صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  تراژدی خشونت در اردو...
فروردین
۲۸
تراژدی خشونت در اردوگاه پناهندگان
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

3787522215_3c3df53d04_z

عکس: Silvio Arcangeli

رژین محمدی – فعال حقوق زنان

یکی از مسائل و دشواری های ناشی از مهاجرت و پناهندگی خشونت است که مهاجران بخصوص زنان و کودکان در اردوگاه ها تحمل می کنند. خشونتی که با سکوت همراه است و می تواند تبعات مهاجرت را برای آنها دوچندان کند. در همین راستا با خانم رژین محمدی فعال حقوق زنان در اردوگاه پناهندگان به گفت و گو نشستیم.

1- به عنوان فردی که با کودکان مهاجر و زنان خشونت دیده کار کرده اید، متوجه چه اشکالی از خشونت خانگی در اردوگاه های پناهندگان و یا در مسیر مهاجرت برای کودکان و یا زنان شده اید؟

خشونت خانگی در هر قشری از سطح جامعه ممکن است اتفاق بیافتد. اما در میان مهاجران به علت عدم برخورداری از شرایط یک شهروند عادی، امکان وقوع خشونت بیشتر می‌شود. به عنوان مثال افرادی که به کشور ترکیه پناه می‌آورند اجازه کار در این کشور را ندارند و این باعث فشارهای اقتصادی و به تبع آن فشارهای روانی متعددی به مهاجران می‌شود.

بسیاری از زنان مهاجر برای تامین معاش مجبور به تن فروشی می‌شوند. کودکان در بازار سیاه٬ کارهای طاقت فرسا و سخت می‌کنند و حتی در ازای آن  دستمزدی بسیار کمتری از دستمزد یک کارگر عادی می‌گیرند. آنها از تحصیل که آرزوی خیلی از این کودکان است باز می‌مانند. مثل یکی از شاگردهایی که در ترکیه داشتم، پسر دوازده ساله ای که پنج  روز در هفته و روزی ده ساعت در کارگاه نجاری کار می کرد. اما حقوقش یک چهارم شهروندان معمولی که پاره وقت کار می کردند هم نبود و تمام حقوق او و برادرش صرف تامین بخشی از هزینه های خانواده می‌شد. بچه هایی هم بودند که پدرهایشان اجازه نمی‌دادند به مدرسه بروند.این مسئله در مورد دختربچه ها بیشتر رایج بود و البته این موارد بیشتر در خانواده های افغان دیده می‌شد. الگوی اقتصادی این خانواده ها که بیشتر بر اساس پس زمینه های مذهبی و سنتی غالب در فرهنگشان شکل گرفته بود، پسرها را وادار می‌کرد بیرون کار کنند و دخترها مجبور می شدند برای کار خانه و همچنین برای حفظ آبرو در خانه بمانند. سرپرست خانواده (مرد/پدر) معمولا” با هرگونه تغییری در این الگو با خشونت مقابله می کرد، حتی در موردی پدر خانواده به خاطر اینکه همسرش بچه‌ها را به کلاس نقاشی برد او را کتک زده و تهدید کرده بود که بچه‌ها را از او می‌گیرد و به افغانستان برمی‌گردد.

2- آیا زنان و کودکانی که در چنین شرایطی به سر می برند معمولاً در مورد این مشکل با کسی صحبت می کنند؟ گزارش می کنند؟ و اگر خیر چرا؟

