صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر
آذر
۲۶
۱۳۹۷
خشونت علیه زنان در محل کار / بنفشه جمالی
آذر ۲۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
Crowd of men in business suits excluding a woman with briefcase.
image_pdfimage_print

Photo: xochicalco/depositphotos.com

بیدارزنی:‌ گفتن یک جوک ساده سکسیستی، آزار و اذیت فیزیکی یا آزار و اذیت روانی همه و همه انواع خشونتی هستند که میلیون‌ها زن در سراسر جهان به‌طور مداوم در محل کار خود با آن روبه‌رو هستند. اکثر زنان از ترس از دادن شغل یا از ترس انتقام، آزار و اذیتی که در محل کار خود می‌بینند را گزارش نمی‌کنند. بر اساس آمارهای رسمی، ۳۵ درصد زنان بالای ۱۵ سال – حدود ۸۱۸ میلیون زن در سراسر جهان- حداقل یک نوع از انواع خشونت فیزیکی یا جنسی را در خانه، در جامعه و یا در محل کار خود تجربه کرده‌اند. اگرچه مردان هم می‌توانند در محل کار مورد آزار و اذیت قرار بگیرند، اما نظام مردسالاری و کلیشه‌های نابرابری جنسیتی در روابط مبتنی بر قدرت، زنان را بیشتر در معرض این‌گونه خشونت‌ها قرار می‌دهد.

آزار و اذیت جنسی یکی از رایج‌ترین خشونت‌ها علیه زنان در محل کار است. نکته قابل‌توجه این است که بر اساس تحقیقات انجام‌شده در سال ۲۰۱۴ توسط سازمان حقوق بنیادی در اروپا، ۷۴ تا ۷۵ درصد زنانی که دارای مدارج بالای تحصیلی و در پست‌های بالای مدیریتی هستند آزار و اذیت جنسی را در طول زندگی حرفه‌ای خود تجربه کرده‌اند.

این آزار و اذیت می‌تواند به دو طریق انجام شود؛ ۱- انتظار ارائه سرویس‌های جنسی به کارفرما؛ تقاضایی که در صورت رد شدن از سوی کارمند می‌تواند به موقعیت شغلی او آسیب برساند و ۲- رفتار خصومت‌آمیز در محیط کار از طریق ایجاد رعب و وحشت.

علی‌رغم تمامی اطلاع‌رسانی‌ها، همچنان بسیاری از زنان از ترس از دست دادن شغلشان از گزارش دادن آزار و اذیت در محیط کار سرباز می‌زنند. بر اساس گزارش اعلام‌شده از سوی سازمان حقوق بنیادی اروپا ۳۲ درصد از گزارش‌های اعلام‌شده، در خصوص خشونت‌های جنسی‌از سوی همکاران یا مشتریان بوده است. شکایت‌های اعلام‌شده در خصوص آزار و اذیت کارفرمایان تنها ۴ درصد بوده است. این بدان معناست بیشتر زنان از ترس از دست دادن شغلشان نسبت به آزار و اذیت کارفرماهای خود سکوت می‌کنند.

انواع خشونت در محیط‌های کاری:

خشونت فیزیکی، آزار و اذیت روانی و آزار و اذیت جنسی از انواع خشونت علیه زنان در محیط‌های کاری است. در سال‌های اخیر خشونت‌های سیستماتیک مانند لطمه زدن به اعتبار و آبروی فرد قربانی، طرد کردن او، محول کردن وظایف غیر مرتبط و ناکارآمد و تحمیل این شرایط به او، شکاف دستمزدها، ترس زنان از بارداری، به دنیا آوردن کودک و مشکلات سلامتی و بهداشتی که با آن مواجه هستند از جمله دیگر انواع این خشونت‌ها است.

باید توجه داشت آزار و اذیت تنها از سوی سرپرست یا کارفرمایان انجام نمی‌گیرد. در حقیقت هر فردی در هر موقعیتی می‌تواند مرتکب این نوع خشونت‌ها شود. این آزار و اذیت می‌تواند در رتبه‌بندی افقی و عمودی قدرت یا از منبع خارجی به‌سوی زنان شاغل اعمال شود. گزارش‌ها نشان می‌دهند بسیاری از آزار و اذیت‌ها توسط همکاران و حتی توسط زیردستان یک زن انجام‌شده است.

تهدید، اذیت کردن، لجاجت کردن و فریاد زدن، ادای طرف مقابل را در آوردن، لطمه زدن به اعتبار و آبروی طرف مقابل، کارهای طرف مقابل را بی‌مقدار شمردن ازجمله دیگر انواع خشونت‌هاست.

چه لبخند، چه نگاه زیبایی داری!

برخی از خشونت‌های متداول در محیط کار علیه زنان به‌ظاهر بسیار پیش پا افتاده و ساده هستند؛ مثلاً اینکه به یک زن گفته شود چه نگاه زیبایی داری یا به شوخی به او گفته شود «جای زنان در خانه است.»

از سوی دیگر زنان در محیط‌های کاری خود با نوعی از تبعیض روبه‌رو هستند که همکاران مرد ، پیشنهادات و توانایی‌های زنان را نادیده می‌گیرند. زنان اغلب امکان ترفیع گرفتن و رسیدن به مدارج بالاتر را به دلیل تبعیض جنسیتی از دست می‌دهند.

آزار و اذیت در محیط‌های کاری که می‌تواند به‌صورت جنسی یا اخلاقی باشد، غالباً در محیط‌هایی رخ می‌دهد که روابط نابرابر قدرت وجود داشته باشد، سازماندهی و مدیریت در این محیط‌ها ناکارآمد باشد و فرهنگ سازمانی میان افراد کم‌رنگ شده باشد. علاوه بر این عوامل خارجی مانند بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هم بر شرایط محیط‌های کاری تأثیرگذار هستند.

تأثیرات آزار و اذیت در محیط‌های کاری می‌تواند بسیار بلندمدت باشد و مانند زخمی همیشگی بر روح و روان فرد نقش ببندد؛ تأثیراتی مانند بی‌خوابی، اضطراب، افسردگی، حملات عصبی و… . فرد قربانی برای بهبود و گذر از این وضعیت نیاز به روان‌درمانی و شرکت در جلسات مشاوره‌ دارد.

