صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  کودکان ایرانی چشم ا...
بهمن
۱۴
۱۳۹۲
کودکان ایرانی چشم انتظارحمایت قانون
بهمن ۱۴ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , ,
image_pdfimage_print

by apdk

عکس:   apdk

ویدا بالیخانی – روزنامه نگار

  صبح با فشارهای آرامی که پدرم به بازوم آورد از خواب بیدار شدم، مثل همیشه اولین سوالم این بود: مگه ساعت چنده؟ و پدرم هم مثل همیشه گفت: هفت و نیم و فهمیدم دوباره ساعت هفته و پدرم بخاطر اینکه نیم ساعت طول می کشید تا من از جام پاشم منو زودتر بیدار کرده بود خواستم دوباره بخوابم که مادرم گفت دیرت شد پا شو و تکرار کرد بچه ها پاشین دیر شد.

وقتی مادرم این جمله رو می گفت یعنی واقعا” دیر شده بود چون مادرم همیشه به پدرم می گفتم زوده بذار ۵ دقیقه دیگه بخوابن همه مون بسرعت پاشدیم و حالا که هم زمان بیدار شده بودیم باید برای شستن دست و صورت و مسواک زدن منتظر هم می شدیم.

در همین گیر و دار زود باش زود باش گفتن به هم بودیم که پدرم به مادرم گفت نمی دونم چی شده بود وقتی رفتم نون بگیرم دیدم همه همسایه ها سر کوچه جمع شدن. مادرم گفت چرا ؟ پدرم گفت: نمی دونم ولی پلیس و آمبولانس هم بود.

مادرم گفت خوب می پرسیدی پدرم گفت: حالا می پرسم.

وقتی پدرم من و خواهر کوچکترم رو داشت می رسوند مدرسه دیدیم هنوز سر کوچه شلوغه و مردم زیادی جمع شدن و در تکاپو بودن تا با روی پنجه پا ایستادن صحنه رو بهتر ببینن. پدرم سعی می کرد ما رو از مسیر دیگه ای ببره و همه اش با نگرانی می گفت بچه ها اونورو نگاه نکنین، بچه ها جلو پاتونو نگاه کنین. وقتی پدرم بیشتر اصرار می کرد که ما جایی که مردم تجمع کرده بودند رو نگاه نکنیم، ما بیشتر کنجکاو می شدیم با فشاری که خواهرم به دستم آورد متوجه شدم چیزی دیده منم بی اختیار مسیر نگاهشو نگاه کردم حدسم درست بود ملافه سفیدی که قسمت هایی ازش سرخ شده و روی یک برانکارد در حال انتقال به آمبولانس بود. پدرم تقریبا” عصبانی شد و سرمون داد زد و گفت : بهتون گفتم نگاه نکنید و مارو بسرعت دور کرد.

وقتی وارد کلاس شدم و معلممون اومد بحث اون حادثه داغ داغ بود و همه داشتن در مورد تجمع امروز و ماشین های پلیس و آمبولانس حرف میزدن معلممون هم  سعی داشت بچه ها رو آروم کنه.

زنگ تفریح که شد رفتم دم در کلاس خواهرم که با هم خوراکی هامونو بخوریم دیدم از گریه عین لبو شده قلبم شروع به تپیدن کرد و چون من دو سال از اون بزرگتر بودم حس کردم باید ازش حمایت کنم گفتم کی اذیتت کرده اونم که بغض امانش نمیداد بریده بریده گفت مرجان من سریع وارد کلاسش شدم و دنبال دوستش مرجان گشتم و در عین حال به این فکر می کردم چرا مرجان؟ اونا که دوستای صمیمی هم بودن . خبری از مرجان نبود اما متوجه شدم تقریبا” همه بچه های کلاسش گریه کردن گفتم بچه ها چی شده ؟ کسی خبر داره مرجان کجاست یه دفعه ای همه با هم زدن زیر گریه من یک هو هول کردم و گفتم چی شده ؟

بالاخره یکی از بچه گفت باباش مرجانو کشته. من هاج و واج مونده بودم بازم فکر می کردم شاید پدرش کتکش زده و چون شدید بوده اینا چون بچه هستن فکر می کنن پدرش اونو کشته که خواهرم زیر لب و خیلی آهسته گفت سرشو بریده.

