صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و اجتماع  »  مرگ بهای حق زندگی...
مهر
۱۹
۱۳۹۲
مرگ بهای حق زندگی
مهر ۱۹ ۱۳۹۲
خشونت خانگی و اجتماع
۰

image_pdfimage_print

روین

فیروزه فروزانفر – روزنامه نگار

خانه امن: قتل‌های ناموسی در استان‌هایی چون خوزستان یا کردستان بیشتر از سایر نقاط ایران روی می‌دهند. برای مقابله با چنین قتل‌هایی، به تازگی برخی فعالان مدنی کرد، کمیته‌ای به اسم”‌علیه خشونت به نام ناموس” تشکیل داده‌اند. پروین ذبیحی ، فعال حقوق زنان و کودکان یکی از اعضای این کمیته است که به تازگی سمیناری در زمینه خشونت خانگی برگزار کرد. وی پیش از این عضو هیئت مدیره انجمن زنان آذرمهر، کانون کودکان و همچنین اتحادیه کارگران بی‌کار و اخراجی بوده و با انجمن ادبی مریوان نیز همکاری کرده است. با پروین ذبیحی درباره این سمینار و قتل های ناموسی در کردستان و ایران به گفت و گو نشستیم .

اخیرا”  کمیته “‌علیه خشونت به نام ناموس” سمینارخشونت خانوادگی رابرگزار کرد هدف و انگیزه برگزار کنندگان چه بود وچه گروه های دیگری با شما همکاری داشتند؟

خشونت علیه زنان پدیده ای جهان شمول وتاریخی است که امروزه نیز بطور گسترده بر علیه زنان اعمال می شود. سیاه ترین وغیر انسانی ترین نوع ‌آن کشتن به بهانه ناموس است که  معمولا” در خفا و با همدستی اعضای خانواده انجام می گیرد اما به خاطر جامعه پذیری  وکسب  افتخاروعدم  حمایت  قانون از قربانی علنی شده واغلب مجرمین با رضایت خانواده به راحتی آزاد می شوند. گاهی همسر شاکی  می شود وبا گرفتن دیه مقتول رضایتش جلب می شود و یا اگر خود قاتل باشد بازهم با پرداخت دیه آزاد می شود.  در برخی مناطق که سران ایل وعشیره حرف اول را میزنند وفراتر از قانون عمل می کنند، اگر مردی در این ارتباط کشته شود یک دختر به خانواده مقتول به عنوان تاوان داده می شود تا از کشتار طایفه ایی وانتقام جویی جلو گیری گردد وخانواده مقتول هم هر طور بخواهند با آن  بیچاره رفتار می کنند

                                            قتل زنان به بهانه های مختلف واز جمله کشتن به نام ناموس است که در سرا سر دنیا و بطورگسترده تر در خاورمیانه  صورت می گیرد . بر اساس آمار سازمان ملل سالانه در دنیا ۵۰۰۰ زن، بدست مردان نزدیکشان به قتل می رسند. دریک پژوهش که سال ۲۰۰۶-۱۹۹۰  توسط روزنامه “اجتماع محلی مها جران  امریکا” انجام گرفت ۱۱۵ فقره قتل وقتل هایی که خودکشی وانمود شده بودند، ۲۰ مورد اقدام به قتل، ۵ نمونه اقدام به خودکشی پس از انجام قتل و نا پدید شدن شک برانگیز حداقل ۴ زن گزارش شد  که همگی ازمهاجرین آسیایی بوده اند.

 در عراق خانم ساکار احمد در کتاب قربانیان ناموس پرستی آمار مستند۵۰۰۰  زن کشته وسوخته وسنگسار شده عراقی از سال ۲۰۰۲—۱۹۹۱ را ارائه می دهد و در پاکستان وافغانستان آمار ثبت شده حکایت از کشته شدن چهار هزار زن را طی ۴ سال دارد.  در ایران نیز در بسیاری ازمناطق  کشور، با این پدیده کثیف روبرو هستیم اما با آماری متفاوت ؛ یعنی در شهرهای پیشرفته وصنعتی وبا فرهنگی مترقی تر آمار کمتر ودر مناطقی که باور وسنت های پوسیده وزنگ زده حرف اول را میزنند بیشتر است.

