معلولان 150% بیشتر از افراد سالم در معرض خطر خشونت های جنسی هستند


 7683857808_017fe40c40_h عکس: MDGovpics

  خانه امن – خشونت خانواده چیست ؟ در این متن، خشونت خانواده به بدرفتاری فیزیکی، روانی، جنسی، آزار و اذیت، سوء استفاده و یا غفلت از یک زن  ناتوان و معلول بوسیله اقوام یا پرستارش اطلاق می شود. این مسئله، نقض اعتماد و سوء استفاده از قدرت در یک رابطه، زمانی که یک زن باید از حق امنیت مطلق برخوردار باشد، محسوب می شود .

خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان به عنوان مشکلی جدی و فراگیر محسوب می شود. از زنان به سادگی به دلیل زن بودنشان سوء استفاده می شود. آمار عمومی جمعیت موارد زیر را نشان می دهد:

 از این آمار همچنین استنباط می شود که در هر دو جمعیت معلول و جمعیت غیر معلول، بیشتر خشونت ها بوسیله فردی که قربانی او را می شناسد صورت می گیرد. همچنین در هر دو جمعیت، 95% قربانیان درگیری فیزیک میان زوج ها ، زنان هستند و حد اقل 89% خشونتگران مردان می باشند. مردان معلول بیشتر از مردان غیر معلول تحت خشونت قرار می گیرند. همچنین وقوع خشونت در جمعیت ناشنوا و معلول 20% یا بیشتر است.

چه چیزی زنان معلول را نسبت به خشونت خانواده آسیب پذیرترمی کند ؟

بزرگترین عامل مؤثر در وقوع خشونت خانواده بر علیه زنان معلول جمعیت خانواده ی آنان است. زنان معلول، اغلب به افراد دیگر در انجام زندگی روزمره خود وابسته هستند. به همین جهت، منظور از “خانواده “، نه تنها والدین، همسران، دوست پسران و دیگر اقوام،  بلکه دوستان، همسایگان، و پرستاران  آنان را نیز در بر می گیرند .

پرستاران شامل خدمه، مترجمین، سرایدارها، رانندگان، دکترها، پرستاران، معلمین، مددکاران اجتماعی، روانپزشکان ، درمانگران، مشاورین، و کارکنان بیمارستان ها و مؤسسات هستند. این تعداد از افراد، تماس فیزیکی و نزدیکی عاطفی که برای مراقبت صورت می گیرد، به طور قابل ملاحظه ای احتمال در معرض خشونت قرار گرفتن افراد معلول را افزایش می دهد.

زنانی که در مؤسسات خدمات اجتماعی زندگی می کنند ( مؤسساتی که به اعضای خود تسهیلات آموزشی، حقوقی و پزشکی ارائه می دهد)، و زنانی که معلولیت شدید دارند، به دلیل وابستگی به دیگران چاره ای ندارند، و بیشتر در معرض آسیب و خشونت قرار می گیرند. تخمین زده می شود که زنان معلول، بسته به اینکه در مؤسسات عمومی یا خصوصی زندگی کنند، 1/5 تا 10 برابر بیشتر نسبت به زنان سالم در معرض سوء استفاده قرار می گیرند.

 در حالی که معلولیت می تواند فرار از خشونت، گزارش دادن خشونت و مورد سوء استفاده واقع شدن را برای معلولین دشوار کند، نگرش اجتماعی به افراد معلول شاید عامل برجسته ای برای هر چه بیشتر آسیب پذیر بودن آنان به مسئله خشونت محسوب شود. نگاهی که جامعه به افراد از کار افتاده دارد این زنان را از بسیاری از جنبه ها با مشکل مواجه می کند:

زنان ناتوان در تمام مراحل زندگی خود، به دلیل جنسیت و معلولیتشان، آسیب پذیر هستند. با افزایش سن، ناتوانی آنها بیشتر شده که این می تواند احتمال خشونت بر علیه آنان را افزایش دهد.

