صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر
خرداد
۱۴
۱۳۹۷
شرم جایی برای آگاه کردن دختران دهه شصت نگذاشت
خرداد ۱۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_1022786272
image_pdfimage_print

:مریم رحمانی

 این مطلب ادامه گزارش«دختران دهه شصت از بلوغشان می‌گویند»، است که به بررسی تجربه‌های زنان از اولین رابطه جنسی و چگونگی مواجه آنان با پریود دخترانشان می‌پردازد.

رابطۀ جنسی مبهم و ترسناک

همان‌گونه که زنان دهۀ شصت مواجهه‌شان با ورود به زنانگی پر از ابهام بوده است، اولین رابطۀ جنسی خود را نیز تقریباً با همین وضعیت تجربه کرده‌اند؛ بدون اطلاعات کافی، همراه با ترس و استرس، شروعی نه چندان دلچسب برای رابطه‌ای پر رمز و راز.

زیبا: «من ۱۹سالگی ازدواج کردم و اون موقع تقریباً چیزی در مورد رابطۀ جنسی نمی‌دونستم. فقط توی دبیرستانمون یک دختری بود که می‌گفت خیلی درد داره. حتی جزئیاتش رو نمی‌دونستم. مادرم هیچ توضیحی به من نداد. یکی دو روز قبل از عقدم خاله‌هام بهم کلی گفتند که اگه شوهرت طرفت اومد خودت رو کنار نکش، همین نه بیشتر. باقی‌اش رو همسرم بهم توضیح داد و گفت هروقت تو بخوای و آمادگی داشته باشی رابطه خواهیم داشت. من خیلی می‌ترسیدم چون واقعاً چیزی نمی‌دونستم ازش. فقط خاله‌هام تأکید کرده بودند که حتی اگه شوهرت مخالف ثبت اثر بکارت روی پارچه شد بگو نه، چون نشان‌دهندۀ بکارت توست. همین‌ها هم باعث شده بود من بیشتر بترسم و خجالت بکشم. اما با صبر همسرم کم‌کم ترسم ریخت. من نگران بودم مادرش پشت در بایسته و اون گفت که این که کسی پشت در بایسته از مد افتاده و بهش فکر نکنم. همین‌طور گفت که برای خودش هم استرس داره، بنابراین تلاش می‌کنه به من آسیب نرسونه. اون از من ده سال بزرگ‌تر بود و رشته‌اش هم بهداشت بود، بنابراین من بهش اعتماد کردم. اما بعدش از ترس پریود شدم. البته رابطۀ ما یک هفته بعد از ازدواجمون اتفاق افتاد. مادر همسرم کلی مواد غذایی مقوی مثل روغن حیوانی و ترکیبی از مغزهای مختلف و زیره داده بود که بعد از اولین رابطه استفاده کنم، اما مادر خودم هیچی نداده بود. همسرم یک کتاب هم برام دربارۀ روابط جنسی گرفته بود که توش توضیحاتی داده بود، اونم خوب بود. البته در مورد بهداشت جنسی خاله‌هام گفته بودن از سابلون استفاده کنم بعد از هر بار رابطه و من رعایت می‌کردم اما یک سال بعد دچار عفونت شدم و به دکتر مراجعه کردم و اون یک سری دارو دارد.»

مرضیه: «من ۲۲ساله بودم که ازدواج کردم. می‌دونستم در مورد رابطۀ جنسی، اما هیچ تصوری نداشتم ازش. حتی یک عکس هم ندیده بودم. خیلی صفر کیلومتر بودم. مادرم مطلقاً حرف نزده بود .معمولاً مادرهای قدیمی به قول خودشون در مورد شب زفاف با دخترشون حرف می‌زنند یا خاله‌ای کسی رو می‌خوان که حرف بزنه. اما در این مورد هیچ‌کس با من حرفی نزد. من یک چیزهایی می‌دونستم اما می‌ترسیدم. همسر من هم خیلی جوون بود اونم هیچ اطلاعاتی نداشت. با آزمون و خطا پیش می‌رفتیم. با هم سرچ می‌کردیم. من به‌شدت می‌ترسیدم و آمادگی بدنی نداشتم. از حق نگذریم همسرم هم خیلی مدارا کرد. برای خودش هم استرس‌زا بود. استرس من رو می‌دید حسش رو از دست می‌داد و نمی‌تونستیم ادامه بدیم. ما سه ماه بعد از عروسی اولین رابطۀ جنسی کامل رو بالأخره تجربه کردیم. همه‌اش هم تلاش می‌کردیم اما خیلی سخت بود و نمی‌تونستیم. من اطلاعات خیلی خیلی کمی داشتم. همان ماه‌های اول یک مامایی بود پیش اون رفتم و مشکلمون رو گفتم. اون گفت که نه خودت رو لوس نکن خیلی عادیه چرا سخت می‌گیری. همچین برخوردی داشت.»

خورشید: «من ۲۴ سالم بود که ازدواج کردم و در مورد رابطۀ جنسی می‌دونستم. سوم راهنمایی تو کلاس بهداشت یک چیزهایی بهمون گفته بودن البته نه واضح و با جزئیات. وقتی ۱۰ساله بودم دخترعمه‌ام که بزرگ‌تر بود برام تعریف کرده بود. من درک درستی نداشتم ازش و یادمه برای دوستم هم که تعریف کردم گفت نه پدر مادرهای ما از این کارها نمی‌کنند. تو دبیرستان دیگه فهمیده بودم داستان چیه. فیلم پورن دیده بودم و همکلاسی‌هام هم در موردش حرف می‌زدن. من در ازدواجم دچار مشکلی نشدم فقط یک مقدار ترس داشتم همین.»

سارا: «وقتی ازدواج کردم نزدیک ۲۴سالگی‌ام بود. من هرچی می‌دونستم از دوستان نزدیکم بود و اینترنت. چیزهایی که به من می‌گفتن درست بود اما من مطمئن نبودم چون خیلی خجالتی بودم هیچ وقت با جزئیات چیزی رو نمی‌پرسیدم. بیشترین مشکلم برای رابطه ترس از حاملگی بود. توی ذهنم یک چیزهایی شکل گرفته بود. من از مامانم  قبل از اینکه برم دانشگاه یک جمله‌ای شنیده بودم که هنوز برام سؤاله: هنوز نفهمیدم تو رو چطوری حامله شدم. من توی ذهنم این جمله رو پردازش کرده بودم که من با بابات رابطۀ کاملی نداشتم ولی حامله شدم. در هر سطحی که رابطه داشتم با همسرم ترس این رو داشتم که حامله نشم، از ابتدایی‌ترین رابطه‌ها تا رابطۀ کامل. من هر ماه که می‌خواستم پریود شم، چون پریودم منظم نبود، استرس بارداری رو داشتم به‌شدت حتی وقتی همسرم سرباز بود و اون ماه اصلا نیومده بود و پریود نشده بودم، من داشتم فکر می‌کردم خب (با خنده) توی ذهنم مگه حضرت مریم بدون شوهر حامله نشده؟ هیچ چیز دنیا که مشخص نیست. اگر برای من هم این اتفاق افتاده باشه اون موقع چی‌کار کنم. توی سطح منطقی می‌دونستم که این اشتباهه ولی احساسم کاری نداشت که منطق چی می‌گه فقط اون اضطراب و نگرانی رو داشت. ترس از بارداری هم به دلیل این بود که  ما موقعیت پایداری نداشتیم، هردو دانشجو بودیم، بعد همسرم رفت سربازی و کار نداشتیم و اینها من رو خیلی نگران می‌کرد. یک ترس زیادی هم بود که از درد کشیدن دارم و اینکه اگر باردار بشم باید سقط کنم چون من بچه خیلی دوست دارم و اینکه تو این شرایط مجبور بودم سقط کنم برام سخت بود. این خب برای من به این ترس دامن زده بود… یک مشکل دیگه هم که دارم به دلیل خجالتی بودنمه که من دکتر زنان نمی‌رم و وقتی که رابطه رو تجربه کردم خیلی کم خون‌ریزی داشتم و حدس زدم که پردۀ بکارتم باید ارتجاعی باشه. این طوری با قدم‌قدم پیش رفتن فهمیدم و چند ماه طول کشید تا ما رابطۀ کامل داشته باشیم به دلیل ترس من. اما هنوز که هنوزه من یک سری سؤال‌ها برام پیش میاد که اینقدر توی لفافه می‌پرسم که به جوابی که بهش می‌دن نمی‌تونم اعتماد کنم چون مطمئن نیستم که منظور من رو می‌فهمند یا نه. این مشکل بزرگی است که من خجالتی هستم.»

هیچ کدام از این زنان توسط مادرانشان حتی چند روز قبل از ازدواج آموزش ندیده بودند. البته به دلیل شرمی که در فرهنگ ما بین مادر و دختر وجود دارد بهتر است نهادهای آموزشی کارگاه‌هایی در زمینۀ مقاربت و رابطۀ جنسی برگزار کنند تا بار سنگین آن از روی دوش خانواده برداشته شود.

جالب است سارا با اینکه می‌دانسته در سطح منطقی باردار نمی‌شود اما ترسی غیرواقعی را به‌طور مداوم تحمل کرده است اما حاضر هم نبوده به دلیل خجالت به دکتر زنان مراجعه کند و سؤال‌هایش را از او بپرسد. به نظر می‌رسد جامعۀ ما نیاز به فرهنگ‌سازی برای مراجعه به پزشک متخصص زنان دارد. زنانی مانند سارا در جامعۀ ما کم نیستند. از دیگر سو نیاز به داشتن کلینک‌های سکسولوژی در سطح شهرها احساس می‌شود تا زنان بتوانند سؤال‌هایی را که نمی‌توانند از نزدیکان خود بپرسند با مشاوران جنسی این مراکز درمیان بگذارند که اطلاعاتشان معتبر نیز هست. این امر نیز نیاز به فرهنگ‌سازی دارد.

مشکل بیشتر این زنان خجالتی بودن یا نداشتن اطلاعات لازم در مورد رابطۀ جنسی بوده است که تقریباً برای همۀ زنان ترس از رابطه جنسی را به بار آورده است. در صورتی که اگر چگونگی داشتن رابطۀ جنسی با جزئیات درست به زنانی که در آستانۀ ازدواج هستند اموزش داده شود یا فیلم‌های آموزشی در اختیار آنان قرار گیرد به زوج‌ها کمک می‌کند که با استرس کمتر و با دانسته‌های بیشتری رابطۀ جنسی را تجربه کنند. به نظر می‌رسد فقر اطلاعات دربارۀ رابطۀ جنسی علمی در جامعۀ ما وجود دارد و به‌جای آن فیلم‌های پورن راهنمای زنان و مردان است، درحالی‌که این فیلم‌ها نه تنها تصویر درستی از رابطۀ جنسی نمی‌دهند که به سبب نگاه تحقیرآمیز به زنان آسیب‌زا نیز هستند. همچنین روابطی غیرعادی در آن به تصویر کشیده می‌شود و ممکن است به این تصور دامن بزند که زنان باید رفتاری شبیه بازیگران این فیلم‌ها داشته باشند.

همچنین همراهی مردان با زنان در مورد اولین رابطۀ جنسی و استرس داشتن آنان نیز درخور توجه است.

تلافی گذشته

زیبا می‌گوید من برای اینکه دخترم مثل من دچار مشکل نشود از کلاس سوم یا چهارم به او گفتم که در آینده‌ای نه چندان دور پریود خواهد شد و کامل برای او توضیح دادم. اگرچه در مدرسۀ دخترش نیز به‌تازگی کارگاه بهداشت بلوغ برگزار شده است.

او می‌گوید: «من الآن یک دختر کلاس هفتمی دارم که تازه بالغ شده. از کلاس سوم و چهارم دبستان در مورد پریود شدن بهش(براش) توضیح دادم. توی مدرسه هم مشاور اومد و هم به ما توصیه کردند که با دخترامون حرف بزنیم و هم برای بچه‌ها در مورد بهداشت بلوغ و رابطه با جنس مخالف توضیح دادند. مشاور اجتماعی کلانتری محل آمد و برای ما و بچه‌ها به‌طور جداگانه توضیح داد که چطوری با بلوغ بچه‌ها کنار بیایم و بهشون اطلاعات بدیم. با بچه‌ها هم جدا صحبت کردند.

من خودم برای دخترم توضیح دادم که هر زنی پریود می‌شه و این بخشی از زن شدن هست و تغییراتی توی بدنش به وجود می‌آید. ممکنه عاشق بشه و این طبیعی است اما الآن سنش برای ارتباط با جنس مخالف خیلی زوده و اون رو از درس و مشقش می‌ندازه. گفتم اگر توی کلاسی که می‌ری (مختلط هست) کسی بد نگاه کرد – هر کسی می‌تونه بفهمه چه نگاهی خوبه چه نگاهی بده – اگر استادت یا پسری که تو کلاس هست نگاه بد کرد یا خواست لمس‌ات کنه نباید بذاری. اما این به معنای این نیست که با پسرها حرف نزنی. در مورد درس می‌تونی حرف بزنی در مورد ورزش می‌تونی حرف بزنی اما نه بیشتر از این حد.»

