صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر
فروردین
۷
دلایل خیانت زوج های عاشق پیشه به یکدیگر
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
father and daughters dance
image_pdfimage_print

این فقط مردها نیستند که خیانت می‌کنند، بلکه خانم‌ها نیز این کار را انجام می‌دهند؛ بنابراین بهتر است به جای اینکه این مشکل را به جنگ جنسیت تبدیل کنیم، به دنبال علت خیانت‌بگردیم.

دلایل خیانت زوجین در زندگی زناشویی

یکی از ویژگی‌های ازدواج، تعهد و پایبندی هر یک از همسران نسبت به یکدیگر و حقوق متقابل است، به‌گونه‌ای که این تعهد شالودهٔ زندگی مشترک است؛ در غیر این صورت اعتماد متقابل بین همسران یا اعضا خانواده کم‌تر و کم‌تر خواهد شد. در سبب‌شناسی خیانت، دلایل متعددی را می‌توان برشمرد. تفاوت‌های شخصیتی بین افراد مختلف و تفاوت‌های فرهنگی جوامع گوناگون و حتی وضعیت‌های مختلف باعث می‌شود این دلایل و عوامل متفاوت باشند. باید بدانیم این فقط مردها نیستند که خیانت می‌کنند، بلکه خانم‌ها نیز این کار را انجام می‌دهند؛ بنابراین بهتر است به جای اینکه این مشکل را به جنگ جنسیت تبدیل کنیم، به دنبال علت خیانت‌ها بگردیم.

در این زمینه، ویلیام گلاسر، روان‌شناس نامی، بیان می‌دارد: زوج‌ها زندگی مشترکشان را با عشق شروع می‌کنند، اما می‌بینند صمیمیت اولیه به‌تدریج رنگ می‌بازد. با گذشت زمان زندگی برخی از همسران به جدایی کشیده می‌شود، اما اکثریت به زندگی مشترکشان با آهنگی یکنواخت و ملال‌آور ادامه می‌دهند و برای تحمل این زندگی به مشروبات الکلی، پرخوری، استفاده از مواد مخدر یا ارتباطات نامشروع روی می‌آورند. به عقیدهٔ این روان‌شناس، مهم‌ترین انگیزهٔ زن و مرد متأهلی که به‌سوی روابط نامشروع کشیده می‌شوند، تجربهٔ مجدد صمیمیت فردی و جنسی است. چیزی که دیگر آن را در زندگی مشترکشان نمی‌یابند؛ بنابراین جذابیت روابط نامشروع بدین دلیل است که هیچ یک از طرفین، عیب‌جویی، سرزنش و شکوه نمی‌کنند یا نق نمی‌زنند. در ادامه برخی از دلایل خیانت مردان و زنان را به‌صورت تفصیلی می‌خوانید.

برگرداندن حس فردیت و استقلال

یک نظریه بر این عقیده است که انگیزهٔ چنین عملی تمایل افراد به برگرداندن حس فردیت و استقلالی است که در چهارچوب ازدواج تضعیف شده است. فرد ممکن است از نظر عاطفی به حدی از بلوغ هیجانی نرسیده باشد که بتواند در مقابل ناراحتی یا نارضایتی همسر، تمامیت خود را حفظ کند؛ به همین دلیل با جستجوی یک رابطهٔ جدید در واقع در جست‌وجو و بازسازی خود جدید است.

اطمینان خاطر از جذابیت برای جنس دیگر

برخی از افراد در پی نیاز به اطمینان خاطر از اینکه هنوز برای جنس دیگر جذاب و خواستنی هستند، به رابطهٔ خارج از ازدواج رو می‌آورند. به‌واقع، در روابط طولانی این سؤال برای برخی پیش می‌آید که آیا هنوز در بازار خریداری دارند یا خیر. تمایل به یافتن پاسخ این پرسش ممکن است آنان را به رسیدن به اهداف غیرمشروع شان سوق دهد.

عدم‌ رضایت از ازدواج و برآورده‌ نشدن نیازهای عاطفی

یکی از عوامل اصلی خیانت، روابط زن و شوهر است. زمانی که بین همسران، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد فرد به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی به‌وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود فرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود. همسرانی که به هر دلیلی از محبت و توجه مرد زندگی خود محروم باشند، معمولاً وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند ممکن است دچار انحراف شوند.

دلایل خیانت زوج های عاشق پیشه به یکدیگر

 باید بدانیم این فقط مردها نیستند که خیانت می‌کنند، بلکه خانم‌ها نیز این کار را انجام می‌دهند؛

انگیزه‌ای برای پایان‌ دادن ازدواجی که دیگر رضایت‌ بخش نیست

رفتارهای زشت، نق‌زدن‌های دائمی، نزاع‌ها و مجادله‌های فراوان دستورالعمل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصور برخی همسران، البته به غلط، خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه است و بهتر از آسپرین به درمان سردرد کمک می‌کند.

عدم‌ دسترسی به رابطهٔ جنسی در چهارچوب ازدواج

برخی از همسران در روابط زناشویی با همسر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست بدهند یا کم‌تر به این موضوع اهمیت بدهند که این امر ممکن است باعث فشارهای روانی و جسمانی به همسر و منجر به کج‌روی او شود.

انتقام

اگر چه همه برای انتقام‌ جویی از همسرشان به آن‌ها خیانت نمی‌کنند، اکثراً احساس می‌کنند، حال که خیانت دیده‌اند، آن‌ها نیز مجاز به مقابله به مثل هستند. برخی تصور می‌کنند باید طعم تلخ دارویی را که به آن‌ها خورانده شده به همسرشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که بر سر همسرشان آمده بشوند.

کسب هیجان و تنوع

بعضی مواقع هم رابطهٔ خارج از ازدواج فقط به منظور کسب هیجان و تنوع اتفاق می‌افتد؛ یعنی هیچ شکایت یا نارضایتی خاصی در ازدواج وجود ندارد فقط برخی افراد به دنبال هیجان رابطهٔ خارج از ازدواج هستند. در واقع پنهان‌کاری و راز موجود در یک رابطهٔ غیرقانونی به جذابیت رابطهٔ خارج از ازدواج می‌افزاید.

محیط خانوادگی نامطلوب

در میان علل دیگر عهد شکنی می‌توان محیط خانوادگی را بررسی کرد. بی‌وفایی یکی از والدین ممکن است باعث بی‌اعتمادی فرزندان شود؛ زیرا کودکان والدین خود را سرمشق قرار می‌دهند و آن‌ها را ایده‌آل‌ترین افراد منبع قدرت می‌پندارند. ممکن است تصور کنند پدر و مادر کامل‌ترین انسان‌های روی زمین هستند؛ از این رو سعی به تقلید از رفتار آن‌ها می‌کنند. تعارضات بین والدین، کشمکش‌ها، مسائل عاطفی نگرش نوجوانان را نسبت به ازدواج تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. تجارب کودکی رفتار بزرگسالی را شکل می‌دهد. والدین بی‌وفا، مُهر تأیید بر بی‌وفایی می‌زنند و آن را برای فرزندان خود قابل‌توجیه می‌کنند. این کودکان در آینده ممکن است از برقراری رابطهٔ صمیمانه بر پایه اعتماد متقابل اجتناب کنند و به‌راحتی با برقراری رابطهٔ سطحی با همسر خود یا دیگری به زندگی خود و دیگران ضربه وارد کنند.

سایر علل مؤثر

برخی مطالعات نیز نشان می‌دهد عوامل دیگری نیز در بروز خیانت مؤثر هستند؛ به عنوان مثال سن عامل مهمی است. افراد بین هجده تا سی‌سال تقریباً دوبرابر افراد بالای پنجاه‌سال احتمال رابطهٔ خارج از ازدواج دارند. نگرش آسان‌گیر و علاقهٔ زیاد به رابطهٔ جنسی با میزان رابطهٔ خارج از ازدواج همبستگی دارد. شرایط زندگی و کاری نیز نقش مهمی در رابطهٔ خارج از ازدواج دارد. گمنامی موجود در سفرها، جمعیت و گمنامی موجود در شهرهای بزرگ نیز به احتمال ایجاد این گونه روابط اضافه می‌کنند. افرادی که روابط ضعیفی با دوستان، اقوام و آشنایان برقرار می‌کنند یا از فعالیت‌ها و تعهدات مذهبی کم‌رنگی برخوردارند، بیشتر احتمال خیانت به تعهد ازدواج را دارند. همچنین احتمال بی‌وفایی در افرادی که تحصیلات عالیه دارند، در مقایسه با افرادی که از تحصیلات عالیه برخوردار نیستند، بسیار بیشتر است. پژوهشی دیگر تأثیر عواملی را بر روابط خیانت بررسی کرده‌اند که عبارت‌اند از: تعداد فرزندان، طلاق قبلی، رضایت پیش از ازدواج، آمادگی برای ازدواج، داشتن دوستانی که روابط خارج از زناشویی داشته‌اند و گذشتهٔ اجتماعی.

منبع: خبرگزاری آریا 

فروردین
۷
۵۰ درصد زنان تاجیک به شیوه‌ای خشونت دیده‌اند
این سو و آن سو خبر
۰
cross-processed photo of an abused woman with black and blue and bloody eyes
image_pdfimage_print

براساس آمار ارائه شده توسط بنیاد جمعیتی «ناتبینی» تاجیکستان، ۵۰ درصد زنان تاجیک، به شیوه‌ای قربانی خشونت خانوادگی شده‌اند.

بنیاد جمعیتی «ناتبینی» تاجیکستان، سازمان همکاری بین‌المللی و بنیاد «هلسینکی» مربوط به حقوق بشر گزارش مشترکی را منتشر کرده که اصلی‌ترین خبر آن میزان قربانیان خشونت‌های خانوادگی در تاجیکستان است. در گزارش فوق آمده است با توجه به اینکه ۴ سال از تصویب و اجرای قانون جلوگیری از خشونت در خانواده‌های تاجیک می‌گذرد هنوز هم تعداد زیادی از قربانیان این خشونت‌ها از طریق قانون حمایت نمی‌شوند.

این گزارش ۷۴ صفحه‌ای در پی تحلیل سندها، مصاحبه‌ها و تحقیقات ماه‌های اکتبر و نوامبر سال گذشته انجام شده و مولفان این گزارش می‌گویند در تاجیکستان هنوز در سطح حکومت پایگاه مشخص و فعالی برای جمع‌آوری معلومات مربوط به خشونت خانوادگی، وجود ندارد و نزدیک به ۵۰ درصد زنان تاجیک در زندگی خود از سوی شوهر، مادرشوهر و اعضای دیگر خانواده قربانی خشونت‌های خانوادگی می‌شوند.

براساس گزارش رادیو صدای آزادی تاجیکستان، همچنین فقدان مکانیزم‌های دقیق عملی‌سازی، عدم وضوح مفاهیم مربوط به خویشاوندان و خشونت خانوادگی، جنایت شناختن همه شکل‌های خشونت خانوادگی، کفالت حق یاری حقوقی به قربانی خشونت خانوادگی و موظف نکردن حکومت‌های محلی به فراهم کردن پناهگاه‌های مناسب برای قربانیان از دیگر نارسایی‌های این قانون است. در بخش دیگری از این گزارش با اشاره به این مهم که در تاجیکستان سنت یک جا زندگی کردن خویشاوندان دور و نزدیک به طور گسترده؛ آمده است به دلیل پایین بودن توانایی مالی خانواده‌های جوان برای ساختن خانه جداگانه، وجود دارد؛ از این رو نبود مقررات قانونی ارائه امکانات پناهندگی پس از ترک خانه شوهر زندگی قربانی خشونت خانوادگی را زیر خطر می‌برد و به همین سبب بیشتر قربانیان از ترک خانه‌ای که در آن مورد خشونت قرار گرفته‌اند خودداری می‌کنند.

طبق تعهدات بین‌المللی، دولت وظیفه‌ دارد به قربانیان خشونت خانوادگی کمک کند؛ اما حجم خدمت‌رسانی به قربانیان خشونت خانوادگی در تاجیکستان خیلی کم است و دولت به تامین مالی اینگونه خدمت‌رسانی‌ها از بودجه خود توجه نمی‌کند و تامین مالی به دوش بنیادهای بین‌المللی است و جامعه شهروندی شریک کلیدی عملی‌سازی کمک به قربانیان خشونت خانوادگی است. گل‌جهان باباصادق‌اوه رئیس سازمان «بانوان با تحصیلات عالی» در رابطه با این گزارش گفت: ما در تاجیکستان آمارهای دقیقی نداریم، در حالی که تشکیلات و ادارات دولتی باید به دنبال راهکاری مناسب در این راستا باشند.

 سازمان ما مدتی است که آمارها و اطلاعات مربوط به این موارد را جمع آوری می‌کند؛ باید توجه داشت که خشونت چندین پهلو دارد و ما در تاجیکستان نیز همانند بسیاری از کشورها فقط با خشونت‌های جسمی و جنسی رو به ‌رو نیستیم بلکه خشونت روحی، پایمال کردن حقوق انسان نیز جزو خشونت خانوادگی محسوب می‌شود.

قانون جلوگیری از خشونت در خانواده‌های تاجیک در صورتی که به درستی و با حساسیت‌های لازم اجرا شود می‌تواند قانون مفیدی باشد حتی برنامه‌های تطبیقی نیز برای آن وجود دارند، ولی نظارت بر اجرای قانون کافی نیست. براساس این قانون تا سال ۲۰۲۳ عملی کردن این قانون در تمامی مناطق تاجیکستان باید فراگیر شود که اگر مقامات و مسئولان به درستی قانون را عملی‌سازی کنند تمام مسائل و مشکلات مرتبط با خشونت حل خواهد شد، این حالی است که هم‌اکنون نسبت اجرا قانون به نظارت بر اجرایی کردنش بالاتر است و ما نیاز به نظارت بیشتر از سوی مقامات داریم. آمار دقیقی خشونت خانوادگی در تاجیکستان وجود ندارد اما براساس آمارهای سازمان‌های مدافع حقوق زنان و حکومت تاجیکستان روزانه حداقل ۲ مورد شکایت از خشونت خانوادگی به دست آنها می‌رسد و طی سال ۲۰۱۵ تاکنون بیش از ۴۰۰ مورد خودکشی زنان در تاجیکستان ثبت شده که بخش عمده این قربانیان به دلیل خشونت‌های خانوادگی قصد جان خود را کرده‌اند.

منبع:تسنیم 

فروردین
۷
ششصد هزار تماس تلفنی با ۱۲۳ در یکسال
این سو و آن سو خبر
۰
14068459_1012471145538408_1333963364278030254_o (2)
image_pdfimage_print

سال گذشته ۶۰۰ هزار نفر با ۱۲۳ تماس گرفته اند ،این را حبیب‌الله مسعودی فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی در گفتگو با خبر آنلاین می‌گوید

به گفته او ، از این ۶۰۰ هزار تماس تقریبا ۱۶۰ هزار تماس مرتبط با سازمان بهزیستی بوده است.‌ از این تعداد حدود ۸٫۵ درصد به کودک‌آزاری مرتبط بوده و اغلب آنها را همسایه‌ها یا اقوام و نزدیکان آنها اعلام کرده‌اند.

حدود هفت درصد از این موارد هم همسرآزاری بوده که از سوی فردی که مورد آزار بوده اعلام شده است. موارد بعدی شامل اختلافات خانوادگی بوده که آنها را به مرکز کاهش مداخله برای طلاق یا خط ۱۴۸۰ که برای چنین مواردی است ارجاع داده‌ایم. موارد دیگر هم از سالمندآزاری یا معلول‌آزاری بوده است.

معاون اجتماعی سازمان بهزیستی، در پاسخ به این که این آزارها از چه نوعی بوده است هم توضیح داد: بیشتر از ۹۸ درصد موارد کودک‌آزاری که به ما اعلام شده، کودک‌آزاری‌های جسمی بوده است و شاید تنها یکی دو درصد آزار جنسی بوده است. البته متاسفانه باید این را در نظر گرفت که موارد زیادی کودک‌آزاری روانی، بی‌توجهی به بهداشت،‌ سلامت، آموزش یا غفلت از کودکان هم هست که طبیعی محسوب شده و گزارش نمی‌شود. در همسرآزاری هم بیشتر مواردی که به ما گزارش شده شامل خشونت فیزیکی بوده است؛ هرچند معتقدیم باید درباره آزارهای جنسی، اقتصادی، روانی و .. و همچنین آزارهایی که شامل سالمندان یا معلولان می‌شود هم آگاهی‌رسانی شود که افراد بدانند چه مصادیقی را شامل می‌شود؛ به عنوان مثال سالمندآزاری و معلول‌آزاری را بیشتر به شکل خشونت اقتصادی و خشونت عاطفی داریم و آنها از بی‌توجهی یا خرج نشدن اموالشان بدون تصمیم آنها نارضایتی دارند.

او توضیح داد: کودک‌آزاری یک جرم عمومی است،‌ نیازی به شاکی خصوصی ندارد و هرکسی که متوجه کودک‌آزاری در اطرافش شد می‌تواند و حتی باید آن را اعلام کند. کودک‌آزاری از خط‌قرمزهای سازمان بهزیستی است که به هیچ وجه درباره آن کوتاه نمی‌آییم. این موضوع از جانب هرکسی و هر جایی باشد ما با آن برخورد می‌کنیم و حتی اگر تخلفی در موسسات خودمان هم صورت بگیرد، از کنار آن نمی‌گذریم. در مورد حمایت از کودکان نسبت به خشونت‌هایی که در خانه علیه آنها انجام می‌شود، امیدواریم تصویب لایحه کودک‌آزاری که از مجلس قبل به این مجلس رسیده، هرچه سریعتر انجام شود. با این که در این قانون شرح وظایف بیشتری برای بهزیستی در نظر گرفته شده اما حاضریم این وظایف را انجام بدهیم و کودکان کشورمان در وضعیت بهتری قرار داشته باشند. همانطور که خیلی از آنها را هم الان در حال انجام دادن هستیم و اگر بعضی از آنها را انجام نمی‌دهیم به این دلیل است که از نظر قانونی دستمان بسته است. به عنوان مثال ما به عنوان ضابط قضایی نمی‌توانیم وارد خانه شویم،‌ ممکن است موارد کودک‌آزاری باشد که همکاران ما منتظر شده باشند نیروی انتظامی یا حکم قضایی برسد در حالی که اگر خودشان زودتر وارد عمل می‌شدند جلوی بسیاری از اتفاق‌های ناخوشایند گرفته می‌شد.

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به خشونت‌های خانگی، در پاسخ به این که خانه‌های امن چه حمایت‌هایی از زنان آسیب‌دیده می‌کنند گفت: در حال حاضر در ۱۸ استان خانه امن ایجاد شده که دو خانه امن در تهران است و تلاش می‌کنیم این عدد را بیشتر کنیم. هیچکس به مرکز ما نمی‌آید مگر این که ظرف ۲۴ ساعت حکم قاضی را درباره او بگیریم و هیچکس از مرکز ما بیرون نمی‌رود مگر به حکم قاضی. یعنی اقداماتی که انجام می‌دهیم همه بر اساس قوانین و ضوابطی است که وجود دارد. زنان در معرض خشونت می‌توانند در این خانه‌ها اسکان پیدا کنند و حمایت‌های اجتماعی، حقوقی، روانشناسی و … از آنها انجام می‌شود.

این متخصص پزشکی اجتماعی درباره ارائه خدمت به دخترانی که از خانه بیرون آمده‌اند و دختران فراری شناخته می‌شوند هم توضیح داد: همانطور که خانه امن شامل موارد همسرآزاری می‌شود که افراد متاهل و با فرزندشان در آنجا اسکان داده می‌شوند، خانه‌های سلامت مخصوص دختران مجرد را هم داریم که دخترانی را که از خانه فرار کرده‌اند در «خانه سلامت» اسکان می‌دهیم. مشکلی که درباره آنها وجود دارد این است که خانواده این زنان و دختران آنها را نمی‌پذیرند و از مشکلاتی که با آن مواجهیم این است که درباره آسیب‌های زنان نسبت به مردان، خانواده‌ها پذیرش کمتری نسبت به این افراد دارند. در حال حاضر ۳۱ خانه سلامت برای دختران داریم و سالیانه نزدیک حدود ۱۰۰۰ نفر را پذیرش می‌کنیم.

این کارشناس می گوید این تعداداز تماس تلفنی بیانگر آن است که چقدر به اورژانس اجتماعی در کشورمان نیاز داریم.

 این حجم از تماس با این که این سازمان هنوز چندان شناخته‌شده نیست، نشان می‌دهد لازم است ۱۲۳ از جایگاهی مثل اورژانس پزشکی برخوردار باشد یا همانطور که ۱۱۰ یا آتش‌نشانی جایگاه خودش را پیدا کرده، مردم بتوانند با این اورژانس اجتماعی هم تماس بگیرند و از خدمات آن برخوردار شوند.

معاون اجتماعی سازمان بهزیستی می گوید:ما اعتقاد داریم که اورژانس اجتماعی برای کشورمان لازم و ضروری است، باید برای شناساندن ظرفیت‌های ۱۲۳ به مردم، کارهای بیشتری صورت بگیرد و در عین حال نیازمند این هستیم که امکانات و بودجه بیشتری در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم خدمات بیشتری به مردم ارائه دهیم.

فروردین
۶
این دسته از مردان، همسران خود را مورد خشونت قرار می دهند
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , , ,
Breakup of a couple with bad guy and sad girlfriend with a city in the background
image_pdfimage_print

همه افرادی که مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند به بیرون آمدن از رابطه ناسالم فکر نمی‌کنند.

در بعضی از خانه ها شاهد دعوا و درگیری میان زن و شوهر هستیم که علیرغم تاثیر بد در زندگی زناشویی خودشان،فرزندانی که در آن خانه هم زندگی میکنند با تاثیرات بدی مواجه میشوند.افراد خشن شخصیتشان چگونه است؟چه مردانی بر روی همسرشان دست بلند میکنند؟چه افرادی دوست ندارند از رابطه خشن خود را بیرون بکشند؟

چهار سال است که از همسرش جدا شده اما پشیمان است. دلیل طلاقش فحاشی و کتک‌زدن‌های شوهرش بوده اما حالا که تنها شده، می‌گوید کاش حتی به قیمت کبودی‌های روی بدنم، در خانه شوهرم می‌ماندم. اینکه سرنوشت یک زن پس از طلاق به کجا می‌رسد که هر روز دشنام شنیدن و آسیب دیدن را بر به دست آوردن آزادی‌اش ارجح می‌داند، موضوع این مطلب نیست اما در ادامه، با کمک هرایر دانلیان، روانشناس و زوج درمانگر، به شما می‌گوییم کسانی که با همسرشان رفتاری خشونتگرانه دارند چه کسانی هستند و آنهایی که ترجیح می‌دهند جسم و روان‌شان در رابطه زن و شوهری آسیب ببیند اما مهر طلاق به شناسنامه‌شان وارد نشود، چه ویژگی‌هایی دارند.

بیمار روانی است؟

تنها برخی از افرادی که دست به خشونت‌ می‌زنند، دچار اختلالات روانی هستند. گرچه برخی از افرادی که دست به خشونت خانگی می‌زنند دچار اختلال شخصیت هستند، اما همیشه بیماران روانی نیستند که مرتکب این رفتارها می‌شوند.

در صورتی که فرد مقابل شما به اختلال شخصیت دچار باشد، می‌توانید پیش از اینکه پای خشونت به رابطه‌تان باز شود، با تشخیص برخی رفتارهای شدید و کاملا مشخص از بیماری او باخبر شوید. این افراد دارای افکاری ناسالم هستند و البته از نظر خودشان رفتارهای‌شان کاملا طبیعی و سالم است. آنها ناگهان خشمگین می‌شوند، از کوره در می‌روند، در کنترل رفتارهای‌شان ناتوان هستند و گاهی دچار سوء‌مصرف مواد مخدر هم می‌شوند که باعث تشدید رفتارهای نادرست‌شان می‌شود.

این دسته از مردان، همسران خود را مورد خشونت قرار می دهند

چهار ستون روانش سالم است؟

تنها مبتلایان اختلال شخصیت نیستند که دست به خشونت خانگی می‌زنند. گاهی فرد دچار این اختلال نشده اما رگه‌هایی از آن را در رفتارها و شخصیتش می‌توان دید. فردی که همه علائم این اختلال را ندارد اما رگه‌هایش را در رفتارهای خود نشان می‌دهد، تکانه‌ای است. یعنی نمی‌تواند هیجان‌هایش را کنترل کند و به این هیجانات اجازه می‌دهد که ناگهان به عمل تبدیل شوند.

خشم آنها می‌تواند به آزار جسمی هم تبدیل شود و نشان دادن رفتار انفجاری هم می‌تواند یکی دیگر از ویژگی‌های این افراد باشد. این افراد گرچه به‌طور کامل علائم اختلال شخصیت را ندارند، اما می‌توانند به‌شدت آسیب‌زننده باشند و خشمشان به سادگی به رفتار تبدیل شود. البته اگر آنها را در شرایط و محیطی دیگر ببینید، ممکن است از این واقعیت بی‌خبر بمانید، چراکه این افراد در مواقع دیگر می‌توانند بسیار آرام و راحت به نظربرسند.

ظاهری مودب و باوقار دارد؟

برای تشخیص اینکه آیا فرد در آینده رفتارهای خشونت‌آمیز در محیط خانه از خود نشان دهد یا نه، نمی‌توانید رفتارهای اجتماعی او را مبنای قضاوت قرار دهید. شما به محیطی نیاز دارید که فرد معمولا در آن به چنین رفتارهایی دست می‌زند و واقعیت تلخ این است که در بسیاری موارد، شکل‌گیری رابطه زن و شوهری است که به او بستری برای نشان دادن این رفتارها می‌دهد.

گذشته از این، در اغلب موارد حتی خود فرد هم نمی‌داند که قرار است در آینده به یک خشونتگر تبدیل شود. برای مثال همسرش را کتک بزند و اگر پیش از این چنین رابطه‌ای را تجربه نکرده باشد، احتمالا از داشتن چنین قابلیتی، بی‌خبر خواهد بود. در بسیاری موارد دشواری تشخیص این آدم‌ها بیشتر از آنچه تاکنون گفتیم، است چراکه آنها ممکن است با روی آوردن به یک مکانیسم دفاعی، در مواقع دیگر رفتاری کاملا متضاد از خود نشان دهند و کاملا آرام و مبادی آداب باشند.

زود از کوره در می‌رود؟

آدم‌هایی که کمی تند مزاج هستند، پتانسیل تبدیل شدن به یک خشونتگر را دارند اما همیشه به چنین فردی تبدیل نمی‌شوند اما اگر فردی که اهل خشونت است، به شکل مرضی این رفتار را ابراز کند، خشونتگری‌ او تنهامحدود به چهاردیواری خانه نمی‌شود؛ چنین فردی ممکن است هر کسی را مورد ضرب و شتم قرار دهد و مشکلش آنقدر واضح است که به راحتی می‌‌توان آن را تشخیص داد. اما همان‌طور که گفتیم، همه خشونتگر‌ها بیمار نیستند و در بسیاری مواقع، در مقابل کسی دست به خشونت می‌زنند، آزار جسمی می‌رسانند، فحاشی می‌کنند و او را در معرض آزار روانی قرار می‌دهند که اجازه این کار را به آنها می‌دهد.

قربانیان چه کسانی هستند؟

خشونت خانگی تنها کتک زدن نیست؛ ما در ادامه به شما می‌گوییم که چه کسانی در یک رابطه پر از خشونت قرار می‌گیرند؟

اعتماد به نفس‌شان پایین است

کسانی که به فرد خشونتگر اجازه نشان دادن چنین رفتار‌هایی را می‌دهند، اغلب اعتماد به نفس پایینی دارند. این افراد قدرت بیان خواسته‌های‌شان را ندارند و نمی‌توانند در مقابل آنچه که از نظرشان نادرست یا حتی ظالمانه‌ است، ایستادگی کنند.

می‌ترسند

ترس از آینده باعث می‌شود قربانیان در رابطه‌ای ناسالم بمانند. ازدواج به دلیل ترس از ماندن در خانه پدر، ترس از تنها ماندن، ترس از مسخره شدن به خاطر تجرد در سن بالا و. . . قطعا تبعات خوشایندی نخواهد داشت.

به‌خاطر ترس به خانه بخت رفته‌اند

افرادی که از سر ترس ازدواج می‌کنند، حتی اگر خودشان هم ندانند این پیام را به فرد مقابل‌شان هم منتقل می‌کنند. همسر آنها فکر می‌کند «هرکاری بکنم او می‌ماند» و به همین دلیل تلاشی برای هدایت رابطه به مسیری سالم نمی‌کند. همه ما از لحظه‌ای که با هم آشنا می‌شویم به شکل خودآگاه و ناخودآگاه همدیگر را چک می‌کنیم و با جمله‌هایی که می‌گوییم و رفتارهایی که انجام می‌دهیم، خود را به دیگری معرفی می‌کنیم و حتی به بخش گسترده‌ای از رفتار او هم شکل می‌دهیم.

آدمی که ناخودآگاه این باور را منتقل می‌کند که من از تنهایی می‌ترسم و از اینکه تو از رابطه بیرون بروی می‌ترسم، به فرد مقابلش این پیام را می‌دهد که حتی اگر قربانی خشونت شوم هم چاره‌ای جز ماندن در این رابطه ندارم. مثال ساده‌اش خانمی است که می‌گفت: «به خواستگارم گفتم که من از پدرم خیلی می‌ترسم و نباید بعد از ساعت ۱۰ به خانه ما زنگ بزنی.» آقای خواستگار بعد از این ساعت به او زنگ زده بود و خانم می‌گفت: «من ۴۵ دقیقه با او صحبت کردم که چرا ۱۰ به بعد زنگ زدی.» همین اتفاق ساده چه پیامی را به مردی که در این رابطه‌است می‌دهد؟ درواقع به او می‌گوید که من از تو بیشتر از پدرم می‌ترسم و به سادگی زمینه قرار گرفتن در رابطه‌ای یکطرفه و حتی خشونت‌آمیز را فراهم می‌کند.

حواس‌شان به خط‌قرمز‌ها نیست

هر فرد خط قرمزهایی برای خودش دارد و وقتی طرف مقابل آگاهانه یا ناآگاهانه آنها را زیر پا بگذارد، به او واکنش نشان می‌دهد. این واکنش می‌تواند کلامی یا غیرکلامی باشد و باعث شود در آینده این خطوط قرمز به رسمیت شناخته شده یا شکسته شوند. وقتی فرد به شکسته شدن این مرز‌ها واکنش نشان می‌دهد اما فرد مقابل دوباره این رفتار را تکرار می‌کند، چه پیامی منتقل می‌شود؟ این پیام که «هرکاری می‌خواهی بکن؛ من خیلی ناراحت می‌شوم اما در رابطه می‌مانم».

جای بهتری برای رفتن ندارند

همه افرادی که مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند به بیرون آمدن از رابطه ناسالم فکر نمی‌کنند. در شرایطی که حمایت اجتماعی چندانی از این افراد صورت نمی‌گیرد، قربانی به خود می‌گوید اگر رنج ماندن در این رابطه را بکشم، بهتر از آن است که تنها شوم و به خیال خودش بین بد و بدتر یکی را انتخاب می‌کند. طلاق و زن مطلقه بودن در جامعه ما هنوز کاملاً پذیرفته شده نیست و از آنجا که هر کشوری فرهنگ خود را دارد، نمی‌توان انتظار داشت فردی که بعد از طلاق آینده تلخ‌تری در انتظارش است و از حمایت اجتماعی و حتی خانوادگی برخوردار نیست، به‌خاطر ترک این خشونت، به بستر خشونت‌بارتری وارد نشود.

نمی‌خواهند به ضعف‌شان اعتراف کنند

کتک خوردن به معنی ضعیف بودن است و خیلی سخت است که فرد اعتراف کند که «من ضعیف هستم!». بیان خشونت و صحبت کردن در مورد آن، در درجه اول یعنی قبول چنین ضعفی. به همین دلیل بسیاری از قربانیان سکوت را انتخاب می‌کنند و توان به اشتراک گذاشتن اندوه‌شان را با دیگران ندارند.

آینده روشنی برای خود نمی‌بینند

«طلاق بگیرم بعد چه کنم؟» این سوالی است که خیلی از قربانیان پاسخ خوشایندی برایش ندارند. اگر به خانه پدرم برگردم و آنجا هم مورد خشونت قرار بگیرم چه؟ اگر از پس تنها زندگی کردن بر نیایم چه؟ اگر دوباره با کسی ازدواج کنم که من را کتک بزند چه؟ پاسخ مبهمی که برای همه این سوالات وجود دارد، می‌تواند میل قربانی به ماندن در رابطه را بیشتر از ترک کردن همسر خشونتگرش کند.

منبع : دمادم

اسفند
۳۰
خشونت‌های پنهان اما خطرناک، دور از دید قانون
این سو و آن سو خبر
۰
, , , , ,
equality in a blue and pink paper in a corkboard
image_pdfimage_print

Photo: pedrosala/bigstockphoto.com

موسی برزین خلیفه لو- پژوهشگر حقوق

وقتی صحبت از خشونت خانگی می شود شاید کتک زدن و ایراد جراحت و یا توهین و تحقیر و یا بیرون کردن از خانه  در ذهن بسیاری بیایید. خشونت جسمی یا کلامی از آنجا که روشن ترین و ملموس ترین نوع خشونت است، بیشتر از دیگر انواع آن مدنظر قرار می گیرد. اما در این میان انواعی از خشونت وجود دارند که قابل لمس و مشاهده مستقیم نیست. چه بسا این نوع از خشونت بسیار خطرناک ‌تر از خشونت‌های قابل لمس باشد. این نوع خشونت‌ها خاموش و بی صدا بوده و بسیاری متوجه آن نمی شوند. حتی خود قربانی نیز ممکن است سال‌ها درگیر آن بوده باشد بدون اینکه متوجه شود. خاصیت این خشونت‌ها به گونه ای است که لمس نشده و در مدت طولانی اعمال می شوند و شخصیت و کرامت قربانی را هدف می گیرند.

جلوگیری از رشد شخصیت، منزوی کردن، کنترل نامتعارف، تحمیل شرایط روحی و روانی آزاردهنده، تحمیل روابط یا موقعیت اجتماعی خاص، جلوگیری از استقلال فکری و رفتاری، تضعیف اراده، ایجاد احساساتی همچون ترس و دلهره و مواردی از این قبیل از جمله خشونت‌های خاموش هستند. خشونت گر این نوع از خشونت‌ها ممکن است فردی متمدن، روشن فکر، فداکار و دارای خصوصیات اخلاقی خوب به نظر برسد و مورد تایید همگان نیز باشد اما در باطن دانسته یا نداسنته بر قربانی مسلط شده و اراده وی را مخدوش کند. به عبارتی ویژگی اساسی این نوع خشونت ملموس نبودن آن و تخریب تدریجی ارداه قربانی است.

از آنجا که در قوانین ایران و جامعه ایرانی بیشتر خشونت‌های فیزیکی و کلامی مورد توجه قرار گرفته است، خشونت‌هایی از این دست در اغلب موارد گزارش نمی شوند، و بدان‌ها توجهی نمی شود. با این وجود برخی از مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره خانه امن از خشونت‌های غیر فیزیکی و غیر کلامی سخن گفته اند.

تنها یک نمونه

در یک مورد خانمی که از زندگی مشترک اش بیست سال گذشته بود، به همراه خواهرش با مرکز مشاوره خانه امن تماس گرفت و از آزارهای روانی و اجتماعی شوهر خود شکایت داشت.  او می‌گفت که همه اقوامش در شهرستان دیگری ساکن هستند و از آنجا که در شهری زندگی می کند که بستگان شوهرش بیشتر در آنجا سکونت دارند. از ابتدای امر ارتباط ایشان با اقوام بسیار محدود شده است و با توجه به عدم توجه شوهر به این مساله و تمایل نداشتن به رفت و آمد با خویشاوندان زن،  خانم هر از چندگاهی توانسته است پدر و مادر خود را ملاقات کند. همچنین این خام به دلیل ازدواج در سن ۱۷ سالگی و بچه دار شدن در سنین پایین  نتوانسته است تحصیل کرده یا فعالیت اقتصادی داشته باشد. شوهر این خانم منش اجتماعی و اعتقاد و اندیشه خود را به خانم تحمیل کرده است. الزام به انجام امورات مذهبی و اعتقادی، الزام به رفت و آمد به مراسم های مشخص آیینی از جمله اقدامات شوهر بوده است. این خانم علی رغم میل خود مجبور به استفاده از چادر شده است. ایشان اظهار می کرد که شوهرش مطلقا در تصمیم گیری‌های مشترک از جمله انتخاب مسکن، خرید وسایل خانه یا ماشین، خرید لوازم مورد نیاز برای فرزندان، رفت و آمد و غیره صرفا نظرات خود را اعمال داشته است و حتی وی را از دخالت در کوچکترین مسائل بازداشته است. شوهر این خانم دائما با استهزا و تحقیر و بی توجهی نوعی دلهره و ترس در خانم ایجاد کرده است به طوری که بر اساس اظهارات خواهر وی، ایشان حتی از بیان نظر خود و صحبت کردن در مراسمها و مهمانی ها اکراه داشته است. فرزندان این زن نیز با تاسی از رفتار پدر، مادر خود را فردی کم رو و با اراده ضعیف تلقی کرده و اجازه کوچکترین دخالت  در امورات زندگی شان را نمی دهند. به هر حال اراده این خانم تضعیف شده و رفتار شوهرش وی را از رشد اجتماعی بازداشته است. ایشان بسیار سرخورده شده و دائما در حالت ترس و دلهره بود.

سوال اساسی که در مورد این نوع از خشونت‌های خانگی به ذهن می رسد این است که چه راهکارهایی برای مبارزه با آن وجود دارد؟ آیا قوانین باید برای برچیده شدن این مساله تدابیری را پیش بینی کنند؟

مقابله با این نوع از خشونت نیز مانند انواع دیگر آن نیازمند برنامه های بلند مدت اجتماعی و آموزشی -تحصیلی است. اما در این میان باید دید که حقوق چه اقداماتی می تواند انجام دهد. گرچه ورود قوانین و مقررات به کلیه امورات زندگی مشترک نه امکانپذیر بوده و نه مفید است، لکن وجود تضمینات مدنی برای جلوگیری از این نوع خشونت و رهایی قربانی مفید به نظر می رسد. بر اساس قانون مدنی ایران زوجین موظف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند. علی رغم ذکر این مساله در قانون، اما اینکه چه عملی سوء معاشرت و بدرفتاری است مورد اشاره قانونگذار قرار نگرفته است به همین دلیل الزام به حسن معاشرت در حقوق ایران در اغلب موارد نوعی توصیه اخلاقی است به همین دلیل از لحاظ حقوقی دقیقا نمی توان گفت که خشونت‌های موضوع بحث حاضر سوء معاشرت هستند یا نه.

عسر و حرج 

قانون مدنی همچنین در ماده ۱۱۳۰ بیان کرده است که : « در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق کند و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود.»

«عسر و حرج  موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد…» قطعا بسیاری از خشونت‌های موضوع بحث ما زن را در وضعیت مشقت و سختی قرار می دهد اما از آنجا که محاکم ایران عسر و حرج را بسیار محدود تفسیر کرده و رویه قضائی در مواقعی که زن تقاضای طلاق می دهد بسیار سختگیری می کند.

در عمل بسیاری از خشونت‌های موضوع بحث مورد توجه محاکم قرار نگرفته و از قربانی حمایت های لازم به عمل نمی آید. از طرف دیگر اثبات خشونتهای غیر ملموس روانی امری بسیار مشکل است. اینکه فردی از رشد اجتماعی و شخصیتی همسر خود جلوگیری کرده و اراده وی را تضعیف نموده است به سختی قابل اثبات است. از همین رو قربانیان این گونه از خشونت‌ها  به حال خود رها شده و در بسیاری از موارد وجود خشونت انکار می شود. به نظر می رسد لازم است قوانین، تدابیر حمایتی و بازپرورانه برای قربانیان این نوع از خشونتها پیش بینی کرده و چاره ای برای رهایی قربانی از موقعیت خشونت بار بیاندیشند.

اسفند
۳۰
چهار عضو یک خانواده در «شهرضا» قربانی اسید‌پاشی شدند
این سو و آن سو خبر
۰
57334490
image_pdfimage_print

یک خانواده چهار نفره در «شهرضا» در استان اصفهان با اسید مورد حمله قرار گرفته‌اند و گزارش‌ها از وخامت حامل دو نفر از قربانیان حکایت دارد.

ستار خسروی، رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان، گفته است که این حمله پیش از ظهر روز شنبه ۲۸ اسفند رخ داده و علت آن نیز «اختلاف خانوادگی» بوده است.

این مقام پلیس اصفهان قربانیان این حادثه را پدر ۵۳ ساله٬ مادر ۴۸ ساله، پسر ۲۳ ساله و دختر ۲۰ ساله این خانواده اعلام کرده است.

در این حمله، پدر، مادر و پسر خانواده از ناحیه صورت و سر به شدت مجروح شده اند و دختر خانواده هم از ناحیه پا آسیب دیده است.

رئیس پلیس آگاهی استان اصفهان افزود که «مظنون شناسایی شده و نحوه وقوع حادثه و انگیزه وی در حال بررسی است.»

جهانگیر کرمی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان اصفهان، نیز خبر داده که این خانواده چهار نفره به مرکز سوانح و سوختگی شهر اصفهان منتقل شده‌اند.

همچنین فریدون عابدینی٬ رئیس بیمارستان تخصصی سوانح و سوختگی اصفهان، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری تسنیم، وضعیت این چهار تن را «مساعد» اعلام کرد و افزود: «در حال حاضر پزشکان نمی توانند نظر دقیقی در مورد شدت سوختگی و آسیب دیدگی آنان اعلام کنند.»

هدف عمده اسید‌پاشی‌ در ایران را زنان جوانی تشکیل می‌دهند که با انگیزه‌های مختلف شخصی یا انگیزه‌های دیگر از سوی عاملان چنین اقداماتی انتخاب می شوند و مورد حمله قرار می‌گیرند.

اختلاف‌های خانوادگی یکی دیگر از عوامل برخی اسید‌پاشی‌ها در ایران گزارش شده است. رئیس بیمارستان تخصصی سوانح و سوختگی اصفهان هم در این مورد گفته است که «خصومت های شخصی و خانوادگی سبب بروز آسیب های جسمی و روحی در افراد می شود که گاهی غیرقابل جبران و بدون برگشت است.»

در هفته سوم اسفند ماه امسال نیز نیروی انتظامی بندر ماهشهر از اسیدپاشی به دو زن در این شهر بندری در استان خوزستان خبر داده بود که هنوز از شناسایی و بازداشت عاملان ین حملات گزارشی منتشر نشده است.

اسید‌پاشی به روی زنان در ایران از مهرماه سال ۱۳۹۳ و در پی اسید‌پاشی به شش زن در اصفهان٬ حساسیت ویژه‌ای در جامعه ایران پیدا کرده است.

این حساسیت از زمانی افزایش یافت که گزارش‌هایی مبنی بر انگیزه «مذهبی» عاملان حمله با اسید به این شش زن منتشر شد و تاکنون نیز هیچ‌یک از عامل یا عوامل این اقدام شناسایی و بازداشت نشده‌اند.

بر اساس قوانین ایران٬ «اگر اسیدپاشی موجب قتل شود مجازات آن قصاص نفس است» و در غیر این صورت بر اساس ماده ۶۱۲ قانون تعزیرات می‌تواند برای عامل چنین اقدامی سه تا ۱۰ سال حبس در پی داشته باشد.

در حال حاضر متوسط مجازات اسیدپاشی که امروزه از طرف قضات تعیین می‌شود با استناد به ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی حدود دو تا پنج سال حبس و پرداخت دیه است.

منبع :رادیو فردا

اسفند
۳۰
انتقاد رهبر جمهوری اسلامی از برابری جنسیتی
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
1464788932318_Mona Hoobehfekr-6-th3
image_pdfimage_print

رهبر ایران موضوع برابری و عدالت جنسیتی زنان و مردان را مفهومی “غربی” خواند و گفت که برابری باید بر اساس ظرفیت‌های “خدادادی” و پروش آنها باشد

آیت‌الله علی خامنه‌ای اداره خانه و فرزندان را اولویت کار زنان خواند، اما تاکید کرد که “مرد و زن از جهاتی همچون عروج به مقامات معنوی، قدرت رهبری، و توانایی هدایت بشر، تفاوتی با هم ندارند.”

او یک روز قبل از نوروز ۱۳۹۶، در دیدار با مداحان و روضه‌خوانان، درباره فاطمه، دختر پیامبر اسلام سخن گفت و او را به عنوان یک “رهبر حقیقی، همسر و مادر نمونه” برای زن مسلمان مثال زد.

فعالین حقوق زنان می‌گویند که برخی از قوانین جمهوری اسلامی در ایران، ضد زن است.تاکنون شورای نگهبان هیچ زنی را به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری تائید نکرده است.

درایران همچنین حجاب اجباری است و زنان حق حضور در سالنهای ورزشی به عنوان تماشاچی را نیز ندارد.

براساس گزارشها همچنین بیکاری زنان در ایران بیشتر از مردان است و زنان فرصتهای برابر شغلی ندارند.

در همین حال بیش از پانصد نفر از فعالان حقوق زنان هم‌زمان با هشتم مارس، روز جهانی زن در بیانیه‌ای خواستار توجه دولت، مسئولان و تصمیم‌گیران درایران به مطالبات زنان شده بودند.

در این بیانیه ازجمله به مسایلی چون «بسترسازی و اقدام برای تساوی همهٔ افراد جامعه فارغ از جنسیت در محضر قانون و در متن قوانین حمایتی»، « سیاست‌گذاری و الزامى‌کردن دستمزد برابر زنان با مردان»،«ایجاد فضای آزاد برای فعالیت مستقل انجمن‌های مدنی در حوزه زنان باهدف مشارکت فعال آنان در تمامی عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی»، «هموارکردن مسیر مشارکت فعال و برابر زنان به‌مثابه حقوق شهروندی ایشان، در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی، فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی»، «مشارکت‌دادن زنان در تدوین قوانین از طریق ایجاد ارتباط میان نمایندگان زنان در تشکل‌های مستقل مدنی با نهادهای دولتی و قانون‌گذاری» اشاره شده است.

عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، در نخستین گزارش خود تصریح کرده که محدودیت آزادی بیان و تبعیض علیه زنان و اقلیت‌های دینی همچنان در این کشور ادامه دارد.

اسفند
۱۰
متن پیش‌نویس قانون منع خشونت خانگی علیه زنان
این سو و آن سو خبر
۰
, , , ,
Close up f human hands trying to catch something
image_pdfimage_print

Photo: Sergey Nivens/bigstockphoto.com

در سال ۹۲ در سر برخی از فعالان زنان و وکلا ایده‌ای شکل گرفت که با توجه به خلأ قانونی در زمینه خشونت خانگی، پیش‌نویس یک قانون در زمینه منع خشونت خانگی از طرف جامعه مدنی تهیه شود. بر همین اساس، برخی قوانین خشونت خانوادگی در کشورهای دیگر ترجمه و در اختیار جمع محدودی از وکلا و فارغ‌التحصیلان حقوق قرار گرفت. قانون هر کشور پس از بررسی در جدولی بر اساس عنوان‌های «مکانیسم‌های حمایتی (اجتماعی)، مکانیسم‌های حمایتی (قانونی-دولتی)، طیف مجازات، انواع خشونت، تعریف قربانی یا بزه‌دیده، تعریف متهم یا بزهکار، نحوه اثبات دعوی، مرجع رسیدگی، نکات مثبت و نکات منفی قانون» مرتب و مجموعا در دفترچه‌ای آماده شد. ایده اولیه این بود که طی کارگاهی چند روزه با وکلا درفت اولیه قانون تهیه شود. بعد در بحث و بررسی با دو گروه فعالان حقوق زنان و کارشناسان اجتماعی این درفت مورد بازبینی قرار گیرد. برفرض در مورد عرف‌های ایران مثل خون بس لازم بود که نظر جامعه‌شناسان مطرح شود. یا در مورد مکانیسم‌های حمایتی نظر روانشناسان و مددکاران لازم بود. برهمین اساس ابتدا جمعی از وکلا و حقوق‌دانان دعوت شدند و طی کارگاهی یک روزه در بهمن ماه ۹۳ سرفصل‌های قانون و مفاد آن را مقوله‌بندی کردند. کارگاه چند روزه تبدیل به کاری دو ساله شد. در مراحلی از این کار دوساله نیز، نظر برخی کارشناسان و فعالان حقوق زنان گرفته شد. در نهایت پیش‌نویس اولیه تهیه و حدود ۸۰ وکیل و حقوقدان برای بار دیگر دعوت شدند. از بین این وکلا، حدود ۲۰ وکیل در یک کارگاه مشورتی نیم‌روزه در رابطه با فصل‌های مختلف پیش‌نویس اولیه گفت‌وگو کردند و نظراتشان مکتوب شد. در تاریخ ۱۲ بهمن، دو روز پس از برگزاری کارگاه مشورتی، پیش‌نویس اولیه «قانون منع خشونت خانگی علیه زنان» توسط تدوینگران آن رونمایی شد.

تدوین‌کنندگان اولیه تلاش داشته‌اند تا با  رویکردی پیشگیرانه، حمایتی، ترمیمی و اقدام مثبت، خلاءهای قانونی در خصوص خشونت خانگی را پوشش دهند. نظر به اهمیت پیشگیری در سیاست جنایی مدرن  سعی شد پیشگیری در سطوح عمومی، انتخابی و اختصاصی مورد توجه قرار گیرد. همچنین تلاش شد پیش‌نویس اولیه به لحاظ ساختاری در برگیرنده حمایت همه جانبه ارگان‌های دولتی مسئول، همسو با سازمان‌های مدنی باشد. به جای تمرکز بر مجازات بزه‌کار با رویکردی ترمیمی تلاش برای التیام‌بخشی بزه‌دیده و مسئولیت‌پذیری بزه‌کار مورد توجه قرار گرفت. ضرورت اقدام مثبت با توجه به عدم دسترسی نابرابر زنان به منابع اقتصادی، قدرت اجتماعی و عدالت به ویژه در فصل سازوکار‌های حمایتی قانونی مورد تاکید قرار گرفت.

هدف از انتشار این متن پیشنهادی، دریافت نظرات حقوقدانان، وکلا، جامعه‌شناسان، روانشناسان، مددکاران اجتماعی، فعالان حقوق زنان، زنان در معرض خشونت خانگی و کلیه علاقمندان است. نتیجه این نظرخواهی (در کنار نظراتی که پیش از انتشار متن دریافت شده است) ممکن است منتهی به چندین نسخه متفاوت از پیش‌نویس اولیه شود. این تفاوت می‌تواند بیانگر مطالبات متفاوت جامعه هدف در زمینه چگونگی برخورد سازمان‌های مسئول و جامعه مدنی برای پیشگیری از خشونت خانگی از دولت و مجلس باشد و در این راستا می‌تواند افکار عمومی را برای حل این مسئله اجتماعی جلب کند.

متن پیش نویس «قانون منع خشونت خانگی علیه زنان» را از لینک زیر دریافت کنید:

پیش‌نویس قانون خشونت خانگی علیه زنان

منبع: خشونت بس

اسفند
۹
وکالت رایگان ۱۶۰ زن زندانی توسط کانون زنان حقوق‌دان سورا
این سو و آن سو خبر
۰
,
57445911
image_pdfimage_print

مدیرعامل کانون زنان حقوقدان سورا با بیان اینکه وکلای کارگروه حمایت از زنان زندانی این کانون هر هفته به زندان مرکزی مشهد می‌روند و به زندانیان مشاوره رایگان می‌دهند، گفت: این وکلا تا به امروز و در کمتر از یکسال وکالت ۱۶۰ زن زندانی را به صورت کاملا رایگان پذیرفته‌اند و حتی هزینه دادرسی را از جیب خود پرداخت کرده‌اند.

به گزارش ایسنا، مرضیه محبی در مراسم بزرگداشت روز وکیل مدافع که در دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی مشهد برگزار شد با بیان اینکه وکلای کارگروه حمایت از زنان زندانی کانون زنان حقوقدان سورا وکالت بسیاری از زنان بزه‌دیده، آسیب‌دیده و پرونده‌های مربوط به کودک‌آزاری را پذیرفته‌اند، اظهار کرد: وکلای ما موکلان خود را پس از انجام دادخواهی و طرح دعوا در دادگاه رها نمی‌کنند و پس از آن هم به عنوان یک کنشگر اجتماعی رابطه خود را با آنان ادامه داده و به توانمندسازی، بازگرداندن آنان به جامعه و رفع اثرات ناشی از انجام بزه می‌پردازند.

وی با اشاره به اینکه در سال گذشته موجبات آزادی ۳۸ زن زندانی را فراهم کرده‌ایم، ادامه داد: اغلب این زنان با قرار بازداشت موقت حبس‌های طولانی‌مدت را تحمل کرده‌ بودند، همچنین فرزندان زیر دو سال بعضی از زنان به همراه مادر حبس می‌کشیدند.

مدیرعامل کانون زنان حقوقدان سورا گفت: وکلای ما با عشقی زایدالوصف پرونده‌ها را پیگیری کرده‌اند، در بسیاری مواقع جزای نقدی با مشارکت سایر همکاران پرداخت شده و موجبات آزادی زندانیان را فراهم کرده‌اند، در موارد متعددی برای زنان پس از آزادی از زندان مسکن تهیه کرده‌ایم و آنان را مورد حمایت مستمر خود قرار داده‌ایم تا آثار زندان، بزه و … از پیکر زندانیان حذف شود.

محبی یادآور شد: کانون زنان حقوقدان سورا در سال گذشته با عشق و ایثار مثال‌زدنی حرفه وکالت را به همراه کنشگری اجتماعی انجام داده‌ است.

وی اضافه کرد: امروز متاسفانه در تبلیغات عمومی عنوان می‌شود که وکیل کسی است که پول می‌گیرد و معمولا هم کار درستی انجام نمی‌دهد.

مدیرعامل کانون زنان حقوقدان سورا ادامه داد: وکیل کسی است که پول می‌گیرد، اما این موضوع شاخصه اصلی او نیست، سینه وکیل آماج رنج‌ها و دردهای موکلان است، او برای تحمل استمرار اضطرابی جانکاه از رنج و دردی که موکل متحمل می‌شود، قرارداد می‌بندد و این موضوع را امروز عده‌ای به روشنی درک نمی‌کنند.

محبی با اشاره به اینکه در شیوه نوینی از وکالت دادگستری، وکلا حرفه خود را به عنوان ابزار فعالیت اجتماعی به میان می‌آورند، خاطرنشان کرد: دانشگاه به عنوان کانون اندیشه‌ورزی و خردورزی جز به توسعه پایدار کشور و دستیابی به ساختارهای اجتماعی نوین نمی‌اندیشد، اما این راه تنها با دانش‌اندوزی میسر نیست بلکه در میدان پرتنش عمل اجتماعی صلاح دانش از غلاف در می‌آید.

وی افزود: مقتضای دستیابی به توسعه ایجاب می‌کند که دانشگاهیان به مثابه خردمندان، جامعه مدنی را همراه خود و مردم را به افق‌های روشن توانمندی هدایت کنند، سفر در جاده‌های توانمندسازی مردم از گذرگاه آگاه‌سازی، ایجاد اعتماد به فعالان اجتماعی و فراهم کردن اسباب توسعه و دستیابی مردم به امکانات برابر می‌گذرد.

مدیرعامل کانون زنان حقوقدان سورا با اشاره به اینکه توسعه همیشه از قاعده هرم اجتماع، اقتدار بخشیدن به مردم و سرکوب انواع خشونت آغاز می‌شود، عنوان کرد: برای رسیدن فهم مشترک، منش تک‌گویانه و آمرانه باید به گفت‌وگوی رو در رو با مردم تبدیل شود.

محبی تصریح کرد: توانمندسازی در بخشیدن لقمه‌ای نان، فراهم آوردن مسکن و اقامتگاه یا مرهم و مسکنی نیست بلکه توانمندسازی ایجاد حساسیت در مردم برای سرنوشت خود و برون افتادن آنان از ورطه تقدیرپذیری است که با گشودن باب گفت‌وگو بر کرسی‌های روبرو ایجاد خواهد شد.

وی گفت‌وگو را راه رسیدن به فهم مشترک، تفاهم و ترمیم تفاهم‌های فروپاشیده گذشته دانست و افزود: امروز جامعه مدنی تنها با در پیش گرفتن این راه ممکن است در کنار مردم و در عین حال پیش قراول میدان کنش فعالان اجتماعی باشد.

محبی اظهار کرد: کانون زنان حقوقدان سورا این رویکرد نوین را مد نظر قرار داده و گام اول توانمندسازی یعنی آگاه کردن مردم و آوردن آنان به عرصه سخن را برگزیده است، ما در مساجد و مدارس حاشیه شهر با مردم سخن می‌گوییم.

منبع: ایسنا

اسفند
۹
جمعیت ۳ تا ۷ میلیونی کودکان کار ایرانی
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
57320272
image_pdfimage_print

جمعی از اعضای انجمن علمی اقتصاد شهری ایران از بنیاد امور خیریه مهرانه قلب سفید که در زمینه کودکان کار فعالیت می کند بازدید کردند.

به گزارش ایسنا، در این بازدید دکتر سید محسن طباطبایی مزدآبادی دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری ایران با بیان اینکه بر اساس کنوانسیون حقوق کودک، هر فرد شاغل زیر ۱۸ سال دارای کار سخت، کودک کار محسوب می شود، گفت: محرومیت از سوادآموزی و شرایط اقتصادی نامناسب، مسکن نامناسب، گرایش به بزهکاری به دلیل الگو برداری از همنوعان و اطرافیان و نبود الگوی صحیح اعتیاد، سوء استفاده جنسی و جسمی و بی خانمانی از جمله آسیب هایی است که کودکان کار را تحت تاثیر قرار می دهد.

کارشناس مسائل اقتصاد شهری آمار کودکان کار ایران را بین ۳ تا ۷ میلیون عنوان کرد و گفت: این رقم برای تهران نیز ۲۰ هزار نفر تخمین زده می شود اما به دلیل اینکه اغلب کودکان کار هیچ گونه ثبت هویتی ندارند آمار دقیقی در این زمینه مشاهده نشده است.

طباطبایی مزدآبادی با اشاره به اینکه برخلاف خیلی از تصورات الزاما همه کودکان کار باندی و سازمان یافته نیستند، افزود: برخی از خانواده ها به ویژه مهاجرین برای تامین مخارج زندگی خود به ویژه در شرایط رکود اقتصادی کودکان خود را مجبور به کار می کنند و لذا در بررسی ها و تحقیقات باید به ابعاد اقتصادی موضوع نیز توجه ویژه داشته باشیم.

این کارشناس مسائل شهری مداخله مثبت در موضوع کودکان کار را نیازمند پیوست های فرهنگی غنی نیز دانست و تاکید کرد: بدون در نظر گرفتن هنجارهای بومی و نهادینه شدن جوامع نمی توان در این زمینه اقدام مثبتی قرار داد و حتی امکان اینکه برخی مداخلات به وخامت وضعیت کودکان کار دامن بزند وجود دارد.

نائب رئیس انجمن علمی اقتصاد شهری ایران با تاکید بر اینکه قانون سازمان بهزیستی، شهرداری ها، انجمن های خیریه، تشکل های غیر دولتی و ناجا را به عنوان کانون های اصلی ساماندهی کودکان کار به حساب می آورد، خاطرنشان نمود: بی برنامگی ارگان های مربوطه به دلیل حجم پایین مطالعات دانشگاهی در این زمینه منجر به لاینحل شدن موضوع ساماندهی وضعیت کودکان کار شده چراکه وقتی پژوهش دانشگاهی در یک زمینه ای موجود نباشد برنامه ریزها و متولیان قادر به تصمیم گیری صحیح نخواهند بود و سردرگمی مسولین، کارها و خدمات موازی را به دنبال خواهند داشت.

طباطبایی مزدآبادی با تاکید براینکه این کودکان را باید با دیدی باز و همه جانبه نگریست، ادامه داد: در واقع این کودکان قبل از اینکه به ترحم نیاز داشته باشند به حمایت و یادگیری مهارت های زندگی دارند.

استاد دانشگاه با بیان اینکه با در نظر گرفتن خدمات شهرداری و سایر ارگانها و حمایت مراکز خیریه ولی بازهم حفره محرومیت ، فقر و آسیب پذیر بودن این قشر به اندازه ای عمیق است که نیاز به مطالعات علمی دقیق، همت متولیان و ورود دستگاه های پیشگیرانه است، یادآور شد: بانک ها و خیرین از نظر ایجاد فرصت های شغلی و ایجاد بنگاههای اقتصادی کوچک جهت اشتغال سالم خانواده های این کودکان نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا می کنند.

در ادامه این نشست زهرا حسینی، رییس موسسه خیریه مهرانه قلب سفید، با بیان اینکه در این موسسه کودکان کار را شناسایی کرده ایم، گفت: تلفی جامعه نسبت به واقعیت های زندگی کودکان کار در برخی موارد کامل معکوس است و ضرورت دارد تا رسانه ها با ظرافت بیشتری به موضوع کودکان کار بپردازند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی انجمن علمی اقتصاد شهری ایران، وی با تشریح عملکرد این موسسه تاکید کرد: قلب سفید تلاش دارد تا به جای حمایت های مستقیم، به کودکان کار مهارت و کارآفرینی را آموزش دهد.

منبع: ایسنا