صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  روزگار زنان دوم در و...
فروردین
۱۶
روزگار زنان دوم در وبلاگستان فارسی
خشونت خانگی و اجتماع
۰
image_pdfimage_print

روزنامه نگار: سحر بیاتی

«من زدم دوم هستم» عنوان یکی از وبلاگ های پر بازدید فارسی بود که حالا توسط بلاگفا مسدود شده است هر چند علت مسدود شدن این وبلاگ مشخص نیست اما این تنها وبلاگی نیست که در وبلاگستان فارسی از این عنوان بهره برده است.

وبلاگ هایی چون «زن دوم»، «من دیر رسیدم و دوم شدم»،«هم وازواجهم»، «یک حسنا بانو هستم» و … از جمله وبلاگ های فارسی است که نویسندگان آن ها زنان دوم هستند. زنانی که با نام مستعار به روایت خط به خط وقایع زندگی خود می پردازند. ازدواج مجدد مردان در ایران آمار مشخصی ندارد در همین رابطه رئیس سازمان ثبت احوال در دی ماه سال ۱۳۹۰اعلام کرد:« آمار ازدواج موقت و مجددی که بصورت اقرار نامه است به ثبت احوال اعلام می شود اما تعداد دقیق آن را در دست ندارم.»

اما زنان دوم وبلاگ نویس بخش کوچکی از گروه زنان دومی هستند که با استفاده از همین عناوین یعنی «زن دوم»،«هوو» و … خود را معرفی می کنند و بازدیدکنندگان زیادی را نیز جذب کرده اند. بازدید کنندگانی که کنجکاوانه داستان زندگی آنها را پیگیری می کنند. برخورد کاربران وبلاگستان فارسی با این عناوین نیز قابل توجه است برخی با توهین و خشم، برخی با نصیحت و کنایه، برخی با همدردی و دلداری با این وبلاگ نویسان برخورد می کنند.

این زنان وبلاگ نویس تصویر روشن و واضحی از وضعیت زندگی زنان دوم را با پنهان شدن پشت اسامی مستعار نمایش می دهند. از مشکلات و زندگی رومزه شان تا دغدغه ها و درگیری هایشان با خانواده همسر و همسر اول وی می نویسند. برخی از این وبلاگ نویسان در شرح حال خود به  علنی بودن ازدواجشان تاکید می کنند و برخی دیگر از پنهانی بودن خسته شده اند و گلایه سر می دهند.

در اغلب این ازدواج ها مردان با بهانه هایی چون بیماری همسر اول، نداشتن آرامش در زندگی اول و مشکل داشتن با همسر اول پا پیش گذاشته اند اما هر چه رابطه پیش رفته است زنان دوم از بی توجهی همسرانشان و حضور پررنگ همسر اول وی نوشته و گلایه کرده اند.

نکته قابل تامل در این وبلاگ ها اینجاست که اغلب این زنان خود را از طیف مذهبی و پابند به عقاید دینی معرفی می کنند هر چند مشخص نیست این اعتقاد یک اعتقاد قلبی است یا وسیله ای برای پوشاندن رابطه ای که از نظر عرفی پذیرفتنی نیست اما از نظر شرعی و مذهبی پذیرفته شده است.

برای مثال در وبلاگ «هم و ازواجهم» می خوانیم :« برخی کارشناسان محترم در توجیه محدود‌سازی ازدواج مجدد به لزوم  برقراری عدالت، از جمله عدالت عاطفی، اشاره کرده‌اند که به نظر می‌رسد ناشی از عدم آشنایی با مباحث فقهی و حقوقی مربوطه است. آنچه آیه شریفه «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَهً» به رعایت آن اشاره می‌کند عدالت در انفاق و در حق مبیت، با توضیحاتی که در کتب فقهی آمده است، می‌باشد اما رعایت عدالت عاطفی امری غیرممکن است که آیه شریفه «وَلَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَیْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِیلُواْ کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَهِ» نیز به عدم اعتبار آن اشاره می‌کند.»

