صفحه اصلی  »  این سو و آن سو خبر  »  حجت الاسلام محمد صاد...
مهر
۲۲
۱۳۹۲
حجت الاسلام محمد صادق کاملان: فقها می توانند به عنوان حکم ثانوی، ازدواج سرپرست و فرزندخوانده را ممنوع اعلام کنند
مهر ۲۲ ۱۳۹۲
این سو و آن سو خبر
۰
image_pdfimage_print

gozaresh-andisheoamal5-920604m02

فقها به سه عنصر معارف، اخلاق و احکام که کتاب خدا و مجموعه دین را تشکیل می دهد، توجه کنند تا لااقل تعارض و تضارب بین احکام اخلاقی و احکام شریعت و فقهی به وجود نیاید. فقها می توانند به عنوان حکم ثانوی و به دلیل تبعات و مشکلاتی که این ازدواج دارد آن را ممنوع اعلام کنند و فقهای شورای نگهبان نیز می توانستند آن را ممنوع اعلام کنند که نکردند و به پیامدهای تصویب این قانون بی توجهی کردند.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان، استاد دانشگاه و حوزه و عضو هیات علمی دانشگاه مفید با تردید به پشت پرده پررنگ شدن موضوع قانون ازدواج سرپرست و فرزندخوانده نگاه می کند و برایش عجیب است که چطور یکباره جنجال بر سر این قانون بالا گرفته است اما در عین حال تحلیل خود را ارائه و با بیان مخالفت خود از تصویب این قانون اظهار می‌کرد که فقها می‌توانند به عنوان حکم ثانوی و به دلیل تبعات و مشکلاتی که این ازدواج دارد، آن را ممنوع اعلام کنند.

متن کامل گفت وگوی شفقنا با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان به این شرح است:

برخی از علما معتقدند در قانون حمایت از کودکان بدسرپرست و بی سرپرست و بحث ازدواج سرپرست با فرزندخوانده به شرط اجازه دادگاه، فقه و اخلاق رعایت نشده است و نه براساس اصول فقهی تصمیم گیری شده و نه براساس اصول اخلاقی. از نظر قانون این ازدواج درست است و تنها راه محرمیت بین دو نفر نیز ازدواج است؛ حال ازدواج سببی یا نسبی؛ در مساله فرزندخواندگی با وجود اینکه یک کودک چندین سال با کسی به عنوان پدر یا مادر زندگی می کند از نظر فقهی بین آنها محرمیت ایجاد نمی شود و طبق این قانون کسی که سال ها فردی را پدر یا مادر خود قلمداد کرده است، می تواند با او رابطه زناشویی برقرار کند که این از نظر اخلاقی درست نیست. آیا اخلاق و فقه در این قانون و تبصره مقابل هم قرار گرفته‌اند؟

