صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  روز بین المللی دختر ...
مهر
۲۲
۱۳۹۲
روز بین المللی دختر بچه
مهر ۲۲ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و حقوق
۰

image_pdfimage_print

388489_641

عکس: mashreghnews

مهری ملکوتی: وکیل- پژوهشگر

 توانمندسازی دختران نیاز به مشارکت فعال در فرایندهای تصمیم گیری و حمایت فعال از آنها توسط پدر و مادر و قیم قانونی دارد. سازمان ملل متحد با توجه به این ضرورت در تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱ ، تصویب کرد:

۱ – روز ۱۱ اکتبر روز جهانی دختربچه است. از سال ۲۰۱۲ همه ساله برگزار می شود.

۲ – از تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد، نهادهای زیر مجموعه نظام سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های بین المللی، دعوت می شود، به منظور بالا بردن آگاهی از وضعیت دختران در سراسر جهان، این روز را برگزار کنند.

“خانه امن” با استفاده از فرصت به دست آمده، در این یادداشت به موقعیت دختر بچه های ایرانی از حیث تحمل انواع گوناگونی از خشونت خانگی می پردازد. دختر بچه های ایرانی از سوی قوانین داخلی چندان مورد حمایت قرار نمی گیرند و متناسب با شهر و روستائی که در آن رشد می کنند و طبقه فرهنگی و اقتصادی که پدر و مادر به آن تعلق دارند، ممکن است در معرض تبعیض و خشونت خانگی بوده و برای برون رفت ازآن، فرصتهای مناسبی در اختیار نداشته باشند. همچنین دختران ایرانی بسیاری از خشونت های دیگر را بر پایه آداب و رسوم و سنت تحمل می کنند.

موقعیت دختربچه های ایرانی

در قوانین داخلی

۱ – به موجب تبصره ۱ – ذیل ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی « سن بلوغ درپسر پانزده سال تمام قمری و در دختر ۹ سال تمام قمری است.»

بنابراین قانونگذار دختر بچه های ۸ سال و نیمه به سال شمسی را بالغ شناخته است. از آن بیش، پسران را ۶ سال دیرتر از دختران بالغ می شناسد که این فاصله بزرگ سن بلوغ بین دختر و پسر، به تنهائی ریشه و مبنای همه تبعیض های جنسیتی است که در سطوح مختلف اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، زنان ایرانی از گهواره تا گور آن را تحمل می کنند.

پیامدهای بالغ شناختن دختر بچه های ۹ ساله به سال هجری قمری و ۸ سال و نیمه به سال شمسی، فراوان است و مهمترین آن در بحث ورود به قلمرو «مسئولیت» کیفری قابل توجه است و نشان می دهد که در ایران دختربچه ها تا چه اندازه در خطر دستگیری و تحمل زندان و شلاق و اعدام و انواع مجازات های سنگین هستند.

قانون مجازات اسلامی سن ورود به قلمرو مسئولیت کیفری را همان سن بلوغ قرار دادهاست. لذا تبصره ۱ – ذیل ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی، که سن ۹ سالگی به سال هجری قمری را سن بلوغ دختران تعیین کرده، در مراجع قضائی که به امور کیفری رسیدگی می کنند، ملاک و مبنای بازداشت و رسیدگی و مجازات دختر بچه هاست. حتی با وجود اختصاص دادگاه ها و قضاتی برای رسیدگی به جرائم اطفال و نوجوانان، قضات کشور نمی توانند تا زمانی که در سن بلوغ دختران تجدید نظر اساسی نشده است دختر بچه ها را کاملا از تهدید های قانونی که خاص مجرمین بزرگسال در اکثر جوامع جهان است، دور نگاهدارند. موازین جهانی حقوق بشر و مفاد کنوانسیون حقوق کودک که ایران آنها را امضا کرده، باید پشتوانه تجدید نظر در سن بلوغ قرار گیرد که متاسفانه تا کنون، از آن خودداری شده است.