درتهران پدری معتاد وتوهم زده، دختر ۹ ساله اش را با  اتهامی واهی به بخاری می بندد و خانه را به بنزین به آتش می کشد.   بطوری که فرمانده نیروی انتظامی به عنوان فردی که با جنایات زیادی مواجه بوده است آنرا فجیع ترین جنایتی که تا به حال دیده توصیف می کند. در جنوب کشور سر دخترشان را با کارد میوه خوری بریدند وسمیه چهارده  ساله  به دست پدرش سنگسارمی شود. در لرستان گلبهار را به درخت بستند وآتش زدند ودر کردستان نیز دلبر هفده ساله و فرشته و شهین را کشتند وسر بریدند تنها به جرم اصرار در تعیین سر نوشت خویش وبدگمانی خانواده.

 ابعاد فاجعه  بسیار وسیع است و این نوشتار تنها گوشه ای از آن فجایع  می باشد. با توجه به محدودیت های موجود وکمبود امکانات کافی  تا کنون نتوانسته ایم در سطح وسیعی به بررسی این پدیده بپردازیم واز راه کارهای عملی جهت ریشه کنی این معظل استفا ده کنیم. اما قتل چهار زن مریوانی  در عرض شش ماه که یکی از آنان در روز ۸ مارس ( روز جهانی زن) بود زنگ خطر و انگیزه ای شد تا با همین امکانات محدود ما کنشگران حوزه زنان وفعالین اجتماعی با همکاری انجمن فرهنگی رونان این سمینار را برگزارکنیم .

ازچه افرادی برای سخنرانی دعوت کردید و سخنران ها با چه اولویت های سخنرانانی کردند؟

خانم سمیه رستم پور در ابتدا خلاصه پایان نامه اش را با موضوع ناموس و تعریف آن ، دین وناموس ، جایگاه دختری وناموس  جایگاه همسری وناموس، جایگاه مادری وناموس، آبرو، قوم گرایی وناموس ومطالبی از این قبیل ارائه  دادند که   پزوهشی جالب ودر خور توجه بود وچون شرح این مباحث قبلا منتشر شده تکرار آن ضرورتی ندارد.

 خانم چیمن جوانرودی فعال حقوق زنان  ومدد کار بهزیستی  نیز در زمینه روانشناسی قتل های ناموسی ازجمله ذهنیت مردسالارانه  نقش هویت فردی، اختلالات روانی  سرکوب غرایز جنسی و آموزش نا درست،  مطالبی بیان  کردند ودر ادامه به این نکته اشاره شد که زنان  حساسیت مردان خانواده را نسبت به خود می دانند ولی نمی توانند مانع افکار بیمار گونه پدر ویا برادر وهمسری را که دچار سو ظن هستند شوند  و از پس  این افکار بر آیند وگاه با اندک بهانه وشکی مثلا  پیدا شدن یک شماره تلفن در وسایلشان کشته می شوند. در خاتمه به توانایی فعالین وکنشگران در کردستان و همچنین جسارت زنانی که در پی تغییر شرایط خشونت بار زندگیشان هستند ودراین راه گاهی جانشان را از دست می دهند اشاره شد.

 آقای کامیل همتی جامعه شناس  نیز در مورد نقش اصلی  اقتصاد در تولید وباز تولید خشونت وتوزیع  ناعادلانه ثروت وباز تاب های اجتماعی- سیاسی – فرهنگی آن در وقوع اینگونه جنایات وسایر اشکال خشونت  سخنرانی کرد. من نیز با تعریف واژه شرف وشرافت و کار برد عامیانه و تغییرات ایجاد شده در فرهنگ های مختلف عربی، اروپایی، کردی و معنی ناموس در فرهنگ دهخدا سخنرانی ام را شروع کرده  و سخنانم را  با تعریفی از خشونت های ناموسی واشکال مختلف آن از جمله پوشش اجباری، ممانعت از تحصیل،ازدواج های اجباری، ختنه، سنگسار قتل، بریدن بینی برای هتک حرمت وخون بس  ادامه دادم.

