صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  استعدادهای سرکوب شده...
بهمن
۱۱
۱۳۹۲
استعدادهای سرکوب شده در خانواده، متاثراز نقض حقوق فرهنگی
بهمن ۱۱ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و حقوق
۱
, , ,
image_pdfimage_print

3646615432_3543fac6a3_b

حسین رئیسی – وکیل و پژوهشگر

مقدمه:

خانواه سالم معمولا به خانواده ای اطلاق می گردد که عاری از هرنوع خشونت بوده و زمینه رشد و شکوفایی همه اعضاء آن بصورت برابر فراهم باشد. رشد و شکوفایی اعضاء خانواده درگروه امنیت،آموزش و برخورداری از امکان رشد فرهنگی، اقتصادی است. در این عرصه آنچه بیش از همه حقوق مورد کم توجهی قرار میگیرد، حقوق فرهنگی است.

تاکنون چه تعداد افرادی را در اطراف خود دیده اید و یا می شناسید که از نام خود تنفر دارند و یا با آن راحت نیستند، چه تعداد افرادی که آرزوهای ایام نوجوانی و یا جوانی را به دلیل سخت گیری خانواده ها و یا فراهم نبود شرایط بر باد رفته می دانند. کسانی که میتوانستند، شاعر، نویسنده، کارگردان و یا هنرپیشنه و خواننده باشند، اما چنین نشده است.

تعریف حقوق فرهنگی:

قبل از تعریف حقوق فرهنگی به مقوله فرهنگی اشاره ای می کنم. فرهنگ به مجموعه ای از هنرها، خلاقیتت ا، اندوخته های فکری، معنوی و یا مادی در اجتماع انسانی گفته می شود که در اثر گذر زمان و تلاش های فردی و یا اجتماعی بین مردم به عنوان عادت، روش، ارزش و میراث استقرار یافته است. امروز آموزش و عوامل موثر بر آن چه مستقیم از طریق روشهای رسمی آموزشی و جه غیر مستقیم از طریق رسانه ها و قابلیت های مختلف آن و سایر ابزارهای مدرن در توسعه تعریف فرهنگ و مصادیق آن موثرتر از گدشته هستند و تعریف فرهنگ را با توسعه قابل ملاحظه ای روبرو کرده اند. مثلا درموسیقی هر اثر آن را نمی توان اثر فرهنگی دانست، بلکه اثری که ماندگاری دارد و در اثر زمان تغییری در آن دیده نمی شود، اثر فرهنگی شناخته می شود.

خلق هر اثر فرهنگی که ماندگار و موثر در اجتماع در تقابل مثبت با جامعه باشد، به توانایی هایی نیاز دارد که برخی از آن ذاتی و برخی اکتسابی است، آن دسته از توانایی هایی که به صورت اکتسابی در حوزه فرهنگ به دست می آید، باید در مسیر هموار با شرایط یکسان برای همگان دست یافتنی باشد.

حقوق فرهنگی توانایی افراد را مورد حمایت قرار می دهد تا امکان دست یافتن و یا بهرمندی از آن را بدون تبعیض داشته باشند.

این حقوق فرهنگی تاکنون در اسناد حقوقی بین المللی تعریف نشده است، اما مصداق های آن مشخص هستند، مهمترین آن در حوزه های هنری و صنایع مربوط به آن، اخلاقی و ارزش های وابسته به آن، مالکیت فکری و معنوی، زبان، ادبیات همراه با ابداع و اختراعات است.

منظور از حقوق فرهنگی  مجموعه قواعد و مقرراتی است که ناظر است بر رفتارهای فرهنگی افراد در جامعه که روابط بین افراد، جامعه مدنی و دولت را در دسترسی، تولید و بهربرداری از منابع فرهنگی تنظیم می نماید.

حقوق فرهنگی بخشی از حقوق بشر محسوب می گردد که در ابتداء در اعلامیه جهانی حقوق بشر و سپس در میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مصوب ۱۹۶۶ سازمان ملل مطرح شده است.

اهمیت این حقوق در منشور پیشنهادی حقوق شهروندی دولت رئیس جمهور روحانی نیزمورد توجه قرارگرفته است. [ در ماده ۳-۱۲ منشور ذیل عنوان هویت فرهنگی، بیان رسانه ای و آفرینش هنری، هویت فرهنگی، قومی، مذهبی و زبانی شهروندان بدون هرگونه تبعیض مورد توجه قرار گرفته است.]

