صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  سلامت  خانواده ، سلا...
اردیبهشت
۲۵
سلامت  خانواده ، سلامت روان همسران ومادران
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, ,
image_pdfimage_print

4355014607_46259b0732_z

عکس: Chris Breitenbach

مژگان میراشرافی – مددکار اجتماعی

شاید روزی نباشد که از رسانه های ارتباط جمعی مانند رادیو و تلویزیون، بخصوص در مناسبت هایی مانند روز خانواده و روز مادر و مناسبت های از این قبیل این جمله را که “ زن مظهر ایجاد آرامش و مودت در خانواده، و خانواده بهترین بستر سالم برای رسیدن به کمال انسان است. “ را به دفعات نشنیده باشید. مسئولین  ذی ربط در امور فرهنگی و اجتماعی  دائما” تکرار می کنند: “ نقش همسری و مادری، دو نقش بی بدیل زن در جهان آفرینش است که تضمین کننده امنیت و سلامت روانی بشر  در درون خانواده می باشد.”

اینکه که زن  پدیدآورنده محور عاطفی خانواده است، پنداری درست است. اما بار مسئولیت عاطفی و مدیریت هیجانی و روانی خانواده را تنها از زنان انتظار داشتن، گویای آن است که انگارخود « زن» در این میان فراموش شده و تاثیرات فضای خانواده بر او نادیده انگاشته شده است. به عبارتی می توان گفت چنانچه زن محور عاطفی خانواده است حداقل باید به سلامت عاطفی و روانی او توجه داشت و در جهت فراهم کردن زمینه های فرهنگی و قانونی سلامت روانی و جسمی زن تلاش کرد.

نازنین در یکی از جلسات مشاوره می گفت:

« گاهی اوقات احساس می کنم انگار زیادی ام. به خودم می گم برم جایی که دیده بشم. خونه تمیز کردن، آشپزی کردن و ده ها وظیفه دیگه، ولی کسی تو خونه متوجه من نیست. همه من را موتوری تصور می کنند که انگار نیازی به سوخت برای حرکت ندارد. آنها تصور می کنند که من در هر شرایطی موظف به ارایه خدمات هستم. اگر یک روز غذا حاضر نباشد یا لباس ها اطو نکرده باشند، غر میزنند و من از اینکه آنها من را یک کارگر خدماتی تمام وقت و ۲۴ ساعته می دانند بیمار شده ام.

زنان، نیمی از جمعیت کشور و نیروی فعال جامعه اند. سلامت زنان، سلامت نیمی از جامعه است. گرچه سلامت، مفهومی پویا و متغیر دارد. سلامتی  عبارت است از «نه تنها نداشتن رنجوری و بیماری، بلکه برخوردار بودن از آسایش کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی» بنابراین، سالم بودن تنها به معنای نداشتن احساس گناه، افسردگی و دیگر بیماری های جسمی و روانی نیست؛ بلکه سلامتی به معنای داشتن توانمندی در اجرای نقش های محوله اجتماعی و کارکرد جسمی، عقلی و اجتماعی است.

در بسیاری از جوامع در حال توسعه به مانند جامعه ما، همواره زنان مسئول امور خانواده و تربیت فرزندان سالم قلمداد شده اند، اما با این وجود زنان همواره بیشتر از مردان، در معرض همسرآزاری، خشونت های خانگی، ضربه های روحی – روانی پایدار و اختلال های روانی می باشند.

در پژوهشی کیفی با عنوان “پویایی خانواده و سلامت زنان” که در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد، بسیاری از زنان نقش همسر را در سلامت روان خود مهم دانسته اند.  بسیاری از زنان عنوان داشته اند که « سخت ترین شرایط»،« تنها ترین لحظه ها»، « تلخ ترین خاطره ها» و« کم ترین میزان سلامت » را در زندگی، زمانی تجربه کرده اند که در شرایطی پر تنش در روابط با همسرشان، در نتیجه خشونت خانگی قرار داشته اند.

با وجود آنکه رسانه های دولتی و بسیاری از بخش های فرهنگی و مذهبی جامعه، زنان را  مایه آرامش و نماینده جمال الهی خطاب می کنند که می توانند باعث رشد و ارتقای خودشان و جامعه گردند، اما بسیاری از کارشناسان براین باورند که بسیاری از زنان جامعه با مهارت های زندگی، بخصوص مهارت حل مسئله؛ به عنوان عامل مهمی در کنترل بحران و خشونت در خانواده آشنا  نیستند و درعین حال کمترین میزان آموزش را در این خصوص دریافت می کنند.

