صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  این ترک های دوست داش...
خرداد
۹
این ترک های دوست داشتنی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print

ص

عکس: DeeAshley

 ماهرخ غلامحسین پور- روزنامه نگار

وقتی زنی می زاید، با کودکش رنج هم می زاید. ترک ها و افتادگی پوست و بی ریختی شکمی که تا دیروز صاف و یک دست بود، اما امروز دیگر نیست، ما را نسبت به تنمان خشن می کند. دیگری را نسبت به تنمان خشن تر می کند. خودمان را دوست نداریم. برهنه که می شویم دیگر به خودمان در آینه و شکمی که زمانی صاف و یکدست بود خیره نمی شویم. با سرخوشی دست به شکممان نمی سابیم. بدمان می آید از پوستی که آویزان شده، قلمبه قلمبه چین می خورد تا پایین. دیگری هم نسبت به تنمان نامهربان می شود. به تنمان دست نمی کشد. اولش می گوییم لابد به زودی ترمیم می شود. اما نمی شود و باقی می ماند. ما حسمان را لابلای آن ترک ها گم می کنیم. بعدش دیگری پیشنهاد می دهد که برویم جراحی کنیم..

بیش از حد بابت این ترک ها رنجور نباشیم

دکتر سیمین صبری، روانپزشک ساکن نروژ در این باره می گوید: نباید نقش همسر را با بیان الفاظ ناخوشایند و گاه تمسخر آمیز به علت تغییرات پوستی بعد از زایمان و بروز ترک ها نادیده گرفت.

به اعتقاد من اگر مردی گمان می کند ارزش شریک زندگی او با تغییراتی که به ناچار در ظاهر همسرش ایجاد می شود، بالا و پایین می رود و یا کم و زیاد می شود، باید به تعریف او از یک «زن با ارزش» تردید جدی داشت.

علاقه عاطفی که به ظاهر طرف دیگر وابسته مطلق است، با وزش هر بادی که منجر به تغییرات ظاهری می شود، به آن رابطه آسیب زده و منجر به فرسایش زندگی زناشویی می شود.

مردی که نتواند بهایی را که زن به قیمت تغییر در اندام های بدنش، ریسک ابتلا به بیماری قند و مسمومیت بارداری و پارگی های کانال های زایمان ، برای کودکش می پردازد عاشقانه درک کند و نقاط جذاب و زیبای همسرش را از دوران آشنایی تا جوانی و بارداری و مادری از یک شکلی به شکل دیگر دنبال کند و از هر کدام از مراحل زندگی لذت ببرد، از درک همه جانبه زیبایی های زندگی‌ رنج می برد.

 چنین فردی حتی اگر امروز ترک های پوست و تغییرات در بدن همسرش با معجزات علم پزشکی‌ برطرف شود، همواره در معرض تهدید انواع و اقسام حوادث و بیماری ها در دنیایی پر از حادثه و خطر است و کسی‌ نمی‌تواند او و همسرش را از این قبیل صدمات مصون سازد. در مقابله  با چنین افرادی باید تلاش نمود که دیدگاه آنها را به ارزش هایی که میان یک زن و مرد آرامش و محبت را پدید می آورد  معطوف کرد.

این روانپزشک در گفت و گو با خانه امن ادامه می دهد:« اسکارو ترک های پوستی در هنگام بلوغ و رشد سریع نوجوانان، بروز چاقی های مفرط و دوران بارداری بخصوص در ناحیه شکم و سینه ایجاد می شوند و از نظر زیبایی به اندام بانوان آسیب زده و  باعث ناراحتی و دل آزردگی زنان می شوند که البته این دل آزردگی تا حدی طبیعی است.

این دلخوری دقیقا به نارضایتی کسانی شبیه است که از اعضای بدن، قد، وزن و شکل و فرم نقاط مختلف بدنشان ناراضی اند و البته حسی معمولی است.

اما اگر این حس بد به مرحله ای برسد که جریان عادی زندگی را به مخاطر بیاندازد و در مسیر زندگی مشکل ایجاد کند ، به وسواس یا عامل  افسردگی تبدیل شود، یا باعث بروز حالت هیجانی و دلواپس بودن شود و به کیفیت معمول زندگی آسیب بزند باید وارد مراحل درمانی شود.

این حالات آن موقع پاتالوگیک یا بیمارگونه اند که امکان کار، لذت از زندگی‌ و امکان داشتن زندگی‌ معمولی‌ را از ما سلب می­کنند. بی‌ خوابی‌‌ها و اضطرابها و و دغدغه های که دست از سر ما  برنمیدارند و ما را روزی به دکتر میکشانند

 ترکهای پوستی‌ هم اگر بیش از حد نرمال ما را اذیت کند و کیفیت زندگی‌ ما را به هم بریزد یا لذت زندگی را بر ما حرام کند، دیگر نرمال نیستند بلکه پاتالوگیک یا بیمار گونه  اند».

.شوهرم می گوید عمل کن

رکسانا را در یک سالن ورزشی دیدم. با لباسش احساس راحتی نمی کرد. مرتبا” نگران این بود که مبادا بلوزش حین حرکات کششی بالا برود و چروک ها و خطوط شکمش دیده بشوند.

او که یک دخترک پنج ساله دارد می گوید: زمانی شکمش صاف بود. خبری از ترک و چروک ها خبری نبودند. اما حالا او حس ناخوشایندی نسبت به تنش دارد زیرا همسرش مستقیم و غیر مستقیم درباره بدنش حرف میزند و یا خوش هیکلی زنهای دیگر را به رخش می کشد. رکسانا می گوید که تازکی رابطه جنسی شان کم شده. خودش هم دیگر خودش را دوست ندارد. کمتر رغبت می کند در آینه خودش را دید بزند. و شوهرش می گوید بهتر است شکمش را به تیغ جراحی بسپارد.

الان پنج سال است آن شبها  و خوشبختی را باد با خود برده. شکافی درست شده بینمان به اندازه تمام ترک ها و تغییرات روی بدنم. اولش می گفتی این ترک ها را هم دوست داری. روی خط های شکمم را می بوسیدی. آنها یادگار رشد جنینی دخترکمان بودند. هم آن موجودی که هر دومان عاشقش هستیم و با او زندگی مان پوست انداخته. اما هی که زمان می گذشت آن ترک ها آبی می شدند . قرمز می شدند. قهوه ای می شدند. پوست می انداختند و رنگ عوض می کردند. پوست شکمم شل و وارفته شده بود. چربی ها که آب شدند یک کیسه شل و وارفته زیر پیراهنم ماند که رنگارنگ بود و با راه رفتنم تکان می خورد. هنوز هم نمی دانم آن ترک ها را دوست داشته باشم  به یادگاری مادر شدنم یا ازشان متنفر باشم که باعث شده اند دیگر دستت را شکمم نگذاری. حالا شکافی مانده بینمان به اندازه همه آن رگ به رگ های دوست داشتنی.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