صفحه اصلی  »  تجربه ها و خاطره ها  »  ازدواج با برادر شوهر...
اردیبهشت
۲۹
ازدواج با برادر شوهر برای حفظ آداب عشیره
تجربه ها و خاطره ها
۰
, ,
image_pdfimage_print

زنان-بی-سرپرست-11

عکس: pix2fun.net

موسی برزین خلیفه لو- وکیل دادگستری

سال ها پیش یکی از دوستان خانمی را به عنوان موکل به من معرفی  کرد تا در مورد مسئله ای به وی کمک و مشاوره حقوقی ارایه کنم. این خانم میانسال، اهل شهر کوچکی در شمال خراسان بوده و خود و فرزندش مورد نوعی خشونت خانگی قرار گرفته بودند.

ماجرا از این قرار بود که پس از آنکه همسر این خانم در یک تصادف جان خودرااز دست می دهد، پدر متوفی و همچنین برادران خانم، وی را متقاعد می سازند که با برادر او که مجرد بوده است ازدواج کند. این خانم که در زمان فوت همسرش یک فرزند دختر ۴ ساله نیز داشته و در نهایت در اثر فشارهای خویشاوندان با برادر شوهر خود ازدواج می کند. این خانم در توضیح شرایطش گفت: درمنطقه آنها این امر به نوعی مرسوم بوده و از طرف دیگر، به دلیل اینکه فرزند کوچکش بی سرپرست نماند به ازدواج با برادر شوهرش رضایت داده است.

به هر حال پس از ازدواج مشکلاتی گریبان گیر این خانم می شود. همسر وی که چند سال نیز کوچکترازاو بوده شروع به بد رفتاری با وی و فرزندش می کند و خود را موظف به برآورده نمودن نیازهای عاطفی این زن نمی داند. پس از ۲ سال این زوج صاحب یک فرزند دختر می شوند. بر اساس گفته های خانم، همسر وی فرزند جدید را بیشتر مورد توجه قرار داده و فرزند خانم را به دلیل اینکه ناتنی بوده است از خود طرد می کند. این امر باعث شده بود که فرزند این خانم دچار سرخوردگی و ناراحتی های عاطفی شود.

این خانم اظهار می کرد که همسر وی مرتبا” وی و فرزندش را مورد دشنام و اهانت قرار می دهد. یکی از رفتارهای شوهر که بسیار خانم را آزار می داد، منت گذاشتن بر او بوده که اگر من نبودم شما مرده بودید، من شما را از بدبختی نجات دادم و…”

مورد دیگر اینکه شوهر چندین بار همسرش را کتک زده و حتی یک بار فرزند او را در یک مهمانی سیلی زده بود.

همچنین این خانم اظهار می کرد: ” شوهرم اصرار دارد که دوباره بچه دار شوم چون فرزند پسر می خواهد و من نمی خواهم دوباره بچه دار شوم به خاطر اینکه در صورت بچه دار شدن، اولا” رفتار شوهرم با فرزندم بدتر خواهد شد و دوما” اگر این بار نیز بچه دختر باشد دوباره مرا مجبور خواهد کرد که باز بچه دار شوم.”

از آنجایی که این زوج فامیل نزدیک بودند، مراجعه خانم به خویشاوندان و ریش سفیدان نیز مثمر ثمر واقع نشد. بدین ترتیب که خانم بیان می کرد: “هر وقت به خانه برادرم یا پدر شوهرم می رفتم آنها می گفتند که باید تحمل کرده و بسازی و قول می دادند که شوهرم را نصیحت کنند اما نصیحت ها فایده ای نداشت. از طرف دیگر ریش سفیدان می گفتند که در مورد بچه دار شدن حق با شوهرم است چرا که وی حق دارد هر تعداد که می خواهد فرزند داشته باشد و باید فرزند پسرهم داشته باشد.”

 این خانم پشت تلفن گریه کنان از درماندگی و سرگردانی خود می گفت. می گفت که نمی داند چه کار کند. می گفت که می ترسد. نگران خود و فرزندش بود. اظهار می کرد که خانه برایش تبدیل به جهنم شده است. اطرافیان به حرف هایش گوش نمی دهند. فرزندش دچار سرخوردگی شده و در خود فرو رفته است. این وضع را دیگر نمی توانست تحمل کند و…

متوجه شدم که این خانم حتی از صحبت و بازگو کردن مشکلاتش به من هم که وکیلش بودم بیم دارد. وجود این بیم عجیب نبود. چرا که به نظرم رسید این خانم چنان تحت فشار اطرافیان است که از هر چیزی هراس دارد.

وقتی از وی پرسیدم که آیا قصد اقدام قانونی و جدایی از همسرش را دارد بیان کرد که “نمی توانم تصمیم بگیرم. در صورت اقدام قانونی خویشاوندان مرا آزار خواهند داد و نخواهند گذاشت که من طلاق بگیرم.” از طرف دیگر این خانم بیان می کرد که قلبا” خواستار جدایی است اما از بی سرپرست ماندن و فقدان منبع مالی نیز می ترسید.

بر اساس برداشت من از صحبت های این خانم، وی بیشتر از آنکه از خشونت فیزیکی همسرش ناراحت باشد از تحمیل یک ازدواج مصلحتی با برادر شوهرش و نوعی شکنجه روانی خود و فرزندش آزرده بود. از طرف دیگر عدم حمایت و عدم توجه اطرافیان وی را سرخورده کرده بود.

به هرحال از لحاظ قضایی مسئله چندان پیچیده نبود. من به ایشان توضیح دادم که می تواند از دادگاه حقوقی تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش نموده و با استناد به عسر و حرج حکم جدایی بخواهد. همچنین حقوق وی را برایش شرح دادم و مشکلات قضایی را نیز بازگو کردم.

اما مسئله ای که در جریان این پرونده بسیار مهم به نظرمی رسد؛ این است هرچند که این خانم مورد خشونت همسر خود قرار گرفته بود لکن دقت در مسئله زوایای دیگری را نیز روشن می کند. به نظر می رسد قبل از هر چیز جامعه و سپس حاکمیت بستر و علت این خشونت هستند. تصمیم گیری اطرافیان مبنی بر تحمیل یک ازدواج ناخواسته به این خانم برای حفظ اصول و آداب عشیرتی و طایفه ای، فشار اجتماع بر یک زن بی سرپرست که وی را مجبور به رضایت به ازدواج کرده بود، تحمیل ازدواجی بدون عاطفه با برادر متوفی، فرهنگ نادرست ترجیح فرزند پسر، عدم حمایت خویشاوندان از این خانم، فقدان سیستمی در کشور برای حمایت از زنان و کودکان بی سرپرست و محتاج به کمک، همگی اجازه خشونت علیه این زن را داده بودند. خشونتی که شاید بتوان آن را “خشونت پنهان جامعه” نام نهاد.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