صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر
بهمن
۱۷
۱۳۹۷
خشونتی به نام سنت
بهمن ۱۷ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_714580543
image_pdfimage_print

Photo: Polina Gazhur/www.shutterstock.com

ختنه زنان یکی از مهم ترین مصادیق خشونت علیه زنان و کاری غیر انسانی است که با ناقص‌سازی زنان در سنین کودکی، پیامدهای بسیار ناگواری را برای تمام عمر آنها رقم میزند. رواج این اقدام در برخی مناطق کشور، موجب شد تا برخی علما و مراجع نیز نسبت به آن واکنش نشان دهند. به عنوان مثال، آیت الله العظمی سیستانی در پاسخ به یک استفتاء که از ایشان پرسیده شده است:« آیا ختنه دختران واجب است یا فقط مستحب و سنت است؟» جواب دادند: « اگر منظور از ختنه دختر بریدن پوسته عضو جنسی زن باشد، صحیح آن است که این کار سنت شرعی نیست، بلکه در صورتی‌ که به دختر آسیب برساند حرام می‌باشد. و اما قطع خود عضو جنسی زن و یا قطع قسمتی از آن به یقین جنایتی در حق دختر محسوب می‌شود و برای والدین هیچ‌گونه مجوزی در اقدام به آن وجود ندارد.»

دیدارنیوز در این خصوص، با کامیل احمدی مردم شناس و پژوهشگر که کتابی نیز در همین موضوع با عنوان « به نام سنت» نوشته و توسط نشر شیرازه منتشر شده است و فیلمى را هم با همین عنوان در آپارات در دسترس عموم قرار داده است، گفتگو کرده است. در ادامه، متن این گفتگو را بخوانید.

ختنه زنان خشونتی زیسته در فرهنگ
کامیل احمدی، انگیزه پژوهش خود در خصوص ختنه زنان را مشاهده تلاش‌های یونیسف در آفریقا در مبارزه با این پدیده دانست و گفت: پس از پایان تحصیلات و بازگشت به ایران، موضوع ختنه زنان را در میان زنان خانواده خودم دنبال کردم و متوجه شدم این رسم و آیین در میان مردم شهر‌های پیرانشهر، نقده، سردشت، بوکان و مهاباد، در گذشته رواج داشته و در آن زمان هم، کم و بیش دیده می‌شد. پس از این بود که کار میدانی خودم را که مدت ۸ سال طول کشید با موضوع ختنه زنان، در چهاراستان ختنه خیز ایران آغاز کردم.
احمدی در مورد رابطه میان مذهب و ختنه زنان گفت: ختنه زنان عملی است که بر اساس سنت های فرهنگی، عرفی و با توجیهات مذهبی و دینی انجام می شود. این مساله از حیث دینی، فارغ از دین اسلام یا هر دین دیگری است. بالاترین آمار ختنه زنان در جهان متعلق به آفریقا است و در میان یهودیان اتیوپی و اریتره، مسلمانان نیجریه، سومالی و سودان و طیفی از مسیحیان رواج دارد، بنابراین ختنه زنان یک پدیده اجتماعی و فارغ از دین است.
این پژوهشگر در ادامه به مناطق ختنه خیز در ایران اشاره کرد و گفت: در ایران در مناطق کردنشین آذربایجان غربی، بخش‌هایی از اورامانات، کردستان، بعضی از مناطق کرمانشاه و با درصد بالایی در هرمزگان و جزایر قشم، بندر آفتاب، بندرچارک، هرمز و میناب انجام می‌شود.از حیث گرایش مذهبی، عمل ختنه زنان در میان فرقه شافعی و سنی‌ها انجام می‌شود و در بعضی ازشهرها و روستاهایی که حدفاصل بین مناطق سنی‌نشین و شیعه‌نشین هستند نیز این عمل انجام می‌شود.

ختنه زنان ناقض حقوق بشر

این مردم شناس، ختنه زنان را به عنوان یکى از سنتهاى آسیب زا (HTP) بر شمرد که جامعه جهانى، آن را مصداق خشونت علیه زنان و کودکان دانست. ختنه زنان چهار نوع یا درجه دارد و در این عمل، تمام یا قسمتی از آلت تناسلی دختربچه در قسمت کلیتوریس بریده می‌شود که از منظر حقوق بین الملل، این عمل ناقص حقوق بشر، خشونت علیه زنان و عملى غیر قانونى است و براساس قوانین و تعهدهاى بین المللى که اکثر کشور‌ها از جمله ایران امضا کرده اند ممنوع اعلام شده و مجازات کیفرى براى والدین و ختان‌ها در پى دارد. خوشبختانه در ایران حفیف‌ترین نوع ختنه انجام می‌شود.

هدف از ختنه زنان چیست؟

کامیل احمدی در توضیح هدف از ختنه زنان گفت: هدف نهایى از انجام این عمل، کاهش میل جنسی زن بوده و در بخشی از مناطق به دلایل مختلفی از جمله پیروى از سنت های اشتباه انجام می شود. وی ادامه داد: در برخی مناطق جهان نیز این عمل به منزله مرحله ای برای عبور از کودکی به زنانگی است، در برخی مناطق نیز به عنوان نوعی طب سنتی یا باور عامه انجام می شود، به این معنا که در این مناطق اعتقاد دارند که در بدن دختربچه ها خون سیاه یا خون کثیف وجود دارد و این عمل باعث می شود که این خون از بدن وی خارج شود، اما هدف و خاستگاه اصلی آن، همان کاهش یا کنترل میل جنسی زن، پیش از ازدواج است.
وی در ادامه صحبت خود به وجود ارتباط بین ختنه دختران و پدیده کودک همسری اشاره کرد و گفت: در مناطقی که ختنه دختربچه ها رایج است، ازدواج دختربچه ها نیز شیوع بیشتری دارد. به این معنا که در اغلب مناطق که روستایى بوده و از فقر اقتصادى و فرهنگى رنج مى برند، برای کاهش میل جنسی دختر و اینکه او بعد از رسیدن به سن بلوغ، وارد رابطه جنسی خارج از ازدواج نشود او را ختنه می‌کنند و دقیقا به همین علت نیز دختربچه را وادار به ازدواج زودهنگام می‌کنند که این موضوع نشان می‌دهد مردم این مناطق به ارتباط خارج از چارچوب ازدواج، تعصب نشان می‌دهند.
ضرورت آگاهی بخشی در خصوص ختنه زنان
کامیل احمدی در بخش ارائه راهکارها به موضوع ضرورت آگاهی بخشی در مناطق ختنه خیز اشاره کرد و گفت: خوشبختانه آمار ختنه زنان  در ایران کاهش چشمگیری داشته که این مساله، دلایل متعددی دارد، از جمله مرگ ختانها در اثر کهولت که عمل ختنه را انجام می‌دهند و دنبال نشدن این حرفه توسط جوانترها، آگاه شدن مردم از طریق ابزارهای مدرن و رسانه‌ها و کم رنگ شدن سنت‌های فرهنگی غلط و ناقض حقوق انسانی؛ متاثر از نفوذ آگاهی های مدرن به درون آگاهی و فرهنگ عامه در مناطق ختنه خیز.
این پژوهشگر حوزه آسیب های اجتماعی با تاکید بر وجود آسیب های پایدار در زنان ختنه شده گفت:  کاهش میل جنسی زن در روابط زناشویی  از جمله این آسیب‌ها است که شدت آن با توجه به نوع و عمق برش متفاوت است.
وی در پایان افزود: این عمل به وسیله تیغ های غیر استاندارد و حتی تیغ ریش تراشی و آن هم بدون بى حسى به صورت غیربهداشتی انجام می شود که باعث از بین رفتن سنسورهای حساس زن شده و رضایت جنسی او را در زمان زناشویی مختل می کند. خون ریزی و عفونت از دیگر پیامدهای ختنه زنان است.
منبع: قطره
بهمن
۱۶
۱۳۹۷
محاکمه پدری که دختر معلولش را خفه کرد
بهمن ۱۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
1419417006401_ria1-th3
image_pdfimage_print

Photo: www.isna.ir

پدری که به دلیل اختلاف با دختر نوجوان و معلولش و دعوا بر سر خرید لپ‌تاپ، او را به قتل رسانده است، در جلسه محاکمه جزئیاتی از زندگی سخت خود و خانواده‌اش را توضیح داد و از عملش ابراز پشیمانی کرد.

