صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  بهشت زیر پای مادران ...
دی
۲۴
۱۳۹۲
بهشت زیر پای مادران نیست (۱)
دی ۲۴ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و حقوق
۶
, , ,
image_pdfimage_print

2649291871_99f0a3c5e1_b

عکس:    Fernando @ Torrija

مهری ملکوتی- وکیل- پژوهشگر

“خانه امن” تصمیم گرفته است با شعارهائی که به صورت ظاهر، زنان را عزت می بخشد و در باطن ضمن قانونگذاری، آنها را سکه یک پول می کند و برای آنها فقط نقش نعش را به رسمیت می شناسد ، با مدرک و دلیل برخورد کند. این برنامه را با شعار توخالی “بهشت زیر پای مادران است” آغاز می کنیم و به شعارهای دیگری از این دست در آینده خواهیم پرداخت.

داوری را به مردم می سپاریم. به مرد و زن ، تا با توجه به آن چه در برخورد با قانونگذاری و چگونگی اجرای آن مشاهده کرده و می کنند، قاضی بشوند و بگویند تا چه اندازه هر شعار پاسخگوی محتوای شعارهائی است که کلی منت بر سر زنان گذاشته  و آنها را به در و دیوار شهر و روستا می چسبانند.

با هدف درک درستی یا نادرستی این شعار، چند کتاب قانون را ورق می زنیم و فقط چند نمونه را به بحث می گذاریم. بقیه را به خوانندگان “خانه امن” می سپاریم تا بر پایه تجربه های خود، بر آن بیافزایند. شعار بهشت زیر پای مادران را در چند بخش در مقایسه با قوانین بررسی می کنیم  و بعد سراغ شعارهای توخالی دیگری می رویم که فاقد ارزش و اعتبار اجرائی در لایه های گوناکون جامعه هستند.

بخش اول

مادر حق ولایت بر فرزند را ندارد

به موجب ماده ۱۱۸۰ قانون مدنی که تاریخ تصویب آن بین سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۳ شمسی است: ” طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود می باشد و همچنین است طفل غیر رشید یا مجنون در صورتی که عدم رشد  یا جنون او متصل به صغر باشد.”

در این ماده قانونی “ولایت قهری” پدر و پدر پدر بر فرزند، جائی برای آن که بهشت زیر پای مادران یاشد، باقی نمی گذارد. در این ماده قانونی، بهشت دو دربان قلدر دارد، یکی پدر است و دیگری پدر پدر. صفت “قهری” جائی برای تفاسیر میانه روهای اسلامی  به نفع زنان باقی نمی گذارد ( به فرض محال که بخواهند وارد این حریم قدرت مطلقه مردان بشوند) به شدت در خطر تکفیر صاحبان تفاسیر بسیار محافظه کارانه قرار می گیرند. “قهری” به مفهوم زور و قدرت غیر قابل تغییر است که قانون مدنی ۸۰ سال پیش ایران، آن را فقط برای پدر و پدر پدر نسبت به فرزند صغیر یا مجنون، به رسمیت شناخته و مادر را نسبت به این فرزندان از اعمال هرگونه حقی و تصمیم حساسی در زندگی شان، محروم ساخته است. مادر دارای حق ولایت نیست. یعنی نمی تواند در اموال آنها دخل و تصرف کند. نمی تواند برای آنها حساب های بانکی خاصی با حق برداشت افتتاح کند. نمی تواند به اندازه اختیاراتی که آن دو ولی قهری در انتخاب همسر برای فرزندان دارند، مداخله کند. نمی تواند فرزندان زیر ۱۸ ساله یا محجور را به خرج و مسئولیت خودش، بدون رضایت رسمی آنها برای تحصیل یا مداوا یا سیاحت و تفریح از کشور خارج کند. نمی تواند وصیت کند که پس از مرگش شخص خاصی وصی بر آنها بشود. نمی تواند در نبود پدر و پدر پدر ( فوت یا جنون آنها ) به خودی خود قیم بر آنها شناخته بشود. مگر با انجام تشریفات بسیار و در صورتی که دادگاه صلاحیت او را بپذیرد. چرا؟ چون پدر و جد پدری بدون آن که اثبات صلاحیت شان ضروری باشد، ولی و قیم می شوند و در صورتی این قدرت و اختیار را از دست می دهند که خلاف آن ثابت بشود. “مرد بودن” به تنهائی نشانه ای است بر صلاحیت بی برو برگرد آنها بر فرزندان. تازه از آن بیش، اگر مادر با خرواری مدرک، از سوی دادگاه، صلاحیت اش برای قیم شدن ثابت بشود، همین که به عقد نکاح دیگری در آید، مکلف است فورا” دادستان را در جریان بگذارد و رضایت شوهر را ضمیمه کند تا دادستان نظر بدهد. وگرنه مجازات می شود. ( نگاه کنید به مواد ۱۲۵۱ و ۱۲۵۲ قانون مدنی) اما مردن صاحب ولایت قهری اگر تا چهار همسر به نکاح دائم و چهل همسر به نکاح منقطع داشته باشند،  ضرورتی ندارد دادستان را که در نظام قضائی ایران از جنس مرد است در جریان بگذارند. آنها از نگاه قانونگذاری در ایران، نه فقط “مرد” که “سوپر من” هستند . آن قدر نزد قانونگذار جاه و جلال دارند که حتی در صورت فقدان یکی، آن دیگری می تواند  وصیت کند که  پس از فوتش، شخص مورد وثوق او وصی بر فرزندان بشود که در این صورت دیگر آن مختصر شانس احتمالی و ناقص هم برای مادر محدود می شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر به زبان حقوقی به باب سوم از قانون مدنی که از ماده ۱۱۸۰ شروع می شود مراجعه کنید.

