صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  من زن هستم با یک دنی...
اسفند
۲۳
من زن هستم با یک دنیا حرف برای نگفتن
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

facebook

رویا تاجی- روزنامه نگار

درهر۱۱ ثانیه یک زن در دنیا مورد آزار و خشونت قرار می گیرد، حتی بارداری هم آنها را از خشونت مصون نمی دارد. زنان ایران هم از این قافله عقب نیستند، عدد های یک تحقیق ملی می گوید، ۳/۶۶ درصد از زنان در ایران از ابتدای زندگی درگیر خشونت هستند که از این تعداد، خشونت نسبت به ۵/۱۰ درصد آنها بسیار شدید بوده است. این تحقیق بیانگرآن است که ۵۳ درصد از زنان، خشونت را در یک سال ابتدایی ازدواج تجربه کرده اند. آمارها می گویند بیش از نیمی از زنان ایرانی درگیر خشونت هستند ولی سکوت می کنند اما چرا سکوت؟(۱)

اینبارکاربران شبکه های اجتماعی در صفحه فیس بوک “خانه امن” مشاور بودند و به چرایی سکوت زنان درمقابل خشونت پاسخ دادند. به این که چرا قربانیان خشونت درمقابل فرد خشونت گر منفعل هستند؟ چرا از خشونتی که تحمل می کنند سخن نمی گویند و سکوت می کنند و سکوت…

سکوت مرگبار

احمد می گوید:”سکوت در ایران به نجابت ترجمه شده که بسیار تاسف بار است. همین سکوت در مقابل خشونت باعث شده که هیچ آمار رسمی از میزان خشونت خانگی در ایران وجود نداشته باشد. کسانی که از سوی شوهر و یا یکی از اعضای خانواده مورد خشونت قرار می گیرند باید توجیه شوند که مورد حمایت قانون هستند و می توان از آنان دفاع کرد.”

این کاربر ادامه می دهد:” بسیاری از خانواده های ایرانی هنوز بر این باورند که دختر باید با لباس سفید به خانه بخت برود و با کفن سفید برگردد. این بدین معناست که اکنون برغم روشنگری های فراوان هنوز بسیاری از خانواده از پذیرش دخترشان که مورد ظلم شوهر قرار گرفتند امتناع می ورزند و حاضرند دخترشان درخانه شوهر همه نوع خشونت و ظلم را تحمل کند ولی طلاق نگیرد و یا برای احقاق حقش به محاکم قانونی مراجعه نکند. در این صورت واقعا زن مورد خشونت قرار گرفته چه پناهگاه و چه پشتیبانانی دارد که بخواهد سکوت خود را بشکند. کجا برود و چگونه زندگی کند. باید در مورد این سکوت مرگبار بیشتر نوشت.”

آوازه هم از چرایی سکوت می نویسد:” این مشکل جامعه ای است که بین مدرن و سنتی گیر کرده است. گروهی به سمت مدرنیزه می روند و گروهی درگیر سنتند و این شکاف عمیق تر و عمیق تر می شود. اکثر مردان درجامعه سنتی نفع بیشتری از قوانین مردسالار می برند و روز به روز زنان بیشتری خواستار مساوات و دور شدن از سنت ها هستند. با نگاه مدرن نمی شود در جامعه سنتی به راحتی زندگی کرد و یک فرد سنتی هم نمی تواند از زندگی در جامعه مدرن راضی باشد و ازدواج بین این دو که دیگر هیچ.”

او می گوید: “البته جای بحث دارد که قوانین حقوقی فعلی بیشتر کدام گروه را حمایت می کند ولی با آموزش و اطلاع رسانی می شود وضعیت عمومی را بهبود داد تا دو طرف حداقل بتوانند در کنار هم در جامعه با اصطحکاک کمتری زندگی کنند … اما اینکه ازدواج موفقی بین این دو گروه ممکن باشد دور از ذهن است.”

از آبرویم می ترسم

ایراندخت هم از سکوت نوشته است از این که منفعل بودن عکس العملی است که در بیشتر موارد نه فقط در موارد خانوادگی که در اجتماع هم دیده می شود.

بنظر این کاربر فیس بوک:” ما ایرانیها به شکلی حس و حال گرفتن حقمون رو نداریم شاید دلیلش ترس باشه، ولی متاسفانه گاهی شخص مورد ظلم واقع شده اون شرایط رو دوست داره و حتی شاید خودش رو لایق اون ظلم میدونه و ازش لذت میبره.”