باید توجه داشت که خشونت و سوءاستفاده می تواند به معلولیت و ناتوانی منجر شود. آزار فیزیکی می تواند منجر به آسیب جسمی دائمی شود. تکان دادن کودکان برای ساکت کردنشان دلیل اصلی صدمه مغزی و مرگ در نوزادان محسوب می شود. زنان با معلولیت جسمی به خشونت هایی از طرف همسرانشان اشاره می کنند که منجر به از دست دادن بینایی وعدم تحرک آنها شده است. تمامی اشکال سوء استفاده و خشونت ، ضربه های روحی و عاطفی هستند که می توانند آثار روانی بر جای گذارند که قربانی هیچگاه از آنها بهبود پیدا نکند.

شیوع خشونت و سوءاستفاده

  تحقیقی نشان می دهد که می توانیم انتظارداشته باشیم از هر هفت کودک با معلولیت خاص، یکی از آنان مورد خشونت جنسی قرار می گیرد. در صورتی که موارد گزارشها بیشتر شود باید انتظار بالا رفتن این تعداد را داشت.

 موانع کمک جستن

برای هر زنی که مورد خشونت قرار می گیرد رهایی از خشونت بسیار دشوار است. ” یک زن قبل از اینکه با پلیس تماس بگیرد 35 بار بوسیله شوهر خود مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود .” سرکوب شدن و مورد ضرب و شتم قرار گرفتن اعتماد به نفس را ضعیف می کند و می تواند باعث بوجود آمدن این حس در زن شود که او خود مسئول خشونتی است که در مورد وی بکار برده می شود. برای یک زن ناتوان این مسئله می تواند به مراتب دشوارتر باشد.”

او ممکن است به خشونتگر خود برای دریافت محبت، ارتباط داشتن، نیاز مالی، جسمانی و پزشکی وابسته باشد . اگر خشونت را گزارش دهد، ممکن است با فقر و یا از دست دادن سر پناه مواجه شود. او ممکن است بترسد از اینکه صادقانه صحبت کند و کسی به حرف های او گوش نکرده د و یا کسی حرف های او را باور نکند. اگر تقاضای کمک کند ممکن است با خشونت بیشتر، بستری شدن، یا از دست دادن کودکانش مواجه شود. او ممکن است به اطلاعات خدمات پشتیبانی که برای قربانیان خشونت موجود است دسترسی نداشته باشد.

حتی اگر این اطلاعات را نیز داشته باشد، بسیاری از منابع حمایتی در دسترس نیستند. او ممکن است، به دلیل عدم وجود وسیله ارتباطی از جمله دستگاه های مخابراتی برای ناشنوایان، قادر نباشد با پلیس یا پناهگاه زنان تماس بگیرد. او ممکن است به دلیل نبودن وسیله حمل و نقل قادر به ترک فیزیکی شرایط خود نباشد.

نداشتن حق انتخاب ممکن است اینقدر در او احساس ناتوانی و نا امیدی بوجود آورد که چاره ای جز خودکشی برای او نگذارد. و اگر برای برخورد با افکار یا تلاش برای خودکشی، خود به جستجوی کمک اقدام کند احتمال کمی برای یافتن مشاوره وجود دارد که این خود شرایط او را شرح می دهد .

اشکال خشونت

خشونت بر علیه زنان اشکال گوناگونی دارد که می توانند هم زمان رخ دهند. این مسئله نه تنها به عنوان بد رفتاری و خشونت عمدی، بلکه به شکل غفلت نیزمی تواند رخ دهد.

 خشونتگر

خشونتگر از موضع قدرت خود در ارتباط با قربانی سوء استفاده می کند. خشونتگر ممکن است:

 چگونه می توان در جهت از بین بردن خشونت گام برداشت؟

خشونت بر علیه افراد و گروه های آسیب پذیر یک مشکل سیستماتیک است. جلوگیری از خشونت خانوادگی نیاز به تغییرات اساسی در نگرش های اجتماعی دارد.  مردم نیاز دارند یاد بگیرند که به تفاوت ها احترام بگذارند، برای دیگران ارزش مساوی قائل باشند، و افراد مسئولی در اجتماع باشند.

تغییرات زیادی نیاز است تا شرایط کنونی را برای زنان ناتوان که قربانی خشونت هستند بهبود یابد. بعضی از این تغییرات شامل :

 چه کاری برای یاری رساندن می توان انجام داد

 مترجم: شبنم صبا

منبع: http://dawn.thot.net/violence_wwd.html