مرضیه نیز که هم‌سن زیباست گفت: «در مورد دخترم همیشه فکر می‌کردم باید قبل از اینکه علائم بلوغ ظاهر بشه در موردش بهش توضیح بدم. الآن ده سالشه و قبلاً فکر می‌کردم سن مناسبی برای حرف زدن در مورد بلوغ و پریود است. اما مسئله‌ای باعث شد زودتر صحبت کنم. یک برنامۀ استخر گذاشته بودیم و دخترم شنا رو خیلی دوست داره، قرار بود بعد از مدرسه بریم استخر .کلاس دوم بود از در نیومده بود گفت ناهار بخوریم بریم استخر. من پریود شده بودم صبحش. دیدم هیج بهانه‌ای نمی‌تونم بیارم. توضیح دادم براش که خانم‌ها پریود می‌شن و براش اونقدر غیر قابل فهم بود که من مجبور شدم بهش نوار بهداشتی رو نشون بدم. گفتم ببین اگر من بیام تو استخر جدا از مریضی، استخر هم کثیف می‌شه. یک تصادف باعث شد زودتر از چیزی که فکر می‌کردم بدونه در مورد مسئله. این باعث شد خیلی سؤالات در ذهنش ایجاد بشه و من سعی می‌کردم جواب بدم به زبان ساده و سعی کنم خیلی ذهنش که مشغول می‌شه و سؤال می‌پرسه حواسش رو پرت می‌کنم از این موضوع چون دوم دبستان خیلی زوده. الان در مدرسه توالت همۀ دانش‌آموزان یکیه و بچه‌های کوچک‌تر با ششمی‌ها  دستشویی یکسانی دارن. وقتی دوستاش گفته بودند تو دستشویی مدرسه یه چیز وحشتناک دیده‌اند دخترم براشون توضیح داده بود نه خیلی طبیعیه. چون خیلی کتاب‌های علمی می‌خونه تا حدی می‌دونه که بچه از ازدواج یک زن و مرد به وجود میاد. در کجا رشد می‌کنه .این پریوده که باعث می‌شه زن‌ها قدرت باروری رو داشته باشند. البته در مورد رابطۀ جنسی نمی‌دونه. جاهایی که خیلی سؤال می‌کنه حواسش رو پرت می‌کنم. نمی‌گم چیز خوبی نیست از این سؤال‌ها نکن. ساده و مختصر جواب میدم. دختر من حتی اسم درست آلت تناسلی رو هم می‌دونه، یعنی واژن. من گفتم بهش که باید بهداشت رو رعایت کنی تا رحم یا کلیۀ تو دچار مشکل نشه.»

زهرا  که یک دختر ۶ساله دارد نیز گفته است: «الآن زوده اما حتماً به موقع بهش می‌گم تا مثل من نترسه».

صحبت کردن مادران با فرزندان در مورد بلوغ و پریود آنقدر مهم است که مشاور مدرسۀ دختر زیبا با آنکه برای دانش‌آموزان نیز توضیح داده است بلوغ چیست، چه اتفاقی در بدن آنان رخ خواهد داد و در مورد ارتباط با جنس مخالف نیز صحبت کرده باز تأکید داشته است که مادران با دختران خود در این مورد صحبت کنند. جالب است که زیبا و مرضیه به‌راحتی با دخترانشان صحبت کرده‌اند و به نظر می‌رسد این مسئله نشان‌دهندۀ تغییرات فرهنگی، دست‌کم در قشر متوسط جامعۀ ایرانی تحصیل‌کرده، است. هردو مادر دانشگاه رفته‌اند که این امر نیز به آنها کمک کرده سؤال‌هایی را که در ذهن دخترانشان شکل می‌گیرد پاسخ دهند. اما نقش آموزش‌وپرورش در این دوران به‌خصوص با پایین آمدن سن بلوغ در دختران و پسران حائز اهمیت است، چراکه مهم‌ترین نهاد آموزش کشور است که دانش‌آموزان با آن در ارتباط هرروزه هستند. اما همچنان فقط برخی از مدارس اقدام به برگزاری کارگاه بلوغ برای دانش‌آموزان دختر می‌کنند. امری که زیبا تأکید می‌کند باید برای پسران هم باشد و کافی نیست که تنها به دختران اطلاعاتی در مورد بلوغ دهیم.

زیبا: «کارگاه بلوغ باید برای پسرها هم برگزار بشه چراکه اونها هم نمی‌دونند نباید زود وارد رابطه بشن یا به هر دختری دست‌درازی کنند. توی مدرسۀ دخترم یک پسری شمارۀ دختری رو از همکلاسیِ دختر می‌گیره و تو تلگرام شروع می‌کنه به صحبت با او. در نهایت دختر ۱۲ساله رو پسر ۱۴ساله می‌بره خونشون و باهاش رابطه برقرار می‌کنه. خب این به دلیل این هست که به پسرها هم آگاهی ندادن. الآن دو تا خانواده این وسط گرفتار شدند، نه می‌تونند اجازه بدن این دوستی و رابطه ادامه پیدا کنه نه می‌دونند باید چی‌کار کنند.»

نکته‌ای که زیبا به آن اشاره کرده است نشان از دغدغۀ والدین دارد و آن اینکه فرزندانشان امروزه در معرض فیلم‌های ماهواره، دسترسی به اینترنت روی گوشی‌های موبایل و همچنین  کانال‌های تگرامی مختلف با محتواهای گاه نامناسب برای نوجوانان قرار دارند و این استفاده اگر با آگاهی‌بخشی همراه نباشد می‌تواند به پسران و دختران تازه‌بالغ آسیب‌هایی وارد کند. بنابراین بجاست آموزش‌وپرورش و سایر نهادهای مرتبط مانند وزارت بهداشت اقدام به تولید محتوای مناسب در مورد بلوغ و بهداشت این دوارن کنند و کارگاه‌های بلوغ در سراسر کشور برای هر دو جنس برگزار شود.

منبع: بیدار زنی

خرداد
۹
۱۳۹۷
مجرد در خانواده
خرداد ۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
Isfahan, Iran - April 24, 2017: In niches of Khaju bridge are schoolboys dressed in strict suits, these students are participants of a children's choir that will sing for a television recording.
image_pdfimage_print

Photo: grigvovan/depositphotos.com

واقعه‌ی تعرض جنسی به گروه بزرگی از دانش‌آموزان دبیرستانی در غرب تهران، به خبر اول رسانه‌ها در روزهای اخیر تبدیل شده است. هرچند بعید است کسی از میزان خشونت، کیفیت گفتمان جنسیتی حاکم و رواج آزار جنسی دانش‌آموزان در دبیرستان پسرانه بی‌خبر باشد، ولی ابعاد این خبر و مستنداتش چنان گسترده است که حتی مدیران آموزش پرورش که معمولا تمایلی به پاسخ‌گویی ندارند نیز واکنش نشان داده‌اند. بنا به گزارش اولیه‌ی خبر‌آنلاین، والدین یکی از دانش‌آموزان متوجه تغییر رفتار پسر خود می‌شوند و پس از چندی با کمک یک روانشناس علت اصلی این تغییر رفتار مشخص می‌شود؛ آزار جنسی گروه گسترده‌ای از دانش‌اموزان توسط یکی از مسئولان مدرسه.

در این بین سوالی مهم مطرح است، اگر والدین آن دانش‌آموز فرزند خود را نزد روانشناس نمی‌بردند چقدر ممکن بود از این ماجرا پرده برداشته شود؟ اگر روانشناس مذکور نقش واسط را بین قربانی و خانواده‌اش بازی نمی‌کرد چه می‌شد؟ بیاییم فرض کنیم که ما قربانیان چنین ماجرایی هستیم (و چه بسا واقعا هم باشیم). چگونه و تا چه حدودی این داستان را برای پدر و مادرمان تعریف می‌کردیم؟ آیا عجیب نیست داستانی که حالا در رسانه‌های اجتماعی با جزییات بیان می‌شود، روزی قابل مطرح شدن در درون خانواده‌های قربانیان نبوده؟

به نظر می‌رسد نه برای قربانی و نه برای ما شاهدانِ تراژدی، زبانی برای انتقال بحران‌هایی که در حوزه‌ی «تابو» شکل می‌گیرند وجود ندارد. در این مورد بخصوص، داستان از آنجایی تراژیک‌تر و مضحک‌تر می‌شود که مکان وقوع تعدیْ یک مدرسه است. نهادی که منطقاً قرار است محل آموزش و تحصیل علوم مختلف من‌جمله ادبیات و زبان فارسی باشد. در چنین مکانی‌ست که دانش‌آموزان از بیان بی‌واسطه‌ی مسئله‌ای چنین بغرنج و حیاتی به زبان فارسی به خانواده‌هایشان عاجز بوده‌اند [۱]. این در صورتی است که ظاهرا نه آن مسئول خاطی در بیان فرامین و فانتزی‌هایش به همان دانش‌آموزان مشکل زبانی داشته و نه دانش‌آموزان مشکلی در دریافت منظور این فرد، چرا که در آن محیطِ «مجردی»، «خانواده» حضور نداشته است.

کلمه‌ی «مجرد» در فارسی ایرانی هرچند به صورت رسمی، مثلا در فرم‌های استخدامی (مجرد-متاهل)، جنسیت خاصی ندارد، ولی در کاربرد روزمره‌ عموماً معنای مردانه‌ای دارد. در مقابل هر ظرفی که فعالیت خانوادگی در آن انجام می‌شود، می‌توان ظرف مجردی‌اش را هم متصور شد: از کوپه‌ی قطار گرفته تا خانه و سفره‌خانه (به یاد دارم تا اواسط دهه‌ی هشتاد بلیط سینما هم خانواده/مجردی داشت). این گفتمان مجردی-خانواده آن‌چنان قدرتمند است که حتی مسئولینی که علاقه‌مندند، ولو به صورت نمایشی، خود را پیگیر حضور زنان در استادیوم‌ها نشان دهند، از ترکیب «حضور خانواده‌ها» استفاده می‌کنند. دبیرستان‌ پسرانه شاید نه اولین ولی یکی از موثرترین نهادهایی است که دوگانه‌ی مجردی-خانوادگی را برای پسران ترسیم می‌کند. در دبیرستان‌ها، پسران با خشونت به درون دایره‌ی مجردی هل داده می‌شوند و هر آن‌چه بیرون از این دایره قرار می‌گیرد تحت نام «خانواده» تعریف می‌‌شود. به این ترتیب آینده‌ای برای پسران تصویر می‌شود که خارج از این دوگانگی نیست: یا مجرد عضلانی خوشگذران خشن منزوی یا خانواده.

زبان فارسی هم تابع این دوگانگی است، ادبیاتی که در منازل و پیش خانواده‌ها به کار می‌رود اغلب زمین‌ تا آسمان با زبان به‌کار رفته در جمع‌های دوستی مجردی مردانه فاصله دارد. برقراری هر پلی میان این دو جهان و دو زبان از هر دو طرف ناممکن بوده و تقبیح می‌شود. خانواده حاضر نیست «احترام» و «حرمت» ساحتش به خطر بیفتد و قدمی به سوی فهم جهان مجردی بردارد و روابط میان پسران و مردان جوان را آن گونه‌ که هست ببینید، و در فرهنگ «مردانگی-مجردی» نیز اذعان به ضعف، درخواست کمک و ابراز عدم علاقه به مسائل جنسی جایی ندارد.

در دبیرستان‌های پسرانه، زبان و ادبیات اعتراض به بی‌عدالتی و تعرض جنسی آموزش داده نمی‌شود ولی پیش‌نیازهای پادگانی به خوبی تدریس می‌شوند. سربازی پسران را مرد می‌کند، اما آنها فقط به شرط آنکه مردانگی و شاخص‌های خشن و برتری‌طلبانه‌اش را در دبیرستان خوب فرا بگیرند، در پادگان دست بالاتر را خواهد داشت.

پانوشت:

١) افرادی که رسوایی اخلاقی «پرس‌تی‌وی» را به خاطر دارند احتمالا به یاد دارند که در فایل صوتی مربوطه قربانی که در طول مکالمه فارسی صحبت می‌کرد، ناگهان در هنگام اشاره به آزارهای جنسی از زبان انگلیسی استفاده می‌کرد.

خرداد
۹
۱۳۹۷
چگونه کودک‌آزاری را تشخیص دهیم؟
خرداد ۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Close-up Of A Thief's Hand Wearing Gloves Stealing Green Human Figure
image_pdfimage_print

photo: AndreyPopov/depositphotos.com

درک رفتارهای کودک‌آزارانه و شناخت علائم آن ممکن است بسادگی میسر نباشد اما هوشیاری و آگاهی می‌تواند به بزرگسالان مسئول کمک کند کودکی که مورد سوء استفاده و آزار قرار دارد را از درد و رنج و مشکلاتی که تمام عمر گریبانگیرش خواهد بود شاید نجات دهند.

در ابتدا توجه به اینکه بسیار مهم است که بر اساس کنوانسیون حقوق کودک هر فرد زیر ۱۸ سال کودک (یا نوجوان) محسوب می‌شود.

هر یک از موارد زیر را که مشاهده کردید (یا اگر خود انجام دادید) کودک‌آزاری است یا دستکم احتمال کودک‌آزاری را مطرح می‌کند.

کودک‌آزاری در کل چهار نوع دارد: عاطفی (روانی)، بدنی، جنسی و غفلت و بی‌توجهی.

آزار جسمی: هر گونه لطمه یا آزار بدنی؛ هر نوع کتک زدن، تکان دادن شدید، سوزاندن، پرتاب کردن و هل دادن، مسموم کردن، خفه کردن و امثال آن.