به نقل از یکی از زنان شرکت کننده در پژوهشی در این ارتباط، در شهر تهران، میزان آموزش مهارت های زندگی و حل مسئله در خانواده، نسبت به زمان تبلیغ چیپس و پفک در رادیو و تلویزیون که مهمترین رسانه های ارتباط جمعی محسوب می شوند، نه تنها کمتر بلکه ناچیز است.

« یکی ازاین زنان می گوید که سال هاست با همسرش اختلاف دارد و دامنه این اختلافات به خشونت علیه کودکانش کشیده شده است. زن می گوید که هرزمان که با شوهرش دعوا می کنند به دلیل آنکه نمی تواند عصبانیت خود را به همسرش نشان دهد، تاب تحمل بازی های کودکانه کودکش را از دست می دهد و او را مورد تنبیه بدنی قرار می دهد. و از این طریق همیشه نسبت به فرزندش احساس گناه، و نسبت به همسرش خشمی فروخفته دارد. او می گوید کاش برنامه های تلویزیونی به زن ها یاد می دادند که چطور فکر کنند و چه طور از پس مشکلاتشان برآیند.»

در این میان یکی از رایج ترین روش های توصیه شده برای مقابله با مشکلات و خشونت خانگی در میان بسیاری از زنان، رویکردهای مذهبی است.

« من به خدا توکل می کنم، به خدا می گویم: خدایا به من توانایی و سلامتی بده تا بتوانم دوام بیاورم و این زندگی را تحمل کنم. هرکس جای من بود، با مشکلات من زندگی اش را می باخت؛ اما من به خدا توکل می کنم.»

بسیاری از تحقیقات نشان داده است که تقسیم نامساوی وظایف، عدم توافق، و تسلط مردان به زنان از عوامل تنش زا در محیط خانواده و در نتیجه آن همسرآزاری است که ارتباط مستقیمی با احساس تنهایی و افسردگی و عدم احساس سلامت  در میان زنان دارد.

 بسیاری از عوامل خانوادگی بخصوص مشکلات ارتباطی و خشونت از طرف شوهر، تاثیر منفی بروی سلامت زنان دارد. وجود خشونت و تنش زیاد در خانواده های جامعه امروز، نشان داده است که نمی توان بدون پشتیبانی اجتماعی، برنامه هایی برای توانمندسازی زنان تهیه کرد و بدون تاکید و برنامه ریزی برای آموزش مهارت های حل مسئله و مدیریت بحران های خانوادگی، رسالت بزرگ تربیت نسل آینده جامعه تنها بر شانه های زنان نهاد و مسئولیت ایجاد آرامش را در میان اعضای خانواده آنان طلب کرد.

سلامت ازحقوق اولیه انسانی است و زنان به عنوان نیمه قربانی حاکمیت و مدیریت مردسالارانه، می بایست مورد پشتیبانی و حمایت اجتماعی قرار گیرند تا بتوانند خانواده هایی سالم  و پویا را در جامعه سازماندهی کنند.

منابع :

–        پویایی خانواده و سلامت زنان ، پژوهش کیفی ، پرویزی، سرور، سیدفاطمی ، نعیمه ، دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۱

 http://goo.gl/4YbRDc

–        جایگاه زن و مرد در سلامت روان خانواده و جامعه ، وب سایت ندای قلم

http://nedayeghalam.cbo.ir/?q=node/822

–        مرکز تحقیقات زن و خانواده، بررسی ارتباط سلامت روان و رضایت زناشویی زنان متاهل، بناییان، شایسته، پروین، ندا، کاظمیان ، افسانه، دانشکده پرستاری و مامایی همدان،۱۳۹۱

http://goo.gl/ciWyNO

–        زن امنیت و سلامت روانی بشر در درون خانواده را تضمین می کند، ایسنا، سرویس اجتماعی ۱۳۹۳

http://goo.gl/I4T3cs

–        بررسی نقش جو عاطفی خانواده در سلامت روانی زنان ،سومین کنفرانس بین المللی علوم رفتاری،۱۳۹۳

http://econferences.ir/thread-309.html



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