برای مبارزه با خشونت در محل کار، ابتدا باید نسبت به وجود و وقوع آن آگاه شویم. سپس مدیران شرکت‌ها باید در آیین‌نامه‌ها و پروتکل‌های سازمانی خود اقدامات پیشگیرانه در خصوص وقوع آزار و اذیت در محل کار را پیش‌بینی کنند. اگر زنان و دختران ما دارای شرایط کاری برابر با مردان در محیط کاری باشند، اگر شکاف دستمزدها و نابرابری‌های جنسیتی که در محیط کار وجود دارد مرتفع شود، اوضاع قطعاً برای زنان و دختران در محیط‌های کاری بسیار متفاوت خواهد بود.

منبع: بیدارزنی

آذر
۲۲
۱۳۹۷
اصلاح قانون مهمترین ابزار منع خشونت است
آذر ۲۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
Faces of people crowd cartoons drawn on the wall, art deco
image_pdfimage_print

دکتر «خلیل میرزایی»، «مدیر گروه جامعه‌شناسی صلح» و استاد دانشگاه که در نشست هم اندیشی «صلح و منع خشونت علیه زنان» در موسسه مطالعات و تحقیقات زنان، صحبت می‌کرد، با بیان اینکه «وقتی پدیده ای به بحران تبدیل می‌شود کاری از مشاوران و روانشناسان برنمی‌آید» گفت که در این شرایط جامعه‌شناسان نیز باید «سطوح کار را بررسی کنند.»این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اینکه بررسی ادبیات رسمی خشونت نشان می‌دهد برخی افراد بنا به دلایل روانی و اجتماعی در سطوح پایین علیه برخی دیگر از افراد خشونت می‌وزند  که این خشونتها بیشتر فیزیکی است، به طرح این پرسش پرداخت که آیا آنچه محروم‌کردن زنان از پستهای حاکمیتی می‌خواند، نوعی خشونت سیاسی اجتماعی نیست؟او در پاسخ توضیح داد که « زمانی‌که بحث مالکیت مطرح می‌شود، متوجه می‌شویم که ۶۰ درصد امور کشور توسط زنان انجام می‌شود، اما تنها پنج درصد مالکیت کشور متعلق به آنهاست؛ ایااین مسئله نوعی خشونت اقتصادی نیست؟»

دکتر میرزایی همچنین با بیان اینکه « نسبت طلاق از دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به قبل از آن رشد تصاعدی داشته و ده برابر شده است » افزود: « این درحالیست که نیمی از اعضای جامعه که زنان آن را تشکیل می‌دهند حق طلاق ندارند و اگر زنان چنین حقی داشتند این میزان به نسبت ۲۰ برابر افزایش داشت.»به گفته وی در عین حال که « از سال ۴۱ تا ۵۶ روند طلاق منفی بوده، به رغم اینکه در سال ۴۱ زنان ایرانی حقوقی برابر دریافت کرده‌اند و می‌توانستند مالکیت برابر داشته باشند، همچنین به رغم اینکه کشور مدرن شده بوده، باز هم طلاق روندی منفی داشته است.»وی با بیان اینکه بعد از انقلاب متوجه می‌شویم جمعیت عمده‌ای به ویژه از مردان تقاضای طلاق دارند، توضیح داد: « البته مردان هم مدعی هستند که خشونت علیه آنها وجود دارد؛ بنابراین خشونت در کشور مساله زنانه نیست؛ بلکه مساله‌ای عام است و باید عام به آن نگاه کرد.»

این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره نظرسنجی‌های معتبر درباره میزان خشونت، عصبانیت یا غمگینی مردم، گفت که آمارها حاکی از آن است که یک ابرساختار زیربنایی وجود دارد که در ادبیات رسمی نادیده گرفته شده اما خشونت در ایران را تبیین می‌کند.به گفته این استاد دانشگاه بسیاری از جامعه‌شناسان معتقدند بسیاری از امور اعم از امور اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در سطوح  بالای دولت و ثروت باب و در سطوح پایین تبدیل به فرهنگ می‌شود و این قاعده، زمانی صداقت دارد که نظام‌های قدرت و ثروت از ابزاری تحت عنوان ایدئولوژی برای مشروعیت‌بخشی به عملکردها و رفتارهای خودشان استفاده می‌کنند، زمانیکه نظام سلطه صنعت فرهنگی را نیز در اختیار داشته باشد، بدین وسیله می‌تواند خواستها و دیدگاههای خود را به فرهنگ  تبدیل کند.میرزایی همچنین با اشاره به مدتهای مدیدی که کشور درگیر «جنگ گرم و سرد» و تضییقات ناشی از آن بوده ابراز عقیده کرد که ادبیات وابسته به این مولفه‌ها به واسطه آنچه نفوذ سنگین صنعت فرهنگی خواند یک فرهنگ شده، اما این فرهنگ باید تغییر کند و شاید منبع تغییر از سطح کلان آغاز شود.

به گفته این استاد دانشگاه امروزه در ادبیات مرتبط با مطالعات حوزه خانواده مفهوم جدید «شهروندی خانواده» مطرح شده که در آن همه اعضای خانواده، صاحب حق هستند که به تناسب شرایط و وضعیت میان اعضاء تقسیم میشود؛ بنابراین هر شهروند در برابر حق خود مسئولیت دارد و اعضاء می‌توانند مسائل خود را از طریق گفت‌وگو و تعامل، به صورت مسالمت‌آمیز حل کنند. وی در عین حال این پرسش را مطرح کرد که « اما مردمی که بیش از ۶۰ درصد آنها بعد از تورم افسارگسیخته زیرخط فقر قرار گرفته‌اند آیا می‌توانند زندگی بدون دغدغه داشته باشند؟ آیا بر اساس قانون اساسی تامین حداقل‌های معاش اعم از شغل، آموزش و بهداشت رایگان و مسکن بر عهده حاکمیت نیست؟ پس چگونه دولت به خود اجازه می‌دهد بگوید نمی‌توانیم چنین کاری کنیم؟»میرزایی در پایان با یان اینکه « واقعیت این است که خشونت جنبه‌های گوناگونی دارد و هر انسانی باتوجه به پتانسیل خاص خود از آن بهره‌مند می‌شود» گفت: « درست است که مردان با استفاده از قدرت فیزیکی از خود خشونت جسمی بروز می‌دهند، اما آیا زنان نیز از قدرت کلامی برای اعمال خشونت استفاده نمی‌کنند؟»

