صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  معلولان 150% بیشتر ا...
آبان
۸
۱۳۹۲
معلولان ۱۵۰% بیشتر از افراد سالم در معرض خطر خشونت های جنسی هستند
آبان ۸ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰

image_pdfimage_print

 7683857808_017fe40c40_h عکس: MDGovpics

  خانه امن – خشونت خانواده چیست ؟ در این متن، خشونت خانواده به بدرفتاری فیزیکی، روانی، جنسی، آزار و اذیت، سوء استفاده و یا غفلت از یک زن  ناتوان و معلول بوسیله اقوام یا پرستارش اطلاق می شود. این مسئله، نقض اعتماد و سوء استفاده از قدرت در یک رابطه، زمانی که یک زن باید از حق امنیت مطلق برخوردار باشد، محسوب می شود .

خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان به عنوان مشکلی جدی و فراگیر محسوب می شود. از زنان به سادگی به دلیل زن بودنشان سوء استفاده می شود. آمار عمومی جمعیت موارد زیر را نشان می دهد:

  • از هر ۴ زن یک زن تا سن ۱۶ سالگی از نظر جنسی ، مورد سوء استفاده قرار می گیرد.
  • ۲ زن از هر ۳ زن قربانی اعمال جنسی ناخواسته هستند .
  • یک زن از هر شش زن از نظر فیزیکی یا جنسی بوسیله شوهرانشان ، همسر سابق، یا شریک زندگی شان تحت خشونت قرار می گیرند.
  • علت بیش از ۶۰% قتل زنان خشونت خانگی است.
  • ۱۴٫۷ % از کل جمعیت زنان معلول هستند.

 از این آمار همچنین استنباط می شود که در هر دو جمعیت معلول و جمعیت غیر معلول، بیشتر خشونت ها بوسیله فردی که قربانی او را می شناسد صورت می گیرد. همچنین در هر دو جمعیت، ۹۵% قربانیان درگیری فیزیک میان زوج ها ، زنان هستند و حد اقل ۸۹% خشونتگران مردان می باشند. مردان معلول بیشتر از مردان غیر معلول تحت خشونت قرار می گیرند. همچنین وقوع خشونت در جمعیت ناشنوا و معلول ۲۰% یا بیشتر است.

چه چیزی زنان معلول را نسبت به خشونت خانواده آسیب پذیرترمی کند ؟

بزرگترین عامل مؤثر در وقوع خشونت خانواده بر علیه زنان معلول جمعیت خانواده ی آنان است. زنان معلول، اغلب به افراد دیگر در انجام زندگی روزمره خود وابسته هستند. به همین جهت، منظور از “خانواده “، نه تنها والدین، همسران، دوست پسران و دیگر اقوام،  بلکه دوستان، همسایگان، و پرستاران  آنان را نیز در بر می گیرند .

پرستاران شامل خدمه، مترجمین، سرایدارها، رانندگان، دکترها، پرستاران، معلمین، مددکاران اجتماعی، روانپزشکان ، درمانگران، مشاورین، و کارکنان بیمارستان ها و مؤسسات هستند. این تعداد از افراد، تماس فیزیکی و نزدیکی عاطفی که برای مراقبت صورت می گیرد، به طور قابل ملاحظه ای احتمال در معرض خشونت قرار گرفتن افراد معلول را افزایش می دهد.

زنانی که در مؤسسات خدمات اجتماعی زندگی می کنند ( مؤسساتی که به اعضای خود تسهیلات آموزشی، حقوقی و پزشکی ارائه می دهد)، و زنانی که معلولیت شدید دارند، به دلیل وابستگی به دیگران چاره ای ندارند، و بیشتر در معرض آسیب و خشونت قرار می گیرند. تخمین زده می شود که زنان معلول، بسته به اینکه در مؤسسات عمومی یا خصوصی زندگی کنند، ۱/۵ تا ۱۰ برابر بیشتر نسبت به زنان سالم در معرض سوء استفاده قرار می گیرند.