پس از آن به شرح قتل های ناموسی علل وعوامل  موثر در وقوع آن ازجمله: ترس از بی آبرویی، نقش حیثیت، شرف وغیرت، مالکیت مرد بر زن  و رفتا، اندیشه و بدن وسکس او ونقش بکارت در حفظ وضمانت اجرایی این تملک مردانه در جوامع طبقاتی ومردسالارپرداختم. و بحثم را با مطالبی  در زمینه میزان گستردگی آن درمناطق مختلف و از جمله کردستان با ذکر نمونه های مستند، وفشاری که توسط افراد جامعه بر قاتلان اعمال می شود وهمسان شدن آنان با خواست های جامعه تا جایی که پدر قاتل سر بریده دخترش را در دست گرفته وآنرا پر چم افتخارش اعلام می کند ادامه دادم و اینکه هیچ پدر ویا برادری با خواست قلبی خود وبدون فشار جامعه دست به کشتن عزیز خود یعنی فرزندش نمی زند این جنایات با دل خونین وچشم خونبار صورت می گیرد و حتی گزارشاتی از شرایط بد روحی آنان در هنگام دستگیری و از زندان ها می رسد و این پرچم افتخار مجرم  نیست  بلکه فخر  اجتماع اوست. و خود او نیز قربانی روابط وفرهنگ غلط  نظام مرد سالاری است.

بعداز بیانات  آقای علی دل آویز استاد دانشگاه  واز مسئولین وصاحب نظران انجمن رونان سوالاتی از طرف  شرکت کنندگان مطرح شد ازجمله فرق بین زن کشی ومرد کشی و اینکه ایا خود سوزی قتل محسوب می شود؟  وسخنرانان هر کدام به قسمتی از این پرسش ها  جواب دادند .

 کارگاه در دو روز برگزار شد ،کمی درباره روز دوم صحبت کنید و ایا درباره خودسوزی هم مطالبی مطرح شد ؟  

بله روز دوم کارگاه درباره چرخه خشونت بود و شرکت کنندگان هر کدام با ذهنیتی که از خشونت داشتند تعاریفی ارائه نمودند . بطور مثال یکی خشونت را درعدم اجازه تحصیل، دیگری در عدم نقش خود در انتخاب مسیر زندگی سومی زور گویی خانواده همسر وبرخی دیگرنیز کالایی شدن زنان را خشونت می دانستند  بعضی ها چند همسری  وخلاصه هر کدام بر مبنای تعاریفشان وبه اندازه شناخت وآگا هی خود را هکارهایی نیزارائه دادند.  و این  کارگاه آزاد با نتیجه گیری از نظرات وتعاریف مختلف از خشونت واز جمله خشونت خانگی وریشه یابی وراهکار مقابله با آن کار گاه پایان یافت.

لازم به توضیح است سمیناری در رابطه با خودسوزی نداشتیم بلکه یک نشست برای مقدمه مباحث مربوط به خودکشی وخودسوزی در روز جهانی علیه خود سوزی یعنی نوزدهم شهریور در انجمن رونان از طرف فعالین مدنی وزنان برگزار شد . هفته بعد در همان روز گردهمایی در  ارتباط با همین پدیده شوم داشتیم. بنده وخانم ها چنور ساسانی، بیان رزاقی، چیمن جوانرودی  و خانم خویشکارو صمدی وآقایان آزاد خونچه زر و کامیل همتی وسایر شرکت کنندگان هرکدام در زمینه خود سوزی وخودکشی علل وعوامل وراه کارهای  پیشگیری ومقابله با آن موضوعات مختلفی را بیان کردیم ودر پایان بروشوری ازطرف صدای زنان مریوان در میان شرکت کنندگان توزیع شد.

اما همانطور که مطلع هستید بسیاری از خودکشی ها منشاء خشونت خانگی دارند و بازتابی از اعمال خشونت هستند یعنی در این سمینار به این موضوع پرداخته نشد ؟

چرا مباحثی در مورد تاریخچه خودکشی و دیدگاه های  مختلف درباره خودکشی، انواع آن، ارائه  آمار در مناطق مختلف وسپس بحث بر سر خود سوزی در کشورهای مختلف و درمناطق توسعه نیافته حاشیه ایی و از جمله شهر مریوان مطرح شد و در ادامه ریشه یابی وپیشنهاد وراهکار های عملی برای آن بررسی شد.

اکثر شرکت کنندگان معتقد بودند که خود سوزی فریادی برای رهایی و نوعی اعتراض نا اگاهانه از طرف  قربانی است که خشونت وظلم وتبعیض اعمال شده  آنچنان عرصه را براو تنگ می کند که در اوج نا امیدی وبی پناهی تن به آتش می سپارد و نکته دیگر اینکه این عمل بیشتر برای جلب توجه، برانگیختن حس ترحم اطرافیان ونوعی انتقام جویی است و مرگ زنانی که به اجبار  وادار به خودسوزی می شوند  باید قتل محسوب شود.