در ادامه این نشست دکتر «صدیقه وسمقی» استاد اسبق دانشگاه تهران که صحبتهایش بر موضوع حق انتخاب پوشش تمرکز داشت، ابراز عقیده کرد که یکی از جلوه‌های خشونت، نداشتن این حق یا اجبار آن با روشهای به گفته او خشونت‌آمیز است که یک اصل اخلاقی و دینی چون امر به معروف و نهی از منکر را به یک امر پلیسی تبدیل می‌کند که مشروع، اخلاقی و انسانی نیست.این استاد اسبق دانشگاه همچنین گفت که « در حوزه خانواده اصل تعدد زوجات و ازدواج موقت به غلط حق مردان دانسته شده در حالی که این حق برای مردان نیست و حتی گرایش قران نیز به تک همسری است.»وی «تعدد زوجات» را موجب بروز برحی خشونتها دانست و افزود: « مسئله نابرابری مادران و پدران در حقوقشان نسبت به فرزندان خشونتهای زیادی را علیه مادران و کودکان آفریده است و تبعات و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی فراوانی برای جامعه دارد. در حالی‌که اگر کارکرد قانون ایجاد عدالت، آسایش و رضایتمندی است پس این قوانین حتی اگر به نام شریعت و دین اجرا شود متوجه می‌شویم در عمل چنین خاصیت و پیامدی نداشته و نتیجه می‌گیریم که در برداشت دین و احکام و قانون دین اشتباه می‌کنیم.»وی در بیان اعتقادش همچنین گفت که قوانین اجتماعی جزء شریعت اسلامی نیست.

وسمقی همچنین با اشاره به مسئله «خیانت» توضیح داد که « خیانت زن به شوهر غیرانسانی، غیراخلاقی و غیرقانونی است اما به همان صورت هم خیانت شوهر به زن غیراخلاقی است» و  اینکه به گفته او « خیانت مردان به زنان را با عناوینی چون صیغه و ازدواج موقت مشروعیت ببخشیم» ناعادلانه و غیرانسانی است و « نه تنها قران با این مسئله در تعارض است بلکه حتی خلاف آن  در آیات متعدد مطرح شده است.»وی با بیان اینکه « این‌ها بدفهمی‌هایی است که نسبت به دین، حقوق انسانها و شان زنان در ابعاد و عرصه‌های گوناگون وجود دارد» از معاونت زنان ریاست جمهوری تقاضا کرد تغییر برخی قوانین را در دستور کار خود قرار دهد.وسمقی با بیان اینکه هیچ ابزاری مهمتر از قانون نیست که به جنگ فرهنگ خشونت علیه زنان برود، همچنین از حقوق زنان و دفاع از جایگاه آنها حمایت کند، افزود:«  همه مردم با قانون سر و کار دارند و قانون بزرگترین حامی انسانهاست.»وی ادامه داد: « زمانی‌که در قانون زنان برابر مردان باشند و (قانون) خشونت علیه زنان را تجویز نکند و به آن مشروعیت نبخشد، می‌تواند به فرهنگسازی در جامعه کمک کند.»وسمقی در پایان نیز قانونی را به گفته او « به غلط به عنوان حکم شرعی مبنی بر اینکه زن هنگام خروج از خانه باید از شوهرش اجازه بگیرد وجود دارد» مورد اشاره قرار داد و با اشاره به قوانین دیگری که بر این اساس شکل گرفته گفت که « اخذ پاسپورت بدون اجازه شوهر ارتباطی به دولت و اداره گذرنامه ندارد، این قوانین زنان را تحقیر می‌کند در حالیکه امروزه داشتن اسناد هویتی مساله‌ای مدنی است.»

مرجع : ایسنا

آذر
۲۰
۱۳۹۷
مرا تهدید به قتل می‌کرد
آذر ۲۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
picture of a lonely girl walking along a city street
image_pdfimage_print

Photo: Artlover//depositphotos.com

شریک زندگیم در طول ۳ سال رابطه‌ای که با هم داشتیم مرا مورد آزار قرار می‌داد.  در حال حاضر با هم نیستیم اما او هنوز هم مرا کنترل می‌کند. او آزارگری بود که جسم و روح مرا آزار می‌داد؛ ۴ بار مرا کتک زد و ۲ بار به قتل تهدید کرد. به یاد می آورم دومین بار که مرا کتک‌ زد با مشت به صورتم کوبید ومرا وسط یک خیابان شلوغ از ماشین به بیرون پرت کرد. او بلندم کرد و محکم به بدنه ماشین ‌کوباند و فریاد ‌زد: « ببین مرا مجبور به چه کاری می‌کنی».

اکنون ما از هم جدا شده‌ایم و او درگیر یک رابطه عاطفی دیگر است. اما در دوره‌ای که با هم بودیم او با دو نفر از دوستان من هم رابطه داشت. او همیشه یک خائن بود.

زندگی شریک زندگیم تبدیل به یک راز شده بود و او کسی بود که عصبانیتش را بر سر من تخلیه می‌کرد. او عادت کرده بود در مکان‌های عمومی بر سرم فریاد بزند و به من بگوید چقدر حالش از من بهم می‌خورد.  ما ۲ سال است که دیگر در کنار هم نیستیم. اما سال گذشته بر من بسیار سخت گذشت. زیرا هر چیزی که مرا به او وصل می‌کرد را قطع کردم و این چیزی نبود که او بخواهد.  دائما از من درخواست می‌کرد که دوباره این رابطه را از سر بگیریم.

چگونه با این مساله برخورد کردم

من در حال دست و پنجه نرم کردن با شرایط هستم. سعی می‌کنم در لحظه زندگی کنم و به آینده فکر نکنم. او مثل یک آتشفشان خاموش است و هیچ‌کس نمی‌داند کی فوران خواهد کرد. من فقط سعی می‌کنم خونسرد و آرام باشم و به خودم افتخار می‌کنم که توانستم او را ترک کنم.

چگونه این وضعیت تغییر کرد

وضعیت من تغییر فاحشی نداشته است. اما وقتی او را تهدید کردم که از زندگیش برای همیشه می‌روم تغییراتی اتفاق افتاد. من واقعا برایش متاسفم.