به گزارش ایسنا، روزنامه شرق نوشت: این مرد جوان شهریورماه سال جاری بازداشت شد. آن زمان به پلیس گزارش دادند دختر معلولی در خانه‌اش فوت کرده است. پدر این دختر به مأموران گفت دخترش به نام رکسانا بر اثر یک حادثه جانش را از دست داده است. او توضیح داد: من با دخترم جر و بحث کردیم و بعد جعبه دستمال کاغذی را سمتش پرتاب کردم. جعبه به قسمت حساس سرش برخورد و فوت کرد. با انتقال جسد به پزشکی قانونی و در حالی که پدر رکسانا قصد داشت همه‌چیز را اتفاقی نشان دهد، پزشکی قانونی اعلام کرد علت فوت دختر ۱۳ ساله خفگی است. به این ترتیب، مرد جوان بازداشت شد. او به قتل دخترش اعتراف و ابراز پشیمانی کرد این در حالی بود که همسر این مرد از همان ابتدا گفت شوهرش پدر خوبی بوده و نسبت به او اعلام رضایت کرد.
با این حال، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. مرد جوان روز گذشته در دادگاه پای میز محاکمه رفت. در ابتدای جلسه محاکمه، مادر مقتول به عنوان ولی‌دم در جایگاه حاضر شد. او گفت: ما یک دختر داشتیم که معلول بود و روی ویلچر می‌نشست. او به دلیل شرایط جسمانی‌ای که داشت، بدخلقی‌های زیادی می‌کرد. شوهرم مرد زحمت‌کشی بود. او هر کاری برای دخترمان کرد. در این سال‌ها ما خیلی پول خرج کردیم تا وضعیت دخترمان بدتر نشود و انصافاً شوهرم هر کاری از دستش برمی‌آمد، برای او انجام می‌داد. رکسانا بسیار بیشتر از یک کودک معمولی روی دست ما خرج می‌گذاشت با این حال، شوهرم هیچ وقت گلایه‌ای نمی‌کرد و همیشه هم با او مهربان بود. ما به دلیل اینکه وضعیت روحی دخترمان خراب نشود و فشار مالی بیشتری را تحمل نکنیم، دیگر بچه‌دار نشدیم و همین یک دختر را داشتیم. روز حادثه هم می‌دانم که شوهرم واقعاً قصدی برای کشتن دخترش نداشت و دخترمان با رفتارهایش او را عصبانی کرد. من هیچ شکایتی ندارم و درخواست آزادی شوهرم را دارم.
در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من اتهام را قبول دارم و از کاری که کرده‌ام، پشیمان هستم اما باید واقعیت‌هایی را درباره زندگی خودم بگویم. من یک کارگر ساده بودم که در یک اداره دولتی کار می‌کردم. زندگی معمولی‌ای داشتم. وقتی با همسرم ازدواج کردم، تصمیم گرفتیم بچه‌دار شویم و زندگی‌مان را بسازیم. بعد ازبه‌دنیاآمدن دخترمان متوجه شدیم او معلول است. رکسانا بدرفتاری‌های زیادی داشت. او خلقش همیشه تنگ بود و بی‌ادبی می‌کرد و مدام من و مادرش را تحقیر می‌کرد. من سه شیفت کار می‌کردم تا هزینه‌های نگهداری رکسانا را تأمین کنم. او مرتب باید فیزیوتراپی می‌شد. آن‌قدر هزینه‌ها زیاد بود که حتی نتوانستم زندگی معمولی و خوبی برای همسرم درست کنم با این حال، ما از اینکه دختر داریم، راضی بودیم. هرچه دخترمان بزرگ‌تر می‌شد، شرایط سخت‌تر می‌شد. روز حادثه وقتی به خانه رفتم، دیدم دخترم باز هم گوشه‌ای نشسته و دارد با گوشی‌اش بازی می‌کند.
متهم در ادامه گفت: به رکسانا گفتم نباید این‌طوری وقتت را تلف کنی. باید ورزش‌هایی را که دکتر داده است، انجام دهی تا بدنت قوی شود. نصیحتش کردم و گفتم در سنی هستی که باید در سال جدید به دبیرستان بروی و باید چادر سر کنی بنابراین باید جسمت طوری باشد که بتوانی چادر را روی سرت نگه داری پس ورزش‌هایت را انجام بده. دخترم داد زد دوباره توهین و فحاشی کرد و به من گفت که من پدر خوبی نبوده‌ام. او گفت اگر تو پدر خوبی بودی، با ورزش‌های من کاری نداشتی برایم یک لپ‌تاپ می‌خریدی. او بارها تکرار کرد که من پدر بدی هستم. دخترم در حالی این حرف‌ها را می‌زد که من خودم و همسرم را از خیلی چیزها محروم کردم تا به زندگی او رسیدگی کنم. من هرچه در توان داشتم برای او گذاشتم اما مدام به من می‌گفت تو پدر خوبی نیستی. بعد از گفته‌های دخترم خیلی عصبی شدم، کنترل خودم را از دست دادم، جعبه دستمال کاغذی را سمتش پرت کردم و گفتم ساکت شو اما توجهی نکرد و بیشتر فحاشی کرد. یک لحظه کنترل خودم را از دست دادم اصلاً نفهمیدم چطور دستم را روی گلویش گذاشتم. وقتی به خودم آمدم، او خفه شده بود.

متهم ادامه داد: آن‌قدر از کار خودم پشیمان شدم که در جا آرزوی مرگ کردم. بعد از مرگ دخترم هر روز خودم را سرزنش می‌کنم که چرا این کار را کردم و چرا همچنان در برابرش صبور نبودم. من همیشه تحمل می‌کردم و چیزی نمی‌گفتم اما دخترم پرخاشگری می‌کرد. من برای او همه‌چیز می‌خریدم. هر کاری می‌خواست، می‌کردم فقط اصرار داشتم که ورزش‌هایش را انجام دهد تا عضلات بدنش از بین نرود اما او قبول نمی‌کرد. دکتر گفته بود اگر ورزش نکند، روزبه‌روز بدنش بیشتر تحلیل می‌رود و من می‌خواستم جلوی این اتفاق گرفته شود. من آرزوهای زیادی برای دخترم داشتم. وقتی همسرم به خانه آمد، به او گفتم چه اتفاقی افتاده است و او هم من را بخشید.
من خیلی عذاب وجدان دارم. به دلیل اتفاقی که افتاده است، خیلی ناراحتم و حالا که همسرم من را بخشیده، از دادگاه نیز درخواست دارم که من را ببخشد، همسرم به جز من کسی را ندارد. اگر من زندانی شوم، او تنها و بی‌کس می‌شود و بیشتر آسیب می‌بیند.
بعد از گفته‌های متهم، وکیل‌مدافع او نیز در جایگاه قرار گرفت و با توجه به پدر بودن متهم و همچنین گذشت مادر مقتول، برای متهم درخواست بخشش کرد.

منبع: ایسنا

بهمن
۱۵
۱۳۹۷
اضطراب‌های زنانه
بهمن ۱۵ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
261975
image_pdfimage_print

Photo: bidarzani.com

هنگامی که در قرن ۱۸ میلادی، جنبش نو شدن یا همان مدرن شدن به راه افتاد، کسی گمان نمی‌کرد که این جنبش پا را از حوزه‌های ادبی و  سیاسی فراتر گذاشته و در خصوصی‌ترین حالت‌های افراد هم نمود یابد؛ جنبش نو شدن اضطراب انسان‌های مدرن، از لحظه‌ی بیداری تا پناه گرفتن در بستر خوابی آکنده از افکار مخدوش متعلق به آینده‌ای نامعلوم.

یکی از بارزترین نمونه‌های زایش اضطراب در جامعه را می‌توان متعلق به زنان و و جایگاه شغلی آنان در جامعه دانست. اشتغال زنان مخصوصاً در جوامع در حال توسعه مانند ایران، بعد از گذشت چند دهه پذیرش این امر، همچنان با مشکلات خاص خود همراه است. مشکلاتی اعم از پایگاه اجتماعی و دستمزد پایین‌تر آنان نسبت به مردان با وجود سطح تحصیلی و شایستگی یکسان و گاه فراتر، و هم چنین امنیت شغلی.