بعنوان یک قاعده کلی هر نوع آسیب یا لطمه‌ای در بدن که یکی از سه ویژگی زیر را داشته باشد باید احتمال کودک‌آزاری را مطرح کند:

  • هر گونه علامت یا نشانه‌ آسیب در بدن کودکی که توانایی حرکت ندارد (هنوز رشد نکرده یا دچار معلولیت است)
  • در جایی از بدن که چنین آسیبی غیر معمول است،
  • هیچ توضیح یا دلیل پزشکی برای آن وجود ندارد
  • توضیح پدر و مادر/سرپرست درباره چگونگی ایجاد آسیب با ماهیت آن تطبیق ندارد یا منطقی به نظر نمی‌رسد (توجه به این موضوع برای پزشکان، کارکنان درمانی و معلمان بسیار مهم است.)
  • پدر و مادر/سرپرست رفتاری مشکوک دارند، با تاخیر از پزشک یا کادر درمانی کمک خواسته‌اند یا اصلا کمک نگرفته‌اند، برای ترخیص کودک از بیمارستان عجله دارند و اصرار می‌کنند که با بچه خوب رفتار می‌کنند.
  • پدر و مادر از هم جدا شده باشند و مراقبت از کودک گاهی بعهده همسر (یا دوست پسر/دختر) مادر یا پدر باشد.
  • کودک اغلب غم‌زده، منزوی، ترسیده یا با بهت‌زدگی ناظر است یا ممکن است چیزی بگوبد که حاکی از آزار دیدن باشد
علائم و نشانه‌های آزار جسمی توضیح؛ ویژگی‌ها
کبودی کبودی یا اثر هر نوع شیء بر بدن مثلا قلاب کمربند، کبودی‌های متعدد، هم‌اندازه و هم‌شکل
جای گاز گرفتن جای گاز گرفتن انسان (نه متعلق به کودک دیگر)، جای گاز گرفتن حیوانات (می‌تواند حاکی از غفلت و بی‌توجهی باشد)
انواع زخم زخم‌های متعدد، قرینه، هم‌شکل در جاهای غیر معمول، جای طناب بر مچ دست و پا یا گردن
سوختگی وقتی جای سوختگی شبیه یک شیء شناخته شده مثل اتو باشد؛ وقتی به نظر برسد علت، فرو کردن عضو به زور در آب جوش است
شکستگی شکستگی‌های متعدد در زمان‌های متفاوت، شکستگی‌های نهفته که در عکس رادیولوژی دیده شود
آسیب‌های سر و جمجمه بخصوص اگر در کودک زیر سه سال دیده شود، همراه با شکستگی‌های دیگر، خونریزی داخل چشم،
آسیب ستون فقرات، اعضای داخلی و دهان اگر توضیح پزشکی نداشته باشد
 
غفلت و بی‌توجهی
انواع توضیح، ویژگی‌ها
عدم رسیدگی و مراقبت درمورد نیازهای ضروری کودک (غذا، لباس، جای امن) نداشتن لباس، کفش و پوشش کافی، تکرر مشکلاتی مثل شپش سر یا گال، عدم رشد کافی متناسب با سن، بوی بد یا کثیف بودن کودک، نخوردن غذای کافی و مناسب، تنها گذاشتن کودک بدون مراقبت و سرپرستی، خانه کثیف و غیر بهداشتی، حمام نبردن و شستشوی ناکافی، تصادف
عدم رسیدگی‌های بهداشتی و درمانی و بی‌توجهی به سلامت کودک واکسن نزدن، ندادن دارو به کودک، عدم مراجعه به پزشک، مسمومیت کودک، گاز گرفتن حیوانات، در آب افتادن و خطر غرق شدن، پوسیدگی دندان،
عدم رسیدگی به آموزش و فعالیت‌های فوق برنامه مدرسه نرفتن، غیبت زیاد از مدرسه، نبود فعالیت‌های مختلف در اوقات فراغت که مانع از رشد شناختی (هوش، مهارت‌های اجتماعی، تمرکز) کودک می‌شود
نبود قاعده و قانون در خانه نداشتن استمرار در گذاشتن قاعده و اعمال آن، نبود برنامه خواب، غذا، درس و غیره
 

آزار روانی (عاطفی): این نوع آزار کمتر از انواع دیگر گزارش می‌شود یا شناسایی می‌شود اما بسیاری آن را شایع‌ترین نوع کودک‌آزاری می‌دانند. این نوع آزار معمولا با سه نوع آزار دیگر همراه است. ابتدا به انواع آزار روانی می‌پردازیم بعد به نشانه‌ها و علائم آن در کودک آزار دیده.

آزار روانی (عاطفی)
انواع توضیح، ویژگی‌ها
پرخاشگری و انتقاد بیش از حد پدر و مادر فقط به رفتارهای نامناسب کودک توجه می‌کند و با خشونت و انتقاد به آن پاسخ می‌دهند، توانایی و شخصیت کودک را زیر سوال می‌برند و او را تحقیر می‌کنند آبروی کودک را جلوی دیگران می‌برند، ایجاد احساس بی اهمیتی و ناچیز بودن در کودک
نبود محبت و عاطفه و طرد کودک در آغوش نگرفتن، عدم اظهار محبت کلامی و غیرکلامی، نداشتن رابطه صمیمانه و نزدیک، تبعیض گذاشتن بین خواهر یا برادرها
محرومیت از توجه پاداش ندادن به رفتارهای مناسب کودک، نادیده گرفتن کودک، بازی نکردن با کودک، نداشتن همبازی، غیبت زیاد از خانه یا در دسترس نبودن پدر و مادر
ناهماهنگی و رفتارهای متناقض خواسته‌های پدر با مادر با هم تناقض اساسی دارد، پدر یا مادر یک بار به رفتاری پاداش می‌دهند بار دیگر بشدت تنبیه می‌کنند، پدر یا مادر صبح خوش خلق هستند شب پرخاشگر و تندخو و کودک را طرد می‌کنند (مانع اعتماد کودک به والدین می‌شود)
تهدید به ترک کودک تهدید کودک (گاهی بعلت خطای جزئی) به بیرون انداخته شدن از خانه، سر راه گذاشتن، به یتیم‌خانه فرستادن، یا تهدید پدر و مادر که خود خانه را ترک می‌کنند (منجر به رابطه اضطرابی با والدین می‌شود)
خواسته‌ها یا استرس‌های نامناسب کتک خوردن مادر، خشونت خانگی، اعتیاد، انداختن گناه‌ها مثل طلاق به گردن کودک، استفاده از کودک برای رساندن پیام‌های خشن پدر و مادر به یکدیگر، زیر فشار گذاشتن کودک برای طرفداری از یکی از والدین، استفاده از کودک برای آشتی بین پدر و مادر، توقع اینکه کودک کارهایی را بعهده بگیرد که مناسب سنش نیست، مثل روبرو شدن با طلبکار

کودکی که از نظر روانی آزار می‌بیند رفتارهایی بروز می‌دهد که برای آنها دلیل پزشکی یا دلیل موجهی پیدا نمی‌شود، یا متناسب با سنش نیستند یا نشانه‌های عدم رشد کافی از جنبه‌های مختلف وجود دارد.

علائم و نشانه‌های آزار روانی کودک
رفتار کودک رفتار پدر و مادر/سرپرست
کابوس‌های مکرر با مضامین مشابه طرد کودک
اضطراب، رنج و غم شدید مقصر دانستن کودک برای هر چیز
پرهیز از ارتباط با دیگران انتظارات و توقع نابجا و نامتناسب با سن کودک (رفتاری، تحصیلی، اجتماعی)
انزوا و در دنیای خود بودن تهدید یا تنبیه نامناسب
پرخاشگری استفاده از کودک برای برآوردن نیازهای خود
رفتارهای نامتناسب با سن استفاده از کودک برای برآوردن آرزوهای دست‌نیافته خود
ترسیده و نگران با عزت نفس پایین بی‌تفاوتی وقتی که باید به کودک توجه شود
تکان دادن بدن به جلو غقب قرار دادن کودک در شرایط ترسناک، مثل شاهد خشونت خانگی بودن
رفتارهایی برای جلب توجه یا محبت کمک نکردن به رشد مهارت‌های اجتماعی کودک
صمیمیت بیش از حد با غریبه‌ها یا با پزشک و پرستار نگرانی از صحبت کردن کودک با پزشک یا پرستار بدون حضور والدین/سرپرست
بیش از حد چسبیدن به دیگران بدبینی به کودک
رابطه نامناسب با کسی که از او مراقبت می‌کند خشونت و پرخاش با کودک
اطاعت افراطی
واکنش‌های عاطفی نامناسب یا شدید که با سن تناسب ندارند و دلیل پزشکی هم ندارند
گریه و قشقرق و جنجال در سن مدرسه
خشم شدید بدون دلیل
از دست دادن علاققه به چیزها یا کارهایی که کودک قبلا به آنها علاقه داشته
گریه تسکین‌ناپذیر
کودک بسیار کمتر از گذشته احساسات مختلف نشان می‌دهد و دیگر نمی‌تواند به دیگران ابراز علاقه کند
مشکل تمرکز
واکنش‌های نامعمول به حضور برخی بزرگسالان
ادرار یا مدفوع در رختخواب (در حالی که این مشکل قبلا نبوده یا اینکه عمدا اتفاق می‌افتد) تنبیه برای شب ادراری حتی اگر پزشکان به پدر و مادر گفته باشند که غیر ارادی اتفاق می‌افتد
مشکلات خوردن (دزدیدن یا پنهان کردن غذا)
عقب بودن رشد جسمی، روانی، عاطفی و کلامی
واکنش نامناسب به معاینه پزشکی
فرار کردن
خودآزاری و آسیب زدن به خود

آزار جنسی: برای دختربچه‌ها بیشتر از پسربچه‌ها اتفاق می‌افتد، اما در پسربچه‌ها هم کم نیست. نکته مهم در رابطه جنسی رضایت هر دو طرف است. در فرد زیر پانزده سال در هر حالتی رابطه جنسی، سوء استفاده جنسی است. رابطه جنسی فرد بالای هجده سال با فرد زیر هجده سال هم آزار جنسی است.

آزار جنسی
علائم و نشانه‌ها توضیح
ترشح، زخم و خونریزی و آسیب در ناحیه تناسلی و مقعد بخصوص وقتی تکرار شود بدون وجود دلیل پزشکی
عفونت ادراری مکرر بدون وجود دلیل پزشکی
پیدا شدن اشیا مختلف در واژن یا مقعد
باز بودن غیر عادی مقعد در حین معاینه پزشکی بدون وجود دلیل پزشکی
هپاتیت بی یا زگیل تناسلی بخصوص در کودکی که هنوز به سن رابطه جنسی نرسیده (یا زیر ۱۵ سال) وقتی که تزریق خون آلوده مطرح نیست
حاملگی در نوجوانی
بیماری‌های آمیزشی وقتی کودک به سن رابطه جنسی نرسیده
خودآزاری
فرار
شب‌ادراری یا شب‌مدفوعی که قبلا وجود نداشته
خودآزاری و آسیب زدن به خود
رفتارهایی با مضامین جنسی که متناسب با سن نیست
پرخاشگری و خشونت بدون دلیل
انزوا، در خود رفتن، سکوت و تلخی
از دست دادن دوستان
خودداری از مدرسه رفتن
خودکشی
همیشه نگران و گوش بزنگ است و با کوچکترین صدا یا اتفاقی پریشان می‌شود

در ایران برای کمک‌‌گرفتن از متخصصان و سازمان‌های مسئول در مورد کودک‌آزاری می‌توانید با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید، یا با صدای یارا (خط تلفنی انجمن حمایت از حقوق کودکان).

دادستانی تهران هم شماره تلفنی را برای گزارش موارد کودک‌آزاری اعلام کرده و در استان‌های دیگر هم با بهزیستی یا دادستانی استان می‌توان تماس گرفت.

منبع: دکتر حسام فیروزی

خرداد
۳
۱۳۹۷
شناسنامه زنان مطلقه، سفید می‌شود؟
خرداد ۳ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
n00150624-b
image_pdfimage_print

 

Photo: www.baharnews.ir

برچسبی به نام طلاق

زنان مطلقه سال‌هاست با مشکلات عدیده اجتماعی، اقتصادی و… مواجه هستند و برچسب مطلقه بودن در بسیاری از موارد برای آن‌ها دردسرهایی را ایجاد کرده‌است. برچسبی که به نوعی باعث تضییع برخی از حقوق آن‌ها شده و بسیار اتفاق افتاده که وجود مهرطلاق در شناسنامه این زنان، خرید یا اجاره ملک، یافتن شغل و…را برای آن‌ها دشوار کرده است. زنانی که به دلیل مشکلات اقتصادی نیاز به حمایت جدی دارند و جامعه باید تلاش کند تا آن‌ها بتوانند از این بحران جدی روحی، روانی و اجتماعی عبورکنند و به زندگی دوباره بازگردند. اما نگاه مردسالار جامعه نه تنها این مسیر پر پیچ و خم را برای آن‌ها هموار نکرده بلکه در بسیاری از موارد با ایجاد دست‌انداز‌هایی، مسیری صعب‌العبور را پیش‌روی‌شان قرار داده است.

پس در این زمینه ابتدا لازم است نگاه جامعه به زنان مطلقه تغییر یابد و آن‌ها باید جزیی از بدنه اجتماعی محسوب شوند، نه اینکه با ایجاد مشکلاتی آن‌ها را به انزوا کشانده و به همین دلیل نیز آن‌ها به اعمالی خارج از عرف و شرع روی بیاورند. به عبارت دیگر هرچند طلاق، حلال ناپسندی در پیشگاه خداوند است اما باتوجه به افزایش این پدیده، نباید دیدگاه جامعه به زنان مطلقه که بسیاری از آن‌ها نیز به ناچار تن به طلاق داده‌اند،منفی باشد. پس اولین و مهم‌ترین گام برای کاهش تبعات طلاق در جامعه تغییر دیدگاه جامعه به زنان بیوه است تا آن‌ها بتوانند در سایه اعتماد جامعه روزگار بگذرانند؛ البته این مهم نیازمند فرهنگ‌سازی است، نه تصویب قانون.

شناسنامه کاغذی کم‌کم منسوخ می‌شود

ژرژیک آبرامیان، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس درباره چگونگی حذف کلمه طلاق در شناسنامه زنان مطلقه به آفتاب یزد گفته‌است:«در اداره ثبت احوال، سامانه‌ای شروع به کار کرده که همه اطلاعات فردی یک ایرانی متولد شده در ایران از بدو تولد تا آخر زندگی ثبت می‌شود. به‌مرور هم این شناسنامه‌ کاغذی منسوخ می‌شود؛ یعنی نیازی به وجود کتابچه‌ای برای ثبت برخی اطلاعات فردی نیست».آبرامیان در پاسخ به این سوال که اگر شناسنامه‌ای در کار نخواهد بود،‌ پس چه نیازی به چنین طرحی است که بخواهد حذف شود، تاکید کرده است: «بالاخره تا رسیدن مرحله حذف شناسنامه مشکلاتی مانند کلمه طلاق وجود دارد. در نهایت هم این موضوع به کمیسیون حقوقی و قضایی آمد و اعضا نظر مثبتی نسبت به آن داشتند. هرچند با تصویب این طرح کلمه طلاق هنگام جاری شدن صیغه طلاق در شناسنامه قید نمی‌شود اما یک سامانه کلی وجود دارد که تمام احوالات افراد در آن ثبت می‌شود. یعنی در صورت نیاز به استعلام، از آن سامانه قابل استخراج است. البته این مساله موارد شرعی و فقهی هم دارد و ثبت یا ثبت نشدن کلمه بستگی به شرایطی دارد».