اکنون در مرحله‌ای قرار دارم که در قلبم فقط تنفر و خشم احساس می‌کنم. من جایی ایستاده‌ام که آمادگی آن را دارم تا از شر او خلاص شوم.

چه چیزی به من کمک کرد

من در تمام این دوران تنها بودم. به تازگی مدرک روانشناسی گرفته‌ام. درس خواندن و مستقل بودن تا حدودی به من کمک کردند تا از این مشکل عبور کنم. من نمی‌توانستم این احساس خوشایند را به او تقدیم کنم که برنده این بازی شود و مرا نابود کند.

توصیه من به دیگران

یک قربانی نباشید و به کسی که آزارتان می‌دهد این اجازه را ندهید تا این احساس خوشایند را داشته باشد که توانسته زندگی شما را نابود کند. هرچه قوی‌تر باشید یا قوی‌تر به نظر برسید ( هرچند که این تنها ظاهر ماجرا باشد) یک مزیت و برتری است. سعی کنید از رابطه خشونت‌آمیز پیش از آنکه دیر شود بیرون بیایید.

منبع 

 

آذر
۱۴
۱۳۹۷
من یک زن دارای معلولیت هستم
آذر ۱۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
Unique artistic effect brings portraiture and hand drawn watercolour techniques together
image_pdfimage_print

Photo: Victor_Tongdee/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن

چند ماه پیش از دوست‌پسر سابقم جدا شدم. من یک زن جوان با معلولیت جسمی هستم. دوست پسرم نیز معلولیت جسمی داشت. قرارهای عاشقانه ما از سال گذشته آغاز شدند. در ابتدا همه چیز عالی بود. بودن در کنار او مرا خوشحال می‌کرد و زندگیم برای مدتی سرشار از سرخوشی بود.

با گذر زمان رابطه جنسی برای او از کنار هم بودن و  با هم وقت گذراندن مهم‌تر شد.

من در مورد این مساله با او شفاف و واضح صحبت کردم و دیدگاهم در رابطه با رابطه جنسی را مطرح کردم. دوست‌پسرم به من گفت با این دیدگاه مشکلی ندارد اما پس از چند هفته سکس تبدیل به یک فشار در زندگی شد. او  به من می‌گفت عدم آمادگیم برای سکس نشان‌ می‌دهد که عشق و علاقه من غیرواقعی است. او هرگز عشق مرا نسبت به خودش خارج از تختخواب ندید و این مساله صدمه شدیدی به من زد. پس از چندین تلاش نافرجام برای نگه داشتن رابطه بالاخره تصمیم گرفتم و رابطه را بهم زدم.

حالا حتی پس از چند ماه، آسیب‌ها و زخم‌ها همچنان وجود دارند. با این حال من تلاش می‌کنم از این مشکلات عبور کنم.

می‌خواهم اینطور فکر کنم که کسی در این دنیا وجود دارد که مرا همانطور که هستم قبول خواهد کرد نه آنگونه که خودش می‌خواهد من باشم.

چگونه با این مشکل برخورد کردم

من هم روزهای خوب و هم روزهای بد دارم؛ قلبا می‌دانم تصمیم من برای ترک این رابطه درست بوده است اما این موضوع هنوز مرا آزار می‌دهد. کاش می‌توانستم او را فراموش کنم. من معمولا احساساتم را می‌نویسم و به خودم یادآور می‌شوم که انسانی خوب، دوست‌داشتنی و غم‌خوار هستم و مستحق چنین رفتاری از سوی چنین آدمی نیستم. البته من به انتقام هم فکر کرده‌ام؛ مثلا کاری کنم که او بفهمد چقدر به من آسیب زده است اما می‌دانم چنین کاری فقط رنجم را بیشتر می‌کند.

چگونه این وضعیت تغییر کرد؟

زندگی من پس از ترک این رابطه بسیار تغییر کرد. پیش از آن چندین تلاش نافرجام برای ترک او داشتم اما هر دفعه او با ایجاد احساس گناه در وجود من مانع از آن شد که این رابطه را ترک کنم. من به او می‌گفتم که در کنارش خوشحال نیستم  اما او جواب می‌داد : « من اهمیتی نمی‌دهم. ما باید با هم باشیم». من با یکی از دوستان او هم رابطه خوبی داشتم که آن را هم از دست دادم. حالا دیگر با او یا دوستانش حرف نمی‌زنم.

چه چیزی به من کمک کرد؟

دوستان من چشمانم را به روی حقیقت باز کردند. من در یک رابطه نبودم بلکه زندانی‌ای بودم که باید خواسته‌ها و نیازهای او را برآورده می‌کردم. هیچگاه باور نمی‌کردم روزی بتوانم به این شهود برسم و یا بتوانم با آن کنار بیایم اما بالاخره این کار را کردم. گاهی آرزو می‌کردم که او کتکم بزند. زیرا در این صورت پذیرفتن مشکل برایم آسان‌تر بود. اما آزارهای او احساسی و روانی بود بنابراین برایم بسیار دشوار بود که آن را بپذیرم.

توصیه من به دیگران

گاهی «ببخشید» هیچ معنایی ندارد جز اینکه طرف مقابل‌تان فقط آن را می‌گوید تا شما را در موقعیتی نگه دارد که به خواسته‌هایش برسد. این دقیقا زمانی است که وقت ترک چنین رابطه‌ای فرارسیده است. آزار روانی به اندازه آزار جسمی آسیب‌رسان است؛ بنابراین تفاوت چندانی با هم ندارند. شما شخصی منحصر به فرد هستید که استحقاق هیچکدام از این آزارها را ندارید. روح شما نیز مستحق آزار نیست.

بله درست فهمیدید! ترک یک رابطه دردناک است اما گاهی ماندن در یک رابطه دردناک‌تر است. باور کنید برای هر کدام از ما شخص مناسبی در دنیا وجود دارد.

منبع

آذر
۱۲
۱۳۹۷
چگونه دوست خوبی برای افراد دارای معلولیت باشیم
آذر ۱۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_486706837
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur//www.shutterstock.com

برای بسیاری از ما درک درست کسانی که وضعیت جسمی یا روانی متفاوتی دارند دشوار است. از هر ۶ نفر انسان یک نفر دارای نوعی از معلولیت است و این یعنی حدود یک میلیارد نفر در سراسر جهان نوعی معلولیت دارند. بسیاری از افرادی که نوعی ناتوانی روانی یا جسمی دارند از مشارکت در فعالیت‌های روزمره محروم هستند. این افراد معمولا ساده‌ترین بهرمندی‌ها و حقوق انسانی را به‌خاطر فراهم نبودن بسترهای مناسب در جوامع مختلف از دست می‌دهند.