معمولا زنان مهاجر از خشونتی که علیه‌شان جاری می‌شود صحبتی نمی‌کنند مگر در مورادی که موضوع بسیار حاد می‌شود. اصولا زنان به دلایل عدم آگاهی از حقوقشان، ترس از آبرو و همچنین نگرانی از تاثیرمنفی افشای این مسائل در پروسه پرونده پناهندگی‌شان ترجیح می‌دهند٬ سکوت کنند. به خصوص اگر مرد تنها تامین کننده منابع مالی خانواده باشد و در واقع زن و کودکان محتاج کسی باشند که عامل خشونت است. به یاد دارم که در یک مورد همسایه ها با پلیس تماس گرفته بودند و خبر از شکستن وسایل و صدای فریاد از خانه ای را داده بودند که وقتی پیگیر پرونده این خانم مهاجر بودیم متوجه شدیم، بدنش پر از آثار کبودی و زخم است و البته این اولین بار هم نبوده و این زن مکررا” مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته بود. کودکان نیز طبیعتا چاره ای جز سکوت در برابر خشونتی که به خودشان یا مادرشان می شود، ندارند.

3- نقش دولت های مهاجر پذیر در پیشگیری و مقابله با این قبیل خشونت ها که نام برده اید در اردوگاه ها چیست؟ آیا نمونه های موفق را می توانید مثال بزنید؟

 اگر منظور از کشورهای مهاجر پذیر٬ کشورهایی است که قرار است مقصد نهایی مهاجران باشد باید گفت این کشورها معمولا” قوانین بهتر و عادلانه‌تری برای زنان دارند. اما معمولا” اوضاع در کشورهایی که به عنوان محل اقامت موقت مهاجران است (کشور دوم) بدتر است. مهم ترین مسئله پذیرش این نکته است که این خشونت ها اتفاق می‌افتد و باید از افراد خشونت دیده به عنوان یک انسان حمایت کرد و طبیعتا” اولین قدم برای حمایت از افرد خشونت دیده٬ تصویب قوانین حمایتی از زنان و کودکان مهاجر در برابر خشونت خانگی است. در گام بعدی٬ یعنی اجرایی کردن این قوانین؛ نکته مهم این است که زنان و کودکان مهاجر اطمینان حاصل کنند که قانون از آنان حمایت می‌کند. به عنوان مثال در ترکیه قوانینی وجود دارد که از زنان خشونت دیده پشتیبانی می‌کند٬ اما کمتر کسی از این قوانین مطلع است. در موردی که یکی از زنان افغان تحت خشونت خانگی بوده و همسرش تهدید به کشتن او کرده بود٬ پلیس ترکیه مکان امنی را به این زن پیشنهاد داد و شماره تلفنی را در اختیارش گذاشت که در صورت رویت همسرش در نزدیکی آن محل می‌توانست با آن شماره تماس بگیرد و درخواست کمک کند. اما در کشوری مثل ایران قوانین حمایتی هر چند تا حدودی وجود دارند ولی در عمل چندان اجرایی نمی‌شوند و حداقل من موردی که در آن دولت برای حمایت از زن مهاجر خشونت دیده اقدام کرده باشد در ذهن ندارم.

4- نقش مددکاران و مأموران و حتی سازمان های غیر دولتی در پیشگیری و کنترل و مقابله چگونه است و آنها به چه شکلی می توانند نقش آفرینی کنند؟

 به نظر من اصلی ترین وظیفه سازمان های غیر دولتی آگاهی رساندن به زنان مهاجر در مورد قوانینی است که از خودشان و فرزندانشان حمایت می‌کنند. ایجاد حس امنیت روانی در این زنان و اعتمادشان با نهادهای پیگیر یکی دیگر از وظایف مددکاران است زیرا اصولا این زنان به علت آسیب دیدگی های شدید روحی اعتمادشان به همه چیز را از دست می‌دهند. نقش بسیار مهم دیگر مهیا کردن امکانات روانکاوی برای این زنان و کودکان است .

