صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  تعداد زنان جدا شده ...
بهمن
۳۰
۱۳۹۲
تعداد زنان جدا شده و بدون همسر دو برابر مردان است
بهمن ۳۰ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰
, , ,
image_pdfimage_print


ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

آیا می دانید؟ در ایران سالانه حدود ۱۵۰ هزار طلاق ثبت می ‍شود.

آیا می دانید؟ در ده سال گذشته طلاق تقریبا سه برابر شده و بیشتر طلاق‌ها مربوط به زوج های هم سن بوده است.

آیا می دانید؟ بیشتر طلاق‌ها در ۵ سال اخیر مربوط به زوج‌های زیر ۳۰ سال است.

2

 آیا می دانید؟ ۴ تا ۶ میلیون زن ازدواج نکرده در کشور در آستانه گذر از سن ازدواج هستند.

آیا می دانید؟ تعداد زنان جدا شده و بدون همسر دو برابر مردان است.

آیا می دانید؟ میانگین سن ازدواج آقایان در کشور ۲۷.۴ سال و در خانم‌ها ۲۲.۱ سال است.

 1

آیا می دانید؟ در کشورهای منطقه، پس از تاجیکستان، ایران از نظر میزان ازدواج در رتبه دوم قرار دارد. (۱۱ در هزار)

آیا می دانید؟ بیشترین طلاق در استان‌ تهران و کمترین طلاق در سیستان و بلوچستان است.

آیا می دانید؟ هر ساعت ۱۶طلاق به ثبت می‌رسد.

آیا می دانید؟ بیشتر درخواست‌های طلاق از طرف زنان است.

اما چرا طلاق؟

حتما” شما هم ازپدر مادرها و بزرگتر های فامیل شنیده اید که می گویند: ” اون قدیما رسم بود با لباس سفید ( کنایه از لباس عروسی ) می رفتی خونه بخت باید با لباس سفید ( کنایه از کفن) هم بر می گشتی اما این روزها تا میگن بالا چشمت ابروئه فوری میگن طلاق.

اما آیا این واقعیت دارد؟ مسلما” پاسخ بسیاری از ما خیر است چرا که تصور می کنیم وقتی دو نفر تصمیم به ازدواج می گیرند به ندرت ممکن است به جدایی فکر کنند مگر اینکه مشکلات چنان عمده و عمیق شده باشد که دیگر راهی به نظر آنها نرسد.

 این طرز تلقی از طلاق خوش بینانه به نظر می رسد؟ مطمئنا” شما هم در میان دوستان و آشنایان در اخبار رسمی و غیر رسمی شنیده اید که تنها چند ساعت پس از ازدواج یکی یا هر دو زوج تصمیم به جدایی گرفته اند! و دلایل گوناگونی برای هر یک از این نوع جدایی ها ذکر شده است اما اصل ماوقع چیست؟

خب شاید بهتر است در اینجا نگاهی اجمالی به دلایل مطرح شده در دادگاه ها برای جدایی بیاندازیم:

اعتیاد یکی از زوج ها، خیانت یکی از از طرفین این قرارداد اخلاقی، مشکلات مالی همسر، وعده های قبل از ازدواج که پس از آن به وقوع نپیوسته، رفتارهای ناشایست و بد دهنی یکی از طرفین یا هر دوی آنها، مشکلات جنسی یکی از طرفین یا هر دو آنها، خشونت ها ی روحی – روانی و یا فیزیکی یکی از طرفین یا هر دو آنها، و حتی اعتراض همسر به توجه بیشتر مادر به فرزند یا فرزندانش نسبت به وی، سخن چینی اقوام و آنایان و اختلاف اندازی میان زوجین،  ….

اما آیا راه حل تمامی این مشکلات طلاق است؟ به ضرس قاطع می توانیم بگوئیم خیر اما برخی از آنها قطعا” راه حلی دیگری جز جدایی ندارند زیرا تجربه نشان داده برخی اختلافات در بلند مدت نه تنها ریشه دار می شوند بلکه زخم های عمیقی بر جای گذاشته که منجر به وقوع جنایت در خانواده می گردد پس درست است که بزرگتران ما بخاطر احترام به مسائل اخلاقی و عطوفتی نصیحت به سوختن و ساختن کرده اند اما باید بدانیم در برخی موارد این عمل اشتباهی جبران ناپذیر خواهد بود.

اما متاسفانه این تنها یک قسمت ماجراست، با توجه به آمار طلاق و بررسی این آمار و مقایسه میزان طلاق در شهرهای مختلف با فرهنگ و آداب رسوم متفاوت متوجه می شویم چیزی که مثلا” باعث شده در سیستان و بلوچستان آمار طلاق بطرز فاحشی از تهران کمتر باشد شیرین بودن و موفق بودن ازدواج در این استان نیست بلکه گره های کوری است که سنت و آداب و رسوم بر دست و پای زنان این استان که ازدواج اجباری جزء لاینفک زندگی دختران این استان شده بسته است هر چند در تهران هم شاهد جدایی هایی بدون دلیل منطقی هستیم مانند چشم و هم چشمی که مثلا” همسر من نمی تواند چیزهایی که همسر خواهرم برایش تهیه می کند برای من تهیه کند و … اما لااقل در استانهای بزرگتر زنان بیش از شهرستانهای کوچک و دور افتاده به حق و حقوق خود آگاه هستند و آزادی اعتراض به مسائلی که به آنها تحمیل می شود را دارند.

در یکی از شهرستان های  دور افتاده با خانمی آشنا شدم که در سن ۱۴ سالگی با مردی ۵۰ ساله ازدواج کرده بود و حالا که ۳۶ سال داشت همسرش دائما” به او سرکوفت می زد که چون جوان و زیباست با مردهای دیگر سر و سری دارد، و حتی بارها با عصایش او را کتک زده بود، از او پرسیدم چرا اجازه می دهد که چنین رفتاری با او شود و چرا شکایت نمی کند و طلاق نمی گیرد پاسخ زن جوان این بود: به کی شکایت کنم ؟ طلاق گرفتم کجا برم؟ تکلیف ۵ تا بچه ام چه می شود؟آبروم تو فامیل میره و همه فکر می کنند حالا که شوهرم پیر شده زیر سر من هم بلند شده! من برای هیچ یک از سوالات و اما و اگرهایش جوابی نداشتم و وقتی خودم را جای او می گذاشتم که طلاق گرفته و حتی پدر و مادرم حاضر نیستند مرا زیر سقف خانه شان پناه دهند در جایی که هیچ حامی دیگری ندارم و حتی آنقدر استطاعت مالی نداشته که یک ماه خودم را اداره کنم تنم می لرزید.

آنچه مسلم است ما نمی توانیم و نباید، برای ممانعت از طلاق زوجین موعظه و نصیحت کنیم. شاید وقت آن رسیده برای یک بار هم که شده، با یک مسئله اجتماعی مانند یک مسئله اجتماعی برخورد شود وریشه یابی گردد نه آنکه آنرا معضل بدانیم وهنجاری که شکسته می شود! یعنی اگر دلایل و شرایط ازدواج درمناطق مختلف کشور بررسی شود بی تردید به دلایل طلاق نیز دست خواهیم یافت و اگر دلایل آنرا بیابیم می توانیم راه حل های آنرا را نیز پیدا کنیم.

منابع: http://goo.gl/kvBzYr

http://www.sabteahval.ir/default-19.aspx



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»