پنهان‌کاری در ازدواج خطرناک است

فریده غیرت، حقوق‌دان با بیان اینکه امروز در حوزه زنان موارد گوناگون مهمی‌وجود دارد که لازم است در اولویت قانونگذاری قرار گیرد به «قانون» می‌گوید: زنان در کشور ما نیازهای قانونی بسیاری دارند که به بوته فراموشی سپرده شده یا حتی در مواردی نیز زنان تبعیض‌های زیادی که در قوانین وجود دارد را تحمل می‌کنند که به اعتقاد بنده بهتر است که آن‌ها مورد توجه قرار گیرند تا زنان جامعه که امروز پابه‌پای مردان در عرصه اجتماعی فعالیت می‌کنند، دغدغه‌کمتری داشته باشند.این حقوق‌دان در رابطه با طرح حذف واژه طلاق از شناسنامه زنان مطلقه با بیان اینکه طرح این مسائل هیچ‌گونه اثر مثبتی به همراه نخواهد داشت، خاطرنشان کرد: البته در گذشته و قبل از تدوین این طرح نیز، اگر خانمی برای حذف طلاق اقدام می‌کرد، ممکن بود آن را از شناسنامه‌اش حذف کنند و تدوین این طرح اقدام موثر و مفیدی برای جامعه زنان و بانوان کشور نخواهد بود.

وی گفت: اینکه کلمه طلاق در شناسنامه وجود داشته باشد یا خیر به اعتقاد بنده آن‌قدر مهم نیست که به صورت قانون در مجلس به تصویب برسد. مضاف بر آن اینکه ازدواج از مواردی است که پنهان‌کاری در آن بسیار خطرناک است. زمانی که خانمی قرار است ازدواج مجدد داشته باشد در حالی که رویای زندگی خوب و خوشبخت شدن را در سر می‌پروراند، چرا باید طلاق و زندگی ناموفق قبلی وی در شناسنامه‌اش حذف شود، مگر قرار است ازدواج و طلاق قبلی خود را از همسر آینده‌اش پنهان کند؟غیرت ادامه داد: ازدواج رابطه‌ای خاص میان دو شریک زندگی است که به نزدیک‌ترین فرم با هم ارتباط برقرار می‌کنند و اگر قرار باشد این مساله مهم یعنی ازدواج قبلی خانم در نگاه اول پنهان بماند، به هیچ وجه درست نیست زیرا حق مرد است که بداند با چه خانمی ازدواج می‌کند، آیا درگذشته نیز ازدواج کرده است یا خیر؟ پس به همین دلیل همان‌طور که دربالا نیز گفتم، تدوین و تصویب چنین طرح‌هایی به هیچ عنوان نمی‌تواند دارای آثار مفید و مثبتی باشد زیرا به هرحال با یک استعلام ساده مرد می‌تواند از گذشته فرد موردنظر خود آگاهی یابد.

 

منبع: بهارنیوز

اردیبهشت
۳۱
۱۳۹۷
نگاه‌های سنگینی که روح را آزار می‌دهد
اردیبهشت ۳۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
603x339_story-45bed8c2-223f-5938-97a1-252644a2cd05_130331
image_pdfimage_print

photo: /bidarzani.com

بیدارزنی:

رفت و آمد با اتوبوس‌های بین‌شهری را به تاکسی ترجیح می‌دهم چون با مردم بیشتری در ارتباط هستم. همیشه از دل صحبت‌ها و درد و دل‌های آن‌ها بحث‌هایی مطرح می‌شود که شاید کمتر مورد توجه قرار گیرد. اما این بار صدای بلند دختری که فریاد می‌زد به چه زل زده‌ای! توجهم را جلب کرد. از نگاه پسری که از قسمت مردانه و پشت نرده‌های تفکیک براو سایه انداخته بود به تنگ آمده و کاری کرد که راننده اتوبوس، پسر را پیاده کند. نگاه کردن و متلک انداختن از سوی پسران چیزی نبود که تازگی داشته باشد اما واکنش آن دختر، تحسین و در مقابل سرزنش اطرافیان را به همراه داشت که چرا جلب توجه کرده است.

متلک‌های خیابانی، لمس بدنی، توهین به رانندگان زن و همچنین اذیت و آزار زنان در وسایل حمل‌ونقل عمومی از جمله مشکلاتی است که بیشتر زنان در طول روز با آن مواجه هستند و به یک پدیده عادی و مداوم تبدیل شده است. هرکدام از این مشکلات هم به‌نوعی آزاردهنده، واکنش‌ها و نگرش‌های متفاوتی را به همراه دارد اما اذیت و آزارهای ناشی از نشستن در وسایل حمل‌ونقل عمومی بحثی است که به سبب دربرگیری همه آحاد جامعه باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

روژین ۲۸ سال سن دارد، وقتی از اولین تجربه متفاوت خود هنگام سوار شدن در تاکسی می‌گوید به سبب درک نکردن این موضوع در سن کودکی هنوز هم حس استرس و سرزنش در وجودش نمایان است.

بیشتر اوقات برای رفتن به مدرسه پدرم خودش من را می‌رساند و دنبالم می‌آمد اما گاهی هم که وقت نمی‌کرد خودم سوار ماشین می‌شدم و به خانه بازمی‌گشتم. دیگر این رفت‌وآمدها برایم عادی شده بود اما این بار اولی بود که چنین چیزی را تجربه می‌کردم.

من همیشه عادت داشتم جلو یا کنار درب ماشین بشینم، نشستن در وسط را اصلاً دوست نداشتم. این بار جا برایم خیلی تنگ بود آن‌قدر خودم را جمع کرده بودم که گویی الآن از درب ماشین به بیرون پرت می‌شوم. پسری که در کنارم نشسته بود عمداً پاهایش را به پاهای من نزدیک می‌کرد! برایم قابل درک نبود که چرا او می‌خواهد تا این حد به من نزدیک شود هنوزهم حس جمع شدن بدنم را به سبب اینکه با او برخورد نکنم در وجودم حس می‌کنم، آن روز چقدر مسیر برایم طولانی‌تر بود. در طول مسیر من فقط سکوت کرده و از درون پر از آشوب و ترس! الآن بعد از گذشت سال‌ها هنوز هم حرص می‌خورم که چرا آن روز به او نگفتم که درست بنشیند چرا من مجبور بودم خودم را جمع کنم؟ از چه می‌ترسیدم؟ از تفکر راننده یا از سرنشینان؟ یا از اینکه او انکار کند و من رسوا شوم؟ هنوز هم جواب سکوت آن موقع خودم را نیافتم و این برایم بسیار آزار دهنده است.

تجربه فراموش‌نشدنی برای روژین که هنوز هم با آن سروکار دارد، تجربه خیلی از دختران و زنان دیگری است که با آن‌ها صحبت کردم حتی گاهی بدتراز آن‌هم پیش آمده بود. بیشتر زنان از نشستن نادرست سرنشینان تا نگاه رانندگانی که از داخل آینه بر روی آن‌ها سنگینی می‌کند، رنج می‌برند و تنها کارشان سکوت و خودخوری بعد از پیاده شدن است، گاهی هم اعتراض می‌کنند و با رانندگان یا سرنشینان درگیر می‌شوند اما در نهایت دردی از آن‌ها دوا نشده و همچنان این تنش‌ها ادامه دارد.

تفکیک جنسیتی در هیچ جامعه‌ای وجود ندارد

حسین محمد زاده دکترای جامعه‌شناسی درباره اذیت و آزار زنان در مکان‌های مختلف بر این باور است؛ این مسئله در جوامع مختلف بسیار متفاوت و بدون شک در جوامع ابتدایی بسیار کم است مگر در هنگام جنگ آن‌هم به‌عنوان نوعی برچسب و انتقام و به منظورآسیب رساندن به گروه‌های رقیب.

دکتر محمد زاده بیان کرد: اذیت و آزار زنان حتی در جوامع مدرن هم وجود دارد به‌طوری که افراد قدرتمند و مدیران با استفاده از فاکتورهای قدرت، زنان را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند و بر اساس آخرین گزارش‌های اعلام شده حدود ۷۰ درصد زنان در کنسرت‌ها مورد اذیت و آزار قرار گرفته‌اند.

وی ادامه داد: اما در حوزه‌های عمومی مثل بازار این مسئله کمرنگ، به‌صورت مشخص و تعریف شده است اما در جامعه ما بسیار متنوع و آشفته بوده و تعریف درستی برای آن وجود ندارد.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه لایحه سطحی جامعه ما مدرن یا شبه مدرن است اما لایه درونی اکثراً سنتی و بسته است، افزود: آموزش در مدارس، خانه، رسانه و در عین حال نظارت‌های اجتماعی و قانونی ضروری و این مسئله قابل کنترل است اگر ارزش‌های انسانی به‌درستی آموزش داده شود.

دکتر محمد زاده همچنین با اشاره به اینکه برای تحلیل دقیق جامعه‌شناسی باید حتماً دو بعد مکان و زمان در نظر گرفته شود، اظهار داشت: در رابطه با مطرح کردن بحث تفکیک جنسیتی در برخی مکان‌ها باید گفت، تفکیک جنسیتی در حوزه‌های عمومی در هیچ جامعه‌ای وجود ندارد و هیچ مبنای دینی و اخلاقی هم برای آن نیست.

ضرورت افزایش آگاهی و تربیت جنسی در سنین پایین

لیلا اصلانی کارشناس ارشد روانشناسی نیز در این رابطه معتقد است؛ با توجه به تغییرات چند دهه اخیر و حضور زنان در جامعه شاهد مشکلاتی از قبیل آزار زنان در مکان‌های عمومی و وسایل نقلیه هستیم که این پدیده فقط مختص به کشور ما نیست و در نقاط مختلف با فراوانی‌های متفاوتی به چشم می‌خورد.

به گفته وی؛ رفتارهای ناهنجار از سوی مردان می‌تواند علت‌های مختلفی داشته باشد که ریشه درعوامل زیستی، روانی و اجتماعی دارد. بروز این رفتارها بسته به هر فرد متفاوت است که می‌تواند در زمان کودکی، محیط خانواده، نحوه الگوی فرزند پروری والدین، نحوه تربیت جنسی، روابط و تجارب جنسی فرد ریشه داشته باشد.

اصلانی بر این باوراست؛ وقتی فردی نیاز جنسی داشته باشد برای ارضای آن تلاش می‌کند چه به‌صورت هنجار و چه ناهنجار که در این موارد مردان با انتخاب راه دوم درصدد رفع نیاز خود هستند که با توجه به نوع خواسته و موقعیت‌های مختلف با انجام کارهای متفاوت مثلاً با لمس نقاط مختلف بدن زن و یا با حرف زدن و آزارهای کلامی نیاز خود را برآورده می‌کنند.

به گفته این کارشناس ارشد روانشناسی؛ پس‌ازآنکه فرد هرگونه واکنشی را از خود نشان داد بعدازآن مدام خودش را سرزنش می‌کند که حتماً لباس یا رفتار من مشکلی داشته که این مسئله برایم پیش‌آمده یا این آزارگری از طرف مرد را به تبعیض جنسیتی، نبود قوانین برای حمایت از زنان، امکانات درون‌شهری ضعیف و مشکلات روانی مردان نسبت می‌دهد و درنتیجه احساس خشم و نفرت را در خود پرورش می‌دهد.

اصلانی تأکید کرد؛ باوجود اینکه دولتمردان و شهرداری‌ها با توجه به جنسیت، تفکیک اتوبوس‌های درون‌شهری را اعمال کرده‌اند، ما همچنان شاهد این‌گونه رفتارها هستیم؛ بالا بردن آگاهی در حقوق شهروندی، حقوق فردی و انسانی، یادگیری مهارت‌های اجتماعی مناسب و افزایش آگاهی و تربیت جنسی در سنین پایین که متأسفانه با توجه به ساختار جامعه صحبت از مسائل جنسی و مصادیق آن همچنان عرف نیست، می‌تواند در کاهش این‌گونه مسائل تأثیرگذار باشد.

ژینا مدرس گرجی از فعالان حوزه حقوق زنان نیز براین باور است؛ برای کم شدن یا از بین رفتن اینگونه مسائل در جامعه باید آموزش‌های لازم هم‌زمان در مدرسه و خانواده داده شو. ازآنجایی‌که بچه‌ها از سنین پایین با وسایل حمل و نقل عمومی رفت و آمد می‌کنند پسران و دختران باید نحوه صحیح برخورد با یکدیگر را یاد بگیرند.

به گفته مدرس گرجی؛ در کنار آموزش‌های لازم، شفاف‌سازی و روشن‌سازی، ایجاد حساسیت از طریق رسانه‌ها و برجسته کردن موضوع می‌تواند از راه‌های مناسب در حل این مسئله باشد.

این فعال حوزه حقوق زنان با بیان اینکه ایده چاپ پوسترهای مخصوص رعایت حقوق زنان توسط شهرداری تهران از جمله اقدامات مثبتی است که باید در کل کشور انجام شود، افزود: برای اینکه زنان در جامعه از امنیت کافی برخوردار باشند باید قوانین مربوط به این حوزه در مجلس به تصویب برسد.

امنیت در جامعه از ضروریات و حق طبیعی هر انسانی است و همه آحاد جامعه در برابر تأمین آن مسئول هستند. این امنیت می‌تواند جانی، مالی، روحی و روانی، شغلی، تحصیلی، اجتماعی و… باشد. برخورداری از هرکدام به‌نوبه خود لازم است و تفکیک جنسیتی هم در ‌‌‌‌آن نقشی ندارد اما متأسفانه در بسیاری موارد قشر خاصی از جامعه از چیزی به نام امنیت برخوردار نیستند که زنان بیشتر در معرض این ناامنی‌ها قرار می‌گیرند.