اما امیر حسین به نقش مددکاران اجتماعی اشاره می کند و می گوید:” در جوامع آزاد این مددکاران اجتماعی هستند که میزان فعالیّت آنها بر جلب اعتماد و یافتن کیفیت این خشونتها مهم است ولی‌ در جوامع ما به دلیل دخالت و رفتار قهر آمیز دولت‌ها تشکیل سازمان های مردم نهاد و غیر دولتی برای جلب حمایت گروهی جامعه لازم است در کشورهایی نظیر ایران باید برای تغییر رفتار اجتماعی تلاش کرد و تلاش روی افراد بصورت تک تک بخاطر وجود هراس از خشونت کننده و به علاوه دولت نتیجه چندانی ندارد.”

اما از نگاه بهاره یکی مهمترین موضوعاتی که در جامعه ایران برای سکوت در مقابل ظلم وجود دارد ترس از آبروست .

او می گوید:” همچنین عقایدی بسیار عامیانه مثل این که “بساز تا دشمن شاد نشوی” یا “به خاطر بچه ات سکوت کن” یا ” اگر کارتون به طلاق بکشه همه به چشم بد نگاه می کنن” هم دلیل ئیگری برای سکوت است .”

بهاره در صفحه فیسبوک “خانه امن” به آگاهی نداشتن از حق و حقوق و ترس در هر زمینه خانوادگی و اجتماعی هم اشاره کرده است .

این کاربر از  حمایت نشدن زنان در جامعه گفته است و نوشته است:” زنان باید آموزش داده شود در خلاف گزینه های گفته شد.”

همچنین با تقویت شجاعت فرد در مقابل فریاد حق و حقوق خود سکوت در جامعه به خاموشی خواهد رفت.

سکوت نیست، ما حرف ها را نمی شنویم

ولی محسن می گوید: باید تعریف کاملی از ظلم داشته باشیم این تعریف باید جامع و کامل باشد و پوشش دهنده همه افراد جامعه. همچنین باید دید عمل انجام شده در تعریف ظلم است یا نه و در نهایت آگاهی دادن به فرد مظلوم در مورد ظلم و حقوق خودش و طرق احیای این حقوق می تواند سکوت را بشکند.

 منیژه نظر خود را در این زمینه اینگونه ابراز کرده است:” به نظرم شما حرف ها را نمی شنوید و آن را تلقی برسکوت می کنید.یک زن و ندرتا یک مرد وقتی درمعرض خشونت خانگی قرارمی گیرد، اولین شخصی است که برای نجات خود را به آب و آتش می زند واما این به آب واتش زدن ها ازدیده قانون ومدعیان امنیت، پنهان می ماند. چرا؟ چون جامعه برای خود درگذشته مکان های امن سنتی داشته که امروز درحال ازدست دادن کارآمدی خود هستند و مکان های مدرن باید جایگزین می شدند که نشدند.گ

او می نویسد: “مکان های سنتی خانه پدری، اقوام نزدیک ریش سفید فامیل وکمی نزدیک تر دوستان صمیمی است. که این بارامروز بر دوش همه آنها سنگینی می کند. همانگونه که امروزخانه سالمندان برای نگهداری ازسالمند واجب آمده. خانه امن برای پناه اورژانسی افراد جامعه واجب است (بچه ،زن،مرد). تا این مکان ها باکیفتی که درشان مردم یک جامعه است ایجاد نشود و قانون و قانون گذران درحد شئونات انسانی مردم رفتارنکنند مگه می شود حرف را با کسی درمیان بگذارند که خود دچارمشکل اند . این است که فرد آسیب دیده دردش به جان می خرد و حاضرنمی شود به جایی پناهنده شود که پناه نیست.”

این کاربر نوشته است:” سکوتی وجود ندارد وبرخلاف انتظارخویشتن داری و ترس ازرسوایی حق مردم است و صفت خوبی به حساب می آید. قدم اول آن است که به دوراز رسوایی و با خویشتن داری که لیاقت ماست به ما کمک شود. نه برای تبلیغات وسرزبان مردم افتادن . درجوامعی که رفتارمدرنی با مسائلشان دارند . مردم حق دارد نوع بیماریشان را ازخانواده درجه یک خود پنهان نگهدارند. ولی ما اگرمشکلی برایمان پیش بیاد اگرمراجعه قانونی داشته باشیم ازنگهبان دم در دادگاه تا نفرآخری که می خواهد کمکی بکند یا نکند !باید قصه را بشنود و قضاوت خودش راداشته باشد.”

