مواد مرتبط با خشونت خانگی در قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392


Islamic-Criminal-Act

مقدمه

مواد و تبصره هائی از قانون مجازات اسلامی جدید مصوب سال 1392 گزینش شده که می تواند در ارتباط با خشونت خانگی مورد استفاده قرار گرفته و بر اطلاعات شما پیرامون امکانات قانونی بیافزاید.

ماده 146- افراد نابالغ مسؤولیت كیفری ندارند.

ماده 173- انكار بعد از اقرار موجب سقوط مجازات نیست به جز در اقرار به جرمیكه مجازات آن موجب رجم یا حد قتل است كه در این صورت در هر مرحله، ولو در حین اجراء، مجازات مزبور ساقط و به جای آن در زنا و لواط صد ضربه شلاق و در غیر آنها حبس تعزیری درجه پنج ثابت میگردد.

ماده 218- در جرائم موجب حد هرگاه متهم ادعای فقدان علم یا قصد یا وجود یكی از موانع مسؤولیت كیفری را در زمان ارتكاب جرم نماید در صورتی كه احتمال صدق گفتار وی داده شود و اگر ادعاء كند كه اقرار او با تهدید و ارعاب یا شكنجه گرفته شده است ادعای مذكور بدون نیاز به بینه و سوگند پذیرفته میشود.

تبصره1- در جرائم محاربه و افساد فی الارض و جرائم منافی عفت با عنف، اكراه، ربایش یا اغفال، صرف ادعاء، مسقط حد نیست و دادگاه موظف به بررسی و تحقیق است.

تبصره2- اقرار در صورتی اعتبار شرعی دارد كه نزد قاضی در محكمه انجام گیرد.

ماده 227- اموری از قبیل مسافرت، حبس، حیض، نفاس، بیماری مانع از مقاربت یا بیماریی كه موجب خطر برای طرف مقابل میگردد مانند ایدز و سفلیس، زوجین را از احصان خارج میكند.

ماده 231- در موارد زنای به عنف و در حكم آن، در صورتی كه زن باكره باشد مرتكب علاوه بر مجازات مقرر به پرداخت ارش البكاره و مهرالمثل نیز محكوم میشود و درصورتی كه باكره نباشد، فقط به مجازات و پرداخت مهرالمثل محكوم میگردد.

قذف

ماده 245- قذف عبارت است از نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگر هرچند مرده باشد.

ماده 246- قذف باید روشن و بدون ابهام بوده، نسبت دهنده به معنای لفظ آگاه و قصد انتساب داشته باشد گرچه مقذوف یا مخاطب در حین قذف از مفاد آن آگاه نباشد.

تبصره- قذف علاوه بر لفظ با نوشتن، هرچند به شیوه الكترونیكی نیز محقق میشود.

ماده 247- هرگاه كسی به فرزند مشروع خود بگوید «تو فرزند من نیستی» و یا به فرزند مشروع دیگری بگوید «تو فرزند پدرت نیستی»، قذف مادر وی محسوب میشود.

ماده 248- هرگاه قرینه ای در بین باشد كه مشخص گردد منظور قذف نبوده است، حد ثابت نمیشود.

ماده 249- هرگاه كسی به دیگری بگوید «تو با فلان زن زنا یا با فلان مرد لواط كرده ای» فقط نسبت به مخاطب، قاذف محسوب میشود.

ماده250- حد قذف، هشتاد ضربه شلاق است.

ماده251- قذف در صورتی موجب حد میشود كه قذف شونده در هنگام قذف، بالغ، عاقل، مسلمان، معین و غیرمتظاهر به زنا یا لواط باشد.

تبصره1- هرگاه قذف شونده، نابالغ، مجنون، غیرمسلمان یا غیرمعین باشد قذف كننده به سی و یك تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محكوم میشود لكن قذف متظاهر به زنا یا لواط، مجازات ندارد.

تبصره2- قذف كسی كه متظاهر به زنا یا لواط است نسبت به آنچه متظاهر به آن نیست موجب حد است مثل نسبت دادن لواط به كسی كه متظاهر به زنا است.

