صفحه اصلی  »  پادکست
مرداد
۱۱
۱۳۹۸
عموی بچه‌ها راضی نیست دوباره ازدواج کنم
مرداد ۱۱ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

با سلام! من خانم ۳۷ ساله ای هستم. در یک آرایشگاه به صورت نیمه وقت مشغول به کار هستم. متاسفانه شوهر من ۸ ماه قبل بر اثر یک بیماری فوت کرد. یک فرزند دختر ۱۲ ساله و یک پسر ۶ ساله دارم. هر دو را من نگهداری می کنم و در تامین مخارج کودکان، پدر شوهرم نیز کمک می کند. به تازگی از طریق یکی از دوستانم با مردی آشنا شده ام و قصد ازدواج با او را دارم. فکر می کنم هم برای خودم و هم برای فرزندان تصمیم خوبی گرفته باشم. ایشان نیز یک پسر ۱۵ ساله دارند که باهم زندگی می کنند. توافق کرده ایم که پس از ازدواج فرزندانمان نیز با ما زندگی کنند. اما در این میان یک مشکل وجود دارد. پدر بزرگ بچه ها و عموهایش راضی به ازدواج من نیستند و می گویند اگر ازدواج کنی، بچه ها را از تو می گیریم و اجازه نمی دهیم بچه ها با تو زندگی کنند. من شنیده ام که اگر مادر ازدواج کند دیگر نمی تواند حضانت بچه ها را داشته باشد؟ آیا درست است؟ من نمی خواهم بچه هایم را از من بگیرند. آیا راهی وجود دارد که پس از ازدواج نتوانند بچه را از من بگیرند؟ به نظر شما صلاح است که ازدواج کنم؟

پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.

مرداد
۹
۱۳۹۸
برادرم شخصیت پدرم را خرد می‌کند
مرداد ۹ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

سوال: سلام!  من در مورد مشکل پدرم راهنمایی می خواهم. مادر من ۷ سال قبل فوت کرده است و پدرم هم اکنون ۷۸ سال دارد. کمی هم کسالت دارد ولی کارهای خودش را خودش انجام می دهد. برادر من که صاحب زن و فرزند است بعد از مرگ مادرم به خانه پدرم رفتند و در کنار پدر زندگی می کنند. متاسفانه علی رغم اینکه پدرم از لحاظ مادی خیلی کمک برادرم می کند اما ایشون و خانمش رفتار مناسبی با پدرم ندارند. مرتبا شخصیت پدر را خرد می کنند و انواع تحقیرها و توهین ها. از جمله اینکه برادرم و خانمش مدام منت می گذارند و به می گویند اگر ما از پدر نگهداری نکنیم پدر تنها می ماند و نمی تواند زندگی کند می گویند که پدر باید مدیون آنها باشد چرا که تمام بچه ها او را ترک کردند و فقط ما کنارش مانده ایم و از این حرفها در صورتی که اصلا این چنین نیست چون که اولا دیگر بچه ها در شهرهای دیگر زندگی می کنند و دوم اینکه خانه پدرم در اختیار برادرم هست حتی برادرم بیشتر حقوق بازنشسنگی پدرم را خودشان استفاده می کنند. چند ماه در سال نیز پدرم به خانه دیگر فرزندانش می رود و هیچ مشکلی هم ایجاد نمی شود. چند وقت پیش پدرم دو تن از اقوامش را که از شهرستان آمده بودند را چند ساعتی به خانه دعوت می کند اما خانم برادرم به میهمانها خیلی بی احترامی می کند و حتی به آنها می گوید بروید جای دیگری مهمان شوید ما که مسافرخانه نیستیم. برادرم نیز در کنار مهمانها به پدرم توهین می کند و می گوید تو خودن اضافی هستی حالا مهمان هم دعوت می کنی. خلاصه پدر خیلی ناراحت هستند. بدرفتاری ها محدود به اینها نمی شود و هر روز تکرار می شود. دو روز پیش هم شنیدم که برادم جایی گفته شاید پدر را به خانه سالمندا بگذارم. حالا سوال من این است که ما چه کار می توانیم بکنیم؟ مگر قانونا فرزندان نباید از والدینشان نگهداری کنند؟ آیا برادرم می تواند پدرم را به خانه سالمندان ببرد؟

پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.