به نظر شما چرا  قربانیان آتش را انتخاب می کنند و آیا آماری در این رابطه موجود است  ؟

سروکار داشتن با مواد آتشزا ، در دسترس بودن این مواد، تقلید ، گستردگی این شیوه خودکشی  در منطقه ،عملی برای تهدید وفشار براطرافیان وجلب توجه آنان هم از دلایلی است که آتش را انتخاب می کنند .

متاسفانه از آنجا ئیکه تا به حال هیچ نهاد ومرکز دولتی بطور رسمی قدمی برای مقابله با این پدیده شوم برنداشته آمار بسیار پراکنده ناقص وتقریبا مخفی است وهراز گاهی فرد یا نهادی غیر رسمی به این کار مبادرت می ورزد. اما تا جایی که من تحقیق کرده ام  بطور تقریبی در فاصله  سال های ۸۴ تا ۹۰ بطور متوسط، هر ۲ ماه، سه زن جان خودرا در این رابطه در مریوان از دست داد ه اند وبنا به گزارش آزانس کردپا هر ماه حداقل ۵ زن در اثر خودسوزی در کردستان جان می سپارند. فقر، مردسالاری و اختلافات خانوادگی، چند همسری، طلاق وتهدید به محرومیت از دیدار فرزند، ازدواج اجباری،  خون بس وبقایا ی رسم زن به زن، قسم طلاق، مشکلات روحی وروانی،  بر آورده نشدن آمال وآرزوها، شکست در روابط اجتماعی، محرومیت از تحصیل وگذر از جا معه سنتی به مدرنیته وتنوع آرا وعقاید در میان افراد مختلف ونا سازگاری این عقاید با یکدیگر وعدم آزادی های لازم  از جمله عوامل موثر در خود سوزی به حساب می آیند.

واقعیت این است که بدون حساسیت و فعالیت نهادهای دولتی مقابله با این مشکل سخت است. به نظر من تشکیل ستاد ومرکز پیشگیری از خودسوز ی وشناسایی زنان در معرض خطر  وکمک  رسانی به موقع   بسیار مفید است  و آموز ش واعتلاء فرهنگی زنان از مقطع دبستان گرفته تا دانشگاه  وسایر مراکز آموزشی  ورسانه ای در جهت خود باوری ورشد وشکوفایی وتوانمندی آنان باید در اولویت باشد.

ایجاد فرصت های شغلی وآموزشی برابر با مردان، مبارزه با فرهنگ ورسوم وباورهای ارتجاعی وخرافی، تشکیل کمیته محلات برای ارتباط  چهره به چهره وشناسایی زنان در معرض خطر ویاری رسانده به موقع  آنان، رفع هر نوع تبعیض واز جمله تغییر قوانین زن ستیز وبرابری حقوقی زنان ومردان، برگزاری ورک شاپ وسمینار، ایجاد کار وحرفه برای زنان خود سوخته  وحمایت از آنان  (چون اکثر آنان با تغیر شکل  بعد از خودسوزی  مورد تنفر وتحقیر جامعه قرار می گیرند وکمتر کسی آنان را میپذیرد ) ، ایجاد مراکز در مانی وترمیمی برای باز گرداندن سلامت جسمی آنان، دستگیری ومجازات  خشونت گرانی که باعث خودسوزی فرد شده اند  همه و همه می تواند در کنترل خشونت خانگی و خود کشی موثر باشد .

همچنین ایجاد مرکز پزشکی ومشاوره ای رایگان  و مراکز تفریحی و ورزشی  و خانه های امن برای زنان  پناهجو وحمایت کامل از آنان از جمله اقدامات موثردولت برای پیشگیری ومبارزه علیه این معظل اجتماعی است.

در پایان چنانچه ممکن است درباره نقش خانه های امن در پیشگیری از خشونت های خانگی توضیخ دهید. وجود  خانه های امن از اصلی ترین و موثر ترین  وسیله ممکن در پیشگیری  ا ز اعمال هر نوع خشونت واز جمله کشتن وسوزاندن و سایر آسیب ها ی وارده بر زنان بی پناه وخشونت دیده  است.  در جامعه ای که خشونت  علیه زنان در آن نهادینه شده وجود مراکز امن تا زمانی که پناهجویان از حمایت وپوشش کامل نهاد های دولتی  بر خوردار شوند از ضروریات  جامعه است .