در چنین جامعه‌ای زنی که شاغل است علاوه بر تأمین بخشی از هزینه‌های اقتصادی زندگی باید فرزند، همسر، مادر و به عبارتی متصدی بی عیب و نقص امور خانه و خانواده باشد. و هر لحظه آمادگی پذیرش این موضوع را داشته باشد که تزلزل در هر کدام از نقش‌هایش، جایگاه شغلی او را به خطر می‌اندازد. زیرا طبق عرف این جوامع زنی که نتواند به امور خانواده رسیدگی کند، زنی که نتواند وعده‌های غذایی اعضای خانواده را تدارک ببیند و در کل زنی که نتواند خانه‌دار خوبی باشد، حق داشتن شغل یا به عبارتی کار بیرون از خانه را ندارد.

گرچه اقتصاد امروز جوامع در حال توسعه بیش از گذشته به اشتغال زنان روی آورده و او را وادار کرده است همدوش مردان برای گذران زندگی فعالیت کند؛ اما همچنان محدودیت‌های شغلی‌شان تداوم یافته است. بعد دیگر محدودیت‌های زنان از سوی جامعه و کارفرمایان اعمال می‌شود؛ جامعه‌ای که زنان را جنس دوم می‌داند و تمام تلاش خود را برای در حاشیه نگه داشتن آنان به کار می‌گیرد.

هنگامی که یک زن در جستجوی شغل مورد نظر خود است، ناگزیر است از بسیاری معیارهای گزینشی خود چشم بپوشد تا بتواند در جایگاه شغلی که حداقل از نظر خودش دارای محیط کاری امن است، قرار بگیرد. این جایگاه شغلی اصولا دارای حقوق پایین و ساعت کاری بالاست؛ زیرا مردان به بهانه ی نان آور بودن خانواده مناسب این گونه شغل ها نیستند!

مسأله‌ی دیگری که برای بسیاری از زنان شاغل حائز اهمیت است، مسیر رفت و آمد خانه تا محل کار است؛ مسیری که شاید بتوان گفت با زایش‌های پیوسته‌ی اضطراب همراه است. جنبش نو شدن پریشانی.

او هر صبحدم که پا را از خانه بیرون می‌نهد، در صدد است که کار خود را به بهترین نحو ممکن و در مناسب‌ترین زمان تعیین شده انجام بدهد تا بتواند هرچه زودتر به محل دیگر خدمت خود و شاید امن‌ترین پناهگاه خود بازگردد. هراس از رفتارهای جنس برتر! در روشنایی و به ویژه تاریکی شبانه روز، او را حتی اگر مدعی مدرنترین انسان هم باشد وا می‌دارد با احتیاطی مردانه گام بردارد!

در نهایت اینکه تمام این لحظات تولیدشده و بازتولیدشده‌ی جامعه آکنده از اضطراب‌هایی است که آبستن جنبش‌های نوین زنان بوده است و همچنان خواهد بود.

منبع: بیدارزنی

دی
۲۴
۱۳۹۷
محبوب‌ترین هشتگ‌های فمینیستی سال ۲۰۱۸ و قدرت اعتراضی آنها /فرزاد صیفی‌کاران
دی ۲۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, , ,
images
image_pdfimage_print

Photo: http://bidarzani.com/

امروزه فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به بستری کاملا جدی برای بیان دیدگاهها، اعتراضات، مباحثه و گفت‌وگو، آموزش و اطلاع‌رسانی جمعی در سطح جهانی بدل شده است. جنبش‌های اجتماعی-سیاسی مختلف هر کدام به نحوی از این فضایِ آزاد و بی‌حد و مرزِ گردش اطلاعات، برای مقاصد گوناگون و رساندن صدایشان به دیگران و مخاطبانشان، بهره می‌جویند.

وجود هشتگ (برچسب) در شبکه‌های اجتماعی یک امکان مناسب است برای غربال کردن مطالب مورد نیاز در میان انبوه مطالب و اطلاعاتی که توسط‌ کاربران مختلف در سراسر جهان که به صورت لحظه‌ای به اشتراک گذاشته می‌شوند. هشتگ‌ها می‌توانند عملکرد جنبش‌های اجتماعی را تسریع کنند و در مدت زمانی کوتاه توجه میلیون‌ها نفر را به یک موضوع معطوف کنند. علاوه بر این‌ها، رویدادها و اتفاقات دنیای واقعی را نیز می‌توان به وسیله هشتگ‌ها سازمان‌دهی کرد. هشتگ را برای علاقه‌مندان به هر موضوعی چه در دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی، می‌توان نقطه اتصال ساده و در دسترس میان افراد با گرایشات فکری-سیاسی-دینی و… تلقی کرد.

هشتگ‌ها با قابلیت مشارکت تمام افراد و‌ گرو‌های حاضر در شبکه‌های اجتماعی در یک بحث، موجب افزایش دسترسی، گردش و قدرت اطلاعات می‌شوند. تأثیر هشتگ‌ها به اعتراضات سیاسی و اجتماعی مختلف نیز کشیده شده، تا جایی که بعضاً بدون این که نیازی به اعتراض در دنیای واقعی (مثلا اعتراض خیابانی) باشد، بتوان به هدف و خواسته‌های مورد نظر دست یافت. در مواردی هم که این اعتراضات و مطالبات مجازی پاسخگو واقع نشده دامنه آن به فضایی واقعی و خیابان‌ها کشیده شده و شبکه‌های مجازی به وسیله هشتگ‌ها، بستر مناسبی را برای اطلاع‌رسانیِ یک رویداد واقعی، فراهم آوردند. نمونه بارز آن هتشگ #WomensWave (موج زنان) است که توسط سازمان Womens’s March و حمایت چندین سازمان فمینیستی دیگر راه‌اندازی شده و برای چندمین بار سعی دارد اعتراضات برابری‌خواهانه فمینیستها را برای دستیابی به حقوق زنان، در شهرهای سراسر ایالات متحده آمریکا سازماندهی کند و آخرین گردهمایی خیابانی آنان قرار است در تاریخ ۱۹ ژانویه ۲۰۱۹ برگزار شود.

با این تفاسیر، جنبش‌های فمینیستی نیز از قاعده بهره‌برداری از فضای مجازی و هشتگ‌ها مستثنی نبودند. آنها به درستی و تا حد زیادی موفق، بهترین بهره را از فضای مجازی جسته‌اند و برخلاف دنیای واقعی مردسالارانه، صحنه شبکه‌های اجتماعی را به مکانی مناسب برای آموزش، اعتراض و اطلاع‌رسانی برای مطالبه حقوق زنان و برابری‌خواهی، مخصوصا از طریق هشتگ‌ها تبدیل کرده‌اند.

تاریخچه هشتگ‌های فمینیستی به هشتگی در سال ۲۰۱۰ باز می‌گردد؛ زمانی که هشتگی برای مبارزه با آزارهای جنسی زنان با عنوان #ChangeTheRatio توسط “راشل سکلار” نویسنده و کارآفرین کانادایی شکل گرفت. اما یکی از بارزترین و موفق‌ترین هشتگ‌های جنبش‌های فمینیستی تاکنون، هشتگ کارزار #MeToo (من هم همین‌طور) است. این هشتگ به همدردی با قربانیان تجاوز با یکدیگر و شکستن سکوت در مقابل متجاوزین اشاره دارد. هشتگ #MeToo تا جایی موفق بود که علاوه بر زنان، مردان بسیاری از طریق آن سکوت خود را شکستند و از تجربیاتشان درباره آزار جنسی و تجاوز که اغلب در زمان کودکی برای آنان اتفاق افتاده بود، سخن گفتند. این هشتگ فاش کرد که خشونت بسیار فراگیرتر از آن چیزی است که افکار عمومی تصور می‌کنند و بلوغ جنبش #Metoo با هشتگی به نام «من نیز انجام دادم» کامل شد. این هشتگ توسط مردانی که عاملین خشونت از جنبه‌های مختلف بودند در حمایت از #Metoo شکل گرفت و از طریق این هشتگ و اعتراف به اشتباهاتشان، سعی داشتند از رفتارهای آزارگرانه خود ابراز تأسف نمایند و با قربانیان همدردی کنند.