متاسفانه همچنان در قرن ۲۱ افرادی که به یک بیماری ذهنی یا محدودیت جسمی دچار هستند در مواردی به عنوان افراد «عجیب»، «خطرناک» یا «غیرقابل نزدیکی» شناخته می‌شوند. دیگرانی که چنین محدودیتی ندارند نمی‌دانند چگونه باید با این افراد رفتار کنند، چطور باید به آنها کمک کنند و چگونه حامی‌شان باشند و به دلیل ناتوانی در ایجاد ارتباط با این دسته از افراد از آنها دوری می‌کنند. به این ترتیب خواسته یا ناخواسته ایجاد دوستی با افراد کم‌توان دشوار می‌شود. اما هیچ‌چیز در دنیا بهتر از داشتن یک دوست خوب نیست. فرقی نمی‌کند ما در چه وضعیتی هستیم. همه ما برای معنا دادن به زندگی اجتماعی خود به دوستانی احتیاج داریم.

آیا می‌خواهید یک دوست خوب برای یک فرد دارای معلولیت باشید؟

بهتر بشناسیدشان

قدم اول در ایجاد یک رابطه دوستی با هرکسی و با هر ویژگی خاصی این است که سعی کنید جهان را از نگاه او تماشا کنید. برای کسی که مثلا از ای‌دی‌اچ‌دی رنج می‌برد، اوتیسم دارد، دچار افسردگی دوقطبی است، شیزوفرنی دارد، اعتیاد به الکل دارد، دچار سندرم داون یا ناتوانی در حرکت است، هر تجربه یا فعالیت عادی و نرمالی می‌تواند یک چالش بزرگ باشد. تصور کنید که چقدر برایتان دشوار خواهد بود اگر نتوانید افکار و احساساتتان را بیان کنید، بدون دلیل دچار اضطراب و ناراحت باشید یا نتوانید ارتباطات اجتماعی را شکل بدهید. تصور کنید نتوانید به راحتی در یک فعالیت شرکت کنید یا نتوانید بدن یا خلق‌وخو یا افکارتان را کنترل کنید. وقتی یک فرد دچار معلولیت را می‌بینید فقط لحظه‌ای خود را به جای او بگذارید تا وضعیتش را بهتر درک کنید. این نکته مهم را بفهمید که این افراد عجیب یا بیگانه نیستند آنها فقط در موقعیت جسمی یا روانی متفاوتی هستند. همچنین برای ایجاد دوستی و صمیمیت با این دسته از افراد باید این نکته را هم درنظر داشته باشید که گستردگی اختلالات و بیماری‌ها آنقدر زیاد است که حتی نمی‌توان با دو فرد با علایم یک بیماری یا یک اختلال به یک شکل رفتار کرد. این به معنای آن است که ما باید تلاش کنیم با این افراد یک رابطه منحصر به فرد ایجاد کنیم.

آگاهانه عمل کنید

هر معلولیتی محدودیت‌ها و چالش‌های خاص خودش را دارد. بنابراین در دوستی با چنین افرادی باید حساسیت و ملاحظه خاصی به خرج بدهید. تا جایی که می‌توانید امور زندگی را برای دوست‌تان ساده و قابل دسترس کنید. اگر دوست شما از انجام کاری وحشت‌زده می‌شود اما قلبا از آن لذت می‌برد، موقعیتی فراهم کنید که او بتواند با جسارت و قدرت به دل ماجرا برود. برخی از چالش‌ها مناسب هستند و این افراد را وادار می‌کنند تا از حصاری که دور خود تنیده‌اند بیرون بیایند با این‌حال  همیشه حواستان باشد که دوست خود را از آسیب و تاثیرات منفی یک فعالیت محافظت کنید.

آیا او می‌داند که در این دنیا تنها نیست؟

وضعیت همواره دشواری که افراد دچار معلولیت در زندگی دارند باعث می‌شود آنها بسیار احساس تنهایی و انزوا کنند. خیلی وقت‌ها لازم نیست کاری کنید یا چیزی بگویید. فقط این فرد را بغل کنید، ببوسید، ببویید یا شانه‌ای برای گریه باشید. او نیاز دارد بداند که در این دنیا تنها نیست.

دوستتان را به دیگران معرفی کنید

حلقه روابط و دوستی‌ها را برای این فرد گسترده‌تر کنید. او را به دیگران معرفی کنید. ابتدا لازم است به دیگران درباره  محدودیت‌ها، نیازها، خواسته‌ها و همچنین علاقه‌مندی‌ها و توانمندی‌های او توضیح بدهید تا آنها نیز بتوانند رفتار متناسب را در پیش بگیرند.

صبور باشید

مراقبت، حمایت و دوستی با کسی که دچار محدودیت جسمی یا ناتوانی‌ ذهنی است اصلا کار ساده‌ای نیست. این رابطه برای هر دوی شما پر چالش و دشوار، زمان‌بر و گاهی پرهزینه است. شما باید برای خوب پیش رفتن این رابطه بسیار تلاش کنید. اگر می‌خواهید دوستی را حفظ کنید باید دائما نفس عمیق بکشید و برای چندمین بار یک قدم ساده را بردارید.

دوستی را رها نکنید

شما هرگز دوستی را که دچار بیماری سخت جسمی است رها نمی کنید پس دوستی را هم که دچار یک اختلال روانی است رها نکنید. گاهی این رابطه دشوار می‌شود اما اگر قدم در این رابطه گذاشته‌اید او را ترک نکنید. ترک چنین رابطه‌ای شاید برای شما راحت باشد اما هرگز برای او راحت نخواهد بود و به یک رنج مضاعف تبدیل خواهد شد.

مهربانی شرط دوستی است

برای دوستی باید آماده باشید و همه چیز را بر مبنای یک دوستی واقعی جلو ببرید. اگر احساس می‌کنید نمی‌توانید یک دوست صمیمی باشید لااقل سعی کنید با این افراد دوستانه رفتار کنید. به آنها سلام کنید، لبخند بزنید، حال‌شان را بپرسید و مودب باشید.