الهه کاربر دیگری است که از دلایل سکوت نوشته است: “یک تربیت غلط خانوادگی مبنی بر حفظ آبرو در زندگی خانوادگی و زناشویی.

دو، ترس شدید از تکرار تنبیه شدن توسط همسر جنایتکار در صورت افشاء شدن اعمال ظالمانه و خشونت گرانه اش

سه ، داشتن فرزند که مهمترین علت و دلیل گذشت یک زن – مادر ؛ از اختلالات روانی همسر بیمار و ظالم اش می شود

چهار، تصور گزندۀ دشمن شاد نشدن از جانب کسانی که به زندگی اش حسادت می کنند .

پنج، علاقۀ به همسر و امید به بهبود وی در مرور زمان

شش، امید واهی دادن بزرگترها در اوایل ازدواج  که ” حالا جوان ست ؛ کم کم درست میشه “

هفت، وقتی که حتی نزد وکیل هم نگران است که بعد از طلاق خرج ات را چطور می خواهی در بیاوری؟ “

اینها دلایلی است که الهه نوشته است و نتیجه گرفته که این فرهنگ بیمار ایران است که زنان را قربانی مضاعف خشونت خانوادگی می کند وفرقی ندارد خشونت شوهر ظالم و بی وجدان اش باشد یا پدر و برادران زور گوی اش.”

بعد از طرح نظارات مخاطبان وب سایت خانه امن، از مریم قربانی روانشناس درباره علت سکوت قربانیان خشونت در مقابل فردی که خشونت را اعمال می کند پرسیدم، این روانشناس معتقد است که بسیاری از زنان در طول زندگی بارها مورد خشونت خانگی چه به شکل فیزیکی و چه به صورت روانی قرار می گیرند ولی بسیاری از آنها نسبت به تعریف خشونت ناآگاهند و فکر می کنند این بخشی از زندگی روزمره است.

آنها مسائلی همچون صدای بلند همسرشان، بد اخلاقی، سکس اجباری و مباحثی از این دست را خشونت نمی دانند.

این روانشناس می گوید: البته گروهی از زنان هم هستند که می دانند تحت فشار و خشونت خانگی هستند ولی از ترس دم نمی‌زنند. این ترس می تواند ترس از آبرو باشد تا ترس از دست دادن فرزند و زندگی . آنها هنوز گرفتار نقش های سنتی هستند و تحمل خشونت را تنها راه ادامه زندگی می دانند.

البته بسیاری از زنان می دانند که در صورت شکایت هم قانون حمایت قوی و کافی‌ از زن نمی‌کند و حتی می ترسند در زمانی که مراحل رسیدگی به شکایت در حال سپری شدن است مورد خشونت‌های جدی تری قرار گیرند در حقیقت خود را بی پشتوانه می بینند و تنها راه را سکوت و مدارا می دانند .

اما سکوت زنان در برابر خشونت دارای جنبه های تربیتی و آموزشی هم دارد. زنان در جوامعی مثل ایران یاد می گیرند که سکوت کنند. تربیت می شوند که سکوت کنند و همواره ترس های مختلف از جمله ترس از قضاوت مردم که زن خوب یا زن بدی هستند آنها را وادار به سکوت می کند  ولو آنکه این آزار منتهی به استرس های آسیب زا، آشفتگی در خواب و ایجاد ترس و احساس عدم امنیت در مکان های عمومی شود.

در نهایت اگر قربانی خشونت خانگی هستید بدانید:

الف- خشونت را مخفی نکنید.

ب- خشونت های بسیار کوچک را هم جزئی در نظر نگیرید.

ج- خشونت را به مثابه استثناء در نظر نگیریم.

د- به عوامل بیرونی خشونت تمرکز نکنیم و فاعل خشونت را همواره به عنوان خشونت گر مورد شناسایی قرار دهیم.

و اگرنه خشونت تداوم خواهد شد. صحبت نکردن از خشونت علاج و درمان نیست چرا که خشونت:

الف- سلسله مراتبی است

ب- هوشمند است

ج- چرخه ای است

برای مقابله با خشونت خود را توانمند کنیم و در مقابل آن بایستیم. زنان بسیاری از خشونت رها شده اند شما می توانید نفر بعد باشید.

منبع: 

(۱) http://www.mehrnews.com/detail/News/2182494

 



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