نویسنده وبلاگ «هم و ازواجهم» خود را پری و همسرش را دارا معرفی می کند و در شرح حال خود به  تاریخ ازدواج با همسرش که در روز تولد امام رضا در سال ۱۳۸۵ است تاکید دارد و حتی به علنی بودن ازدواجش اشاره می کند.

در تمام این وبلاگ ها زن اول با عناوینی چون بی ادب، پرخاشگر، عصبی، خودخواه و انتقام جو معرفی شده اند که حاضر نیستند همسرشان را با زن دیگری قسمت کنند یا باعث عذاب همیشگی همسرانشان هستند. اغلب این وبلاگ نویسان زنان اول همسرشان را بی نظم، شلخته، غرغرو خطاب می کنند و حتی از این هم فراتر رفته و آنها را مادران و همسرانی بی مسئولیت معرفی می کنند که برای بازگردادن همسرشان به زندگی از فرزندانشان نیز سو استفاده می کنند اما زمانی که پای معرفی خودشان به میان می آید تمام تلاششان را به کار می برند تا خود را زنانی صبور، با سلیقه و از خود گذشته نشان دهند.

از سویی دیگر اما تناقض در حرف ها و رفتار برخی از این زنها را می توان در وبلاگ های فارسی نیز مشاهده کرد. جایی که با اطمینانی که به واسطه نام مستعار خود برای ایمن ماندن دارند از مکرها و حیله هایشان می نویسند و گاه فراتر رفته و آرزوی مرگ و زمین گیر شدن همسر اول را هم فریاد می زنند.

زنی که خود را شراره معرفی می کند به وضوح از ایجاد مزاحمت برای همسر اول می نویسد:« من گاه و بیگاه مزاحم تلفنش می شدم ..آی حال میداد اما صداش به خودش نمیامد..چاق نبود صدای خوفی داشت..آروم بودنش از صداش معلومه اما  همیشه غمگین بودن..همیشه شک داشت فکر میکنم حدس میزد اون ور گوشی من باشم.فقط فوت می فرمودم..نفسم تا یه دقیه هم میرسه می تونم یه دقیه فوت کنم و آخ…رقی همه رو گوش میداد….نفسم که تموم میشد خنده می زدم قهقهه گاهی وسط فوتا خنده ام می گرفت و نمیتونستم فوتم رو تموم کنم آی حال میداد….آی حال میداد.» این در حالی است که شراره خود را زنی تحصیلکرده با مدرک کارشناسی ارشد معرفی کرده است.

با وجود این اعترافات اما با بررسی نوشته های این زنان می توان به سادگی رد پای تنهایی و نادیده ماندن را مشاهده کرد. کافی است سری به پست های نوروزی این وبلاگ ها بزنید تا بدانید اغلب همسران این کاربران فضای مجازی سال تحویل و تعطیلات نوروزی را با همسران اول خود گذرانده اند یا حداقل آنهایی که رابطه افشا شده ای دارند نیمی از تعطیلات را از همسر خود سهم برده اند.

برای مثال در وبلاگ «حسنا بانو» او از سفر رفتن همسرش به همراه همسر اول و دخترش می نویسد و یا وبلاگ نویسی که خود را سارا معرفی کرده می نویسد:« امشب سهم من نیستی، خونه عجیب هواش گرفته»

