صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  چرا ساناز سکوت کرد؟...
بهمن
۲
چرا ساناز سکوت کرد؟
خشونت خانگی و حقوق
۲
, ,
image_pdfimage_print

 IMAGE635256334329603514

عکس: inn.ir

 رویا تاجی – روزنامه نگار

“شما متهم به قتل ساناز نظامی هستید. چرا او را کشتید؟”

“سکوت و نگاهی ممتد” این پاسخ نیما نصیری به سوال قاضی دادگاه است .”

مرگ ساناز دختری که در میشیگان به دست همسرش کشته شد هر روز ابعاد تازه ای به خود می گیرد. کتک خوردن ساناز در سوم شهریور ماه، درست چند روز پیش ازعروسی درهتل محل اقامتش در آنکارای ترکیه  .قصه تلخی است که پدر ساناز از آن گفت.

پدر ۵۶ ساله ساناز نظامی درباره آن روز به ” ایران وایر”می گوید:« درهتل بودیم. اتاق آن‌ها نزدیک اتاق من بود. صدای داد و فریادشان بلند شد. نیما ساناز را کتک زده بود. صورتش زخمی بود. به پلیس رفتیم و گزارش دادیم. نیما به دست وپای ما افتاد و بازهم عذرخواهی کرد. فکر می‌کردم خب همه چیز تمام شده است. برایم هیچ مهم نبود که این‌ها عقد کرده‌اند. مهم بود که حالا حتما” سانازفهمیده است که چرا ما با این ازدواج مخالفیم. اما ساناز گفت می‌خواهد بازهم به او فرصت بدهد.»

ساناز به نیما فرصت جبران اشتباه داد ولی نیما به او فرصت زندگی نداد. ساناز قربانی خشونت خانگی در آمریکا و توسط یک آمریکایی شد.

قانون آمریکا و خشونت خانگی

سانازهنگام مرگ  ۱۷۲ سانتی‌متر قد و ۴۰ کیلو وزن داشت. این گواهی پزشکی قانونی است.

او نسبت به روزهایی که در ایران بود ۹ کیلو کاهش وزن داشت. دیدن اندام لاغر و نحیف ساناز از کادر بسته لب تاپ، روی تخت بیمارستان، در آخرین لحظه های حیات، علامت سوال بزرگی برای پدر و خواهرش بود. آیا ساناز در زندگی مشترک کوتاهش مورد آزار روحی و جسمی قرار داشته؟ چرا سکوت کرد؟ چرا؟

بنا به گواهی پزشکی قانونی؛ ساناز تحت خشونت خانگی فیزیکی بوده است این را چندین اثر کبودی یک شکل با فاصله‌های یک اندازه دریک خط صاف روی ران پای ساناز گواهی می دهد؛ کبودی کامل دست‌ها و سرشانه و کبودی پا و پارگی ناخن شست پا؛  اینها همگی در گزارش پزشکی قانونی است که دراختیار خانواده او قرار گرفته است.

اما چرا ساناز هرگز شکایت نکرد؟ چرا به خانواده و مراجع قضایی چیزی نگفت؟ اصلا چه باید می کرد؟ سوالی که از علی هریسچی حقوقدان ساکن ایالت مریلند آمریکا پرسیدم.

علی هریسچی می گوید: هیچ خشونتی در آمریکا توجیه ندارد. خشونت همسر به همسر، به فرزند و حتی فرزند به والدین. فرد خشونت دیده و خشونت گر جدا از رابطه ای که دارند تحت حمایت قانون قرار می گیرند.

این وکیل با استناد به قوانین آمریکا می گوید: هر فردی باید از آزادی و حق زندگی برخوردار باشد و اگر هر فردی به هر دلیلی سلامت وآرامش خانواده را بر هم بزند مرتکب خشونت شده است. این خشونت می تواند حتی شامل فشارهای خانوادگی باشد. برای مثال در بحث “درآمد” هر فردی موظف است درآمد خود را برای سلامت و امنیت خانواده خرج کند و در غیر این صورت باعث بر هم زدن امنیت و سلامت خانواده شده که مصداق خشونت است.

از او پرسیدم ساناز یا زنانی همچون او که مورد خشونت خانگی قرار می گیرند چه باید بکنند. او گفت: در بهترین روش زنان آسیب دیده باید در اولین قدم با پلیس تماس بگیرند. با حضور پلیس در محل خشونت  و دستور پلیس، فردی که خشونت ایجاد کرده باید محل را ترک کرده و از خانه برود. این ترک خانه مدت مشخصی دارد که در ایالات مختلف آمریکا متفاوت است. بعد پرونده آنها به دادگاه ارجاع می شود. در صورتی که قاضی احتمال دهد که فرد خشونت دیده در خطر جانی و صدمه فیزیکی قرار دارد دستور یک سال دوری از هم را صادر می کند که این مدت زمان نیز در ایالات مختلف متفاوت است.