طرح این حقوق همراه با ارائه تعریف از آن نبوده است، عدم تعریف به این دلیل است که که حقوق مورد شناسایی قرار گرفته است، و اختراع نگردیده است،. جامعه همراه با حیات اجتماعی خود به حیات فرهنگی نیز نیاز دارد، حقوق فرهنگی در جامعه  همواره جریان دارد و بخش مهمی از این حقوق از درون خانواده ها و روابط  افراد در خانواده نشات می گیرد.

واژه فرهنگ را می توان در معنای وسیع و محدود آن به کار برد، از این رو می توان فرهنگ را مجموعه فعالیت های انسان، تمامیت دانش، ارزش ها ، فعالیت های خلاقانه،دستاوردهای فکری در قالب موسیقی ، ادبیات ، هنر و علم  تعریف کرد. [حسن زاده، محمدرضا؛ حقوق فرهنگی؛ مجله علوم اجتماعی شماره ۲۲ ، بهار ۱۳۸۲]

در درون خانه ها به طور یقین مسئله فرهنگ، باورها، خلاقیت های هنری شکل می گیرد و به تدریج رشد می کند و یا ممکن است با عدم رشد و سرکوب روبرو گردد.

آنچه موضوع بحث ما در اینجاست، ناظر است بر بخش هایی از حقوق فرهنگی که در خانواده ها به وسیله مردها در تسلط بیشتر بر زن، همسران نسبت به یکدیگر و یا به وسیله بزرگترها نسبت به کوچکترها دریغ، و یا با محدودیت روبرو می شود. نقض این حقوق خشونت محسوب می شود و نفی چنین خشونت هایی امری  بسیار دشوار خواهد بود.

حقوق فرهنگی در ارتباط با خانواده:

بی شک عرصه فرهنگی دامنه بسیار وسیعی دارد که همواره با انسانها همراه است. زندگی خانوادگی بخش بزرگ و اجتناب ناپذیری از زندگی اشخاص در جامعه است. در ایام زندگی خانواده گی و مراحل مختلف آن افراد در ابتدایی ترین لحظات زندگی و مراحل رشد تحت تاثیر مستقیم خانواده و فرهنگ آن قرار دارند. شاید بتوان گفت همه آنچه انسان در حوزه فرهنگ و هنر بدست می آورد و یا به اجتماع خود می بخشد، در فرایند رشد از کودکی در فرد با حضور در خانواده شکل می گیرد. به دلیل ماهیت ماندگاری و استمرار مقوله های فرهنگی در درون خانه ها همه آنچه افراد با آن روبرو هستند، در فرایند فرهنگی و رشد فرهنگی آنها موثر است.

کودکی که مورد آزار والدین است، طبیعی است که از رشد متناسب باز خواهد ماند و استعدادهای ذاتی او ممکن است شکوفا نگردد.

یا زنانی که به دلیل مخالفت والدین در کودکی و مخالفت همسر پس از ازدواج، از آموزش های هنری و آنچه قابل دست یابی برایشان است باز می مانند، یا سرکوب می شوند، زیر فشار این سرکوب خانگی نمی توانند استعدادهای خود را تقویت کنند.

موارد بالا و مواردی از این دست که بسیارند، نشان می دهند که ساختار خانواده و نظام حقوقی آن از حقوق فرهنگی اعضاء خود حمایت مناسب ارائه نمی دهد. چه میران کودکانی در جامعه می توان سراغ گرفت که بنابه مشکلات خانوادگی و یا محدودیت های خانوادگی ناشی از خرده فرهنگ های خرافی ( به خصوص دختران) امکان آموزش موسیقی را تا آخر عمر نخواهند داشت!

خانواده نقش فرهنگی خود را از بدو تشکیل ایفاء کرده و همواره به این نقش مشغول است، اما همیشه نقش اعمال شده در خانواده در مسیر تامین حقوق فرهنگی اعضاء آن نیست! گاهی خانواده نقش خود را مغایر با این حقوق اعمال میکند. قبل از این که تعریفی از این حقوق ارائه شود و آنها به عنوان حقوق بشر مورد شناسایی جامه جهانی قرار گیرد، خانواده ها، دولت ها و نهادهای اجتماعی بر اساس تشخیص خود در مسیر تامین حقوق فرهنگی و یا نفی آنها گام بر می داشتند، اینک کارکرد شناسایی و حمایت از حقوق فرهنگی، مانع خودکامگی در خانواده و جامعه می شود.