از این رو فعالان فمینیست مدت‌هاست از “هشتگ” به عنوان راهی جهت انتشار اهداف و پیام‌هایشان و ‌نیز اتحاد میان فمینیست‌ها در سراسر جهان استفاده می‌کنند و‌ جای تعجب نیست که بسیاری از مباحث و گفت‌وگوهای سیاسی، مدنی، منطقه‌ای، کشوری‌ و حتی بین‌المللی فمینیستی در فضای مجازی اتفاق می‌افتد، زیرا این موضوع به یک تاکتیک محبوب و موفق بدل شده است.

نهایتا باید اعتراف کرد “هشتگ” قدرت فوق‌العاده‌ای دارد.

در ادامه با نگاهی به معروف‌ترین هشتگ‌های فمینیستی در سال ۲۰۱۸ میلادی و علل پیداش آنها، سعی میکنیم چگونگی شکل‌گیری و تأثیر اعتراضی آنها را بیان کنیم.

زنان را باور کنید / بازماندگان را باور کنید

#BelieveWomen #BelieveSurvivos

شکل‌گرفته در سپتامبر ۲۰۱۸

هشتگ #BelieveWomen (زنان را باور کنید) برای همبستگی با قربانی تجاوز جنسی توسط قاضی “بِرت کاوانا”، نامزد معرفی شده دونالد ترامپ برای عضویت در دیوان عالی آمریکا بود که توسط خانم “کریستین بلیسی فورد” متهم به تجاوز جنسی شده بود.

این هشتگ به مانند یک بیانیه سیاسی در مدت زمان کوتاهی گسترش یافت و به وسیله تعدادی زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی برای حمایت از زنانی استفاده شد که مورد تجاوز قرار گرفته بودند. این هشتگ شک و تردیدهای پیشگامانه جامعه و انتقاد از قربانیان تجاوز را که در مورد تجربیاتشان صحبت می‌کنند، به چالش می‌کشد.

این هشتگ همچنین به تاریخ طولانی صدای ناشنیده زنان اشاره دارد و خواستار هم‌صدایی و همدردی بیشتر با قربانیان و بازماندگان تجاوز است.

چرا گزارش ندادید (چرا اعلام نکردید)

#WhyDidntReport

شکل‌گرفته در سپتامبر ۲۰۱۸

هنگامی که خانم کریستین بلیسی فورد، قاضی برت کاوانا را به آزارهای جنسی متهم کرد، دونالد ترامپ شک و تردیدهایی را نسبت به این موضوع مطرح و اظهار داشت:

” اگر این مسئله حقیقت داشت، چرا همان زمان این آزار جنسی را اعلام نکرده بود.”

در واکنش به صحبت‌های دونالد ترامپ، هزاران نفر از قربانیان تجاوز که توسط “آلیسا میلانو” بازیگر سرشناس آمریکایی سازماندهی می‌شدند، از طریق این هشتگ در شبکه‌های اجتماعی شروع به بیان تجربیاتشان در این‌باره کردند و گفتند که چرا سالها به دلایلی چون شرمساری، ترس از مجازات و قضاوت، باور نکردن صبحت‌هایشان و… سکوت کرده‌اند. آنها معتقد بودند که پلیس نیز در این زمینه هیچ کاری انجام نمی‌دهد و به آنها کمک نخواهد کرد و در نهایت ذهنیت جامعه اغلب بر این باور اشتباه شکل گرفته که تجاوز کاری است که فقط مردان انجام می‌دهند و امری طبیعی است که برای میلیونها نفر دیگر نیز اتفاق افتاده است، شما هم مانند دیگران.

واقعیت زنان

#WomensReality

شکل‌گرفته در آگوست ۲۰۱۸

این هشتگ از زنان دعوت می‌کند تا به بررسی حقوق قانونیشان و واقعیت آن در عمل بپردازند. برای مثال تبعیض‌های جنسیتی‌ای که به شیوه‌های مختلف اعمال می‌شود و ممکن است در ابتدا مانند یک تبعیض به نظر نیاید. به زبان ساده: برای هر “حقوقی” تنها سایه‌ای از واقعیت وجود دارد، نه خود واقعیت. این هشتگ اشاره دارد به اجرایی نکردن قوانین، عدم تعادل در قدرت (سیاسی، اجتماعی و…) و بدنامی و ننگ اجتماعی در مورد زنان هنگام وقوع اتفاقات مختلف.

این هشتگ همچنین یادآوری می‌کند با وجود تجربیات روزمره و روبرو شدن مداوم زنان در مورد تبعیض، اهمیت و ضرورت وجود جنبش‌های برابری‌خواهی جنسیتی، خود را بیشتر هویدا می‌کند.

زمان به پایان رسید

#TimesUp

شکل‌گرفته در ژانویه ۲۰۱۸

این هشتگ در مدت زمان کوتاهی هنگامی‌که یک نامه سرگشاده در روزنامه نیویورک‌تایمز منتشر شده بود، در واکنش به آن نامه سرگشاده و در ماه ژانویه ۲۰۱۸ مورد استفاده قرار گرفت. نامه مذکور ابتکار عمل سیصد زن مشهور (متشکل از بازیگران، سیاستمداران، صاحبان مشاغل، مدیران و…) در هالیوود بود. این هشتگ از چندین جنبه مختلف به نابرابری حقوق زنان، خشونت و تجاوز علیه آنان در محل کار می‌پردازد.

هشتگ Times up اشاره می‌کند که “زمان تجاوز جنسی، آزار و اذیت و نابرابری در محل کار، به پایان می‌رسد” و در نتیجه زمان آن  فرا رسیده که برای تغییر شرایط کاری کرد. از این رو وبسایتی نیز به نام times up now به عنوان یک منبع آنلاین در مورد قربانیان تجاوز و تبعیض در محل کار، شروع به بحث و گفت‌وگو کرد. همچنین بنیاد “دفاع از حقوق تایمز آپ” حمایت‌ها و مشاوره‌های حقوقی آنلاین را (از طریق همین وبسایت) برای زنان در مورد چگونگی رسیدن به اجرای عدالت در مقابل اذیت و آزار جنسی در محل کار ارائه می‌دهد.

به من هم بپرداز (به من هم همانقدر بپرداز)

#PayMeToo

“پرداخت برابر در مقابل کار برابر” بسیار منطقی به نظر می‌رسد، اما در عمل همه چیز فرق می‌کند و واقعیت چیز دیگری است. در اتحادیه اروپا زنان میانگین ۱۶ درصد کمتر از مردان حقوق و مزایا دریافت می‌کنند. همچنین زنان ۲۵ درصد کمتر از مردان حقوق و مزایای بازنشتگی‌ای که جمع‌آوری می‌کنند، به آنها تعلق می‌گیرد. به همین دلیل کمپین‌های مختلفی در اروپا شکل گرفت که هدف آنها تحقق “پرداخت برابر در مقابل کار برابر” است. در مدت زمان کوتاهی گروهی از زنان پارلمان بریتانیا از طریق هشتگ #PayMeToo درباره این که چگونه می‌توان به حقوق و مزایای برابر دست یافت، شروع به ارائه مشاوره و راهکار به دیگر زنان کردند.

“فقط یک تامپون” و “به صورت زنده پریود خود را توییت کنید”

#JustATampon and #LiveTweetYourPeriod

زنان با شعار “با هم بهتر است تا تنهایی” ناامیدی و احساسات خود را با هشتگ‌های #JustATampon و #LiveTweetYourPeriod ابراز می‌کنند. این کمپین سعی دارد تابوهای موجود در جامعه را پیرامون پریود زنان (قاعدگی ماهانه) از بین ببرد و بتوان در مورد آنها به راحتی در هر کجا، به خصوص رسانه‌ها و مطبوعات، صحبت کرد. آنها همچنین سعی کردند با کاریکاتورهای طنزآمیز در مقابل این تابو ایستادگی کنند و آن را به چالش بکشند.

این کمپین با هشتگ‌های دیگری چون #BloodNormal (خون معمولی)، #RedSummer (تابستان سرخ)، #EndPeriodShaming (پایان شرمساری از پریود) و… حمایت شد.

منبع: بیدارزنی

دی
۲۰
۱۳۹۷
چگونه شرایط تغییر کرد
دی ۲۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_106531871
image_pdfimage_print

 Photo:  JungHyun Lee/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

من ۱۰ ماه  در یک رابطه خشونت‌آمیز بودم.

