احساس هراس مادر دلیل صدورحکم محدودیت تماس پدر با فرزندش


6066352991_a99c8dfef0_n

عکس: Daniel*1977

 نویسنده: Robert Franklin

 خانه امن: در ایالات متحده حکم محدودیت تماس بدلیل خشونت خانگی بطور معمول، حتی در صورت عدم وجود ادعای بروز آن در حال یا آینده ،صادر می شود. این موضوعی است که از آن آگاهیم. ولی این پرونده ، ظاهری انسانی به کل سیستم ضعیف محدودیت تماس در موارد خشونت خانگی می دهد. پرونده دادگاه در این مورد را که توسط  Howe . Brad برای پدران و خانواده ها فرستاده شده در اینجا مشاهده کنید.

Brad و Correna Hawe طلاق گرفته اند. این دو در کارولینای شمالی زندگی کرده و دختر کوچکی دارند که حالا چهار ساله است.  Correna سرپرست اصلی فرزندشان بوده و Brad تنها حق ملاقات با او را دارد. Correna در سال 2009 از همسرش جدا شد و بلافاصله درخواست صدور حکم محدود نمودن تماس (از طرف شوهرش) را نمود. مدت کوتاهی بعد، این درخواست رد شد.

Correna همچنین درژوئن امسال همین درخواست را مجددا” مطرح کرد ولی از بد شانسی او، Brad مدرک ویدیویی داشت که نشان می داد ادعای Correna بی پایه و اساس است. در نتیجه Correna در این درخواست خود هم ناموفق بود. اما در عین حال هیچ جریمه ای برای اظهارات و ادعاهای جعلی خود نپرداخت.

اما دومین تلاش او برای گرفتن حکم محدودیت تماس از سوی شوهرش موفق بود. این شرح ماجرا است: Brad قرار بود به ملاقات دخترش برود و زمانی را با او بگذراند. اما نتوانست با Correna تماس بگیرد چون Correna در خانه نبود و تلفن موبایلش را هم جواب نمی داد. در نتیجه روز بعد Brad به خانه Correna رفته و درخواست کرد بر اساس حق ملاقاتی که دارد دخترشان را برای مدتی با خود بیرون ببرد. Correna مخالفت کرد به این دلیل که دخترک باید به مهد کودک برود. Brad اصرار کرد و دخترش چندین بار تلاش کرد که پیش او آمده و بغلش کند. Correna دخترک را عقب کشید و به Brad گفت که از ملک او خارج شود. Brad ماشین  خود را در طرف دیگر کوچه پارک کرد و زمانی که مادر و دختر از خانه بیرون آمدند دخترک بار دیگر تلاش کرد به نزد پدرش برود. اما مادرش مانع اینکار شد.

Brad به مهد کودک دخترش رفت و دوباره در آنجا دخترک به سوی او رفت و این بارCorrena به او اجازه اینکار را داد. Correna می گوید دلیل اینکارش آن بوده که نمی خواسته در محیط مدرسه جنجال بپا شود. حدس من این است که او نمی خواست کارمندان مهد کودک همان عملی را که او چند دقیقه پیش در خانه اش کرده بود – جدا نگهداشتن یک دختر چهار ساله از پدرش-  ببینند.

این چیزی بود که موجب صدور حکم محدودیت تماس بنفع Correna شد. من می دانم شما چه فکر می کنید: Brad کار خلافی نکرده؛ درست است، اما مطابق لفظ  و منظور قوانین کارولینای شمالی احتیاجی نیست او کار خلافی کرده باشد. در واقع در درخواستش برای صدور حکم محدودیت تماس، Correna درهیچ جا شوهرش را متهم به اعمال خشونت یا تهدید به خشونت  نکرده است. Correna بعد از اعلام اینکه Brad برای بردن فرزندشان آمد، به دادگاه چنین اظهار کرد:

من به او گفتم که دخترک باید به مهد کودک برود نه جای دیگری. اما او مرتب در زد و وقتی ما به این در زدنها اعتنائی نکردیم ، شروع به عکس گرفتن از خانه، حیاط و ماشین من کرد. من در را باز کرده و سر او داد زدم که از ملک من خارج شود. او سپس ماشینش را در طرف دیگر کوچه پارک کرد و به فیلم ویدئو گرفتن از ما پرداخت. دخترم شروع به گریه کرد و می خواست به سوی پدرش برود. من با ماشین دخترم را به مهد کودک بردم و وقتی آنجا رسیدیم Brad هم آنجا بود و برای جلوگیری از بروز جنجال در آن محل و نارحتی بیشتر دخترم ، من گذاشتم Brad او را با خود ببرد.