بی‌شک زنان در همه حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و…نقش پررنگی ایفا می‌کنند بنابراین باید از حق و حقوق برابر و نگرش یکسانی با مردان برخوردار باشند. وجود چنین اذیت و آزارهایی علیه زنان در جامعه نه تنها موجب ایجاد ناامنی می‌شود بلکه مصداق بارز خشونت علیه زنان است.

به همین سبب تصویب لایحه‌هایی همچون منع خشونت خانگی علیه زنان که همچنان پشت درهای بسته مانده و تصویب طرح‌های جامع‌تری که همه مشکلات حوزه زنان را در برگیرد، می‌تواند تأثیرات مثبتی در کاهش مشکلات زنان داشته باشد.

lمنبع: بیدارزنی

اردیبهشت
۲۸
۱۳۹۷
کودک آزاری، لایحه‌ای که قرار نیست تصویب شود
اردیبهشت ۲۸ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Domestic and family violence. Little girl asking for help.
image_pdfimage_print
                                                                                                                     Photo: karich/depositphotos.com/13473866/stock-photo-violence.html

 

هفته آخر اردیبهشت، هادی صادقی، معاون فرهنگی قوه قضاییه در گفت‌وگو با ایسنا گفت: «کودک آزاری شایعی در جامعه نداریم». همین خبرگزاری اسفند سال گذشته از قول رییس اورژانس اجتماعی کشور، حسین اسدبیگی، از ۱۶ هزارمورد کودک آزاری گزارش‌شده به این مرکز در نیمه نخست سال ۹۶ خبر داده بود. آقای اسدبیگی در گزارش سایت سلامت‌نیوز این رقم را بالاتر از آمار نیم سال قبل از آن گزارش کرده بود. با این‌حال معاون قوه قضاییه، در ادامه ادعای خود، خبرهای تجاوز و قتل منتشر شده از تعدادی کودک یا تصاویر آزار جسمی آنان در شبکه‌های اجتماعی را ملاک قرار داد و گفت:« …چون خبرهای {کودک آزاری} منتشر می‌شود حتی یک مورد از آن هم انسان را آزار می‌دهد.» به نظر می‌رسد آن‌چه اغلب مقامات جمهوری اسلامی را نگران می‌کند نه آمار کودک آزاری که خبرهایی است که از اتفاقات دردناک آزار کودک منتشر می‌شود و نمایی متفاوت از آن‌چه آن‌ها انتظار دارند از جامعه ایران به نمایش می‌گذارد.

کودک آزاری از زبان اعداد

وقتی مقامات سازمان بهزیستی میزان کودک آزاری را گزارش می‌دهند، به تماس‌هایی ارجاع می‌دهند که با مرکز اورژانس گرفته شده است. این مرکز سال‌هاست برای گزارش کودک آزاری و آزار خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سازمان و نهادهای مدنی در تلاش‌ بوده‌اند تا درباره گزارش‌دهی موارد مرتبط با کودک‌ آزاری فرهنگ‌سازی کنند و حتی برخی از فعالان حقوق کودک معتقدند بخشی از افزایش آمار کودک آزاری به افزایش فرهنگ گزارش‌دادن آن مرتبط است و لزوما به معنای بالا رفتن میزان کودک آزاری در کشور نیست.

طبق قانون ۹ ماده‌ای مصوب سال ۱۳۸۱ مجلس شورای اسلامی، کودک آزاری جرم عمومی محسوب می‌شود و هر فردی که شاهد کودک آزاری باشد موظف است آن ‌را گزارش کند. با این‌حال به تاکید مقامات مسئول و تایید فعالان مدنی، همچنان نداشتن آگاهی نسبت به این قانون و سایر قوانین حمایتی برای پیشگیری از کودک آزاری، آگاهی نداشتن از تعریف و مصادیق کودک آزاری و ملاحظات فرهنگی، شرم یا باورهای خاص، باعث می‌شود تا موارد متعددی از کودک آزاری گزارش نشود.

با این‌حال حتی اگر حداکثر موارد کودک آزاری به اورژانس کشور گزارش شود، این موارد عمدتا آزار فیزیکی و در موارد معدودی کودک آزاری جنسی را شامل می‌شوند. به این ترتیب عدد کودک‌ آزاری‌های گزارش نشده بسیار بالاتر از رقمی خواهد بود که در گزارش‌های مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌شود.

کودک آزاری سیستماتیک

طبق تعریف پذیرفته شده بین‌المللی، هرگونه آسیب رساندن، اقدام یا بی‌توجهی از طرف والدین یا نگهدارنده کودک که سلامت جسم، روان یا سعادت، رفاه و منافع عالیه کودک را به خطر بیاندازد، کودک آزاری محسوب می‌شود.

به این ترتیب، دایره کودک آزاری، تنها محدود به رفتارهای خشونت‌آمیز یا در برخی موارد تجاوز جنسی برخی والدین، سرپرست کودکان و معلمان آن‌ها در مورد کودکان نیست. آن‌چه امروز و در سایه قوانین یا رعایت‌نکردن برخی قوانین در ایران اتفاق می‌افتد را می‌توان کودک آزاری سیستماتیک نام گذاشت. کودکان به خاطر جنسیت، قومیت و مذهب والدین‌شان از بدو تولد مورد خشونت حکومتی و غیرحکومتی قرار می‌گیرند.

حجاب اجباری دختران که گاه پیش از آغاز سن رسمی تکلیف یعنی نه سالگی به او تحمیل می‌شود، به دلیل احتمال بروز بیماری‌های پوستی و کاهش قدرت تحرک کودکان، به صورت مستقیم به سلامت جسم و روان آن‌ها آسیب می‌رساند. حجاب کودکان به صورت غیرمستقیم هم می‌تواند به روان کودکان و از جمله به اعتماد به نفس آن‌ها آسیب برساند. کودکان خانواده‌های بهایی که از کودکی با محدودیت و برچسب خوردن مواجه هستند، نمونه دیگر آزار سیستماتیک در جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند. این افراد تنها از سوی نهادهای رسمی خشونت را تجربه نمی‌کنند و گاه از سوی همسایگان نیز مورد آزار قرار می‌گیرند که به دلیل قانونی نبودن مذهب‌شان، امکان پیگیری قضایی نیز برای‌شان وجود ندارد.

شرایط زندگی برای کودکان افغانستانی که در برخی موارد به دلیل مهاجر بودن پدر، تا آخر عمر از گرفتن شناسنامه و داشتن هویت برای استفاده از حق تحصیل و سایر مزایای زندگی عادی محروم هستند، نمونه دیگر آزارکودک‌اند که نه توسط خانواده‌ها که از سوی حکومت اعمال می‌شود. در حالی که نزدیک به بیست سال از تصویب قانون ممنوعیت استفاده از کودکان زیر هجده سال در جنگ‌ها می‌گذرد، همچنان تبلیغات رسمی برای ترغیب کودکان به جنگ از جمله با تداوم فعالیت بسیج مدارس ادامه دارد. همچنین سال گذشته سازمان دیده‌بان حقوق بشر در مورد استفاده ایران از کودکان افغانستانی در جنگ نیابتی در سوریه خبر داد که نشان‌دهنده نقض این قانون بین‌المللی و کودک آزاری سیستماتیک توسط جمهوری اسلامی ایران است. ازدواج کودک که به صورت قانونی و زیر سن ۱۸ سال و گاه زیر سن مورد تایید مقامات مذهبی انجام می‌گیرد، نمونه دیگری است که آسیب‌های فردی و اجتماعی متعددی را به همراه داشته و دارد.

برخورد حاکمیت ایران با کودکان کار، از نادیده گرفتن معضل تا دستگیری کودکان در خیابان‌ها، از دیگر نمونه‌های نقض حقوق کودک و آزار او محسوب می‌شود. وجود کودکان داخل زندان‌ها، نبود قانون و برنامه حمایتی برای کودکان افراد زندانی، برخوردار نبودن کودکانی که مجرم تلقی می‌شوند از نظام قضایی ویژه کودکان و گاه اعدام کودکان یا اعدام افرادی که در کودکی مرتکب خطا یا جرم شده‌اند و همچنین نبود دستورالعمل برای دستگیری والدین زمانی که کودک حضور دارد که گاه به دستگیری خود کودک هم منجر می‌شود، از دیگر موارد نقض حقوق کودک و کودک آزاری است که اتفاقا در حوزه عملکرد قوه قضاییه است، قوه‌ای که مقام ارشدش وجود کودک آزاری شایع در کشور را رد می‌کند.

لایحه‌ای که قرار نیست تصویب شود

حدود ده سال پیش دولت محمود احمدی‌نژاد لایحه‌ای را به مجلس داد که بعد از جرح و تعدیل بسیار برای بررسی در صحن علنی مجلس آماده شد. با تغییر دولت و روی کار آمدن آقای روحانی، لایحه از مجلس پس گرفته شد و مجددا همان لایحه نخست در سال ۱۳۹۱به مجلس فرستاده شد و تمام مراحل اداری و بررسی‌ها از سر گرفته شد. برخلاف گفته محمد علی پورمختار، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس و نماینده مردم بهار و کبودرآهنگ در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، از نظر فعالان حقوق کودک، لایحه فعلی نه «کاملا جامع و کامل» است و نه با اجرای آن کودک آزاری «به شدت» کاهش پیدا می‌کند. اما کارشناسان و فعالان حقوق کودک وجود همین قانون را به دلیل نیاز به داشتن پشتوانه حداقلی قانونی برای حمایت از کودکان ضروری می‌دانند.

روند بررسی این قانون، اظهارنظر مقامات قانون‌گزار یا مجری قانون در قوه قضاییه و مجریه درباره این قانون و به طور کلی در مورد پدیده کودک آزاری نشان می‌دهد که به نظر نمی‌رسد اراده‌ای برای تصویب این قانون وجود داشته باشد. مقامات حکومتی یا مانند آقای صادقی وجود کودک‌ آزاری را نفی می‌کنند یا مانند حبیب الله مسعودی فرید،‌ معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی، اساسا نیازی به تصویب قانون جدید نمی‌بینند و قوانین موجود را برای حمایت از کودکان کافی می‌دانند. شاید از نظر سایر مقامات جمهوری اسلامی نیز سرعت عمل دادن به تصویب این قانون یعنی پذیرش وجود کودک آزاری در حدی که نیاز به قانونی جداگانه و جامع برای حمایت از کودک وجود دارد. برخی از مقامات اجرایی بارها از رسانه‌ها به دلیل پیگیری‌شان از تصویب لایحه حمایت از کودک و نوجوان گله کرده‌اند. با وجود چنین دیدگاهی که وجود معضل اجتماعی کودک‌ آزاری را نفی می‌کند یا آن را کم اهمیت جلوه می‌دهد، این نگرانی وجود دارد که حتی بعد از تصویب قانون پرنقص فعلی نیز اقدام جدی برای فرهنگ سازی و اجرای قانون اتفاق نیفتد، به خصوص که تصویب این قانون، همچنان راه را برای نقض سیستماتیک حقوق کودک از جمله حجاب اجباری دختران و ازدواج کودکان باز می‌گذارد.

آن‌چه به عنوان راه برون رفت از بن بست فعلی باقی می‌ماند، نقش فعال‌تر رسانه‌ها و نهادهای مدنی است تا جامعه را نسبت به ابعاد نقض حقوق کودک در اثر نبود امکان حمایت از او آگاه کنند، انواع کودک آزاری را شرح دهند و مسئولیت شهروندی را در برابر کودک آزاری ترویج کنند.

منبع: بی بی سی 

اردیبهشت
۲۷
۱۳۹۷
نجات یک دختر همجنس‌گرا از رابطه خشونت‌آمیز
اردیبهشت ۲۷ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Color hand print, isolated on white
image_pdfimage_print

Photo: belchonock/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن:

 

چگونه دیگرانی بودهاند که از خشونت خانگی جان به در بردهاند؟ چه چیزی به آنها کمک کرده است؟ آنها چه توصیههایی برای دیگران دارند؟

داستان آیِت داستان واقعی یک زوج همجنسگراست که تمام نامها و جزییات آن تغییر داده شده است.

وقتی ما دخترها هم‌دیگر را دیدیم من در دهه ۲۰ و  او در دهه ۳۰ زندگی‌اش بود. خیلی ساده با هم آشنا و هم‌خانه شدیم. او خانه من در شهر را دوست نداشت و این شد که مرا ۲۰ مایلی از زندگی‌ام دور کرد. خیلی زود مادر‌خوانده فرزند او شدم (که عاشقش بودم) و تمام کارهایم هم حول محور مادر او (دوست دخترم) می‌چرخید. او کسی بود که به من می‌گفت هرگز نمی‌خواهد من خود را وابسته‌اش کنم. به من می‌گفت دوست دارد من نظر خودم را داشته باشم و آن را ابراز کنم اما وقتی با نظرش مخالفت می‌کردم، عصبانی می‌شد. او دوستان نزدیک و شغل مرا هم دوست نداشت. این شد که من از آنها هم دست کشیدم.

از طرف دیگر او بیشتر و بیشتر مشروب می‌خورد و بعد با من خشن‌تر می‌شد؛ هم خشونت کلامی و زبانی و هم خشونت فیزیکی. البته همیشه پس از رفتارهای خشن‌اش از من عذر می‌خواست و محبت بیش از اندازه‌ای به من می‌کرد. همین کارش هم باعث می‌شد من رنج خشونت او را فراموش کنم.