دوست دختر من وقتی چیزی می‌خواست، من و پارتنر قبلی‌اش را به جان هم می‌انداخت و با دروغ کارش را پیش می‌برد. او از پارتنر سابقش غولی ساخته بود که می‌خواست کار من را بسازد و دوستان من نیز در نوبت بعدی بودند. دوست دخترم به من پیشنهاد داد که آپارتمان ایمنی داشته باشم تا در امان باشم.

او مرا ساده‌لوح و شخصیتی مظلوم می‌دانست که به اندازه خودش باهوش نیستم و طوری رفتار می‌کرد که گویی من نیازمند حمایت و مراقبت او هستم و به من اجازه نمی‌داد تا هیچ کاری را انجام بدهم. در مواقعی که نیاز داشتم درس بخوانم، کار کنم یا بخوابم، نمی‌گذاشت دست به سیاه و سفید کارهای خانه بزنم.

اما در عین حال ادعا می‌کرد که برای من تنها مانند یک ابزار و وسایل خانه یا یک مستخدم است و من او را واقعا دوست ندارم. او شخصیت متناقضی داشت. زمانی که به خانه والدینم می‌رفتم حسادت می‌کرد اما در عین حال مرا تشویق می‌کرد تا رابطه مستحکمی با مادرم ایجاد کنم چون مادر خودش او را پس زده بود.

من شخصیت پرخاشگر او را از همان ابتدای رابطه می‌شناختم اما او به من گفته بود که هرگز روی یک زن دست‌ بلند نمی‌کند و آسیبی نمی‌رساند.

چگونه با مشکل مواجه شدم

من از ابتدای رابطه متوجه شخصیت کنترل‌گر او شده بودم اما نمی‌خواستم بپذیرم زنی که او را به شدت تحسین می‌کردم می‌تواند مرا مورد آزار قرار دهد. بنابراین این مساله را نادیده می‌گرفتم که زنی که خیلی خوب و مراقب است در عین حال می‌تواند به من آسیب بزند. من با دوستانم حرف می‌زدم و آنها می‌گفتند باید چنین رابطه‌ای را تمام کنم. اما من سرسخت بودم و می‌خواستم از پس این رابطه بربیایم. مدتها بود که من می‌توانستم پیش بینی کنم  رابطه ما به مرحله‌ای برسد که او شب و روز مرا بزند. در نهایت این اتفاق افتاد. یک روز آنچنان خشم و‌عصبانیتش زیاد شد که نتوانست خودش را کنترل کند و مرا کتک زد؛ آن روز بود که من در هم شکستم.

چگونه شرایط تغییر کرد

من با والدینم تماس گرفتم. وقتی او مرا به دیوار چسباند و دو بار با مشت به دهانم کوبید، فهمیدم که دیگر همه چیز تمام شده و از ادامه این رابطه ناامید شدم. من فهمیدم همه رفتارهایی که از او دیده‌ بودم در روابط خشونت‌آمیز رایج هستند. در نتیجه تصمیم‌ گرفتم دیگر او را نبینم و رابطه را تمام کنم. متاسفانه این به معنای آن بود که ارتباطم با فرزندان این زن هم قطع شود.

چه چیزی مرا قوی‌تر کرد

مادرم که خودش پیشتر این‌ کار را کرده بود. دوست صمیمی‌ام کمکم کرد تا بفهمم تقصیر من نیست. مشاورانی در دانشگاهم که از همان ابتدا فوق‌العاده خوب عمل کردند.

به کسانی که  مورد آزار قرارگرفته‌اند چه می‌گویم

از رابطه خشونت آمیز بیرون بیایید. فردی که با او در ارتباط هستید ممکن است الکلی یا معتاد یا بی‌کار و… باشد اما تنها کسی که می‌تواند به او کمک کند خود اوست. عشق شما نمی‌تواند نجات‌دهنده چنین فردی باشد و شما با ماندن در چنین رابطه‌ای به مرور زمان خود را نابود می‌کنیم. رفتار او زمانی بهتر می‌شود که  بتواند مسئولیت رفتارها و احساساتش را بپذیرد. آنقدر صبر نکنید که بالاخره به شما آسیب بزند. آنقدر صبر نکنید که باعث مرگتان شود. اگر شما حتی در یک جنبه خاص از رابطه‌تان ناراضی و ناراحت هستید درباره این مساله با کسی حرف بزنید.

کمک بگیرید و رابطه را ترک کنید.

منبع

 

 

 

دی
۲۰
۱۳۹۷
دنیا می‌تواند جای فوق‌العاده‌ای باشد.
دی ۲۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
shutterstock_107087411
image_pdfimage_print

Photo: JungHyun Lee/shutterstock.com

ترجمه‌ای از خانه امن

برای همه آنها که دریا دل و بلند پرواز هستند و نیازهای دیگران برای آنها اولویت دارد.

من همیشه در پی نیمه پر لیوان هستم، اما ما گاهی باید بپذیریم که نیمه خالی چیزی نیست جز خلا.

دخترم، آفتاب زیبای زندگیم به من احتیاج دارد. من باید به زندگی او امنیت و لذت ببخشم هرچند که خودم از آن محروم هستم. شاید برای خودم آنقدرها قوی نبوده‌ام اما می‌دانم که می‌‌توانم بخاطر دخترم قوی باشم. نمی‌گذارم او از الگوی زندگی من « پذیرش، عشق، هرچیزی که باشد» پیروی کند. در غیر اینصورت برای همیشه از خودم متنفر خواهم شد. این بار یک قدم برداشتم و با پلیس تماس گرفتم، این «اولین بار» بود و برای من قدم بزرگی بود، وعزیزم دفعه بعد قول می‌دهم تو را به آغوش بگیرم و بروم.

چطور با مساله مواجه شدم

به چشم‌های دختر کوچکم نگاه کردم؛ می‌دانستم که او هر لحظه از این زندگی را تماشا می‌کند. دخترم به من کمک کرد تا حقیقت را ببینم.

چگونه وضعیت تغییر کرد

من برای اولین بار با پلیس تماس گرفتم. به خط ویژه مربوط به گزارش خشونت زنگ زدم و البته باز هم برای اولین بار یک وقت مشاوره گرفتم. پیش از این هیچ نمی‌کردم جز اینکه بگویم « لطفا دوستم داشته باشد، تقصیر من بود و تغییر می‌کنم و …» اما وقتی حال بد دخترم پس از شبی که شریک زندگیم مرا جلوی چشمانش مورد آزار و خشونت قرار ‌داد را دیدم بالاخره تصمیم گرفتم یک قدم در راه درست بردارم. اگرچه من هنوز به مقصد نرسیده‌ام اما حداقل می‌دانم که در مسیر درستی هستم. به زودی به آرامش و صلح دست پیدا می‌کنم. تنها کافی است نگاه غمگین دخترکم را از یاد نبرم و تلاش کنم تا به زودی به صلح و ثبات برسم.

چه چیزی به من کمک کرده است

دختر کوچکم به من کمک کرد تا تغییری ایجاد کنم. می‌خواهم او قوی باشد و بداند که این دنیا می‌تواند جای فوق‌العاده‌ای باشد.

به دیگران چه می‌گویم

خواهران من، ما قوی هستیم. ما به دنیا می‌آوریم وکار می‌کنیم و مسئولیت یک خانه را بر عهده می‌گیریم. اما ما اجازه داده‌ایم کسی که بیشتر از هرکسی به او‌اعتماد داشتیم، کسی که بیشتر از همه عاشقش بودیم با ما مثل یک حیوان خانگی رفتار کند. واکنش ما اینگونه بود که من بخاطر تو ‌تغییر می‌کنم، بیشتر تلاش می‌کنم و سعی می‌کنم عالی باشم.

اما واقعا چه کسی در این میان بد عمل کرده است؟ شما؟ آیا شما خود را مورد خشونت قرار می‌دهید؟ آیا شما خودتان را تحت فشار عاطفی قرار می‌دهید؟ آیا شما هر روز خود را مورد آزار و خشونت کلامی قرار می‌دهید؟ آیا این «او» نیست که این کارها را می‌کند؟

ما باید علیه این خشونت‌ها بخاطر خودمان و بخاطر فرزندانمان برخیزیم و در پی یک زندگی آزاد باشیم.

