صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  دبیرکل جامعه اسلامی ...
دی
۴
۱۳۹۲
دبیرکل جامعه اسلامی زنان و خشونت قانونی
دی ۴ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و حقوق
۰

image_pdfimage_print

abdolvahed mirzazadeh-2-245

عکس: ایسنا

فیروزه فروزانفر-  روزنامه نگار

 در هفته گذشته دبیرکل جامعه اسلامی زنان در گفت و گو با خبرنگار سرویس «زنان» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا )  گفت: خشونت علیه زنان در اجتماع ریشه در خشونت‌های خانگی دارد، چون زمانی که مردان راه‌های تعامل صحیح با زنان را در خانه نیاموزند، در اجتماع نیز علیه آنان رفتارهای خشونت‌آمیز نشان می‌دهند.

معصومه رضایی با بیان اینکه هر گونه تبعیض، مصداق خشونت است، گفت: در دوران کودکی بین دختران و پسران تبعیض وجود دارد و دختران مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند. وی تاکید کرد که متاسفانه در خانه‌های افراد مومن و تحصیل کرده نیز، بین دختران و پسران تبعیض وجود دارد و بسیاری از پسران به خود اجازه می‌دهند که به خواهران خود دستوربدهند.

اما معصومه رضایی نگفت که وجود این پدیده اجتماعی ریشه در کدام ساماندهی و سیاست گذاری عمومی در جامعه و بخصوص در قانون دارد. بدون شک قوانین در ایجاد یا دگرگونی رفتارهای اجتماعی، نقش به سزایی دارند. قوانین می توانند بزرگترین تاثیررا در چگونگی اجتماعی شدن انسان داشته باشند. مردم در طول زمان به اوامر و نواهی قانون، اعم از نوشته و مکتوب یا عرف و قوانین نانوشته عادت می کنند و عادت می تواند رفتارهای اجتماعی انسان ها را تحت تاثیر خود قرار دهد. چرا که همواره قانونگذاران در این امر و نهی اهداف و مقاصد و مصلحت هایی را دنبال می کنند و برای آن اهداف مبنای خاصی را در نظر دارند. از نظر نگارنده حتی زمانی که ما کلمه جرم صحبت می کنیم در واقع از یک پدیده اجتماعی و مصلحت هایی وابسته به آن گفت و گو می کنیم. بنابراین زمانی که فردی مانند دبیر کل جامعه اسلامی زنان از تاثیر خشونت خانگی در گسترش خشونت اجتماعی سخن می گوید می بایست، به مصلحت ها و اهداف قانون گذارانی که بایسته های قانونی پیرامون این پدیده را طراحی می کنند نیز  توجه کند.

آنچه بدیهی است امروز خشونت خانگی در ایران به عنوان یک معضل اجتماعی که آسیب های جدی در فرد و اجتماع و مناسبات بین فرد و اجتماع ایجاد می کند مطرح شده است. اما نقش قوانین برای حل این معضل که توانسته تاثیراتش را به جامعه منتقل کند چیست؟ و اصولا آیا وقت آن نرسیده که اگر به موضوع خشونت از باب مصلحت در رعایت منافع فرد نگاه نمی کنیم، به مصالح کلی و جزیی برخورد با خشونت در اجتماع بپردازیم. هیچ فردی نمی تواند  منکر نقش و تاثیر قانون بر روی ایجاد یک هنجار اجتماعی و یا مقابله با آن شود. سوال اینجاست چرا تاکنون در کشور ما ایران برای مقابله با خشونت خانگی فکری جدی نشده است ؟ و چه منافع و یا دست آوردی در تداوم خشونت خانگی وجود دارد که همچنان قانون گذار برای آن فکری نکرده است؟ آنهم در شرایطی که همواره هنجارهای یک جامعه نشان دهنده ارزش های آن جامعه است و از آن ریشه می گیرد. با چنین نگاهی آیا می توان مدعی شد که اگر با رفتارهای خشونت آمیز مقابله نمی شود به این دلیل است در نزد قانون گذاران خشونت دارای کارکرد و ارزش های خاصی نزد آنان است ؟

به هر ترتیب قانون خوب و قانون بد و بی قانونی درباره پدیده خشونت بی هدف نیست. هر کدام از آنها می تواند به منزله آموزش عمومی و پروسه ای برای اجتماعی شدن بکار رود. دوام و بقای رفتاری چون خشونت خانگی بستگی به قانون دارد. در اینجا حتی داستان مرغ و تخم مرغ هم نیست. قانون سرمنشا تغییرات در رفتارهای خشونت پرهیز است. حتی قانون سر منشا ایجاد منزلت اجتماعی و یا تحقیر و فرو دستی برای بخش های مختلف جامعه محسوب می شود. اگر در جامعه ای قشری از اقشار اجتماعی دچار تبعیض هستند، بدون شک باید ریشه آن را در قانون جستجو کرد. اصولا ارزش ها حاکم در یک جامعه ارتباط مستقیمی با کنش های اجتماعی رهبران آن جامعه در امر قانون گذاری دارد. بنابرین دبیر کل جامعه اسلامی زنان چنانچه واقعا خواهان رفع خشونت از جامعه و خانه و زندگی هموطنان خود است باید انگشت اشاره را رو به قانون بگیرد .



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»