ماده 252- كسی كه به قصد نسبت دادن زنا یا لواط به دیگری، الفاظی غیر از زنا یا لواط به كار ببرد كه صریح در انتساب زنا یا لواط به افرادی از قبیل همسر، پدر، مادر، خواهر یا برادر مخاطب باشد، نسبت به كسی كه زنا یا لواط را به او نسبت داده است، محكوم به حد قذف و درباره مخاطب اگر به علت این انتساب اذیت شده باشد، به مجازات توهین محكوم میگردد.

ماده 253- هرگاه كسی زنا یا لواطی كه موجب حد نیست مانند زنا یا لواط در حال اكراه یا عدم بلوغ را به دیگری نسبت دهد به سی و یك تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محكوم میشود.

ماده 254- نسبت دادن زنا یا لواط به كسی كه به خاطر همان زنا یا لواط محكوم به حد شده است، قبل از توبه مقذوف، مجازات ندارد.

ماده 255- حد قذف حق الناس است و تعقیب و اجرای مجازات منوط به مطالبه مقذوف است. در صورت گذشت مقذوف در هر مرحله، حسب مورد تعقیب، رسیدگی و اجرای مجازات موقوف میشود.

ماده 256- كسی كه چند نفر را به طور جداگانه قذف كند خواه همه آنها با هم، خواه جداگانه شكایت كنند، در برابر قذف هر یك، حد مستقلی بر او جاری میشود.

ماده 257- كسی كه چند نفر را به یك لفظ قذف نماید هر كدام از قذف شوندگان میتواند جداگانه شكایت نماید و در صورت صدور حكم محكومیت، اجرای آن را مطالبه كند. چنانچه قذف شوندگان یكجا شكایت نمایند بیش از یك حد جاری نمیشود.

ماده 258- كسی كه دیگری را به یك یا چند سبب، یكبار یا بیشتر قبل از اجرای حد، قذف نماید فقط به یك حد محكوم میشود، لكن اگر پس از اجرای حد، قذف را تكرار نماید حد نیز تكرار میشود و اگر بگوید آنچه گفته ام حق بود به سی و یك تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محكوم میگردد.

ماده 259- پدر یا جد پدری كه فرزند یا نوه خود را قذف كند به سی و یك تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محكوم میگردد.

ماده 260- حد قذف اگر اجراء نشده و مقذوف نیز گذشت نكرده باشد به همه ورثه به غیر از همسر منتقل میگردد و هریك از ورثه میتواند تعقیب و اجرای آن را مطالبه كند هر چند دیگران گذشت كرده باشند.

تبصره- در صورتی كه قاذف، پدر یا جد پدری وارث باشد، وارث نمیتواند تعقیب متهم یا اجرای حد را مطالبه كند.

ماده 261- در موارد زیر حد قذف در هر مرحله از مراحل تعقیب، رسیدگی و اجراء ساقط میشود:

الف- هرگاه مقذوف، قاذف را تصدیق نماید.

ب- هرگاه آنچه به مقذوف نسبت داده شده با شهادت یا علم قاضی اثبات شود.

پ- هرگاه مقذوف و درصورت فوت وی، ورثه او، گذشت كند.

ت- هرگاه مردی زنش را پس از قذف به زنای پیش از زوجیت یا زمان زوجیت لعان كند.

ث- هرگاه دو نفر یكدیگر را قذف كنند، خواه قذف آنها همانند، خواه مختلف باشد.

تبصره- مجازات مرتكبان در بند(ث)، سی و یك تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش است.

ماده 302- درصورتی كه مجنی علیه دارای یكی از حالات زیر باشد، مرتكب به قصاص و پرداخت دیه، محكوم نمیشود:

الف- مرتكب جرم حدی كه مستوجب سلب حیات است.

ب- مرتكب جرم حدی كه مستوجب قطع عضو است، مشروط بر اینكه جنایت وارد شده، بیش از مجازات حدی او نباشد، در غیر این صورت، مقدار اضافه بر حد، حسب مورد، دارای قصاص و یا دیه و تعزیر است.

پ- مستحق قصاص نفس یا عضو، فقط نسبت به صاحب حق قصاص و به مقدار آن قصاص نمیشود.

ت ـ متجاوز و كسی كه تجاوز او قریب الوقوع است و در دفاع مشروع به شرح مقرر در ماده(156) این قانون جنایتی بر او وارد شود.

ث- زانی و زانیه در حال زنا نسبت به شوهر زانیه در غیر موارد اكراه و اضطرار به شرحی كه در قانون مقرر است.