یک اقدام سازنده برای نزدیکی به افراد معلول

هر جایی که باشید گروه‌ها و سازمان‌هایی هستند که برای افراد معلول و کم‌توان فعالیت می‌کنند. گروه‌های حمایتی و موسسه‌ها این امکان را به شما می‌دهند تا با این افراد ملاقات کنید، با آنها آشنا شوید، گفت‌وگو کنید و از آنها حمایت کنید.

علاوه بر این اگر به هر دلیلی احساس می‌کنید نمی‌توانید با این دسته از افراد عادی رفتار کنید می‌توانید از طریق مشارکت در این سازمان‌ها و گروه‌ها آموزش ببینید. بودن در کنار این افراد، هم‌صحبتی و مشارکت در فعالیت‌های جمعی به شما در درک و شناخت بهتر این افراد کمک می‌کند. این مشارکت و فعالیت یک اقدام خیرخواهانه هم برای جامعه و هم برای خودتان خواهد بود.

منبع: رادیو زمانه

آذر
۱۲
۱۳۹۷
نه به خشونت در محیط کار!/ مریم نیک‏پور، روزنامه‏ نگار ـ کارشناس ارشد رسانه
آذر ۱۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
thumb
image_pdfimage_print

بیدارزنی:‌ «می‏گویم حجم کارم زیاد است و نمی‏توانم به تنهایی مسئولیت سه نفر را انجام بدهم. درحالی‏که خودش را به مرتب ‏کردن کتاب‌ها و روزنامه‌های روی میزش سرگرم می‌کند، طعنه می‏زند که توانایی خانم‌ها محدود است و آقایان را ببین که تا دیروقت سر کار می‌مانند و هیچ شکایتی هم ندارند. دلیل می‌آورم که آقایان اضافه‌کار دارند و مجبور نیستند مثل من و بقیه خانم‌های همکارم در ساعتی محدود، مقدار زیادی کار انجام دهند. با عصبانیت جواب می‌دهد که زن اضافه‌کار می‌خواهد چه‌کار؟ مگر زن خرج خانه می‏دهد و… اعتراض می‌کنم که ماه‌هاست مرخصی نرفته‌ام. پوزخند می‏زند که اصلاً برای همین است که هیچ کارفرمایی دوست ندارد کارمند خانم داشته باشد چون مدام به بهانه‌های مختلف مرخصی می‏خواهد؛ و این بحث بی‌سرانجام هر روز ادامه دارد…»

خشونت علیه خانم‌ها ابعاد گوناگونی دارد و آزار در محیط کار هم جزئی از خشونت محسوب می‏شود که با وجود اهمیتی که دارد، به دلایل مختلف کسی از آن حرفی نمی‏زند و معمولاً پنهان می‏ماند.

امروزه مشارکت زنان در نیروی کار رشد قابل ملاحظه‌ای داشته و شاهد این رشد در کشورمان هم بوده‌ایم تا جایی که حالا دیگر زنان تااندازه‌ای به مشاغلی که سال‌ها به «مشاغل مردانه» معروف بوده‌اند روی آورده‌اند. بااین‌حال همچنان دسترسی زنان به مشاغل مختلف با توجه به سوابق تحصیلی‏شان با مشکلاتی همراه و محدود است. تصور قالبی نقش جنسیتی در تبعیضِ دسترسی، نقش مهمی داشته است. از طرفی متوسط دستمزد زنان شاغل در سرتاسر دنیا خیلی پایین‏تر از مردان است. زنان در بخش‏هایی از مشاغلی که در آن‏ها دستمزد کمتری پرداخت می‏شود، بیش‏تر حضور دارند اما حتی در همان رده‌های شغلی هم به‌طور متوسط دستمزدهای پایین‌تری دریافت می‏کنند.

زنان در محیط کار عمدتاً با سه نوع خشونت مواجه می‏شوند: جنسی، جسمی و عاطفی. آمارها نشان می‏دهد در محیط‌های کاری میزان خشونت واقعی علیه زنان کم است، بااین وجود آزار جنسی معمول است. بر اساس آمارها، در کشور ما بیش‏ترین خشونت در محیط کار از نوع عاطفی و جنسی است که اغلب از طرف کارفرماها اعمال می‏شود و اثرات منفی متعددی دارد.

طبق تعاریف جامعه‌شناسی، آزار جنسی در محل کار می‏تواند استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت به‌منظور تحمیل خواسته‌های جنسی باشد. این کار ممکن است شکل‏های خشنی به خود بگیرد مانند وقتی‌که به یک زن گفته می‏شود یا به یک برخورد جنسی رضایت بدهد یا اخراج می‏شود. خشونت جنسی در محیط کار تا اندازه‏ای زیرکانه است برای مثال با روش‏های گوناگون این موضوع به زن فهمانده می‏شود که پذیرفتن خواهش‏های جنسی پاداش‏هایی به همراه دارد یا چنانچه برآورده نشود، باید منتظر مجازاتی مانند نگرفتن ترفیع باشد.

مردان ممکن است شکل‏های ملایم آزار جنسی را بی‏زیان تصور کنند اما زنان اغلب آن را توهین‌آمیز می‏دانند. معمولاً از زنان انتظار می‏رود صحبت‌ها یا شوخی‌های جنسی، اشاره‌ها یا تماس‌های فیزیکی را نادیده بگیرند و به آن اهمیتی ندهند. در چنین موقعیتی زن ناچار است برای اینکه شغلش را از دست ندهد بدون اینکه به مرد توهین کند، با ملایمت او را دست به‏ سر کند. آزارهای جنسی در محیط کار انواع مختلفی دارد: آزارهای کلامی (شوخی‏های نامناسب جنسی، کنکاش در مورد زندگی خصوصی فرد و…)، آزارهای غیرکلامی (نگاه‌های شهوانی، چشم‌چرانی و…) و آزارهای فیزیکی (لمس زن، نزدیک ‏شدن زیاد هنگام کار و رابطه جنسی با زور)؛ اما خشونت علیه زنان در محیط کار به این آزارها ختم نمی‏شود.