هریسچی با اشاره به راه حل دوم می گوید: اگر فرد خشونت دیده ترجیح دهد با پلیس تماس نگیرد می تواند به موسساتی درارتباط باشد که هدف آنها جلوگیری از خشونت های خانگی است. این موسسات برای فرد خشونت دیده وکیل رایگان و یا ارزان می گیرند و از آنها دفاع و حمایت می کنند.

به گفته این وکیل این موسسات کارهای مشاوره ای انجام می دهند و برای جلوگیری از خشونت به طرفین کمک می کنند.

اما نکته قابل تامل در بین گفته های علی هریسچی این بود: قانون اساسی آمریکا بعد جنسیتی ندارد و در کل حقوق و قوانین یکسانی برای مردان و زنان در نظر گرفته شده است. هیچ کجا نامی از زن یا مرد برده نشده مگر در موارد خاصی که مخصوص زنان باشد مثل سقط جنین.

او می گوید اگر یک مرد هم مورد خشونت خانگی از سوی همسرش قرار بگیرد این روش ها را می تواند انجام دهد.

آمارها از خشونت می گویند

۳۰ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهرانشان قرار می‌گیرند و ۱۵ تا ۲۰ درصد آنها به هنگام بارداری نیز مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند و از هر ۱۰ قربانی زن، سه نفر توسط شوهر یا سایر مردان کشته شده‌اند. این آمار های سازمان ملل است.

با استناد به گزارش سازمان ملل، هزینه خشونت علیه زنان در امریکا به تنهایی بیش از ۸/۵ میلیارد دلار در سال است که ۱/۴ میلیارد دلارآن برای خدمات مستقیم پزشکی و مراقبت های بهداشتی هزینه می شود و حدود ۸/۱ میلیارد دلار مربوط به زیان های دیگر دراین زمینه است.(۴)

اما این آمارها با وجود قوانینی یکسان و خالی از نگاه جنسیتی تکان دهنده است.

از علی هریسچی وکیل دادگستری در رابطه با خشونت جنسی در امریکا می پرسم. از این که اگر زنی در خانه مورد خشونت جنسی قرار بگیرد قانون چه حمایتی از او می کند؟

او باز هم تکرار می کند قانون اساسی آمریکا مبتنی بر جنسیت نیست. اما رابطه جنسی زن یا مردی که در یک خانه به عنوان زوج با هم زندگی می کنند با میل نباشد جزء خشونت های جنسی وآزار فیزیکی محسوب می شود و باز هم طرفین می توانند با پلیس یا با موسسات اجتماعی و مشاوره ای تماس داشته باشند.

او با اشاره به  تفاوت قوانین ایران وآمریکا گفت: در ایران زن و شوهر نمی توانند ادعای تجاوز داشته باشند چرا که رابطه جنسی در داخل ازدواج است و اجازه طرف برای برقراری رابطه نیاز نیست. ولی درآمریکا برقراری رابطه جنسی مستلزم اجازه و آمادگی طرفین است. در حقیقت در آمریکا هر رابطه جنسی که با میل و اجازه طرفین انجام نشود آزار جنسی و تجاوز محسوب می شود و حکم قضایی دارد.

باز هم به قصه ساناز برگشتم، پرسیدم اگر ساناز به پلیس  خبر می داد و در نهایت می خواست طلاق بگیرد ولی نیما رضایت نمی داد چه باید می کرد؟

علی هریسچی گفت: شرایط و حق طلاق در قانون اساسی آمریکا تعبیری ندارد، هر دو طرف زندگی می توانند در شرایطی یکسان درخواست طلاق کنند. این هم تفاوت دیگرقانون امریکا با قانون طلاق در ایران است. حقی که در ایران انحصارا” دردست مرد است و در شرایطی سخت و غیر دسترس به زن داده می شود.

 این وکیل می گوید:اگر ساناز میل به بودن با نیما را نداشت می توانست درخواست طلاق دهد و در همان ابتدا با حکم پلیس و دادگاه تا زمان طلاق رسمی از نیما جدا زندگی می کرد.

او می گوید: می توانست به دلیل نداشتن امنیت روحی  و روانی و فیزیکی جدا شود. می توانست بگوید که مورد ضرب و شتم قرار می گیرد و آسایش روانی ندارد. اگر گزارش پلیس هم در این میان بود، چه نیما راضی بود چه نه، ساناز به حکم دادگاه طلاق خود را می گرفت.

هریسچی می گوید: حتی اگر هیچ عذری هم نداشت و فقط می خواست به زندگی مشترکش پایان دهد با حکم دادگاه شش ماه از هم جدا زندگی می کردند و بعد طلاق می گرفتند.

ساناز طلاق نگرفت اما نیما جانش را گرفت. شاید ساناز از قوانین طلاق نمی دانست شاید نگاهش همان نگاه سنتی طلاق در ایران بود.