از سوی دیگر من نمی‌خواستم او یا فرزندش را از دست بدهم، پس در رابطه ماندم و سعی کردم دیدگاه‌های خودم را به او نزدیک کنم و خودم را با او وفق بدهم. با گذشت زمان اما آن‌قدر به تأیید و پول و خانه و عشق او وابسته شدم که فراموش کردم برای خوشبختی و خوشحال بودن در زندگی به چه چیزی نیاز دارم. به نظر می‌رسید که من خیلی درک می‌کنم اما به اشتباه و وقتی تهدید جدایی من مطرح شد، او مرا از خانه‌اش بیرون انداخت.

چه‌طور از پس خودم برآمدم؟

من از نظر عاطفی و احساسی خیلی تند رفتم و در نهایت چنان ضعیف شدم که از پا افتادم. دچار افسردگی عمیقی شدم و  تا مدت‌ها در سوگ بودم. بعد هم کم‌کم به نوشیدن مشروبات الکلی روی آوردم و برای فرار از تنهایی،  از خانه می‌زدم بیرون.

چگونه اوضاع تغییر کرد؟

او مرا انداخت بیرون و من حالا آن ماجرا را یک نقطه مثبت و خیر می‌بینم. او هرگز منکر رفتار خشن خود با من نشده اما به تازگی که دوست دختر دیگری پیدا کرده، دیگر به من اجازه نمی‌دهد فرزندش را ببینم و همچنان هم نسبت به من رفتاری خشونت‌آمیز دارد. البته من سراغ زندگی خودم رفته‌ام و به او اجازه نمی‌دهم به زندگی من برگردد.

به گمان من ما هر دو می‌خواهیم در زندگی هم نباشیم، اما هر کدام دلایل خودمان را داریم. من در درونم آرامم گرچه هنوز آزرده خاطرم. آزرده خاطر از اینکه عاشق کسی شدم که نمی‌توانست آن گونه که من می‌خواهم و اعتقاد دارم، مرا دوست داشته باشد.

چه چیزی به من کمک کرد تا قوی‌تر شوم؟

من از خواب غفلت بیدار شدم و دیگر نمی‌توانستم به او اجازه بدهم به من آسیب بیشتری برساند …. به سراغ درمان رفتم، مشروبات الکلی را ترک کردم، به شهر برگشتم، شغل فوق‌العاده‌ای پیدا کردم و به مدرسه برگشتم. دنبال دوستان واقعی گشتم و شروع به ارزیابی مثبت زندگی  از نگاه خودم کردم.

من دوباره خودم را کشف کردم.

یکی از دوستان صمیمی‌ام وقتی عمق درد مرا دید برای نجاتم پیش آمد. او محکم به من چسبید و اجازه داد گریه کنم، یاد بگیرم و احساس کنم. او برای شنیدن درد دل‌های من یک گوش مطمئن شد و مرا تشویق کرد. او به من کمک کرد به جای غرق شدن در بلایی که دوست دختر سابقم بر سر عقایدم آورده بود، واقع‌بین باشم. زمان و اراده و قدرت خودم هم دردهای مرا تسکین دادند.

توصیه من برای کسی که قربانی خشونت است

به دیدن یک مشاور بروید. با افراد زیادی که برای شما اهمیت قائل هستند صحبت کنید. راهی برای جدایی پیدا کنید. پس‌انداز کنید و از رابطه‌ای که در آن قربانی خشونت هستید، بیرون بزنید.

جدایی خیلی دردآور است اما وقتی خشونت به اوج برسد، رابطه دردآورتر است …. به هیچ‌کس قدرت مسلط بودن بر خودتان را ندهید، حتی کسانی که عاشق‌شان هستید.

 رابطه نباید آن‌قدرها سخت باشد … بهترین را برای خودتان بخواهید و قربانی نشوید. با رها کردن خود از خودتان دفاع کنید. کسی که واقعا شما را دوست دارد، جایی منتظر شماست. روی خودتان کار کنید و به خودتان زمان بدهید. شخص یا اشخاص مورد نظر شما وارد زندگی‌تان خواهند شد و آن وقت شما از خودتان تعجب خواهید کرد که چرا تا به حال کنار آدمی مانده‌اید که با شما خشونت می‌ورزد و بدرفتاری می‌کند. چرخه خشونت را متوقف کنید … چرخه خوشبختی خودتان را بسازید.

 

منبع به زبان انگلیسی

اردیبهشت
۲۱
۱۳۹۷
زخم اسید بر پیکر جامعه
اردیبهشت ۲۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Depositphotos_188311672_s-2015
image_pdfimage_print

Photo: chachar/depositphotos.com

به گزارش ایرنا، در سه ماه گذشته سه مورد اسیدپاشی در تبریز رخ داد که موجب مصدومیت ۵ نفر شد؛ این در حالی است که در سال های گذشته به ندرت در طول سال موردی از اسید پاشی در آذربایجان شرقی گزارش می شد.در نخستین حادثه اسیدپاشی در بیست و هفتم اسفند پارسال در اتوبان پاسداران تبریز یک دختر ۲۶ ساله از ناحیه صورت، گردن و دست از سوی خواستگاری که جواب رد شنیده بود، دچار آسیب جدی شد.اول اردیبهشت ماه سال جاری نیز اختلافات درون خانوادگی، حادثه اسید پاشی دیگری را موجب و زن ۳۷ ساله ای از ناحیه صورت و بازوها دچار سوختگی ۵۰ درصدی شد.اما سریال اسیدپاشی پایان نیافت و نهم اردیبهشت ماه جاری نیز مرد ۴۸ ساله ای که اقدام به اسیدپاشی به روی دو نفر دیگر در تبریز کرده بود، خود نیز قربانی اسیدپاشی و از ناحیه چشم مصدوم شد.مجموعه این رویدادهای دنباله دار، موجی از نگرانی را در بین افکار عمومی تبریز برانگیخت و این سوال را در ذهن آنها تداعی کرد که علت وقوع این حوادث مذموم چیست و چرا ادامه می یابد.

مدیرکل بهزیستی آذربایجان شرقی با اشاره به افتتاح ۱۱ مرکز اورژانس اجتماعی در شهرستان های استان طی سالجاری، گفت: در حال حاضر در ۱۶ شهرستان استان که بالای ۵۰ هزار نفر جمعیت دارند، اورژانس اجتماعی در حال فعالیت است.محسن ارشد زاده افزود: در اورژانس اجتماعی بحران ها و خشونت فردی و خانوادگی با همکاری دستگاه قضایی و نیروی انتظامی مورد پیگیری و بررسی قرار می گیرد.وی ادامه داد: خدمات مشاوره ای و روانی توسط مشاوران و مددکاران این اداره کل به افرادی که قربانی اسید پاشی شده اند، ارائه می شود.

ارشد زاده خاطرنشان کرد: برای قربانیان اسیدپاشی که به صورت خود معرف مراجعه می کنند و یا از سوی مراجع قضایی و انتظامی معرفی می شوند برنامه های مشاوره و روانشناسی برای خود فرد و خانواده او ارائه می شود.وی یادآور کرد: کسانی که مورد خشونت قرار می گیرند یک عمر دچار مشکلات روحی و روانی می شوند.مدیرکل بهزیستی آذربایجان شرقی تاکید کرد: ضروری است سطح آگاهی مردم در خصوص توجه جدی به مشکلات روانی افزایش یابد.کارشناس اورژانس اجتماعی و ارشد روانشناسی تربیتی در این مورد گفت: اسیدپاشی یکی از معضلات برزگی است که فرد را دچار عوارض روحی و روانی بسیار می کند.علی حاجی زاده افزود: فردی که قربانی اسیدپاشی شده بعد از آسیب جسمی دچار عوارض روحی می شود که بسیار بیشتر از عوارض جسمی است.وی ادامه داد: این افراد دچار استرس حاد روانی می شوند و دیدن کابوس های شبانه از جمله عوارض حالت روحی و روانی این امر است.حاجی زاده با بیان اینکه هویت این افراد دچار مشکل می شود، گفت: به نوعی ضربه شدید هویتی به آنها وارد شده و اکثر آنها دچار آسیب روانی شدید بعد از درمان می شوند.

وی با تاکید بر اینکه قربانیان اسید پاشی باید تحت درمان روانشناس قرار گیرند، افزود: این افراد شاید از لحاظ جسمی درمان شوند ولی تبعات روانی آن تا آخر عمر با آنها همراه خواهد بود.این کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی ادامه داد: دیدن قسمتی که دچار اسید پاشی شده از لحاظ روحی آسیب وارد می کند و این آسیب پذیری روحی تبعات جسمی نیز دارد که می توان به سردردهای شدید، استرس و تپش قلب اشاره کرد.

وی نسبت به انتشار اخبار اسید پاشی در شبکه های اجتماعی و رسانه ها انتقاد کرد و گفت: انتشار چنین اخباری موجب ایجاد ذهنیت در فرد مجرم می شود.این کارشناس اورژانس اجتماعی خاطرنشان کرد: شاید فرد قبل از خواندن این اخبار اطلاعاتی از مشکلات جسمی و روانی نداشته باشد ولی با خواند این مطالب جری تر شده و در واقع راهکاری به افراد مجرم ارائه می شود.دادستان عمومی و انقلاب شهرستان تبریز با بیان اینکه در قانون مجازات اسلامی قواعد خاص و مختلفی برای اسیدپاشی تعیین شده است، گفت: حبس تا ۱۵ سال از جمله این مجازات است.موسی خلیل اللهی افزود: اگر چنانچه اسیدپاشی جنبه عمومی داشته و منجر به ایجاد اختلالات روحی و روانی مردم شود جرایم به مراتب سنگین تری برای مجرمان مترتب است.وی ادامه داد: بر این اساس اگر جرم اسیدپاشی منجر به نقص عضو و جنبه عمومی داشته باشد قانونگذار تا ۱۵ سال حبس در نظر گرفته است.خلیل اللهی اظهار کرد: در صورتی که اسیدپاشی منجر به فوت شخص شود قصاص نفس در مورد مجرم اجرا می شود.وی با اشاره به وقوع سه مورد اسیدپاشی از ابتدای امسال تاکنون در تبریز، گفت: دادستانی مرکز استان به عنوان مدعی العموم در این سه پرونده ورود پیدا کرده است و پرونده های مزبور در دست رسیدگی است.دادستان عمومی و انقلاب شهرستان تبریز یادآور کرد: علاوه بر جرایم فوق کیفری، بر اساس قانون مجازات اسلامی برای مجرمان اسیدپاشی دیه های مختلفی نسبت به نوع و نحوه آسیب دیدگی تعیین شده است.

منبع: بهار نیوز

اردیبهشت
۲۱
۱۳۹۷
جامعه دچار بحران جنسی شده است؟
اردیبهشت ۲۱ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
Photo: Choices/depositphotos.com
image_pdfimage_print

 

جامعه > آسیب‌ها – ایسنا نوشت: یک عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: در حوزه مسائل جنسی با توجه به تابو بودن آنها، کارهای پژوهشی اساسی انجام نمی‌شود و در این زمینه با خلاء شناختی مواجه هستیم.

 

«حسین اکبری» در میزگرد «بررسی و ارائه راهکار برای بحران جنسی موجود در جامعه» که در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، با طرح این پرسش که آیا اساساً بحران جنسی، بحرانی حقیقی است و در جامعه ایران اتفاق افتاده است؟ اظهار کرد: برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید دید که تعریف بحران چیست. بحران وضعیت یا پیشامدی ناگهانی و فراگیر است که وضعیتی خطرآفرین و ناگوار برای گروه یا جامعه‌ای ایجاد می‌کند. در مسئله جنسی در جامعه با تغییراتی مواجه هستیم و می‌بینیم برخی از مسائل در جامعه در حال افزایش است، برای نمونه افزایش مسائلی مانند هم‌خانگی و هم‌باشی‌ها و روابط خارج از خانواده و فرازناشویی و هم‌چنین مواردی مانند مراجعه به سایت‌های غیراخلاقی و… وجود دارد، اما این‌که این مسائل نشانه بحران اجتماعی است یا نشانه‌ای از تغییرات اجتماعی، باید مورد تحقیق و پژوهش قرار گیرد.

وی ادامه داد: با این وجود جامعه ما دارد به گونه‌ای تغییر می‌کند که الگوهای جدیدی از رفتار و رابطه در آن در حال ظهور بوده که اقتضای تغییرات جدید هستند. وقتی جامعه تغییر می‌کند، نمی‌توان توقع داشت که الگوهای پیشین رفتار در شکل جدید جامعه تداوم داشته باشند، بنابراین جامعه شروع به تغییرکردن کرده و شکل جدیدی از رفتارها به وجود می‌آیند. جای سوال است که رفتارهایی که در حال افزایش پیدا کردن است نشانه بحران است یا ما با شکل جدیدی از جامعه و تعریف جدیدی از جامعه و روابط روبه‌رو هستیم که شکل غالب در آینده خواهد بود و یک چیز طبیعی بوده و در کل جامعه اتفاق خواهد افتاد؟ که متأسفانه پاسخ دقیقی برای آن نداریم.

اکبری با بیان این‌که در حوزه مسائل جنسی با توجه به تابو بودن آنها، کارهای پژوهشی اساسی انجام نمی‌شود و در این زمینه با خلاء شناختی مواجه هستیم، عنوان کرد: با این وجود به نظر می‌رسد بسیاری از مسائلی که از آن‌ها تحت عنوان اختلال نام می‌بریم، الگوهای رفتاری آینده جامعه هستند، به همان شکلی که در حال حاضر در بسیاری از کشورهای دیگر وجود دارند. به عنوان مثال هم‌خانگی یا ازدواج سفید در بسیاری از کشورها وجود دارد و حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد خانواده‌ها به این شکل زندگی می‌کنند و در جامعه نیز به عنوان یک شکل از خانوده پذیرفته شده است اما در آمارهای رسمی ذکر می‌شود.