مرداد
۲
۱۳۹۸
بدون اینکه بگوید متاهل است مرا صیغه کرد
مرداد ۲ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

پرسشگر:  سلام خسته نباشید. من خانم ۳۲ ساله ای هستم که ۴ سال پیش از شوهرم جدا شدم. دلیل آن هم این بود که شوهرم رفتار خوبی با من نداشت و مرتبا من را اذیت می کرد. همچنین با یک خانم در ارتباط بود.  گرچه خانو.اده ام با جدا شدنم مخالف بودند ولی با مشکلات بسیار توانستم جدا شوم. البته شوهرم راضی به جدا شدن بود و می گفت مهریه ات را ببخش و من طلاقت دهم. آخر سر هم همینطور شد.  به هر حال طلاق گرفتم و پیش مادرم رفتم. پدرم  فوت کرده است. وضعیت مالی مان خوب نبود. یک برادر بزرگ نیز دارم که خودش متاهل است و نمی تواند کمک مالی کند.  از آنجا که در شهرستان کوچکی زندگی می کردم نمی توانستم کار پیدا کنم. همچنین اطرافیانم در شهرستان نگاه خوبی به من نداشتند و این مرا آزار می داد. به همبن دلیل با پیشنهاد دختر عمه ام به تهران آمدم و در یک تولیدی پوشاک مشغول به کار شدم. تقریبا یک سال و نیم پیش با مردی آشنا شدم. ایشان در آن کارگاه کار می کردند. پس از گذشت مدتی از آشنایی مان، به من پیشنهاد داد که ازدواج کنیم و گفت که چون وضعیت مالی اش خوب نیست صیغه بخوانیم و پس از مدتی ازدواج کنیم. به یک روحانی مراجعه کردیم و ایشان صیغه خواند. مدت آن هم دو سال تعیین کردیم. من چند ماه بعد متوجه شدم که ایشان متاهل هستند در صورتی که به من گفته بودند که مجردند. بسیار ناراحت شدم. ایشان در جواب گفتند که با خانمش اختلاف دارد و سالهاست که جدا زندگی می کنند و قصد جدایی دارند. الان نمی دانم چه کار باید بکنم. خیلی ناراحت هستم. اعتمادم به ایشان سلب شده است چرا که مرا فریب داده و خود را مجرد معرفی کرد. من به این دلیل راضی به صیغه شدم که بعدها همسر دائم وی شوم. اما با این وضعیت ممکن است از همسرش جدا نشود. لطفا مرا راهنمایی کنید؟ چه کار باید بکنم؟

پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.

تیر
۲۶
۱۳۹۸
چطور از شوهر خوشگذرانم طلاق بگیرم؟
تیر ۲۶ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

پرسشگر: سلام خسته نباشید! من ۶ سال پیش با یک مردی که به طور اتفاقی با ایشان آشنا شده بودم ازدواج کردم. صاحب یک فرزند ۳ ساله هستم. شوهرم آدم خوشگذرانی است و من چند ماه بعد از ازدواج این مساله را متوجه شدم. سعی کردم که به طوری اصلاحش کنم. البته فکر می کردم ایشان فقط تمایل به صحبت و شوخی با خانمها دارد تا اینکه سال پیش متوجه صحبتهای نامتعارف شوهرم با یک خانم شدم. شوهرم مرتبا در تلفن با ایشان صحبت می کرد و به یکدیگر اس ام اس می فرستادند. گوشی اش را کنترل کردم و متوجه رابطه اشان شدم. یک بار که شوهرم برای خرید بیرون رفته بود و تلفنش را در خانه جا گذاشته بود آن خانم اس ام اس زد و من هم از طرف شوهرم جواب دادم. کاملا مطمئن شدم که باهم رابطه نامشروع دارند. خیلی عصبانی شدم وقتی شوهرم برگشت گفتم که این چه کاری است و از او جواب خواستم. به هر حال نهایتا پس از چند روز طلب بخشش کرد و گفت که اشتباه کرده و دیگر تکرار نمی کند. ۲ هفته به خانه پدرم رفتم و قصد طلاق داشتم اما شوهرم خیلی اصرار و اظهار پشیمانی کرد من هم به خاطر بچه ام گذشت کردم و برگشتم. اما باز متوجه شدم که ایشان رفتار خودش را اصلاح نکرده و رابطه های نامتعارفی با یکی از همکاران خانمش دارد. می خواستم در این مورد راهنمایی کنید؟ چطور باید اقدام کنم؟ می خواهم بخاطر ارتباطش شکایت کنم و بعد طلاق بگیرم.

پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.