۲ – نکاح دختر بچه های ایرانی

به موجب تبصره ذیل ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی « عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولی و به شرط رعایت مصلحت مولی علیه صحیح می باشد.»

بنابراین قانونگزار، ظلم در حق دختر بچه ها را با این تبصره به بد ترین شکل ممکن تشدید کرده و به پدر و جد پدری و قیم وسرپرست اجازه داده دختر بچه های زیر سن ۹ سال به هجری قمری را در هر سنی که باشند، حتی در شیرخوارگی، به عقد مرد مورد نظر خود در آورده و ازدواج یعنی ایجاد رابطه جنسی را به رسیدن دختر بچه به سن بلوغ موکول کنند.

این ظلم فاحش را چه کسانی پاسخگو هستند؟

۳ – حق تنبیه دختر بچه ها

به موجب ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی « ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تادیب و تنبیه نمایند.»

قانونگزار درجه تنبیه را به عهده عرف محل و حدود عرفی گذاشته است. این اختیار کاملا ضد حقوق بشری که به ابوین داده شده، دختر بچه ها و پسر بچه ها را به یک میزان در خطر خشونت خانگی قرار داده است. مفاد ماده قانونی چندان مبهم است که می شود گفت خشونت خانگی بر ضد بچه ها را تجویز کرده و بلکه ترویج می دهد.

۴ – خون بهای دختر بچه ها

 خون بهای دختران نصف خون بهای پسران در قوانین ایران است. این تبعیض خشونت آمیز از شکم مادر شروع می شود. هنگامی که اندامهای جنسی جنین می روید، اگر دختر باشد و با اقدام عمدی شخصی سقط بشود، دادگاههای ایران مرتکب را به پرداخت نصف خونبهای یک انسان کامل که مذکر است، محکوم می کنند.

همچنین است دیه نقص عضو که سهم دختر از آن به لحاظ جنسیت، نصف به یک است. مثلا اگر کسی دو چشم دختری را کور کند و مجازات دیه نقص عضو تعیین بشود، ارزش ریالی دوچشم دخترک را به اندازه یک چشم پسری همسن و سال او تعیین می کنند.

۵ -سهم دختر از میراث پدر و مادر

به موجب قوانین ایران، سهم دختر از میراث به جامانده از پدر و مادر نصف سهم پسر از آنهاست. این تبعیض و ظلم فاحش هم از شکم مادر شروع می شود. اگر مادری دو قلو بزاید که یکی دختر و یکی پسر باشد و پس از زایمان ، مادر بمیرد، سهم یکی از دو قلو ها که دختر است ، از ارث مادر، نصف آن دیگری که پسراست. در فرض مرگ پدر هم همین نسبت ها مراعات می شود.

۶ – سن نکاح

قوانین ایران سن نکاح دختران را ۱۳ سالگی و سن نکاح پسران را ۱۵ سالگی تعیین کرده است. اما به پسران اجازه داده از ۱۵ سالگی در انتخاب همسر استقلال کامل داشته باشند. دختران تا زمانی که باکره هستند، حتی پس از ۱۳ سالگی در هر سن و سالی که باشند، بدون رضایت پدر یا جد پدری یا قیم و سرپرست یا اجازه دادگاه نمی توانند با مرد مورد نظر خود ازدواج کنند.

۷ – حجاب اجباری

به موجب قوانین جزائی ایران دختران از سن بلوغ ( ۹ سالگی) باید حجاب اجباری را مراعات کنند. در غیر این صورت بازداشت شده و به اختیار قاضی، یا محکوم به حبس می شوند یا باید جزای نقدی بپردازند.