در مورد تبصره ماده ۲۷ لایحه حمایت از کودکان بدسرپرست و بی سرپرست، باید گفت شورای نگهبان در ابتدا نظر مجلس مبنی بر ممنوعیت ازدواج با فرزند خوانده را رد کرد. یعنی مجلس به طور کلی این ازدواج را ممنوع اعلام کرد ولی شورای نگهبان با نظر به اینکه نسبتی بین فرزندخوانده و سرپرست وجود ندارد، آن را ممنوع ندانست زیرا همانطور که اشاره کردید محرمیت یا از طریق سبب است یا نسب. بنابراین چون فرزندخوانده نسبتی با سرپرست ندارد در ازدواج آن‌ها مانعی نیست و به این دلیل لایحه به مجلس برگشت و مجلس مجددا آن را تلطیف و ازدواج فرزندخوانده با سرپرست را ممنوع اعلام کرد، مگر به حکم قاضی دادگاه. بنابراین این تبصره با این کیفیت با توجه به رای شورای نگهبان بود و اکنون هم که توسط شورای نگهبان تایید شده است. حال آیا این تبصره موافق با اخلاق است یا خیر؛ باید بگویم دین مجموعه ای از معارف، اخلاق به علاوه احکام است. متاسفانه بیشتر فقهای ما به دو بخش دیگر دین توجه ندارند، یعنی تعداد آیات قرآن ۶۲۳۶ آیه است و در ۸۴ سوره از آیات قرآن، موارد معارف و اخلاق دین ذکر شده است؛ یعنی اکثر قریب به اتفاق این آیات، درباب معارف و اخلاق دین است. داستان‌های پیامبران عمدتا مباحث معارف و اخلاق است، مساله استکبار در مقابل انبیای الهی است و مسئله کسانی که در مقابل مردم برای خود شانی قائل‌اند. همچنین مسئله عفت در داستان حضرت یوسف است که پیام اساسی  ۱۱۱ آیه در سوره یوسف عفت و گذشت یوسف از گناه برادران است. البته این سوره پیام‌های دیگری هم دارد اما عفت و گذشت پیام اخلاقی سوره یوسف است که توسط خداوند ذکر شده. این نشان می دهد مسایل اخلاقی برای پروردگار مهم است که با بیانات مختلف و در ضمن داستان ها این مسایل را بیان می کند، اما فضای بین ۳۰۰ – ۵۰۰ آیه مربوط به احکام دین است که معمولا در کتب آیات الحکام خمس یعنی ۵۰۰ آیه نوشته شده است که توجه ریز و درشت به آیات احکام می شود ولی از آنطرف به آیات دیگر توجه نمی شود.

 در مسئله ازدواج سرپرست با فرزندخوانده، کسی که عمری شخص را پدر خود می داند و با او رابطه پدری دارد و پدر هم به او به چشم فرزند نگاه کرده است، یکباره می بیند نظر شخص، نظر جنسی و شهوانی به اوست. حال این دختر چه حالت و روحیه ای پیدا می کند و آیا در اینجا مصلحت دختر در نظر گرفته شده است یا پدر؟ به نظر می‌رسد عنصر مصلحت اصلا در این ازدواج در نظر گرفته نشده است. البته ممکن است آقایان بگویند دختر بالغ است و می‌تواند موافقت نکند اما حرف بر سر اصل جواز این ازدواج است. می‌توانند اینطور جواب دهند و درست هم هست که اگر دختر نخواهد با پدرخوانده اش ازدواج نمی‌کند اما قبل از این خواستن و نخواستن، بحث من روحیه این دختر است. اینکه فردی را پدر خود می‌دانسته است، اما به یکباره بحث مسایل جنسی و شهوانی مطرح می‌شود و این دختر ضربه روحی سنگینی می خورد یا خانمی که دختر را پذیرفته حال می‌بیند شوهرش نظر شهوانی به دختر دارد. بعد از این خانم ها چطور حاضر می شوند فداکاری کرده و دختری را از سر راه یا از بهزیستی بردارند یا به عنوان دخترخوانده خود قبول کنند؟ این مسایل هرگز مورد توجه قرار نگرفته است. به عقیده من آقایانی که با استناد به نظر فقها این ازدواج را جایز می‌دانند و شورای نگهبان، بهتر بود مقداری به عوارض اخلاقی و اجتماعی این مسئله و پیامدهای آن توجه می کردند و لااقل به عنوان حکم ثانوی ازدواج سرپرست با فرزندخوانده را ممنوع اعلام می‌کردند.

برخی از فقها معتقدند که اخلاق ناظر به افعال و روحیات درونی انسان ها و فقه واضع افعال بیرونی انسان‌هاست و طبیعتا این اخلاق و فقه در جاهایی ممکن است مقابل هم قرار بگیرند. آیا واقعا اینگونه است؟

ابدا! سه عنصری که با عنوان معارف، اخلاق و احکام و شریعت نام بردم باید با هم سازگار باشند. خدای حکیم اگر قرار بود متضاد صحبت کند که وای به حال دیگران می‌شود. امکان ندارد شریعت خدای حکیم و خیرخواه علی الاطلاق مسایلی را بیان کرده باشد که در تعارض با اخلاق است. احکام اخلاقی، احکام عقل عملی است؛ یعنی قبل از شریعت و دین قرار دارد. عدالت و راستگویی خوب است و دروغ، ظلم و تجاوز به حقوق دیگران بد است. اینها احکام عقل عملی و امر خداوند است. اوامر امضایی است و  تاسیسی نیست.