در حقیقت Brad تنها از اتومبیل Correna عکس گرفت. او اینکار را بدلیل آن کرد که سقف کروکی پارچه ای آن پاره گی بزرگی داشت که درست بالای قسمتی از ماشین بود که دخترش می نشیند. این پارگی 10 ماه بود که در سقف ماشین بود و در این مدت دخترک از باران، اشعه خورشید، دود اگزوز و غیره در امان نبود. Brad این عکس را گرفت که بعنوان مدرک بکار ببرد.

دقت کنید که دخترک ناراحت بود چون از رفتن او به سوی پدرش جلوگیری می شد، مسئله ای که Correna سعی در استفاده از آن علیه Brad دارد.

اما از همه مهمتر این مسئله است که هیچ ادعایی مبنی بر اعمال خشونت یا تهدید به خشونت در اظهارات Correna خطاب به دادگاه وجود ندارد. با اینحال قاضی دادگاه حکم محدودیت تماس را در مورد Brad صادر کرد و البته بر اساس قانون قاضی کار اشتباهی نکرده است. دادگاه اظهار کرد که Brad “Correna را در موقعیتی قرار داده که منجربه  هراس او از اعمال آسیب بدنی قریب الوقوع شده و همچنین ترس از آزار و اذیت دائمی به سطحی رسیده که موجب بروز ناراحتی روحی شدید گشته است.” این جمله البته دقیقا” از قوانین کارولینای شمالی گرفته شده است.

دادگاه حکم داد که Brad به مدت یک سال باید از محل کار Correna و “هر محلی که شاکی ممکن است در آنجا باشد” دوری کند. شوخی نمی کنم. من این قسمت آخر را از خودم درنیاوردم. خود همین بخش، حکم را بیش از حد فراگیر و غیر قابل اجرا می سازد.

جالب آن است که قاضی محکمه تاکید کرد که این حکم نباید به مثابه نقض حکم سرپرستی و ملاقات که قبلا صادر شده بود تلقی شود. در نتیجه تمام مواردی که زوج های طلاق گرفته بچه های خود را برای ملاقات والد دیگر برده و یا آنها را از منزل یکی از والدین برمی دارند شامل این حکم نمی شود. آیا امکان اعمال خشونت خانگی در این موارد وجود دارد؟ البته، و خود قاضی هم این را خوب می داند، که در نتیجه بنظر می رسد که کل عمل بیهوده است.  چرا به یکی از والدین حکم شود که از هر محلی که دیگری در آن است دوری کند و در عین حال به او اجازه تماس مرتب داده شود؟

مورد دیگر، آن بند ” هر محلی که شاکی ممکن است در آنجا باشد” است. اگر Brad به مغازه خواربار فروشی رفته و Correna به آنجا بیاید ، Brad از این حکم سرپیچی کرده است. در واقع حتی اگر Correna به مغازه هم نیاید ، Brad خلاف کرده چون Correna ” ممکن است” به آنجا بیاید.

طبیعتا” Brad تقاضای تجدید نظر در این حکم را کرد اما تقاضایش رد شد. روند کار دادگاه اولیه عجیب بود اما دادگاه تجدید نظر هم دست کمی از آن نداشت.

اول از همه، دادگاه تجدید نظر بدرستی اظهار کرد که در موقعیت ” در هراس قرار گرفتن” کاملا بستگی به طرز فکر شخص دارد. هیچ معیار عملی برای قضاوت در این مورد وجود ندارد. البته قانونگذار می توانست درخواست کند که حکم تنها در مواردی صادر شود که شخصی منطقی در آن موقعیت دچار احساس هراس شود، اما اینکار را نکرد. اساسا تا زمانی که فردی که بدنبال گرفتن چنین حکمی است بتواند قاضی را مجاب کند که او واقعا” (از امکان صدمه بدنی) در هراس بوده، هر موقعیتی را می توان در این رده بحساب آورد.