 فرا سوی ولایت

قدرت فائقه ولایت قهری، دختران ایرانی را بالای سن رشد هم آسوده نمی گذارد. آن دو، یعنی پدر و جد پدری حق دارند در برابر فرزند یا نوه ای که جنسیت او دختر است و می خواهد در سنین بالای ۱۳ سالگی ( سن نکاح دختران ۱۳ سالگی است- ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ) با مرد مورد علاقه خود ازدواج کند سنگ بیاندازند. چرا؟ چون ازدواج اول است و ظاهرا دختر باکره است و قانونگذار ایرانی معلوم نیست بر پایه کدام مبنای عقلی در روزگاری که تحولات اجتماعی در ایران وسیع است، اولا” سن ازدواج دختران را ۱۳ سالگی قرار داده؛ ثانیا اجازه داده حتی زیر این سن هم اگر ولی قهری با تشخیص دادگاه اجازه بدهد، ازدواج کنند. از آن بیش تاکید کرده مادامی که دختران باکره هستند بدون رضایت رسمی ولی قهری نمی توانند ازدواج کنند. در صورت وقوع چنین عقدی، داگاه ها حکم بر بطلان عقد داده و عاقد مجازات می شود. در تمام این ساز و کارها، “مادر” از نظر قانونگذار هیچ کاره است. تماشاچی است. فاقد اختیار قانونی نسبت به دختری است که او را در بدن خود پرورش داده است. تازه وقتی هم می خواهند راه حل پیش پای دختر بزرگ سال که ممکن است ۴۰ ساله، اما باکره باشد، بگذارند،  باز هم کاری به کار نظر و سلیقه مادر ندارند. می گویند دختر برود دادگاه و از مردان قاضی که در دادگاه نشسته اند، اجازه بگیرد. باز هم آن کس که حضور و غیابش اثر ندارد “مادر” است، همان که می گویند بهشت زیر پای اوست.

از همه اینها جالب تر این که اگر دختر بالای سن ۱۳ ساله باکره نباشد، از هفت دولت آزاد است و متل پسرها که از ۱۵ سالگی می توانند آزادانه ازدواج کنند، او نیز بدون رضایت ولی قهری می تواند ازدواج کند. گفته می شود ولو با تجاوز، دختر بکارت از دست داده باشد از ۱۳ سالگی به بعد صاحب اختیار است و ولی قهری کاره ای نیست. این ها را در دادگاه های خانواده از زبان حاکمان شرع، با گوش های خودم شنیده ام. از یکی پرسیدم فلسفه این امریه چیست؟ گفت این است که ما یک چنین دختری را به قدر کافی با تجربه و دنیا دیده می دانیم و معتقدیم می تواند خوب و بد خودش را تشخیص بدهد. زیر لبی گفتم: جل الخالق و دادگاه را ترک کردم.

اگر بیشتر پرس و جو می کردم و مثلا” می پرسیدم پس چرا بابت روابط جنسی خارج از ازدواج، زن و مرد را در هر سنی تنبیه می کنید، در موقعیت نامناسبی قرار می گرفتم. لذا باب بحث را آن جا بستم، تا این جا بازش کنم.