در این مسئله حضرتعالی معتقدید این نوع ازدواج غیراخلاقی است. از طرف دیگر اشاره کردید اخلاق برای دین اسلام بسیار مهم است و خداوند هم بارها بر آن تاکید کرده و پیامبر مکرم اسلام نیز بارها اشاره کرده است که من برای مکارم اخلاق مبعوث شدم. حال در این مساله فقها از یکطرف می خواهند به قواعد فقهی عمل کنند و از طرف دیگر با پیامدهای اخلاقی این ازدواج روبرو هستند. تکلیف فقها چیست؟

فقها به سه عنصر معارف، اخلاق و احکام که کتاب خدا و مجموعه دین را تشکیل می دهد، توجه کنند تا لااقل تعارض و تضارب بین احکام اخلاقی و احکام شریعت و فقهی به وجود نیاید. فقها می توانند به عنوان حکم ثانوی و به دلیل تبعات و مشکلاتی که این ازدواج دارد آن را ممنوع اعلام کنند و فقهای شورای نگهبان نیز می توانستند آن را ممنوع اعلام کنند که نکردند و به پیامدهای تصویب این قانون بی توجهی کردند.

پیامدهای تصویب این قانون برای فقه چیست؟

فقه از منظر عرف عام و مردم تنزل می یابد و آسیب می‌بیند. مردم به بحث‌های فنی آشنایی ندارند و در عرف عام می‌گویند فقها جواز این ازدواج را داده‌اند. در نتیجه چهره فقه در نزد مردم کریه می شود و این هم یکی دیگر از آسیب‌های تصویب این قانون است.

آیا برداشت سلیقه‌ای از فقه، این نوع ازدواج را تایید می‌کند یا این مسئله واقعا پیروی از قواعد فقهی است؟

ممکن است در حکم اولیه بگوییم ازدواج به دلیل محرمیت نسبی یا سببی ممنوع می‌شود که در مسئله فرزندخواندگی هیچ کدام از این نوع محرمیت ها نیست، در نتیجه ازدواج فرزندخوانده با سرپرست طبق این نظر صحیح است. این حرف اول است، اما حداقل توجه به مسایل و عواقبی که گفتم این ازدواج را در حکم ثانوی ممنوع می‌کند که متاسفانه به این پیامدها توجه نشده است.

یکی از نمایندگان زن در مجلس در گفت وگویی عنوان کرده اند، خانواده هایی که فرزندی را قبول می‌کنند، خانواده‌های متشرعی هستند و خودشان مسایل شرعی را رعایت و سعی می کنند مسئله محرمیت را حل کنند تا ماجرا به ازدواج نرسد…

این قضیه درست است، اما توجیه مناسبی نیست. در واقع ایشان هم به مسایل اخلاقی و پیامدهای اجتماعی این قانون توجه نکرده و باز به نظر فقه روی آورده است. چون این دختر خانم وقتی بزرگ می‌شود به نوعی باید به آقایی که حضانت او را پذیرفته است محرم باشد و این آقا وقتی دختر را محرم خود می‌کند، نمی‌تواند با او ازدواج کند. ایشان هم از حیث فقهی پاسخ داده‌اند نه اینکه بحث اخلاق را مطرح کنند.

در مورد این ازدواج بیشتر در مورد فرزند دختر با پدر صحبت می شود، آیا در مورد خانم ها و فرزندان پسر نیز صدق می‌کند؟

کاملان: بله خانمی که پسری را بزرگ می‌کند بعد بگوید چون تو فرزند من نیستی می‌خواهم با تو ازدواج کنم. آن‌وقت در ذهن پسر می‌آید که این خانم مادر من بود و حال من باید با او ازدواج کنم.