پس اهمیتی ندارد که Correna بهیچ وجه رفتار فرد ترسیده ای را بروز نداده است. مهم نیست که دخترک چهار ساله اش نه تنها نترسیده بود بلکه مشتاق دیدار پدرش بوده وناراحت از اینکه اجازه اینکار به او داده نمی شد. در نتیجه همان موقعیتی که برای دخترکی چهار ساله بدون تاثیر منفی بوده، موجب “هراس ” مادر او شد. ولی هیچ کدام از این مسائل اهمیتی ندارد. Correna قاضی را مجاب کرد که او ترسیده بود و درنتیجه حکم محافظت در موارد خشونت خانگی علیه Brad صادر شد. باز هم باید تکرار کنم، کوچکترین نشانه ای از خشونت در رویدادی که موجب صدور حکم محافظت در موارد خشونت خانگی شد، وجود نداشت.

اما جریان از این هم عجیب تر می شود. چون هیچ مدرکی در جریان محاکمه ارائه نشد که نشان دهد اعمال Correna ،  Brad را ترسانده بود. Correna این ادعا را کرد اما زمانی که نوبت به شهادت او در محکمه رسید، این چیزی است که رخ د اد:

Brad که وکالت از خود را به عهده داشت از Correna پرسید آیا او از Brad می ترسد و Correna جواب داد” بله، می ترسم، می ترسم”. Brad بعد پرسید چرا و Correna جواب داد:” تو مرتب علیه من شکایت می کنی”، ” به هدفت نمی رسی” ، و ” من می دانم که خیلی نخواهد گذشت که تو چون ( در این شکایات) موفق نمی شوی دست به کاری خواهی زد.”

این همه  “شواهدی” بود که نشان می داد زمانی که Brad برای بردن دخترشان رفته بود زنش را دچار ” هراس ” کرده است. به زبان دیگر هیچ.

 Correna در مورد آن رویداد هیچ شهادتی نداد اما دادگاه تجدید نظر زمانی که با درخواست تجدید نظر Brad براساس عدم وجود شواهد مواجه گردید، تنها وانمود کرد که پرونده های شکایت و تقاضای بررسی مطرح شده از جانب Brad، با آنچه در خانه زمانی که او برای بردن دخترش آمد رخ داد، ارتباط داشته است.

این عمل حتی به این سوال جواب نمی دهد که آیا تنها طرح  شکایت و تقاضای بررسی در دادگاه (اگر Brad این کار را کرده باشد) در قوانین کارولینای شمالی به معنای خشونت خانگی است.

مگر نه اینکه ما زمانی بر اساس قانون اساسی حق داشتیم که بدنبال ” بررسی اعتراضات و رفع  مشکلات ” خود باشیم، در دادگاه و هرجای دیگر. پس درخواست از دادگاه برای کمک به رفع مشکل ویژه ای که به اعتقاد شما حق شما است، بر اساس قانون اساسی محترم است. یا شاید اینطور نیست. دادگاه تجدید نظر این واقعیت را کاملا نادیده گرفته که در جائی مدرک  پیدا می کند که هیچ مدرکی وجود ندارد. خوب پس چرا این واقعیت را نادیده نمی انگارد که طرح شکایت و تقاضای بررسی در دادگاه عملی است که بر اساس قانون اساسی محترم شمرده شده و در نتیجه نمی توان با استفاده مصلحتی ازحکم محافظت در موارد خشونت خانگی، آنرا ممنوع کرد.

همه این رویداد از آغاز تا پایان بسیار قابل توجه  است. کل پرونده نشان می دهد که تا چه اندازه ادعاها در مورد خشونت خانگی، قوه قضایی آمریکا ، و حتی قانون اساسی ما را دچار انحراف و تحریف  کرده است.

اما عجیب ترین قسمت، این واقعیت است که می توان آزادی مردی را برای یک سال محدود کرد، تنها بر اساس ادعای همسر سابقش که او موجب ” هراس ” همسرش گردیده  چون مرد درمورد  پرونده سرپرستی فرزندشان به دادگاه  شکایت و تقاضای بررسی کرده است. هیچ خشونتی، هیچ تهدیدی ، تنها به صرف ادعای زن در مورد احساسی که داشته است.

مترجم: مهوش عزیزی

منبع: http://goo.gl/YSFBtj