 در حالی که معلولیت می تواند فرار از خشونت، گزارش دادن خشونت و مورد سوء استفاده واقع شدن را برای معلولین دشوار کند، نگرش اجتماعی به افراد معلول شاید عامل برجسته ای برای هر چه بیشتر آسیب پذیر بودن آنان به مسئله خشونت محسوب شود. نگاهی که جامعه به افراد از کار افتاده دارد این زنان را از بسیاری از جنبه ها با مشکل مواجه می کند:

  • با آنان اغلب مانند کودکان و کسانی که از هوش بی بهره اند رفتار می شود.
  • به آنها آموزش داده می شود که مطیع باشند و زمانی که عقیده خود را بیان می کنند یا به کسانی که مسئول کارهای آنها هستند اعتراض می کنند، مجازات یا تنبیه می شوند.
  • معلولین از نظر جنسی ناتوان محسوب می شوند و اغلب آموزشی در این زمینه به آنها داده نمی شود، که می تواند منجر به عدم تشخیص تمایز میان رفتاری که سوء استفاده گرانه است با رفتاری که هنجار جنسی محسوب می شود گردد.
  • آنها ممکن است از نظر پلیس و یا دادگاه، به عنوان شاهدانی فاقد صلاحیت محسوب شوند، به خصوص اگر در برقراری ارتباط یا صحبت کردن دچار مشکل داشته و نیاز مند کمک باشند.
  • وقتی درباره خشونتی گزارش می دهند کسی حرف آنها را باور نمی کند.

زنان ناتوان در تمام مراحل زندگی خود، به دلیل جنسیت و معلولیتشان، آسیب پذیر هستند. با افزایش سن، ناتوانی آنها بیشتر شده که این می تواند احتمال خشونت بر علیه آنان را افزایش دهد.

باید توجه داشت که خشونت و سوءاستفاده می تواند به معلولیت و ناتوانی منجر شود. آزار فیزیکی می تواند منجر به آسیب جسمی دائمی شود. تکان دادن کودکان برای ساکت کردنشان دلیل اصلی صدمه مغزی و مرگ در نوزادان محسوب می شود. زنان با معلولیت جسمی به خشونت هایی از طرف همسرانشان اشاره می کنند که منجر به از دست دادن بینایی وعدم تحرک آنها شده است. تمامی اشکال سوء استفاده و خشونت ، ضربه های روحی و عاطفی هستند که می توانند آثار روانی بر جای گذارند که قربانی هیچگاه از آنها بهبود پیدا نکند.

شیوع خشونت و سوءاستفاده

  •  پژوهشی که به تازگی در این زمینه آغاز شده است نشان می دهد که زنان و کودکان ناتوان بیشترین گروه قربانیان جامعه را تشکیل می دهند .
  • در تحقیقی که در سال ۱۹۸۵ بوسیله DAWN  “شبکه جهانی دفاع ” در کانادا انجام شده بود: ” شبکه زنان ناتوان ” دریافتند که خشونت و ترس از خشونت مهمترین مسایلی هستند که زنان ناتوان با آن روبرو هستند.
  • میزان در خطر خشونت های جنسی قرار داشتن معلولانحداقل ۱۵۰% بیش از افراد سالم در همان سن و جنس است.
  • تخمین زده می شود که تنها ۲۰% از موارد خشونت جنسیکه در مورد افراد ناتوان اعمال می گردد، به پلیس، سازمان های خدمات اجتماعی و دیگر مسئولین گزارش می شود.
  • ۲۴۵ زن ناتوان به پرسشنامه عمومی سال ۱۹۸۸ کانادا DAWN  ” شبکه جهانی دفاع ” پاسخ دادند که:
  • ۴۰% از آنان مورد تجاوز، خشونت یا حمله قرار گرفته بودند.
  • ۵۳% از زنانی که از بدو تولد یا دوران کودکی ناتوان بودند مورد خشونت و سوء استفاده قرار گرفتند.
  • زنان با ناتوانی های متعدد مورد سوءاستفاده های مختلفی قرار داشتند.
  • ۱۰% از زنانی که مورد خشونت قرار گرفتند از خانه های امن درخواست کمک کردند که تنها به نیمی از این زنان پناه داده شد. ( خانه های امن مکان های امنی برای زنان و کودکانی هستند که مورد خشونت و سوء استفاده قرار می گیرند. آدرس خانه های امن محرمانه نگه داشته می شوند تا زنان و کودکان از امنیت برخوردار باشند. خانه های امن خانه های معمولی هستند که در هر شهری یافت می شوند. می توانید تا حدود یک ماه و در شرایط خاص، حتی بیشتر در این خانه ها اقامت کنید. اگر درباره موقعیت و شرایطی که در آن هستید به پشتیبانی و اطلاعات نیاز دارید می توانید با خانه های امن تماس بگیرید تا فقط گفتگو کنید و لزوماً نباید در یکی از خانه های امن سکونت داشته باشید تا پشتیبانی شوید . بیشتر خانه های امن با داشتن پرسنلی که ۲۴ ساعته و ۷ روز در هفته کار می کنند آماده پاسخگویی هستند).