منبع

آذر
۲۶
۱۳۹۷
خشونت علیه زنان در محل کار / بنفشه جمالی
آذر ۲۶ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
Crowd of men in business suits excluding a woman with briefcase.
image_pdfimage_print

Photo: xochicalco/depositphotos.com

بیدارزنی:‌ گفتن یک جوک ساده سکسیستی، آزار و اذیت فیزیکی یا آزار و اذیت روانی همه و همه انواع خشونتی هستند که میلیون‌ها زن در سراسر جهان به‌طور مداوم در محل کار خود با آن روبه‌رو هستند. اکثر زنان از ترس از دادن شغل یا از ترس انتقام، آزار و اذیتی که در محل کار خود می‌بینند را گزارش نمی‌کنند. بر اساس آمارهای رسمی، ۳۵ درصد زنان بالای ۱۵ سال – حدود ۸۱۸ میلیون زن در سراسر جهان- حداقل یک نوع از انواع خشونت فیزیکی یا جنسی را در خانه، در جامعه و یا در محل کار خود تجربه کرده‌اند. اگرچه مردان هم می‌توانند در محل کار مورد آزار و اذیت قرار بگیرند، اما نظام مردسالاری و کلیشه‌های نابرابری جنسیتی در روابط مبتنی بر قدرت، زنان را بیشتر در معرض این‌گونه خشونت‌ها قرار می‌دهد.

آزار و اذیت جنسی یکی از رایج‌ترین خشونت‌ها علیه زنان در محل کار است. نکته قابل‌توجه این است که بر اساس تحقیقات انجام‌شده در سال ۲۰۱۴ توسط سازمان حقوق بنیادی در اروپا، ۷۴ تا ۷۵ درصد زنانی که دارای مدارج بالای تحصیلی و در پست‌های بالای مدیریتی هستند آزار و اذیت جنسی را در طول زندگی حرفه‌ای خود تجربه کرده‌اند.

این آزار و اذیت می‌تواند به دو طریق انجام شود؛ ۱- انتظار ارائه سرویس‌های جنسی به کارفرما؛ تقاضایی که در صورت رد شدن از سوی کارمند می‌تواند به موقعیت شغلی او آسیب برساند و ۲- رفتار خصومت‌آمیز در محیط کار از طریق ایجاد رعب و وحشت.

علی‌رغم تمامی اطلاع‌رسانی‌ها، همچنان بسیاری از زنان از ترس از دست دادن شغلشان از گزارش دادن آزار و اذیت در محیط کار سرباز می‌زنند. بر اساس گزارش اعلام‌شده از سوی سازمان حقوق بنیادی اروپا ۳۲ درصد از گزارش‌های اعلام‌شده، در خصوص خشونت‌های جنسی‌از سوی همکاران یا مشتریان بوده است. شکایت‌های اعلام‌شده در خصوص آزار و اذیت کارفرمایان تنها ۴ درصد بوده است. این بدان معناست بیشتر زنان از ترس از دست دادن شغلشان نسبت به آزار و اذیت کارفرماهای خود سکوت می‌کنند.

انواع خشونت در محیط‌های کاری:

خشونت فیزیکی، آزار و اذیت روانی و آزار و اذیت جنسی از انواع خشونت علیه زنان در محیط‌های کاری است. در سال‌های اخیر خشونت‌های سیستماتیک مانند لطمه زدن به اعتبار و آبروی فرد قربانی، طرد کردن او، محول کردن وظایف غیر مرتبط و ناکارآمد و تحمیل این شرایط به او، شکاف دستمزدها، ترس زنان از بارداری، به دنیا آوردن کودک و مشکلات سلامتی و بهداشتی که با آن مواجه هستند از جمله دیگر انواع این خشونت‌ها است.

باید توجه داشت آزار و اذیت تنها از سوی سرپرست یا کارفرمایان انجام نمی‌گیرد. در حقیقت هر فردی در هر موقعیتی می‌تواند مرتکب این نوع خشونت‌ها شود. این آزار و اذیت می‌تواند در رتبه‌بندی افقی و عمودی قدرت یا از منبع خارجی به‌سوی زنان شاغل اعمال شود. گزارش‌ها نشان می‌دهند بسیاری از آزار و اذیت‌ها توسط همکاران و حتی توسط زیردستان یک زن انجام‌شده است.

تهدید، اذیت کردن، لجاجت کردن و فریاد زدن، ادای طرف مقابل را در آوردن، لطمه زدن به اعتبار و آبروی طرف مقابل، کارهای طرف مقابل را بی‌مقدار شمردن ازجمله دیگر انواع خشونت‌هاست.

چه لبخند، چه نگاه زیبایی داری!

برخی از خشونت‌های متداول در محیط کار علیه زنان به‌ظاهر بسیار پیش پا افتاده و ساده هستند؛ مثلاً اینکه به یک زن گفته شود چه نگاه زیبایی داری یا به شوخی به او گفته شود «جای زنان در خانه است.»

از سوی دیگر زنان در محیط‌های کاری خود با نوعی از تبعیض روبه‌رو هستند که همکاران مرد ، پیشنهادات و توانایی‌های زنان را نادیده می‌گیرند. زنان اغلب امکان ترفیع گرفتن و رسیدن به مدارج بالاتر را به دلیل تبعیض جنسیتی از دست می‌دهند.

آزار و اذیت در محیط‌های کاری که می‌تواند به‌صورت جنسی یا اخلاقی باشد، غالباً در محیط‌هایی رخ می‌دهد که روابط نابرابر قدرت وجود داشته باشد، سازماندهی و مدیریت در این محیط‌ها ناکارآمد باشد و فرهنگ سازمانی میان افراد کم‌رنگ شده باشد. علاوه بر این عوامل خارجی مانند بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هم بر شرایط محیط‌های کاری تأثیرگذار هستند.

تأثیرات آزار و اذیت در محیط‌های کاری می‌تواند بسیار بلندمدت باشد و مانند زخمی همیشگی بر روح و روان فرد نقش ببندد؛ تأثیراتی مانند بی‌خوابی، اضطراب، افسردگی، حملات عصبی و… . فرد قربانی برای بهبود و گذر از این وضعیت نیاز به روان‌درمانی و شرکت در جلسات مشاوره‌ دارد.

برای مبارزه با خشونت در محل کار، ابتدا باید نسبت به وجود و وقوع آن آگاه شویم. سپس مدیران شرکت‌ها باید در آیین‌نامه‌ها و پروتکل‌های سازمانی خود اقدامات پیشگیرانه در خصوص وقوع آزار و اذیت در محل کار را پیش‌بینی کنند. اگر زنان و دختران ما دارای شرایط کاری برابر با مردان در محیط کاری باشند، اگر شکاف دستمزدها و نابرابری‌های جنسیتی که در محیط کار وجود دارد مرتفع شود، اوضاع قطعاً برای زنان و دختران در محیط‌های کاری بسیار متفاوت خواهد بود.

منبع: بیدارزنی

آذر
۲۲
۱۳۹۷
اصلاح قانون مهمترین ابزار منع خشونت است
آذر ۲۲ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
Faces of people crowd cartoons drawn on the wall, art deco
image_pdfimage_print

دکتر «خلیل میرزایی»، «مدیر گروه جامعه‌شناسی صلح» و استاد دانشگاه که در نشست هم اندیشی «صلح و منع خشونت علیه زنان» در موسسه مطالعات و تحقیقات زنان، صحبت می‌کرد، با بیان اینکه «وقتی پدیده ای به بحران تبدیل می‌شود کاری از مشاوران و روانشناسان برنمی‌آید» گفت که در این شرایط جامعه‌شناسان نیز باید «سطوح کار را بررسی کنند.»این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اینکه بررسی ادبیات رسمی خشونت نشان می‌دهد برخی افراد بنا به دلایل روانی و اجتماعی در سطوح پایین علیه برخی دیگر از افراد خشونت می‌وزند  که این خشونتها بیشتر فیزیکی است، به طرح این پرسش پرداخت که آیا آنچه محروم‌کردن زنان از پستهای حاکمیتی می‌خواند، نوعی خشونت سیاسی اجتماعی نیست؟او در پاسخ توضیح داد که « زمانی‌که بحث مالکیت مطرح می‌شود، متوجه می‌شویم که ۶۰ درصد امور کشور توسط زنان انجام می‌شود، اما تنها پنج درصد مالکیت کشور متعلق به آنهاست؛ ایااین مسئله نوعی خشونت اقتصادی نیست؟»