از هریسچی در مورد قوانین طلاق پرسیدم از حق زن در زندگی، گفت: در ازدواج های آمریکا مهریه وجود ندارد ولی بنا به قراردادهای ازدواج تمام شرایط زندگی حتی طلاق هم پیش بینی می شود .

بعد از طلاق اموال خانوده ( چه دارایی های زن چه مرد ) نصف می شود. اگر کسی درآمد بیشتری داشت باید به طرف دیگر کمک کند تا از سطح زندگی بهتری برخوردار شود، حتی اگر درآمد زن بالاتر باشد باید به همسرش کمک کند.

هریسچی با استناد به قوانین آمریکا می گوید: اینجا  alimony نقش نفقه را دارد. با این تفاوت که زن یا مرد هر کدام باید در زندگی بعد از طلاق با استاندارد های زندگی قبل خود ادامه دهند. یعنی اگر مردی از شرایط مالی بهتری برخوردار است باید زندگی همسر خود را حتی بعد از طلاق در سطحی نگه دارد که از زندگی پیش از طلاق خود کم نداشته باشد  و برعکس اگر زن وضعیت مالی بهتری داشته باشد باید، این شرایط زندگی را برای همسر سابقش مهیا کند.

این وکیل به نکته قابل تاملی اشاره کرد، اینکه این قوانین درآمریکا در دهه ۶۰  میلادی تا زمان طلاق رسمی به چه صورت بوده است. او گفت: در قوانین گذشته آمریکا دختر و زن جزو دارایی و مایملک مرد محسوب می شدند، تا جایی که حتی ماهیت قانونی نداشتند.

او گفت آن زمان درآمریکا زن ها “شیر بها” داشتند و اگر دختری با یک پسر رابطه جنسی داشت و بکارت او از بین می رفت، پدر می توانست دوست پسر، دخترش را “سو”  کند، به جرم این که “ارزش مالش” را کم کرده است.

هریسچی ادامه داد: زن ها ماهیت حقوقی نداشتند و نمی توانستد کسی را”سو” کنند، یا حتی اگر تصادف می کردند، شوهر یا پدر آنها باید شکایت و مراحل قانونی را طی می کرد.

او گفت: با رشد دموکراسی درآمریکا، قوانین نیز تعریف جدید گرفت و تغییرات کلی کرد، جنسیت از آن خارج شد و برای مرد و زن به صورت یکسان نوشته شد.

اما باز ذهن من کلید خورد بر سرنوشت ساناز، که چرا شکایت نکرد، چرا از شرایطش به خانواده اش،  به پلیس و به هیچ مرکز مشاوره ای چیزی نگفت و چرا های دیگری که همیشه بی جواب خواهند ماند.

 منابع: http://iranwire.com/fa/projects/4273

۲http://iranwire.com/fa/projects/4368

 http://goo.gl/K89t9e



  1. باربد رویین تن said on بهمن ۳, ۱۳۹۲

    نویسنده سوال خوبی را مطرح کرده است و من معتقدم ساناز نیز همچون میلیون ها زن دیگر ایرانی توسط فرهنگ غلط حاکم بر جامعه مردسالار ایرانی مسخ شده بوده و با توجه به برخورداری از تحصیلات عالیه بسیار بعید است که از حق و حقوق خود به عنوان یک قربانی خشونت خانگی در آمریکا مطلع نباشد. لذا بر این باورم او نیز همچون بسیاری زنان دیگر ایرانی لب فروبسته و به امید آینده ای تاریک و مبهم تلاش کرده آن را بسازد. آینده ای که تنها کورسویی از امید در آن می دیده. شاید از بازگشت به ایران بعد از جدایی و زیستن در جامعه ای که از آن فرار کرده بود می اندیشیده. شاید به نگاه سنگین هوس آلود مردانی که در ایران به زنان مطلقه می نگرند فکر می کرده! روحش شاد.

  2. sahar said on بهمن ۳, ۱۳۹۲

    شاید نیاز مالی. در خبرها آمده که ساناز ویزا برای ورود به امریکا و پذیرش برای تحصیل در دانشگاه داشته است. اما روشن نیست که آیا بورسیه مناسب و کافی برای تامین هزینه تحصیل و دانشگاه را داشته یا نه. هزینه دانشگاه در امریکا بسیار بالاست.

    شاید شخصیت وابسته داشته که توان زندگی به تنهائی در غربت را نداشته و نیاز به همراه داشته.
    و یا شاید این اولین تجربه زندگی دور از خانواده او بوده که نتونسته به موقع و به تنهائی برای نجات خودش کاری کنه. زندگی در تنهائی و غربت سخت تر از چیزی است که جوانان ایرانی از دور میبینند.

    به عنوان زنی که تجربه زندگی و تحصیل در غربت را دارم، هر یک از این احتمالات را در سرنوشت غم انگیز ساناز تعین کننده میبینم.
    با عرض تسلیت به خانواده داغدار ایشون

Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