تبصره1- اقدام در مورد بندهای(الف)، (ب) و (پ) این ماده بدون اجازه دادگاه جرم است و مرتكب به تعزیر مقرر در كتاب پنجم «تعزیرات» محكوم میشود.

تبصره2- در مورد بند(ت) چنانچه نفس دفاع صدق كند ولی از مراتب آن تجاوز شود قصاص منتفی است، لكن مرتكب به شرح مقرر در قانون به دیه و مجازات تعزیری محكوم میشود.

ماده 382- هرگاه زن مسلمانی عمداً كشته شود، حق قصاص ثابت است لكن اگر قاتل، مرد مسلمان باشد، ولی دم باید پیش از قصاص، نصف دیه كامل را به او بپردازد و اگر قاتل، مرد غیر مسلمان باشد، بدون پرداخت چیزی قصاص میشود. در قصاص مرد غیرمسلمان به سبب قتل زن غیرمسلمان، پرداخت مابه التفاوت دیه آنها لازم است.

ماده 388- زن و مرد مسلمان، در قصاص عضو برابرند و مرد به سبب آسیبی كه به زن وارد میكند، به قصاص محكوم میشود لكن اگر دیه جنایت وارد بر زن، مساوی یا بیش از ثلث دیه كامل باشد، قصاص پس از پرداخت نصف دیه عضو مورد قصاص به مرد، اجراء میشود. حكم مذكور درصورتی كه مجنی علیه زن غیرمسلمان و مرتكب مرد غیرمسلمان باشد نیز جاری است. ولی اگر مجنی علیه، زن مسلمان و مرتكب، مرد غیرمسلمان باشد، مرتكب بدون پرداخت نصف دیه، قصاص میشود.

ماده 448- دیه مقدر، مال معینی است كه در شرع مقدس به سبب جنایت غیرعمدی بر نفس، عضو یا منفعت، یا جنایت عمدی در مواردی كه به هر جهتی قصاص ندارد، مقرر شده است.

ماده 560- دیه زن و مرد در اعضاء و منافع تا كمتر از ثلث دیه كامل مرد یكسان است و چنانچه ثلث یا بیشتر شود دیه زن به نصف تقلیل مییابد.

دیه جراحات

ماده 709- جراحات سر و صورت و دیه آنها به ترتیب ذیل است:

الف- حارصه: خراش پوست بدون آنكه خون جاری شود، یك صدم دیه كامل

ب- دامیه: جراحتی كه اندكی وارد گوشت شود و همراه با جریان كم یا زیاد خون باشد، دوصدم دیه كامل

پ- متلاحمه: جراحتی كه موجب بریدگی عمیق گوشت شود لكن به پوست نازك روی استخوان نرسد، سه صدم دیه كامل

ت- سمحاق: جراحتی كه به پوست نازك روی استخوان برسد، چهارصدم دیه كامل

ث- موضحه: جراحتی كه پوست نازك روی استخوان را كنار بزند و استخوان را آشكار كند، پنج صدم دیه كامل

ج- هاشمه: جنایتی كه موجب شكستگی استخوان شود گرچه جراحتی را تولید نكند، ده صدم دیه كامل

چ- مُنَقَّله: جنایتی كه درمان آن جز با جابه جا كردن استخوان میسر نباشد، پانزده صدم دیه كامل

ح- مأمومه: جراحتی كه به كیسه مغز برسد، یك سوم دیه كامل

خ- دامغه: صدمه یا جراحتی كه كیسه مغز را پاره كند، كه علاوه بر دیه مأمومه، موجب ارش پاره شدن كیسه مغز نیز میباشد.

تبصره 1 – جراحات گوش، بینی، لب، زبان و داخل دهان، در غیر مواردی كه برای آن دیه معین شده است، در حكم جراحات سر و صورت است.

تبصره 2 – ملاك دیه در جراحتهای مذكور، مقدار نفوذ جراحت بوده و طول و عرض آن تأثیری در میزان دیه ندارد.

تبصره 3 – جنایت بر گونه درصورتیكه داخل دهان را نمایان نسازد، موجب یك بیستم دیه كامل و اگر به نحوی باشد كه داخل دهان را نمایان سازد، موجب یك پنجم دیه كامل است. در این مورد چنانچه پس از بهبودی جراحت، اثر و عیب فاحشی، درصورت باقی بماند، علاوه بر آن، یك بیستم دیه دیگر نیز باید پرداخت شود.