مهمترین واقعه حقوقی در زندگی هر انسانی که هستی بخش شناخته می شود، تولد است. با تولد افراد رابطه ای بین والد و مولود شکل می گیرد، ابتدایی ترین اتفاق فرهنگی در این رابطه، شناسایی کودک و تعیین نام برای اوست. این اتفاق اگر چه بسیار بدیهی می باشد، اما واجد مهمترین حقوق انسانی، مانند لزوم حفظ حق زندگی این مولود است، و سپس شناسایی او به عنوان فرزند خواهد بود.

امروزه شناخت کودک و رفتار والدین با اوتابع  قواعد حقوقی حاکم گشته که اعمال برخی سنت های نادرست و یا فرهنگ های مبتنی بر نفی حقوق انسانی را ناممکن می سازد. مثلا اگر در فرهنگ برخی اقوام ایرانی “ختنه” یا بهتر بگویم “ناقص سازی جنسی” در کودکان دختر یک فرهنگ و سنت است، اینک این رفتار ناپسند شناخته می شود واحتمال دارد با والدین مرتکب آن برخورد شود.

به دلیل محدویت حجم نوشتار در اینجا برخی از مهمترین حقوق فرهنگی درخانواده ها را برمی شماریم:

۱-   تعیین نام و هویت کودک

نام و نامیدن افراد یک واقعه فرهنگی است که برای همه اعضاء خانواده ها بدون استثناء روی میدهد. این حقی است مسلم برای کودک که در پیمان نامه جهانی حقوق کودک در ماده ۷  به رسمیت شناخته شده است.[ ماده ۷ میثاق بین المللی حقوق کودک تولد کودک بلافاصله پس از به دنیا آمدن ثبت می شود و از حقوقی مانند حق داشتن نام، کسب تابعیت و در صورت امکان شناسایی والدین تحت سرپرستی آنها برخوردار می باشد]

آنچه به نفی حقوق کودک و به خشونت علیه او از طریق نام و ثبت مشخصات منجر میشود، در قالب تعیین نام های غیر متعارف و یا نام هایی که در بزرگ سالی و نوجوانی کودک را با تحقیر همسالان روبرو می سازد، است. در پاره ای مواقع نیز ممکن است اساس مشخصات کودک برای مقاصد مجرمانه مانند قاچاق و یا خرید و فروش انسان ثبت نشود.این واقعه معمولا در جوامع فقیر بسیار شایع است.

ملاحظه می فرمایید که، یک اقدام، ساده عدم ثبت هویت در دفتر مخصوص، می تواند به رفتاری علیه تمامیت جسمانی و روانی کودک تبدیل شود.

شیوع این موارد در برخی از بیمارستان ها باعث شده است تا قانونگذار ایرانی نیز متوجه ابعاد گسترده این موضوع شده و در ماده ۶۳۱ قانون مجازات اسلامی مبحث تعزیرات ربودن اطفال را جرم انگاری نماید.[ ماده ۶۳۱: هر کس طفلی را که تازه متولد شده است بدزدد یا مخفی کند یا او را به جای طفل دیگری یا متعلق به زن دیگری غیر از مادر طفل قلمداد نماید به شش ماه تا سه سال حبس محکوم خواهد شد و چنان چه احراز شود که طفل مزبور مرده بوده مرتکب به یک‌صد هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد.]

 این جرم زمانی تسهیل می شود که اثری از نام و نشانی کودک ثبت نگردیده باشد.برای اجتناب از این قبیل اتفاقات ثبت نام، شناسایی و حق هویت برای کودکان به عنوان یکی از مهمترین حقوق فرهنگی و اجتماعی کودک شناخته می شود.

 قطع نظر از اینکه عدم ثبت و شناسایی کودک پیامدهای ناگواری می تواند بدنبال داشته باشد. ثبت نام با اسامی نا صواب و نا متناسب با فضای عمومی که کودک در آن قرار خواهد گرفت، می تواند اسباب تحقیر کودک را فراهم سازد و ازاو شخصیتی غیر مطمئن  بسازد. چون معمولا تحقیر کودک مانع  آموزش، کسب مهارت و رشد و شکوفایی او خواهد شد.