  تحقیقی نشان می دهد که می توانیم انتظارداشته باشیم از هر هفت کودک با معلولیت خاص، یکی از آنان مورد خشونت جنسی قرار می گیرد. در صورتی که موارد گزارشها بیشتر شود باید انتظار بالا رفتن این تعداد را داشت.

 موانع کمک جستن

برای هر زنی که مورد خشونت قرار می گیرد رهایی از خشونت بسیار دشوار است. ” یک زن قبل از اینکه با پلیس تماس بگیرد ۳۵ بار بوسیله شوهر خود مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود .” سرکوب شدن و مورد ضرب و شتم قرار گرفتن اعتماد به نفس را ضعیف می کند و می تواند باعث بوجود آمدن این حس در زن شود که او خود مسئول خشونتی است که در مورد وی بکار برده می شود. برای یک زن ناتوان این مسئله می تواند به مراتب دشوارتر باشد.”

او ممکن است به خشونتگر خود برای دریافت محبت، ارتباط داشتن، نیاز مالی، جسمانی و پزشکی وابسته باشد . اگر خشونت را گزارش دهد، ممکن است با فقر و یا از دست دادن سر پناه مواجه شود. او ممکن است بترسد از اینکه صادقانه صحبت کند و کسی به حرف های او گوش نکرده د و یا کسی حرف های او را باور نکند. اگر تقاضای کمک کند ممکن است با خشونت بیشتر، بستری شدن، یا از دست دادن کودکانش مواجه شود. او ممکن است به اطلاعات خدمات پشتیبانی که برای قربانیان خشونت موجود است دسترسی نداشته باشد.

حتی اگر این اطلاعات را نیز داشته باشد، بسیاری از منابع حمایتی در دسترس نیستند. او ممکن است، به دلیل عدم وجود وسیله ارتباطی از جمله دستگاه های مخابراتی برای ناشنوایان، قادر نباشد با پلیس یا پناهگاه زنان تماس بگیرد. او ممکن است به دلیل نبودن وسیله حمل و نقل قادر به ترک فیزیکی شرایط خود نباشد.

نداشتن حق انتخاب ممکن است اینقدر در او احساس ناتوانی و نا امیدی بوجود آورد که چاره ای جز خودکشی برای او نگذارد. و اگر برای برخورد با افکار یا تلاش برای خودکشی، خود به جستجوی کمک اقدام کند احتمال کمی برای یافتن مشاوره وجود دارد که این خود شرایط او را شرح می دهد .

اشکال خشونت

خشونت بر علیه زنان اشکال گوناگونی دارد که می توانند هم زمان رخ دهند. این مسئله نه تنها به عنوان بد رفتاری و خشونت عمدی، بلکه به شکل غفلت نیزمی تواند رخ دهد.

  • غفلت در غذا دادن، رسیدگی نا مناسب،  نبود مراقبت شخصی و پزشکی مناسب
  • آزار جسمی، حمله فیزیکی، رسیدگی نامناسب و خشن، مراقبت شخصی و پزشکی ناکافی و نامناسب، کنترل شدید و بیش از حد، تغییر رفتار های ناگهانی ، بیش از حد دارو دادن، تهدید
  • خشونت جسمی و کلامی، تهدید یا ارعاب، انزوا و دوری از اجتماع، محرومیت عاطفی، محروم کردن از حق تصمیم گیری، تهدید گرفتن بچه هایش از او.
  • خشونت جنسی ( نپذیرفتن تمایلات جنسی زن)، ممانعت از دادن هر گونه اطلاع یا آموزش درباره جلوگیری از بارداری و زایمان، آزار کلامی، تماس فیزیکی ناخواسته، تجاوز، سقط جنین اجباری یا عقیم سازی
  •  استثمار مالی، محروم کردن از دسترسی و کنترل سرمایه اش، سوءاستفاده از منابع مالی وی

 خشونتگر

خشونتگر از موضع قدرت خود در ارتباط با قربانی سوء استفاده می کند. خشونتگر ممکن است:

  • از قدرتش برای بدست آوردن رضایت قربانی به منظور تماس جنسی استفاده کند.
  • تلاش در توجیه رفتار جنسی خود  با عقلانی جلوه دادن اینکه کاری را که انجام می دهد به نفع قربانی است چون شخص دیگری از نظر جنسی به قربانی علاقمند نیست.
  • تهدید قربانی به خشونت یا به مرگ اگر به کسی چیزی بگوید.
  • اگر قربانی برای کسی داستانش را بازگو کند ناتوانی قربانی را بهانه ای برای بی اعتبار جلوه دادن داستان او قرار می دهد.
  • گفته های خشونتگر بیشتر ازقربانی باور می شود، به خصوص اگر خشونتگر در موضع قدرت باشد.

 چگونه می توان در جهت از بین بردن خشونت گام برداشت؟

خشونت بر علیه افراد و گروه های آسیب پذیر یک مشکل سیستماتیک است. جلوگیری از خشونت خانوادگی نیاز به تغییرات اساسی در نگرش های اجتماعی دارد.  مردم نیاز دارند یاد بگیرند که به تفاوت ها احترام بگذارند، برای دیگران ارزش مساوی قائل باشند، و افراد مسئولی در اجتماع باشند.

تغییرات زیادی نیاز است تا شرایط کنونی را برای زنان ناتوان که قربانی خشونت هستند بهبود یابد. بعضی از این تغییرات شامل :

  • لزوم در نظر گرفتن رفتار خشونتگر به عنوان یک معضل اجتماعی و گاهی مشکل جنایی جدی به جای یک موضوع شخصی
  • لزوم تهیه دستورالعمل هایی برای مؤسسات و سازمان ها به منظور انتخاب و ارزیابی کارکنان و داوطلبان بالقوه
  • لزوم صدور دستورالعمل هایی در خصوص خشونت هایی که در موسسات خدمات اجتماعی صورت می گیرد
  • لزوم وجود مؤسسه های عمومی به عنوان جایگزین دیگر مکان زندگی زنان ناتوان
  • لزوم برگزاری دوره های آموزشی، دفاع شخصی، ابراز وجود و آموزش مسائل جنسی،  برای معلول
  • در دسترس بودن مشاوره خودکشی که نیاز خاص معلول را تامین کند
  • لزوم در دسترس بودن خانه های امن و خدمات پشتیبانی، و همچنین حساس کردن کارکنان موسسات پناهگاهی به نیاز زنان ناتوان و معلول
  • لزوم در خدمت گرفتن و استخدام معلولان به منظور فراهم آوردن آموزش در این مراکز
  • زنان در همه جوامع نیاز به همکاری با یکدیگر برای گسترش رویکرد هماهنگی برای مقابله با خشونت بر علیه همه زنان دارند

 چه کاری برای یاری رساندن می توان انجام داد

  • بخشی از راه حل باشید.
  • در محله خود جستجو کنید و دریابید که چه خدماتی قابل دسترس هستند.
  • در جهت افزایش دسترسی به امکانات گام بردارید.
  • به هر کسی که قربانی خشونت شده است گوش دهید و او را جدی بگیرید.
  • به هر موقعیتی که خشونت گرانه است توجه کنید و حاضر به گوش دادن باشید و اگر از دستتان کمکی بر می آید آن را دریغ نکنید.
  • اگر شخصی را می شناسید که مورد خشونت و سوءاستفاده واقع می شود، راه حل مناسب و ایمنی را برای نجات وی از شرایط خطرناک بیابید.
  • هر پشتیبانی و کمکی که او نیاز دارد به او بدهید، چه گوش دادن باشد، چه مراقبت از کودک باشد، چه فراهم کردن وسیله حمل و نقل و یا مساعدت های دیگر باشد.

 مترجم: شبنم صبا

منبع: http://dawn.thot.net/violence_wwd.html



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»