندانتان را در فضای مجازی به اشتراک بگذارید، به چند نکته و پیشنهاد که از سوی میشل گروس مطرح شده است توجه کنید:

۱- اگر کودکان شما به اندازه کافی بزرگ شده‌اند، حتما برای به اشتراک گذاشتن عکس‌ها از خودشان اجازه بگیرید.

۲- سعی کنید صفحات مجازیتان را خصوصی کنید تا فقط فامیل و دوستان نزدیکتان به عکس‌های شما دسترسی داشته باشند.

۳- هرگز مکانی که عکس را گرفته‌اید در فضای مجازی ننویسید.

۴- همیشه قبل از ارسال عکس‌ها و فیلم‌های فرزندتان چند لحظه صبر کنید و مطمئن شوید که بعدا از ارسال این عکس‌ها پشیمان نمی‌شوید.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»