نابرابری‏های جنسیتی، دادن حقوق کمتر به زنان، نادیده گرفتن آن‏ها برای مسئولیت‏های مهم و کلیدی در سازمان، مسئولیت‏ گریزی مردان در محیط کار، انتظار کار برابر و حتی بیش‏تر نسبت به همکار مرد و… همگی از مصادیق خشونت علیه زنان در محیط کار هستند که برای خانم‏ها تبعات منفی متعددی دارند. دسترسی به آمار دقیق خشونت علیه زنان در محیط کار دشوار است؛ اما از اعداد و ارقام مهم‏تر این است که خانم‏ها مجبور می‏شوند آن را پنهان کنند چون این موضوع در جامعه ما تابوست. خشونت در محیط‌های کاری برحسب خصوصی و دولتی‏ بودن و میزان گستردگی و اعتبار سازمان متفاوت است و معمولاً هرچه سازمان کوچک‏تر باشد و اعتبار کمتری داشته باشد، میزان خشونت در آن بیش‏تر و علنی‌تر است. موقعیت زن هم در این میان نقش مهمی دارد، به‌عنوان مثال زنان تحصیل‏کرده‏ای که در پایگاه‌های بالاتری قرار دارند از زنانی که از نظر اقتصادی در تنگنا قرار دارند و مجبورند شغل خود را حفظ کنند، کمتر خشونت می‏بینند.

باوجود اهمیت این موضوع تاکنون به‌طور جدی به آن توجه نشده و آمار و اطلاعات کاملی در این زمینه وجود ندارد. ترس از اخراج و مشکلات مالی بعد از آن، ترس از بی‌آبرویی و انگ خوردن و مشکلاتی از این دست همگی باعث می‏شوند زنان سکوت کنند و گاهی سال‏ها با این وضع کنار بیایند و حتی نتوانند مشکل خود را با همکاران یا اعضای خانواده مطرح کنند. حرف ‏نزدن درباره این خشونت‏ها موجب می‏شود ذهن زن تا مدت‏ها درگیر باشد و تا سال‏ها با احساس ترس، شرم و بار منفی آن زندگی کند و به مشکلات روحی همچون افسردگی دچار شود. ایجاد امنیت برای زنان یکی از وظایف اصلی قانون‏گذاران و مسئولان است؛ اما آشنا بودن زنان با حقوق خود در رابطه با آزارهای این چنینی اهمیت فراوانی دارد و البته فرهنگ‏سازی در پیشبرد این هدف نقش کلیدی را ایفا می‏کند. زنان باید یاد بگیرند در هیچ شرایطی با خشونت کنار نیایند، سکوت نکنند و به آن دامن نزنند.

منبع: بیدارزنی

آذر
۹
۱۳۹۷
میزگرد افشای خشونت خانگی؛ بایدها و نبایدها
آذر ۹ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
Roundtable Poster_1
image_pdfimage_print

Photo: Khaneh Amn

خانه امن به عنوان نهادی که به طور تخصصی در زمینه مبارزه با خشونت خانگی فعالیت می‌کند در این سال‌ها همواره یک شعار محوری داشته است: “سکوت را بشکنید”. همواره تلاش بر این بوده است تا خشونت‌دیده را ترغیب کنیم بدون هراس از موانع فرهنگی و اجتماعی سکوت خود را بشکند و با خروج از رابطه خشونت‌آمیز در برابر فرد خشونت‌گر ایستادگی کند.

با این حال گاهی مساله به این سادگی نیست و پرسش‌های فراوانی در جزییات نهفته است که هر چند وقت تبدیل به یک بحث عمومی در فضای شبکه‌های اجتماعی فارسی می‌شود.

اگر مطلع شویم دوست یا آشنای ما مورد خشونت خانگی واقع شده و خود آمادگی ندارد که سکوت را بشکند چه وظیفه‌ای داریم؟ آیا می‌توانیم به طور مستقل وارد عمل شویم و دست به افشای فرد خشونت‌گر بزنیم؟ آیا باید به پلیس و مراجع قضایی اطلاع دهیم یا در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دست به افشاگری بزنیم؟ مرزها و خط قرمزهای این افشاگری چیست؟ این دخالت تا چه حد مجاز است؟ روایت زن خشونت‌دیده بر چه اساس و معیاری معتبر قلمداد می‌شود؟  آیا باید به ادعای خشونت‌دیده اعتماد کنیم یا به دنبال مستنداتی برای اثبات ادعای او باشیم؟ آیا قهر و بی‌مهری هم در روابط همسران خشونت خانگی حساب می‌شود؟

این پرسش‌ها و پرسش‌هایی از این دست سبب شد تا میزگرد زنده‌ای با حضور دو نفر از متخصصان امر ترتیب دهیم. در این برنامه خانم‌ها آسیه امینی، تحلیلگر مسائل زنان، و پروانه حسینی، پژوهشگر مردم‌شناسی این پرسش‌ها را به بحث خواهند گذاشت. این برنامه را به طور زنده از فیسبوک خانه امن تماشا کنید.

آذر
۸
۱۳۹۷
باید او را ترک می‌کرد
آذر ۸ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
Woman face, grunge design, easy all editable
image_pdfimage_print

Photo: vectorguru/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن

دوست پسر یکی از دوستانم  یک آزارگر بود. پس از ۴ سال دوستی می‌توانستم بفهمم که چه چیزی او را ناراحت می‌کند. این موضوع در یک لحظه بر من عیان شد با اینکه می‌توانستم زودتر متوجه شوم اما هیچ‌وقت به آن دقت نکرده بودم.

ما با هم در خانه دوستم بر روی یک پروژه درسی کار می‌کردیم. دوست پسرش به خانه آمد و پرسید چرا من آنجا هستم. شنیدم که به دوستم می‌گوید که من باید خانه را ترک کنم و دوستم هم باید به جای دیگری برود.

هنگامیکه دوستم دوباره به طبقه بالا می‌آمد صدای رادیو را زیاد کردم تا متوجه نشود من مکالمه‌شان را شنیده‌ام. او به من گفت مادرش زنگ زده و وقت دندان پزشک دارد اما او این قرار را فراموش کرده و همین حالا باید برود.

پیش از آنکه من موضوع را با دوستم مطرح کنم این اتفاق ۴ بار دیگر رخ داد.

اما زمانی که خودم را داخل این ماجرا کردم  و موضوع را مطرح کردم  درگیری شدیدی بین من و دوست پسرش ایجاد شد. جروبحث مفصلی به راه افتاد و او همانطور که دوستم را می‌زد سعی داشت مرا هم کتک بزند.

