صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر  »  مراکز مشاوره؛ تسکینی...
خرداد
۱
مراکز مشاوره؛ تسکینی برای دلشوره‌های پدرانه و مادرانه
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

11947_388

عکس: مهرخانه

مرد فوق‌لیسانس مدیریت دارد و زن لیسانس هنر. از دلیل مراجعه‌شان به اینجا می‌پرسم و مرد که ۴۹ ساله است و انگار دل پری دارد، می‌گوید: دختر ۱۷ ساله‌ای داریم که به اندازه صد تا بچه، در این چند وقت پیرمان کرده است و جرأت هم نداریم به او حرف بزنیم.

اینجا یکی از مراکز مشاوره‌ تهران است؛ ساختمانی دو طبقه که در دومین ماه بهار پر شده از گل‌های رنگارنگ و تصاویر زیبا و جملات الهام‌بخش روی دیوارها که به مراجعین آرامش می‌دهد. اول صبح است و در حال حاضر بیشتر مادران و فرزندانشان به این مرکز مشاوره مراجعه کرده‌اند. یکی برای مشاوره درسی، یکی برای مشاوره خانوادگی، یکی می‌گوید فرزندم به حرفم گوش نمی‌دهد و دیگری از اعتماد به نفس پایین فرزندش گلایه می‌کند و پدر و مادری نیز می‌گویند که دخترشان به اندازه چندین سال پیرشان کرده است.

به گزارش مهرخانه، همه صندلی‌ها پر است. اتاق گفتاردرمانی پایین قرار دارد و اتاق مشاوره‌ها در طبقه بالا. منشی یکی‌یکی مراجعین را صدا می‌کند و آنها را به طبقه بالا هدایت می‌نماید. برخی نیز بار اولشان است که به این مرکز آمده‌اند و باید پرونده‌شان تکمیل شود. هزینه هر مراجعه ۱۵ هزار تومان است و تقریبا هر مشاور برای هر فرد حدود نیم ساعت وقت می‌گذارد.

پسرم مدام استرس درس‌هایش را دارد

مادر تقریباً ۴۰ ساله‌ای روی صندلی‌ها نشسته، پسر جوانی کنارش است که مدام پایش را تکان می‌دهد و عینکش را درمی‌آورد و دوباره بر صورت می‌زند. کتاب حسابان در دست دارد. از صحبت‌هایشان متوجه می‌شوم که برای کنکور درس می‌خواند و حالا برای برنامه‌ریزی درسی به اینجا آمده است. استرس و نگرانی در نگاه این پسر موج می‌زند. دلش می‌خواهد مهندسی برق دانشگاه شریف قبول شود.

مادرش می‌گوید: پسرم امید، مدام استرس دارد، آخه بچه‌ام خیلی درس می‌خونه شاگرد اول کلاسشونه، چند وقته هیچ‌جایی نمی‌آد؛ همش سرش تو کتابه. الان چند وقته از استرس شب‌ها خوب نمی‌خوابه؛ آوردمش اینجا تا مشاور باهاش صحبت کنه، آخه چند وقته دیگه امتحاناتشم شروع می‌شه، اونوقت نمی‌تونه آنطور که باید درس بخونه.

خود این مادر که دیپلمه است و خانه‌دار، در خصوص روش آشنایی‌اش با این مرکز مشاوره می‌گوید: از زمانی‌که به این محل آمده‌ام با این مرکز آشنا شدم و همیشه برای برنامه‌ریزی‌های درسی پسرم یا مسائل و مشکلاتی که در زندگیم وجود دارد، به اینجا می‌آیم و خیلی هم از مشاورین اینجا راضی‌ام. حتی شده به خاطر اختلافاتی که بر سر یک موضوع با همسر داشته‌ام، به خصوص در روش تربیتی پسرم، به این مرکز مشاوره مراجعه کرده‌ام.

همسرم اصلاً در این زندگی سخت همراهی‌ام نمی‌کند

منشی صدایشان می‌کند و به طبقه بالا می‌روند. کمی ‌آنسوتر زنی که دختر کم‌توان ذهنی دارد، نشسته است. از برخوردهایشان مشخص است که زیاد اینجا می‌آیند و وقتی سر صحبت را باز کردم این زن ۴۲ ساله، گفت که هر هفته معصومه را برای گفتاردرمانی به اینجا می‌آورد.

او ادامه می‌دهد: معصومه اصلاً حرف زدن بلد نبود و از آنجایی‌که سال آینده باید به مدرسه برود تصمیم گرفتم چندین جلسه به اینجا بیاورمش تا بتواند خوب حرف بزند و واقعاً هم تأثیر گذاشته است.