دکتر میرزایی همچنین با بیان اینکه « نسبت طلاق از دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به قبل از آن رشد تصاعدی داشته و ده برابر شده است » افزود: « این درحالیست که نیمی از اعضای جامعه که زنان آن را تشکیل می‌دهند حق طلاق ندارند و اگر زنان چنین حقی داشتند این میزان به نسبت ۲۰ برابر افزایش داشت.»به گفته وی در عین حال که « از سال ۴۱ تا ۵۶ روند طلاق منفی بوده، به رغم اینکه در سال ۴۱ زنان ایرانی حقوقی برابر دریافت کرده‌اند و می‌توانستند مالکیت برابر داشته باشند، همچنین به رغم اینکه کشور مدرن شده بوده، باز هم طلاق روندی منفی داشته است.»وی با بیان اینکه بعد از انقلاب متوجه می‌شویم جمعیت عمده‌ای به ویژه از مردان تقاضای طلاق دارند، توضیح داد: « البته مردان هم مدعی هستند که خشونت علیه آنها وجود دارد؛ بنابراین خشونت در کشور مساله زنانه نیست؛ بلکه مساله‌ای عام است و باید عام به آن نگاه کرد.»

این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره نظرسنجی‌های معتبر درباره میزان خشونت، عصبانیت یا غمگینی مردم، گفت که آمارها حاکی از آن است که یک ابرساختار زیربنایی وجود دارد که در ادبیات رسمی نادیده گرفته شده اما خشونت در ایران را تبیین می‌کند.به گفته این استاد دانشگاه بسیاری از جامعه‌شناسان معتقدند بسیاری از امور اعم از امور اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در سطوح  بالای دولت و ثروت باب و در سطوح پایین تبدیل به فرهنگ می‌شود و این قاعده، زمانی صداقت دارد که نظام‌های قدرت و ثروت از ابزاری تحت عنوان ایدئولوژی برای مشروعیت‌بخشی به عملکردها و رفتارهای خودشان استفاده می‌کنند، زمانیکه نظام سلطه صنعت فرهنگی را نیز در اختیار داشته باشد، بدین وسیله می‌تواند خواستها و دیدگاههای خود را به فرهنگ  تبدیل کند.میرزایی همچنین با اشاره به مدتهای مدیدی که کشور درگیر «جنگ گرم و سرد» و تضییقات ناشی از آن بوده ابراز عقیده کرد که ادبیات وابسته به این مولفه‌ها به واسطه آنچه نفوذ سنگین صنعت فرهنگی خواند یک فرهنگ شده، اما این فرهنگ باید تغییر کند و شاید منبع تغییر از سطح کلان آغاز شود.

به گفته این استاد دانشگاه امروزه در ادبیات مرتبط با مطالعات حوزه خانواده مفهوم جدید «شهروندی خانواده» مطرح شده که در آن همه اعضای خانواده، صاحب حق هستند که به تناسب شرایط و وضعیت میان اعضاء تقسیم میشود؛ بنابراین هر شهروند در برابر حق خود مسئولیت دارد و اعضاء می‌توانند مسائل خود را از طریق گفت‌وگو و تعامل، به صورت مسالمت‌آمیز حل کنند. وی در عین حال این پرسش را مطرح کرد که « اما مردمی که بیش از ۶۰ درصد آنها بعد از تورم افسارگسیخته زیرخط فقر قرار گرفته‌اند آیا می‌توانند زندگی بدون دغدغه داشته باشند؟ آیا بر اساس قانون اساسی تامین حداقل‌های معاش اعم از شغل، آموزش و بهداشت رایگان و مسکن بر عهده حاکمیت نیست؟ پس چگونه دولت به خود اجازه می‌دهد بگوید نمی‌توانیم چنین کاری کنیم؟»میرزایی در پایان با یان اینکه « واقعیت این است که خشونت جنبه‌های گوناگونی دارد و هر انسانی باتوجه به پتانسیل خاص خود از آن بهره‌مند می‌شود» گفت: « درست است که مردان با استفاده از قدرت فیزیکی از خود خشونت جسمی بروز می‌دهند، اما آیا زنان نیز از قدرت کلامی برای اعمال خشونت استفاده نمی‌کنند؟»

در ادامه این نشست دکتر «صدیقه وسمقی» استاد اسبق دانشگاه تهران که صحبتهایش بر موضوع حق انتخاب پوشش تمرکز داشت، ابراز عقیده کرد که یکی از جلوه‌های خشونت، نداشتن این حق یا اجبار آن با روشهای به گفته او خشونت‌آمیز است که یک اصل اخلاقی و دینی چون امر به معروف و نهی از منکر را به یک امر پلیسی تبدیل می‌کند که مشروع، اخلاقی و انسانی نیست.این استاد اسبق دانشگاه همچنین گفت که « در حوزه خانواده اصل تعدد زوجات و ازدواج موقت به غلط حق مردان دانسته شده در حالی که این حق برای مردان نیست و حتی گرایش قران نیز به تک همسری است.»وی «تعدد زوجات» را موجب بروز برحی خشونتها دانست و افزود: « مسئله نابرابری مادران و پدران در حقوقشان نسبت به فرزندان خشونتهای زیادی را علیه مادران و کودکان آفریده است و تبعات و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی فراوانی برای جامعه دارد. در حالی‌که اگر کارکرد قانون ایجاد عدالت، آسایش و رضایتمندی است پس این قوانین حتی اگر به نام شریعت و دین اجرا شود متوجه می‌شویم در عمل چنین خاصیت و پیامدی نداشته و نتیجه می‌گیریم که در برداشت دین و احکام و قانون دین اشتباه می‌کنیم.»وی در بیان اعتقادش همچنین گفت که قوانین اجتماعی جزء شریعت اسلامی نیست.

وسمقی همچنین با اشاره به مسئله «خیانت» توضیح داد که « خیانت زن به شوهر غیرانسانی، غیراخلاقی و غیرقانونی است اما به همان صورت هم خیانت شوهر به زن غیراخلاقی است» و  اینکه به گفته او « خیانت مردان به زنان را با عناوینی چون صیغه و ازدواج موقت مشروعیت ببخشیم» ناعادلانه و غیرانسانی است و « نه تنها قران با این مسئله در تعارض است بلکه حتی خلاف آن  در آیات متعدد مطرح شده است.»وی با بیان اینکه « این‌ها بدفهمی‌هایی است که نسبت به دین، حقوق انسانها و شان زنان در ابعاد و عرصه‌های گوناگون وجود دارد» از معاونت زنان ریاست جمهوری تقاضا کرد تغییر برخی قوانین را در دستور کار خود قرار دهد.وسمقی با بیان اینکه هیچ ابزاری مهمتر از قانون نیست که به جنگ فرهنگ خشونت علیه زنان برود، همچنین از حقوق زنان و دفاع از جایگاه آنها حمایت کند، افزود:«  همه مردم با قانون سر و کار دارند و قانون بزرگترین حامی انسانهاست.»وی ادامه داد: « زمانی‌که در قانون زنان برابر مردان باشند و (قانون) خشونت علیه زنان را تجویز نکند و به آن مشروعیت نبخشد، می‌تواند به فرهنگسازی در جامعه کمک کند.»وسمقی در پایان نیز قانونی را به گفته او « به غلط به عنوان حکم شرعی مبنی بر اینکه زن هنگام خروج از خانه باید از شوهرش اجازه بگیرد وجود دارد» مورد اشاره قرار داد و با اشاره به قوانین دیگری که بر این اساس شکل گرفته گفت که « اخذ پاسپورت بدون اجازه شوهر ارتباطی به دولت و اداره گذرنامه ندارد، این قوانین زنان را تحقیر می‌کند در حالیکه امروزه داشتن اسناد هویتی مساله‌ای مدنی است.»