تیر
۲۰
۱۳۹۸
شوهرم خسیس و عصبانی است!
تیر ۲۰ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

سوال: سلام خسته نباشید! من ۷ سال پیش ازدواج کرده ام و یک فرزند پسر ۴ ساله دارم.  شوهر من در یک کارخارخانه کار می کند و وضعیت مالی اش هم متوسط است. پس از گذشت یک سال از زندگی مان مشکلاتمان شروع شد. شوهرم در خانه خیلی بدرفتاری می کند و دائما مرا اذیت می کند. سر هر مساله کوچکی عصبانی می شود و شروع می کند به داد و بیداد و فحش و ناسزا گفتن اگر من جوابش را بدهم بدتر می شود و دیگر کنترلش را از دست می دهد. چند بار بهش گفتم برو دکتر اما قبول نمی کند و می گوید مگر من دیوانه ام بروم دکتر. در مورد مخارج خانه هم بسیار خسیس است و حساب و کتار همه چیز را می کند. چند بار هم مرا کتک زده حتی یکبار که در باره رفتن به یک عروسی دعوا کردیم چنان اد و فریاد به راه انداخت و ظرفها را شکست که همسایه ها زنگ زده بودند به پلیس. همان روز من را هم با مشت زد. پلیس آمد در خانه و شوهرم گفت اختلاف خانوادگی هست اونها هم گذاشتند رفتند. یکبار هم که با گلدون شیشه ای به دستم زده بود و دستم زخمی شده بود که حتی به دکتر رفتم. خلاصه دیگه من نمی توانم تحمل کنم. پسرم هم خیلی اذیت می شود از این وضعیت. می خواهم به دادگاه بروم اما در اینترنت خواندم که ثابت کردن چنین چیزهایی سخت است. می خواهم بپرسم در دادگاه چگونه می توانم کارهای شوهرم را اثبات کنم؟

پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.

تیر
۱۷
۱۳۹۸
شوهرم به زور چادر سر من می‌کند!
تیر ۱۷ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

پرسشگر: خانم ۳۰ ساله ای هستم. سه سال قبل با یکی از آشنایان ازدواج کرده ام. همسرم یک فرد فوق العاده مذهبی است. به همین دلیل پس از ازدواجمان مشکلاتمان شروع شد. در ابتدای زندگی، همسرم از من خواست که چادر به سر کنم. این خواسته او مرا شگفت زده کرد زیرا او می دانست که من هیچ وقت چادر سر نکرده و مایل به این کار نیستم. چندین روز با هم مشاجره داشتیم. بالاخره مجبور شدم خواسته ایشان را بپذیرم. همسرم مرا مجبور می کرد که فرایض دینی را کاملا به جا آورم. مثلا هر صبح مرا برای نماز بیدار می کرد حال آنکه این کار برای من سخت بود. ارتباط مرا با دوستان و آشنایان بسیار محدود کرد. به طوری که حتی با اقوام نزدیک مرد نمی توانستم مکالمه ای داشته باششم زیرا معتقد بود آنها نامحرم هستند. تمام این رفتارها را تحمل کردم تا اینکه فرزندمان متولد شد. بر سر انتخاب اسم اختلاف پیدا کردیم. همسرم اسم زینب السادات را برای دخترمان انتخاب کرده بود اما من مخالف بودم. در نهایت این اسم برای دخترمان در شناسنامه درج شد. اختلافهایمان روز به روز گسترده تر شد. فکر می کنم دیگر توان ادامه زندگی با همسرم را ندارم. در مانده شده ام و نمی دانم چه کار باید بکنم. از شما راهنمایی می خواهم.

پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.

تیر
۱۴
۱۳۹۸
چگونه از شوهر معتادم جدا شوم؟
تیر ۱۴ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