از او می‌پرسم تا به حال برای کاری به جز گفتاردرمانی دخترش هم به این مرکز مراچعه کرده است و پاسخ داد: قبلاً نه، ولی چند ماهی است که خودم هم برای مشاوره به اینجا می‌آیم. هر چه معصومه بزرگ‌تر می‌شود، انگار مشکلات من هم بزرگ‌تر می‌شود. همسرم اصلاً در این زندگی سخت همراهی‌ام نمی‌کند و به خاطر معصومه خیلی با هم اختلاف داریم. تا ساعت ۱۰ شب به خانه نمی‌آید و وقتی هم که خانه است، مدام سرش را با پسر ۱۲ ساله‌ام گرم می‌کند. کم پیش می‌آید که با هم صحبت کنیم. خیلی از هم دور شدیم و همین موضوع زندگی سردی را برای هر دوی ما به وجود آورده است. همسرم میگه باید بچه را ببریم یک مرکز نگهداری، ولی من نمی‌تونم قبول کنم. به همین خاطر چند هفته‌ایست که برای حل مشکلاتم مشاوره می‌شوم؛ البته مشاوری که من به او مراجعه می‌کنم، می‌گوید این مشکل در اکثر خانواده‌هایی که فرزند معلول دارند طبیعی است و حتماً رفع می‌شود.

 پریا دخترم مدتی است که با پسری دوست است

گرم صحبت می‌شویم که زن و شوهری وارد مرکز مشاوره می‌شوند و پس از صحبت با منشی روی صندلی‌ها می‌نشینند. به خاطر دخترشان به اینجا آمده‌اند. هر دویشان کارمند شهرداری‌اند. مرد فوق‌لیسانس مدیریت دارد و زن لیسانس هنر. از دلیل مراجعه‌شان به اینجا می‌پرسم و مرد که ۴۹ ساله است و انگار دل پری دارد، می‌گوید: دختر ۱۷ ساله‌ای داریم که به اندازه صد تا بچه، در این چند وقت پیرمان کرده است و جرأت هم نداریم به او حرف بزنیم.

زن ادامه می‌دهد: پریا؛ دخترم مدتی است که با پسری دوست است و هرکاری می‌کنیم او را فراموش نمی‌کند. از ۱۵ سالگی‌اش همین بساط را داشته‌ایم مدام با پسرها دوست می‌شد. اوایل به همسرم نمی‌گفتم، ولی وقتی اشتباهاتش زیاد شد، او را نیز در جریان قرار دادم. یک مدت موبایلش را از او گرفتیم و سخت‌گیری کردیم، ولی فایده‌ای نداشت. ما خیلی نگرانشیم. خب با این رابطه‌ها ضربه می‌خوره. چند وقت پیش با هم رفته بودیم کفش بخریم من نمی‌دونم چه جوری فروشنده شمارشو داده بود به پریا؛ حالا چند وقته با هم دوست شدند و می‌گه می‌خوام باهاش ازدواج کنم. زنگ زدم به پسره هر چی دلم خواسته بهش گفتم. اونم دیگه از ترسش گوشیشو خاموش کرده. حالا دخترم همش نشسته خونه داره گریه می‌کنه. به خدا یک دقیقه نمی‌تونیم تنهاش بگذاریم. الانم گذاشتیمش خونه خواهرم اومدیم اینجا؛ تا شاید بتونیم این مشکل را حل کنیم.

پدر پریا نیز می‌گوید: قبلاً درسش خیلی خوب بود، ولی حالا اصلاً درس نمی‌خونه؛ انگار نه انگار که چند وقته دیگه امتحان‌های نهایی‌اش شروع میشه. به خدا بچه‌های همکارامونو می‌بینم کیف می‌کنم؛ همش سرشون تو کتابه، ولی دختر من مدام دنبال جدیدترین مدل گوشی و بهترین روش چت و از این حرفاست.

پسرم سال دوم دانشگاه است، ولی اعتماد به نفس ندارد

زن دیگری نیز به همراه پسر جوانش بر روی صندلی‌ها نشسته و کمی ‌بی‌حوصله به نظر می‌آید. منشی پسرش را صدا می‌زند و می‌گوید که برو به اتاق ۲۰۳٫ مادر نیز بلند می‌شود تا به همراه پسر برود که منشی به او می‌گوید: شما بنشینید فقط آقازاده باید تشریف ببرن.

پسر چند لحظه مکث می‌کند؛ انگار نگران چیزی است، ولی وقتی می‌بیند راه دیگری ندارد به طبقه بالا می‌رود. مادرش می‌گوید: پسرم با اینکه ۲۰ سال سن دارد، ولی یک لحظه هم از من جدا نمی‌شود. سال دوم دانشگاه است، ولی اعتماد به نفس ندارد. مدام دست‌هایش عرق می‌کند. تا به امروز یک‌بار نشده که تنها به دانشگاه برود. هر روز با ماشین می‌رسونمش دانشگاه و بعد می‌روم دنبالش. اصلاً با کسی دوست نمی‌شود.

وی ادامه می‌دهد: نوید نقریباً ۱۳ ساله بود که من و پدرش از هم جدا شدیم. پدرش معتاد بود و مرا خیلی اذیت می‌کرد. من هم چون خودم شاغل بودم بعد از طلاق از پس زندگیم برآمدم و نگذاشتم به پسرم سخت بگذره، ولی انگار زیادی به خودم وابستش کردم و از این بابت خیلی نگرانم. دلم می‌خواد پسرم خودش برای خودش تصمیم بگیره، ولی نوید همیشه تو تصمیم‌گیری مردده. خدا کنه زودتر خوب بشه؛ چون خودش بیشتر از من داره اذیت میشه.