5- اصولاً اگر زن و یا کودکی با خشونت خانگی به خصوص با خشونت جنسی و یا تجاوز به محارم روبرو شد و یا تحت خطر قرار گرفت، نقش روانشناسان و روانکاوان و اصولاً کادر پزشکی در درمان اولیه این افراد چگونه است و معمولاً این افراد با چه عوارض جسمی، روحی و روانی روبرو می شوند و روند درمان چگونه باید آغاز و تداوم یابد؟

من گمان نمی کنم در این موارد روانپزشکان و روانکاوان بتوانند عامل اصلی ‌آسیب را از بین ببرند. به خصوص  اگر -همانطور که توضیح دادم- در آن کشور قانون حمایتی وجود نداشته باشد. اما اثرات خشونت را می‌شود کاهش داد یا حتی به طور کلی از بین برد. چگونگی این فرایند از حیطه دانش من خارج است، اما بر اساس تجربه‌هایم می‌توانم بگویم ترس باعث می‌شود قربانیان خشونت به سختی از آن صحبت کنند و مانند رازی تا پایان عمر آن را در خود نگه دارند و این وظیفه روانکاوان است که این راز را بگشایند و سپس در درمان آن کوشش کنند.

6- آیا با مواردی از خودکشی و یا دیگر کشی در چنین شرایطی روبرو بوده اید؟

 من خوشبختانه موردی از خودکشی موفق ندیدم، اما دختر بیست و سه ساله ای  را می‌شناختم که در یکی از شهرهای ترکیه زندگی می کرد و به علت فشارهای وارده از سمت خانوادش و آزار جنسی که سال ها از سوی پسر خاله‌اش تحمل کرده بود و حس تنهایی عمیق که بعد از مهاجرت به او دست داده بود اقدام به خود کشی کرد.

7- در مواردی قربانی کودک است، چه تفاوت هایی در عوارض و پیامدهای خشونت خانگی به خصوص خشونت جنسی میان کودکان و زنان وجود دارد؟ آیا روند درمان نیز متفاوت است؟ چگونه؟

 همانطور که گفتم درمان اثرات خشونت از حیطه دانش من خارج است اما تا آنجایی که می‌دانم روش درمان متفاوت است. تصور من این است که به دلیل اینکه شخصیت کودکان هنوز کامل شکل نگرفته٬ خشونت – به خصوص خشونت جنسی – اثرات پایداری روی روانشان می‌گذارد که به همین دلیل کار درمان پیچیده‌تر و سخت‌تر است. تجربه ام از متفاوت بودن روش درمان در کودکان به پناهگاهی بر می‌گردد که در حال حاضر در آن کار می‌کنم. این پناهنگاه برای زنانی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته‌اند و کودکانشان سرپناه فراهم می‌کند (غالبا زنان سیاه پوست و لاتین تبار). در این پناهگاه یکی از سرویس‌هایی که ارائه می‌شود مشاوره‌های درمانی است و تیم و برنامه مشاوره به کودکان مجری از تیم و برنامه مشاوره به زنان است.

8- به عنوان سؤال آخر بفرمائید نقش آموزش به زنان و کودکان به افرادی که در پناهگاه ها مشغول امداد رسانی هستند چیست؟

اگر الگوی جوامع پیشرفته را مدنظر قرار دهیم که غالبا مقصد نهایی مهاجران نیز همین کشورهاست٬ خشونت خانگی بیشتر در اقشار کم‌ درآمد و فقیر جامعه٬ یا کسانی که در محیط‌های حاشیه‌ای شهرها و محله‌های فقیر نشین و مهاجر نشین زندگی می‌کنند روی می‌دهد. زنان طبقه متوسط که از دانش کافی نسبت به حقوقشان و آگاهی کافی برخوردارند غالبا” در مواجه با خشونت خانگی به نسبت بیشتری واکنش نشان داده و حقوقشان را پیگیری می کنند و کمتر از زنان طبقات کم درآمد جامعه،  “می‌سوزند و می‌سازند”. همه اینها نشان می‌دهد که اگر زنان مهاجر نیز بیشتر آموزش ببینند پدیده خشونت خانگی بین مهاجران در بلند مدت نرخ کمتری خواهد داشت.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