وی افزود: لذا به نظر می‌رسد برخی از موارد، روندهای طبیعی تغییرهای اجتماعی است که جامعه ما با آن مواجه است و جلو می‌رود، اما در حال حاضر و در وضعیت فعلی غیرطبیعی تلقی می‌شوند و ما پاره‌ای از آن‌ها را تحت عنوان نشانه‌های بحران جنسی در نظر می‌گیریم؛ اما برخی از این‌ها مانند مراجعه به سایت‌های غیراخلاقی، نشانه نوعی اختلالات مزمن شخصیتی و اجتماعی هستند. در آمارها داریم که میزان مراجعه ایرانی‌ها به این سایت‌ها بسیار بالاست و در تحقیقات ما نیز مشخص شد بیش از ۶۰ درصد جوانان به سایت‌های غیر اخلاقی مراجعه می‌کنند.

عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: بنابراین هنگامی که به انواع اختلالاتی که در این حوزه وجود دارد مراجعه می‌کنیم، پیش‌بینی این است که برخی از آن‌ها تغییرات طبیعی هستند که با توجه به تغییرات در دیگر نقاط جامعه بروز پیدا کرده‌اند و شکل آینده روابط در جامعه را به وجود خواهد آورد، اما پاره‌ای از آن‌ها نوعی اختلالات هستند که وقتی آن‌ها را با هم جمع می‌کنیم با انبوهی از مسائل روبه‌رو هستیم که به آن بحران جنسی می‌گوییم.

وی با بیان این‌که هنگامی که صورتی از مسائل در جامعه یا الگویی از رفتار در جامعه رشد پیدا می‌کند و الگوی غالب می‌شود به معنای خوب بودن آن رفتار نیست، گفت: بنابراین اگر بیان می‌شود الگوهایی از رفتار در جامعه رشد پیدا خواهند کرد و پدیده‌های طبیعی جلوه خواهند کرد، به معنای خوب بودن آن رفتارها و الگوها نیست و می‌تواند به شدت تأثیرگذار باشد. برای نمونه در شهر مشهد رانندگی مردم بسیار مشکل دارد و این نوع از رانندگی در مشهد طبیعی است و این به معنای خوب بودن آن فرهنگ نیست، اما در حال حاضر فرهنگ طبیعی است و دارد به این شکل عمل می‌شود.

اکبری بیان کرد: واقعیت این است که برخی از الگوها در حال تغییرکردن است، وقتی جامعه تغییر پیدا می‌کند و ارتباطات و سبک زندگی مردم را تغییر می‌کند شما نمی‌توانید توقع داشته باشید که عناصر جامعه به شکل قبلی خود باقی بمانند. بنابراین با توجه به این‌که جامعه به صورت سیستمی به جلو می‌رود و بخش‌های مختلف آن در حوزه‌های مختلف در حال تغییر است باید انتظار داشت که الگوهای روابط جنسی تغییر کند و الگوهای جدیدی از رابطه جنسی به وجود آید.

وی در ادامه با بیان اینکه در گذشته روابط دخترها و پسرها روابط تعریف شده و مشخصی بود، گفت که این در حالیست که الان اَشکال خاصی از روابط دختر و پسر یا رابطه دختران با مردهای میانسال و یا حتی کهنسال یا انواع دیگری از روابط وجود دارد که پیش از این نبوده‌اند.

اکبری معتقد است در هفت سال گذشته تحول عظیمی در رابطه دختر و پسر مشاهده شده و مطالعات نشان می‌دهد این الگو به شدت دارد دگرگون می‌شود.

این استاد جامعه‌شناسی با بیان این‌که جامعه دارد پیچیده می‌شود، گفت: الگوهای جدیدی دارد به وجود می‌آید. بحث خوب و یا بد بودن نیست، اما قابل پیش‌بینی است که ما در ‌آینده با اَشکال مختلفی از الگوهای روابط جنسی روبه‌رو خواهیم شد که اگر خود را برای مدیریت آن‌ها آماده نکنیم با چالش‌های بسیار بیش‌تری نسبت به امروز مواجه خواهیم شد.

وی خاطرنشان کرد: این امری است که اتفاق می‌افتد؛ چه بخواهیم، چه نخواهیم. از دیدگاه جامعه‌شناسی جامعه هم‌چون یک ارگان است و دارد راه خودش را می‌رود. حال اگر ما بتوانیم جامعه را به مسیر بهتری هدایت کنیم که چه بهتر وگرنه جامعه مسیر خود را می‌رود. جامعه متوقفِ حرکت مسئولان نمی‌ماند و متأسفانه بسیاری از مدیران ما خواب هستند و یا خود را به خواب می‌زنند و تغییرات عظیمی که در حال رخ دادن است را نمی‌بینند.

اکبری با اشاره به این‌که جامعه ما جامعه جوان است، بیان کرد: جوانی جامعه مساوی تراکم انواع هیجانات و تحریکات و مسائلی است که یکی از آن‌ها تراکم نیازهای جنسی افراد است، بنابراین ما با چنین جامعه‌ای مواجه هستیم و جوانان نیاز دارند که نیازهای جنسی خود را تخلیه کنند. وقتی تحریکات اجتماعی رشد پیدا می‌کند باید راه‌هایی برای از بین بردن این تحریکات نیز به وجود بیاید، اما هنگامی که این راه درستی برای تخلیه این تحریکات وجود نداشته باشد، قاعدتاً مسیرهای دیگری باز می‌شود و تحریکات اجتماعی در سطح بالایی باقی نمی‌ماند. این تحریکات باید تخلیه شوند که فعلاً مسیر درست آن یعنی ازدواج به تأخیر خورده است و باعث شده است تا افراد به سراغ مسیرهای دیگری برود و ازدواج موقت یکی از مسیرهای ممکنی است که وجود دارد که خود نیز دچار مشکل است، بنابراین این مشکلات به وجود می‌آید.

 باید چکار کرد؟

وی با اشاره به برخی مشکلات پیش ‌روی جوانان برای ازدواج، اظهار کرد: مشکلات بسیار زیادی در سر راه ازدواج وجود دارد که باید بر طرف شود و بسیاری از آن‌ها فرهنگی و اجتماعی است. کارهای زیادی در زمینه ازدواج انجام شده، اما جامعه به دلیل بازدارنده‌های بسیاری که سر راه وجود دارد افراد به این سمت نمی‌رود. با این وجود سوال این است که در شرایط موجود باید چکار کرد؟ این سوال بزرگی است. ما در حال حاضر با افراد بسیاری مواجه هستیم که نیاز جنسی دارند، سن بلوغ جنسی پایین آمده است و فاصله ۱۵ و ۱۶ ساله‌ای بین بلوغ افراد و ازدواج آن‌ها وجود دارد و این افراد در این مدت نیاز جنسی دارند و این دست خود افراد نیست که به افراد فشار وارد می‌کند. چند مکانیزم برای مدیریت نیاز جنسی وجود دارد که بهترین آن ازدواج یا ازدواج موقت است که از طریق شرعی این نیاز برطرف شود. مکانیزهای دیگری نیز وجود دارد، مانند سرکوب که مشکلاتی دارد و ما با پدیده پیچیده‌ای روبه‌رو هستیم.

اکبری با طرح این پرسش که چرا در گذشته این‌گونه نبود و آیا آن‌ها غریزه جنسی نداشتند و با ما متفاوت بودند؟ افزود: دلیل این موضوع الگوهایی است که در گذشته وجود داشته و اکنون دیگر نیست. زندگی در گذشته متفاوت با حالا بوده و تحرکات به انواع مختلف خود توسط کار تخلیه می‌شده است. این‌ها یکسری نسخه‌هایی است که به عنوان نسخه‌های جایگزین برای کاهش تحریکات جنسی پیشنهاد می‌شود یکی از بهترین راهکارها ورزش و پر کردن اوقات فراغت به روش‌هایی است که انرژی افراد تخلیه شود. بنابراین اگر ازدواج میسر نبود با ورزش و تفریحات بسیاری از این مسائل تا حدی حل می‌شود. این روش‌ها یک نوع مسکن است تا به صورت موقتی این مشکلات را حل کند؛ چراکه ازدواج یک موضوع بسیار پیچیده است و سیاست‌های کلان می‌خواهد.

وی اضافه کرد: اوج جوانی در کشور همین چند سال است و در چند سال آینده جوان‌های دهه ۶۰ و دهه ۷۰ از این سن عبور خواهند کرد. اگر بتوانیم از این مسئله عبور کنیم دیگر مشکل ازدواج نخواهیم داشت؛ چراکه دیگر آنقدر جوان برای ازدواج نخواهیم داشت و بسیاری از این مشکلات را خود جامعه حل می‌کند و نیازمند مسئولان نیست. با این وجود این مشکل جنسی ممکن است حل نشود؛ چراکه این موضوع متنفاوت از زوداج است و برای مثال بر اساس بررسی‌ها بیش‌تر افرادی که به زنان روسپی مراجعه می‌کنند مردان متاهل و سن‌بالا هستند.

به گزارش ایسنا، «سیدمحسن اصغری‌نکاح»، عضو هیأت علمی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد نیز در میزگرد «بررسی و ارائه راهکار برای بحران جنسی موجود در جامعه» اظهار کرد: نمی‌توان با قطعیت گفت آیا بحران جنسی در جامعه رخ داده است یا خیر؛ چرا که کار عالمانه مشخصی در این زمینه انجام نشده است و ما اطلاعات مناسبی از گروه‌های مختلف اجتماعی نداریم.

وی ادامه داد: اینکه آیا بحران جنسی داریم یا نداریم یک مسئله است و این چالش جنسی که با آن مواجه هستیم مسئله‌ای است که باید روی آن بررسی و کار کرد. در این موضوع باید عوامل به وجودآورنده بحران داشته باشیم تا بتوانیم راهکارها و راه‌حل‌ها را استخراج کنیم.

اصغری‌نکاح با بیان اینکه چالش‌های جنسی ما از جنس فرهنگی و اجتماعی است، افزود: تبادلات، تحول‌ها و تغییرات سریع فرهنگی و اجتماعی و گاهی برنامه‌ریزی‌هایی برای تعاملات هدف‌مند فرهنگی و اجتماعی در حال رخ‌دادن است و تنها مربوط به ایران نیست. هرچند جامعه ایران تجربه ویژه‌ای در این زمینه دارد، اما در کل جهان با بحران‌های بسیار زیاد فرهنگی و اجتماعی مواجه هستیم از جمله بحران جنسی که در کل جهان رخ داده است.

وی خاطرنشان کرد: خانواده به عنوان مأمن اصلی تامین منافع چندجانبه فردی، اجتماعی و فرهنگی از جمله در مسائل جنسی در بحران قرار گرفته است و مفهوم خانواده در جهان دارد تغییر می‌کند و این از جمله بحران‌هایی است که ایران از آن بی‌آسیب نمانده و زمین‌لرزه‌هایی هستند که پس‌لرزه‌های آن ایران را تحت تأثیر قرار داده است و ما باید از این زنگ خطر برای چاره‌جویی آن استفاده کنیم.

عضو هیأت علمی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه شواهد موجود چیزی به نام بحران جنسی را نشان نمی‌دهد، اما چالش‌های جدی وجود دارد، عنوان کرد: رواج روابط جدید و سبک زندگی جدید در جوامعی شروع شده است و در همان جوامع هم مخالفانی دارد و سؤال این است که آیا در آینده جامعه بشری باید به این شکل اداره شود؟ آیا مفهوم نهاد خانواده قرار است تغییر کند؟ آیا مفهوم میل و گرایش جنسی قرار است تغییر کند؟ اگر تغییر می‌کند، وضع مطلوب آن چه خواهد بود؟.

وی افزود: وضع موجودی که ارائه شده در جامعه بشری، به ویژه در فرهنگ اروپایی و غربی، مزایا و ویژگی‌های خود را دارد، اما در این زمینه در حال حاضر این فرهنگ مدل جنسی بازخورد خود را داده است و رابطه جنسی مطلوب و طبیعی که ساختارهای بیولوژیک و فیزیولوژی و روانشناختی انسان‌ها با آن طبیعتاً ساخته شده است، در غرب تغییر داده شده و ما با بحران مفهوم‌سازی جدید مواجه هستیم. در این زمینه یک شبه‌علم دارد صورت می‌پذیرد و به عنوان علم ترویج می‌شود.

اصغری‌نکاح با بیان اینکه در آینده با چالش‌های جدی‌تری در این زمینه مواجه هستیم، به برخی روابط غیرمتعارف جنسی که ترویج می‌شود، اشاره کرد و با بیان اینکه چه بسا در آینده این روابط، طبیعی‌شده عنوان شود، پرسید: اما آیا این سیر طبیعی رشد جامعه بشری است؟ آیا خانواده به عنوان یک زیست اجتماعی زنده و به عنوان مهم‌ترین فضای رشد انسان می‌تواند به جز زن و مرد فرزندپروری کند و انسان تولید کند؟

وی افزود: اگر این الگوی جنسی پیشرفت کند، خانواده از بین خواهد رفت و ما در آینده با یک بحران جدی انسانیت خواهیم داشت.

ین مدرس دانشگاه بیان کرد: با این وجود متاسفانه برای عده‌ای که باید بیش‌ترین نگرانی را داشته باشند که مسئولان هستند، ظاهراً نگران نیستند و مسئولانی که باید از ۲۰ سال قبل برنامه‌ریزی شرایط را می‌کردند، مخاطبان غایب این مجامع هستند.

این استاد روانشناسی با اشاره به اینکه در جامعه انقلاب جنسی به عنوان دگرگونی رخ نداده است، اما بحران‌های مختلفی وجود دارد، گفت: بحران‌های مختلفی مانند تجرد قطعی، ازدواج سفید، طلاق، زنان سرپرست خانوار و حاشیه‌نشینی و… مسائل چندگانه هستند، چراکه مسئله یک بعدی نیست، اما پازل مسئله جنسی در فرهنگ، جامعه، سیاست و اقتصاد نیز وجود دارد. ما در عده‌ای از افراد و خانواده‌ها با مشکل جدی مواجه هستیم.

وی همچنین گفت که فضای مجازی تبادلات شبه‌فرهنگی، فرهنگ تفکر ما را در مسائل جنسی دارد تغییر می‌دهد. آنچه دیده می‌شود نیازهای جنسی واقعی انسان نیست و کاریکاتوری از نیازهای جنسی است که باید اصلاح شود.