پرسشگر: سلام، خانم ۳۸ ساله ای هستم که ۱۲ سال قبل با یکی از اقوام ازدواج کردم. صاحب دو فرزند دختر و یک فرزند پسر هستم. در دو سال اخیر مشکلاتی پیدا کرده ام و نمی دانم چه باید بکنم. شوهرم معتاد به موارد مخدر شده است. یعنی در سالهای اول ازدواجمان هر از گاهی مصرف می کرد اما بسیار محدود. مثلا در سال یک یا دو بار من هم زیاد اهمیت نمی دادم اما رفته رفته بیشتر مصرف کرد تا اینکه در دوسال اخیر کاملا آلوده به مواد مخدر شده است. رفتارش به کلی تغییر کرده و تعادل روانی خود را از دست داده است. بعضی اوقات بسیار مهربان و بعضی اوقات بسیار خشمگین است. چندین بار من و فرزندانمان را کتک زده است. یکبار دخترم را به شدت زد به طوری که صورتش چند روز باد کرد. در رفتن به کار نیز بسیار تنبل شده است. شغلش نجار است و درآمد خوبی هم داشت اما در سالهای اخیر کار خود را جدی نگرفت به طوری که در هفته یک یا دو روز به سر کار می رود. بسیار نگران هستم. به خصوص در مورد فرزندانمان. فکر می کنم ادامه چنین وضعیتی به آنها آسیب خواهد رساند. در حقیقت قلبا قصد جدا شدن ندارم اما به هر حال باید یک راهی پیدا کنم. نمی توانیم در کنار هم با این وضعیت زندگی کنیم.

پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.

تیر
۱۲
۱۳۹۸
تهدید به انتشار تصاویر رابطه جنسی
تیر ۱۲ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

وقتی که یک رابطه دو طرفه عاطفی یا جنسی رو به ضعف نهاده یا پایان می‌یابد مشکلاتی را برای دو طرف ایجاد می‌کند.

مثلا ممکن است یکی از طرفین خواستار ادامه این رابطه باشد در حالی که طرف مقابلی تمایلی بدان نداشته باشد. در این حالت بعضا مشاهده می‌شود که فرد متمایل به ادامه رابطه از شیوه‌های غیر اخلاقی و بعضا مجرمانه برای وادار کردن طرف نامتمایل به رابطه استفاده می‌کند که قطعا در این حالت فردی که تحت فشار و اجبار قرار دارد، متحمل آسیب‌های روحی و روانی بسیار می‌شود.

یکی از این روش‌های غیر اخلاقی تهیه تصویر یا صوت از طرف مقابل هنگام رابطه جنسی یا عاطفی یعنی تهیه و تهدید به انتشار تصاویری است که عرف جامعه آنها را غیر اخلاقی می‌داند.

بقیه را در پادکست گوش کنید.

تیر
۴
۱۳۹۸
برای دختر دوازده ساله خواستگار آمده است
تیر ۴ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

سوال: سلام. من دانشجوی لیسانس روانشناسی هستم و چند سوال دارم از خدمتتان. چند روز پیش در یک گزارشی خواندم که لایحه ای در مورد ممنوعیت ازدواج کودکان به مجلس رفته است اما مثل اینکه این طرح رد شده است. واقعیتش دایی من در روستا زندگی می کند و یک دختر ۱۲ ساله دارد که برایش خواستگار آمده. این دختر تمایلی به ازدواج ندارد و اصلا نمی داند ازدواج یعنی چه اما چون در یک محیط سنتی هستند دختر دایی ام نمی تواند اظهار نظر کند. البته زن دایی ام مخالف است اما دایی ام می گوید دختر هر چه زودتر شوهر کند بهتر است. به هر حال من کمی در مورد این مساله تحقیق کردم و به لایحه ای که در مجلس رد شده برخورد کردم اما دقیقا هم متوجه نشدم مساله چیست. من چند سوال از شما دارم. اول اینکه می خواهم بدانم دختران زیر چه سنی نمی توانند ازدواج کنند؟ و اینکه آیا خود دختر دوازده ساله می تواند رضایت به ازدواج ندهد؟ در قانون خواندم که ازدواج زیر ۱۳ سال با صلاحدید قاضی و پدر امکان پذیر است پس آیا رضایت خود دختر شرط نیست؟

پاسخ وکیل را در پادکست بشنوید.

خرداد
۳۱
۱۳۹۸
سعید را مادرش نمی‌خواهد
خرداد ۳۱ ۱۳۹۸
پادکست
۰
image_pdfimage_print

پرسشگر: شش ماه قبل برادرم در یک حادثه رانندگی جان خود را از دست داد. او یک فرزند پسر ۸ ساله به نام سعید دارد. از آنجاییکه برادرم وضع مالی خوبی نداشت همسرش پس از فوت وی مجبور شد به خانه پدرش برود.

پدر بنده نیز که در قید حیات است هزینه های مربوط به سعید را تا حدودی متقبل می شود اما به دلیل عدم توانایی مالی و سن بالا قادر نیست آنگونه که لازم است هزینه های زندگی سعید و مادرش را متقبل شود…

ادامه را در پادکست بشنوید.