خشونت های غیر قانونی

انواعی از خشونت ها سلیقه ای و بدون وجود قانون بر ضد دختران اجرائی می شود. مانند:

۱ – حجاب اجباری دردبستان ها

 با آن که قانون در مورد حجاب اجباری، سن بلوغ را در نظر دارد و پیش از ۹ سالگی به سال هجری قمری، اساسا دختران “زن” به حساب نمی آیند، ولی از ۶ سالگی به بعد که راهی دبستان می شوند باید با حجاب کامل و دست و پا گیر مدرسه بروند. پسران با قیودی به این شدت در انتخاب پوشاک مواجه نیستند. این سختگیری ها در قانون هم نیامده است و کاملا غیر قانونی است.

۲ – تماشای مسابقات

دختران کاملا غیر قانونی از تماشای مسابقات ورزشی در استادیوم ها منع شده اند. حتی در صورت نمایش ضبط شده این مسابقات در سینماها ، باز هم زنان را به سینما راه نمی دهند.

۳ – سهم دختران از فضاهای ورزشی

دختران ایرانی فقط از یک در صد فضاهای ورزشی موجود حق استفاده دارند. پسران ۹۹ در صد بقیه را در انحصار خود دارند. این درجه از تبعیض و خشونت بر ضد زنان، سلیقه ای است و ناشی از سیاستهای کلان است.

۴ – محرومیت از شرکت در مسابقات جهانی ورزش

در بسیاری رشته ها زنان از حضور در مسابقات جهانی ورزشی به علت اجبار در پوشیدن حجاب که دست و پا گیر است محروم می شوند. در برخی رشته های ورزشی که دختران ایرانی حضور یافته و حتی برنده می شوند،  سازمان های جهانی مانند فیفا و دیگران آنها را به علت استفاده از حجاب از جایگاه برندگان پائین می کشند.

۵ – تفکیک جنسیتی در مراکز آموزشی

دختران ایرانی در هر مقطع تحصیلاتی، از تفکیک جنسیتی رنج می برند. مدارس ایران ، مختلط نیست و در دانشگاهها دختران از پسران جدا می افتند و سرکوب می شوند. در این باره قانون خاص وجود ندارد و سلیقه دولت ها حاکم است. در نتیجه دو جنس از فرصتهای لازم برای شناخت یکدیگر محروم می شوند.

۶ – سهمیه های دانشگاهی برای انتخاب رشته

در این مورد هم محدودیت های غیر قانونی متوجه دختران ایرانی است و آنها در کمتر رشته ای با پسران حق برابر برای انتخاب را دارند.

۷ – کتابهای درسی

دختربچه ها در متون کتابهای درسی فقط مشغول به کارهای خانگی نشان داده می شوند. بر عکس پسر بچه ها در این کتاب ها همواره نقش اجتماعی داشته اند. این نیز خشونتی است که خشونت خانگی و اجتماعی را در زندگی دختران و زنان کشور تشدید می کند و رواج می دهد. سیاستهای آموزشی حکومت، با تدوین کتابهای درسی، به صورتی کاملا تبعیض آمیز، ایدئولوژی زن ستیز را تبلیغ می کند.

۸ – ختنه دختران

در مناطق وسیعی از ایران، دختر بچه ها را در بچگی ختنه می کنند و بخش حساسی از اندام جنسی آنها را با تیغ می برند تا فاقد ظرفیت درک لذت جنسی شده و خیال خانواده از خطر از دست رفتن بکارت تا شب عروسی راحت بشود. این شکنجه را قانون تجویز نکرده و بلکه سرچشمه در سنت های ضد زن دارد. اما نهادهای قانونگذاری هم آن را جرم تلقی نکرده اند و دولت برای کنترل آن که مصداق بارز خشونت خانگی است، برنامه ای در دست اجرا یا حتی در دست تدوین ندارد.

ایا می توان امیدوار بود این تابلو غم انگیز که تنها مشتی از خروار است، یک سال دیگر،  روز دختر بچه ۱۱ اکتبر ۲۰۱۴ میلادی، به نفع دختران تغییری کرده باشد؟



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»