هویت کودک با نام و تابعیت او شناخته می شود، از این طریق کودک روابط خانوادگی خود را با اعضاء خانواده می شناسد و بیم محروم شدن و یا نادیده گرفتن سایر حقوق با کسب هویت برای کودک مرتفع می گردد. هویت خانوادگی کودک نیز در ماده هشتم میثاق بین المللی حقوق کودک مورد شناسایی قرار گرفته است.[ کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ حق‌ کودک‌ برای‌ حفظ‌ هویت‌ خود، من‌ جمله‌ ملیت‌، نام‌ و روابط‌ خانوادگی‌ را طبق‌ قانون‌ و بدون‌ مداخله‌ تضمین‌ خواهند کرد.] اهمیت این حق از این روست که، هر نوع بی توجهی در بدو تولد سرنوشت محتوم و ناگواری را می تواند برای کودکان به دنبال داشته باشد.

این حق در باره همه انسان ها باید مراعات گردد، و مهاجرت و یا ازدواج با اتباع خارجی نمی تواند موجبی برای نفی این حق باشد. چنانچه از آمار ها بر می آید بیش از ۱۰۰ هزار نفر در ایران بدون شناسنامه و فاقد هویت هستند، تعداد ۳۳ هزار نفر از این افراد کودکان حاصل از ازدواج های موقت هستند و باقی حاصل ازدواج زنان و دختران ایرانی با اتباع خارجی که عمدتا” افغان هستند، می باشد.[ جام جم آن لاین] این اتفاق نادرست موجب بی هویتی و نفی حقوق فرهنگی این کودکان شده است. این درحالیست که براساس پیمان نامه جهانی حقوق کودک چنانچه پیش تر اشاره شد، همه دولت های عضو آن پذیرفته اند که این حق را دریغ ننمایند. و جمهوری اسلامی ایران نیز به دلیل پیوستن به این سند بین المللی حقوق بشر نمی تواند حق هویت این کودکان را نفی نماید. البته چندی پیش دولت برای رفع این مشکل در سال ۱۳۸۷ اقداماتی انجام داد، اما  لایحه دولت با رای مخالف مجلس روبرو گردبد و مشکل این دسته افراد کما کان باقی است. در سال ۱۳۹۰ نیز طرحی در همین رابطه به مجلس رفت و این بار پس از تصویب مجلس با مخالفت شورای نگهبان روبرو گردید. ظاهرا قانونگذاران نظر خوشی با این بخش از جامعه ندارند. این امر به نقض حقوق فرهنگی افراد زیادی منجر شده است.[خبرگزاری معلمان ایران]

از این رو این حق به عنوان حقوق فرهنگی کودک در زمره حقوق بشر شناخته می شود.

۲-    حق مشارکت فرهنگی و برخورداری از مزایای علمی و کاربردی

این حق در کنار حق آموزش که ازجمله حقوق اجتماعی محسوب می گردد، قرار می گیرد. حق رشد و شکوفایی استعداد های اعضاء خانواده اعم از کودک، و زن و مرد باید بصورت یکسان و با آزادی کامل و بدون اجبار و یا مانع شناخته شود. عمدتا زنان  وکودکان به خصوص کودکان دختر بنا به جهاتی که اشاره خواهد شد، بیش از مردان در معرض نقض حق مشارکت فرهنگی و برخورداری از شرایط برابر برای شکوفایی استعداد و بهربرداری از آن هستند.

مشارکت فرهنگی زنان  و کودکان در خانواده و اجتماع مستلزم آزادی برای فراگیری مهارت ها لازم است. این موضوع در خانواده هایی که زن اجازه خروج از منزل بدون رضایت همسر را ندارد و یا در خانواده هایی که کودکان دختر ناچارند در سنین پایین نظیر ۱۳ تا ۱۸ سالگی ازدواج نمایند، به سادگی نفی می گردد. در این سنین ازدواج می تواند مانع دسترسی به شرایط تحصیلی و یا پرداختن به امور فرهنگی و هنری محسوب گردد. دختری که دوست دارد  کارگردان یا موسیقدان یا نوازنده ساز مورد علاقه اش شود، اگر از طریق ازدواج و یا باورهای مذهبی و یا سنتی اعضاء خانواده از این حق محروم گردد، مورد خشونت واقع شده است. همین اتفاق ممکن است برای زنان و یا کودکان پسر نیز روی دهد.

