فساد اخلاقی پدر یا مادری که حضانت فرزند با اوست


 

به موجب ماده 1169 قانون مدنی زنان ایرانی تا 7 سالگی حق حضانت بر فرزند خود را دارند. اما اگر پس از طلاق با مرد دیگری ازدواج کنند، به حکم ماده 1170 همان قانون ، فورا این حق را از دست می دهند و حضانت به پدر داده می شود. بنابراین مادران ایرانی همواره از ازدواج پس از طلاق می ترسند  و همین ترس از ازدواج باعث می شود محرومیت های غریزی و اقتصادی بسیاری را تحمل کنند.  یک مادر ایرانی که پس از طلاق با مرد دیگری ازدواج کرده و حضانت فرزند شیرخواره خود را از دست داده، پرسشی  را با “خانه امن ” در میان گذاشته است .

پرسش:

چند سال پیش از شوهرم طلاق گرفتم. دخترم شیرخواره بود. دادگاه حق حضانت را به من داد. مرد شایسته ای به خواستگاری ام آمد. با او ازدواج کردم.  نمی دانستم با ازدواج که یک دستور اخلاقی و دینی است، فرزند شیرخواره ام را از من می گیرند و می سپارند به پدرش. روزی از قانون مطلع شدم که ازدواج کرده بودم. هر بار به ضرب پلیس و کلانتری و دادگاه بچه ام را می دیدم. اما در حال حاضر نگرانی دیگری دارم، سوای دیدار فرزند. اطلاع پیدا کرده ام شوهر سابقم  به شدت خلافکار و معتاد شده و دست بچه را می گیرد و با خود همه جا می برد. نمی دانم چه کنم. می ترسم بروم دادگاه و دیگر نگذارد بچه ام را ببینم. شما راه حل قانونی سراغ دارید که بشود به کمک آن طفل معصوم من را نجات داد؟ از همه مهمتر مادری که ازدواج مجدد داشته برای فرزندش خطرناک تر است یا پدر فاسد و خلاف؟

پاسخ:

ماده 1170 قانون مدنی همان گونه که شما با پوست و گوشت و قلب مادرانه تان درک کرده اید، مثل بسیاری دیگر از قوانین ایران در ضدیت کامل با عواطف و عشق مادری است و مفاد آن چنین است: « اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند حق حضانت با پدر خواهد بود.»

بنابراین زنی که حکم دین را به جا آورده و به عقد شرعی مرد دیگری در آمده از نظر این قانون در حکم «مجنون» است.  اما شما با وجود محروم شدن از حضانت فرزندتان، باید راه بیافتید و دخترتان را از معاشرت با پدر فاسد و خلاف رها کنید. در این خصوص ماده 1173 قانون مدنی را باید در نظر داشته باشید که به موجب آن: « هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند ، اتخاذ کند.

موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هریک از والدین است:

1 – اعتیاد زیان آور به الکل، مواد مخدر و قمار.

2 – اشتهار به فساد اخلاق و فحشا

3 – ابتلا به بیماریهای روانی با تشخیص پزشکی قانونی.

4 – سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشا و تکدی گری و قاچاق .

5 – تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف

«اصلاحی به موجب قانون اصلاح ماده 1173 قانون مدنی مصوب 1376 »

بنابراین شما در جایگاه مادر نه تنها حق دارید، بلکه تکلیف مادرانه تان ایجاب می کند تا وارد این کارزار بشوید. آن چه در فرض حاضر باید برای شما اهمیت داشته باشد نجات روح و جان و اخلاق و شخصیت فرزندتان است. به مرجع قضائی و رئیس حوزه قضائی که طفل در آن زندگی می کند مراجعه کنید و همه دلائل و مدارک و احیانا شهود را به ایشان معرفی کنید. جائی هم نزد دوستان و آشنایان اعلام نکنید که در صدد ایفای حقوق قانونی فرزندتان هستید. بهتر است پدر فعلا از اقدامات شما بی خبر بماند. چون ممکن است صحنه را عوض کند و مقام قضائی نتواند به سرعت عدم صلاحیت او را احراز نماید. کار را به رئیس حوزه قضائی بسپارید و برای اثبات ادعای خود با آن مجموعه همکاری کنید. حتما موفق می شوید طفل را نجات بدهید. البته در همه حال او را به شما که با مرد دیگری ازدواج کرده اید نمی دهند، ولی گشایشی به همت شما و مقام قضائی ممکن است ایجاد بشود و طفل در شرایط تربیتی بهتری قرار بگیرد.