عمده‌ترین دلایل مراجعه والدین به مراکز مشاوره از زبان یک مشاور خانواده

ساعت به ۱۱:۳۰ صبح نزدیک می‌شود و آخرین مراجعه‌کنندگان نیز مرکز مشاوره را ترک می‌کنند. برای گفتگو به سراغ یکی از مشاورین می‌رویم. مجید خلیلی فوق‌لیسانس روانشناسی دارد و سال‌هاست که در این مرکز مشاوره، خدمات مشاوره را به مراجعین ارائه می‌دهد.

او آینده‌نگری و نگرانی و ترس از آینده فرزندان را دلیل اصلی مراجعه پدران و مادران به این مرکز مشاوره می‌داند و می‌افزاید: پدران و مادران همیشه از آینده فرزندانشان نگران هستند و به همین خاطر به مراکز مشاوره مراجعه می‌کنند تا برخی از نگرانی‌هایشان که غالباً قابل رفع است، حل شود.

وی با بیان اینکه امروزه مراجعه خانواده‌ها به مشاور برای حل مشکلات خانوادگی بیشتر از گذشته به چشم می‌خورد، می‌افزاید: در گذشته خانواده‌ها گسترده بودند و بزرگان فامیل نقش مشاور را بازی می‌کردند، ولی الان که خانواده هسته‌ای شده است، رجوع خانواده‌ها به مراکز مشاوره بیش از پیش به چشم می‌خورد.

خلیلی ادامه می‌دهد: یکی از مشکلاتی که اینجا خود من خیلی از نزدیک می‌بینم این است که والدین با فرزندانشان کم صحبت می‌کنند و همین موضوع باعث فاصله بین آنها و خانواده‌هایشان می‌شود. در گذشته که خانواده‌ها شلوغ‌تر بود، ما شاهد چنین مشکلاتی نبودیم؛ ولی الان اکثر خانواده‌ها نهایت دو فرزند دارند که باید رابطه کلامی ‌خودشان را با آنها تقویت کنند.

این مشاور خانواده اضافه می‌کند: یکی دیگر از نگرانی‌ها و اختلافات پدران و مادران با فرزانشان، بر سر انتخاب دوست است. من بارها دیده‌ام که خانواده‌ها به اینجا مراجعه می‌کنند و می‌گویند از وقتی دخترم یا پسرم با فلانی دوست شده، فلان کار را انجام می‌دهد یا دیگر به حرف من گوش نمی‌دهد. به هرحال حق با آنهاست. نوجوانان و جوانان تأثیر زیادی از دوستانشان می‌گیرند، ولی خانواده‌ها با یک مدیریت درست می‌توانند کاری کنند که تأثیرپذیری فرزندانشان از دوستان کاهش پیدا کند.

وی بیان می‌کند: با افزایش آمار طلاق ما شاهد فرزندانی هستیم که از حضور یکی از سرپرستان محروم هستند و اغلب زنان مطلقه و یا مردانی که از همسرشان جدا شدند، با فرزندانشان دارای مشکلات عمده‌ای هستند و اگر نسبت به این قضیه بی‌تفاوت باشند، فرزندشان به دام آسیب‌های اجتماعی خواهند افتاد.

خلیلی اعتیاد به اینترنت و فن‌آوری‌های جدید ارتباط جمعی را به عنوان عامل دیگر مراجعه والدین به مراکز مشاوره معرفی کرد و گفت: در سایه پیشرفت فن‌آوری‌ها، ملاحظه می‌کنیم که امروز بهترین انواع گوشی و تبلت و لب‌تاپ و … در دسترس فرزندان قرار می‌گیرد و این موضوع در کنار همه امکانات خوب آن، آسیب‌هایی را به همراه دارد که خانواده‌ها را نگران می‌کند.

وی در انتها افزود: باید روابط والدین و فرزندان بر اساس اعتماد شکل بگیرد و خانواده‌ها با محبت و احسان فرزندانشان را به خود جذب کنند و البته از کنترل بیش از حد نیز پرهیز نمایند؛ ما نباید به جای فرزندمان تصمیم بگیریم یا خودمان برای او برنامه‌ریزی کنیم، بلکه باید در کنار آنها باشیم و مسائل و مشکلاتشان را با همراهی خود آنها حل کنیم و البته به یاد داشته باشیم که رفتار والدین همیشه سرمشق خوبی برای فرزندان محسوب می‌شود.

مرکز مشاوره دیگر خلوت شده است و همه رفته‌اند و تنها معصومه مانده که از اتاق گفتاردرمانی بیرون می‌آید و کلمه جدیدی را که یاد گرفته برای مادرش می‌گوید و با بوسه‌ای از مادر مواجه می‌شود.

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳

منبع: http://goo.gl/hbvDp7



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