اصغری‌نکاح در پاسخ به این پرسش که با توجه به مشکلات مختلف موجود چه راهکاری برای حل مشکلات جنسی پیشنهاد می‌شود؟ گفت: در این مسئله شناخت وضع موجود مهم است و برای نمونه بلوغ زودرس مسئله است، اما مسئله‌ اصلی ما نیست. یکی از عوامل آسیب‌پذیری خانواده و جامعه ما فاصله بین بلوغ جنسی و آمادگی برای ازدواج از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. ما با تغییرات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی روبه‌رو شدیم. در گذشته هرکسی در خانواده خود به شغل می‌رسید و با حمایت خانواده ازدواج می‌کرد، اما الان خود خانواده درگیر مسائل خود است و به نوعی سبک زندگی را تغییر داده‌ایم؛ یعنی خانواد می‌خواهد تمام امکانات را داشته باشد و می‌خواهد جوان نیز در هنگام ازدواج این‌ها را داشته باشد. هم‌چنین ما فرهنگ ازدواجی ساخته‌ایم که خود خرج بسیاری دارد. این موانع ایجاد و تبدیل به فرهنگ شده است که تغییر دادن آن بسیار سخت بوده و نیازمند فعالیت‌های طولانی مدت است.

وی ادامه داد: در این موضوع اصل با ازدواج و تسهیل‌گری و توانمندسازی برای ازدواج است. تبصره پر حاشیه آن ازدواج موقت است و راهبرد میانی آن توانمندسازی برای مدیریت خود و فضاهای خانواده و مدیریت جامعه است که باید همه این‌ها را با هم داشته باشیم.

این استاد روانشناسی بیان کرد: اگر ما برای جوانان شغل ایجاد کرده و هم‌چنین در جامعه برای ازدواج تسهیل‌گری کنیم بسیاری از مشکلات جوانان حل خواهد شد.

منبع: خبر آنلاین

اردیبهشت
۱۹
۱۳۹۷
زنان و قلمروی خصوصی و عمومی
اردیبهشت ۱۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Photo: Jess Rodrigues/www.shutterstock.com
image_pdfimage_print

Photo: Jess Rodrigues/www.shutterstock.com

زهره دودانگه

نظریه پردازان فمنیستی همواره از دوگانگی قلمروی خصوصی و عمومی انتقاد کرده اند و بنیان های نظام موجود را در راستای محدود کردن زنان در خانه و انزوای آنان در حوزه خصوصی تلقی کرده اند. اما امروز زنان به طور روزافزونی وارد حوزه های عمومی شده اند و تلاش دارند تا سرمایه های فرهنگی قابل توجهی را که کسب کرده اند، در خدمت گرفته و نقش اجتماعی موثری را در جامعه ایفا کنند. اما نمی توان گفت که تبعیض میان جنس زن و مرد به کلی از میان رفته، بلکه کماکان در جوامع مختلف مشاهده می شود. این نابرابری در کشورهای در حال توسعه از قوت بیشتری برخوردار است و نگاهی به آمار اشتغال چنین نارسایی ای را نشان میدهد(۱). در این یادداشت تلاش بر آن است که پس از مروری نظری بر تقابل میان عرصه خصوصی و عمومی (با تاکید بر مفهوم جنسیت)، به چالش هایی پرداخته شود که بر سرراه حضور زنان در اجتماع، به ویژه در حوزۀ اشتغال، وجود دارد.

دوگانۀ قلمروی عمومی و خصوصی:

 زارتسکی (Zaretsky) به عنوان یک فمینیست با گرایشات مارکسیستی که باور دارد خانه داری زنان از سوی جامعه ارزشمند تلقی نمی شود. «در واقع مسئله تنهایی و انزوایی که در ذات زندگی در سپهر خصوصی نهفته است- یعنی شکل زندگی بسیاری از زنان حومه نشین که روز و شب خود را با تلویزیون و انواع تسهیلات مدرن زندگی و شاید یکی دوطفل شیرخوار سر می کنند- ذهن زارتسکی را بیش از اغلب فمینیست های مارکسیست به خود مشغول می کرد» (تانگ، ۱۳۹۰: ۱۱۷). آدرین ریچ (Adrienne Rich) نظریه پرداز فمینیست دیگری است که از اینکه مسئولیت  مادر تنها وظیفه زنان تلقی شود انتقاد می کرد، چرا که این نگرش در یک نظام مردسالارانه سبب انحصار زنان در حوزه خصوصی می شود. به باور او «این نگرش به نقش زنان البته دیدگاهی بسیار بازدارنده است که آنان از دست یابی به قلمرو عمومی فرهنگ و همچنین از حق برخورداری از نیازها و خواسته های زن مدارانه محروم می کند. مادر خوب قرار نیست هیچ دوست یا برنامه شخصی غیر ازدوستان و برنامه های خانوادگی داشته باشد. از مادران خوب انتظار می رود شبانه روز در خدمت یاشند و به هر لحظۀ این خدمت عشق بورزند» (همان: ۱۴۵-۱۴۴).

ناصر فکوهی نیز در کتاب «تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی» مهم ترین محور مباحث انسان شناسی فمینیستی را رابطه میان زن و مرد می داند و به سه تقابل اصلی می پردازد که در این رابطه ارائه شده اند. «نخستین تقابل، قدیمی ترین مفهوم را نیز تشکیل می دهد. درک مفهوم زن در قالب طبیعت و مرد در قالب فرهنگ، یکی از اشکالی است که در اکثر جوامع انسانی به چشم می خورد و ریشۀ آن سلطه مردان بر زنان است. رابطۀ طبیعت/فرهنگ که با رابطۀ خام/پخته قابل مقایسه است، مردانی را به عنوان نوعی شکل «پیشرفته» و «تکامل یافته» از زنانگی درک می کنند. در این برداشت، فرهنگ از دل طبیعت بیولوژی بیرون می آید. اما درجه خروج و فاصله گرفتن از طبیعت در زنان از مردان کمتر است. در نتیجه در این برداشت، مردانگی در دورترین نقطه از طبیعت قرار گرفته و کاملترین شکل فرهنگ است و برعکس زنانگی در نزدیک ترن نقطه به طبیعت واقع شده است و خام ترین شکل فرهنگ است» (فکوهی، ۱۳۹۰: ۲۳۷). قلمرو دوم تقابل میان حوزه خانگی و عمومی است. «حوزۀ خانگی حوزه ای است که در اختیار زن قرار می گیرد زیرا اوست که باید از کودکان نگهداری کند و آن ها را تا مرحلۀ به استقلال رسیدن همراهی کند. در مقابل این حوزه، حوزۀ عمومی به تأمین معیشت اختصاص دارد که به وسیلۀ مرد انجام می گیرد» ( همان: ۲۳۸). وی در ادامه اشاره می کند که با انقلاب صنعتی زنان بسیاری به قلمرو عمومی وارد شدند، بسیاری از امور آموزش و تربیت و فراغت به حوزه عمومی منتقل شد و بسیاری از فعالیت های خانگی اتوماتیزه شد. اما در کشورهای در حال توسعه، که به الگوبرداری از کشورهای توسعه یافته گرایش دارند، در رابطه میان دو حوزه تداخل و تعارضات زیادی وجود دارد. سومین تقابل در این باره در میان بازتولید و تولید وجود دارد. «زنان در تولید مادی شرکت نداشته یا شرک اندکی داشته اند. در حالی که مردان اساس این تولید را به دست گرفته اند. بر عکس، زنان بازتولید جنسیت را بر عهده دارند که نقش مردان در آن اندک بوده است.فاصله گرفتن زنان ازتولید مادی آن ها را طبعاً از مالکیت ابزارهای تولیدی و امتیازات خص آن نیز محروم می سازد و در موقعیت زیر سلطه ای نسبت به مردان قرار می دهد» (همان: ۲۳۹-۲۳۸).

اما با تمام این تفاسیر، در دنیای امروز ما شاهد رشد حضور زنان در قلمروی عمومی هستیم و این حضور چالش ها و مسائلی را به همراه داشته است:

الف) مسئولیت های خانگی و اشتغال

«در دهه های اخیر در جامعه ما موقعیت، جایگاه . نقش های زنان دستخوش تغییرات اجتماعی قابل توجهی بوده است. این تغییرات هم در زمینه ارزش ها و نگرش ها و هم در نقش های اجتماعی زنان پدید آمده است و بخش مهمی از آن ناشی از حضور فزاینده زنان در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و نیز ورود آن ها به عرصه های شغلی بوده است» (رفعت جاه، ۱۳۸۹: ۱۳۸). اما از دیدگاه رفعت جاه این امر دو پیامد مثبت و منفی به همراه داشته است. پیامد مثبت «افزایش سطح آگاهی و توانمندی و عزت نفس زنان شاغل» (همان) است و پیامد منفی «فشار کارهای خانگی و وظایف شغلی» (همان) به ویژه برای مادرانی است که فرزند خردسال دارند. «مسئولیت های خانگی بر مشارکت زنان در بازار کار اثر می گذارد. این مشارکت بیشتر مقید به وجود بچه های وابسته به مادر است نه ازدواج. زنانی که کودک خردسال دارند بازار کار را ترک می کنند تا پس از رسیدن بچه ها به سن مدرسه به کار نیمه وقت و بعد که بچه های بزرگتر شدند به کار تمام وقت بازگردند» (آبوت و والاس: ۱۳۹۱: ۱۸۶).

ب) نبود ظرفیت برای بهره گیری از توانمندی زنان

پرویز پیران از زاویه دیگری به موضوع رشد توانمندی زنان می نگرد. از دیدگاه وی امکانات لازم برای بهره گیری از این توامندی وجود ندارد. به تعبیر پیران میان ظرفیت های ایجاد شده و توانمندی های زنان (سرمایه های فرهنگی چون تحصیلات) هماهنگی لازم وجود ندارد و این به نوعی شرایط «آنومیک» یا «اغتشاش هنجاری» به وجود می آورد. در واقع در اینجا هنجار تحصیل و پیشرفت است، اما شرایط اجتماعی به او اجازه بهره گیری از این سرمایه را نمی دهد.

ج)  تلقی زنان از کار و محیط آن

از سوی دیگر باید تلقی زنان از اشتغال اشاره کرد. آبوس و والاس با استناد به گزارش مارتین و رابرتز (۱۹۸۴) به این اشاره می کنند که زنان شاغل در وهله اول علاقه به کار برایشان مهم است. «زنان شاغل اعم از نیمه وقت یا تمام وقت مهم ترین جنبه اشتغال را این می دانستنند که “به کاری بپرداز که دوست داری”. شاغلان نیمه وقت بر اهمیت دوستانه بودن محیط کار نیز تاکید داشتند» (آبوس و والاس، ۱۳۹۱: ۱۸۸). به نظر می رسد تاکید زنان بر دوستانه بودن محیط های عمومی من جمله کار به دلیل تاثیر محیط دوستانه و صمیمی ای است که زنان در قلمروی خانه تولید می کنند و از آن تاثیر می پذیرند. لذا می توان گفت محیط های کاری مردانه و جنسی شده عموما با روحیات و نیازهای زنان سازگار نیست.

به طور کلی تقابل میان قلمرو زنانه و مردانه، عموما حاصل برترانگاری مردانگی و در نتیجه سلطه بر زنان و محدود نمودن آن ها است. در واقع چنین تقابلی زنان را به انزوای خصوصی می راند و کار آن ها در خانه کم ارزش پنداشته می شود. همچنین علیرغم وجود تلاش زنان و کسب سرمایه های فرهنگی:

نخست) زیرساخت لازم برای بهره گیری از توانمندی آن ها وجود ندارد و این امر در شهرهای کوچک و سکونتگاه های اقماری بیشتر به چشم می خورد؛

دوم)  در صورت اشتغال به دلیل فشار مسئولیت های خانگی زنان تحت فشار قرار می گیرند.

سوم) محیط های مردانۀ کار با طبیعت و روحیات زنان از سازگاری کافی برخوردار نیست. لذا می توان گفت اندیشیدن به سازوکاری که از مسئولیت زنان در حوزه خصوصی بکاهد و آن ها را به صورت فعالانه وارد حوزه عمومی کرده و زمینه را رشد توانمندی های آن ها و به فعل رساندن این توانمندی ها فراهم شود، در راستای کاهش این تقابل قرار دارد. همچنین به نظر می رسد دوستانه کردن محیط کار برای زنان از طریق توجه به معیارهای زیبایی شناختی زنانه عاملی است که به لذت بردن آن ها از کار و تداعی محیط خانه و کاهش سیطره مردانه کمک می کند.

پانوشت:

۱- طبق چکیده نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در تابستان ۱۳۹۱ از سوی مرکز آمار ایران، در حدود ۱۸ درصد از  جمعیت فعال اقتصادی را تشکیل می دهند. این آمار در نسبت با جمعیت کل زنان ۱۲ درصد است.

http://www.amar.org.ir/Portals/0/Files/abstract/1391/ch_niru_t91.pdf

منابع:

–    پاملا، ابوت و کلر والاس (۱۳۹۱)، جامعه شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران: نشر نی، چاپ نهم)

–    پیران پرویز (۱۳۷۶)، شهر شهروندمدار-۳، نشریه اطلاعات سیاسی-اقتصادی، شماره ۱۲۶-۱۲۵، موسسه اطلاعات

–    تانگ، رزمری (۱۳۹۱)؛ نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه های فمینیستی؛ ترجمه منیژه نجم عراقی؛ نشر نی (چاپ دوم)

–    رفعت جاه، مریم (۱۳۸۷)، تاثیر موقعیت شغلی بر سبک زندگی زنان شاغل (مطالعه ای در زنان شاغل در وزارت بازرگانی)

مطالعات فرهنگی و ارتباطات; ۴(۱۱):۱۳۹-۱۶۰٫

–    فکوهی، ناصر (۱۳۹۰) تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی، نشر نی، چاپ هفتم

منبع: انسان شناسی و فرهنگ