مرجع : ایسنا

آذر
۲۰
۱۳۹۷
مرا تهدید به قتل می‌کرد
آذر ۲۰ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
picture of a lonely girl walking along a city street
image_pdfimage_print

Photo: Artlover//depositphotos.com

شریک زندگیم در طول ۳ سال رابطه‌ای که با هم داشتیم مرا مورد آزار قرار می‌داد.  در حال حاضر با هم نیستیم اما او هنوز هم مرا کنترل می‌کند. او آزارگری بود که جسم و روح مرا آزار می‌داد؛ ۴ بار مرا کتک زد و ۲ بار به قتل تهدید کرد. به یاد می آورم دومین بار که مرا کتک‌ زد با مشت به صورتم کوبید ومرا وسط یک خیابان شلوغ از ماشین به بیرون پرت کرد. او بلندم کرد و محکم به بدنه ماشین ‌کوباند و فریاد ‌زد: « ببین مرا مجبور به چه کاری می‌کنی».

اکنون ما از هم جدا شده‌ایم و او درگیر یک رابطه عاطفی دیگر است. اما در دوره‌ای که با هم بودیم او با دو نفر از دوستان من هم رابطه داشت. او همیشه یک خائن بود.

زندگی شریک زندگیم تبدیل به یک راز شده بود و او کسی بود که عصبانیتش را بر سر من تخلیه می‌کرد. او عادت کرده بود در مکان‌های عمومی بر سرم فریاد بزند و به من بگوید چقدر حالش از من بهم می‌خورد.  ما ۲ سال است که دیگر در کنار هم نیستیم. اما سال گذشته بر من بسیار سخت گذشت. زیرا هر چیزی که مرا به او وصل می‌کرد را قطع کردم و این چیزی نبود که او بخواهد.  دائما از من درخواست می‌کرد که دوباره این رابطه را از سر بگیریم.

چگونه با این مساله برخورد کردم

من در حال دست و پنجه نرم کردن با شرایط هستم. سعی می‌کنم در لحظه زندگی کنم و به آینده فکر نکنم. او مثل یک آتشفشان خاموش است و هیچ‌کس نمی‌داند کی فوران خواهد کرد. من فقط سعی می‌کنم خونسرد و آرام باشم و به خودم افتخار می‌کنم که توانستم او را ترک کنم.

چگونه این وضعیت تغییر کرد

وضعیت من تغییر فاحشی نداشته است. اما وقتی او را تهدید کردم که از زندگیش برای همیشه می‌روم تغییراتی اتفاق افتاد. من واقعا برایش متاسفم.

اکنون در مرحله‌ای قرار دارم که در قلبم فقط تنفر و خشم احساس می‌کنم. من جایی ایستاده‌ام که آمادگی آن را دارم تا از شر او خلاص شوم.

چه چیزی به من کمک کرد

من در تمام این دوران تنها بودم. به تازگی مدرک روانشناسی گرفته‌ام. درس خواندن و مستقل بودن تا حدودی به من کمک کردند تا از این مشکل عبور کنم. من نمی‌توانستم این احساس خوشایند را به او تقدیم کنم که برنده این بازی شود و مرا نابود کند.

توصیه من به دیگران

یک قربانی نباشید و به کسی که آزارتان می‌دهد این اجازه را ندهید تا این احساس خوشایند را داشته باشد که توانسته زندگی شما را نابود کند. هرچه قوی‌تر باشید یا قوی‌تر به نظر برسید ( هرچند که این تنها ظاهر ماجرا باشد) یک مزیت و برتری است. سعی کنید از رابطه خشونت‌آمیز پیش از آنکه دیر شود بیرون بیایید.

منبع 

 

آذر
۱۴
۱۳۹۷
من یک زن دارای معلولیت هستم
آذر ۱۴ ۱۳۹۷
این سو و آن سو خبر
۰
,
Unique artistic effect brings portraiture and hand drawn watercolour techniques together
image_pdfimage_print

Photo: Victor_Tongdee/depositphotos.com

ترجمه‌ای از خانه امن

چند ماه پیش از دوست‌پسر سابقم جدا شدم. من یک زن جوان با معلولیت جسمی هستم. دوست پسرم نیز معلولیت جسمی داشت. قرارهای عاشقانه ما از سال گذشته آغاز شدند. در ابتدا همه چیز عالی بود. بودن در کنار او مرا خوشحال می‌کرد و زندگیم برای مدتی سرشار از سرخوشی بود.

با گذر زمان رابطه جنسی برای او از کنار هم بودن و  با هم وقت گذراندن مهم‌تر شد.

من در مورد این مساله با او شفاف و واضح صحبت کردم و دیدگاهم در رابطه با رابطه جنسی را مطرح کردم. دوست‌پسرم به من گفت با این دیدگاه مشکلی ندارد اما پس از چند هفته سکس تبدیل به یک فشار در زندگی شد. او  به من می‌گفت عدم آمادگیم برای سکس نشان‌ می‌دهد که عشق و علاقه من غیرواقعی است. او هرگز عشق مرا نسبت به خودش خارج از تختخواب ندید و این مساله صدمه شدیدی به من زد. پس از چندین تلاش نافرجام برای نگه داشتن رابطه بالاخره تصمیم گرفتم و رابطه را بهم زدم.

حالا حتی پس از چند ماه، آسیب‌ها و زخم‌ها همچنان وجود دارند. با این حال من تلاش می‌کنم از این مشکلات عبور کنم.

می‌خواهم اینطور فکر کنم که کسی در این دنیا وجود دارد که مرا همانطور که هستم قبول خواهد کرد نه آنگونه که خودش می‌خواهد من باشم.

چگونه با این مشکل برخورد کردم

من هم روزهای خوب و هم روزهای بد دارم؛ قلبا می‌دانم تصمیم من برای ترک این رابطه درست بوده است اما این موضوع هنوز مرا آزار می‌دهد. کاش می‌توانستم او را فراموش کنم. من معمولا احساساتم را می‌نویسم و به خودم یادآور می‌شوم که انسانی خوب، دوست‌داشتنی و غم‌خوار هستم و مستحق چنین رفتاری از سوی چنین آدمی نیستم. البته من به انتقام هم فکر کرده‌ام؛ مثلا کاری کنم که او بفهمد چقدر به من آسیب زده است اما می‌دانم چنین کاری فقط رنجم را بیشتر می‌کند.

چگونه این وضعیت تغییر کرد؟

زندگی من پس از ترک این رابطه بسیار تغییر کرد. پیش از آن چندین تلاش نافرجام برای ترک او داشتم اما هر دفعه او با ایجاد احساس گناه در وجود من مانع از آن شد که این رابطه را ترک کنم. من به او می‌گفتم که در کنارش خوشحال نیستم  اما او جواب می‌داد : « من اهمیتی نمی‌دهم. ما باید با هم باشیم». من با یکی از دوستان او هم رابطه خوبی داشتم که آن را هم از دست دادم. حالا دیگر با او یا دوستانش حرف نمی‌زنم.

چه چیزی به من کمک کرد؟

دوستان من چشمانم را به روی حقیقت باز کردند. من در یک رابطه نبودم بلکه زندانی‌ای بودم که باید خواسته‌ها و نیازهای او را برآورده می‌کردم. هیچگاه باور نمی‌کردم روزی بتوانم به این شهود برسم و یا بتوانم با آن کنار بیایم اما بالاخره این کار را کردم. گاهی آرزو می‌کردم که او کتکم بزند. زیرا در این صورت پذیرفتن مشکل برایم آسان‌تر بود. اما آزارهای او احساسی و روانی بود بنابراین برایم بسیار دشوار بود که آن را بپذیرم.

توصیه من به دیگران

گاهی «ببخشید» هیچ معنایی ندارد جز اینکه طرف مقابل‌تان فقط آن را می‌گوید تا شما را در موقعیتی نگه دارد که به خواسته‌هایش برسد. این دقیقا زمانی است که وقت ترک چنین رابطه‌ای فرارسیده است. آزار روانی به اندازه آزار جسمی آسیب‌رسان است؛ بنابراین تفاوت چندانی با هم ندارند. شما شخصی منحصر به فرد هستید که استحقاق هیچکدام از این آزارها را ندارید. روح شما نیز مستحق آزار نیست.

بله درست فهمیدید! ترک یک رابطه دردناک است اما گاهی ماندن در یک رابطه دردناک‌تر است. باور کنید برای هر کدام از ما شخص مناسبی در دنیا وجود دارد.

منبع