آیا این مثال ها در جهان امروز و در جامعه ایران اساسا” فهمیده می شود؟  شاید ۸۰ سال پیش می شده.  ما نمی دانیم. حالا چطور؟ چرا برق و آب لوله کشی و تلفن دستی و زنان شاغل در بسیار سطوح جامعه داریم، اما مثل عصر چراغ موشی باید قانونگذاری کنیم؟ اینک چراغ خانه ها  به برکت کار زنان درون و بیرون خانه روشن نگاه داشته می شود.  اما قانونگذار این همه واقعیات اجتماعی را نمی بیند.  باید کمکش کرد و ما ادعا می کنیم آمده ایم تا چشم هایش را بر تحولات رو به رشد اجتماعی و نارسائی های قانونی در مناسبات زن در خانواده در جایگاه مادر و همسر باز کنیم. بیش از این نمی توان خشونت های خانگی را که قانونی اش کرده اند تحمل کرد.

با وجود این قوانین که چالش با آنها در وظیفه ماست، مادران در این جهان زندگی جهنمی دارند. باید بپزند و بشویند و بروبند و تازه کله سحر هم بروند دنبال کسب و کار، و حاصل همه کارها نصیب افراد خانواده بشود و در جائی که پای تصمیم گیری به میان می آید، می شوند “هیچ” و باید نقش نعش را بازی کنند. سینمائی ها به این نقش می گویند “سیاهی لشگر” که فاقد ارزش است.

برای کسب اطلاعات بیشتر قانونی در مورد آن چه در بالا گفته شد،  به مواد ۱۰۴۱ و ۱۰۴۲ و ۱۰۴۳ و ۱۰۴۴ قانون مدنی مراجعه کنید.

در هر یک از این مواد که مدارک و دلائلی بر این که “بهشت زیر پای مادران است” پیدا کردید، حتما با ما در میان بگذارید. تا جائی که پژوهش ها نشان می دهد باید یک باره این شعار دهان پرکن و تو خالی و کهنسال را برای همیشه ریشه زد و اعلام کرد: اگر وصول به بهشت موکول به تحمل این همه نابرابری و ستمگری است ما آن را نمی خواهیم. در عوض به ما حقوق قانونی برابر و منصفانه و انسانی بدهید که سزاوارش هستیم. بهشت پیشکش خودتان! به کمتر از حقوق برابر و انسانی رضایت نمی دهیم. خود دانید.  بی وقفه می گوئیم و می نویسیم. در فضای واقعی نشد، در فضای مجازی کارزار را ادامه می دهیم. مقصد از دست نمی رود.

“خانه امن” قسمت دوم از مقایسه این شعار با قوانین حاکم در ایران را، بزودی از نظرتان می گذراند.



  1. معصومه said on دی ۲۴, ۱۳۹۲

    خانم ملکوتی با این حمله ها کار درست نمی شود. چند دهه است که داریم این حرف ها را می زنیم. کمتر کسی است که صورت مساله را نداند و از مطالبی که شما گفتید مطلع نباشد. همه می دانیم که مشکل وجود دارد. شما هم در تمام این سال ها به رسالت خود عمل کرده اید و به برکت وجود امثال شما الان همه می دانند که مشکل چیست. حال دیگر باید راه حل عملی نشان بدهید. قانونی پیشنهاد کنید که با ایران سازگار باشد. ما که نمی توانیم برویم قانون کشورهای دیگر را ترجمه کنیم و عیناً تصویب کنیم. شما خودتان حقوقدان باتجربه ای هستید. می دانید که قانون حتماً باید با بسترهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یک کشور سازگار باشد و الا وصلۀ ناجور می شود. ما انتظار داریم که جامعۀ حقوقی کشورمان یک قدم به جلو بردارد و از تکرار حرف هایی که سال ها است گفته می شود خودداری نماید. الان ما در موقعیتی هستیم که درد را که می گوییم باید درمانش را هم بگوییم والّا گفتن درد بدون ارائه درمان اگر توسّط حکومت تبلیغ علیه اسلام یا سیاه نمایی تلقی نشود، ثمره ای جز ناامیدی جامعه ندارد. من به انگیزه مقدّس شما احترام می گذارم اما باور کنید ما تشنه راه حل هستیم و از این همه حرف های فمینست هایی که خودشان هم نمی دانند چه می خواهند خسته شده ایم. راه حل بدهید. راه حلی که به درد من زن ایرانی که در شهرستان نشسته ام هم بخورد. من از نظر اقتصادی هر کاری بکنم به شوهرم وابسته ام. تجربۀ اجتماعی من هم به اندازه شوهرم نیست. گرگ هایی که منتظر دریدن من و بچه هایم هستند را هم به اندازه شوهرم نمی شناسم. اما من هم به اندازه شوهرم انسان هستم و حق دارم در تعیین سرنوشت و اداره امور فرزندم مشارکت کنم. برای من و امثال من که تعدادمان هم خیلی زیاد است راه حل بدهید. راه حلی که من و بچه هایم را از چاله درنیاورد و در چاه بیندازد. از تلاش شما بسیار ممنونم و منتظر ارائه راهکار در مقاله بعدی شما هستم.

  2. Profile Photo

    KhanehAmn said on دی ۲۵, ۱۳۹۲

    پاسخ به خانم معصومه
    مهری ملکوتی: وکیل- پژوهشگر
    نظر شما زیر مقاله “بهشت زیر پای مادران نیست” نشان می دهد از وضعیت نابسامان قانونی در زندگی زنان ایرانی به خوبی با خبر هستید. اما انتشار مطالبی از نوع آن چه فعالان حقوق زن و حقوق بشر پیرامون موضوع می نویسند را کافی نمی دانید و دنبال راه حل عملی می گردید که به ناگهان و با وجود موانع بسیار زیاد فرهنگی و سنتی، درهای بهشت را روی زنان ایرانی باز کند. البته این انتظاری است کاملا غیر ممکن. اگر بروید تاریخ تحولات زندگی فردی و اجتماعی زنان را در دیگر کشورها مطالعه بفرمائید، همه جا زنان بسیار کار کرده اند، بسیار سرزنش شنیده اند، بسیاری از آنها فقط به لحاظ دفاع از حقوق انسانی خود متهم به فحشا شده اند. آنها را به بهانه فمینیست بودن بسیار نواخته اند. شما هم زحمات مارا به همین سیاق و به بهانه فمینست بودن انکار کرده اید. حال آن که خودتان در جائی که می گوئید ” من هم به اندازه شوهرم انسان هستم و حق دارم در تعیین سرنوشت و اداره امور فرزندم مشارکت کنم” به روشنی اعلام می کنید که دارای افکار برابر خواهانه فمینیستی هستید. متاسفانه با بد آموزی ها و تفاسیر نا متعارف از مفاهیمی مانند فمینیسم، کاری کرده اند که فقط تعاریف افراطی فمینیسم فهمیده شده و تعاریف برابر خواهانه از آن که شخص شما هم آن را باور دارید، انکار شده است.
    بگذریم. همان اندازه که ما با سالها قلم زدن و حرف زدن در باره کاستی های قانونی، عمر بر سر این کار گذاشته و هنوز هم می دانیم راهی دراز در پیش است و باید همچنان کار کنیم، شما و امثال شما نیزمکلف بوده و هستید تا برای تحقق این که به اندازه شوهرتان انسان هستید، کار کنید. تا کنون چه کرده اید؟ آیا حتی یک بار قلم را برداشته و نامه ای با نزاکت به نماینگان مجلس شورای اسلامی نوشته اید و یک موضوع مورد نظرتان را با آنها در میان گذاشته اید؟ غیر از این چه کار دیگری کرده اید برای آن که قانونگذار از نظرات شما در مقام یک شهروند آگاه و سنجیده مطلع شده و به آن احترام بگذارد . بدون تن دادن به این کارهای کوچک و شدنی، می خواهید به اندازه شوهرتان انسان باشید و دیگران هم این درجه از برابری را به رسمیت بشناسند؟
    صمیمانه از پیگیری مطالب خانه امن توسط شما سپاسگزار است. اما خواننده سایت خانه امن نمی تواند همیشه خواننده باقی بماند و انتظار داشته باشد راه حل مثل یک میوه رسیده توی دامانش بیافتد. اصلا فرض کنید همه ما به خطا می رویم و می خواهیم شما را از چاله به چاه بیافکنیم. شما سوای گفتن و نوشتن و آموزش به زنان و جامعه و مذاکره با مدیران کشور و مشارکت در تشکل های مدنی برای کمکرسانی به زنان خشونت دیده، یا در جای نیروی داوطلب که در کشورهای پیشرفته بیشترین نیروی فعال و داوطلب در آنها را زنان خانه دار تشکیل می دهند، کدام فعالیت ها را پیشنهاد می کنید؟ در خانه نشستن و ترسیدن از گرگ هائی که می گوئید منتظر دریدن شما و بچه هاتان هستند، کفایت می کند برای ایجاد تغییرات کوچک و بزرگ؟
    بی عملی در کجای تاریخ موقعیت زنان را تغییر داده است که ایران دومی اش باشد؟ راه حل ، ضمن تداوم فعالیت شکل می گیرد. راه حل پایدار به طور منطقی پس از دوران های طولانی کار و کار و کار، شکل می گیرد. کنار کشیدن زنان از حوزه های فعالیت های اجتماعی و فرهنگی، به هر بهانه، سودی در پی ندارد. راه حل شما بانوی شایسته ایرانی که در شهرستان زندگی می کنید و از نظر اقتصادی وابسته به شوهرتان هستید و به قول خودتان ، تجربه اجتماعی در حدود شوهرتان را هم ندارید، این است که با زنان دوست و همسایه و هم سرنوشت خود گاهی دور هم بنشینید و همان گونه که در باره بیماری بچه ها و مشکلات درسی آنها به راحتی حرف می زنید، اطلاعاتی را که از برکت فضای مجازی در باره قوانین به دست می آورید با هم در میان بگذارید . می توانید پول روی هم بگذارید و یک لب تاپ بخرید و به کمک یکی از دختران دانش آموز، لب تاپ را هفته ای یک بار وسط محفل زنانه تان بگذارید و از طریق آن آخرین خبرها را در باره زنان سراسر جهان ، با هم بخوانید و بحث کنید. مطمئن باشید پس از چند هفته طرح هائی از راه حل توی ذهن تک تک تان شکل می گیرد و اشتیاق پیدا می کنید تا نظرات خود را با همه فعالان در فضای مجازی و با همشهری ها در فضای واقعی وحتی با ارسال نامه های بسیار محترمانه به قانونگذاران در میان بگذارید و وارد عرصه ای بشوید که بر یاس و نومیدی شما غلبه می کند و پا در راهی می گذارید که تنها راه دور شدن از منفی بافی است. آن گونه که پیداست همین حالا هم شما، گزارش های منتشره در فضای مجازی را از همان شهرستانی که زندگی می کنید، فورا دریافت کرده و پاسخ می دهید. بنابراین منزوی نیستید و امکانات خوبی در اختیار دارید که برای فعالیت و مشارکت با هدف یافتن راه حل، بسیار مغتنم است. به این زندگی پربار ادامه بدهید. راهکار را با پایداری در کسب خبر و معرفت می توان سرانجام پیدا کرد. جهان امروز بر مدار گفت و گو و تبادل تجربه استوار است و شما با دسترسی به اینترنت و فضای مجازی ، یک سیاره از این کهکشان هستید. خودتان را دست کم نگیرید. چرا فقط چشم به دست دیگران دارید برای راه حل؟
    موفق باشید و راه حل را در میزان تلاش و فعالیت خودتان جست و جو کنید. ما منبع و تسهیلات آموزشی در اختیارتان می گذاریم.

  3. نادر said on دی ۲۶, ۱۳۹۲

    خانم ملکوتی لطفاً جواب معصومه را در رابطه با راه حل خود برای این مشکلات بدهید. مقاله شما بی عدالتی در قوانین ایران در حق زنها را نشان می دهد اما من با نظر معصومه موافقم که باید راه حل پیشنهادی خودتان را هم بدهید. مثلاً بگویید این قانون ناعادلانه اگر چه شکلی باشد به نظر شما عادلانه می شود. من به عنوان یک مرد همسرم را کاملاً با خودم برابر می دانم اما نمی دانم به جز احترام متقابل من و همسرم دیگر چه قانونی بر زندگی من باید حاکم باشد. به هر حال باید قانون هم داشته باشیم. خوب شما بگویید قانون چگونه باشد به نظر شما خوب است. از اینکه وقت می گذارید و به کامنت ها جواب میدهید خیلی متشکرم چون به نظرم مهم ترین چیز هم همین است که این کامنت ها رد و بدل بشود و موضوع روشن بشود.

  4. Fereshteh said on دی ۲۶, ۱۳۹۲

    Ba salam
    Man mataleb shoma ro mikhoonam harchand dar iran nistam. Chand vaghte k mataleb shoma kheyli behtar shode b nazaram va b masael mohemi mipardazod. Chand ta matlab karbordi gozashtid k man khodam khanevadam barashoon kheyli karbord dashte. Merci

Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»