آیا در تاریخ نظیر این مسئله بوده است؟

کاملان: خیر… من سراغ ندارم. من نمی‌دانم این چه جریانی بود که یکدفعه در این شرایط مطرح شد و در رسانه‌ها جنجال به راه افتاد. من نمی‌دانم پشت پرده این ماجرا چیست. ما نمی‌دانیم پشت پرده این مسئله چیست والا این مسئله‌ای نبوده است که در جامعه مطرح و در رسانه ها جنجال شود و این اتفاق کی افتاده است که پسری با مادر خوانده یا دختری با پدرخوانده خود ازدواج کند و مشکل اساسی جامعه ما باشد. در شرایطی که کشور با ده‌ها مسئله اعتقادی، اخلاقی، سیاسی، داخلی و خارجی روبروست احساس می شود طرح چنین مسایلی طبیعی و عادی نیست.

با توجه به اینکه بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران، مجمع تشخیص مصلحت نظام را برای حل اختلافات بین شورای نگهبان و مجلس تاسیس کردند، آیا مجلس می توانست بر نظر خود اصرار و همچنان این ازدواج را ممنوع  اعلام کند تا این قانون در مجمع تشخیص مصلحت به بحث گذاشته شود؟

بله می‌توانست این کار را کند و به ذهن من هم همین نکته رسید که چرا مجلس این مسئله را به مجمع تشخیص مصلحت نظام نفرستاده است؟ اگر مجموعه این اتفاقات را نگاه کنیم می‌بینیم مسایل پیچیده ای در این قضیه وجود دارد که خیلی واضح نیست و توضیح روشنی هم ندارد. شاید پشت پرده ای دارد که ما بی خبریم.

این‌که شورای نگهبان در میان مخالفت های عموم این قانون را تصویب و استدلال می‌کند، ما به مر شرع و فقه عمل می کنیم به نظر شما درست است ؟

همیشه در موضوعات دیگر هم شورای نگهبان می گوید این خلاف اسلام نیست. مثلا در یک بحث موضوعی که ربطی به فقه ندارد، راجع به اینکه بودجه را در مسایل بهداشتی مقدم دانست یا در مسایل درمانی؟ این یک بحث کارشناسی و موضوعی است و ربطی به فقه ندارد، ولی در عین حال آقایان می گویند مخالف با اسلام هست یا نیست. من نمی فهمم این موضوعات چه ربطی به اسلام دارد؟ این شرایط کشور است و باید دید اگر بودجه در بهداشت مصرف شود هزینه کمتر و رنج و زحمت کمتری برای مردم دارد یا خیر. این یک امر عقلایی است و اینکه مخالف اسلام است یا نیست را من متوجه نمی‌شوم.

فقها بیشتر از همه به مسایل دینی و شرعی توجه می کنند. ضرورت ورود به زندگی جدید و مدرن این است که یک فقیه برای بیان نظر خود به مسایل جامعه شناسی، حقوق، بزه شناسی و روانشناسی مسلط باشد؛ اما در این مورد می‌بینیم اساسا نظر بزه شناسان، حقوقدانان و روان‌شناسان و جامعه شناسان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. آیا در اینجا ضرورت مشورت فقها با دانشمندان علوم انسانی بیش از پیش مشخص نمی‌شود؟

بله، کاملا همین‌طور است. مخصوصا فقهای شورای نگهبان که می‌خواهند چیزی را تصویب کنند که در جامعه به عنوان قانون به آن عمل شود. گاهی فقیهی نسبت به مقلدین خود فتوایی می دهد که خیلی بازتاب ندارد، اما فقهای شورای نگهبان باید از طریق حقوقدانان، روانشناسان و جامعه شناسان تصمیم کارشناسی بگیرند و بعد ببینند حکم اولیه و ثانویه مسایل چیست. با توجه به شرایط در ازدواج سرپرست با فرزندخوانده، حکم ثانوی غیر از چیزی است که آقایان می‌گویند.

منبع: http://goo.gl/rL5yA8



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»