به عنوان مثال فرشته نجاتی، پس از تهدید پدرش واز ترس جان، دوبار از خانه فرار کرد که یکبار آن  از فرط بی پناهی به مرکز معلولین  بهزیستی  که مادر معلولش در آنجا بستری بود مراجعه کرد و ملتمسانه از آنان خواست  پناهش دهند تا کشته نشود اما پذیرفته نشد چون معلول نبود. اگر خانه ای امن وجود داشت مسلما” او وامثال او از حق زندگی بهره مند می شدند  به هر حال ما  به تجربه دریافتیم زمانیکه شهین نصرالاهی وفرشته نجاتی کشته شدند اعتراض همه گیر مردم ونقش فعالین مدنی در سازماندهی این دو حرکت بی نظیر باعث شد که تا مدتها کمتر شاهد کشتن  زنان باشیم ولی کم کم اعتراضات کمرنگ شد و دست مردان برای قتل زنان باز تر شد البته عدم وجود جنبش قوی زنان و تشکل ها وان جی اوهای غیر دولتی، نارسا بودن قانون  ونداشتن امکانات لازم از مشکلاتی است که نتوانیم آنطور که لازم است با این پدیده مقابله کنیم،  ولی در حد توان تلاش مان را ادامه خواهیم داد. ودر آخر می خواهم اشاره ایی هم به این مسئله داشته باشم افرادی که در این زمینه شناخت  وتخصص لازم را ندارند باید  از تحلیل غیر کارشناسی قضیه  خودداری کنند. اگر صحبت از قتل زنان کردستان می شود چند دلیل دارد اولا” ما اهل این استان هستیم وبا امکانات محدود ی که داریم  بیشتر اطلا عاتمان مربوط به این منطقه است  ودوم  به خاطر ازدیاد جمعیت  و روحیه اعتراضی زنان ما وقبول نکردن شرایط  برده وار چون گذشته ممکن است آمار این قتل ها بالا باشد. اما این مختص تنها کردستان نیست  استان  خوزستان بالاترین آمار را دارد وفرمانده نیروی انتظامی ۴۵ درصد قتل ها در این استان را نا موسی اعلام کرده است به نظر من میزان آگاهی وفهم زنان ومردان این استان است که  باعث مبارزه  علیه  خشونت و قتل  زنان و پیشگیری وریشه  کن کردن آن شده است و اخبار نیز مرتب منتشر می شود.

 زنان این منطقه  مثل گذشته  حاضربه قبول تبعیض وخشونت نیستند؛ وبه شرایط موجود اعتراض می کنند وازخط قرمزها عبور می کنند،   و نمی خواهند تسلیم دگماتیسم وباورهای پوچ  وسنت های سیاه  شوند. آنان حق تعیین سرنوشت و ادامه زندگی دلخواهشان را می خواهندو به این دلیل هم کشته می شوند.

 زنان  ومردان معترض آگاه وکنشگر  نیز معظلات را به چالش می کشندو روز بروز صدایشان رساتر می شود. لازم است مجریان وبرنامه ریزان شبکه هایی مثل “من وتو” این واقعیت ها را بپذیرند  وغیر کارشناسانه  و عمدا یا سهوا مردم کردستان را  با تحلیل نادرست زیر سوال نبرند. بلکه اینرا به خاطر بسپارند اگر در سایر جاها کردستان را الگو قرار می دادند وضع زنان در آن   مناطق بهتر از امروز شان بود.

 اگر من مقام دولتی بودم نبرد علیه جسم وجان زن را پایان می دادم و سیاست های اقتصادی اجتماعی فرهنگی را بر مبنای اصل برابری کامل زنان ومردان یعنی برابری کامل انسان های جامعه ام بدوراز هرنوع خشونت وآپارتاید قرار می دادم و فردایی روشن وزیبا را برای همگان به تصویر می کشیدم که همه یک دل وجان  برای رسیدن به آن به تلاشی بی امان دست بزنند.

به امید فردایی عاری از خشونت



Leave a reply

Your email address will not be published.

x


اکتبر، ماهی برای پیشگیری و مبارزه با خشونت خانگی برای همه


«یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی»