صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر
اسفند
۴
پدر در آتش خشم پسر عاشق سوخت
این سو و آن سو خبر
۰
,
capture
image_pdfimage_print

پسرجوانی که برای رسیدن به دخترمورد علاقه‌اش، پدرش را ناخواسته به قتل رسانده بود بارضایت خواهر و مادر بزرگش از قصاص نجات یافت.
به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، پسر جوان دیروز دستنبد به دست وارد شعبه دوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران شد. اوچند ماه قبل ، پس ازمشاجرات طولانی، پدرش را ازپا درآورده بود.با وجود این، خواهر جوان و مادر بزرگش- اولیای دم- با اعلام رضایت شان اورا بخشیدند. بدین‌ترتیب بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، قراربازداشت بهرام را ازبازداشت موقت به وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی تبدیل کرد.
براساس اوراق پرونده رسیدگی به این ماجرا از ساعت ۴ بامداد اول مرداد امسال و به دنبال اعلام گزارش آتش‌سوزی خودرو پژو ۲۰۶ در یکی از خیابان‌های یافت آباد دردستورکارپلیس وبازپرس جنایی قرارگرفت.درجریان تحقیقات مشخص شد پسر ۲۳ ساله‌ای به ‏نام بهرام پس از اختلاف‌های شدید با خانواده‌اش خودرو را به آتش کشیده بود که دراین میان پدرش زنده زنده سوخته بود.
متهم پس ازدستگیری گفت: چند ماه پیش با دختری آشنا شدم و پس از مدت کوتاهی به او علاقه‌ پیدا کردم تا اینکه موضوع را با اعضای خانواده‌ام در میان گذاشتم، اما پدرم با ازدواج‌مان بشدت مخالفت کرد و همین موضوع سرآغاز اختلاف هایمان شد. به همین خاطر از حدود دو ماه پیش به خانه‌مان نمی‌رفتم و پس از پایان کار در همان کارگاه خیاطی محل کارم می‌ماندم.
پس از مدتی، پدرم خودروپژو ۲۰۶ را ازمن گرفت در حالی که با پول خودم این خودرو را خریده بودم. به همین خاطر بسیار عصبانی شده بودم شب حادثه دراوج ناراحتی با پدرم تماس گرفتم و تلفنی خبر دادم که ماشین را به آتش خواهم کشید. ساعت ۳ بامداد، پس از تهیه چند لیتر بنزین به خانه پدرم رفتم. ماشین هم درکوچه پارک بود.همان موقع با فریاد، بنزین را روی ماشین ریختم که پدرم با شنیدن صدای من، از خانه بیرون آمد. او قصد داشت بطری بنزین را ازدستم بگیرد که بقیه بنزین داخل بطری به روی صورت و بدنش پاشید.با این حال فندک را روشن کردم و به سمت ماشین پرتابش کردم که ناگهان ماشین شعله‌ور شد و پدرم آتش گرفت. من که بسیار ترسیده بودم بسرعت از آنجا فرار کردم و پس از چند روز متوجه شدم پدرم در بیمارستان فوت شده است،اما حالا بشدت پشیمانم؛ افسوس که پدرم قربانی اشتباهات و خودخواهی‌های من شد.

منبع: روزنامه ایران

اسفند
۲
پدرکُشی در شهرک گلستان
این سو و آن سو خبر
۰
,
57442173
image_pdfimage_print

عکس: ایسنا

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری زنی که با ضربات متعدد چاقو اقدام به قتل پدر ۷۴ ساله‌اش کرده بود، خبر داد.

در ساعت ۱۹ دیروز  وقوع یک درگیری خانوادگی منجر به جنایت به کلانتری ۱۴۱ شهرک گلستان اعلام شد که با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

با حضور کارآگاهان اداره دهم ویژه قتل در محل ارتکاب جنایت که یک مجتمع مسکونی واقع در بلوار کاج، سروستان یکم بود، تحقیقات آغاز و مشخص شد که مقتول به نام عبدالرضا . ش  ۷۴ ساله طی یک نزاع و درگیری خانوادگی، توسط دخترش به نام شبنم ۴۵ ساله و بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به ناحیه گردن و قسمت‌های مختلف بدن به قتل رسیده است.

بنابر تحقیقات انجام شده از همسایگان، ساعت وقوع درگیری میان پدر و دختر حدودا ساعت ۱۶ اعلام شدکه  همسایگان پس از اطلاع از موضوع وقوع جنایت و از طریق تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ ، در ساعت ۱۹ موضوع را به پلیس اطلاع دادند.

بر اساس اعلام مرکز اطلاع‌رسانی پلیس آگاهی پایتخت، سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: متهم هنوز قادر به ارائه توضیحات کامل در خصوص نحوه آغاز درگیری و ارتکاب جنایت نیست و در تحقیقات اولیه تنها ادعا کرد که زمانیکه پدرش به قصد گرفتن پول به او حمله ور شده، وی را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است.

مکرم اضافه کرد:‌ تحقیقات در این پرونده در مراحل اولیه قرار دارد و متهم صبح امروز برای صدور قرار قانونی به دادسرای ناحیه ۲۷ تهران اعزام شد و بازپرس پرونده نیز با صدور قرار بازداشت موقت، متهم پرونده را برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار داده است.

منبع: ایسنا 

اسفند
۲
قتل شوهر به خاطر حضانت فرزند
این سو و آن سو خبر
۰
,
Iran_67
image_pdfimage_print

عکس: روزنامه ایران

راز قتل مرد میانسال که ۱۹ ماه قبل به شکل مرموزی درخانه‌اش به قتل رسیده بود درسینه همسرمطلقه مقتول و وکیل جوانش بود.عاملان این جنایت پس ازماه ها تحقیقات ویژه پلیسی ازسوی کارآگاهان پلیس جنایی تهران دستگیرشدند.به گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، رسیدگی به پرونده این جنایت از تیر سال ۹۴ ودرپی تماس برادرقربانی با پلیس دردستوررسیدگی قرارگرفت. به دنبال اعلام این خبر، بازپرس مرادی از شعبه دوم دادسرای امور جنایی پایتخت به همراه تیم بررسی صحنه جرم راهی محل حادثه در محله اقدسیه-شمال شرق- تهران شدند.پ

آنها پس از ورود به آپارتمان با جسد مردی به نام فرهاد روبه‌رو شدند که دست‌هایش بسته بود و دستمال گردنی هم داخل دهانش قرار داشت. برادرمقتول که خبرقتل برادرش را به پلیس اعلام کرده بود به بازپرس جنایی گفت: «برادرم مدتی قبل از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می‌کرد. پسر و دختر فرهاد در حال حاضر با همسرش زندگی می‌کنند اما او می‌خواست حضانت پسرش را از همسرش بگیرد. آخرین بار که با او صحبت کردم دیروز بود. فرهاد خوشحال بود و گفت پسر و دخترش قرار است به دیدنش بیایند. بعد از آن، چند بار با تلفن همراهش تماس گرفتم اما پاسخی نداد. با این تصور که با بچه‌هایش سرگرم است نگرانی‌ام را جدی نگرفتم.»

وی گفت: «معمولاً فرهاد هر وقت تماس‌های از دست رفته‌ام را می‌دید با من تماس می‌گرفت، اما تا امروز صبح هم منتظرش شدم اما وقتی خبری ازاونشد وچند بار هم به تماس هایم پاسخ نداد خیلی نگران شدم و به خانه‌اش آمدم اما کسی در را باز نکرد. دوباره به تلفن همراهش زنگ زدم و این بار صدای زنگ تلفن را از داخل خانه شنیدم و مطمئن شدم که برایش حادثه‌ای رخ داده است،به همین خاطر با کلید یدکی که داشتم وارد خانه شده وپس ازورود با جسد‌ش مواجه شدم.»

میهمان‌های ناشناس
ازسوی دیگر، وسایل پذیرایی روی میز حکایت از آن داشت که مرد میانسال شب حادثه میهمان داشته است. در ادامه کارآگاهان به سراغ نازیلا- همسر- و دو فرزند مقتول رفته و به تحقیق ازآنها پرداختند. نازیلا ضمن اظهار بی‌اطلاعی ازمرگ همسرش گفت: «من وفرهاد اختلافاتی داشتیم که باعث جدایی‌مان شد. از آنجا که دخترم ۱۳ ساله و پسرم خردسال بود، قاضی حضانت بچه‌ها را به من سپرد،اما مدتی قبل فرهاد درخواست حضانت پسرم را داد. من نمی‌توانستم از پسرم جدا شوم و درنهایت برای کارهایم وکیل گرفتم. مرد جوانی به نام پدرام وکالتم را به عهده گرفت اما هر چه تلاش کرد موفق نشد که رضایت او را بگیرد. قرار بود بزودی در رابطه با پسرم به دادگاه برویم که این اتفاق افتاد.»نازیلا در خصوص دیدار بچه‌ها با پدرشان هم گفت: دیروزبچه‌ها به دیدن پدرشان رفتند وچند ساعت بعد هم برگشتند،اما نمی‌دانم پس ازآن چه اتفاقی افتاده است.

ردپای یک زن درجنایت
اختلافات قدیمی و گرفتن حضانت انگیزه‌هایی بود که احتمال دست داشتن زن جوان در قتل را قوت می‌بخشید اما نازیلا همچنان منکراطلاع از جنایت بود،تا اینکه در ادامه بررسی‌ها، کارآگاهان متوجه شدند میهمانی روز قبل ازجنایت وحضوربچه‌ها درخانه پدرشان از سوی مادرشان طراحی شده است. از سویی دیگربررسی‌ها نشان می‌داد زن جوان قبل و بعد از جنایت با وکیلش در تماس بوده است.بدین ترتیب زن جوان چند روزقبل برای چندمین بار تحت بازجویی‌های فنی کارآگاهان جنایی قرارگرفت،اما او این بار با مشاهده مدارک ومستندات پلیسی چاره‌ای جزافشای راز قتل همسرش ندید. «من نگفته بودم او را بکشند، اصلاً برنامه قتل درمیان نبود. زمانی که فرهاد مسأله حضانت پسرم را مطرح کرد، به پدرام مراجعه کردم.او وکیلی بود که یکی از آشنایانم معرفی‌اش کرده و مدعی بود که خیلی حرفه‌ای است. پدرام برای گرفتن رضایت دست به هر کاری زد، اما شوهرم دست بردار نبود و حضانت پسرم را می‌خواست. درنهایت قرار شد پدرام به خانه همسرم برود و با تهدید از او رضایت بگیرد.بعد هم برای آنکه مطمئن شوم فرهاد در خانه است، به بهانه اینکه بچه‌ها دل شان برایش تنگ شده و می‌خواهند او را ببینند، راهی خانه فرهاد شدیم. کلی خوراکی هم خریدم تا ماجرا طبیعی جلوه داده شود. بعد از دو ساعت هم به دنبال بچه‌ها رفتم و آنها را به خانه آوردم. بعد از آن با پدرام تماس گرفتم و او را مطمئن کردم که فرهاد در خانه است. بعد از آن نمی‌دانم چه اتفاقی بین آنها افتاد. فقط فردای آن روز بود که متوجه شدم همسر سابقم کشته شده و عامل این جنایت هم پدرام است.»

دستگیری وکیل جوان
به دنبال اعتراف‌های نازیلا، بلافاصله وکیل جوان دستگیر شد.او که ازبازداشت‌اش شوکه شده بود بلافاصله به قتل ناخواسته با همدستی یکی از دوستانش اعتراف کرد و گفت: «برای گرفتن رضایت از فرهاد از هر ترفندی استفاده کردیم، اما بی‌فایده بود. او رضایت نمی‌داد. به خاطر شغلم و اطلاع کافی از قانون می‌دانستم که موکلم دیگرنمی تواند حضانت پسرش را داشته باشد و فرهاد برنده این ماجراست. تنها راه چاره ،داشتن دست خطی از فرهاد بود که مدرکی معتبر در دادگاه به حساب می‌آمد. دست خطی که نشان می‌داد فرهاد با میل خود، حضانت پسرش را به همسرش داده است. شب حادثه زمانی که مطمئن شدم فرهاد خانه است، به همراه یکی از دوستانم به نام ارسلان به آنجا رفتیم. قبلاً چند بار فرهاد را دیده بودم و باهم حرف زده بودیم، به همین دلیل همدیگر را می‌شناختیم. به بهانه صحبت کردن وارد خانه‌اش شدیم. زمانی که موضوع را مطرح کردم او بازهم مخالفت کرد و من با همدستی ارسلان دست‌هایش را بستم و دستمال گردنش را داخل دهانش گذاشتم تا همسایه‌ها متوجه داد و فریادش نشوند، بعد از آن نیز کمی گلویش را فشار دادم.تا اینکه با تهدیدهای ما او برگه حضانت را امضا کرد و ما از خانه خارج شدیم. اصلاً قصدمان قتل نبود و نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاد.» با اعتراف‌های هولناک وکیل جوان، همدستش نیز بازداشت شد.سپس بازپرس مرادی، دستور بازداشت موقت پدرام را به اتهام مباشرت در قتل و نازیلا و ارسلان را به اتهام معاونت در قتل صادر کرد.

منبع: روزنامه ایران 

بیشتر بخوانید: 

حضانت فرزند با پدر است یا مادر؟

سلب حضانت فرزند از مادر در صورت ازدواج مجدد

سایه خشونت خانگی بر حضانت فرزندان

بهمن
۳۰
سند امنیت زنان در روابط اجتماعی به کجا رسید؟
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
1193
image_pdfimage_print

سند امنیت زنان در روابط اجتماعی که بنا به قانون برنامه پنجم توسعه باید تدوین می‌شد در حالی پس ازگذشت  ۵ سال هنوز وضعیت قطعی ندارد که تنها یک ماه از عمر این برنامه باقیمانده است.

تدوین سند ملی امنیت زنان و کودکان در روابط اجتماعی موضوع ماده ۲۲۷ قانون برنامه پنجم توسعه است که از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال ۹۰ به وزارت کشور ابلاغ و در نهایت اقدام در خصوص تدوین آن به دفتر امور زنان و خانواده این وزارتخانه سپرده شد اما عملا تا شروع به کار دولت یازدهم اقدام چندانی در این زمینه انجام نشد.

در دولت یازدهم، تدوین سند ملی امنیت زنان و کودکان از اردیبهشت ماه سال ۹۳ آغاز شد و پیش‌نویس مقدماتی آن در ۲۰۴ صفحه آماده و برای اعلام نظر به مراجع مربوطه ارسال شد.

پس از بررسی اعلام نظرهای واصله به دفتر امور زنان وزارت کشور و اعمال اصلاحات، ویرایش دوم سند در ۳۸۲ صفحه آماده و در مرداد ماه سال ۱۳۹۴ با امضای وزیر کشور به سازمان مدیریت و برنامه‌­ریزی ارسال شد.  سازمان مدیریت و برنامه‌­ریزی در چندین جلسه­ و با حضور نمایندگان معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و  سایر دستگاه­های مرتبط با موضوع سند، مقررکرد که سند امنیت زنان و کودکان به دو بخش زنان و کودکان تفکیک شود و بخش مربوط به کودکان برای بهره‌برداری در سند ملی حقوق کودک – که در وزارت دادگستری در حال تدوین بود- در اختیار دبیرخانه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک قرار گیرد و بخش مرتبط با زنان، تحت عنوان «سند امنیت زنان در روابط اجتماعی» دوباره تنظیم و سازماندهی شود.

نسخه نهایی سند  تحت عنوان «سند ملی امنیت زنان در روابط اجتماعی» در ۴۳۰ صفحه  توسط دفتر امور زنان و خانواده وزارت کشور تنظیم و در اسفند ماه ۱۳۹۴ به معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و سازمان مدیریت و برنامه ریزی ارسال شد. پس از گذشت حدود ۹ ماه ، فهیمه فرهمندپور- مشاور وزیر کشور در امور زنان و خانواده-تابستان سال جاری از بلاتکلیفی این سند در سازمان برنامه و بودجه انتقاد کرد. در نهایت رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور در تاریخ ۱۷ آذر ماه سال جاری سند امنیت زنان در روابط اجتماعی را به هیات دولت ارسال کرد.

با این حال ۱۸ بهمن ماه شهیندخت مولاوردی- معاون رییس جمهوردر امور زنان و خانواده- درباره آخرین وضعیت این سند گفت که جلسه سه جانبه‌ای با وزارت کشور و سازمان برنامه و بودجه برای مشخص کردن وضعیت سند امنیت زنان در روابط اجتماعی برگزار شده است  و  سازمان برنامه و بودجه درباره مرجع، نحوه تصویب و ابلاغ این سند باید تصمیم بگیرد.

اما محتوای سند امنیت زنان و کودکان در روابط اجتماعی چیست؟

این سند شامل پیشگفتار، چهار بخش اصلی مشتمل بر «کلیات سند راهبردی»، «تعاریف و مفاهیم»، «مطلوبیت­‌های اساسی راهبردی» و «تجزیه و تحلیل شناخت راهبردی»و پنج پیوست­  با عناوین «اسناد بالادستی داخلی و منابع بین‌المللی درباره موضوع امنیت زنان در روابط اجتماعی»، «روش‌شناسی، روش‌ها، فنون و ابزارهای تهیه سند راهبردی»، «خواسته‌ها و انتظارات ذی­نفعان، وظایف کلان دستگاه‌ها»، «تجزیه و تحلیل و شناخت راهبردی»، «گزارش روند تهیه پیش‌نویس سند ملی امنیت زنان در روابط اجتماعی» و ۱۲ ضمیمه برای این پیوست و فهرست منابع می‌شود.

موضوعات راهبردی سند امنیت زنان و خانواده در روابط اجتماعی شامل ۸ محور می‌شود که عبارتند از : ظرفیت‌سازی و افزایش مشارکت عمومی، مدیریت فرهنگ عمومی،زیرساخت‌ها (سازمانی، حقوقی، انسانی و اطلاعاتی)، مسؤول‌سازی و هماهنگ‌سازی و مدیریت محیط تعاملی،مدیریت سلامت زنان و کودکان (جسمانی، روانی، اخلاقی و اجتماعی)،  تحکیم خانواده، رسانه‌ها و مدیریت دانش.ذیل این محورهای هشت‌گانه ۱۸ هدف راهبردی، ۶۵ راهبرد و ۱۸۸ شاخص سنجش تعریف شده است.

به گزارش ایسنا، با توجه به انجام کارهای کارشناسی مفصل روی سند امنیت زنان و خانواده در روابط اجتماعی و نیاز کشور به اسنادی که اجرای آن در کشور باعث کاهش خشونت به‌ویژه علیه زنان شود انتظار می‌رود که تکلیف این سند تا قبل از پایان دوره دولت یازدهم مشخص شود.

منبع: ایسنا

بهمن
۲۹
معمای قتل نوزاد دوماهه
این سو و آن سو خبر
۰
,
Concept of child abuse - Smoking in the vicinity of children
image_pdfimage_print

Photo: Micha Klootwijk/Bigstockphoto.com

زن جوان که پس ازمرگ مرموز نوزاد دو ماهه‌اش بازداشت شده بود، در تحقیقات جنایی مدعی شد فرزند‌ش توسط پسر صاحبکارش کشته شده است. بدین ترتیب دستگیری مرد جوان دردستورکارپلیس قرارگرفت.

چندی قبل زن جوانی که نوزادی درآغوش داشت به یکی از مراکز درمانی جنوب پایتخت رفت. صورت نوزاد دو ماهه کبود شده بود و متخصصان پس از معاینات اولیه ازمرگ نوزاد خبردادند.

پس ازاعلام مرگ مشکوک به پلیس، به دستور بازپرس جنایی، جسد برای تعیین علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. این درحالی بود که مادر نوزاد مدعی بود که در کنار کودکش خواب بوده و زمانی که بیدار شده، پی برده نوزادش به سختی نفس می‌کشد.

در ادامه تحقیقات، پزشکی قانونی علت مرگ نوزاد را به خاطر مصرف متادون اعلام کرد. بدین ترتیب با دستور بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، دستور بازداشت زن جوان صادر شد.
او محل سکونتش را تغییر داده و نشانی محل زندگی جدیدش مشخص نبود، اما با تلاش کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت، زن جوان ردیابی و دستگیر شد.

او زمانی که در مقابل بازپرس جنایی ایستاد، ادعای جدیدی را در رابطه با مرگ فرزندش مطرح کرد و گفت: «مدت‌ها قبل به خاطر اختلافاتی که با همسرم داشتم از او جدا شدم. بعد از آن برای تهیه هزینه مواد مخدر و خرج زندگی‌ام تصمیم گرفتم در خانه‌ها کار کنم. بچه را با خودم به خانه‌های مردم می‌بردم و چون نوزاد بود بیشتر مواقع می‌خوابید و من به کارهایم می‌رسیدم. روز حادثه هم چون شیشه کشیده بودم حال خوبی نداشتم و تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم. در خواب و بیداری بودم که مهیار، پسر صاحبخانه‌ای که درآنجا کار می کردم را دیدم که بالای سرم بود.او داخل آب قند بچه ام، متادون ریخت و با زور به اوخوراند. او بچه‌ام را کشت و من که در خماری مواد بودم نتوانستم هیچ حرکتی کنم. حالم که کمی بهتر شد، بچه را  به بیمارستان بردم که به من گفتند او مرده است.

به دنبال اظهارات زن شیشه‌ای، بازپرس جنایی دستور بازداشت مهیار را صادر کرد اما زمانی که کارآگاهان راهی محل زندگی مهیار شدند، دریافتند که او متواری شده است.درحال حاضر تحقیقات برای دستگیری مرد جوان و افشای راز قتل نوزاد دو ماهه از سوی بازپرس وکارآگاهان جنایی ادامه دارد.

منبع: روزنامه ایران

بهمن
۲۹
پایان کابوس چهارده ساله اعدام برای قتل همسر
این سو و آن سو خبر
۰
,
Iran_34
image_pdfimage_print

آریشگر جوان که ۱۴ سال پیش همسرش را در جریان مشاجره خانوادگی به قتل رسانده و به قصاص محکوم شده بود با رضایت والدین مقتول، از چوبه‌دار رهایی یافت.

زن جوان سحرگاه ۲۸ خرداد سال ۸۱ در یکی از محله‌های شهرری کشته شد. شوهرش- محمد- نیز در تماس با کلانتری خبر داد همسرش را با چاقو به قتل رسانده است. سپس تیم جنایی به همراه بازپرس کشیک قتل در محل قتل حاضر شده و جسد قربانی پس از بررسی‌های مقدماتی به پزشکی قانونی انتقال یافت.در نخستین مرحله از تحقیقات، مأموران اداره آگاهی پی بردند مرد جوان هنگام مشاجره با همسرش او را با چاقو به قتل رسانده است.سپس مرد آرایشگر در دادگاه محاکمه شد و قضات با توجه به درخواست اولیای دم، او را به قصاص محکوم کردند. اما با گذشت چند سال از جنایت، والدین مقتول دامادشان را به‌خاطر دختر ۱۴ ساله‌اش که در زمان قتل ۶ ماهه بود بخشیدند. بدین‌ترتیب مرد جوان از جنبه عمومی جرم محاکمه شد و قاضی زایی رئیس شعبه دوم دادگاه کیفری به پرس و جو از او پرداخت:
در زمان ارتکاب جرم چند ساله بودی؟ ۲۰ ساله.

در طول این ۱۴ سال که در زندان بودی به چه چیزهایی فکر کردی؟ فقط تنها دغدغه‌ام آینده دخترم است.

پشیمان هستی؟ بله، چون نمی‌خواستم زنم را بکشم این حماقت من بود که چاقو را برداشتم و زندگی‌ام را سیاه کردم. من همسرم را دوست داشتم.

فکر می‌کنی دخترت تو را به‌عنوان پدرش قبول کند؟ نمی‌دانم اما از اعماق وجودم دوستش دارم و برای آزاد شدنم لحظه شماری می‌کنم تا دخترم را ببینم. دخترم ۶ ماهه بود که به زندان رفتم و از ۵ سالگی‌اش تا الآن او را ندیده‌ام. اما امیدوارم خانواده همسرم و دخترم مرا به‌خاطر اشتباه جبران نشدنی‌ام ببخشند. باور کنید در طول ۱۴ سال زندگی در زندان پیر شده ام. هر روز از خدا و روح همسرم طلب بخشش کرده ام. امیدوارم مرا ببخشند!

بدین‌ترتیب پس از پایان جلسه، قضات برای صدور رأی نهایی وارد شور شده و با توجه به اینکه متهم ۱۴ سال در زندان بوده است، حکم آزادی‌اش را صادر کردند.

منبع: روزنامه ایران 

بهمن
۲۸
همسرش را کشت و مستقیم به کلانتری رفت
این سو و آن سو خبر
۰
,
Red blood trace leak out of scary door keyhole burglary criminal murder metaphor
image_pdfimage_print

Photo: arsen merc/bigstockphoto.com

مرد جوانی از اهالی عالیشهر استان بوشهر نیمه شب به کلانتری رفت و اعتراف کرد که همسر جوانش را در جریان درگیری کشته است. این مرد که در بازجویی‌ها به مأموران گفت: نیمه شب به‌خاطر اختلاف‌های خانوادگی با همسرم مشاجره کردیم و هنگام درگیری با فشار دادن گلویش او را خفه کردم.

مأموران آگاهی پس از حضور در خانه مرد ۳۹ ساله، با جسد همسر ۲۲ ساله‌اش روبه رو شدند. پزشک قانونی هم تأیید کرد این زن با فشار به گلویش به قتل رسیده است.

منبع: ایران 

بهمن
۲۷
افشای راز فروش پسر چهار ساله در زندان زنان
این سو و آن سو خبر
۰
, ,
30503_757
image_pdfimage_print

راز سیاه فروش پسربچه یک زن معتاد در زندان زنان فاش شد. زن زندانی مراقبت از فرزند خردسالش را به زن دیگری سپرده بود اما پس از زندانی شدن وی متوجه شد فرزندش از سوی او فروخته شده است. متهم، زمانی که در مقابل بازپرس جنایی ایستاد، منکر فروش بچه شد و ادعا کرد که او را نزد خانواده‌ای ثروتمند به امانت سپرده است.

اسفند سال گذشته، زنی به نام میترا پسرش را به یکی از دوستانش به نام المیرا سپرد.مادر، اعتیاد شدید به مواد مخدر داشت به همین خاطر حوصله شیطنت‌های پسرش را نداشت.

چند روز بعد از این ماجرا بود که میترا در جریان یک سرقت، همراه مرد جوانی دستگیر و به زندان منتقل شد. بعد از آن هم هیچ خبری از پسرش پرهام و دوستش المیرا نداشت. او با این تصور که پسرش نزد المیرا است و از او مراقبت می‌کند، خیالش راحت بود.

اما چندی قبل او در زندان زنان، المیرا را دید که به جرم دزدی بازداشت شده بود. میترا همان موقع سراغ پسرش را گرفت و زن جوان به او اطمینان داد که حال پرهام خوب است و خانواده‌اش از او به خوبی مراقبت می‌کنند. اما میترا  که احساس کرده بود دوستش به او دروغ گفته است به پیگیری ماجرا پرداخت. تا اینکه المیرا لب به سخن گشود و مدعی شد پرهام را به خانواده‌ای ثروتمند فروخته و پول خوبی از این معامله به‌دست آورده است.

میترا نیز به محض اطلاع از ماجرا، بلافاصله از زن جوان شکایت کرد. به دنبال این شکایت پرونده‌ای در این خصوص تشکیل شد و برای رسیدگی، با نیابت قضایی به شعبه نهم بازپرسی دادسرای امور جنایی پایتخت ارجاع شد.

بدین ترتیب بازپرس سهرابی دستور انتقال المیرا را از زندان به دادسرا صادر کرد. متهم دیروز پس از حضور در دادسرا به بازپرس گفت: قبول دارم که میترا پسرش را برای مراقبت و نگهداری به من سپرده است اما فروش او را قبول ندارم. چون شرایط زندگی‌ام خوب نبود، پرهام را به خانواده ثروتمندی سپردم تا از او مراقبت کنند. هر زمان که شما بخواهید با آن خانواده تماس می‌گیرم و می‌خواهم که پرهام را برای دیدن مادرش به زندان ببرند. با توجه به اظهارات متهم جوان، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران دستور تحقیقات تخصصی در این خصوص را صادر کرد تا پس از مشخص شدن سرنوشت مبهم پسرک در این باره تصمیم گرفته شود.

منبع: روزنامه ایران 

بهمن
۲۷
پسر۴ ساله، قربانی اشتباه پدر؟
این سو و آن سو خبر
۰
,
iran
image_pdfimage_print

پزشک قلابی و پدرجوان که پس ازمرگ دلخراش کودک ۴ ساله دستگیر شده‌اند، دربازجویی‌ها اتهام خود را نپذیرفتند. پزشک قلابی مدعی است که ۳ ساعت بعد از خوردن متادون توسط پسرک وارد خانه شده است اما پدر کودک می‌گوید قصد داشته بچه را به بیمارستان ببرد اما دکتر- قلابی – مانعش شده است.

پزشک قلابی با موهای ژولیده و ظاهری به هم ریخته، درحضوربازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران نشسته بود. اعتماد به نفس بالایی داشت و هر کلمه‌ای که به زبان می‌آورد منطقی پشتش قرار می‌داد. سعی داشت جملاتی را انتخاب کند که از اتهامش کم کند وازاتهام قتل پسرک رها شود. در کنار‌ش نیز پدر شایان نشسته بود که مهندس مکانیک است. درابتدای جلسه تحقیق، مدیر ساختمان گفت: حدود ۴ سال قبل پدر و مادر کامران – پزشک قلابی – که ساکن مجتمع بودند به فاصله کوتاهی فوت کردند. بعد ازمرگ آنها کامران را برای نخستین بار دیدیم. پسر عمویش می‌گفت: کامران به خاطر مشکلاتی که داشته حدود دوسال ازسوی خانواده‌اش حبس شده بود.آن طورکه اومی گفت: کامران تحصیلاتی در خارج از کشور ندارد و تنها ۱۵ روز برای ترک اعتیاد به مالزی برده شد. کامران رفتار معقولی باهمه داشت و همه او را دکتر صدا می‌کردند. حتی برای من‌«ام آر آی» و چند نسخه هم برای سایر ساکنان ساختمان نوشت. همیشه از بوی تعفن داخل آپارتمانش شکایت داشتیم و بعد از دستگیری‌اش وقتی با هماهنگی قضایی وارد خانه شدیم پی بردیم که کامران واحد ۱۴۲ متری را درمنطقه سعادت آباد به زباله دانی تبدیل کرده است. داخل حمام به قدری آشغال بود که من نمی‌دانم او چطور حمام می‌کرد. او شب‌ها هم روی آشغال‌ها می‌خوابید. پس ازاین ماجرا وهنگام تمیزکردن خانه کامران، یک متر لیزری و یک میخ پرچ پیدا کردیم. دو سال قبل ما تعمیرات داشتیم و کارگرها وسایل شان را در لابی ساختمان می‌گذاشتند، یک روز متوجه شدیم که وسایل گم شده‌اند و وسایل جدید خریدیم. بعد ازدو سال وسایلی که ناپدید شده بود را داخل خانه کامران پیدا کردیم.»

درادامه جلسه، کامران به بازپرس گفت: «لیسانس متالوژی دارم و برای ادامه تحصیل به مالزی رفتم و مدرک متالوگرافی گرفتم. اما چون مدرکم به زبان انگلیسی بود و باید به فارسی ترجمه می‌کردم، این کار را نکردم و به همین دلیل نتوانستم مهر پزشکی بگیرم. وقتی به تهران آمدم پدر و مادرم در عرض ۴ ماه فوت کردند. تنها برادرم نیزسال ها قبل در استخر غرق شد. به همین دلیل کسی را نداشتم و این تنهایی باعث افسردگی من شد. اوایل که به تهران آمده بودم در مؤسسات زبان تدریس می‌کردم. اما بعد از یک سال این کار را ترک کردم و تصمیم گرفتم کمی طبابت کنم. البته من برای کسی نسخه ننوشتم وفقط چهار بار از مهر جعلی استفاده کردم که برای انجام آزمایش بود. دو مهر جعلی درست کردم که یکی شماره نظام پزشکی‌اش اشتباه بود و آن را معدوم کردم و دومی شماره نظام پزشکی‌اش مربوط به دندانپزشکی با فامیلی خودم بود.

او در رابطه با ماجرای مرگ شایان نیزگفت: «من ساعت ۱۲ شب حادثه به خانه پدر شایان رفتم. درحالی که طبق نظریه پزشکی قانونی زمان استفاده از شربت متادون ۳ ساعت قبل از حضور من بوده است. او می‌توانست در این مدت بچه‌اش را به دکتر ببرد. من هیچ دارویی تجویز نکرده‌ام و حتی قرص زغال را هم خود پدر و مادر شایان به او داده بودند. قبول دارم که مریضم و کمی مشکل دارم اما دست داشتن در مرگ کودک را قبول ندارم.»

پدر شایان هم اظهارکرد: «من مهندس هستم و به صورت تفننی مواد مصرف می‌کنم. متادون را هم برای همین مسأله گرفتم. من می‌خواستم بچه را  نزد دکتر ببرم، او را روی کولم گذاشته بودم که یک دفعه کامران وارد شد و او را معاینه کرد و گفت حالش خوب می‌شود. گفت اگر سر و صدایی هم از بچه شنیدید موضوع نگران‌کننده‌ای نیست. ساعت حدود دو نصفه شب بود که متوجه شدم بچه نفس نمی‌کشد.همان موقع با اورژانس تماس گرفتم که وقتی آمدند وبچه را معاینه کردند گفتند بچه فوت کرده است.»

در ادامه بازپرس منافی آذر، دکتر قلابی را به اتهام مشارکت در قتل عمدی شبه عمدی کودک چهار ساله، دخالت در امور پزشکی و معرفی خود به‌عنوان پزشک، جعل عنوان پزشک و جعل مهر پزشکی و سرقت و پدر شایان را به اتهام مشارکت در قتل شبه عمدی پسرش، انتقال  ندادن بموقع او به مرکز درمانی و بی‌توجهی به وضعیت کودک بازداشت کرد. ضمن اینکه دستورتحقیقات ویژه جنایی برای رفع ابهام‌های موجود درپرونده نیزصادروتیمی ازکارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی مسئول تحقیق دراین باره شدند.

منبع: ایران

بهمن
۲۶
نود درصد بیماری‌های ژنتیکی در خانواده‌ها تکرار می‌شود
این سو و آن سو خبر
۰
,
43
image_pdfimage_print

رییس انجمن ژنتیک ایران گفت: متاسفانه در ایران ۴۵ درصد ازدواج‌ها فامیلی است و این موضوع عامل اصلی افزایش بیماری‌های ژنتیکی است.

محمود تولایی؛ رییس انجمن ژنتیک ایران درباره بیماری‌های ژنتیک گفت: در مباحث انسان شناسی معاصر طرح ژنتیک انسانی، از ابتدای هزاره سوم با کمک ده‌ها کشور آغاز شد. در این طرح تمامی ژن‌های انسانی (حدود ۳۰۰۰ ژن) را طبقه بندی کردند. اطلاعات به دست آمده از این طرح، تحولات بسیاری را به وجود آورد که به پیش‌گیری اختلالات ژنتیکی در مناطق مختلف جهان کمک بسیاری کرد و باعث شد تا پیشگیری‌هایی در خصوص مشکلاتی که کشورها در حوزه سلامت دارند؛ انجام پذیرد.

تولایی در مورد پیشگیری از تولد نوزادانی که اختلالات ژنتیکی دارند، خاطرنشان کرد: ما می‌توانیم با فرهنگ‌سازی، بسیاری از بیماری‌های ژنتیکی که منشا ازدواج‌های فامیلی دارند را شناسایی کنیم و با پیش‌گیری، تعداد تولد نوزادانی که با اختلالات ژنتیکی متولد می‌شوند را کاهش دهیم. به عنوان مثال در حوزه عقب ماندگی، اگر در خانواده مورد دومی پیدا شود، متوجه می‌شویم که یک مشکل ژنتیکی در خانواده وجود دارد و پس از آن می‌توان با پیشگیری جلوی تکرار آن را گرفت. در چنین مواردی می‌توان اینگونه توصیف کرد که اگر قبل از ازدواج زوجین آزمایش ژنتیک انجام می‌دادند؛ نوزادی با چنین شرایطی هرگز متولد نمی‌شد.

رییس انجمن ژنتیک ایران با اعلام آمار ازدواج‌های فامیلی در ایران ادامه داد: متاسفانه در کشور ما ۴۵ درصد ازدواج‌ها فامیلی است و این موضوع عامل اصلی افزایش تعداد بیماران با منشا ژنتیکی است. آزمایش‌هایی که در شهرستان‌هایی مانند پاکدشت، ورامین و مناطق اطراف تهران انجام شد؛ نشان داد که ۹۰ درصد بیماری‌های ژنتیکی در خانواده‌ها تکرار شده است و ریشه همه آنها اختلالات ژنتیکی است.

وی تصریح کرد: این موضوع بسیار مهم است که اگر قبل از ازدواج زوجین مشاوره ژنتیک انجام می‌دادند ما با کاهش ۷۰ درصدی این بیماری‌ها روبه‌رو می‌شدیم ولی متاسفانه در اکثر مواقع با اصرار دو طرف ازدواج صورت می‌گیرد.

راهکار دیگری برای جلوگیری از افزایش تولد نوزادان با اختلالات ژنتیکی وجود دارد و آن این است که با کمک وزارت بهداشت، صدا و سیما و بهزیستی همتی ایجاد شود که با اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی در جامعه، مدارس و  همچنین اطلاع‌رسانی در پادگان‌ها آموزش‌هایی انجام شود تا عموم مردم با خطرات و مشکلات ژنتیکی آشنا شوند.

وی افزود: ما می‌توانیم با پرسش‌نامه‌هایی که در اختیار عموم مردم قرار می‌دهیم آنها را با مشکلاتی که دارند، آشنا کنیم تا بدانند که در خانواده‌ آنها چه بیماری‌هایی وجود دارد. این موضوع باعث می‌شود که هزینه‌های آزمایشات ژنتیک پیش از ازدواج وجود نداشته باشد.

منبع: ایلنا