بعدها وقتی با دوستم درباره این موضوع حرف می‌زدم به من گفت این اتفاق فقط همان یک بار رخ داده است . من به او گفتم که بارها صدای  فریاد کشیدن دوست پسرش را شنیده‌ام و متوجه  شده‌ام که بخاطر حضور من در خانه با او درگیر شده است. من به دوستم گفتم که دوست پسرش حق ندارد او را کتک بزند چون اگر عاشق او بود این کار را نمی‌کرد. بارها به او تاکید کردم که این اتفاق‌ها تقصیر او نیست.

در نهایت او دوست پسرش را ترک کرد و از این مرحله گذر کرد. دوستم روزهای سختی را از سر گذراند اما در نهایت متوجه شد که آن دو برای هم نیستند و او باید دوستش را قبل از آنکه کشته شود ترک کند.

منبع 

آذر
۶
۱۳۹۷
داستان جسی «به کسی که مورد آزار قرار گرفته است پشت نکنید»
آذر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_415536892
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

پدر پسرم را برای اولین بار در ۱۸ سالگی ملاقات کردم. ما دوستانی مشترک داشتیم و همه چیز در ابتدا به خوبی پیش می‌رفت. او با من به شکل ویژه‌ای رفتار می‌کرد، هر روز به من توجه می‌کرد و در کل بهترین مردی بود که تا آن زمان دیده بودم. ما جوان بودیم، با هم به مهمانی‌ها می‌رفتیم و از همان ابتدا با هم مواد مصرف می‌کردیم.

۶ ماه پس از شروع این رابطه، من باردار شدم و زندگی سراسر مهمانی تمام شد. پس از کشمکش‌های فراوانی که با دنیا داشتیم بالاخره آپارتمانی گرفتیم و به آنجا نقل مکان کردیم. برای آدم‌هایی به سن و سال و جوانی ما این کار بسیار سخت بود. ما هر دو از دبیرستان ترک تحصیل کردیم در حالی که برای هزینه‌های اولیه زندگی به والدین خود وابسته بودیم.

آزارها از ماه اول بارداریم آغاز شد. تمام دوران بارداری من با نگرانی  درباره حیات خودم و فرزندم سپری شد و با این حال من اراده ترک این رابطه را نداشتم. فکر می‌کردم با به دنیا آوردن یک پسر او تغییر خواهد کرد، چون به گمانم این کار می‌توانست عشق و علاقه‌ام را نشان بدهد. اما آزارها پس از به دنیا آمدن پسرم همچنان ادامه داشت.

چگونه با مشکل مواجه شدم؟

او همواره این احساس را ایجاد می‌کرد که مقصر تمام این مسائل من هستم و اگر من آنقدر دیوانه و عصبی نبودم این اتفاقات نمی‌افتاد. از نظر او من باید می‌دانستم چه چیزهایی باعث می‌شود او از کوره در برود و می‌بایست مراقب حرف زدنم می‌بودم.

من سعی کردم کمی بیشتر از خانه بیرون بروم و این مساله بیشتر باعث برانگیختن احساس حسادت در او می‌شد.

او به مرور این آزارها را آشکارا انجام می‌داد. من  سیاه و کبود از خانه بیرون می‌رفتم، او مرا در مقابل دوستان و خانواده کتک می‌زد و به دیگران می‌گفت من چقدر دیوانه و ناسپاس هستم. رفته رفته من همه این‌ها را باور کردم.

چگونه شرایط تغییر کرد

آخرین دعوای ما وحشتناک بود. من به پلیس زنگ زدم و این باعث شد که او متهم به آزار من شود. پلیس در طی ۳ سال۱۰ بار به خانه ما آمده بودند.

چه چیزی به من کمک کرد؟

اگر دوستانم در کنارم نبودند و از من حمایت نمی‌کردند من هرگز این رابطه را ترک نمی‌کردم.

آنها بدون هیچ قید و شرطی از من حمایت کردند. هر دفعه که من خلاف توصیه‌های آنها به دوست پسرم باز می‌گشتم اگر دوباره با آنها تماس می گرفتم باز هم به من کمک می‌کردند. حتی اگر این اتفاق در نیمه شب رخ می‌داد آنها باز هم حامی من بودند. آنها همیشه به حرف‌هایم اعتماد میکردند و هیچ وقت او را برای رفتارهایش توجیه نمی‌کردند.

مشاهده تغییرات در فرزندم با بیرون آمدن از آن محیط سراسر نفرت و انزجار تاییدی بر درستی اقدام من برای ترک رابطه است، حتی اگر این کار نیاز به تلاش  یک تنه در مبارزه با این وضعیت داشت.

توصیه من به دیگران

باید درک کنید که این وضعیت تقصیر شما نیست. آنچه بر سر شما آمده هیچ ربطی به آنچه که گفته‌اید یا انجام داده‌اید ندارد. علاوه بر این همه آدم‌ها از پس ترک یک رابطه برمی‌آیند اما قسمت سخت ماجرا بازنگشتن مجدد به آن است. شما نباید به راه درستی که رفته‌اید شک کنید.

این تصمیم زمانبر و پر از اشک و آه است و زندگی شما و روابط آینده‌تان را تغییر خواهد داد.

هیچ وقت به کسی که می‌دانید مورد آزار قرار گرفته است پشت نکنید حتی اگر او نمی‌تواند رابطه‌اش را ترک کند. این کار سخت‌تر از آن چیزی است که شما تصور می‌کنید. تا زمانی‌که در چنین شرایطی قرار نگیرید متوجه سختی آن نخواهید شد.

یادتان باشد افرادی هستند که شما را باور می‌کنند و کمک‌تان خواهند کرد. شما آن فردی نیستید که فرد آزارگر القا کرده است. شما بر زندگی خودتان کنترل دارید.

منبع

آذر
۶
۱۳۹۷
داستان مصور «وقتی اهمیت دهیم»
آذر ۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
photo_2018-11-26_15-59-19
image_pdfimage_print

داستان مصور «وقتی اهمیت بدهیم»، اثر هنرمند و  تصویر ساز، نگین احتسابیان است. او مسئولیت مشاهده خشونت خانگی و اهمیت گزارش آن را  با دو روایت مختلف و به زبان ساده به تصویر کشیده است.

Read more …