من که تنها ۹ سال داشتم برای یک لحظه حس کردم پاهام قدرت نگه داشتن هیکلمو ندارن و احساس کرختی شدیدی کردم تصویر مرجان و سر بریده اش از جلو چشمم عبور کرد و دیگه چیزی نفهمیدم.

وقتی به هوش اومدم همه معلمها و خانم ناظم بالا سرم بودن و همون لحظه که چشامو باز کردم مادرم رو دیدم که داشت وارد دفتر مدرسه می شد

خانم ناظم مادرم رو به گوشه ای برد وبا او صحبت کرد و بعد هم مادرم من و خواهر م رو به خونه برد

سه شنبه بود و تا هفته بعد پدر و مادرم اجازه ندادند که ما به مدرسه برگردیم هفته بعد که به مدرسه برگشتیم هنوز بحث مرجان داغ بود.

یک شب که داشتم مشقامو می نوشتم شنیدم پدر ومادرم به آهستگی در مورد ماجرای مرجان صحبت می کنن و پدرم می گفت مرد بی شعور نگفته اونا بچه اند و بچه چیزی نمی فهمه به جای اینکه باهاش حرف بزنه عین وحشیها سر بچه۷ ساله رو بریده

مادرم هم گفت مرده معتاد بود چی حالیشه، از کی انتظار شعور و درک و فهم داری پدرم با ناراحتی گفت باید همونطور سر خودشم ببرن تا بدونه اون بچه چی کشیده

مادرم گفت هیچ کاریش هم ندارن حداکثر چند ماهی زندانیش کنن کی ازش شکایت کنه ؟ پدرم گفت واقعا” مسخره است نباید کسی از کسی شکایت کنه این آدم جنایت کرده و بچه خودشو کشته آدم باید خیلی قصی القلب باشه که بتونه بچه خودش رو بکشه این آدم خطر ناکه کسی که به بچه خودش رحم نکنه به کی دیگه رحم می کنه ؟

مادرم که احساس کرد صدای پدرم هر لحظه از شدت عصبانیت بلند تر میشه گفت حالا ول کن بچه ها می شنون

سالها گذشت و بعد از این سالها من فهمیدم بی رحم تر از قانون برای برخی و مهربانتر از قانون برای عده ای نیست

همیشه این سوال برایم مطرح بود چرا مادر که تمام زحمات فرزندش را به دوش می کشد در موارد مشابه حکمی متفاوت از پدر دارد ؟ تا اینکه با مطالعه قوانین جزا و مدنی و همچنین کتب مذهبی به این نتیجه رسیدم که فرزند برای پدر به مانند مایملک محسوب می شود و توجیه صدور احکام متفاوت در موارد قتل فرزند توسط پدر در احکام دینی به این صورت آمده است

قصاص برای جبران خسارت است و وقتی پدر فرزندش را به قتل می رساند در حقیقت به خودش خسارت زده است و در صورت اجرای حکم قصاص در مورد پدر خسارتی دو چندان به پدر زده می شود که محتمل از نظر شارع اینگونه قوانین عادلانه نخواهد بود! به عنوان مثال در کتاب وسایل شیعه حر عاملی می خوانیم:

 چهار نوع جریمه برای جرم ( قتل فرزند توسط پدر) تعیین شده است:

  1. پدر دیه فرزند را پرداخت کند. و خود حقی در آن ندارد.
  2. به دستور قاضی پدر باید تبعید شود.
  3. تعریز، این مورد به صلاحدید قاضی معین می‎شود.
  4. کفّاره، (گرفتن دو ماه روزه).

یکی از متون قانونی که سال هاست مورد انتقاد جرم شناسان و پژوهشگران و فعالین حقوق کودک قرار گرفته است ماده   ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی و ماده ۳۰۲ قانون مجازات اسلامی جدید است.

در ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی “پیشین” مصوب سال ۱۳۷۰ آمده است : پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد «باز نویسی: قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب، پدر یا از اجداد پدری مجنی علیه نباشد و مجنی علیه عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد.( ماده ۳۰۲ قانون مجازات اسلامی جدید)»

 سوال این است که هدف از باز نویسی ماده ۲۲۰ قانون سال ۱۳۷۰و باز نویسی آن با اندکی تغییر ادبیات قانونگذار، در ماده ۳۰۲ قانون ۱۳۹۰چه بوده است؟ یا به به زبانی ساده تر؛ این ماده چه مشکلی داشته یا ایجاد کرده است؟

ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، مصوب ۱۳۷۰ است. در طول این ۲۰ سال، جرم شناسان و پژوهش گران و فعالین حقوق کودک انتقادهای فراوانی به این ماده داشته اند. حرف اصلی منتقدانِ ماده ۲۲۰ قبلی و ماده ۳۰۲ قانون مجازات اسلامی جدید این است که، معافیت پدر از قصاص در قتل عمدِ فرزند، جنبه بازدارندگی نداشته است. کلید واژه انتقاد بسیاری ازجرم شناسان درباره این ماده، “جرم زا” بودن این ماده است. بسیاری از جرم شناسان در طی این سال ها معتقد بودند که، با توجه به موارد فراوان فرزند کشی توسط پدر در ایران به ویژه در چند سال اخیر، عدم قصاص پدر و نهایتا محکوم کردن وی به دیه و ۳ تا ۱۰ سال حبس طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰، باز دارنده نبوده است و از تکرار این جرم پیشگیری نکرده است.

در سال ۸۷  قاضی محمد شهریاری بازپرس شعبه‌  هفتم بازپرسی (ویژه‌ قتل) دادسرای امور جنایی تهران که در آن سال رسیدگی به حداقل شش مورد فرزندکشی را در مقاطع مختلف کشیک جنایی خود در دستور کار قرار داده بود در گفت و گو با ایسنا می گوید:” شایسته است که قانون‌گذار تعزیر مقرر در ماده ۲۲۰ و ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی را مورد بازنگری قرار دهد، زیرا عدم بازدارندگی این مجازات‌ها مسلم است لذا لازم است که در این خصوص مسئولان قضایی و نمایندگان مجلس تدابیری بیاندیشند تا پدران سنگدل نتوانند تحت لوای مواد قانونی اقدام به قتل بی‌دفاع‌ترین افراد جامعه کنند”ودر همین رابطه شهریاری، بازپرس ویژه‌ قتل تهران در همان سال ۱۳۸۷ طی نامه‌ای به فخرالدین جعفرزاده، معاون وقت دادستان تهران و سرپرست دادسرای امور جنایی با ذکر موارد متعدد فرزندکشی در آن سال، خواهان انعکاس موضوع به رئیس قوه‌ قضاییه جهت اصلاح قانون و اخذ تصمیمات قضایی لازم برای پیشگیری از وقوع این قبیل حوادث شده بود.

قاضی شهریاری اضافه می کند:” آنچه به عنوان تعزیر و ضمانت اجرای تعزیر پدر یا جد پدری در ماده‌ ۲۲۰ و ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی آمده است، آن هم در شرایطی که معمولا درخصوص دیه، اولیای دم رضایت می‌دهند و درخصوص تعزیر نیز معمولا شدت و بازدارندگی مجازات ملاحظه نمی‌شود، متاسفانه باعث تجری مرتکب و دیگران شده است و مشاهده می‌کنیم که هر روز قتل فرزندان توسط پدران افزایش می‌یابد”

 اما در زمینه علل ارتکاب فرزند کشی و علل تکرار آن عوامل متعددی را ذیل جرم شناسی علت محور می توان لیست کرد. مانند:

علل زیستی فرزند کشی- شامل: وضعیت فیزیکی،وضعیت روانی-،علل اجتماعی و اقتصادی- شامل:اعتقادات فرهنگی، مذهبی، روابط عشقی غیر قانونی، فزون خواهی، اعتیاد والدین، طلاق

 علل ساختاری- شامل: عدم حمایت قانونگذار، تادیب و تنبه کودکان، خشونت های فرهنگی

 منابع:   http://www.anthropology.ir/node/14602

وسایل الشیعه حر عاملی،ج ۱۹، باب ۳۲، ابواب قصاص نفس، ح ۹، امام خیمنی، تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۵۲۱، الشرط الثالث، مسأله ۱، چاپ انتشارات دارالعلم لمعه، ج ۱۰، (چاپ کلانتر)، کتاب القصاص، ص ۶۸٫



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»