پدیده دخترانی که در سنین کودکی مادر می شوند موید این است که نفی حقوق فرهنگی تنها به عدم رشد مناسب فرهنگی منجر نمی شود، بلکه ازدواج های سنین کودکی را که معمولا از روی اجبار است نیز برای این دسته از کودکان به ارمغان می آورد.[ منبع همشهری آن لاین]

همانطور که در بالا اشاره شد آموزش و تامین حقوق فرهنگی به رشد فکری افراد مساعدت می کند و موجب تضعیف باورهای خرافی و برخی رفتارهای نادرست نسبت به کودکان به خصوص کودکان دختر در ناقص یا مثله سازی جنسی که به ختنه دختران معروف است، پایان خواهد داد. بر اساس گزارش دیده بان حقوق بیش ۱۴۰ میلیون دختر در جهان در معرض این سنت و فرهنگ نادرست قراردارند، و هر سال ۳ میلیون کودک دختر از نظر جنسی مثله می شوند.[منبع دیدبان حقوق بشر]

میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ماده پانزدهم حق مشارکت فرهنگی، برخورداری از مزایای پیشرفتهای علمی و کاربردی آن، حتی برخورداری از حمایت مادی و معنوی که در نتیجه اثر فرهنگی حاصل می گردد و حق آزادی برانجام تحقیقات علمی و فعالیت های مبتکرانه برای همگان را به رسمیت شناخته و مورد تاکید قرار داده است.

محدویت های مذهبی، و یا محدویت های بر آمده از برخی فرهنگ های سنتی نمی تواند مستقیم و یا غیر مستقیم مانعی برای تحقق حقوق فرهنگی شوند. متاسفانه علیرغم اینکه جمهوری اسلامی ایران به میثاق مورد اشاره پیوسته است، اما موارد مخالف این حق بسیار دیده می شود. نادیده انگاری همه این حقوق مورد اشاره برای معلولین نیز متصور است و نقض این حقوق را در پی دارد.

نباید فراموش کرد که تحقق دسترسی به حقوق فرهنگی به فراهم بودن فضای مناسب فرهنگی در سطح جامعه بستگی کامل دارد. بنابراین سرانه فضای فرهنگی و میزان دسترسی خانواده ها به این فضاها چه میزان است، نبودن این فضا تا چه میزان به نادیده انگاری حقوق مورد نظر منجر می شود. سهم زنان از فضاهای ورزشی چه اندازه است؟

نتیجه:

در عرصه حقوق فرهنگی،آنچه حائز اهمیت است، اینکه برشمردن برخی از حقوق فرهنگی در این مجال اندک به خودی خود موثر در تامین آنها برای همگان نخواهد بود. بلکه این حقوق باید بوسیله قوانین برنامه محور و حمایتی مورد تضمین و حمایت قرار گیرند و هرنوع اقدامی مغایر آن نفی گردد.

اقداماتی نظیر کاهش سن ازدواج برای دختران تا سیزده سالگی و پسران تا پانزده سالگی علاوه براینکه می تواند مشکلات عدیده ای را برای آنها فراهم نماید، در صورت تحقق مانع جدی برای دست یابی به حقوق فرهنگی محسوب می گردد. بنابراین ممنوعیت ازدواج کودکان و شناسایی هویت همه آنها، اعم از کودکان مهاجر، پناهنده و متولد از روابط خارج از ازدواج و یا متولد از ازدواج های موقت و یا ازدواج با اتباع خارج در این راه موثر خواهد بود.

همه این موارد به تامین حقوق آموزشی و فرهنگی کودک کمک خواهد کرد.با افزایش سطح آگاهی ها کودک با شرایط مناسبتری از زندگی روبرو می شود و امکان انواع خشونت علیه او کاهش می یابد.

ساختار فرهنگی حاکم که حتی اجازه دوچرخه سواری دختران در فضاهای  را عمومی نمی دهد، و هزاران مانع دیگری که ناشی از تفکر ایجاد محدودیت در زندگی فردی و اجتماعی زنان است، به ابزارهایی برای ممانعت از رشد فرهنگی کودکان و زنان تبدیل شده و راه حل برون رفت از این شرایط نیز، تامین متناسب و برابر فرصت های فرهنگی برای همگان در خانواده ها و در اجتماع می باشد.



  1. فریده said on بهمن ۱۵, ۱۳۹۲

    من از نویسنده مطلب یک سوال دارم

    پس حق پدر و مادر بر فرزند چیست ؟ اگر من نتوانم به کودک خود درباره آینده اش راهنمایی کنم که نمیشود

    آیا فرزندان را رها کنیم تا خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند و سر از نا کجا آباد در بیاورند

Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»