با مرور خاطرات زنان دوم وبلاگستان فارسی به راحتی می توان به آسیب هایی که به همه اعضای چنین خانواده هایی وارد می شود پی برد. زمانی که تناقض ها، خودنمایی ها و دعاها و گلایه ها را کنار می گذاریم از آنجایی که این وبلاگ ها حکم دفتر خاطرات این زنان را دارند به درگیری ها، کل کل کردن ها، جار و جنجال ها و … بر می خوریم. جار و جنجال هایی که از زمان  برملا شدن رابطه پنهانی مرد با همسر دوم آغاز می شود. در اغلب موارد همسر دوم از برملا شدن رابطه اش با وجود جنجال های بسیار خرسند است و فکر می کند حالا سهمی برابر در زندگی او خواهد داشت اما با جلو رفتن در داستان زندگی آنها می بینیم که چنین اتفاقی رخ نمی دهد. با بررسی برخی از این وبلاگ ها می توان اینطور برداشت کرد که تا پیش از علنی بودن رابطه مردان علاقه بیشتری به رابطه نشان می دهند اما به محض لو رفتن رابطه پنهانی علاوه بر درگیری با خانواده همسر اول، گاه با سلب اعتماد اطرافیان از آنها دیگر از نقش پسر جوان شاد و شنگول رابطه پنهانی بیرون آمده و واقعیت ازدواج مجدد آنها را به مردانی بی حوصله، خسته با انبوهی از مشکلات غیر قابل حل تبدیل می کند

از طرفی درگیری های فیزیکی و کشیده شدن ماجرا به خانواده طرفین یکی دیگر از اتفاقاتی است که با برملا شدن این روابط بسیار مشهود است و در اغلب این وبلاگ ها حداقل خاطره یک درگیری فیزیکی و یا لفظی شدید را میان اعضای خانواده و فامیل هر سه طرف این ماجرا شاهد هستیم.

داستان زندگی زنان دوم وبلاگستان فارسی با همه تلاشی که گاه برای نمایش خوشبختی و سعادت خود نشان می دهند ، بسیار تلخ و ناگوار است. با کنار زدن نمایش های نمادین این زنان در دست نوشته هایشان با تصویری ناامن، سرشار از کشمکش روزانه و گاه  ترس از آینده کودکانشان و اضطراب دائمی برای مواجهه با زندگی همسرشان مواجه می شویم. هر چند آنها اظهار  پشیمانی نمی کنند، اما اغلب به دیگر زنان توصیه می کنند که قید «زن دوم» شدن را بزنند. حتی برخی از آنها هدف از راه اندازی وبلاگشان را هشداری به زنان و دخترانی عنوان کرده اند که ممکن است به سرنوشت آنها دچار شوند.

اکثر آنها می دانند تصویر عمومی مناسبی در جامعه ایران ندارند و گاه صراحتا به آن اعتراف می کنند در وبلاگ «گاه نوشته های یک هوو» زنی که خود را گندم معرفی کرده است می نویسد:« میدونم همه خانوم ها از اسم هوو می ترسن..انگار که یه جذامی دیده باشن..وحشت می کنن..خودشونو کنار می کشن..مثله اینکه ممکنه آلوده بشن اما با همه ی این وجود من یک هوو هستم و بی نهایت عاشق همسرم هستم..همسری که شاید حتی خیلی کمتر از نیمی از اون سهم منه.»

نکته قابل تامل اما اینجاست که این زنان با تصور عمومی جامعه از زنان دوم که اغلب زنانی ناتوان، کم سواد و بی بضاعت هستند متفاوت است و نشان می دهد زنان دوم می توانند زنانی جوان و حتی تحصیلکرده هم باشند اما در اغلب موارد وضعیت مناسب مالی مردان  قابل توجه است. زنان دوم وبلاگ نویس تصویری هر چند محدود از زندگی زن دوم را به نمایش گذاشته اند اما در وبلاگستان فارسی خبری از حال و روز مردان دو زنه نیست هر چند با مرور چند وبلاگ می توان اینطور نتیجه گرفت که مردهایی که به ازدواج دوم تن داده اند ابایی از ازدواج سوم هم ندارند بانو که خود را همسر سوم معرفی کرده است در شرح حالش می نویسد:« من همسر سوم هستم. نظر همسرم درمورد ازدواج اینه که یکی کمه، دوتا غمه، سه تا خاطر جمه. امیدوارم دیگه خاطرش جمع شده باشه و من آخری باشم.»

S2



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