تبصره 4 – هرگاه جنایت موضحه صورت بعد از التیام، اثری از خود بر جای بگذارد، علاوه بر دیه موضحه، یك هشتادم دیه كامل نیز ثابت است و هرگاه جنایت در حد موضحه نبوده و بعد از التیام اثری از آن باقی بماند، علاوه بر دیه جنایت، یكصدم دیه كامل نیز ثابت است و چنانچه جنایت، شكافی درصورت ایجاد كند دیه آن هشت صدم دیه كامل است.

ماده 710- هرگاه یكی از جراحتهای مذكور در بندهای(الف)تا(ث) ماده(709) این قانون در غیر سر و صورت واقع شود، درصورتی كه آن عضو دارای دیه معین باشد، دیه به حساب نسبتهای فوق از دیه آن عضو تعیین میشود و اگر آن عضو دارای دیه معین نباشد، ارش ثابت است.

تبصره 1ـ جراحات وارده به گردن، در حكم جراحات بدن است.

تبصره2 ـ هرگاه هریك از جراحتهای مذكور در ماده(709) این قانون با یك ضربه به وجود آمده باشد كه از حیث عمق متعدد باشد یك جراحت محسوب میشود و دیه جراحت بیشتر را دارد لكن اگر با چند ضربه ایجاد شود مانند اینكه با یك ضربه حارصه ایجاد شود و با ضربه دیگر آن جراحت به موضحه مبدل شود برای هر جراحت، دیه مستقل ثابت است، خواه مرتكب هر دو جنایت یك نفر خواه دو نفر باشد.

ماده 711- جائفه جراحتی است كه با وارد كردن هر نوع وسیله و از هر جهت به درون بدن انسان اعم از شكم، سینه، پشت و پهلو ایجاد میشود و موجب یكسوم دیه كامل است. درصورتی كه وسیله مزبور از یك طرف وارد و از طرف دیگر خارج گردد، دو جراحت جائفه محسوب میشود.

تبصره – هرگاه در جائفه به اعضای درونی بدن آسیب برسد و یا از بین برود، علاوه بر دیه جائفه، دیه یا ارش آن نیز محاسبه میشود.

ماده 712- هرگاه نیزه یا گلوله و مانند آن علاوه بر ایجاد جراحت موضحه یا هاشمه و یا منقله به داخل بدن مانند حلق و گلو یا سینه فرو رود، دو جراحت محسوب و علاوه بر دیه موضحه یا هاشمه و منقله، دیه جراحت جائفه نیز ثابت میشود.

ماده 713- نافذه جراحتی است كه با فرو رفتن وسیله ای مانند نیزه یا گلوله در دست یا پا ایجاد میشود دیه آن در مرد یكدهم دیه كامل است و در زن ارش ثابت میشود.

تبصره 1 – حكم مذكور در این ماده نسبت به اعضائی است كه دیه آن عضو بیشتر از یكدهم دیه كامل باشد، در عضوی كه دیه آن مساوی یا كمتر از یكدهم دیه كامل باشد، ارش ثابت است مانند اینكه گلوله در بند انگشت فرو رود.

تبصره 2 – هرگاه شیئی كه جراحت نافذه را بهوجود آورده است از طرف دیگر خارج گردد، دو جراحت نافذه محسوب میشود.

ماده 714- دیه صدماتی كه موجب تغییر رنگ پوست میشود، به شرح ذیل است:

الف- سیاه شدن پوست صورت، شش هزارم، كبود شدن آن، سه هزارم و سرخ شدن آن، یك ونیم هزارم دیه كامل

ب- تغییر رنگ پوست سایر اعضاء، حسب مورد نصف مقادیر مذكور در بند(الف)

تبصره 1- در حكم مذكور فرقی بین اینكه عضو دارای دیه مقدر باشد یا نباشد، نیست. همچنین فرقی بین تغییر رنگ تمام یا قسمتی از عضو و نیز بقاء یا زوال اثر آن نمیباشد.

تبصره 2- در تغییر رنگ پوست سر، ارش ثابت است.

ماده 715- صدمه ای كه موجب تورم بدن، سر یا صورت گردد، ارش دارد و چنانچه علاوه بر تورم موجب تغییر رنگ پوست نیز گردد، حسب مورد دیه و ارش تغییر رنگ به آن افزوده میشود.